نتایج پست ها برای عبارت :

اگر کرونا گرفتیم باید چکار کنیم ؟

تمی دونم چکار کنم
گیر افتادم
مثل بیچاره ای که گوهر قیمتی و تنها سرمایه ش رو گول خورده و بی عقلی کرده و انداخته ته چاه.
چکار کنم.
چکار کنم.
من می دونم گرفتار بوده و هستم که این خسارت بهم وارد شده
ولی خدایا نوری، دستی، هدایتی، چیزی.
هرچی از خیر بهم بقرستی محتاجم خدا.
خیلی وقتها
حصارها فقط دیوارای خونه تون نیستن
حصارها فقط شاخه و نی های خشکیده بین مزرعه ها و باغهای شما نیست!
 
حصارها مرز بین دو تا صندلی و کیف بین مسافر توی تاکسی کنار دستتون نیست!
 
حد و مرزهاییِ که شما برای خودتون تعیین میکنید.
 
گاهی ما فکر میکنيم بايد انگشت اشاره مونو سقراط وار تو اسمون ت بدیم و به بقیه بگیم چکار کنن،در واقع ما بايد بریم جلو اینه اگر به غرورمونم بر میخوره در اتاقو ببنیدیم
کسی نفهمه که فهمیدیم بايد به خودمون بگیم چکار ک
مثل ماهی میمونم که از کنج تنگ نقلیش درش میارن و میندازنش تو دریا،نمیدونه کجاس، واسه چی اینجاس ؟اصن قراره چی بشه !از کدوم طرف بايد بره؟این روزا ذهنم پر از سواله،یعنی من اشتباه انتخاب کردم؟ نکنه به خودم ضربه بزنم آیندم چی میشه؟قراره چکار کنم من.دورم پر از آدماییه که با تجربه ای که خودشوندارن میگن بلید چکار کنم ،میگن داری راه اشتباهی رو میری ،این راه تهش هیچی نداره برات فقط عمرت و هدر میدی.راستش و بگم من از اولش مطمئن بودم به انتخاب رشته ام،.یع
امسال میخوام واس ماه محرم یه کار خیری کنم
خوب مقصد اول آمریکا 
سوالتون اینه که بریم امریکا چکار؟!
اره دیگ بریم کاخ سفید
کاخ سفید چکار کنيم؟!
خوب دیگ مخ برتر وارد میشود میریم امریکا کاخ سفیدو میکنيم حسینه هر کدومتون هم یه کاری به عهده بگیرید یکی ساندیس بده یکی کیک یکی هم .
 
تا هوش برتری دیگ خدا یار و نگهدارتان
امروز دکتر بهم گفت بايد زودتر ازدواج کنی تا بتونی بچه دار شی. این یکم مذخرفه. تمام راه ذهنم درگیر بود. غمی که وجودم رو گرفت انقدر بزرگ بود که واسه یه لحظه حس کردم میتونم بزنم زیر گریه. ولی وقتی رسیدم خونه و مامان جواب آزمایش رو ازم پرسید با حالت مسخره بازی برگشتم بهش گفتم دکتر بهم چی گفت. گفتم این زندگی از من دیگه ادامه پیدا نمیکنه.
خب حالا گذشته از همه ی اینا واقعا من بايد چکار کنم؟ میخونی آنه؟ میخونی آنه ماری؟ من بايد چکار کنم؟ مطمئنم اگه نتو
امروز دکتر بهم گفت بايد زودتر ازدواج کنی تا بتونی بچه دار شی. این یکم مذخرفه. تمام راه ذهنم درگیر بود. غمی که وجودم رو گرفت انقدر بزرگ بود که واسه یه لحظه حس کردم میتونم بزنم زیر گریه. ولی وقتی رسیدم خونه و مامان جواب آزمایش رو ازم پرسید با حالت مسخره بازی برگشتم بهش گفتم دکتر بهم چی گفت. گفتم این زندگی از من دیگه ادامه پیدا نمیکنه.
خب حالا گذشته از همه ی اینا واقعا من بايد چکار کنم؟ میخونی آنه؟ میخونی آنه ماری؟ من بايد چکار کنم؟ مطمئنم اگه نتو
چرا به خودم نمیام؟ تا کی قراره اینطوری ادامه پیدا کنه؟ زمستون گذشت، بهار گذشت، تابستون گذشت، و پاییز. پاییز هم دارم میگذره. دلیلش چیه؟ مشکل از کجاست؟دقیقا بايد چکار کنم که نمیکنم؟ چرا دارم باز به شیوه گذشته عمل میکنم؟ بلاخره کی میخوام این من درونی که که من نیستم رو نابود کنم؟
اینجوری نمیشه. هرهفته داره بدتر از هفته قبل میگذره و اصلا متوجه نمیشم دلیلش چیه.
بارها و بارها با خودم حرف زدم، از خودم قول گرفتم و چرا؟تک تک لحظات رو دارم میکشم و از د
چرا به خودم نمیام؟ تا کی قراره اینطوری ادامه پیدا کنه؟ زمستون گذشت، بهار گذشت، تابستون گذشت، و پاییز. پاییز هم دارم میگذره. دلیلش چیه؟ مشکل از کجاست؟دقیقا بايد چکار کنم که نمیکنم؟ چرا دارم باز به شیوه گذشته عمل میکنم؟ بلاخره کی میخوام این من درونی که که من نیستم رو نابود کنم؟
اینجوری نمیشه. هرهفته داره بدتر از هفته قبل میگذره و اصلا متوجه نمیشم دلیلش چیه.
بارها و بارها با خودم حرف زدم، از خودم قول گرفتم و چرا؟تک تک لحظات رو دارم میکشم و از د
هی دستم به نوشتن بیاید و هی از نوشتن دست بکشم که چه؟
اصلا از چی بايد بنویسم از کجا ؟از کی؟
بنویسم که زمستونهبنویسم که زمستونه و دشت پر گل سرخه
این ها را نوشتند مینویسند؟ تکراری است
بغضم را کجا ول بدهم؟اصلا به که بگویم 
اصلا چکار میشود کرد؟ اصلا چکار کنم
چکار کنم که مامان زل نزنه به گلای قالی و هی بره تو فکر
چیکار میکردم وقتی بعد درست کردن دندونم منشی قیمت رو گفت و چند لحظه وا رفتم که فهمید خودش هم.
چیکار کنم وقتی مامان گفت فلانی گوشتی که درست
وقتی امکان کپی کردن متن سایت فعال نیست چکار کنم
 
 ۰
 اشتراک‌گذاری
کپی کردن متن سایت ها، یک دلیل بسیار مهم برای نقض حقوق افرادی است که مطالب تولیدی ایجاد می کنند. به همین خاطر طراحان سایت، با ایجاد قفل هایی در وب سایت مانع از این می شوند که انتخاب و کپی کردن متن فعال باشد. اما اگر قول دهید که از متن سایت سو استفاده نکنید، می توانید به کمک این آموزش، چند روش برای کپی کردن متن سایت ها را یاد بگیرید.
ادامه مطلب
 
سلام عزیزکم
سلام خواهر کوچیکه ی گُلَم
سلام آبجیِ خوشگِلَم
سلام مریم خانمم
 
یهو دلم یِجوری برات تنگ شد که انگار 
هیچی ولش کن
 
یادته اَزِت پرسیدم:
 
"به نظرت اگه سه میلیارد داشتم چِکار می کردم؟"
 
بهت گفتم بعداً اگر پرسیدی بهت می گم باهاش چکار می کردم
 
ولی تو تا الان که نپرسیدی
 
می دونی فرق من و تو چیه؟
 
تو مریمی
من داداشِ مریمم
تو خودتی
من تو ام
نه که فکر کنی دلم برای خودم تنگ شده 
نه
دوست دارم همینجوری "تو" بمونم
داداشِ تو
تو
 
 
 
اگر یه روز
 
شارژ سریع گوشی یکی از جنبه های مثبت و مورد نظر افراد برای خرید یک گوشی است. با توجه به اینکه امروزه کاربران با نصب و اجرای اپلیکیشن های مختلف باعث خالی شدن شارژ گوشی خود می شوند و بايد از شارژر گوشی استفاده کنند. در این مقاله به شما اموزش دهیم که چکار کنید تا شارژ سریع موبایل شما انجام شود.
ادامه مطلب
اسپارک گپ چیست و چه کاربردی دارد؟
برقگیـر با مقاومت غیر خطی و اسپارک گپ
این نوع برقگیر از یک یا چند خازن سری همراه با یک یا چند مقاومت غیر خطی تشکیل شده است، این خازنها که اصولا ً بصورت فواصل هوایی می‏باشد در حالت کار عادی سیستم از عبور جریان الکتریکی به داخل برقگیر جلوگیری می‏کنند. چنانچه ولتاژ سیستم به عللی بالا رود،  فواصل هوایی بین خازنها هادی شده و جریان الکتریکی عبور می‏کند عبور جریان از مقاومت غیر خطی میزان افت و ولتاژ دو سر برقگیر
وقتی میترسم قدرت اراده ام رو از دست میدم نمی تونم انتخاب کنم و نمی دونم چه کاری درسته مثل این میمونه وسطه یک گله گرگ باشی و هر لحظه منتظر حمله و این تجربه زخمی شدن رو یکبار دیگه هم دیده باشی  میدونم تصمیم امروزم روی سرنوشتم خیلی تاثیرگذاره برای همین نمی تونم تصمیم درست رو بگیرم گیج شدم و بشدت تنهام و احساس ناامنی میکنم توی ذهنم میاد که برم بپرسم بايد چکار کنم و یکی توی مغزم بهم میگه میدونی بايد چکار کنی انگار گذاشتنم لای منگنه انگار بايد این
 برندهای معتبر لوازم التحریر و نوشت‌افزار ایرانی کدامند؟
بدون شک، شما هم از جمله افرادی هستید که حداقل یک دوره و یا بیشتر با لوازم‌التحریر و نوشت‌افزار سروکار داشته‌اید و با آن زندگی کرده‌اید.
به گزارش ایسنا، بنابر اعلام تحریر ۲۰، هر دانش‌آموز، دانشجو، کارمند، نقاش، معلم و استادی لوازم التحریر را ابزار کار خود می‌بیند که بدون آن امکان ادامه‌ی تحصیل، درس خواندن، نقاشی کشیدن و امکان آموزش میسر نخواهد بود.
هر دانشجو یا دانش‌آموزی، نی
دیشب خانم همسایه نذری آورد گفت زهرا خانم ظهر نبودید الان براتون آوردم فردا ناهار نیستم گفتم بذاری برای ناهارت منم تشکر کردم گل های زعفرانی که مادرم گذاشته بود رو بهشون دادم و توضیح دادم این گل اصلا دور ریز ندارد از همه چیزش بايد استفاده کنید و چطور استفاده کنید .
بعد امروز به طور کاملا ناگهانی یک چیزی اومد توی مغزم که چندساله مدام بهش فکر میکنم و  تلاش میکنم حتی راه های مختلف رو هم رفتم که درست بشه ولی نشده و الان حدود چهار ساله درگیرم امروز
چند سوال من دارم . شمام روش فکر کنید 
اگر روزی یکی از مسئولین تراز اول کشوری مثل ریاست جمهوری بخواهد در دولت آباد که مرکز شهرستان است ،سخنرانی کند ، کجا بايد مردم را جمع کنيم ؟
برای راهپیمایی ایام الله مثل ۲۲ بهمن و ۱۳ آبان ، مردم کجا تجمع کنند ؟ 
اگر بخواهیم نمایشگاهی در مرکز شهر نه در جاهایی مثل پارک معلم برپا کنيم ، کجا بايد اینکار انجام شود ؟ 
آیا جایی برای اقامه نماز ظهر عاشورا داریم که وسط شهر باشد ؟
اگر بخواهیم دعای عرفه را در محیط مرکز
سر کلاس نقشه کشی بودیم معلم داشت پاتخته مینوشت
موشک درست کردیم زدیم تو سر معلم، برگشت به یکی از ما خیره شد و چند تا فحش نصیبش کرد.
دانش اموز : خب اقا چکار کنيم ؟
معلم :  سرتو بزار رو میز دراز بکش |: 
کلاس رفت رو هوا D :D :D:
+الان هروقت اونو میبینیم میگیم سرتو بزار رو میز دراز بکش
 
 
سلام 
من  مجردم و بالای 25 سال، یک سوال برام پیش اومده؛
زوجین قبل از ازدواج، رفتار  و عملکرد جنسی همدیگه رو چطور ارزیابی کنند و چطوری بفهمند که نزدیکتر به واقعیت باشه برای همدیگه، رفتار و عملکرد جنسی توی مراحل آشنایی و قبل از عقد که مشخص نمیشه، در فرهنگ ما، دقیقا زمانی مشخص میشه که  ازدواج یا عقد کرده باشن و دیگه  کار از کار گذشته باشه!
خوب چکار کنيم که پیشگیری بشه و به خاطر این موضوع کار به طلاق نکشه؟، به نظر من با گفتگو  در مورد سلیقه و خوا
در خفقانِ روز‌هایم گیر کرده‌ام.سه هفته و سه روز است که نمی‌دانم چکار کنم. می‌دانم. می‌دانم چکار کنم. همین حالا انجامش می‌دهم. می‌دانم تصمیمی بايد بگیرم که تا بی‌نهایت کش می‌دهد خودش را. خودم را. نمی‌توانم نگاه کنم. به عقب نگاه می‌کنم و می‌بینم گذشته‌ام تا بینهایت بار تکرار می‌شود. من هزاران بار همین بوده‌ام. هزاران بار خودم بوده‌ام و کس دیگری. دیگر نمی‌توانم. و این چرخه ادامه دارد. شب است و می‌خواهم بخوابم. کاری نکرده‌ام. می‌خواست
 نمیدانم در آن ثانیه های عجیب که حس بوسیده شدن مرا به حالت نیمه هوشیار دراورده بود بايد چیزی میگفتم یا نه. به قول سیاوش خودم را پشت منطق قایم میکنم و میگویم که نمیدانستم بايد چه بگویم ولی خودم هم میدانم که این زنِ مدیرِ درونم را خفه کرده بودم تا هرچه که هست اتفاق بیوفتد. حالا او نمیداند که من میدانم. خودش هم نمیداند چکار کرده است و این نمیدانم ها رشته های بلندی از ارتباط را شکل داده اند. 
 
+ نمیخواستم احساس ناامنی کنه و مجبور به خودسانسوری بشه. اما انگار شده. بايد چکار میکردم؟ میگفتم چطوری فهمیدم خب؟ نبايد به روی خودم میوردم؟
کمک vs بی خیال مشکل مردم شدن
 
 
+ حالم داره به هم میخوره از این جو اخیر فضای مجازی
واقعا خسته نمیشن از این همه دعوا؟ برام سواله بعضیا اذیت نمیشن از این همه تناقض رفتاری خودشون؟
فرشته محافظ اعصاب و روان میگه دوباره برو تو رست.
 
 
+ سر رشته ی کار از دستم در رفته و واااقعا حوصله نوشتن ندارم.
چه بايد کرد؟
 
 
نوشتم که صاحب کارم چکار میکنه و وقتی قاتی میزنه چی میگه و میزنه زیر حرف هایی که گفته بوده و.
با خودم گفتم نحوه شستشو رو از ایشون بپرسم و روی کاغذ بنویسم و از روی اون عمل کنم.
همین کار رو هم کردم ولی ایشون میگفت من اینها رو نگفتم! آخرش آب پاکی روی دستم ریخت. گفت: اگر پول داری هزینه لباس هایی که خراب میشن رو بدی اینجا بمون (درواقع هزینه ی خرابکاری های ایشون رو. چون وقتی مست میکنه دیگه خوب معلومه چی به چی میشه و چکار میکنه). دیدم با این اوصاف، آخر ماه
برای شروع این وبلاگ 
 
پلیکیشن Beauty Plus: کارخانه سلفی‌ سازی!فرض کنید که یک سلفی از خود یا با دوستان‌‌تان گرفته‌اید٬ اما حس می‌کنید که یک چیزی کم دارد. چیزی خاص و متفاوت. کمی جادو. کمی Blur. کمی خیال! اما وقتی که عکس را می‌بینید٬ هیچ‌کدام از این موارد را مشاهده نمی‌کنید و درمی‌یابید که تنها یک تصویر خشک‌ و خالی گرفته‌اید. آخر بايد چکار کرد؟ این‌طوری‌که عکس‌ها را نمی‌توان حتی نگاه کرد؟ بايد یک جادو و جنبلی رویش انجام شود؟ اما چگونه؟
لینک دا
ادم‌ها به داستان زنده‌اند. این را قبل از خواب نوشتم و گوشی در دست به خواب رفتم. چند ثانیه بعد با افتادن گوشی از دستم بیدار شدم. نمیدانم بعدش قرار بود چه بشود، یک مثال‌هایی از برادرم در ذهن داشتم. ولی دیروز در راه فکر میکردم که چه میشود اگر برایم تشخیص سرطان معده بدهند. سرطان معده که بگیری چندماه بعد حتما رفتنی خواهی بود. پس شرایط خیلی تراژیک میشود. داشتم واکنش‌های هر کسی را پیش‌بینی میکردم. اول به دوستم فکر کردم که میتواند چند ماه را با من خو
بسم الله مهربون :)
 
در حالی که شما در خواب ناز به سر میبرید، یا در کنار خانواده صبحانه نوش جان میکنید یا خوشحال و شاد و خندان میرید سر کار و دانشگاه، بنده یک ربع مورد شست و شوی استاد واقع شدم ^.^
حالا چرا؟ اول صبحی مریض نبود، به یکی از پسرای کلاسمون گفت بیاد به عنوان مریض آماده شه معاینه ش کنيم. اونم ریلکس پیرهنش رو درآورد دراز کشید روی تخت. استاد هم به من گفت بیا معاینه کن =||||||
گیج و ویج مونده بود چکار کنم. بهش گفتم معذبم استاد. گفت چی؟ معذبی؟ و د
چند کاری که من خودم انجام میدم و حالم حداقل یه پله بهتر میشه را برای شما می‌نویسم:
خواندن چند صفحه از یه کتاب
خواندن شعر
خواندن یه داستانک که حال خوب کن باشه
پیاده روی و قدم زدن
نگاه کردن حیوانات و بازی آنها
خلوت کردن و صحبت با خود
نوشتن در مورد حالمون که چرا بد شده و چطور می‌تونم اون را بهتر کنم
صحبت با یه دوست قدیمی
پرداختن به کاری که دوست داری (من خودم کار با کامپیوتر و نقاشی)
شما چکار می‌کنید که حالتون بهتر بشه؟ برام بنویسید
مثلا هرروز طلوع را از انعکاسش روی برف های کوه روبروی پنجره ببینم جوری که کش آمدنش روی دامنه اندازه ی قد خانه طول بکشد ، قهوه و سیگارم را توی بالکن سردی ببرم که نگاه به نارنجی روی سفیدی گرمش می کند . دوش بگیرم ، لباس بپوشم و توی آیینه ی جلوی در به خودم بگویم که تو قهرمان زندگی من هستی و بعد بروم .
 
مثلا عصر ها غروب را توی آسمان بنفش و زرد و نارنجی ببینم و از ندیدن خانه ها ناراحت شوم که چقدر تهران امروز آلوده است و در فکر این فرو روم که اگر مدرسه بچ
من از اسمان تنها خواستم ببارد. بر مزرعه ای که مدتهاست در نگاهش ارزوی قطره های باران موج می زند.
من از مترسگ با کلاه زرد خواستم بیدار بماند. بر سر دانه های خواب آلود گندم که مدت هاست به خواب زندگی کردن رفته اند.
صدای آرام در گوشم زمزمه کرد، خودت چکار می کنی؟
بار دیگر به فکر فرو رفتم با مظمون این سوال که خواسته ام از خودم چیست؟
تو این موقعیت ها فکر میکنم که اینجا چکار میکنم؟ چرا بايد مجبور به تحمل این رنج باشم؟
.
.
.
به جبران خطایش عشق را در ما برافروخت
و شاید عشق، شاید عشق، تاوان بوده باشد
(سجاد کریمی)
.
.
.
یکدفعه این آیات به یادم میاد (یا به یادم میاره):
إنّ الانسانَ خُلِقَ هَلوعاً. إذا مسَّهُ الشَّرُّ جَزوعاً. و إذا مسّه الخیرُ مَنوعاً
(آیات ۱۹ تا ۲۱ سوره معارج)
.
.
.
و من دارم جز میزنم.
و تنها دلخوشیم اینه که تاوان باشه!
سلام. شاید مسخره به نظر برسه اما یه مهمونی خیلی بزرگ و مجلل با کارت دعوت از دوستان و آشنایان و کاسبای محل و خلاصه هر کس دیگه ای که می شناسمشون ترتیب می دم (که بیایند همه) و ازشون میخوام حلالم کنن اگه بدهی دارم می دم ، نصیحتم رو می نویسم و می خونم توجمع، سعی می کنم اشخاصی که واسم مهمن رو از ته دل به آغوش بکشم بعدشم می رم زودتر یه قبر می خرم با سنگ و ترتیب مراسم ترحیمم می دم و زود توبه می کنم
شما وقتی دلتان می‌گیرد چکار میکنید؟ من خیلی وقت است هرموقع دلم می‌گیرد یک لیوان عرق نعنا را سر می‌کشم. دلم باز می‌شود.
جدای از جدی خیلی وقت است که آدم دیگری شده‌ام.
هروقت دیدید ستاره این وبلاگ زود به زود روشن میشه یعنی اوضاع خوب نیست.
وحشتناک ترین قسمت زندگی همینجاست که آدم نتونه با خودش روراست باشه.
میرم بازم یه لیوان عرق نعنا بخورم.
در مواجهه‌ی با مشکل، دو جور آدم داریم: یک جور آدم هست که وقتی با مشکل مواجه می‌شود احساس مسئولیت مضاعف پیدا می‌کند، جوششِ غیرت پیدا می‌کند. وقتی می‌بیند مشکل پیش آمد انگیزه‌ی او مضاعف می‌شود، احساس مسئولیتش مضاعف می‌شود، احساس می‌کند تحرّک بیشتری بايد انجام بدهد، وارد میدان بشود. یک جور آدم هم هست که وقتی با مشکل مواجه شد دچار یأس و ترس و منفی‌بافی و "نمی‌شود" و "نمی‌توانیم" و "چکار کنيم" و این چیزها می‌شود. مدیران دولتی بايد از نوع اول
بعضی وقتا فکر میکنم به اینکه میشه چند سال دیگه بشینم کنار یکی که فکر میکنه ته خطه و آخر دنیاست و دستاشو بگیرم بهش بگم:" عزیز جان گرفتاری من از این روز های تو بیشتر بود ولی غصه نخور همه چیز درست میشه فقط توکل کن و صبر داشته باش " یا قراره همه چیز همینجوری بمونه یا بدتر شه .این روزا پر از تلاطمه برام . ح دستش خالیه و کلی هزینه داره پیش روش .تو شغلش به مشکل برخورده و هر چی تلاش میکنه برای بهبود وضعیت تغییری حاصل نمیشه .
خودم سال سختی رو گذروندم . ر
‏چند سال دیگه نوه های پوری حسینی و حسین فریدون و شبنم نعمت زاده و.
(خلاصه همه ی مفسدین اقتصادی که یکی یکی دارن مجازات میشن )
 
به رئیسی » میگن آیت الله زندان!!!
دقیقا مثل جریان اعدام های منافقین سال های اول انقلاب که میگفتن آیت الله قتل عام !!!
❌به نظر شما با کسانیکه الان این ی ها و دستگیری ها رو می بینن ولی چند سال دیگه تهمت میزنن و میگن آیت الله زندان » چکار بايد کرد ؟!!!
انقدر فول استرس بودم که مجبور شدم به رئیس دانشکده!!!مون که ارتوپد جانم هستن پیام بدم و بگم حاجی کارمندات دهن مارو سرویس کردن و من هنوز ثبت نام نکردم.گفت برو بشین درستو بخون و من مُردم از خنده با این پیامش.براش توضیح دادم چکار کردن و گفت درست میشه نگران نباش.من واقعا دلم برای اینترنی ارتوپدی تنگ شده و شبهای آنکالی این دکتر.روزهایی که شاید آخرین خاطرات من از ارتوپدی باشن.
دارم سعی میکنم مدیریت استرس کنم و بايد بگم که ر***.امیدوارم فردا به خ
حتی خودمم نمیدونم دارم با خودمو و اینده ام چکار میکنم .انگار که خودم نیستمدور شدم از خودم از هدفم از عشقم و از علاقه هام .تنها چیزی که دارم میبینم اینه ک دارم دیوانه وار خرید میکنم .من شدم ادمی که نبايد .سردمه انقدر سرد که ذهن و روح و جسمم همشون یخ زدن . سرماش انقدر زیاده ک حتی گاهی با سوزش استخونهام به خودم میام .نمیزارم اینجور بمونه از همین امروز تلاش میکنم و دوباره اونی میشم که بايد .
یه مدته نیستم یعنی اصلا حس و حال هیچی رو ندارم ، اصلا یا خوابم یا نمیدونم وقتم چطوری سپری میشه !!!
بايد بیام و کلی آپ کنم وبو ، شاید باورتون نشه ولی بالا ۴۰ تا عنوان واسه نوشتن دارم
و آما اقا ما یه مدته کلا تنها زندگی میکنيم تو این مدتم یا از بیرون غذا میگرفتم یا یه چیز حاضری می خوردم ! امروز به خودم نهیب زدم فتل بايد اشپزی کنی اخر تا کجا می خواهی اینگونه پیش بروی !!!( بسی حوصلم سر رفته بود و بسی از نظر اقتصادی نمی صرفد ) .
گرام صحبت کردم و خوا
به قدری موقع خوندن فیزیک بهم فشار میاد که احساس میکنم به کلی اشتباه انتخاب رشته کردم و بايد میرفتم علوم انسانی. 
ینی حاضرم اشک بریزم و فیزیک نخونم -.- چرا آخه. فقط یکم تئوریاش قشنگه همین. بقیشونم که با سیستم و اینا تنظیم میکنن. حقیقتن یه مهندس کامپیوتر مثلا میخواد برنامه نویسی هواپیما و اینارو بکنه که من بايد اینارو بخونم؟ :| ولم کنید :((((( آخه به من چه که سرعت باد چقدر بوده که هواپیما نوکشو کج کرده. اصن اینو ما بايد حساب کنيم که هواپیما چقد نوکشو
یه همکاری دارم که اونم زود رنج. اما از نظر وزنی نقشش پرر نگتر من. اون تحلیلگر و من برنامه نویس. مدتی که با من رفته توی قیافه  و من یکبار باش حرف زدم و گفت مشکلش اینه که من ادم پر حاشیه ای هستم و اون دوست نداه در این محیط کار کنه. در حالیکه خودش میدونست مشکل من فقط خشم و نحوه کنترل اونه و من حاشیه ساز نیستم.
چند ماه گذشته و من رفتار اشتباهی نداشتم و اون هنوز اونطوری با من رفتار میکنه و من به شدت ازرده میشم. نمیدونم چکار بکنم چون هر روز صبح میبینم و
هواگیری در شنا به سه روش انجام میشهیک روش که قبل توضیح دادم با دهان هوارو میگیریم و داخل اب فوت میکنيمحالا برای اینکه آب وارد مجرای بینی نشه چکار کنيم؟؟کافیه بیرون از آب با دهان هوا رو بگیرید و داخل آب دهان کاملا بسته و با بینی هوارو خارج کنیددر تخلیه هوا با بینی هم صدای قل قل رو بايد بشنوید و تخلیه هوا نه یکباره که با شمارش انجام میشهاین تمرین رو هم مثل قبل تو خونه میتونید انجام بدینو راه سوم استفاده همزمان در تخلیه هوا از دهان و بینی هست
 
 
سلام
من نمیدونم چرا خدا با من این کار را می کنه؟
مدت ها بود دلم میخواست ارتقا شغلی بگیرم. هم از نظر مالی نیاز دارم و هم دوست دارم دیگه از کارشناسی بیام بیرون.
الان بهم یه سمت ریاست پیشنهاد شده که اصلا به زمینه کاری و علاقه من ارتباطی نداره. یه چیزی شبیه تلفن چی و هم اینکه مجبور میشم برم جای کسی کار کنم که با من دوست صمیمی هست و من نمیخوام برم جای اون.
 
نمیدونم خدا واقعا با من چکار میکنه؟
چرا اون چیزی که دوست دارم را بهم نمیده؟
 
 
ایده برای طراحی وب سایت
برای پیدا کردن ایده برای طراحی وب سایت چکار بايد کنيم؟
برای اینکه طراحی وب سایت خوبی داشته باشیم ابتدا بايد کمی تحقیق و پژوهش نماییم وب سایت های متعدد را نگاه کنيم و با افراد کارشناس در زمینه طراحی وب سایت و طراحی گرافیک مشاوره نماییم
ایده برای طراحی وب سایت در دو زمینه قابل طرح است اولین ایده در خصوص طراحی مقدماتی وب سایت است و ایده دوم در خصوص تولید محتوا می باشد
******
ایده های خوبی در خصوص طراحی وب سایت است که میتواند
بسم الله الرحمن الرحیم
 
 
 شبهه ناک است آقا شبهه ناک است.هزار و یک فاتحه و اخلاص روی آن بخوانی فایده ندارد.خود غذا شبهه ناک است.بسم الله بسم الله این را چجوری پاک می کند؟الحمد و قل هو الله این را چجوری پاک می کند؟ غذا شبهه ناک است.زنگ گرفته است.نور آفتاب چطور در او بتابد؟ قرآن چطور بر او خوانده شود که چه کاری بر او برسد؟یک غذای شبهه ناک چجوری می خواهد، چکار می خواهد بکند؟وضو بگیرد بیاورد بخورد؟ بله؟ پاک می شود؟ چه چیزی پاک می شود؟ 
مواظب خودتا
به گزارش خبرآنلاین به نقل از پایگاه اطلاع رسانی دولت، حجت الاسلام و المسلمین روز دوشنبه و پس از نواختن زنگ مدرسه دخترانه شاهد حضرت خدیجه (س) همچنین با طرح پرسش مهر از دانش آموزان خواست به این پرسش پاسخ دهند که "آیا محیط مدرسه یک محیط دلپذیر، شاد ، دلخواه و پرنشاط برای شما هست؟ و دولت، خانواده، معلمان و خود دانش آموزان چکار بايد بکنند که این محیط شاداب تر ، دلپذیرتر و برای دانش آموزان امن تر و دوست داشتنی تر شود؟"
سلام دوستان !
امروز ، ترفندی رو آموزش خواهیم داد تا برنامه مون تا هروقتی که بخوایم ، باز بمونه . چون اگر کدها رو ذخیره و تست میکردید ، متوجه میشدید که بلافاصله بعد از عمل کردن به آخرین کد ، برنامه بسته میشه . اما راه حلش چیه ؟ چکار بايد بکنيم؟
توصیه میکنم ادامه مطلب رو از دست ندید !
ادامه مطلب
 فرار میکنم از این موقعیتتلاش های مصر و مکررش برای بوسیدنو همزمان زمزمه های "خیلی دوستت دارم"نه طاقت ماندن دارم و نه پای رفتننه اینجانه آنجامعجزه لازم دارمتو قرار بود معجزه کنی واسم، معجزه ای به اندازه ی بزرگیتپس چرا بدتر کردی
      
دیگه نمیتونم حتی ببوسمشیه چیز خیلی کوچیکیا شایدم بزرگمتاسفمواسه انقدر بد بودنمواسه قدرتو ندونستنبه خدا نمیدونم بايد چکار کنمخیلی متاسفم واسه همه چیزواسه بودنم تو زندگیت.جهان من آشوب است
بسم الله الرحمن الرحیم
(شهید مدافع حرم محسن حججی)
دوستان شهید محسن حججی تعریف می کردند:
دو بار برای رفتن به سوریه، اسم نوشت.
یک بار را هم ما را مهمان کرد به صرف آش!
بچه ها دست اش می انداختند و می گفتند: راستی محسن اگه جور
نشه که بری، با ما چکار می کنی که آش خوریم؟
ادامه مطلب
سلام 
کاشکی فردا بیدار بشیم ، نت وصل شده باشه.،شاید تو این بحبوبه که خیلی ها فوت شدن و در خیابان ها هر کسی‌در تلاش برای جلوه ای از حق جان خودشون رو تقدیم کردن این آرزو اوج خودخواهی باشه بهر حال بگذریم
فکر کنم احساس بنی عمقش بیشتر از از احساس من به اون باشه ، ولی خیلی بروز نمیده،  دیروز زنگ زد تو خیابون بودم نتونستم باهاش صحبت کنم و امروز زنگ زدم کلا خط نابود بود و وصل نمیشد تا حدود ساعت ۸ نه شب ، که بالاخره گرفت و جواب داد و بعد از کمی سخن فهم
رمز عبور بر روی تلفن‌های هوشمند روشی برای محافظت از اطلاعات خصوصی گوشی‌تان است. در عصری که اطلاعات شخصی، حرفه‌ای و مالی همه ما بر روی گوشی ها ذخیره می شود، استفاده از رمز عبور یک ضرورت محسوب می‌شود.
آیا برای شما پیش آمده که رمز عبور خود را فراموش کنید ؟ برای بازیابی رمز خود چکار می کنید، در ادامه روش‌هایی را برای شما بیان می‌کنيم که با استفاده از آن‌ها می‌توانید در صورت فراموش کردن رمز دوباره به گوشی‌تان دسترسی پیدا کنید.
 
ادامه مطلب
 
بی تابی و دلتنگی بر من حلال است و آسودگی و دل خوشی و وصال بر من حرام شده است.در انتظار تو آتشی شعله ور است دلم. جهنم آتش سینه مرا ببیند سرد می شود. محبوبم! جادوگری برای من نسخه ای نوشته که مصرعی از غزل یوسف گمگشته باز آید به کنعان غم مخور، یاد خم ابروی یار و چکه ای اشک ریخته را در هاون دل بکوبم. یک هوا نسیم پاییزی، مشتی صدای خش خش برگ های پاییزی و طاقه طاقه ابرهای زمستان را تفت دهم. خلاصه نسخه مفصل است. دیگر چکار بايد کرد؟
محمد صالح علا
.
 
 
چرا دیگر همسرم را دوست ندارم ؟ ددگی شویی چیست ؟چرا دیگر همسرم را دوست ندارم ؟ علایم ددگی شویی چیست ؟ چرا ددگی شویی پیش می آید ؟ با ددگی شویی چکار کنيم ؟ راه درمان ددگی شویی چیست ؟ آیا می توان دوباره به همان شور و نشاط اول زندگی مشترک برگشت ؟ آیا طلاق راه چاره هست یا خیر ؟ 
ادامه مطلب
چرا دیگر همسرم را دوست ندارم ؟ ددگی شویی چیست ؟چرا دیگر همسرم را دوست ندارم ؟ علایم ددگی شویی چیست ؟ چرا ددگی شویی پیش می آید ؟ با ددگی شویی چکار کنيم ؟ راه درمان ددگی شویی چیست ؟ آیا می توان دوباره به همان شور و نشاط اول زندگی مشترک برگشت ؟ آیا طلاق راه چاره هست یا خیر ؟ 
ادامه مطلب
اگه از من بپرسند دلیل کارهایی که تا الآن انجام دادی چی بوده یک کلمه هست که می‌تونه خیلی واضح جای یه متن طولانی رو بگیره: جَوگیری!» بله، متاسفانه تقریبا تمام عمرم تحت تاثیر جَوّ اشتباهی بودم که من رو محاصره کرده‌اند. من یک درونگرای خلوت گزیده (به قول حافظ) هستم و از این بابت خدا رو شکر می‌کنم، چون الآن که فکر کردم با این سطح از جوگیر بودنم، اگه تو جامعۀ گندیدۀ روستای‌مان حضور به هم می‌رساندم معلوم نبود سر از کجا در می‌آوردم. خوشحالم که جز
بعضی وقتا هم بايد بیخیال اهداف بلند مدت و پله های ترقی و موفقیت و آینده و این چیزا شد و خواب صبح و با هیچی عوض نکرد!
آدم آرامش که نداشته باشه انگار هیچی نداره
 
* مموری گوشیم ویروسی شده و فعلا نمیدونم چکار کنم!؟
** این پنجشنبه بالاخره پروژه مو ارائه میدم
*** از کار نصفه نیمه داشتن بیزارم! اینهفته بايد همه چیز تموم بشه
**** طرف ۱۰ ساله هیچ خبری از ماها (بعنوان دوستان صمیمی) نگرفته حالا پیله کرده بریم نمایشنامه شونو ببینیم. زیبا نیست؟؟
***** هرکی میگه عا
الان چند روزه بدون اینترنت سر میکنيم. واقعا ضرر بزرگی. عادت کردیم تمام کارهایمان آنلاین شده است. دیروز برای ارسال مدارک از فکس استفاده کردم.
به یقین میگم کسب وکارهای اینترنتی ایران در روز بالاتر از 1000میلیارد ضرر میکنند. 
خدا میدونه تا کی این روند رو ادامه میدن. چرا؟ من هم نمیدانم؟ حق دارند؟ نه. دسترسی به اطلاعات آزاد در دنیای امروز حق هر انسانی است. حتی دورترین قبایل در فقیرترین کشورهای آفریقا نیز این حق رو رعایت میکنند.
اگر ادامه پیدا کند چک
به یاد آدرین افتادم.داشت چکار میکرد؟کجا بود؟با چه کسی بود؟زندگی مان چی؟بعد از این چه شکلی میشد؟هر چه بیشتر فکر میکردم،بیشتر در خودم فرو می رفتم.خیلی خسته بودم.چشم هایم را بستم و خیال کردم که آدرین آمده.کنارم می نشیند.می بوسیدم، انگشتانش را روی لب هایم میگذارد.هنوز میتوانم تماس دلپذیر دستش را روی گردنم احساس کنم، صدایش را ،گرمایش را، بویش را.چه خواب و خیالی.چه خواب و خیالی؛فقط کافی است به آنها فکر کنم.چقدر زمان لازم است تا بوی کسی را که دو
1- تحلیل آماری چیست؟
در این مقاله در این خصوص صحبت می کنيم که اصولا تحلیل آماری چیست و چگونه و با چه ابزارهایی انجام می شود. برای سفارش تحلیل آماری چکار بايد کرد؟ و برای آموزش تحلیل آماری از کجا بايد شروع نمود؟
2- تعریف تحلیل آماری
تحلیل آماری عبارتست از گزارشی شامل جداول و نمودارهای آماری و تحلیل و تفسیر آنها، به گونه ای که تصویری روشن و توصیفی از داده ها و هم چنین استنباط های حاصل از استخراج نکات کلیدی و مدیریتی از داده ها ارائه می دهد.
داده ه
امروز روز اول مهر بود
 . پارسال و سال قبلش که میرفتم مدرسه یه تاکسی بود که یه پسر تقریبا جوون راننده اش بود و یه پسر بچه کوچیک صندلی جلو مینشست.فقط یبار سوار تاکسی اش شدم، اونم چون خیلی عجله داشتم و دیرم شده بود.من از این آدم خوشم‌نمیومد هیچوقت.اما همه مسیر راننده در حال مسیج دادن بود و حواسش به گوشیش بود پسر بچه هم جلو نشسته بود و با یه قیافه مبهوت بیرون تماشا می کرد؛ بعد برگشت و تا وقتی رسیدیم به مدرسه به من نگاه کرد. حالا اون پسر بچه شاگرد منه
رمان جنجالی گناهکار دلنوشته های یک پسر و دختر یه نام های آرشام و دلارام با ویژگی های خیلی خاص را بیان می کند
که طی یک داستان طولانی ماجرا های هیجان انگیزی را تجربه می کنند.
این قصه از کجا شروع شد؟!شاید از اونجایی که آرشام فهمید توی این دنیای بزرگ بین این ادمای دوراندیش و ظاهربین یا بايد درّنده باشی یا بذاری اونا تو رو بدرن
آرشام توی زندگیش یک هدف داره
هدفی که براش بی نهایت مهمهخیلی ها رو برای رسیدن به این هدف از سر راهش بر می داره
خلاصه ی ک
من کلا آدمی نیستم که وقتی مشکلی پیش بیاد بشینم به تسلیم شدن، یعنی عموما مدلم اینطوریه که پنج دقیقه غصه میخورم بعدش میگم خوب حالا بايد چکار کنم؟ اما این چند روزه فقط غصه خوردم و دیگه یه موقع هایی حریف اشکهام نشدم. دیروز برای اولین بار یهو دیدم دارم نفرین میکنم! منی که اصلا تا حالا زبانم به نفرین باز نشده بود اصلا انگار میترسیدم از نفرین کردن، انگار تا الان خجالت میکشیدم از نفرین کردن، انگار نفرین کردن بهم نشون میده طرف چقدر بیچاره و مستاصل ش
چرا دیگر همسرم را دوست ندارم ؟ ددگی شویی چیست ؟چرا دیگر همسرم را دوست ندارم ؟ علایم ددگی شویی چیست ؟ چرا ددگی شویی پیش می آید ؟ با ددگی شویی چکار کنيم ؟ راه درمان ددگی شویی چیست ؟ آیا می توان دوباره به همان شور و نشاط اول زندگی مشترک برگشت ؟ آیا طلاق راه چاره هست یا خیر ؟ 
ادامه مطلب
دیروز دوستم میگفت،
اونایی که لپاشون قرمزیه، اونا قیافه های معمولا معصوم و دوست داشتنی دارن و مهربون.
اونایی که لپاشون چالداره، خوشگل و دوست داشتنی و خیلی دختر هستن.
اونایی که هر دوشو دارن، خیلی خوشبختن.
میگفت تو هر دوشو داری و بايد خیلی خوشحال باشی.
من از امروز خنگول خیلی خوشحالم :)))
 
من لپام صورتیه.
 
یادمه بابام دو سه بار توی راهنمایی و دبیرستان اومد جلو گفت، دخترم! اون چیه زدی صورتت؟!
گفتم هیچی!
گفت پس چرا لپات قرمزه؟! مامانم ازون ور گفت او
کارای درست و صحیحم برام توی دو دسته جا میگیرن. یه دسته اونایی که دقیقا میدونم دارم چکار میکنم و نتیجه،  ماحصل براوردهای خودمه. دسته ی دوم هم اونایی که نتیجه ی درست، عموما حاصل شانسه و اتفاقی.
این روزا که دارم یه مهارت جدید رو یاد میگیرم، هربار که شانس باهام یار نیست و کار اشتباه پیش میره، کاری که شاید پنجاه دفعه ی قبلی به صورت اتفاقی درست از آب دراومده بوده، یه جوری خرکیف میشم از این اشتباه کردن که هرکی ببینه فکر میکنه من نمیدونم دروازه مون کد
یوقتهایی ادمها فکر میکنن برای رسیدن به چیزی که مهمه براشونبايد چکار کننبعضی بخاطر داشتن اطلاعات و اگاهی درستراه درست و میرنبعضیای دیگه راه اشتباهنمیدونم زندگی و فشارهای اون با ما چکار میکنهولی گاهی برای رسیدن به موضوع مورد نظرموندست به کارهایی میزنیم که کاملا اشتباهبعدها میفهمیم بدست اوردن مطلوبمون نه تنها ربطی به اون موضوع نداشتهبلکه باعث میشه در مورد اعمال گذشته زندگیمونم زیر سوال بریمیادم میاد شخصی از نزدیکانم سالها پیش مدتی در کم
دیروز تولدش بود و صبح زنگ زدم بهش تبریک گفتم ،داشت صبحانه می‌خورد 
پنجاه تآمن از قبل برا کیک تولدش گذاشته بودم کنار که ازم گرفته بود و بهش گفته بودم می‌خواستم برات کیک بخرم 
تنها ایده‌م برا تولدش خریدن کیک بود وشمع 
سال پیش برا تولدش دو تا جشن گرفتم یکی مامانم اینا و همسایمون یکی مامانش اینا
بعد برا تولدم شب کیک خرید و اومد خونه فرداش از یخچال درآورد و خورد ،یادمه دلم خیلی گرفته بود ک چرا اینکارو کرده حداقل میذاشت وسط که تو بیا و ببر 
تولد
درمان قارچ ناخن: ۱۸ درمان خانگی برای عفونت قارچ ناخن دست و پا .https://bazdeh.org › درمان-قارچ-ناخن-دست-و-پا۳۰ تیر ۱۳۹۷ - قارچ ناخن می‌تواند باعث سوزش و ناراحتی شود؛ ابتدا روی ناخن پا یا دست به . که کارش کشتن و از بین بردن قارچ‌ها نیست بلکه بهبود وضعیت ناخن‌ها و در بحث از درمان‌های خانگی برای قارچ ناخن، واقعا نمی‌توانیم نمک را فراموش کنيم.عفونت ناخن: ۲۸ درمان خانگی برای از بین بردن قارچ ناخن + .https://nimrooz.com › posts › عفونت-ناخن-۲۸-درمان-خانگی-برای-ا
شنیدین میگن آدمی به امید زنده اس؟ خدا امید هیچکس و ازش نگیره‌؟
این روزا با هرکسی که حرف میزنم ناامیده ،از ناامیدی واسه درس خوندن بگیر تا ناامیدی توی زندگی.نمیدونم چیشد که به اینجا رسیدیم ،چکار کردن که نه دلخوشی واسمون موند نه امیدی به آینده ی روشن تو دلامونه،گمونم اینجایی که الان هستیم سیاهیش خیلی مطلقه،که هیچ کور سوی امیدی واسمون نمونده:-) کی فکرشو میکرد یه روزی اینجایی وایسیم که الان هستیم؟ 
#دوست نداشتم از ناامیدی بگم ولی واقعا نتونستم
سلام بر کاربران عزیز
یه سوال دارم از چادری ها، غیر چادری ها و بقیه اگه از اطرافیان شون تجربه دارن بگن .  دوستان الان که فصل پاییز و سرما شروع شده و چند ماه بعد سرد تر هم میشه ، زیر چادر چطوری پالتو و کاپشن می پوشن که پوشش شون حجیم نشه و چادر هم خوب کنترل بشه ؟
اصلا موقعی که هوا خیلی سرده ، چادری ها بايد چکار کنن که هم گرم بشن هم خیلی پوشش شون حجیم دیده نشه و چادر شون نیافته؟
مرتبط:
درخواست راهنمایی برای خرید روسری
استفاده از شال و روسری رنگی به هم
آنهایی که اهل سفرهای ماجراجویانه هستند بیشتر از سایر گردشگران در معرض خطرند. گم شدن، پرت شدن از ارتفاع، مواجهه با حیوانات وحشی، گیر افتادن در باران و برف و هزاران خطر ریز و درشت دیگر در طبیعت وجود دارند که به راحتی می توانند جان افراد عجول یا کم تجربه را بگیرند.
گیر افتادن در ناکجا آباداگر در بیابان گم شده اید و هیچ راهی برای علامت دادن ندارید می توانید از لاستیک یدکی ماشینتان استفاده کنید. دود ناشی از آتش زدن لاستیک از کیلومترها دورتر نیز د
در روایتی از صفوان جمال که از یاران امام کاظم بود نقل شده که می گوید :خدمت امام رسیدم فرمود:ای صفوان همه کارهای تو خوب است جز یک کار 
عرض کردم :فدایت شوم ،چکار؟فرمود :اینکه شتران خود را به هارون کرایه می دهی !گفتم: به خدا سوگند در مسیرهای عیاشی و هوس بازی و صید حرام به او کرایه نمی دهم  تنها در راه مکه در اختیار آنها می گذارم . فرمود ای صفوان !آیا از آنها کرایه می گیری ؟! عرض کردم بله ،فرمود : آیا دوست داری که زنده بمانند و بر سر کار باشند تا کرایه ت
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
به گزارش خبرآنلاین به نقل از پایگاه اطلاع رسانی دولت، حجت الاسلام و المسلمین روز دوشنبه و پس از نواختن زنگ مدرسه دخترانه شاهد حضرت خدیجه (س) همچنین با طرح پرسش مهر از دانش آموزان خواست به این پرسش پاسخ دهند که "آیا محیط مدرسه یک محیط دلپذیر، شاد ، دلخواه و پرنشاط برای شما هست؟ و دولت، خانواده، معلمان و خود دانش آموزان چکار بايد بکنند که این محیط شاداب تر ، دلپذیرتر و برای دانش آموزان امن تر و دوست داشتنی تر شود؟"
 سوال
1- کسی که علاقه ای به خواندن قرآن ندارد چکار بايد کند؟
 جواب : زیاد صلوات بفرستد ، همان هدایتش می کند (ان شاء الله)
2- برای رفع تحیر و تشخیص تکلیف در امور مهمه چکار بايد کرد ؟
 جواب :صلوات زیاد بفرستد ، در طرق مختلفه که تحیر دارد استخاره کند.
3- فضیلت لعن بالاتر است یا صلوات ؟
 جواب : لعن تخلیه است و صلوات تحلیه است ، اول بايد جاروب کن تو خانه و ، پس میهمان طلب کرد.
پ.ن :
1- معنی تخلیه : تخلیه، یعنى پاکسازى باطن و روان از رذایل اخلاقی
( منبع)
2- معنی
۰آسمان خودش پر از حرف است نیازی به فال بدنیست حال روزگار منم مثل آسمان است همان اندازه پیچیده همان اندازه ناخوانا از درد خوابیده ام امشب قرار بود برگردیم ولی نشد انگار برف و باد و مه و آدم بدجور حال این مردم را خراب گرده اند زنگ آمد پیام آمد نیایید من هم با این حال بد امیدم به خانوادم بود که کنارم هستند حالا بايد با اتوبوس بروم شبانه و نمی توانم که نروم تب کرده ام یخ کرده ام مادرم می آید می رود میگوید برویم دکتر میگویم نه میگوید چکار کنيم کجایت
روز جمعه وقتی برنامه ای نداشته باشی می تونه صرفا به استراحت بگذره . وقتی برنامه از قبل نوشته شده ای برای این روز داری ، اصلا آدم نمی فهمه چطور تموم میشه.
من بطور معمول سر رزدن به پدر و مادر و خانواده را در برنامه روتین خودم برای این روز قرار می دهم. چیزی که برام مهمه اینه که حتما مطالبی هم بنویسم. نوشتن به من آرامش خاصی می دهد. وقتی می نویسم حس می کنم هستم. قبلا عادت داشتم در دفترچه می نوشتم ولی تصمیم گرفتم در وبلاگ بنویسم. اینکه با افراد مختلف در
 
فقط اگه سرچ و سایت های خارجی باز بودن اینطوری روزشماری نمی کردم برای وصل شدن شبکه نت. اصلا الان خوشحالم که پیام رسان ها قطعن. به قول یه نفر الطاف خفیه س!
کارام مونده و هی به خودم میگم تقصیر خودته که اون موقع که وقت و نت داشتی، خودتو معطل و گرفتار چنان مساله پوچی کردی. یکی در میون کتاب میخونم و فکر میکنم و کتاب نمیخونم. باز میگم خوبه الان دارم میخونم! فکر نمیکردم این کتاب سنگین رو بکشم تموم کنم! انقد که مزخرف ترجمه کرده. دلم میخواد کتابشو ویرایش
 
روزی مردی خواب عجیبی دید. دید که پیش فرشته هاست و به کارهای آنها نگاه می کند. هنگام ورود، دسته بزرگی از فرشتگان را دیدکه سخت مشغول کارند و تند تند نامه هایی را که توسط پیک ها از زمین می رسند، باز می کنند و آنها را داخل جعبه می گذارند.
مرد از فرشته ای پرسید: شما چکار می کنید؟
فرشته در حالی که داشت نامه ای را باز می کرد، گفت: اینجا بخش دریافت است و ما دعاها و تقاضاهای مردم از خداوند را تحویل می گیریم.
مرد کمی جلوتر رفت. باز تعدادی از فرشتگان را دید
رسیده بودم به دیدگاه رفتار گرایان که دیگه بریدم از درس خوندن و مخم پوکید و گفتم بسه دیگه نمیفهمم چی به چیه فقط دارم زیر لب زمزمه اش میکنم.دست کشیدم تا یکم خستگی در کنم راستش یکم که نه دست کشیدم که دیگه کلا درس نخونم.دلم خواست بهش پیام بدم و بگم خستم.
_اون بگه چه عجب یادی از ما کردی؟
+من همیشه به یادت بودم تو نخواستی باشم.
_من اگر نخواستم معنیش نخواستن نبود که داشتم ناز میکردم دلم میخواست تو بازم بگردی
تو همین فکرا بودم که یادم اومد این جمله ها هم
امروز حالم بد بود خیلی بد بعد از اینکه درسم تمام شدرفتم بوفه یک خانم اومد طرفم گفت خانم چادرت خاکی شده بزار کمکت تمیزش کنم تعجب کردم بعد غذا گرفتيم رفتیم پشت یک میز نشستیم گفت چکار میکنی رشته ات چیه انگار فرشته بود آمده بود حرفاهایم را بشنود هدایتم کند و برود اسمش هم زهره بود از همسایه هایم گفتم از آزارشان از مسیر سخت رفت و آمدم چه در تهران چه تهران به شهر خودمان خلاصه تمام دردو دلم را گفتم کلی راهنمایی ام کرد و بعد گفت سه ترم است استقامت کن ا
سهیل اومده ایران ولی بخاطر برنامه ی درسی من هنوز نشده که ببینمش.امروز مامان از خونه شون اومده و دوتا مشت قطره اشک مصنوعی هم آورده میگه سهیل اینا رو از امریکا آورده برات مثل اینکه بهش گفتی اینجا گیر نمیاد!.حقیقتا اشک تو چشمام جمع شد.من خودم یادم نبود یکماه قبل این حرف رو نه حتی خطاب به خودش،که توی گروه و سر یه بحثی گفتم ولی اون یادش مونده و از اون سر دنیا آورده!
یه سوال?شما اگه جای من بودین واقعا واقعا چکار میکردین?یکی که تا بیست و اندی سالگی
مطمئنم هیچ وقت این جمعه ای ک گذشت رو فراموش نمیکنم
اولین بار بود ک چنین حسی رو تجربه کردم
بغض و ناراحتی شدید از رفتن کسی ک تابحال ندیدمش
یک حس دل آشوب زیاد .حس فقدان نزدیک ترین کس به من
حس نبود یک مرد .
مطمئنن بودن سرباز سلیمانی نعمت بزرگی بود ولی شهادتش نعمت بزرگتریه
شهادتی ک برکت دارد
ولی با خودم فکر کردم
به اینکه این همه مدت سرمو کرده بودم زیر برف
به بهانه ی اینکه اخبار همش شده تلخ و ی و جنگ و اختلاس و.
نگاه نمیکردم 
خودمو دور از وقایع
چند سوال من دارم . شمام روش فکر کنید 
اگر روزی یکی از مسئولین تراز اول کشوری مثل ریاست جمهوری بخواهد در دولت آباد که مرکز شهرستان است ،سخنرانی کند ، کجا بايد مردم را جمع کنيم ؟
برای راهپیمایی ایام الله مثل ۲۲ بهمن و ۱۳ آبان ، مردم کجا تجمع کنند ؟ 
اگر بخواهیم نمایشگاهی در مرکز شهر نه در جاهایی مثل پارک معلم برپا کنيم ، کجا بايد اینکار انجام شود ؟ 
آیا جایی برای اقامه نماز ظهر عاشورا داریم که وسط شهر باشد ؟
اگر بخواهیم دعای عرفه را در محیط مرکز
سلام
بی‌مقدمه بگم، اینقدر "بیان" فکری به حال دوست شدن صفحه مدیریتش با موبایل نکرد که رفتم سراغ کانال‌نویسی.تلگرام بیشتر در دسترسمه و روزمره‌هام رو مینویسم. خوشحال میشم بهم بپیوندید.
اینجا همچنان برام عزیزه چون خوندن پست‌ها و پیام‌هاتون همیشه برام انرژی‌بخش بوده، ضمن اینکه تو وبلاگم با یه کلیک راحت می‌بینم مهر ۹۴ در چه حالی بودم. پست‌های طولانی‌ترم رو اینجا می‌ذارم تا چهار سال دیگه یادم بیاد مهر ۹۸ چکار میکردم.
 
اتاقی از آن من   .
بسمه تعالی
 سوال1- کسی که علاقه ای به خواندن قرآن ندارد چکار بايد کند؟ جواب : زیاد صلوات بفرستد ، همان هدایتش می کند (ان شاء الله)2- برای رفع تحیر و تشخیص تکلیف در امور مهمه چکار بايد کرد ؟ جواب :صلوات زیاد بفرستد ، در طرق مختلفه که تحیر دارد استخاره کند.3- فضیلت لعن بالاتر است یا صلوات ؟ جواب : لعن تخلیه است و صلوات تحلیه است ، اول بايد جاروب کن تو خانه و ، پس میهمان طلب کرد.

متاسفانه مرورگر شما، قابیلت پخش فایل های صوتی تصویری را در قالب HTML5 دار
 
بالاخره فردا تعطیل نشد و بالاخره انگار قراره ببینمش. حالا نه که خیلی دست پر دارم میرم پیشش!
حداقل برم سوغاتیشو بدم انقد کشتم خودمو براش!
 
رفتم نمایشگاه نقاشی شون، چرا نسل مینیاتور کارها منقرض نمیشه؟!
یوسف و زلیخا با چشمای مغولی رو کجای دلمون بذاریم؟! (یعنی در دوره سلطه مغول به ایران این چشم تنگ وارد مینیاتور ما شده و نرفته دیگه که نرفته که نرفته! وا بده دیگه هموطن هنرمند!)
چهار تا بچه گربه کز کرده بودن گوشه نمایشگاه، بیرون سرد بود. فک کنم به
سلام
من فکر می کنم راهم را پیدا کردم. الان در مرحله حساسی از زندگی هستم که تکلیفم با خودم روشن شده.
 
دیگه میدونم دنبال چی هستم و میدونم میخوام چکار کنم.
 
کتاب "جادوی هدف دار کردن زندگی" از برایان تریسی خیلی روم تاثیر گذاشت تا بالاخره از بلاتکلیفی در اومدم.
 
من فکر می کنم اینکه آدم بدونه دنبال چی هست  و چی میخواد، خودش مساله خیلی مهمیه. خیلی مهم. شاید مهمترین مساله زندگی.
 
این روزها سعی می کنم هدفدار برم جلو. از کارهای غیر ضروری اجتناب می کنم.
ک
 
دکتر میگه هر سال بايد چک میشدی. چرا نکردی؟ گفتم دیگه اعصابم نمیکشه پیگیریش کنم. درک کرد. گفت آدم وقتی نفهمه بايد باهاش چکار کنه اعصابش خورد میشه.
دکتر خیلی دوست داشتنی اه، خیلی دلسوز و کاربلد، و وقت میذاره واقعا. بعد این همه مدت رفتم همه چیز یادش بود. یعنی اگه این دکتر نبود کللللا دیگه ول میکردم.
ولی دیگه به ستوه اومدم از دست این نمیدونم چی! نمی تونم هم پیگیری نکنم.
میگه بدنت خیلی نازیه علتش استرسه. یعنی وقتی هم بدن، هم داروها، هم خود آدم گ
پاوربانک همانند دیگر محصولات الکترونیکی نیاز به تعمیر دارند که شرکتهایی با در دست داشتن ابزارهای حرفه ای تعمیر و تخصص در زمینه تعمیر پاور بانک این امکان را فراهم ساخته تا انواع پاوربانک را تعمیر کند و از آنها تست سلامت بگیرد.
ادامه مطلب
دیروز بعد مدت های بسیاری اقای صانع را دیدم. او یکی از مشاور های مدرسه بود که من بیشتر اوقات برای درد و دل به پیشش می رفتم در دوران دبیرستان. ادم نسبتا جوانی است ولی سرد و گرم روزگار چشیده است و خیلی چیز ها را تجربه کرده و همیشه حرف های خوبی می زند. برایش از روزمره هایم گفتم، از حال این روز هایم، از چیزهایی که این چند وقت بر من گذشته همه را به او گفتم و او مثل همیشه در عین حال که همه چی را درک می کرد سعی می کرد به من امید دهد . همیشه به ما میگفت هدف دا
آدم هر روز داره فکر می کنه و تصاویر مختلف توی ذهنش ثبت می کنه.من هر روز از خودم می پرسم: الان کجای زندگیم وایسادم؟چکار دارم می کنم؟ بدش دوباره شک میکنم به اینکه سوال درست پرسیدم یا نه.اینکه آدم فکر کنه همه زندگیش و آدمهایی که دوست داره رو رها کنه و بره تنها یه جای دور کمی وحشت آور؛ چون ما آدم های ادمه دادن یه کار تکراری به هر چیزی ترجیح می دیم.مثلا ترجیح می دیم تو خونه باشیمو یه کار تکراری انجام بدیم تا اینکه وارد دنیای ناشناخته بیرون بشیم.ترجیح
عضو هیئت رئیسه انجمن بادی بیوتی خوزستان گفت: برای توسعه ورزش در خوزستان کمک کنيم هرچند برخی به ورزش‌های قهرمانی اهمیت می‌دهند اما ما یاد گرفتيم که ورزش در زندگی اجتماعی و فردی ما تاثیر گذار است و ما بايد به جنبه‌های غیر قهرمانی آن‌هم اهمیت دهیم.
ادامه مطلب
خانم ص، مسئول آموزش ماست. یک خانم بسیار بسیار منظم و مهربان. دوسال پیش تا حالا هر ترم دوبار به من زنگ زده و اول حال خودمو بچه م رو پرسیده و بعد از اینکه این ترم شرایط دانشگاه و من چیه و بايد چکار کنم و کدوم استاد چطوریه و کدوم امتحان با کدوم تداخل داره و. به من اطلاع داده، و در مقابل حواس پرتی و بی نظمی من هیچ رفتاره مارو باش به فکر کی هستیم» گئنه ای ازش ندیدم.
ترم سه که کلی کمکم کرد انتخاب واحدم کان لم یکن بشه و مرخصی برام رد بشه، بدون اینکه من ح
حاج احمد آقا می‌گفت: روزی از برادران سپاه مستقر در بیت امام درخواست کردم جلوی ایوان بیت را نرده‌ای نصب کنند. وقتی برادران مشغول کار شدند امام وارد شده و فرمودند:
احمد! چکار می‌کنی؟ عرض کردم برای حفاظت جان علی (فرزندم) که خدای نکرده پایین پرت نشود از برادران خواسته‌ام نرده‌ای جلوی ایوان نصب کنند و این کار مرسومی در همه جاست. حضرت امام فرمودند:
شیطان از همینجا سراغ آدم می‌آید، اول به انسان می‌گوید منزل شما احتیاج به نرده دارد، بعد می‌گوید
ماجرا از اون جایی شروع می شه که دوستم رضا گفت می خوام برم حساب جدید باز کنم ، منم چون سابقه ایجاد حساب اینترنتی از طریق سامانه بام بانک ملی داشتم گفتم نیازی نیست بیا خودم برات بصورت اینترنتی حساب باز می کنم که دیگه نخواد بری بانک و اذیت بشی ! وقتی در مراحل ایجاد حساب بودیم ، سیستم از ما پرسید که چقدر از حساب قبل به حساب جدید واریز بشه ؟ ما هم مبلغی تعیین کردیم و حساب ایجاد شد اما نه تنها مبلغ به حساب جدید منتقل نشده بود بلکه هر 2 حساب غیرفعال شده
 
متاسفانه مرورگر شما، قابیلت پخش فایل های صوتی تصویری را در قالب HTML5 دارا نمی باشد.توصیه ما به شما استفاده از مروگرهای رایج و بروزرسانی آن به آخرین نسخه می باشدبا این حال ممکن است مرورگرتان توسط پلاگین خود قابلیت پخش این فایل را برای تان فراهم آورد.
param name="AutoStart" value="False">


 
اتفاقات با سرعت زیاد رخ میدن و هیچ کاری از دستم بر نمیاد
از دیشب ناراحتم که یک نفر که خیلی دوستش دارم از من دلخوره، اگر چه خیلی ناراحت بودم که قرار نازی بره و هیچ زمان
این همه سال، داشتیم چکار می کردیم؟ دنبال کدام گم کرده می گشتیم؟ از چه چیزی ناراحت بودیم که ناراحتی مان تمام نمی شد؟ برای که گریه می کردیم؟ سؤال ها بی انتهایند و جواب خیلی هایشان را هنوز نمی دانم. فقط می دانم که ما زیر عَلَمِ این خیمه آدم های بهتری شدیم.
 
+ رست خیز (کآشوب 2) - دبیر مجموعه: نفیسه مرشدزاده
برای دخترش خواستگار آمده بود، گویا خودش هم راضی بود اما دختر و پدرش نه!
رو کرد سمت "ص" و گفت "تو باهاش حرف بزن بلکه راضی بشه" !
"ص" هم بلند شد و رفت! 
وقتی برگشت پرسیدن چه خبر؟ چکار کردی؟ ، گفت :
《 پسره ۳۰ و خرده‌ای سالشه، یه‌ بار قبلا ازدواج کرده و یکی، دوتا بچه داره ولی پولداره، خونه داره، ماشین داره، کار داره، همه چی داره، بهش گفتم واسه چی میگی نه؟ نکبت گرفتَتِت مگه؟ یه مرد بايد خونه و پول داشته باشه که داره، چی میخوای دیگه؟!" همه‌ی این‌ها را وق
دانلود کتاب صوتی یخ شکن ها اثر تام شرایتر 
دانلود کتاب صوتی یخ شکن ها اثر تام شرایتر (ال بزرگ)
یخ شکن ها اثر تام شرایتر (ال بزرگ) چه کار کنيم که مشتری اسرار کند کار را به او معرفی کنيم. فرمت فایل ها: mp3 تعداد فایل ها: 4 حجم کل فایل ها: 27 مگابایت مدت زمان پخش: 2 ساعت و 27 دقیقه نویسنده: تام شرایتر (بیگ ال بزرگ) مترجم: علی معتمدی زبان ترجمه: .
دریافت فایل
دانلود کتاب صوتی یخ شکن ها » کتابخانه رایگان تاریخ ما https://pdf.tarikhema.org › . › دانلود کتاب صوتی یخ شکن ها
چه موقعی برای ناخن جویدن کودک به روانشناس مراجعه کنيم ؟
چه موقعی برای ناخن جویدن کودک به روانشناس مراجعه کنيم ؟
چه موقعی برای ناخن جویدن کودک به روانشناس مراجعه کنيم ؟
چنانچه ناخن جویدن کودک طولانی شود چه بايد کرد ؟
1- اضطراب او را بررسی کنید.
می توانید مقاله تشخیص اضطراب ، علل و درمان آن در کودکان و نوجوانان را نیز مطالعه کنید.
2- به هیچ عنوان کودک را تنبیه یا سرزنش نکنید.
می توانید مقاله وقتی که همسرم در حال تنبیه کردن فرزندم هست بايد چکار کن
دیروز در جلسه مصاحبه استخدام پرسیدم: شغل پدر؟ گفت: شغلشان آزاد است. گفتم: یعنی چه؟ گفت: مقداری زمین کشاورزی دارند و در کار ادوات کشاورزی هم هستند. گفتم: یعنی فروشنده ادوات کشاورزی هستند؟ گفت: نه! متعلق به خودشان است. گفتم: متوجه نمی شوم!! گفت: تراکتور دارند. گفتم: همه اینها که گفتی ، یعنی این که پدر کشاورز هستند؟ گفت: بله. گفتم :خوب چرا از اول نمی گویی پدرم کشاورز است؟! خوب من هم بچه کشاورز هستم. این را با افتخار بگو! یادم افتاد چند وقت قبل در موسسه ب
#زود_قضاوت_نکنيم
پس از رسیدن یک تماس تلفنی برای یک عمل جراحی اورژانسی، پزشک با عجله راهی بیمارستان شد. او پس از اینکه جواب تلفن را داد، بلافاصله لباسهایش را عوض کرد و مستقیم وارد بخش جراحی شد. او پدر پسر را دید که در راهرو می رفت و می آمد و منتظر دکتر بود. به محض دیدن دکتر، پدر داد زد: چرا اینقدر طول کشید تا بیایی؟ مگر نمیدانی زندگی پسر من در خطر است؟ مگر تو احساس مسئولیت نداری؟»  پزشک لبخندی زد و گفت: متأسفم، من در بیمارستان نبودم و پس از دریا
بچه ها یه سوالی،
من چطوری میتونم با نوشتن وبلاگ فارسی پول هم دربیارم.
 
دیروز توی پادکست Happier with Gretchen Rubin شنیدم که یه نفر با نوشتن وبلاگ و فقط شرح سفرهاش! و نه حتی خرت و پرتای روزانه، تونسته هر ماه حداقل 6000 دلار دربیاره.
 
بارها و بارها از سایتهای مختلف ملت بهم پیام دادن که نوشته هامو میبرن جاهای دیگه به اسم خودشون پست میکنن.
 
چطوری میشه با وبلاگ فارسی پول دراورد؟
 
نمیخوام انگلیسی بنویسم نه بلدم خیلی خوب بنویسم نه اینکه مخاطبی خواهم داشت.
 
دی
"آیا محیط مدرسه یک محیط دلپذیر، شاد ، دلخواه و پرنشاط برای شما هست؟
                                                              و
دولت، خانواده، معلمان و خود دانش آموزان چکار بايد بکنند که این محیط شاداب تر ، دلپذیرتر و برای دانش آموزان امن تر و دوست داشتنی 
            
 
"آیا محیط مدرسه یک محیط دلپذیر، شاد ، دلخواه و پرنشاط برای شما هست؟
                                                              و
دولت، خانواده، معلمان و خود دانش آموزان چکار بايد بکنند که این محیط شاداب تر ، دلپذیرتر و برای دانش آموزان امن تر و دوست داشتنی 
            
 
امروز دانشگاه‌های مشهد تعطیل شد و بی‌کار توی خونه مجبورم که بمونم. اما چه فایده؟ دلی که پر از غمه و همه چیز رو خاکستری می‌بینه چکار می‌تونه بکنه؟ حقیقتش، نمی‌دونم که چرا از آدمای اطرافم بدم می‌یاد؛ نه، اشتباه گفتم. بدم نمی‌یاد، اما برام معنی خاصی ندارن. دلیلش رو نمی‌دونم. شاید دلیلش اینه که با تموم وجودم حس می‌کنم که از همه ابعاد وجودم، داره سوء‌استفاده می‌شه. یا شاید هم دلیلش اینه که از آدمای این روزگار انقدر بدی و پستی دیدم که دیگه ب
عکس آقای خامنه ای

تبلیغات

آخرین مطالب