نتایج پست ها برای عبارت :

استراماچونی فکر کرد مسخره‌اش می‌کنند

عکسهای متین ستوده بازیگر با تیپ جنجالی در اکران مسخره باز
مجموعه : عکس بازیگران
عکسهای متین ستوده بازیگر
تیپ جنجالی متن ستوده در اکران فیلم مسخره باز این روزها در فضای مجازی دیده شده است و خانم ستوده بازیگر با پوشش نامتعارف ظاهر شده بود که عکسهای متین ستوده بازیگر در اکران مسخره باز را در ادامه مشاهده خواهید کرد. عکسهای متین ستوده بازیگر 34 ساله سینما و تلویزیون در اکران فیلم مسخره باز به کارگردانی همایون غنی زاده را در اینجا تهیه و تنظیم ک
برای یه کسی که یه تار مو یا یه نخ فوق العاده نازک  وصلش کرده به کارایی که داره انجام میده و تقریبا ازشون بیزار شده! .
سخت گیری و ایراد بی اسرائیلی گرفتن در حکم یه قیچیه !
و اینو نمیفهمن و فک میکنن من نمیفهمم!
شاید واقعا من نمیفهمم و اونا میفهمن!
شاید هردو یا هیچ کدوم!شاید هممون نمیفهمیم.
ولی اینو میدونم همه اون چیزایی که فک میکنن فهمیدنو درست میدونن!
هر‌ چی هست .
قیچیه دیگه تار مو رو قیچی کرده و افتاده به جونم!که تیکه تیکه ام کنه!
و این مسخره ا
ولی خورشت به آلو یه جوریه که انگار دسر ه درواقع و داره مسخره بازی درمیاره که غذاس.
 
 
 
 
در پی نوشت جا داره به این نکته ی ظریف هم اشاره کنم که آن مسخره بازه فوق الذکر☝️ همونجوریش سه چهار پله از خورشت آلو جلوتره   دیگه شما خودتون حدیث مفصل بخوانید و از این حرفا.
برخوردی که مسئولان استقلال با استراماچوني کردند، تصور میکنم برای خیلی ها ملموس باشد.
استرا می گفت آنها طوری رفتار می کردند که من تصورم این بود من را مسخره می کنند، گویا امروز می رفت می گفت پول من را بدهید و آنها می گفته اند هفته بعد بیایید.
هفته بعد که باز پیگیر دریافت پولش می شده است، مسئولان استقلال موکول می کرده اند به هفته بعدتر
این برای کسی که در فرهنگ دیگری بزرگ شده معنی اش مسخره کردن است
آنها با صبر انقلابی و از این خزعبلات بیگانه اند.
ا
مسخره کردن یک عادت بسیار زشت که در میان برخی افراد مخصوصا نوجوانان بسیار دیده می‌شود. احساس تمسخر با افکار و رفتار تحقیر آمیز برای خود و یا دیگران همراه است. مسخره کردن در تمام جوامع و ادیان مورد نکوهش واقع شده‌است. همه ما افرادی را در اطرافمان دیده‌ایم که فقط عیب‌های دیگران را می‌بینند و این عیب‌ها را به شکل توهین آمیز به آن‌ها بازخورد می‌دهند. تحمل این افراد بعد از مدتی بسیار سخت می‌شود و اگر آن فرد یکی از نزدیکان شما باشد می‌تواند ب
چیزی که برام خیلی عجیبه، اینه که، یه سری ایرانیا، بدون توجه به اینکه کجای دنیا باشن، چه ایران چه اروپا چه امریکا و.
عین بریتیش ها به شدت ایندیرکت حرف میزنن و غیرمستقیم خیلی همدیگه رو مسخره میکنن یا تیکه میندازن.
و برای من این خیلی عجیبه.
مرد گنده پنجاه ساله میبینی نشسته مسخره میکنه این و اون رو غیرمستقیم.
اندره آ استراماچوني سرمربی ایتالیایی استقلال برای مدیریت تیم ی ضرب اجل دو هفته ای جهت خرید یک هافبک بازیساز و روبه جلو داده است.
استراماچوني از آقای فتحی درخواست کرده که حتما باید این خرید تا قبل از بازی  هفته سوم که در مسجد سلیمان برگزار میشود انجام بگیرد.
در این دو هفته روبرو انشالله هافبک خوبی نصیب بشه چون پنجره نقل و انتقالات بسته شده بازیکن درجه یکی پیدا نمیشه. 
آندره‌آ استراماچوني سرمربی استقلال، در یک پیام ویدیویی گفته است در این نه روزی که مربی استقلال نیست علیرغم ادعای مسئولان این تیم هنوز پولی دریافت نکرده است.
در پی انتشار این ویدیو، اسماعیل خلیل زاده، سرپرست تیم استقلال گفته پول هنوز به حساب آقای استراماچوني واریز نشده و دوشنبه این پول در حساب آقای استراماچوني است و دلخوری ایشان هم ناشی از یک سوتفاهم است که مطمئنا حل می‌شود.
ادامه مطلب
به گزارش همشهری آنلاین به نقل از ایسنا، آندره آ استراماچوني سرمربی استقلال دیروز (یک شنبه) تو بیانیه ای که داخل اختیار رسانه های ایتالیایی راحتی داد، از لغو یک طرفه قراردادش با استقلال خبر قسط. حدود ۱۶ زمانه پس از انتشار این خبر، کمیسیون نجات در اطلاعیه ای راجع به فسخ پیمان نامه استراماچوني تشریح قسط. درون این اطلاعیه عنوان شده که بلوکه شدن شمار های بانکی استراماچوني در ایتالیا باعث باطل سازی قرارداد از این مربی شده است. براساس اطلاعیه ک
بسم الله
این چه فرهنگ مسخره ای هست که سرتونو میکنین تو زندگی مردم؟ حقوق من به شما چه ربطی داره؟ چرا بچه میارم یا نمیارم به شما چه ربطی داره؟ اسم بچه م رو چی میخوام بذارم به شما چه ربطی داره؟ اونم با سماجت زیاد و از رو نرفتن.
به هر بهانه ای دنبال سر درآوردن از زندگی همدیگه ایم درحالیکه قرار نیس هیچ دردی از اون خونواده دوا کنیم و فقط قراره نمک رو زخم باشیم و دخالت کنیم بدون اینکه خودمونو بذاریم جای طرف
دست برداریم از این فرهنگهای مسخره
دانلود فیلم مسخره باز
نام فیلم : مسخره باز
ساخت کشور: ایران
تقویم فیلم: محصول سال ۹۷ و تاریخ اکران 98
تاریخ امروز نوشتار: جمعه 1 آذر 1398
گردآوری: کد تو
عکس بازیگران مرد فیلم سینمایی مسخره باز
فهرست بازیگران زن و مرد فیلم مسخره باز
هدیه تهرانی – صابر ابر – بابک حمیدیان – علی نصیریان – محسن حسینی – رضا کیانیان – داریوش موفق و فرزان جلالی
داستان فیلم مسخره باز
 
پیشنهاد سریال ایرانی:
دانلود سریال کرگدن
سریال قورباغه
سریال هم گناه
پیشنه
دانلود فیلم ایرانی مسخره باز
به کارگردانی همایون غنی زاده و تهیه کنندگی علی مصفا در ژانر اجتماعی سال 1397 ساخته شده است در این فیلم بازیگرانی مانند صابر ابر، بابک حمیدیان، هدیه تهرانی، رضا کیانیان، داریوش موفق، محسن حسینی، باحضور علی نصیریان نقش آفرینی کرده اند شما می توانید این فیلم جذاب و تماشایی را از سایت پیشگام مووی دریافت نمایید.
دانلود فیلم مسخره باز
کارگردان : همایون غنی زاده
ژانر : درام
سال ساخت : 1397
سال پخش : 1398
محصول : ایران
بازیگرا
یه بار دیگه هم بهش گفتم حرفات اصلن شوخی نیستن بلکه یه نوع مسخره کردن به حساب میان!
بهش گفتم باهرکی میخوای شوخی کنی شوخی کن من خوشم نمیاد
خیلی هم جدی بهش گفتم اما باز امروز جو گیرشد توی جمع یه حرفی زد بشدت بهم برخورد و پاشدم رفتم. حالا شاید که اومد دنبالم و حرف هم زدیم خیلی عادی و بازم بهش گفتم شوخی چرت و پرت نکن اما تصمیمم قطعی شد رابطه صمیمی ای نداشته باشم باهاش
هرکسی ممکنه از یه چیزی بدش بیاد منم از مسخره کردن و شوخی کردن بشدت بدم میاد و هرکس
دانلود رایگان فیلم مسخره باز با کیفیت عالی Full HD
فیلم جدید ایرانی مسخره باز با لینک رایگان
تیزر فیلم هیجان انگیز مسخره باز اضافه شد
نام فیلم :مسخره باز
منتشر کننده :سینما جم
تاریخ پخش :پاییز 98
ژانر :درام,اجتماعی
فرمت :mkv
سال :1398
حجم :نامشخص
وضعیت پخش :شبکه نمایش خانگی
کارگردان :همایون غنی زاده
تهیه کننده :علی مصفا
بازیگران :صابر ابر، بابک حمیدیان، هدیه تهرانی، رضا کیانیان، داریوش موفق، محسن حسینی، باحضور علی نصیریان
خلاصه داستان : مسخره‌ب
راستش بهم برخورده
چرا فکر میکنن من حتما باید با بزرگتر از خودم ازدواج کنم؟!
و میدونم ک منظورش از چه جهت بود :(
عایا بنظرش من یه دختر لوس هستم که توانایی مدیریت زندگی ندارم؟
این فکر خیلی آزارم میده
اینکه مامان عزیزم یه مقدار منو لوس بار آورده رو قبول دارم اما واقعا چیزی که از هم سن های خودم دیدم خیلی فاجعه بوده!
نمیدونم چرا حس میکنم یه تقابل ذهنی پیش رو دارم باهاش!
خیلی دل سردم کرد
+ چرا چیزایی که از نظر ما دخترا رمانتیکه از نظر پسرا مسخره بازیه؟ :
مامانم یک کتاب داشت به اسم کلید و راه های گفتگو با نوجوان همچین چیزی بعد یادمه کلاس ششم بودم رفتم کتابخونه مامانم اونو برداشتم خوندم فقط به خاطر اینکه هروقت مامان یک کاری طبق اون کرد من برعکسشو انجام بدم:///
 
 
بعله همینقدر لجباز:/// البته دیگه یادم نمیاد کامل خوندمش یا کردم یا چی ولی الان دست ابجیم دیدم یاد این افتادم
 
 
یک چیز مسخره و مسخره:// داشتم غر میزدم
-اه من فلانو میخام
مامان گفت
-مگه این چشه
- اثر نداره
- پس چرا برای ما اثر داره
 -چ میییی
دانلود فیلم مسخره باز با لینک مستقیم و کیفیت HD
دانلود فیلم با کیفیت Full HD
ژانر : سینمایی
ساخت : ایران
موضوع : اجتماعی
 کارگردان : همایون غنی زاده
زبان : فارسی
سال تولید : ۱۳۹۷
تاریخ اکران: ۱۷ مهر ۱۳۹۸
تاریخ پخش در شبکه نمایش خانگی : ۴ الی ۶ ماه پس از اکران در سینما
دانلود در ادامه مطلب …
ادامه مطلب
وریا غفوری: استراماچوني مثل همیشه روی روحیه بچه‌ها کار کرده بود
ما در همه مسابقات برای برد به زمین می‌رویم. از روز اول و اولین مسابقه‌مان که در تبریز هم برگزار شد همین هدف را داشتیم و از این پس تا آخرین هفته لیگ هم همین روند را ادامه خواهیم داد.قطعاً هر کس نتیجه بازی ما در تبریز و خانه تراکتور را بداند متوجه می‌شود استقلال بازی خوبی نمایش داده که توانسته این تیم خوب و قابل احترام را در خانه اش شکست دهد.
 
استراماچوني به ما این باور را داد که
استقلال تهران در یک بازی تدارکاتی با نتیجه سه بریک مقابل گل ریحان البرز به پیروزی رسید. بعد از بازی محمد نصرتی درباره استراماچوني حرفهای جالبی به زبان آورد.
سرمربی گل ریحان البرز گفت: یک خاطره از بازی تیم ملی با تیم رم ایتالیا که قبل از جام جهانی بود، برای استراماچوني تعریف کردم.
به گزارش خبرورزشی، محمد نصرتی بعد از شکست در بازی دوستانه مقابل استقلال گفت: بازی خوبی را شاهد بودیم. در نیمه اول بیشتر از بازیکنانی که کمتر فرصت بازی پیدا مي‌کنند
خواستم داد شوم گرچه لبم دوخته است
خودم و جدم و جد پدرم سوخته است
 
خواستم جیغ شوم گریه‌ی بی‌شرط شوم
خواستم از همه ی مرحله ها پرت شوم
 
وسط گریه ی من رقص جنوبی کردیم
کامپیوتر شدم و بازی خوبی کردیم
 
کسی از گوشی مشغول به من می‌خندید
آخر مرحله شد غول به من می‌خندید
 
دل به تغییر به تحقیر به زندان دادم
وسط تلوزیون باختم و جان دادم
 
یک نفر از وسط کوچه صدا کرد مرا
بازی مسخره ای بود رها کرد مرا
ادامه مطلب
٢١٢»زُیِّنَ‌ لِلَّذِینَ‌ کَفَرُوا الْحَیاةُ‌ الدُّنْیا وَ یَسْخَرُونَ‌ مِنَ‌ الَّذِینَ‌ آمَنُوا وَ الَّذِینَ‌ اتَّقَوْا فَوْقَهُمْ‌ یَوْمَ‌ الْقِیامَةِ‌ وَ اللّهُ‌ یَرْزُقُ‌ مَنْ‌ یَشاءُ بِغَیْرِ حِسابٍ‌ زندگى دنیا،در چشم کافران جلوه یافته است و(به همین دلیل)افراد با ایمان را مسخره مى‌کنند.در حالى که مؤمنان و پرهیزکاران در قیامت از آنها برترند.و خداوند هرکس را بخواهد،روزى بى‌شمار مرحمت مى‌کند. نکته‌ها: این آیه،هم هشد
اگر استراماچوني دوشنبه به ایران برنگردد احتمال اینکه یک مربی ایرانی موقتا و برای دو بازی سرمربی استقلال شود.
به گزارش 98 فان؛ باشگاه استقلال تهران در پی ویدئوی منتشر شده از طرف استراماچوني و با این احتمال که سرمربی ایتالیایی این باشگاه دوشنبه پس از دریافت پول به ایران برنگردد، مذاکره با جانشین احتمالی استراماچوني را آغاز کرد.
ادامه مطلب
احساس بدی دارم انگار شلنگ آب سرد به قلبم وصل کرده اند و آب به شدت سردی که تیغه های نازک یخ درآن شناورند در رگهایم می‌چرخد می‌چرخد و میخراشد.میخراشد و من از جنون میخندم.از شوک عصبی میخندم 
نصف صندلی دیگر چه چلغوزی بوده است ؟میدانید بدتر از این نمی شود کسی را مسخره کرد.
تلخ ترین  گریه اور ترین و خنده دار ترین خبری که خوانده ام.آدم را یاد فیلم های کمدی سیاه آمریکایی می اندازد.از همان هایی که تهش میگویی چه احمقانه بود.
نمی دانم چه بگویم
من یه مشکلی دارم، دوست ندارم اصلاً کار کنم، هیچ انگیزه ای برای آینده ندارم، یعنی اصلاً اهمیتی نداره چه اتفاقی میخواد بیافته، فقط دوست دارم یه گوشه ای بگیرم بخوابم، همه به من میگن چرا اینقدر بی حالی، ولی من واقعاً نمیفهمم چرا اینو میگن؟
پیش روانشناس رفتم میگه هرمون های مردانه ضعیف کار میکنه، ولی به نظرم حرفش بی ربطه، راستش یه حسی هم همیشه دارم، میگم من که لیاقت بهترین ها رو ندارم هر چقدر هم تلاش کنم موقعیت خوب برای دیگرانه، اصلاً دوست ندارم
به گزارش همشهری آنلاین، پلیس باشگاه نجات در مناظره با آندره آ استراماچوني شایعه درخواست پول بیشتر از طرف این مربی برای بازگشت بوسیله ایران را تکذیب کرد. در روزهای اخیر یقین شده بود که خواسته های مربی ایتالیایی استقلال برای بازگشت، علاوه بر  کاهش مدت پیمان نامه و نابرابر بدهی های معوق، افزایش ۴۰تا ۵۰هزار یورو به قراردادش است که مورد تایید وزارت ورزش و هیات مدیره مجتمع تیمار قرار گرفته و بوسیله این مربی پرداخت شده است. با این وجود امیر سلط
۱. یعنی الان بنده به عنوان عضو کوچکی از خانواده‌ی چهاردرصدی‌های ایران عزیز که در هر بانک لااقل یک حساب دارم، باید به ازای هر کارت بانکی یک نرم‌افزار برای تولید رمز دوم یک‌بار مصرف نصب کنم؟ اونوقت این یه خورده عجیب و مسخره نیست آیا؟ و نود و شش درصد باقی که گوشی هوشمند ندارند دقیقا باید چیکار کنن اونوقت -بازم- آیا؟
۲. یعنی واقعاً چند وقت دیگه در پاسخ به این سوال که بچه‌ی کجایی؟» باید بگیم: تهران جنوبی، غربی، شرقی، شمالی، مرکزی»؟ این هم یه‌
امروز داشتم غده های بدنو درس می دادم و ناهنجاری های ناشی از کم کاری یا پرکاری اونا رو به بچه ها می گفتم. به غده تیروئید که رسیدم گفتم از علائم پرکاری تیروئید می تونه این باشه که با وجود مصرف غذای زیاد فرد کاهش وزن داره.
یکی از بچه ها گفت عععع! خوش به حالشون، کاش منم پرکاری تیروئید بگیرم لاغر شم!! (با اینکه چاق نیست و فقط هیکل توپری داره)
وقتی اینو گفت همه خندیدن. از بس آرزوی مسخره ای بود. 
با خودم فکر می کردم خیلی از آرزوهای ماهم واسه خدا همینقدر م
به گزارش مهر، خبری که روز گذشته، ۱۵ تیر، روی خروجی خبرگزاری ها قرار گرفت و استقلال را تحت نفوذ کردن قرار داد، طرد سه بازیکن این آویشن به برهان بی انضباطی درون جریان یک دیدار تدارکاتی بود. روح الله باقری، آرمین سهرابیان و رضا کریمی اولین قربانیان دیسیپلیناستراماچونيشدند تا دیگر بازیکنان این تیم احصائیه کار مشت موجودی بیاید. باوجود اینکه استراماچوني صراحتاً این سه بازیکن را بوسیله دلیل بی انضباطی داخل جوانمردی مجتمع صبر داد، اما مدیران م
خب داریم به ایام thanksgiving نزدیک میشیم.
در این روز، افراد جامعه هر یک به نوبه خودشون سعی میکنن به فقرا کمک کنن و به صورت نمادین این روز رو گرامی میدارن (حالا کاری به این ندارم که کمک نباید فقط مرغ و پولو باشه و یا محدود به یه روز فقط)
 
در این راستا و به این بهانه،
 
گرگ زاده و خانواده ش هم دارن برنامه ریزی میکنن برای این روز
 
گرگ زاده شروع کرده به نگه داشتن ریش و سیبیل و پشت گردنش که قشنگ مو بده.
لباسای ورزشی و مارک دارش رو هم اماده کرده که توی جمع کش
بسم‌الله
بعضی حرفای کوچیک چقدر آدم رو می‌رنجونه و تو نباید بذاری که دلت بگیره و ناراحت شی چون ارزش نداره!
اما این منطق درست نیست، که خودمونو بزنیم به بی‌خیالی و نذاریم بهمون بربخوره و درنتیجه طرف مقابل هم بیشعور باقی بمونه و نفهمه که رفتارش اشتباهه!!
ذهنم درگیره همش .
پروژه: ارائه فردا، نتایجم، برخورد استادم، مقاله‌ای که چکش نکردم
دانشگاه: انتخاب واحدم که نکردم، شهریه این ترم که ندارم فعلا
کارم: روتین شدنش، پیگیری کارهایی که باید یادم بم
حسن روشن:
یواش یواش متوجه می‌شویم که استراماچوني هم مربی نیست، دلال است. نمی‌دانم چگونه می‌خواهد جواب هواداران را بدهد، قرارداد استراماچوني را دلالان بستند
وزیر ورزش در جلسه با پیشکسوتان از پرداخت پول به باشگاه صحبت کرد و گفت جای هیچ نگرانی وجود ندارد، وزیر قول داد که هیچ تهدیدی درخصوص حذف استقلال از آسیا وجود نخواهد داشت!!
 
هیچ غمی بزرگتر از این نیست، که نتونی کسی رو برای حرف زدن پیدا کنی!هیچ کس نیست برای این که باهاش حرف بزنم یعنی هست ولی خب مسخره مي‌کنند و یا شروع مي‌کنند به پند و اندرز دادن و اینکه ما هم مشکل داریم و از همه مهمتر اینکه خیلی از حرف هارو به همه کس نمی‌توان زد وگرنه یه دفعه براشون میشی یه موجود ترحم برانگیز و شروع مي‌کنند بهت ترحم کردن برای اینکه به خودشون اثبات کنند آدم خوبی هستند و بعد یه دفعه ازت خسته میشند و تبدیل میشی به موجودی که تو اون ه
من + : بیا بدووییم
_ : دیوونه شدی دختر
+ : آره
+ : بدوییم ؟
_ : مسخره مون میکنن 
+ : نگاه اون سمت اون دو تا مرغ
عشقها هم دارن میدویین 
_ : عزیزدلم بچه نشو میخندن 
میگن نگاه پسره پا ب پا دختره داره
میدوییع
+ : بذا مسخره کنن 
بذا بخندن 
ولی ارزششو داره که
دل منو شاد کنی 
و با تو که بدوییم از تهـ
دل بخندم و یه خاطره
قشنگ بسازی واسه هر دو مون
_ : از دست تووو دختر باشه
دستمو بگیر 
+ : ۱ .۲.
_ : ۳ بدوووو
نفس نفس +: تو که از من بچه تری
_ : پا به پای تو بچه میشم
# خیال پرداز
ترم دوم یکی از اساتید آزمایشگاه‌مون در وصف پروژه‌ی کارشناسی اینطور میگفت زمانی میرسه که دیگه از این دکمه‌ی استارت سیستم حالتون بهم میخوره. خواستم بگم اگه اون موقع تو دلم مسخره‌ت کردم و خندیدم بهت، شکر اضافه خورده بودم. 
وبلاگ نویس گرامی آقای اساطیری که علاوه بر دنیای مجازی در دنیای کاغذی هم می‌نویسند و در پست آخر وبلاگشان نوشته‌اند: #ایرانی_بخوانیم
من این هشتگ را اصلا نمی‌پسندم، کتاب خوانی برای من پلی است برای سفر به دنیای خیال، دنیایی که قید و بندها و محدودیت‌های اینجا را ندارد و می‌توانم لحظاتی را آن جوری که می‌پسندم سپری کنم. و این هشتگ می‌گوید این دنیا را محدود کن، حتی خیال پردازی‌هات را ببر در جایی که این تعداد محدود نویسنده آن را ساخته‌اند در حا
تولد پانزده سال و چهارماهگی ام :)
به همین زودی، چهار ماه گذشت. من دختر بهارم و بهار را خیلی دوست دارم. با این حال گاهی تصمیم میگیرم عاشق پاییز باشم. که فصل تکاپو و تغییر است. معلوم است که بهار هم هست. اما هرسال بهار به نحو ناجوری به درس خواندن و آمادگی برای امتحانات آخر سال می گذرد. آنقدر که متوجه رفت و آمدش نمی شوم. نه اینکه نشوم. لذت کافی را ازش نمی برم.
نامه ای که پاییز پارسال خود چهارده سال و چندماهه ام به خود پانزده سال و چندماهه ام نوشته بود، پ
دارم پیش مشاورم و دوباره از نظرم همه چی گل و بلبله ولی شب دچار افسردگی حاد میشم.من میدونم!!!(با لحن اون آقاهه تو اون کارتونه بخونین)
هوا چقدر آلودست.نفس نمیشه کشید.
بعد یه هفته بریم از نت دانشگاه مستفیض شیم.مسخره‌شو درآوردن دیگه
کرایه تاکسیای ما که اضاف شده.شمارو نمیدونم
 
از زمان شهرداری کوتاه مدت آقای فدایی ، بسیاری از نام های کوچه ها مثل غربی ها به نام هایی چون فرعی ۱و۲ و نیم فرعی تغییر یافت . ایشان این کار مسخره را از شاهین شهر به اینجا آورد و هویت کوچه ها را خراب کرد . شما فرض کنید قبلا می گفتید ما از کوچه شهید اکبر فتاحی هستیم ولی حالا باد بگویید ما از فرعی ۳ شمالی این چه مسخره بازی است که شهرداری بازهم داره ادامه میده و کسی از مردم و مسئولان نیز اعتراضی نمی کنه شهرداری دولت آباد ضمن اینکه باید اینکار را م
۱. امروز رفتم انقلاب و کار رو تموم کردم. دیگه جای صبر نبود. همه‌چی باید همین امروز تموم می‌شد و تموم هم شد. چی؟ آره، همون خرید نوشت‌افزار :| دیگه وسواس بس بود دیگه. نبود؟! :)) ولی بدونید و آگاه باشید، برای یکی که تنها لوازم تحریراتش تا به امروز، فقط یه خودکار بوده، همچین اقدام تمام‌کننده‌ای، واقعا دشوار بود.
۲. اوضاع مسخره‌ایه. یه استاد داریم که دانشجو دکتری‌ست و تیپش در کل دانشجویی هست. بعد توی محیط دانشگاه می‌بینمش، نمی‌دونم باید سلام بد
حالم به هم میخوره وقتی ناراحتی ها و دغدغه هامو مسخره میکنن و میگن مگه بچه ای 20 سالته خجالت بکش خرس گنده و کوفت و زهر مار
اره دغدغه هام بچه گونس چون هیچ وقت حلشون نکردم. هیچ وقت کمکم نکردید حلشون کنم
زندگی من با شعارای کوفتی و به درد نخور انگیزشیتون بهتر نمیشه چون هیچ درکی از حسی که دارم ندارید
 
 
بهرحال دیشب قول دادم این زندگی "مسخره ای" را که برایم خودم ساخته ام عوض کنم.
روزهایم پر شده بود از تنبلی، خواب، استرس، موهای ژولیده، غذا خوردن بدون اینکه گرسنه ام باشد، بیگانه شدن رژ لب و کرم پودر با صورتم، بی تحرکی، تنبلی برای حتی یک نیمرو، تو نیم بات افیو.
نداشتن روحیه این روزها شده خورنده ی جانم.
اما فکر میکنم این بازی مسخره ای که پیش گرفته ام کافی باشد.
باید تلاش کنم مثل پارسال این موقع بشوم.
همین روزها می روم آرایشگاه. دوباره میخواهم توی خا
به نام خدا
با اینکه عاشق هم بودیم، اما هیییییچوقت درست و حسابی باهم حرف نزدیم.‌ زیاد حرف می‌زدیم اما از هر دوتا جمله مون صددرصد یکی از اونها بدوبیراه گفتن و مسخره کردن و نیش و کنایه و دست انداختن و ازین چیزها بود. ازهمین کارای نوجوونها!!
ادامه مطلب
شبا به این امید میخوابم که خوابتو ببینم، مسخره ست نه؟تو شبا با فکر کی میخوابی؟وقتایی که بهم فکر میکنی حس میکنم، تپش قلب میگیرم، نباید اینجوری میشد، نه؟دلم تنگته رفیق، نیمه راه بودی ولی رفیق بودی، حالا تنهایی تا چند روز دیگه دهنشو باز میکنه و منو می‌بلعه، مطمئنم.
دوران دبیرستان یه رفیق داشتم که همه مسخره‌ش میکردن.نه قیافه‌ش بد بود، نه لباس پوشیدنش، نه درسش. مسخره‌ش میکردن چون با خودش حرف می‌زد! سر کلاس از خودش می‌پرسید امروز امتحان شیمی داریم؟ خودش جواب می‌داد آره. زنگ تفریح از خودش می‌پرسید نوشابه می‌خوری؟ خودش می‌گفت آره. بعد از امتحان از خودش می‌پرسید چند تا غلط نوشتی؟ خودش جواب می‌داد یکی. وقتی با کسی حرف می‌زد مثل همه بود ولی امان از وقتی که تنها می‌شد. شروع می‌کرد حرف زدن با خودش. ب
قرار هیئت هفتگی ما بود و نشسته بودیم تا سخنران محترم تشریف بیاورد. چند دقیقه بعدش آمد و یک راست روی منبر نشست. سلام و خوش و بشش را همان بالای منبر با ما کرد. بعد از بسم الله و صلوات بر محمد و آل محمد سخنرنی را شروع کرد. گفت: امشب می خواهم برایتان املا بگویم! اشکالی ندارد؟! 
خواسته عجیبی بود! راستش این مدلی اش را تا حالا ندیده بودیم! گفتیم: باشد اشکالی ندارد. کمی هم خوشحال شدیم چون املای در هیئت و وسط منبر بهترین فرصت برای مسخره بازی بود. 
هنوز شرو
بچه بودیم و جاهل، حساب کتاب نمیکردیم داریم به احساسات هم ضربه میزنیم.الان یه کم بزرگ شدیم و یه کم عاقل، بیشتر حواسمون به خودمون هست که هرکی نیاد سرشو بندازه پایین، همه چی را بهم بریزه و بره.
بعدا که شاید یه کم بزرگ تر بشیم، آسون تر بگیریم و بخندیم به همه این احوال! 
پسر یکی از فامیلهامون یکی دو هفته دیگه عروسیشه و دیشب مادر پسره باهام تماس گرفت که واسه مراسم بازدید جهیزیه عروسش دعوتم کنه.منم گفتم ممنون که باهام تماس گرفتید.زحمت کشیدید ولی راستش من مراسم جهیزیه هیچکس نرفتم و از این به بعد هم نمیرم.کلا اینجور مراسم ها نمیرم.
بعد از دیشب هی نگران اینم که ناراحت نشده باشن،حرف و حدیث درنیارن(اخه خیلی حساسن)
ولی الان با خودم فکر میکنم میگم وقتی من معتقدم یه کاری غلطه و نباید انجامش داد باید پای اعتقادم و عوا
یه کار اشتباهی که حس میکنم خیلی داریم انجام میدیم اینه که همون رفتاری که نسل قبل از ما با ما داشتند رو داریم با نسل بعد از خودمون انجام میدیم.
همون تحقیرها همون سرکوب شدن ها، نمیتونیم متوجه بشیم که دنیای آینده ما رو همین نسل کوچکتر از ما می سازند. همونطور که ما داریم آینده نسل قبل از خودمون رو میسازیم، هر اشتباهی که اونا انجام دادند توی تربیت ما داره دنیای خودشون رو خراب میکنه و ما از این هنوز درس نمی‌گیریم هنوز فکر می‌کنیم باید کوچکتر از خو
یادته تازه از آلمان اومده بودم؟ یادته یه ۱۰۰ دلاری گذاشتم روی میز و گفتم پول خوشبختی میاره؟ یادته گفتم به خاطر تو برگشتم؟ یادته بارون میومد و چتر نداشتیم و گفتی من که موهام چتری عه فکر خودت باش؟ یادته قرار بیست و چهارمون کافه باکارا بود؟ باکارا یا باراکا؟ کازابلانکا رو یادته با هم دیدیم؟ یادته مقاله دادیم واسه کنفرانس سیستم های تهویه مطبوع؟ یادته گفتم ادبیات‌ رو ۷۵ زدم، شیمی رو ۴۵؟ یادته داشتی فرایند شیر اختناق رو توضیح می دادی و من گفتم م
یه مدت بود تو سامانه تغذیه نمیتونستم وارد شم
نماینده پیگیری کرد فهمید یکی از بچه هامون رفته رمزا مونو سر خود تغییر داده
نماینده رمز جدید رو اعلام کرد
دیدم باز وارد نمیشه
گویا عنتر خان رفته باز رمز جدیده رو هم تفییر داده :/
یعنی کرم پیش اینا لنگ میندازه
درباره رمان بیوتن
بیوتنِ امیرخانی را تو سه هفته خواندم، در روزهای سرد آذر ماه. بیشترش را بیرون خانه و کمترش را در خانه. بیوتن داستان ارمیایی است از دنیای دیگر که وارد دنیای امروزی شده، به قرن 21 آمده است، به آمریکا، به
ادامه مطلب
شاید فکر میکنم اگه مثل ریچل (نویسنده محبوبم از حدود نیم ساعت پیش تا الان ) یک بلاگر باشم، آیندم هم مثل اون میشه، خب خیلی مسخره است این فکر ولی من حقیقتا بهش فکر کردم :)
 
دلیل دوم اینکه نوشتن رو دوست دارم (چشم بسته غیب گفتمی :))
 
و آما دلیل اخر و که به نظر خودم این دلیل محکم ترینشونه! جایی برای نوشتن از مسیری که باید پیاده برم. 
عطیه دیشب میگفت ده ساله دوستیم هنوز نمیدونم کِی سرکار میذاری آدمو کِی مسخره میکنی کِی شوخیه کِی جدیه؛ انقدر طبیعی رفتار میکنی آدم گیج میشه.
میگه این اخلاقت کلافه میکنه ادمو 
نمیدونم باید رو کدوم حرفهات حساب کنم به کدوم بخندم.
دیشب تو گروه دعوا شد
ی ادمی بود خیلی بی تربیت. بعد اومدن ب من چیز گفتن ک این استاد هست و مقاله داره و المانه و چیزی بهش نگی ی موقع. نمیدونم راست گفتن یا دروغ ولی ی چیزی رو خوب میدونم
درخت هرچی بارش بیشتر باشه سر ب زیر تره
100 تا مقاله هم ادم داشته باشه ولی بی تربیت باشه ب هیچ دردی نمیخوره.
مینویسم برای خودم یادم بمونه غرور ادمو نگیره. بقیه رو از بالا دیدن ادم بهش دچار نشه. مسخره کردن و توهین کردن دیگران ب سبب علم بیشتر ادم بهش دچار نشه. 
یادم نره ب
یه طومار مینویسم اخرش پشیمون میشم و پستش نمیکنم
میرم تو تلگرام دو ساعت تایپ میکنم اخر نمیفرستم و همرو پاک میکنم 
ده خط برای یکی کامنت میزارم ولی فکر میکنم خیلی مسخره و بیخوده و پاک میکنم
دهنمو باز میکنم که حرف بزنم میگم چه اهمیتی داره اخرش که قراره از حرفم پشیمون بشم و میبندمش و چیزی نمیگم
مهم نیست تا کجا فرار کنی. فاصله هیچ چیز را حل نمی‌کند. وقتی طوفان تمام شد، یادت نمی‌آید چگونه از آن گذشتی، چطور جان به در بردی. حتّی در حقیقت مطمئن نیستی طوفان واقعاً تمام شده باشد. امّا یک چیز مسلّم است. وقتی از طوفان بیرون آمدی دیگر همان آدمی نیستی که قدم به درون طوفان گذاشت.”من توانایی خاصی دارم :/ تو این روزا فقط توانایی رو تو نامرئی شدن، سفر تو زمان، قدرت بیش از حد و چیزای دیگه می بینن ولی دنیا عجیب تر از اونیه که ما تصورشو می کنم. خب بذا
این محدود کردن اینترنت دیگه مسخره بازی شده به نظرم . من روز ها کلش آف کلنز بازی میکردم که شکر خدا اونم قطع شد :/ واقعیتش این روز ها غمگین و سردر گمم ، حداقل توی اینستاگرام میچرخیدم چارتا مدل لباس یا طریقه ساخت گلسر میدیدم وقتم پر میشد و کمتر فکر میکردم که به لطف دولت و محدودیت اینترنت اونم از دست دادم و یکسره نشستم فکر میکنم غصه میخورم :/
 
ﺩﺭﺧﺘﻬﺎ ﻣﻤﺮﻧﺪ؛ﻋﺪﻩ ﺍ ﻋﺼﺎ ﻣ ﺷﻮﻧﺪ ﻭ ﺩﺳﺘ ﺭﺍ ﻣ ﺮﻧﺪ ؛ﻋﺪﻩ ﺍ ﺗﺒﺮ ﻣ ﺷﻮﻧﺪ ﺑﺮ ﻧﺴﻞ ﺧﻮﺶ ؛ﻋﺪﻩ ﺍ ﻮﺏ ﺒﺮﺖ ﻣ ﺷﻮﻧﺪ ﺑﺮﺍ ﺳﻮﺯﺍﻧﺪﻥ ﺗﺒﺎﺭ ﺧﻮﺩ ﻭ .ﻋﺪﻩ ﺍ ﺗﺨﺘﻪ ﺳﺎﻩ ﻣﺸﻮﻧﺪ ﺑﺮﺍ ﺗﻌﻠﻢ ﺍﻧﺪﺸﻪﻫﺎ.ﺷﻤﺎ ﺍﺮ ﺩﺭﺧﺖ ﺑﻮﺩﺪ ﺍﺯ ﺪﺍﻡ ﺟﻨﺲ ﺑﻮﺩﺪ؟؟
ﻫ ﺲ ﺍﻧﺘﺨﺎﺏ ﻧﺮﺩﻩ ﻪ ﺑﺎ ﻪ ﻗﺎﻓﻪ ﺍ ﺩﺭ ﻪ ﺧﺎﻧﻮﺍﺩﻩ ﺍ ﻭ ﺑﺎ ﻪ ﺷﺮﺍﻄ ﺑﺪﻧﺎ ﺑﺎﺪ ؛ﻫﺲ ﺭﺍ ﺑﺨﺎﻃﺮ ﻫ ﺰﺵ ﺗﺤﻘﺮ ﺎ ﻣﺴﺨﺮﻩ ﻧﻨﻢ .
ﺩﺭ ﺑﺎﺭﻩ ﺩﺮﺍﻥ ﻗﻀﺎﻭﺕ ﻧﻨﻢ.
ﻫﻤ
واقعا این چجور تعزیه هایی هست ک تو ماه محرم اجرا میکنن ؟ 
خیلی بی کیفیت و مسخره اجرا میکنن جوری که بیشتر مضحکه خاص و عام میشن 
پارسال ی تعزیه رفتم شمر جا موبایلى داشت و شلوار جین آبی
حرمله ساعت داشت ،اون یکی کفش اسپرت قرمز پوشیده بود اصلا ی وضعی بود 
امروز میگفت آخر هفته وقتی من داشتم با دختر عمه م ضحبت میکردم توی تقریبا 25 دقیقه حدود 42 بار بهش گفتم: "دختر عمه"!
بهش میگم خب چرا میشمری؟ 
میگه هیچی دانستنی جالبی بود.
چرا برای شما تهرانیای لوزر عجیبه که ما هی اسم طرف رو صدا میزنیم؟
یا میگه هر وقت کسی زنگ میزنه تو حال و احوال همه حتی همسایه ها هم محلی ها و همشهری ها رو میپرسی.
دوست دارم میپرسم.
چون رسم ما هست.
مسخره ها.
واقعا با یه مشت آدم بی عاطفه مزخرف طرفم. 
سال ۱۳۹۸ (در دست تکمیل)
مسخره باز
سمفونی نهم
مطرب
متری شش و نیم
ایده اصلی 
قسم
رد خون
سرخپوست
شبی که ماه کامل شد
گلدن تایم (هنر و تجربه)
سورنجان (هنر و تجربه)
ذغال (هنر و تجربه)
در جست و جوی فریده (هنر و تجربه)
رضا (هنر و تجربه)
تتاتر صدای آهسته برف
تتاتر آبی مایل به صورتی
تتاتر لانچر ۵
سال ۱۳۹۷
هزارپا
بمب یک عاشقانه
مارموز
مغزهای کوچک زنگ زده
درساژ
◀️اطلاعیه باشگاه فرهنگی ورزشی استقلال در خصوص وضعیت کنونی مربی تیم
به گزارش سایت رسمی باشگاه استقلال، این باشگاه با انتشار اطلاعیه‌ای خطاب به هواداران استقلال در خصوص وضعیت سرمربی آبی‌ها توضیحاتی ارائه داد.
متن این اطلاعیه به شرح زیر است:
هواداران فهیم و محترم باشگاه بزرگ استقلال
 
همانگونه که تاکنون از رسانه‌های مختلف در جریان قرار گرفته‌اید سرمربی تیم استقلال و همکاران محترم ایشان با ارسال نامه‌ای به رسانه‌ها، جدایی خود را از با
  فکر کنم هفتم_هشتم بودم که اسم به گوش ام خورد. اون زمان تنها متوجه شدم که یه خواننده است که به یه امامی فحش داده و من اونقدر از نظر ام مسخره بود کار اش که حتی نرفتم یه آهنگ اش رو گوش بدم.
  کِی اولین آهنگ از اش رو شنیدم؟ 
ادامه مطلب
سلام. شاید مسخره به نظر برسه اما یه مهمونی خیلی بزرگ و مجلل با کارت دعوت از دوستان و آشنایان و کاسبای محل و خلاصه هر کس دیگه ای که می شناسمشون ترتیب می دم (که بیایند همه) و ازشون میخوام حلالم کنن اگه بدهی دارم می دم ، نصیحتم رو می نویسم و می خونم توجمع، سعی می کنم اشخاصی که واسم مهمن رو از ته دل به آغوش بکشم بعدشم می رم زودتر یه قبر می خرم با سنگ و ترتیب مراسم ترحیمم می دم و زود توبه می کنم
اگر دکارت بیش از چهارصد سال پیش گفته بود: من می‌اندیشم، پس هستم»، ن در جامعه امروز غرب و همه جوامع غربزده ناچار باید بگویند: مرا نگاه مي‌کنند، پس هستم». |فرهنگ برهنگی و برهنگی فرهنگی|
 
 
پ.ن: وقتی یک پست منتشر می‌کنید از خارج از پنل هم نگاهی به آن پست بیندازید و از انتشار صحیح آن مطمئن شوید. به پیش‌نمایش اکتفا نکنید.
پ.ن: تیتر نمیدونم چرا اینقدر مسخره از آب در اومد؟ (از اثرات سانسوره دیگه)
تخم مرغ !یک رنگ است !اما !وقتی شکستیش !دو رنگ می شود !
پس انتظار نداشته باش !آدمی را !که شکستی !با تو یک رنگ باشد.
 ﺍﻧﺸﺘﻬﺎ ﺩﺳﺘﻤﺎﻥ ﻮ ، ﺑﺰﺭ ﺑﻠﻨﺪ ﻭ ﻮﺗﺎﻩ ﻗﻮ ﻭ ﺿﻌﻒﺍﻣﺎ ﻫﺪﺍﻡ ﺩﺮ ﺭﺍ ﻣﺴﺨﺮﻩ ﻧﻤﻨﺪ .
ﻫﺪﺍﻡ ﺩﺮ ﺭﺍ ﻟﻪ ﻧﻤﻨﺪﻭ ﻫﺪﺍﻡ ﺑﺮﺍ ﺩﺮ ﺗﻌﻈﻢ ﻧﻤﻨﺪﺁﻧﻬﺎ ﻨﺎﺭ ﻫﻢ ﺩﺳﺖ ﻣﺸﻮﻧﺪ ﻭ ﺎﺭ ﻣﻨﻨﺪ.
ﺎﻩ ﻣﺎ ﺍﻧﺴﺎﻧﻬﺎ ﺍﺮ ﺍﺯ ﺴ ﺑﺎﻻﺗﺮ ﺑاشیم , ﻟﻬﺶ ﻣﻨﻢ ﻭ ﺍﺮ ﺍﺯ ﺴ پایین تر ﺑﻮﺩﻢ ﺍﻭ ﺭﺍ ﻣﺮﺳﺘﻢ،
 ﺎﺩﻣﺎﻥ ﺑﺎﺷﺪ :ﻧ
هنا، عند مُنْحَدَرات التلال، أمام الغروب
 وفُوَّهَة الوقت، 
قُرْبَ بساتینَ مقطوعةِ الظلِ، 
نفعلُ ما یفعلُ السجناءُ، 
وما یفعل العاطلون عن العمل:
نُرَبِّی الأملْ.
(اینجا، در سراشیب تپه‌ها، پیشاروی غروب
و دهانه توپ زمان، 
کنار نهالستان‌های شکسته‌سایه، 
به همان کاری مشغولیم که زندانیان
به همان که خیلِ بیکاران: 
امید می‌پروریم)
از صبح نشسته‌ام به خواندن جزوۀ ادبیات. به حفظ کردن اسم شاعرها و کتاب‌هایشان. کاری مسخره برای شرکت در یک آزمون
بهم میگه بیا واسه نشریه جامعه اسلامی درباره سبک زندگی ن و دختران بنویس ‌.
آخه من اگه سبک زندگی حالیم بود که در به در این روانشناس و اون مشاور نبودم!
من سبک زندگی حالیم نیس اما دهنم بی موقع وا میشه میگم باشه !!!
مسخره اس !
.
اون ستونی که قراره من بنویسم!میشه مث این وبلاگ !نه نظری نه پیشنهادی نه انتقادی .هیچی!
ممنون از همه!
ممنون!
 
هیچ کس خانه نیست. تنها، روی مبل در اتاقم نشسته ام. موسیقی های عربی ام را پخش کرده ام و تلاش می کنم به پایان نامه فکر نکنم. به خودم می گویم جهان چه جای مسخره ای است؛ دقیقاً لحظاتی که به ناجی احتیاج داری این را به تو می فهماند که هیچ ناجی ای در کار نیست. هیچ معجزه و خوابی وجود ندارد که راه درست را به تو نشان دهد. تو مانده ای بین هزاران تصمیمی که باید بگیری. باید انتخاب کنی و هر انتخابی آینده ات را عوض می کند. هر انتخابی به چیزی نزدیک ترت می کند و از چیز
عمه مامانم به مامانم میگه منو نداری توی اینستاگرام ؟ مامانم میگه من اصلا نمیام اینستاگرام، حوصله این چرت و پرت ها رو ندارم !من لبخند ملیحی میزنم و از صحنه خارج میشم . آخه من در جریانم که مامانم میشینه این سریال مسخره های کره ای رو از تلوزیون وطنی میبینه بعد توی اینستاگرام میگردد دنبال اون تیکه هایی که توی تلوزیون سانسور شده و اونا رم میبینه !!
 
دیشب از درد دست و پا خوابم نمیبردبه قوص خواب متوسل شدم تا ساعت ۴ خوابم برد
تو خواب اول یه ازدواج مسخره ناموفق داشتم
دقیقا بعد از ازدواج طلاق صادر شد یعنی
اینقدر گریه کردم ازینکه الکی الکی زن مطلقه شدم که مردم.
بعد یه هو رفتم المان و خیل عظیمی از ایرانیا و دخترای همسایه ها دیدم
کلی بین اونا بودم و تو یه شرکت مسخره کار کردم.
بعد یه هو با اونا بلیت گرفتیم بریم ژاپن.
یه قطار بود که هم رو زمین میرفت و هم رو هوامنم اولین مسافر بودم قش
ماه مهر ، ماه شکفتن و دانش افزاییماه نابودی جهل و نادانی مبارک باد
یادتون باشه هرگز این جملات را به کودکی که ترس‌از‌مدرسه دارد نگویید :
اگر گریه کنی و توی مدرسه نمونی دیگه دوستت ندارم .اگر گریه کنی دیگه مامانت (یا بابات) نیستم!ببین اون بچه ها چقدر راحتند ، ببین گریه نمی کنند!مثل بچه کوچولوها رفتار می کنی!ببین ما چقدر کار می کنیم و زحمت می کشیم تا تو مدرسه بری ولی تو چطور رفتار می کنی !اگه مدرسه نری همه بهت می گن تنبل!اگه مدرسه نری بی سواد می مون
ماه مهر ، ماه شکفتن و دانش افزاییماه نابودی جهل و نادانی مبارک باد
یادتون باشه هرگز این جملات را به کودکی که #ترس‌از‌مدرسه دارد نگویید :
اگر گریه کنی و توی مدرسه نمونی دیگه دوستت ندارم .اگر گریه کنی دیگه مامانت (یا بابات) نیستم!ببین اون بچه ها چقدر راحتند ، ببین گریه نمی کنند!مثل بچه کوچولوها رفتار می کنی!ببین ما چقدر کار می کنیم و زحمت می کشیم تا تو مدرسه بری ولی تو چطور رفتار می کنی !اگه مدرسه نری همه بهت می گن تنبل!اگه مدرسه نری بی سواد می مون
چند
وقت پیش داشتم عکس های یکی از روستاهای خراسان رو نگاه می کردم. یک پسر بچه تو عکس
بود که رو شلوارش نوشته بود adidas. حس عجیبی بود. این حس که این شلوار نباید پای این بچه باشه و
همین طور اون دمپایی های پلاستیکی. تو عکس های دیگه اغلب زن ها زیر چادرهای
سیاهشون لباس های سوزن دوزی داشتن و پیرمردها لباس هاشون محلی بود. گرچه اغلب،  دمپایی های پلاستیکی پاشون بود. بعد فکر کردم به
خودمون که تو شهر زندگی می کنیم. چطور ما می تونیم هر محصول خارجی یا هر لباسی که
دروغ چرا؟! اوایل خیلی می ترسیدم. از اینکه نازپسر شب ها نخوابد و گریه کند خیلی خیلی می ترسیدم. می ترسیدم از نخوابیدن تاج سر و فردایش سرکار چرت زدن هایش. خب! کسی هم نبود که بتوانم ترسم را برایش بگویم و او هم بگوید که این چه ترس مسخره ای است و هر چه بیشتر بترسی بدتر می شود. بدتر از آن ترس از نخوابیدن خودم داشتم که نکند شب تا صبح نخوابم و نتوانم بچه ام را نگه دارم و مادر خوبی باشم. باز هم کسی نبود که بگوید این چه ترس مزخرفی است که داری و اگر هم شب تا صبح
نکته عجیب اینه که سیگار کشیدن توی کانادا شده یه چیز کاملا مسخره و عادی.
یعنی تو نمیتونی دختر یا پسری پیدا کنی که سیگار نمیکشه.
معدود ایرانی دیدم که سیگار نمیکشن یا بعضی هندیا نمیکشن،
ولی واقعا توی مملکتی که به قول خودشون بهترین کشور دنیا برای زندگی انتخاب شده،
تعجب اوره این همه سیگار و ماری جوانا و کوکائین کشیدن.
فقط خیلی عجیبه.
واقعااااا بعضیا چه فکری میکنن تو مراسم ختم مامان بزرگ آدم .یکی رو میارن آدمو ببینه و به فکر_خیر سرشون _امر خیرن؟؟؟
من هیچ موقع فحش نمیدم ولی در این حالت فقط میتونم بگم تف!
اه.
من با صورت پف کرده و چشمای کاسه خون دارم زاااار میزنم.تو اومدی چیو ببینی لعنتی؟
فک کردی چی؟
شعور نداری .فرهنگ نداری.آدم باش.
تیپ سیاه زدی اومدی بدبختیامونو ببینی؟مسخره .
سلام
آقا من یه سوال دارم شاید جالب باشه و شایدم مسخره اما واسه من مهمه سوالم. من یه پسرم با پوست سفید. خیلی شیر برنج نیستم ولی در حد دخترها سفیدم.!
بعد من تو دانشگاه یک سری دخترها رو میبینم یه روز سفیدن، یه روز سیاهن، آخر من نفهمیدم اینا رنگ پوست واقعی شون چیه؟، سفیدن و برنزه میکنن؟، یا سبزه هستن و سفید کننده میزنن؟، شاید بگید این چه موضوع مسخره ایه و نژاد پرستیه و اینا ولی به نظرم اگر یه دختر سفید بگیرم واسه آیندم بهتره. 
فقط میخواستم بپرسم که
شاید بنظرتان مسخره بیاید اما من اکنون مجموعه ای از حس های "خوب نبودن-کافی نبودن-زیبا نبودن-هیچ چیز نبودن" هستم.هیچ چیز نبودن. هیچ چیز نبودن. هیچ چیز نبودن. آه واقعا دلم میخواهد بمیرم. واقعا.
می دانید؟هیچ چیز دراین جهان به من نیاز ندارد. هیچ کس دراین جهان دلش برایم تنگ نخواهد شد. آب از آب تکان نمیخورد با نبودنم. زمان من را به گور خواهد برد. حتی نوشته هایم به درد جهنم میخورد. امیدوارم زودتر بروم به درک. همین.
واقعا از ته دلم احساس میکنم این د.و.ل.ت ما رو مسخره کرده! ببخشید ولی به نظرم دارن باهامون مثل یک حیوان رفتار میکنن که هروقت سرکشی کرد میندازنش توی قفس
دیگه داره بهم فشار میاد
حتی درسامم ناقص میخونم.یه سری جزوه هام توی تلگرامن و یه سری دیگشون نیاز به سرچ کردن دارن
از این طرف هم توی یه اتاق 15 متری بدون هیچ هم صحبتی گیر افتادم
این چه وضعیه واسمون ساختید
دلمون به چی خوشه که توقع داریم با اعتراض چیزی درست شه واقعا :/
یه جوری می فرستنت وسط میدون و ازت نظر می خوان در مورد چیزی که نمی دونی یا می دونی و بعد بمبارانت می کنن با اطلاعاتِ معلوم نیست از کجا اومده. 
نگات می کنن. دنبال چیزی نیستن، جز اینکه نمی دونم چی. یه چیزی که درونشون تو مسیر زندگی گم کردن.
توی این بازی، قراره حقیقت گم شه. قراره تو گم شی.
و تو می مونی که من کی خواستم وارد این بازی مسخره شم؟
به هوش، از این استراتژی به هوش! :دی
با این طور آدمی فکر می کنم که نشه دوستی کرد. :) دست کم، من هنوز بلد نیستم. شاید
میگفت: من اصلا تا حالا توی عمرم وضو نگرفتم. بلد هم نیستم!
گفتم: پس بفرمایید اینهمه ما دیده ایم که به نماز می ایستید، بدون وضو بوده است؟
گفت: نه جوان. من نماز هر سه وقت را با غسل جنابت میخوانم. تا حالا هم نماز قضا نداشته ام.
 
+ما از اسلام، هیچ نمیدانم. هیچ! با این کارها خودمان را مسخره کرده ایم. بیخود خودمان را در معرض تلف قرار داده ایم. 
اصلا دچار پوچی شده ام. میخواهم مغزم را از کله ام دربیاورم و پرتش کنم جلوی سگ!
گفتتن ندارد، چون همه میدانید همراهی کردن با کسی برای خرید عقد و جهیزیه و امثالهم سخت ترین کار جهان است! امروز شاید ده ساعت سرپا بودم و حقیقتا خسته شدم.
حالا آمدم دراز بکشم. ناخودآگاه خواستم بروم سراغ شبکه‌های اجتماعی‌ام تا هوایی عوض کنم. نمی‌دانم جرا عادت نکرده‌ام. دارد می‌شود دو هفته که قطعیم. اما هنوز هرشب دلم می‌خواهد در آن دنیای مارشمالویی غلط بزنم و لیز بخورم. دلم تنگ شده. برای وقتی توی اینستاگرام استوری سوالی می‌گذاشتم و با جواب‌ه
اصلا اهل تهدید و زور نیستم . اما امشب حسابی با اینترنت کار دارم . یعنی اگه بخاطر فردا و از ترس اعتراضات ذره از اینترنت رو قطع کنن یا بخوان بازم مسخره بازی در بیارن و فقط سایت های داخلی رو باز بذارن . من اولین نفری هستم که فردا با اسپری رنگ میرم تو خیابون :/
خریدن جوراب و شرت کار ساده‌ای نیست! اجازه‌ی پوشیدن هیچ‌کدام را نداری و باید پولت را قمار کنی! یا برنده می‌شوی، یا بازنده! چه دنیای مسخره‌ای! قمار را باخته‌ام و جوراب آبی‌ام که روباه‌های نارنجی را در خود جای داده برای پایم کوچک است. البته از نظر خیلی‌ها کوچک و حتی تنگ هم نیست! ولی من ترجیح می‌دهم که در جوراب و شرتم فضای کافی داشته باشم و تحت فشار نباشم.
دقیقا توو تاریخ ١٥ مرداد ٩٣ چیزی نزدیک به پنج سال پیش نوشته بودم "که بهت مشکوکم و حس آشنایی بهم میگه همه حرفا و کارا و ادا اصولات فیلمه". و چه جالب که بهم ثابت کردی درست فکر میکنم و نذاشتم بشم مترسک و عروسک خیمه شب بازی مسخره بازیای تو
مرسی ازت که عذاب وجدان ندارم
مرسی که نیستی
سرمربی استقلال می‌گوید تیمش مصاف مهمی را از نساجی برده و از این بابت خوشحال است.
یه گزارش ایسنا، آندره استراماچوني سرمربی استقلال در نشست خبری پس از برتری تیمش برابر نساجی حاضر شد و اظهار کرد: می‌دانستیم که بازی سختی برای ما خواهد بود. با توجه به سیستم بازی ما، کار کردن در چمن مصنوعی سخت است. در این چمن سرعت توپ کم می‌شود و اگر تجربه نداشته باشید، کار سخت می‌شود. نساجی در نیمه اول خوب بازی کرد و ما به مشکل خوردیم. در نیمه دوم بیشتر شبیه استقل
قبلا یک بنده خدایی که الان اسمشون یادم نمیاد گفته بودن که گردشگری از خانه ما آغاز میشه الان ما در حالی که کنج خونه نشستیم رفتیم کره شمالی این هم گردشگری حساب میشه ؟؟ راستی الان از ما عوارض خروج از کشور نمی گیرن؟شوخی و مسخره بازی نیست که خلاصه الان شرایط یک کشور دیگه رو داریم تجربه میکنیم دیگه
دیشب گردهمایی آدم های گذشته در خوابم بود!
صبح باعوارضِ خوابم( دلتنگی،نفرت و علامت های سوال حل نشده )درگیر بودم تا اینکه یکی از دوستان سابق را در دانشگاه دیدم!
حاشیه امن را چسبیدم و سریع گذشتم،گرم صحبت بود و من را ندید وگرنه باید احوالپرسی مسخره شروع میشد!
ریسمانی که بریده شده هیچ وقت ترمیم نمیشود برای همین ترجیح میدهم با هیچ کس از ادم های مرتبط مراورده نداشته باشم.
یه جور کودکانه‌ای عاصی و بی پناهم.احساس خفگی می‌کنم برای زندگی تحت ولایت یه نفر که داره واسه همه‌ی جامعه تعیین تکلیف می‌کنه.بعد من آدمی بودم که از تصور قدرت مطلقه‌ برای یه خدای فرضی بیزار بودم.می‌دونم، می‌دونم خیلی مسخره‌ست اما بی پناهم و مستاصل. 
عقلم جواب نمی‌دهد برای ایران چه میشه کرد؟ سالیان دراز شاهنشاهی حالا ولایت مطلقه . دارن با ما چیکار مي‌کنند؟ جونمون، عمرمون همه‌ی دارایی‌مون داره پای تمامیت خواهی این ولایت مطلقه و دارودس
ﻫ ﺲ ﺍﻧﺘﺨﺎﺏ ﻧﺮﺩﻩ ﻪ
ﺑﺎ ﻪ ﻗﺎﻓﻪ ﺍ،ﺩﺭ ﻪ ﺧﺎﻧﻮﺍﺩﻩﺍﻭ ﺑﺎ ﻪ ﺷﺮﺍﻄ ﺑﺪﻧﺎ ﺑﺎﺪ.ﻫﺲ ﺭﺍ ﺑﺨﺎﻃﺮ ﻫ ﺰﺵ ﺗﺤﻘﺮ ﺎ ﻣﺴﺨﺮﻩ ﻧﻨﻢ.ﺩﺭ ﺑﺎﺭﻩ ﺩﺮﺍﻥ ﻗﻀﺎﻭﺕ ﻧﻨﻢ.ﻫﻤﺎﻥ ﺍﻧﺪﺍﺯﻩ ﻪ ﺑﻪ ﻣﺪﺮ، ﻣﻬﻨﺪﺱ یا ﺩﺘﺮ ﺍﺣﺘﺮﺍﻡ ﻣﺬﺍﺭﻢ، ﺑﻪ ﻫﻤﺎﻥ ﺍﻧﺪﺍﺯﻩ ﺑﻪ ﺎﺭﺮ، ﺭﻓﺘﺮ، ﻣﺴﺘﺨﺪﻡ ﻫﻢ ﺍﺣﺘﺮﺍﻡ ﺑﺬﺍﺭﻢ.ﺧﻮﺩﻣﺎﻥ ﺭﺍ ﺍﺯ ﻫﺲ ﺑﺮﺗﺮ ﻧﺒﻨﻢ، ﺧﺎ ﺑﺎﺷﻢ، ﻣﺎ ﻭﺟﻮﺩﻣﺎﻥ ﺍﺯ ﻞ ﺳﺎﺧﺘﻪ ﺷﺪﻩ، ﺲ ﻫﻤﺸﻪ ﺧﺎ ﺑﺎﺷﻢ ﺗﺎ ﺑﻮ ﻧﺎﺏ ﺁﺩﻣﺰﺍﺩ
حالم خوب نشده ولی اینو تعریف میکنم
امروز عین یه شخصیت متظاهر علمی رفتم کتابخونه که خیر سرم درس بخونم حالا اینکه نتونستم تمرکز کنم و بدتر گند خورد به اعصابم هیچی داشتم برمی گشتم یهو خانومه که داشت اونجا میچرخید نمی دونم منو که با سرعت جت از پله ها پایین میرفتم چجوری دید یه طوری یهو گفت وایسا که انگار با طلاهاش طرفه 
و میدونید چی شد
برگشت با خشن ترین و تهدید آمیز ترین لحن ممکن گفت:دفعه بعدی با شال نمیبینمت!!!
آخه روانیا اگه یه جا یه قانون جدی
امشب اولین شبی بود که مامان قلبا اجازه داد من خونه پاطمه (۱)بــمونم ! چون نذری داشتـــن، هرچند کار زیادی نکــردم ولی خب اینکه پیش پاطمه ام خودش خوبه و یکـــم دلگــرم همین بودناییـــم :)
دلـــم میخواد همین روزا مفصل از زندگیم بنویسم ولی سرماخوردگی و سینوزیت مسخره امــــونم بریده
از حالا بگــم قضاوت بیجا موقــوف !
دکتر که از دفتر مدیریت بیرون آمد با لبخندی خیلی مسخره گفت نگا کن چقد هوا کثیفه!» و این جمله رو جوری گفت که انگار داشت در مورد موهای زبر گربه‌ی ملوسی که روی ماشینش نشسته و از سرما بدنش را جمع کرده؛ حرف می‌زد. توی خبرها خواندم که فردا همه مدارس و همه دانشگاه‌های تهران را تعطیل کرده‌اند. به خاطرِ آلودگی. و این خبر اولین خبری بود که بعد از دوهفته توی تلگرام می‌توانستم بخوانم. خوشحال نشدم. هم‌خدمتی‌هایم باید می‌آمدند پادگان. من هم. ما ریه نداش
مسافران اوکراین.و لعنت بر اوکراین. و لعنت بر مسافرت. و لعنت بر هواپیما و اتوبوس و قطار و هر چیز مسخره ای که بتوان با آن سفر کرد. و لعنت بر غم. و لعنت بر آن هایی که مدیر و مدبر نیستند و کاری می کنند که دانشجو فرار کند از کشور. و لعنت بر آسمان و سقوط و پاسپورت و ویزا و لینکدین. و لعنت بر "لعنت" که اگر هزاران ساعت هم استفاده بشود باز‌ تخلیه نمی شوی. و لعنت بر ارشاد و مجوزهای مسخره اش که نمی گذارد کتاب های نویسنده چاپ شود و می رود خارج تا بنویسد، که باز هم
در این گیر و دار که فیلترینگ و جبر زمانه :/ باعث شده بود توی بیان بیشتر وقت بگذرانم ، اتفاقی با پستی که نوشته بود" لوریس چکناواریان به برنامه ی شوکرانِ شبکه چهار می آید"برخوردم .ولی در ۲۷ آبان اوضاع طبق برنامه پیش نرفت وباز پخش قسمت قبلی که مصاحبه ای با آقای کریم مجتهدی بود پخش شد که البته خیلی هم مفید بود ولی این قضیه آدم را یاد این جمله انداخت که "صدا و سیما هست دیگر :/"
خلاصه از آنجایی هم که فقط سایت های داخلی باز می‌شدند به فکر این افتادم که به
همه خوابیده بودن؛ منو فرشته» تو یه اتاق بودیم؛ اون خوابش برده بود و من هم پتو رو تا پایینِ چشمام رو سرم کشیده بودمو دستام زیر پتو گوشیو نگه داشته بودن با پیگمی» تو تلگرام حرف می‌زدیم و مسخره‌بازی درمی‌اوردیم
همون موقع واسم اس‌ام‌اس اومد.
ادامه مطلب
همه خوابیده بودن؛ منو فرشته» تو یه اتاق بودیم؛ اون خوابش برده بود و من هم پتو رو تا پایینِ چشمام رو سرم کشیده بودمو دستام زیر پتو گوشیو نگه داشته بودن با پیگمی» تو تلگرام حرف می‌زدیم و مسخره‌بازی درمی‌اوردیم
همون موقع واسم اس‌ام‌اس اومد.
ادامه مطلب
آدم بعضی وقتا یه گوهی میخوره
که فقط یه گوهی میخوره
یه عکس یه نمه دردسر دار داشتم
فقط هم دست خودم بود
یادم نمیاد چطور افتاده دست بچه ها‍♀️
ورداشتن استوریش کردن‍♀️‍♀️‍♀️
اول دیدمش یکم حرص خوردم بعد گفتم ولش کن بابا اهمیت نده
الان خجالت رو کنار گذاشتم رفتم به یارو گفتم پاکش کن
حالا هر گوهیم که بخواد بخوره و بگه بی جنبه بود و فلان و بهمان
ندیده هنوز
خدا کنه زود ببینه پاک کنه این مسخره رو
شششششتتتت
دوست داشتم برای برنامه کودک‌ها نامه و نقاشی بفرستم. یک بار خیلی جدی هر چی دوست داشتم نوشتم ولی چون پست کردن و درخواست چنین چیزی از خانواده برام سخت بود (هیچ یادم نمیاد اصلا ازشون درخواست کردم یا نه) نامه را گذاشتم زیر فرش و باقی موند. بعدهایک نفر بزرگ‌تر تو خونه پیداش کرد و هیجان زده بلند بلند خوند و مسخره کرد در حالیکه که قدم به قدشان نمی‌رسید.
روز ششم.
هرچه بیشتر به آرزوهات بپردازى کمتر خشمگین میشى.
 
پانوشت:
این آقایى که کامنت میذارن و کمکم میکنن یه حرف جالب دیگه اى زدن که دقیق بنویسم و لیست کنم چه رفتاریم بده و اونو تغییر بدم. من موقع خشم اولاً مسخره میکنم دیگران رو جلوى دیگران ثانیاً اجازه نمیدم طرف مقابل حرف بزنه و او رو شایسته حرف زدن نمیدونم. اینا رو علیرضا بهم گفت وقت نداشت بیشتر فکر کنه اما بیشتر که پیدا کنم لیست میکنم. ایده خوبى بود که این آقا دادن
کشور رو ناامیدی و افسردگی گرفته.همه به فکر مهاجرت افتادن یا دارن با سرعت چند برابر کارای رفتنشونو انجام میدن
فضای خونه بده.تازه بعد 30 و خرده ای سال و کلی قهر و دعوا به این نتیجه رسیدن که نمیتونن با هم بسازن
میرم توییتر حرف از سیاهی و هیچی درست نمیشه و چقدر همه بدبختیمه
میام خونه باید این جو مسخره و سنگین و بچه بازیای دو تا ادم50-60 ساله رو تحمل کنم
حالا تو این وضعیت باید برای کنکوری که معلومم نیست رتبه بیارم بخونم
خدایا
خدایی در مقایسه با شهرهای خاورمیانه و اروپا و اسیای شرقی و امریکا، شهرهای کانادا مالی نیستن.
ولی بین شهرهای کانادا ونکوور واقعا زیباترینشونه. ونکوور کلا یه دنیای دیگه هست.
کل بی سی و یوکان همین شکلیه.
مشکل ونکوور اینه که مثل بقیه کانادا، مردم مسن ترش اصرار دارن که کانادا ر به شکل بریتیش ها و انگلیس دوران قبل از جنگ جهانی اول نگه دارن،
و نسل جدید حالش به هم میخوره ازین مسخره بازیا.
و این جنگ ادامه داره.
 
اول یکم شیر کآکآعو چیپس و پفک خوردیم
ازونجآیی ک تنهآ بودیم کلی آهنگای غیر مجآزمونو گذاشتیم و قِر دآدیم
بع آلبوم بچگیمو نشونش دآدم ک انقدر لپمو کشید ک هنو درد میکنه
بع یکم عکس اینا گرفدیم.و بعدش حآضر شدیم بریم کلآس
تو رآه کلی قسم و آیه دادمش ک جون هر کی دوس دآره مخ نزنه و شماره
اینآ ندع ب پسرآبع ک رفدیم زل زده بود ب پسره
خلآصه دیگ اومدیم خونه و یکم مسخره بآزی دراوردیم و بعد رفت!
کلی هم الکی ب مامانم گفتیم نشستیم مشق نوشتیم درس خوندیم
حآل و هوآم
چهار روز در هفته قراره بریم دانشگاه ، هر چهار روز هم باید از ساعت 8 سر کلاس باشیم :/
حالا من همونی بودم که دانش آموزا رو چند روز پیش مسخره میکردم میگفتم باید ساعت 6 بیدار شین برین مدرسه! مطمئنم چوب خدا بوده !! احتمالا هم دعای همونی که من رو در دو پست قبل دیسلایک کرده ، باعث این مصیبت ها برای من شده !
خواب صبح فاکتور خیلی مهمی برای موفقیت دانشجو در آینده هست چرا مسئولین رسیدگی نمیکنن ؟
 
 
عکس آقای خامنه ای

تبلیغات

آخرین مطالب