نتایج پست ها برای عبارت :

اهنگ آی امان امان امان دلب

داغ توچون مُحرم است گریه امان نمیدهد/دیده مثال زمزم است گریه امان نمیدهد/شورش دل برای تو وصل به کربلاشده/قلب سرای ماتم است گریه امان نمیدهد/نام شریف قاسمت یاد زنینوادهد/چون به شهید همدم است گریه امان نمیدهد/سوی نبرددشمنان اسوه ی بر حماسه ای/نام توشورومَحرم است گریه امان نمیدهد/لشکررهبری زتو عشق ولاگرفته است/یاری حق فراهم است گریه امان نمیدهد/لحظه وصل جمعه ات درسحرش فراق شد/عشق ولی چومرهم است گریه امان نمیدهد/نورامید شیعیان همچو سلیمانی اس
♪♬♬♪کاشکی بیه می یار ای، چشم بوینم شی یار ره♪♬♬♪
♪♬♬♪قبول کمه شی زار ره، نامرد روزگار♪♬♬♪
♪♬♬♪شهرام فلاح، همش تی وره، شعر تو یاتو، حال خرابه ولا♪♬♬♪
♪♬♬♪ای دوست، جانا، امان امان امان، های♪♬♬♪
♪♬♬♪تی اسم مثل ستاره♪♬♬♪
♪♬♬♪سوزنه شو دیاره، تی حرف ره یاد ایارمه وقتی تنهایی دارمه♪♬♬♪
♪♬♬♪آروم آروم می دل بویه خون، شو دکتمه بیابون، امان ای یار نادون♪♬♬♪
♪♬♬♪سهم من از ته دلبر بویه ساز و آهنگ♪♬♬♪
♪♬♬♪تنهایی
زمان می میرد
و تویی زنده می شود .
مرگِ ثانیه ها را میشمارم
تاتولدِ ای دوباره!.
دنیا به من آموخت که 
بدونِ تو مردن بِه
ازحالا
تارسیدن به بهشتِ بین الحرمین
"تنها نقطه ی عروج"
شوقِ پرواز دارم.
امان از لحظه ای که نخواهی ام
امان از روزی که رهایم کنی
امان از لحظه ی غفلت که شاهدم باشی حسین جااااااان.
#اللهم عجل لولیک الفرج
#آقای خوبِ غزل های من سلام.
اهل کارواش بردن ماشین نیستم. به قدری ماشینم کثیف بود و غیر قابل تحمل که مجبور شدم.‌ این دومین باری بود که ماشینم طعم شستشوی جانانه را میچشید. یک ساعتی طول کشید. سه کارگر افتادند به جان ماشین و هر چه می سابیدند تمیز نمیشد که نمیشد‌ طوریکه کف پوشهایش را گفتند خودت وایتکس بزن و لکه های سیاه کنار ضبط ماند و گفتند نمیرود‌ که نمیرود. سر آخر هم انعام توپول میخواستند! کل هزینه ۶۵ تومان شد که ۹ تومان هم انعام دادم. شاکی هم بودند.
امان امان امان
((به نام خداوند مهربان))
 
من در طواف عشقم حول وجود صیاد
وای از تو و نگاهت! هر دم امان و فریاد
 
جز نقش روی ماهت چیزی نمانده در یاد
وای از تو و نگاهت! هر دم امان و فریاد
 
دار و ندار من را این عشق داده بر باد
وای از تو و نگاهت! هر دم امان و فریاد
 
هرگز مباد ای عشق دل بی تو گردد آباد
وای از تو و نگاهت! هر دم امان و فریاد
 
در سرزمین احساس یاد تو کرده بیداد
وای از تو و نگاهت! هر دم امان و فریاد
 
 

 
دلم میخواست بهش بگم کاش همه ی حماقتای عالم ختم میشد به دوزار چند شاهی، ولی استیصال تو نگاهش و فکر این که تنهایی باید جای خالی چند میلیون دوش بکشه و تازه نذاره باباش بفهمه نذاشت بگم . ولی الان تو جایی وایسادم که دلم میخواست چندرغاز ته حسابم نبود ولی چشمای مامان میخندید، محمد سالم بود و بابا.امان از همه ی ای کاش های عالم، امان.
پ میگن آدمی آه و دمی .آخ از آه این روزا.
ذکر و دعا برای امان از عذاب جهنم :
رَبَّنَا اصْرِفْ عَنَّا عَذَابَ جَهَنَّمَ إِنَّ عَذَابَهَا کَانَ
غَرَامًا إِنَّها ساءَتْ مُسْتَقَرًّا وَ مُقاما(پروردگارا عذاب جهنم را از
ما بر طرف گردان که عذابش سخت و شدید و پر دوام است چرا که جهنم بد جایگاه
و بد محل اقامتی است)
دانلود آهنگ ابراهیم اسماعیلی خواننده ایرانی در مسابقه اوسس ترکیه 
دانلود فایل صوتی دو اجرای ( آهنگهای آي امان امان و هایدی سویله ) فوق العاده زیبا و شنیدنی ابراهیم اسماعیلی خواننده خوب اهل اورمیه کشورمون در مسابقه خوانندگی کشور ترکیه به نام ( این صدای ترکیه ) o ses türkiye با لینک مستقیم و کیفیت ۳۲۰ و ۱۲۸ از تهران دانلود 
 پخش اختصاصی از تهران دانلود
ابراهیم اسماعیلی در ابتدا با اجرای فوق العاده زیبای آهنگ هایدی سویله ( Haydi Söyle ) از خواننده
شهرم غمگین ترین چهره رو داره
همه جا بنر و پارچه سیاه
من سعادت اینو داشتم یکبار روضه خونه سردار برم
تصور اینکه  اگه دوباره سعادت نصیبم بشه و من برم تحمل اون فضا بدون حاجی چقدر سخته
+بخوابیم اما امان از این هجوم فکرااما امان از حال دل خیلی از ما
شببخیر
دلم‌میخواد فارغ از تمام دغدغه هام بشینم درسایی که دوسشون دارم و بخونم‌ وقت اضافه مو هم کتابای مورد علاقه ی غیر درسیمو برای رفتن به دانشگاه یا استخر هم هندزفریمو بذارم تو گوشم و حرفای خوب یا موسیقی بیکلام گوش بدم و تا ایستگاه اتوبوس برم بعدم یه مسیر طولانی مجبور بشم قدم بزنم حتی اگه هوا سرد بود و حتی اگر آسمون بارون و برف داشت
مگه چند بار در سال پائیز و زمستون میان که آدم با فکر و خیال و دلهره بخواد پشت سر بذارشون؟
امان از تردید و دو دلی
(این‌ها همه موقت است، پاک می‌کنم عجالتا می‌نویسم بلکه راحت‌تر بگذرد زمان)
هنوز کامل از خواب بیدار نشده بودم. که پیام اومد از. 
دوباره صداها تو سرم چرخید. 
میدونی سنگ که نیستیم، بی تفاوت بگذریم. درد داره این روزا. شاید این تصمیم با اینکه شبیه یک مهلکه واقعیه، بهترین تصمیم بود. ج و و کنیم هی که چی بشه؟ 
کاش واقعا به قول اون دوستمون درست شه همه چی. 
کاش ما دووم بیاریم تا اون روز.
هعی. امان از این چرخش بی رحمانه روزگار.
امان از‌خود
روز نهم:
شمر که با قصد جنگ وارد کربلا شده بود از عبیدالله امان نامه ای برای خواهرزادگان خود از جمله عباس (علیه السلام) گرفته بود.
شمر نزدیک خیام امام حسین(علیه السلام) آمد و عباس، عبدالله، جعفر، عثمان(فرزندان امام علی(علیه السلام) که مادرشان ام البنین بود) را طلبید.
شمر گفت:"از عبیدالله برایتان امان گرفته ام."
آن ها همگی گفتند:"خدا تو و امان تو را لعنت کند ما امان داشته باشیم و پسر دختر پیامبر امان نداشته باشد."
در این روز، اعلان جنگ شد
امام
امان از دست سیگنال. امان. به سختی میتونم برم سمت این درس. استادش هم کمی تا حدودی برام بار روانی ایجاد کرده. از دست سیگنال به هوش مصنوعی که بیشتر بهش علاقه دارم پناه میبرم.
درد سیگنال رو با هوش تسکین میدم. و سیگنال رو بین خوندن هوش مصنوعی به خورد خودم میدم. و عین یه مادر دلسوز میشینم پای خودم که یاد بگیره سیگنال رو.
 
#بهوقتاینروزا
امیر، از اون دسته پسرهای کم سنِ به شدت جذابه - حداقل برای من -. از اون دسته پسرهایی که چخوف و هدایت می خونند با صدای دورگه و خسته، و امان از صداش، امان. تا نیمه شب، می شه باهاش درباره ی شعر و کتاب و س.کس حرف زد، بدون ذره ایی حس بد. می تونی درباره ی هر اتفاقی باهاش صحبت کنی، بدون این که قضاوتت کنه، شماتت کنه و کلاغِ یک کلاغ و چهل کلاغ بشه. دوستش دارم، موهای پریشون و حلقه حلقه ی خرماییش رو دوست دارم، از این که سایزها و سانتی مترها از من بزرگ تره و حس غر
به نام او.
چند وقته که ذهنم جمع نمیشه و از پراکندگی رنج میبرم که هر چند اون هم عالمی داره واسه خودش!
امشب مهمون داشتم و امان امان اماااان!!
قبل اینکه مهمون های اکی بدن که میان؛ میخواستم برم سینما تنهایی و با این ترسم مقابله کنم ولی خب نشد!
این روزا که زودتر اومدم تهران و بیکارم؛خیلی فکر کردم به خیلی چیز ها!
خیلی جیزا خوندم خیلی چیزا گوش دادم
خیلی حس های یهویی درونم به وجود میاد!همون حس هایی که سعی میکردم نبینم و بعد خودشون میان جلوی چشمم و مجبور
امان از ماجرای پیکری که.
امان از سرگذشت حنجری که.
امان ای دل، امان ای دل، امان ای
امان از قصه ی انگشتری که.
 
شعر از:
سیدمحمد جواد شرافت

شیرخوارگان حسینی طالقانی   عکس: محمد آقابراری از وشته

بخشش روحِ بزرگی میخوا نه پول زیادی

من نمک گیر تو و اجداد و اولاد تو اَم تا زِ چای روضه ات یک جرعه اَم دادی حسین
تَشه چاییِ روضه، میانِ خونوکایِ طالقان، عجب می چسبه

با برادر آمدم، بی برادر می روم. تاج بر سر آمدم، خاک بر سر می روم
امان از دل زینب
سبک زمینه حضرت زهرا(س)---------------------------تو کوچه غم نصیبی،مادر و طفل غریبیدارن مـیرن سمـت خونـه  باروی نیـلـیحسـن  داره  ورده  زبــونکجایی بابا شد نیمه جونمـادرم از ضـرب سـیلی وغـریبـی تـو ، تـو شهرمون((  امان از غریبی(۳) وای  ))

با یـه قـد خمیـده ، با رنـگ روی پریدهخونه رو جارو میزنه،به دیوار تکیه میدهزیـنـب می بینه مـادرشوبا دست میگیره پـهلوشوچنددفعه توی خونه دیدهمی گیره از علی رو شـو((  امان از غریبی(۳) وای  ))


تو تاریکیه دل شب ، پیچیده صدای
ده سال پیش ارشد آموزش ریاضی قبول شدم. اکثر همکلاسی هامان دبیر ریاضی بودند. آقای کیا همان سال بازنشسته می شد و برای اساتیدمان جالب بود که ایشان با این موی سفید و ۳۰ سال خدمت در اموزش و پرورش دیگر فوق لیسانس را میخواهد چه کند. آقای کیا حکم پدر همه امان را داشت و همگی احترام خاصی برایش قائل بودیم. چند روز پیش یکی از دوستان در گروه تلگرامی امان اعلام کرد که آقای کیا حمله ی قلبی سختی را پشت سر گذاشته اند و حال خوبی اصلا ندارند و از ما خواست تلفنی جویا
دعا برای در امان ماندن از سحر و جادوی افراد حسود
 
 
برای در امان ماندن از شر شخصی که از روی حسادت و برای به هم زدن زندگی و آرامشمان به جادو و دعا متوسل میشود، چه باید بکنیم؟
پاسخ:
در حدیث مُحَمَّدِ بْنِ عِیسَى قَالَ‏ سَأَلْتُ الرِّضَا (علیه السلام) عَنِ السِّحْرِ فَقَالَ هُوَ حَقٌّ وَ هُوَ یُضِرُّ بِإِذْنِ اللَّهِ تَعَالَى فَإِذَا أَصَابَکَ ذَلِکَ فَارْفَعْ یَدَکَ حِذَاءَ وَجْهِکَ وَ اقْرَأْ عَلَیْهَا بِسْمِ‏ اللَّهِ الْعَظِیمِ‏ بِس
بااشک دیده شوید این کربلا جهان را/پاکیزه میکند او حتی رخ نهان را/کارحسین وزینب درعرش دلربایی/بخشیده سوی شیعه گنجینه امان را/درگلشن محبت یاران او ولایی/این زمزم ولایت نوراست آسمان را/هرگریه ای برایش تیری است سوی دشمن/آماده کرده دائم هریاراو کمان را/سخت است بهرشیعه از نینوا شنیدن/وقت وداع یاران ازحجت عیان را/سرهابریده گشته برنیزه ها بلنداست/آنجا شهید عاشق تقدیم کرده جان را/زینب درآن بلندی با مرگ دست وپازد/دیده است شمر کافر بالشکربدان را/این
امان از بی‌آبرویی
شکل واقعی من و تو چیست؟ سگ؟ خوک؟ گرگ؟ یا چیز دیگر؟ پناه بر خدا از این که غیر انسان وارد بهشت شویم! فکرش را بکن به خاطر شهوت یا خشم یا جاه طلبی حقیقت‌مان حیوانی شود. بدتر این که در قیامت همه بدی‌ها و گناهانی که از همدیگر پنهان می‌کردیم در چهره‌هایمان پیدا شود و همه بفهمند چقدر وجودمان کثیف است؛ همان طور که قرآن می‌گوید:
یُعْرَفُ الْمُجْرِمُونَ بِسیماهُمْ فَیُؤْخَذُ بِالنَّواصی‏ وَ الْأَقْدامِ[1]
(آرى، از مجرمان نمى‌پرس
امان از غفلت و جا ماندن
یک بسیجی شب عملیات ازگردان جدا افتاده بود ومیگفت گردان گم شده.گردان گم نشده بود اوگم شده بود.خدایا نشود اینکه خیل عشاق وفداییان ولایت بروندو ماجا بمانیم وفکرکنیم که آنهاگم شده اند،غافل ازآنکه آنان به مقصد رسیده وما جا مانده ایم.
 
کاروان رفت و تو در خواب وبیابان در پیش
کی رسی ره زکه پرسی چه کنی چون باشی
 
سلامتی ولی امرمسلمین جهان صلوات
الهم عجل لولیک الفرج.آمین
میگم این قدیما چقدر همه چی از همه لحاظ قشنگ بوده!! 
مثلا همین شعر و موسیقی رو شما ببین 
صبح تا شب موسیقی قدیمی مهم نیست کی مرتضی بیژن. معین. حمیرا و شجریان اصفهانی ناظری ها و .  پلی باشه عمرا اگه خسته بشی! 
ولی امان از اهنگ جدیدا! انقد بی سرو تهه که خود من شخصا دو دیقه نمیتونم تو یه فضایی باشم این خزعبلات هم پلی باشه!!
خدایی این اهنگ بانوی شرقی فرشید امین رو گوش کنین سراسر لطافت و نازه! 
http://dl.myyazd-music.ir/Single/1397/Azar/16/Farshid%20Amin%20-%20Banoo.mp3
چی شد که
باز دوباره ام سفر سوی مدینه آرزوست         تا که ز کام دل زنم بوسه به خاک پای دوستکی ها تا حالا نرفته اند مدینه.از سراپای مدینه گِل غم می ریزد                 اشک از دیده غم بار حرم می ریزداز نگاه نگران غم به دلم می ریزد               خوب پیداست که باران ستم می ریزدآه آرامش زهراست به هم می ریزد .ای امان امان . آه دیگه غمهای فاطمه(س) شروع شد. گریه های شبانه فاطمه(س) کم کم شروع میشه. روزهای خوش فاطمه(س) دیگه تموم شد. فاطمیه کم کم شروع میشه.
امان الله خان پسر امیر حبیب الله خان در سال 1892م تولد یافت. بعد از فوت پدرش در فبروری سال 1919م به سن 27 سالگی عهده دار سلطنت شد. امان الله خان در مکتب حربیه درس خواند، به مسایل اردو و امور نظامی از نزدیک در ارتباط بود.
ادامه مطلب
برای دانلود نوحه کلیک کنید
 
دانلود نوحه ترکی نایل ابراهیمزاده به نام امان ای دل
Download New Music Nail Ebrahimzadeh – Aman Ey Del

دانلود نوحه ترکی نایل ابراهیمزاده به نام امان ای دل
دانلود نوحه با دو کیفیت ۱۲۸ و ۳۲۰
 
متن نوحه ترکی نایل ابراهیمزاده به نام امان ای دل
♫♫♫ ♫♫♫ ♫ ♫♫♫ ♫ ♫♫ ♫ ♫ ♫ ♫ ♫ ♫ ♫ ♫ ♫ ♫
ای دی کانال تلگرامی آيتک موزیک
https://t.me/Aytakmusic_ir
♫♫♫ ♫♫♫ ♫ ♫♫♫ ♫ ♫♫ ♫ ♫ ♫ ♫ ♫ ♫ ♫ ♫ ♫ ♫
 
برای دانلود نوحه کلیک کنید
همیشه این بحث آقازاده ها و پارتی دارها از بچگی در ذهن من بود و به نوعی با آن درگیر بودم. همیشه با مسائل اینچنینی و پارتی بازی و ناشایسته سالاری مشکل بنیادی داشتم. هر چه بیشتر می گذرد هم این مشکل من بیشتر از پیش میشه. البته در این دعوا ظاهرا طرف مقابل در حال پیروزیه و کمر من را به خاک می ماله
 
راستش این بحث ژن های خوب که مطرح شد یه کم خیالم راحت شد که اینا کلا با ماها فرق دارند و یه جوری نژاد برتر هستند. اینطوری کمتر اذیت میشم. قبول اینکه شهروند در
داشتم یه فیلم می دیدم ، توی فیلم دختری بود که علاقه ای به ازدواج نداشت و عاشق پسری شده بود که دوست داشت ازدواج کنه و خانواده تشکیل بده.با اینکه هردوشون می دونستن با هم تفاوت دارن با هم بودن اما این قضیه آزارشون می داد.یه جایی دختره که خیلی ناراحت بود حرف خیلی جالبی زد: به پسره گفت تو آدم عادی هستی چون می خوای ازدواج کنی اما فکر می کنی من عجیبیم و مدام باید برای اینکه نمیخوام ازدواج کنم برات توجیه و بهونه بیارم اما تو ومی نمبینی بخوای اینکار ب
راستی بچه ها
عوض کردن ادرس وبلاگتون و حتی ساختن وبلاگ جدید به هیچ دردی نمیخوره. ازین جهت که باز هم پیداتون میکنن.
با کی ووردها، با خود متن، و. پس بیخودی تلاش نکنین (من این کارو دو سه سال قبل انجام دادم که از دست دو سه نفر در امان باشم ولی متوجه شدم که عبث هست تلاشم).
 
خواهرِ نازدانه ام سلام
 
قراره یه کوچولو از حضرت یحیی ع برات حرف بزنم؛
 
خداوند مهربان یحیی را در کهنسالی به زکریا عطا فرمود
یحیی کوچولو مثل دیگر هم سن و سالانش نبود
به طرز عجیبی سودای جهانی زیباتر در سر داشت؛ 
زمینی متفاوت از زادگاهش و آسمانی آبی تر از اونی که دیده بود
یحیی شیفته ی بهشتی شده بود که زکریا (پدرش) از آن سخن می گفت
و در عین حال کابوسِ یحیی ی نوجوان جهنمی بود که او را از بهشتش دور می کرد
 
شاید باور کردنش سخت باشه
ولی آنقدر یحییِ ک
هیچ میدونی چرا انقدر فیلمای احساسی یا حتی غمناک رو دوست دارم؟ چون همه ی احساسات توی فیلم گذران. حتی اگر غمناک ترین قصه ی دنیا هم باشه نهایتش دو ساعت طول میکشه. باهاش گریه میکنی، حالت بد میشه و شاید چند ساعتی هم بهش فکر کنی ولی از همون وقتی که فیلم تموم میشه تو میدونی دیگه قصه تموم شده. دیگه دلیلی واسه غصه خوردن وجود نداره. اما امان از حقیقت زندگی. امان از وقتایی که ابر غم آسمون دلتو سیاه کنه و نباره. اونقدر نباره تا پر شی از صاعقه هایی که ختم نم
هیچ میدونی چرا انقدر فیلمای احساسی یا حتی غمناک رو دوست دارم؟ چون همه ی احساسات توی فیلم گذران. حتی اگر غمناک ترین قصه ی دنیا هم باشه نهایتش دو ساعت طول میکشه. باهاش گریه میکنی، حالت بد میشه و شاید چند ساعتی هم بهش فکر کنی ولی از همون وقتی که فیلم تموم میشه تو میدونی دیگه قصه تموم شده. دیگه دلیلی واسه غصه خوردن وجود نداره. اما امان از حقیقت زندگی. امان از وقتایی که ابر غم آسمون دلتو سیاه کنه و نباره. اونقدر نباره تا پر شی از صاعقه هایی که ختم نم
دانلود کتاب کلیات روشها و فنون تدریس امان الله صفوی 
دانلود کتاب کلیات روشها و فنون تدریس امان الله صفوی
دانلود کتاب کلیات روشها و فنون تدریس امان الله صفوی کاربران گرامی ،در این پست ، کتاب کلیات روشها و فنون تدریس سال اول مراکز تربیت معلم درس مشترک کلیه رشته ها تالیف امان الله صفوی با فرمت pdf در ۱۸۵ صفحه آماده دانلود شده است. دانلود کتاب کلیات روشها و فنون تدریس امان الله صفوی .
دریافت فایل
دانلود کتاب کلیات روشها و فنون تدریس امان الله صف
نمیدونم چرا روم نمیشه الان به کسی اس ام اس بدم:|
یجوریه انگار قرار سر زده پا بزاری خونه ملت یا داری وارد حریم خصوصیشون میشی. حالا اگر  شبکه های اجتماعی فیلتر نبود ریلکس  به هرکس دوست داشتم  پیام میدادم :|
پ.ن
شبهای بیمارستان چقدر طولانی و کسل کنندست
 
خرید سرویس خواب نوزاد دخترانه
شما می توانید یک تختخواب ویژه برای نوزادتان خریداری کنید تا هم در دوران نوزادی از آن استفاده کند و هم زمانیکه کمی بزرگتر شد. تختخواب نوزادی که با نرده طراحی شده است برای حفظ امنیت نوزاد بسیار مناسب است منتها می توانید از تخت هایی خریداری کنید که به سایز بزرگسال هم تبدیل می شود و خرید آن باعث می شود تا سالها از خرید تختخواب جدید در امان باشید و هزینه اضافه ای را پرداخت نکنید.
کیفیت تخت خواب:
کیفیت تخت اصلی ترین فا
ندارم ز دست غرورت پناه
امان از سکوت و امان از نگاه 
از آن حرف های مگوی دلم 
و از بغض های پر از اشک وآه
نبین و نخوان ونگو هیچ چیز.
فقط دلخوشم من به گاهی نگاه
نخواهی اگر هم ، دلی ناگزیر
دچار است و بر خاطرت هست خواه
گذارد پریشان روی تو و موی تو
سری بر بیابان و چشمی به راه
به لبخندی از تو دلم پرت شد
سوی آسمانت به جای کلاه
  .من
 
 
پرم از نشدن از حسرت از غم از غصه
دلم غم داره درد یه روز و دو روز نیست. خیلییی وقته باهامه.
چشامو میبندم خودمو تصور میکنم تو یک دنیای دیگه دنیایی که خیلی چیزاش فرق داره با این واقعیت
حالم خوب میشه لبخند میاد رو لبم. زیر بار غم طاقت ندارم خیلی وقته قوی بودم دیگه دارم کم میارم.
.
.
از بدبختی میان بهم میگن به ولله خنده م میگیره!! به خداوندی خدا تو دلم بهشون میخندم. اصلا نمیدونن سختی زندگی چیه. یه سری اتفاق های کوچیک میفته میگن بدبختی.
امان از ای
 
امام باقر (ع) از حضرت امیرالمؤمنین (ع) نقل فرمود:
دو چیز در زمین مایه امان از عذاب خدا بود؛ یکی از آن دو برداشته شد. پس دیگری را دریابید و بدان چنگ بزنید؛ اما امانی که برداشته شد رسول خدا بود و امان باقی‌مانده استغفار کردن است، که خدای بزرگ به رسول خدا (ص) فرمود: ”خدا آنان را عذاب نمی‌کند، در حالی که تو در میان آنان هستی و عذاب‌شان نمی‌کند تا آن هنگام که استغفار می‌کنند. [انفال: 33]» (نهج‌البلاغه: حکمت 88)
یادداشت‌ها:
ـ نهج‌البلاغه. ترجمه مح
بسم الله الرحمن الرحیم
هرکه این سوره را بخواند آن شب منفصل در حفظ الله و امان اوست وهرکه در زوز بخواند در آن روز مکروهی به وی نرسد و آنقدر از خیر دنیا و آخرت به او عطا شود که بر دل کسی خطور نکرده و به آن آرزو نرسیده باشد اگر این سوره در پارچه سفید گذاشته و با خود نگه دارد از ات زمین و صدمه تیر و سنگ و آهن حفظ شود
رستم زمین نهاد کله زیر پایتان
میهن گریست مداوم و بی امان
دادید جان و جهان را برای دین
شد بارور درخت وطن در قفایتان
بر خوان خالقتان میهمانی است
هستید عزیز به نزد خدایتان
خون شهید بیمه گر مرز و بوم ماست
دارد ضمانت یزدان بقایتان
دریا شود مرکّب و جنگل اگر قلم
کم باشد از برای نوشتن برایتان . 
.
پیامبر اکرم صلی الله علیه وآله وسلم در برخی از جنگها زره ای می پوشیدند،که حضرت را اذیت میکرد،جبرئیل نازل شد،وفرمود،خدایت به تو سلام می رساند،ومی فرماید:این زرهرا در بیاور وبجای آن این دعا را بخوان،که موجب حفظ تووامت تواز خطرات است.(اخلع هذا الجوشن واقرا هذا الدعاءفهو امان لک ولاُمتک).سفینه البحار،ماده جشن.
‏خانما یه نوع قهر دارن که نه تو میدونی برا چی قهرن نه خودشون میدونن چرا قهر کردن، فقط میدونن که باید قهر باشن تازه باید موقع نازکشی طوری نازشونو بکشی که قهر نکنن که چرا قهر کردن و تو متوجه نشدی که چرا قهرن!
به همین سادگی به همین خوشمزگی!
‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌
خبر کوتاه بود: گفت با تو خوشحال نیستم، با مائده خوشحالم.
خداحافظی سختی کردیم، گریه کرد، گریه کردم، گریه کردم،‌گریه کرد، دستم را فشرد و بوسید و با گریه گفت مراقب خودت باش. گفتم باشه. گفت قول میدی؟ گفتم باشه.
دلتنگی امان از ما برید.
بخشنامه ای چند روز پیش به مدرسه امان آمد مبنی بر اینکه بانک ملی وام ۵ میلیونی می دهد. دو نفر از هر مدرسه باید به اداره معرفی میشدند. اصلا شرایطش را هم نپرسیدم و اسمم را جز متقاضیان زیر بخشنامه نوشتم. امروز از مدرسه زنگ زدند و گفتند در قرعه کشی وام اسمت دراومده این اتفاق را در مدرسه ی جدید به فال نیک میگیرم.
ای تو زیبای جهان ماه فریبای زمان
بغلت مامن جان است امان است امان
گره ی چشم به چشمت، الکن گشته زبان
عشق تو در دل و جان جمله عیان است عیان
همه دم نام تو گردیده مرا ورد زبان
اشک دوری تو از دیده روان است روان
غنچه مانده است به عشق لب تو برق لبان
مهر دل بر دل تو قد جهان است جهان
خبر از آمدنت دادی و دل گشته جوان
وقت رفتن به فغان است فغان است فغان
بودنت واجب عینی است ثواب است بمان
رفتنت بار گران است گران است گران
تو شدی ماه و شدم زهره ی تو روز و شبان
تیر بر
آتش جهل است این ای نازنینهیزمش خشم و عتاب و کبر و کین
پای عاشق نیست دام انتقام ای بشر! ای سست‌خوی بی‌قوام!
کی شود زنجیر خشمت منفصل؟کی کجا با عشق گرددی متّصل؟
تا کجا انکار حق، بیدار شو! تا کجا بی عشق، سوی یار شو!
ای معطّل در میان فرقه‌هانیست این عالم جهان فرقه‌ها
ای بشر تو اشرف عالم نه‌ایزین که می‌بینم نه تو آدم نه‌ای
فرق تو با دیگران در عشق و بسورنه حیوان به ز تو با این هوس
ای خدایان غرورِ استواردر نهایت این تکبّر نیست یار
این تکبّر سر زند ن
تازه دارم می فهمم چی شده و چه کسی رو از دست دادم.
یک دنیای جدید، یک زندگی جدید.
می خواستم چیدمان اتاقم رو بهم بزنم، یه بخاری کوچولوی دیواری بخرم تا گرم بشه و ساعت های کنار هم بودنمون بیشتر توی اتاق من سپری بشه.
حیف.
امان از قسمت.
کم کم باید معنی قسمت رو بفهمم.
دلم میخواد یه گوشه دنج پیدا کنم و تا خود صبح زار بزنم.
کارم از گریه کردن گذشته.
هیچ زنی را در هیچ کجایِ دنیانمی توانی پیدا کنیکه به یکباره عاشقِ مَردی شود!زن ها،آرام آرام در یک مَرد جوانه میزننداما امان از وقتی که زنی در وجودِ مَردش ریشه بدواند .این جور عشق هایِ یک زن را هیچ تبری نمی تواند از پا در بیاورد .!حالا می خواهد تبرِ زمان باشد ،یا حتی تبرِ مرگ .
اما چرا،همیشه یک استثناء وجود دارد!و آن برای از ریشه خشکاندنِ یک زن، خیانت به عشق ِاوست.
بسم رب المهدی.
 آقای غربت نشین مان  سلام.همیشه می گویند دیگران را به چیزی بخوان که خودت عامل به آنی و من همیشه و همه جا از نظم گفته ام، از اینکه هر چیزی باید در جای خودش باشد و بر آن اصرار کرده و میکنم. همیشه گفته ام که نظم کیفیت زندگی را بالا می برد.
ادامه مطلب
تاریخ وقوع: 9 محرم
امتناع حضرت عباس و برادرانش از پذیرش امان نامه دشمن
حضرت فاطمه، مکنی به "اُم‌البنین" همسر امیرالمومنین علیه‌السلام، دارای چهار فرزند دلاور و رشید بود که همگی در رکاب برادر و امامشان حضرت ابی‌عبدالله الحسین علیه‌السلام در کربلا حضور داشتند.[۱]
حضرت عباس علیه‌السلام، که بزرگترین آنان بود از شهرت بسزایی برخوردار و به خاطر جمال زیبا، قامت رشید، بهره‌مندی از دلاوری، غیرت و تعهد و تقوا، به "قمر بنی‌هاشم" معروف و حضور وی در
دانلود آهنگ جدید ایهام تاب و تب 
دانلود اهنگ وای عجب ماهی تو چه دلخواهی به نام تاب و تب با صدای ایهام ( مازیار لشنی )
Download New Mp3 Music Ehaam – Taab O Tab

متن اهنگ تاب و تب ایهام
امشب از دیدن من همه انگشت به دهان میمانندهمه خوب حال مرا حال و احوال مرا میدانندگل نیلوفر من آتشی تازه بیا بر پا کنمن که در تاب و تبم تو بتابان و شبم زیبا کنبیا و در شهر دل من پادشاهی کناین تو این دل من هر چه تو خواهی کنای امان ای امان ای امان از من و حالم …وای عجب ماهی تو چه دلخواه
سیل اشک امان‌م نمید‌هد.
از این دور بودن. از این دویدن و نرسیدن.از این انتظار ها که خون آدم را توی شیشه می‌کند.
قرآن را بازش می‌کنم
می‌آيد:
وَ نَجَّیْنَاهُ وَأَهْلَهُ مِنَ الْكَرْبِ الْعَظِیمِ.
‌می‌فهمم بالاخره یک روز در این دنیا کرب عظیم ما تمام می‌شود.یک روز شما می‌آيی و خاتمه می‌دهی به دل تنگی ها.یک روز شما می‌آيی و ما بالاخره طعم لبخند واقعیِ از ته دل را می‌فهمیم.
یک روز که خیلی نزدیک است. از رگ گردن هم نزدیک تر.
این وعده ی خ
امروز بخشنامه ای به مدرسه آمده بود مبنی بر نام نویسی معلمان فاقد مسکن.
هیچ توضیح دیگری نداشت. اینکه این مسکنها کجا هستند و شرایط واگذاری اش چگونه است‌. همه امان اسمهایمان را نوشتیم و خندیدیم به این ت کثیف نزدیک انتخاباتی اشان.
اَللّهُمَّ اِنّى اَسْئَلُکَ الاَْمانَ یَوْمَ لا یَنْفَعُ مالٌ وَلابَنُونَ اِلاّ مَنْ اَتَى اللَّهَ بِقَلْبٍ سَلیمٍ
خدایا از تو امان خواهم در آن روزى که سود ندهد کسى را نه مال و نه فرزندان مگر آن کس که دلى پاک به نزد خدا آورد
وَ اَسْئَلُکَ الاَْمانَ یَوْمَ یَعَضُّ الظّالِمُ عَلى یَدَیْهِ یَقُولُ یا لَیْتِنىِ اتَّخَذْتُ مَعَ الرَّسُولِ سَبیلاً
و از تو امان خواهم در آن روزى که بگزد شخص ستمکار هر دو دست خود را و گوید اى کاش راه پیامبر را در
هر شئ وقتی آرام می‌گیرد که به موطن خودش برگردد.
بحثش را هم می‌توان در طبیعیات یافت لکن حرف من چیز دیگر است!
این گم‌گشتگی همان عدم بازگشت به موطن اصلی و سکنی در غیر موطن او را آشفته نموده و همین شده که آن یکی لباس پاره بپوشد و دیگری در کوی و برزن عربده بزند.
آن‌کس که موطن خودش را بیابد، آرام است و به بودن او باقی آرامند ولی امان از گمراهان که موطن را گم کردگانند.
✴️بســـــــم الله الرحــــــمن الرحیـــــــــم✴️    ✅بلاهای آسمانی و بلاهای زمینی✅--بلا آمد  دوجین باهم به یک بار بلای آسمــــــــــانی در شب تار به زیرش  می شوی آنی گرفتاربلاهای  زمیـنی  هم  که بسیار مضاعف شــد  بلایش مردم  آزار مگر لطف خدا با  ما   شــود  یار --خروشان از در نامــــــــهربانی بلا آمد بلایی آســـــــــــــمانی بیامد  سیل و طـــوفان ناگهانی بجوش آمد زمــین با خشم آنی  امان از غصــــــــه بی خانمانینگون شد بر ســر
#حدیث_مهدوی 
کلام امام زمان(عج)
ألا أُبشرک فی العطاس فقلت بلی، قال أرواحنا لتراب مقدمه الفداء هو أمانٌ من الموت لثلاثة أیام
نسیم، خدمتکار حضرت مهدى (علیه‌السلام) گوید: آن حضرت به من فرمود: آيا تو را در مورد عطسه کردن بشارت دهم؟ گفتم: آرى. فرمود: عطسه، علامتِ امان از مرگ تا سه روز است.
منابع:بحارالانوار/ ج51 / ص :5
ماندم از نوع رفتار آدم ها
معمولا اطرافم با وجود خیلی چیزها آدم هایی بودند الهام بخش.
اما امان از رفتار آدم هایی که معلوم نیس کنش و واکنششون بر گرفته از چیه.
ای کاش این فضای مجازی نبود تا آدم ها راه دیگه ای واسه نشون دادن قهر و آشتی و نفرت و تنفر خودشون از بقیه رو پیدا می کردند.
من یاد گرفتم که فقط از این جور آدما رد بشم و بالا برم.
دلگیرم و غمگین 
به نظر شما این از شانسه؟؟
هر چه بیشتر می گذره نتیجه گیری این میشه: دکترااااا
گاهی روزها و ساعتها رو با خودت کلنجار میری و به خدا قول میدی دیگه گرفتار اون خشم کذایی نشی اما بازم با یه اتفاق روزمره می‌ریزی بهم و چه حییییف که قولت یادت میره! امان از دست نفس سرکش.
 
خدایا فقط خودت زیر و بم دلمو میدونی همونطور ک باطن این کم صبری رو برام آشکار کردی خودت هم کمکم کن تا شکستش بدم و میدونم که باهامی
 
پ. ن. جالبه ها هر سال یه بار بروز میکنم اونم توو آبان! امسال یه کم با تاخیر آذر ماه اومدم :) 
امیرالمومنین علیه سلام جناب عقیل را به خواستگاری اش فرستاد پدرِ اما البنین عرض کرد دختری که در شان امیرالمومنین باشد ندارم.
این خواستگاری ها دو مرتبه به همان دلیل جواب رد داشت و در دفعه سوم با حضور مستقیم خود امیرالمومنین به وصلت انجامید.

وقتی وارد خانه حضرت امیر علیه سلام شد به حضرت زینب عرض کرد: من نیامدم جای مادرتان را پر کنم. آمده ام کنیز خانه تان باشم.

وقتی برادران حضرت عباس علمدار به میدان می رفتند، میرفت کنار امام حسین علیه سلام
غریبی و اسیری چاره داره
غم یار و غم یار و غم یار*
 
آخ امان از یار وقتی به جای اینکه حوله پوشیده و از حمام دراومده قربون صدقه ش بری؛ میری سردخونه و کشو رو میکشن بیرون میگن بفرمایید؛ این هم یارِ شما. 
سعدی راست میگه که بی عمر زنده ام من؛ آخه واقعا روز فراق را که نهد در شمار عمر!
 چه فراقی هم! فراق یار نه آن میکند که بتوان گفت.مثل قورت دادن خون و اسید.فراق یار تک تک ثانیه هاش مزه زهر میده و من ماههاست زهر میخورم و زنده ام هنوز. 
✴️بســـــــم الله الرحــــــمن الرحیـــــــــم✴️    ✅بلاهای آسمانی و بلاهای زمینی✅--بلا آمد  دوجین باهم به یک باربلای آسمــــــــــانی در شب تاربه زیرش  می شوی آنی گرفتاربلاهای  زمیـنی  هم  که بسیارمضاعف شــد  بلایش مردم  آزارمگر لطف خدا با  ما   شــود  یار--خروشان از در نامــــــــهربانی بلا آمد بلایی آســـــــــــــمانیبیامد  سیل و طـــوفان ناگهانیبجوش آمد زمــین با خشم آنی امان از غصــــــــه بی خانمانینگون شد بر ســر مردم
اومدم با یه من غر و گلایه د بغض
من چه هیرمی تری به کسی فروختم آخه؟
تو که میدونی من چقدر شکنتده ام . تو که میدونی من حال و هوام بهم ریخته 
تو که میدونی بغض دارم تو که میدونی حسرت میخورم که میدونی عوض شدم که میدونی گم شدم که.
اشکهام امان نمیدن 
با تمام وجودم با تمام عجز و ناتوانی و بغض و گریه و نادمانه و هر چی که بخوای
زندگیمو بساز . حالمو خوب کن 
آخه من کیو جز تو دارم بیام پیشش زار بزنم و کمک بخوام 
تموم شدم رفیق 
من آدم این روزا نبودم
بیا کمکم رف
ادم‌ها به داستان زنده‌اند. این را قبل از خواب نوشتم و گوشی در دست به خواب رفتم. چند ثانیه بعد با افتادن گوشی از دستم بیدار شدم. نمیدانم بعدش قرار بود چه بشود، یک مثال‌هایی از برادرم در ذهن داشتم. ولی دیروز در راه فکر میکردم که چه میشود اگر برایم تشخیص سرطان معده بدهند. سرطان معده که بگیری چندماه بعد حتما رفتنی خواهی بود. پس شرایط خیلی تراژیک میشود. داشتم واکنش‌های هر کسی را پیش‌بینی میکردم. اول به دوستم فکر کردم که میتواند چند ماه را با من خو
اخم نکن به روزگار فرزند آدم.چطور دلت می‌آيد؟!روزگار را من و تو می‌سازیم.بیتابی پاییز را هم بگذار به حساب پریشانی او در غم بهار.ما لابه‌لای سرزمین دلمان بذر محبت کسی را کاشتیم که بودنش امان است برای زمینی‌ها، آسمانی‌ها.صاحب‌امان است او.درست که یوسفمان را در کوچه‌های غفلت دل گم کرده‌ایم اما با همین دلواپسی‌های کال،این درخت‌ها که زرد شده‌اند روزى سبز می‌شوند.اخم نکن به روزگار، فرزند آدم.خورشید همین حوالی است…
بانو برای همیشه رفت شهر دیگه.
و نشد ادامه ی ۶ ماه رو با هم باشیم.
از بانو خداحافظی کردم.
۷۵ کیلومتر مسیر رو ، تا برسم به مقصد زار زدم.
اونقدر گریه و فین کردم راننده فکر کرد کسی مرده !
اومدم تو پاویون ، احدی تا ب حال گریه من رو ندیده بود؛ همه داشتن سکته میکردن و فکر میکردن چی شده !!! :)))
الآن حالم خوبه ولی خب .
بانو یه عضوی از خونواده امه ، دوستم نیست و جدایی چندان آسون نیست اوایلش .
حضرت باقر ع فرمودانکس که ناسازگاری بهره اش گردد ایمان از او در پس پرده رود    شرح مجلسی علیهالرحمه  گوید سر اینکه شخص ناسازگار از ایمان دور میشود اینست که اولا مومنین را ازار دهد واین مخالف ایمان. است زیرا مومن کسی است که مسلمانان از دست و زبانش اسوده ودر امان باشد و ثانیان بواسطه ناسازکاری از طلب دانش که بوسیله او بپایه کمال ایمان رسد محروم ماند  زیرا اسباب طلب ان برایش فراهم نگردد 
صبح رفتم سر کلاس
چشم‌های هیچ کدامشان به قاعده نبود 
حرف داشت.
کمی که گذشت دیدم نه اینطور نمی‌شود 
گفتم می‌خواهید غر بزنید
شروع کردند انقدر حرف داشتند، که امان نمی‌دادند یکی حرف بزند بعد دیگری شروع کند. 
صدایشان بالا رفته بود خود زنی میکردند.اعصاب درست درمانی هم که ندارند 
ته همه حرف‌هایشان گفته‌ام بروید حرف بزنید با همه این‌ها که نام بردید، با آرامش بگویید جواب می‌دهد.
ولی قطعا حرفم اثر نمی‌کند وقتی خودم تمام حرف‌هایم را پشت ح
اینترنت روسیه از کل دنیا جدا شد تا به گفته مقامات این کشور از حملات سایبری در امان بماند. به این ترتیب طرحی که مدت ها بود انتظار اجرایی شدنش می رفت رنگ واقعیت به خود می گیرد و پایه و اساس نوعی شبکه ملی در روسیه گذاشته می شود که به لطف آن ارائه دهندگان خدمات اینترنت مستقیما زیر نظر Roskomnadzor یا سازمان مخابرات این کشور قرار می گیرند.
ادامه مطلب
خسته از حالِ این روزهای شهر
خسته از مقاومت
خسته از صبوری
خسته از بغض های بی امان 
خسته از دوری و فراق
کاش همین نزدیکی ها سراغی بگیری از ما
هوایِ ماندن درمیانِ یک مشت جامانده 
خیلی خراب است
خراب تر از آنکه بشود شرحش داد.
کاش روزی در آغوشت جان دهم
ماندن بدونِ تو عینِ مردن است.
دلم یک دنیا خرابه ی شام است آقا.
با سربیا که ببینمت به چشم.
هوایِ جنون دارم
جنون.
از طلبیدن» چی می‌دونی؟ قبل‌تر، این‌جا نوشته بودم درباره‌ش. 
دو، سه هفته پیش نمی‌دونم چی شده بود و چی می‌خواستم؛ فقط یادمه سر سجاده‌ی نماز گریه می‌کردم و شبیه دختربچه‌ای که نیمه‌شب توی جنگل گم باشه و راه‌نابلد، فقط دور خودم می‌چرخیدم و حیرون، دنبال چاره بودم. چشمم افتاد به قاب روی دیوار. طرحش، یکی از کاشی‌کاری‌های ایوان  روبه‌رویی گنبد حرم امام رضا(ع) هست. وسطش یا علی بن موسی‌الرضا» نوشته و اطرافش پر از گل‌های اسلیمی. انگار که تی
دریافت
متن:
یا رب کمکم کن دل دیوانـه بگیـرد     مضطر شود و از غـم جانانـه بگیــرد
یارب سببی ساز که این آه جگرسوز     آتش شـود و دامن کاشانـه بگیـرد
دل در پی او بی سروسامان شود ای کاش    یک چله غم» ساده و مردانه بگیرد
بر جـان بخرد در طلبش هر چه بـلا را       از جام ولایت، دو، سه پیمانه بگیرد 
آن لحظه فرج خواند و الغوث و امان را      تا یـار سفـر کـرده ره خانـه بگیـرد
پی‌نوشت: هیچی دیگه. هیچیِ هیچی هم که نیست منتها حوصله ندار طوریم. :|
نوزادهای افرادفقیرنیازبه داروودرمان وخوراک وپوشاک وامنیت روحی روانی داشتندامااین اتفاق ازنگاه پدرومادرهاباپول میسرمیگردید.افراددنبال تشکیل خانواده نبودندوگرانی امان انسان هایی که دلشان ضعف میرفت رابریده بوداین اتفاقی بودکه پس ازبحران بزرگ اقتصادی دراسفندماه سال1396تااسفندماه1397شمسی بوجودآمده بود.نقدینگی کم دردست افرادباعث اتفاقی جدیدشده بودپول سمت تامین نیازاصلی افرادنمیرفت خرج تولیدهم نمیشدپول درچیزی سنگ میشدکه هیچ فردی قدرت خ
شب هفتم محرم 
لالالالا 
یکم دیگه . دووم بیار .
طرفای ساعت ۸ بود که زدم شبکه سه ، داشت کربلا رو زنده نشون میداد ، مردی که داشت صحبت میکرد با هر حرفی که درباره امشب میزد بغضش میگرفت .
صبح هم تو استادیوم آزادی و مصلی‌ مراسم شیرخوارگان حسینی رو برگزار کردن .
برای امشب . برای شش ماهه ی‌اباعبدالله .
شب هفتم محرم شب حضرت علی اصغره . شب جگر گوشه ی اباعبدالله ، جگر گوشه ای که تیر سه شعبة حرمله بند بند گلوشو گرفت ، شش ماهه ای که اباعبدالله خونشو تو
در گیر حاشیه ها نشو
این حاشیه ها همون دام ها و وسوسه های نَفسه
از نوع وَسواسِ خَناسه 
می بره تو رو به وادی ناایمن
احساس ناامنی که کردی
متوقف میشی
ایمانت سست میشه
باز این وسوسه بیشتر و بیشتر میان سراغت
تا جایی که سپر دفاعیت رو کلاً از بین می بره
و توی بی دفاع زیر این حملات بی امان له میشی
متوقف می شی
 
 
پناه می برم به رب الناس
اله الناس 
مَلک الناس
 
خدایا توی این برهه هایی که متوقف میکنه آدم رو و از مسیر دور میشه آدم تو کنارم باش
باز، همان نسیم آشنا که میبرد دل مرا به کربلای توباز، تو را صدا زدم حسین. به سویت آمدم حسین. به خیمه های توصحنت، سرای من خاکت، شفای من نامت، چه خاطراتی، چه معجزاتی برای منسرگردان در، هوای تو این سو آن سو، دویده اممیسوزم تا، ز حنجرت هَل مِن ناصِر» شنیده امآه، سراغی از دلم بگیر که تا ابد شود اسیر دلم به بند تو
کاش، نفس نفس جوانی ام تمام زندگانی ام شود پسند توبا یک، نگاه تو آيم، به راه تو شاید، که ره بیابم، به خیمه های س
امان از وابستگی، این زهر کشنده ی خلاقیت ها و تلاش ها و شکوفاییِ استعداد ها.
جدا وابستگی برای من سمه.
اینکه واسه چیزی منتظر باشم تا طرف مقابلم عشقش بکشه و اطلاعاتشو در اختیارم بذاره یا با انبر از دهنش حرف بکشم یا هر مدل اتفاق دیگه ای که منو واسه چیزی که میخوام معطل کسی کنه که میتونه کمکم کنه ولی دریغ میکنه.
نوچ من آدم ول معطل گذاشتن کسی نیستم و خوشمم نمیاد کسی معطلم کنه دیگه تمیزکاری زندگیم واسم سخت نیست پس راحت میتونم با یه جارو خاک انداز از ای
وقتی تنهایی تا مغز استخوانت نفوذ می کنه تمام روز از درد به خودت می پیچی و در حالتی نیمه هوشیار ، شروع می کنی به هذیان گویی .
آنوقت نهایت محبت اطرافیان بهت اینه که بگن : حالت چطوره ؟ 
.
.
.
و تو آرام آرام اشک بریزی 
نه از سر درد ، بلکه از سر " درد "

پ.ن: 
اهل رو نوشتن نبودم ، اما هم این درد لعنتی امان بریده و هم خلوتی و خاک مرگی که اینجا پیچیده ، جسارت نوشتن داده /
* امروز اربعین است . یاد 88/8/8 افتادم . روزی که همه در شادی بودند و من باز هم در این تب وحشتن
بسم الله الرحمن الرحیم. 
حمد خدایی که عزت می بخشد هر که را بخواهد و ذلت هم. اما بعد؛ این صلح نامه ای است میان حسن بن علی بن ابیطالب و معاویه بن ابی سفیان، که حکومت واگذار می شود به معاویه تا به حکم خدا و سنت پیامبر عمل کند، به پنج شرط:
اول: برای خود جانشین نگمارد و حکومت بعد از او، از آن حسن بن علی باشد.
دوم: ناسزا و دشنام و لعنت امیرالمؤمنین، علی بن ابیطالب ترک کند، در قنوت و در همه حال؛ و امر دشنام هم، از والیان بردارد.
سوم: مردم، در شام و عراق و یم
دختر خاله دومیه سیزده ساله شده. خاله دومیه خیلی نگرانشه و مدام به ما دخترخاله بزرگا می‌سپاره هواش رو داشته باشیم. چون سیزده سالگی سن حساسیه. چند وقت پیش هم با خانواده دوستش فرستادش بره ارمنستان حال و هواش عوض بشه بچه. من یادم افتاد ده سال پیش با ذوق رفتم خونه مامبزرگم و با شادی به همه اعلام کردم که امروز سیزده ساله شدم!  خاله بزرگم نگام کرد و گفت: نچ نچ نچ چه سال نحسی رو پیش رو داری! هیچی دیگه. خودتون فکرش رو کنید با چه بدبختی‌ای اون سال نحس رو ر
از لابلای توری خاک گرفته و نرده های حفاظِ پنجره .یک آسمان با ابرهای خاکستری و درختانی که سبز ایستاده اند .و صدای رسای رودخانه .که بی امان جاری است .
صدای بیل زدن زمین می آيد .
بوی نعنا و ریحان پیچیده است توی دستانم 
بوته های گلپرِ نزدیک رودخانه .
سیب های کالِ روی درخت
میوه های سرخ و کوچک رزبری 
سبزی هایی که عمه برایمان کاشته است .
نسیمی که گاه به گاه روحمان را نوازش میکند.
صدای پرنده هایی که این حوالی پرسه میزنند .
دو تا کلاغی که آمده اند
سال‌های زیادی از آن پاییز گذشته، اما او هنوز در آغوش من خواب است. یک منْ جامانده کنار آن دیوار و تکان نمی‌خورد، مبادا که او از خواب بیدار شود. چه لذتی بالاتر از این است که کسی آرامش را در آغوش تو پیدا کند؛ آغوشی که پیش از این به هیچ‌کار نمی‌آمد. یک منْ هنوز به آن دیوار تکیه داده و مست عطر موهای اوست. دلم که می‌گیرد دست می‌کشم بر تن او و نفس در سینه‌ام حبس می‌شود از هیجان. یاد خاطره هیجان اولین‌بار که لمسش کردم می‌افتم. لمس ِ ممنوعه و هبوط. خد
تعریف و تبیین واژگان مرتبط. مذمت و نکوهش مکر و حیله اقسام مکر و حیله علل و ریشه‌های مکر آثار و عواقب مکر و حیله مکر و حیلهٔ شیطان مکر خداوند در قرآن راه در امان ماندن از مکر و حیلهٔ دیگران   چکیده مکر و حیله که در محاورات به آن فریب» و نیرنگ» […]
نوشته مطالعه و دانلود مقاله مکر و حیله اولین بار در گناه شناسی. پدیدار شد.
خیلی جالب است!! بعضی‌ها پول‌ها و طلاهایشان را داخل گاوصندوق می‌گذارند تا محفوظ بماند و به آن‌ها دستبرد نزند یا ماشینشان را در پارکینگ می‌گذارند و روی آن چادر می‌کشند تا از شر سارقان در امان باشد و کسی به آن خش نیندازد، اما ناموسشان را بدون پوشش و بدون محافظ در خیابان رها […]
نوشته یعنی این‌قدر برای شما ناموس بی‌ارزش شده؟! اولین بار در گناه شناسی. پدیدار شد.
روزهایی که کاری برای انجام دادان نداریم و تماما در اختیار خودمان هستیم.روهایی که از صبح وقتی خورشید طلوع می کند فقط خودمانیم و خودمان
پاداش روزهایی است که فقط برای زندگی جنیگیده ایم.

وقتیدلهره انجام دادن کاری را نداشته باشید احساس رضایت می کنید و می توانید به راحتی نفس عمیق بکشید.
امان از روزهایی که دغدغه انجام دادن کاریهی عقب افتاده را داشته باشیم اما زمان کافی برای انجام نداشته باشیم.
ورقه‌بادمجان یکی از غذا‌های لذیذ و خوشمزه‌ی گیلانیه که فقط کافیه یک دفعه امتحانش کنین تا عاشقش بشین. این غذا علاوه بر طعم مش خیلی راحت و بدون دردسر هم درست میشه. امیدوارم درستش کنین و از طعمش لذت ببرین.
مواد لازم:
بادمجان: ۳ الی ۴ عدد
تخم‌مرغ: ۳ عدد
نمک، فلفل و زرچوبه به مقدار لازم

ادامه مطلب
دراربعین زمان لبیک یاحسین است/برشیعیان نشان لبیک یاحسین است/یک کاروان پیاده همراه زینب آمد/شوقی که برزبان لبیک یاحسین است/شورحسین باشد آمادگی به عالم/برعاشقان امان لبیک یاحسین است/پای پیاده رفته زائر به عشق ارباب/ذکرش که بابیان لبیک یا حسین است/داردحمایتی او از سنگرولایت/حتی به دل نهان لبیک یاحسین است/گنج بصیرت اواز کربلارسیده/شوری که درجهان لبیک یاحسین است/اندررکاب رهبر بر کربلاست یاور/بوسه برآن دهان لبیک یاحسین است/بهرظهورمهدی این ارب
دیشب هزار بار گریه کردم از ته دل. خسته شدم و دل تنگم و از طرفی امتحان دارم. امتحان فردا ک مثل امتحان روز یکشنبه هیچ کس حتی شاگرد اول کلاس از افتادنش در امان نیست!
امتحان یکشنبه رو خراب کردم و دیشب ب خاطر اینکه دوباره درس همون استاده از قیافه ی کتاب حالم بد میشد
  بچه ها اومدن و چرت و پرت گفتیم و خندیدم و بعد اونا رفتن درس بخونن اما من خوابیدم
امروز ساعت 5 بیدار شدم. سرحال. بدون هیچ اثری از ناراحتیای دیشب.هوا برعکس روزای قبل خنکه. با سرعت درسو پیش م
وقتی خیس از باران به خانه رسیدم،برادرم گفت: چرا چتری با خود نبردی؟خواهرم گفت: چرا تا بند آمدن باران صبر نکردی؟پدرم با عصبانیت گفت: تنها وقتی سرما خوردی متوجه خواهی شد!اما، مادرم، در حالی که موهایمراخشک می کرد گفت: امان از باران بی موقع…#علی_شریعتی
روزهایی که کاری برای انجام دادان نداریم و تماما در اختیار خودمان هستیم.
روهایی که از صبح وقتی خورشید طلوع می کند فقط خودمانیم و خودمان
پاداش روزهایی است که فقط برای زندگی جنگیده ایم.
 
 
وقتی دلهره انجام دادن کاری را نداشته باشید احساس رضایت می کنید و می توانید به راحتی نفس عمیق بکشید.
 
امان از روزهایی که دغدغه انجام دادن کارهای عقب افتاده را داشته باشیم اما زمان کافی برای انجام نداشته باشیم.
 
 
+رو به مردگی روح دارم .
+حتی نمیتونم صحبت کنم بهترین جای خوابم شده کنار در تراس ، زیر شاخه های محبوبه ی شبی که هنوز گل ندادن ، روی یه زیر انداز کوچیک قد سجاده مامان میگه نخواب اونجا خودتو جمع میکنی ! شاید تنها جایی باشه که فکر میکنم برای منه .وقتی بیدار میشم حس میکنم به نصف بدنم خون نرسیده
+تا حالا فشار تصمیم رو اینطور حس نکرده بودم . تصمیم های نگرفته . دیگه نمیدونم خونه ای هست یا نه ؟ برم اوضاع چطور میشه ؟ ارشد ؟ رابطه ها ؟ امان نمیده  این ذه
پدر:آقا زیگزاگ 2 رو بریزین تو فلش لطفا
فروشنده:زیگزاگ!؟زیگزاگ 1 هم نیومده چه برسه 2!!!!
پدر:نه !چرا اومده! دخترم بهم گفت!گفت اتفاقا شما سی دیشو دارین چون خیلی بروزِ اینجا
فروشنده: شرمنده دیگه اینو نداریم
یه خانم وسط جمع با صدای آروم : آقا فکر کنم تگزاسو میگه
فروشنده: آقا تگزاسو میگی؟
پدر:والا من نمیدونم دخترم یه چیزی گفت منم اومدم بگیرم
وبعد فضا در هوا بود:)))))))))
خب بابا چی کار دارین به این بنده خداهاااااا!بچه ها خودتون پاشین برین بخرین دیگه!الان چن
#حدیث_مهدوی 
امیر المومنین(ع)
در ینابیع المودة ص 467 می نویسد شخصی از اصحاب کشف و شهود از امیرالمومنین نقل کرد که فرمود: خداوند گروهی را خواهد آورد که آنها را دوست می دارد و ایشان خدا را دوست می دارند سلطنت پیدا خواهد کرد کسی که در بین آنها غریب است و او همان مهدی است؛ سرخ رو، موی‌هایش به سرخی متمایل است. زمین را به سادگی پر از عدل و داد می کند. در کودکی از مادر و پدر خود جدا می شود و در محل پرورش خود عزیز است.با امان، مالک تمام بلاد مسلمین می شود. ر
جراحى شکاف کام معمولاً در ۶ تا ۱۲ هفتگى انجام مى‌شود. شیرخوار نباید عفونت تنفسی، دهانى و یا سیستمیک داشته باشد.  روش ترمیمی شکاف کام  به‌صورت (Z – plasty) صورت گیرد تا احتمال آسیب به محل عمل و باقى‌ماندن زخم به حداقل برسد. بعد از جراحی  هم براى مراقبت دقیق از محل عمل، و وارد نیامدن آسیب و فشار به آن، وسیله‌اى کمانى شکل و فى (لوگان بو Logan bow) روى ناحیه مربوطه قرار داده مى‌شود و یا از پانسمان با چسب‌هاى پروانه‌اى روى عمل استفاده مى‌گردد. در صور
بتن ریزی در هوای سرد باید با رعایت احتیاط های لازم انجام شود تا سطوح از آسیب های انجماد در امان بمانند. هوای سرد معمولا به شرایطی گفته می شود که در سه شبانه روز به صورت متوالی دمای متوسط کمتر از ۵ درجه سانتی گراد بوده و یا به عبارتی دیگر دمای هوا در نیمی از  شبانه روز از ۱۰ درجه سانتی گراد بیشتر نباشد.
ادامه مطلب
شیعه باعشق ولایت درجهان پر میزند/بادو بال علم وتقوا هر زمان پرمیزند/گشته است قرآن وعترت رهگشای کاراو/باهمین شورولایی در امان پرمیزند/زمزم عشق وتوسل شیعه رااحسان دهد/بابصیرت تا سپهرآسمان پرمیزند/دشمنان خویش را هرجاشکستی داده است/همره خیل بسیج شیعیان پرمیزند/شیعه درآماده باش ودلسپار رهبر است/درنبردحق وباطل جانفشان پر میزند/گریه واشک ووصالش باامید کامل است/باهمه یاران مخلص هر مکان پرمیزند/آرزوی شیعه باشد مهدی وروز ظهور/دررکاب نائبش با عا
شیعه باعشق ولایت درجهان پر میزند/بادو بال علم وتقوا هر زمان پرمیزند/گشته است قرآن وعترت رهگشای کاراو/باهمین شورولایی در امان پرمیزند/زمزم عشق وتوسل شیعه رااحسان دهد/بابصیرت تا سپهرآسمان پرمیزند/دشمنان خویش را هرجاشکستی داده است/همره خیل بسیج شیعیان پرمیزند/شیعه درآماده باش ودلسپار رهبر است/درنبردحق وباطل جانفشان پر میزند/گریه واشک ووصالش باامید کامل است/باهمه یاران مخلص هر مکان پرمیزند/آرزوی شیعه باشد مهدی وروز ظهور/دررکاب نائبش با عا
عرضم به خدمتتان که دیشب بالاخره پس از روزها اینترنتمان وصل شد. خدا ما را از اینترنت ملی بی ارزش حفظ نماید. همگی بلند بگویید آمین. باشد که از بالای سر یکیمان مرغ آمین در حال رد شدن باشد.
 صبح با تکه ای از آهنگ حجت از خواب بیدار گشتیم، ناخوداگاهمان شنگول است و هنوز دست بردار نیست. حجت همچنان در پس زمینه مغزمان می خواند : پر کن از هوایت قفسم را».  احتمال شورش و آشوب در مغز مبارک می رود.  
روایت است که:الملک یبقی مع الکفر و لا یبقی مع الظلم: حکومت م
عشق زینب خاک دل زرمیکند/بندگی بر حق میسرمیکند/اسوه ای در اهل بیت مصطفی/وصل، دل راتا پیمبر میکند/حضرتش خلوت نشین کوی حق/شیعه را رهپوی حیدر میکند/ دخترزهرا امان شد در جهان/جوی دل را وصل کوثرمیکند/خواهرناب حسینی بی رقیب/عاشقی تفسیر دیگرمیکند/کربلابا نام او معنا گرفت/او مهیا باز لشکرمیکند/در حمایت ازولایت جانفشان/شیعه را عمار رهبرمیکند/روزمیلادش گلستان ولاست/بابصیرت شیعه سرور میکند/زینب آن آيینه ایزد نماست/آسمان راپر زاخترمیکند/خاک پایش این
به هیچ حرفی نیاز نیست  برای شکستن سکوت که کنی کافیست گاهی چقدر آزار می دهد این ترس مستولی  پای سست رابطه را 
حتی  گلایه را گرفته از من . چقدر آزار می دهندحرف هایی که باید بهای این ترس را بدهند و در جای خودشان مجالی برای ابرازشان نباشدسکوت با تمام تلخی اش ساحلی امن برای قلب زخمی من است من احاطه شدم از مِهرتو زمان برای روز های تبعید ایستاده استو این س مرا ،ذره ذره می خشکاند 
در جستجوی خویشتنم غروب نشانه ی خوبی بر این باور است که من هن
کسی غم از دل شاعر ندارد،
ادب تاج است، یک تاجر ندارد.
ره من هم رسد بر آخر خط،
غم و درد جهان آخر ندارد.
 
دل من شکوه از جانان ندارد،
گله از بخت بی سامان ندارد.
غمی که خورده است، آسان نباشد،
توان دادن تاوان ندارد.
 
فدای عشوه و ناز و ادایت،
دل و جانم، دل و جانم فدایت.
ز جان سیرم، ز جان سیرم،
و لیکن ندارم سیریی از بوسه هایت.
 
دل و جانم، دل و جانم فدایت،
فدای عشوه و ناز و ادایت.
وضوی چشم زآب دیده بشکست،
تیمم می کنم با خاک پایت.
 
  چو رازی در دلم بنهفته ای ت
اعجاز اربعین را اینک جهان ببیند/آنجاشکوه دین راهردم عیان ببیند/شورحسین داده برکربلا فضلیت/دنیاشعورشیعه درهرمکان ببیند/پیغام نینوارا زینب به شام وکوفه/سجاداین حماسه رایک نشان ببیند/پای پیاده رفته عاشق به شوق دیدار/صدهافضیلتی رااودر نهان ببیند/یک لشکری زشیعه بهرولایت آيد/لبیک یاحسینش برهرزبان ببیند/گنج بصیرتی را زینب دهد به عالم/درکربلای مولا زائر امان ببیند/اندررکاب رهبر یک لشکری فراهم/خواروشکست دائم بردشمنان ببیند/بهرظهورمهدی این ار
نمیدانم چه شد که امشب 
دلم خواست من هم جای لنز دوربین بنشیم 
و نگاهتان کنم.
کسی مرا نبیند 
اما من به شما خیره شوم 
اشک هایم امان دهند 
و چشمانم را تار و مواج نکنند 
شاید هم حق با چشمانم باشد 
وقتی دلی طوفانی شود 
در چشم سرریز می کند
آقاجان
دلم برایتان تنگ است 
کاش میشد دلتنگی را با سنجه ای ترازو کرد و گواهی اش را نگه داشت برای روز مبادا.
کاش میشد دلم را روی ترازوی دلتنگی میگذاشتم 
و گواهی اش را برایتان با قطرات بارش چشمانم مهر میکردم و میفرست
 
سردار سرلشکر پاسدار شهید احمد کاظمی در سال 1337 در نجف آباد اصفهان دیده به جهان گشود و همچون سایر جوانان، سرگرم تحصیل گردید. با پیدایش جرقه های انقلاب اسلامی دوشادوش ملت به مبارزه علیه رژیم ستم شاهی پرداخت و در بیست و سومین بهار زندگی خود، در اوایل سال 59 به کردستان رفت تا با رزمی بی امان، دشمنان داخلی انقلاب را منکوب نماید.
ادامه مطلب
 
نکاتی که میتواند باطری موبایل را از خرابی زودرس در امان بدارد!
1)شارژر استاندارد و درست گوشی را استفاده نمایید استفاده از شارژرهای متفرقه عمر باطری را کاهش و حتی احتمال صدمه زدن به موبایل را افزایش میدهد
2)در صورت استفاده مداوم از گوشی نگذارید شارژ آن بقدری کاهش یالد که گوشی خاموش گردد این کار به کاهش عمر باطری کمک میکند
3)شارژر گوشی را هیچ گاه شب تا صبح به گوشی متصل ننمایید حتی با توجه به اینکه شارژرهای استاندارد بعد از شارژ صد درصدی مسیر ش
عکس آقای خامنه ای

تبلیغات

آخرین مطالب