نتایج پست ها برای عبارت :

اهنک همین دیشب باز خوابتو دید

خوابتو ديدم دانلود آهنگ جديد بهنام بانی دانلود آهنگ جديد بهنام بانی به نام خوابتو ديدم از ایران پاپ Download New Music By Behnam Bani Called Khabeto Didam با متن + پخش آنلاین و دانلود مستقیم
نوشته دانلود آهنگ بهنام بانی به نام خوابتو ديدم اولین بار در ایران پاپ:دانلود آهنگ جديد. پديدار شد.
امروز خوابتو ديدم خیلی خیلی طولانی  
مدت ها گذشته بود که خوابتو نديده بودم !!!
نمیدونم خواب ديدن برای رفع دلتنگیه یا برای بیش تر دلتنگ شدن . 
ولی در هر صورت تو خواب ديدنت هم برام قشنگه کاش طولانی تر بود و یا کاش بیدار نمیشدم .
 
دانلود اهنگ هنوزم یه تار موتو به دنیا نمیدم همين ديشب بازم خوابتو ديدم (مهراد جم) کیفیت 320
دانلود اهنگ مهراد جم هنوزم یه تار موتو به دنیا نمیدم
دانلود هنوزم یه تار موتو به دنیا نمیدم
دانلود آهنگ مهراد جم شیک و پیک (هنوزم یه تار موتو به دنیا نمیدم) | کیفیت . دانلود آهنگ جديد مهراد جم شیک و پیک ♫ دانلود اهنگ تورو ديده ردداده قلبم ♫ آهنگ دلم میخواد یه جای شیکو پیکو از مهراد جم به همراه تکست و بهترین .دانلود آهنگ مهراد جم به نام شیک و پیک - رز موزیک
[In reply to My music]
Mehraad Jam
Shiko Pik
#MehraadJam
تورو ديده رد داده قلبم 
نباشی میمیرم حتماً
آخه یه جایی از قلبموُ زدی
که نزده بود هیچکی قبلاً
دلم می خواد یه جای شیک و پیکو 
تو باشی و تو باشی و من و یه موزیک هیتو
زبونم بگیره بخوام بگم می خوامت!
میمیرم من بی بی تو
هنوزم یه تار موتو به دنیا نمیدم
همين ديشب بازم خوابتو ديدم 
چشام قفلی زده بازم رو عکسات
نیاد روزی که چشماتو نبینم
هنوزم یه تار موتو به دنیا نمیدم
همين ديشب بازم خوابتو ديدم 
چشام قفلی زده بازم رو عکسات
دانلود آهنگ جديد بهنام بانی خوابتو ديدم
و حالا بشنوید و دانلود کنید موزیک جديد بهنام بانی عزیز رو با نام خوابتو ديدم همراه با تکست و کیفیت عالی
تنظیم کننده و آهنگسازی : حامد برادران
 
متن موزیک:
───┤ ♩♬♫♪♭ ├───
دلم خیلی برات تنگ شده خوابتو ديدم ♬♫♪خوابتو ديدم و بازم دلتنگم و بی تاب دیگه کارم شده هرشب هی میپرم از خواب…هرچی گفتم نرو واسه تو فرقی نکرد رفتی گفتی بهم دنبالم هیچ جا نگرد ♬♫♪منمو حال بدو من نمیدونم که چی انقد عوضت کرد …
 
دانلود آهنگ جديد بهنام بانی به نام خوابتو ديدم
دانلود آهنگ خوابتو ديدم از بهنام بانی با لینک مستقیم کیفیت عالی 320 و 128 به همراه تکست موزیک از رسانه آپ آهنگ
Download New Music By : Behnam Bani – Khabeto Didam
دانلود آهنگ بهنام بانی خوابتو ديدم 
ترانه سرا: کارن / آهنگسازی و تنظیم: حامد برادران

ادامه مطلب
دانلود آهنگ های جديد بهنام بانی
 
دلم خیلی برات تنگ شده خوابتو ديدم …
خوابتو ديدم و بازم دلتنگم و بی تاب دیگه کارم شده هرشب هی میپرم از خواب
هرچی گفتم نرو واسه تو فرقی نکرد رفتی گفتی بهم دنبالم هیچ جا نگرد
منمو حال بدو من نمیدونم که چی انقد عوضت کرد …
این دل دیوونه بی تو نمیتونه وای دل تنگم رفت که برگرده اینا همش درده وای دل تنگم
نم بارون و خاطره هامونو دیگه تو نیستی هرجا وایسادم یاد تو افتادم دیگه تو نیستی
همه میگن بیخیال شو اگه رفت غصه نداره
دانلود ریمیکس شیک و پیک مهراد جم
download song Mehrad Jam >> ♬ Shiko Pik-remix ♬ >> Music streaming from wikimusic
 
تکس ریمیکس شیک و پیک مهراد جم
 
تورو ديده رد داده قلبم نباشی میمیرم حتماً
آخه یه جایی از قلبموُ زدی که نزده بود هیچکی قبلاً 
دلم می خواد یه جای شیک و پیکو
تو باشی و تو باشی و من و یه موزیک هیتو
زبونم بگیره بخوام بگم می خوامت
میمیرم من بگی بی تو هنوزم یه تار موتو به دنیا نمیدم
همين ديشب بازم خوابتو ديدم چشام قفلی زده بازم رو عکسات
نیاد روزی که چشماتو نبینم ه
دانلود آهنگ جديد و بسیار زیبای بهنام بانی به نام خوابتو ديدم
ترانه سرا: کارن / آهنگساز: حامد برادران
دانلود موزیک خوابتو ديدم با لینک مستقیم و کیفیت اورجینال
 

[کیفیت 128 با حجم 2.7 مگابایت] [کیفیت 320 با حجم 6.7 مگابایت]
Danlod Music Jadid
 
Behnam Bani – Khabeto Didam

متن ترانه ی خوابتو ديدم با صدای بهنام بانی:
دلم خیلی برات تنگ شده خوابـتو ديدم
خوابتو ديدم و بازم دلتنگم و بی تاب
دیگه کارم شده هرشب هی میپرم از خواب
هرچی گفتم نرو واسه تو فرقی نکرد
رفتی گفتی ب
ديشب خوابتو ديدم دیوونه من
داشتیم قدم میزدیم، مث همیشه
سرد بود و دستای همو محکم گرفته بودیم
چشمات پر بغض بود
خودتو انداختی تو بغلم و محکم گرفتمت بین دستام
هم تو آروم شدی، هم من
ریه‌هامو پر کردم از عطرحضورت
جاری شدی در من
سرتو گرفتم بین دستام
نگاهم رو دوختم به صورت ماهت
پیشونیتو بوسیدم
مثل همیشه
و بیدار شدم
ای کاش این رویا هیچوقت تموم نمیشد
کاش اون روزا ادامه داشت تا ابد
تا .
دلم خیلی تنگه واسه ديدنت
واسه بودنت، واسه همه چی
واسه قهرکردنات،
شبا به این امید میخوابم که خوابتو ببینم، مسخره ست نه؟تو شبا با فکر کی میخوابی؟وقتایی که بهم فکر میکنی حس میکنم، تپش قلب میگیرم، نباید اینجوری میشد، نه؟دلم تنگته رفیق، نیمه راه بودی ولی رفیق بودی، حالا تنهایی تا چند روز دیگه دهنشو باز میکنه و منو می‌بلعه، مطمئنم.
خوابتو ديدم و بازم، دلتنگمو بی تاب
دیگه کارم شده هر شب، هی میپرم از خواب
هر چی گفتم نرو واسه تو فرقی نکرد
رفتی گفتی بهم، دنبالم هیچ جا نگرد
منم و حال بدو من نمیدونم
چی اینقدر عوضت کرد
دل دیونه بی تو نمیتونه وای دل تنگم
رفت که برگرده اینا همش درده وای دل تنگم
نم بارونو خاطره هامونو دیگه تو نیستی
هر جا وایسادم یاد تو افتادم دیگه تو نیستی
همه میگن بیخیال شو اگه رفت غصه نداره
تو دلاشون ولی میگن حق داره بیچاره
تو که نیستی ولی بازم دوست داره قلبم
هر
دانلود گلچین آهنگ های دی ماه 98
منتخب بهترین و پربازديدترین آهنگ های منتشر شده در دی 1398
[ اختصاصی از شهر موزیک + آپدیت شده تا آخر 13 دی ]
 
ایز این ماه پایگاه شهر موزیک برای شما عزیزان
دانلود آهنگ های دی ماه 98 منتخب بهترینهااین پست رو تا آخر ماه دنبال کنید و بهترین آهنگهارو دریافت کنید.
+++
دانلود آهنگ بهنام بانی به نام خوابتو ديدم
 
دلم خیلی برات تنگ شده خوابتو ديدمخوابتو ديدم و بازم دلتنگم و بی تابدیگه کارم شده هرشب هی میپرم از خوابهرچی گفتم
اما نمیدونم از کجا شروع کنم چی رو بگم چی رو نگم چطور بگم 
نمیدونم میشه هنوزم بگم من دیوانه وار عاشقتم
میشه بازم بگم من هنوزم خوابتو میبینم و مجنون شدم رفته
میشه من بازم فریاد بزنم بگم که چقدر از این دنیای نامرد دلگیرم که هیچی از تو قسمت من نشد جز حسرت عشقی عظیم
میشه بگم تمام عمرمو حاضرم بدم ولی یک لحظه نگاهم دریای نگاهتو بنورده
میشه من هنوزم از تو بنویسم
کیمیای زندگی من
ديشب با پ حرف میزدم، بهش گفتم که چندشب پیش‌ پشت سرهم
خوابتو ديدم وخواب ديدم ی چیزیت شده، البته که ازاین شانسانداریم
چیزیت بشه گفت اتفاقا دستم شکسته ! گفتم کدوم جیگری
زده دستتوشکسته هزاران ماچ بهش حرصش دراومد
گفتم این نتو کی وصل میکنین پس ،من نسخمممم نسخخخخخ 
گفت فعلا نباید وصل کرد تااوضاع آروم شه 
وبعدش شروع کرد ب کلکل و خندم گرفته بود و از استرسم کم شد! 
وبازم برای چندمین بار ایمان آوردم ب حس شیشمم و اینکه هروقت
دوستام چیزیشون میشه ،من حسش
زهرای بابا سلام
 
عمو می گفت فردای روز عید غدیر باز خواب ديد. تو رو ديده بود تو یک دشت زیبای سرسبز پر از ساختمانهای زیبا شبیه قصر. همه آدمهای اونجا سالم بودند و نقص و ناراحتیی توشون مشاهده نمی شد. تو اونجا بدوبدو می کردی و باز همون زوج سفید پوش دنبالت بودند و به شدت مراقبت بودند. عمو می گفت آخر خوابش تو داد زدی که "من فرشته کوچک خدام. نیومدم که بمونم".
زن عمو می گفت: عمو که پا شد می گفت اگه اون دنیا این قدر قشنگه من می خوام همين الان بمیرم.
 
فرداشم ع
وقتی رویاهات شیرین تر از بیداری باشه بیدار شدن از خواب برات سخت میشه
هی بیدار میشی میبینی عه این که همون زندگی قبلیته
باز چشاتو میبندی و آرزو میکنی ادامه خوابتو ببینی! حالا هرچی که باشه!
محیطش که جديده! قوانین دنیای واقعی رم که نداره! هر اتفاق ناممکنی ممکنه و هرشرایط و مکان غیر واقعی و حتی محال هم اتفاق میفته!
چقدر این روزا بیدار شدن از خواب برام سخته. فقط هربار ک بتونم پتو رو میکشم رو سرم و با خودم میگم گور بابای دنیا
اگه قراره فقط تو خواب زندگ
برای دانلود بهترین آهنگ های ایرانی بر روی لینک های زیر کلیک کنید
 
دانلود آهنگ جديد
دانلود آهنگ علی زند وکیلی بر باد رفته به همراه متن
دانلود آهنگ بهنام بانی خوابتو ديدم به همراه متن
دانلود آهنگ محمدرضا فروتن ژنتیک به همراه متن
دانلود آهنگ مرتضی پاشایی عشق جنجالی به همراه متن
دانلود آهنگ محمد علیزاده بارون نم نم به همراه متن
دانلود آهنگ جديد رضا بهرام به نام عادلانه نیست به همراه متن
صبح اولین صدایی که به گوشم می‌رسد، اولین صدای انسانی، صدای سعید هست. امروز صبح یک پیام صوتی یازده ثانیه‌ای داشتم که با لحن خیلی ملایم آدمی که روبروی دشت وسیعی نشسته به آرزو کردن می‌گفت "اوایل شب خوابتو ديدم که اومدی. بعد یهو کلید انداختی اومدی تو" کلمه به کلمه همين. ترکیب شاعرانه‌ای نیست. من اما توی تختم ذوب شدم. لحن بیشتر از صدا آمد و پیچید توی مغزم و من را هم با خودش پیچاند. نماز خواندم و توی تاریکی سحر داشتم به خوشبختی آن عصرهایی فکر می‌کر
بعضیا از تنفر حرف میزنند اما نمیدونند نفرت از کجا میاد 
و عده ای از عشق میگن که نمیفهمن عشق چیه ؟
 وقتی شدت و صمیمیت عشق، بیش ازاندازه میشه، عشق میتونه بستری مناسب برای بروز تنفر باشه. 
در چنین موقعیت هایی که همه درها و راه ها بسته میشن، تنفر کانالی ارتباطی میشه برای حفظ نزدیکی قوی رابطه که هم وصال و هم جدایی در آن غیرممکن میشه، 
 بدون ترديد، عشق می تونه بی اندازه خطرناک باشه  
و عشق و نفرت می تونند به صورت همزمان وجود داشته باشند، 
کمی سخته
ديشب با حالت گداخته از خونه زدم بیرون و رفتم پیش سینا.چی شد و چیکار کردم و چطوری و کجا و کی که بماند.همينقدر که الان هنگآورم.صبح بابا حالش بد میشه مامان میشینه پشت ماشین تصادف میکنه و زنگ زدن گفتن داداش امیرحسین همونی که مراقب کنکورش بودم و چقدر خوشحال شد وقتی بهش رسوندم دفترچه عمومی رو فوت کرده.همين ديشب
اینکه با سینا ديشب کجا بودیم و چی و چطوری فقط تهش اینکه زندگی خیلی کدر و کثیف تر از اونه که من همیشه اداشو در میاوردم.
فقط دیگه میخوام قبولش
دانلود آهنگ جديد مهراد جم هواییتم
Download New Music Mehrad Jam – Havaeitam
مهراد جم هواییتم
 
دانلود آهنگ جديد مهراد جم هواییتم با لینک مستقیم
 
متن آهنگ هواییتم از مهراد جم
 
آخه نباشی دلم میگیره دلم بد به دل تو گیرهبدجوری کردی تو اسیرش افتاده تو دام تو نمیرهگیر داده قلبم به دلت تو با ما چیکار داریهوایی میکنی منو مگه مهره مار داریکوتاه نمیای و با چشات منو هوایی میکنی زیاداز اون شبی که خوابتو ديدم خواب به این چشا نمیادتو دلمو بردی از قصد به دلت گیر داده قلبم
کم خوابی های متوالی دارم اولش بخاطر ۳تا امتحان پش سرهمم بود.دوم بخاطر ديشب و امروز صبح و ترس و استرس و نگرانی
حالم خیلی بده.
از ديشب تا حالا انقدر گریه کردم که همش تشنمه
خدایااا صبر بده به خانواده ها.خدایا نجاتمون بده از اینهمه اتفاق
فردا پرواز دارم و به احتمال زیاد میام ایران.ولی خیلی حالم بده.خیلی بی دل و دماغم از ديشب تاحالاخیلیییی ناراحتم
هوالرئوف الرحیم
ئووووفففففف
ديشب سخت گذشت. با کسره زیر ب ديشب.
حالم واقعا خوب نبود.
امشب نشستم یه فیلم دیگه ديدم و از اولش گذشته بود که رضا هم رسید و دوتایی نشستیم به ديدن و کیف روزگارو کردیم.
خیلی عالی بود.
When we first met بود و یه عالمه پیام اخلاقی برای جفتمون.
با یه انرژی مضاعف، شام رو گرم کردم و با هم در آرامش کامل شام خوردیم و شوخی کردیم و رضا ظرف شست و حالا می رم چای بیارم تو بغل هم بخوریم کیف کنیم.
همين. :)
 
 
 
 
دانلود آهنگ جديد حمید صفت به نام شاه کش
Hamid Sefat – Shah Kosh
دانلود آهنگ با کیفیت 128
 
دانلود آهنگ با کیفیت320
 
همچنینین بخوانید:
دانلود نرم افزار عکس گرفتن از صفحه کامپیوتر
ن روستایی در کنیا قربانی و ختنه
متن آهنگ شاه کش حمید صفت
بگو هیشکی پشت عشقم بد نگه هرچند هرچی خاطره داریم از قبل پر پرهتوی مردادیم اما امشب از همه ی شبای زندگیم سردترهاگه تنت یخ زده این بار به جا بالا کف پایین شهرو برف زدهبابا منه تنها خوشگلم شب یلدائه بروچرا شبه صبح نم
ديشب، چقدر دور است. انگاری که سال‌ها گذشته باشد. نوشته‌ی ديشبم را نمی‌توانم بخوانم. از صبح هزاری پیش‌نویسش کردم و بازگردانم. دست به حذفش نبردم. نمی‌دانم. ديشب را با امشب، قیاس نمی‌شود کرد. بین این دو، قرن‌ها سکوت آرام گرفته است. 
تازه صبح شده بود. که خبر آمد و شب برگشت.
+ به یاد حاج قاسم سلیمانی.
علت قطع شدن اینترنت از ديشب به دستور شورای امنیت کشور
از ديشب اینترنت در کشور دچار مشکلاتی شده است که در ادامه بیشتر درباره این خبر می خوانید
یک مسئول مطلع در وزارت ارتباطات و فناوری اطلاعات به ایسنا خبر داد که محدودیت دسترسی به اینترنت از شب گذشته با تصویب شورای امنیت کشور انجام شده است.
به ادامه بروید
ادامه مطلب
ديشب هزار بار گریه کردم از ته دل. خسته شدم و دل تنگم و از طرفی امتحان دارم. امتحان فردا ک مثل امتحان روز یکشنبه هیچ کس حتی شاگرد اول کلاس از افتادنش در امان نیست!
امتحان یکشنبه رو خراب کردم و ديشب ب خاطر اینکه دوباره درس همون استاده از قیافه ی کتاب حالم بد میشد
  بچه ها اومدن و چرت و پرت گفتیم و خنديدم و بعد اونا رفتن درس بخونن اما من خوابیدم
امروز ساعت 5 بیدار شدم. سرحال. بدون هیچ اثری از ناراحتیای ديشب.هوا برعکس روزای قبل خنکه. با سرعت درسو پیش م
به تازگی آهنگ جديد حمید صفت به نام شاه کش منتشر شده است. در ادامه می توانید این آهنگ را دانلود کنید.
 
دانلود آهنگ جديد حمید صفت به نام شاه کش 320
دانلود آهنگ جديد حمید صفت به نام شاه کش 128
 
متن آهنگ حمید صفت به نام شاه کش
بگو هیچکی پشت عشقم بد نگههرچند هرچی خاطره داریم أ قبل پرپرهتووی مردادیم اما امشباز همه ی شبای زندگیم سردترهاگه تنت یخ زده اینباربه جا بالا کف پایین شهرو برف زدهبابا منِ تنها خوشگلم شبِ یلدامه بروچرا شبِ صبح نمیشهچرا هرچی بهت م
بله من بی حوصله شدم از نبود نت و البته نبود کار. ديشب خواب ديدم نت وصل شده اما نشده در واقع! البته به جز نت اینترنت ثابت در بعضی استان ها. خلاصه مجبور شدم باز کتاب بخونم: آن دختر قبلی . که به نظر میرسه در ترجمه اش بسیار زیاد از گوگل ترنسلیت استفاده شده. به هر حال مجبورم بخونمش . داستانش بد نیست و حتی جالبه اما ترجمه اش حسابی رو مخه. 
‌به جز کتاب کار خاصی ندارم انجام بدم. ديشب هم کمی دور زدیم تا مامان کاراشو انجام بده. بعد رفتیم یه کافه خوب اما تمام م
دانلود آهنگ جديد مهراد جم دلمو بردی
آهنگ آخه دلم میگیره از مهراد جم با متن ترانه و کیفیت عالی
download: Mehraad Jam / Delamo Bordi
 
متن آهنگ دلمو بردی از مهراد جم:
آخه نباشی دلم میگیره…
دلم بد به دل تو گیره…
بدجوری کردی تو اسیرش…
افتاده تو دام تو نمیره…
گیر داده قلبم به دلت تو چیکار داری؟
روانی میکنی منو مگه مهره مار داری؟
کوتاه نمیایی و با چشات منو روانی میکنی زیاد!!
از اون شبی که خوابتو ديدم خواب به چشام نمیاد….
تو دلمو بردی از قصد…
به دلت گیر داده قلبم….
سلام بابای گلم
ديشب اولین شب قدر امسالت بود بی‌صبرانه منتظر اینم بزرگ بشی و از امام اولمون برات بگم . از مظلومیتشون از بزرگیشون از زهدشون از عدالتشون.
ماها عجیب مدیون ایشون و خانوادشون هستیم.
 ديشب خودم برات قرآن‌ به‌سر گرفتم با قرآن‌ همیشه بالاسرت.
عاقبت به خیر شی دختر خوشگلم.
سلام بابای گلم
ديشب اولین شب قدر امسالت بود بی‌صبرانه منتظر اینم بزرگ بشی و از امام اولمون برات بگم . از مظلومیتشون از بزرگیشون از زهدشون از عدالتشون.
ماها عجیب مدیون ایشون و خانوادشون هستیم.
 ديشب خودم برات قرآن‌ به‌سر گرفتم با قرآن‌ همیشه بالاسرت.
عاقبت به خیر شی دختر خوشگلم.
پرسشگرانه ازم میپرسه  چرا امروز اینقدر بداخلاق شدی؟!
حتی پسته هم متوجه  شده، مثل  همیشه نبودم.
من بداخلاق نشدم عزیزم ،این جوابُ بهش گفتم و  به فکر فرو میرم واقعا من اینروزا چرا اوکی نیستم؟!
دلتنگی
انتظار
آزمون
درس 
حتی سینما ديشب ،شام دسته جمعی ديشب  ،برد پرسپولیس. حالم خوب نکرد!!
 
+۱۳آذر حوالی ظهر  اوج پاییز بود
+یادداشت شماره ۴۷
مردک به خیال خودش داشت قهرمان بازی درمی‌آورد و انتظار داشت با تشویق جمعیت مواجه شود. میکروفن را گرفت و اعلام کرد:من اگر ديشب شماها را در میدان آزادی می‌ديدم، برخوردم با شما فرق داشت و قطعا مقابل شما قرار داشتم. ولی حالا بیایید با هم حرف بزنیم!» از توی جمعیت کسی فریاد زد:یعنی ديشب تو میدون اگه بودیم می‌زدیمون؟!» یکی دیگر گفت:یعنی ديشب اونجا بودی؟! جلوی مردم؟!»
تایید کرد. جمعیت نگذاشتند حرف بزند.
معلوم نبود چی توی آن مغز نداشته‌اش می‌گذشت
دانلود قسمت ديشب برنامه عصر جديد 15 فروردین 98 ، دانلود قسمت بیست و یک عصر جديد با حجم کم دانلود عصر جديد قسمت 21 دانلود مسابقه عصر جديد ديشب
دانلود قسمت ديشب برنامه عصر جديد 15 فروردین 98
نام برنامه : عصر جديد
گروه برنامه: اجتماعی ، مسابقه
محصول کشور : ایران
پخش : شبکه سه
سال تولید : 1397
تهیه کننده : احسان علیخانی
کارگردان : احسان علیخانی
مجری : احسان علیخانی
داوران : امین حیایی، آریا عظیمی نژاد ، رویا نونهالی ، بشیر حسینی
ادامه مطلب
ديشب به داستان کوتاهی از جان اسکای نویسنده‌ی معروف جنگ پیرمرد برخوردم، که خوندم و به نظرم جالب اومد.
تا نیمه‌های ديشب ترجمه‌ش کردم و تا نیمه‌های امروز ویرایش. تقدیم.
 
پ.ن) و البته با این خبر که مشغول کار روی داستان کوتاه دیگه‌ای هم هستم.
 
داستان کوتاه وقتی ماست حکومت را به دست گرفت
ديشب، به اندازه ی مدت ها نگریستن، گریستم. سخت و بی حد . حال خوبی نداشتم. از عواقب PMS است. ولی اگر PMS هم نبود، باز هم نیاز داشتم به چنین گریستنی حالا کمی سبک ترم، اقلا از اشک ها سبک شده ام. از بغض ها سبک شده ام. هنوز اما . اندوه در دلم جاریست . اندوهی که نمی دانم از کجاست و چرا هست. 
ديشب نامه های سیمین به جلال را می خواندم. دلم هوا کرد مثل شان مرتب و منظم بنویسم. روزانه نگاری کنم . نه برای کسی. برای خودم. بی مخاطب بی مخاطب.
 
امروز، 13 آبان 98
ديشب، به اندازه ی مدت ها نگریستن، گریستم. سخت و بی حد . حال خوبی نداشتم. از عواقب PMS است. ولی اگر PMS هم نبود، باز هم نیاز داشتم به چنین گریستنی حالا کمی سبک ترم، اقلا از اشک ها سبک شده ام. از بغض ها سبک شده ام. هنوز اما . اندوه در دلم جاریست . اندوهی که نمی دانم از کجاست و چرا هست. 
ديشب نامه های سیمین به جلال را می خواندم. دلم هوا کرد مثل شان مرتب و منظم بنویسم. روزانه نگاری کنم . نه برای کسی. برای خودم. بی مخاطب بی مخاطب.
 
امروز، 13 آبان 98
یا حبیب من لا حبیب له
 
یکی از تمرین‌هایی که میشه برای جهت دادن به خیال‌پردازی ها و تقویت شاعرانگی کلام انجام داد اینه که یه جمله رو به ساده‌ترین شکل ممکن بنویسیم، مثلا:
ديشب باران بارید.
. و بعد سعی کنیم این جمله رو به چندین و چند شکل متفاوت بیان کنیم، مثلا:
- ديشب آسمان گریه کرد.
-ديشب، زمین شانه‌ای شد برای آسمان و اشک هایش.
- یا به قول قیصر: ديشب باران قرار با پنجره داشت.روبوسی آبدار با پنجره داشتالخ.
 
حالا اگه موافق باشید به نظرم رسید
از اونجایی که میدونستم رستاک تاثیر زیادی تو فاز غم گرفتنم داره به خودم قول داده بودم تا یه مدت گوش ندم بهشديشب سارا یه آهنگ از اشوان فرستاد  :|||| دهنش سرویس. قفل شدم روش دیگه
اول اینکه فرستادمش واسه اون عوضی
صبح چشمام باز نشده پلی کردم باز
اونم که هنو سین نزده
ته واکنشش یه "هوم"عه دیگه به هرحال
.
.
کاش میشد یه زندگی اجتماعی جديد برا خودم جور کنم
.
.
تو بلد نبودی این آدم مغرور و
نبودی جاش یهو بندازتت دور و  (انقد جذاب میگه بننندازتت دور :|  )
.
.
ديشب
به تازگی موزیک ویدیو شاه کش از حمید صفت منتشر شده است که در ادامه می توانید این موزیک ویدیو را تماشا کنید.
 
دانلود موزیک ویدیو حمید صفت - شاه کش با کیفیت 1080
دانلود موزیک ویدیو حمید صفت - شاه کش با کیفیت 720
دانلود موزیک ویدیو حمید صفت - شاه کش با کیفیت 480
 
متن آهنگ حمید صفت به نام شاه کش (موزیک ویدیو)
بگو هیشکی پشت عشقم بد نگههرچند هرچی خاطره داریماز قبل پر پرهتوی مردادیم اما امشباز همه ی شبای زندگیم سردترهاگه تنت یخ زده اینبار به جا بالا کف پا
ديشب خواب سمیه و استاد رو ديدم و چه خوش بود. از ديشب ذهنم معطوف شده به س و راستش امیدوارم خبری از سوی او باشد. دوستش دارم و بچه‌ی دلنشینی‌ست. چرا اینقدر پیله کردی به بچه‌ها؟ راسنش بین همسن و سالهامان آدم دلخواه و دلچسبی نمی‌بینم. همه مغموم و افسرده و نهایتا ی‌اند و اهل دل نیستند.
امروز میم رفته سرکار و من مانده‌ام تا در خانه با خودم تنها باشم و خلوت کنم. کمی افسرده حالم. درضمن رژیم دکتر کرمانی را هم شروع کرده‌ام. کاش لاغر بشوم.
فعلا همين. م
ديشب محاسبه کردم که برای ماه آتی چقدر باید درس بخونم؟ نتیجه این که فقط 7 کتاب شامل 52 فصل و 3400 صفحه رو جدا از برنامه‌ی درسی این ترم باید بخونم، طی 20 روز. تعجب می‌کنم که چطور ديشب امید داشتم که می‌رسم این حجم رو بخونم و تموم کنم. کار خیلییی سختی نیست فقط نیازمند یه برنامه‌ی فشرده است. یه برنامه نصفه و نیمه نوشتم امیدوارم مغزم طاقت همکاری باهام رو داشته باشه. 
میگن غلظت آلاینده ها ديشب اینقدر توی تهران بالا بوده که باید شهر تخلیه می‌شده. 
ولی آیا ديشب حرفی راجع بهش زده شد؟ البته که نه! 
چون به هزار دلیل ناگفته بهتر بود کسی چیزی نگه و چراغ خاموش منتظر باشن. 
منتظر دلیل هزار و یکم برای تخلیه نکردن شهر.
دلیل هزار و یکم این بود که شاید، فقط شاید بارون بباره. 
فقط میتونم به یه چیز فکر کنم: خدایا، دمت گرم که فقط خودت هوامونو داری. 
یعنی امروز چه اتفاقی میوفته؟
هرچی بشه بازم نحسه!!
ديشب کلی بارون بارید^^
خدا کنه امروزم بباره 
برگردیم سراغ امروز! 
میرم ببینم قراره چی بشه،هرچی که شد و رو دلم موند
و حالم رو حسابی گرفت بهتون میگم
[ مشکل بزرگم اینه ک نت‌م خیلی کمه و اگه امروز تموم‌شه یعنی سه‌شنبه واقعا نحسه!چون ديشب ۱۵۹مگ مونده بود و من تو اینستاگرام بودم و کلی‌م چیز ديدم:/ بعدشم تو نت چرخیدم! ]
از حجم عظیم بدبیاری های ديشب هرچی بگم کم گفتم
از اینکه ديشب گوشیم سوخت!
تا اینکه سیم کارتم تووی گوشی دیگه ای گیرکرده
و آقای جهرمی پاشون رفته روو سیم و از طریق هیچ شبکه ی اجتماعی و حتی ایمیلی راهی برای دسترسی به افراد ندارم.
ینی نه شماره ی کسی رو دارم ، نه کسی می تونه بهم زنگ بزنه و نه حتی می تونم از ایمیل یا تلگرام استفاده کنم
ینی عااالی  شد!
عجالتا اگر کسی کاری با بنده داشت می تونه زیر این پست ، پیام خصوصی بزاره
پی نوشت: این پست موقت است.
واقعا هیچی بدتر از این نیست بعد یک مدت انتظار تلفنتو از دست بدم
دیروز کلا از ساعت ۷ صبح نخوابیدم تا ديشب، ديشب مامانو بردم دکتر برای قندش جلو بیمارستان خواب رفتم خیلیییی خسته بودم
با این که گوشی رو زنگ بود من اصلا صدای گوشی رو نشنیدم☹️
امیدوارم خوبه خوبه خوب باشی و سالم و سلامت
از این به بعد صدای گوشیمو زیاد میکنم که تلفونتو از دست ندم
دو شب پیش جشن یلدای یکی از انجمن هایی بود که معمولا هر هفته تو جلساتش شرکت میکنم. بعد از هفته ی پر استرسی که داشتم لازمم بود. ازش لذت بردم ولی کیفیت جشن مثل سال قبل نبود. دیروز صبح هم رفتم جلسه هفتگی خودیاری و این شد که ظهر رو تا عصر خوابیدم. ديشب یلدای انجمن دیگه بود که نرفتم و الان از ديشب مدام دارم تعریف تمجید های بقیه رو از جشن میشنوم و کم کم داره حسودیم میشه از اینکه نرفتم.
ديشب بالاخره بعد یه سال باز زیر آسمون شب خوابیدم. اونم از نوع پر ستاره‌ش.این عکسو ديشب گرفتم:هوا سرد بود و اگه عاقل‌تر بودم احتمالا همون سر شب پا می‌شدم از اونجا می‌رفتم توی اتاق می‌خوابیدم. اما خب باید فکر می‌کردم.ديشب باز به خیلی چیزا فکر کردم. بیشتر از همه به اینکه این فکرا رو چطوری تموم کنم.به این فکر کردم که من چقدر ارتباطم با آدمای مختلف فرق داره! یعنی کاملا بر حسب تعریفی که از اون آدم دارم باش ارتباط می‌گیرم. اما چقدر اشتباهه.از یکی
بی قرارم
بنی رو خیلی دوست دارم خیلی دلم براش تنگ شده 
از این همه فاصله می ترسم ، فکر کنم یه هفته س نديدمش .
ديشب رفتم حموم الان حال ندارم موهامو شونه کنم،  صورتم رو اصلاح کنم 
یه ژولیده تمیزم
ديشب که باهاش حرف زدم متوجه شدم مامانش در نبود من خیلی ناز پسرش رو می کشه و سبد غذای کارش رو پر از فینگرفود های خوشگل کرده.
در حالی که قبلنا خودش غذا درست می کرد برای سرکار رفتن‌ 
دروغ چرا خیلی خوشحال شدم تو این اوضاع هوای بنی رو داشته و نداشته افسرده ب
آهنگ حمید صفت 
دانلود آهنگ جديد حمید صفت به نام شاه کش

Hamid Sefat - Shah Kosh

دانلود آهنگ با کیفیت اصلی
دانلود آهنگ با کیفیت 128
 
(متن ترانه صفت به نام شاه کش)
بگو هیشکی پشت عشقم بد نگه
هرچند هرچی خاطره داریماز قبل پر پرهتوی مردادیم اما امشباز همه ی شبای زندگیم سردترهاگه تنت یخ زده اینبار به جا بالا کف پایین شهرو برف زدهبابا منه تنهاخوشگلم شب یلدائه برو چرا شبه صبح نمیشهچرا هرچی بهت میگم تو دلت قرص نمیشهتهش اینه اینکه تو رفتیمن رسیدم به تهش ته ته ت
بسم الله
 
ديشب که با زهرا رفتم انقلاب، باران بارید. شُر شُر. دو تا دفترچه سبز و نارنجی برای خودم خریدم. دفترچه‌ها را دوست دارم. همه‌جا با تو می‌آیند. دلشان برای هر حرف تو باز است. از آن‌‌هایی نیستند که فقط باید خوشگل و شیک و بدون خط‌ خوردگی حرف‌هایت را بنویسی. دوست هستند. رفیق هستند. برای هر حرفی، از چرت و پرت‌ترین تا درس‌طور‌ترین کلمه‌ها پایه‌ی دوستی هستند. دفترچه‌ها را دوست دارم. ديشب به بچه‌ها می‌گفتم دلم می‌خواهد در اتاق کارم یک ط
ديشب تو شهر ما جشنواره موسیقی شروع شد و تا سه روز ادامه داره
حالا تا اینجاش خبر خاصی نیست
خبر خوب این که یه خواننده سنتی ایرانی کلی معروف هم اومدن و ديشب اجرا داشتن و ماها کلی ذوق کردیم
آخر برنامه که می خواستیم امضا بگیریم می گفتن این یکی از سخت ترین اجراهام بود .
گویا اجراشون را مردمان اینجا خیلی درک نکردن (به همون نسبت که ما با موسیقی این ها ارتباط برقرار نمی کنیم)
اولش که شروع کردن یه دوستی در جوار ما- از مردمان همين جا بودن- شروع کرده بودن ب
تا ديشب که یهویی جو منو برادرم رو گرفت و شروع کردیم کشتی گرفتن,اخرای کشتی گرفتنمون  بودیم که من یهویی رو زمین افتادم و شروع به تشنج کردم.یادمه کجا افتادم یا میگفتم اب رو سرم بریز ولی کسی یادش نمیاد دیگه بعدش اورژانس (همیشه دوست داشتم یه بار زنگ بزنم اورژنس نمیدوستم قراره برای خودم بزنند)اومد و از اونجا یادمه تقرییا همه چی و وقتیم رسیدیم بیمارستان تقرییا خوب شده بودم و الانم خوبم فقط هم نگرم داشتن تا ببینند تا 24 ساعت دیگه بازم تشنج میکنم یا نه
اینکه رفیق باشم برام سخت نیستمیدونی کجاش سخته؟
اونجا که از آدم خوبه ی داستان بودن خسته ای ولی حتی یه شونه واسه گریه کردن نداری
اونجا که همه به روابطتت و دوستات حسودیشون میشه ولی تو حتی نمیتونی به یکیشون بگی چه مرگته
اونجا که گریه هاشون رو بغل کردی ولی تا میای از خودت بگی، میخوری به یه دیوار محکم.
آدما دوست دارن از خودشون حرف بزنن از خودشون بگن، حتی از تو بگن از روابطشون بگن، ولی نشنون
.
.
ديشب دلم گرفت
ديشب تنها نبودم، ولی تنهایی گریه کردم
ديشب جشنواره موسیقی تمام شد
مردمان اینجا بسی بی ریا تشریف دارن و به این جشنواره به ديد پیک نیک نگاه می کردن ازین رو زیلو آورده و دور هم شام هم میخوردن
البته مدل چیدمان هم همين را می خواست یعنی چمن مصنوعی بود به جای صندلی و بیشتر قصدشون سرگرمی بود نه خشک و جدی اجرا شدن برنامه
ببین من یه ترسی از گروه ديشب ورم داشته که توهم بزنم من خیلی خفن و متفاوتم.ولی حس می‌کنم ديده نشدنم خیلی به خاطر این بوده که یه سری اطرافم بودن که همين فکر کورشون کرده بود و منو نمی‌ديدن.می‌ترسم از اینکه یکی مثه خودم تو زندگیم پیدا شه و نبینمش.از ديشب شور و غوغایی تو مغزمه که هی مغزم سعی می‌کنه خفش کنه و ازش در بره.هیچوقت این همه آدم یه جا به خاطر رنج وحشتناکی که کشیدم و شک داشتم که توهمه یا واقعیت باهام همدردی نکرده بودن.یه جورایی ديشب فهمیدم
خانه
تک آهنگ
دانلود آهنگ مهراد جم به نام دلمو بردی
دانلود آهنگ مهراد جم به نام دلمو بردی
دانلود آهنگ جديد دلمو بردی از مهراد جم
 
ترانه و آهنگ جديد بسیار زیبا و شنیدنی دلمو بردی از مهراد جم
 
 download new song from Mehraad Jam called Delamo Bordi
 
 
 
 
متن آهنگ دلمو بردی از مهراد جم
 
آخه نباشی دلم میگیرهدلم بد به دل تو گیره
 
بدجوری کردی تو اسیرشافتاده تو دام تو نمیره
 
گیر داده قلبم به دلت تو با ما چیکار داریهوایی میکنی منو مگه مهره مار داری
 
کوتاه نمیای و با
ديشب پادرد گرفتم
چشام از بیخوابی میسوخت ولی از پادرد خواب نمیرفتم
نماز صبح خوندم و باز بیدار
ساعت ده بود فک کنم نمیدونم چجوری خواب رفتم
وقتی بیدار شدم ساعت چهار ونیم بود
الانم بیدارم وباز هم حالم خوب نیس
راستش خیلی عادت کردم به بدحالی
ديشب تا صبح لب پنجره بودم و بارون رو نگاه میکردم
چه اتفاق نابیست باران.تمام خاطرات را زنده میکنه
ديشب داشتم فکر میکردم که شاید اگه من و تو خاطرات بیشتری داشتیم مثلا مثل بقیه بیرون رفته بودیم عکس داشتیم باهم
آقا من ديشب شام یک جایی دعوت بودم فوق با کلاس. از این رستورانا هست که دورش آب گرفته وسط دریاس  ویو بی‌نظیر داره به دریا و خلاصه عالیه. 
 جلوی موهامو اتو کرد خواهرم، یه آرایش ملیح هم کردم تیپ زدیم رفتیم.
10 شب رفتیم البته چون زودتر نمیتونستم.
فقط نمیدونم کی بشه که من بیام اینجا از همه چیزایی که قرار بود تعریف کنم و نکردم حرف بزنم.
ديشب بعد از مدت ها زهرا رو ديدم گفت : وااای گلی چه کیوت شدی 
من در اون لحظه : کارخونه ی قند سازی در دلم، بر پهنای صورت ل
ديشب واقعا حالم خوب نبود. هنوزم حالم خوب نیست. نوشتن راجع بهش برای این نبود که بخوام مثلا خودمو نشون بدم یا ترحم کسیو جلب کنم. من فقط بی اندازه ناراحت بودم. دیگه اینجا هم نگم؟؟؟ اینجا که تمام زندگیم تو زیرو بمش هست؟ همیشه که همه چی خوب نیست. منم حالم همیشه خوب نیست. تازه تقصیر من نبود. هیچکس منو نمیفهمه :((( دلم میخواد دیگه تنها باشم اون حس مزخرف تنهایی بهتر از تو جمع بودنه :((( بگذریم. برم کار کنم. منو دور کنه از این فکرو خیالا. 
ببین من یه ترسی از گروه درمانی ديشب ورم داشته که توهم بزنم من خیلی خفن و متفاوتم.ولی حس می‌کنم ديده نشدنم خیلی به خاطر این بوده که یه سری اطرافم بودن که همين فکر کورشون کرده بود و منو نمی‌ديدن.می‌ترسم از اینکه یکی مثه خودم تو زندگیم پیدا شه و نبینمش.از ديشب شور و غوغایی تو مغزمه که هی مغزم سعی می‌کنه خفش کنه و ازش در بره.هیچوقت این همه آدم یه جا به خاطر رنج وحشتناکی که کشیدم و شک داشتم که توهمه یا واقعیت باهام همدردی نکرده بودن.یه جورایی ديشب
عه چرا من امروز و این موقع خونه‌م؟ چون کلاسم تو موسسه به دلایلی کنسل شد. جاش ترجمه کردم و درس خوندم. ديشب داشتم فکر می‌کردم یعنی کتابم رو که بفرستن ارشاد، ارشاد ازم می‌خوام هر جا نوشتم دوست‌دختر» به جاش بمویسم نامزد» یا نه؟:))) تو صدا سیما که اینجوریه:)) دیگه به جاهای خوب کتابم رسیدم. احساس می‌کنم قراره از این به بعد اتفاقات خوبی توش بیفته و جاهای گریه‌دارش تموم شده. دیگه گریه‌ای هم اگه باشه، از روی شوقه. ديشب چندین فصل رو ویرایش هم کردم و
نمیدونم دقیقا چند وقته که چیزی ننوشتم فقط دوتا خاطره دارم یادمه جمعه عصر قرار بود با حسین دوستم بریم بیرون که من پیام دادم گفتم خیلی خوابم میاد باشه بعدا میریم و امروز صبح از ساجده پرسیدم چند شنبه هست گفت دوشنبه
شبها یه چند ساعتی بیدار میشدم ولی الا واقعا گیجم ديشب فکر میکردم یک شنبه هست ديشب یعنی ساعت یک امروز صبح ولی ساجده گفت دوشنبه، تقویمم نگاه کردم دوشنبه بود
واقعا نمیدونم چند ساعت خوابیدم هنوز خوابم میاد
امروز را ۵ نفری رفتیم؛ سین، رِ، میم، زِ، و خودم.
رفتیم نشستیم روی کوه های مشرف بِ شهرِ غبار گرفته یمان.
در جوارِ پنج تن از شاهدانِ پاکِ زمین،
روزِ اولِ اجتماع مان بود،
شروعِ قرارِ درماندگیِ دستِ جمعی مان!
چهار شنبه ها می باید می رفتیم اما این هفته استثناعن سه شنبه را بِ سوگ نشستیم،
از قرارمان بِ این ور قلبم فشرده شده است و روحم سنگینی می کند!
نور از چشم هایم رفته؛ انگار کِ غروبِ یخ زده ی جمعه باشد .
امروز خودش نیامد !
ديشب را تا بامداد بیدار بو
پریشب داشتم توی یوتیوب مریم داشتیم فیلم مارموز رو میدیم که یه دفعه بدون هیچ مقدمه ای گفت ازدواج سفید چی؟ هیچی دیگه از براش توضیح داده گمونم این اثر این مراسم سخنرانی و جشن زنونه ای که توی خونه ای ما بوده بخاطر عید غدیر خم بوده!!!! هیچ فراموش ش کرده تم تا ديشب توی قهوه خونه سر یه موضوعی حبیب گفت من و زنم هم دو سال باهم زندگی کردیم اینجوری!!!!! از ديشب تا حالا نمیدونم چرا ذهنم درگیر ش هست.
ديشب میخواستم یه پست جديد بنویسم، یعنی خیلی اتفاقی تو برهوتی از اینترنت زدم رو سایت بیان و بالا اومد. یه هفته ست هیچ سایتی حتی داخلی ها برام بالا نمیاد و باز شدن صفحه بیان مثل این بود که از ته یه چاه بلاخره یکی صداتو شنیده. با اینکه زیاد اهل تل و اینستا نیستم اما سرچ کردن چیزایی که در لحظه برام سوال میشه و ذهنمو درگیر میکنه برام مثل یه عادت شده. یه عادت که خودمم نمیدونستم بهش اعتیاد دارم.
ديشب وقتی میخواستم شروع کنم به نوشتن ذهن درگیری داشتم که
اینروزا همش خواب دانشگاه و مدرسه و آدمای مهم دوران آموزش رو میبینم :)
دلیلـــشم قطعا نمیدونم :)) دقیقا توی خوابم دنبال یکی از اهدافی بودم که قراره تا چند مدت دیگه دنبالش کنم :)) حس خوشایندی داشت واسم که من همچین هدفی رو دنبال میکنم !
ديشب به اسرار مامان منه شه په رو ساعت۱۱شب راهی عروسی فامیلای دورش کرد ! بیخوابی ديشب حسابی اذیتـم کرد ولی از خستگی و سردرد به بدترین حالت ممکن ساعت۳خوابــم برد :)))
پ ن : دایره ای برای همیشه امدن خونه خودشون و ای
ديشب، رئال مادرید، توی سانتیاگو برنابئو باید به مصاف اوساسونایی می رفت که طی پنج هفته گذشته لالیگا شکست نخورده بود، و رئال در صورت پیروزی می تونست به صدر جدول برسه! اما نکته جالب بازی ديشب، ترکیب ابتدایی رئال برای شروع مسابقه بود. خط حمله رئال رو این بار نه بنزما 31 ساله (که آقای گل لالیگا هم هست) و گرت بیل 30 ساله و ادن هازارد که لوکاس وازکر و لوکا یوویچ 21 ساله و وینیسیوس 19 ساله تشکیل می دادند. و در خط دفاع هم اودریوزولای جوان جای کارواخال رو گرف
دقیقا تا همين پنج دقیقه ی پیش ، پر از جمله و کلمه بودم . نمیدانستم حتی کدامشان را بنویسم . وقتی پرتقالم را پوست میگرفتم با خودم گفتم این پست آنقدر طولانی میشود که کسی حوصله ی خواندنش را ندارد ! اما حالا تقریبا بدون هیچ فکر و زمینه ای دارم تایپ میکنم . 
ديشب ، با عموها و عمه جان پایین خانه ی مادرجان بودیم . سال را باهم تحویل کردیم :) لبخند روی لب همه مان بود . فکر میکردم انگیزه ای برای سال جديد ندارم اما ديشب خوشحال تر از هر وقتی بودم . 
حتی وقتی عمو
ديشب اول از پل با موبایلم عکس گرفتم و بعد ديدم نیاز دارم یک نفر با موهای کوتاه و باز و یک پیراهن حریر در انعکاس نور های زرد برقصد و من عکس بگیرم. آدم هایی ک میتونستن این کارو برام بکنن آدم های مزخرفی بودن و من دلم نمیخاست برای خلق کردن همچین عکسی بهشون رو بزنم و تنها عادم های مناسب و موجود چند تا دختر بچه بودن ک داشتن باهم بازی میکردن! ب زور و خواهش دوتاشونو اوردم و گفتم ازینجا بدوید ب اون طرف. دویدن اونها همانا و خلق چیزی ک دوستش داشتم همانا:)
از
دانلود قسمت ديشب سریال شرایط خاص : دانلود سریال شرایط خاص با لینک مستقیم , دانلود رایگان سریال ایرانی جديد شرایط خاص با کیفیت عالی به کارگردانی وحید امیرخانی با پخش آنلاین HD با کیفت های .
دانلود سریال شرایط خاص | دانلود قسمت اول 1 سریال شرایط خاص با لینک مستقیم دانلود قسمت اول 1 سریال شرایط خاص با کیفیت بالا 720p ، 1080p دانلود قسمت اول تا .
ادامه مطلب
صدای بارون میادپای بخاری نشستم و هر لحظه یه مسئله جديد به ذهنم میاد،حل میکنم بعضیا رو و میدونم همين که بخوابم هیچی از امشب و فکرام یادم نیست.مثل ديشب و شبای دیگه.این حجم بار لود شده رو مغزم براش زیاده واقعا و دم به دیقه ارور میده(غر میزنه_آه میکشه_به خودش میگه ولم کن دیگه و.)+به امید روزهای قشنگتر
همیشه به حواس پرت بودنم علی رغم حافظه خوبم افسوس خوردم!
مورد های بسیاری برام اتفاق افتاده که دلیل اصلیش جواس پرتیم بوده.
اخریش همين چند وقت پیش وباز گذاشتن گاز بود!
ديشب بعد از یک روز پرکار به علت اینکه شب قبلش هم خوب نخوابیده بودم تصمیم گرفتم زود بخوابم.

ادامه مطلب
معمولا وقتی عصبانی میشوم حرف نمیزنم.
یعنی بنظرم هیچ کس نباید در این اوج التهاب و تشویش حرف بزند.
اما امروز حرف زدم. فریاد زدم و حتی زدم کسی را‍♀️
و با همه این‌ها عصبانیتم تمام نشد.
مسئله اینجاست که آدم‌های اشتباه، یکجا زهر اشتباه بودنشان را میریزند به جان ما.
همين مابقی اطاله کلام است.
نیمه پر لیوان را بخواهم نگاه کنم اینکه بالاخره فشارم از ديشب بالا آمد.
 
ديشب از سر دلتنگی بهش گفتم می خوام باهاش حرف بزنم ولی یادم رفت. با این که ديشب هم بهم پیام داده بود باز یادم نیومد که خودم خواسته بودم باهاش حرف بزنم و جوابش رو ندادم!
نگرانم بود یا هرچی، صبح که به زحمت از اون خواب بد، -خوابی که توش زدم تو صورت بهترین دوستم - بیدار شدم، ديدم روی صفحه ی گوشیم +99 تا میس کال و مسج دارم ازش. یک کم نگران کننده بود، نبود؟
توی آخرین مسجش نوشته بود: مگه نگفتی می خوای باهام حرف بزنی؟ من کل شب منتظرت بودم و هنوز هم منتظرم، ب
صبح زود رسیدم خونه.
بابام لباس پوشیده بود بره دنبال برادرم بگرده.
با هم رفتیم.
شهر مثل منطقه جنگی بود، چراغ راهنمایی نبود، نرده های جدا کننده بی آر تی ها رو کنده بودن و هنوز از بعضی بانک ها که ديشب سوزونده بودن دود میومد بیرون. 
رفتیم زندان، گفتن تو لیست ما اسمش نیست.
یگان ویژه، گفتن هیچ کس رو اینجا نیوردن.
امنیت اخلاقی، گفتن نیست.
دل نگران برگشتیم.
.
دم ظهر یکی از دوستان زنگ زدن و گفتن از طریق یه بنده خدایی پیگیری کردن و فهمیدن توی اطلاعات فل
نباید به اینجا میکشید.باید تموم میشدمن همه چیو برنامه ریزی کرده بودم.لعنت به بدن مزخرفم که نتونست ی ذره بیشتر تحمل کنه.کاش دور زدن زندگی راحت بود.کاش.
تاریخ:98.09.27|08:18
پی نوشت:تب دارم ولی تمام بدنم داره میلرزه از سرما.
 
پی نوشت:ديشب وقتی یخ یخ شده بودم،فکر میکردم فقط کافیه بخوابم.
 
پی نوشت:خوشم میاد ی مشت دکترنما داریم تو کشورمون.که حتی نفهمید من واقعا چم شده خخخ خوشم میاد کلی سرنخ دادم بهش ولی.خودم با این هیچی ندونیموقتی زبونمو دی
سلام 
چون پست قبلی بنظر یکم ناراحت بودم بگم در حالی نوشتمش که از ديدن طلوع خورشید برگشته بودم ریلکس ریلکس بودم و مدیتیشن کرده بودم. صرفا ناراحتیم به صورت دلسوزانه بود. من قبلا هم گفتم اعتقاد دارم اگه کل جامعه برن خل بازی در بیارن و دنبال چیزای عجیب غریب برن جامعه دچار آشوب میشه. و همیشه یه سری افرا لازمن که پافشاری روی اصول بکنن.
به هر حال
در ادامه ی اون پستی که به بچه مردم چیز میز داده بودم خوزده بود نابود شده بود:
دوباره داستان همیشگی. ساعت ۲
امشب بالاخره بعد از چند روز پر کار وقت شد بیام و بنویسم، خداروشکر اولین شب روضه به خوبی تموم شد هر چند سخنران بدقولی کرد و نیومد، البته  اومد ولی سر یه موضوعی قهر کرد و رفت مثل بچه ها!!! ولی همه چی خوب بود.
چند روزه همش درگیر کارای روضه ایم و اصلا وقت نمیشد به کارای خودم برسم ولی امشب دیگه حتما باید ادامه ی کتاب زوربای یونانیو بخونم.
امشب خیلی حس خوبی دارم برعکس ديشب که اصلا حوصله ی هیچ کاریو نداشتم" ديشب به این فکر کردم دلیل ناآرومیم چیه هرچند م
مامان مریض است.
داداش هم.
بابا وقتی خم میشود که بشقاب ها را بچیند روی سفره، حس میکنم که زانویش درد میگیرد.
بعضی وقت ها خودش یک تنه ظرف های پنج نفرمان را میشوید.
دکتر ديشب گفت باید تا بیست و چهار بهمن استراحت کنی.
این یعنی تا بیست و چهار بهمن حق بیرون رفتن از خانه را ندارم. مگر برای آزمایش و سونو.
این یک هفته ی باقیمانده از یک ماه استراحتم واقعا خسته کننده بود. یک شب گریه ام گرفت.
ديشب بعد از یک ماه از خانه بیرون رفتیم. برای دخترک کمد انتخاب کردیم. ب
بیست و هفت تمام شد. بدون اینکه حسش کنم، بدون اینکه زندگیش کنم، تمام شد.
سال سختی بود و تمام شد. حقیقتش نمیدانم آمده‌ام اینجا چه چیزی را ثبت کنم، اما به خودم قول داده‌ام که حداقل تا زمانی که به مرتب نوشتن عادت کنم، هر شب خودم را به نوشتن مجبور کنم: حتی اگر حرفی برای گفتن نداشته باشم.
ديشب نوشتم که
 احساس می‌کنم در ابتدای یک مسیر روشن هستم
آمده‌ام بگویم که این جمله را اکنون قبول ندارم. ديشب دلم می‌خواست خوش‌بین باشم و به همين دلیل این جمله را
اینکه دلم بخواهد وقت باران ديشب دونفره در خیابانها قدم بزنیم و پول هم فراوان باشد و غم خرید نداشته باشیم و هرشکل و مدل لباس یا غذا یا آجیلی که خواسته باشیم بخریم و نفر دوم هم دلش برایم غش و ضعف برود و زبان‌بازی کند و از این حرفها، نه که خوب نباشد، اما غایت امال و آرزویم نیست و حتی گاه در نبودنشان صفایی هم هست چون از جانب کسی است که می‌دان جز خیر برایم نمی‌خواهد.
ديشب با خودم گفتم هرکس می‌رود سمت دلبرش، من هم می‌روم سوی دلبر و دلدار خودم سال ر
+ به رفیقم میگم داداش مسیج منو خوندے ديشب بهت دادم ؟
- ڪه گفته بودے 100 تومن پول میخوای؟
+ آره آره
- نه نخوندم !!!!
‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌
از ديشب دوباره حالم گرفته شد یه وقتایی حس میکنم که خیلی تنهام و هیچکس را ندارم تا بتوانم با او وقت بگذرانم. البته شاید واقعا اینطور نباشد شاید خیلی از آدم های اطرافم حاضرند با من وقت بگذرانند ولی از وقتی که او ولم کرد و رفت با یکی دیگر همش حس میکنم که تنهام و هیچکس را ندارم. از ديشب خیلی به این موضوع فکر کردم و واقعا داشتم دیوانه میشدم دیگر تا اینکه امروز ب این نتیجه رسیدم که اصلا یه سالی تنها باشم و کسی را ورد حریم خصوصی خود نکنم مگر چه می شود؟
بالاخره ديشب بعد از سه هفته فاز اول پروژه رو انجام دادم. خیلی سخت نبود و میشد یه هفته‌ای هم انجامش داد اما تنبلی کردم و سه هفته طولش دادم. شاید به‌خاطر این باشه که چند وقت طولانی میشه کد نزدم. به هرحال، ديشب به مانا پیام دادم که متلب‌ش رو می‌خوام برای شروع فاز دوم پروژه. بعدش که فکر کردم فردا باید ۸صبح از خونه بزنم بیرون و این همه راه ُ برم تا دانشگاه پشیمون شدم که چرا دانلود نکردم.موقع خواب زمانبندی پروژه رو مرور میکردم و اینکه میتونم خوب تم
یهو ديدم دیگه مهم نیست واسم. ینی ریخته واسم. مهم نیست بقیش. قبلش بعدش. ولی امشب شبی بود که بغلت خوابیده بودم‌. شبی بود که تیشرتتو تنم کردم و گردنمو بوسیدی. امشب، این موقع‌ها دلم از استرس درد گرفته بود و بغلم کرده بودی که برم برات چای نبات درست کنم؟ چشم بسته و میون درد لبخند زده بودم که چای نبات واسه چیز دیگه‌ایه مرد حسابی. که هی گفتمت صبح قراره زود بیدار شیم، من تو جاده هم می‌خوابم ولی قراره رانندگی کنی تو، بخواب. هی گفتم بخواب و نخوابیدی و هر
دوباره ارتباط گرفتن برام سخت شده.
دوستم ديشب برگشت وقتی ازش سوال پرسیدم له و لوردم کرد.
گفتش که تو خیلی ادا تنکا درمیاری و دختر نديدم اینقد تنگ باشه.
والا خودش میگه من با اولین پسری که بهم پیشنهاد بده دوست میشم:/
من حاضر نیستم این کارو بکنم.
و بهش گفتم من نفر قبلیم که باهاش بودم همچی تموم بود و اینا دیگه به چشمم نمیان.
بجز پسرای خوب و جذاب.
پسر بازی هامم ۱۴ ۱۵ سالگی کردم تموم شد.
الان دزگه همه اینا برام مسخره بازیه با پسرای دانشگاه.
ولی واقعا گوه ز
 
شرک یه روزی خسته میشه از زندگی جديد و هیاهوی عجیبش و ارزو میکنه همشونو از دست بده اون دلتنگ زندگی گذشته اش میشه و وقتی بدستش میاره تازه یه چیزاییو یادش میاد
الکسشون کلی ج و میکنن برگردن باغ وحش وقتی بالاخره برمیگردن گلوریا میگه نرده های بینمونو یادم نبود
ما فقط قسمتی از خاطرات را بیاد میاریم
 
یه وقتایی یادم میره  چقدر دوسشون دارم یادم میره وقتایی رو که نداشتمشون ! 
نمیدونم چی شد که ديشب یهو دلم ریخت یهو دلم ترسید از نداشتنشون نمیدونم
ناز پرورد تنعم نبرد راه به دوست
عاشقی شیوه ی رندان بلاکش باشد 
ديشب که قبل از رفتن خواست بغلش کنم گفت خانوم چیزی شده؟ غمگین به نظر میرسید.
نگفتم غمم تویی که دوستت دارم.
به همين بیت فکر میکردم.به شاخه گلی که هفته پیش به دستم رسید و روی کارتش نوشته بود: ممنون که فکر نکردین از دست رفته هستم و باز هم دوستم داشتید.
دوست داشتن یه قلندر میخواد که پشیمون نشه خسته نشه و ادامه بده. 
ديشب گردهمایی آدم های گذشته در خوابم بود!
صبح باعوارضِ خوابم( دلتنگی،نفرت و علامت های سوال حل نشده )درگیر بودم تا اینکه یکی از دوستان سابق را در دانشگاه ديدم!
حاشیه امن را چسبیدم و سریع گذشتم،گرم صحبت بود و من را نديد وگرنه باید احوالپرسی مسخره شروع میشد!
ریسمانی که بریده شده هیچ وقت ترمیم نمیشود برای همين ترجیح میدهم با هیچ کس از ادم های مرتبط مراورده نداشته باشم.
اومدم خوابگا از خونه
ديشب تا ۵ صبح داشتم با فاطمه حرف میزدم.حرف و حرف و حرف
اومدم خوابگا با کلی اعصاب بهم ریخته و دلی پکر!
و یه حس خلا لعنتی!
از سه شنبه پیش آریا بودم! و ديشب وقتی رفت، حس کردم یه تیکه ام نیست!
کلافه شدم.عصبی شدم!
الانم اصن تمرکز ندارم
اومدم درس بخونم.ديدم سرم درد میکنه.اومدم کلیپی که رضا فرستادو ببینم ديدم حوصله ندارم
رفتم تو چتم با زینب.دنبال دکلمه های علیرضا آذر!
و دارم همشو گوش میکنم!
حالم خوب نیست!
حالم بهم میخوره از این ه
سلام .
حالم بسی خوبه ولی حال روحیم حقیقتا خوب نیست
عروسمون با پسر عموم ازدواج کرد، یعنی ظاهرا ديشب عقدشون بوده
زمانه چیز عجیبیه.اصلا یه سری اتفاقات تو زندگی آدم می افته از هزار تا فیلم و رمان عجیب تره، همين پسر عموم چند سال پشت سر هم خواستگار بنده بود
یادمه چقدر خودشو کشت تا بهم نزدیک بشه .
حتی یه بار زنگ زد فارسی جواب گفتم اشتباه گرفتید گفت چنور صداتو میشناسم گفتم نه آقا اشتباه گرفتید این خط واگذار شده‌و دیگه جوابشو ندادم 
و برادر
با صدای بسته شدن در بیدار شدم. هوا تاریک است، صدای باران شديد می‌آید از پشت شیشه دو جداره. از لای پتو دست می‌برم که ساعت را ببینم، حدس می‌زنم قبل شش و نیم باشد که صابر رفته. دمپایی‌‌هایم کجاست؟ یادم نمی‌آید. با اکراه پاهایم را می‌گذارم زمین، روی نوک پا می‌روم تا آشپزخانه برای گرم کردن شیر و عسل برای لیلی، بیدارش کنم؟ دیر نشود.
دکمه کناری گوشی را فشار می‌دهم، نور آبی فضا را پر ‌می‌کند، نگاهم می‌ماند روی یازده نوامبر، یازدهِ یازده. هش
+از غصه ی زیاد، ديشب ۹ شب شروع کردم به خوابیدن، ۹ صبح پاشدم. توانایی داشتم ادامه شم بخوابم.
+بعد از مدت ها (۸ ماه) خواستم برگردم به اینستاگرام، وارد نشد.
+برادر برای ماموریت مشهد هست. میخواد برگرده پرواز نیست.
+مامان مریضه. از خودم بدم میاد که براش دختر خوبی نتونستم باشم و نمیتونم براش کسی رو  بگیرم که دست به سیاه و سفید نزنه.
+خدایا، واقعا دیگه نتیجه برام مهم نیست. میخوام به ده سال بعد برسم؛ همين.
+خسته ام.
 
ته تغاری تابستان و جامانده از مهر فصل پاییزی :)عجیب ترین و غمگین ترین تولد عمرم ، میگم عجیب چون از ماه قبلش یکی از جذاب ترین و هیجان انگیز ترین کادوهای عمرم رو گرفتم ، میگم غمگین چون از اولین دقایق شروعش گریه کردم و هنوز هم اروم نشدم در مجموع میتونم بگم مبهم ترین تولد عمرم بود:)از تبریک هایی که گرفتم نگم براتون :))))هر سال قبل از این که به خودم بیام و صبحم شروع بشه با موج تماس ها روبرو میشدم و امسال شاید غریبانه ترینش بود و هیچ کسی جز رفیق جان بهم ی
من آدمِ مناسبتی نیستم!هیچ وقت از رسیدن شب یلدا و عید نوروز خوشحال نشدم!و حتی از رسیدن عید ناراحت شدم.شاید وقتی دیگر که مستقل باشم و تعطیلات به دلخواه خودم سپری کنم،شیرینی عید را حس کنم.
ديشب که ماه بانو وضعیت واتس آپ دوستان و فامیل را نگاه میکرد،ناراحت شدم!ناراحت شدم که کز کرده بود و ما یلدایی نداشتیم.خانواده پرجمعیت ما پراکندست و اخرین دورهمی که همه جمع بودیم برمیگردد به عید سال نود و دو! از ان به بعد همیشه یک نفر غایب داشتیم و من اینجور مواق
امروز میم یه امتحان داشت که خیلی حیاتی بود و حتما باید قبول میشد.ديشب دخترها که خوابیدن دوتایی نشستیم سر کتابش و تا جایی که میشد مطالب رو مرور کردیم.آخرشب هم کلی بهش انگیزه دادم و انرژی مثبت.صبح رفت و حوالی ۱۱ زنگ زد و گفت که قبول شده.میخنديد از ته دل و دل من با خنده هاش میرفت.
ديشب قرار گذاشتیم اگه قبول شد مارو ببره بیرون و یه شام تپل بهمون بده.به خواهرش هم پیام دادم و گفتم و کلی خوشحال شد.همون خواهری که هرجا کمک خواسته میم، از دل و جون باهاش بود
اومدنش طول کشید، خوابم برد
بیدار شدم ديدم خوابیده کنارم
همينجوری نگاش میکردم یه دفعه چشماش رو باز کرد 
گف خوبی؟
گفتم اره
گف چیزی نمیخوای؟
گفتم نه
گف مطمئن؟
گفتم بغل
.
.
انقدر کیف میده وقتی خوابه دستاشو بگیری بچسبونی به صورتت چشماتو ببندی برای همیشه کنارت تصورش کنی
.
.
گف تو شبا کلا نمیخوابی نه؟
خواستم بگم حیف نیس شبایی که کنارتم رو بخوابم؟
به جاش گفتم ديشب که خوب خوابیدم
.
.
حرف زدن باهاش خوبه
بچه بودم قبلا،
من فقط میخوام رو بودنم حساب باز کنه
ديشب سرِ کلاس فلسفه حرف هایی زده شد که اضطرابم برای حرف زدن و نوشتن را بیشتر میکند.اینکه با چند جلسه کلاس رفتن و چند تا حرف شنیدن میتونم بشینم اینور و اونور از چیزهای مختلف حرف بزنم و خودم را بزرگ نشان دهم.اینکه فقط جوری رفتار کنم انگار فرهیخته هستم و نگذارم که بقیه بدانند تا چه اندازه تو خالی ام.خودم این آفت را حس کرده بودم.وقتی چند جا رفتم و حرف هایی که از فتح زاده شنیده بودم به آن ها گفتم و احساس بزرگی کردم.چه حماقتی.در حقیقت هیچ چیز نیستم.
 
گزارشکار حالت جامد نوشتن اینجوریه که دقیقا میدونی آزمایش چیه و چی میخواد و دیتاهاتم کامله؛
ولی وقتی میای بنویسی باید 3-4 ساعت فقط توو اکسل کد بنویسی، جدول بکشی، نمودار بکشی، خطا حساب کنی. بعد تازه وسطاش ممکنه ببینی نمودارات شبیه چیزی که باید باشن نیستن و بدبخت بشی. مثل الان. :/
بعد تازه این همه زحمت بکشی، استاد از گروه شما خوشش نمیاد
سردرد و چشم‌درد و همهی اینا.
 
فردا هم برمیگردم. 
وقتایی مثل امروز که خسته‌ی کارم، احساس خوبی دارم.
 
------------
فکر کنم توو یکی از پستای همينجا گفته بودم، یه روزی که خودش اومد پیشم اعتراف کرد، بهش میگم که میدونستم. و خب دیروز این اتفاق افتاد.
دقیقا همونطوری که فکر میکردم ، برگشته به دوست پسر قبلیش. بعد از اینکه تقدس رابطه‌شون از بین رفته و قبح همه چی ریخته، بعد از اینکه دعوا کردن، همو زدن! کات کردن، و به عده‌ی کثیری گفتن که رابطه‌شون چطوری بوده. 
بعد ديشب داشتیم حرف میزدیم و کمابیش ویس میداد، طبیعتا منم شک نکردم دیگه. الان اومده میگه یه سری از پیاماش ر
می گه "عافیت باشه و والنصر"می گم "پیروزِ چی بشم؟!"می گه "نصر یعنی یاری، آره؟!"می گم "نمی دونم! از کسی که عربی رو توی کنکور ۳۵ زده، سوال عربی نپرس"می گه "ديشب تو یه چیزی گفتی من نفهمیدم، امشب من یه چیزی گفتم تو نفهمیدی. حسابمون صاف شد!"می گم "ديشب چی گفتم مگه؟! یادم نیست!"می گه "گفتی: اگه زمستون نبود، تابستون معنی پیدا نمی کرد. آدمی که سرما نَچِشِه، نمی تونه بارِ گرما رو بِکِشِه"می گم "این که ساده ست، چیز پیچیده ای نگفتم پسر!"می گه "بعدش سکوت کردی و هندزف
جنگ رو دوست ندارممیترسم ازش.
و چقدر این ترس بهمون نزدیک شده. من دلم میلرزهدلم میلرزه و یاد خونده ها و شنیده هام میفتم از جنگ
جدای از تمام جبهه گیری ها و همه چیز برای من این فرد "سردار سلیمانی" از درون حس امنیت بود. ارادتی بهش داشتم که به زبان نیومده بود هیچ جا
و امروز صبح.وقتی از خواب بیدار شدم تا سفره ی صبحانه رو برای خاله پهن کنموقتی خاله کوچیکه با غم زیادی گفت سردار هم ديشب شهید شد اول که با ناباوری گفتم: نه خاله دروغهمگه قب
عکس آقای خامنه ای

تبلیغات

آخرین مطالب