نتایج پست ها برای عبارت :

استیکر دختره کفشدوزکی

داشتم با دختره تو اتاقم نماز می خوندم.
یهو چشمم افتاد به عکس روی طاقچه.
یه فکری تو ذهنم خطور کرد.
به دختره گفتم این عکسه کیه؟ میشناسیش؟
دختره گفت نه.
گفتم این آبجی منه.
یه نگاه متعجبانه کرد.
گفتم الان پیش خداست.
 
یهو چند قطره اشک اومد توی چشمام.
سریع نماز دوم رو خوندم و دعا کردم دختره جلو مامان بابام راجع به اون عکس حرف نزنه، سخته یه زخم کهنه دوباره باز بشه.
عکس دوتاییتون. صورتاتون کنار همه. تکیه داده بهت
لبخند زده. لبخندش خوشگله
 
حرفاش تو گوشم زنگ میزنه 
-ازش بدم میاد
-با یکی دیگه بوده این دختره رو میببنه اونو ول میکنه، ریختن روهم
-بیچاره دختره
بیچاره دختره
بیچاره دختره
+ :)
 
عکستون از جلو ذهنم پاک نمیشه لعنتیا
دستاتون. 
صندلی ای که من نشسته بودم
بوی عطر نارگیلی. بوی عطر نارگیلی. عطر لعنتیت که اخرم پرید از لباسم. عطری که از بوش متنفر بودی
انیمه ی دختر گرگی و شاهزاده سیاه رو دیدم امروز چون نتم جدیدا کم سرعت شده نمیتونستم فیلمی چیزی دانلود کنم دیگه مجبوری نشستم دیدمش و توصیه میکنم که شده از بی حوصلگی کلتونو بکوبونید به دیوار نبینید این انیمه ی چرت رو:/ 
پسره قشنگ یه نکبت احمق از خود راضی چندشه که کلی سرش حرص خوردم دختره هم احمقههههه :/ اون یکی پسره که عتشق دختره شده بود خجالتی بود چقدر کیوت بود کاش دختره میرف با اون !! 
اصلا این انیمه رو که میدیدم فکر میکردم دارم از اون رمان ایرانی
یه خبر بد تموم نشده بعدیش شروع میشه
چرا کیپاپ دیگه رنگی رنگی نیست
خلاصه مطلب اینکه ونهوو چند وقتی بود توسط یه دختره اذیت میشده و اون دختره خیلی قبلا با ونهوو یه گذشته داشته.
و الانم که دختره رفته همه چیزو جلو رییس کمپانی لو داده و ونهوو هم بخاطر فشار ها و این اتفاقی که افتاده گروه رو ول کرد و کمپانی هم هیچ تلاشی واسه برگردوندنش نکرد:/
این دختره قبلا همین بلا رو سر یه ایدول دیگه هم اورده بوده
تبریک میگمجایزه نفرت انگیز ترین دختر کیپاپ ۲۰۱۹ ر
دختره با دوست پسرش و مادرش اومده دفتر که از دوست پسر قبلی شکایت کند .
هفته دیگه هم نامزدی با دوست پسر جدید بود 
یک نسخه وسیع از روانپزشک معروف شهر هم برای حال بد خودش داشت و راستش دختره ته خیلی چیزها بود 
فکر کردم چطوری می تونه اینقدر زرنگ باشه .یا شاید چقدر بلده یا شاید چطوری این قدر خوشبخت و دوست داشتنی است که طرف با علم به تمام اتفاقات عجیب گذشته می خواهد باهاش ازدواج کند . 
پ ن : قیافه اش معمولی بود 
+دیشب لاتاری رو دیدم. دوستش داشتم، قشنگ بود.
+the notebook رو هم دیدم. اونم فیلم بدی نبود. عین گفته بود پایان تلخه، اما به نظرم در شادترین حالت ممکن تموم شد. 
برای کسایی که نمی دونن، داستان دو تا نوجوونه که تو تابستون عاشق هم می شن، اما وقتی تابستون تموم می شه، دختره با خونواده ش از اون شهر می ره. خانواده دختره خیلی پولدار بودن و پسره نبوده، برای همین مامان و بابای دختره با باهم بودن اینا مخالف بودن. وقتی دختره می ره، پسره برای یه سال هر روز براش نامه م
فکر کنم که (این جدیده و حاصل تجربیات دو سه ماه اخیرم)،
یک مرد
وقتی که واقعا یه دختر رو دوست داره
همه زندگی و عمرش و وقتش و همه چیزش رو صرف میکنه که اون دختر رو خوشحال کنه و اون دختر کلا خوشحال باشه.
 
ممکنه سعی هم حتی بکنه که یکمی بهش زور هم بگه،
به دو دلیل:
1. کاری که دختره میکنه ممکنه اون لحظه به نفعش نباشه و پسره نمیخواد اسیبی به دختره وارد بشه
2. مردها معمولا دوست دارن یکمی قدرت و کنترل هم روی دختری که دوسش دارن داشته باشن.
 
۱. دیروز کارمند بانک حدود  ۵۰ ساله نشسته بود تو لابی بانک با یه دختره سیاه پوست حرف میزد.دختره انگار در گامهای اولیه مدل شدن بود و خواهرش و دختر خاله اش هم مدل بودناقاهه یه کم از نامزدش برای دختره گفت و بعد از اشناهای مشترکشون توی دنیال مدلینگ گفتن به هم.اقاهه خیلی راحت میگفت حالت چهره و لبات برای مدل شدن خیلی خوبه.بعد براش توضیح میداد که فلان مدل قدش از تو یه کم بلند تره یا کوتاه تره و کلی عکس داشتن با هم بررسی میکردن
خیلی مکالمه خارجی
امروز توی مترو ۲ تا بچه (یکیشون پسر اون یکی دختر) دیدم گوله نمممممممکککککک
موها فرفررررییییی عین سیم ظرفشویی
چشم ابرو مشکیییی
پسره یکی دو سال بزرگتر بود و دختره تازه تازه راه میرفت :)))
دختره منو دید طبق معمول یه چشنک زدم بهش یهو دیدم خندید :)))
یهو گردنشو کج میکرد منم کج میکردم میخندید :)))
دل میبرد دیگه
یه خانومی هم بغل دست ما بود اولش با یه لبخند داشت مارو نگاه میکرد یهو گوشیشو در آورد
شروع کرد تایپ کردن
تند و تند :)
هی منو نگاه میکرد مینوشت بچه ه
بعد قبل طلوع هیچ  فیلمی دیگه اونقدر نرفت تو دلم. تا دیشب. از همون یه ریع اولش حس کردم دارم فیلم معرکه‌ای رو میبینم. و بله. معرکه بود. تا تهش. که شد قشنگ ترین فیلمی که دیدم. تموم شبو بعد دیدنش فکر کردم به اینکه خب منطقیه محبوبت بشه ولی چرا اینقدر محبوب شد برات؟ چون شخصیت اول فیلم شبیه تو بود. من شبیه تو دیدمش. که تو پیش از طلوع هم اون شخصیت تو بودی. که اصلا شاید منظورم خود خود شخصیت هم نیست، یه سری رفتارا، یه سری ری اکشنا. نمیدونم! ولی تویی. چه بد مین
پسر خفن تایوانیه بود که جامع الخصال بود در تمامی زمینه ها.از علم تا رفتار تا قد و بالا نسبت به هم وطناش.
دختر کره ای پر افاده بود که تو سفر استرالیا خون من رو کرد تو شیشه بس جلو این پسره رژه رفت و نمک ریخت.بعدشم میخواست هیچ دختری اصلا تو گروه نباشه که مبادا مزاحم برنامه هاش باشن.بعدشم من دیدم یه روز صبح از خوابگاه پسره اومد بیرون.
دیگه ایشون از هیچ تلاش و نامردی در حق هیچ کسی دریغ نکرد برای نزدیک شدن به این پسره.
و در همین لحظه پسره خبر  خوا
خدا این قابلیت رو به پسرا داده که از یه دختری خوششون بیاد،راجبش فکر کنند،بررسی کنند،یه نگاه به سرتا پای خودشونم نندازن حتی!و سرشونو بندازن پایین برن به دختره پیشنهاد ازدواج بدن.
تازه همون لحظه هم از دختره جواب مثبت یا منفی یا نظرشو بخوان!!
دخترِ بیچاره هم دو راه داره.یا عصبی بشه (که قطعا میشه) و بروزش بده و سرتا پای پسره رو قهوه ای کنه.یا اینکه بروز نده و محترمانه طرفو بپیچونه که بره رد کارش.
بعد از سالها به این درجه از عرفان رسیدم به خودم مسلط
دختره تو بیو ایمجوی ترازو گذاشته بود، 
یکی بهش گفت : ببخشید شما بقالی؟ گفت: خاک تو سرت دانشجوی حقوقم
واقعا از درک نسل جدید عاجزن :)
‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌
امروز پیام‌داد دهنت سرویسسسس فلانقد پول گوشی دادم 
وبهش گفتم ب منچه خودت جوگیر شدی گفتی گوشی بگیرم؟ 
منم گفتم فلان مدلا خوبن وقیمتشونم مناسبه ن اینکه بری شیائومی
مدل بالا بگیری 
بعد گف رز سفید و قرمز گرفته بودم واسش،بردمش جیگرکی،بعدم
رستوران و کلی دور زدیم حالش بهتر شد ولی بازم تو خودش بود
خاک برسر خرم ک نفمیده بودم ک منو دوس داره واقعا
بعدم ب من گف هی الوچه بندری ب حرفات گوش دادم همشو عمل
کردم 
گفتم افرین راضیم ازت میگه فقط ده میلیون امرو
دو روز پیش بود که خواستم برم بازار. تو شهرک ما از این مینی مینی بوس ها زیاد هست (اونها که کمی از ون بزرگتر هستن و بهشون میگن کارسان). صندلی آخر جای چهار نفر داره. دیدم دو تا دختر خانم بسیار محجبه نشستن و یک آقایی با ریش و سبیل و انگشتر عقیق به دست و. (پسر بود زیر سی سال).
دخترها هم شاید بیست ساله یا یک ذره بیشتر سن داشتن. ابتدا متوجه نبودم ولی بعد دیدم این آقاهه و دختر خانمه هی همو میمالن و دست میکنن تو پای همدیگه. خانمه چیز آقاهه رو میگرفت و آقاهه چ
در کشورمان دیده ام و واقعاً دیده ام بعضی افراد به خاطر یه سؤال نکردن از هم دور شدند
و خانواده هایی به همین دلیل از هم جدا شدند.
بعضی وقت ها یه سؤال می‌تونه کلی برداشت اشتباه رو حذف کنه
بعضی وقت ها یه سؤال می تونه یه فرد رو به بالاترین جاهایی در فکرش برساند
بعضی وقت ها به سؤال می تونه یک گروه رو پایدارتر نگه دارد
بعضی وقت ها شده یک نفر یه کاری کرده که شمارو خیلی ناراحت کرده و شما تو دلتون بگید خاک برسرم
که برای ایشون این همه کار کردم و وقت گذاشتم
یه دختره اومده پیج اینستاگرام ترامپ، نوشته من خیلی دلم میخواد شوهر کنم ولی هیچکی پیدا نمیشه
این وسط خواسته از آب گل آلود ماهی بگیره، بعد بقیه گفته بودن حالا چرا اومدی اینجا به ترامپ میگی، اونم گفته بود آخه اینجا انتقام سخت میگیرن،، من نمیدونم فازش چی بود ولی منم از فرصت استفاده کردم کامنت زدم " من فوق لیسانسم و کار پیدا نمیکنم"
ولی از دیروز تا حالا خبری نشده
گفتم شاید این دختره چیزی میدونه اومده پیج ترامپ مشکلاتشو میگه،،
خلاصه خواستم بگم به
بسم الله مهربون :)
دخترخاله م امشب اومده بود خونمون، بعد شام هی اصرار داشت فیلم ترسناک ببینیم. علاقه ی عجیبی داره به این مدل فیلم ها! اولش مخالف بودم، ولی بعدش وسوسه شدم و گفتم باشه!
فیلم کینه رو دیدیم. هر جایی که آهنگش ترسناک میشد یا حس میکردم الان اتفاق وحشتناکی میفته چشمامو میبستم و نمیدیدم ولی هی میپرسیدم چی شد، چی شد، دلم میخواست ببینم و بدونم چی میشه ها ولی خب میترسیدم d;
یه سکانسی بود دختره با روح توی یه اتاق بودن، هی صدا های وحشتناکی میو
سلام به همه
امیدوارم خوب باشین
داشتم نظرات قدیمی رو میخوندم
که دیدم یه چیزی بهم قول دادع بودین که یادتون رفته
قرار بوووووووووووووووووووود
اسمممممممممممممم
بچههههههههههههه ییییییییی
منوووووووووووووو
کوووووووکیییییی 
رووووووووووووو 
شما انتخاااااااب کنییییییییین
جنسیتش معلووووووم شده
دخترهههههههههههه
پس لطفا اونی های گلم
و هانی جان که قرار بود انتخاب کنن
اسماشونو بگن که به کوکی بگم
هر کدومو دوست داشت بذاریم 
برا بچه اموووووون
اولی
* پریروز موندم دانشکده تا عصر
 بعدازظهری در حال استراحت بودم دیدم صدای جیغ یه زن داره از توی خیابون میاد. خسته بودم محل نذاشتم. دیدم باز تکرار شد. کنجکاو شدم ببینم کیه، از پنجره پایینو نگاه کردم( ما طبقه هشتیم)
توی پیاده رو یه خانم چادری ایستاده بود یه ماسک سفید هم زده بود روی دهنش، وقتی کسی از کنارش رد میشد یه کم دور و برش رو نگاه میکرد وقتی مطمئن میشد کسی نگاهش نمیکنه جیغ میکشید.
بعد اونایی که از کنارش رد شده بودن برمیگشتن اطرافو نگاه میکردن ب
اقا اون دختره بود که میگفتم همش میاد وقتمو میگیره میگه بیا بریم بیرون یا همش میگه بیا بشین کنارم و من داشتم کلافه میشدم از اینکه نمیتونم مهارش کنم،خب؟؟؟؟
 جدیدا با یه دختری دوست شده.بعد امروز اومد با چشم گریون گفت این دختره خیلی وقت منو میگیره همش میگه بیا بشین پیش من همش بهم بکن نکن میکنه من افتادم تو یه باتلاق که نمیتونم ازش بیرون بیام چیکار کنم از دستش راحت شمو، گریه میکرد همینجور. اقااااا یعنی پشمام ریخت فقط!!!!!!!!فک کنننننننن دقیقا هم
اقا اون دختره بود که میگفتم همش میاد وقتمو میگیره میگه بیا بریم بیرون یا همش میگه بیا بشین کنارم و من داشتم کلافه میشدم از اینکه نمیتونم مهارش کنم،خب؟؟؟؟
 جدیدا با یه دختری دوست شده.بعد امروز اومد با چشم گریون گفت این دختره خیلی وقت منو میگیره همش میگه بیا بشین پیش من همش بهم بکن نکن میکنه من افتادم تو راهی که نمیتونم ازش بیرون بیام چیکار کنم از دستش راحت شمو، گریه میکرد همینجور. اقااااا یعنی پشمام ریخت فقط!!!!!!!!فک کنننننننن دقیقا همون کا
 اول از خودم و خانواده ها بگم ما . زندگی میکنیم و اونا . ، من از دانشگاه سراسری مدرک مهندسی دارم و اون دیپلمه است. از لحاظ وضع مالی تقریبا ما بهتر هستیم.  ماشین دارم، خونه ندارم، اما 200 میلیون سرمایه از خود دارم. کارم یا آزاد یا این شرکت و اون شرکت به صورت پیمانکاری بوده، اما اگه خدا بخواد در چند ماه آینده در یک نهاد دولتی مشغول میشم.
مشکل من اینه که واقعا عاشق این دختر خانم هستم، اما باباش قبولش نیست. دلیل مخالفتش هم اینکه علاوه بر من پسر عموی
خرید استيکر اتاق کودک اولین موضوعی است که برای تزئین اتاق کودک به ذهن پدر و مادر ها می رسد.استيکر کودک بدلیل قیمت مناسب و تغییر سریع فضا ایده ای خوب برای دکور اتاق کودک بوده و نسل جدید این محصول یعنی استيکر چوبی بخاطر جنس بسیار بادوام و قابلیت جابجایی و همینطور برجسته بودن از سطح دیوار و زیبایی بسیار خوب ، رفته رفته جایگزین کاغذ دیواری در اتاق کودک شده است. استيکر چوبی لانه پرنده می تواند در تزئین اتاق کودک دخترانه بکار برده شود. این استيکر ب
استيکر اتاق کودک قطار حیوانات
تزئین اتاق کودک، یکی از دغدغه های والدین هست و معمولا سوالاتی از قبیل استيکر اتاق نوزاد را از کجا بخریم؟”، مراکز فروش استيکر اتاق کودک کجاست؟” مطرح می‌شود.
شما می توانید برای خرید استيکر اتاق کودک نمونه های متنوعی را در سایت جیک جیک بررسی کنید.ما در جیک جیک این افتخار را داریم تا انواع استيکر اتاق کودک دخترانه و پسرانه را با قیمت مناسب برای راحتی شما عزیزان قرار داده و شما به صورت خرید اینترنتی استيکر اتا
آموزش اضافه کردن انواع استيکر واتساپ
استيکرها در پیامرسان واتساپ برای انتقال احساسات بسیار موثر عمل کرده اند و بسیاری از کاربران از استيکرها برای انتقال حرف های خود استفاده می کنند. امکان ارسال استيکرها و شکلک ها روز به روز بر جذابیت پیامرسان واتساپ افزوده است و رفته رفته این شبکه اجتماعی محبوبیت بیشتری پیدا می کند. با وجود اینکه استيکر واتساپ از همان اوایل انتشار واتساپ قابل استفاده بود اما بسیاری از کاربران از نحوه اضافه کردن استيکرها
آموزش اضافه کردن انواع استيکر واتساپ
استيکرها در پیامرسان واتساپ برای انتقال احساسات بسیار موثر عمل کرده اند و بسیاری از کاربران از استيکرها برای انتقال حرف های خود استفاده می کنند. امکان ارسال استيکرها و شکلک ها روز به روز بر جذابیت پیامرسان واتساپ افزوده است و رفته رفته این شبکه اجتماعی محبوبیت بیشتری پیدا می کند. با وجود اینکه استيکر واتساپ از همان اوایل انتشار واتساپ قابل استفاده بود اما بسیاری از کاربران از نحوه اضافه کردن استيکرها
آموزش اضافه کردن انواع استيکر واتساپ
استيکرها در پیامرسان واتساپ برای انتقال احساسات بسیار موثر عمل کرده اند و بسیاری از کاربران از استيکرها برای انتقال حرف های خود استفاده می کنند. امکان ارسال استيکرها و شکلک ها روز به روز بر جذابیت پیامرسان واتساپ افزوده است و رفته رفته این شبکه اجتماعی محبوبیت بیشتری پیدا می کند. با وجود اینکه استيکر واتساپ از همان اوایل انتشار واتساپ قابل استفاده بود اما بسیاری از کاربران از نحوه اضافه کردن استيکرها
آموزش اضافه کردن انواع استيکر واتساپ
استيکرها در پیامرسان واتساپ برای انتقال احساسات بسیار موثر عمل کرده اند و بسیاری از کاربران از استيکرها برای انتقال حرف های خود استفاده می کنند. امکان ارسال استيکرها و شکلک ها روز به روز بر جذابیت پیامرسان واتساپ افزوده است و رفته رفته این شبکه اجتماعی محبوبیت بیشتری پیدا می کند. با وجود اینکه استيکر واتساپ از همان اوایل انتشار واتساپ قابل استفاده بود اما بسیاری از کاربران از نحوه اضافه کردن استيکرها
آموزش اضافه کردن انواع استيکر واتساپ
استيکرها در پیامرسان واتساپ برای انتقال احساسات بسیار موثر عمل کرده اند و بسیاری از کاربران از استيکرها برای انتقال حرف های خود استفاده می کنند. امکان ارسال استيکرها و شکلک ها روز به روز بر جذابیت پیامرسان واتساپ افزوده است و رفته رفته این شبکه اجتماعی محبوبیت بیشتری پیدا می کند. با وجود اینکه استيکر واتساپ از همان اوایل انتشار واتساپ قابل استفاده بود اما بسیاری از کاربران از نحوه اضافه کردن استيکرها
میگه فاطمه شماره خونتونو بدم به یکی از فامیلامون واسه امر خیر .
میگم خب اطلاعات.
میگه !میفهمم نصفشو داره اغراق میکنه .ولی خداییییی قد ۱۹۰ ؟اون سریع مشخص میشه قد اصلیشاااا!کما اینکه ادمی ک نردبونه واسه هیچ کس جذاب نیس!_مگه اینکه والیبالیست باشه!_
.
فک کنم خودش پسره رو میخواست.خیلی بیخودی ازش تعریف میکرد .حالا میگم بیخودی من تاحالا ندیدمش ولی .حس و حال دختره یه جوری بود!گفتم چرا نمیاد خاستگاری خودت؟گفت چه میدونم .البته منم جواب مثبت ن
من با 26 سال سن، تو درمانگاه، لیسک (آبنبات چوبی) می‌خورم، بعد دختره اومده، دقیقا نصف سن منو داره، 13 ساله، متاهله.
دکتر از خواهرش می‌پرسه چرا اینقدر کوچیک عروسش کردین؟ میگه خودش خواست، پسرعمه‌مونه، هجده سالشه. دختره میگه میرم کارگاه گلسازی. میگم مدرسه چی؟ میگه شوهرم نذاشت دیگه.
الان من بچه‌ترم یا اون؟ :)

+ انصافا لیسک خوردن، جلوی مریض، از وقار آدمی می‌کاهد! ولی خب ضعف کرده بودم و چیزی جز لیسک تو کیفم نبود. تازه این لیسک هم برای خودم نخریده بو
.
خب چون از صفحه‌های کوچیک خوشمون نمیومد. من یکی مث اون دختره میخوام تو مدرسه که یه روز یهو اومد همه کتابای مصطفی مستورو بم داد گف اینارو اوردم تو بخونی. شما میفهمید ما چمونه؟ مام نمیفهمیم. بارونم که زد. هنوزم داره میگه باید همه چی خوب باشه. خب باشه. 
استيکر اتاق کودک پو بهترین پیشنهاد برای تغییر فضای اتاق پسرانه است.خرید استيکر اتاق کودک و انتخاب طرحی که هم با فضای اتاق متناسب باشد و هم کیفیت خوبی را داشته باشد می تواند دغدغه والدین باشد. نسل جدید این محصول یعنی استيکر چوبی بدلیل عمر بیشتر ،نصب آسان و قابلیت جابجایی توانسته بسیار مورد توجه قرار گیرد.خرید استيکر اتاق کودک تصمیمی است که می تواند هیجان بسیار زیادی را در اتاق پسر کوچولوی شما ایجاد کند و جذابیت استيکر چوبی بسیار بیشتر از مح
سلام 
من بعنوان یه پسر که تجربه چندین خواستگاری داشته، خواستم یه کم درد دل هامون را بگم ، واقعا دلمون پر از خون هست از دست بعضی دخترها.
ببینید دخترا فقط همیشه حق را به خودشون میدن . ما هم انتظار داریم وقتی تحقیق کردن و حسابی ریز و درشت زندگی مون را از لای پرونده های خاک خورده مون در آوردن ، وقتی خواستگاری دعوت مون کردن حداقل یه کم با انصاف و احترام برخورد کنن. 
یه خونه ای رفتم خواستگاری، همون لحظه اول که دختره خانومه نگام کرد متوجه شدم که اصلا ا
دانلود رمان دیداری دوباره با لینک مستقیم و رایگان برای موبایل و کامپیوتر
داستان در مورد یه پسره و دختره هست که پس از سال ها کنار هم بودن در تولد 15 سالگی دختره از هم جدا میشن پس از جدایی مدت زیادی طول نمیکشه که دوباره با هم دیدار میکنن.
خلاصه رمان دیداری دوباره
یه ماهی میشه که از ماجرای تولد و جدایی من و باران میگذره…
روزای سختی داشتم ، خونه و همه جا تو یه گوشه تنهایی مث افسرده ها
می نشستم و همش به فکر میرفتم…
من علی هستم و 16 سالمه ، آبجی کوچکم
اینکه "ح" فعلا کلاس رقص نمیاد و تنها کسی هم که تو کلاس باهاش اندک صحبتی میکردم هم دو جلسه نیومده و اینکه بدون "ح" دوباره احساس همون دختره ی چاق بیخود ته کلاس رو دارم و احساس میکنم left out هستم خیلی اذیتم میکنه.
دنیا متفاوت بقیه و نگاهاشون اذیتم میکنه.اینکه بهت زل میزنن و تا نگاشون میکنی نگاشون رو مین. از چشماشون میخونم که این دختره عقلش پاره سنگ داره اومده کلاس رقص با این هیکلش ؟!!! اذیت میشم . خیلی زیاد اما مقاومت میکنم و میرم.
سر ظهری داشتم
استيکر چوبی آکواریوم ،ایده مناسبی برای ایجاد فضایی خاص و متفاوت در اتاق کودک است. استيکر چوبی نسل جدید استيکر ها است که نخستین بار توسط شرکت جیک جیک تولید شده و برای تزئین اتاق کودک مورد استفاده قرار می گیرند.استيکر چوبی آکواریوم دارای طراحی خلاقانه و همینطور متنوعی است و بخوبی تم دریا را برای شما ایجاد می کند. تعداد کاراکتر ها در این تم زیاد بوده و همین باعث جذابیت آن می شود.خاص بودن طراحی و فضای زیبایی که اتاق کودک بعد از نصب این استيکر پی
 
امروز ۲۹ آذر نود و هشته! خیلی روز خاصی نبود 
یه جمعه ی معمولی و آروم که همین البته چیز خیلی خاصیه
دیگه مدتیه وقتی از زیر پلی که همیشه با پ قرار میذاشتیم رد میشم با نگاه دنبالش نمیگردم 
ینی راستش از اون شبی که عین بهم گفت پ دوست دختر داره دیگه یهو همه چی خاکستر شد مثه یه زغال خیلی سوخته بود گمونم
بعدش اون روزی که رفتم کتابخونه و دختره رو با پ دیدم اول قلبم افتاد بعد حسابی دختره رو نگاه کردم 
یه خط نورو خوندم یه نگاه به دختره کردم 
داشتم خل میشدم
تغییر دکور اتاق کودک موضوع مهمیه که میتونه هیجان و اشتیاق زیادی رو در کودک شما ایجاد کنه.بهترین راه برای اتاق کودک پسرانه شما میتونه استفاده از استيکر چوبی باشه. استيکر کودک ملوان یک استيکر چوبی  و از نسل جدید استيکرهای اتاق کودک هست که با هزینه ای کم ،تغییری بسیار بزرگ رو میتونن ایجاد کنند. این استيکرها قابلیت جابجایی دارند و به راحتی می توانید آنها را بدون آسیب رساندن به دیوار در محل جدید نصب کنید.استيکر کودک ملوان مناسب دکور اتاق کودک پ
۱. سریال کره ای kill me heal me ـو شروع کردم [بنظرم با اقتباس از فکر پشت سریال hyde jekyll me بوده ولی خو مثن خواستن یکم پیچیده ترش کنن آب بندی شده در کل سریال بدی نیس ولی دختره خنگه اصاب آدمو بهم میریزه -_-]
۲. کاهو پلو با ته دیگ کاهو :آب دهن + املت ترش 
۳. Softie
سبک گروه اینه که هر کی میاد تو گروه اعلام میکنن و بقیه خوشامد میگن.مثل همه جا.
روزی که اومدن من رو اعلام کردن همه استيکر مستیکر گذاشتن اما یه نفر گفت من استادتو میشناسم و خودم هم تازه واردم اینجا. منم دیگه چون قبلش سلام کرده بودم گفتم باز نویز ندم.
اینجا نوشتم که یه پیرمردی رو دیدم اومده تو اسانسور بهم گفته سلام من مایکلم و از فلان شرکت تازه اومدم؟
خوب الان داشتم تو گروه میچرخیدم دیدم اونی که برای من نوشته خوش اومدی و . همیکنه که تو اسانسو
استيکر اتاق کودک کیتی بهترین پیشنهاد برای تزئین اتاق کودک دخترانه است. استفاده از استيکر بهترین و ارزانترین راه تغییر اتاق کودک بوده و نسل جدید این محصول یعنی استيکر چوبی بدلیل عمر بیشتر ،نصب آسان و قابلیت جابجایی توانسته بسیار مورد توجه قرار گیرد.خرید استيکر اتاق کودک تصمیمی است که می تواند هیجان بسیار زیادی را در اتاق دختر کوچولوی شما ایجاد کند.
اتاق کودک حریم شخصیتی کودک شما محسوب شده و توجه به زیبایی و چیدمان آن اهمیت زیادی دارد.استیک
از وقتی خبر ازدواج اون دختر 10 ساله با پسر 22 ساله رو شنیدم و اخبار رو دنبال کردم ، در نهایت این خبر اعلام شد که اون عقد باطل شد ، قوه قضائیه اون عقد رو باطل اعلام کرده ، دوستانی که در جریان هستن میتونن بهم بگن که مگه همچین چیزی ممکنه ؟؟؟
 
من کاری ندارم که اون کودک همسری هست و هزار داستان پشتشه ، اینا نه ، مگه میشه عقدی صورت بگیره بعد قوه قضائیه بگه باطله؟ اگه اینطوری باشه پس اگه  مثلا دوست دختر یه پسره ، در غیاب پسره میره با یکی دیگه ازدواج میکنه
برای دخترش خواستگار آمده بود، گویا خودش هم راضی بود اما دختر و پدرش نه!
رو کرد سمت "ص" و گفت "تو باهاش حرف بزن بلکه راضی بشه" !
"ص" هم بلند شد و رفت! 
وقتی برگشت پرسیدن چه خبر؟ چکار کردی؟ ، گفت :
《 پسره ۳۰ و خرده‌ای سالشه، یه‌ بار قبلا ازدواج کرده و یکی، دوتا بچه داره ولی پولداره، خونه داره، ماشین داره، کار داره، همه چی داره، بهش گفتم واسه چی میگی نه؟ نکبت گرفتَتِت مگه؟ یه مرد باید خونه و پول داشته باشه که داره، چی میخوای دیگه؟!" همه‌ی این‌ها را وق
لابد با خودش گفته چرا این دختره اینقد احمقه!
من چرا اون لحظه آخری اون کارو کردم آخه
بعد راستی 
خدایا . میشه معجزه شد؟!
نمیشه نه؟!
آخه چی میشه؟!
چی میشه بشه؟
ناموسا من دیگه نمیکشم
سخته خیلیییم سخته
بعدم اینکه دلم برات تنگ شده هم خاک تو سرت کنن :|
اقا اون دختره بود که میگفتم همش میاد وقتمو میگیره میگه بیا بریم بیرون یا همش میگه بیا بشین کنارم و من داشتم کلافه میشدم از اینکه نمیتونم مهارش کنم،خب؟؟؟؟
 جدیدا با یه دختری دوست شده.بعد امروز اومد با چشم گریون گفت این دختره خیلی وقت منو میگیره همش میگه بیا بشین پیش من همش بهم بکن نکن میکنه من افتادم تو راهی که نمیتونم ازش بیرون بیام چیکار کنم از دستش راحت شمو، گریه میکرد همینجور. یعنی داشتم شاخ درمی آوردم!!!!!!!! فک کنننننننن دقیقا همون کارای
۱. رفتیم با مامی اینا خرید بعدم شامو بیرون زدیم که خیلیم چسبید [پیتزا مخصوص پنجره ای هات] + مامان نشدم 
۲. فمیدم شوی لباس Rihanna ترده خوشال شدم به اینجا رسیده کلا دوسش دارم
۳. انار کوچولوی ترش + تمشک ترش [این ویار ی حامله که ترش و ایناس میگن بچه دختره یا پسر؟:-؟]
یادم رفت راجع این انیمه پست بزارم خیلی وقت پیش تمومش کردم خلاصش رو هم از یکی از پستای قبلیم برمیدارم :
خلاصه انیمه سواری در بهار جوانی: دختر و پسری خجالتی کم حرف در راهنمایی به هم علاقه مند میشن به روز قرار میزارن برن بیرون اتفاقی دختره به یه پسره که بهش گیر داده بوده که با فلانی(پسره) چه نسبتی داری این میگه اه ولم کن به خاطر همینه که از پسرا متنفرم. اون یکی پسره میشنوه شانسی و اون شب قرارشونو نمیره بعد تابستون دختره میفهمه که پسره مدرسشو عوض کر
میری پروفایل دختره رو دید میزنی
و میگی نوچ نوچ!
پناه بر خدا
آلبوم پروفایلشو که تا آخر بازرسی کردی،
درست همونجا که روی آخرین عکسا نوشته: تموم شد!
میگم تموم شد!
وتو مگه باور میکنی!
تا اینکه میبینی؛نه انگار راست راستکی آخرین عکسه !
نمیدونم رنگ رُژش رو دنبال می کردی یا چشمکهای ریزشو!
هرچی که بود با یه استغفرالله  قشنگ سرشو هم میاری!که آره من هدفم بد نبوده
فکر بد نکنیا!
حالا خوب دیگه کلاه سرت رفته!
چه بهتم میاد!
همون وقتاست که ریشای مردونت دست میکش
از طرفی خوشحالم
از طرفی 
حسی غمگین و ناراحت دارم
دلم گرفته
از اینکه دختره خوب داره ازدواج می کنه، خوشحالم
از طرفی دیگه .
نمی‌دونم، شاید ته دلم هنوز امید بازگشت به قبل رو داشتم.
تا امروز دوام آوردم که چیزی ننویسم
نشد!!!
ولی به هر حال براش آرزوی خوشبختی می‌کنم.
مکالمه من با یکی از دوستام چند وقت پیش:
- پری باورت نمی شه چقدر حالم بده، همش حس گریه دارم
-الکی میگی
- نه به جان خودم! واقعا حالم خوب نیست
- خفه شو!
- بابا چرا منو جدی نمی گیری؟ به شرافتم قسم حالم بده!
- یعنی واقعنی؟!!. باورم نمی شه! من همیشه تو رو می دیدم می گفتم خوش به حال این دختره! کلا دایورته!(همراه با قاه قاه خنده!)
خلاصه این که بله دوستان! الحق که:
everyone you see is figting a battle you know nothing about!
 
چاپ استيکر شیشه مغازه دلخواه خود را اینترنتی سفارش دهید. 
 
استيکرها بسیار ارزان چاپ می شوند و اثرگذاری بالایی دارند. علاوه بر این، برای بهره گیری از استيکر هیچگونه محدودیتی وجود ندارد. کافی است سطح صاف باشد و صیقلی، آن را تمیز می کنیم و استيکر در کمتر از ده دقیقه آماده بهره برداری تبلیغاتی است. همین مسائل باعث شده اند که امروزه از فضاهای داخلی مترو، بدنه اتومبیل ها، کف ساختمان ها، درب و دیوار منازل و به طور کلی هر فضایی برای نصب استيکر است
ملت چقدر بی جنبه و ندید بدیدن.
 
دختره (ایرانیه) دقیقا چهارشنبه یعنی دیروز کارش رو شروع کرد،
 
توی لینکداینش وارد کرده اینو!
 
بابا بذار یه شش ماه بگذره!
 
من تا وقتی که نخوام کار عوض کنم، این رو وارد نمیکنم توی هیچجا.
 
این ندید بدید بازیا چیه اخه.
دختره سی و شش سالشه،
استاد دانشگاه همچین دانشگاه بزرگ و موفق توی دنیا شده،
حرف میزنی باهاش ذوب میشی توی شخصیت و معرفت و هوش و شعورش،
 
بعد گرگ زاده (جدی) سی و شش سالشه، با یک سانتی متر ش میاذ هر روز اینجا رو میخونه بعدم میگه من نمیخونمت.
یعنی توی سی و شش هفت سالگی هنوز نمیفهمه نباید مثل یه ادم باشخصیت ظاهر بشه.
خاک تو سرت و خاک تو سر مشابهاتت.
 
چاپ استيکر شیشه مغازه دلخواه خود را اینترنتی سفارش دهید. 
 
استيکرها بسیار ارزان چاپ می شوند و اثرگذاری بالایی دارند. علاوه بر این، برای بهره گیری از استيکر هیچگونه محدودیتی وجود ندارد. کافی است سطح صاف باشد و صیقلی، آن را تمیز می کنیم و استيکر در کمتر از ده دقیقه آماده بهره برداری تبلیغاتی است. همین مسائل باعث شده اند که امروزه از فضاهای داخلی مترو، بدنه اتومبیل ها، کف ساختمان ها، درب و دیوار منازل و به طور کلی هر فضایی برای نصب استيکر است
من یه شب بارونی نخوام درس بخونم باید کیو ببینم؟
همه رفتن به بهانه اینکه فاطی درس داره بذار بشینه بخونه!
من نمیخوام درس بخونم اصلا.
منم میخواستم برررررم!ولی خب.نرفتم!
میدونین دلم چی میخواد؟
 لبو و باقالی داغ میخوام.زیر چتر دکه .تو گنج نامه ای. عباس آبادی .جایی!یه جوری این پا و اون پا کنم از سرما و لبو بخورم.خب چیه؟
حوصله کتابام رو ندارم به این هوای خوب!
 
رفتیم یه فیلمی دیدیم
 
به اسم last Christmas
 
اول این رو بگم
که اخرای فیلم شروع کردیم به گریه کردن!
 
فیملش خیلییییییییییی قوی نبود، ولی یه حرفی داشت برای به زبون اوردن،
 
درباره یه دختر هست
که تحت عمل جراحی قرار میگیره،
تومور داشته توی قلبش
و قلبش رو برمیدارن و یه قلب جدید سر جاش میذارن،
 
دختره مهاجره، یوگوسلاوی سابق،
 
در طول فیلم با یه پسری ارتباط برقرار میکنه (فقط احساسی)
 
انگار که پسر ر نمیدیده خیلی.
 
وقتی میره خونه ش
 
میفهمه که پسره در واقع
⭐⭐⭐⭐⭐
ویژگی های محصول:
خرید با تخفیف ویژه استيکر شیشه صالسو آرت مدل borna mjr-c
دسته بندی محصول :
#خانه_و_آشپزخانه
برای خرید با تخفیف ویژه استيکر شیشه صالسو آرت مدل borna mjr-c یا دیدن جزئیات بیشتر بر روی لینک زیر یا بر روی عنوان محصول کلیک کنید.استيکر شیشه صالسو آرت مدل borna mjr-c
[عکس 320×320]
دیدن توضیحات و تخفیف برای خریدنمشاهده مطلب در کانال
اهنگ کجا بودی جیدال میگه کجا بودی کل شهرک دنبالم بود تو بغلت دختره نسخ شمارم بود و خلاصه که داره وضع قبل خودشو توصیف میکنه  
این اهنگو پارسال موقع دویدن گوش میدادم و بهم انکگیزه میداد امسال بتونم دانشگاه خوب قبول شم و . 
اما الان میخوام طی پستی شرایط الانم رو بیان کنم !
بدبختیامو که بعدا فراموشش نکنم :(
سلام
امروز بیشترش رو تو راه بودم.تو کل روز حس میکردم کف پام زخم شده و شکافتع شده و کلی درد داشتم.رسیدم خونه دیدم پف کرده برا همین انقدر درد داشتم و اذیت بودم.
امروز رفتم به استادم گفتم نمره ای که میخوای بدی رو بهم بده امروز که باز من یه روز گیر نمره این درس نشم.قبول نکرد و میگف باید هفته بعد هم باز بیای گزارش کارا رو تحویل بدی منم گفتم خب اون دختره که از من عقبتره باز میاد و بهش میدم برات بیاره جوابش این بود که ایشونم تموم شده آزمایشاشون نمیشه که
سلام 
میخواستم بدونم ارتباطاتی که در دوران دبیرستان بین یک دختر و پسر اتفاق میافته تا چه اندازه درسته و تا چه اندازه غلط؟
اگه پسر یه کم سنش بالاتر باشه مثلا ۲۰-۲۱-۲۲ و دختر هم ۱۷-۱۸ سالش باشه و پسره هم قصدش ازدواج باشه چطور میشه به اون دختر اعتماد کرد؟، در واقع چطور میشه به حرف یک دختر دبیرستانی اعتماد کرد؟
آخه یه دوستی داشتم تو سال آخر دبیرستان با یک دختر همسن خودش رابطه داشت، اما وقتی دختر دانشگاه دلخواهش قبول شد خیلی راحت پسر رو کنار گذاشت
کامی تو کارش پسر مهربون و پر درکیه.
دورش پره دختره. آخه چرا؟
خودش ازون پسرای شر و شیطونه و از قیافه اش معلومه شر بودن میباره ازش.
نمیتونم قضاوت کنم و به من هم ربطی نداره ولی انگار یجوریه که با ۷۰ مدل دختر گشته و سکس کرده.
وقتی فکرشو میکنم که مثلا فانتزیش این بوده که چند سال بعد روان شناس بشم برم رهبری دختر ها رو به عهده بگیرم. چندشم میشه.
به یه دختره گفتم چه موهای قشنگی
گفت: کاشتم
گفتم چه دندونای سفیدی 
گفت: کاشتم
گفتم چه ناخونایی 
گفت: کاشتم
لامصب دختر نبود که محصول کشاورزی بود
 
دخترا وقتی میگن اتفاقا آرایش ندارم منظورشون اینه که گریم نکردن و اگر نه کرم و سورمه و رژل لب و روژ گونه و خط چشم براشون آرایش محسوب نمیشه
 
 
کلیت کلیپ های این پسره محمد امین کریم پور تو این موارد خلاصه میشه:یه عده دارن میزنن و میرقصن بعد اون دختره میگه:واااااااای محمد(کاملا با عشوه خوانده شود)جا داره یه بار دیگه به اون چهار میلیون و ششصد هزار نفر بگم خاک بر سرتونواقعا یه پست کفاف نمیداد
                  الحمدلله الذی جعلنا من المتمسکین بولایة امیرالمومنین و الائمة المعصومین علیهم السلام
                         مباهله مباهات شیعه 
             پس از دوسال برگزاری جشن مباهله امسال با برنامه ریزی بهتر ستادی تشکیل شد.
                            چندتا کارگروه تخصصی برای پیگیری و بهره وری بهتر.
                               کارگروه فضای مجازی رو هم به حقیر سپردند .
یه سرچی کردیم و متاسفانه مثل خیلی از حوزه های دیگه محتوای دیجیتال با موضوع
یعنی حرصم میگیره از این آدمایی که میگن " دیگی ک قرار نیس برا من بجوشه میخوام سر سگ توش بجوشه" یا نجوشه!! یه همچین چیزی.
برای این که دانشگاه رو توی قضیه ای قانع کنم باید چند تا از بچه ها رو با خودم همصدا میکردم. دختره به دوستش که امضا کرده میگه ببین برا تو که فایده نداره.چرا امضاش میکنی.نکن
 
 
*اخه ادم چقد میتونه بیخیر باشه.سیما حق داشت به بعضی آدما میگفت "بی خیر".
دختره تیشرت پوشیده یه حریر هم انداخته روش به عنوان مانتو
کل اندام که هیچ، کل وجودش معلومه
بعد من مانتو جلو بسته پوشیدم، جلو بازم نه‌ها. یه خورده فقط شلوارم تنگه طرف یه نگاه به پاهام کرده. یه نگاه تو صورتمو چشمک میزنه میره.
جالبیش برام این بود که مگه هنوزم هستن همچین آدمایی
تا برسم خونه دائم به خودم میگفتم من کله‌مو کجا بکوبونم الان
 
همون شبی که حس کردم دارم باهات صمیمی میشم و این چقدر حس خوبیه !
تو جرئت حقیقت تو تلگرام تو گروه چهارنفره موقتیمون گفتی رو فلانی که تو کلاسمونه کراش دارم :(
من در اون لحظه خیال پردازی های فانتزیم سکته کردند:)
گفتم نه نه این خط قرمزه !
برات خوشحال شدم !
کلی کلی استيکر و گیف پر هیجان و خنده دار فرستادم.
گفتی دختره ازم دوسال بزرگتر و خودم امشب که فهمیدم دپرس شدم
من اولین نفر گفتم : مگه سن مهمه؟! :|
اون یکی دوستم گفت : مهم اینه خوشگله
و اون شب کذایی بعد
واقعا نمیدونم چرا دست و دلم به نوشتن دیگه نمیاد
با اینکه خیلی اتفاق ها افتاده و من دو جا مشغول به کار شدم ولی تا میام اینجا چیزی بنویسم مغزم خالی میشه
من به عنوان مشاور روانشناس تو مرکز اختراعی مشغول به کار شدم
با بچه های کنکوری در ارتباطم.
امروز یه دختره اومده بود پیشم حقیقتا دختر کوشا و زرنگی بود. تو هر فیلدی که وارد میشد جایزه میاورد فقط یه مشکل داشت بابایی داشت که از پیشرفت های جامعه به دور بود پدرش به شدت خودخواه و لجبازافسردگی د
⭐⭐⭐⭐⭐
ویژگی های محصول:
خرید با تخفیف ویژه استيکر شیشه صالسو آرت مدل flower water color mjr-e
دسته بندی محصول :
#خانه_و_آشپزخانه
برای خرید با تخفیف ویژه استيکر شیشه صالسو آرت مدل flower water color mjr-e یا دیدن جزئیات بیشتر بر روی لینک زیر یا بر روی عنوان محصول کلیک کنید.استيکر شیشه صالسو آرت مدل flower water color mjr-e
[عکس 320×320]
دیدن توضیحات و تخفیف برای خریدنمشاهده مطلب در کانال
کتاب طراحی مکانیکی اجزا ماشین و ماشین های Collins و Busby و Staab - ویرایش دوم
 کتاب طراحی مکانیکی اجزا ماشین و ماشین های Collins و Busby و Staab - ویرایش دوم Jack A. Collins, Henry R. Busby, George H. Staab - Mechanical Design of Machine Elements and Machines_ A Failure Prevention Perspective-Wiley (2009) تعداد صفحات : 912 زبان: انگلیسی سال:2009 فرمت:   pdf   با کیفیت اورجینال توجه: در صورت هرگونه مشکل در روند خرید و دریافت فایل از طریق بخش پشتیبانی در سایت مشکل خود را اعلام کنید    برای دانلود با لینک مستقیم سایت از قسم .
دریافت
برای سفارش چاپ استيکر مورد نیاز خود کافیست به سایت چاپی کوثر مراجعه نموده یا با کارشناسان مربوطه تماس بگیرید. 
همچنین می توانید مقاله  " نکاتی که باید  در چاپ استيکر تبلیغاتی رعایت شود" را برای آشنایی بیشتر در انتخاب استيکر مطالعه کنید. 
 
 
یکی از هم اتاقیام یه دختریه که:
همیشه خدا خسته س.همیشه خدا سرش درد میکنه.همیشه خدا یا سردشه یا گرمشه.همیشه خدا دلش گرفته یا شور میزنه.همیشه خداشب با گریه میخوابه و صبح با گریه بیدار میشه 
یه بار قبلا باهاش حرف زدم هر مشاوره ای از دستم بر اومد بهش دادم و بهش گفتم من دیگه بلد نیستم برو مشاوره دانشگاه.
دیگه از دستش خسته شدم جوری که چندباری تذکر دادم که کم غر بزن و اعصاب بقیه رو خورد نکن.
همیشه سعی میکنم برنامم رو جوری تنظیم کنم تا کمترین بر
بعضی وقتا سر کلاس زبان یه سری بحثا میشه و استاده میگه اینجوری که میگی ظاهرا دوستی برات مهمه و جزو اولیوت های زندگیته و فلان
خو منم میگم اره و فک میکنم عادیه
ولی الان میبینم نیست. ینی اون میل به دوست پیدا کردن رو خیلی تو ادمای دور و برم ندیدم. یا دوستاشون.دوستن! ینی باید دوست باشن ولی دوست نیستن اه چه جوری بگم  
مثلا مامانم یه دوست داره که الان 20 ساله همدیگرو میشناسن. تهران زندگی میکنه و خب بعضی وقتا ماه ها از همدیگه خبر ندارن ( و یا حتی ممکنه به
برای سفارش چاپ استيکر مورد نیاز خود کافیست به سایت چاپی کوثر مراجعه نموده یا با کارشناسان مربوطه تماس ( 91014000-021)
 
بگیرید.  
همچنین می توانید مقاله  " نکاتی که باید  در چاپ استيکر تبلیغاتی رعایت شود" را برای آشنایی بیشتر در انتخاب استيکر مطالعه کنید. 
 
 
دوباره یه سریال آبکی رو شروع کردم به دیدن که توش همه چی رنگی پنگی و خوبه. تمام دغدغشون اینه که طرف چپ نگاش کرده،دختره یه دفعه از شاگرد بقالی میره تو یه شرکت تبلیغات و کارای گنده گنده میکنه.اینارو میبینم و میدونم همش فیلمه اما با توچه به پتانسیل افسردگی و بی‌انگیزگی که دارم، حالم گرفته است و هیچ کاری نمیتونم بکنم.اخه اینم شد زندگی.هیچی سرجاش نیست.چقدر میتونم غر بزنم.گه توش
خب هنوزم که هنوزه نت قطعه و بیشترین جاهایی که میرم اینجا و سایت نماشاس. از اونجایی که دستم زیاد باز نیس همینطوری شانسکی انیمه از کانالای مختلف دانلود میکنم میبینم 
یکی انیمه ((بگو دوستت دارم)) رو دیدم که عاشقانه بود یکی‌ هم ((کاگویا ساما، عشق جنگه =لاو ایز وار)) اینم عاشقانه و کمدی بود. جفتشونم تهش به جوری تموم شد که به شخصه منتظر قسمت های بعدی بودم -___- ولی خب وجود نداشت -_-
الان هم دارم انیمه سواری در بهار جوانی رو میبینم امیدوارم این آخرش مثل قب
تحملم واقعا داره به سر میرسه
فشار زیادی روم هست
واقعا نمی‌دونم باید چیکار کنم
این دختره نامرد هم که همش فقط اذیتم می‌کنه. کاش می‌دونست تنها دلیل زنده موندم اونه
فکر نکنم خوب بشم. ترسناک و ترسناک‌تر میشم. به حدی که حتی منم از خودم می‌ترسم
تمایل زیادی به بعضی چیزا دارم
میگه چرا نمی‌رفتی نظامی نمی‌شدی. اگه می‌رفتم بیشتر تمایل به خشونت پیدا می‌کردم
دستمم بازتر میشد
واقعا برای من سالم نیست
سلام علیکم⁦☺️⁩ خوب امروزم گذشت سبک گذشتچون تریون نبود، و تریون بسی له شده و داغون می باشد بالاخره مدیر جان زنگ زده بود بهش و کلی تهدیدش کرده بود و زده بود تو ذوقش.گفته بود ورود دوستات به شرکت ممنوع می باشد نیروهای ساعتیت هم اخراج کن. و حالا اینها بماند، دیزوز که نبود سرکار بود و تحمل اون دختره سوگلی واقعا سخت بود و هرچی زبون می ریخت من محلش نمیدادم، بعدش تریون بهش زنگ زد ازش خبر بگیره منم فهمیدم البته اون یکی نیرو بهم گفت خودمم صداشو شنی
اسم بچه خواهر شمسی خانوم رو گذاشتن" تداعی"!!
چند روز پیش هم همکارمون شیرینی بچه ش رو آورده بود که اسمش رو گذاشتن "وندا" !! اولین سوالی که به ذهن میومد این بود که وندا دختره یا پسر!
توی احادیث هست بهترین کادوی هر پدر مادری برا بچه شون، نام نیک هستش
پدر مادر عزیز فکر فردای بچه ت رو هم بکن که بزرگ میشه و چهار نفر تو جمع میخوان صداش کنن
درسته اینچیزا عقیده شخصی هرکسیه و قابل احترامه ولی بلاخره .
 
پ.ن: آهان یادم رفت که صبا هم که تو آمریکا زندگی میکنه و ب
به مامان گفتم اگه پسرتون (مهندس) بیاد بگه با یه دختری آشنا شدم و حرف زدیم و دیدیم به درد هم می‌خوریم و مناسب همیم و حالا بریم خواستگاریش، شما چی میگین؟
گفتن خب اول باید ببینم دختره دختر خوبیه یا نه، باید اول بررسیش کنم، تحقیقات کنم، بعد ببینم چی میشه.
گفتم حالا اگه من بیام بهتون بگم من با یه پسری آشنا شدم و با هم حرف زدیم و پسر خوبیه و مناسب همیم و به درد هم می‌خوریم و می‌خواد بیاد خواستگاری، چی میگین؟
گفتن تو بیخود کردی (و یه سری چیزهای دیگه ک
همین چند ثانیه پیش از الان که دارم این پست رو مینویسم انیمه بوسه ی ایزدی رو تموم کردم . 
چقدر قشنگ تموم شددددد واقعا عالی بود ولی اگه پایانشو دست من میدادن حتما یه تغییر کوچیک توش ایجاد میکردم :/ یه تشکر فراوان و تپل از جغد سفید عزیز که این انیمه رو بهم معرفی کرد ⁦(●♡∀♡)⁩ 
خلاصه ی انیمه ی بوسه ی ایزدی : 
راجع یه دختریه که باباش به خاطر قمار و بدهکاری ولش میکنه خونشون هم از دستش میره و می ه تو یه پارکی یه آقایی بهش میگه میتونی بری خونه ی من بعد
بابا مگه نمی‌گی مهارت؟ اولین مهارت فراموشیه، چطور دین و خدا رو کنار گذاشتی این پسره که دیگه کاری نداره آخه! می‌دونم احساس شکست می‌کنی، از اینکه اون دختره برد ناراحتی از اینکه هیشکی با تو خوشحال نیست ناراحتی، بیخیال جدا بیخیال کی با کی خوشحاله مگر نیازش برآورده بشه و اون هم می‌خواست زندگیش سر و سامون بگیره پس ولش کن اون بدرد تو نمی‌خورد. واقعیت این بود که مهربون بود و دوست داشت اما موندگار نبود و تو این رو خوب میدونستی پس تمومش کن. چه ارزشی
یه فحش ترکی هست که بلد نیستم ولی معنیش میشه ریدم دهن اونی که تو رو کاشته تو کس ننه ای که تو رو ریده.
 
خوابگاهه و دیدن اجباری سگ و شغالاش اصن.
ولی واقعا دیگه خز شده قضیه و به تخ همه چی.
دختره ی بیمار روانی که ترم پیش باهام هم اتاق بود داره چوب اخلاقاش رو میخوره.
و حسابی عصبانیه که من حالم عالیه.
در حقیقت زندگی همینه.
ادم باید مسیولیت کا هاش رو بپذیره.
وقتی مثل این ندید بدید ها ترم۲ رل میزنه و حس میکنه خیلی خوبه و الان هم رل میزنه و حس میکنه شاخ تر
عرضِ سلام و ادب خدمتِ همه ی عزیزان
چند وقت پیش یه واسطه ای، یه دختر خانومی رو به مامانم معرفی کرد و گفت ایشون گزینه ی خوبی هستن واسه ازدواج با داداشم، داداشم و مامانم به همراهِ عمه م، رفتن به دیدنِ اون دختر، و قرارشون توی یه کافه بود و اون دختر خانوم هم و زن داداشش اومده بود.
داداشم ایشون رو نپسندید، هم اینکه از نظر ظاهری دلخواهش نبود هم اینکه از پوششِ اون دختر خوشش نیومد (دختره مانتو جلوباز پوشیده بود و در کل حجابش موردِ پسندِ داداشم
یه سری خاطره ها هستن، که مسخرن، ولی انقدر بهت نزدیکن و توری تو رو وجودت نقش بستن انگار باهاشون بدنیا اومدی و به جای مثلا شیش سال پیش، از اول زندگیت باهات بودن.
مثلا یادم میاد بچه که بودم کلاس می رفتم تو کانون پروروش فکری، که درست یادم نمیاد موضوعش چی بود. تقریبا نه سالم بود، و یه روز ازمون خواستن یه داستان بنویسیم و تعریف کنیم. به برنده هم جایزه میدادن که یه دفترچه گوگول با جلد آبی و صورتی بود. منم با کلی شوق و ذوق، داستان سه برادر هری پاتر رو با
+ چرا خیلی وقته تولد هیشکی نیست؟ :( 
+ عکس بچگیامو دیدم. از طفولیت همینطور خوشحال و خندان بودم :| از بچگی برعکس مصرف میکردم :))
+ بعدِ چایی، بستنی خوردم (با این گلوی زخمی :| صدام شبیه داریوش اینا شده) داداشم میگه تسمه تایم پاره میکنی ها :| هه هه نمکدون :/ البته این نمکدون اگه امروز نبود من هنوز تو راه بودم :| 
+ دلم برا کی تنگ شده از بچه های مدرسه؟ برا پرتو. چون هرچی میگم میخنده. دلم برا آیدا هم تنگ شده چون مث مامانا میمونه. 
+ کراش جدیدمو معرفی کردم؟ میز 25
دختره مامان
  متاسفانه مرورگر شما، قابیلت پخش فایل های صوتی تصویری را در قالب HTML5 دارا نمی باشد.توصیه ما به شما استفاده از مروگرهای رایج و بروزرسانی آن به آخرین نسخه می باشدبا این حال ممکن است مرورگرتان توسط پلاگین خود قابلیت پخش این فایل را برای تان فراهم آورد.
param name="AutoStart" value="False">


 
خونه براش بزرگ قدره دنیا، خونواده مهم مثل یه بنیان
همش کنارشن اون عاشق مامانشه، شبا با اون میخوابه صبح با صداش پا میشه
یاد گرفته زندگی کردن رو از اون، ارزش ر
 
دوترم پیش یه درس با سال بالایی ها داشتم از قضا یکی از همکلاسیای درسخون و آرومم بود 
باید یه کار گروهی انجام میدادیم و من گفتم بیا باهم باشیم
عنوان کتاب من انتخاب کردم و بعد کلی گشتن ترجمه انگلیسیشم پیداش کردم
روی 17 صفحش کار کردم و مقایسه و دوسه صفحه اش میشد مانور داد
گفت بیا ارائه بدیم گفتم صبر کن کلشو بخونیم گفت نه همینا کافیه گفتم نه!و عجله چی داری 12نمرست بزار درس وقت بزاریم
که بهش برخورد گفت چرا فکر میکنی من برام مهم نیست؟
و بدون هماهنگی
تقلب عادی :
توی کلاس منو ف و آ پیش هم میشینیم ، یه کوییز داشتیم که هیچکدوم نخونده بودیم و اوج شاهکار این بود که من فرمولارو نوشته بودم و عکسشو گذاشته بودم صفحه گوشیم ، من می نوشتم میزدم به آ اون مینوشت میزد به ف تا اونم بنویسه ، بعد تموم شدن امتحان استاد برگه سه تامونو پشت سر هم گرفت و باهم تصحیح کرد و نمره ۳ تامون یکی شد
تقلب wow شکل : امتحان میان ترم همون درس بود طبق معمول نخونده بودیم هیچ پلنی هم نداشتیم .
اَرنج (مواد لازم ) : 
فتل در نقطه سفر مرزی
دو روزه که برگشتم خونه,روزهای آخر خوابگاه احساس عجیبی داشتم ,احساس آوارگی! که مشخص نیست متعلق به کجا و چه آدم هایی هستم. خونه راحتی خاص خودش داره همراه با احساس امنیت و صمیمیت,اما توی خونه احساس راکد شدن داشتم ,اینکه هیچ کاری نمیکنم و فقط عمرم میگذره.دانشگاه خیلی دوست دارم,همکلاسی هام و محیط دانشگاه خیلی واسم جذابن اما واسه من که مدام پی رسیدن به آرامشم خوابگاه خیلی هم قشنگ نیست ,نیاز های عاطفیم اذیتم میکنه ,,,حالا می فهمم استقلال داشتن ,فقط
بچه ها امروز یه رویایی اومد تو سرم.
خواستم اینجا بنویسم که یادم بمونه بعدا بیلم با واقعیت مقایسهش کنم.
کی میدونه دو روز دیگه چی پیش میاد؟
هیچکس.
 اینجا پر از پشه خاکیه.
بچه ها یه آهنگ مورد علاقه جدید گیر آوردم.
خیلی قشنگه.
آهنگ خیلی زیبا و درباره یه دختریه که یه لاشی بهش خیانت کرده ولی دختره بش میگه من تخممم نیس و خیلی قویم. تو هم برو تو خر:/
ولی در کل خیلی خوبه. 
وقتی گوشش میدم با اقتدار قدم بر میدارم رو زمین.
چجری میشه با لینک آهنگ گذاشت اینجا
رمان رویای بلند
دانلود رمان عاشقانه رویای بلند اثر مهسا صفری با فرمت های pdf ، اندروید، آیفون و جاوا نسخه اصلی با ویرایش جدید و لینک مستقیم
رمان رویای بلند دختری بنام گیسی است که دختره خودپسندیه ، این دختره خودپرست قصه ما مجبوره بخاطره دلایلی یک سال پیش ( جده ) مادربزرگش زندگی کنه ، مادربزرگی که تاکنون اونو ندیده و اتفاقاتی که واسه گیسیا در این مدت می گذرد داستانی ساخته است به اسمه رویای بلند ، رویای بلندقصه ی رازه ، قصه خنده ها و گریه ها ، قصه
شما ممکنه از دور به اینها نگاه کنین، و بگین عجب آدمای بدبختی هستن اینها خب!
حقیقت اینه که، ما اینطوری فکر میکنیم.
ولی اینها خودشون این راه رو انتخاب کردن.
و خوشحال هستن.
یعنی تنهایی رو به بودن با آدمای بسیاری ترجیح میدن.
یعنی یا یکی تو زندگیشون پیدا میشن، و اون رو عوض میکنن و یه عروسک برای خودشون میسازن، یا که قطع رابطه میکنن با تمام جهان هستی، و تنها میمونن. جالبه که وقتی میخوان بقیه رو عوض کنن، همه ش به خودشون و اون میگن: من تو رو برای خودت عوض
در زمان‌های قدیم، شخص به کالا یا خدماتی نیاز پیدا می‌کرد و در جست و جوی شخصی که بتواند آن نیاز را برطرف سازد راهی بازار می‌شد. امروزه اما، به دلیل تنوع محصول و افزایش رقیب، دیگر ارائه صرف کافی نیست و باید خود را به مشتری عرضه کرد. کاری که استيکرهای شیشه‌ای انجام می‌دهند همین است. آنها ظاهر سرد و بی روح شیشه را جان می‌بخشند و با ایجاد طرح‌های گرافیکی روی سطح، توجه مخاطب را به خود جلب می‌کنند. چه به دنبال مشتری جدید باشید، چه برنامهای برای ی
 
به بدترین حال ممکن حالم گرفته شده ':(
از یه طرف غروب 
از یه طرف اربعین 
از یه طرف حال و هوای پاییز
از یه طرف آسمان ابری 
و 
از همه مهتر حال خودم :(
تو حیاط رو پله ها نشسته بودم یه آن یاد بچگی هام افتاد یاد بازی های کودکانه و از همه 
بازی های کودکانه یاد بازی این دختر اینجا نشسته گریه میکنه افتادم و تمام دنیا انگار 
رو سرم آوار شد .
یاد مادرم و داییم افتادم و یاد آرزوهای مادرم .
یاد بچگی هام خوشی هام  یاد حرفای دلنشین مادرم یاد خنده های دایی و مادر
وینیل شیشه ای
چاپ استيکر شیشه ای
وینیل شیشه ای (استيکر شیشه ای) پشت چسب دار به شما این امکان را می دهد که با استفاده از دستگاه چاپ اکو سالونت متن ، طرح و یا لوگو خود را بر روی وینیل شیشه ای پشت چسب دار چاپ کنید و بر روی محصول یا به عنوان تبلیغ در جای مورد نظر نصب کنید. این نوع وینیل قابلیت جابجایی دارد یعنی اینکه به راحتی موقع نصب می توان آن را جابجا کرد و هیچ گونه باقیمانده چسب یا جوهر روی سطح باقی نمی گذارد
ادامه مطلب
امروز که داشتم با اتوبوس برمیگشتم، تویه لحظه خاطره ها شبیه یه بوی آشنا از ذهنم رد شد
انقد شدید بود که دلم خواست سرم رو بذارم شونه ی بغل دستیم و دستش رو بگیرم و محکم نگهشون دارم
ولی بغل دستیم یه دختره بود که داشت از پنجره بیرون رو نگاه میکرد و هیچ رقمه دلش نمیخواست سرش رو بچرخونه اینطرفی
پس چشمامو بستم و به دو هفته ی دیگه این موقع فکر کردم
شاید یکی از دستاشو قطع کنم برا همیشه پیش خودم نگهشون دارم.
از اتوبوس که پیاده میشدم خیلی جدی به این قضیه فک
اومده تو جلوی رزیدنته بهش اشاره میکنه میگه حلقه ی دختره رو ببین انقد بلد که برگشت نگاه کردبهش میگم چرا این مدلی میگی حداقل جلوش نگو ،جلوشم میگی حداقل اروم بگو حداقل اشاره نکن!!مگه ندیدی برگشت نگاهمون کردمیگه چرا انقد سخت میگیری،چرا همه چی رو به خودت میگیری!!میگم ک من فقط ترجیح میدم با ملاحضه نسبت به ادما رفتار کنم!!ناراحت میشه فک میکنه من حساسم!!حالم از این رفتارای احمقانه و گندش بهم میخوره!!فک میکنه فقط خودش درست میگه:/احمق:/
۱_نی نی آبجی لیلامون دختره هو هو .لی لی لی لی .!جیگرمن!البته پسر هم بود فرقی نمیکرد خوشگل من!ماشاالله لاحول و لا قوه الا بالله
۲_اون نی نی ای گفتم بهتون زود به دنیا اومده بود ۷ ماهه.عملش کردن حالش بد بود.؟!مرخصش کردن اومد خونه.لی لی لی لی .هو هو!خدا رو شکر
نک :قاصدک هایی برای خدا
۲_این‌گربه هه رو!
چشم هام بین رنگ ها دو دو میکرد. روی بعضی شون مکث می کردم و تصور می کردم طرح بافتم با این رنگ چجوری میشه؟ به خانم فروشنده گفتم چقدر رنگ. کار مارو سخت کردین حسابی. سرش شلوغ بود، ولی باحوصله و مهربون. خودشو انداخت وسط رویای من:
-چی میخوای ببافی؟
+پتو، پتوی نوزاد
لبخند نشست روی لبش و پرسید: دختره یا پسر؟
مکث کردم.به چشم های زیبای دختر فروشنده خیره شدم، دنیا در اون مغازه شلوغ و پر سر و صدا، لحظه ای ساکن شد، صداها محو شدن، نه چیزی می دیدم، نه چیزی می ش
چاپ استيکر
در زمینه ی چاپ استيکر روی ماشین در تهران میتوان گفت استيکر ها یک ابزار بازاریابی عالی اند که می تواند برای تبلیغات استفاده شود. تابلوچسبها دارای بسیاری از کاربردهای مانند شناسایی محصول، برچسب نام، تبلیغات و تبلیغ، هشدارها و دیگر انواع ارتباطات است. آنها معمولا به یک ظرف یا یک ماده اضافه می شوند که در آن یک افسانه، اطلاعات مربوط به محصول، آدرس ها و غیره چاپ می شود.
چاپ استيکر روی ماشین در تهران و قیمت کم ان
استيکر ها در میان بزرگس
عشق ینی‌.
وقتی تو اوج سختی و خستگی داری جون میکنی .
سرتو بذاری رو میز .!چشماتو ببندی ‌‌.و اولین چیزی ک یادت میاد اون باشه .‌
و وقتی چشماتو باز میکنی‌.دیگه خستگیاتو یادت نیاد‌.!
همین!!!

خاله زنگ زده میگه تو راه نجف به کربلا  دنبالت راه افتادم .گفتم فاطمه تو اینجا چی کار میکنی؟چطور اومدی؟
برگشت .دیدم تو نیستی

 پسرعمه کوچیکم_ میگه فاطمه یه دختره اونجا بود جفت تو!یه لحظه فک کردم خودتی.!
.
مرسی‌ ک یادم کردین!

مرسی آقا .که منو تو
یادمه دبیرستان بودم ک بودم داشتم رمان مینوشتم اسمش یادم نیس ولی میدونم که لبتاپ سیو دارمش،این مدلی که دختره خیلی شاخ خفن بودن اخرشم شهید میشد،دوسش داشتم قهرمان داستانم بی نهایت همون ادمی بود که خودم دوست داشتم بشم ، ادمی که باوراش براش اهمیت دارن زود عاشق نمیشه و مرگش بخاطر کهولت سن نیست،یه ادم ارمانی :)الان داشتم به این جمله ی #حاج_قاسم که میگن ادم باید شهید باشه تا شهید بشه فکر میکردم که یادم قهرمان قصه ام افتادم ادمی که خوب زندگی میکنه قا
عکس آقای خامنه ای

تبلیغات

آخرین مطالب