نتایج پست ها برای عبارت :

امورو فیلما

 
 
 
 
راه و روش های مناسب برای مقابله با استرس
 
 
اضطراب و استرس از مشکلات بسیار رایج در جامعه امروزی است که درصد بالایی از افراد جامعه با آن درگیرند.
استرس ناشی از عوامل متعددی است از قبیل عوامل وراثتی،شرایط نامناسب کاری و زندگی شخصی،زندگی ماشینی،عدم کنترل برروی امورو موارد بسیار زیاد دیگر.
اکنون برای مقابله با این مشکل چه باید کرد؟اگرراه مقابله با این مشکل را نمی دانید از شما دعوت می کنم که با ما همراه باشید .
 
ادامه مطلب
سینمای مستقل در تقابل با سینمای هالیوودی و تجاری قرار میگیره، یعنی کارگردانان تو این سبک فیلمسازی، با شرکت های معتبر فیلمسازی قراردادی ندارن و در نتیجه اون روند هیجانی و پر زرق و برق هالیوودی رو نباید انتظار داشته باشیم. این فيلما با هزینه ای کم در مقایسه با سایر فيلما ساخته میشن و بازیگرایی هم که تو این دسته فيلما نقش بازی میکنن، انتظار دستمزد زیادی ندارن! در این سبک، چیزی که بیشتر اهمیت داره، نوع کارگردانی، شیوۀ روایت فیلم، بازیگری و دیا
سینمای مستقل در تقابل با سینمای هالیوودی و تجاری قرار میگیره، یعنی کارگردانان تو این سبک فیلمسازی، با شرکت های معتبر فیلمسازی قراردادی ندارن و در نتیجه اون روند هیجانی و پر زرق و برق هالیوودی رو نباید انتظار داشته باشیم. این فيلما با هزینه ای کم در مقایسه با سایر فيلما ساخته میشن و بازیگرایی هم که تو این دسته فيلما نقش بازی میکنن، انتظار دستمزد زیادی ندارن! در این سبک، چیزی که بیشتر اهمیت داره، نوع کارگردانی، شیوۀ روایت فیلم، بازیگری و دیا
 امام صادق ع فرمایدپیغمبر ص فرمود من از هرمومنی بخود او سزاوارترمو اولویت دارم و پس از من این سزاواری راعلی ع دارد بحضرت عرض شدمعنی ایگ سخن چبست  فرمود فرمایش خود پیغمبر است که هرکه بمیرد وار خود بدهی یا لاز ماندگانی بی سر پرست بجا گذاردبه عهده من است که دینش را ادا کنم واز باز ماندگان سر پرستی نمایم و هرکه بمیرد ومالی از خود بجا گذارد و از ان ورثه اوست پس هرگاه مردی مالی نداشته باشد بر حود ولایت ندارد و چون مخار ج عیال خودرا نپردازد بر انه حق
 امام صادق ع فرمایدپیغمبر ص فرمود من از هرمومنی بخود او سزاوارترمو اولویت دارم و پس از من این سزاواری راعلی ع دارد بحضرت عرض شدمعنی ایگ سخن چبست  فرمود فرمایش خود پیغمبر است که هرکه بمیرد وار خود بدهی یا لاز ماندگانی بی سر پرست بجا گذاردبه عهده من است که دینش را ادا کنم واز باز ماندگان سر پرستی نمایم و هرکه بمیرد ومالی از خود بجا گذارد و از ان ورثه اوست پس هرگاه مردی مالی نداشته باشد بر حود ولایت ندارد و چون مخار ج عیال خودرا نپردازد بر انه حق
یه صحنه هست تو فيلما سارقان میریزن تو بانک بعد یه دفعه اسلحه رو میگیرن سمت کارمندا و مردم و میگن :اییییست،دستا بالا،هیچکی از جاش ت نخوره!اون صحنه دقیقا صحنه خونه ماست وقتی تلفن خونمون اولین تیر هواییشو شلیک می کنههمه هر جا و در هر موقعیتی که باشن یا میشینن یا خشک میشن.بعد دیدین تو همون فيلما وقتی ا می فهمن صدای ماشین پلیس داره میاد می خوان تا دیر نشده یه نفر که جای پولارو می دونه رو پیدا کنن که پولارو زودتر بردارن و در رناون لحظه ه
اکثر فیلم بازا فيلمارو با زبان اصلی و زیرنویس نگاه میکنن و از دوبله دیدن فيلما متنفرن، بیشتر فیلم بازا هم همش از هماهنگ نبودن زیرنویس با فیلم غُر میزنن و.یه چند وقتیه به بهانه یادگیری زبان انگلیسی زدم تو کار زیرنویس و ترجمه زیرنویس فیلم‌های خارجکی، توی این چند وقت یه سری نکته و ترفند یاد گرفتم که قراره توی این پست با شما به اشتراک بزارم.
ادامه مطلب
شروعش وقتی بود که داشتم برای شصتادمین بار می‌دیدمش. یهو حالم ازش بهم‌خورد. یهو گفتم: اه، این چیزیه که تو بهش می‌گی موردعلاقه؟ 
گالری‌م رو بالا پایین کردم. همه فيلما بهم حالت تهوع دادن. همه‌شون به نظرم چرند و سخیف اومدن. 
پلی‌لیستم رو بالا پایین کردم. چندشم شد. 
پستای وبلاگم رو مرور کردم و منزجر شدم. 
به گمونم دچار حالتی شدم به اسم خودبیزاری. از خودم و تمام چیزای مربوط به خودم متنفرم. حالم از همه‌شون بهم‌ می‌خوره. دلم می‌خواد تبلت رو برگرد
نشته بودم خونه  برادرم شام دعوت بودیم گفت بیا این فلشو چنتا فیلم بریز از گوشید فلشو زدم به گوشیم چندتا فیلم
انتخاب کردم  فرستادم  گوشیو گزاشتم کنار تا فيلما برن به فلش .یه چای بخورم چایو خوردم گوشیو که برداشتم دیدم حسابی داغ
شده .پشتش باطریش 70درصد بوده شده 2درصد نگو جا شارژر گوشی خراب بوده اتصالی کرده او زده ایسی گوشی ترکیده  .هیچی دیگه
175 تومن  خرج برداشت تا درستش کنن شانس منه دیگه
گفته بود یه سری از فيلما چنان دمغش میکنن که برای مدتی میر تو خودش و با هیچی هم نمیشه اون از این حال در آورد !خواستم بگم ، درکش میکنم در این لحظه و هم اکنون !
فیلم عرق سرد دیدم . حسی که بعد از دیدن این فیلم دارم خاصیت توصیفی نداره بلکه باید ببینی و لمس کنی ! 
حالت خلسه ی انتهایی باران کوثری را دارم  با آن لبخند تلخ سکانس پایانی .
من ورزشکارم ، یه ورزشکار بسیار معمولی که فقط جهت تفریح تمرین میکن !
ولی همین تمرین رُسم میکشه ! چند جلسه پیش،شیدا  کوب
به درجه ای از عرفان و هپروت گرایی رسیدم که وقتی مادرم بهم گفت:برو این سفره رو بت بعدم برو حموم
نزدیک بود سفره رو بتم تو حموم.
 
-*-*-*-*-*
هی هی هی.
بیاید تو ایران ژاپنی باشیم. 
از سر و ته کار نزنیم.
انیمi ببینیم.
غذاهای سالم و پر سبزی بخوریم.
فستیوال های جالب داشته باشیم. سرگرمی های مفدی که باعث بشن مردم سراغ سرگرمی های مضر نرن.
فقط جنس کشور خودمونو بخریم.
با تمام وجود درس بخونیمُ برای یه کاری تلاش کنیم.
فکرمون فقط پیشرفت خودمون و روحمون باشه
چرا دست و دلم به نوشتن نمیره!!
 
این همه اتقاق! که میشه یه طومار واسه هرکدومش نوشت. 
خوب و بد (بیشتر خوب)
 
چند روز گذشته قصه های جدیدی و تجربه کردم خیلی جدید و ناشناس
ازونایی که فقط توی فيلما دیده بودم اونم نه داخلی:/
 
تولد جوجمون که 2 سالش شد وتولد آبجی کوچیکه خیلی خوشحالم تونستم غافلگیرش کنم :)))
 
کلی امتحان دارم که واسه هیچکدومش نخوندم. حوصلم(حوصله ام) نمیاد :(
 
یه چی هست که خیلی وقته دلم میخواد و نمیشه:/ اینکه یه مدت و برم جایی که هیچکی و هی
بعد از دو ماه دارم صحبت میکنم.این مدت تجربه ی حذف اینستاگرام خیلی جالب بود و بعدش هم کلی پادکست گوش دادم که یه جورایی به اثرات مدیا و اینترنت روی ذهن ربط داشت و من عمیقا درکشون می کردم.اگه علاقمند به شنیدن هستین تو هر برنامه ی پادکستی که دارین بی پلاس رو سرچ کنین.یه پادکسته که مغز کتاب هایی که خوندن رو برامون میگه.
تو این مدت یه مسافرت طولانی رفتم.میخوام از این به بعد بیشتر سفر برم.خریدن تجربه بیشتر از خریدن اشیا خوشحالم میکنه.چه خوب میشد اگه ی
دوسِت دارم اما از خودم میپرسم چقدر دلم میخواد پسرم شبیه تو باشه؟ تصورش میکنم و خودِ کمالگرام رو میبینم که دلم میخواد یه جنتلمنِ واقعی بار بیارم. از اونا که لباسای شیک میپوشن. همیشه شق و رق راه میرن، کفشاشونو واکس میزنن، براشون مهمه که همیشه بوی ادکلن بدن، آداب معاشرت با خانوما رو بلدن.
بعد یادم می افته انقدر شیک بودن رو نه از من میتونه یاد بگیره نه از تو. تا میام خودمو پشیمون کنم از دوست داشتنت، چشمات که یادم می افته، به خودم میگم: ای بابا.
نتونستم که دوباره ننویسم.تموم وجودم پر از غمه، به معنی واقعی کلمه دارم میترکم.
هی اسکرول کردن و خوندن خبرا، هی دیدن فيلما، هی اشک و آه کشیدن، هی لعنت فرستادن بهشون. و این چرخه باز تکرار میشه.
یه مامان ۳۴ ساله که سه تا بچه کوچیکم داره، که فقط رهگذر بود و داشت به یکی‌ که تیر خورده بود کمک میکرد، کشتنش! خیلی راحت.یه تیر روونه گردنش کردن. انگار نه انگار که جونش انداره سر سوزن ارزشی داشته باشه.
جوونی که تو دو قدمیش بهش شلیک میشه، سلاحیم نداره، می
فیلم له‌له اجباری» رو میبینه و هی جیغ می‌کشه:))
میگم جیغ نکش آجی 
میگه الان بچهه از رو چرخ‌وفلک میفتهه!میگم نه نجاتش میدنمیگه نه ببین افتاادمیگم ببین گرفتش:))جلوی کتابُ‌دفترم دوزانو نشستم تا پاسخنامه هام رو نگاه کنم. اومده رو پشتم نشسته؛ (به عبارتی دراز کشیده) و به دیدن ادامه فیلمش می‌پردازعمامان میگه بزن یه کارتونی چیزی این فيلما برا سنش خوب نیس!از رو پشتم میاد پایین کنترلو برمیداره فرار میکنه:))
پ.ن: باورم نمیشه تغییر روحیمو:))
اینکه تق
بسم‌الله
بعضی حرفای کوچیک چقدر آدم رو می‌رنجونه و تو نباید بذاری که دلت بگیره و ناراحت شی چون ارزش نداره!
اما این منطق درست نیست، که خودمونو بزنیم به بی‌خیالی و نذاریم بهمون بربخوره و درنتیجه طرف مقابل هم بیشعور باقی بمونه و نفهمه که رفتارش اشتباهه!!
ذهنم درگیره همش .
پروژه: ارائه فردا، نتایجم، برخورد استادم، مقاله‌ای که چکش نکردم
دانشگاه: انتخاب واحدم که نکردم، شهریه این ترم که ندارم فعلا
کارم: روتین شدنش، پیگیری کارهایی که باید یادم بم
دیدین بعضی فيلما رو تماشا میکنین با خودتون میگین چقد ایده داستان فیلمش عالی بود؟! و شاید فيلمای زیادی نباشن که این حسو به آدم منتقل کنن و اینکه هر کسی با کدوم فیلم همچین احساسی رو بکنه متفاوته. من خودم یکی از فيلمایی که خیلی از ایدش خوشم اومد فیلم In Time بود که واقعا جالب بود موضوعش حالا امکان داره فیلم ضعیفی بوده باشه از لحاظ ساخت و بازیگراش که من به شخصه از بازیگراشم خوشم میاد. اینکه هر آدمی از ۲۵ سالگی به بعد ظاهرش تغییر نکنه و آدما بجای پول ب
من از آن دسته آدم های بیچاره ای هستم که پدر و مادرم مثل این والدین توی فيلما، روز اول مدرسه کلی نصیحتم نمی کنن. همیشه آرزو داشتم اینکار را بکنند. ولی چون مادرم خودش مدرسه می رود، و پدرم اداره،از کلاس اول تا امسال هیچکس را نداشتم که چین اول مدرسه بیاید. خودم بودم و هلن.
ولی هلن.آخ نگویم برایتان. لیستی از نصایح هلنیانه را برایم ضبط و ثبت کرده که چه کار بکنم هر سال.(با دست به پیشانی ام می کوبم)
پس بگذارید شما را در این نصایح شریک کنم:
1)کیفتان را یکجو
بسم الله النور
 
نکند همه ی اینها مثل یک خواب باشد
خواب شیرینی که هیچ وقت مزه اش از زیر زبانم بیرون نرود اما تلخی پایانش تا ابد دروجودم بماند (البته تلخی دنیوی نه اخروی)
بهش گفتم بیا مثل خیلی از زوجهای دیگه ما هم یک فیلم داشته باشیم
قبول کرد
موبایل رو جلو نصب کردم و گذاشتم رو فیلم محسن داشت شعر درباره شهدا میخوند
بعد وسطاش گفت بقیشو یادم نمیاد 
گفت ان شاءالله این فیلم بمونه برای بعد از شهادتم 
با خودم گفتم چه از خود راضی بعد قیافمو یه جوری کر
شما شوخی های جنسی و از فیلم رحمان ۱۴۰۰ حذف کن و به من بگو چی ازش میمونه . نه بگو دیگه، بگو خب -_-
اگه فیلم و به سه بخش تقسیم کنیم، توی بخش اول خیلی خندیدم و دو بخش بعدی زهرمارم شد . آقا خب که چی؟ اصلا نمیدونم درباره کجای فیلم بنویسم :| 
اصن نفهمیدم چی شد :)) ولش کن
فاجعه یعنی قانون مورفی رامبد جوان
بابا چون یه قانونی هست و ازش خوشت میاد دلیل نمیشه واسش فیلم بسازی و به بدترین شکل هم از اون قانون استفاده کنی . بعد شما که اکشن ساز نیستی و میخوای نصف فیلم و
امروز دومین روز از اون ده روز تعطیلی که قرار بود بترمش با درس و تفریح هم گذشت.
فکر میکردم یه روزشو با گروه میرم اردو و 9 روزشو میرم بابل و از این خونه به اون خونه می چرخم و برا خودم حال می کنم پیش دخترعمه ها:)
گروه که اردو رو کنسل کرد با خودم فکر کردم حالا یه روز بیشتر میرم بابل. حالا اشکالی نداره که!
مامان اینا حتا به بابل رفتنم رضایت ندادن و با خودم فکر کردم هرروز با یکی از دوستام تا ظهر میرم اینور اونور و بعد هم تا شب درسم رو می خونم!
دیروز رفت
این که هنوزم مثه یه تینیجر 13 ،14 ساله یهو رو بازیگر یا شخص خاصی کراش پیدا میکنم و خودمرو در کنارش تصور میکنم اندکی احمقانه نیست ؟!!!!والله خودم از درکش عاجزم :/
کراش جدیدم هم نمیگم کیه مسخره میکنید میگید دختره ی گنده خجالت نمیکشه :/
+ امروز بوی مواد ، از بالکنش نیامد      شاید که پشت منقل از حال رفته باشد :|
+ دال از سرزمین عجایبش مرتب واسم عکس و فیلم میفرسته. از خیابونای این شهر دلبر که معلومه موقع بارون چقدر خوشگل میشه ! از بافت قدیمی که هنوز خودش رو
فیلم چهل سالگی رو دیدم ، اینکه رفتم دیدمش فقط بخواطر یه دیالوگش بود که خیلی وقت پیش شنیده بودمش و امروز با سرچ پیداش کردم 《 عشق ، ایمان ، مرگ ، همون سه کلمه ای که هر کس باید تنهای تنها تجربه کنه ، تنها عاشق میشی ، تنها ایمان میاری و تنهاییم می میری 》.
جز فيلمایییی بود که خیلی دوستش داشتم و خیلی باش حال کردم  و بازم دوست دارم ببینمش .
نمیدونم چرا اینقده با این فیلم عاشقانه این مدلیا رابطم خوبه .
یه اعتراف بکنم به عنوان یه پسر میشه که توی یه سری سک
طرح تدبیر مدارس ابتدایی 98-99 | نمونه تکمیل شده برنامه سالانه و تقویم اجرایی




طرح تدبیر مدارس ابتدایی 98-1399 برنامه سالانه به همراه تقویم اجرایی نمونه ای کامل جهات ارائه به کارکنان آموزش و پرورشطرح
تدبیر مدارس ابتدایی : یک بار دیگر تیم تخصصی نگارش برنامه سالانه و تقویم
اجرایی فایل جدید و کاملی را جهت استفاده و بهره مندی شما عزیزان تحت
عنوان طرح تدبیر قرار داد. طرح تدبیر نمونه کاملی از فایل حاضر است که توسط
تیم تخصصی نگارش برنا
 
اول باید یه دفتر بسازید میتونید یه دسته کاغذ رو با روبان با کنف به هم وصل کنید یا یکی از دفترهای بی استفاده تون رو بردارید و توش عکسِ تمام جاهایی که رفتید رو بچسبونید در موردش توضیح بدید ،، از هرچی نخ و روبان و برچسب و تکه های کاغذ و چسبای رنگی هم دارید میتونید استفاده کنید از آرزوهاتون بنویسید لیستِ فيلما و کتابایی که میخواید بخونید میتونید هر صفحه ش رو به موضوعِ خاصی اختصاص بدید تقویم بکشید توش برنامه ریزی کنید نقاشی کنید شعر یا
دارم فکر می‌کنم الان با چه رویی اومدم اینجا و می‌خوام بنویسم یا حتی چرا دوباره می‌خوام بنویسم و بهتر نیست مثل این مدت که نبودم و اتمسفر از نوشته‌های چرت من منزه بود، صفحه رو ببندم و برم دینی‌مو بخونم و به مدیر مدرسه فحش بدم و به مامان بگم لطفاً لباسای آریسا رو ببره اون یکی اتاق و انقدر کشوهای منو اشغال نکنه زیرا که همهٔ وسیله‌ها و جایزه‌های چرتی که مدرسه داده قریب به یک ماهه رو میز پخش و پلان (‌الان فهمیدین من شاگرد اول شدم یا بیشتر توضیح
شاید گفتن حرفی که می خوام بزنم خیلی ترسناک باشه ، ولی باید اعتراف کنم ، مدتی میشه که هیچ فیلمی ، تاکید می کنم هیچ فیلمی منو به شگفتی وا نمی داره و اگه بخوام کمی منطقی باشم ، اصلا فيلما برام خسته کننده و کسالت آورن.
بخش زیادی از فيلما بنظرم صرفا هدف گیشه دارن و هیچ روایت متفاوت و حتی جذابی؟! از زندگی ارایه نمی دن. اینکه بخوایم با دیدن فیلم ها زندگی رو بهتر بشناسیم که پیشکش.
سینمای به اصطلاح آوانگارد رو هم که نگم براتون ، یه مشت ایده ی پوسیده با جه
دیروز روز پرستار بود
از صبحش حالم همش بد بود دلم میخواست گریه کنم
یه لحظه چشمای شاد و لب پر خنده نجمه تو اون رپوش سفید پرستاری از جلو چشمام دور نمیشد.
همش خدا خدا میکردم مامانم خونه نباشه بتونم راحت براش گریه کنم باهاش تو دلم حرف بزنم 
که خدا رو شکر زن داداشم زنگ زد و مامانم تا شب رفت خونه اونا. نجمه برام فقط یه دوست معمولی نبود رفیقی بود که از وقتی چشم باز کردم کنارم بود با هم مسافرت میرفتیم تو اکثر مهمونیای فامیلی با هم بودیم و به خاطر نسبت فا
سلام
من خودم یکی از اون هایی هستم که فیلم های خارجی میبینم، چه سریال چه سینمایی، منظورم چیزهایی نیست که توی تلویزیون پخش میشه، منظورم فیلم هایی هست که اصولاً دانلود میکنیم و میبینیم، یا ماهواره پخش میکنه، این سبک از فیلم ها اصولاً جذاب به نظر میرسن.
با بحث های شرعی دیدن این فیلم ها در این پست کاری ندارم، هر کی معتقد بود، ببینه مرجع و دینش چی میگه، بحثم تاثیری هست که توی زندگیِ روزمره مون میذاره، این فيلما باعثِ سرگرمی میشن، جذابن، تجرب
هیچ وقت فکر نمی کردم همچین مامان دلنازکی داشته باشم:)
امسال بعد از دو سال روز مادر خونه بودم. خلاصه با جناب پدر و برادر تدارکاتی دیدیم.
از فرصت دو ساعته که خونه رو ترک کرد استفاده کردیم. من شیرینی مورد علاقشو درست کردم. برادر رفت گل خرید. پدر در اقدامی انقلابی، کل وسایل پارکینگ رو جمع و جور کرد و تمیزش کرد و خلاصه بار تمیز کردن پارکینگ از روی دوش مادرم برداشته شد.
عین تو فيلما لامپ رو خاموش کردیم.:)
لامپو که روشن کرد سه نفری دست و جیغ و روزت مبارک
از آدمها نوشتن رو دوست‌‌‌دارم، انگار که میتونم یه جا ثبتشون کنم و با هربار خوندن دوباره دوسشون داشته باشم.
ایندفعه نوبت سحره.
دو سه سال اول دبستان رو باهم بودیم، اما حقیقتش ازش خوشم نمیومد. یه دختر ساکت بود که کم ارتباط می‌گرفت و وحشتناک باهوش و زرنگ و رقیب من تو درسا و دلبری از معلما :).
راهنمایی دوباره باهم بودیم. خونشونم نزدیک خونمون شده بود، از یه جایی به بعد کم کم تو درسا باهم همگروهی شدیم و پامون به خونه ی هم باز شد،البته لازمه اضافه ک
جایی زندگی می‌کنیم که با راه حل‌های درست به جواب‌های اشتباه می‌رسی، صادقانه به یک نفر ابراز علاقه می‌کنی و اونم اسپری فلفل می‌پاشه رو صورتت. این موضوع من رو خیلی گیج کرده و همه‌ش مثل کسی که تو تاریکی راه می‌ره سرم به در و دیوار می‌خوره. فيلما رو می‌بینیم که یارو می‌ره آزادی‌خواه می‌شه و بر علیه پادشاه قیام می‌کنه، جدیش می‌گیریم، در کل درستکاری رو زیادی جدیش گرفتم. هر کس که من رو از نزدیک بشناسه می‌دونه که چقدر گیجم. دونه دونه ارتبا
خوابش نمیبرد
نمیدونستم چیکار کنم
گرم بود، خیلی گرم بود
میدونستم نباید نزدیک تر شم
ولی نمیتونستم بیشتر از این این وضعیت رو تحمل کنم
پشتش رو کرده بود بهم
دستمو گذاشتم رو شونش یکم کشیدمش سمت خودم گفتم برمیگردی اینطرف؟
گف نه
گفتم تو رو خدا
نشست لبه تخت سرش رو گرفت تو دستش 
رفتم عقب تر
پاشد رف تو تراس
داشتم از بین پرده و دیوار نگاش میکردم
وایساده بود رو به روی تهران
همینجور که داشتم به این صحنه نگاه میکردم فکر کردم چقد شبیه فيلما
ولی واقعی بود
ول
رومه های ما به یک گروه اسپات لایت» احتیاج دارن. اونایی که این فیلم رو دیدن میفهمن منظورم چیه! فکر میکنم این روحیه به کلی از بین رفته نه تنها در کشور ما که توی جهان! توماس مک‌کارتی کارگردان فیلم هم همین عقیده رو داره و میگه: راستش با وضعیت رومه‌نگاری جدی و حرفه‌ای کنونی، الان بهترین زمان برای فساد است، برای اینکه این نوع رومه‌نگاری، سالهاست در کشور من – و مطمئنم در کشور شما هم- از بین رفته‌است؛ بنابراین رومه‌نگاران نمی‌توا
پرم از افکار منفی و مضخرف
فیلمی ک میبینم هم بی تاثیر نیست
همه پوچی دنیارو جلوی چشمم چند برابر کرده
و اون بعد خفته وجودمو فعال
جدا از همه چیز حالم خوب نیست
حس میکنم به یه روانشناس نیاز دارم
اسم این حالاتمو چیزی جز افسردگی نمیتونم بذارم
زندگی من ماه هاست که راکد مونده
نزدیک یک سال میشه ک امید خاصی تو زندگیم جوونه نزده!
شبیه مردن میمونه. این ک حتا انتظار داشتن عشق رو نمیکشم و چیزی ب این اسم تو آیندم تصور نمیکنم!
انگاری ک همه احساسات و رویاهای دخت
اوکی سیزن سه 13ry رو هم نشستم بکوب دیدم . چرا یه حس  i need a closure ئی دارم نسبت بهش ؟ الان چیشد ؟ منتظر سیزن 4 باشم عایا ؟ انداختن تفنگا تو رودخونه روکی میستِیک نبود ؟ همیشه تو همه فيلما وقتی یه چیزی تو رودخونه قایم میکنن یه جوری بالاخره پیدا میشه .
 
اسپویل
موضوع این سیزن . یکم برای من به شخصه tricky بود. تغیر کردن . چیزی نیست که یه شبه انجام بشه . تایم میخواد. آیا برایس اگ زنده میموند قادر میبود که کاملا خودشو تغیر بده ؟ شاید آره شایدم نه . آنی فقط فوکو
از آخرین باری که اینجا نوشتم ۶ ماه میگذره و با خوندن چار تا پست قبلی فکر کردم چه خوب، که اولین باره راضیم و دلم نمیخواد واسه بازم نوشتن نوشته های قبلیم رو پاک کنم.
منی که الآن اینجام سه ماه داخلی رو پشت سر گذروندم و مث این زخم و زیل و تیر خورده های تو فيلما جا خوش کردم تو ذهن خودم. تو نوشته های قبلیم از سخت بودن جراحی و روان نوشته بودم و چه میدونستم چی پیش رومه؟:))
حالا دارم فکر میکنم که واسه بار هزارم این رو تجربه کردم و با تموم حرفایی که تو همین م
بین فیلم و سریالای بچگیام، اغلب فیلمها و سریالای کودک و نوجوانان که اتفاق کیفیت های عالی ای داشتن (تا قبل از اومدن اون پسره سام غریبیان به تلویزیون کودک نوجوانان که گند زد به همه چی نکبت) تاثیرات بسیار زیادی روی من گذاشتن و پارسال وقتی داشتیم از کبک سیتی برمیگشتیم اتاوا و کینگستون، یادمه از جاده فیلم گرفتم (eagles new kid in town پخش میشد) و فرستادم برای دو سه تا از اعضای خانواده و دوستان بچگی، و گفتم یادتون بچگی ها، فيلمای کانادایی؟! اونا هم گفتن که ی
یا راحم المساکین
(ای ترحم کننده به مسکینان)
 
آقا تولد میخوان بگیرن، و من هم به دلایلی باید برم. بگم این تولد برام عذاب آور تر از چیزهای دیگه است باورتون میشه؟ 
 
 
+به شکلییی این روزها اتفاقات و احساسات خودم نسبت بهشون، من و یاد یه بنده خدایی می اندازه، که حس میکنم یه روزی از ته دل دعا کرده که خدا حسِ واقعی شو بهم بچشونه! که اگر من جاش بودم چه حسی داشتم!
عجیبا غریبا!
 
 
+نظرتون در مورد وال چیه؟
وال های قشنگ و وهم آور و دوست داشتنی من :)
 
 
+از الآ
دانلود فیلم اسکار مووی؛ معرفی سایت دانلود فیلم
دانلود فیلم؛ اسکار مووی سایتی جامع
 
هیچ چیز مثل تماشای یه فیلم خوب نمی تونه اوقات فراغت رو پر کنه. سایتای زیادی هستن که تو زمینه دانلود فیلم کار می کنن ولی امروز می خوام یه سایت به نام اسکار مووی بهتون معرفی کنم که می تونه تو دانلود فیلم کمکتون کنه. اسکار مووی تو زمینه دانلود فیلم تو تموم ژانرها کار می کنه و همین می تونه اونو به یک مرکز عرضه فیلم معرفی کنه. ارشیو کامل فیلم ها مخصوصا فیلم 2019 
دانلود فیلم اسکار مووی؛ معرفی سایت دانلود فیلم
دانلود فیلم؛ اسکار مووی سایتی جامع
 
هیچ چیز مثل تماشای یه فیلم خوب نمی تونه اوقات فراغت رو پر کنه. سایتای زیادی هستن که تو زمینه دانلود فیلم کار می کنن ولی امروز می خوام یه سایت به نام اسکار مووی بهتون معرفی کنم که می تونه تو دانلود فیلم کمکتون کنه. اسکار مووی تو زمینه دانلود فیلم تو تموم ژانرها کار می کنه و همین می تونه اونو به یک مرکز عرضه فیلم معرفی کنه. ارشیو کامل فیلم ها مخصوصا فیلم 2019 
"دیدم جلو آینه شبیه تصویری از گم تو ذهنم نشسم!
موهای گوجه ای، تی ش"
صبح چند روز قبل نوت گوشی رو باز کردم، شروع کردم به نوشتن تا این که چشمم به ساعت خورد و مجبور بودم تا همینقدر باقی بذارم و بدو بدو به آماده شدن و سر ساعت رسیدنم برسم.
قرار بود اینجوری ادامه پیدا کنه، موهای گوجه ای، تی شرت گشاد که یقه ش یه وری کج شده، صورتی که هیچ سیاهی دور چشمی و رژ ِ رنگ و رو رفته ای نداره و ماگ قهوه تو دستم که آسه آسه ازش میخوردم و لود میشدم.
همیشه این تصویر تو ع
به نام خدا
این روز ها به قدر کار ریخته سرم که نمی دونم از کدوم شروع کنم. بیشتر از همه درگیر کار های جشن فارغ التحصیلیم. و من تو قسمت ساخت کلیپم. البته نه جشن فارغ التحصیلی مدرسه ای که می رفتم :) مدرسه ای که تا دو سال پیش می رفتم و از آمادگی تا دهم اونجا بودم و خب خاطرات تلخ و شیرین زیادی داره. با دوستم که میشینیم پای کامپیوتر تا از عکسا و فيلما انتخاب کنیم، قشنگ قیافه هامون مشخص می کنه که چه حسی داشتیم. و اما قیافه ی توی عکسا موقع بچگی:))))) الله اکب
رو همون تخت سر راه نشستم و کوله‌م رو دراوردم و یه نفس عمیییق و از ته دل کشیدم. تقریبا رسیده بودم و خورشید هم داشت لحظه‌های آخر حضورش بالای افق رو سپری می‌کرد. اون دوتا بعد از نشستنم کماکان با تعجب نگاهم می‌کردن که بالاخره یکی‌شون زبون باز کرد و پرسید:
- پیاده اومدی؟
+ [تازه نفسم بالا اومده بود و] آره!
اون یکی گفت:
- از کجا داری پیاده میای؟
+ از اولش
که مثل این فيلما یهو جفتشون باهم پرسیدن: از اولش؟؟؟ 
قیافه‌هاشون خنده‌دار و بامزه شده بود :) یکم ح
دانلود فیلم اسکار مووی؛ معرفی سایت دانلود فیلم
دانلود فیلم؛ اسکار مووی سایتی جامع
 
هیچ چیز مثل تماشای یه فیلم خوب نمی تونه اوقات فراغت رو پر کنه. سایتای زیادی هستن که تو زمینه دانلود فیلم کار می کنن ولی امروز می خوام یه سایت به نام اسکار مووی بهتون معرفی کنم که می تونه تو دانلود فیلم کمکتون کنه. اسکار مووی تو زمینه دانلود فیلم تو تموم ژانرها کار می کنه و همین می تونه اونو به یک مرکز عرضه فیلم معرفی کنه. ارشیو کامل فیلم ها مخصوصا فیلم 2019 
دانلود فیلم اسکار مووی؛ معرفی سایت دانلود فیلم
دانلود فیلم؛ اسکار مووی سایتی جامع
 
هیچ چیز مثل تماشای یه فیلم خوب نمی تونه اوقات فراغت رو پر کنه. سایتای زیادی هستن که تو زمینه دانلود فیلم کار می کنن ولی امروز می خوام یه سایت به نام اسکار مووی بهتون معرفی کنم که می تونه تو دانلود فیلم کمکتون کنه. اسکار مووی تو زمینه دانلود فیلم تو تموم ژانرها کار می کنه و همین می تونه اونو به یک مرکز عرضه فیلم معرفی کنه. ارشیو کامل فیلم ها مخصوصا فیلم 2019 
دانلود فیلم اسکار مووی؛ معرفی سایت دانلود فیلم
دانلود فیلم؛ اسکار مووی سایتی جامع
 
هیچ چیز مثل تماشای یه فیلم خوب نمی تونه اوقات فراغت رو پر کنه. سایتای زیادی هستن که تو زمینه دانلود فیلم کار می کنن ولی امروز می خوام یه سایت به نام اسکار مووی بهتون معرفی کنم که می تونه تو دانلود فیلم کمکتون کنه. اسکار مووی تو زمینه دانلود فیلم تو تموم ژانرها کار می کنه و همین می تونه اونو به یک مرکز عرضه فیلم معرفی کنه. ارشیو کامل فیلم ها مخصوصا فیلم 2019 
دانلود فیلم اسکار مووی؛ معرفی سایت دانلود فیلم
دانلود فیلم؛ اسکار مووی سایتی جامع
 
هیچ چیز مثل تماشای یه فیلم خوب نمی تونه اوقات فراغت رو پر کنه. سایتای زیادی هستن که تو زمینه دانلود فیلم کار می کنن ولی امروز می خوام یه سایت به نام اسکار مووی بهتون معرفی کنم که می تونه تو دانلود فیلم کمکتون کنه. اسکار مووی تو زمینه دانلود فیلم تو تموم ژانرها کار می کنه و همین می تونه اونو به یک مرکز عرضه فیلم معرفی کنه. ارشیو کامل فیلم ها مخصوصا فیلم 2019 
دوست دارم کسی رو داشته باشم که دقیقا ازم بپرسه از ده تا چند تا غمگینی؟ دوست ندارم وقتی ناراحتم بهم بگین چی‌کار کنم که ناراحت نباشم! اینو خودم بلدم.راهش فقط خوابه برای من و اگر می‌بینید بیدارم یعنی ترجیح دادم ناراحت باشم در این لحظه! دوست ندارم سرزنش بشم. دوست ندارم غصه روی غصه جمع کنم!! مهسو بهم یادآوری می‌کنه آدم شاکری نیستم. خب بله، نیستم! و ماریا بهم میگه همه این حال غر داشتنات تلقینه. بله، من امروز فهمیدم دقیقا تقصیر خودم نیست که انقدر نا
بسم الله الرحمن الرحیم
 
توی اورژانس مریض ها بر اساس وخامت حالشون چند دسته میشن.ما یه اورژانس شماره یک داریم که بهش احیا هم میگیم و مریض های خیلی بدحال بدو ورود میان اونجا.
 
یه اقای موتور سواری رو اوردن اورژانس یک که تصادف کرده بود و نیاز به اقداماتِ سریع اساسی داشت.برای اینکه اینجور جاها همراه ها توی دست و پا نباشن، ورود همراه به بعضی بخش ها (مثل احیا، icu و .) ممنوعه.یه دختر خانم جوون حدودا 25 ساله همراهِ این اقای 40 ساله بود و موقع کارای ما وا
دانلود فیلم اسکار مووی؛ معرفی سایت دانلود فیلم
دانلود فیلم؛ اسکار مووی سایتی جامع
 
هیچ چیز مثل تماشای یه فیلم خوب نمی تونه اوقات فراغت رو پر کنه. سایتای زیادی هستن که تو زمینه دانلود فیلم کار می کنن ولی امروز می خوام یه سایت به نام اسکار مووی بهتون معرفی کنم که می تونه تو دانلود فیلم کمکتون کنه. اسکار مووی تو زمینه دانلود فیلم تو تموم ژانرها کار می کنه و همین می تونه اونو به یک مرکز عرضه فیلم معرفی کنه. ارشیو کامل فیلم ها مخصوصا فیلم 2019 
سلام
 
دیشب ساعت 2-3 بیدار شدم و خبر رو دیدم. دیگه خوابم نمیبرد و نشستم یکم کار کردم و توییت خوندم و . تا 7. خدا رحمتشون کنه.
خوش بحالشون که داستان زندگی جالب و پر اثری داشتن. برای چیزی که میخواستن جنگیدن و تهشم به یکی از بهترین شکل ها که کشته شدن غیر مستقیم باشه تمومش کردن.
خیلی دوست دارم تو راهی که بهش ایمان دارم کشته بشم. داستان خوبی میشه. فعلا دارم دنبال یه راهی میگردم که بهش بتونم ایمان داشته باشم. 
 
بگذریم 
 
ساعت 7 گفتم تا 9 بخوابم که مغزم کا
از وقتی یادم میاد‌ عاشق کتابا و فيلما و کارتون های ماجراجویی و جنایی بودم. خیلی زودتر از سنی که باید پوآرو و خانم مارپل میدیدم و کتابای آگاتا کریستیو میخوندم. همون جوری که هنوز هم عاشق کتاباشم و سعی میکنم سالی یکی دوتاش رو بخونم. خلاصه من عاشق فیلم و کتاب جنایی، سال قبل یه هفته مونده به عید برای خرید کتاب دست خودمو گرفتم و رفتم شهر کتاب چهارباغ. داشتم دنبال کتاب برای عیدی دادن به اقوام میگشتم که چشمم به عکس رولینگ روی قطع یکی از کتابا خورد. رف
خیلی اوضاع یجوریه نمیفهمم. از یه طرف دوست دارم هرچه زودتر تموم بشه این اوضاع مزخرف و از ی طرف دوست دارم ب دیرترین شکل ممکن بگذره تا بتونم بیشتر بخونم .
چند روز پیش کلاسا تموم شد ۶غروب بود اومدم بزنگم بیان دنبالم یادم اومد ک باید پیاده برم و از بخت بد دیر یادم افتاد و بچه های هم مسیر رفته بودن .
هوا خیلی سرد بود .سوز عجیبی داشت .خواستم زنگ بزنم ب آژانس و بعد خریت محض کردم و ب سرم زد پیاده برم حال و هوام عوض بشه .
رسیدم سر کوچه زیاد شلوغ نبود
میبینی ؟! سکوت کردم و خودم زیاد حرف نمیزنم که شرح حال نشه. نمیدونم چیکار کنم که این اتفاق نیفته. ولی الان طاقت نیاوردم. راستش هنوز به خاطر این که نیست و نمیشه باشه ناراحتم اما کاری نمیتونم کنم. برای پرت کردن حواسم سرمو گرم کارام میکنم جوری که وقت غصه خوردن نداشته باشم یا شاید بیشتر عصبانیت و کلافگی رو عقب برونم. فقط فکر میکنم باید کار کنم باید بخونم ، بشنوم ، ببینم ، فکر کنم. این روزا خوب و بد میگذره. جای مها هم خالیه. دلمم برای رشت تنگ شده. فيلما
دلم بچگی هامو میخواد. نه اینکه به گذشته برگردما! نه اصلا! من حاضر نیستم حتی یک روز به گذشته برگردم. ولی دلم میخواد حس و حال اون موقع هام برگرده. اون زمونا خیلی ذوق واسه همه چیز داشتم. اینکه میگم بچگی هام اونقدرا هم دور نیست. شاید بشه گفت ۸ یا ۹ سال پیش که ابتدایی یا راهنمایی بودم.
 اره داشتم میگفتم. خیلی ذوق داشتم! هر مناسبتی واسم حس خاصی بوجود می اورد. عید که میشد و بوی بهار که میومد، حس تازگی و نشاط داشتم. تابستون حس خوب تعطیلات و گردش و مسافرت، م
اینا پست های کانالم از دیشب تا حالاست. 
قرار بود اینجا رو اونجا کپی کنم الان برعکس شده :))
 
دیشب ساعت 1 ونیم شب:
 
احتمالا به زمان انتقالم به بخش هم نمیرسه و تا جواب cbc بیاد من تمام بدنم عفونی شده!! از بس اینجا همه مریضا تو حلق همن، از بس اینجا کثیفه، از بس اینجا بوی گند میده!! بعد نگین چرا رضایت شخصی میدی میری خونه ! 
 
*******
 
چند دقیقه بعدش:
 
پلاکتمان 30 و 9  هزار است فقط :|گلبول های قرمز هم همگی کوشولو و در عین حال کم! 
+ منتظر خون و پلاکت یه بنده خدای
سلام
امشب جاتون خیلی خیلی خالی بود. رفتیم با چند نفر از بچه ها جوکر رو دیدیم. به طرز خیلی خوبی فیلم خیلی خوبی بود. البته دیگه اخیرا نمیتونم به شدت قبل فیلم ببینم و نظرم راجع به فیلم دیدن عوض شده. نمیدونم من سابق دوست میداشتم این فیلم رو یا نه. 
بهر حال. موضوع این نیست.
موضوع اینه که یه عادت خیلی بدی که اخیرا خیلی به چشمم میاد، کوچیک کردن یه موضوع بزرگ هست طوری که بشه نقدش کرد. شایدم واقعا فقط من زیادی حساس شدم.
ولی این که خیلی وقتا بعضیا رو میبینم
دانلود فیلم اسکار مووی؛ معرفی سایت دانلود فیلم

دانلود فیلم؛ اسکار مووی سایتی جامع

هیچ چیز مثل تماشای یه فیلم خوب نمی تونه اوقات فراغت رو پر کنه. سایتای زیادی هستن که تو زمینه دانلود فیلم کار می کنن ولی امروز می خوام یه سایت به نام اسکار مووی بهتون معرفی کنم که می تونه تو دانلود فیلم کمکتون کنه. اسکار مووی تو زمینه دانلود فیلم تو تموم ژانرها کار می کنه و همین می تونه اونو به یک مرکز عرضه فیلم معرفی کنه. ارشیو کامل فیلم ها مخصوصا فیلم 2019 ی
دانلود فیلم اسکار مووی؛ معرفی سایت دانلود فیلم

دانلود فیلم؛ اسکار مووی سایتی جامع

هیچ چیز مثل تماشای یه فیلم خوب نمی تونه اوقات فراغت رو پر کنه. سایتای زیادی هستن که تو زمینه دانلود فیلم کار می کنن ولی امروز می خوام یه سایت به نام اسکار مووی بهتون معرفی کنم که می تونه تو دانلود فیلم کمکتون کنه. اسکار مووی تو زمینه دانلود فیلم تو تموم ژانرها کار می کنه و همین می تونه اونو به یک مرکز عرضه فیلم معرفی کنه. ارشیو کامل فیلم ها مخصوصا فیلم 2019 ی
دانلود فیلم اسکار مووی؛ معرفی سایت دانلود فیلم

دانلود فیلم؛ اسکار مووی سایتی جامع

هیچ چیز مثل تماشای یه فیلم خوب نمی تونه اوقات فراغت رو پر کنه. سایتای زیادی هستن که تو زمینه دانلود فیلم کار می کنن ولی امروز می خوام یه سایت به نام اسکار مووی بهتون معرفی کنم که می تونه تو دانلود فیلم کمکتون کنه. اسکار مووی تو زمینه دانلود فیلم تو تموم ژانرها کار می کنه و همین می تونه اونو به یک مرکز عرضه فیلم معرفی کنه. ارشیو کامل فیلم ها مخصوصا فیلم 2019 ی
:( اشکمو در آورد
خیلی دوز عشقش بالا بود
برفی ( رانبیر کپور) یه پسر ناشنواس ( طبیعتاً حرفم نمیتونه بزنه) که یکمم شیطنتاش زیاده و از لحاظ عقلی هم نه اینکه کم داشته باشه، اما کارای متعارف نمیکنه. خیلی برونگرا و شاد و آزاد زندگی میکنه. 
ی ، دختر یه سروانه که برای یه مدتی میاد توی اون محله، و اینا رفته رفته به هم علاقه مند میشن. اما ی نامزد داره و بعد از مدتی باید برگرده. دیگه بقیه شو براتون تعریف نمیکنم. اما همینو میگم که بدونید داستان اصلی شا
جوک جدید خنده دار
‏تو فيلما دیدید طرف وسط مهمونی یهو میره تو تراس سیگار میکشه بعد یه داف مشتی میاد پیشش؟
اقا همش دروغه من رفتم سیگار کشیدم بابام داشت از اون بالا پرتم میکرد پایین شوهرخالم نذاشت
 خنده دار ترین جوک ها
‏به مامانم میگم این چجور چاییه ریختی؟ چرا نصفه ست؟
میگه: فرض کن تا همینجاشو خوردی، الان میخوای مابقی رو بخوری
قشنگ منطق و فلسفه رو کوبید از نو ساخت
جوک های خنده دار
دخترا تو سن 18 سالگی فقط به دکتر و خلبان با تمام امکانات فکر میکن
١. کتابا، فيلما، آهنگا، حرفا، ایده‌ها هر چیزی که باعث شه تصوراتمون نسبت به جهان واقعی و جهان ایده آل گسترش پیدا کنن هر چیزی که باعث شه عمیق‌تر فکر کنیم، عمیق‌تر حس کنیم، عمیق‌تر نگاه کنیم، هرچیزی که باعث بشه پیچیده‌تر باشیم، پیچیده‌تر ببینیم و احساسات پیچیده‌تری داشته باشیم و بالطبع عقایدمون هم پیچیدگی‌های عجیب و غریب پیدا کنن، هر چیزی که باعث شه تعداد قدم‌های کمتری بین دوراهیای زندگی‌مون باشه، هر چیزی که انتخاب‌ها و شرایط‌های
هیچکسی فکرش رو هم نمیکرد که گریم و متعادل سازی چهره تا این حد در بین خانم ها پرطرفدار باشه. سابق بر این در هر شهری تنها تعداد انگشت شماری متخصص گریم و میکاپ وجود داشت و باید چندیدن روز و در برخی مواقع چندین هفته تو نوبت و صف متخصص گریم میموندن، تا بلاخره نوبتشون می‌رسید.
تعداد متخصصین گریم و میکاپ در ایران کم است
در شرایط کنونی هم با وجود اینکه تعداد زیادی متخصص گریم توو شهرهای مختلف وجود داره، اما هنوز نیاز جامعه به وجود چنین متخصصانی بالا ا
1.این مدت گرفتار یه افسردگی خفیف بودم که تنم رو هم بیمار کرده بود.ناراحتی و شاد نبودن مسلما انتخاب هیچ آدمی نیست ولی گاهی پیش میاد و نمیفهمی چت شده و چرا به اینجا رسیدی.گاهی محیط پیرامون و اطرافیان باعث میشن بیشتر بری تو خودت.خودم بارها شده بود موقع خوندن آدم ها تو ذهنم نسخه میپیچیدم که پاشو! چقدر انرژی منفی! بلند شو و هرکاری که حالت رو خوب میکنه انجام بده.انقدر ضعف نشون نده و بلند شو و حرکت کن و شاد باش.ولی گاهی نمیشه.حرف زدن و نسخه پیچیدن آسونه
شونصد بار این صفحه رو باز کردم و بستم. 
باید بنویسم، اما چی؟
کلمات منسجم نیستن، می پرن از سرجاشون.
به قول مامان باید ادای دین کنیم.
حقیقت اینه که تنها تایم عزاداری برای من تو کل سال، ده روز اول محرمه. یا شایدم بود. فقط هم ده روز اول. و از صدا و سیما حرصم می گیره که دو ماه همه چیز رو تعطیل می کنه و اعصاب آدم رو بهم می ریزه.
چرا بود؟
نمی دونم.
می گن بادآورده رو باد می بره. انگار اعتقاداتم رو باد آورده بود که یهویی رفتن.
حالا رفتن؟
نمی دونم.
آره، نمی دون
دانلود آهنگ فوق العاده تبر از 
shahin najafi tabar download
 
 
 
 
 
 
متن آهنگ تبر» از :
 ♬♪♪♫♪♬
ببین ، داستان درختی که تبر شده منم
اون قد خط زدن رو تنمون ،دفتر شدم
به خیرشون امیدی نبود از اول
منم ریشه رو زدم براشون شر شدم
 ♬♪♪♫♪♬
 
 
 
برای دانلود آهنگ لطفا به ادامه مطلب مراجعه فرمایید
 
 
من راه‌ های دورو دیدم، من پیچش مو‌ رو‌ دیدم
هم‌ پای خائن از پشت و برق چاقو رو دیدم
کرم شاعر شد از درخت صدام رفت بالا
تا حالا دیدی درخ
 چیزایی که دلم میخواد تا 18 و سه ماه سالگی انجام بدم و شاید حتی بعدش ادامه شون بدم : ( ممکنه حتی زیادی زیاد باشن و بذارم بعد 18 سالگی!)
 
1- من الان 15 سالمه و هنوز یه ساز هم یاد نگرفته ام، سنتور و هنگ درام یاد بگیرم.
2- نقاشیامو گسترش بدم، روی کاغذ باکیفیت تر بکمششون، قابشون کنم و برم کلاس های مرتبط با نقاشی و سطحمو ببرم بالا
3- از نقاشیام روی محصولات مختلف چاپ کنم و یه کسب و کار کوچولو واسه خودم درست کنم :)
4- واقعیت اینه که من هنوز دوچرخه سواری بلد نیست
دلیل نمیخواد باید یه مداد برداری, تنبلی رو هم بزاری کنار و شروع کنی به نوشتن ! البته عصر تکنولوژیه پس باید لپتابت رو روشن کنی, بشینی پشتش و زور بزنی به مخت تا یه موضوعی برای نوشتن پیدا کنی بعد مانور بدی روش و بشه یه نوشته که بفرستی برای گروه نویسندگان متواضع تا دوستانی بهتر از آب روان  بخونن و به به چه چهی نثارت کنن و یا نقدی بفرماین تا شاید به خود آیی و به خدایی رسی ،بزارین حالاکه بحث نوشتن شد یه سرکی بزنیم به خاطره ی چند سال پبش دوره ی دبیرستان
چرا اینطوریه از یه طرف خوشحالم شوقی دارم میدونم تازست
اینکه امیدی هست
سمت ها کار خدا رو میبینم

از یه طرف هم اونقدر ناراحتم قلبم می سوزه میگیره که .
بگذریم حرفهام رو به وقتش یه جای دیگه میزنم
هر چی خدا بخواد .
اما مگه دارن کجا زندگی میکنن حتی اون مذهبی هاشو میگم
چقدر سخته فهمیدن محیط , بروز موندن, شرایط
فهمیدن اینکه باید چطور مسئولی بود انقدر کتاب هست حداقل باید از یه جایی رفرنس داشته باشی یا از تعقلت یا از کتابی چیزی
چه مانعی هست چه سدیه ک
خب عزیزانم بیاین کمی حرف بزنیم.
حرف دونم پر شده. هر چند برگشتم به هفت_ هشت سال پیش و گه گاهی با دوستام اس ام اس بازی می کنم ولی حال نمی ده خدایی.
این روزا چند تا کتاب دستمه که فقط یکی شونو تموم کردم. "لمس بام دنیا" داستان واقعی اریک واینمایر یه کوهنورد نابیناست که هفت قله بلند قاره ها و از جمله اورست رو فتح کرده. علاوه بر اون توی صخره نوردی هم مهارت داره و صخره ال کاپیتان رو صعود کرده. ال کاپیتان همون صخره عمودیه که مستند فری سولو رو براش ساختن. در
 تو این مدت که نت نیست چه قدر من پست میذارم!
امروز به موقعش رفتم اون بالا که هیچکس نباشه و بهش زنگ زدم.گفت خب از اوضاع درسی بگو.گفتم فعلا خوبه.و من الان مشکلی با درس ندارم.مشکلم خونه است.گفتم من چیکار کنم که عین خیالم نباشه این بحثارو؟گفت امکان نداره بتونی بیخیال باشی!
گفت این مشکلات یا متمادی هستن یا گذرا. اگر دوست داری بگو چی هستن، اگرم راحت نیسی ما یه سری اصول کلی میگیم.واااای خدا خیرش بده که این راهو جلوی پام گذاشت که نخوام توضیح بدم.خلاصه
 تو این مدت که نت نیست چه قدر من پست میذارم!
امروز به موقعش رفتم اون بالا که هیچکس نباشه و بهش زنگ زدم.گفت خب از اوضاع درسی بگو.گفتم فعلا خوبه.و من الان مشکلی با درس ندارم.مشکلم خونه است.گفتم من چیکار کنم که عین خیالم نباشه این بحثارو؟گفت امکان نداره بتونی بیخیال باشی!
گفت این مشکلات یا متمادی هستن یا گذرا. اگر دوست داری بگو چی هستن، اگرم راحت نیسی ما یه سری اصول کلی میگیم.واااای خدا خیرش بده که این راهو جلوی پام گذاشت که نخوام توضیح بدم.خلاصه
اگر یک روز،یک ساعت، ناگهان همه چیز بخواهد به یک چیز تبدیل شود، برترین آنها عشق ورزیدن است.
داستایوفسکی
-----------------------------------
عاشق هیچ زنی نمی شود هیچ شاعری و عاشق هیچ مردی هیچ ای
عاشق هیچ رعیتی نمی شود هیچ شاهزاده ای و عاشق هیچ درویشی هیچ پادشاهی
-----------------------------------
چرا به اندازه‌ی نگاه‌هام تصویر از تو در یاد ندارم ؟ کجای روزهایی که گذشت یادهای امروز پنهان شده است
سیدمحمد مرکبیان
-----------------------------------
و عشق  نرسیدن من بود  به قطاری  ک
اگر یک روز،یک ساعت، ناگهان همه چیز بخواهد به یک چیز تبدیل شود، برترین آنها عشق ورزیدن است.
داستایوفسکی
-----------------------------------
عاشق هیچ زنی نمی شود هیچ شاعری و عاشق هیچ مردی هیچ ای
عاشق هیچ رعیتی نمی شود هیچ شاهزاده ای و عاشق هیچ درویشی هیچ پادشاهی
-----------------------------------
چرا به اندازه‌ی نگاه‌هام تصویر از تو در یاد ندارم ؟ کجای روزهایی که گذشت یادهای امروز پنهان شده است
سیدمحمد مرکبیان
-----------------------------------
و عشق  نرسیدن من بود  به قطاری  ک
سلام
*ببخشید بابت انتشار مجدد از 4 نفری که پست رو دیدن یه تیکه ی کوچیک بهش اضافه کردم. اگه خوندید خیلی تغییری نکرده به اونصورت*
یکی از رفتارای باحال ما آدم ها ارتباط احساس و هنره.
 
تو مقیاس بزرگ نگاه کنیم، یعنی اگه از بیرون سیاره بهش نگاه کنیم این رو میبینیم که همون طور که تو بهار و تابستون محصول میشه کاشت برای زمستون که چیزی در نمیاد، همین وضعیت سر اجساسات و هنر هم هست.
 
بزارید اینطوری بازش کنم
 
هنرمند ها رو اگه از نزدیک دیده باشید،
 
بد بختن.
 
 
همهٔ مردم تهران می‌دانستند که داش همین افسونه» دروغ می‌گوید و خود داش همین هم می‌دانست همه می‌دانند که دروغ می‌گوید. اما آدم‌ها وقتی چشم در چشم می‌شوند دکمهٔ فراموشیِ خودخواسته را فشار می‌دهند و به گونه‌ای شگفت و هماهنگ در توافقی که حتی بر زبان نمی‌آورند با هم قرار می‌گذارند که دروغ‌ها را راست کنند و بدی‌ها را خوب. داش همین هیچ‌وقت داستایفسکی و فروید و یونگ نخوانده بود؛ اما این را می‌دانست که وقتی دروغ می‌گوید دیگران می‌دانن
همهٔ مردم تهران می‌دانستند که داش همین افسونه» دروغ می‌گوید و خود داش همین هم می‌دانست همه می‌دانند که دروغ می‌گوید. اما آدم‌ها وقتی چشم در چشم می‌شوند دکمهٔ فراموشیِ خودخواسته را فشار می‌دهند و به گونه‌ای شگفت و هماهنگ در توافقی که حتی بر زبان نمی‌آورند با هم قرار می‌گذارند که دروغ‌ها را راست کنند و بدی‌ها را خوب. داش همین هیچ‌وقت داستایفسکی و فروید و یونگ نخوانده بود؛ اما این را می‌دانست که وقتی دروغ می‌گوید دیگران می‌دانند د
توی کادر خالی پیامک جدید، تایپ کردم : دارم میام بندر ببینمت دوست جان. قرارمون همون جایهمیشگی .صفحه ی گوشی را خاموش کردم و گذاشتمش توی جیب پالتویم. در عقب دویست و شیش سفید رنگی کهمعطل من ایستاده بود را باز کردم و کنار لیلا نشستم . بحث شان گرم بود . لیلا لبخندی به من زد و از تویاینه جلوی ماشین ، چشمکی به اقا رضا زد و گفت :- خبرش توی کل دنیا پخش شده . جنجالی راه افتاده سرش .در را که بستم ، اقا رضا پایش را روی گاز گذاشت و به سمت خیایان اصلی پیچید و گفت :- ب
 رمان عاشقانه قسمت دوم . فائزه در مرز عراق ۲
رمانکده کلیک کنید 
با کشته شدن علی حالم به کلی دگرگون شد.صحنه منفجر شدنش هیچ وقت یادم نمیره.جوری تیکه تیکه شد که حتی نتونستن سرشو پیدا کنن!تنها چیزی که ازش موند یه دست بود،وقتی اینو شنیدم حالم بد شد و از سنگر بیرون اومد و یه گوشه ای بالا اوردم.مرتضی اومد کنارم وایساد و گفت:_خیلیا اینجوری شهید شدن برادر،خیلی خودتو ناراحت نکن!از این حرفش انقد عصبانی شدم که بدون اینکه بهش جواب بدم از جام بلند شدم و به
   
-حالا چی کار کنیم؟
یکی از شونه هاشو بالا انداخت و گفت:
-من چه می دونم منم تازه بهم خبر دادن حالا تا شب خبرت می کنم من برم یکم کار دارم میخواستم این خبرو بهت بدم
از روی صندلی بلند شد
-خب فعلا خداحافظ
با صدای ارومی خداحافظی کردم نمیدونم چرا دلشوره بدی به جونم افتاده بود حس می کردم میخواد یه اتفاق بدی بیفته ولی چه اتفاقی خدا عالمه
با صدای هاجر به خودم اومدم
-خانم اتفاقی افتاده؟
با تعجب می گم:
-نه چرا ؟
-اخه دیدم رنگتون بدجوری پریده
-نه چیزی نیست تو
 رمان قسمت اول.
فائزه در مرز عراق 
 . نویسنده اثر ؛  شهروزبراری صیقلانی،   بازنشر از پست بانک رمان. 
در را بهم کوبیدم اما مادرم دوباره آن را باز کرد و با عصبانیت گفت:
_فائزه تو هیچ جا نمیری،فهمیدی چی شد؟!
_مامان مگه تو نمیگی خواسته های من خواسته های توئه؟پس-
حرفم را قطع کرد و داد کشید:
_اینی که تو میگی بازی با جونته بیچاره،میفهمی؟فک کردی خونه خاله پریه بری که مثلا بری چای باغ و پشت بوته ها شیطنت و با دختر خاله آرزوت تفنگ بازی کنی برگردی؟!
:مامان م
چندی است که مردد هستم شبیه آنچه که وحید جلیلی عزیز نوشته و خطاب به همان عزیزی که ایشان نگاشته، دلنوشته ای را بنویسم. دلنوشته ای از همان جنسی که آقا وحید نوشت و چه زیبا نوشت.
شبا هت هایی عمیق به لحاظ حوزه کاری با آقا وحید داشته و دارم و به همین  میزان که او دلش خون است شاید بیشتر از آن دل خونی دارم از غربت و تنهایی حضرت آقا که به قول سید حسن نصرالله در کشور خودش تنهاست!!
شاید باورش برای عده ای سخت باشد که چرا رهبری تنهاست ولی برای آنان که مجبور بود
عکس آقای خامنه ای

تبلیغات

آخرین مطالب