نتایج پست ها برای عبارت :

اهنك الری اتیش

اینکه یه جامعه اینقدر شدید گرایش داره به مواد کشیدن، سیگار، کوک وید هروئین،
اینکه جامعه ای اغلب مردمش با نتفلیکسشون مشغولن، حتی روزای تعطیل، حتی پیرمردها.
اینکه جامعه ای ادمهای پیرش اینقدر تنهان که هر روز یهو میان وسط اتاق نشیمن داد میزنن اتيش اتيش! که بهشون توجه بشه.
اینکه ادمها اینقدر پشت هم غیبت میکنن.
اینکه حتی یه عده به شدت با کتاب خوندن مشغولن، اینها ساین های خوبی نیستن.
فکر نکنین هرکی کتاب زیاد میخونه یعنی ادم خوبیه.
کتاب گاهی راه فرا
اب دستتونه بذارین زمین بیاین زر بزنین ببینم قالبم چجور شده؟؟!!
راستی من به کی قول داده بودم قالبو بدرستم؟!
اها هستی جون بود فکنم.
هستیییییییییی تشریف بیار ببین چجور شده
بقیه اتونم بیاین نیاین میام وبتونو به اتيش میکشماااااا!!!!!
دو روز از تعطیلاتمو به معنای واقعی کلمه از دست دادم!
دیروز که همش بیرون بودم و استراحت کردم واقعا بهش نیاز داشنم و همه چی اوکی بود
اما امروز هر چقدر از صب میخوام بشینم درس خونم حتی نمیتونم یه کلمه هم بخونم!
عجیبه عجیبه!همش دلم شیرین میزنه!حال مبینای ترم یک رو دارم که حواسش سر جاش نبود و همش یه چیزی میخواست!
حالم س جاش نیست!یه چیزی میخوام که میدونم چیه!میتونمم داشته باشمش!ولی نمیدونم چقد برام هزینه برمیداره!
الان واقعا وقتش نیست!وقت هزینه کردن
پرده اول : بنزین گران می شود
پرده دوم : همه مردم شاکی از این وضع به داخل خیابون میاند و معترض به این وضع
پرده سوم : معلوم نیست چه خبر اشرارند یا دولتی ها که هر کدام یک جا را اتيش میزنند و به پای مردم ثبت می کنند
پرده چهارم : صحنه های اعجاب انگیز که هر موقع اعتراض مردم از تلویزیون می بینیم که یه عده قران اتيش میزنند و اموال عمومی را خراب می کنند (اقا من فهمیدم این اشرار مغز ندارند جون میدونند وقتی به دین و مذهب مردم توهین بشد دو دستگی میشد چرا باز ای
یه روز رگه‌هایی از موهام و یا کل پایینش رو ابی میکنم. و بعد از یه  پیاده‌روی نسبتا طولانی ,میرسم جایی که شب هست. با یه اسمون صاف و پرستاره. جایی که من با اتيش یه سوپ سبزیجات گرم و خوشمزه درست کردم. و یه مرد سرخ پوست با موهای مشکی و خیلی بلندش که دم اسبی بسته داره فلوت میزنه. 
امروز میتونست یه روز قشنگ دیگه باشه. با افتاب بیجونی که از پنجره ها روی فرش میفته و صدای کلاغ ها روی چنارهای بی برگ، یه روز ساکن ساده ی دوست داشتنی.
ولی امروز پر از تنشه. لرزش مولکول های هوا حس میشه و قلب ها تند میزنن. چون ممکنه خیلی زود این روز ساکن به اتيش کشیده بشه و ما به خاطر تصمیم هایی که بقیه تو جاهای دیگه ی دنیا میگیرن بی گناه بسوزیم.
#من_از_جنگ_وحشت_دارم
عز فار از ای عم کانسرند،
من مخاطبای بین پانزده شانزده تا پنجاه و شش هفت سال دارم.
 
سوالم از شما دوستان و همراهان که منو سالهاست میشناسین اینه،
 
ایا حرفای من خیلی چالش برانگیزه؟
 
دوستای من میگن
 
گاهی تو یه چیزی میگی
 
ادم حس میکنه الان اتيش میگیره میمیره
و یا گاهی خیلی مبهمه
 
ولی میریم بهش فکر میکنیم
 
برمیگردیم
 
و حس میکنیم دنیامون ازین رو به اون رو شده!
 
ایا حرفای من چالش برانگیزه؟
 
میشه به من جواب بدین؟
 
کجای تفکر من غلطه و باید اصلاح
این اولین باره ازت حرف میزنم
میدونی خیلی دوستت دارم؟
نه به فکرهای چرت و پرتم اهمیت بده نه به رفتار احمقانه ام
اینا همش چرت و پرته.چرت و پرت محض
مگه میشه تو باشی و من نخواسته باشمت؟
مگه میشه تو وجودم اروم اروم رشد کنی و من دوستت نداشته باشم؟
تو ارزشمندترین هستی منی حتی اگه به زبون نیارم.حتی اگه دیگران فکر کنن از داشتنت ناراحتم.
تو همه وجود منی دختر قشنگم.
تو برای من عزیزترین عالمی اصلا مهم نیس که چون دختری دیگران نمیخوانت تو پاره تنی منی هم
میون این همه روزای تاریکی که با سرعت از بیخ گوشم میگذرن ، صدای هیچ بادی شنیده نمیشه
به قیمت گذروندن ثانیه هایی که از نور سریعترن درحالی که نفس های اخر این زندگی رو میکشیم
لای این همه دروغ که مثل دود اطرافمون رو پر کرده
خنده هایی محو از جنس نقابی که روش با یه فونت درشت نوشته "Made in your heart" !
و دلتنگ بوی نفس هاش
آخ که وقتی زل میزنم به شعله‌ی وحشی فندک موقع روشن کردن سیگار ، جای سیگارم فقط خودمم که میسوزم
میسوزم و بی صدا آب میشم میون شعله های این اتيش
تو سرکار تایم خوابمون خیلی کمه
کلا ۳ ساعت شبا میخوابیم ساعت ۱۱ تا ۲ 
۵نفر میخوابن ۵ نفر بعدی ۲تا ۵
دیشب وقت خوابم یه خواب وحشتناک دیدم
منو مامان و شایان‌و سونیا و بابا سوار یه مینی بوس بودیم
مینی بوس چپ کرد،من دراومدم و وقتی تو اتوبوس
داشت اتيش میگرفت به زور همه رو کشیدم‌بیرون
بعد که مامانینا اومدن بیرون
گفتن تو باعث شدی مینی بوس چپ کنه.
+خوب شد این فرجه بود که من برم ابروهامو بردارم و دندونمو درست کنم!+دندونم یکم درد میکنه.
 
+عجیبه تا اومدم بنویسم با رویاهای بزرگ تو سرم چیکار کنم، خدایا خودت کمکم کن برسم بهشون؛ بعد همون موقع تو فیلمه خانومه و شوهرش به آرزوهاشون رسیدن و خانومه گفت خدایا شکرت و بزرگ‌ترین رویاهای ما واسه تو کوچیکه! وااای چقدر معجزه میبینم من. شکرت خدایا از بزرگی. همه چیو دست تو میسپرم همه چیییو.
 
+باید نخ دندون بکشم از این به بعد. 
 
+دیگه اینکه شنیدم اتيش سوزی ج
علی یاسینی ماه قشنگم کامل
اهنگ علی یاسینی ماه قشنگم کامل
دانلود اهنگ ماه قشنگم علی یاسینی
اهنگ جدید علی یاسینی ماه قشنگم کامل

دانلود آهنگ ماه قشنگم از علی یاسینی
دانلود اهنگ علی یاسینی ماه قشنگم کامل
واسه اتيش دلم غیر تو نیست ابی
دل من ضربه دیده پر وصله پینست
سوالم ازینایی که خودشونو معترض گرونی بنزین و . میدونن و مدام شعار میدن که ملت ما فلان کشور ژاپن و چین و کجا و کجا بهمان. و اون وحشیهایی رو که زندگی مردم و به آتیش کشیدن و چندین نفرو زیر خاک کردن و جزو مردم معترض میدونن!!!!! دقیقا تا الان چه حرکت مثبتی داشتین؟؟؟؟؟ کدومتون حاضر شدین یک هفته اصلا ماشین استفاده نکنین؟؟؟؟ کدومتون حاضرین با دوچرخه بربن بیاین؟؟؟؟؟ یا با وسایل نقلیه عمومی مثل اتوبوس و مترو؟؟؟؟؟ اصلا به کلاستون نمیخوره نه؟؟؟؟؟
فقط ب
اگه یه روز وکیل شدم
رو کارتم مینویسم
متخصص در امور ثبتی ،قراردادی،خانواده و بالاخص شنونده درد و دل ،گریه و زاری و سنگ صبوری بدون دریافت حق الوکاله و شوینده گناه مردم با همراهی شما در امر غیبت تهمت و.
این چه وضعشه!آخه!
زنگ زده به من که بپرسه مهریه اشو چجوری حساب کنه و چجوری میتونه توافق کنه و اظهار نامه بنویسه و فلان !بعد پنج دقیقه راجع به اون صحبت کرده ۶۵ دقیقه راجع به نامردی و بی ادبی و خاک بر سر بودن شوهر و طایفه شوهرش .لامصب باقالی پلو عر
بعضی وقتا که ادمای خوب تو زندگیم پیدا میشن و یا کسی بهم یه خوبی میکنه یا احوالم رو میپرسه در حالی که میتونه براش اصلا مهم نباشه.گریه ام میگیره.
امروز ازون روزاست که یه چیزی شبیه قند توی دلم بود و چشمام داغ شد.
وقتی اون دو تا استاده اینقدر مهربون بودن.
وقتی این پسر چینی امریکاییه به سبک اینجاییا ازم پرسید اخر هفته رو خوب گذروندی یا نه؟
وقتی هر طرف رو که نگاه میکردم میدیدم همه دارن رو وایت بوردایی که جا به جا روی دیوارای طبقه نصب شده با هم بح
ببینم تاحالا شده اهنگ کیپاپ بزارین توی مدرسه؟؟؟؟
 
خوبه.چون ما امروز با کمک چند تا از دوستان مدرسه رو به اتيش کشیدیمممممممم
از فیک لاو تا دی ان ای و دنسینگ کینک و تمپو❤️
بلی بلیخودمون که تا زنگ اخر شارژ بودیم کاملا و ارمی های سال بالایی هم که همون واسه اولین اهنگ سکته ناقص رو زدنماهم که به هیچکس نگفته بودیم و ایز نگهش داشتیم اون بیچاره ها از شدت شک تا چند دقیقه فقط جیغ کشیدن
خودمون هم باورمون نمیشد که این اهنگا داره توی کل مدرسه پخش
خب این سِودا خانمی که ۱۴۰ درصد وقتشو تو نت میگذرونه اسفند امتحان علوم پایه داره 
تازه اولای سالم میخواست رتبه برتر شه ولی الان ب پاسی هم راضیه‍♀️
گندت بزنن سِودا که توی به اتيش کشیدن ارزوهات حرف اولو میزنی 
خدایااا چی میشد این ترمم معدل یک کلاس میشدم اونوقت نذرمو ادا میکنم خودتم میدونی که واقعا مصمم خدایا ب حق امام حسین قَسِمِت دادمااا حواست باشه ناامیدم نکنی اخه من غیر تو کیو دارم
میدونی ولی همیشه این رفیقای خرخوونم زودتر از من شروع میک
یه عادت بدی دارم ک ترکش نمیکنم. همیشه سر صبحانه شروع میکنم ب چک کردن گوشیم و خودم رو ب طرز مسخره ای موظف میدونم ک تک تک نوتیف هایی ک میاد رو چک کنم. هنوز نیم ساعت هم نشده بود ک بیدار شده بودم و استوری هایی ک دیدم حالمو بد کرد. عادم هایی ک برای حمله ب جایی خوشحال بودن و همه ی مسخره بازی های ی. استوری های صدف ولی از همه جا بدتر بود. توی فیلمی ک گذاشته بود میدیدی ک هواپیما اتيش گرفته و بعد سقوط میکنه.غمگین شدم. توی توییتر عادم های مختلف مشغول ص
سلام 
آدمی گاها ناراحت میشه ،دوست داره هر چی از دهنش در میاد بگه،خوب بعد استغفار میکنه.همین مسابقه میدون بنده تبلیغاتی از هیچ شبکه اجتماعی در موردش ندیدم.فکر کن الان 2 ماه 6 نفر میاند و تجربیات شون با همه به اشتراک یذارند  و عملا یه تبلیغات رایگان  محسوب میشهافراد که داورند از افرادی هستند،خودشون کار آفرین هستند.اصلا میدونید اکثر اون های میاند جوان هستند 26 سال،30 سال.وای خدای من اکثرشون نواقص پیدا کردند و کلی در امد زایی  راه انداختن.
چه خبرتونه؟ 
چهههه خبرررتون واقعا !! 
نوبت دکترم دقیقا شنبه بود از همه جا بیخبر پاشدیم بریم دکتر دیدیم ملت خیابون هارو بستن
شعار میدن
نترسید نترسید ما همه باهم هستیم
راننده ای که داشت مارو می‌برد گفت صبح زدن شیشه ماشین همکارش و که رفته بوده بنزین بزنه شکستن!!! 
ملت نفهم! 
شما بیکارید ریختید تو خیابون خیلی ها کار دارن
محمد که از سرکار دیشب میخواست برگرده میگفت تو ازادی اتوبوس نیست
مترو هم غل غلست
اینترنت هم قطع بود نمیشد تپسی گرفت
با یه بدبخت
از صبح امروزکه بیدار شدم صدام با من بیدار نشد! گرفته و قطع شده. حرف که میزدم صدا هوا میده انگار دیشب که خواب بودم ،یکی بوده که خواب نبوده نصف شبی ازم ی کرده ! سه تا از تارای صوتیم نیست!
در و دیوار اتاقم میگن کار هیولای شبه ! میگن دیدن و شاهد دارن که یکی شبونه انبر به دست اومده سراغ حنجره ام سه تا تار ازم برداشته .
میگم خب به چکارش میاد ؟در سفیده شونه بالا میندازه که الله و اعلم!
تیر چراغ برق که از پنجره معلومه ، هوار میزنه که من خیلی ساله اینجام
دانلود آهنگ ایوان بند سروناز + متن و بهترین کیفیت
موزیک جدید و شنیدنی از ایوان باند با عنوان سروناز همینک از رسانه بزرگ جاز موزیک
Exclusive Song: Evan Band – Sarvenaz With Text And Direct Links In jazzmusic.blog.ir
متن آهنگ ایوان بند سروناز 
───┤ ♩♬♫♪♭ ├───
بزن آتیش پاره که یه امشب شب ماست♫♪♭ بزن اتيش که بازم وقت تاب و تب ماست ♫♪♭تا به سازت برقصم بزن هر جور دلته♫♪♭ بزن آتیش پاره دل نا قابلته ♫♪♭جوری عاشق تو میشم که بپیچه خبرم♫♪♭ جون سالم از این عشق نذاری در ببرم
سینی کابل تأسیسات الکتریکی کاربرد دارد از این ابزار در جهت مرتب سازی کابل و زیبا سازی محل استفاده می شود 
سینی کابل اهنی در برابر مواد شیمیایی و بخار های اسیدی مقاومت بسیار کمی برخوردار است و بعد مدت کوتاهی باعص پوسیدگی وزنگ زدگی میشود که این باعث صرف هزینه و زمان بیشتر خواهد
در نقطه مقابل سینی کابل pvc  البرز
از مقاومت بالایی در برابر پوسیدگی و زنگ زدگی برخوردار هستن و هزینه نسبتا کمتر دارند
سینی کابل های pvc البرز علاوه بر مقاومت بالا د
نامه ای به رفیق جانم
این پست واقعاا طولانیه سه ساعتی
طول کشید تا اماده شد
اگه خوندی تا اخرش که ممنونم
اگه نه هم که هچنان ممنونم ممنون که هستید
سلاام بی نامم  سلام رفیق خوب خودم
الان ۹ سالمه  بی نامم الان که این نامه رو مینویسم
نشستم زیر درخت همون حیاط خونه باغ روستای
مامان بزرگ ، بی نامم همون لباس کرم رنگ گلهای صورتی
همون صندلهای سفید ک دوسشون داری
رو پوشیدم نترس بی نام نمیرم تو اب و گل بارون ک
کثیف نشن قول میدم قول قول
بی نامم نی نی گوسفنده
امروز داشتم با یکی از دوستام که در امریکای شمالی به سر میبره ایمیل بازی میکردم
برگشت گفت فلان روز نمیتونم
چون غروبش دوست دخترم میاد دستمو میگیره
منو میبره کلیسا
بعدم میبره مسابقات بیسبال
بعدم میریم شام و بعدم میرم خونه ش و هنگ اوت میکنیم
 
بعد همه اینا رو با جزئیات بیشتر تعریف میکرد.
 
یه لحظه احساس کردم بچه شاید در یه رابطه insecure به سر میبره.
 
هم خونه ای سابقمم اینجوری بود.
 
و دوست دخترش هر هفته یه بار قهرمیکرد.
شوهر داشت
و هفته ای یکی دو بار
گزینه اول:خوش قیافه(بهتر از من). پولدار. هم قد خودم.خانواده معروف.از نظر من زورگو.منو خرفرض میکنه.دورو.تمدار.فقط میخواد زن بگیره.حراف.زبون باز.مدام سعی میکنه قانعم کنه اشتباه میکنم.ولی اگه زنش بشم کشیک دیگه لازم نیس بدم مستقیم میرم فوق.پارتی کلفت و پول زیاد داره.تفکر سنتی.میترسم ازش.
گزینه دوم:قیافه معمولی(یعنز من بهترم).مهربون.ساده.خنده رو.درامد کم.فکر میکنم دکتر بودنم و وضع مالیم یکی از دلایلش باشه برای انتخاب من.
فارس نوشت: رجب طیب اردوغان» رئیس جمهور ترکیه چهارشنبه از آغاز عملیات نظامی متاخر این قلمرو در سیرت سوریه شناسایی داد. اردوغان با بیان اینکه اسم اشاره این عملیات، چشمه صلح» است، اطلاع دادن کرد که عناصر تروریستی ارتش آزاد» سوریه همچنین در این عملیات شرکت دارند. شعار ادعایی ترکیه، ممانعت از ابداع گذرگاه تروریستی در طول مرزهای جنوبی ترکیه» است. خبرگزاری رسمی سوریه (سانا) گزارش انصاف که نظامیان ترکیه و تروریست های گند آزاد بوسیله شهرهای
این پستو دیروز گذاشتم چند ساعتی و برداشتم ، چقد دلم میخواست دیروز وقتی نوشتم "مطمئن نیستم بازم"، مطمئن می‌شدم امروز. ولی الان تمام بدنم میلرزه از شنیدن این خبر جدید و باورم نمیشه. کاش دروغ بود خدایا کاش دروغ بود.
 توی گروه دوستان ( تلگرامی) چندشب پیش همه داشتن باهم دعوا میکردن سر همین اخبار ضد و نقیض. پریشب رفتم گفتم ای بابا من دیر رسیدم به دعوا. خندیدن. 
رفتم دیدم امروز همه ساکتن. فقط یکی داد زده و بقیه گفتن آروم باش برادر ما همدردیم. نوشتم کا
یه چیزی که برای من اینجا گاهی خسته کننده میشه،
 
نیاز شدید روحی روانی مردها، به خصوص مردهای سفیده.
 
باز پسرای مهاجر و مخصوصا پسرهای چینی و هندی همیشه دور و برشون دختر از کشورشون دارن. ژاپنیا هم همینطور.
 
ولی مردهای سفید خیلی تنهان. تا بیست و سه چهار دوست و اشنا دور و برشون هست ولی بعدش افسرده و تنها میشن.
 
بعد سن پنجاه شصت سالگی که همه شون گرگ درنده میشن.
 
همه شون کلی ارزوهای براورده نشده دارن.
 
شاید بگین وا اینها که از بچگی با دختران چرا این
از اون ادمای متنففففر از خریدم. کلا دوست ندارم برم واسه تفریح پول خرج کنم، بدن درد و پا درد بگیرم بیام خونه.
ولی خدایی.این لذت امروز پس از خرید خییییلی کیف داد. 
لیست خرید بدین شرح بود:
۱)یک عدد کتاب جنگ ملکه سرخ، جلد اول
۲)یک جفت جوراب لنگه به لنگه زنبوری کاوایی
۳)یک جفت جوراب شازده کوچولویی ابی
۴)یک عدد هودی اوتاکویی سبزابی
۵)یک عدد شلوار خییییلی نرم و خییییلی گنده و خییییلی بلند سبزآبی
برنامم اینه که شنبه، هودی رو با جوراب زنبوری بپوشم، حتم
رمان امن ترین آغوش دنیا
دانلود رمان امن ترین آغوش دنیا اثر فریده بانو با فرمت های pdf ، اندروید، آیفون و جاوا با ویرایش جدید و لینک مستقیم رایگان
داستان این رمان اجباری در مورد دو خواهر دوقلو به نام های سوگل و سوگند می باشد ، سوگل بی دلیل یک هفته قبل از عروسیش ناپدید می شود ، حال آبروی چندین ساله ی پدربزرگش در میان است و درخواست حامی پارسا  و اکنون سوگند ناچار است فقط یه تصمیم بگیرد و آن تصمیم چی می تواند باشد ، خواسته حامی یا آبروی پدربزرگش .
خ
رمان امن ترین آغوش دنیا
دانلود رمان امن ترین آغوش دنیا اثر فریده بانو با فرمت های pdf ، اندروید، آیفون و جاوا با ویرایش جدید و لینک مستقیم رایگان
داستان این رمان اجباری در مورد دو خواهر دوقلو به نام های سوگل و سوگند می باشد ، سوگل بی دلیل یک هفته قبل از عروسیش ناپدید می شود ، حال آبروی چندین ساله ی پدربزرگش در میان است و درخواست حامی پارسا  و اکنون سوگند ناچار است فقط یه تصمیم بگیرد و آن تصمیم چی می تواند باشد ، خواسته حامی یا آبروی پدربزرگش .
خ
 نفس کاظمی چوکامی هستم  یکسال دارم و الانم از خونه مون فرار شدم!  نه،!. ببشخید  فرار کردم
همونطور که در تصویر میبینید ، من به کوهی از شکلات برخوردم چی؟. نه. مشکلات با شکلات فرق داره؟ 
 خلاااصه من  دیگه خسته شدم   به دره ای از ناباوری ها سقوط کردم   من من دیگه  من دیگه  نمیتونم ب این وضع ادامه بدم   بخاطر همین یواشکی  تجهیزات فرار از خانه رو یکی یکی. برداشتم  ، و درحالیکه مادرم  داشت  با خودش توی آیینه دعوا میگرفت  و پدرم هم
درستش این بود که بیایم و از سفر اخرم بنویسم. از لحظه ای که میثاق از میان بچه ها رد شد و زد روی شانه ام:کجایین شما؟ دندان های سفید و منظمش توی نور اتش برق میزد و نگاه مشکی مهربانش شاد بود. 
یا لحظه ای که گفتم از روی شن ها بلند شدم و گفتم من سردمه بچه ها. میرم کنار اتيش. محمد کاپشنشن را در اورد و گرفت سمتم. 
سفر خوبی بود. درستش این است که از سفر خوبم بنویسم و ادمها و اتفاقات. همین کار را هم خواهم کرد. 
قبلش، دلم برای محسن تنگ شده. برای ایمان هم. گروه مو
دانلود با کیفیت (320)
 
#تکست آهنگ جدید #ساقی به نام " #لیتری_چند ؟؟ "
حرفامو گوش بده به خودت نگیر این اشعارو گوش بده به خودت نگیراین دردارو ببینو به خودت نگیر تو به خودت نگیر تو به خودت نگیر
زخمامو ببینو به خودت نگیر این جنگارو ببینو به خودت نگیرمن تیکمو میندازم به خودت ولیتو به خودت نگیر تو به خودت نگیر
(ورس 1)
بهتره حقیقتو بپذیریم وسط ازادی وایسادیم ولی یه اسیریم
واسه ی از دست دادن دگ چیزی نداریم الان وقتشه از تو غلاف تیزی دراریم 
اینجا قانون
# فود چیست ؟  #_فود #nbs محصول فرآوری شده از دانه غلاته که با تغلیظ ۲۰۰ برابر مواد درون دانه تهیه میشه 
چجوری بدن خوب میکنه ؟ با تامین تمام مواد مورد نیاز بدن باعث میشه اندام ها و دستگاه های بدن تمام مواد مورد نیازشون بهشون برسه در ابتدا شروع به #پاکسازی دستگاه ها میشه بعد از پاکسازی دستگاه ها با رسیدن تمام مواد مورد نیازشون ارتقا پیدا میکنند و به بهترین شکل ممکن شروع به عمل میکنند و بیماری ها دفع میکنن در واقع خود فود کاری انجام نمی
# فود چیست ؟  #_فود #nbs محصول فرآوری شده از دانه غلاته که با تغلیظ ۲۰۰ برابر مواد درون دانه تهیه میشه 
چجوری بدن خوب میکنه ؟ با تامین تمام مواد مورد نیاز بدن باعث میشه اندام ها و دستگاه های بدن تمام مواد مورد نیازشون بهشون برسه در ابتدا شروع به #پاکسازی دستگاه ها میشه بعد از پاکسازی دستگاه ها با رسیدن تمام مواد مورد نیازشون ارتقا پیدا میکنند و به بهترین شکل ممکن شروع به عمل میکنند و بیماری ها دفع میکنن در واقع خود فود کاری انجام نمی
انقدر حالم بده که با هر نفسی که می کشم گلوم و بینیم "اتيش میگیره". گوشم به طرز شخماشیکی تیر می کشه و سر و صورتم به بدنم سنگینی می کنن. دلم میخواد بندازمشون دور! یه حس ناامیدی و فلاکت بدی وجودمو در بر گرفته که نمی دونم منشأش چی و کجاست. دیشب که له و داغون برگشتم خونه کتابای امسالو دیدم رو میز. حتی نخواستم نگاهشون کنم. دراز کشیدم و به این فکر کردم که چرا این زندگی سگی من تموم نمیشه؟ ندای درونم خوابوند پس کله م گفت خاک تو سرت اسکل تازه شروع شده! قرص خ
امروزم شروع شد با یه بارون تند. البته الان قطع شده . من که خواستم برم بیرون قطع شد‌‌:/ . میخوام عکاسی کنم. اگه مها راضی بشه جای عصر الان بریم میگه الان مغازه ها بستن خب راست میگه شاید عصر همچنان بارون بیاد. پس همون عصر میریم. اره میتونم امیدوار باشم که همچنان بارون بیاد. 
امروز دیر بیدار شدم با این که دیشب زود خوابیدم. خوابم زیاد شده و چقدر حرصمو در میاره. هنوز خیلی جلو نرفتم ساعتم شده ۹نیم. باید تا قبل بیرون رفتن کلی کارامو انجام بدم. زبانم هست ا
نه تنها همه لباسهای من رو بی اجازه دراوردن،
نه تنها بهم دست زدن،
نه تنها خشکم کردن (اون موقع کوچولو بودم و سینه هام هنوز اصلا یه کوچولو هم در نیومده بود)
بله منو نشوندن توی دفتر مدرسه،
و بچه ها همه پسر و دختر میومدن از پنجره و از در نگام میکردن و من از خجالت ذوب میشدم.
 
بعدم بهم گفتن که، اگه به پدرو مادرت  یا هرکس دیگه ای بگی چیزی،
نه تنها پدر و مادرت رو میندازیم توی زندون، بلکه تو رو هم اخراج میکنیم.
 
منو اخراج شدن خودم ناراحت نمیکرد،
و
الان از شانس خوبم،نشستم تو اِستادی رومِ ساختمونم،درحالیکه فلسفه جلو روم بازه یهو دلم خواست پست بنویسم.
دیشب منو یکی از دوستام رفتیم بیرون و یه دوساعتی قدم زدیم و اتيش بازیه سال نو رو تماشا کردیم،حرف زدیم و حرف زدیم و حرف زدیمبعدم برگشتیم خونه.صبح که نه ولی میشه نزدیکای ظهر که پاشدم تند و تند برای خودم صبحونه درست کردم و خوردم و لباسای کثیفمو ریختم تو کیسه و رفتم سمت اتاق ماشین لباسشویهادیگه ریختمشون تو ماشین و رفتم که اِستادی روم رو رز
تنها باید کمک رو از خدا خواست خدایی که تا دیروز غمی نبود خدای خوبی بود رحمان بود اما الان
که سختی هست صبری هست
خدای دیروز نیست !
حتی اگه گلایه ای هست دلگیری هست باید از خدا خواست تا راهشو بگه
/بندگی ما/
این رو امتحان کردن جواب گرفتن توصیه میکنم شما هم امتحان کنید
اینکه دقیقا همون لحظه ای که فکر میکنی با عقل خودت میتونی به یکی جوابی بدی یا نوعی از سختی هست که تو اون لحظه کاری از دست خدا برنمیاد نعوذ بالله  اما عملا داریم این رو میگیم ( مثل اینکه
➖➖➖➖➖➖➖➖➖
#پارت48
 موقعه ایی که چشم باز کردم همه جا تاریک بود، وقتی که می خواستم بلند شم، یه دفعه درده وحشتناکی سمت چپ سرم نفسم رو بند اورده بود، دستم بی‌اختیار روی سرم نشست چیزی دور سرم بسته شده بود،  یادم امد سرم به چیزی بر خورد کرده بود.
بعده دو روز که توی تختم بودم به زور با فرشته و ماهی برای هوا خوری به حیاط رفتم.
جایی خیلی بهتر از جای قبلی بود، حداقل ترس از دستمالی شدن نداشتم، دیگه یه جورایی همه از هانا می‌ترسیدند و به سلول ما نزدیک
سلام خوبید
منکه ازهنوزم عصبیم ، تو حموم بودم قوری نازنینم افتاد شکست فداسرم البته ولی یادگیری رفیقم بود، صبح زود بیدارشدم مثل همیشه ساعت ۸بود که پیام اومد رو گوشیم که وارد سامانه شدم!یعنی تریون رفته شرکت وارد سامانه ام شده پاشدم یه صبونه مشتی درست کردم بایه قهوه ترک عالی دیروز خریدمش ازش راضیم،بعدم حاضرشدم رفتم بیرون کارتمو خالی کردم، دوتا مانتو اداری خریدم تو حراج البته اداری نیستن دانشجویی هستن دکمه دارن بلندن و پایینشون فون هست خوشم ا
1. چشم زدید آسانسورمونو دیگه :( دیگه نمیذارن با آسانسور بریم تو مدرسه. یعنی اگه بری داخلش دکمه ها رو بزنی اصن کار نمیکنن از پایین و یکی از بالا باید دکمه رو بزنه. منم بعد از اون روز که گیر کردیم دیگه سوار نشدم :'| بعد امروز داشتم با ری ری حرف میزدم که دیدم نیست :/ فک کردم حتما رفته سمت اسانسور. در اسانسورو میخواستم وا کنم و همزمان سر ری ری جیغ بزنم که شنیدم یاسی داشت به یکی تو اسانسور میگفت "خفه شو کسی نفهمه" :| منم درو وا کردم و دیدم بچه ها با ری ری با ح
یه روزایی هست
که من دو تا کامنت میگیرم:
سلام
لطفا به من پیوند بزن وبلاگتو منم بهت بزنم!
 
یا سلام، خاک تو سرت. بای.
 
بعد یه روزای دیگه ای هست،
 
که مثلا پونزده نفر، یه سریا رو میشناسم، و یه سریا رو نه.
 
میان و لطف میکنن و کلی کامنت زیبا و امیدوار کننده میذارن.
 
و خستگی من رو میبرن.
 
امروز حدود یازده تا کامنت ازین خوبها گرفتم.
 
ساعت پنجه، نیم ساعت دیگه میرم بیرون.
 
اول اینکه بهم لطف داری اقای اخری که اون کامنت رو گذاشتی.
 
امیدوارم که واقعنی ازاد
خلاصه کتاب بازارهای مالی پیشرفته لاری سمنانی همراه نمونه سوال
دانش پژوهان گرامی این فایل حاوی خلاصه کتاب ‏‫بازارهای مالی پیشرفته نظریه‌ها و کاربردها‬ تالیف بهروز لاری سمنانی در حجم ۶۰ صفحه و همچنین یک عدد جزوه طلایی دست نویس در حجم ۹ صفحه همراه نمونه سوالات درس بازارها و نهادهای مالی با کد درس ۱۲۱۸۴۸۷ می باشد.در صورت تمایل می توانید این مجموعه ارزشمند را با بهترین قیمت از سایت زرین فایل خریداری و دانلود نمایید.
 
دانلود فایل
 
 
 
 
 
 
 
خلاصه کتاب بازارهای مالی پیشرفته لاری سمنانی همراه نمونه سوال
دانش پژوهان گرامی این فایل حاوی خلاصه کتاب ‏‫بازارهای مالی پیشرفته نظریه‌ها و کاربردها‬ تالیف بهروز لاری سمنانی در حجم ۶۰ صفحه و همچنین یک عدد جزوه طلایی دست نویس در حجم ۹ صفحه همراه نمونه سوالات درس بازارها و نهادهای مالی با کد درس ۱۲۱۸۴۸۷ می باشد.در صورت تمایل می توانید این مجموعه ارزشمند را با بهترین قیمت از سایت زرین فایل خریداری و دانلود نمایید.
 
دانلود فایل
 
 
 
 
 
 
 
امیر حسین را سوار ماشین کردم و محمد صالح هم سوار شد .
سلام بابا
سلام
سلام بابا جانم
سلام
خب دکترها باشگاه چطور بود؟
محمد صالح که خیس عرق بود گفت : بابا بد نبود . من با پسر شیهان مبارزه کردم و یک ضربه بهش زدم اخ خیلی پاهام در میکنه
امیر حسین تو فکر بود منتظر شدم تا خودش شروع کنه و گفت :
یک اتفاقی تو باشگاه رخ داده (رخ داده ؟ پسره چه لفظ قلم حرف میزنه و لبخندی زدم )
رخ داده ؟
بله . من اینو بر نمی تابم
خب بفرمایید شما چی را بر نمی تابید؟
درباره راه پیمای
سلام وقت بخیر:)
خوب امروز قرار دادمو تلگرام کردن گفتن امضا کن! پشتیبانم پیگیری کرده بود! گفت من بهشون اطمینان دادم بدون چک کارتو راه بندازن که بتونیم سریعتر معرفیت کنیم به بورس برای بازرسی!
دیگه مدیر خوشحال شد تبریک گفت من عادی بود برام چیزی نیست که منو خوشحال کنه! ولی این یعنی جاپای من محکمه ازطرفی برای بیمه و. حقمو نخوردن چون گفت از اول شهریور بیمه ات حساب شده خوب من از 30ام رفتم، سرکار یعنی فقط روز 30ام رفتم تا ظهر بعدشم که 5شنبه وجمعه بود پس
داستان پنجاه و دو هرتز آراد حصاری کانون ادبی چوک 
اگه همه بیدار بودن یه جیغ بلند می کشیدم اگه از اون بوق دراز های دربی داشتم بوق می زدم چه کرده این بشر تقریبا تونسته  تنهایی خودش رو وصل کنه به وال پنجاه و دو هرتز نمی خوام داستان رو لو بدم ولی من فکر نمی کردم می شه وال پنجاه و دو هرتز رو دید چون هیچ وقت دیده نشده فقط بیست و هشت سال پیش صداش رو شنیدن حالا فکر کن یه روز سرت رو بالا کنی وال رو توی آسمون شهر ببینی براش دست ت بدی هر جا می ری همراهت با
بهتر از توضیح و تفسیر امام در مورد زندگی هر فرد چی میتونه جامع تر و شیرین تر باشه دیگه از خود انسان نزدیکتر به خودش انسانی هست
خودش هم وقتی تعریف و توضیح زندگینامه خودش رو که امامی بیان کرده باشه بشنوه براش قابل قبول تره
اهاا میگه این خوبه ها
هم کامل باشه هم بشه باز روش فکر کرد
هم مختصر باشه هم مفید
فقط خودشون میتونن مطمئنا هر کس بسپاره به این خاندان حتما راضیه
یا امام حسین خودتون همه چی رو یادمون دادید
دست ما رو هم بگیرید
جالبه نکته ی این ا
بررسی اسناد زیارت عاشورا
استحباب
خواندن زیارت عاشورا ، از مسائلی است که تمامی علمای شیعه در طول تاریخ بر آن
اتفاق داشته‌ و حتی و بر خواندن روزانه آن اصرار نموده‌اند که این بهترین شاهد و
دلیل بر صحت إسناد آن به معصوم علیه السلام است.
مصدر
اصلی این زیارت نامه ، دو کتاب معتبر ؛ یعنی کامل ایارات تألیف جعفر بن محمد بن
قولویه قمی  و
مصباح المتهجد شیخ طوسی رضوان الله تعالی علیهما است.
اسناد شیخ طوسی در المصباح
المتهجد
سند اول :
قال
صالح بن عقبة و
در این صفحه مجموعه ای از مهم ترین و پرطرفدارترین ها گردآوری شده است توجه فرمائید که این سایت فقط گردآوری لینک این فایل ها را از سایت سیدو انجام داده و تولید کننده نیست. جهت سفارش و دانلود در لحظه هر یک کافیست بر روی لینک آن کلیک کنید.
با توجه به تعداد زیاد فایل ها در صفحه کافیست برای جستجو در صفحه کلید ترکیبی CTRL + F را بزنید و سوال خود را در صفحه جستجو کنید.    




پرسشنامه سواد سلامت ایرانیان(18 تا 65 سال)

پرسشنامه سواد سلامت ایرانیانمقالا
بررسی اسناد زیارت عاشورا
استحباب
خواندن زیارت عاشورا ، از مسائلی است که تمامی علمای شیعه در طول تاریخ بر آن
اتفاق داشته‌ و حتی و بر خواندن روزانه آن اصرار نموده‌اند که این بهترین شاهد و
دلیل بر صحت إسناد آن به معصوم علیه السلام است.
مصدر
اصلی این زیارت نامه ، دو کتاب معتبر ؛ یعنی کامل ایارات تألیف جعفر بن محمد بن
قولویه قمی  و
مصباح المتهجد شیخ طوسی رضوان الله تعالی علیهما است.


اسناد شیخ طوسی در المصباح
المتهجد
سند اول :
قال
صالح بن عقبة
در این صفحه مجموعه ای از مهم ترین و پرطرفدارترین ها گردآوری شده است توجه فرمائید که این سایت فقط گردآوری لینک این فایل ها را از سایت سیدو انجام داده و تولید کننده نیست. جهت سفارش و دانلود در لحظه هر یک کافیست بر روی لینک آن کلیک کنید.
با توجه به تعداد زیاد فایل ها در صفحه کافیست برای جستجو در صفحه کلید ترکیبی CTRL + F را بزنید و سوال خود را در صفحه جستجو کنید.    

پرسشنامه سواد سلامت ایرانیان(18 تا 65 سال)
پرسشنامه سواد سلامت ایرانیانمقالات مرتبط

دا
رمان پرستار ۳ و ٤     بازنشر از پست بانک رمان . ننوشته شده توسط شهروزبراری صیقلانی در هفده سالگی . 
  دیدم گیتار و به اشتباه تو بغل گرفته و داره رو سیماش دست میکشه . گفتم : پسر گل اشتباه گرفتیش . مانی با شنیدن صدام با شوق سرشو برگردوندو گیتار و گذاشت کنار و دویید تو بغلم و گفت: سلام نیمایی .بیا بیا زود بهم یاد بده چطوری بزنمش. با خنده گفتم: کیو بزنی ؟ _گیتارو دیگه گذاشتمش زمین و گفتم : اینو نباید بزنی باید بغلش کنی و نازشو بکشی . مانی با خنده
با خستگی پشت میزم نشسته بودم و درگیر پروژه جدید بودم.اصلا حال خوشی نداشتم.دلتنگ بودم.دوماهی میشد ندیده بودمش و این اذیتم می کرد.راست می گنا بسوزد پدر عاشقی.حالا این ماجرای من بود.
دلم می خواست برم ببینمش اما هم کارای شرکت زیاد بود و هم نمی دونستم با چه زبونی باید برم سراغش.
با زنگ تلفن نگاهم و از کاغذای روی میز گرفتم و گوشی و برداشتم
صدای مامان تو گوشی پیچید : سلام رایش مادر خوبی؟
-:سلام مامان.شما خوبین ؟
-:اره مادر خسته نباشی.
-:سلامت باشی.تنهایی
 
 
هاجر تا به خودش آمد تمام زندگی و روزگارش را طعمه ی شعله های سرکش آتش یافت ، و خواست تا کاری کند اما دیگر دیر بود و کار از کار گذشته بود . 
 
رشت این شهر خیس، سمت رودخانه ی زر ، در پیچ و خم محله ی ضرب ، درون باغ هلو 
   هاجر از روستاهای اطرافِ رودخانه‌ی آرام و با وقارِ ’لَنگ‘ به این شهر هجرت کرده . توسط آشنایی دور ، به خانم دیبا (پیرزن مالک باغ هلو) معرفی شده، تا بعنوان خدمتکار و مونس او ، کنارش بماند . او تمام زندگی اش را یک شب ‍ِ از دست داده و تن
عکس آقای خامنه ای

تبلیغات

آخرین مطالب