نتایج پست ها برای عبارت :

اس ام اس رفاقتی

هیچ وقت تا این حد خفه نشده بودم. چیزایی که میدونم و دلم میخواد به یکی بگم رو به هیچکس نمیتونم بگم.
نه میتونم توی اینستاگرام بنویسم که ممکنه به خیلی چیزها متهم بشم.
نه توی گروه های رفاقتي توی تلگرام میتونم در موردشون حرف بزنم که شاید برداشت ها برام بد تموم بشه.
و نه به اشخاصی که باید بگم میتونم بگم که ممکنه اتهام زیراب زن هم بچسبه بهم.
من هیچ راهی برای تخلیه خودم نمیبینم!
*دیدم که جانم می رود*
عنوان کتابی است که نویسنده آن از خدا خواسته است که شهید نشود تا بتواند خاطرات و اتفاقات دوران سراسر حماسه جنگ تحمیلی را برای آیندگان بنویسد. 
حمید داود آبادی، برای اولین بار با او در خبر سیما و برنامه بدون تعارف آشنا شدم کسی که فقط سیکل دارد و دارای تحصیلات کلاسیک نیست اما دانش آموخته دانشگاه جبهه هاست و از نویسندگان مطرح دفاع مقدس می باشد. 
چندی پیش برای اولین بار کتابی از او به دستم رسید با نام *دیدی که جانم می رود*کتابی
ح عاشق منشی شرکتشون شده، من ناراحتم که چرا عاشق من نیست ولی راستش اینجوره که منم عاشقش نیستم و صرفا دوست داشتنش رو می‌خوام الانم دارم خودم رو ناراحت نشون میدم تا کم نیارم یا کم نذارم در عشق اما خب خودم می‌دونم که با این رفاقتي که بین ماست خیلی حال می‌کنم و فقط کمی حسودی.
بعد از دفاعم که ۱۱ شهریور بود پاشدیم رفتیم شمال و مفصل با بابا دعوام شد و اون هم تلافیش رو سر میم خالی کرد و حالا جمع کردن این رابطه خیلی سخت شده.
دیگه اینکه کمی افسرده‌ حالم
امروز روزم قشنگ بودبه قشنگی وقتی که به ایده‌ی تو دیوانه‌وار میخواستم پاهایم را در شن‌های کویر و خنکیِ آب‌های دریا فرو ببرم.به قشنگی وقتی که دل بستم به لقبِ شبدر سبزِ چهاربرگِ سحرآمیزی‌ که تو به من تحفه کردی.به قشنگی وقتی که کوفته‌های خاصِ دست پختِ دلپذیرت را زیر زبانم فراموش‌نشدنی دیدم.و به قشنگی وقتی که تو را دیدم.جیغ بزنم تا احساساتم دنیا را فرا بگیرید؟!من با دیدنِ تو،با خودم و‌ دنیا رفیق‌تر شدم و حالا چیزِ ارزشمندی برای محافظتی
ساده‌دیل وچهیته ساده‌دیل وچه که خۊجیری اینی سر مچه جی وأرس، خۊ ایجباری دؤران ٚ مئن جمعی مئن گیر دکته بؤ که میزان بسته به شرایط دگردس! یه رۊزان که ساده‌دیل وچه نیاز دأشت خؤنه بؤشۊن چۊن اینی اقامت هلأ پۊرآنؤبؤ بؤ، اینء مرخصی ندأن ؤ جمع بؤگۊتن ایندر مرخصی شؤؤن اقامتی هیسه. هرکی وی اقامت ویشتر بؤبۊن، هۊن شۊنه. رۊزان بؤشؤ ؤ بؤشؤ ؤ ساده‌دیل وچه اقامت پۊرآبؤ. اۊ رۊز جمع که نیاز دأشت مرخصی بؤشۊن، ساده‌دیل وچهء بؤگۊتن ایندر مرخصی شؤؤن رفاقتي هیسه.
 
کجا رواست 
که از دست دوست هم بکشد
دلی که اینهمه
از دست روزگار کشید؟
دقیق یادم نیست از چه زمانی شروع کردم به تنها شدن. بله شروع کردم چون تنهایی خودخواسته ای بود. به طرز بی رحمانه ای از هر آدمی که سر راهم سبز می شد نشانه ای از جفا میافتم و همین باعث میشد چیزی از درونم با او در میان نگذارم. رؤیایم این بود که دوستی داشته باشم و در سخت ترین و سردترین روزها بنشینم و همه چیز را برایش از سیر تا پیاز و از پیدا و پنهان برایش بگویم و آخر کار بپرسم بنظرت چه ک
تمام این فضا برای من که علاقه به نویسنده شدن را دارم تجربی است.
فضایی برای تجربه‌کردن
برای آزمون و خطا کردن.اشمیت در نوای اسرار آمیز نوشته است که نویسنده خالق است نه دستگاه فتوکپی
حال باید به پروژه دوم خودم در این فضا با این ادبیات پایان بدهم.
سوژه های من عموما نزدیکانم هستند و از افراد نزدیک به خودم که میتوانم در دسترس داشته باشم الگو و الهام میگیرم
تولا شخصیت قصه پروژه دوم من دوست نزدیک من است و ما رفاقتي حدودا دو ساله داریم
مدتی به دلایل ش
من آن‌جا بودم. می‌توانستم از دیوارها رد شوم. میتوانستم از ساب آقای اوه هم تند تر حرکت کنم. می‌توانستم کله بکشم وسط داستان به گربه‌ی مظلوم کنار گاراژ خانه ی پیرمرد لبخند بزنم و به سگ بی ادب چکمه‌ی زمستانی، زبان درازی کنم. من آنجا بودم. درست میان صفحات کتابی که اسمش مردی به نام اوه بود و فردریک بکمن آن را نوشته بود. کتابی که در شناسنامه اش آمده از ادبیات سوئدی است و در مقدمه اش آورده شده که فردریک بکمن همسری ایرانی، به نام ندا ازدواج کرده است و
بعد از مدت‌ها، اومدم و سر زدم به یک‌سری وبلاگ‌هایی که می‌شناختم. اغلب، فراموش شده و رها شده بودن. مثل خونه‌ای که مسافراش برنگشته‌ن و همه‌چیز همونطور باقی مونده و اما خاک خورده و بوی نم گرفته‌ان. بعضی هم که حتی آدرسی باقی نمونده بود و تبدیل به بلاگ دیگه‌ای شده بودن. اما، حسادت بردم به آدم‌هایی که هنوز می‌نوشتند. تاریخ آخرین نوشته‌شان همین تیر و مرداد بود. با خودم فکر کردم، چقدر از این آدم‌ها پایین‌ترم. یا کاش، با هم رفاقتي داشتیم. 
بعد
بسم الله الرحمن الرحیم .
 
بقیه رو نمیدونم اما من یک قسمتی از زندگیم گره خورد به وبلاگ.
یعنی چطوری بگم اگه وبلاگ نویسی و خوانی نمیکردم در شرایط فعلی شاید نبودم.
چون داستان ازدواج من به این موضوع بسیار مرتبطه.
زمان وبلاگ نویسی در بلاگفا با یک سری از خانم ها وبلاگنویس مذهبی دوست شده بودیم .همسر سیدعلی طلبه اینده و خانم های مذهبی. دیگه.
 
در یکی از همین وبلاگ خوانی ها برخوردم به نظر یکی از خانم ها که بنظرم جالب بود چون همشهری بودیم .
نمیدو
اگه تا دیروز وقتی می اومد پ. حالش خوب میشد شاد میشد انرژی می گرفت حتا ب من تاکیید می کرد وقتی مال هم شدیم هم ، باز من باید برما پ.
منم میگفتم اختیار داری شمآ❤ منم دوس دارم بری پ. و همیشه ارزش هاتو حفظ کنی عزیزم همه زندگیش اونجا بود ، ب قول خودش رشدش اونجا بود لحظات خوبش اونجا بود شاید حتا مثل خانواده بود براش ؛  دوستان و رفیق. نه! چ واژه ی سنگینیه! اصلا" ولش کن!   اینا همه دیروز بود ، دیروزی که توی دیروز موند انگار ؛ امروز همش آتیش زدنه و همش آتیش گ
* همه چی از آخرین تصمیم که چند ماه ی بود داشتم بهش فکر میکردم شروع شد . بنا به پیشنهادهایی که همه دوستام بهم دادن که درس بخون اینا ولش کن نرو سربازی حیف میشی اینا آغاز شد . 
من دلم به رفتن بود ، راستش وضعیت جای که هستم اصلا برام خوب نیس . به طبع هم جایی که با روحیاتم سازگار نباشه از مرحله صبر ، تحمل میگذره و تهش هم به نکشی میرسه . از این که تو این وضعیت هستم  تو این وادی که نسبت به افراد و دوست های که دارم یکمی فاصله گیرتر شدم . کمتر حرف میزنم ، کمتر ب
امروزم شروع شد. هنوز خوابم تنظیم نشده باید برگردم دوباره رو اون روال خوبم که سه بیدار میشدم. امروز ساعت هشت این طورا بود چشم باز کردم. تا الان کتاب خوندمو حالا میخوام برم سراغ کارای دیگم. یعنی میشه بتونم امروز بهتر کار کنم؟ حالم خوبه. دیگه میتونم روی صندلی بشینم. یکی از صندلیای مبل البته اون صندلی برای میزبان رو برداشتم کج گذاشتم یجوری که پشتیش موازی میز نیست عمود بر میز :دی منم روش نشستم تکیه دادمو پامم دراز روی صندلی کوچیک از این چوبیا که بر
رانت؛ درآمدی است که بدون تلاش به دست آمده باشد که اغلب ممکن است از طریق ارتباطات خاص با مراکز قدرت و تصمیم‌گیری در نظام‌ها و ساختارهای حکومتی به ویژه در عصر حاضر که سیستم‌های سیاسی نقش پررنگی در اقتصاد بازی می‌کنند، ایجاد شود. این یعنی، رانت نوعی انحراف از اصول سرمایه‌داری است.
اما رانت معمولاً به کسانی تعلق می‌گیرد که به هر دلیل به مراکز قدرت و ساختارهای تصمیم‌گیری و تصمیم‌سازی نزدیک باشند. آن‌سو، اقتصاد رانتی و رفاقتي در دل خود نوع
"یا رفیق من لا رفیق له"
چندی پیش فیلمی سینمایی ، داستانِ زوجی را روایت می کرد که در آستانه ی جدایی بودند و در همین هنگام شخصیت مرد ماجرا گرفتار مشکلاتی می شد و همسرش جای اینکه پیگیر طلاق باشد ، برای نجات همسرش از آن گرفتاری به آب و آتش می زد و در نهایت پس از حل و فصل گرفتاری ها زوجی که حالا رابطه شان محکم تر از پیش شده بود از جدایی منصرف می شدند . 
و اینگونه می شد که مشکل کوچک تر موجب گشایش در مشکل بزرگ تر (رابطهٔ در آستانه ی ویرانی زوجین و طلاق) می
مایکروسافت تیمز (Microsoft Teams) یکی از محبوب ترین ابزارهای بستگی است که در چند سیستم عامل مختلف دردسترس است؛ ازجمله iOS، اندروید، مک او اس و ویندوز. شناسایی خوشحال کننده بخاطر کاربران جهیز عامل لینوکس این است که مایکروسافت امروز دسترسی به تیمز را برای آنان نیز حاضر کرد.مقاله های مرتبط:لینوکس کالی قابلیت Undercover با ظاهر شبیه به ویندوز 10 را منتشر کردمایکروسافت اج بخاطر لینوکس منتشر خواهد شد؛ رفاقتي که هرروز صمیمی تر می شوددرون حال مجهز این دسترسی ب
هوالمحبوب
دارم به انگیزۀ آدم‌ها فکر می‌کنم، به انگیزۀ کسی که بی‌هیچ حرف و حدیثی قهر می‌کند، یا کسی که پیامی را می‌خواند و جواب نمی‌دهد، کسی که به قصد ناراحتی کسی، حرف نیش‌دار می‌زند، به انگیزۀ کسی که تمام خوبی‌هایت را یکهو فراموش می‌کند و دستش می‌لغزد روی دکمۀ بلاک و می‌خزد توی سکوت ممتد و اصلا حواسش نیست که تو چقدر دنبال صفحه‌اش گشته‌ای و از نیافتنش خسته شده‌ای و در نهایت بعد از چند سال غوطه خوردن در فضای مجازی به این نتیجه رسیده‌
تنهایی ☹ !!
تنهایی پاسخی پیچیده و عمدتاً ناخوشایند به انزوا یا کمبود هم‌صحبتی است. این پاسخ معمولاً شامل احساس اضطراب از کمبود ارتباط و اشتراک با دیگران است که از گذشته شروع شده و تا به آینده ادامه خواهد داشت. البته این احساس ممکن است زمانی که فرد در اطراف خود افرادی را دارد نیز وجود داشته باشد. تنهایی می‌تواند حاصل عوامل مختلفی چون عوامل اجتماعی، ذهنی و احساسی باشد.

این تعریف تنهاییِ بود که با بخشی از این تعریف نظرم موافق نیست، اما من توی
چقدر بعضیا خوبن.امروز حالم بد بود.نارحت
بودم.صبح تصمیم گرفتم به گفته پانته آ،فقط برای ساعت به ساعتم برنامه ریزی کنم و
واقعا هم بهترین کار بود.
صبح تو دستشویی اومد که گریه ام بگیره،گفتم فقط
ببین تو 1 ساعت آینده باید چیکار کنی.باید صبحانه میخوردم،لباس های روشن کثیفم رو
می شستم و وسایم رو جمه میکردم و میرفتم کتابخونه.پاشدم و همین کار رو کردم.
رفتم کتابخونه،در حالیکه فقط داشتم سعی میکردم
که خوب باشم و به 1 ساعت بعدیم فکر میکردم که دیدم میم اومده،
ادامه داستان:
اسه خالی شد صبر کن تا مقداری دیگر شیر و نان برایت بیاورم.
کاسه را گرفت و از آن اتاق نیمه خرابه خارج شد صدایش را می شنیدم که با کسی سخن می گفت
_عبدالله تو تنها هزینه روزی یکبار شیر این شتر را به من داده ای و خوب، آن راهم که دریافت کردی
_باشد بیشتر تر می دهم هزینه دو کاسه دیگر را
_من نیازی به دارایی تو ندارم،یک درهم تو من را از دو کاسه شیر این شتر محروم سازد؟ هرگز چنین کاری نمی کنم ، این شتر هم به آن اندازه که می گویی شیر ندارد
_دوبراب
در شرایطی که در این چند روزه همه جا پر شد اول از خبر اکران خانه ی پدری و بعد خبر توقیفش ، دوست داشتم کمی دربارش بنویسم.
نکته ی جالب اینه که هرچه قدر به عقیده ی بنده حداقل ، سکانس اول خانه ی پدری ،  خوب و مهمه ، باقی فیلم ضعیفه و نمی تونه درست پیش بره.
سکانسی که تمام این جار و جنجال های بی خود ، اتفاقا به خاطر اونه و کیانوش عیاری با ممارست درستی ، زیر بار حذف این سکانس نرفته.
 اما اینها باعث نمیشه که نگم به نظر من ، خانه ی پدری فیلمی کم مایه و ضعیفه ک
سلام علیکم
خداروشکر من دوسه روز تعطیلم یکم ترمز دستیمو کشیدم و یه نفس راحتی قرار بکشم هرچند هفته اینده عرضه اولیه داریم ولی مهم اینه هفته بعدشم دوتا تعطیلی داریمخب خوب خواستم در ابتدای امر از نوستال درونم تشکر کنم، بابت همه تلاشهاش و سخت کار کردنش و سخت جان بودنشم در این روزها، به وقتش قرار یه حال اساسی بهش بدم⁦♥️⁩اینکه تموم دوماه گذشته عین تراکتور کردم و حواسم به همه چی بود چقد چالش داشتم با تریون چقد اوضاع خراب بود امیدوارم بریم به سمت
 
زمانی حزب توده در ایران با تبدیل لیبرالیسم به ناسزای سیاسی آنرا نماد تمام بدی های اجتماعی از فقر و فساد گرفته تا ظلم و جهل ساخت و مدعی شد که این پدیده منحوس ایدئولوژی نظام سرمایه داری امپریالیستی و غارتگر غربی است. این شگرد به قدری کارساز و موثر بود که تقریبا همه انقلابیون مخالف شاه در سال 1357 در دام آن افتادند.
فروپاشی کمونیسم روسی و آشکار شدن هرچه بیشتر فجایع سوسیالیسم واقعا موجود از یک سو، و روی آوردن کمونیسم چینی به اقتصاد بازار برای بی
معمولا وقتی تو یه جمع رفاقتي بچه مذهبی ها هستیم، حرف از اینستاگرام که میشه، همه یا یاد پیج عسل بانو می افتند یا شروع می کنند در مورد پیج های خانواده هایی که تعداد زیادی بچه دارند، صحبت می کنند و زندگی هاشون رو آنالیز می کنند.
راستش خواستم یه ذره در مورد این چیزا وراجی کنم. من تقریبا چند ماه بعد از عسل بانو پیج اینستا باز کردم. اون زمان من سه سال بود که با یک طلبه ازدواج کرده بودم. و اون تازه در معرض این تجربه قرار گرفته بود. به قدر تجربه ی خودم در
معمولا وقتی تو یه جمع رفاقتي بچه مذهبی ها هستیم، حرف از اینستاگرام که میشه، همه یا یاد پیج عسل بانو می افتند یا شروع می کنند در مورد پیج های خانواده هایی که تعداد زیادی بچه دارند، صحبت می کنند و زندگی هاشون رو آنالیز می کنند.
راستش خواستم یه ذره در مورد این چیزا وراجی کنم. من تقریبا چند ماه بعد از عسل بانو پیج اینستا باز کردم. اون زمان من سه سال بود که با یک طلبه ازدواج کرده بودم. و اون تازه در معرض این تجربه قرار گرفته بود. به قدر تجربه ی خودم در
متن زیبا برای دوست قدیمی خوب و بامرام نسبت به میزان رفاقت تان و برای هر سن و سالی در این مقاله تهیه تنظیم شده است و همچنین متن قشنگ در مورد رفیق قدیمی را می توانید از این نوشته از سایت سماتک انتخاب کرده و برایش ارسال کنید. دوست خوب برای انسان محاسن بسیاری دارد و اگر شما هم رفیق قدیمی دارید و می خواهید پاسخ زحماتی را که در این سال ها برایتان کشیده است بدهید می توانید با فرستادن یک جمله زیبا در مورد دوست قدیمی، محبت را در حق او تمام کنید.
عکس نوشت
صدای دختر (ویس دختر)

دلت میخواد پسر عمو و پسر دایی و پسر خالت سرکار بزاری و ببینی واکنشش چیه!!!  .
(استفاده کردن در جهت آزار و اذیت کردن دیگران ممنوع و حرام می باشد درضمن پیامد های بدی را برای شما در پی دارد ، ما هیچ گونه مسولیتی را قبول نمی کنیم & این ویس ها از کانال های تلگرام و یوتیوپ تهیه شده و درباره اصالت یا مالکیت این فایل ها بنده هیچ اطلاعی ندارم  ، درصورتی که به نحوی با این فایل ها ربط دارید و درخواست حذف این فایل ها را دارید از طریق دکمه
* این مقاله توسط یکی از دوستان ما ، واقع در جمهوری اسلامی ایران نوشته شده است.
صدای دختر (ویس دختر)

دلت میخواد پسر عمو و پسر دایی و پسر خالت سرکار بزاری و ببینی واکنشش چیه!!!  .
(استفاده کردن در جهت آزار و اذیت کردن دیگران ممنوع و حرام می باشد درضمن پیامد های بدی را برای شما در پی دارد ، ما هیچ گونه مسولیتی را قبول نمی کنیم & این ویس ها از کانال های تلگرام و یوتیوپ تهیه شده و درباره اصالت یا مالکیت این فایل ها بنده هیچ اطلاعی ندارم  ، درصورتی که ب
صدای دختر (ویس دختر)

دلت میخواد پسر عمو و پسر دایی و پسر خالت سرکار بزاری و ببینی واکنشش چیه!!!  .
(استفاده کردن در جهت آزار و اذیت کردن دیگران ممنوع و حرام می باشد درضمن پیامد های بدی را برای شما در پی دارد ، ما هیچ گونه مسولیتی را قبول نمی کنیم & این ویس ها از کانال های تلگرام و یوتیوپ تهیه شده و درباره اصالت یا مالکیت این فایل ها بنده هیچ اطلاعی ندارم  ، درصورتی که به نحوی با این فایل ها ربط دارید و درخواست حذف این فایل ها را دارید از طریق دکمه
* این مقاله توسط یکی از دوستان ما ، واقع در جمهوری اسلامی ایران نوشته شده است.
صدای دختر (ویس دختر)

دلت میخواد پسر عمو و پسر دایی و پسر خالت سرکار بزاری و ببینی واکنشش چیه!!!  .
(استفاده کردن در جهت آزار و اذیت کردن دیگران ممنوع و حرام می باشد درضمن پیامد های بدی را برای شما در پی دارد ، ما هیچ گونه مسولیتی را قبول نمی کنیم & این ویس ها از کانال های تلگرام و یوتیوپ تهیه شده و درباره اصالت یا مالکیت این فایل ها بنده هیچ اطلاعی ندارم  ، درصورتی که ب
عشق مفهومی انتزاعی است و بدون شک تعریف آن با استفاده از واژه‌ها یکی از دشوارترین کارهاست. این درحالی است که حتی درباب ماهیت عشق هیچ نظریه مشترک و عموماً پذیرفته شده‌ای وجود ندارد. همیشه در زمینه عشق ابهام و سردرگمی‌هایی وجود داشته است. ازجمله عمده‌ترین نظریه‌های عشق توسط رابرت جی استرنبرگ ارائه شده است. در سال ۱۹۸۷ استرنبرگ نظریه‌ای ارائه داد که در آن عشق را به شکل یک مثلث تصور کرد. او می‌گوید که عشق مرکب ازسه بخش است: صمیمیت، شور و شوق (
دانلود سریال ایرانی کرگدن با کیفیت 1080p , 720p با حجم کم
دانلود سریال کرگدن ( تمامی قسمت ها ) با لینک مستقیم و رایگان
قسمت اول رسید»
سریال ایرانی کرگدن از سایت عسل دانلود, دانلود سریال کرگدن با کیفیت 4k
 
خلاصه داستان :
پنج جوان به واسطه ی مهارت هایشان وارد چالش کرگدن میشوند و این باعث میشود که بین آنها یک رفاقتي شکل بگیرد.فارغ از اینکه این چالش توسز یک مافیای بزرگ و پرقدرت طراحی شده استو ماجراهای غیرقابل پیش بینی رخ میدهد….
کرگدن یک سریال جدید در
لانگ استوری ،
 
وقتی کسی هر سال کشور عوض کرده،
 
وقتی ماها با سیستمی بزرگ شدیم که یه راه همیشه برای موفقیت هست (سیستم کمونیستی و سیستم تنبلی و گشادی) و اون یه راه دکتر و مهندس شدن، یا! قاطی گردن کلفتها شدن و ی کردن و پولدار شدن و به مقام رسیدن هست (محمدرضا گار و مهران مدیری که همه کارهاش کپی بنی هیل هست و بهش تریبون الکی دادن)، طبیعیه که هر راه دیگه ای رو بری محکوم به شکستی. حتی اگه به موفقیت های بزرگ برسی باز بقیه تاییدت نمیکنن. از طر
آیا شهرت بد است؟
مسائلی هستند که برای ما جزو بدیهیات شده‌اند، اصلا دوست نداریم درباره‌شان توضیح بدهیم و هر نوع حرف زدن پیرامونشان برایمان ملال‌آور و خسته‌کننده است. برایم بسیار اتفاق افتاده که در حین بحث و گفتگو پیرامون موضوعی وقتی به این دست مطالب برخورده‌ام تازه متوجه شدم اصولا ومی ندارد آنچه برای من بدیهی و متقن است برای دیگری حتی در جهت نقیضش تصور نشده باشد، این مساله می‌تواند از جمله اموری باشد که در هستی‌شناسی من جای گرفته و ب
به گزارش گروه رسانه های خبرگزاری تسنیم، شاید تصور خیلی از شما مثل ما از طلبه‌ها یا ‌ها این باشد که آن‌ها را به جز در حوزه و مسجد و دیگر خیلی بها بدهیم، در زمان تبلیغ نبینیم؛ اما بعضی‌ها هستند که این تعریف را در ذهن مخاطب و مردم تغییر داده‌اند. از جمله این افراد به طلبه‌ای که از حیوان‌های بی‌سرپرست نگهداری می‌کرد، یا طلبه‌ای که در فضای مجازی به سوالات دیگران پاسخ می‌داد، اشاره کرد.
اما این‌بار ما آشنا شدیم که گرافیست است
گفتنی‌هایی ناگفته از شهریار ملک ادب در گفت‌وگویجوان» با دکتر اصغر فردی

از شعرهایش بسیار لطیف‌تر بود
یک شب در رادیو تبریز برنامه‌ای به اسم (ادبیات و هنر) شعری با صدای شاعر پخش شد که بسیار سحرانگیز بود و مرا مجذوب خود کرد. در آن زمان من 12 یا 13 ساله بودم. با شنیدن آن صدا و آن شعر از والدین خود پرسیدم که این که بود؟ والدینم گفتند این صدای استاد شهریار بود.
علی‌ای همای رحمت، تو چه آیتی خدا را؛ با شنیدن این شعر نام استاد شهریار در خاطره‌ها نقش
عکس آقای خامنه ای

تبلیغات

آخرین مطالب