نتایج پست ها برای عبارت :

آره من عاشقت هستم بیا سرزنش کن حال من خودش بده اصلا بیا بدترش کن

نپرس از حال و روز من
فقط برو نمون نشو پاسوز فقط برو
برس به زندگیت به فکر من نباش
ازم که پرسیدن بگو دوسم نداشت
یکی دوتا نیست آخه درد این دلم چیزی نمیگی خیلی مرد این دلم
زیادی عاشقت شدم دلت رو نذار تموم شه قصمون چه خوب چه بد
از هرچی ترسید دل من سرش اومد گفتم بهتر میشه اما بدترش اومد
بعد از تو فقط به عکسات دلم رو زد
از هرچی ترسید دل من سرش اومد گفتم بهتر میشه اما بدترش اومد
بعد از تو فقط به عکسات دلم رو زد
https://www.rosemusics.com/1398/03/behnam-bani-faghat-boro.html
هرجور که ف
من یک بار عاشقت شدم. یادم نمی‌آید که درست از چه زمانی.  ۵ یا ۶ سال پیش بود. نه می‌دانستم که عاشقی یعنی چه و نه متوجه شده بودم که دلداده‌ات هستم. تا این‌که یک‌بار دوستی گفت، ببین عاشق شدی! عاشق فلانی! و من فهمیدم که آن شور و نشاط و کنده شدن از زمین به خاطر عشق است و تو! عجیب دورانی بود. با شکوه! مبارزطلب! از آن موقع هر روز عاشقت شدم. تا آن روز،  آن تکینگی! با جزئیات کامل به خاطر دارم. با تمام جزئیات سقوطم بر زمین را درک کردم.
بعد از آن روز، بارها عاشق
من ازون دسته آدم های هستم که 
همیشه توقعم بالاست و اصطلاحا آرمان گرا هستم
و سال هاست دارم این رو میبینم 
و از این من سازی شخصی ام مراقبت میکنم
که بهم آسیب نزنه و هر کاری رو به هر قیمتی
بخصوص رد شد از خودم انجام نده
وقتی تونستم قضاوت دیگران رو در مورد خودم درک کنم
و بفهمم هر کسی خودش رو در من پیدا میکنه، میبینه و سرزنش می‌کنه،
نوبت قضاوت ها و سرزنش های خودم رسید.
توجهم به این موضوع جلب شد که سرزنش فردی من هم
اون زمانی اتفاق می‌افته که من فقط
دانلود آهنگ جدید به نام پریشب
 
دانلود آهنگ جدید به نام پریشب 320
دانلود آهنگ جدید به نام پریشب 128
 
متن آهنگ به نام پریشب
دستگاه مشترک مورد نظر خاموش میشودمن از پریشب فهمیدم که تنهاتر از همیشمپریشب آره دوریت باعث میشه که بدتر عصبی شمبزنگ سنگو بزن سنگ که دلم شده باز تنگدلم تنگ شده واست تو بزن زنگو بزن زنگعوضی که دیگه مردم از از این تنهایی منو ول نکن خب بعد از اینبزن رنگو بزن رنگ سیاهیارو لک کن همه آسمونو پ
به تازگی آهنگ جدید به نام پریشب منتشر شده است که شما می توانید این آهنگ را با بهترین کیفیت دانلود کنید.
 
دانلود آهنگ  - پریشب با کیفیت 320
دانلود آهنگ  - پریشب با کیفیت 128
 
متن آهنگ پریشب
دستگاه مشترک مورد نظر خاموش میشودمن از پریشب فهمیدم که تنهاتر از همیشمپریشب آره دوریت باعث میشه که بدتر عصبی شمبزنگ سنگو بزن سنگ که دلم شده باز تنگدلم تنگ شده واست تو بزن زنگو بزن زنگعوضی که دیگه مردم از از اینتنهایی من
شب را تا صبح منتظرش ماندم . منتظر تا بیدار شود از خواب غمگینش. او شبیه یک دختر بچه ی کوچک لجباز می‌خوابد. وقتی می‌خوابد ، بیشتر شبیه اسمش می شود . معصومانه و گرم. دوست دارم ، دوست داشتم همواره شادی را بهش هدیه میدادم .لبخند که بزند، انگار که من همه ی عمر خوشبخت بوده ام. منتظرش ماندم تا بیدار شود . تا بگوید بيا و دست هایش را برایم باز کند . مادر ، تو چقدر بی نهایت هستی . و من چه سنگدل نابینای کودنی هستم . من تورا میخواهم . تویی که گم کرده ام آغوشش را . ه
ادم ایده ال گرایى هستم. ترجیح میدهم همه جا بهترین باشم. البته گشاد هم هستم و این دو قطب مخالف همیشه مرا زجر میدهند. همیشه قبل از امتحان هایم استرس بیش از حد باعث میشود تا درس نخوانم و بخوابم. این بار ولى همه چیز فرق داشت. ترس از دوباره پاس نشدن این درس به شدت گیرى روحم را اذیت میکرد. دیگر خسته شده بودم از اینهمه غلبه ى گشادى بر ایده ال گرایى. دوست داشتم به دوران اوجم برگردم. همان روزهایى که براى خودم یادداشت هاى کوچک رنگ مینوشتم و خودم را تشویق می
قلم و اشک و شعر و شب، یعنی.باید این بار استخاره کنماز تو گفتن همیشه راحت نیستشاید این بار استعاره کنم
 
زخم یعنی تو رو نمیبینمنمکِ زخم، اینه دنیامیهی نمک روی زخم من، بسه.چجوری توی خواب و رویامی؟
 
سهم روزام، خنده های بلندشب، ولی باز سهم هق هق بودکاش بودی حوالی شعرمهمه چی کاش مثل سابق بود
 
قول دادم غزل سرا باشمبا غزل شعر عاشقانه بگمآنچنان پاره پاره شد قلبمقصد کردم چهار پاره بگم
 
از مسیری که رفته بودی توجاده ای مونده تا که غم بخورممن شبیه گ
از تو بعید نیست جهان عاشقت شود
شیطان رانده، سجده کنان عاشقت شود
از تو بعید نیست میان دو خنده ات
تاریخ گنگی از خفقان، عاشقت شود
توران به خاک خاطره هایت بيافتد و
آرش، بدون تیر و کمان، عاشقت شود
چشمان تو، که رنگ پشیمانی خداست
درآینه، بدون گمان، عاشقت شود
از تو بعید نیست، قیامت کنی و بعد
خاکستر جهنمیان عاشقت شود
وقتی نوازش تو شبیخون زندگیست
هر قلب مات بی ضربان، عاشقت شود
از من بعید بود ولی عاشقت شدم.
از تو بعید نیست جهان عاشقت شود!!
شاعر: -افشین ی
نکند این همه که دوستتدارم را ، بابت عذاب وجدان داشته باشم؟
نکند حس میکنم جایی برایت کم گذاشته ام که حالا میخواهم توی هر نفسی که میکشی یقین بداری عاشقت هستم؟
نکند کسی جایی برایت کم گذاشته و حالا داریم زور میزنیم جای خالی چیزی را پر کنیم نگار؟
عاشقانه دوستت دارم نگار. نه. نقل هیچکدام از این حرف ها به تنهایی نیست. همه شان درست، کمت گذاشته ام و کمت گذاشته اند. ولی تو تنها چیزی هستی که در این جزیره متروک برایم مانده. دارم میسازم. دارم بالای درخت ها خ
من جنگنده‌ی جنگی بودم که وجود نداشت. میخواستم جون بدم تو جنگی که وجود خارجی نداشت. من رو چی چیده بودم این همه خواستنت رو؟ رو یه فرض اشتباه؟ امید اشتباه تر؟ چرا فکر کردم میتونم عاشقت کنم؟ چرا فکر کردم دوسم داری؟ واسه چیزی تلاش می‌کردم که اصلا واسه من نبود. قلبت.
مداح با صدایی که نایی برایش نمانده و از عمق دلش می‌آید می‌خواند.‌
تو این دنیا
من تو رو دارم.
بهت خیلی
خیلییی بدهکارم.
بذار عالم همه بدونن من. دوست دارم.
کمم اما
عاشقت هستم.بهت خیلیی خیلییی وابستم.
به غیر از تو، من کی رو دارم
دوست دارم.
.
قبلا هم پرسیده بودم آیا ما را هم با همه خطاهایمان به اندازه علی اکبرتان دوست دارید؟
یاد شیرین خیال عشق تو
می برد بر عالم افسانه ام.
می برد از خود مرا تا بی خودی
گه هوسهای دل دیوانه ام.
نیستم عاشق ز بهر بوسه ای، 
عاشقت هستم، چو غمخوار دلم.
بهر من کافیست، داری زنده ام،
تا نکوشی بهر آزار دلم.
این دل من یاد یاری کرده بس،
از جهان غصه ها دورم برد.
این دل من زنده با عشق و هوس
شعر بر لب تا لب گورم برد.
خودیی کردن جوانان
اصلا فکر کردید که چرا خودیی مضر هست ؟
خودیی به دلیل احساس گناهی که در شما ایجاد میکند مضر هست.
خیلی از جوانان معمولا بعد از انجام این کار زشت یعنی خودیی دچار احساس گناه میشوند و از خودشان متنفر میشوند و در بعضی از مواقع دیده شده است که حتی خودشان را تنبیه نیز میکنند.
بدترین اتفاقی که میتواند برای یک نفر رخ دهد این است که آن فرد خودش را تنبیه کند.
کسی که خودش را تنبیه میکند یعنی به شدت دچار کمبود اعتماد به نفس
متن آهنگ:
آی دختر بندر که چشاش شهره ی شهرهرقص بندریم خیلی قشنگه پای بچه محلمون دنبالتن هی نیا عشقههی تو که ما رو کشتی با ناز و کرمشههله هلی هلی هلی هلیدان دان و دان دانمن عاشقتم بچه ی آبادانهله هلی هلی هلی هلیدان دان و دان دانواست عروسی مو میگیروم کل آبادان
♪♫♪تورو دوست داروملیلیعاشقت شدومخیلیتورو دوست داروملیلیعاشقت شدومخیلیآ لیلی لیلی لیلیعاشقت شدوم خیلیلیلی لیلی لیلیعاشقت شدوم خیلیهله هلی هلی هلی هلیدان دان و دان دانمن عاشقتم
امروز کشیک بودم و فراموشم شده بود. همگروهیم با اینکه دید نیومدم اما اصلا زنگ نزده بود بهم یادآوری کنه. آخرش بعد اینکه خودش آف گرفته و رفته بوده بهم پیام زده رزیدنت دنبال شماست زود برید پیشش! دنائت و حسادت تا چه حد؟! سری قبل خودش زود میخواست بره رزیدنت گفت یکیتون باید بمونه وگرنه آف نمیدم من گفتم من هستم شما برید و اینم جبران خوبیم. کلا آدما خیلی خوب خوبيامونو بهمون برمیگردونن. :)
پ.ن: حتا تو هم خوب خوبيامو جواب میدی. ؛)
خدایا شکرت که مسیر را برام روشن میکنی، خدایا شکرت که پیشاپیش من قدم بر می داری و موانع را از سر راهم بر می داری. تو که هستی نقشه راه برام مشخصه، من قوی هستم، من باهوش هستم، من تحصیلکرده هستم، من دارای روابط رویایی هستم، من دارای شغل ایده آلی هستم، من سالم و سرحال هستم، من داری زیبایی ظاهر و باطن هستم، من راستگو هستم، من درستکار هستم، من بسیار مهربان و صبور هستم.
کسی که من هستم، کدومه؟اونی که خودم فکر می کنم هستم؟
اونی که بقیه می بینن؟
اونی که بعضیا می بینن؟
یا شاید اونی که هیچ کس نمی بینه، حتی خودم؟
هنوز دارم با خودم کلنجار می رم. واقعا "من" کیه؟
تو کتاب مطالعات پارسال نوشته بود که خصوصیات ظاهری مون هم جزئی از هویتمون هستن. ممکنه تغییر کنن، اما ما همونیم. به نظرم منطقی نیست. مثل این می مونه که بگیم سیب گرده. اما ممکنه یه چیزی گرد نباشه، ولی هنوز سیب باشه. نمی دونم چه جوری منظورمو برسونم. سولویگ لاغره. این
متن ترانه هومن رجبی به نام بی معرفت

دل تو دلم نیستدوریت که کم نیستبی طاقتم چشمام یه دم خیسفکر نمیکردم یادت بیفتمیه روز بری خالی شه پشتمچرا شد عادی واست بی معرفتخوبيامو دیدی شد رفتارت بدچی دلتو زد کی عاشقت کردنگفتی بی تو میمیرم از دردچرا شد عادی واست بی معرفتخوبيامو دیدی شد رفتارت بدچی دلتو زد کی عاشقت کردنگفتی بی تو میمیرم از دردخسته از این فاصلهمگه میشه دلش برام تنگ نشهدنیام تموم شد داشتنش شد خاطرههمه میگن دیوونمتو تنهاییم میخونمبرو ولی
 
متاسفانه مرورگر شما، قابیلت پخش فایل های صوتی تصویری را در قالب HTML5 دارا نمی باشد.توصیه ما به شما استفاده از مروگرهای رایج و بروزرسانی آن به آخرین نسخه می باشدبا این حال ممکن است مرورگرتان توسط پلاگین خود قابلیت پخش این فایل را برای تان فراهم آورد.
param name="AutoStart" value="False">


 
نپرس از حال و روز من فقط برو نموند نشد پاسوز من فقط برو
برس به زندگیت به فکر من نباش ازم که پرسیدن بگو دوستم نداشت
یکی دو تا نیست آخه درد این دلم چیزی نمیگه خیلی منطقی دلم
من غرق دریای شما هستم
محو تماشای شما هستم 
هرکس‌ در این دنیا پیِ چیزیست
من در تمنای شما هستم
در سر خیال خام می سازم
مبهوت رویای شما هستم
آینده ای با عشق می خواهم
در فکر فردای شما هستم
اما ، اگر، شاید، نمیدانم.!
درگیر ‌حاشای شما هستم
سجاد نوبختی
****
پیونشت : 
یک روز اگر بی عشق سر کردم
دل‌ را فقط درمانده تر کردم
همون لحظه که گفتی "الاه اکبر" عاشقت شدم! واسه‌م فرقی نمی‌کرد انتحاری باشی یا یه جوونِ کلّه‌خر که مسخره‌بازیش گل کرده. چون شجاع بودی عاشقت شدم. مامان همیشه می‌گفت "دختر نباید عاشق بشه!" اما من حرفشُ قبول نداشتم. مامان وقتی مُرد، بابا واسه تشییع جنازه‌ش نیومد، چون بابا شلوارش دوتا شده بود! حقیقت اینه که مامان عاشقِ بابا نبود و طبق قانون سوم نیوتون بابا هم عاشق مامان نبود.راستی کِی از زندان آزاد می‌شی؟ اگه آزاد شدی خبر بده. منتظرتم پسر شجاع،
سلام آقای آزاد!

خوب هستی؟ اصل حالت چطور است؟ اوضاع بر وفق مراد است؟ احمدرضا چکار می‌کند؟ با هوای اصفهان ساخته‌ای یا هنوز در سرماهای زمستانش پوستت زمخت می‌شود و زخم می‌شود؟ از این برایم بگو که عاشقی یا فارغ؟ چه؟ نمی‌شناسی مرا؟ انتظار داشتی بشناسی؟ لابد فکر کردی که من از آن دخترهای شر و شور هستم که در خیالت صد بار عاشقت شده‌ام و الان هم در به در به دنبال ریش و سبیل تازه سبزشده‌ات هستم. چقدر که تو خوش‌خیالی پسر!

من کیستم؟

بگذار قبل از آن‌ک
هیچ جا جای من نیستهیچ احساسی مال من نیست
هیچ موفقیتی خوشحالم نمیکنه
از تک تک لحظه های فکر کردنم متنفرم
یه روز باید خودم رو بندازم سطل آشغال
از این شخصیتِِ بی محتوا خسته م
.
.
ولی ندیدن بهتره از نبودنش؟
.
.
آخ که دلم لک زده واسه یه لحظه خودم بودن
این روزا پر شدم از دوست داشتنِ آدمای زندگیم
حس میکنم یه منِ از دست رفته دارم
یه من که شده برای بقیه، که خوششون بياد، که ناراحت نشن، که تصورشون عوض نشه، که ازم خسته نشن؟
.
.
گفت من همینم که هستم ولی تو اگه یکی
همه چیز زیادی یه جور جدیدیه خوبی زندگی همینه غماش جدیدن شادیاش جدیدن همیشه یه برگ داره که هنوز رو نکرده هر وقت فکر میکنی خوب شد درست شد افتاد روی غلتک یکهو میبینی نه بابا از این خبرا هم نیست دیشب فکر میکردم سقف خونه داره میاد روی سرم کتابم رو دستم گرفتم تا تمرکزم رو بزارم کلمات وگرنه درو باز میکردم کتابم رو پرت میکردم توی صورتش مدام به خودم میگفتم تو ارزشت بیشتر از اینه که با یکی مثل این دیوانه دهن به دهن بشی (همش برای توجیه بی عرضگی خودم بود)
سلام 
من یه خانم 26 ساله هستم. 19 سالم بود ازدواج کردم و تقریبا 3 سال بعد یعنی 22 سالگیم جدا شدم. تو دوران عقد جدا شدم اما دوشیزه نبودم. 2 سال تمام  آقایی بودن به من ابراز علاقه میکردن و مدام پیغام  واسطه ایشون رو دریافت می کردم، نمیدونستن من مطلقه هستم، یعنی نذاشته بودم کسی بفهمه. فقط کارفرمام میدونستن. منم خیلی بهش علاقه داشتم البته اصلا اصلا بروز نداده بودم، ولی میدیدمش قلبم می اومد دهنم. اصلا سرخ و سفید میشدم افتضاح، همه ش شب ها با خدا حرف میزد
این پست یک اعتراف نامه است:) من یک کمال گرا هستم، از نوع منفی نه مثبت! از آن نوعی که آدم را به اجتناب و اهمال کاری سوق می دهد. از آن آدمهایی که خودشان را صفر و یکی می بینند و مدام در حال سرزنش خودشان هستند.
البته بهتر است بگویم یک کمال گرای درحال درمان هستم.
در مراحل انجام پایان نامه ام به شدت از این موضوع ضربه خوردم و درنتیجه اضطراب های شدیدی را تجربه کردم. انتخاب موضوع و استادم یک سال طول کشید، پروپوزال دادنم یک سال، و این یک سالی هم که پایان نام
حداقل برای خالی نبودنِ عریضه باید بهم روزِ دانشجو رو تبریک میگفت، حالا میگم چون حسابدار نشدم هیچ اهمیتی نداد، دیگه دانشجو که بودم؟! چقدر بده یه مدتِ بعد از ارتباط با یه آدم عین چی پشیمون باشی ، سخت تر از اون نتونی فراموشش کنی ، سخت تر از اون هی خودتو سرزنش کنی ، ازش متنفر نیستم ، برای خودم متاسفم ،
خوشحالم. ! هستم؟! 
سلام خوبین؟
موضوع امروز لیموشو بدم هلوشو بدم
خوب بریم سر اصل مطلب
اصلا چرا باید توعروسی ماء الشعیر بخوریم
اصلا چرا اسم هلو اورد نمیگی یکی منحرف باشه  تو خونه
اصلا چرا گفت لیموشو بدم هلوشو بدم اون هیچی نگف بش لیمو داد خودش هلوـ
چرا باید ذهن مارو خراب کنه
 
وقتی به دنیا اومدم توی بیمارستان زردی داشتم و خونم عوض شد و تا سال ها عوارض مثل جوش های عفونی . همون موقع تولد شکل جمجمه ای سرم بود که توی شش ماهگی عمل کرده ام و هنوز جایی عمل جراحی روی سرم هست و بهمین خاطر سر درد دارم زیاد . توی همون ماه اول مشخص شد که عفونتی توی سر غضروف لگن های هر دو تا پام هست با درمان یکی ش خوب شد اما اون یکی نه خوب نشد .  از سال 84 تا 89 هفت بار عمل کرده ام روی پای چپم اما بهتر نشد بلکه بدتر هم شد و زانوی چپ م ایراد پیدا کرد !!!! و
سلام بچها.
 
براتون یه فیک آوردم که خودم خوندم و شدیداااااا خوشم میاد ازش.
خیلی عاااالی بود اصلا با قلب و روح آدم بازی میکنه.
.
.
.
توضیح:
تو دل تاریکی بودن خیلی سختهاینکه هرروز صبح پاشی و دنیات
رو نشناسیاینکه بیدار شی و همه جا سیاه مطلق باشه.
ولی اگه یکی پیدا بشه که بتونه زندگی اتو تغییر بدهعاشقت باشه.فقط برای تو باشهحاضری بذاری چشمات بشه؟!
.
.
.
فیک let me be your eyes
couple: Vkook
+18
romance
lovely
 
 
download
 
 
 
من ادم حاضر غایبی هستم
اگر کسی کلفتی ،کنایه ای ،طعنه ای. به من بگه جوابشو رو نمیدم و می گذرم.
البته گاهی با خودم میگم" کاش جوابشو اینطوری و اون طوری می دادم ولی بعد منصرف می شم چون اصلا دلم نمی خواد آرامش روح و روانم با این خاله زنک بازیا که دستاورد مثبتی هم نداره، دچار تشویش بشه!
بسیاری از احادیث و سخنان ادبا و شعرای فررانه و باهوش درباره همین سکوت و پرهیز از مجادله و وراجی هست .
مجادله باعث تزل شخصیت آدم و پریشانی روح و روان طرفین‌ میشه
اگر یارم هستی کمکم کنتا از تو دور شوم
اگر دلدارم هستی کمکم کنتا شفا یابم

اگر می‌دانستم عشق چنین خطرناک استعاشقت نمی‌شدم

اگر می‌دانستم دریا اینقدر عمیق استبه دریا نمی‌زدم

اگر پایان را می‌دانستمآغاز نمی‌کردم!

دلتنگت هستمیادم بده چگونه ریشه‌های عشق را درآورمیادم بده چگونه اشک‌هایم را تمام کنمیادم بده چگونه قلب می‌میردو اشتیاق خودکشی می‌کند!اگر پیامبریاز این جادو، از این کفررهایم کنعشق، کفراست پس پاکم کنبیرونم بکش از این دریاکه من
من عاشق نمی شوم این را می توان از نگاه های رو به پایین هنگامی که از پیاده رو عبور می کنم متوجه شده باشی. شاید دروغ می گویم چون من زنده هستم و دارم لبخند می زنم! مدت های هست که می توانم تو را در صندلی شاگرد بنشانم و زمانی که سرعت و زمان ادغام می شوند به گوشت بسپارم ترانه های که به من حس زندگی می دهند. بهتر نیست؟ بگویم: متاسفم، که تلاشی برای با هم بودن نمی کنم! در حالت عادی من انتظار رفتنت را می کشم، اما هنوز ایستاده ای! فکر کنم متوجه شدی؟ زمانی میگذر
 
این که از یه اتفاق بد که از اتفاق بد قبلی بدتر بوده سالم بیرون میای، هیچ خوب نیست. به نظرم خیلی هم ترسناکه. چون یعنی از اینی که اتفاق افتاده، بدترش هم هست در آینده. چی ترسناک تر از این که آدم بدونه قراره بازم دهنش سرویس بشه تازه خیلی بدتر از قبل؟ از کجا معلوم دفعه بعد جونت تموم نشه؟
 
 
بهروز ۱۶ ساله است. وقتی جلسه درمانی شروع شد و از او پرسیدم: (ر= روانشناس - ب= بهروز)
ر: چه کمکی می توانم داشته باشم؟
ب: نمی دونم! اصلا حالم خوب نیست.
ر: این که حال شما خوب نیست یعنی چی؟
ب: نمی دونم چرا اینطوری هستم و اصلا نمی تونم درس بخوانم!
ر: من از شما پرسیدم برای چه چیزی اینجا اومده اید و شما هنوز این رو نگفتید؟ (کمی فشار به بیمار)
ب: اصلا من خیلی پشیمانم که با علی دوست شدم و الان وضعیتش (داستانی نیمه کاره درباره علی گفت!). در ادامه داستانی درباره م
جان دلم!
چشم هایت بسته است،  نمی دانم صدایم را می شنوی یا نه؟
قلبت نامنظم می تپد.
از روزهایی که بدون تو سپری می شود، می گوییم!
همه از برگشتند، نا امید شده اند، می گویند بر نمی گردی، ولی من هنوزهم به برگشتند، امید وارم، چون می دانم که تو هیچ وقت زیر قولت نمی زنی، خودت گفتی که هیچ وقت تنهایم نمی گذاری، تنهایم نذار صدایم را می شنوی؟
می گویند، دیگر نباید دوستت داشته باشم، چون قرار نیست برگردی، اما من هنوز هم عاشقت هستم، برگرد تا به دیگران ثابت کنم،
کف دست و پاهام واقعا داره میسوزه و بقیه تنم هیچی جون نداره، خوابم میاد ولی هر چی میخوابم بازم خوابم میاد. بغض دارم خیلی زیاد، احساس ناپایداری میکنم، دلم شور میزنه و شور میزنه و نگران امتحانم هم هستم که براش خوب نخوندم. ولی شاید باید دست از سرزنش خودم بردارم. با این وضعی که داشتم نمیشد هم کار خاصی کرد :(
امام صادق ع فرموداز نشانهای درستی یقین مردمسلمان اینستکه مردم را بوسبله خشم خدا خرسند نکند مانند کسیکه طبق میل مردم بر حلاف حق. فتوای دهد ونهی از منکر نکند و مردم را بر انچه خدا بخود او نداده سرزنش ننماید  مردم را برای  انچه.خدابخود او نداده سرزنش ننماید مردم   را برای انچه بدو ندهند زیرا خدا روزیش نکرده سرزنش نکند زیرا روزی رانه شره و از حریص بياورد و نه نخواستن ناخواه رد کندو اگر شخصی از شماچنانکه. از مرگ میگریزد از روزیش بگریزد روزیش باو
گاهی دلت می‌گیرد از فاصله ها. 
گاهی دلت می‌گیرد از کسی که روزی همه فکر و ذکرت بوده و حالا جدا افتاده اید از هم. 
دنیا عجیب برایت تنگ می‌شود و بغض میکنی. چاره ای نداری و تنها میتوانی برای آن غم اشک بریزی. بدترش این است که اشک هایت هم خشک شده باشد و نتوانی اشک بریزی. آنوقت آن غم می‌شود زخمی روی قلبت که درد می‌گیرد. و درمان این زخم دستی است که دیگر نیست. 
خودت باش» کلیشه‌ای‌ترین جمله ممکن برای نوشتن یک پست در وبلاگی تازه تاسیس! ولی احساس کردم شروع کردن دوبارۀ وبلاگ‌نویسی‌ام با این جمله می‌تونه مفید باشه. می‌دونم که خیلی از شروع کردن‌هام به این خاطر به تموم شدن ختم نشدند که خودم نبودم! این من نبودم که کار رو انجام می‌دادم، قسمتی از من بود که اصلا صلاح بقیه قسمت‌ها براش مهم نبود، منِ کمالگرایی بود که می‌خواست هرکاری رو به بهترین شکل انجام بده و اگه اینطور نمی‌شد من رو برای شروع اون کار
دیروز داشتم یکی از رفتارهای مامانمو میگفتم در واقع داشتم انتقاد میکردم از یه رفتارش.
امروز صبح دیدم دقیقا همون رفتار رو دارم انجام میدم
چقدر درسته که میگن :انسانی رو به خاطر رفتارش یا گناهش سرزنش نکن که نمیری تا به آن رفتار گرفتار بشی.
با چشای خودم میبینم هر رفتاری رو سرزنش میکنم ، دقیقا دچار همون رفتار میشم.
پناه بر خدا
 
شرمسارم که دائم بر مدار آشتی نیستم؛ که تب می‌گیردَم و می‌شورَم به تو تمامِ گره‌های کورِ بالاآورده‌ام را. ولی در محاطِ پرپرهای کبود هم اگر دهان به لابه و گلایه باز می‌کنم به مقامِ اعظمَت، آسوده‌خاطرم که کوه، کینه‌ی مورچه را قابلِ به دل گرفتن نمی‌داند. که در مقامِ ناظرِ اَعلی، ریز و وِزوِزو و بَرمَلایم، آنچنان که هربار بارشِ شکوِه را آغوش و آرام بوده‌ای.
 
عاشقت هستم که چنین بر عهده‌ام داری.
 
 
شرمسارم که دائم بر مدار آشتی نیستم؛ که تب می‌گیردَم و می‌شورَم به تو تمامِ گره‌های کورِ بالاآورده‌ام را. ولی در محاطِ پرپرهای کبود هم اگر دهان به لابه و گلایه باز می‌کنم به مقامِ اعظمَت، آسوده‌خاطرم که کوه، کینه‌ی مورچه را قابلِ به دل گرفتن نمی‌داند. که در مَحضَرِ مقامِ ناظرِ اَعلی، ریز و وِزوِزو و بَرمَلایم، آنچنان که هربار بارشِ شکوِه را آغوش و آرام بوده‌ای.
 
عاشقت هستم که چنین بر عهده‌ام داری.
 
 
محبوبِ من
حقیقتش را اگر بخواهی من در تمام نقاط زندگی‌ام دیر بودم. چه آن زمانی که تو را دیدم، چه آن زمانی که پیدایت کردم، چه آن زمانی که فهمیدم باید عاشقت باشم. اصلا من همیشه دیر فهمیدم، همیشه‌ی خدا بی‌دقت بودم. دیرفهمِ بی‌دقت بدشانس می‌دانی یعنی چه؟ یعنی هیچ‌وقت فرصت به‌دست آوردنت را نداشتم که بخواهم روزی به ترس از دست دادنت فکر کنم. یک آدمِ دیرفهمِ بی‌دقتِ بدشانس با قلاب ح جیمی صید می‌شود، روی دندانه‌های سین کشته و بریده می‌شود، به‌آ
اینقدر به خودتان مطمئن نباشید .یک روز دقیقا وقتی با عجله به سمت مترو میروید یا سرتان را به شیشه ی اتوبوس تکیه داده ایدیا حتی وسط کلاس هایِ درسی درست موقعی که استاد قانون چندم نیوتون را بيان میکند یکی میاید و دلتان را میبرد بدون اینکه اصلا خودتان فهمیده باشید .نه اینکه بياید بگوید "ببین فلانی من عاشقت شده ام و میدانم تو هم دوستم داری" اتفاقا از بدِ حادثه اصلا روحش هم خبر ندارد که شما تمامِ شبانه روز را با یاد لبخندش میگذرانید .افتضاح تر از ا
اینقدر به خودتان مطمئن نباشید .یک روز دقیقا وقتی با عجله به سمت مترو میروید یا سرتان را به شیشه ی اتوبوس تکیه داده ایدیا حتی وسط کلاس هایِ درسی درست موقعی که استاد قانون چندم نیوتون را بيان میکند یکی میاید و دلتان را میبرد بدون اینکه اصلا خودتان فهمیده باشید .نه اینکه بياید بگوید "ببین فلانی من عاشقت شده ام و میدانم تو هم دوستم داری" اتفاقا از بدِ حادثه اصلا روحش هم خبر ندارد که شما تمامِ شبانه روز را با یاد لبخندش میگذرانید .افتضاح تر از ا
من هیچ وقت درست و حسابی به آینده ام فکر نکردم 
ازین شاخه پریدم اون شاخه 
تمام رشته های دبیرستان رو امتحان کردم
آخرش هم تو یه رشته ای که اصلا تصورش رو هم نمی کردم مدرک گرفتم 
و الان که مثلا تو آینده ام هستم بازم نمی دونم میخوام چی کار کنم 
شاید اصلا بهتره که هیچ کاری نکنم 
هیچی !
 

با هر بهانه و هوسی عاشقت شده است
فرقی نمی کند چه کسی عاشقت شده است

چیزی ز ماه بودن تو کم نمی شود
گیرم که برکه ای نفسی عاشقت شده است

ای سیب سرخ غلت ن در مسیر رود
یک شهر تا به من برسی عاشقت شده است

پر می کشی و وای به حال پرنده ای
کز پشت میله ی قفسی عاشقت شده است

آیینه ای و آه که هرگز برای تو
فرقی نمی کند چه کسی عاشقت شده است
این شعر را خیلی این روزها زمزمه میکنم و دوستش دارم، و شاید بیت یک مانده به اخرش دقیقا همین حال یک نفس به اخر مانده من است،
دیشب یه نفر که اصلا ازش انتظار نداشتم قضاوتم کرد و البته بعدش خودش کلی عذرخواهی کرد که عذاب وجدان گرفته و منم بهش گفتم ناراحت نشدم؛ ولی خب چرا پیش خودم یکمی ناراحت شدم چون من اگه به جای اون بودم نمیتونستم اون حرفا رو بهش بگم"چرا ما آدما نمیتونیم از نگاه سرزنش و قضاوت به هم نگاه نکنیم؟بنظرم چون ما نمیتونیم جای همدیگه باشیم؛ هر چقدرم که بهم نزدیک باشیم؛ هر چند که احساس همدردی داشته باشیم و خیلی چیزای دیگه؛ ولی نمیتونیم جای هم باشیم؛ نمیتونیم د
 
☑️⭕ مالیات گرفتنی است، دادنی نیست
 
محمد فاضلی ، عضو هیئت علمی دانشگاه شهید بهشتی   
 
 
 ⭕ مدتی است که سرزنش اخلاقی» اقشار و گروه‌های مختلف بابت مالیات ندادن، مُد شده است. دو گروه اصلی که بیشتر هدف این سرزنش‌ها قرار گرفته‌اند عبارتند از الف. پزشکان و ب. سلبریتی‌ها یا اینفلوئنسرهای اینستاگرام که بابت تبلیغات در صفحه‌های‌شان درآمدهای هنگفت دارند. 
 
ادامه مطلب
البته یه نکته رو یادم رفت خطاب به اون کسکش بگم.
البته ارزششو نداره ولی خب حس میکنم ممکنه اینجا رو پیدا کرده باشه و بخونه میخوادم یاد اوری کنم هیچ پسری تو دنیا به کسکشی خودش وجود نداره و خودش هنوز مقام اول رو داره تو کسکشی.
اصلا برام مهم نیست که ناراحت شدی یا نه کسکش سیری ناپذیر بیچاره خانومت که تو رو تحمل میکنه.
نوشته دردانه که هستی؟!
سیکتیر بابا.
به تو که اصلا مربوط نیست عوضی.
 
 
لذتی که تو سیکتیر گفتن به حرومزاده هایی مثل این هست تو هیچی نیس
داستان من هم به یک پایان رسید. پایان دلخواهم نبود اما هر پایانی را به پایان‌های اصغر فرهادی ترجیح میدهم. فکر میکنم بعد از دیدن جوابم چشم‌هایش کمی درشت‌تر شده است چون در خیالاتم همیشه ادم منطقی و ارامی هستم و چنین چیزی از من بعید است ولی احتمالا اصلا تعجب نکرده چون در واقعیت من ابتدا شما را می‌درم و بعد به حرف‌هایتان گوش میدهم. رفتار خوبی نیست ولی حس میکنم این‌ بار اتشفشانی بود که دهانه خودش را هم منفجر کرد، حس معرکه‌ای دارد. در ادامه همان
دانلود آهنگ جدید دلم عاشقت بود و انگار ندیدی به عشق کی دنیامو آتیش کشیدی از سامان جلیلی

دانلود آهنگ جدید و فوق العاده زیبای سامان جلیلی بنام بازنده از ترنج موزیک
می توان گفت آهنگ دلم عاشقت بود و انگار ندیدی به عشق کی دنیامو آتیش کشیدی با تنظیم شجاعت شفائی یکی از بهترین آهنگ های سامان جلیلی در سال 1395 بوده است . مدت زمان این آهنگ فوق العاده زیبا سه دقیقه و بیست و سه ثانیه است . در صورت تمایل می توانید این آهنگ را از سایت ترنج موزیک دانلود کنید .
t
رفیقم تو دانشگاه بهم گفت شما جز همون بسیجی هایی هستین که ملت با باتوم میزنی؟»
 
اینکه طرفدار نظامم با همه مشکلات که واضحه
یادمه پست هم گذاشتم و گفتم طرفدار اعدام» هم هستم
در ادامه هم تاکید می کنم هرکی جز راه مشخص شده بره باتوم هم میزنم بهش چون مملکت سهم بابات نیست که شیشه ماشین میشکنی و مغازه فلان بدبخت آتش میزنی!
 
من یه بسیج رو انتخاب کردم، کوفت هم نمیدن بهمون اونجا ولی انتخابش کردم و تا تهش پاش هستم
پای همه متلک و فحش هایی که براش میخورم ه
همیشه برایم سوال است که در سر یک پسربچه مثل محمدمتین چه می‌گذرد. هر اتفاق خاصی که می‌افتد، دلم می‌خواهد بدانم او راجع به آن چه فکری می‌کند.حالا چه یک موضوع ی مثل اتفاقات این چند وقت باشد (که خب ما در خانه راجع به آن صحبت نمی‌کنیم اما حتما به گوشش خورده)، چه یک اتفاق خانوادگی مثل از دست زفتن یک عزیز باشد، چه  چه یک جمله‌ی ساده در کتاب تاریخ مدرسه‌اش.
بدبختانه به هیچ وجه نمی‌توانم افکار خودم در آن سن و سال را به یاد بياورم و تصور کنم محمد
یه چیزی نوشتم و خواستم پستش کنم. قبل از پست کردنش رفتم سراغ آرشیو نوشته‌هام و هنوز شروع به گشتن نکرده بودم که چشمم خورد به یه نوشته از چند ماه پیش. تردیدم هزار برابر شد. دو تا نوشته از دو زاویه‌ی مختلف که آدم می‌تونه یکی‌شو به نفع خودش برداره و باهاش دیگری رو سرزنش کنه، هر دو هم درستن. من با یکی‌شون پیروز و حق به جانبم و انگشت اتهام اون یکی متن به سمتمه.من با نوشته‌ی خودم تیر خوردم.
الان یه حسی تو ته دلم داره میگه این ادم ادم خوبی نیست این ادم قراره دهنتو سرویس کنه ولی هر چی نگا میکنی میبینی اصلا بد به نظر نمیاد و حتی به نظر نمیاد اگه بدونه ادم بدیه بتونه تهمل کنه .ولی اصن  بد ها میدونن  که بد هستند ؟ ممکنه ناخداگاهش ادم بدی باشه . ممکنه خودش ندونه و بزنه نابودم کنه . چون اگه خداگاه باشه حداقل احتمال میدم لحظهی اخر  نکنه ولی اگه ناخداباشه چی؟ممکنه دوباره مثل سریای پیش یه هو خل بشه و خودش نفمه اخه وقتی خل میشه بعدش اصلا حس
با سلام
من یک سوال داشتم و اونم اینکه به نظرتون با کارمندان جنس مخالف مجرد چطور باید رفتار کرد؟
من پسری حدود 35 ساله هستم که یه شرکت دارم و توی شرکتم 10 تا کارمند دارم که نصف اون ها دختر مجرد از سن 22 تا 30 سال هستن. منم کلا آدم خوش مشرب و بگو و بخند و به اصطلاح خاکی ای هستم و برای همین با کارمندهام طوری رفتار میکنم که اصلا فکر نمیکنن من رئیس اونا هستم
بیشتر فکر میکنن من رفیق اون ها هستم. مثلا برای اینکه یه موضوع کاری رو بهشون توضیح بدم (خصوصا برای خ
سلام عرض میکنم به تک تک اعضا
من پسری ۲۲ ساله هستم، خانه دارم و دانشجوی یک رشته خوب در دانشگاه دولتی ام، آدم احساسی هستم، چهره نسبتا خوبی دارم،  اهل کار هستم و .
حالا برم سر اصل مطلب؛
حدود هشت ماه پیش تصمیم به ازدواج گرفتم، اون روزی که تصمیم گرفتم ازدواج کنم فکر میکردم خیلی راحت همسر مد نظرم رو پیدا میکنم، اصلا به این فکر نمیکردم که تازه مشکلم شروع شده، پیدا کردن یک فرد مناسب خودش تازه یک پروسه جدیدی هست که من قبلا بهش فکر نکرده بودم.
الان
اسمشو میشه گذاشت شکست عشقی ؟نمیدونم باید ناراحت باشم یا نه؟!با کسی که حتی کمی صمیمی هم صحبت نکردم . منحرفی جنسی بودم یا عاشقی ترسو ؟اصلا عشق بود یا شهوت ؟ احساسی دوستانه و دلسوزی بود ؟ نمیدانم . اصلا همان که دوستم به شوخی گفت دو گراز هم در یک اتاق بگذاری عاشق هم میشوند . اصلا عاشق بودم؟ پس اگر عاشق نبودم پس این چه حس گندی ست که حالم از خودم بهم میخورد . پس چرا احساسم اینقدر شکننده شده ؟ مثل همیشه فقط سکوتم بود ای کاش ساختمان بیمارستان چند طبقه ب
 
ممنون
لطف داری
کار من از دعا گذشته انگار
میدونی، ادم خیلی راحت تره اگه یه سری چیزا رو ندونه. 
حالا بدترش اینه بدونی و مجبور باشی سکوت کنی 
خیلی خستم. 
حس میکنم هیچکس نمیفهمتم. 
هرکی تو دنیا یه ظرفیتی داره که تا پر نشه نمیره. 
ظرف من خیلی وقته لبریز شده. 
باز شروع کردم. 
ببخش
راستی
چی شد یادم افتاده بودی
 
 
انگارگم شدم توی فضا-زمان
گیج و گمم. 
کاش دستی پیدا میشد منو از این سرگشتگی بیرون میکشید. 
کسی که حرفها و حسمو درک میکرد 
 
ترستو وجودم رخنه کرده بود اصلامی دیدم این روزا رو همون اولکه میگیره چشمام جونمو از منترسآخرش رو قلبم زخمشو زدجونم به لب رسید وقتی میرفتهرچی صداش میکردم برنمیگشت چرا برنمیگشتمیترسیدمنباشی بارون بگیرهمیترسیدمیه روزی پاییز بياد و من ببینمتمی ترسیدممیبینی آخرش سرم اومد از هرچی که می ترسیدمتو همه آبروم بودیهدر دادن تورو من ازین پاییز و بارونش طلب دارم تورومن از آخرای جاده خبر دارم نروآخه کی مثل من میتونست بلد باشه تو رومیترسیدم همیشه سر تو
قایقی کوچک در یک دریای بی انتها.
بلند می‌شود و دور و برش را نگاه می‌کند.
همه چیز بی انتهاست.هیچ چیز مطلق نیست.ثباتی در کار نیست.
قایق کوچک دیگری را می‌بیند.شاید کسی در آن قایق است که بلدِ راه باشد.شاید یک راهنما.شاید نجات.می‌خواهد حرکت کند به سمتش.پارو کنار دستش است.ولی او دل می‌سپارد به جریان باد و موج دریا.بادی که هیچ وقت او را نجات نمی‌دهد.موجی که او را سرگردان تر می‌کند.از قایق نجات دور می‌شود.دیگر نمی‌تواند به آن برسد.خودش را سرزنش می‌
سلام
یعنی من تو را نمیشناسم و برای تو هم نمیخواهم بنویسم
اما تمام مشکل من از همین است که نمیخواهم تو را در زندگی ام راه دهم
و اصلا نمیدانم چرا شاید دلیلش را هم نمیخواهم بدانم
اما وقتی آدم آرامش میخواهد
وقتی تکیه گاه میخواهد
و دلش نمیخواهد هدفش آن دور ها در قصور حورالعین باشد یا در پایان زندگی و یا بعد از آن
وقتی آدم میخواهد خودش را به آرامش بچسباند و آن را ول نکند
وقتی میخواهد از سختی ها لذت ببرد
وقتی آدم نمیخواهد منتظر بماند تا دلهره نادان
دیشب ,همانجا ,روی قالی دراز کشیده بودم یک پتو رویم کشیدم و هق هق ارامی میکردم کا صدایم را نشنود ,صدای گریه کردنم را همانجا خوابم برد و صبح که بیدار شدم او رفته بود ,,,,دیدم گوشی ام کنار تختش است مشخص بود که آن را گشته ,من که چیزی برای پنهان کردن نداشتم ,طلا که پاکه چه منتش,به خاکه ,,,قرار بود عصر خودش بياید و من را برساند ,قرار بود حالا که سرماخورده ام تنهایی با اتوبوس دراین زمستان راهی خوابگاه نشوم ,اما نمیتوانستم فضای خانه را تحمل کنم ,لباس هایم
دانلود آهنگ حامد برادران فقط باش + کیفیت خوب و عالی
هم اکنون می توانید از رسانه جاز موزیک ترانه بسیار زیبای فقط باش از حامد برادران با تکست و بهترین کیفیت دانلود کنید
Download New Song By : Hamed Baradaran – Faghat Bash With Text And Direct Links In jazzMusic.blog.ir
متن آهنگ حامد برادران فقط باش
عشقم باش و فقط باش و فقط باش
بگو میمونم به تو دل دادم
دل دادی و من میدونم
عشقم باش و فقط باش
بگو میمونم به تو دل دادم
دل دادیو من میدونم
عاشقت میشم روزی صد دفعه
جوری که هیچکس عاشقت نشه
قول میدم
hello everyone 
عایم سو دپرسد
یک عدد دختر هستم که بی افش ولش کرده چون بهش گفته چند روز دیگه از ایران میره :) ایشون هم صلاح دیدن رابطه ای درکار نباشه تا برا طرفین سخت نباشه :) 
یک عدد دختر هستم که هنوز باباش رضایت به رفتن نداده و از طرف دیگه مامانش اصرار داره که بره 
یک عدد دختر هستم که دوستاش دارن بش فشار میارن که چند روز دیگه حرکته و تو چیکار کردی ؟ 
یک عدد دختر هستم که بین موندن و رفتن گیر کرده
یک عدد دختری هستم که الان دلش میخواد سر بذاره رو بالش و دی
تا حالا شده حس کنید خودتون رو نمیشناسین؟
من الان یک سال و دو ماهه که هر چند وقت یک بار این فکر میفته تو سرم که من خودمو نمیشناسم. نمیدونم یک سال و دو ماه پیش من تغییر کردم، یا از قبل همین طور بودم و از یک سال و دو ماه پیش تازه متوجه تغییرات شدم
راستش زیادم برام مهم نیست، من زیاد خودم رو درگیر فلسفه ی زندگی نمیکنم، شعارم اینه که آسون بگیر و خوشحال زندگی کن. اما یک سال و دو ماهه که فکر میکنم نکنه برعکس من خیلیم دارم سخت میگیرم!
 
فکر نمیکنم جواب این
حامد پسری زیبا و فوق العاده احساسی است درس هایش تمام شده و حالا او یک مهندس است و پدر و مادرش خیلی تلاش کردند برای او زن بگیرند ولی او یک مشکل کوچکی دارد و این است که تیک عصبی دارد و از زمانیکه کنکور داده است گردنش ناخودآگاه به سمت چپ خم میشد در یک لحظه و اتفاقات بدی در هنگام خواستگاری برایش می افتد که همه او را رد میکنند انگار دخترها با یک بیماری ناشناخته و عجیب و غریب روبرو اند و چون افراد کمی در جامعه تیک گردن دارند نمیخواهند شوهر آینده شان د
اصلا همه‌ی بدبختی من از همان جا شروع شد که یکی انگار نگران من شده بود. "تو حیفی." این جمله را چند بار شنیده باشم خوب است؟ همه‌ی بدبختی‌ام از آنجایی شروع شد که عاشق یکی از همین نگران‌ها شدم.
_و عشق. بعضی چیزها هست که تا تجربه‌شان نکردی خیلی راحت می‌توانی بدونشان زندگی کنی اما به محض اینکه مزه‌اش را چشیدی. نه. زندگی بدونشان دیگر ممکن نیست. مثل لذت بعضی مزه‌ها، مثل حس خوب تمام کردن یک کتاب جذاب، مثل مستی مشروب، مثل حسی که مت‌آمفتامین به آدم می
سلام
من آدمی هستم اکه اصلا خودم رو دوست ندارم، مثلا یه اشتباهی میکنم خیلی خودم رو سرزنش میکنم، با خودم خیلی درگیرم، بعضی وقت ها تو خلوت خودم به خودم فحش میدم، شاید به نظرتون خنده دار بياد، ولی خیلی بد با خودم مشکل دارم.
دوستان اگر کتابی هست یا کسی این مشکل رو داره تونسته حل کنه نظرش رو بهم بگه، فکر میکنم بیشترین دلیلش اینه که کسی بهمون یاد نداده با خودمون مهربون باشیم و خودمون رو دوست داشته باشیم، من خیلی دیر فهمیدم اینقدر که به بقیه توجه میک
از وقتی که اعتیادم به مواد مخدر را ترک کرده ام خیلی از رابطه هایم را هم قطع کرده ام. امروز آقای ر _ ج بهم زنگ زد. سابقه رفاقتمان بیش از چهل سال است. آن وقت ها او مثل حالا استاد دانشگاه نبود که بهم فخر بفروشد. ابتدایی درس می خواند. اما امروز خیلی رک و پوست کنده بهش گفتم که توی این مدتی که باهاش رابطه نداشتم خیلی راحت بودم. این دومین باری است که به کسی با این صراحت از احساسم در مورد رابطه مان می گویم. چرا وقتی با کسی راحت نیستم حالا به هر دلیلی صرفا به
یه اخلاق خوبی که نجمه جون داشت این بود که تو کارهای خیر همیشه پیش قدم بود.مثلا من جریان در قوطی پلاستیکی ها که جمع میکردن و باهاش ویلچر هدیه می‌دادند و از اون شنیدم. حتی توی سلف هر جا در قوطی میدید فوری جمع میکرد که بتونه به یه ناتوان کمک کنه.
یا مثلاً اصلا غذا رو حروم نمی‌کرد. می‌گفت نعمت خداست. حتی نمی‌خواست خودش بخوره با خودش می‌برد به حیوون ها بده.
خیلی وقت می‌شود که مطلبی ننوشته‌ام. نه اینکه نوشتن را دوست نداشته باشم، نه، ولی همیشه اتفاقاتی خواسته یا نخواسته روی می‌دهند که نمی‌شود، که نمی‌توانی، که نمی‌خواهی؛ در هر صورت الان اینجا هستم.گذر زمان چیز عجیبی‌ست. چنان با سرعت و شدت روزگار سپری می‌شود که اصلا نمی‌دانی چه شد و چطور سپری شد اصلا.
حالا چطور به این نتیجه‌ی شگرف و لاینحل(!) بشریت رسیدم، از این‌جا ناشی می‌شود که در شب امتحان درسی به سر می‌برم که شاید به جرات بتوانم آن را سخ
امشب خواب عجیبی دیدم،خوابی که شدیدا فکرمو مشغول کرده و از وقتی بیدار شدم نمیتونم از فکرم بیرون بندازمش.خواب راجب کسی بود که قبلا تو زندگیم بود و دیگه نیست،یجورایی میخواست بهم بفهمونه هنوز تو فکرمه و این یکم اذیتم میکنه،میخواستم به خودش پیام بدم و بپرسم.ولی نه!حتی تو خواب هم پسش زدم.باخودم عهد بستم که دیگه این اشتباهو نکنم ولی عذاب وجدان چسبیده از یقه م و ولم نمیکنه،اصلا نمیدونم برا چی عذاب وجدان دارم؟برا کسی که خودش رفته؟یا انجام کاری ک
دریافت
 
باید توجه داشته باشیم در مورد ،حذف واژه شهید و نام شهدا ازسطح شهرها، نیروی های انقلابی نیز شایسته سرزنش هستند! چون در مواردی اجازه داده شده دشمن پیشی بگیرد.یکسان سازی قبور مطهر شهدا اگر برنامه هدفدار بوده حذف امروز نیز ادامه همان برنامه است .اگر ناخواسته و سهوی این کار صورت گرفته ، چرا بعد از تذکر مقام معظم رهبری ، در صدد اصلاح برنیامدند؟! اما ، سرزنش ما به عنوان فعالان فرهنگی به این دلیل لازم است که ؛ تلاش نکردیم مشکل را در زمان خود
بعد از حداقل دو سال رفتم دوباره این تستو زدم و چون حافظه تصویریم قابل اعتماده، می تونم بگم که نتیجه همون قبلی بود چون اون موقع جواب به ایمیلم هم ارسال شده بود و نتیجه اینکه من یه isfj هستم ولی خب چون ماجرا اینه که من تا شور یه چیزی رو در نیارم، ول کن نیستم ، تو چند تا سایت مختلف این تستو زدم و هر بار متفاوت بود؛ بالاخره به این نتیجه رسیدم که من قطعا i و j  هستم اما اون دو تا وسطی رو نمی دونم. حتی رفتم ویژگی چهارتا شخصیتی که می شد باشم رو خوندم ولی حس م
سلام 
ساعت ۱:۵۱ دقیقه بامداد شنبه ۱۸ خرداد ۹۸ در مسیر برگشت از سفر ۴ روزه مشهد هستم
بلیط اینترنتی گرفتم یا ماشین مرتضی دارم میام ،
ماشین خیلی شلوغه بخاطر اینکه چند تا مسافر دختر تو ماشین هستن من و محدثه الان جدا از هم نشستیم !
واقعیتش اینکه به آدم بر میخوره اینکه بخاطر مسافرای دیگه مجبور بشی از همسرت دور بشینی اونم توی ماشین پسرخالت !
نمیدونم رفتار درست چی بوده و باید چیکار میکردم اما اصلا حرکت خوشایندی نبود ، اصلا .
دانلود آهنگ جدید چشم عسلی از محمد طاهر با بهترین کیفیت + پخش آنلاین
وای برم قربون تو من با چشای عسلی دورم هی میچرخی و میگی چه بد عاشقت شدمیکم کوتاه بيا با دل ما تو بنداز یه نگاه به دل عاشقم
Mohammad Taher – Cheshm Asali
دانلود آهنگ محمد طاهر به نام چشم عسلی با دو کیفیت ۳۲۰ و ۱۲۸
متن و ترانه آهنگ چشم عسلی – محمد طاهر
یکم کوتاه بيا با دل ما تو بنداز یه نگاه به دل عاشقمجلو من موهاتو میکنی باز هی میکنی ناز با دل عاشقمقول بده که یهویی پر نزنی تو به دلم یه سری
سلام
من آقایی ۲۳ ساله هستم و یک برادر کوچکتر هم دارم که حدود ۱۶ سال داره، یکی از بزرگترین مشکلات زندگیم همین برادر کوچیکه هست، حقیقتش اصلا ما دو تا هیچی‌ مون شبیه هم نیست، ظاهری شبیه هستیم ولی باطنی مثل زمین و آسمون .
من آدم ساکت، آروم و مثبتی هستم، تفکرات عمیقی دارم و دوست ندارم تو کار کسی دخالت کنم یا بی‌ احترامی کنم. خلاصه که سرم تو لاک خودمه، ولی اون داداش ما کاملا برعکس .، یک آدم بی‌ فکر که هر چی به ذهنش میرسه سریع به زبون میاره، حال
دانلود آهنگ جدید سینا درخشنده پاشو بيا
Download New Music Sina Derakhshandeh – Pasho Bia
” پخش از رسانه سلطان موزیک با کیفیت 320 از لینک زیر
 
سینا درخشنده پاشو بيا
 
دانلود آهنگ جدید سینا درخشنده پاشو بيا با لینک مستقیم
 
متن آهنگ پاشو بيا از سینا درخشنده
 
من حواسم به همه جمعه ولی پرت توئهکه بدی قلبتو بم که بدی قلبتو بمهمه دنیارو بگردم میدونم شکل تو نیست به دلم شک نکنی به دلم شک نکنیجونمو میدم برات با لبخند اخمای خوشگل جذابت چندجون بگیر اما برام بخند باز چشمای
دلم میخواد زودی عصر بشه برم پیش هنرجوم. 
یدونه هنرجوی 15 ساله گیرم اومده. 5جلسه س دارم باهاش کار میکنم ولی هنوز نمیتونه خوب سایه بزنه.
اصلا تو عمرش سایه نزده. فقط واسه خودش طراحی کرده. چیزای رنگی که اصلا کار نکرده.
منم فعلا دارم روی سایه زدنش کار میکنم. فشار دستش همیشه برعکسه. جایی که باید تیره کنه روشن میزنه و جایی که باید روشن بزنه رو تیره میکنه!
خودش میگه چون از اشیاء بیجان خوشش نمیاد نمیتونه خوب کار کنه. از این جلسه دیگه اشیاء رو میذارم کنار ب
من صبوری میکنم صبوری میکنم صبوری میکنم صبوری میکنم بعد وقتی می بینم مورد قدرشناسی قرارنگرفتم رها میکنم.
مهندس داره از ایران میره گفته بيا مجموعه ی ما کار کن تا هستم؛ گفتم قول دادم. تعهد دارم به کارفرمام. گفت بی مزایا و با حقوقی که با مبلغش شبیه رایگان کارکردنه . گفتم مثل ازدواجه؛ آدم وقتی بعد از ازدواجش یه آدم بهتر می بینه که قراردادش رو فسخ نمیکنه. گفت آدم باید به خودش پایبند باشه. گفتم آدم خودش رو در بقیه می بینه و به اون تیکه های اشنا
دلم میخواد زودی عصر بشه برم پیش هنرجوم. 
یدونه هنرجوی 15 ساله گیرم اومده. 5جلسه س دارم باهاش کار میکنم ولی هنوز نمیتونه خوب سایه بزنه.
اصلا تو عمرش سایه نزده. فقط واسه خودش طراحی کرده. چیزای رنگی که اصلا کار نکرده.
منم فعلا دارم روی سایه زدنش کار میکنم. فشار دستش همیشه برعکسه. جایی که باید تیره کنه روشن میزنه و جایی که باید روشن بزنه رو تیره میکنه!
خودش میگه چون از اشیاء بیجان خوشش نمیاد نمیتونه خوب کار کنه. از این جلسه دیگه اشیاء رو میذارم کنار ب
راست است اگر می گویند: جابر، میزبانی ست که مهمانانش را طبابت می کند، اما بی آنکه بدانند! و چنان شیرین میزبانی می کند که میهمان، وقتی که برخواست، عاشق شده است.»
این بار دوم است آمدمآمدم و باز مهمانت شدمبخاطر اخلاص عاشقانتمن نیز عاشقت شدم
ادامه مطلب
مادر بی‌خواب شده. می‌گویم "اشکال ندارد، فردا راحت می‌خوابید" و ناخودآگاه یاد مرگ می‌افتم که همه می‌گویند دیگر راحت شد، یا راحت خوابیده، یا تا ابد به خواب رفته. دلم ناگهان هری می‌ریزد.
باور نمی‌کنم این من باشم که برای جراحی فردا استرس دارم و در تاریکی بی‌صدا اشک می‌ریزم و مدام ذهنم می‌رود سمت آن احتمالات اندک! سمت آن دارویی که یک ماه قبل از جراحی، کنتراندیکاسیون نسبی داشت و مادر مجبور بود استفاده کند. سمت اینکه دنیا بدون مادر هم ممکن است
 
(ع) چقدر درست و بجا فرمودند که :
خودت را به کارهای خوب و کسب فضیلت ها وادار کن و گرنه  به طور طبیعی دچار رذائل خواهی شد.
یعنی اگر خودت را به سمت کارها و حالات خوب نبری هم کارهایت و هم حال روحی ات بد می شود .
ذهن انسان هم نیاز به کنترل و مراقبت دارد.اگر انسان برای کنترل ذهن تمرین نکند ذهنش خود به خود بیمار می شود !
شما حق نداری هر طوری که میخوای خودت را سرزنش کنی ,حتی برای گناهان بعضی ها طوری درباره گناه خودشان را سرزنش می کنند که موجب یأس آ
راستش را بخواهد همیشه از معمولی بودن گریزان بوده‌ام. از این‌که مثل دیگران فکر و رفتار کنم و شبیه آدم‌هایی بشوم که می‌شناسم واهمه داشتم‌. با آدم‌ها دوست و هم‌صحبت خوبی می‌شدم اما صمیمی هرگز. من درونگرا هستم، درونگرایی که  کمال طلب هم هست! از تنهایی و غرق شدن در خیالات لذت می‌برم. از توضیح دادن خودم به دیگران همیشه گریزان بوده‌ام و هنوز هم هستم، اما نه به شدت گذشته. اصلا همین که در این وبلاگ من از احوالاتم می‌نویسم خودش انقلاب بزرگی است آ
خسته‌ام، خسته خسته خسته خسته امروز یک کاری کردم که علی‌الظاهر مثل قدیم می‌شد حالم را خوب کند، اما نکرد. کار خوب هم بکنم پشیمانی در پی‌اش می‌آید. سر ذوق بياورد، دید بدهد،‌ نه. در محفلی شعر خواندم و تشویق شدم ولی انگار دیگر منتظر تشویق هم نیستم، یعنی نه اینکه به خودم تلقین کنم که مصطفی خودت را نگیر و نباز و ذوق نکن نه، انگار مهم نبود اصلا، چیزی به من افزوده نشد، انگار هیچ چشمی را طلب نمیکردم، انگار هیچ چشمی برای من نبود، مرا نمیشناخت، دیگ
سلام و عرض ادب. من با احسان کم کلاس مشترک داشتم و بیشتر فرصت می شد او را در نمازخانه ببینم. برخلاف من که آدم پرحرفی هستم احسان کم حرف بود و باید خودم سر صحبت را با او باز میکردم. اواخر یادم هست که زودتر از دانشگاه میرفت و کمتر توی دانشگاه وقتش را تلف می کرد و اصلا پختگی رفتارش مشهود بود آخرین بار که باهم صحبت کردیم بحثمان رسید به ازدواج و پیدا کردن کار و اینکه اوضاع مهندسی خوب نیست و نصیحتم کرد که برنامه نویسی یاد بگیرم ولی بی معرفت حتی به روی خ
 یه درگیری ذهنی وحشتناکی دارم که شبیه رنده ریز افتاده به جانم. می دانم این رنده رو خیلی ها دارند که از کنترلشون خارجه. اتوماتیک به کار می افته و تا جایی که در توانش باشه پیش میره. 
من ایمانم را گم کردم. شاید اسمش ایمان نباشه، شاید اعتقاد باشه، شاید اسمش مذهب باشه. دقیقا نمی دونم چه کلمه ای حق مطلب را ادا می کنه. ولی یه چیزیه که برمی گرده به معنویات. 
یه جور تشکیک خرد کننده! یه جور دوراهی که هر راه را بروی فکر می کنی اشتباه انتخاب کرده ای و به ترک
من نمی دونم چرا این شکم برای افراد انقدر مهمه ، توی انبار افراد مختلفی آشپزی می کنن که یکیش هم خود من هستم ! بارها شده که غذا یکم شور بوده ، بی نمک بوده ، چرب بوده یا هر چیز دیگه ای بعضی از بچه ها دیگه آبروداری نمی کنن ! با صدای بلند می گه وای چرا غذا اینجوری شده خدا نکنه که یه مو توی غذا پیدا بشه اونوقت دیگه دست از غذا می کشن و چیزی هم نمی خورن .
اصلا جدای از این که شکم ، ارزش این رو نداره که انقدر بخاطرش حرص و جوش بخوریم ، یه جورایی زحمات آشپز هم ن
سلام وقت بخیر
من 29 سالمه، کارشناس ارشد هستم و وضع مالی خانوادگی مون خوبه، علاوه بر کارم پرونده های نظام مهندسی رو هم بر میدارم، توی نظام مهندسی یک آقایی همکارمونه که بعضی مواقع پرونده هامون مشترک میشه و شاید ماهی یک بار همدیگه رو ببینیم، تو این 2 سال من علاقه مند شدم ولی این آقا خیلی ساده پوش و خاکی اند، 28 سالشونه و اصلا به خودشون نمیرسن، حتی پسوند روستاشون رو از فامیلی شون حذف نکردن، اصالتا بچه یکی از روستاهای فارس نشین شهرمونن، وضع مالی خو
دوست داشتم یک خانه ی مستقل میداشتم :/ یک خانه ی خیلی خیلی کوچک :/ از همان ها که معمار خودش را کشته تا خلاقیت بخرج بدهد و وسایل را یک جوری جا دهد :/ و دوست داشتم فقط برای خوابیدن به خانه ی کوفتی ام میرفتم:/ چون آنقدر کار داشتم که فرصت هیچ چیز دیگری پیدا نمی‌کردم :/ اینگونه دیگر برای تفریح کردن وقت نداشتم :/ و به همه و به خودم میگفتم که به خاطر کار دور سفر و چیز های دیگر را خط کشیده ام :/ و یک آدم جدی هستم که مسئولیت دارد:/ و تازه میتوانستم به آدمهایی که کا
دانه ای در بيابان افتاد،لبخندهایش اشک شد تا دل دلبر به درد آید و باران چشمانش جنگلی را پدید.اسمان دلبر بارید و بارید و اکنون دانه بی دل،هفدهمین سال زندگی اش را به پایان رساند.بی دل بودنش ثمره قلبی ست که در بارگاه حق گرو گذاشت تا حلالش کند آقا جان.معجزه که میشود،قلبش به ناگاه سرجایش بازمیگردد تا عاشق تر شود(: تولدت مبآرک  لبخند برعکس من(:(میخواستم آخرین نفری باشم که امروز بهت تبریک میگه تا یادت نره امروز ی نفر حسابی عاشقت بودبیخیال اینهمه ا
وقتی نگاهم می کنیچشم هایت با من حرف می زنندبرای حرف زدن هیچ تقلایی نکنهمین نگاه توشیرین ترین شعر ناب عاشقانه استشیواترین واژه های عاشقدر پس نگاه تو هویداستوقتی نگاهم می کنیگم می شوم در حضورتدر تمنای بدون تمنایتدر سکوت چشمان عاشقتمحو می شوم .#امیربرات_نیا۱۰ آبان ۹۸
بسم الله الرحمن الرحیم
وقتی هیچ حرف مشترکی با شریک زندگیت نداری
هییییییییچ
 
+کاش حداقل انصاف داشت.
 
+همسرم هیچ وقت خودش نمیاد منو طلاق بده
توافقی هم که اصلا.
یه راه بیشتر پیش روم نخواهد بود
اهرم فشار.از طریق دادخواست مهریه و جهیزیه.
اما.
با اینکار آبروی خودم و خانواده ام میره.خیلی بد میشه
همه خواهند گفت دختره اموال پسره رو توقیف کرده و جهیزیه شو برده. میپیچه همه جاااا
ترسم از حرف مردم نیست ترسم از آبروی خانواده عزیزم و خراب شدن چهره
من اهورا پردل هستم مخلص تک تکتون هستم من اومدم برای کسانی که میخان کنسولی جدید داشته باشن از جمله خودم  که بنظرم کنسولی بهتر از ایکس باکس نیست خدمتتون هستم تا ببینید چرا و چگونه ایکس باکس از نظرم بهترین
کنسوله ممنون از وقتی که برای خوندن این بخش گذاشتین 
 
 
ارادتمند شما اهورا پردل 
 
سلام
من مدتیه نشون کرده یه آقا پسر هستم که دو سال پیش با هم در ارتباط بودیم، خودش پسر خیلی خوبیه ولی مامانش خیلی به من حسادت میکنه، فکر میکنه من اومدم باهاش رقابت کنم، یا پسرش رو ازش بگیرم. 
کاملا ظاهر حفظ میکرد و اصلا نشون نمی‌داد با من مشکل داره و با رضایت کامل اومدن خواستگاری من. تا اینکه خیلی اتفاقی به این موضوع پی بردم. مامان شون پشت سر من به پسرشون از من بد میگن حتی میگن چرا کم محلش نمیکنی پر رو میشه، یا دختره لوسه و فلانه. 
پسرشون تا حالا
به پرت و پلاهایی که نوشته ام فکر می کنم، گاهی هم می خوانمشان. همه شکل نامه گرفته اند. اگر نامه هم نباشند، گفت و گویی هستند با یک آدم که بیشتر دروغ می شنود تا راست. یک بار از او پرسیدم من یک دروغگو هستم؟
گفت: دروغگو که هستی، خیالپرداز هم هستی، توهم هم می زنی. اما تقصیر تو نیس.
گفتم: چرا دوست داری هر چه دلت خواست بگویی و آخر ِ کار همیشه به من می گویی تقصیر تو نیست. خب لامصّب! یه دفعه هم راحت بگو همش تقصیر خود ِ عوضی و احمقته. اگه اینجور بگی چطور میشه؟
در عالم ثبوت تو را دوست دارمت
در واقعیّت فرضم ندارمت
اثبات میکنم به تو عشقم عزیز من
هستم اسیر و گرفتار عالمت
دیوانه ی تو هستم و زنجیری جنون
جان میکُنم تو بخواهی فراهمت
پایان بده به غم و انتظار من
من را نکن بهانه ی اشک محرّمت
از عالم ثبوت گذشتم برای تو
من عاشق تو هستم و تصمیم محکمت .
.
نه نگو آروم میشم بی تو اصلا
نمیتونم باشم بی تو قطعا
نباشی عاشقت مرده رسمن میمیرم من
 
نه حتی فکرش منو له میکنه
ببین عشقت با من چه میکنه
تو بری عاشقت دق میکنه میمیرم من
 
نه مث تو نمیتونم آروم بشینم آره زیر بارون
تو رو از دست بدم آسون
نه نمیدم من تو رو از دست
 
آروم نمیگرم از قصد
آخه دوستت دارم از بس
تو حواست پرته که نمیبینه چجوری من عاشقتم
تو نمیفهمی چرا هر چی که من دارم بهت واضح میگم
 
من با تو حالم خوشه دلم آروم میشه
من حواسم جمعه که تنها نری زیر
نه نگو آروم میشم بی تو اصلا
نمیتونم باشم بی تو قطعا
نباشی عاشقت مرده رسمن میمیرم من
 
نه حتی فکرش منو له میکنه
ببین عشقت با من چه میکنه
تو بری عاشقت دق میکنه میمیرم من
 
نه مث تو نمیتونم آروم بشینم آره زیر بارون
تو رو از دست بدم آسون
نه نمیدم من تو رو از دست
 
آروم نمیگرم از قصد
آخه دوستت دارم از بس
تو حواست پرته که نمیبینه چجوری من عاشقتم
تو نمیفهمی چرا هر چی که من دارم بهت واضح میگم
 
من با تو حالم خوشه دلم آروم میشه
من حواسم جمعه که تنها نری زیر
Who Am I 2014 1080p BluRay,Who Am I: No System Is Safe,باران بو ادار,جنایی,دانلود دوبله فارسی Who Am I 2014,دانلود رایگان فیلم,دانلود فیلم جدید,دانلود مستقیم فیلم Who Am I 2014,درام,دوبله فارسی فیلم من کی هستم Who Am I 2014,زیرنویس فارسی فیلم Who Am I 2014,فیلم من کی هستم Who Am I 2014 با دوبله فارسی,فیلم من کی هستم با دوبله فارسی,معمایی,من کی هستم,هکر,
ادامه مطلب
عکس آقای خامنه ای

تبلیغات

آخرین مطالب