نتایج پست ها برای عبارت :

احمدلله که نوکرتم الحمدلله مادرمی

خدایا نوکرتم که از هر چیزی چینی شو بهم دادی
8------------------------------------------------------------------------------------------------------------8
*-----------------------------------------------------------------------------------------------------------*
&----------------------------------------------------------------------------------------------------------&
@-----------------------------------------------------------------------------------------------------@
#------------------------------------------------------------------------------------------------------#
 
۲ سال پیش در چنین روزی ۲۹ اردیبهشت مشخص شد تا ۱۴۰۰ با ،الحمدلله همانطور که در کف جامعه لمس میکنید تحریم ها برنگشت،به عقب برنگشتیم،سفره ی مردم پهن تر و رنگین تر شد،عزت به پاس و پول ایرانی برگشت،پیاده روها دیوار نشد،تدبیر،امید را در کف جامعه جاری کرد،بازارها الحمدلله پررونق شد،تغییرات ملموس اتفاق افتاد،قلم ها نشکست،آزادی بیان تحقق یافت،از ی ها دور برجام بالاخره حاجت روا شدیم،آب خوزستان الحمدلله تامین شد،جوانان همه سر کار رف
بسم الله الرحمن الرحیم
سلام به همگی. ممنون لطف و محبت های بی کران تون هستم. الحمدلله رب العالمین من خوب هستم. از قدیم گفتند بادمجان بم آفت ندارد. خلاصه که این داستان من هم هست. بیماری و گوشواره و النگوهای مربوط بهش هستن :)) ولی مهم نیست. باید زندگی کرد و شاد بود. داستان های زیادی از سر گذروندم این مدت :)) که خب الحمدلله از همه فرازها و فرودها. بهترین اتفاقات این مدت دوره تندخوانی و تقویت حافظه ای بود که رفتم. به کمک تمرینات دوباره جدول ضرب را حفظ کر
چرا بعد از عطسه الحمدلله میگوییم ؟!
علت گفتن الحمدلله بعد از عطسه اینست که ضربان قلب در هنگام عطسه متوقف میشود و سرعت عطسه 100کیلومتر در ساعت است و اگر به شدت عطسه کردی ممکن است استخوانی از استخوان هایت بشکند و اگر سعی کنی جلو عطسه را بگیری باعث میشود خون در گردن و سر برگردد و سپس باعث مرگ شود و اگر در هنگام عطسه چشم هایت را باز بگذاری ممکن است از حدقه بیرون بیاید!و برای آگاهی در هنگام عطسه همه دستگاههای تنفسی و گوارشی و ادراری از کار می ایستد و
الحمدلله علی کل حال.الحمدلله علی نعماعه اجمعین.خدایا لطف تو اگر نبود از هلاک شدگان بودم.عین خواب و خیال همه اش از منظر چشمم داره رد میشه.وقتی پیامک نظام وظیفه اومد که مشکین شهر خودتو معرفی کن چطور به فاصله یک هفته تا کنکور دنیا سرم خراب شد.چطور با چشم گریون و بدنی خسته مینشستم پای کتاب و مجبور بودم بخونمشون.چطور دو ماهی که مرخصی گرفته بودم برای کنکور بخونم،ی پام نظام وظیفه بود ی پام دانشگاه قبلی برای توجیه غیبت .آخر سر هم درب و داغون میرسیدم خ
بسم الله الرحمن الرحیمخیلی وقت است که به نفس های شما و معجزه ی دعاهای خیرتان ایمان آورده ام. ماشاءالله لاحول ولا قوة الا بالله .الحمدلله رب العالمین الان در این دو ماه کمی بهترم به فضل خدا و دعاهای مکرر شما. به لطف خدا چکاپ جدید هم گفت که توده ها اندازه شان ثابت مانده و این یعنی الحمدلله اگر همین طوری بمانند مشکل خاصی نیست. مکافات های دانشگاه هم باز تا حدودی گذشت. :) در حال نوشتن صفحات پایانی مقاله ام هستم. امید به خدا که حتما تا قبل از مهلت مقر
اگر فردی به طوری سرش را به مهر بکوبد که سرش از مهر برداشته شود اگه غیر عمد صورت بگیرد نماز را باطل نمیکند اما اگر عمدی باشد باعث بطلان نماز میشود. ولی اگر در هنگام ذکر سرش از سجده بلند شود چه عمدی و چه غیر عمد نماز باطل میشود.
 
برای سجده روایات مختلفی نقل است که باید دست چگونه روی زمین باشد. اما معروف ترین آنها طبق روایت از امام صادق (ع) باید دو کف دست روی زمین باشد و اگر انگشت ها هم روی زمین نباشد اشکالی ندارد.
 
در سجده گفتن یک مرتبه ذکر (سبحان ا
میلادباسعادت عقیله العرب قهرمان کربلا حضرت زینب کبری (سلام الله علیها ) برتمام ارادتمندان به آن بزرگوار بویژه پرستاران عزیزمبارک باد
 
قال السجادعلیه السلام :یاعمه الحمدلله انت عالمه غیرمعلمه وفهمه غیرمفهمه
امام سجادعلیه السلام فرمود:عمه جان الحمدلله توعالمه ای هستی که کسی توراتعلیم نکرده است و فهیمه ای هستی که کسی توراتفهیم ننموده است. 
  در این پست از سایت غنی فایل دانلود طرح درس پیش دبستانی با موضوع آیه الحمدلله رب العالمین را برای شما قرار داده ایم. دانلود طرح درس پیش دبستانی با موضوع آیه الحمدلله رب العالمین در قالب فایل word وقابل ویرایش آماده خرید و دانلود می باشد.
 
لینک خرید و دانلود
 
در ادامه توضیحات تکمیلی این طرح درس پیش دبستانی را مشاهده می فرمایید.
شماره پست: ۳۲۸٫
تعداد صفحات: ۳ سه صفحه.
فرمت فایل: وردword و قابل ویرایش.
برای دانلود دانلود   طرح درس پیش دبستانی با موض
بسم الله الرحمن الرحیم
لحظه های عاشقی لحظه به لحظه به پایان میرسه.
الحمدلله الحمدلله عالی بود امسال
زنده ایم آیا سال دیگه؟؟
یاحسین .
دلمون تنگ میشه
صوت نوشت(+)  و (++)و (+++)
ذکر آخر روضه ها برای تعجیل فرج: امن یجیب المضطر
زیارت نصیبتون
امروز که هشتِ هشتِ نود و هشت باشد؛ -از قضا- اول ربیع‌الاول ۱۴۴۱ هم هست. صاد را اول ربیع‌الاول ۱۴۳۱ با بسم‌الله شروع کردم. آن روز بیست و هفت ساله بودم؛ و حالا سی و هفت را هم رد کرده‌ام. در طول ده سال در ۱۷۰۷ بیش از ۱۷۷۰ یادداشت نوشته‌ام؛ یعنی به عبارتی سالی ۱۷۷ تا؛ یعنی هر دو روز یکی! زندگی را هم -به گواه همین نوشته‌ها- در این سال‌ها دو تا یکی سر کرده‌ام؛ روزی به خوشی و روزی به تلخی؛ الحمدلله.شما که غریبه نیستید؛ دری نیست که در این سال‌ها نکوفت
جملات خاص» رهبرانقلاب در نماز بر پیکر سلیمانی»
 
 مقام معظم رهبری در نماز برای شهید قاسم سلیمانی عبارات اختصاصی را به کار بردند. رهبر معظم انقلاب در این نماز عبارت اللهم أدخلهم برحمتک برضوانک، فإنک توفیتهم مخلطین بدمائهم فی سبیل رضاک مستشهدین بین أیدیهم، مخلصین فی ذلک لوجهک الکریم؛ پروردگارا به رحمتت ایشان رابه بهشت داخل کن، تو جان آنها را در حالیکه در راه رضای تو غوطه ور در خونشان شده و به شهادت رسیده و با اخلاص رو به سوی تو بودند، گرف
بسم الله الرحمن الرحیمروزهای نرم و نارنجی پاییز و گره خوردن شان با ایام شادی و شعف اهل بیتانه بر همه مان مبارک باشد. الحمدلله که خداوند برای ریزش رحمت بی کرانه اش بر قلب و جان شهر و روح مان، بی بضاعت دستان کوچکمان نگاه نمی کند و هوای مان را با دست و دلبازی های مخصوص خودش دارد.گذر این چند روز در خانه کوچکمان از تمام لحظه های این چند ماه سرسبزتر و سریع تر بود. مانند خاطره ی مزه کردن نوشیدنی داغی در میان سوز زمستان کنار محبوب جان و دل. همین قدر دلچس
ناهید اینا امروز صبح زود رسیدن.
غروب بعد از دلگیری ها منتظر بودم برن تا یه دل سیر گریه کنم. تا فکر کنم و هی فکر ولی احتمال خیلی زیاد فکرای منفی و ناخوب.
هنوز نرفته بودن و توی چارچوب در بودن ک آجی پیام داد تنهایی؟ تا من بخوام جواب بدم چندبار زنگ زده بود.پشت هم.
اصلا نگران شده بود
بعدش گفت خودت خوبی؟ منم شروع کردم به حرف زدن.
۱۲ تومن تخفیف اسنپ فود داشتم. به آجی می گفتم که بگیرید استفاده کنید. فقط مال امشبه. قبول نمی کرد.
بعدش زنگ زد و گفت ک
طب اسلامی آقای تبریزیان جلسه بیستم
 
خلاصه جلسه ببستم
 
نحوه خوردن آب
خوردن آب به شکل عَب (ریختن آب در حلق) اشتباه و نهی شده است و نحوه صحیح آب خوردن مکیدن آب است. همچنیننباید آب را با یک نفس نوشید و باید دو یا سه مرتبه نوشید
رسول خدا ص: هرگاه کسی از شما آب نوشد و آن را با سه نفس بنوشد: نفس اول شکر خدا است و نفس دوم شیطان دفع می‌شود و نفس سوم: شفا (برای درمان بیماری درون انسان) است.
روایت: شخصی به آب نوشیدن حضرت رسول ص نگاه می‌کردند (چند نوبت): ایشان
بسم الله الرحمن الرحیم
الحمدلله موسسه حضرت استاد وزیری فرد و حضرت استاد ثقفی به نام بنـیــــاد فرهـــنگ و اندیشــــه انقــــلاب اســــلامی (اینجا) یکی از بهترین موسسات حوزوی در زمینه گفتمان انقلاب اسلامی و تبیین مفهومی الگوی تمدن نوین اسلامی است. الحمدلله داده نگاره های بسیار با کیفیت و وزینی در این موسسه تولید شده است که به جاست طلاب عزیز این اینفوگرافیک ها را همراه داشته و برای تبیین نهضت انتظار و گفتمان انقلاب اسلامی تا تمدن نوین اسلا
98/3/18 بود که تصمیم گرفتم از کارها و اعمالم مراقبه کنم.
به مدت یک هفته انجامش دادم.
هفته دومش ولی . 
ولی بله. کم کاری و غفلت کردم . .
اما خداروشکر که الان می تونم ادامه بدم.
الحمدلله. .
از همین چهارشنبه تا جمعه ، هفته دوم مراقبه ام باشه خوبه.
ان شاء. .
به نام خدای امام رضا علیه السلام:)
 
آرام گرفتم، صبح روز اول است، از طلوع کنارت هستم.
صحن به صحن چشم دوختم به سنگ فرش‌ها
تا برسم به دلبرترین سرا و نگاه و سلام و عرض ادب اولم آنجا باشد.
صحن انقلاب!
سر بلند کردم.
می‌گویند اذن دخول اشک است! من سراپا گریه‌ام، پس اجازه دارم؟
سلام می‌دهدم. 
صدای دعای عهد از بلندگو‌ها بلند می‌شود، همان جا رو به روی ایوان طلا می‌نشینم.
 مثل همه‌ی زائرها، دلم می‌رود برای انعکاس نور طلاییِ ایوان روی دست‌های خودم
خان اول: زایمان [done]
خان دوم: شیر دادن [done]
خان سوم: زردی [ done]
خان چهارم: بازگشت به زندگی و خانه، دوتایی من و پارسا [to do ]
خان پنجم: ختنه! [to do]
.
.
.
 
بیشتر از ۷ تا و این صوحبتاست! و خان های فرعی و کوچیکتر هم زیاد بودن. مثل‌مهمون ها و وضعیت جسمی خودم و .
+ پارسا خوبه الحمدلله ولی خودم، سرماخوردگی و بی خوابی و بی اشتهایی و گرفتگی‌ کمر‌ و .
#حدیث_مهدوی!
امام مهدی از دیدگاه امام حسن عسگری
زعموا انهم یریدون قتلی لیقطعوا نسلی، وقد کذب الله قولهم، و الحمدلله».
پنداشته اند که می توانند مرا بکشند و نسل مرا منقطع سازند، خدا را سپاس، که سخن آنها را دروغ درآورد».
ارشاد المفید/ ص349
امروز عید قربان هست ، روزی که حضرت ابراهیم اوج بندگی خودش رو به خدای مهربون اثبات کرد !
روزی که حضرت ابراهیم خودش رو ندید ، بچش رو ندید و فقط در برابر امر خدا تسلیم شد به خدا گفت خدایا من تسلیمتم ، من نوکرتم و واقعا همه جوره پای حرفش موند چیزی که خیلی از آدما توش گیرن و نمی تونن ارادت خودشون رو به خدا اثبات کنن
بیا از امروز اون منیّتی که باعث می شه از بندگی برای خدا کم بگذاریم ، رها بشیم و با نفس سرکش و مال دنیا مبارزه کنیم . قطعا خدا خودش کمک م
بسم الله الرحمن الرحیم ./
آبان هم تموم شد ، امروز اول آذر بود ! من هنوز همونم همونی که اول فروردین اهداف امسالش رو نوشت ! کارهایی که باید انجام بده . دیگه افتادیم تو سراشیبی و این روزای کوتاه تند تند دارن میگذرن که باز بهار بشه . یکم نگرانم که مبادا نتونم به کارهایی که باید تو ۹۸ بهشون میرسیدم برسم !
این روزا خیاطی کودک رو بهتر از قبل پیش گرفتم ، چرخ خیاطیمو دارم کم کم عوض میکنم ، البته که به امید خدا زودتر برسه دستم و پولم نره هوا :( مطالعه م رو د
هزار سال دیگر هم که بگذرد
هزار ضریح مطلا هم که برایت بسازند
ما باز هم برای کهنه پیراهنی که از تو دریغ شد، گریه می‌کنیم.
+مردهای خانه عازم تواند و باز من جاماندم.
+از ما جامانده‌ها چه بر می‌آید جز اینکه دور هم بنشینیم به روضه خوانی و اشک.
+الحمدلله علی کل نعمه
+المستغاث بک یا صاحب امان
بسم الله الرحمن الرحیم
الحمدلله موسسه حضرت استاد وزیری فرد و حضرت استاد ثقفی به نام بنـیــــاد فرهـــنگ و اندیشــــه انقــــلاب اســــلامی (اینجا) یکی از بهترین موسسات حوزوی در زمینه گفتمان انقلاب اسلامی و تبیین مفهومی الگوی تمدن نوین اسلامی است. الحمدلله داده نگاره های بسیار با کیفیت و وزینی در این موسسه تولید شده است که به جاست طلاب عزیز این اینفوگرافیک ها را همراه داشته و برای تبیین نهضت انتظار و گفتمان انقلاب اسلامی تا تمدن نوین اسلا
نعمتیه که با خدا به دست میاد خدا درِ خونه دلتُ می زنه متبرک می کنه دلت رو
با هیچ هیبتی، غیر حضور خودش 
به خونه دلت سر نمی زنه ااین اطمینان و رضایت
 
راهشم اینه که 
ایمان به غیب داشته باشی
چشم سر رو ببندیو
چشم دل باز بشه 
 
الذین یومنون بالغیب الم
 
قبل از ایمان آوردن هم تفسیر بسم الله الرحمن الرحیم  
بشه تمام زندگیت
الحمدلله رب العالمین رو زندگی کنی
و تا آخر حمد  
 
 
تا برسیم به قافله نعمت داده شده ها  
یا حبیب التوابین
 
اول. بالاخره روز موعود فرا رسید.
دیروز مدیر مدرسه شماره‌ی کارتم را گرفت و پرسید روزانه حقوق می خواهی یا ماهانه؟.و قبل از اینکه من  چیزی بگویم گفت ماهانه رد می‌کنم. اینطور برایت بهتر است، مثلا سیزده روز عید یا هر تعطیلی دیگری هم که اتفاق بیفتد تو باز حقوقت را داری. .
تشکر کردم. و رسماً معلم شدم.
در کوچه ای که از بالا به بلوار قیصر امین پور می‌رسد و از پایین به خیابان کاتوزیان، و شاید این کوچه همان کوچه ای است که قرار بوده
بسم الله الرحمن الرحیم 
الحمدلله و الصلاة و السلام علی سیدنا محمد و علی آله و صحبه و سلم
أما بعد : حمولة السویط القاطنه فی إقلیم الأهواز (المحمره و الحویزه و الحمیدیه )
تشتهر بعشیرة البوسویط و هکذا تلفظ " بو " بمعنی أن من سویط و هذا لیس فقط حال السویط بل أغلب العشایر و الحمایل فی الأهواز یضاف علی لقب حمولتهم " البو" مثل : البوغبیش ، البوناصر ، البوناهی ،البوبالد و البومحمد و .
بینیمو جراحی کردم یه هفته شد با امروز
اگه این سوالو ازم بپرسید که اگه برگردی به قبل، بازم عمل میکنی یا نه؟
جوابم
صد در صد بله هست.
بله راضی‌ام.
البته یه دلیلش خوب شدن بینیمه
وگرنه اگه راضیه راضی نبودم شاید پنحاه پنجاه میگفتم عمل میکردم.
سخت بود تو این یه هفته. درگیر ذهنی داشتم. اینکه این همه بینیا داغون، چرا من باید عمل میکردم. من که داشتم زندگیمو میکردم.
ولی الحمدلله جوری شد که از تمام حرفام تو این یه هفته پشیمون شدم.
با شروع پاییز، از کدو حلوایی غافل نشوید و به شیوه‌های مختلف به سفره‌تان واردش کنید.
با کدو حلوایی هم میتوانید کیک و چیز کیک درست کنید و به عنوان عصرانه یا برای تغذیه مدرسه بچه‌ها بگذارید. هم می‌توانید سوپ کدو حلوایی تند وتیز با چاشنی کاری بپزید و هم خورش کدو حلوایی یا کدو پلو بپزید. 
+الحمدلله علی کل نعمه
+المستغاث بک یا صاحب امان
از محاسنی که اینجا داره این هستش که  می تونی خونت را هر جور دوست داری بچینی بدون این که نگران قضاوت افراد باشی. مثلا اگه من این امکانو زمان ایران بودنم داشتم جهزیه ام شادتر میخریدم  ولی خب جوری خریدم که تا آخر عمر هم هرچقدر سلیقه ام عوض شد بازم همون بمونه واسم! الان که فعلا بیشتر عمر ازدواجمون با وسایل دست دوم و سومی که اینجا خریدیم سر شد! خداییش چالشه مهاجرت توانایی ها و ناتوانی هات را بدجور به رخت میکشه
 
مثلا من .بی خیال
الحمدلله علی کل حا
از محاسنی که اینجا داره این هستش که  می تونی خونت را هر جور دوست داری بچینی بدون این که نگران قضاوت افراد باشی. مثلا اگه من این امکانو زمان ایران بودنم داشتم جهزیه ام شادتر میخریدم  ولی خب جوری خریدم که تا آخر عمر هم هرچقدر سلیقه ام عوض شد بازم همون بمونه واسم! الان که فعلا بیشتر عمر ازدواجمون با وسایل دست دوم و سومی که اینجا خریدیم سر شد! خداییش چالشه مهاجرت توانایی ها و ناتوانی هات را بدجور به رخت میکشه
 
مثلا من .بی خیال
الحمدلله علی کل حا
بسم‌الله.
سلام!
+

زائرِ رند حاجت‌ش این است:
مرده آید، شهید برگردد.
-آقای احمد بابایی-
پ.ن:عکس را به وقتِ چهلمین روز از آخرین زیارت بچه‌های هیئت گرفتم در نمازخانه‌ی فرزانگان یک. الحمدلله بابت این که خدا به‌مان لطف می‌کند و اجازه می‌دهد که هر از گاهی از این مراسم‌ها راه بیندازیم توی مدرسه. لا موثر فی الوجود الا خودِ تو خداوند. تاثیر بده به کارِ ما :)
بسم الله الرحمن الرحیم
در پس فرودهایمان، امروز بر فراز بودیم. بالاخره بعد از سه ماه بیکاری، خانه را پی کسب روزی ترک کردی! می دانی، پشت سرت وقتی داشتم آیت الکرسی فوت می کردم، بغض و اندوه و دلشکستگی هایم را پشت در جا گذاشتم. خدا کند که راه گم کنند و دل سبکبالم را به حال خود واگذارند.
پ.ن: چه خوب گفتند
پ.ن۲: خیلی خوب بود.
 
الحمدلله علی کل حال .
 
بسم الله الرحمن الرحیم
اول. آسید ابراهیم خسروشاهی رحمه الله علیه دیدم که می گفت آقای بهجت رحمه الله علیه برایشان تعریف کرده که در بغداد کسی مریض شد (مرحوم آسید ابراهیم احتمال می داد که این شخص، خود آقای بهجت بوده). مریض را به بیمارستان بردند. بیمارستان پرستاری مسیحی داشت که گویا زیبا بود. این آقا اصلا به این پرستار توجه نداشت. روزی پرستار رو می کند به این آقا و می گوید: آقا مگر من زیبا نیستم، چرا به من نگاه نمی کنی؟!
آن آقا گویا فرموده اند که آخر
تا به حال اینقدر شور و شوق برای چیزی نداشتم. اینقدر تلاش برای قانع کردن پدرم نکرده بودم. و حالا بخش اول ماجرا اکی شده. و از ته دلم دارم دعا میکنم ک اون قسمت دوم هم درست بشه و چند ماه دیگ جایی ک فکر میکنم خوشحال خاهم بود باشم:) همچنان ب دعاهای شما شدیدن نیاز مندیم:)
پ.ن: بعد از ارسال درخاست، حسم این بود ک من تلاشمو کردم. جایگاه الانم خوبه و دوسش دارم و برای یه چیز بهتر هم تلاش کردم. دیگ باقی اش دست خداست. ی آرامش نسبی:) الحمدلله!
وقتی داشتم پست ۹۹ این وبلاگ را می نوشتم با خودم گفتم دوست دارم پست ۱۰۰ یه پست با یه محتوای متفاوت باشه و در همون لحظه حدس زدم احتمال میام و می نویسم که اون خانواده ی ایرانی چطور بودن و. اما به صورت کاملا محسوسی به عبارت "از یه لحظه دیگت خبر نداری" رسیدم. ما اون روز با دوستان نرفتیم بیرون چون اندکی قبل از قرار دچار لرز شدم و بعد تب و رفتم دکتر اما تبم رفت رو ۴۲ و یه هفته ای به خاطر ذات الریه بستری شدم.
چند روز قبلش شاکی بودم از روتین خسته ام خدا ج
وقتی داشتم پست ۹۹ این وبلاگ را می نوشتم با خودم گفتم دوست دارم پست ۱۰۰ یه پست با یه محتوای متفاوت باشه و در همون لحظه حدس زدم احتمال میام و می نویسم که اون خانواده ی ایرانی چطور بودن و. اما به صورت کاملا محسوسی به عبارت از یه لحظه دیگت خبر نداری  رسیدم. ما اون روز با دوستان نرفتیم بیرون چون اندکی قبل از قرار دچار لرز شدم و بعد تب و رفتم دکتر اما تبم رفت رو ۴۲ و یه هفته ای به خاطر ذات الریه بستری شدم.
چند روز قبلش شاکی بودم از روتین خسته ام خدا ج
برای اولین بار شنیدم که استغفار با توبه فرق داره! 
چقدر این روزها غرق لذتم از یادگرفتن الحمدلله
فرمودند: استغفاریعنی لحظه ای که ازش گذشتیم رو به خدا می سپاریم تا او با تمام ایمائش خلأهاش رو پر کنه! اینکه پیامبر هم استغفار می کردند بخاطر این بوده که به هرحال انسان بودن محدودیت داره. 
 
و توبه طرح و برنامه برای آینده ست. که انسان در حال با نیم نگاهی به گذشتهو در نظر داشتن آینده بتونه بهتر عمل کنه!
 
من که زبانم الکن است از توضیح کامل جزئیات زیاا
وقتی با نگرانی منتظر تشخیص دکتر هستی، وقتی روزها را می‌شماری تا نوبت گرفتن جواب آزمایش برسد، وقتی پشت در اتاق سیتی اسکن منتظر نوشتن گزارش پزشک نشسته‌ای؛ آرزو می‌کنی به روزهای قبل از این تعلیق و نگرانی برگردی. روزهای ساده‌ای که تمامش به کار و روزمرگی گذشته است. روزهایی که گاهی حوصله‌ات از یکنواختی‌اش سر رفته. روزهای بی خبری و خستگی حتی.
+کاش قدر همین روزهای عادی و معمولی را خیلی بدانیم.
+و قلیل من عبادی الشکور
الحمدلله علی کل نعمه
+الم
پیش زمینه حماسی و احساسی
شب اول محرم 98
هیئت ریحانه الحسین تهران
سید مجید بنی فاطمه
تو عشق آتشین و دل من عاشق ترین
 
(متن و سبک این زمینه زیبا رو در ادامه مطلب ببینید . کربلا نصیبتون)
 
 
متن مداحی:
 
 
 
تو عشق آتشین و دل من عاشق ترین
 اسمت رو تا میارم ضربان دلمو  ببین
نفسم به خود تو قسم 
هوسم اینه از قفسم
با نگات به حرم برسم
بی تو بی پناه و بی کسم
ممنون ای عشق که بی قرارم
من اشوبی جز تو ندارم
غرق تو شد روزگارم 
یا ثارالله الحمدلله
 
دلتنگی هام به
در تمام این مدت برای خوشبخت شدنش دعا میکردم. دعامیکردم که جبران بشود شکستن دلی که دست من نبود و خدا خودش شاهد تلاش هایم بود. از اخرین باری که زیر قبه ارباب دعا کردم تا شنیدن خبر ازدواجش زیاد نمیگذرد. خوشحالم؛ برای زوجیت های جدید. برای هر دختر و پسری که عاقبت در کنار یارشان به ارامش میرسند برای ادامه راه زندگی.
اما به هرحال بعضی شبها راحت نمیگذرد. تمام زندگی ات جلوی چشمت می اید. بی انکه بخواهی.
قصه زندگی ما ادم ها قصه تقدیرها و تغییرها، قصه های ع
+حس میکنم بابا کاملا به شکمو بودن من آگاهه!
 
+با اینکه مدتیه هیچ نگاهی به برنامه زیباییم نمیندازم، روتین شبانه‌ام رو کاملا رعایت میکنم، خب خداروشکر.
 
+نماز خوندنم مدتیه خیلی بهتر شده و به دلم بیشتر میشینه الحمدلله. شبا هم معمولا تسبیحات اربعه میگم، عادتیه که از مشهد اوردم :)
 
+شبا با خدا حرف میزنم و اصلا یه لذتی داره که نگو. اگه یه وقتایی حرف نزنم با خدا حس میکنم گم شده ام و آروم و قرار ندارم و همش یه چیزیمه. وقتی حرف میزنم با خدا یهو همه چی خوب
دنیای پسرا عجب دنیای سختیه! همش رقابت همش جنگ همش قدرت دارن منچ بازی میکنن ، اما انگار جنگ جهانیه! دو ساعته دارن مهره های همدیگه رو میزنن :)) خخخخ خب چ کاریه صلح آمیز بازی کنین دیگه - برو بابا مثل شما دخترا خوبه که دلتون نمیاد مهره های همو بزنین وای اگه بزنی من دیگه بازی نمیکنم ماماااان این مهره ی منو زد باید بجنگی اینه بازی پسرا همچین دعا میکنن سر منچ که تو عبادت شب قدر اینطور دعا نمیکنن :| - خدایا نوکرتم ب مولا ی شیش بیاد شیش میاد خدایا شکررر
الحمدلله در چهارمین روز قهرمون دوباره رسیدیم به مرحله ای که تا اون حد نادیده گرفته بشم که برام بشقاب و قاشقی سر سفره اورده نشه.دفعه قبل این مرحله یک سال طول کشید اخرش به خون ریزی معده و بیمارستان و تزریق خون و شش ماه تو رخت خواب افتادنم رسید.
این بار به کجا ختم بشه الله اعلم
برای ثبت در تاریخ بمونه که دعوا سر چی شروع شد؟
 سر اینکه یادم رفت دکمه ماشین لباسشویی رو بچرخونم.
#دیروز یکی شماره م رو خواست برای معرفی و امر خیر. فعلا ندادم اما همون لحظه ب
یارحمان 
اربعین کربلا بودم 
و حالا خواهم نوشت از سفر عشق 
قبل سفر به هیچ کسی نگفتم جز خانواده و اونایی که دیگه بخوای نخوای اطلاع داشتن 
وقتی رسیدم بین الحرمین و دقیقا وسط بهشت بودم 
گفتم حالا وقتشه که بنویسم کربلام  
#الحمدلله 
دلهره ای که ازش حرف میزدم همین بود 
که نکنه دعوت نشم ؟ نکنه نیام کربلا ؟ و نکنه های زیادی . 
خداروشکر که در پناه حسینم علیه السلام 
 
 
یآعلی 
 
 
سلام الحمدلله امروز اولین روضمون برگزار شد . من بودم و صابخونه و دختر و عروسش و سه تا از دوستان و مادر روضه خون . روضه خون از امام زمان عج خوندن و درمورد نماز سخنرانی کردن . تو روضه سیب قرمز کوچیک دادیم . خیلی بوی خوبی میداد 
امشب به پیشنهاد شوهر یکی از دوستان رفتیم روضه تو یکی از محله های پایین شهر . خیلی قشنگ بود . پشت بوم رو سیاهی زده بودن و سقف زده بودن . مداح یه پیر مرد سید بود که مداحی های قدیمی میخوند خیلی فضای فازی داشت . 
 
امشب رفتیم بعد روض
سلام الحمدلله امروز اولین روضمون برگزار شد . من بودم و صابخونه و دختر و عروسش و سه تا از دوستان و مادر روضه خون . روضه خون از امام زمان عج خوندن و درمورد نماز سخنرانی کردن . تو روضه سیب قرمز کوچیک دادیم . خیلی بوی خوبی میداد 
امشب به پیشنهاد شوهر یکی از دوستان رفتیم روضه تو یکی از محله های پایین شهر . خیلی قشنگ بود . پشت بوم رو سیاهی زده بودن و سقف زده بودن . مداح یه پیر مرد سید بود که مداحی های قدیمی میخوند خیلی فضای فازی داشت . 
 
امشب رفتیم بعد روض
 
 
 
 
بسماللّه‌الرّحمن‌الرّحیم
 
 
الحمدللّه‌ ربّ العالمین و الصّلاة و السّلام علی سیّدنا محمّد و آله الطّاهرین و علی آله الاطیبین الاطهرین المنتجبین سیّما بقیّة ‌اللّه فی الارضین.
 
● ظرفیّت بسیج، نشان‌دهنده‌ی توان بسیج برای حضور در بخشهای مختلف کشور
 
خیلی خوش‌آمدید؛ جلسه‌ی امروز حقیقتاً جلسه‌ی بسیار مفید و درس‌آموزی بود و نشان داد
ادامه مطلب
هوالرئوف الرحیم
شب یازده محرم یعنی عاشورا شب، با مامان اینها رفتیم تعزیه. 
عجیب تعزیه ای بود.
حالم دگرگووون. اصلا وضعی.
فقط مامان بنده خدا نشد بره تو فاز. بخاطر رضوان. مجبور بود هی داستان طور تعریف کنه که هم نترسه، هم زده نشه، هم چیز یاد بگیره.
الحمدلله تاثیرات خوبی از اون شب توش دیدم. حرف زدنش در مورد امام حسین علیه السلام و امام زمان عجل الله داره شکل میگیره. 
خدا توفیقشون بده.
 
 
 
 
بسم الله الرحمن الرحیم
خدای مهربان شاهده، چند دقیقه بعد از نوشتن مطلب قبلی، اخبار ساعت ۹ ، از آخرین دست‌نوشته سردار گفت.
این کلمات ملکوتی رو فقط کسی می‌تونه نوشته باشه که اهل دیدار حق بوده باشه. اصلا نمی‌شد که کسی اهل سلوک نباشه و حاج قاسم بشه؛ سندش رو هم خدا نشونمون داد.
همه اینها رو ما دلتنگ‌تر و بی‌قرارتر می‌کنه.
* خدا رو شکر بچه‌ها مدرسه‌ان. می‌شه بدون ملاحظه هیچ چیز و هیچ کس ضجه زد برای سردار عارفی که از دست دادیم.
 
الهی لا ت
واکنش مردهای دور و بر موقع خوردن غذای همسر1- مرد همون طوری که لقمه اول به نیمه های زبونش رسیده: خانم. میگم جدیدا دستت لرزش پیدا کرده? یا شاید بازم موقع ریختن نمک ادویه غذا حرفای اقدس خانم از پشت تلفن حواست و پرت کرد?- خانم خونه: :/ :| میگم اصلا این غذا به پرزهای چشایی شما برخوردم کرد?2- مرد که در حال خوردن آخرین قاشق غذاشه میگه: الحمدلله.+ خانم خونه که از لقمه اول به دهان مبارک همسر خیره شده میگه: طعمش خوب بود? خوشمزه بود?- مرد خونه که لقمه اش رو قورت د
الحمدلله قالب جدید تو دهه فجر آماده شد و شیرینی چهلمین سالگرد پیروزی انقلاب برای ما شیرین تر شد. ان شاءالله زین پس با قالب جدید درخدمتیم و با مطالبی نو و دست اول. باشد که مفید باشد و مورد استفاده قرار بگیرد. اللّهمّ وفّقنا بِما تُحبُّ و تَرضی»
خدمت دوستان عارضم که در جمعی کارکنان شرکت، به ترتیب روزانه یک صفحه از قرآن به همراه ترجمه تلاوت میشود. روز شنبه گذشته که اربعین حسینی (ع) بود و شرکت تعطیل .فردای اربعین یعنی روز یکشنبه که الحمدلله جمع زیادی از کارکنان شرکت از زیارت امام حسین برگشته بودند صفحه ای که نوبت قرائت بود صفحه 593 یعنی سوره مبارکه فجر بود که تلاوت شد . البته در تفاسیر قرآن کریم این سوره را سوره امام حسین (ع) نام برده اند و ما این تقارن زیبا را در خاطر سپردیم.
بسم الله الرحمن الرحیممیوه اگر زودتر از موعد به دستت برسد کال و نارس است و بابت طعم ناپخته ای که دارد دلت را می زند و تو با وجود همه خوشمزگی هایش قدر و ارزش آن را نخواهی دانست. هر چیزی زمانی دارد، وقتش که برسد، می رسد و شیرینی اش خوب به جسمت می نشیند. باید وقتش رسیده باشد .کتاب ها برای من همیشه همین طورند. با همه کتاب هایم این را بارها چشیده ام، تا زمانشان نرسد مزه شان زیر زبانم کال است و روی دور کند یک جایی مزه کردن شان متوقف می شود.نفس عمییییق
امشب وسط روضه هواشو کردم بدجور.یک جنس دلتنگی خاص.گرچه همین یک ساعت پیش تلفنی باهاش صحبت کرده بودم ولی دلم هواشو کرده.نمی دونم حکمتش چیه که وسط روضه حضرت علی اکبر(ع)، آدم هوای باباشو کنه.کاش تهران بود.کاش من اونجا بودم.قطعا لحظه ای در دیدارش تعلل نمی کردم.وسط واحد خوندن حاجی، اینستا رو چک کردم.حسینیه اعظم فیلم دسته فردا رو آپلود کرده.جایی از فیلم با بابا مصاحبه کرده.غربت بده.خوب غربت هم بده.الحمدلله علی کل حال 
سلام
یه آقایی تو مدرسه دبیرستان من بود که فکر کنم مدیر و گنده ترین آدم اونجا بود که مثلا بیشتر سرمایه مدرسه رو صاحب بود و . . من متنفر بودم ازش چون اولا احساس میکرد میتونست ادبیات درس بده، میومد سر کلاس موسیقی سنتی میزاشت و شعر و . می‌خوند یا حداکثر دیگه میگفت یکی از روی درس بخونه. یه سال اومد سر کلاس درس اول که سعدی و هر نفسی که برون میرود و . رو درس داد و گفت کار من اینجا تمومه. یه مدت کلا نبود بعدشم این فارغ تحصیل ها رو می‌فرستاد لغت های تهه
دوست داشتم وقتی نور گنبدت صورتم را روشن می‌کند و چشمم به پرچمت می افتد، روبه رویت زانو بزنم. دست هایم را به کف حرمت متبرک کنم. چفیه ام را بیندازم روی صورتم و از دست خودم و زندگی که تباه کردم، هق هق گریه کنم و بگویم: ببخش. خوب نیستم که مرا ببینی و حظ کنی. خراب آمدم درستم کنی. شبیه حرف هایی که در خلوت هایم میزدم و تو از افلاک می آمدی پایین. کنارم می‌نشستی و گوش میدادی.
اما نشد. تقصیر کاروان بود یا قلب من قسی شده بود یا شما غصه ها را از قلبم برداشته بو
دیروز داداشم پیام داد که ما شام میایم خونتون.
منم جواب دادم آخ جوون، بعد سه شب بالاخره شام می خورم.
عصری دوباره اس ام اس داد که نمیایم ولی برات شام میارم.
امشب هم اومدن خونمون و کلی غذا درست کردن.
این طوری شد که دیگه من شام دارم.
 
مامان بابام زنگ زدن و گفتن که امشب رفتن سامری.
یاد سفر سال ۹۵ مون افتادم، یک شب و دو روز حرم سامری موندیم و مهمون حضرت صاحب بودیم.
اون موقع با خدا عهد کردم که یک دختر صالح و نیک سیرت بهم بده و اسمشو بذارم نرگس.
از اون جا ش
ما آدم‌های ضعیف، در شرایط مزمن مشاهدهٔ رفتارهای غلط جمعی و در سایهٔ صبر و سکوت پروردگار عالم، کم‌کم به بیخیال، مگه چی می‌شه؟»های زیادی عادت می‌کنیم. اما خداوند دوستمان داشته که محب شما اهل بیت هستیم و در موقعیت‌های زمانی مختلف، به بهانه‌های گوناگون، کلام و منشتان را مرور می‌کنیم. ادب و بندگیتان در برابر پروردگار، مفاهیم والای انسانی در فرمایشات و منشتان و اعتقاد راسختان به فرمان‌های پروردگار عالم، در میانهٔ همهٔ این ابتلائات، دوب
و ما بالاخره گچ آبی دست علی رو باز کردیم! اونم درست زمانی که تازه با گچ دستش رفیق شده بود و تازه پی برده بود که اگه با سرعت صدکیلومتر بر ثانیه هم دستش رو روی شیئی بکوبه، دردش نمیاد، هرچند جسم مقابل پودر بشه!
یعنی دیگه این آخریا نزدیک بود خودمون بریم بیمارستان سرو کله ی شکسته مون رو گچ بگیریم از بس فرت فرت گچ آبیش رو کوبوند تو سر و فرق و دماغ و چش وچارمون! (ایشون ابراز محبتش این شکلیه که میره عقب، و سپس با سرعت قرقی خودشو پرت میکنه روی فرد مورد لطف!
+ تا نصفش رفتم، به شدت درگیرکننده است، گاهی اصلا متوجه گذر زمان نمیشم :)
+ تا چند روز دیگه وارد سه ماهه سوم میشم. حالم خوبه خدا رو شکر البته اگر نوسانات خلقی، حساسیت و زودرنجی هامو فاکتور بگیریم! سعی میکنم خودمو شاد نگه دارم. ولی بعضی وقتا انحراف فکرم به مسائل خوب و مثبت واقعا سخت میشه.
+ از سیسمونی فقط سفارش تخت مونده. بقیه چیزا الحمدلله خریده شد :جیغ دست هورا 
+ باهاش حرف میزنم، اسمشو صدا میکنم ولی ترکیب مامان ارکیده هنوز برای خودم عجیبه :))
+
یک آن که دیروز خود را وارسی می کردم، دیدم از گذر عمر هیچ ندارم در حال. بسیاری از چیزها که می دانستم از یادم رفته است، بسیاری از مهارت ها هم، شوق و شورها هم کم کم رخت بربسته، دلخستگی ها جای دلبستگی ها نشسته، دردهای جسمانی بعضاً عارض شده و خلاصه اینکه کاهیده شده ام به معنی تام کلمه. در همین فکرها بودم که شوقی سرازیر شد به سان آن شعر سیّد که "دارایی من دلی ست سرسبز ز عشق .". یک حال درویشی ِ سرخوشی مانده است که با تمام گذشته آن را معاوضه نمی کنم. الحمد
قال رَسُولُ اللّهِ صَلَّى اللّهُ
عَلَیْهِ وَ آلِهِ وَ سَلَّمَ
ثَلَاثٌ مَنْ کُنَّ فِیهِ فَهُوَ
مُنَافِق‏:
إِذَا حَدَّثَ کَذَبَ
وَ إِذَا وَعَدَ أَخْلَفَ
وَ إِذَا اؤْتُمِنَ خَان‏  
نشان منافق سه چیز است:
سخن به دروغ بگوید.
وقتی وعده دهد تخلف کند.
در امانت خیانت نماید.
تحف العقول ص 316
البته خدا ازتون نگذره اگه فکر کنید
منظورم اینه که منافق است. ایشون خیلی پاکدست، راستگو و امین است و اگر هم
وعده ای داده یا میده حتما عمل میکنه. الحمدل
خدایا شکرت که به من توفیق دادی این 28 روز شکرت رو به جا بیارم و تا بتونم و حسم خوب باشه باز هم توی دوره ی شکرگزاری شرکت می کنم و شکرت رو به جا میارم.
خدایا شکرت که آدم های اشتباهی رو از زندگیم بیرون انداختی و آدم های بی نهایت خوبت رو وارد زندگیم کردی.
خدایا شکرت که ذهنم و خودم ثروتمند هستیم.
خدایا شکرت بابت اینکه کمکم کردی به آرزوم کم کم برسم و هنوز هم دارم رشد میکنم
خدایا شکرت بابت دوستای وفادار و عزیزم که کمکم می کنند ، کنارم هستندو هیچ منت
سلام خدمت همراهان جهادی با سلام و تشکر از دوستان و برادران جهادی که آمادگی لازم رو جهت اعزام گروهشون به مناطق سیل زده سیستان اعلام نمودن با توجه به گزارشات تیم شناسایی و رایزنی با بچه های مرکز جهادی سیستان ، مناطق سیل زده نیاز به نیروی انسانی ندارن و الحمدلله بچه های جهادی مناطق سیستان پای کار هستندنیازهای مناطق سیل زده طبق ارزیابی ها به شرح ذیل هست: وسایل گرمایشی چادر وسایل پمپ و کفکش آب معدنی لباس گرم کنسروجات و جیره خشک مانند برنج ،حبوب
با پیشنهاد سرور ارجمندم جناب آقای دکتر مدرسی و حمایت‌های مؤسسه مسیر رسانه، یک دوره‌ی فشرده و تخصصی را در شهر کرج برای خواهران فرهیخته و بسیار محترم فعال در عرصه‌های مختلف فرهنگی طراحی کرده و از امروز اجرای آن را آغاز کردیم.در نشست های پیاپی از صبح تا بعدازظهر ابتدا مبحث تاریخچه اوقات فراغت و صنعت سرگرمی را به تفصیل مطرح کردم و در ادامه با ورود به حوزه‌ی سواد اطلاعاتی»، به اجرای دو فعالیت زندگی ابری» و چشم‌انداز رسانه‌های اجتماعی» ب
آخرین دست نوشته سپهبد سردار قاسم سلیمانی:
الحمدلله رب العالمین
خداوندا مرا پاکیزه بپذیر
خداوندا عاشق دیدارتم
همان دیداری که موسی را ناتوان از ایستادن و نفس کشیدن نمود
مداحی محمود کریمی در مورد حاج قاسم سلیمانی برای دانلود به صفحه ی بعد مراجعه کنید
ادامه مطلب
بسم الله النور
 
لطف خدارو ببین درست همان لحظه ای که درمانده شده بودم به خاطرَش(امروز آخرین روز دانشگاهه و جزوه ی این درس مانده بود ، کلاس ساعت هشت تا ده بود آمدم دیدم کلاس خالی ست رفتم پرسیدم گفتند افتاده به سه تا چهار و نیم من هم چهار بلیط برگشتم بود و میخواستم بقیه روز را پیش علی و مادرم باشم به مامانم زنگ زدم که چه کار کنم که همان لحظه دوست دبیرستانی ام را که میدانستم جزوه هایش کامل  است دیدم و رفتم پیشش گفتم خداراشکر که دیدمت واقعا خداراشک
  خانه سرد است . اتاق سرد است . چند روزی است سر کوچه منتظر نعمت نفتی ام . نعمت همیشه به موقع می آمد، باید اتفاقی برایش افتاده باشد . هیچکس از او خبری ندارد. دکان نعمت انتهای بن بست حصیرفروشان است .نعمت با اینکه کمی شیرین می زند اما مادر همیشه احترامش را دارد. و صدایش می کند: آقا نعمت » .و انعامش را فراموش نمی کند. پیت های بیست لیتری خالی اند. مادر از درد زانو می نالد. دوست دارم زانوهایش را کمی بمالم اما او شرم دارد و اجازه نمی دهد.
دوباره برمی گردم س
خاطره :از کارایی های فیزیک
 
از همان نوجوانی هایم، روابط اجتماعی خوبی داشتم اما ارتباط با بعضی ها برایم سخت بود. این یکی هم از همان ها بود! جلو رفتم کتاب را دستش دادم و لبخند زدم و برگشتم. هنوز چند قدمی دور نشده بودم که صدایم کرد. برگشتم به سمتش. گفت: نمی تونم بخونم. خیلی پیامک برام میاد.یاد شاگردانم افتادم. گفتم من خودم معلم فیزیکم، برای بچه های کلاسم از این کتاب ها بردم. خیلی خوششون اومد. حیفه نخونی!با تعجب بسیار نگاهم کرد: به شما نمی خوره معلم ب
دیروز داشتم فکر می‌کردم اولین و شاید مهم‌ترین معلم زندگی من کیه، معلم اول دبستانم؟ یادم اومد من وقتی رفتم کلاس اول، هم می‌نوشتم، هم می‌خوندم، حتی قرآن‌های با خط شکسته رو. و بعد یادم اومد که هدهد و عسل، که چهار و پنج سال از من بزرگترن اینا رو بهم یاد دادن! یعنی وقتی نه و ده ساله بودن. هر سال روز معلم رو بهشون تبریک می‌گفتم، چون تا یکی دو سال پیش تدریس می‌کردن. اما امسال تصمیم گرفتم به دلیل بهتری بهشون تبریک بگم، به دلیل اینکه معلم خود منم بو
نفیسه امروز اومد خونه مون. دیدن یه رفیق وبلاگیِ دیگه حس خوبی داشت. نمی دونم چند مدت نوشتم. شاید خیلی کم. ولی دیدن نفیسه بعنوان سومین بلاگر ، بعد از خانم حداد و آقای عادل مهربان ، خیلی بیشتر خوشحالم کرد. شاید بخاطر اینکه با نفیسه هم همسن بودیم و هم همجنس. شاید بخاطر اینکه تو وب خودش کم مینوشت و نظراتش همیشه خصوصی بود و منو کنجکاو کرده بود تا بیشتر بشناسمش. و حالا میتونم بگم که شاید فقط و فقط بخاطر حرفای نفیسه قصد کردم تو شرایطی که موبایلمو کاملا
بسم الله الرحمن الرحیم
رمضان ماه قرآن و بهار قرآن است و چه زیباست که در این ماه برای مهجوریت زدائی از قرآن همه کمر همت بالا بزنیم و کاری کنیم، مداحان به تناسب پیشه ی خود روضه ها و مناجات های قرآنی بخوانند، حوزویون دروس تفسیر و تدبر در قرآن بر پا کنند، عامه ی مردم هم خود را به تلاوت و فهم قرآن عادت دهند.الحمدلله امسال ماه رمضان استاد شهاب الدین علائی نژاد از اساتید بزرگوار و فاضل مدرسه ی علمیه ی معصومیه درس تفسیر و تبیین قرآن کریم را در سایه فه
وارد سی آبان شدیم و به لطف سیستم بسیار منظم و بابرنامه اداری من هنوز ابلاغیه مو نگرفتم و رفت تااااا شنبه که آیا کارشناس عزیز بعد یه هفته رفتن اومدن من اون برگه رو بده بهم و بعدش فقططط بذارین برررررررررم من
دیگه الحمدلله از تمام مکان های مجازی موجود برای حرف زدن فقط همین جا مونده و خب بهونه بدی نیست برای بیشتر نوشتن و ثبت این روزا.روزایی که یجورایی برای من شروع یه مرحله جدید زندگیه.که کلی هم شوق دارم بابتش هم نگرانی.
امیدوارم روزای خوبی ج
۴۹۰ – خاک در یار الحمدلله علی معدله السلطان       احمد شیخ اویس حسن ایلخانی خان بن خان و شهنشاه شهنشاه نژاد   آنکه می زیبد اگر جان جهانش خوانی دیده نادیده به اقبال توایمان آورد       مرحبا ای به چنین لطف خدا ارزانی ماه اگر بی تو بر آید به … خاک در یار – احمد الله علی معدله السلطان – غزل ۴۷۲ – ۴۹۰
منبع : فالگیر
بسم الله الرحمن الرحیم
بود شبی که نام ارباب بهش گره خورده شبی که  مادرزائر مزار حسینشه
از فرط خستگی خیلی زود خوابیدم .
خواب دیدم زائر حرم قره عین المرتضی زینب کبری خواهر ارباب  هستم
تنها نبودم دونفر دیگه همراهم بودن یه نفرشون خیلی کوچولو بود اسمش حسین بود تو بغلم آروم خوابیده بود انگار من مادرش بودم.
از 15 سالگی چشم هایم حرم بانو را ندیده بود که الحمدلله در خواب حاصل شد
 
 
این روزها برای من غارتنهایی خیلی لذت بخش شده
این روزها همش د
بسم الله الرحمن الرحیم 
توی زندگی بعضی هایمان پر است از چیزهایی که باید از یک جایی به بعد کنار گذاشته می شدند. دوستی ها، دلبستگی ها، شغل ها، علاقه مندی ها، لوازم و وسایل شخصی، عقاید و تفکرات و هزاران چیز دیگر که از آن ها به وقتش دل نکندیم و مدام خودمان را راضی کردیم که کج دار و مریض با آن ها طی کنیم. انگار که جزئی از عادات روزمره مان شده بودند و دلش را نداشتیم خودمان را در وضعیت جدیدی با عادت جدیدی ببینیم. 
نه آبان که بیاید، دو ماه و خرده ای می
بسم الله الرحمن الرحیم
قدیم ترها فکر می کرد می شود در همین دنیا؛ 
هم به دنیا رسید و هم به آخرت
ولی؛ 
گاهی باید از دنیا گذشت تا به آخرت رسید
و این گونه می شود که فرد می تواند "اولوا بقیه" باشد.
یعنی باقیاتی را برای آخرت اش کنار بگذارد.
و این گونه خیلی از آیات را
شاید نتوان
به دنیایی های محض نشان داد
و شاید مراد از این آیه که می گوید: 
افرادی که دنیا را می خواهند به آن ها می دهیم
ولی نصیبی از آخرت برای آن ها نمی گذاریم
شاید مراد همین باشد
همی
نام کتاب: گذری و نظری به برخی استانداردهاناشر: سازمان ملی استاندارد ایران www.isir.orgسال انتشار : اسفند ۱۳۹۳تعداد صفحات : ۴۸ صفحهاندازه صفحات: ۲۱×۱۰عکس : داردمحل نگهداری کتاب: کتابخانه‌ی هلال احمر شهر بیجارتاریخ مطالعه‌ی اول: بعد از ظهر و شب پنج‌شنبه ۱۹ دی ۹۸
* معرفی و بررسی: بسم الله الرحمن الرحیماین کتاب به طور مختصر به تاریخچه و تعریف و انواع استاندارد ؛ و همچنین برخی استانداردهای ایران در مورد مواد خوراکی و خودرو و محصولات متفرقه مثل دستما
سلام
الحمدلله دو سه ساعتی میشه رسیدیم خونه راستش خیلی منتظر این لحظه بودیم، با اینکه جدا شدن از هر کدوم از حرم ها خیلی سخت بود، مخصوصا حرم آقا امیرالمومنین علیه السلام، اما خیلی خسته شده بودیم و دلمون می خواست زودتر برسیم خونه!
یه تجربه ی عالی تو این سفر دو شب خوابیدن تو حرم بود. یکی سه شنبه شب، توی حرم آقا امام هادی و امام حسن عسکری علیهما السلام که خیلیییییییی لذت داشت. و دومی دیشب، ، تو حرم آقا امیرالمومنین علیه السلام.
جالبی این
الحمدلله الّذی جعلنا من المتمسکین بولایه مولانا امیرالمومنین .
                   *********************
ای کاروان ! ای کاروان من شب رو نیستم
                             من پهلوان عالمم تیغ رویارو زنم
بر قدسیان آسمان من هر شبی یاهو زنم
                             گر صوفی از لا دم زند من دم ز الا هو زنم
باز هوایی نیستم تا تیهوی جان آورم
                             عنقای قاف غربتم کی بانگ بر تیهو زنم؟
خاقان اردو دار اگر از جان مگردد ایل من
                     
من هر وقت در مورد گروه‌هایی که مشی مبارزهٔ مسلحانه و ترور افراد رو داشتن، می‌خوندم، تلویحا سرم رو با تاسف ت می‌دادم به نشانهٔ نچ‌نچ» که یعنی این چه کاریه آخه؟» که چی بشه؟» این راهشه واقعا؟»منتها الان می‌بینم کاملا درکشون می‌کنم. نه تنها این گروه‌ها رو، بلکه فاشیست‌ها رو هم الان راحت‌تر می‌تونم درک کنم.
ممنون آقای ! شما قدرت فهم ما رو از مسائل تاریخی، واقعا بالا بردید.
ضمن این که البته شرایطی ایجاد کردید که ما می‌تونیم به
بسم الله
بسم الله الرّحمن الرّحیمالحمدلله ربّ العالمین والصّلاة و السّلام علی سیّدنا و نبیّنا ابی‌القاسم المصطفی محمّد و علی آله الاطیبین الاطهرین المنتجبین سیّما بقیّة‌الله فی الارضین. خیلی خوش آمدید؛ برادران عزیز خواهران عزیز. مردم عزیز و با افتخار قم.  این مراسم ۴۰  یا ۴۱ سال است که هر سال برگزار میشود با عظمت؛ مرم سراسر کشور چشمشان به مردم قم است در روز ۱۹ دی  به مناسبت آن حادثه‌ی بسیار مهم و تاریخ‌ساز. یک جمله درباره‌ی این مسئله‌
بسم الله
بسم الله الرّحمن الرّحیمالحمدلله ربّ العالمین والصّلاة و السّلام علی سیّدنا و نبیّنا ابی‌القاسم المصطفی محمّد و علی آله الاطیبین الاطهرین المنتجبین سیّما بقیّة‌الله فی الارضین. خیلی خوش آمدید؛ برادران عزیز خواهران عزیز. مردم عزیز و با افتخار قم.  این مراسم ۴۰  یا ۴۱ سال است که هر سال برگزار میشود با عظمت؛ مرم سراسر کشور چشمشان به مردم قم است در روز ۱۹ دی  به مناسبت آن حادثه‌ی بسیار مهم و تاریخ‌ساز. یک جمله درباره‌ی این مسئله‌
صبح زود رسیدم خونه.
بابام لباس پوشیده بود بره دنبال برادرم بگرده.
با هم رفتیم.
شهر مثل منطقه جنگی بود، چراغ راهنمایی نبود، نرده های جدا کننده بی آر تی ها رو کنده بودن و هنوز از بعضی بانک ها که دیشب سوزونده بودن دود میومد بیرون. 
رفتیم زندان، گفتن تو لیست ما اسمش نیست.
یگان ویژه، گفتن هیچ کس رو اینجا نیوردن.
امنیت اخلاقی، گفتن نیست.
دل نگران برگشتیم.
.
دم ظهر یکی از دوستان زنگ زدن و گفتن از طریق یه بنده خدایی پیگیری کردن و فهمیدن توی اطلاعات فل
دیشب ایران مال بودم.به بهانه برگزاری نمایشگاه کیف و کفش چرم و الخ.ضمن نقد جدی به تبلیغات گسترده این نمایشگاه کذایی که علی الظاهر فقط برای حضور پررنگ مردم جهت بازدید از پروژه عظیم (به معنای واقعی)، ایران مال بود، باید گفت.غالب مردم، علی رغم آنچه تبلیغات می شود و می شنویم و به نظر می رسند، مذهبی هستند، الحمدلله.چرا؟مشت نمونه خروار. سر صلوه مغرب، همه نمازخانه های ایران مال، مالامال از انواع آدم ها بود. از فکل زده سه تیغ تا ریشوی دمپایی پوش. جا
کتابهای پیشنهادی با موضوع عاشورا و قیام سرخ حضرت امام حسین علیه‌السلام: 
*کتاب آه، یاسین حجازی، جام طهور 
*سحاب رحمت، عباس اسماعیلی یزدی
*حماسه حسینی، شهید مطهری
*فردا مسافرم، مریم راهی، نیستان
*فصل شیدایی لیلاها، سید علی شجاعی، نیستان
*آفتاب در حجاب، سید مهدی شجاعی، نیستان
*پدر، عشق، پسر، سید مهدی شجاعی، نیستان
*سقای آب و ادب، سید مهدی شجاعی، نیستان
*از دیار حبیب، سید مهدی شجاعی، نیستان
*شماس شامی، مجید قیصری، افق
*نامیرا، صادق کرمیار، ن
سلام.
ندیدیم تابوتشون رو.
ولی مهم اینه که طلبیدن و تونستیم بریم.
مهم اینه که توی اون جمعیت چندین میلیونی من هم حاضر بودم.
 
الحمدلله.
 
پ.ن:سردار بطلبمون سر مزارت.اینجا که نتونستم ببینم تابوتتون رو، ولی اونجا بتونم در آینده بیام کرمان سر مزارتون.
 
شفاعتتون با فرمانده.
 
یاعلی.
بعد از پست قبلی، روزها و لحظات قشنگی برام پیش اومد که خواستم بیام و بنویسم اما فرصتش نشد. نمونه اش، اومدن رفقای جان و عکس گرفتن از پارسا، اینقد بهم خوش گذشت که به تنهایی همه خستگی ها رو شست و برد :) بعدشم تولد پسرعمو و جلسه قرآن. همیشه زندگی دو رو داره، بالا و پایین، سختی و راحتی. ولی معمولا توی هر کدوم از شرایط یادمون میره اون روی زندگی هم هست! :)
 پارسا، دوماه رو پر کرد، مردی شده برای خودش :))
دل‌دردهاش خداروشکر خیلی خیلی بهتره، پدی لاکت رو قطع
بسم الله الرحمن الرحیم 
 
باب چهارم مغنی الادیب اثر نحوی معروف ابن هشام انصاری تقدیم میشود 
الحمدلله این بخش از این کتاب را در محضر استاد معظم حاج آقای محمد علی خانی  در حوزه علمیه حضرت خاتم الاوصیاء عجل الله فرجه بهره بردیم 
 
جهت دریافت فایل کلیک کنید
ملاحظهعنوان: بخش اول سخنرانیحجم: 27.4 مگابایتتوضیحات: سخنرانی حجت الاسلام عباس زاده،اجرا شده در شب شام غریبان محرم1441 
ملاحظهعنوان: بخش دوم سخنرانیحجم: 28.2 مگابایتتوضیحات: سخنرانی حجت الاسلام عباس زاده،اجرا شده در شب شام غریبان محرم1441 
ملاحظهعنوان: احکام نذرحجم: 17.8 مگابایتتوضیحات: بخشی از سخنرانی حجت الاسلام عباس زاده،اجرا شده در شب شام غریبان محرم1441 
ملاحظهعنوان: شعر خوانی:کربلا چه خبرهحجم: 17.9 مگابایتتوضیحات: با نوای کربلایی مصطفی صائبی،
خبرگزاری ایرنا با آغاز تنش های معترضین به گرانی بنزین، ذیل خبری مدعی شد که قم نیز شاهد آشوب و تحصن و اعتراض بوده است.
خبرگزاری فارس دو شب پیش مدعی شد که محدودیت های اینترنی استان قم رفع شده است.
هر دو خبر کذب محض است.
 
 
تکمیلی: دقایقی قبل بالاخره اینترنت قم وصل شد. الحمدلله رب العالمین. البته ضعیف و کند است و غیرقابل اتصال به بعضی نرم افزارها، ولی به هر حال شکر خدا.
"بسم رب المهدی" 
ساعت حدود 9 بود که دیدیم خیلی بیکاریم ( کی عصر جمعه میره دانشگاه -_-) گفتم بریم ببینیم تو فردوسی مغازه ای پیدا میشه چیزی بخریم یا نه !
داشتیم میرفتیم پارکینگ که دیدیم دکتر اومد . 
+سلام بچه ها ! خوبین؟ خسته نباشین!
- سلام دکتر ! الحمدلله . خسته نیستیم بیکاریم! 
صدای خندیدن 3 نفر تو تاریکی رو تجسم کنین
+ بچه ها من برای شام اومدم. 
- ما هم برای شام اومدیم دکتر !
دوباره صدای خندیدن 3 نفر تو تاریکی رو تجسم کنین / آخه متخصص اطفال اینقد باحال؟!
کتابهای پیشنهادی با موضوع عاشورا و قیام سرخ حضرت امام حسین علیه‌السلام: 
*کتاب آه، یاسین حجازی، جام طهور 
*سحاب رحمت، عباس اسماعیلی یزدی
*حماسه حسینی، شهید مطهری
*فردا مسافرم، مریم راهی، نیستان
*فصل شیدایی لیلاها، سید علی شجاعی، نیستان
*آفتاب در حجاب، سید مهدی شجاعی، نیستان
*پدر، عشق، پسر، سید مهدی شجاعی، نیستان
*سقای آب و ادب، سید مهدی شجاعی، نیستان
*از دیار حبیب، سید مهدی شجاعی، نیستان
*شماس شامی، مجید قیصری، افق
*نامیرا، صادق کرمیار، ن
بسم الله
از عزیز گفتم براتون همونکه قدش به زور میرسید به 150 و .
یه ارادت عجیبی داشت به بی بی جانم حضرت رقیه (سلام الله علیها) اصلا تا اسمش میومد صدای گریه اش به شیون بلند میشد و اونوقع بود که همه به دست و پا میافتادن که بد حال نشه .
اهل های و هوی تو گریه نبود ، ریز میسوخت و آب میشد و ابر چشماش مثل بارون بهار ریز و پیوسته میبارید
دوست داشتم کنارش نشستن تو روضه رو . یه جور خوبی کاری به کارت نداشت و یه جور خوبی میزاشت تو حال خودت باشی . از اون بزرگترا که
بسم الله الرحمن الرحیم 
 
الحمدلله الذی جعلنا من المتسمسکین بولایة مولانا علی بن ابی طالب علیه السلام 
 
امروز بنا بود جایی برای یه تعداد از رفقا یه مطلبی رو ارائه بدم خواستم از فضیلت های امیر المومنین بگم 
هرچی دنبال پاورپوینت آماده گشتم نبود 
 
دیگه خودم دست به کار شدم 
در فایل زیر قالب و همچنین برخی از افکت ها توسط حجت الاسلام علی حسین زاده انجام شده 
 
 
جهت دریافت کلیک کنید
 
 
 
 
۱.  دارم برای مهدی (۷ ساله) املا می گویم. با خودش پاک کن نیاورده است و یک کلمه را اشتباه می نویسد. با ناراحتی می گوید: "خاله پاکنتو میدی؟" میگویم: "نمی دونم کجا گذاشتمش. خودت برو تو اتاقم پیداش کن بیار." با لحن جدی و طلبکار می گوید: "خاله مگه من نوکرتم برم پاکنت رو برات پیدا کنم؟!"

۲. مامان دوست سارا (۷ ساله)، دوست سارا را به خاطر کار بدی که انجام می داده دعوا کرده است. سارا خیلی جدی و با اعتماد به نفس گفته: به نظر من بهتره ببریدش پیش خانوم دکتر امیریان
بسم الله الرحمن الرحیم
دیروز پر از اتفاق بود.
فاطمه ای که میلرزید فاطمه ای که خیس عرق شده بود از شدت فشار روحی.
تا پاش رسید به خونه محبوبش قلبش آروم شد آروم آروم آروم
از دیروز بعد ازظهر تا امروز صبح هوای حرم تنفس کردم پامو بیرون نذاشتم نفس کشیدم و پلک زدم و حرف زدم هنوز هم دلم هوای حرم میطلبید ولی مجبور بودم بیام سر کار.
حالم اصلا قابل مقایسه با دیروز قبل از ورود به حرم نیست
الحمدلله.از اعماق قلبم الحمد لله
دلم یه جوریه ولی پر از صبوریه
من چ
سلاااامممم:)))
آبجی اولی و خواهرزاده گرامی و جان بالاخره اومدن^.^
 
خیلییی خوشحالم.الحمدلله:)
 
پ.ن1:فردا هم تعطیله.و امتحان میان ترم علومی که عقب افتاد.:)
 
پ.ن2:پنجشنبه رفتم بیرون، تا نصفه شب همش احساس می کردم ته گلوم غبار داره.اونقدر صدامو صاف کرده بودم که گلوم میسوخت.
خدا رو شکر که فردا رو تعطیل کردن.^.^
همین که خبر تعطیلی رو شنیدم زنگ زدم "ز.ع"و مبینا که تعطیله.مبینا میگه:بهترین خبری بود که میتونستی بهم بدیییی.:))))))
 
خلاصه که شبتون به خ
سلام وقت بخیر
پسری ۲۴ ساله هستم، هم کار می کنم هم دانشجو ام، وضعیت مالی خانواده مون الحمدلله خوب هست، البته ما هم مثل اکثر مردم ایران، در یکی دو سال اخیر تحت فشار بوده ایم و قص علی هذا .
مادر من تو ازدواج من دخالت نمی کنه، اما اصرار داره من با دختر یکی از اقوام ثروتمند ازدواج کنم، ولی من نمیخوام زیر بار این ازدواج برم، دلیلم اینه که اون علاقه لازم رو که باید، ندارم. من تا حالا با دختری دوست نبودم و همیشه جلوی خودم رو نگه داشتم تا وقتی ازدواج ک
امام زمان علیه السلام در کلام امام حسن عسکری علیه السلام
ابو القاسم خزاز قمی قدس سره عالم بزرگ شیعه روایت کرده است:
حدثنا محمد بن علی، قال حدثنا المظفر بن جعفر العلوی، السمرقندی، قال حدثنا جعفر بن مسعود العیاشی، عن أبیه، عن احمد بن علی بن كلثوم، عن احمد بن علی الرازی، عن احمد ابن اسحاق بن سعد، قال: سمعت أبا محمد الحسن بن علی العسكری علیهما السلام یقول: الحمدلله الذی لم یخرجنی من الدنیا حتى أرانی الخلف من بعدی، ما اشبه الناس برسول الله صلى ال
بسم الله قاصم الجبارین
بعد از اعلام برنامه تشییع پیکر مطهر شهید سردار سپهبد حاج قاسم سلیمانی، به همراه خانواده تصمیم گرفتیم تا خودمان را به مراسم تشییع در مشهد برسانیم. الحمدلله توفیق حاصل شد تا در کنار زیارت امام رضا علیه‌السلام و حضور در مراسم تشییع، به عکاسی از این مراسم نیز بپردازم. ان شاء الله به زودی در نوشته‌هایی اتفاقات این سه روز از زندگی‌ام را که معطر به عطر مالک اشتر زمان شده است را ثبت و منتشر می‌کنم.
ادامه مطلب
بسم الله الرحمن الرحیم
شهید سعید سپهبد حاج قاسم سلیمانی شخصیت استثنائی و ارث بر مالک اشترها و عمارها و میثم ها و دیگر شجاعان و غیوران از اصحاب شاه ولایت امیرالمومنین صلوات الله علیه بود ؛ این قبیل افراد روی کره خاکی تنها دل خوشیشان انجام وظیفه و عبودیت است و پیوسته مشتاق عالم بالا هستند.شهید بزرگوار حاج قاسم شیر میادین نبرد بود و این شجاعت و صولت همراه با قدرت تفکر و صفات عالیه ، بزرگ مردی بی نظیر از او ساخته بود."حیف بود حاج قاسم در بستر بمی
این شعر را روز هفدهم دی نوشتم. وقتی احساس خفگی زیادی می‌کردم و الحمدلله که فردایش تاحدی مستجاب شد
 
 آی مردان خدا! یا لثارات الحسینعاشقان کربلا! یا لثارات الحسین
آی سیلی‌خوردگان! زندگان و مردگان!وقت طوفان شد، هلا! یا لثارات الحسین
بغض‌های ناتمام! تشنگان انتقام!گریه‌های بی‌صدا! یا لثارات الحسین
مردو زن! خرد و کلان! زمرۀ پیر و جوان!اهل شهر و روستا! یا لثارات الحسین
ما غریبانیم، آه! ما یتیمانیم، آه!در هجوم ابتلا، یا لثارات الحسین
در نبرد خیر و
# 17 مهر ماه :
خدا حافظ همگی !
 
حلال کنین .
 
الحمدلله اربعین امسال هم ،
راهی کربلام .
     
  کــــــــــــــــربلا .  
  . شـــــــــهادت  
 
# 28 مهر ماه :
دعاگوی همگی بودم امروز به ایران ، اصفهان بازگشتم !
پ.ن : به وبلاگ برگشــــتم !
عکس آقای خامنه ای

تبلیغات

آخرین مطالب