نتایج پست ها برای عبارت :

الریم باغرندا پریشان قالدیم

 
من نشستم ز طلب وین دل پیچان ننشستهمه رفتند و نشستند و دمی جان ننشست
 
هر که استاد به کاری بنشست آخر کارکار آن دارد آن کز طلب آن ننشست
 
هر که تشویش سر زلف پريشان تو دیدتا ابد از دل او فکر پريشان ننشست
 
هر که را بوی گلستان وصال تو رسیدهمچنین رقص کنان تا به گلستان ننشست
 
#مولانا
 
من نشستم ز طلب وین دل پیچان ننشستهمه رفتند و نشستند و دمی جان ننشست
 
هر که استاد به کاری بنشست آخر کارکار آن دارد آن کز طلب آن ننشست
 
هر که تشویش سر زلف پريشان تو دیدتا ابد از دل او فکر پريشان ننشست
 
هر که را بوی گلستان وصال تو رسیدهمچنین رقص کنان تا به گلستان ننشست
 
#مولانا
 
من نشستم ز طلب وین دل پیچان ننشستهمه رفتند و نشستند و دمی جان ننشست
 
هر که اِستاد به کاری بنشست آخر کارکار آن دارد آن کز طلب آن ننشست
 
هر که تشویش سر زلف پريشان تو دیدتا ابد از دل او فکر پريشان ننشست
 
 
#مولانا
 
شروعی دیگر در دنیایی دیگر
وبلاگ من تا مهاجرت به این جا                                                                                      www.mashghemodara.blogfa.com
می نویسم به نام تو آری
 
بسم الله الرحمن الريم      
صندوق تعاون در تیر ماه سال 1395 با تقریبا 10 نفر عضو با اهداف خیر خواهانه زیادی و صد البته مطابق فرامین شریعت اهل سنت و فرقه حنفی اغاز به کار کرد.
خدمات صندوق تعاون فراتر از یک صندوق معمولی و در حد یک موسسه میباشد که برخی از این خدمات را بیان میکنیم :
1 :وام فوری
این وام با حداکثر مبلغ 300 هزار تومان و محدودیت زمانی یک ماهه بازپرداخت بصورت فوری با یک تماس تلفنی یا حتی پیامک به حساب عضو درخواست کننده واریز میگردد.
2 : وام کا
مستند "خواب پريشان" که آبان ماه امسال در ۸ قسمت از سیمای مرکز قم پخش شد، به چگونگی شکل‌گیری فرقه احمد الحسن در عراق می‌پردازد. استاد حسن عباسی از کارشناسان حاضر در مستند هستند.
در اینجا همه مستند "خواب پريشان"را یکجا ببینید
کتاب :خواب پريشان (نگاهی به نقش خواب ورویا در جریان های انحرافی)
 مطالب ناب  مرتبط فتنه احمد الحسن 
تماشای مستند در هشت قسمت وجداگانه در ادامه مطلب
ادامه مطلب
مستند "خواب پريشان" که آبان ماه امسال در ۸ قسمت از سیمای مرکز قم پخش شد، به چگونگی شکل‌گیری فرقه احمد الحسن در عراق می‌پردازد. استاد حسن عباسی از کارشناسان حاضر در مستند هستند.
در اینجا همه مستند "خواب پريشان"را یکجا ببینید
کتاب :خواب پريشان (نگاهی به نقش خواب ورویا در جریان های انحرافی)
 مطالب ناب  مرتبط فتنه احمد الحسن 
تماشای مستند در هشت قسمت وجداگانه در ادامه مطلب
ادامه مطلب
 
آرون افشار گیسو پريشان
دانلود آهنگ جدید آرون افشار به نام گیسو پريشان
Aron Afshar - Gisoo Parishan
ترانه : علیرضا مرتضی قلی ؛ موزیک : آرون افشار ؛ تنظیم : معین راهبر
+ متن ترانه گیسو پريشان از آرون افشار
آتش عشقت در جان من افتاد / در دام چشمت شدم گرفتار
از تو چه پنهان سر به هوایت شده / دل بیچاره از لحظه دیدار
 

ادامه مطلب
باز این عمق شب و شور آتشین و شعف بی‌حد. باز آن من که رفت و باز این من که سر کشید. باز انسان به گور شد و روح پر کشید. باز این عمق شب!
باز من سرکشان به رویای عاشقان، خستگان و از رمق‌افتادگان و همه‌ی آنچه که نمی‌خواهم و نمی‌توانم گفت.
: باز این من و باز این غم!: عجب! غم؟! مگر غم هست آنجا که وجد هست؟: آری آری هست، و حیرتا که چه سخت هست! آنجاست غم نشسته، پريشان، آن ابلیس، که تو مرا سخت می‌آزاری و این جهان از آن من است و کار من است و تو مرا پريشان می‌داری،
#پارت_18
#متغیر
از دردی که توی قلبم پیچید فریاد کشیدم زمین به آسمان میرسوندم اگربلایی سرمریلا آمده باشد .چهره متعجب و پريشان مامان پایین پله ها دیدم
-چی شده رادین؟؟؟! 
+مریلا. مامان مریلا.
 دستش به نرده ها گرفت به آرومی داخل پله ها نشست
 +مامان مریلا نیستش. 
مامان از حال رفت و گرتورود آمد به حال مامان رسیدگی کردو من رفتم تا پلیس خبر کنم.
چندروزی هست همگی پريشان حالیم و هیچ خبری از مریلا نیست 
(مریلا)
چهارروزی میشود که از خانه رفته ام یه سری ق
دل من آشوب است ؛وقتی یکباره تو را می بینم.!همه ی قافیه ها اسم تو را می دانند ؛در پريشان حالی ،دستِ مرا می خوانند‌‌‌.!تو بیا تا نفسم تنگ نباشد هرگز.تا که در تنهایی ؛مست و پريشان نشوم.!همه شب گریه کنان تا دمِ صبح ؛زیر آوارِ پريشانیِ خود ،لِه نشوم.!من تو را می خواهم تا به این قلب پُر از فریادم ؛یک دلِ سیر رهایی بدهم.تو فقط با من و دَر یاد و دلم باش ،همین.!
 
Nel mio cuore c'è un tumulto.Quando ti vedrò all’improvvisotutte le rime sapranno il tuo nome.Nell'inquietudine riescono a leggere la mia mano.Tu verra
آهنگ زیبا با صدای استاد
در فصل بارش سنگ همچو آیینه بمان
 بر جان دشت تشنه بنویس از عطر بهاران
در انتظار فردا شب را سحر کن
متاسفانه مرورگر شما، قابیلت پخش فایل های صوتی تصویری را در قالب HTML5 دارا نمی باشد. توصیه ما به شما استفاده از مروگرهای رایج و بروزرسانی آن به آخرین نسخه می باشد با این حال ممکن است مرورگرتان توسط پلاگین خود قابلیت پخش این فایل را برای تان فراهم آورد.

با کوله باری از نور از شب گذر کن
سر مست و عاشقانه در خود نظر کن
بشکن در قفس
ذوق هنری‌اش را می‌پسندیدم. عکس‌ها و قاب‌بندی فیلم و کلیپ‌هایی که می‌ساخت را دوست داشتم. عکس‌های طبیعتش جان می‌داد برای نقش دیوار و هدیه. پوستر عروس نرگس‌زار»ش خیلی به دلم نشسته بود. شناختم از او بیش از چند هم‌کاری نبود، اما اگر روزی می‌گفتند چاقو دست گرفته سخت باورم می‌شد، چه برسد به این‌که بزند و بکشد! آن هم انسانی را که جدا از امام جمعه بودن، جدا از خط و ربط ی‌اش، جدا از درست و نادرستی کارهایش، انسان بود و شریف. حالا اما هر کجا
دانلود آهنگ جدید خالد پريشان همراه با سردار بنام حکم لازم​
دریافت
Khaled Parishan ft SarDar - Hokm Lazem - 128حجم: 3.23 مگابایت
دریافت
Khaled Parishan ft SarDar - Hokm Lazem - 320حجم: 7.84 مگابایت
توضیحات:
آرتیست : خالد پريشان و سردار
آهنگساز : مصطفی نریمیسا
میکس و مستر : تاس رکورد ( سامان جفت ۶ )
جلد : مسعود لایک
تاریخ پخش : ۱۳۹۸/۰۸/۱۰
دانلود آهنگ آرون افشار گیسو پريشان
 آهنگ و متن ترانه خواننده آرون افشار ترانه گیسو پريشان با  کیفیت 320 و لینک مستقیم
Neginmusic.blog.ir
Download New Song Aron Afshar + Gisoo Parishan + Mp3
 
متاسفانه مرورگر شما، قابیلت پخش فایل های صوتی تصویری را در قالب HTML5 دارا نمی باشد.توصیه ما به شما استفاده از مروگرهای رایج و بروزرسانی آن به آخرین نسخه می باشدبا این حال ممکن است مرورگرتان توسط پلاگین خود قابلیت پخش این فایل را برای تان فراهم آورد.
param name="AutoStart" value="False">


 
دانلود آهن
بسم الله الرحمن الرحیم
 
هرکه این سوره را به جهت دوست داشتن آن بخواند در جنات پر نعمت از همراهان پیامبر باشد ودر چشم مردم در زندگی دنیا با هیبت باشد و در قیامت حساب او را بر وی آسان گرداند و هر پیامبری که اسم او در قران است در آن روز با وی مصاحفه کند و بر او سلام ده9د جهت بیماری یا فکر پريشان زیاد یا بی خوابی این سوره را با خود همراه کند از آنها خلاص شود
 خواب دیدم.
آشفته بودم از اینکه حتی توی خوابم هم تو را باید شریک شوم.
تو را قایم می کردم و همه را پس می زدم.
 
پ.ن:
خوب شد کسی توی خوابم نبود تا یادم بیاورد که توی بیداری اصلا هیچ سهمی از تو ندارم چه رسد که.، خوب شد کسی نبود تا یادم بیاورد وگرنه حتما دق می کردم.
یکسال پیش همه زندگیم از هم فروپاشید. سخت کار میکردم. پدرم در همان ایام به طور ناگهانی فوت کرد و رابطه روحی عاطفی ام با همکاران و عزیزانم آشفته و پريشان شد. در آن موقع نمیتوانستم به خوبی درک کنم که والاترین نعمت زندگیم از لا به لای بزرگترین لحظات یاس و ناامیدی به سوی من خواهد آمد. تنها ذره از یک راز بزرگ به من هدیه شده بود، راز زندگی. این اندک بصریت را از کتابی به قدمت یک صد سال که دخترم هیلی به من داده بود دریافتم.
ادامه مطلب
پرسید: حالت خوب است؟در جواب این پرسش ماندم که چه بگویم، گفتم: همان همیشگی.بی تفاوت گفت: باز هم حالت بد است.گفتم: چه بگویم؟گفت: هرچه دلِ تنگت خواست.این جمله چقدر شبیه به تعارف بود، گفتم: دلِ تنگ من یک دریا دغدغه دارد.گفت: دل نیاز به دغدغه دارد، مثل گل که به خار نیاز دارد.می دانستم مغلطه گر خوبی ست گفتم: دغدغه ها را بگیر مال خودت، دل من نیاز به آرامش دارد.گفت: میان مشکل و دغدغه فرق است. مشکل را تو بوجود می آوری ولی دغدغه تو را بوجود می آورد.مستأصل ما
اغلب افراد وقتی پس اندازی در بانک نداشته باشند یا کارودرآمدشان دچار مشکل شود پريشان می شوند گویی فقط خیر و برکت و فراوانی از یک منبع می آید.آیا پشت و پناهی قویتر از خدا می خواهی؟پس باید به این آگاهی برسیم که خداوند از راههای بیشماری می تواند روزی ما را برساند اگر به ناگاه بیکارشدیم ویا حساب بانکیمان ته کشید به خود یاد آور شویم که خداوند غنی است و بخشاینده موهبت ها.رهنمودی بطلبیم تا گشایشی در رزق و روزی ما شودراههایی که خدا می شناسد بیشم
دانلود آهنگ محسن میرزازاده ناز مکه + کیفیت عالی
امروز ترانه زیبای محسن میرزازاده بنام ناز مکه آماده دانلود از جاز موزیک با کیفیت عالی
Exclusive Song: Mohsen Mirzazadeh | Naz Maka With Text And Direct Links In jazzMusic.blog.ir
متن آهنگ محسن میرزازاده ناز مکه
اله کچک ناز مه که / زنده خه له با مه کهاز وه خه گو یاره تمه / ایلچیان له خه را مه کهگولی خه دیسا وه کا / وره رونه سامن شه کهله حالی من تماشه که / اله کچک ناز مه کهزنده خه له با مه که / شیلواره چرخی مه کهاز وه خه گویاره تمه / ایلچیان وه
از فراقت , من فراغت را نمی جویم هنوز یک نفر بی آنکه باشد , هست و با اویم هنوز شعر گفتن را غمت چون خوب یادم داده ست نکته ای گفتی به تفسیرش غزل گویم هنوز گفتم از جان بگذرم تا گردم از جانان رها پای بر چشمم نهاد از خاک می رویم هنوز برکه با تصویر ماهش عشق بازی می کند دوری و سرمستی از یاد تو می بویم هنوز من نه یک دم زندگی کردم نه مردم بعد تو شانه ات گم شد , پريشان ست گیسویم هنوز فصل کوچ ست و پرنده خانه اش را ترک کرد من که ره با اختیار خود نمی
وقتی ما رو صدا می زنی باهم، حس میکنم داری اجزای وجودت رو صدا می زنی. ان شاءالله که تکثر و پريشانی و ناهمسویی این دو جزء از وجودت، تو زو پريشان نخواهد کرد، پذیرفته ام باهمه عشقی که از تو در دلم رخ داده، تو مال خدایی و مادر بودن من تنخا فرصتی برای رشد من و امتحانی از سوی خدا برای منه
و اینکه عشق رو درک کنم و عشق نادیده ز دنیا نروم
برای تو عاقبتی عاشقانه و عارفانه و متعالی از خدا خواسته ام. تو باید با عشق حقیقی آشنا بشی، و از مشق وحدت در عشق پاک و عمی
درعشق غمی نهفتههردمدرغم شرری نهفتههر دمدرهرشرری نهفتهغم هماین عشق عجب حکایتی شدما را به غم تو مبتلا کردآنجا به غم تو آشنا کردبارنج فراق غم بپا کردباشعر زغم ترانه ها کردخندید به حال زارم آخرمجنون  وبه عشق مبتلا کرداز جام وفا مرا صفا داداز درد به جام ما بلا دادیکدم زعنایتی شبانهسجاده ای از من ودعا دادمن شاکر لطف حی سبحانمن خادم درگه توسلطانمن عاشق  یارم ازدل وجانجانا بکن استجابتی نوعاشق شدم وحکایتی نودرجام من ازوفا بلا ریزدرباده ما  می  ص
چرا بدم نمیاد
چرا چندشم نمیشه؟

+ اگه توی این جامعه با این مذهب و فرهنگ 
اگه تو این خانواده با این اعتقاد و رسوم
اگه اینجا و اینجوری متولد نمیشدم
الان چجور آدمی بودم؟!
یکم‌ترسناکه
یکم جذاب
ولی عجیب!
اینکه کجا و کِی و کی بدنیا اومدم خودش جای بحثه
اینکه دنیا از من چی میخواد
من از دنیا چی میخوام
اصن چیا باید بخوام؟
دنیا بدون خدا فقط ی جنگل تاریکه ک هرچی میدوی توش بیشتر گم میشی و بیشتر دور.
ولی خدا مث یه نور میمونه.مث نور خورشید!
وقتی هست یهو همه چی
وای از آن شب که تو مهمان شده باشی جاییچشمِ بد دور! غزل‌خوان شده باشی جایی
بله! یک روز تو هم حال مرا می‌فهمیچون‌که در آینه حیران شده باشی جایی
بی‌گناهی‌ست که تهمت زده باشند به اوباد، وقتی‌که پريشان شده باشی جایی
ماهِ من! طایفه‌ی روزه‌بگیران چه‌کنند؟شب عیدی که تو پنهان شده باشی جایی
صورت پنجره در پرده نباشد از شرمکاش! وقتی‌که تو عریان شده باشی جایی
من نشستم بروی مِی بخری برگردیترسم این است مسلمان شده باشی جایی!
هر دلی را روزگاری عشق؛ ویران میکند
ناگهان می آید و در سینه میلرزد دلم؛؛
هر چه جز یاد تو را؛ با خاک یکسان میکند
با من از این هم دلت بی اعتناتر خواست؛ باش
موج را برخورد صخره؛ کی پشیمان میکند؟
مثل مادر؛ عاشق از روز ازل حسرت کش است؛؛
هر کسی او را به زخمی تازه؛ مهمان میکند
اشک میفهمد غم؛ افتاده ای مثل مرا؛؛
چشم تو از این خیانت‌ها؛ فراوان میکند
***
عاشقان در زندگی دنبال "مرهم" نیستند؛؛
درد بی درمانشان را "مرگ" درمان میکند‌
#مژگان_عباسلو
Add a com
سینه مالامال درد است ای دریغا مرهمی
دل ز تنهایی به جان آمد خدا را همدمی
چشم آسایش که دارد از سپهر تیزرو
ساقیا جامی به من ده تا بیاسایم دمی
زیرکی را گفتم این احوال بین خندید و گفت
صعب روزی بوالعجب کاری پريشان عالمی
سوختم در چاه صبر از بهر آن شمع چگل
شاه ترکان فارغ است از حال ما کو رستمی
 
سخته
ولی زنده می‌مونم تا یادتون با من زنده بمونه
 
-------------------------------
پ.ن.1: دیروز متوجه شدم که نیلوفر (یکی دیگه از دوستانم) هم توی پرواز بوده با همسرش.
پ
انگار کن که شب، در ظلمت دریا، در میانه آب، تخته پاره‌ایست بر موج.
کجاست و به کجا می‌رود؟ نمی‌‌داند. 
ایستادن و ماندن و فهمیدن هم نمی‌تواند که توان و اختیار ندارد. که بی‌معنی است در آب یک جا ماندن، که می‌برد تو را به هر کجا که خواهد.
آن تخته پاره، منم. گیج و گنگ و منگ. پريشان و گم‌شده و غرق.
نه به این سویم نه به آن سو. و نه توان ماندن دارم در میان این دو سو.
طوفان است و گرداب و شب و وحشت.
خورشید را در کجا جست‌وجو کنم؟
این شب چرا سحر نمی‌شود؟
خداحافظ گاری کوپر رو خوندم و این دور و بر هیچ کس نیست که بغض تو گلوم رو با حرف زدن باهاش (با خیلی حرف زدن و چرند بافتن ) خالی کنم.
شت. (ببخشید!)
کیه که ندونه حرف زدن سوپاپ اطمینانه . بگذریم
این کتاب خوب بود و زیبا . زیبا تر از این نمی شد تصور کرد. چرا؟ زیبا=زیب+ا چیزی که می زیبد . می آید. زیبنده طور مثلا، مناسب. این کتاب کاملا کاملا کاملا مناسب من بود.در واقع مناسب منِ الان و اینجایی بود. منی بود که با آرزوی آزادی آمده تهران! منی که .(شرایط یه مقداری
بسم‌الله.
سلام!
+
دوری، دوری است. طول مدت و فاصله‌ش تسکین‌ش نمی‌دهد.
فرقی نمی‌کند آن کسی که دوست‌ش داری، رفته باشد جایی دور در شهرِ تو و یا جایی دور در این عالم. فرقی نمی‌کند قرار است چند وقت این دوری ادامه داشته باشد.
اوضاعِ آدمی‌زاد در این دوری پريشان می‌شود.
انگاری امنیتِ تو در کنار کسی است که عزیزِ توست.
حالا، یک کمی می‌فهمم چرا هم‌سران رزمنده‌ها طی سال‌های جنگ امنیت ظاهریِ شهر خودشان را رها می‌کردند و می‌رفتند دزفول و اندیمشک و
تعریف میخواند: این شب پريشان، پريشان، سحر می شود؛ روز نوگل افشان، گل افشان، به ما میرسد. من به حجم دلگیری امروزم فکر میکنم. و به اینکه امشب هم سحر میشود. پرتقال هایی که امروز خریدم پشت پنجره نشسته اند. شیشه مربا روی میز و کپسول های قهوه کف زمین. سجاده ام هنوز پهن است و فکر میکنم تا نماز صبح جمعش نکنم. آهنگ گوش میکنم، با مامان توی واتساپ حرف میزنم و عکس لوبیاپلویی که پختم و کنسرو لوبیاسبزی که امروز از اشپار خریدم را برایش میفرستم. در اینستاگرام چ
شب یلدای طولانی سرآغاز زمستان است/درآن یک خاطراتی خوب بهر اهل ایران است/ولی یلدای ماشیعه همیشه غربت مهدی/فراق ودوری مولابرای دل پريشان است/دراین سختی مشکلها نسیم رحمتش آمد/بماصد مژده می آیدزمستان روبه پایان است/بوددربعدشب صبحی که خورشیدخدادارد/شکوه این جهان روزی همان مهدی دوران است/برای سختی عالم فقط یک راه حل باشد/طلوع روزموعودش همان تصویر آسان است/رسداز دشمن شیعه ستمکاری بسیاری/حمایت ازولایت هم همان مصداق ایمان است/ظهوریوسف زهرا دعای
شب یلدای طولانی سرآغاز زمستان است/درآن یک خاطراتی خوب بهر اهل ایران است/ولی یلدای ماشیعه همیشه غربت مهدی/فراق ودوری مولابرای دل پريشان است/دراین سختی مشکلها نسیم رحمتش آمد/بماصد مژده می آیدزمستان روبه پایان است/بوددربعدشب صبحی که خورشیدخدادارد/شکوه این جهان روزی همان مهدی دوران است/برای سختی عالم فقط یک راه حل باشد/طلوع روزموعودش همان تصویر آسان است/رسداز دشمن شیعه ستمکاری بسیاری/حمایت ازولایت هم همان مصداق ایمان است/ظهوریوسف زهرا دعای
 
اغلب افراد وقتی پس اندازی در بانک نداشته باشند یا کار ودرآمدشان دچار مشکل شود پريشان می شوند گویی فقط خیر و برکت و فراوانی از یک منبع می آید.آیا پشت و پناهی قویتر از خدا می خواهی؟پس باید به این آگاهی برسیم که خداوند از راههای بیشماری می تواند روزی ما را برساند اگر به ناگاه بیکار شدیم ویا حساب بانکی مان ته کشید به خود یاد آور شویم که خداوند غنی است و بخشاینده موهبت ها.رهنمودی بطلبیم تا گشایشی در رزق و روزی ما شود.
راههایی که خدا می شناسد بیش
امروز را ۵ نفری رفتیم؛ سین، رِ، میم، زِ، و خودم.
رفتیم نشستیم روی کوه های مشرف بِ شهرِ غبار گرفته یمان.
در جوارِ پنج تن از شاهدانِ پاکِ زمین،
روزِ اولِ اجتماع مان بود،
شروعِ قرارِ درماندگیِ دستِ جمعی مان!
چهار شنبه ها می باید می رفتیم اما این هفته استثناعن سه شنبه را بِ سوگ نشستیم،
از قرارمان بِ این ور قلبم فشرده شده است و روحم سنگینی می کند!
نور از چشم هایم رفته؛ انگار کِ غروبِ یخ زده ی جمعه باشد .
امروز خودش نیامد !
دیشب را تا بامداد بیدار بو
جمعه هابایاد مهدی دل پريشان میشود/اندراین ماه محرم دیده گریان میشود/میرودکوی حسینی بانوای انتظار/قلبهامملو زعطر ناب ایمان میشود/یادمان کربلا وزینبش برشیعیان/چشم عشاق حسینی مثل باران میشود/درس عاشوراهمیشه در ولایت محوری است/سوی مهدی اجتماعی پرز یاران میشود/درکمیل وندبه مااشکهابا معرفت/بهرایمان محبین عشق احسان میشود/در نمازجمعه هاهم یادمان کربلاست/مشکلات هرمسلمان بازآسان میشود/رهبرفرزانه ما ازتبار نینواست/اسوه دنیازرهبر کل ایران میش
اونجا که اخوان میگه: من اینجا بس دلم تنگ‌ست
و هر سازی که می‌بینم بدآهنگ‌ست.
بیا ره‌توشه برداریم،
قدم در راه بی‌برگشت بگذاریم،
ببینیم آسمانِ "هر کجا" آیا همین رنگ‌ست؟
،
حس میکنم خوب فهمیده که دلتنگی رو چیجوری میشه دور زد و شاید حتی از بین برد. الان هم نیاز به یکی دارم که بهش بگم "بیا ره توشه برداریم، قدم در راه بیبرگشت بگذاریم" دقیقا تو همین روزای آخر شهریور 98 کسی رو نیازش دارم که بیاد و واقعا بشه باهاش" ز غوغای جهان فارغ بود".
خطاب به یکی با وی
از سر لج بازی افتادم به جان زندگی
زندگی هرگز نکردم، در زمان زندگی
دل به دستت دادم و حالا خودم فهمیده ام
دل شکستن می شود گاهی زبان زندگی
من که خود کوهی ز گل های پريشان بوده ام
خود پريشانم کنون در بوستان زندگی
هر کسی از بوستان دل گلی بر چید و رفت
خار ها مانده برای باغبان زندگی
گاه می گیرد زمان، چیزی برای امتحان
وای اگر که عشق باشد امتحان زندگی
تو اگر چه باز می گردی ولی رفتی زیاد
چون فراموشیست تنها ارمغان زندگی
نوش دارویی که بعد از مرگ می ایی، عزیز
به همه‌ی لحظه‌های زندگی‌ام فکر می‌کنم که احساس کرده‌ام تنهای تنهایم. و بدحال و پريشان بوده‌ام.به همه‌ی چیزهایی فکر می‌کنم که برای گذر از پريشانی‌ها و سرگشتگی‌ها خودم را به آن‌ها سرگرم کرده بودم. فیلم‌ها و آهنگ‌ها و فکرها و مسخره‌بازی‌ها و هر چیز دیگر.اما هر بار به این فکر می‌کردم که به چه راهی بروم که از این حال پريشان، برای همیشه خلاص شوم؟
به دنبال یک درمان قطعی و همیشگی بودم. دنبال یک راه تماما درست. دنبال یک نفر که بدانم حرفش برای
 
متاسفانه مرورگر شما، قابیلت پخش فایل های صوتی تصویری را در قالب HTML5 دارا نمی باشد.توصیه ما به شما استفاده از مروگرهای رایج و بروزرسانی آن به آخرین نسخه می باشدبا این حال ممکن است مرورگرتان توسط پلاگین خود قابلیت پخش این فایل را برای تان فراهم آورد.
در شب تیره ، دیوانه ای ، کاو
دل به رنگی گریزان سپرده
می‌کند داستانی غم آور.
از دلی رفته دارد پیامی
داستان از خیالی  پريشان.
 
ای انسان های مهربانی که چه در کامنت های عمومی و چه خصوصی به من گفتید ک
ای که خود گفتی مکن می‌خوارگی، آری مکن
هرچه میخواهی بکن، اما ریاکاری مکن
می بخور، منبر بسوزان، مردم‌آزاری مکن
مردمان را غرق اندوهی که خود داری مکن
خود گرفتاری و مردم را گرفتارِ گرفتاری مکن
گر نمی‌خواهد پريشان باشد اصراری مکن
من خوشم، شادم، نمی‌خواهم جز این کاری کنم
من نمی‌خواهم بجای خوش بودن، زاری کنم
سرخوشم، تا مهربانی در دلم جاری کنم
زاهدا خوش باش و خندان، پیش ما زاری مکن
می بخور، منبر بسوزان، مردم‌آزاری مکن
#خیام
#طنز_تلخ_خبری
ـــــ
می‌گوید: الان بهترین روزهای عمرت را می‌گذرانی. هیچ مسئولیتی جز درس خواندن نداری. بعدا که گرفتاری هایت بیشتر شود، حسرت این دوران را میخوری. توی عصر دل انگیز پاییزی، کنار پنجره دمنوشت را بنوش و کیفش را ببر. 
چقدر درست می‌گوید. من بدون تو، فارغ از غمت، بی خیال برنامه ها و کارهای کرده و نکرده، سوار بر امواج رنج های ریز و درشت، برای چند لحظه ترمز همه افکار پريشان را میکشم، سر بلند میکنم و به حیات لبخند می زنم.
مگر لذت عمر فقط در همراهی یار و رفاه و
می‌گوید: الان بهترین روزهای عمرت را می‌گذرانی. هیچ مسئولیتی جز درس خواندن نداری. بعدا که گرفتاری هایت بیشتر شود، حسرت این دوران را میخوری. توی عصر دل انگیز پاییزی، کنار پنجره دمنوشت را بنوش و کیفش را ببر. 
چقدر درست می‌گوید. من بدون تو، فارغ از غمت، بی خیال برنامه ها و کارهای کرده و نکرده، سوار بر امواج رنج های ریز و درشت، برای چند لحظه ترمز همه افکار پريشان را میکشم، سر بلند میکنم و به حیات لبخند می زنم.
مگر لذت عمر فقط در همراهی یار و رفاه و
می‌دانی وقت‌هایی که نیستی یا دیر سر قرار دونفره‌ی شبانه‌مان می‌رسی حالم چگونه است؟انگار وسط یک شب سرد زمستانی، وقتی مست خوابم ناگهان کسی بیاید و پتو را از رویم بکشد.همانطور جان‌به‌سر و پريشان می‌شوم.حالا ممکن است چنددقیقه بعد دوباره پتو رویم باشد و سعی کنم بخوابم، ولی پريشانی آن سرمای ناگهانی چنددقیقه‌ای هنوز با من است.‌ولی بیخیالمن به همین با هم بودنِ نصفه‌نیمه‌مان هم راضی‌ام. به قول تو: لیو این دِ مومنت». ملالی نیست. ولی خُب بلد
تو از همه ما بیشتر از باران لذت میبردی رنگین کمان را بیشتر از ما دوست میداشتیاز شمردن ستاره ها تو هیج غافل نمیشدیاینکه عاشق آسمان بودی و به پرواز فکر میکردی راز بین تو و خیالت بوداینکه عاشقت بودم راز بین من و رازقی ها بودرازت را که فاش کرد ؟ رازم را که فاش کرد ؟  کاش فریاد زده بودم که دوستت دارم کاش خوب به دور تو من میگشتمکاش پشت پایت آبی نمی ریختم  کاش قبل از اینکه پرواز کنی من در چشمان تو غرق میشدم
دریغ وقتی من خواب خواب بودمآسمان تو را سه
پس از 11 سال زوجی صاحب فرزند پسری شدند. آن دو عاشق هم بودند و پسرشان را بسیار دوست داشتند. فرزندشان حدوداً دو ساله بود که روزی مرد بطری باز یک دارو را در وسط آشپزخانه مشاهده کرد و چون برای رسیدن به محل کار دیرش شده بود به همسرش گفت که درب بطری را ببندد و آنرا در قفسه قرار دهد. مادر پر مشغله موضوع را به کل فراموش کرد.پسر بچه کوچک بطری را دید و رنگ آن توجهش را جلب کرد به سمتش رفت و همه آنرا خورد. او دچار مسمومیت شدید شد و به زمین افتاد. مادرش سریع او را
قلم ها مویه سر میدهند.
من میدانم احوال دلها پريشان است
من میدانم بنزین گران است
من میدانم نان های خشک را خیس میکنند و میل میفرمایند
من میدانم گوجه کیلویی ۱۹ هزارتومان به فروش میرسد
من میدانم از لرزه ی سرما و ضعف به رعشه می افتند
من میدانم ناامنی جنسی و جسمی و روحی بیداد میکند
من میدانم به ظاهر روشنفکران سیر شدن شکم های تهی را منحصر کردن انسان به بعد مادی میدانند و نه شکم سیری خود را
من میدانم خویش ها بیش از پیش از خویش تنفر دارند
من میدانم کین
با خودم روبرو میشومخط خطی هایم را سیاه میکنمدوباره پاک میکنمبه خطوط بهم ریخته ی درونم برمیخورممیرسم به خودمبه خطی خطی هایم به همه ی کسانی که تو نیستیاز تو میگریزم از خودماز خط خطی های که دنباله دار میماننداز شهری که تو نباشیبرمیخیزم و هجوم می آورم به خودمبه چپ چپ نگاه کردنبه بی حرفیهجوم می آورم به انگارِ نبودن چشم میبندم و انتهای حالِ این بهم ریخته علامت سوال هایی بی مهابا به خواب اجباریِ این،فصلِ رو به سرما میروندتا بیداریبلکه کابوسی میا
 
راههایی که خدا می شناسد بیشمار است
 
اغلب افراد وقتی پس اندازی در بانک نداشته باشند یا کار ودرآمدشان دچار مشکل شود پريشان می شوند گویی فقط خیر و برکت و فراوانی از یک منبع می آید.آیا پشت و پناهی قویتر از خدا می خواهی؟پس باید به این آگاهی برسیم که خداوند از راههای بیشماری می تواند روزی ما را برساند اگر به ناگاه بیکار شدیم ویا حساب بانکی مان ته کشید به خود یاد آور شویم که خداوند غنی است و بخشاینده موهبت ها.رهنمودی بطلبیم تا گشایشی در رزق و رو
شب یلدای شیعه غیبت مهدی دوران است/فراق یوسف زهرا مثال هر زمستان است/چه سخت وباز طوفانی دل هرعاشقش باشد/در این دنیای وانفسا گلاب چشم ریزان است/زگریه حالت شیعه شده بسیار طوفانی/همانازمزم چشمان کنون بر دیده ارزان است/غم ودرد فراقش راشب یلداکندمعنا/که بعدشب رسد روزی که خورشیدش فروزان است/الا ای شیعه کاری کن که آید یوسف زهرا/جهان از ظلمت دشمن گرفتارو پريشان است/ولایت بابصیرت را به شیعه توصیه داریم/که الگوی کمال ما همان مصداق انسان است/دعا خوان ف
شب یلدای شیعه غیبت مهدی دوران است/فراق یوسف زهرا مثال هر زمستان است/چه سخت وباز طوفانی دل هرعاشقش باشد/در این دنیای وانفسا گلاب چشم ریزان است/زگریه حالت شیعه شده بسیار طوفانی/همانازمزم چشمان کنون بر دیده ارزان است/غم ودرد فراقش راشب یلداکندمعنا/که بعدشب رسد روزی که خورشیدش فروزان است/الا ای شیعه کاری کن که آید یوسف زهرا/جهان از ظلمت دشمن گرفتارو پريشان است/ولایت بابصیرت را به شیعه توصیه داریم/که الگوی کمال ما همان مصداق انسان است/دعا خوان ف
دانلود آهنگ رضا بهرام آتش | متن و کیفیت عالی
همینک شنونده ترانه جدید رضا بهرام بنام آتش از تو باشید از رسانه جاز موزیک
{ تیتراژ برنامه فرمول یک }
Exclusive Song: Reza Bahram | Atash With Text And Direct Links In jazzMusic.blog.ir
متن آهنگ رضا بهرام آتش
من پريشان شده ی موی پريشان توام
کفر اگر نیست بگویم که مسلمان توام
من گرفتار توو موی سیاه تو شدم
من سرکش بخدا رام و به راه تو شدم
وای من هر نفست معجزه ای تازه کند
عشق آامد که مرا باتو هم اندازه کند
من که آتش شده ام به که تو دریا داری
بی
 ای بی تو دل تنگم بازیچه ی طوفان ها
چشمان تب آلودم باریکه ی باران ها
مجنون بیابان ها افسانه مهجوری است
لیلای من اینک من مجنون خیابان ها
آویخته ی دردم آمیخته ی مردم
تا گم شوم از خود گم در جمع پريشان ها
با این تپش جاری تمثیل من است آری
این بارش رگباری بر شیشه ی دکان ها
با زمزمه ای غم بار تکرار من است انگار
تنهایی فواره در خالی میدان ها
دریاب مرا ای دوست ای دست رهاننده
تا تحته برم بیرون از ورطه طوفان ها
مشتاقی و مهجوری دور از تو چنانم کرد
کز دست بخو
باید بنویسم. از این روزها که هم آرامند و هم غمگین. باید بنویسم از تو؛ که هم هستی و هم نیستی. از من که دو پاره شده است. پاره‌ای که دندان صبر بر جگر گرفته و دیگری که شوریده است. باید بنویسم که شاید از بار اندوهی که بر قلبم فشرده می‌شود چیزی در این نوشته‌ها جا بگذارم و بگذرم. باید بنویسم که این زمزمه هراس انگیز ترسم که بمیرم، ترسم که بمیرم از این اندوه» در سرم کمتر تکرار شود. باید بنویسم و نمی‌دانم از کجای این رنج بگویم؛ که چراها سرگردانم کرده‌ا
در هرجای حاشیه ایستاده باشم یا هرجای متن، فرقی نمی کند. فصل ها عوض می شوند.این را سایه روشن عبور ابرها برشیشه های نورگیر می گوید. برگ های گل های  گلدان های پنجره ها. این همه واژه، این همه اگرها و اما ها، واژه هایی از اعماق سال ها و قرن ها، واژه هایی کهن که تو عاشقشان هستی و من سرگردانشان. بی بضاعتی من، سکوت من، بهانه های من، بیهودگی های روز، هراس های شب، به قاعدگی های آدم ها، بی قاعدگی های من، روزگار پريشان خاطری ها، این همه ها! چه فرقی می کند. فص
 
بهار بود و شیوانا در کنار چشمه ای نشسته بود و به گل ها و سبزه های بهاری خیره شده بود و از طبیعت بهاری لذت می برد. در این هنگام جوانی غمگین و پريشان قدم ن از راه رسید و کنار شیوانا نشست و در حالی که گلی کوچک را از کنار جوی آب می کند به شیوانا گفت:” خوشا به حالتان که مثل من اینقدر غم و غصه ندارید؟”
شیوانا در حالی که به گل چیده شده در دستان پسر جوان خیره مانده بود پرسید:” غم و اندوهت به خاطر چیست که این گل باید تاوانش را پس بدهد؟”
پسر گفت:”برای
#میفرماد:ملت عشق از همه دین‌ها جداستعاشقان را ملت و مذهب خداست.با این که شاید کلیات داستان شمس و مولانا رو بدونید و حتی خیلی از جزئیاتی که توی داستان اتفاق می‌افته رو قبلا به صورت حکایاتی جدا از هم شنیده باشید اما باز هم داستانی پرکشش و جذاب پیش روی شماست. اطلاعات یه نویسنده فرانسوی از عرفان اسلامی و از تاریخ اسلام متعجب‌کننده‌ست. حتما توصیه می‌کنم که #ملت_عشق رو بخونید. اما توصیه نمی‌کنم که درهای فکر و دلتون رو به روش باز کنید چون فهم ای
دانلود آلبوم جدید امیرحسین افتخاری به نام مو پريشان با لینک مستقیم + پخش آنلاین
Download New Album By Amirhossein Eftekhari Called Moo Parishan
 
 
 
 
برای دانلود این آهنگ ادامه مطلب رو کلیک کنید
 
دانلود ، موزیک ، دانلود موزیک ، دانلود آهنگ
 ، دانلود آهنگ جدید  ، موزیک جدید ، آهنگ جدید ، دانلود موزیک جدید ، دانلود مداحی ، دانلود نوحه ، نوحه ، دانلود نوحه جدید
ادامه مطلب
 
کفاره شراب خوری های بی حساب
هوشیار در میانه ی مستان نشستن است
 
**شایدم (مخمور در میانه رندان نشستن است)
 
 
من پريشان تر از آنم که تو میپنداری
تو چند سال گذشته هر وقت میخواستم پیاده روی اربعین  برم  اینقدر مانع سر راهم وجود داشت پارسال که رفتم با خودم میگفتم یعنی میشه سال  آینده دیگه هیچ مانعی برای رفتنم وجود نداشته باشه باورم نمیشه که امسال هیچ مانعی به حز خودم برای رفتن به اربعین وجود نداره 
تو خود حجاب خودی حافظ از میان برخیز
بسم الله الرحمن الرحیم
کربلا!داشتیم؟
آخه الان وقت بسته شدن بود؟؟
اولین حقوقم رو قبل اینکه شاغل بشم نذر اومدن به تو کردم اینکه همون اول دست نگه داشتم و نیومدم برا این بود که گفتم بذار یه جور خاص بیام وقتی بیام که زندگیم به سروسامون رسیده و از بلاتکلیفی خلاص شدم و دست یکی دیگه رم بگیرم بیارم:)
اما همین دو سه روز پیش بود که گفتم شاید پدر منو همینجوری بیشتر میخواد بیخیال خاصی دلم تنگه  هنوز میخواستم همسفر جور کنم و آماده گذشتن از هفت خوان بشم که ب
مهمترین نشانه ها و علامات سحر و طلسم مرشوش و پاشیدنی:
احساس درد شدید خصوصا در بخـش پاها احساس گرما یا سرمای شدید از زانو به زیـر ، ورمهایی در ناحیه پا همراه با درد شدید ، احساس گرما یا سرمای شدید در ناحیه درد ، ترس بدون علـت ،خوابهای پريشان و آشفته .
 
ادامه مطلب
بسم الله 
غبار همدانی بیت شعر می دارد که می گوید :
دارم دلی و دارد هر ذره اش هوایی 
چو خرقه ی گدایان هر وصله اش ز جایی 
جمع نمی شویم گاهی، پراکنده می شویم بین هزار خواهش و خواسته و آرزو و بعد دنبال قرار می گردیم . غافل از اینکه خدا که قرار است و سلام است و صلح است یکی است و ما هم به صلح و سلامت نمی رسیم مگر جمع شویم با این یکی . 
جدا بودن و تکه تکه بودن غم می آورد . نگاه می کنی می بینی خودت هم نمی دانی کجایی ، وصل نیستی، زیر پایت محکم نیست . پريشان ا
 
امشب قلب جهان، نه ، تک تک سلول های جهان گرفته است.
وای از امشب که قلب آن مرد مهربان خون است.
وای از امشب که حجم اندوه آن بانوی بزرگ را جهان نیز نمیکشد.
سلام بر تو یا زینب.
سلام بر پريشانی تو در این شب یا زینب.
سلام بر تنهایی تو یا زینب.
ادامه مطلب
آمدی جانم به قربانت ولی حالا چرا
بی وفا #حالا که من افتاده ام از پا چرا

نوشداروئی و بعد از مرگ سهراب آمدی
سنگدل این زودتر می خواستی حالا چرا

عمر ما را مهلت امروز و فردای تو نیست
من که یک امروز مهمان توام فردا چرا

نازنینا ما به ناز تو جوانی داده ایم
دیگر اکنون با جوانان نازکن با ما چرا

وه که با این عمرهای کوته بی اعتبار
این همه غافل شدن از چون منی شیدا چرا

شور فرهادم به پرسش سر به زیر افکنده بود
ای لب شیرین جواب تلخ سربالا چرا

ای شب هجران که یک
 بعد از اون دیگه هیچکس نپرسید چی شد؟
و من پیر شدم.
 
 
پیراهن ترس، از گنگی پیرامون. ترس تردید. تردیدهای ناشناختن. اگر بدانی که چیست، که چه چیز دارد جانت را می‌گیرد؛ دست‌کم از همین که می‌دانی، که وسیله مرگ خود را می‌شناسی، دست به گونه‌ای دفاع می‌زنی. شاید تن به تسلیم بدهی. شاید هم چاره‌ای جز آرام گرفتن نجویی. شاید غش کنی و پیش از مرگ بمیری! دیگر دلت به هزار راه پر وهم نیست. دیگر هزار جلوه پريشانی نیشت نمی‌زند. اگر وسیله مرگ را بشناسی پريشان هس
این تکه نوشته روی کاغذ نوشته شده بود، دیروز : 
در یک بعدازظهر تابستان وقتی از کنار پنجره ی اتاقم رد می شدم، فکر می کنم تو را دیدم که از کوچه ی رو به رویی می آمدی. همینطور خیره ماندم تا رد شدی و تا آخرین لحظه با چشمانم دنبالت کردم.
در تمام این سال ها نبودی ولی گاه و بی گاه از جایی کنار من رد می شدی. گاهی خودت بودی و گاهی آدم های به تو شبیه. 
تو دست هایم را روی کاغذ می غلتانی، تو مرا به گریه می اندازی، تو مرا به اعماق جانم می بری، تو مرا به روزهای پرشکو
 
حافظ از کارو بار ناجورش به خدا پناه میبرد و این بیت برای من تداعی کارهاییست که ومش پناه بخدا نیست، چون ما کار بی اجرو منت طبیعتاً بلد نیستیم و بنابراین آن کشش هولناکی که باعث میشه به طرف دیگران بریم رضای درون آشفته و بدحال و پريشان خودمان است. واقعیت واقعاً هولناک است مثلاً یکی بیاید و بگوید منظور حافظ چیزی دیگر بوده و شما اشتباه کردی؛ مانند کوره ذوب آهن _ سرخ میشی و غضبناک!  
من خریت خودم را یا ناخودشناسی و عطشِ هولناکم را در این بیت دیدم
امروز خودم رو در تصویر فروریخته ی ساختمان پلاسکو دیدم. همان ساختمان بلند و بزرگی که در خودش فرو ریخت. خیلی چیزها در من مرده اند، همانطور که در پلاسکو. خیلی چیزها از دست رفته اند. و زندگی کردن در وجودی مثل این خیلی سخت هست. برای همین نمی تونم هیچ حرکتی بکنم. چه طور میشه از این ویرانه بیرون اومد.
اگه بخوام از همون استعاره ی پلاسکو استفاده کنم، از اون گذشته ی ویران شده، شاید اول چند تا چیزی که بشه با خود به آینده برد رو بیرون کشید. بعد اون ویرانه رو
سه ویژگى برجسته مؤمن
لا یَکُونُ الْمُؤْمِنُ مُؤْمِنًا حَتّى تَکُونَ فیهِ ثَلاثُ خِصال:1ـ سُنَّةٌ مِنْ رَبِّهِ. 2ـ وَ سُنَّةٌ مِنْ نَبِیِّهِ. 3ـ وَ سُنَّةٌ مِنْ وَلِیِّهِ. فَأَمَّا السُّنَّةُ مِنْ رَبِّهِ فَکِتْمانُ سِرِّهِ. وَ أَمَّا السُّنَّةُ مِنْ نَبِیِّهِ فَمُداراةُ النّاسِ. وَ أَمَّا السُّنَّةُ مِنْ وَلِیِّهِ فَالصَّبْرُ فِى الْبَأْساءِ وَ الضَّرّاءِ.
مؤمن، مؤمن واقعى نیست، مگر آن که سه خصلت در او باشد:سنّتى از پروردگارش و سنّتى
دانلود آهنگ جدید آرون افشار به نام گیسو پريشان با لینک مستقیم + پخش آنلاین
Download New Music By Aron Afshar Calle Gisoo Parishan
 
 
 
برای دانلود این آهنگ ادامه مطلب رو کلیک کنید
 
دانلود ، موزیک ، دانلود موزیک ، دانلود آهنگ
 ، دانلود آهنگ جدید  ، موزیک جدید ، آهنگ جدید ، دانلود موزیک جدید ، دانلود مداحی ، دانلود نوحه ، نوحه ، دانلود نوحه جدید
ادامه مطلب
یکی به نعل می‌زند، یکی به میخ؛ از آن مثل‌هایی است که امروز هم کاربرد فراوانی دارد و مصداق این مثل، افرادی هستند که موضع و خط و مشی روشن و شفافی ندارند. گفتار و کردار دوگانه‌ای دارند . شفاف‌تر بگویم، منافقانه حرف می‌زنند و همین رفتارشان باعث سردرگمی و پريشان فکری طرف مقابلشان می‌شود.
ادامه مطلب
نام رمان: باران عشق و غرورنویسنده:zeynab227 کاربر یک رمانژانر: عاشقانه، جنایی، پلیسی، اجتماعیخلاصه‌ رمان: داستان، راجع به دختری مغرور و سرد و در عین حال خوش قلبی به نام باران است، که همیشه سعی می‌کند پایبند عقایدش باشد و زندگی‌اش را براساس همان مسیر طی کند. دختری‌ که به علت یک سری اتفاقات و دیده‌ها و شنیده‌ها، نسبت به عشقی که در سنت پیغمبر و خدایش سفارش شده و تمام تعلقاتش بی‌اعتماد می‌شود. در این بین، اتفاقاتی به واسطه‌ حضور غیرمنتظره‌ شخ
به جایی رسیده‌ایم که ایرانی بودن» معادل تاوان دادن» شده است.
امید به آینده؟ اندک؛اعتماد اجتماعی؟ ضعیف؛عدالت اجتماعی؟ بر باد رفته؛آزادی اجتماعی؟ لنگ لنگان؛شکاف طبقاتی؟ عمیق؛آسیب‌های اجتماعی؟ فزاینده؛سلامت روانی مردم؟ پريشان؛ت و حکمرانی؟ دروغ؛اقتصاد و اشتغال؟ ویران‌شده؛
و حال می‌توان اندوهگین و عاجزانه اعتراف کرد؛ اهل ایرانم، روزگارم خوب نیست.
مسعود زمانی مقدم
در بیمارستان SMHS کشمیر، دختر بچه ۵ ساله ای به نام مُنیفا نظیر، با دستان حنایی از عید قربان، روی تخت خوابیده بود. اعضای خانواده اش پريشان و در کنار او نشسته بودند. مُنیفا را در روز عید قربان، ۱۲ آگوست ساعت ۶:۳۰ بعد از ظهر، از منطقه صفاکدل آورده بودند، پس از آنکه یک نفر از نیروی CRPF با سنگ او را مجروح کرده بود. در موقع پرتاب سنگ، او بر موتور عمویش سوار بود.عمویش، فاروق احمد وانی گفت: "ما قصد داشتیم گوشت قربانی شده عید را توزیع کنیم. او (مُنیفا) روی مو
نشستم فکر کردم درد انسان را نفهمیدم
گذشتم از خودم اما خیابان را نفهمیدم
نشستم زیر چتر باغ و دیدم سیب می افتد
ولی منظور این کار درختان را نفهمیدم
جلوی چشم من دارا انارش را به سارا داد
چرا یک بار هم این درس آسان را نفهمیدم
برایم آبشاری ریخت روی شانه ها اما
حواسم پرت بود و باز جریان را نفهمیدم
گذشتم بی تفاوت از کنار جنگل شاتوت
گذشت و مزه ی قند فریمان را نفهمیدم
نشستم بارها از ابتدا عطار را خواندم
ولی منظور او از شیخ صنعان را نفهمیدم
درون کافه های
من با آنها چه تفاوت های دارم، زمانی که به یک شکل می گوییم: دوستت دارم. آنها دوستت دارند می گویند تا تو خوشحال شوی اما من می گویم تا قلبم دیگر در انتظار گفتن نباشد. آنها ادعا خواهند کرد با گفتن: دوستت دارم، هر چیزی برایت فراهم کنند. اما من چنین ادعایی نمی کنم. زمانی که می گویم: دوستت دارم، بگویی: بمیر، خواهد مرد. بگویی: اشک بریز، دریا خواهم شد. معیار آنها را در دوست داشتن تو نمی دانم، نمی دانم روزی تغییر خواهد کرد یا نه. اما معیار من قلب من است. تو ان
۳-  ساقین بزمای فروغ ماه حسن آزروی رخشان شما     اب روی خوبی ازچاره زنخدان شماکی دهد دست این غرض یا رب که همدستان شوند      خاطر و مجموع مازلف پريشان شمادوردار ازخاک و خون دامن چو برما بگذری    کاندرین ره کشته بسیارند قربان شمادلخرابی میکند دلدار را آگه کنید زینهار ای دوستان جان من و جان … ساقیان بزم – ای فروغ ماه حسن از روی رخشان شما – غزل ۱۲
منبع : فالگیر
​​​​زندگی اسباب بازی پر زرق و برقی
است که به امانت به ما سپرده اند.
بعضی ها اسباب بازی را آنقدر
جدی میگیرند که به خاطرش
می گریندو پريشان می شوند.
بعضی ها هم همین که اسباب بازی
را به دست میگیرند کمی با آن 
بازی میکنند و بعد میشکنندش و
می اندازندش دور.
یا زیاده بهایش میدهیم یا بهایش
را نمی دانیم.
از زیاده روی بپرهیز.
صوفی نه افراط می کند و نه تفریط.
صوفی همیشه میانه را بر می گزیند.
اسمتونو جمع کنید ببینید چه شعری ساخته میشه! 

الفای مهربان یارم
بباعشق تو میمانم 
پپای خسته ای دارم 
تتا هستی منم هستم
ثثابت میکنم هستم
ج.جان من فدای تو
چ.چند وقتی بمان بامن
ح.حال از من نمیپرسی
خ.خوابم با تو شیرینه 
د.در جانم زدی رخنه
ذ.ذره ذره آبم کن
ر.رسوای جهانم کن
ز.زلف خود پريشان کن
ژ.ژنده جامه ای پوشم
س.سر برشانه ام بگذار 
ش.شوق من دو چندا
 
نظم امام رضا (ع) مثال زدنی بود.
✍یاران امام (ع) هربار که همراه ایشان می‌شدند، متوجه سبک زندگی خاص و زیبای ایشان می‌شدند. مثلا امام (ع)، برای اینکه برای همه امور خود فرصت کافی داشته باشند، هر روزِ خود را به چهار قسمت تقسیم می‌کردند و به یاران خود هم می‌فرمودند: بکوشید روزتان را در چهار بخش تنظیم کنید: بخشی برای عبادت و خلوت با خدا، بخشی برای تأمین معاش، بخشی برای معاشرت و مصاحبت با برادران و بخشی برای تفریح. از نشاط به‌دست‌آمده از تفریح، ن
زمینه آرام / شهادت امام رضا (ع)
دوباره، زنم پر به سوی خراسانبه ذکر زیبای رضاجانامامِ دلها، عزیز زهرا، تو را خوانم با چشم گریاناَنتَ فی قلبی مولا، امامِ هشتمِ ما، یا غریب الغربا
یا غریب الغربا--همیشه، کنم از لطف و خوبی ات یادبهشت من صحن گوهر شادزغم بشکستم، ببین که بستم، دخیلی بر پنجره فولاددست من و دامانت، چشم من و احسانت، ای بحرِ جود و سخا

یا غریب الغربا--به حجره، زدی تو دست و پا رضا جانفلک از ماتمت پريشانبه غربتِ تو، شده فاطمه، نظاره گر با چش
ندارم ز دست غرورت پناه
امان از سکوت و امان از نگاه 
از آن حرف های مگوی دلم 
و از بغض های پر از اشک وآه
نبین و نخوان ونگو هیچ چیز.
فقط دلخوشم من به گاهی نگاه
نخواهی اگر هم ، دلی ناگزیر
دچار است و بر خاطرت هست خواه
گذارد پريشان روی تو و موی تو
سری بر بیابان و چشمی به راه
به لبخندی از تو دلم پرت شد
سوی آسمانت به جای کلاه
  .من
 
 
-مرد بیمار :
مردی در بیمارستان بستری بود و قرار شد که تحت عمل جراحی قرار گیرد.با اینکه داروی مسکنی به او تزریق کرده بودند، اما ناراحت و پريشان بود.پرستاری مهربان به او گفت:آیا ناراحت و آشفته ای؟»مرد گفت: بسیار بیشتر از اینها.»پرستار گفت: اما نباید ناراحت و پريشان باشی، چون که خیلی زود حال تو از سال های پیش بهتر خواهد شد.»لبخندی گذرا بر لبان بیمار نشست.پرستاری که شرار کم سوی امید را در چهره ی او دیده بود، افزود: می دانی که دو راه برای برخورد
روزهای خوبی هم بود که پريشان‌نوشت‌هایم لبریز از بوی تو بود!
روزهایی که سرشار بود از خیال خوش تو را داشتن و این خیال حتی اگر رنگی از واقعیت هم نداشت؛ این‌قدر شیرین بود و هست که هنوز هم پرسه زدن بین ردپاهای جامانده‌اش، حال ناخوبم را تسکین کند!
تو اصلا انگار کن این حسّ خوبِ کسی را داشتن، همان حس گمشده‌ایست‌ که وقتی به تاریخ اخرین سیاه‌ام برای تو نگاه می‌کنم؛ باعث می‌شود هجوم بی‌امان هول و ترسی غریب، همه وجودم را تسخیر کند که آهای فلانی
 
برای دانلود آهنگ اینجا کلیک کنید
قسم دونمدین
 
دانلود آهنگ ترکی قسم به نام دونمدین
 
Qesem – Donmedin

دانلود آهنگ ترکی قسم به نام دونمدین
دانلود آهنگ با دو کیفیت ۱۲۸و۳۲۰
متن آهنگ ترکی قسم به نام دونمدین
گجه اولدیی گنه توشدون یاده
تنها گالدیم عمر گتی باده
سنسیز کیمیم وارکی بو دونیاده
سنسیز کیمیم وارکی بو دونیاده
گجه اولدیی قنه توشدون یاده
تنها قالديم عمر گتی باده
سنسیز کیمیم وارکی بو دونیاده
سنسیز کیمیم وارکی بو دونیاده
داحا یوخولاریما گلم
زندگی در مدار دل می چرخدزندگی بر مدار دل می چرخد

ظهر نوشت های یک ذهن آشفته :
تمرکز که ندارم پريشان حال که باشم پناه میبرم به یک صفحه سفید. دلم مینوازد و انگشتانم میرقصند.زندگی بر مدار دل باشد یعنی چه؟یعنی به هرسازی که دل بزند میرقصم. یعنی هرچه دل بگوید همه میشود. زندگی بر مدار دل باشد یعنی حال دل که خوب باشد. همه چیز خوب است. حال دل که خوب نباشد. هیچ چیز خوب نیست. در حالت لوکال زندگی متاثر از دل است. یعنی جز به جز کوچولو کوچولو به دل مربوط
پیرمردی پسر جوانی داشت که بسیار گناه می کرد. برای آنکه او را متوجه گناهان خود کند، روزی به او گفت: به ازای هر گناهی که انجام می دهد میخی بر تخته ای بکوب.
 
روزها گذشت و پسر فرمان پدر را اجابت می کرد تا اینکه روزی رسید که جایی برای کوبیدن میخ بر روی تخته وجود نداشت. پسر به خود آمد و پريشان به سوی پدر رفت. پدر به او گفت: اینبار به ازای هر کار نیکی که می کنی یک میخ از آن تخته جدا کن.
 
پس از گذشت ماهها یک روز پسر خوشحال به سمت پدر رفت در حالی که آن تخته چ
 
 
گل نرگس یکی از خوشبوترین و پرطرفدارترین گل ها در طبیعت است که می توانید با یادگیری نحوه کاشت این گل در خانه از عطر آن لذت ببرید.چطور در خانه گل نرگس پرورش دهیم؟
گل نرگس از دسته گیاهان پیازی و جزو زیباترین و خوشبوترین گلهای موجود در طبیعت است که بویش از فاصله ها، انسان را سرمست می کند. این گل زیبا با عطر و بوی فریبنده گل خاطره ها و یادهاست. گلهای نرگس در انواع و رنگهای مختلفی وجود دارند که معمولا سفید و زرد و یا دو رنگ هستند.
این گل جایگاه وی
دیروز با مدیر جلسه داشتم. 
هر هفته یکساعت برای من وقت میذاره و تمام گیر و گور ای کارم رو بهم میگه و این یک فرصت بسیار عالیه برای من که تازه وارد عرصه تجارت شدم بتونم در کنار یه آدم ابر موفق کسب تجربه کنم! اونم بصورت کاملا خصوصی:) 
 
دیروز صبح که از خواب بیدار شدم کمی فکرم درگیر بود خیلی طول کشید بفهمم خواب بوده!! تو خواب مدیر ناراحت و پريشان بود!! و من نگران از اینکه چی شده که رئیس انقد ناراحته . وسط جلسه ای که داشتیم یهو عذرخواهی کرد و رفت و من خیل
شعر در مورد گیسو
در این مطلب از سایت جسارت سعی کرده ایم حدود 100 شعر از اشعار زیبا را در مورد گیسو برای شما تهیه نماییم.برای دیدن این اشعار به ادامه مطلب مراجعه نمایید
دوش در حلقه ما قصّه گیسوی تو بود
تا دل شب سخن از سلسله موی تو بود
شعر در مورد گیسو
چو گیسوی توندارد بنفشه حلقه وتاب
چو طره ای تو ندارد بنفشه چین و شکن
شعر در مورد گیسوی یار
به سفررفتی وخوبان همه گیسوکندند
در فراق تو عجب سلسله‌ها بر هم خورد
شعر در مورد گیسوان
سر  حلقه   رندان   خرا
دست و دل تنگ و جهان تنگ خدایا چه کنم؟
من و یک حوصله تنگ ،به اینها چه کنم؟
سر و برگ جدلم نیست چو با خلق کلیم
نکنم گر به بد و نیک مدارا ،چه کنم؟

خلق،مرغان اسیرند که در یک قفسند
زآن میان از که توان داشت امید مددی؟
شکرها گویمت ای چرخ که از گردش تو.
نیست یک کس که توان برد به حالش حسدی
عادت داد و ستد،دادن جان مشکل کرد!
زآنکه این داد ،ز دنبال ندارد ستدی.

دلا چه شکوه بیهوده از قضا داری؟
طبیب را چه گنه؟درد بی دوا داری!
کلیم!غم ز پی روز بد ذخیره مکن!
ب
 
سنت امام بودن صبر کردن در زمان تنگدستی و پريشان
 
پیامبر خدا صلى الله علیه و آله از معنی و تفسیر صبر را پرسیدند، جبرئیل عرض کرد: این که در سختى شکیب ورزى، همچنان که در [روزگار] آسایش صبر مى کنى؛ در تهیدستى صبر کنى، همچنان که درتوانگرى صبر مى کنى و در بیمارى و گرفتارى صبر کنى، همچنان که در زمان سلامت و عافیت صبر مى کنى، [آدم صبور] از بلایى که به او مى رسد نزد مخلوق شِکوه نمى کند
از مهم ترین زمینه هاى درک فیض و عنایت الهى، صبر و شکیبایى است تا جایى
پاییز می‌رسد که مرا مبتلا کند
با رنگ‌های تازه مرا آشنا کند
پاییز می‌رسد که همانند سال پیش
خود را دوباره در دل قالیچه، جا کند
او می‌رسد که باز پريشان کند مرا
او قول داده است به قولش وفا کند
پاییز عاشق است و راهی نمانده است
جز این که روز و شب بنشیند دعا کند
شاید اثر کند و خداوندِ فصل‌ها
یک فصل را به خاطر او جا به جا کند
تقویم خواست از تو بگیرد بهار را
تقدیر خواست راه شما را جدا کند
خش‌خشِ صدای پای خزان است یک نفر
در را به روی حضرت پاییز وا کند
 
چوخ دویغولو، داریخقان و قرارسیز بیر آدامام. اوچ یاشیمدان هئچ نه یادیما گلمز. بئش‌دن یئددی‌یه آناما دوشگون ایدیم. چؤلده باییردا اوشاقلار اوینار، من آناما یاپیشاردیم. یئددی‌ده کؤچدوک. قیزیل‌قالادان قوما! داها سیخیلدیم ائوه و یئنه ده آناما. دیل فرقی ده آرایا گلمیشدی ایندی. سگگیزده آنامدان آیریلماغا مجبور اولدوم. مدرسه‌ده دیوارا سیخیلدیم، اوشاقلار دانیشیردیلار. آلتی آی لال قالديم. لال.
اون‌دا دیل بیلگیم دون دییشمه‌یه یئتیردی داها. دوش
یا نور 
نمی دانم، شاید روز و سال عمر را شمردن، بازی بی جهتی باشد. اما می دانم که هر روز صبح، نظرگاه تازه ای گشوده می شود و من امروز، به لطفت، با عمیق ترین حالات شکر چشم از خواب گشودم. یادم نمی آید، شاید خواب خوشی دیده باشم، "این می دانم که مست برخاسته ام."
از فکر نعمت تو قلبم دارد از جا کنده می شود. فکر می کنم در این بیست سال، اگر هیچ یک از خواسته هایم تحقق نیافته بود، باز هم آنچنان منعَم بودم که بعضی از خواهش هایم رنگ و بوی ناشکری داشته باشد.
آن رو
تازه از یک پیاده‌روی کوتاه پاییزه، برگشته بودم. اتاق غرق در سکوت بود اما هنوز صدای خش‌خش برگ‌ها و دکلمهٔ شاملو توی سرم می‌چرخید. درخت با جنگل سخن می‌گوید، علف با صحرا، ستاره با کهکشان، و من باتو سخن می‌گویم» نفس عمیقی کشیدم و موبایلم را از جیب سویی‌شرتم درآوردم. یک پیام جدید! بازش کردم. پیام واریز بود. به اعدادش نگاه کردم و لبخندم آرام‌آرام بزرگ‌تر شد. عددها کنار هم نشسته بودند و بهم می‌فهماندند که این پیام، پیام واریز اولین درآمد حاص
هو الجمیل
عبور مجنون از صف نمازگزاران
 
در جماعت عده‌ای رو به خدا
درصف استاده ولی دلها جدا
جسم ها چون دانه ی تسبیح جفت
لیک هر یک دل بجایی داده مفت
شیخ درحمد و ثنای ایزدی
فکر فرزند و عیال و نان بدی
دل  پريشان، جیب ها خالی ز زر
کی رسد یارب گشایش کی خبر
وعده خود میداد آری وارهی
حمد حق می بود و از معنا تهی
جمله مامومان پريشان تر از او
هر یکی حیرانی رازی مگو
قلب ها شان خواب اما در نماز
نه فرودی میبردشان نه فراز
ظاهرا در ذکر و تسبیح الاه
فکر اما کار د
شکر! شدم غرق در قطره ی باران تو
دامن ما را گرفت گوشه ی طوفان تو
طبعِ حقیرم کجا! ماه منیرم کجا!
دفتر و شعر و قلم، واله و حیران تو
عمر برایم کم است تا بنویسم فقط
نقطه ای از صفحه ی اول عنوان تو
شاعر درگاه تو حضرت جبریل نیست
حضرت پروردگار بوده غزلخوان تو
خوانده برای تو یا ایتها النفس .» را
راضیةً مرضیه .»، پیکر عریان تو
گردش هفت آسمان طوف وجود تو است
برده دل از عالمین زلف پريشان تو
جن و ملک بنده و خادم خان تو أند
و مکان تابع و گوش به فرمان تو
آدم
سلام خانه جان
عجب حس تعلقی ست به تو. خانه ی من. تو تمام مرا از بری
دلم یک دل سیر نوشتن میخواهد برایت
بنویسم و بنویسم و بنویسم برایت
از خواب بدی ک دیشب دیدم. که دخترک در رودخانه ای در حال غرق شدن است و با حال پريشان بیدار شدنم
از چیزهای خوبم هم بگویم . بگویم که امروز دخترک را صدا زدم و در جوابم گفت : " بله قربونت برم الان میام نازگلم" . و من حظ دنیا را بردم
ولی این هم بگویم برایت ک حس گوسفند بودن دارم خانه جانم. قدردان نباشم و ناشکری کنم و نعمت هایم را
#نقد_شعر_کلاسیک چنان در کفر زلف یار،حیرانم ، نمی دانمببندم یا نبندم دل. به ایمانم ؟ نمی دانمتمام هستی ام رابسته ام بر تارگیسویشخداوندا چرابیگانه می خوانم؟نمی دانمپريشان خاطرم از خاطـرات تلخ تنهاییچـرا درگـیر گیسوی پريشانم؟ نمی دانممداوم اشک غم ازدیدگانم می شودجاریولی گاهی چرابیهوده خندانم؟ نمی دانمخراب آباد دل گـر مأمن عشاق می باشدمن عاشق چرا اینگونه ویرانم؟نمی دانمنمی دانم بگویم ، یا نگویم دردهایم رابه او، شایدبگویدمن پشیمانم،ن
اصطلاحی در زبان انگلیسی وجود دارد به نام هایپرسین – hypersane که یک قدمت تاریخی در فرهنگ بشر دارد. شروعش با فیلسوف یونانی دیوژن بود که عملا مثل یک دیوانه، پريشان و ولگرد می زیست. وقتی از دیوژن پرسیدند زیباترین چیزی که می تواند وجود داشته باشد چیست؟ او گفت parrhesia که معنای تحت الفضی‌اش می شود آزادی مطلق و کامل از هر قید و بند … از دید روانشناسی، انسانها برای در جمع زندگی کردن، هم باید مدام نیت‌ها و امیال خود را کنترل کنند و هم باید مدام در مسیر تر
امروز دیدم ات. جایی که فکر اش را هم نمی کردم.
تمام این سالها حسرت دیدار دوباره ات گوشه ذهن و دل ام جا خوش کرده بود و همیشه فکر میکردم جایی میان انبوه جمعیت لحظه ای چشم ام به تو خواهد افتاد و تمام آن لحظات برایم تکرار خواهد شد و پس از آن و روزهای دیگر را چگونه ادامه خواهم داد. مهمتر اینکه تو هم مرا خواهی دید یا نه؟! و آیا مرا به یاد خواهی آورد.؟! یا شاید زمانی میان جلسات کاری ترا ببینم و دیگر هیچ نفهمم.
اما جایی میان روزمرگی هایم، دقیقا جایی ک
دانلود فیلم Fight Club 1999 دوبله فارسی
 
سال تولید : ۱۹۹۹
 محصول کشور : امریکا
ژانر : درام | معمایی | هیجان انگیز
امتیاز IMDB از ۱۰ : ۸٫۹
کیفیت : BluRay 1080p – 720p – x265
کارگردان : David Fincher
ستارگان : Brad Pitt, Edward Norton, Helena Bonham Carter
خلاصه داستان فیلم Fight Club 1999 :راوی» (نورتن)، جوانی پريشان حال پی می برد که به کمک مشت بازی با دست های ، بیش از هر زمان دیگری احساس زنده بودن می کند. او و تایلر دردن» (پیت) که به دوستانی صمیمی تبدیل شده اند، هفته ای یک بار با هم ملاقات می کن
سلام! مائده عزیزم امروز چقدر آفتابی بود و خونه روشن بود.خونه ی همیشه روشن و سبز ما.
صدای خنده مامان میاد که با بابا دارن حرف میزنن و آرزو میکنی خداوند همیشه سالم و سرحال نگهشون داره برات (هرچند میدونی این امری محاله و آدم ها سیر طبیعیشون رو طی میکنن.)
وایچقدر میخوام حرف بزنم اما نمیتونم.یعنی واژه ها یاری نمی کنن.
آم! دیروز دلم برای مشاور پارسالم آقای شفیعی تنگ شده بود چون یکی رد شد و بوی ادکلن ایشون رو می داد و شما نمیدونید چقدر بوها برای م
دانلود فیلم Fight Club 1999 دوبله فارسی
 
سال تولید : ۱۹۹۹
 محصول کشور : امریکا
ژانر : درام | معمایی | هیجان انگیز
امتیاز IMDB از ۱۰ : ۸٫۹
کیفیت : BluRay 1080p – 720p – x265
کارگردان : David Fincher
ستارگان : Brad Pitt, Edward Norton, Helena Bonham Carter
خلاصه داستان فیلم Fight Club 1999 :راوی» (نورتن)، جوانی پريشان حال پی می برد که به کمک مشت بازی با دست های ، بیش از هر زمان دیگری احساس زنده بودن می کند. او و تایلر دردن» (پیت) که به دوستانی صمیمی تبدیل شده اند، هفته ای یک بار با هم ملاقات می کن
عکس آقای خامنه ای

تبلیغات

آخرین مطالب