نتایج پست ها برای عبارت :

ارامشم بده نفش جان

الان زمانیه که دلم میخواد یکی باشه که به من ارامش تزریق کنه،تموم خستگیام و دلنگرانیمو بگیره و ببرهولی بیشتر از همه دلم همین تنهاییم رو میخواد.همین که پنجره ی بزرگ اتاقم رو باز کنم و برم کنار پنجره،بعد دستهامو دور خودم حلقه کنم و به زمین اسمون چشم بدوزم و با خدا حرف بزنم.
البته این حالم تقصیر خودمه،چونکه خیلی وقته با خدا حرف نزدم،نه که فکر کنید از عمد روزه ی سکوت گرفته باشمااااا نههه اصلاااا،فقط خواستم که بیشتر غرق درسهام و امورات روزمره
این روزا خیلی بیشتر حواسم به خودم هست 
بعد از پشت سر گذاشتن اون همه اتفاق و حساسیتایی که بعدش داشتم حالا هیچی برام مهم تر از ارامشم نیست 
هیچی مهمتر از خودم نیست 
حالا تقریبا از نظر ذهنی دارم اماده میشم برا اینده 
و شاید خوشحال بابت اتفاقایی که سخت بودن اما باید میفتادن تا من تارای امروز و الان باشم
راستشو بخواین من اکثر اوقات وقتی مغزم پالس میده که ناراحته با بیل میکوبم توی سرش و میگم خفه بیخود کردی و اینطوری در نطفه خفه اش میکنم.اینطوری یهویی به جایی میرسه که مغزم از هر روشی استفاده میکنه تا بفهمونه که ادم نفهم من حالم خوب نیست.اینجا دیگه از حس هیچکس منو دوست نداره شروع میشه تا حس های بدتر که من یه موجود اضافه و بی عرضه ام و.دیگه خودتون تا ته بخونین.
هرچی هم بهش میگی بابا خب کسی دوستت نداره جهنم خودت که خودتو دوست داری.یهویی یادت میوفت
دیدی،وقتی سرتو میزاری رو بالش بی دغدغه خوابت میبره چه حس خوبیه؟ 
جدا از اینکه گاهی وقتا یه سری مسائل باعث میشه با گریه بخوابیم، ولی
براتون از خدا میخوام شبا با آرامش بخوابین :)
اوم من هرشب که میخوابم واسه خودم دست و جیغ و هورا و ادا بازی ها درمیارم و میخوابم
اخه نمیدونین چه حس خوبیه ، کنکور نداری، پشت کنکوری نیستی ، و مثل همیشه دختر درس خون مامانتی و مشقاتو نوشتی و اماده ای برای میان ترم 
و یه آخییش بلند میگی و گوشیو از ساعت ۶ زنگ میزاری تا ۷ون
سلام 
مثل همیشه امیدوارم ک حال دلتون خوب باشه:)
خیلی زیاد دلم واسه بچه های بیان و جو اینجا تنگ شده بود  
چن روز دیگه کنکوره .و من فارغ از هر دو عالم خخخخخخ 
ب قول داداشم کار از رتبه خوب اوردن گذشتن فقط باید حفظ حیثیت کنم و خیلی خراب نکنم
واسه تماممممممممم کنکوریااااااا ارزوی موفیقت دارم 
و امیدوارم هر شخص نتیجه تلاش هاشو ببینه 
دیگه اینکه خودمم سعی فراوون میکنم ک خوب باشمهر چند نودو هفت درصد مواقع با خواستم جور نیست اما باید خوب باشم
این روزها تنها چیزی که آرومم میکنه و حس خوبی بهم میده کتاب خوندنه.تقریبا دو سه هفته ای هست که شروع کردم به کتاب خریدن و کتاب خوندن.هر کتاب رو که تموم میکنم اخر هفته میرم به نزدیک ترین کتاب فروشی و با توجه به حس و حالم یه کتاب برمیدارم. مقدمشو میخونم و اگه باهاش ارتباط برقرار کنم میخرمش.نکته جالبی که تو این مدت فهمیدم اینه که کتابایی که اتفاقی سر راهم قرار میگیرن و میخرمشون با حالو هوام کاملا جور درمیان و جواب خیلی از سوالات ذهنمو میتونم توی
بسم رب الحسین 
از امروز تصمیم گرفتم برای همیشه ناله کردن و بس کنم
و چیزی از سختی های زندگیم هیچ جایی نه حرفی بزنم نه جایی بنویسم
توکل بر خدا 
معتقدم هرچی بگم و گله کنم نه تنها مشکل حل نمیشه بلکه بیشتر هم میشه
همینجا از هکه حرف هایی که زدم توبه میکنم:-/
واقعا نیتم فقط خالی شدن ذهنم و ارامشم بود اما دریغ از اندکی خالی شدن ذهن
دریغ از آرامش
امشب از رسول مهر و مهربانی کمک میخوام کمی بهم تحمل و صبر بده
باید برای این منظور یکم روابطم و محدودتر کنم!!! 
ف
یوقتهایی ادمها فکر میکنن برای رسیدن به چیزی که مهمه براشونباید چکار کننبعضی بخاطر داشتن اطلاعات و اگاهی درستراه درست و میرنبعضیای دیگه راه اشتباهنمیدونم زندگی و فشارهای اون با ما چکار میکنهولی گاهی برای رسیدن به موضوع مورد نظرموندست به کارهایی میزنیم که کاملا اشتباهبعدها میفهمیم بدست اوردن مطلوبمون نه تنها ربطی به اون موضوع نداشتهبلکه باعث میشه در مورد اعمال گذشته زندگیمونم زیر سوال بریمیادم میاد شخصی از نزدیکانم سالها پیش مدتی در کم
توی این بحبوحه ی تنهاییم،تنها چیزی که باعث میشه کمی ارامشم رو بدست بیارم و بتونم به دیواری که حتی در سخت ترین شرایط،از قوی بودنم ساختم،تکیه کنم،همین کتاب خوندنه☕
امروز دوشنبه بود،۹ روز گذشت از اومدنم،این ۹ روز،هر روزش یک چیز جدید داشت برام،هر روزش یک الی چند تجربه ی سخت رو پشت سر گذاشتم.راحت بگم،خستگی و تنش روحیم نمیذاشت بطور ازادانه بخوام تک به تک توضیحشون بدم اما تجربه های زیادی رو بدست اوردم که برام شدیدا لازم بود و هست
امروز روز
واقعا گاهی تنها ارامشم پناه بردن به خداست.
آبدارچی مدرسه مون گاهی که چای میاره دفتر و می بینه کسی نیست،می شینه و دردودل میکنهخانمِ خوبیه،با دوبچه تنهایی زندگیشو میگذرونه،بیشتراز هرچیزی از عزت نفسش خوشم میاد،خدمتکاره ولی واسه سالم زندگی کردن از نوع کارش خجالت نمیکشهولی زیربار حرف زورم نمیرهواسه همین حتی کارمندا هم گاهی بدشون نمیاد اذیتش کنن البته نه از عمد.خانم x به منو فائزه میگفت:کاش همه مثل شما بودن.منم گفتم شما که باشی مثل ما وجو
این پست حاوی پراکنده گویی های ذهنی هست برای ارامشم.
با دوستم صحبت میکردم، که دکترای مددکاری هست داشتیم حرف میزدیم از اهدافمون از اینکه چقد داریم تلاش میکنیم که از این سطحی که هستیم رشد کنیم و.
گفتم میدونی فلانی یه مدته احساس میکنم انرژی زیادی درونم وجود داره که دوست داره مدام بزنه بیرون، گفت طبیعی خوب تو از یه رابطه طولانی اومدی بیرون، بهترین کار نوشتن، گفتم مینویسم زیاد هم مینویسم، گفت بازم بنویس تا اروم بشی تااینکه به تعادل برسی، دیدم ر
➖➖➖➖➖➖➖➖➖
#پارت42
-همین الان حرفتو پس می‌گیری چون من برای اولین باره که از ته قلبم چیزی رو خواستم پس بدون اگر بخاطرش لازم باشه تا بالای دار برم هم میرم.
الانم تا اون روی سگم بالا نیومده وهمین‌جا همه‌چی روبرات تموم نکردم حرفتو پس بگیر و مثل بچه آدم منو قبول کن چون بخوام اینجا پیشت موندگار بشم خرجش یکم شلوغ کاریه.
با خونسردی لبخندی زد، تن من از فکر کثیفش لرزید اما نباید جلوش خودمو سست عنصر نشون بدم تا ازم سواری بگیره.
دستم روی ریشه‌ی موها
1-اجتماعی 
رپ کن ها : هیچ کس ، یاس ، ، بهرام ، حامد فرد ، عماد قویدل ، عرفان و .
یاس از چی بگم : 

>>>لینک دانلود >>>
2-ی 
رپ کن ها : ، بهرام ، حصین ، و
3-گنگ
نیما نیموش ، امیر خلوت ، سهراب ام جی ، رضا پیشرو ، زدبازی ، اوج ، حصین و
امیرخلوت - میمونم :


>>>لینک دانلود >>>

رضا پیشرو - چاقال نامه 

>>>دانلود>>>
4-دیس لاو
، بهزاد پکس ، مهراب ، علی بابا ، میلاد راستاد و 
: دلم میخواد 


>
{}{}••کلیک نمایید••{}{} .         . لینک رمان جدید کلیک نمایید         . 
  .  سه وعده هر روز ، سه قتل نجابت  هر   روز.     
  عبوره  ایام ، لنگ انگان  ، گذر  هفته  بر  پشت خشاب  قرص های ال دی L
​​​​​​
 
 +18 
  
سه وعده با اذنشر پوررستگار گیلان عرضه از کتابناک KetabNak.com پست بانک رمان
 
 
         **   
  روزی سه وعده . روحم و روانم فروپاشیده
لای پلک نیمه بازم رو بازتر میکنم چشمام بازتر از این نمیشد ولی راحت میتونستم سایهءمحو مر
عکس آقای خامنه ای

تبلیغات

آخرین مطالب