نتایج پست ها برای عبارت :

اخه منم جوونم

حله جوانام آزدی یاشیم یورولموشام شیشیب باشیم
ایستیرم ایچیم آشیم
آی دده وای وای دده وای
ایشلمیرم یوخدو پولوم
ایستیرم شهرت اولوم
منن بزیب ساغیم سولوم
آی دده وای وای وای
سوگیلریم آتیب منی
وار دولته ساتیب منی
گُل نیسه آلادیب منی
آی دده وای وای وای
حله جوانام آزدی یاشیم
یورولموشام شیشیب باشیم
ایستیرم ایچیم آشیم
آی دده وای وای دده وای
عمر گئدیر آرام آرام
حاق یولوندا منده وارام
نه ادتسم ده گناهکارام
آی دده وای وای وای
ووگار دییر سوزلرینی
دیب یوم
مرد سالاری نه شاخ داره نه دم.
اینکه یکی باید برای من تصمیم بگیره که با یکی ازدواج کنم
اینکه همیشه من برای برادر و پدرم یک سربارم و اونها موظفن از من مراقبت و نگهداری کنند هر چند من مستقل باشم و شاغل باشم اصلا مهم‌نیست مهم اینه تو با یک مرد فقط میتونی تعریف بشی.
اینکه توی خیابون یک پسر بچه با پررویی تمام به من آزار جنسی میرسونه و من فقط میتونم بزنم زیر گوشش و اگه کسی هم ببینه تقصیر منه که شئونات رعایت نکردم
 اینکه من حق انتخاب برای زندگیم ندارم
 
خلق وخویش مصطفی-روضه                 حجم: 15.6 مگابایتاومدم راهی افلاکم کنی-پیش زمینه       حجم: 2.99 مگابایتجوونم داره میره-زمینه                         حجم: 3.92 مگابایتمن مات علی حب علی مات شهیدا-شور حجم: 1.96 مگابایتجوانان بنی هاشم بیایید-روضه پایانی       حجم: 1.77 مگابایت 
کتاب‌خواندن الحق که انفعال جذابی‌ است، می‌خوانی و چه به به.
هومم.ت، اقتصاد، فلسفه.عجبا که ابرمنِ فرهیخته‌نمایم چه سخت‌گیر است، به رمان رضایت نمی‌دهد: اینا چیه، پیففف، برو اون قفسه‌ی کتابای سخت».
 
 
زندگی در تعلیق،‌ تو پاندولی،‌ منغعل/فعال.
 
 
که این تفکیک جنسی را مقصر می‌دانی که معشوقی نیست، اصلاً مگه کجا می‌شه دختر دید و گفت که‌ هی» و بعد.
 
 
او می‌گوید نوبل لوریِت»،‌ تو می‌گی کجای کاری عمو جون، من که نفسم با ناز میاد
کارم درست شد ویزام اومد. حالم غیرقابل توصیفه خیلی ذوق دارم از اینکه قراره سنی که همیشه نسبت بهش دید منفی داشتم خیلی جذاب‌تر از بقیه سال‌های گذشته تموم بشه و به ٢۶ سالگی سلام کنم کنار مادرم توی یه سفر خفن یک ماهه.
امروز ساعت ١٢ و خرده‌ای مادرم گفت ویزات نیومد؟ گفتم نه چون پیامک نیومده بود کد پیگیریم رو وارد سایت vfs کردم دیدم ااای بابااا نوشته هنوز که هنوزه مدارک در حال پردازشه خلاصه غمیگن و مضطرب نشسته بودم که ساعت ١٣ و خرده‌ای برام یه پیامک
امروز روز خوبی بود ,روز دانشجو . دیشب با چشم های اشک آلود به خواب رفتم ,صبح که بیدار شدم ساعت ۸ بود و کلاسم ۸:30 شروع میشد, شکم درد و سردرد داشتم اما خمیردندان روی مسواک و یه چپ و یه راست تمام,لباس پوشیدم و با ده دقیقه تاخیر رسیدم:/ و رفتم آزمایشگاه ,آخرای کلاس آزمایشگاه وقتی استاد حواسش نبود پیچوندم و خوابگاه دراز کشیدم و یه قسمت از گیم اف ترونز دیدم.آقای ط اسمس تبریک روز دانشجو رو که داد خیلی خوشحال شدم از اینکه حواسش بوده.عکاس دانشگاه هم عکس
حیدرحیدر اولو آخرحیدر حیدرحیدر ساقی کوثرحیدرحیدرحیدر ای مظلوم فاطرحیدر حیدرفاتح خیبرحیدرافتادی در بستر زهرا بابا چشمات از اشکت شده دریا بابامیبینم چه بغضی توی صداته یا زهرا داری روی لب ها داری باباقربون دستای لرزونت بابا پر خونِ زلف پریشونت بابااشکات و پاک کن مگه زینب مُرده قربون چشمای گریونت بابا
یا علی و یا علی یا علی یا علی و یا علی یا علییا علی و یا علی یا علی یا علی و یا علی یا علیسربند زردت شده هم رنگ روت رده خون خشکه روی گوشه ابروتام
دریافتحجم: 3.13 مگابایت   
برای
هنگ رپ غمگین بیاد پدر باصدای محمد رضا عیوضی  با دو کیفیت ۳۲۰ و ۱۲۸ + متن آهنگ در سایت ضحی موزیک
<><><><>ZohaMusic.ir<><<><><>
________________________________________________________
 متن آهنگ به یاد پدر محمد از  رضا عیوضی
________________________________________________________
روزگاری که در ان گیرم من /♩
روز اولش مرا پیرم کردنیست فردی که بر آن تکیه کنم /♩
سنگ قبری ک زمین گیرم کردرنگ رخساره من زرد بود ♩
درد من نبود هم درد بودهر چه دارد دل من وارث قل
سلام
والا افسرده شدیم از بس از طلاق و نیتی و مشکلات مالی و زندگی شنیدیم . میخواستم از زوج های متاهل یا حتی افراد مجرد بخوام یه خورده از سوتی هایی که دادن رو بگن یه ذره دور هم بخندیم .
البته اگه سوتی های متاهلا باشه خیلی خیلی بهتره مخصوصا توی دوران عقد که خودم میدونم همه پر سوتی بودن! البته توی دوران دانشگاه هم خیلی مورد حتما پیش اومده که به نظرم خیلی جالب میاد .
خدا خیرتون بده یه ذره هم اسباب شادی ما رو فراهم کنید
مرتبط :
با وجود بدی های دنیا
دختر نازم رو با خودمم ها. فقط نگام کنید چقدر در صلحم من با خودم:)چند سالمه؟ ۲۴سال. خیلی جوونم. جوونی فصل تلاشه، فصل انجام دادن کارهایی که بعد سی‌سال عارت میاد انجام بدی، بعد چهل سال جون نداری انجام بدی. پس دیر میشه‌. باید جنبید. ریچل رو یادتونه؟ توی تولد سی سالگیش نشست به برنامه ریزی برای زندگی و یهو فهمید خیلی عقبه. من از یهویی‌هایی که میکوبن توی سر آدم میترسم. عین ماهی‌تابه‌هایی که جری توی سر تام میکوبید.توی یک پرانتز پت و پهن اینو بهتون بگ
دلم برای رایان تنگ شده
بچم از جوونم از خونم
همه میگن خیلی شبیه منه
همینه که گریه م میندازه
کاش مث من نباشه کاش بختش از من بلندتر باشه
نمیتونم برای هیچکسی دعا کنم مثل من باشه
دلم گرفته باز از آدمای سگ نظیرقلم میرقصه باز رو کاغذ های خط خطیخـب ، حاجی زندگی همینهگذشته ها گذشت و رفت بالایی کریمهامروزت باشه فرداها خمیرهببین ، کور بشه دو تا چشمی که نبینه
اینجا شهر وحشی هاستباخت ها مال مشتی هاستبکش تو حبس کن چرک تو تو هضم کناز این قبیلهبرو هار و د
یک:
صبح چشمان تورا دیدن . زندگی می خواهد .
من که دیشب چشم تو . از عشق مردم .(چه کنم؟!!!)
دو:
رود فریاد می کشد .سیلی می خورد سنگ!
ایستادن یکجا!گاهی نتیجه ی عکس دارد!
سه:
برده ای مرا توی قبر چشم خود . از بس که مرده ام !
مردن برای تو . مراسم کفن و دفن نمی خواهد!
چهار:
بوی تورا توی کیف چرم .
توی عطر قدیمی " جووان"!
توی کت سپید دامادی .
پیدا می کنم .
حسود!
دربرخی مکان ها نیستی .
وخوش بختی یعنی همین!.
که می شود با یادگارها .
زندگی کرد!
پنج:
آئینه توی دستت شک
چی چی رو آخه من عاقلم؟ من اتفاقا خیلی هم احمقم. خیلی هم نادونم. خیلی هم جاهلم. والا. تعارف ندارم که باهات. باور نمی کنی؟ به هیچیم اصلا. اون روز داشتم بهش همینا رو میگفتم سر خاک. چیزی نمی گفت. فقط سرش رو مثل بر اخفش ت می داد. هر چی باشه این که بدونی احمقی بهتر از اینه که خودت رو عاقل بدونی وقتی که نیستی؟ ها؟ نه؟ چرا؟ ولش کن اصلا. دستت رو بده بریم یکم اون ورتر. آهان همینجا. آره. همینا رو می گفتم بهش. گفت چرا اینجوری هستی آخه تو؟ گفتم چه جوری؟ گفت این
 
 
سلام
 
آدم احساساتی تاحالا دیدید؟
 
آدم خیالاتی چطور؟
 
آدم غصه خور برای دیگران چی ؟( اصطلاحشو خودم ساختم )
 
یا اصن آدمایی رو دیدید  که تو خلوت بهشون خوش میگذره تا حضور در جمع  :)
 
من دقیقا مخلوطی ازین آدم ها هستم
 
ممکنه گیج بشید
 
حق دارید ولی اینا چند سبک شخصیتی منه که هروز باهاشون در جدالم
 
میدونید سخته نگران بقیه باشی نتونی ناراحتیشون رو ببینی ولی در عین حال ازین نگران بودنه حالت انزجار  داشته باشی !چون آرامش خودت توی خلوته! توی تنها
یک:
روی جدول صورت من عمودی. " باران".
روی جدول صورت من .افقی . " دستهای تو"!
دو:
فراموش ام کردی و من می خندیدم .هنوز!
آنقدر اهمیت داشتی که . بی خیال تو شدم!
سه:
اگر جرات خوابیدن روی ریل قطار نداشتم
میان عشق تو و دیگری . وارد نمی شدم .هرگز!
 
 
چهار:
محال است که خواب مرا ببینی و انکار من کنی .
یوسف!
تو بلد نیستی . ندیدن و انکارها!
پنج:
بوسه هایم را خریده ای به قیمت . روز خودت!
امروز روز قیمت خودت را هم می شکنی دیگر؟
شش:
مزار شش گوشه ات را به زودی زو
فکر میکنم دو سه ماهی میشه که این وبو ساختماما روحیه ایده‌آل گرایی و اهمال‌کاری یا آکراسیای وحشتتتتنااااکم، منو از شروع به نوشتن دور کرد! حالا جالبه بگم که من کلا تو مغزم یه وبلاگ دارم و همه کارامو مینویسم توی ذهنم، جوری که انگار دارم روزانه‌نویسی میکنم! و جالب‌تر اینکه انقدر برای این وبلاگ خالی نقشه کشیدم تو ذهنم که خدا میدونه! از ایده‌های فوق جذابی که به این میرسید که این وبلاگ بشه شغل اصلیم و منبع درآمد!!!!!!!خب داشتن ایده‌های بزرگ، اه
شعر کوتاه عاشقانه
برای ابراز احساسات راه های زیادی وجود دارد یکی از این راه ها فرستادن پیام محبت آمیز است یا نوشتن جمله ایی احساسی بر روی جعبه یک هدیه کوچک بدون بهانه. اگر به دنبال خوشحال کردن اطرافینتان هستید ازم نیست که کارهای عجیب و غریبی را انجام دهید. در این مجموعه از شعر های کوتاهی که برای شما جمع آوری کرده ایم می توانید استفاده کنید تا دل مخاطب خود را بربایید.
 
زندگی گوشه قلب تو بهشت است بگو .رهن مخروبه ترین گوشه ی قلبت چند است
عاش
 رکسانا ۲ _            Roxanne 2
 یه ربع بعد رسیدیم خونه و ماشین‌رو همون جلو در پارک کردیم و آروم رفتیم خونه. ساعت تقریباً نزدیک شیش صبح بود که گرفتیم خوابیدیم.
 چشمم تازه گرم شده بود که مادرم بیدارم کرد. ساعت ده صبح بود. بلند شدم و یه دوش گرفتم و لباس پوشیدم و رفتم پایین. پدر و مادر و عموم تو تراسِ جلو حیاط، سر میز صبحانه بودن. سلام کردم و رفتم نشستم که پدرم گفت»
 - دیشب کجا بودین؟
 هنوز پدرم ناراحت بود! آروم گفتم»
 - رفته بودیم سراغ دخترعمه.
 یه مر
عکس آقای خامنه ای

تبلیغات

آخرین مطالب