نتایج پست ها برای عبارت :

اهآهنگ بازمان دلم گرفته گریه ام اختیاریا نیست

همه چیز ارام.ارامباورت می شوددیگر یاد گرفته ام شبها بخوابم " با یک آرامبخش "تو نگرانم نشو !همه چیز را یاد گرفته ام !راه رفتن در این دنیا را هم بدون تو یاد گرفته ام !یاد گرفته ام که چگونه بی صدا بگریم !یاد گرفته ام که هق هق گريه هایم را با بالشم بی صدا کنم !تو نگرانم نشو !!همه چیز را یاد گرفته ام !یاد گرفته ام چگونه با تو باشم بی انکه تو باشی !یاد گرفته ام نفس بکشم بدون توو بی یاد تو !یاد گرفته ام که چگونه نبودنت را با رویای با تو بودن.و
مامان دیشب خواب خیلی بدی دیدم. خواب دیدم مامانِ آدرین میگه آدرین ایدز گرفته. انگار از مادرش به صورت ارثی گرفته بود. وای مامان انقدر گريه کردم. انقدر گريه کردم. مامان من با اینکه هنور بچه ام، ولی گريه کردن بخاطر عشق را می فهمم. مامان تو هیچوقت بخاطر عشق گريه کردی؟
 
 
آدرین: نام ‌کوچک پسر گربه ای در کارتون دختر کفشدوزکی است.
داغ توچون مُحرم است گريه امان نمیدهد/دیده مثال زمزم است گريه امان نمیدهد/شورش دل برای تو وصل به کربلاشده/قلب سرای ماتم است گريه امان نمیدهد/نام شریف قاسمت یاد زنینوادهد/چون به شهید همدم است گريه امان نمیدهد/سوی نبرددشمنان اسوه ی بر حماسه ای/نام توشورومَحرم است گريه امان نمیدهد/لشکررهبری زتو عشق ولاگرفته است/یاری حق فراهم است گريه امان نمیدهد/لحظه وصل جمعه ات درسحرش فراق شد/عشق ولی چومرهم است گريه امان نمیدهد/نورامید شیعیان همچو سلیمانی اس
تازگی شدیدا احساس بیچارگی و درماندگی دارم‌. دوست دارم از رختخوابم جدا نشوم و تا شب و شب تا صبح زار بزنم. اصلا انگار تمام وجودم گريه میکند و زار میزند. نه اینکه فکر کنید هی بشینم گريه کنم نه اصلا از همه حرکاتم و رفتار و اعمال و گفتارم گريه سرشار است. با کوچک ترین چیزی احساساتی یا عصبی میشوم. بعد تا سر حد دیوانگی غمگین و ناراحت. 
بهش میگویم فکر کنم پی ام اس گرفته ام بعد فکر میکنم پی ام اس که گرفتنی نيست. ثمین میگوید این جیزهای عجیب و غریب را از کجا
باراک اوبامامشغول حروف نگاری درتوئیترباخانم های مختلف بود.این حروف نگاری های تمدارهای مردباعث شده وقت هدررود.این نگاه هیلاری کلینتون که به کشیدن نقاشی درجلسات مهم شهره گشته بوددررابطه بات مداران مردبود.
اوحوصله شنیدن سخنرانی هایی بازمان طولانی رانداشت وحتی ایمیل های خودرامداوم پاک مینمودحتی اگرطرف مقابل فردی مهم بودایمیل هایی که باسلام آغازمیشدندحذف مینمود.
نحوه پرداخت به تصمیم گیری یک اصل مهم درت به شمارمیروداین سخن نه
. بیان مسئله 5-1- ابعاد و حدود مسئله یکی از اامات معماری در اقلیم گرم و خشک ایران، رساله اقامتگاه کوهستانی توجه به ایجاد مطلوبیت و آسایش حرارتی است. کم و ارزشمند بودن آب سبب شده است تا راهکارهای گوناگونی برای حصول به این هدف مورداستفاده قرار گیرد. یکی از این راهکارها ایجاد خرد اقلیم در قالب حیاط، باغ و باغچه است. در خانه‌های سنتی ایرانی وجود این حیاط‌های مرکزی علاوه بر تعدیل دما، قابلیت‌های دیگری را نیز به فضا اضافه می‌کنند. در این پژوهش م
خبر کوتاه بود: گفت با تو خوشحال نيستم، با مائده خوشحالم.
خداحافظی سختی کردیم، گريه کرد، گريه کردم، گريه کردم،‌گريه کرد، دستم را فشرد و بوسید و با گريه گفت مراقب خودت باش. گفتم باشه. گفت قول میدی؟ گفتم باشه.
دلتنگی امان از ما برید.
گريه کردن مردان یکی از مسائلی است که حول و حوش آن کلیشه های فرهنگی خشک و متعصبانه ای شکل گرفته است. در واقع از مردان انتظار می رود که گريه نکرده و هیجانات خود را بازداری کنند. این مسئله در طول رشد کم کم به مردان تحمیل می شود و از آن ها انتظار می رود مردانه رفتار کنند. این انتظارات و کلیشه های فرهنگی زمینه ساز مشکلات جسمانی و روانی می شوند. والدین با دامن زدن به این کلیشه ها این باور غلط را در فرزندان خود شکل می دهند. در این مقاله جوانب مختلف گری
افزایش مراجعه کنندگان در مطب ها
زمان طبقه‌بندی و تازه‌سازی فرارسیده.پایان تمام مراحل نوسازی است. یک مرور بر روی تمام اقداماتی که تاکنون انجام داده و به‌پایان رسانیده‌اید. به نظر می‌رسد وقت بازرسی و ارزیابی تمام موارد بازاریابی و برند سازی فرارسیده است. بهتر است تمام عناصر موجود از لوگو، ورسایت و حتی نام برند را بررسی جزئی نمایید.
احتمالاً در حال حاضر وقتی به لوگو، وب‌سایت و نام تجاری خود نگاه می‌کنید، آهی می‌کشید و احساس تمام‌شدگی م
حسین منزوی یک حافظ دیگر است ادای کسی را در نمی آورد کپی حافظ نيست اما حافظ دیگریست چه قدر دیر با منزوی مانوس شدم چه قدر دیر.
 
غزل 210 حسین منزوی
 
چشمان تو که از هیجان گريه می کنند    
در من هزار چشم نهان گريه می کنند
نفرین به شعر هایم اگر چشم های تو
اینگونه از شنیدنشان، گريه می کنند
شاید که آگهند ز پایان ماجرا
شاید برای هر دومان گريه می کنند!
 
بانوی من! چگونه تسلایتان دهم؟
چون چشم های باورتان گريه می کنند
پر کرده کیسه های خود از بغض رودها
چون ا
آمده ماه محرم گريه کن بهرحسین/شدبپاصدخیمه غم گريه کن بهر حسین/یادمان کربلا و روز عاشورا شده/این جهان شدغرق ماتم گريه کن بهرحسین/یک یک یاران مولا شدشهید راه دین/تشنه کامی شد فراهم گريه کن بهرحسین/آن یتیم مجتبی شدقهرمان عاشقی/قاسمش باشورهمدم گريه کن بهرحسین/اکبررعناجوانش شبه پیغمبر بود/نزدبابابودمرهم گريه کن بهرحسین/اصغرشیرین زبانش پرپربرروی دست/اشک شیعه گشته زمزم گريه کن بهرحسین/علقمه درانتظارمقدم عباس بود/اوگرفته بازپرچم گريه کن بهرحس
سلام عزیز دلم
احوالت چطوره؟
خیلی وقت بود با بزرگیات حرف نزده بودم :)
می‌دونی بابا یه وقتایی احتمالا من می‌بینم که تو داری تو خلوت خودت گريه می‌کنی و خب این چیز طبیعیه! حتی خیلی خیلی بزرگتر از تو هم گريه می‌کنن و خب البته که گريه داریم تا گريه :)
یه وقتایی گريه برای دلتنگیای کوچیکه یه وقتایی برای غرای کوچیک و بزرگ و یه وقتاییم برای روضه که این آخری از همشون مهمتر و بهتر و قشنگتر و با ارزش تره!
ولی به خودم گفتم هر وقت دیدم داری گريه می‌کنی اول از
سلام عزیز دلم
احوالت چطوره؟
خیلی وقت بود با بزرگیات حرف نزده بودم :)
می‌دونی بابا یه وقتایی احتمالا من می‌بینم که تو داری تو خلوت خودت گريه می‌کنی و خب این چیز طبیعیه! حتی خیلی خیلی بزرگتر از تو هم گريه می‌کنن و خب البته که گريه داریم تا گريه :)
یه وقتایی گريه برای دلتنگیای کوچیکه یه وقتایی برای غرای کوچیک و بزرگ و یه وقتاییم برای روضه که این آخری از همشون مهمتر و بهتر و قشنگتر و با ارزش تره!
ولی به خودم گفتم هر وقت دیدم داری گريه می‌کنی اول از
ثبت آمار بدیهی ترین کار برای مدیریت و تصمیم گیری است
در حوزه آتش نشانی کمتر سازمانی از نرم افزار های کامپیوتری برای ثبت وقایع استفاده میکنند و متاسفانه تهیه آمار و گزارش های مدیریتی را بازمان زیاد و به سختی انجام میگیرد
 
در حال حاضر شرکت تگفا نرم افزاری را برای ثبت آمار و ایجاد فوری گزارش های مدیریتی تدارک دیده است که در زیر به تعدادی از گزارش ها اشاره میکنم
 

 

 

 
و مهم تر از همه وجود یک گزارش ساز کارآمد در این نرم افزار است که تهیه هر نوع
دیروز رفیق جان زنگ زد. درست بعد از اینکه از سر زدن به خونه با یه کوله بار غم برگشتم. زنگ زد و گفت چه خبرا؟ گفتم دارم سعی میکنم نزنم زیر گريه و زدم زیر گريه. وسط صحبتمون وروجک از راه رسید و گوشی رو داد بهش تا شروع کنه به دلبری کردن و گريه از یادم رفت. اخرش هم کلی اصرار کرد که حتما تو همین یکی دو هفته باید بیای قم که حالت عوض بشه. وقتی خداحافظی کردیم دیگه دلم گرفته نبود.
شاکر نعمت رفاقتش که نمیدونم از کدوم دعای خیر پشت سرم نصیبم شده هستم اما کاش با خد
خیره ام به تلویزیون
اشکام میریزه
طاقت ندارم 
بابام رفته
مامانم نيست
من و داداشمیم ، 
نمیدونم نامرد بودن براتون چه شکلیه ولی برای من که دیده شد چه سخت چه سخت
هیچ تمرکزی روی درسام ندارم
4تا کلمه میخونم اشکام میریزن
امروز بابام داشت یه چیزی میخوند نمیدونم راست بود یا نه ولی از مکالمات دختر سردار بود
اونجایی که گفت روله بابا دستم روی دهنم بود 
اخرین باری اینقدر گريه کردم یادم نيستفک نکنم واسه یه شهید اینقدر تاحالا اشک ریخته باشم
کاش میتونستم
تا حالا با قلب خالی گريه کردی؟انقدر گريه میکنی که چشمات از کاسه بزنه بیرون
انقدر بی دلیل و انقدر زجر آور گريه میکنی که حتی خودتم دلت واسه خودت میسوزه
بعد از اونهمه تلاشی که واسه دوست نداشتنش کردم، دیدنِ عشقش و حال خوبش و اینکه ازم توقع داشت همه ی عاشقانه هاشو بشنوم کم کم کم کم همه ی توانم و گرفت
زنگ زدم بهش، فقط گريه کردم 
گفت برو بخواب گفتم نمیبره 
گفت انقد گريه کن تا خوابت ببره
گفت بیا باهم بخوابیم
گفتم نيستی که
گفت فقط گوشی رو قطع نکن
فقط
مادرم !
زمانی که خبر شهادتم را شنیدی ، گريه نکن.
زمان تشییع و تدفینم گريه نکن.
زمان خواندن وصیت نامه ام ، گريه نکن.
فقط زمانی گريه کن که مردان ما غیرت را فراموش میکنند ، و ن ما عفت را.
وقتی جامعه ما و بی حجابی فرا گرفت ، 
مادرم گريه کن که اسلام در خطر است!
(وصیت نامه شهید سعید زقاقی)
 
دیروز دفاع کردم.
تازه به خانه برگشته ایم.
حال عجیب و غریبی دارم.
به شدت تشنه نوشتن و تعریف کردنم.
دنبال فرصتی می گردم که سر حوصله بنویسم.
 
پ.ن: پست را نوشتم و رفتم یک دل سیر گريه کردم:)
دیشب که به علی گفتم بعد از خواندن پستت گريه کردم می گفت شما دخترها چرا اینجوری هستید؟:) حالا بیاید ببیند امشب هم گريه کردم فکر کنم حسابی به من بخندد:)) اینطوری است دیگر! ما دخترها خوشحال شویم گريه می کنیم، ناراحت شویم گريه می کنیم، ندانیم چه مرگمان است هم گريه می کنی
سلام.حالا یاد گرفتهام همه‌جا با تو وارد مکالمه شوم. مکالمه‌ای یک نفره. وقتی توی اتوبوس در حال له شدنم. وقتی توی یک جلسه نشسته‌ام. وقتی روی تردمیل می‌دوم. وقتی دمبل‌ها را با مکافات بلند می‌کنم. وقتی توی صف تاکسی ایستاده‌ام. وقتی نصفه شب با چشمان خواب آلود کنار یخچال می‌ایستم و بطری آب را قلپ قلپ بالا می‌کشم. وقتی توی اتاق پرو روبروی یک آینه هستم. وقتی آرایشگر ابروهایم را برمی‌دارد. وقتی روی تخت خواب دراز کشیده‌ام و به سقف نگاه می‌کنم. و
اینکه رفیق باشم برام سخت نيستمیدونی کجاش سخته؟
اونجا که از آدم خوبه ی داستان بودن خسته ای ولی حتی یه شونه واسه گريه کردن نداری
اونجا که همه به روابطتت و دوستات حسودیشون میشه ولی تو حتی نمیتونی به یکیشون بگی چه مرگته
اونجا که گريه هاشون رو بغل کردی ولی تا میای از خودت بگی، میخوری به یه دیوار محکم.
آدما دوست دارن از خودشون حرف بزنن از خودشون بگن، حتی از تو بگن از روابطشون بگن، ولی نشنون
.
.
دیشب دلم گرفت
دیشب تنها نبودم، ولی تنهایی گريه کردم
اینکه خدا توفیق بده بهت، که هوای حرم رو یه جوری متفاوت از بقیه دنیا، حس کنی نعمت بزرگیه
احساس غربت نداشتم توی این چند مدت که کنار حرم، در پناه خدا و حضرت معصومه، درس خوندم
 
امروز رفته بودم حرم
دلم خیییلی گرفت
بازم مثل همیشه خجالت می کشیدم گريه کنم
همه گريه هام حبس شدن
حضرت معصومه هوامو داشته توی این مدت  
نمی دونستم از بانو کریمه، چی حاجت بخوام
خواستم هوای دلمو داشته باشه، بدجوری دلم رو ازم گرفته
و چیزی که خودشون برام بهترین می دونن ق
با همه وجودم،از اعماق قلبم دلتنگم.
اونقدر دلم برات تنگ شده که با هیچ کلمه و جمله ای نمیتونم توصیفش کنم.
آخ که چه دردیه،درد دلتنگی،درد نرسیدن،درد هیچوقت نرسیدن.
گاهی فقط گريه آرومم میکنه.این که بشینم و زار بزنم و های های گريه کنم.با صدای بلند گريه کنم تا آروم بشم.
اولین اپیزود از Anne with an E جایزه افزایش ساعت مطالعه م بود و یک ساعت و نیم گريه کردم و فکر نمی کنم کسی با این سریال اینقدر گريه ش بگیره.گريه کردن های شبانه که توضیحش 'فشار کنکور' نيست! و به هیچکس در این جهان نمیشه درد 'تعلق نداشتن' رو توضیح داد.اونجا که ان نشست رو زمین و گفت: why you did'nt tell me that you don't want me? .من برونگرای پرحرف خیال باف شب ها انگار پوسته بیرونم رو میکنم و از فلسفه های نصفه و نیمه به گريه و بعد ، آغوش خواب پناه میبرم.صبح مثل ان به خودم یاد
هیچ دقت کردین، الان بچه های این دوره که گريه میکنن مامانشون براشون میخونه:گريه نکن جان دلم، ️بچه خوب و خوشگلم،️ گريه کنی چشمای تو پف میکنه میاد جلو، ️قرمز و بد نما میشه،️ نم نمی تا به تا میشه،️ به جای گريه خنده کن،️صورت خود تابنده کن
- اما زمان ما، وقتی که گريه میکردیم مامانمون میخوند:گريه نکن زار زار، میبرمت بازار(یا لاله زار) میفروشمت چهارهزار(قیمتها متفاوت بود)، چهار هزار قدیمی خاک بر سر رحیمی
یعنی اولا که میفرختنموندوما که فحش یادمون
مرد که گريه نمی‌کند» یک جمله مشهور و کلیشه‌ای که تقریبا در تمام فرهنگ‌های زنده دنیاست. اگر چه از نظر علمی گريه کردن یک واکنش طبیعی بدن است اما در فرهنگ‌های مختلف مردی که قوی است گريه نمی‌کند. اما واقعیت چیز دیگری است. مسئله اینجاست که تاریخ و علم هر دو طرفدار گريه کردن مردها هستند. در مجله کوروش به شما در مورد گريه کردن مردها می‌گوییم و این‌که که جمله مرد گريه نمی‌کند تا چه حد از نظر علمی صحیح است، گريه کردن مردان منطقی است و آیا اصلا گری
دل نمی‌کندند.
از هم دل نمی‌کندند. دو ماه کنار هم بودند. برای هم جا باز کرده بودند و خودشان سخت نشسته بودند. وقت گريه و توی تاریکی دستمال‌هایشان را با هم قسمت کرده بودند. اسم هم را یاد گرفته بودند. بچه‌هایشان از خوراکی‌های هم خورده بودند و در دفترهای مشترک، با هم نقاشی کشیده بودند. جانمازهای تو کیفی‌شان را به هم قرض داده بودند. منتظر رسیدن هم مانده بودند. بعضی‌ها هم‌مسیر شده بودند و خانه هم را یاد گرفته بودند. شانه به شانه هم لرزیده بودند
مامان فاطیما بخاطر انفولانزا فوت کرد و من از ترس با صدای بلند گريه کردم
گريه کردم و ارزو کردم ساج بیاید خانه 
بیاید و شب باشد
امد و بغلم کرد و اخرین نخ سیگارش را برایم روشن کرد 
بعد خوابید و من باز هم گريه کردم
از ترس
من این روزها از خودم هم میترسم
وقتی دست های سردم را مدام بین انگشتان تپلش فشار میداد تا گرم شود گفت: خیلی سخته
حتی حالا هم میخواهم گريه کنم، این بار بخاطر اینکه نبودم
در آن همه "سختی" نبودم 
 
 
یک پسر کوچک از مادرش پرسید: چرا گريه می کنی؟
مادرش به او گفت: زیرا من یک زن هستم.
پسر بچه گفت: من نمی فهمم.
مادرش او را در آغوش گرفت و گفت: تو هیچگاه نخواهی فهمید.
بعدها پسر از پدرش پرسید: چرا مادر بی دلیل گريه می کند؟
پدرش تنها توانست بگوید: تمام زنها برای هیچ چیز گريه می کنند.
پسر بزرگ شد و به یک مرد تبدیل گشت ولی هنوز نمی دانست که چرا زن ها بی دلیل گريه می کنند.
بالاخره سوالش را برای خدا مطرح کرد .
او از خدا پرسید: خدا یا چرا زنها به آسانی گريه می ک
دانلودآهنگ شهزاده نامهربان قلب مرا شکستی
؛ بعد از تو هیچ میماند ♫♫♫♫♫♫♫♫♫ از قلبم برای من ♩♪♩♪♩♪♩♪♩♪
؛ بغضم حریف ♫♫♫♫♫♫♫♫♫ گريه هایم نيست ♩♪♩♪♩♪♩♪♩♪
؛ خدای من ♩♪♩♪♩♪♩♪♩♪
؛ این گريه ها یعنی ♫♫♫♫♫♫♫♫♫ شروع ماجرای من ♩♪♩♪♩♪♩♪♩♪
؛ چشم رقیبان ♫♫♫♫♫♫♫♫♫ خورده بر دارو ندار من ♩♪♩♪♩♪♩♪♩♪
؛ دوش شما تنها دلیل♪ انتظار من ♩♪♩♪♩♪♩♪♩♪
؛ دیوانگی دیگر ♫♫♫♫♫♫♫♫♫ نمی یاد به کار من ♩♪♩♪♩♪♩♪♩
دانلود آهنگ شهزاده نامهربان قلب مرا شکستی - موزیک ایرانی
Ahang shahzade namehraban ghalb mara shekasti
دانلود اهنگ شهزاده نامهربان قلب مرا شکستی - موزیک ایرانی
بعد از تو هیچ میماند از قلبم برای من بغضم حریف گريه هایم نيست خدای من این گريه ها یعنی شروع ماجرای من چشم رقیبان خورده بر دارو ندار من دوش شما تنها دلیل انتظار من دیوانگی دیگر نمی یاد به کار من عاشق شدم عاشق چرا از دور میبینم تو را وای از این درد دوری ماندم در آغوش غم در دل تو جا ماندی فقط اما هنوز غرق غروری
بعضی وقت ها دلت خیلی گريه می خواد،ولی گريه نمی کنی.یعنی نمی تونی که گريه کنی.یعنی وقت گريه کردن نداری.اون قدر آدم های نفهم دور و برت ریخته که با خودت فکر می کنی چطور این آدم ها رو تا حالا تحمل کردی.چطور؟تا جایی که دیگه نمی تونی غم و غصه ات رو تحمل کنی و بغضت می ترکه و می زنی زیر گريه.هرچه قدر هم سعی می کنی نمی تونی سر خودت رو با گل و گیاه و ماه بر فراز درخت ها سر گرم کنی.حتی توی این بعضی وقت ها،خوندن یا خریدن کتاب های مورد علاقه ات هم نمی تونه شادت ک
1_۱۶ روزه یه وعده غذایی کامل نخوردم. یا یه ملاقه سوپ بود یا یه تیکه نون و پنیر
سلامتی بهترین نعمت. چند وقت پیش وقتی بعد خوردن غذا حالت تهوع می گرفتم متوجه شدم 
معدم تحمل غذای چرب و سنگین رو نداره.برای همین سعی کردم این چن وقت سبک بخورم تا یه مقداری حالم بهتر بشه.امروز می خواستم برم دکتر، یکم بهتر بودم غذا با حجم کم،  ولی دو بار هم بین روز غذا خوردم.مدام شکم قار و قور می کنه:( تلافی این چند روز سبک خوردن رو می خواد جبران کنه 
2_دلم می خواد برم یه جا و
هروقت مادرم رو بغل میکنم یاد اون طفلونکیها میوفتم و گريه میکنم
من گريه میکنم
مادرم گريه میکنه
همدیگرو بغل میکنیم،محکمه محکمو از خدا طلب ارامش داریم برای عزیزانی که عزیزهاشونو از دست دادن
تا قبل از اینکه بیام ایران،تنهایی اشکهام میریختالان تو بغل مادرم اشکهام سرایز میشه
اولین باریه که اومدم ایران و هم ذوق میکنم و هم گريه.با لبخندِ نه از ته دل
خدایا صبرمون بده.
 
بانو برای همیشه رفت شهر دیگه.
و نشد ادامه ی ۶ ماه رو با هم باشیم.
از بانو خداحافظی کردم.
۷۵ کیلومتر مسیر رو ، تا برسم به مقصد زار زدم.
اونقدر گريه و فین کردم راننده فکر کرد کسی مرده !
اومدم تو پاویون ، احدی تا ب حال گريه من رو ندیده بود؛ همه داشتن سکته میکردن و فکر میکردن چی شده !!! :)))
الآن حالم خوبه ولی خب .
بانو یه عضوی از خونواده امه ، دوستم نيست و جدایی چندان آسون نيست اوایلش .
اشک چشم من سرازیراست
گريه ام برای اصغر نيست
درد تیری که اصغرت دیده
به خدا از رباب بیشتر نيست
سنگ این مردمان پلید
می خورد به سر رباب از بام
دعا می کنم برای رباب
جان دهد قبل کوفه و شام
یاد دندان اصغرش افتاد
آن زمان که سفیدی اش را دید
تکه نانی نبود تیری خورد
حرمله خنده ی علی را چید
نکند که رباب گريه کند
شیر سینه دوباره جوشیده
با خودش زیر لب می گفت
حنجرش را چرا نبوسیده
 
دیر وقت است. نشسته ام پشت میز و درگیر ترجمه های سنگین ام. از لذت همیشگی خبری نيست. دلم گرفته. چند خط ترجمه می کنم، کمی به فکر فرو می روم، دو قطره اشک می ریزم و باز ادامه می دهم. چند خط دیگر. پاراگراف بعدی. قورت دادن بغض با چای سرد و باز چند قطره دیگر. می نویسم و گريه می کنم. گريه ام شدت می گیرد. چقدر خوب که او خواب است و من را این شکلی نمی بیند. چقدر خوب که. چقدر خوب چی؟ چقدر خوب که فقط او برایت مانده؟ احساس تنهایی می کنم. سردم می شود. اشک هایم همچنان
دیر وقت است. نشسته ام پشت میز و درگیر ترجمه های سنگین ام. از لذت همیشگی خبری نيست. دلم گرفته. چند خط ترجمه می کنم، کمی به فکر فرو می روم، دو قطره اشک می ریزم و باز ادامه می دهم. چند خط دیگر. پاراگراف بعدی. قورت دادن بغض با چای سرد و باز چند قطره دیگر. می نویسم و گريه می کنم. گريه ام شدت می گیرد. چقدر خوب که او خواب است و من را این شکلی نمی بیند. چقدر خوب که. چقدر خوب چی؟ چقدر خوب که فقط او برایت مانده؟ احساس تنهایی می کنم. سردم می شود. اشک هایم همچنان
 
مادرم میگه مطهره چیکار میکنی ؟ میگه هیچی ، سختی های روزگارو میگذرونم  - مطهره میگه خاله پیتزایی که خریدم چی شد؟ خاله رفتم پیتزا خریدم تازه 3 تومنم تخفیف گرفته بودم :) اینقدم خوشحال بودم اما نمیدونم چی شد موتوری خورد بهم دیگه بعدشو یادم نمیاد خاله پیتزا هام چی شد؟ کی خوردشون؟ مامانم میگه هیچی ، حتما پرس شد با زمین ، کسی نخوردشون داییم گفت از این ب بعد برا مطهره جشن پیتزا میگیریم :)
- میگه خاله من این اتفاق برام افتاد فهمیدم همه منو خیلی دوست د
ای تو آن که صدای گريه ات حتی در سکوتِ مرگبارِ شب به گوشِ کسی نمی رسد؛ای تو آن که نگاه ها از تبرک به چهره ی مقدست محروم اند؛در کدامین قبه ی متبرکه به انتظار برخواستن بانگِ ظهورت نشسته ای؟در کجای آسمان با خدایمان برای ما دعا می کنی؟در کدامین شب از حوالیِ بی خیالیِ ما گذر کرده ای و گردِ پاکِ محبتت را بر دامان ما نشانده ای کِ اینچنین مجنونِ رایحه ی بهشتی ات شده ایم؟کجای زمان برای ما دستانت را به سمتِ خدا گرفته ای کِ در دل شب نامت بر قلب هایمان درخش
از زبان تمام مادران شهدای گمنام
تقدیم به مادر شهید بهروز صبوری :

هی تیک و تاک بود و مدام انتظار بود
در من هزار ساعت شماطه دار بود
فکرم هنوز عطر خوش سبز سیب داشت
چشمم عجیب گريه ی امن یجیب داشت
نقش تو را به پیکر هر خواب میزدم
عکس تو را به سینه ی هر قاب میزدم
گفتی خزان به برگ بهارت نمیزنی
مردی و زیر قول و قرارت نمیزنی
جارو زدم از این دل خسته ممات را
پاشیدم آب چهره ی زرد حیاط را
تا که بیای و پای مرا بالشت کنی
این خسته را نهفته در آرامشت کنی
تا کی تو را
 
روز اول اومد دور و بر رو نگاه کرد. خوب که بررسی کرد دید واسه یه روز خوش گذرونی بد نيست. بازی کرد. خندید و رفت پیش مادرش. 
فرداش هیچ رقمه نتونستیم ببریمش توی کلاس. از مادرش قول گرفته بود " هروقت دلم خواست بیا منو ببر" و مادر قول داده بود. 
جلسه توجیهی برگزار کردیم. گفتیم خانوم محترم، تو مگه منی که به بچه قول میدی هرلحظه که اراده کنه تو به دادش میرسی؟ میگه خب گريه میکنه. گفتیم شما که آدم بزرگی وقتی گیر میکنی اولین کاری که میکنی گريه کردنه این ک
1. تو اسانسور مدرسه گیر کردیم و کرک و پر نموند برامون. صبا زده بود زیر گريه ولی من از گريه ش خنده م گرفته بود قهقهه شیطانی سر میدادم بیشتر گريه میکرد، زنگ اسانسورو که زدم بیشتر گريه کرد :// از خنده مرررده بودم و زود خلاص شدیم ولی دیگه هرگز سوار آسانسور مدرسه نمیشم :|
ولی واقعا پله ها افتضاحن من همیشه زانوهام خالی می کنه و پخش زمین میشم رو پله ها، ببینم اخر سال ام اس میگیرم یا نه :/
2. صبح ساعت 5 صبح پا شدم فقط برا اینکه لباس مدرسمو اتو کنم :| #زن_زندگی
ب
دانلود آهنگ بعد از تو هیچ ماند از قلبم برای من از رضا بهرام در سایت موزیک ایرانی
Ahang bad az to hich mande az ghalbam baraye man az Reza Bahram
دانلود اهنگ بعد از تو هیچ ماند از قلبم برای من از رضا بهرام - موزیک ایرانی
بعد از تو هیچ ماند از قلبم برای من بغضم حریف گريه هایم نيست خدای من این گريه ها یعنی شروع ماجرای من چشم رقیبان خورده بر دارو ندار من نوش شما تنها دلیل انتظار من دیوانگی دیگر نمی آید به کار من عاشق شدم عاشق چرا از دور میبینم تو را وای از این درد دروی ماندم در
.
یعنی ما_ مردمی که امام معاصرمان را یاری نمی کنیم_ مجلس گرفته ایم و گريه می کنیم برای مظلومیت امامی که مردم زمانش یاری اش نکردند؟
حالا درست که این گريه ها و رونق بخشیدن ها هم به تعبیری یاری محسوب میشوند ولی بسنده کردن بهشان،آنهم فقط در یک دهه در کل سال،برای اینکه توهم مومن بودن و از خوبان بودن بزنیم؛خیلی کم است.
ما نقد را فراموش کرده ایم و چسبیده ایم به نسیه.چون نقد سختی داردتازه استخون جوشان میخواهدآدم زنده
خدایا از ما مرده های سست باور آ
دانلود آهنگ ای عشق خرابم کرده ای آخر تورا تا کی کنم باور - موزیک ایرانی
Ahang ey eshgh kharabam kardei akhar tora ta key konam bavar
دانلود اهنگ ای عشق خرابم کرده ای آخر تورا تا کی کنم باور - موزیک ایرانی
بعد از تو هیچ میماند قلبم برای من بغضم حریف گريه هایم نيست خدای من این گريه ها یعنی شروع ماجرای من چشم رقیبان خورده بر دار و ندار من دوش شما تنها دلیل انتظار من دیوانگی دیگر نمی آید به کار من عاشق شدم عاشق چرا از دور میبینم تو را وای از این درد دوری ماندم در آغوش غمت در دل
آخرین پست وحید آنلاین این بود: 150 نفر کشته، 1000 نفر دستگیر شده.
چند تا از فیلم ها رو باز کردم و دیدم و در حالی که تمام تنم رعشه گرفته بود اومدم از جام بلند شم که تلفن زنگ خورد. یادم اومد که اصلا چرا از خواب بیدار شده بودم، مامانجون از خونه ی عمه زنگ زده بود.
تلفن رو که برداشتم صداش که از شدت بغض دورگه شده بود پیچید توی گوشم: ننه دلم هواتو کرده!.
کاش همونجا می مردم. هیچ چیز توی دنیا نمی تونست این همه غمگینم کنه، گفتم همین الان اسنپ می گیرم میام اونجا.
برخی از خانم‌های باردار در دوران بارداری خود طیف وسیعی از احساسات از شادی و خوشحالی گرفته تا غم و اندوه را تجربه می‌کنند، بنابراین حتی کوچک‌ترین مسائل نیز می‌تواند در بروز این احساسات تأثیرگذار باشد.برترین‌ها: نی که بارداری را تجربه می‌کنند ویژگی‌های بارزی از تغییرات هورمونی را در خود احساس خواهند کرد. این تغییرات علاوه بر تأثیراتی که بر روی جسم فرد دارد، در خلق‌وخوی او نیز اثرگذار است. این نوسانات در واقع نشأت گرفته از موادی شیمی
یک سال نه اما اگر دفعه قبلی که پست می‌گذاشتم اینجا زمستان بود امشب هم کم از آن ندارد و بارش باران شدیدی گرفته بود. میدان تیر فردا کنسل شد. احتمالا کمی دیرتر از خواب بیدار شوم. هر شب یک کتاب را نیمه کاره می‌خوانم و به جای خواندن کانال های تلگرامی، مثل گذشته وبلاگ می‌خوانم و حس خوبی بهم می‌دهد. امشب به دوستی گفتم دلم برای عطر و بوی اینجا تنگ شده بود. ظهر شیرشاه جدید را دیدم و همراهش گريه کردم. برایم عجیب بود. همین. زیاده عرضی نيست :)
فیلم "ژن خوک" رو دیدم و رسما دلم میخواد زار بزنم (گريه). آقای هادی حجازی فر من که شیفته بازی شما بودم‌ از قبل. آقای سینا مهراد شما هم خیلی پیشرفت کردی دمت گرم. ولی حاجی فیلمای این ژانری می‌سازید جوونا رو نابود کنید؟ (گريه) لاتاری؟ ژن خوک؟ (گريه شدید تر) از شدت غم زیاد بقیه فیلمای این مدلی یادم نمیاد:(
سبک زندگی فاطمی/سوگواره حقیقت
سوگواره حقیقت
می گویند یا علی گريه های شبانه روزی اش آسایش ما را سلب کرده بگو یا شب گريه کند یا روز!» می دانند که فاطمه (س) آبدیده رنجهاست که گريه هایش فقط از غم پدر نيست و فریادهایش چون پتک بر وجدان سست مردم فرود می آید
(بحارالانوار، ج43، ص157)
منبع:
سایت موسسه تحقیقات ونشر معارف اهل بیت ع
یک سال نه اما اگر دفعه قبلی که پست می‌گذاشتم اینجا زمستان بود امشب هم کم از آن ندارد و بارش باران شدیدی گرفته. میدان تیر فردا کنسل شد. احتمالا کمی دیرتر از خواب بیدار شوم. هر شب یک کتاب را نیمه کاره می‌خوانم و به جای خواندن کانال های تلگرامی، مثل گذشته وبلاگ می‌خوانم و حس خوبی بهم می‌دهد. به دوستی گفتم دلم برای عطر و بوی اینجا تنگ شده بود. ظهر شیرشاه جدید را دیدم و همراهش گريه کردم. برایم عجیب بود. همین. زیاده عرضی نيست :)
ماه مهر ، ماه شکفتن و دانش افزاییماه نابودی جهل و نادانی مبارک باد
یادتون باشه هرگز این جملات را به کودکی که ترس‌از‌مدرسه دارد نگویید :
اگر گريه کنی و توی مدرسه نمونی دیگه دوستت ندارم .اگر گريه کنی دیگه مامانت (یا بابات) نيستم!ببین اون بچه ها چقدر راحتند ، ببین گريه نمی کنند!مثل بچه کوچولوها رفتار می کنی!ببین ما چقدر کار می کنیم و زحمت می کشیم تا تو مدرسه بری ولی تو چطور رفتار می کنی !اگه مدرسه نری همه بهت می گن تنبل!اگه مدرسه نری بی سواد می مون
ماه مهر ، ماه شکفتن و دانش افزاییماه نابودی جهل و نادانی مبارک باد
یادتون باشه هرگز این جملات را به کودکی که #ترس‌از‌مدرسه دارد نگویید :
اگر گريه کنی و توی مدرسه نمونی دیگه دوستت ندارم .اگر گريه کنی دیگه مامانت (یا بابات) نيستم!ببین اون بچه ها چقدر راحتند ، ببین گريه نمی کنند!مثل بچه کوچولوها رفتار می کنی!ببین ما چقدر کار می کنیم و زحمت می کشیم تا تو مدرسه بری ولی تو چطور رفتار می کنی !اگه مدرسه نری همه بهت می گن تنبل!اگه مدرسه نری بی سواد می مون
سلام
کاش یه قرصی بود به نام قرص قدرت. اینطوری که هرکس میخورد قوی و محکم میشد جسمی و روحی.
 
این روزها به این نتیجه رسیدم که در این دنیا هیچ کاری ساده نيست و هیچ هدفی سهل الوصول نيست.
 
مثلا قوی بودن کار سختیه. اینکه همیشه سعی کنی ظاهرت را حفظ کنی، لبخند بزنی، آرام و خونسرد باشی و عصبانی نشی.
باید همیشه ظاهر خوبی داشته باشی، با صدای آروم و ملایم صحبت کنی و در کمال خونسردی سعی کنی به تنهایی همه مشکلات را حل کنی و ادامه بدی.
 
حتی اگه به شدت ناراحتی
دانلود فیلم جدید چند می گیری گريه کنی 2 محصول 1399 اثری از علی توکل‌ نیا, دانلود فیلم جدید چند می گیری گريه کنی 2 با لینک مستقیم رایگان کامل کم حجم کیفیت بالا عالی بلوری 4k, دانلود فیلم جدید سینمایی ایرانی چند می گیری گريه کنی 2 بدون تگ آرم تبلیغاتی و نیاز به خرید اشتراک ویژه دانلود فیلم جدید

ادامه مطلب
گريه کردن ن بارداری چه عوارضی برای جنین دارد؟
مجله زیبا - دوران بارداری خانم ها دچار تغییرات رفتاری زیادی می شوند . یکی از این تغییرات ممکن است گريه کردن باشد اما گريه کردن در بارداری چه عوارضی دارد؟
به ادامه بروید
ادامه مطلب
اقا اون کاری که میخواستم بکنم نشد 
یعنی سعیمو کردم ولی نشد
وقتی فهمیدم‌نمیشه تو خیابون بغض داشت
خفه م میکرد دیدم هیچ جانمیشه گريه کرد رفتم نشستم بالای
سر یه قبر تو امامزاده تا تونستنم گريه کردم.
بعد یه ساعت گريه با چشمای پف کرده بلند شدم و 
دوباره شدم شادی که انگار هیچی براش مهم نيست
 
به گوشی‌ام زل زده‌ام و های‌های گريه می‌کنم. امروز تولد تنها برادرم است. 19 ساله شده و آخرین سالی‌ست که نوجوان است. دلم برایش تنگ شده. دیروز دیدمش. از آن دلتنگی‌هایی‌ست که حس می‌کنم به اندازه‌ی کافی با هم زندگی نکرده‌ایم. از آن اشک‌هایی‌ست که ایکاش شرایط طور دیگه‌ای بود.» توی یکی از دنیاهای موازی حتما خواهر بهتری هستم برایش. عکسی که نگاه می‌کنم را توی آینه‌ی اتاق مشترکمان گرفته‌ایم و از فکر اینکه دیگر کنار هم نيستیم گريه می‌کنم. از ا
میخواهم بروم در دفتر یکی از پروفسور‌های محبوبم. بگویم:
داکتر سیتز،‌ نمی‌دانم چه اتفاقی در من دارد میافتد. هر روز کمتر از دیروز میدانم که با زندگیم میخواهم چیکار کنم. تمام قرارهایی که با خودم گذاشته بودم را به هم زده‌ام. رسیده‌ام به اینکه خودم را تا اخر عمر با این کتاب در اتاقم قفل کنم خوب است. بلی. همین کتابی که در دستم است. در طی یک هفته‌ی گذشته ۳۰ سوال از این کتاب حل کرده‌ام. امتحانش را افتضاح داده‌ام و تهوع گرفتهام. اما سه ساعت بعد وقتی
افسردگی اینطوریه که ممکنه سر گم شدن یه گوشواره یک ساعت هق هق کنی.‌ ممکنه روزی هیجده ساعت بخوابی. خودتو قایم میکنی، از خودت خجالت میکشی. یه اتفاق بد کوچیک برات میشه نماد خرابی دنیا. خوبی ها رو نمیبینی، درک نمیکنی. هیچی خوشحالت نمیکنه، همه‌اش گرفته ای. گاهی وقتی لبت به لبخند کش میاد، احساس میکنی ماهیچه های صورتت کش اومدن. وقتی گريه میکنی دلت نمیخواد تمومش کنی، احساس میکنی میخوای تا جون تو بدنته زار بزنی. بعدش دلت میخواد درد تحمل کنی. چون احساس
حاج محمد معماریان ضریح را گرفته بود گريه می کرد؛ چه گريه ای. طیب دست حاج محمد را گرفت و کشید و خارج از صف به داخل فرستادش. حاج محمد هم زانوهایش تاب نیاورد و نشست. دست کشید به سنگ ها. گريه امانش را برید. طیب آرام به سید افضل چیزی گفت. سید افضل سر تکان داد. اجازه دادند حاج محمد معماریان بیشتر داخل بماند. امام حسین علیه السلام حاج محمد آبدارچی را محکم تر و بیشتر از همه در آغوش کشید.
 
+ پنجره های تشنه - مهدی قزلی
-دیوونه شدی؟!
من:
-با خودت میخندی یهو گريه میکنی. چته؟!
من: خخخ
-چرا میخندی؟!
من: خوشالم لابد!
-(نگاه مشکوک)
 
میدونه خوشحال نيستم. ببخش ک نمیتونم حرف بزنم مامان.
 
چند روز پیش توو خیابون سما(آبجی کوچولوم ) واسه اسباب بازی گريه میکرد.
من: قشنگم. میدونی وقتی گريه میکنی زشت میشی؟تازه منم دلم میشکنه و گريه م میگیره. ولی وقتی بخندی همه خوشحالترن و ممکنه واست عروسک بخریم^_^ پس توعم مث من وقتی ناراحتی،بخند! باشه قشنگم؟!
 
اولش گیج بود. بعدش رفتیم
دانلود آهنگ سالار عقیلی از تنهایی گريه مکن + متن و کیفیت عالی
ترانه ی زیبا از سالار عقیلی آهنگ از تنهایی گريه مکن با کیفیت عالی از جاز موزیک
Exclusive Song: Salar Aghili | Tanhaei Gerye Makon With Text And Direct Links In jazzmusic.blog.ir
متن آهنگ سالار عقیلی از تنهایی گريه مکن
ای دل دیوانه دل من لبریز بهانه دل مندر خلوت خانه دل من از تنهایی گريه مکناز تنهایی گريه مکن از تنهایی گريه مکناز تیرگی زندگیت چون سرشار از خستگیماز عادت دلبستگیم از تنهایی گريه مکناز تنهایی گريه مکن از تنهایی
.رهبرم سلام
نمازت قبول.
چه کردند بادلت که اینگونه اشک هایت میریزد
چه کردند که مابین نمازت مکث میکنی و بغض هایت را میخوری
چه کردند با مولایمان که اینگونه بالای سر علمدارش اشک میریزد
 اینها شعار نيست.ماهمه جانمان رابرایت خواهیم داد
سردارم بلند شو بلند شو که رهبرم تنهاشد
سردارم بلندشو بااقتدار جلوی اقایمان بایست .بگذار هنوز هم دلش گرم نگاهت باشد
چه کرده ای سردار !
ملتی را داغدار کرده ای
برخیر و بادستهایت اشک های رهبرم راپاک کن
برخیز که
امروز یه عالمه گريه کردم و تصمیم گرفتم آرامبخش هم نخورم و خودم آروم شم 
بنیامین سر ظهر پیام داد جواب دادم حالم بده،  بنده خدا زنگ زد با شنیدن صداش بغضم ترکید و براش گفتم و از حرف عموم گفتم  بشکن میزد میگفت چ خوب شد که یدمت اینا سوختن و خدای حاشیه س وقتی من ناراحتم حاشیه میره که من فراموش کنم و بخندم.چون گاهی با گريه من اونم به گريه می افته ، کلا پدر پسر مردم رو درآوردم
سیگار نه. . 
مواد مخدر هم نه. .
قرص توهم زا هم نه. .
امشب دارم تسلیم یه مخدر عمیق تر می شم.
عباس معروفی. .
سال بلوا. .
به نوعی انگار داستان منه.
 
عباس معروفی آدم رو می بره تو قعر ناامیدی.
و خودش هم می شینه کنارت گريه می کنه.
و با نگاهش بهت می فهمونه دنیا همینه.
همین قدر پَست.
ولی به این قانع نمیشه، دستت رو می‌گیره می بره به یه جایی بعد از غم.و تو می فهمی غم پایان ماجرا نيست.و میشه کارت از گريه هم بگذره.
بعد از گريه سکوته.
.
عباس معروفی مخدره.
م
دانلود فیلم جدید چند می گیری گريه کنی 1 محصول 1399 اثری از شاهد احمدلو, دانلود فیلم جدید چند می گیری گريه کنی 1 با لینک مستقیم رایگان کامل کم حجم کیفیت بالا عالی بلوری 4k, دانلود فیلم جدید سینمایی ایرانی چند می گیری گريه کنی 1 بدون تگ آرم تبلیغاتی و نیاز به خرید اشتراک ویژه دانلود فیلم جدید

ادامه مطلب
دلم اونقدری گرفته که برم سراغ آینه و زل بزنم به اون دو تا حفره ی معصوم و بی روح که بار غصه های عمر من و به دوش می کشن
اون دوتا زبون بسته که مثل بقیه اعضای بدنم دلم براشون ریش ریشه
اعضایی که می تونستن مال کسی باشن که خیلی بهتر از من بهشون برسه
حیف! طفلکی ها به نام من سند خوردن و محکومن به تحمل
اگر زبون داشتن حتما تا حالا از من به هر کجا و هر کسی شکایت برده بودن
 
دلم اونقدری گرفته که برم پشت پنجره ی بلند نشیمن بایستم و از ورای برج های بلند و مزاحم
کیم جونگ اون بشکل کامل باکاخ سفیدمشکل داشت.همین مشکل رافرانسه وانگلیس وایران وروسیه وچین ولبنان ورژیم صهیونيستی باکاخ سفیدداشتند.اینکه چه آیینی صحیح است دراموری واقتصادی مهم بود.آیین صلح اگربرای همه باشدپس نبایدفروش سلاح صورت گیرد.جنسی رخ دهدهمه ازهمه نعمات بشکل مساوی برخوردارخواهندبود.مساله بزرگ چه بود.چه مدل تنشی راکاخ سفیدنشین هادرجهان پیرامون خودبوجودآورده بودندکه دیگران آن رامزاحم میدیدند.واقعیت این بودکه سربازان ای
دانلود آهنگ عاشق شدم عاشق چرا از دور میبینم - موزیک ایرانی
Ahang ashegh shodam ashegh chera az dor mibinam
دانلود اهنگ عاشق شدم عاشق چرا از دور میبینم - موزیک ایرانی
بَعْدَ أَزُّ تو هیچ ماند أَزُّ قلبم برای من بغضم حریف گريه هایم نيست خدای من این گريه هَا یعنی شُرُوعِ ماجرای من چشم رقیبان خورده بِرِّ دارو ندار من نوش شَمّاً تنها دلیل انْتِظَارُ من دیوانگی دیگر نمی آید بِهِ کار مِنْ
عاشق شدم عاشق چرا أَزُّ دُورِ میبینم تو را وای أَزُّ این دَرْدْ دروی ماندم دُرٍّ
با اینکه ساعت چهار باید می رفتم ساعت سه و ربع آماده بودم.صدای قلبم را می شنیدم استرس در چهره ام موج میزد تا آمدم برسم تنها ذکر صلوات جاری بود بر لبانم منتظر باز شدن در سالن بودم. گريه ام گرفته بود ردیف سوم نشستم.
ادامه مطلب
 
هر جا که حرفت شد همان دَم گريه کردم
خود را به یک گوشه کشاندم گريه کردم
 
جاى تو غم را بو کشیدم با نوازش
بر روى زانویم نشاندم گريه کردم
 
هر روز خوابیدم که شب بیدار باشم
هر شب نشستم شعر خواندم گريه کردم
 
باران که زد با بغض پشت رُل نشتم 
در التهاب شهر راندم، گريه کردم
 
تا آشنایى دیدم از حال تو پرسید   
جایت سلامت را رساندم، گريه کردم
 
تار سفیدى بین موها دیدم امروز
آنقدر بر خود خیره ماندم، گريه کردم.!
 
| سید تقی سیدی |
شعله بر شاخه‌های سبزِ مرکبات روییده است. از لا به لای برگ‌های سبزِ سیر، چراغ‌های جشنِ زمستانی پیداست. مهم نيست چه قدر غبار، چه قدر دوده، چه قدر هرس نصیبشان کنیم، ریشه‌های نارنج دست از روییدن بر نمی‌دارند. داستان، داستانِ سرزمینِ میانه است: آتشی که شاخه را نمی‌سوزاند، غمی که زخم‌ها را بهبود می‌بخشد. حکیمان و خردمندان و آینده‌نگران ما را ترک کرده‌اند، تنها نگاهشان به ما مانده. کسی دستِ ما را نخواهد گرفت. کسی به تواناییِ ما باور ندارد. با
این خلقت انقضا‌گرفتهدر خویش خزیده جاگرفته
حکمش همه حکم عقل مادونمأمون عبای لا‌گرفته
آمد به میان و عشق پا چیداز خلق خراب نا‌گرفته
در گوشه‌‌خوشان به هیچ مستند در این شب اژدها‌گرفته
فردا سحری که عشق تابدمائیم و دم نوا‌گرفته
درویش نواله‌ی نهان زد تا شد شه ناکجاگرفته
حلمی سفر پیاله نو شدها کن دهن هجاگرفته
موسیقی: Irfan – More Ta Nali
داستان کوتاه: روزی مردی درد میکشید و افسرده بود و آرامش میخاست و بس ولی همیشه راه رو اشتباه میرفت نمیدونست باید خدارو صدا بزنه اگرم بهش میگفتن بنال میگفت مگه مرد میناله و غرورش نمیزاشت که مثل زن ها گريه کنه و حتی الکی الکی خودش رو به گريه بزنه و خدا رو حتی بیصدا در دل بخونه و صدا بزنه تا اینکه یه روز یه بچه ش رو دید که الکی برای شکلات پیش مامانش گريه میکنه و مامانش هم بهش بی توجه هست ولی بچه نمیدونست که در دل مادر چی میگذره و بیشتر گريه میکرد و م
 
این رقص موج زلف خروشندهء‌ تو نيستاین سیب سرخ ساختگی، خندهء تو نيست
ای حُسنت از تکلّف آرایه بی نیازاغراق صنعتی است که زیبندهء تو نيست
در فکر دلبری ز من بی‌نوا مباشصیدی چنین حقیر، برازندهء‌ تو نيست
شب‌های مه گرفته‌ مرداب بخت منای ماه! جای رقص درخشنده‌ء تو نيست
گمراهی مرا به حساب تو می‌ نهنداین کسر شأن چشم فریبندهء تو نيست
ای عمر! چیستی که به هرحال عاقبتجز حسرت گذشته در آینده‌ء تو نيست
 
خیلی وقتا به خودم میام میبینم دندونام درد گرفته و فکم در حال شکستنه
حتی یه وقتایی از منقبض شدن فکم و فشار زیاد از خواب بیدار میشم و باید دو طرف صورتمو بگیرم و هی به خودم بگم اروم باش چیزی نيست دیگه دندوناتو فشار نده 
اکثر اوقات اونقدر غرق فکرم که نمیفهمم دارم چه بلایی سر دندونام میارم 
اونقدر غرق فکرم که انگار توی اسمون دارم راه میرم و حس میکنم مثل یه پر کاهم و بادمنو میبره و خوب واقعیت زمین نمیزاره و میخورم تو درو دیوار یا دستو پام گیر میکنه
دلایل گريه و بی قراری کودک
گريه های نوزاد می توان دلایل مختلف داشته باشد و ما در این جا مهم ترین دلایل گريه نوزاد را بررسی می کنیم.
یکی از مهم ترین علت های گريه نوزادان کولیک و نفغ شکم نوزاد است و یکی از موثر ترین روش ها در آرام
کردن گريه های نوزاد به خاطر کولیک ماساژ دادن کودک است و شما می توانید با ماساژ معده او از درد
نوزاد کم کنید. همچنین استفاده از سشوار بسیار روشی عالی برای گريه های نوزاد است چون لحظه هایی
که در شکم مادرش بوده است را تداع
 چندته اصطلاح گیلان ٚ گیلکی دل که بۊرمه» مفهۊم ٚ وأسه استفاده بۊنن:
اۊشماره | اۊرۊشواره (اِ.)(فارسی: شیون ؤ ناله کردن) جۊمله دل:➖ زنهٰ‌کان قبر ٚ سر اۊشماره گۊدن.(=زن‌ها بر رۊی قبر ناله می‌کردن.)
 
فنار فنار (ق.)(فارسی: گريه زاری کردن) جۊمله دل:➖ وچهٰ‌کان فنار فنار بۊرمه گۊدن.(=بچه‌ها زار زار گريه می‌کردن.)
 
ونگ (اِ.)(فارسی: با صدای بلند گريه کردن) جۊمله دل:➖ زأک ٚ مۊرسؤن ونگ زئن.(=مثل بچه‌ها شیون می‌زدن.)
 
چشم هایش از اشک پر شد. سرش را پایین انداخت و با گوشۀ آستینش اشک هایش را پاک کرد. مرد که نباید گريه کند؛ این لازمۀ مرد شدن بود. در دلش گفت چه کسی گفته مرد گريه نمی کند؟! حتماً تمام آن مردهایی که این حرف را می زنند، خودشان یک وقتی در گوشه ای دنج که دلشان گرفته، آرام اشک ریخته اند. اصلاً چرا برای مرد بودن، باید از قلبش بگذرد.
 
+ بچه های فرات - لیلا قربانی
 اینو گفت و نگاهشو ید. اصراری نداشتم نگاهم کنه، ترجیح میدادم بدون توجه به حضورم راحت گريه کنه. جواب سوالشو نمیدونستم. گفتم "وقتی بچه بودم، مادرم بهم گفت خیلی مواظب خودت باش، حواست باشه وقتی با وسایل نوک تیز کار می‌کنی دستاتو نبُری.  هروقتم جاییت بُرید یه ذره زخمتو فشار بده که خون بیاد، وگرنه آلودگی میره زیر پوستت مریض میشی! مادرم عاقل بود، میدونست هرچقدرم مراقب باشی بلاخره یکجایی خودت رو زخم و زیلی می‌کنی!" از یادآوری حرفای مادرم حس خو
اینبار بخاطر تو پیش روانشناس رفتم. تصمیم بر این شد که به مادرت پیام بدم. تو را به روانشناس برسانم و دیگر نگرانت نباشم. بعد از اینکه به نتیجه رسیدیم که در مورد تو باید چیکار کنم،‌ ازش پرسیدم می‌دانم که تو مرا نمیشناسی. او را نمیشناسی. اما بر اساس همین حرفهایی که الان زدم، به نظرت. میشه که ما دوباره دوست باشیم؟» گفت :به نظر میرسه این دوستی خیلی ازت انرژی می‌گرفته. تو وقت و انرژی صرف او می‌کردی ولی او در عوض برای تو کاری نمی‌کرد. نمی‌کنه. همی
دیدی بعضی وقتا آدم یهو دلش میخواد کلی گريه کنه؟این گريه ی یهویی،بخاطر بغض ها و گريه های نکرده ی گذشته ست،که روی هم جمع شدن.آدم اگه اون موقع که ناراحته،خودشو خالی نکنه،حتی اگر سر یه چیز کوچیکم ناراحت شده باشه،این چیزای کوچیک کم کم بزرگ میشن و آدم جایی که نباید منفجر میشه.برای عصبانیتم همینطوره،اگر خشم رو به موقع به روش صحیح خالی نکنی،یهو جایی که نباید و شاید سر یه چیز خیلی بی معنی و کوچیک،فریادت دنیارو میلرزونهپس هیچ چیزیو توی خودت نریز علی
به شدت احساس تنهایی میکنم.
امروز  کل مسیر دانشگاه ب خوابگاه زدم زیر گريه
کل ترم قبل برام مرور شد و گريه ی من بیشتر
من خیلی حماقت دارم میکنم و کردم خیلی!
سعی میکردم پرت نشم تو دل حاشیه ها اما
نمیدونم چی شد؟
که خیلی راحت باختم
تو همه چی!
درسدل! عقل!
امروز بخاطر همه چی گريه کردم و خودمو چلوندم تو آغوش خودم
آررره من این روزا فقط خودمم وخودم
به سرم زد که بگذرم از این شهر
و برم ی جای دیگه
اره من ی دیووونه مجنونم
ک دلخوره از همه چی و همه کس
جواب مح
درخلوت دل گريه کردم کربلارا/آگاه کردم درمصیبت مبتلارا/اشکم شده جاری برای حضرت دوست/یکدم تکاپوکرده ام وصل خدارا/براهل بیت پاک احمد اشک ریزان/حاضر شدم بادیده ودل نینوارا/این تیر گريه میزند هردشمن دین/کردم رفاقت شیعیان باولارا/باچشم دل دیدم یکایک آن شهیدان/تقدیم کرده جان شیرین آشنارا/درعلقمه غوغای دیگر بود برپا/عباس داده درس زیبای وفارا/برروی تل زینبیه خواهرش بود/دارد روایت میکند شورعزارا/آتش گرفته خیمه ها سجاد تنهاست/یارب دگرگون کن درآن ص
دلتنگی آدم را به خیابان می‌کشد
دلتنگم و مردم نمی‌فهمند
قدم زدن گاهی از گريه کردن غم‌انگیزتر است
مثلِ تو که فکر می‌کردی
سیگار کشیدن کارِ مردانه‌ای‌ست!
دلتنگم .
باید تو را به یاد بیاورم!
به من فکر کن
به نیمه شبی که تو را ندارم
از آدم‌ها بیشتر از تنهایی می‌ترسم و فکر می‌کنم
مرگ با من چه نسبتی دارد؟
باید تو را به یاد بیاورم!
زمستان‌های بی‌برف بی‌رحم‌ترند
مثلِ نِ بی‌عشق
مثلِ من که نامت را فراموش کرده‌ام
اما هنوز دوستت دارم
به من فکر کن
پاداش ده برابری کار خیر(انفاق) آبروی مؤمن و اخلاص
خاطره ای تکان دهنده از استاد شفیعی کدکنی.
نزدیکی های عید بود، من تازه معلم شده بودم و اولین حقوقم را هم گرفته بودم، صبح بود، رفتم آب انبار تا برای شستن ظروف صبحانه آب بیاورم.از پله ها بالا می آمدم که صدای خفیف هق هق گريه مردانه ای را شنیدم، از هر پله ای که بالا می آمدم صدا را بلندتر می شنیدم.(استادکدکنی حالا خودش هم گريه می کند.)پدرم بود، مادر هم او را آرام می کرد،می گفت: آقا! خدا بزرگ است، خدا ن
داشت ناخونای رقیه رو می گرفت . کارِ همیشگیه و توی این کار مهارت بالایی داره . تا حالا یک بار هم اتفاق نیافتاده بود اما نمی دونم چی شد که یه لحظه یه نقطه ی قرمز خون روی انگشت رقیه ایجاد شد . تا محمد حسین خونو دید زد زیر گريه و میان و اشک و نالهش فقط می شنیدیم که می گه ، " خواهر جون " ، " رقیه " . مامانشم طاقت نیاورد و زد زیر گريه . مامان و پسر همدیگه رو بغل گرفت بودن و به خاطر یک نقطه خونِ کوچولو رو انگشت رقیه گريه می کردن . منم تو چشام اشک جمع شده بود ، اما
گريه های زیاد کودک در شب چه علتی دارد؟
بخش کودک مجله زیبا - بیدار شدن کودک در خواب علت های مختلفی دارد.در این مطلب می خواهیم درباره علت های بیدار شدن کودک از خواب و گريه های شبانه با شما والدین عزیز صحبت کنیم
به ادامه بروید
ادامه مطلب
همیشه یه قدم عقب بودم ؛ یه قدم از تجزیه و تحلیل و واکنش نشون دادن به حوادث عقب بودم . به وقت عزاداری یه قدم عقب بودم ، به وقت شادی یه قدم عقب بودم ، به وقت غم یه قدم عقب بودم ، به وقت دلتنگی یه قدم عقب بودم ، به وقت ناراحتی یه قدم عقب بودم . الانم عقبم . الان به وقت گريه خیلی عقبم . حالا که باید از شدت سختی و درد و هزار کوفت و زهر مار گريه کنم عقبم . حالا نشستم و به این فکر میکنم از کی اینقدر بی حال شدم که حتی نمیتونم گريه کنم . از درد شکم کنار بخاری خواب
حس مزخرفی دارم. به وقت هایی که یک پشه در گوش یا بینی تون میره بی شباهت نيست. جدایی کار سختی هست. دارم کمدهام رو خالی میکنم.هیچ وقت فکر نمیکردم تا این حد دوستشون داشته باشم. نمیتونم جلوی اشکهام رو بگیرم و بی اینکه بدونن چی شده دارن با من گريه میکنن. برای عید نوروز که باهم در اردوی مدرسه هستیم برنامه ریزی کردن با هم وسطی بازی کنیم باهم برقصیم باهم جشن بگیریم و بی خبرن که من دارم ازشون خداحافظی میکنم. میگن خانوم سروری گريه نکنید؛ مگه خودتون نمیگف
گویند که گريه دِل بگشاید و غم را راحت کندو من میپرسم؛اگر غَم،دایم روید؟گريه تا کجا توان سرازیر شدن دارد،که چَشم به هلاکت اوفتادهو راحت نگردد مگر به کوریزلیخا علیه السلام آنقَدَر گريه کردکه کور شددیگر توان گريه کردن نداشتو اگر داشت هم اشکی نبودکه میتواند غَم این کوری را داند،مگر کور؟عِشق کور نمی کندعِشق راستین،براستی که چَشم را به حقیقت باز کندو انسان را به عِشق اولا هدایت کندگرچهانسان وقتی به عشق کامل نایل میگردد؛دیگر توان عاشقی بر
1-وقتی میرم پیج دخترعموم و میبینم بیوشو عوض کرده و استیکر یا ایموجی یا هرچیز دیگه ای که امپول و قرص و کتابه زده،قلبم درد میگیره،تو چشمام اشک جمع میشه و میگم وضعیت الانم حقِ من نيست!
من میتونستم مثله اون باشم ولی نذاشتن،ولی همه ی زندگیمو یه شبه ازم گرفتن!
 
2-وقتی گردن درد امونم رو بریده و های و های گريه میکنم میگم من باید درس میخوندم نه از گردن درد گريه کنم!
 
3-به جز گردنم تمام استخونا و مهره های پشتم درد میکنه و حتی نفس هم نمیتونم بکشم،انگار ی
از ساعت ۵ صبح نخوابیدم . مدل خوابیدنم ریخته بهم . دیروز نشستم فیلم عرق سرد دیدم و پایان فیلم گريه کردم . زندگی من خیلی بدتر بود . چه روزهایی پشت درب محضر التماس نکردم که میبخشم .اولش شرط خودش این بود بعد چند روز بهانه و بازی شروع شد .از خیلی ها خواستم کمک کنند .خیلی ها حرف زدند .اما امضا نکرد و تا همیشه دردش موند من حمایت هیچ کس نداشتم تو اتوبوس تهران به اصفهان گريه کردم و سط گريه هام خوابم برد چی کشیده بودم چقدر تو کهف شهدا تو گلستان شهدا
+ ممنون بابت انرژی مثبت و دعاهاتون. واقعا میگم. حسش کردم و دیشب خیلی راحت خوابیدم.  ؛)
 
+ ولی امروز مثل آدمای خوب و بد نفهم، رفتم کلاس مزخرف ENT و گذشته از حرصی که سر کلاس از دست این نی نی های قنداقی میخورم،تو راه برگشت هم اونقدر نتونستم برسم خونه که زنگ زدم بابام اومد و الان هم از ساعت 11 در اتفاقات به سر میبرم :( متنفرم از این مکان لعنتی.
 
+ پلاکتمان آمده پایین. دلیل؟ خریت.پاهامان ورم نموده، تنفس سخت و مرتب سرفه . دلیل؟ تنبلی قلب لعنتی مان!:|و یک س
هیچ وقت سریال ستایش را ندیدم اما امشب باتیتراژ پایانش گريه کردم 
الکی ها .الان توانایی این را دارم که باهرچی بزنم زیر گريه 
راست راستش اینه که هیچ وفت روز های خوب نمیرسه .
من راه درست رفتم .سعی کردم مرد باشمنامرد بود من باختم 
دلم خیلی گرفته
دلم میخواد بنویسم.حس میکنم این تنها راه واسه تخلیه ی خودمه!منی ک کسی رو ندارم باهاش دردو دل کنم حتی
یه موقع هایی حس میکنم چقدر ظلم شده بهم تو این دنیابه خودم میگم ک لب ندارهمن حقمو میگیرم.ولی هیچی نشده دارم کم میارم 
این روزا بزرگ ترین دغدغه ام اینه ک خوابگاه بهم تعلق نگرفتهشاید به نظر خیلی مسخره بیاد ک تمام دغدغه ی یک دانشجو خوابگاه باشه.ولی این واقعیت داره.من اگه خوابگاه نداشته باشم عملا مجبورم از دانشگاه انصراف بدم
ا
دلم خیلی گرفته
دلم میخواد بنویسم.حس میکنم این تنها راه واسه تخلیه ی خودمه!منی ک کسی رو ندارم باهاش دردو دل کنم حتی
یه موقع هایی حس میکنم چقدر ظلم شده بهم تو این دنیابه خودم میگم ک لب ندارهمن حقمو میگیرم.ولی هیچی نشده دارم کم میارم 
این روزا بزرگ ترین دغدغه ام اینه ک خوابگاه بهم تعلق نگرفتهشاید به نظر خیلی مسخره بیاد ک تمام دغدغه ی یک دانشجو خوابگاه باشه.ولی این واقعیت داره.من اگه خوابگاه نداشته باشم عملا مجبورم از دانشگاه انصراف بدم
ا
بی لشکریم حوصله ی شرح قصه نيست         فرمانبریم حوصله ی شرح قصه نيست
    با پرچم سفید به پیکار می رویم    ما کمتریم حوصله ی شرح قصه نيست
    فریاد می زنند ببینید و بشنوید    کور و کریم حوصله شرح قصه نيست
    تکرار نقش کهنه خود در لباس نو    بازیگریم حوصله ی شرح قصه نيست
    آیینه ها به دیدن هم خو گرفته اند    یکدیگریم حوصله ی شرح قصه نيست
    همچون انار خون دل از خویش می خوریم    غم پروریم حوصله شرح قصه نيست
آیا به گوشه ی چشم سیاه دوستپی می ب
دیشب بارون شدیدی می‌اومد و رعد و برق می‌زد.از لای آجرها هوای سرد می‌زد به پاهام و سرم. تو همون تاریکی یه شال پیچیدم دور سرم و پتو رو تا روی گردنم بالا کشیدم و دوباره خوابیدم. پارسال یه شب حدود شیش و هفت صبح دیدم صدای چک چک آب می‌آد و محکم می‌خوره به تلویزیون. بلند شدم فوری یه ظرف پیدا کردم، گذاشتم زیر قطره‌های آبی که از سقف می‌چکید و بعد فوری چند قطره آبی که پاشیده بود رو کتابا رو پاک کردم و با تیشرت و دمپایی رفتم پشت بوم و برفا رو کنار زدم. او
با چشمانت ذکر باران بگیردلت گرفت اگرو مرا به یاد آراز یاد رفتهاز یاد رفتهاز یاد رفته.شب‌هاهمیشههمین ساعتخوابم نمی‌بردگاهیهمین ساعت‌هااز خواب می‌پرمزنِ محبوبِ مندست‌های کوچک سفیدی داشتکه خوابِ درختِ کهنسالِ کوچه را نمی‌آشفتدوستم داشته باشمن از پله‌های زندگیبارها افتاده‌امو حال دست و پاهایمکبود، خونین، زخمی.مادر گريه می‌کرد آن شب.
چرا نوشتم دوستت دارم؟از تویی که می‌گفتی تمام حقیقت بازی بود.تمام حقیقت بازی بود؟پس من کدامین ز
قصه ی ما به سر رسید امااز سر نگُذشت
چون هر چه از سر گذشت شد سرگذشت
اما تو هر سال تکرار می شوی 
هرسال پرفروغ ترازسال پیش
درمیان عاشقان وزائران هرسال غوغا می کنی
درمیان کبریا یک تنه بلوا می کنی
می بری دلم را به حوالی کربلا
وقتی این گونه  نجوا می کنی
مادرم مرا به عشقت  زاده  است 
شیرم داده وحسین،نامم نهاده است
ما از شما درس غیرت گرفته ایم
از عباس درس شهادت گرفته ایم
حتی از علی تان اصغر با لبی تشنه
درس فداشدن و همت گرفته ایم
استقامت همه به کنار ولی
خیلی وقت بود به خاطر دو تا مشکل تحت فشارهای عصبی و استرس زیادی بودم
اولیش مربوط به خانواده بود و کل زندگیمون و تحت الشعاع قرار داده بود و من برای اولین بار اینو تجربه میکردم که تحمل درد و رنج خانواده به مراتب خیلی سخت تر و جانکاه تر از درد شخصیه
دومیش هم مشکل شخصی مربوط به من و یار بود و گره هایی که عوض باز شدن ، سخت تر و پیچیده تر میشد
درست تو اوج نا امیدی مشکل خانوادگی دو سه روز پیش حل شد و مشکل شخصی هم دیروز اتفاقات خوبی افتاد که به سمت و سوی حل
بچه بودم خیلی بچه ازم میپرسیدن طرفدار استقلالی یا پیروزی؟ نمیدونستم چیه نمیدونستم حتی تیم فوتباله.فکر میکردم چون پیروزی معنای پیروزی داره پس خوبه.
بزرگ تر که شدم فهمیدم تیم فوتبال ان و از دوم راهنمایی فوتبال دیدنام شروع شد.اولین بازی که گريه کردم سوم راهنمایی بودم پرسپولیس یک صفر عقب بود از استقلال و من واقعا زار زدم تا این که دقیقه 82 گل مساوی رو زدیم بعد اون بازیای زیادی رو گريه کردم
مثل همون بازی ک دقیقه 96 ام قهرمان لیگ شدیم
تو دوران دبیر
عکس آقای خامنه ای

تبلیغات

آخرین مطالب