نتایج پست ها برای عبارت :

آی سنی دوشان یسین

دین‌فروشان یک زمان صوفی شدندیک زمان روی دگر کوفی شدند
این دکان و آن دکان هر دو یکی‌ستخشکی فکر و زبان هر دو یکی‌ست
هر دوشان را قبله سوی مشتریستهر دوشان را قبله‌ی خیر و شریست
حرف بازار و فروش است ای عزیزاین یکی با لطف و آن یک با ستیز
حرف حق بازار خلق‌الله نیستدر حریم شه به اینها راه نیست
صوفی و کوفی دوشان را یک ببینجنگ بازار است و کالا چیست؟ دین
آن یکی آوازه‌جوی خوش‌زباناین یکی زاریده‌ی فتوی‌پران
هر دوشان را کوری و جهل و ریابردگان این من د
دین‌فروشان یک زمان صوفی شدندیک زمان روی دگر کوفی شدند
این دکان و آن دکان هر دو یکی‌ستخشکی فکر و زبان هر دو یکی‌ست
هر دوشان را قبله سوی مشتریستهر دوشان را قبله‌ی خیر و شریست
حرف بازار و فروش است ای عزیزاین یکی با لطف و آن یک با ستیز
حرف حق بازار خلق‌الله نیستدر حریم شه به اینها راه نیست
صوفی و کوفی دوشان را یک ببینجنگ بازار است و کالا چیست؟ دین
آن یکی آوازه‌جوی خوش‌زباناین یکی زاریده‌ی فتوی‌پران
هر دوشان را کوری و جهل و ریابردگان این من د
میگفت برای درک سنگ توالت برعکس شده روی دیوار نمایشگاه، باید تاریخ هنر دونست و با مفهومی به نام امضا آشنا بود، وگرنه که دارن ادا درمیارن اگه تحسینی هم میکنن. خواستم بگم آقا من همین که پای صحبتای شما نشستم هم دارم ادا درمیارم، که خودش در ختم کلام گفت!
مارسل دوشان و نفی زیبایی شناسی و ستایش بی تفاوتی!
تورکجه
هئچ بیلیردیز دونیانین لاب قدیمی کرپیجی  هاردان چیخیب.
 تهرانین ۸۰کیلومترلیینده نظر آباد شهرینین قارپیز آباد کندینین یانیندا تاریخی اوزبکی تپه” منطقه‌سی وار . دونیانین لاپ قدیمی کرپیچی دوققوز مین ایل قدمت ایله بوردان یانی اوزبکی تپه منطقه‌سیندن چیخیب.
یادیمدان چیخمامیش دییم  کی قارپیز آباد رحمتلیک دکتور مصدقین کندی ایدی البته ایندی قارپیز آبادی احمد آباد آدینا دییشیبلر.
اوزبکی تپه ناریخسل بولگه‌سی  ۱۳۴۸ده شناسایی و ۱۳۵۲ د
طفلکی در لفظ ماند و داد زداز چَه نفرت به خود فریاد زد
لعن خود کرد و ز خود کوتاه شددشمن خود گشت و یار آه شد
زین همه نفرت که در این سینه‌هاخود بسوزند و نه کس زین کینه‌ها
مردمی بی‌موسقی از خصم و خونحاکمانی از تجمّل پرقشون
جمله‌شان را من نبینم در دوییهر دوشان یک نفس پست پادویی
این همه خونی که در این خشم‌هاستزین همه خوابی که در این چشم‌هاست
این همه طفلان بی‌قانون وهممست از خودخواهی و مفتون وهم
خشم حق گویند هست این، شرم باد! تو چه دانی حق چه باشد
تمام برو و بیا مال منبریز و بپاش و صفا مال منبیا عادلانه که قسمت کنیمیکی مال تو، شصت تا مال منامور طویله همه مال تومدیریت روستا مال منجنوب پر از خاک ده مال توشمال خوش آب و هوا مال منزن بیوه‌ی مش رجب مال توولی دختر کدخدا مال منبز پیر نر، پنج تا مال تویکی گاو گوساله‌زا مال منالاغ  دو پا لنگ تقدیم توهمین اسب رقصنده پا مال منهمین جا تو گردشگری کن، بمانسفرها به هر ناکجا مال منببین هر دوشان مال یک شرکت استژیان مال تو، زانتیا مال منبرایت همین سیکل
قلب عاشق محفل آيینه‌هاستنی سرای انتقام و کینه‌هاست
کودکان کینه‌ای را بنگریدغرب و شرق هر سوی عالم منترید
در دهان دوزخ و فکر بهشت؟بِدرود طوفان هر آنکه باد کشت
بی هنر هر کس به راه زور رفتکور و کر خود پای خود در گور رفت
بشنوم آغاز یک پایان سختنور بینم بعد از این توفان سخت
مردم دل در پناه عشق بادسرسلامت هر که راه عشق باد
از درون دل تمدن‌های ناببر شود، نی از سران منگ خواب
این سران با آن سران همدست کینهر دو سر از یک تن و از یک زمین
لیک این هر دو در ت
از رو به روی آينه رد می شوم، یکهو می ایستم و به خودم زل می زنم._آممم تو چقدرر. بلند شدی!خود آينه ای ام لبخند می زند و بیشتر ژست می گیرد._چقدر، موهات بلند شده.دارد بهم لبخند میزند و موهایش را پریشان می کند._صبر کن ببینم.بهت زده می ایستد._این دو تا مو سفیده بلند شدن باز.کنارشان میزنم. یکی دو تا دیگر آن زیر میبینم. سه تا، پنج تا، شش تا، هفت تا، نه تا.نه تا موی سفید فقط همین جلوها.اولش که داشتم به خودم نگاه میکردم. دنبال یک راهی می گشتم که به خودم ثابت ک
ادامه داستان:
((معلوم نیست که چند سکه دیگر در آن شال پنهان کرده باشد تازه آن لباس گران و انگشترنقره اش با آن سنگ عقیق دلنوازش هم خود کیسه ای یا حتی کیسه هایی از طلاست. اگر آنها را به دست آورم دیگر لازم نیست که در این خرابه کنار این عبدالله احمق وقت بگذرانم با آن پول هایی که او نصیب من می کند و همچنین سکه هایی که خود دارم می توانم یک خانه زیبا و چند کنیز بگیرم ، فضل دیگر وقت آن رسیده که از این زندگی نکبت بار خلاصی یابی ، باید با او مهربانی کنم تا بتو
بنا به برخی روایت‌ها نخستین اتومبیل‌ها بیستم آذرماه ۱۲۷۹ در جریان سفر مظفرالدین‌ شاه به اروپا، وارد ایران شده است.
 

در آن زمان دو اتومبیل رنو را از پاریس به‌وسیله راه‌آهن و کشتی و از طریق روسیه و دریای خزر به ایران فرستادند. مردم به این اتومبیل مظفرالدین‌شاه کالسکه آتشی» می‌گفتند. این اتومبیل‌ها سرعتشان از ۴۰ کیلومتر بر ساعت نمی‌کرد و ظرفیت آن چهار نفر بود. گویا این دو اتومبیل خریداری ‌شده یکی در میانه راه به علت نقص فنی و م
موضوع: قطار
سکوت شدیدی تا دوردست‌های دور، همه جا گسترده شده بود، به طوری که گاهی صدایی می‌شنیدی و هیچ چیزی در سرتاسر افق مشاهده نمی‌کردی، و نمی‌دانستی که صدایی موهوم است یا پیام‌رسان ظاهر شدن چیزی از هر سوی ممکن. آفتاب نیز، سخت و تند و تیز، بر همه جا می‌تابید و تمام سطح پشت و موهای سر او را که سرپا نشسته بود، زیر اشعه‌های پرحرارت خود، می‌سوزاند.
او اما، بی تفاوت به همه‌ی این‌ها، خاموش و سر به زیر انداخته، تنها آه‌های گاه و بی‌گاهی می‌ک
پاییز در راه است و بهترین جلوه‌گاه آن پارک‌ها و جنگل‌ها است. دوست داری بر روی برگ‌های تازه‌ ریخته شده قدم بگذاری و صدای خش‌خش دلچسب‌شان را زیر پاهایت بشنوی. دوست داری تا چشم کار می‌کند درخت باشد و چمنزار و جنگل؛ و در دور‌دست‌ها غروب خورشید در افقی قرمز رنگ. منظره‌های پاییزی تا ابد در حافظه‌ی انسان حک می‌شوند و برای ثبت آن‌ها کجا بهتر از جنگل‌ها؟ یکی از بهترین جنگل‌هایی که می‌توانید روز‌های تابستانی منتهی به پاییز را در آن بگذرانی
شاه وقت و دولت اقدامات واضحی را در جهت تحکیم موضع خود در پیش گرفتند؛ از جمله تغییر در قانون اساسی در سال ۱۳۲۸ که طبق آن شاه می­توانست یک یا هر دو مجلس را حداقل دو بار در طول عمر خود منحل کند. اقدام دیگر گذراندن قانونی از مجلس بود که به موجب آن زمینه­ایی که رضا شاه به طور غیرقانونی غصب کرده بود به بنیادی تحت سرپرستی شاه انتقال می­یافت. اگرچه این قوانین با مخالفانی روبرو شد، اما در حد مخالفت کلامی باقی ماند. هنگامی که مجلس شانزدهم افتتاح شد، نیا
 ماهیت شناسی سپاه پاسداران
پاسخ مختصر به جناب آقای امید دانا ( نقد برنامه سپاه پاسداران، مرد تنهای تاریخ )
با درود و وقت بخیر حضور جناب آقای امید دانا  هموطن گرامی من برنامه شما به نام سپاه پاسداران، مرد تنهای تاریخ در برابر ایرانستیزان را مشاهده کرده ام و شنیده ام. من با عقیده شما درباره سپاه پاسداران مخالف میباشم. 
۱- سپاه پاسداران از بطن تهای ماکیاولیسم و میلیتاریسم امپریالیستی – اسلامی گام, به عرصه ت نهاده است. بنابراین توجیه ج
عکس آقای خامنه ای

تبلیغات

آخرین مطالب