نتایج پست ها برای عبارت :

این سایت خیلی عاالی هست ممنونم

شنیدین سرور های تمام سايت های دانلود فیلم و سریال رو قطع کردن؟؟؟
یعنی امشب که اين خبرو شنیدم دلم میخواست خون گریه کنم.خيلي دردناکه،خيلي
مخصوصا که به تازگی یه سریال خيلي جذاب رو شروع کرده بودیم به اسم outlander.
یعنی دیدن فیلم و سریال از معدود تفریحات زندگی ما معمولی ها بود که اونم ازمون گرفتن.ممنونم که روز به روز زندگی رو برامون تیره تر و تلخ تر میکنید.ممنونم که همون خوشی های کوچیک رو هم کوفت و زهرمارمون میکنید.خيلي ممنونم‌.
خدایا بابت اين روزا ازت ممنونم و خيليیییی دوستت دارم
اينکه مامان گذاشت شب یلدا بعد از سرکار برم خونه ی حورا اينا و شب یلدا باهم باشیم و شب هم خونه شون بمونم و باهم کلیییی بهمون خوش بگذره و صبح باهم بیدار شیم و باهم بدویم و بریم سرکار و تا پنج عصر بازم باهم باشیم
خدایا ازت ممنونم
ماشاالله لاقوه الا باالله العلی العظیم
چشم نخوره دوستی مون
 
خدایا ازت ممنونم
اشکالی نداره اگر امروز به آزمون تعیین سطح زبان نرسیدیم
عوضش تو هوامونو داری
ازت ممنونم
خيلي ممنونم از همتوننننننننننن
عاشقتونم همگیییییییییی
همش شوخی بید^^
من اصلا برا لایک نظر پست نمی زارم^^
همش برا شوماها عشقامو ارمیایه گل و گلاب می زارم تا استفاده کنن از عکسایه پسرامون^^
بوس بوسسسسسسسسس
ممنونم که هستین
همیشه بمونین و باشین^^
آهای آقای جاافتاده‌ی عینک ذره‌بینی موسفیدکرده!هیچ‌وقت اين را نمی‌خوانی. ولی ازت ممنونم.
ممنونم که پشتِ اعتراضم به پانصد تومان‌ کرایه اضافه گرفتنِ راننده درآمدی. ممنونم که وقتی به اعتراض پیاده شدم، رو به مسافرهای صف گفتی مردم! سوار نشین؛ راننده‌ش پول زور می‌گیره.»ممنونم که با اينکه دیدی مردم سوار شدند، به آدم‌های پشت سری‌ات گفتی: خوب شد اين خانم مقاومت کرد» و من رو می‌گفتی. ممنونم که نه در میدان جنگ، که توی صف تاکسی گفتی: مقاومت».
ب
بسم الله الرحمن الرحیمسلام عزیزم. دلم خيلي برات تنگ شده. همیشه توی فکرت بودم و هستم. راه ارتباطی باهات نداشتم. چه غمگین . شما دوست مهربونی بودی و هستی. چه قدر دلم می خواست ازت خبری داشتم. ممنونم ازت. ممنون که خبرم کردی. ممنونم ازت بابت دعاهای خیرت. ان شاءالله که یه روز بازم همدیگه رو ببینیم. برات آروزی عاقبت بخیری و موفقیت دارم. سلام ما رو به مادرت و خانواده مهربونت برسون.خدا مراقبت باشه عزیزدلم
سلام عزیزان وبلاگی
امیدوارم حالتون خوب باشه :)
دانشگاه فرهنگیان و تمامی رشته ها و 
دبیری شهید رجایی تهران مجاز شدم
ولی رتبم چهار رقمیه زیر پنج هزار ولی نمیگم چیه چون اصلا راضی نبودم و کلی گریه کردم
دعا کنید ان شإالله انتخاب رشته خوبی داشته باشم و تربیت معلم قبول بشم ممنونم 
پ ن:ممنونم از نگرانی هاتون
منُ ببخش مامان، منُ ببخش بابا منُ ببخشید که وقتی دیدم ن. پشت سرتون بد می‌گه نزدم تو دهنش. منُ ببخشید که انقدر نمی‌دوستم که آدما ذات واقعیشون رو در گذر زمان نشون می‌دن و من اعتمادم بهش بی‌جا بوده منُ ببخشید که اين روح زلال و لطیفتون رو نادیده گرفتم منُ ببخشید ممنونم که برام دعا می‌کنید ممنونم ازتون .
امروز که زهره گفت چرا نه پستی گذاشتی نه استوری یادم افتاد که چقدر زبانم گرفته. آمدم اينجا و دیدم آخرین پستی که نوشته ام برای روزهایی بوده است که داشتم در تلاطم رفتن و نرفتن دست و پا می زدم.
مرا بردی رفیق. راهم دادی. هر چند هنوز نمی دانم خودم را خواستی یا برای تنها نبودن و خوشحال تر کردن آقای میم اجازه همراهی ام را صادر کرده ای که البته هر کدام باشد من خوشحالم.
مرا بردی رفیق . گذاشتی در طریق خانه پدری تا حریم امنت نفس بکشم؛ گذاشتی بنشینم وسط بین ال
نویسنده آرزوهاشو پیدا کرده
یادش اومده چیا ذوق زدش میکردن
رفته دنبال رویاهاش اونا رو به دلش برگردونده و به دلش قول داده همه ی تلاششو برای برآورده شدنشون بکنه
حالش خيلي خوبه و تعریفی تر از همیشه هم شده:)
 
سرشار از حس خوشحالی و خوشبختی و امید هستم
یه سری از مشکلاتم کم شده یه سریشون بزرگتر شدن
اما خوشبختیای من بزرگتر شدن
 
من شاد و آروم و خوشبخت دارم به زندگیه معمولیم ادامه میدم معمولی ای که برای من فوق العاده ست. مدتی نخواهم بود مدتی که معلوم ن
امروز یک سالگی وبلاگمه یک سالگی وبلاگی که به هر زحمتی شده ساختمشو توش فعالیت کردم وبا خيليا آشنا شدم که یک سالگی رفاقتم با اونا هم هس که بهترینشون خواهری نیلوفر عزیزم هست که واقعا دوسش دارم و ممنونم که هستی نیلوفرجون
یک سالگی رفاقتم با رهای مهربون که خيلي وقته آفلاينه و دلم واسش تنگ شده و یک سالگی رفاقتم با سنا بانوی مهربون
و خوشحالم که درکنار اين دوستان هستم 
داشتن اين وبلاگ رو مدیون دوست عزیزم نیلوفرجون بابت راهنماییاش هستم که قبول کرد ن
نگاه خانوم آرزوهاشو پیدا کرده
یادش اومده چیا ذوق زدش میکردن
رفته دنبال رویاهاش اونا رو به دلش برگردونده و به دلش قول داده همه ی تلاششو برای برآورده شدنشون بکنه
حالش خيلي خوبه و تعریفی تر از همیشه هم شده:)
 
سرشار از حس خوشحالی و خوشبختی و امید هستم
یه سری از مشکلاتم کم شده یه سریشون بزرگتر شدن
اما خوشبختیای من بزرگتر شدن
 
من شاد و آروم و خوشبخت دارم به زندگیه معمولیم ادامه میدم معمولی ای که برای من فوق العاده ست. مدتی نخواهم بود مدتی که معلو
هرگز خداوند زیر قولش نخواهد زد.
میخواستم از گله گذاری هایم شروع کنم از حرفهایی که هرشب تا مدت ها لابه لای آنها خوابیدم و کابوس دیدم از صدای شکستن شیشه ی دلم که جلینگ جلینک صدا زد و تنها بود و تنها به بند زدن دل نازکم نشستم. از وقتهایی که مغز استخوانم سوخت و لبخند زدم و دردهایی که کشیدم و حق من نبودند حق هیچ کس نبودند. پس نمینویسم. اصلا شاید خدا به واسطه ی همین سختی ها تو را در دامن من گذاشت وقتی که بی خیال زندگی می کردم .بی خیال از هر قرص و
 
عذرخواهی نکنید تشکر کنید.
 
نگید ببخشید دیر کردم.بگید ممنونم منتظر موندی.
 
نگید ببخشید که انقدر صحبت میکنم.بگید ممنونم که به حرفام گوش میدی.
 
نگید ببخشید اذیتت کردم.بگید ممنونم که بهم لطف میکنی.
 
نگید ببخشید گند زدم.بگید ممنونم تو اشباهاتم صبوری میکنی.
 
یادتون نره همیشه مثبت باشید
البته عذر خواهی کردن کار پسندیده ای است ولی نه روزی صد بار.
 
 
 
 
 
✅ گاهی از خود بپرسید که اگر خود را ملاقات می‌کردید، آیا از خودتان خوش‌تان می‌آمد؟!
بابت یک چیز از استارباکس ممنونم.
البته بابت هزاران چیز ممنونم، مثلا همین ice-water ای که مجانی میدن به ما:
 
 
یا به خاطر سرویس عالیش
یا به خاطر اون همه میز و صندلی شیک و اون مبل های خوب که اينجا بهش Booth میگن،
وگرنه تیم هورتونز گدا ما رو کشته بود اينجا،
به خاطر اون لورد بودنشون،
 
 
 
 
 
به خاطر درشت بودن سایز محصولاتشون و تنوعشون،
در کنار همه اينها،
از استارباکس، به خاطر پیشگام بودن در پروسه gender neutral کردن restroom هاش ممنونم.
و همینطور برای اينکه مکان م
نگاه خانوم آرزوهاشو پیدا کرده
یادش اومده چیا ذوق زدش میکردن
رفته دنبال رویاهاش اونا رو به دلش برگردونده و به دلش قول داده همه ی تلاششو برای برآورده شدنشون بکنه
حالش خيلي خوبه و تعریفی تر از همیشه هم شده:)
 
سرشار از حس خوشحالی و خوشبختی و امید هستم
یه سری از مشکلاتم کم شده یه سریشون بزرگتر شدن
اما خوشبختیای من بزرگتر شدن
 
امروزم روز فوق العاده ای بود
پسرام: امیرعباس و حسین رفتن کلاس اول دیدن لبخندشون با چشمای معصوم و صورت بچگانه و محبت بی ریا
سلام دوستای گلم امیدوارم حالتون خوب باشهمن نمیدونم شماچقدربه دعااعتقادداریدولی من خودم خيلي اعتقاددارمیکی از بهترین دوستای عزیزمن که خاطرش برام خيلي عزیزه
وخيلي برام باارزشه قرارطی اين هفته وهفته آیندهیه خبری بهش برسهوبه قول خودش سخت به دعااحتیاج دارهازتون میخوام شماباقلبای پاکتون براش دعاکنید که همه چیزاونجورکه دلش میخوادپیش بره
خيلي ممنونم ازتون❤️
نمیدانی برای اين لحظه که بپذیری روزی ببینمت چقدر انتظار کشیده ام و چه اشک شوقی در چشمانم حلقه شده ضربان تند قلبم را نمیتوانم آرام کنم واقعا اين تو هستی که اينطور بازخوردی ازت دارم میبینم باورم نمیشه
خدایا خيلي خوبی
مرسی بهم برگردوندیش
کی کجا بیایم عمرم عشق نازنینم
کاش در یکی از همین روزها که بی تابت میشوم و سر از ایستگاه بی آر تی که برگشتنی به منزل سوار میشوی ببینمت، نمیدانم مرا ببینی میشناسی ام، نمی دانم ببینمت میشناسمت، مهم نیست، مهم اين
آقای قائد شما واقعا صابخونه ی خوبی بودین.همینکه ۲۰ سال پای زنتون موندین و قید بچه رو زدین نشون از شرافتتون داره.همینکه ۲ سال گذاشتین من تو خونتون بشینم با اجاره ی پایین و افزایش اجاره ی خيلي ناچیز ممنونتونم.همینکه ازم اجازه خواستین شمارمو بدین به املاک ینی اينکه جنتلمنید.ممنونم که خونتون شوفاژ داشت و من هیچوقت متوجه ی سرمای بیرون نشدم.ممنونم که شیر زیر سینک ظرفشویی چکه نمیکرد و دائم آشپزخونه خیس نبود.ممنونم که پرده های خونه ات تمیز بود و
امروز دوره آموزش طراحی بازی یا گیم دیزاين تموم شد. در اين دوره سعی کردم خيلي خلاصه ولی مفید، مفاهیم پایه‌ای برای ساخت یک بازی رو بیان کنم و بک جورایی کیک‌استارت کنمامیدوارم دوره‌ی خوبی شده باشه و همه راضی باشنبعد از کارگاه‌هایی که رایگان برای بازی سازی برگزار میکنم، یکی از علایقم تدریس گیم دیزاينه. اينکه چطوری میشه از یک سری خط و نقطه و مهره، یک تجربه جدید خلق کرد و دنیای جدیدی ساخت gamedojo.irممنونم‌از خانم فاضل عزیز برای اين کتاب‌های جالب
 هروقت اتفاق بدی براتون پیش اومد هرگز نگین مگه از اينم بدتر میشه؟؟
اره میشه از اون تلخ تر وحشتناک تر.غیرقابل تصورتر.همه اينا میشه.
یه بار کوه رفته بودم خيلي غصه داشتم اون بالا انقدر داد زدم انقدر داد زدم تا صدام به اون 
بالایی برسه .
فقط ازش خواستم یذره بامن مهربون باشه.
ازش ممنونم که برای کوچکترین چیزی باید جون بکنم تا بهش برسم
ازش ممنونم که هر وقت چیزی باور کردم وامیدوار شدم با یک حقیقت تلخ از خواب خرگوشی بیدارم کرد.
همه اينا میگذره 
فرا
‏دخترا-کتی جون بیا اينم اون  پونصد هزار تومنی که بهم قرض دادی خيلي خيلي ممنونم عزیزم
 
 
پسرا-ممد اين بیست هزار تومن ما رو نمیدی؟ باید حتما مامور بیارم دمه خونتون؟+ برو الدنگ باز چی زدی هزیون میگی؟ کدوم بیست تومن اصلا؟ اصلا تو کی هستی؟
‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌
شاید باید تمام اين سال‌ها را تجربه می‌کردم تا جایی در مسیر زندگی، با تو برخورد کنم.روزی که پیدایت کردم درست شبیه همان زمانی بودی که گمت کرده بودم! ترسیده و زخمی.تصویرت مدتها بود از ذهنم پاک شده بود اما چشمانت را شناختم.دوباره با چشم‌هایی برخورد کردم که امن‌ترین و البته غمگین‌ترین نگاه جهان را داشت، امن چون همیشه منتظرم بوده و غمگین از گمشدگی طولانی‌اش.به سمتت آمدم، همان لحظه تمام زندگی‌ام را مرور کردم و تو را دیدم که در هر خاطره‌ای حضور
الحمدالله رب العالمین علی کل حال 
نمیدونم برای کدوم نعمت ازت تشکر کنم
فقط اين چند روز انقدر لطفت روی سرم بارید که هرلحظه فقط دلم میخواست بغلت کنم و ازت تشکر کنم
ممنونم ازت خدایا که شدم امام رضایی
ممنونم ازت امام رضا جان جان
بخاطر مهمون نوازی خوبتون
اخ که چقدر برف روز اول لذت بخش بود
نقل از آسمون میبارید 
و احساس میکردم همه اين هارو برای حال دل من تدارک دیدید
میدونید چقدر من عاشق برفم
وقتی ساعت 4صبح از ون پیاده شدیم برف شروع به باریدن کرد
من دنیای شیرین دریا رو خيلي دوست نداشتم، 
 
چون خودم مال اون شهر بودم و پوپک گلدره به افتضاحی تمام گیلکی رو صحبت میکرد.
 
و اينکه گیلانیا خيلي باز و دختراشون خيلي شجاع و توی چشم هستن.
 
خيلي اين جوری رفتار نمیکردن اينها.
توی گیلان ن بسیار زیادی هستن که قوی و پرقدرت دارن کارهای بزرگ میکنن.
 
بعدم ادم وقتی یه جا رو خوب میشناسه و یه چیزو خوب میدونه، بیشتر دنبال گرفتن ایراد و اشکاله تا که لذت بردن (خاک تو سرم).
ممنونم ازت به خاطر اون وبلاگ.
یه دامن دیدم خيلي خوشگل بود
دلم میخواست عین مدادرنگی اقلا 6 رنگشو بخرم
ولی خودمو کنترل کردم
چون اونوقت باید 6 رنگم شال و روسری و بلوز و سارافون و پارچه بلوز و .میخریدم
خودمو راحت کردم رفتم یه دونه دامن مشکی خریدم همونو دارم با کللللل بلوزام و کت هام میپوشم یه کیفی میده که نگو
 
فقط چون از ساپورت به غایت بیزارم زیرش شلوار تنگ و راحت میپوشم
خدایا ممنونم که به من نشون دادی میشه بلوزو با دامن پوشید
و ممنونم که به من آموختی پوشیدن بلوز همراه با سا
آشنایی به زبان ترکی استانبولی
 
Merhaba   سلام
Merhaba  سلام
Benim adım Ahmet. Sizin adınız ne ?    اسم من احمد است. اسم شما چیست؟
Benim adım Diana   اسم من دیانا است.
Memnun oldum خوشبختم
Ben de memnun oldum  منم خوشبختم
 Nasılsınız?  خوبین
Teşekkür ederim, iyiyim. Siz nasılsınız? ممنونم خوبم شما خوبین
Teşekkür ederim, ben de iyiyim ممنونم منم خوبم
http://turkish-course.ir
آشنایی به زبان ترکی استانبولی
 
Merhaba   سلام
Merhaba  سلام
Benim adım Ahmet. Sizin adınız ne ?    اسم من احمد است. اسم شما چیست؟
Benim adım Diana   اسم من دیانا است.
Memnun oldum خوشبختم
Ben de memnun oldum  منم خوشبختم
 Nasılsınız?  خوبین
Teşekkür ederim, iyiyim. Siz nasılsınız? ممنونم خوبم شما خوبین
Teşekkür ederim, ben de iyiyim ممنونم منم خوبم
http://turkish-course.ir
سايت زمین و زمان مدتی بود غیر فعال شده بود و من تصمیم گرفتم دوباره اونو فعال کنم.
سايت و به سیستم وبلاگ دهی منتقل کردم چون مدیریتش برام راحت تر بود و دیگه دوست ندارم سايت پایین بیاد.
سايت زمین و زمان درباره همه چیز می نویسه و البته اگر مطلب و از جایی آورده باشیم حتما لینک مطلب و می زاریم.
خب ممنونم که دوباره با من همراه شدین.
در بخش نظرات منتظر شما هستم.
 
خب هیونگ های گرامی.بعد از صد سال دارم پست میزارم و خيلي ناراحتم.اصلا افسرده ام.متاسفانه بخاطر مدرسه دیگه نمی تونم بیام اما خيليییییییی دوستتون دارم
افتخار آشنایی با همه رو نداشتم اما بازم همتون توی قلبم جا دارین❤️همتون برام یه پخش عظیمی از دلتنگی و ناراحتی هام رو با محبت هاتون پر کردیدپس من الان ناراحت نیستم
بلکه خوشحالم که تونستم تابستونم رو با شما اونی های عزیز بگذرونم.
شما برام درست مثل خانواده بودین.همگی همون محبت رو بهم از راه د
واقعا تسلیت میگم ب تمام خانواده های شیرازی و تموم کسایی ک اسیب دیدن و تشکر ویژه میکنم از تمام همشهری های مهمون نوازم .اگه میخواستیم منتظر باشیم ک دولت و شهردار و استاندار کاری کنه خيلي بیشتر خسارت میدادیم ممنونم از تمام محبت و خون گرمی و حس انسان دوستانتون  دمتون گرم و اجرتون با خدا 
سلام به همگیخواستم بگم چوکاهههههههههصد روزه شدمممممم
 
نمیدونم چی بگم۱۰۰ روووووز اينجا بود دلم
پیش شما خواهریای گل و البته عشقم و البته ویستا که تازگیا خيلي دعوا کردم باهاش
مانی و هانی و ویستا و جیگول و نفس و ددی و بقیه اش اسمشون یادم رفته به بزرگی خودتون میانه
خيلي دوستون دارمممم
بابت حمایتم ممنونم ازتووووووون
بابت روز های خوشی که باهم داشتیم هم خيلي گوماوووووووووو
.
.
.
برای جبران هم شاید بتونم دو پارت از داستانمو آپ کنم براتوووون
الب
سلام ریحون میدونم رفتی ولی دوست نداشتم تو بری دیشب برات خيلي گریه کردم با اين حال مرسیییییییییییی خيلي مرسیییییییییییی برای همچی برای اون روزی که تا شب ساعتای دو باهم حرف زدیم واسه اون موقعی که منو خندوندی واسه اون موقعی که پیشم بودی و نذاشتی من گریه کنم خيليیییییییییی ازت ممنونم
ادامه مطلب
دلبند نازنینمسلامنمیدانم در اين روزهای کشنده ی انتظار قلب کوچکت شروع به تپیدن کرده یا نه اما مطمئنم تو صدای نجواهایم را میشنوی دلشوره هایم را میفهمی. حتما تو هم در همین مدت کوتاه که البته برای من به طولانی ترین شکل ممکن گذشته وابسته شده ای حتما خودت میدانی که چقدر گریه ی و شوق و چقدر لبخند بی انتها به ما هدیه کرده ای عزیز خوش روزی من . از همین ابتدا چقدر زیبا مرا سر ذوق می آوری که با شوق تمام و با صدای بلند برای تو عزیز ترینم قرآن تلاوت
”‏من بدون کسی که داستان‌هام رو بخونه مثل یه دونه شن تو بادم.
اين را به کسی گفتم و از اعماق وجودم به آن باور دارم.
من بابت تک تک ثانیه‌هایی که برای خواندن داستان‌هایم صرف شده ممنونم.کاش بدانید با وقتتان جان دختری در اين گوشه‌ی خاکستری دنیا را نجات داده‌اید.
●بالاخره بعد چهار ماه روزی رسید که من تو دفترم ده صفحه مطلب نوشتم و حالم خوبه.چون چیزی گفتم، چون اين روزا چیزهایی رو فهمیدم که سال‌ها است دنبالشونم اما کسی پاسخگو نیست.نمی‌دونم چقدر قابل اعتماده چقدر قابل تضمینه اما خب تنها دستاویزیه که فکر می‌کنم دارم.حتی شبیه نشونه‌ایه که جلوی راهم قرار گرفته.به سارا ویس دادم دلم می‌خواد کمک کنم اما بلد نیستم چطوری؟سارا برام متن فرستاد و گفت ویراستاری کن و بعد گفت یه کاری رو زمین مونده و انجامش می‌دی
من وقتی در کلاس دوم بودم یک دوست دیوانه ای داشتمی که توی مدرسه به آن پروفسور
می گفتند ولی آن در مدرسه همیشه جواب معلمان را میداد من یادم است که در کلاس دوم یکی از بچه ها خورشید ویکی از بچه ها مآه بود و آن دوستم ماه شد خلاصه اين داستانی بود که من آن را خيلي دوست داشتم واز آن دوستم ممنونم که هالا بهترین دوست من صدراست و تا الآن که کلاس پنجم هستم دوست عزیز من است و آن الان بیمار است دعا کنید خوب بشود 
 
 
 
شیر و عسل
به به چه طعم خوبی !خوش مزه و سفید استهر روز میخورم شیرچون واقعا مفید است
با خوردن دو لیوانقدم رسیده اين جاحتما دو سال دیگرمن می رسم به بابا
دندان شیری منپوسیده بود ، افتاداما خدا به جایشدندان محکمی داد
در سفره چیدم امروزماست و پنیر و سرشیرممنونم از تو ای گاواز اين که داده ای شیر
شیر و عسل اگر بوددر رودهای دنیامثل بهشت می شداين باغ های زیبا
تو اونقدر خدای خوبی هستی، که دلم میخواد مدام بغلم کنی،میدونی خدا بغل تو با تموم بغل های دنیا فرق میکنه، تو آرومم میکنی و ته قلبم، درست همون قسمتی که مدام احساس تنهایی میکنه رو پرش میکنی، تو نمیزاری نبات تنها بشه، میون همه ی آدما، تو تنها پناه امنی هستی که هر وقت دوست داشته باشم میتونم صدات کنم و تو با آغوش باز پذیرای تمام اشک ها و دردام بشی، تو چه خدای صبوری هستی، چقدر بی اندازه مهربونی، خدایا دلم میخواد به اندازه تمام سال هایی که ندیدمت، بغل
چند تا مطلب که پشت سر هم می فرستم، خواننده ها دیگه اون قبلی ها رو نمی خونند. بعضی ها بعد از مدت ها میگن که فلان مطلب رو تازه دیدیم. 
کلا خيلي مهم نیستند مطالبم ولی اين چند مطلب اخیرم بعضی هاشون خوب بودند، دوست داشتید بخونید.
و اينکه اون مطلب رمز دار دخترخاله خيلي خوبه. کاش خانم ها بیان رمزش رو بگیرن. خيلي مفیده. ولی دو مطلب ذهن جوال مامانی و درد و دل های شب قبل از تولد رمزشون فرق داره و چندان مفید نیستند. باز هم دوست داشتید رمز می دم به خانوما.
ممن
سلام دوستان!
اين وب برا شماست؛ شمایی که دوست داری استعدادهای خودت رو شکوفا کنی و از اونا استفاده کنی؟!
گام اول باید علایق و استعدادهای خودتو بشناسی!
گام دومش ب ما
ممنونم از اينکه به پیج ما سر زدید و خوشحال میشیم که انتقادات و پیشنهاداتون را با ما در ارتباط بگذارید.
”‏من بدون کسی که داستان‌هام رو بخونه مثل یه دونه شن تو بادم.
اين را به کسی گفتم و از اعماق وجودم به آن باور دارم.
من بابت تک تک ثانیه‌هایی که برای خواندن داستان‌هایم صرف شده ممنونم.کاش بدانید با وقتتان جان دختری در اين گوشه‌ی خاکستری دنیا را نجات داده‌اید.
ممنونم که حالمو پرسیدید، من زنده‌م، و تقریبا خوبم. 
دارم رو خودم کار می‌کنم. دیروز خيلي بدتر بود حالم، اما گریه‌های دیشب و روزنه‌ی امیدی که امروز تو دلم شکل گرفت بهترم کردن. 
بیا به خدا توکل کنیم، باشه؟ درسته که زد زیر قراری که گذاشته بودم باهاش، اما می‌ذارمش کنار اون‌همه بدقولیای خودم.
+اگه حال خوب من، حال خوبِ تو باشه، من همه تلاشمو می‌کنم. قول می‌دم. تو فقط خوب باش.
+دارم Back to you رو گوش می‌دم. =) هی دوباره از اول. 
اگر بخوام زندگیم رو تا به امروز به سه بخشِ مهم و تأثیرگذار  تقسیم کنم میشه:
زندگیم قبل از آشناییم با همسرم
زندگیم بعد از آشنایی با همسرم(بزرگترین هدیه خدا)
زندگیم بعد از آشنایی با شخصیتِ شهیدِ مدافعِ حرم "محمد حسین محمدخانی" 

+ آتــــقی!
              ازت ممنونم!!!
 
 
 دوست داشتم در مورد سفر کربلا یه سفرنامه مفصل بنویسم مثل خيلي از بلاگرایی که میان و از یه سفر گاها یکی دو روزه یه داستان چند صد صفحه ای می نویسن اما به نظرم نویسنده ی خوبی توو اين زمینه نیستم.
ممنونم از همه دوستانی که وقت گذاشتن و پست قبلی رو خوندن
فعلا پیشنویسش میکنم اگر حوصله ای بود ادامه ش رو مینویسم .
 
 
+ بعضی روزا به درجه ای از کلافگی و بی حوصلگی میرسم که اگر کسی ازم چیزیو قرض بخواد کلا میخوام بدم بهش که بره :| میترسم یکی بیاد و گوشیمو
 
 
خيلي ها قبل از خوردن غذا دعا می کنند و برخی هم پس از غذا خوردن شکر می گویند. اما من قبل از هر نشست و برخاستی دعا می کنم. بعد از بیدار شدن و قبل از بیرون رفتن دعا می کنم. قبل از مطالعه و قبل از نمایش و سینما هم دعا می کنم. قبل از طراحی و نقاشی و ورزش هم دعا می کنم. قبل از پیاده روی و نوشتن هم دعا می کنم.
خلاصه من همواره دعا می کنم و خداوند را به خاطر اين همه نعمت شکر می گویم.
 اگر می خواهید در کارها با پیامدهای خوب روبرو شوید یا به آرزوهای خود برسید.
بارالها، چه بسیار از بدی که از من دور کردی و چه بسیار از تعریف زیبا که سزاوار آن نیستم؛ پراکندی» خدایا ممنونم که به بیانِ قدرتمند و کاملی که در توانِ ذهنی‌ام نبود، مجهزم کردی. در اوراق کتاب نیایشت، لذتی نایاب نهفته است. شکرت ای همه دارایی.
دانلود آهنگ عجب موندی سر حرفاتو قولاتو قرارامون دمت گرم؛ عجب رو بازی کردی با منو قلبم
ahang ajab mondi sar harfato gholato ghararamon damet garm
دانلود اهنگ عجب موندی سر حرفاتو قولاتو قرارامون دمت گرم؛ عجب رو بازی کردی با منو قلبم
همه شهر تاره تو چشمام چقدر خاطره جا مونده چقدر هم اسم تو اينجاست تو اين تهران وامونده همه شهر تاره تو چشمام رو گونم جای بارونه چرا خوشحالی از دوری اينکه درد دوتامونه عجب موندی سر حرفاتو قولاتو قرارامون دمت گرم بازم چک میکنی عکسامو تو تنهای
خدایا؟
منو ببخش به خاطر سهل انگاری ام
منو ببخش که نذری رو که باید در عرض ششصد و چهار روز تموم می کردم، در عرض چندین سال تموم کردم
البته دست خودم نبود
یه مدت فکر و ذکرم فقط مرگ شده بود
هیچ هدفی جز مرگ نداشتم
دست و دلم به هیچکاری نمی رفت
همه چیز برام بی معنی شده بود
اولش فقط در حد یک حرف و فکر بود
تا اينکه پیمانم، نفسم، عشقم پر زد و از پیش ما رفت
اونموقع بود که دیگه دنیا برام غیرقابل تحمل شد
با اينکه با خدا قهر کرده بودم
ولی اون تنهام نذاشت
یه فرشته
گاهی اوقات والدین نمی‌دانند که چطور باید احساسات‌شان را برای فرزندان‌شان بیان و از آنان حمایت کنند تا برای آنها الهام‌بخش باشند. تنها خوب بودن برای تربیت فرزندان کافی نیست، آنها باید بدانند که والدین‌شان به آنها عشق می‌ورزند، آنها را درک می‌کنند و برای‌شان احترام قائل هستند. در همین راستا یک روان‌شناس کودک لیستی از موارد حیاتی که باید به کودک گفته شود را آماده کرده است که به والدین کمک می‌کند تا بتوانند عمق عشق و احساس خود را به فرزن
سلام . 
امکان نظر دهی به صورت ناشناس رو در اين پست فعال کردم . 
لطفا نظر خودتونو درباره ی من بدهید ؟ چجور ادمی هستم ؟ و یا هر چیزی در باره ی من ؛ نقد یا پیشنهادی :)
مرسی .
+اگر ناشناس نظر دهی یعنی به من احترام گذاشتی ! و پیشا پیش بخاطر احترامی که به من میزاری ممنونم :)
+تمام مطالب قبلی به حالت "نمایش" در امد !:))
اينو باید توی اولین پست بعد از تابستونم میگفتم
خوب واقعیت اينه که من بزرگ شدم، از نظر عقلی به خصوص، خوب توی سال گذشته من نمیدونم چرا انقدر اونطوری شده بودم که با خيلي هاتون دعوا کردم و خيلي زود بهم برمیخورد و اصن یه عجوبه ای بودم برا خودم، نمی دونم چجوری تحمل میکردین:/ واقعا ببخشید ، اگه کسی رو ناراحت کردم اگه ازم رنجیدید متاسفم، اصلا چند وقته من همش در حال عذر خواهی کردنم واسه رفتار های دوران جهالتم:/ خبر خوب اينکه الان خيلي عوض شدم، ولی خيلي
هیچ کس به عنوان یه خانم به من احترام نزاشت. اين باعث کمال گرایی منه. احترام من دنبال احترامممن بهت به عنوان یه خانم احترام گذاشتم.ممنونم.
اين چند خط مکالمه آخر من و دکترم بود . و من توی اتوبوس نشستم و گریه میکنم.
به خاطر نگی از دست رفته ام که قربانی احترام شده.
بعضی آدم ها تغییرت میدن.بدون اينکه بخوان
خب عنوان وبسايت رو عوض کردم و گذاشتم از اصفهان تا آنکارا
دنبال هدف جدید تو زندگیم بودم ک پیدا کردم و مونده تلاش برای رسیدن به اون
هدف جدیدم شرکت تو ازمون یوس هستش و باید باید باید باید تو ازمونش قبول بشم یعنی محکومم به موفقیت و تلاشمم میکنم در اين راه چون کی بهتر از من!
میخواستم چندتا نکته رو به خودم بگم
میای خونه به جای وقت تلف کردن یه کم استراحت کن حدودا ی ساعت الی نیم ساعت بعد درسای استاد رو بخون یا از روی کتاب درسارو مطالعه کن
واسه روز ايندت
فردا دومین سالگرد آشناییم با بوداست.
نمیدونم چرا انقدر حافظه ام خوبه
پریروز دانشگاه بودم دیدم خانومه روی دیوار نوشته ممنونم دوستت دارم منو ببخش .اين سه تا جمله از یه کتاب بود اسم اين سه تا جمله هم هواپونوپونو یه همچین چیزی بود.
ربطش رو به بودا و سالگرد گول خوردنم! نمیدونم همین جوری نوشتم.
از اين به بعد تمام پست‌ها رمز‌دار خواهد بود.
از دوستانی که وبلاگ من رو میخونن و مطالب رو دنبال می‌کنن خواهش می‌کنم آدرس وبشون رو به صورت خصوصی بذارن تا رمز ثابت مطالب عمومی براشون ارسال بشه.
مطالبی که شخصی باشن هم به نحو دیگه‌ای توی عنوانشون مشخص میشه.
ممنونم از همراهی‌تون :)
 
+ چقدر جای خاتون خالیه. اگه اينجا رو میخونی لطفا برگرد، دلم برات تنگ شده.
 
نشسته بودم تو اتاق صدای تی وی رو می شنیدم حاج آقا حسینی قمی داشت میگفت از کرامت امام رضا و اهل بیت علیه السلام که طرف میاد پیش امام رضا غذا میخوره و آقا بهش پول و لباسم میده و توی جمع یه آدم حسود گفت چرا همچین کاری می کنین آقا. از کرامت امام هادی علیه السلام میگفت که طرف میاد پیش آقا ، بدهی داشته آقا نداشته کمکش کنه ،  نامه ای رو مینویسه و بهش میده و میگه فلان روز بیا فلان جا ، شروع کن ب سرو صدا کردن! آبروی منو ببر بگو بدهی داری از من!!! گفت آخ
- عمه لطفا قندونو بده من خودم انتخاب کنم!- عزیزم! قنده دیگه! چیو انتخاب کنی؟!- نه عمه! خودم میخوام انتخاب کنم.
قندونو بهش تعارف کردم.
یه کم قندها رو زیر و رو کرد و گفت: پس قند خودم کو؟ پیداش نمیکنم!
من با چشمای گرد نگاش میکردم!
بعد از چند لحظه یهو با خوشحالی گفت: آخ جون! پیداش کردم!
و دستشو مشت کرد و از تو قندون در آورد.
خواستم بگم اين چند تاست! نه یکی!. که گفت: عمه همین پنج تا برای چاییم کافیه! ممنونم!
خواندن کتاب یادداشت ها از ژوزه ساراماگو تموم شد. 
راستش نویسنده ها خيلي آدم های زرنگی هستن، زرنگ از اين جهت که قشنگ پشت پرده همه مسائل رو متوجه می شن و درک میکنن چه خبره و کی به کیه!
اين چند تا ویژگی رو در همشون دیدم :
1- اکثرا به چپ گرایش دارند و از سرمایه داری صرف متنفرن (قبلا مخالفش بودم ولی الان من هم باهاشون موافقم، یادمون نره مارکس هم خودش نویسنده بود!)2- انسانیت بالاترین ایدئولوژیشون هست نه دین و مذهب! 3- مخاطب رو گول نمی زنن و میرن سراغ اصل
سلام دوستای خوبم
امیدوارم هرکجا هستید خوب و خوشحال باشید.
عزیزای دلم جدیداً من و یکی از دوستای خيلي خوبم ک مثل خواهرم میمونه شروع ب کار نمد دوزی کردیم.همون طور هم که خودتون بهتر از من میدونید نمد دوزی یه چند سالیه که خيلي باب شده.ما هم از سر علاقه شروع کردیم به دوختن عروسکای نمدی؛تا هفته قبل که دوستم بهم گفت:فاطمه میخوای یه کانال درست کنیم تو تلگرام کارامونو اونجا بذاریم که همه از دیدنش بهره مند بشن.
از اونجایی که منم همه جوره پایه دوستم هستم
امروز شش ساله شدی عزیز دلم. شش سالی که برای من به شخصه خيلي خيلي ارزشمند بوده. دلم میخواهد لحظه به لحظه اين شش سال رو قاب کنم و بزارم جلوی چشمام. با تو خيلي از اولین ها رو تجربه کردم. با تو فهمیدم چقدر ضعیفم. با تو فهمیدم چه قدرتی دارم. با تو معنای عشق رو فهمیدم. خيلي دوست داشتی تولدت مثل قبل تو مهد پیش دوستات برگزار بشه ولی بخاطر ترافیک کاری اين روزای مهد فرصت مهیا نشد. دلم خواست سورپرایزت کنم و چهرتو ببینم. من که از صبح تا ظهر بکوب تو جلسه بودم و
خيلي خوشحالم، اونقدر که که توصیفش برام سخته امروز تولد بهترین آدم زندگیمه کسی که میتونه هر روز هر هفتههر ماه با صداشچهرشمهربونیهاشو عصبانیتشمنو روز به روز بیشتر وابسته خودش بکنه جونگ کوکممنونم.ممنون که هستی تا با خنده هات دنیای رنگی آرمیا رو رنگی تر و شادتر از قبل بکنیممنون که هستیچون تونستم حتی با فکر کردن به تو از پس خيلي از مشکلات و سختیها کنار بیامممنون که هستی تو با بودنت باعث شدی من تو سخت ترین روزهای زندگیمشبها
تصمیم گرفتم برای اولین بار از تصمیمم دفاع کنم. با اينکه خيلي میترسم با اينکه نمیدونم با چه واکنش هایی رو به رو میشم که حتی خودم رو براشون آماده کنممامان میگفت نیاز نیست نگران باشی. من میخوام ذهنت رو روی هدفت متمرکز کنی و دائم نگران نباشی که الان چی میشه؟ باید چی بگم و چیکار کنم؟ میگفت خودش واسطه میشه و از بابت اون نگران نباشم.در واقع خيلي از مامان ممنونم. توی همه شرایط زندگیم پشتم بوده و همه جانبه ازم حمایت کرده. هیچوقت نذاشته احساس تنهایی ک
ومنم آن متولد زیبای زیباترین فصل و زیباترین ماه❤️از خدا ممنونم که نگاه مهربونشو هیچوقت از من و زندگیم دریغ نکرد و همیشه کنارم بودهعمیقااااا حس می کنم امسال بهترین سال از زندگیم خواهد بودو یقیناا فراز و نشیب های زیادی خواهم داشت اما  مطمئنم از پس همشون برمیامبه قول اقلیما:مرا به فضل الهی و دولت شاهیگذشت مدت هجده سال روزگار بکام :)27_خرداد_137927_خرداد_1398❤️
واسه اين پسرکِ مو فر فر دوست داشتنی جای یک عدد خواهری خوشحالم
ولی امیدوارم هیج وقت دیگ با چاقو نره تو دل دیده شدن
دوم شدن حقت بود:)
ولی دوست داشتم اول پارسا خایف شه ک خب نشد:(
#ترشحات یک مغزِ الکی سرخوش سر اين مسابقه
:همینک منو اين مسابقه دور کرد از دغدغه های روزمرگی زندگیم حتی مدت کوتاه ک پاش بودم ممنونم
 
خدای قشنگم!
سلام. 
اين روزها آسمان از پشت نرده های سبز رنگ، یک جور دیگری دلبری می کند و من هر وقت که دلگیر و خسته میشوم، پنجره را باز میگذارم و دلم با بزرگی و مهربانیت آرام میگیرد!
خدای من!
تو چقدر عظمت داری. 
آن زمان، 
که لابه لای ابرهای پنبه ای،تو را جست و جو میکنم و خودم را به دستان نیرومندت میسپارم، به راستی که جز تو یاری دهنده ای نیست.
من، تمام وجودم را تسلیم اراده ی تو میکنم، دستانم به سمت امتحانت گشوده است و من ایمان دارم تو مرا شفا خواه
احساس میکنم سال 98 آخرین سال حضور من در ایرانه و واقعا واقعا میرم دنبال زندگی خودم در یک جای دیگه.
راستش یه فکر و برنامه هایی ریختم و دارم سعی میکنم اجراش کنم. 
ترجیح میدم که کانادا هم نرم (مگر برای گذشت و گذار) و  اگه برنامه های مالیم درست محقق بشه فقط می زنم تو خط جهانگردی و اين حرفا.
فعلا و موقتا تصمیم گرفتم ترکیه مستقر بشه تا ببینیم بقیه ماجرا چی پیش میاد.
ممنونم ازت مریم بابت راهنمایی هات 
بارالها، چه بسیار از بدی که از من دور کردی و چه بسیار از تعریف زیبا که سزاوار آن نیستم؛ پراکندی» خدایا ممنونم که به بیانِ گویا و قدرتمندی که در توانِ ذهنی‌ام نبود، مجهزم کردی. در اوراق کتاب نیایشت، لذتی نایاب نهفته است. ای همه دارایی تو کریم‌تری از اينکه از نظر بیندازی؛ کسی را که پرورش داده‌ای یا آنکه دور کنی کسی را که نزدیک خود کشیده‌ای، یا برانی آن را که به او جا داده یا به سوی بلا بسپاری آن را که به او کفایت کرده و رحم نموده‌ای»
از اينکه به وبلاگ من سر زدید از شما ممنونم،خوب بنده حمید دهنوی از روستای دهنو بخش ششتمد شهرستان سبزوار استان خراسان رضوی هستم و بنده توانستم امسال یعنی در سال 98 در کنکور سراسری رشته ریاضی رتبه 2400 را کسب کنم و بنده الان در دانشگاه فرهنگیان سبزوار مشغول به تحصیل هستم.
* کله‌ هایشان ریتمیک‌وار به اينور و آنور می‌رفت
و مویِ وِی ها در‌هوا پخش و پلا می‌بود!
* نمی‌دونم مامان تو چایی‌هاش چیزی ریخته یا آهنگای داداش زیادی باحاله:)) خلاصه که جاتون خالی:))
+ ممنونم که اونجاهایی که حالم بده انرژی می‌دین⁦❤️⁩
* کله‌ هایشان ریتمیک‌وار به اينور و آنور می‌رفت
و مویِ وِی ها در‌هوا پخش و پلا می‌بود!
* نمی‌دونم مامان تو چایی‌هاش چیزی ریخته یا آهنگای داداش زیادی باحاله:)) خلاصه که جاتون خالی:))
+ ممنونم که اونجاهایی که حالم بده انرژی می‌دین⁦❤️⁩
اصلا یادم نبود آخرین باری که اومدم اينجا کی بوده 
الان که تاریخش رو دیدم یاد اون روزهای پرالتهاب دوباره برام زنده شد
خداروشکر که تموم شدن و با خوبی تموم شدن 
مادرم جراحی شدن و حالشون خوبه ممنون از همه که نگران بودن 
براتون دعا میکنم هیچ وقت شرایطی که من تجربه کردم رو تجربه نکنین 
برام دعا کنین هیچوقت دوباره چنین شرایطی رو تجربه نکنم
ممنونم از همگی 
سلام به همگی
خوبید؟حال و احوالتون چطوره؟
اول از همه  معذرت خواهی می کنم بابت دو تا پست آخر قبل از اين پست که پر از غم و غصه بودن.ببخشید.از همه تون ممنونم که با حرف های ارزشمندتون،من رو دلداری دادید.خيلي ممنونم. :)
خب،حالا بریم سر موضوع همایش.باید بگم که در اين سفر با تموم خستگی هایی که داشت،خيلي خوش گذشت.مخصوصا روز دوم.روز دوم عالی بود.یه سری برگه ها هم که گواهی شرکت در همایش و کارگاه های آموزشی بودن،بهمون دادن.می گن اين برگه ها در آینده برای گر
 
 توی کلاس داری تاریخ میزنی پای تابلو 8/27 با خودت میگی امروز سالگرد شهادت ، شهید زین الدین بود ، میخواستی بری گار ، اما چی فکر میکردی چی شد. حیف شد ، نشد برم کلاس تموم میشه ، تو راه بیمارستان ، همونطور که تو فکر و خیالی و غصه داری ، پشت چراغ قرمز ، سرتو بالا میاری و میبینی عه جلوی در ورودی گاری. یهو آرامش و اطمینان خاطری که میخواستی رو بهت منتقل می کنند شهداء.  و توی همون چند لحظه پشت چراغ قرمز ، سلام میدی ب شهداء ب نیت خودت و زندگیت
 
محمدابراهیم همت سلامسلام دلمون خيلي براتون تنگ شده. دعوت کردی که امروز ، روز شهادتت ، دوکوهه باشم. اما نیستم ولی ، ولی میدونین که خيلي دوستتون دارم خيلي مچکرم که همیشه هستی و حضورتو همراهمون حس میکنم ممنونم از ته دل + التماس دعا مردان بی ادعای با معرفت
 
سلام بچه ها
در مورد اين وبلاگ می خواستم بهتون بگم که برخی از دلنوشته های وبم رو توش باز انتشار میکنم:) و اگر توانی باشد دلنوشته جدید هم توش میزارم 
خيلي متشکرم از اون افرادی که حمایت کردند و خواهند کرد
عمری باشد جبران کنیم:)
گفت من با لباس خونه از اتاق بیرون نمیام ، همه گفتن همینطور خوبی دختر ، گفت نه خوب نیست من اين شکلی نمیام بلند شدم لباساشو براش آوردم و تنش کردم. گفت جورابم که صورتیه رو هم میخوام ، جوراباشم پاش کردم. گفتم اين روسریت همرنگ مانتوته میخوای؟ گفت نه اون که صورتیه رو میخوام قشنگ تره جنسشم لیز نیست که موهام بیرون بیاد :| لطفا" و ان یکادمو که دایی برام خریده گردنم کن گوشواره هامم گوشم کن دستبندامم میخوام ساعت هوشمندمم دستم کن :| نیم وجبی چ ساعتیم
بسم الله الرحمن الرحیم
غم اين روزا شبیه هیچ غمی نیست. خيلي خاطراتم رو مرور کردم؛ خاطرات غم انگیز ملی رو؛ فاجعه منا، شهادت شهید کاظمی، شهید تهرانی مقدم، شهید حججی، حتی رحلت اساتید اخلاق؛ حاج اقا مجتبی، حاج اقای خوشوقت.
ولی اين غم یه چیزی فراتر از همه اينهاست. شاید شبیه غم آبان ۸۹؛ شهادت شهید ؛ سردار گمنام اطلاعات سپاه.
غم اين روزا عمیقه. سوزاننده است. برانگیزاننده است. هرچی بیشتر رسوب می‌کنه تو وجودم، بیشتر تلخ می‌شم. اشک هم چا
_________________________________
 
وقتی آن روز سراسیمه و حیران از خواب بیدار شدم،عرق سرد پیشانی،خشکی گلو و اشک های روی گونه هایم را حس می کردم.اما به هر حال ممنونم که مرا با یک سیلی که هنوز هم درد آن را حس می کنم از خواب بیدار کردی.
ادامه مطلب
با تمام وجود از کنکور ممنونم، که باعث میشه اين روزهارو تحمل کنم. فکرمیکنم فعلا فقط همینه که باعث میشه زنده بمونم. تا وقتی تو علم طبیعت؛ فیزیک، علم نظم: ریاضی، علم مواد: شیمی، علم حیات: زیست شناسی(که حیات چقدر جان کاه است عزیزم. چقدر.)، علم زمین: زمین شناسی، علم ادب، علم زبان غرقم میتونم شادی رو مزه مزه کنم. میتونم به اين روح خسته اجازه پرواز بدم، میتونم نمیرم.
میرم تا بتونم قدری نفس بکشم.
دانلود آهنگ رضا صادقی به تو مدیونم
هم اکنون شنونده موزیک جدید و فوق العاده ی * به تو مدیونم * با صدای زیبای هنرمند محبوب و مشهور , رضا صادقی باشید.
 
دانلود آهنگ رضا صادقی به همراه متن, پخش آنلاين و بهترین کیفیت (کیفیت اصلی) از رسانه مدیاک
Download new song by Reza Sadeghi called Be To Madyounam With online playback , text and the best quality in mediac
 
متن ترانه رضا صادقی به نام به تو مدیونم
میبینی چجوری شده فکر و خیال مناون چشمات دل با منطقمیهو پای توعقلشو از دست دادتا به خودم بیام دیدر ت
به کمک آقا محمد نقل بلاگ حل شد و ممنونم ازش 
 
آقا رهام نیز کمک کردند ، ممنونم 
 
نقل بلاگ واقعا ماهره ، انشاءالله خداوند بهش عزت بده. بهش حرمت و مال حلال بده. 
 
حل شد بچه‌ها ، ولی اگه موردی هست بفرمائید در خدمتم. 
 
سلام 
به سبب مشکلات و اذیتهایی که متاسفانه هست
مادرم پیشنهاد داد که با سیستم و شماره خودت! برای من یک اکانت باز کن ولی خودت مدیریتش کن. 
ایجاد کردم و فعلا به نام خودم ، ولی مشکلی ایجاد شده ؟؟؟ 
از عرفان جان 
آقای قلیچ خانی 
نویسند
خب حالم خيلي بهتر شد .
چون قرار یه اتفاق خوب بیفته و یه مسافرت شمال 
و قضیه قطع رابطه خواهرم با من اون چیزی نبود که فکر میکردم 
البته هنوزم نمیدونم چرا با بقیه در حد ۵ دقیقه حرف میزنه 
با من همانم صحبت نمی کنه.
ممنونم خدا جون که آنلاين جواب دادی و تم دادی 
دیگه ايندفعه حس کردم دمت گرم اوسکریم جان
یه چیز جالب راجع ب خودمو بنی رو بهتون نگفتم 
شاید باورتون نشه با اون همه دوست داشتن و محبتش 
با اون همه کادو ، برگشتنش از آمریکا ‌و مقابله با مخا
اين داستان
یک میلیون تومان
 
بسیار از تک تک تون سپاسگزارم . خيلي ممنونم که در اين چالش ما به مناسبت ۱۶ شهریور شرکت کردید . و آری جایزه ما یک میلیون تومان بود برای یک نفر . بسیار سپاسگزارم از اينکه در حرکت ما به مناسبت روز وبلاگ‌نویسی شرکت کردید و نوشتید . ابتدا قرار بود اگر زیر صد نفر شرکت کننده داشتیم یک میلیون تومان به یک نفر اهدا شود و اگر بیش از صد نفر تا پانصد نفر بودیم به دو نفر (نفر اول دو میلیون تومان و نفر دوم یک میلیون تومان) هدیه بدهیم
.
.
.
حال الانم واقعا قابل توصیف نیست . فقط اينو میگم حالم خيلي خوبه . امروز و امشب برای ما گیمیرا ، خيلي پربرکت بودن اول از همه اينکه بلیزکان که اگه نمیدونید چیه سرچش کنید . گرچه اين اونت ها خيلي درداورن برای ماهایی که نمیتونیم اونجا باشیم و خيلي چیزا رو از دست میدیم . اما . اما وای از تریلرا و خبرایی ک امشب اومد . اول از همه دیابلو چهار ، که به قصد فک اندازی دنیا اومد و دیالوگاش اصلن داغونم کرد 
From the abyss we seek thy salvationBy three they comeBy three thy way opensBy the
بسم الله الرحمن الرحیمخدایا ببخشید اگر هعی پشت هم گند میزنم و مثل آدم های دست و پا چلفتی خراب کاری می کنم. خداییش یک جاهایی می مانم که دعا کنم خراب کاری ام، خراب کاری حساب نشود. :| می دانی که از چه چیز حرف می زنم. از آن وقت هایی که کار خیط شده و من مرددم بین دعا کردن و از تو خجالت کشیدن و دعا نکردن و از استرس تا مرز جان دادن رفتن.خدایا ممنون که بدون اين که به رویم بیاوری به حرف هایم گوش می دهی. ممنون که حتی وقتی خيلي اوضاع خراب است و رویم نمی شود مستق
حالم داره یکم بهتر میشه
از شنبه دوباره خوندن رو شروع کردم . البته به مقدار کم  . هنوز خوب باورم نشده که چی شده
همه میگن سال دیگه  بهتر میشه . مثه قبلا کهه میگفتن تو صد در صد قبولی
هنوز تو گوشمه وقتی میگفتم خراب کردم کنکورو میگفتن دروغ میگی  اگه تو خراب کنی که خوب کرده
هنوز تو گوشمه خانوم دکتر صدام میکردن  و من میگفم لطفا اينجوری نگین . واسه یه هفته متوقف شد       . باز شروع شد
هنوز تو گوشمه دوستام میگفتن تو که قبولی واسه چی نگرانی ؟؟؟
هه چیز تموم
زمان بین چهارم تا پنجم مهر کش آمد و همه اش از دیدن کابوس ساعت سه بعد از ظهر شروع شد . میدانی از اين کش آمدن زمان های دپرسی ام منزجرم . رویایی که بیش از قبل ته دلم را خالی میکرد. دستانم بیشتر عرق کرد و سردم شد. درحالی که خیس عرق بودم . کاش هرگز هرگز ، هرگز بزرگ نمی‌شدم . کاش هرگز واقعیت اين شکلی نبود.
اينکه نمیتونم دیگه هیچ وقت مثل قبل هیچی رو ببینم میدونی اين بخش برام صدای سوتِ ناخن کشیدن روی تخته سیاهُ داره. 
نمی‌خوام تو بیداری کابوس ببینم ، م
دانلود آهنگ همه شهر تاره تو چشمام چقدر خاطره جا مونده - موزیک ایرانی
Ahang hame shahr tare to cheshmam cheghadr khatere ja monde
دانلود اهنگ همه شهر تاره تو چشمام چقدر خاطره جا مونده - موزیک ایرانی
همه شهر تاره تو چشمام چقدر خاطره جا مونده چقدر هم مثل تو انجاست تو اين تهران وامونده همه شهر تاره تو چشمام رو گونم جای بارونه چرا خوشحالی از دوری اينکه درده دوتامونه عجب موندی سر حرفاتو قولاتو قرارامون دمت گرم بازم چک میکنی عکسامو تو تنهاییات وقتی ولت کرد عجب رو بازی کردی ب
با سلام من مهدی هستم و اين وبلاگ رو ایجاد کردم تا شما رو تکنولوژی و فناوری های نو مطلع کنم.و امیدوارم با که شما من رو نیز با دنبال کردن ها و نظرات انتقادات و پیشنهادات گرم و صمیمی و سازنده ی خودتون یاری کنید.و ایده دیجی آنلاين از جایی تو ذهن من پدید اومد که دوست داشتم مدیر یک وبلاگ پر بازدید و پر مطلب با کلی دوستان صمیمی داشته باشم.و امیدوارم که شما هم وبلاگ من را دنبال کنید.و بدونید من هم شما رو به محض اينکه مطلع بشم دنبال خواهم کرد.و باز هم ممن
سال گذشته مثل امشب زن عموی من به دنبال سرطان متاستاتیک فوت کرد
سارکوم که از عضله پای چپش شروع شده بود طی دو سال _حتی با درمان_ تا مغزش پیشروی کرد
و از پا درش آورد .
موندن عمو و دختر عموی 3 ساله ی بیچاره ی من .
اين دو نفر رو که ببینم دلم آب میشه از غصه
هیچ کلمه ای نیست که بشه غم و تنهایی و دلتنگی عمو و دخترعموم رو باهاش توصیف کرد
دختر عموی بیچاره ی تنهای من ، بی پناه ترین دختر دنیاست
هرچی میخوام دعا کنم ، میگم خدا دلش شاد باشه، زندگیش قشنگ باشه .
 
ا
امروز روز معرفیمون بود همه رزیدنتهای وردی جدید همه رشته ها بودیم.رییس دانشگاه و دانشگده و اموزش و اينا اومدن برامون حرف زدن.البته حرف که نه تهدید
1_جز چشم هیچی نمیگید
2_حجابتون اسلامی و ناخونتون کوتاه باشه
3_یا برید انصراف بدید یا تا اخر سال یک زنده بمونید.فقط زنده بمونید وماهی یبارم حموم کنید
امروز در کنار اينکه کلی تهدید شدیم و به همش خندیدیم کلی هم ترسیدیم .خيلي هم من خسته شدم با وجودی که فقط نشسته بودمتقریبا از بین دخترا و پسرا همه متا
بله
امروز مطلع شدم که یکی از دوستان بزرگواری که بلاگ برتر شدن یه جورایی در واقع خيلي برتر شدن ;)
ما رو دیگه در حد و اندازه های خودشون نمی بینن و از دنبال کردنمون منصرف شدن :))
نکته ی جالبش می دونید کجاست
اگر برید به پست اين دوستان عزیز در خصوص برتر شدن مراجعه کنید یک نکته بین همه شون مشترکه
اونم اينه که
"من که خودم به شخصه حس خاصی نداشتم.
برای ما که خيلي اهمیت نداشت
خداروشکر . هر چند که خيلي هم مهم نبود
ممنونم از همگی اما خب من واقعا هیچ حسی نداشت
عشق ینی‌.
وقتی تو اوج سختی و خستگی داری جون میکنی .
سرتو بذاری رو میز .!چشماتو ببندی ‌‌.و اولین چیزی ک یادت میاد اون باشه .‌
و وقتی چشماتو باز میکنی‌.دیگه خستگیاتو یادت نیاد‌.!
همین!!!

خاله زنگ زده میگه تو راه نجف به کربلا  دنبالت راه افتادم .گفتم فاطمه تو اينجا چی کار میکنی؟چطور اومدی؟
برگشت .دیدم تو نیستی

 پسرعمه کوچیکم_ میگه فاطمه یه دختره اونجا بود جفت تو!یه لحظه فک کردم خودتی.!
.
مرسی‌ ک یادم کردین!

مرسی آقا .که منو تو
نامهٔ اين دختر خوبمان را، بدون کاستن و افزودن، منتشر می‌کنیم. ببینید چه خوب است:سلام به تمام اعضای کانال از زبان مشاور. همین الان که داخل اين کانال هستید واقعا سعادت بزرگیه. خدا رو شاکر باشید.من یه دختر 28 ساله هستم و متاسفانه 12 سال مبتلا به خودیی بودم. قصد ادامه زندگی را نداشتم. از همه چیز ناامید بودم و به خودکشی فکر می‌کردم، که وارد کانال از زبان مشاور شدم و موضوع رو با آقای مظاهری در میون گذاشتم. واقعا خدا اين کانال رو سرراهم قرار داد.
فکر کنم پادکست ۱۰۲۴ رو شنیدید . تمام چیزهایی که از ضبط پادکست یاد گرفتم رو در مطلبی جمع آوری کردم که اگر دوست داشتید می‌توانید آن را بخوانید . با خواندن اين پست می توانید یک تولید کننده پادکست خوب بشین . تمامی میکروفون‌ها و نرم افزارها و ابزارها و نکات که به ذهنم میرسیده رو نوشتم . اگر دوست داشتید حتما بهم نظر بدین بهم ایمیل بدین و بهم دلگرمی بدید که باز هم از اين مقالات و پست‌های آموزشی و به درد بخور بذارم . 
ممنونم که همراهم هستید
htfff.ir/pst2
دوشنبه ی دوست داشتنی باشد
روبروی کافه نادری روی نیمکت نشسته باشی
ساعت نزدیک ۴ عصر باشد
منتظر شروع کلاس استاد عیسی باشی
و مریم همکلاسی هنرمندت اينگونه غافلگیرت کند!
وه که چه لحظات زیبایی بود
مریم جان ممنونم از لطفت و تشکر بابت هدیه ی ارزشمندت❤

+ برای خواندن پستهایتان میایم. به زودی
یک ماه و اندی از پاییز گذشته. پاییزی که برای بار دوم دانشجو هستم. اونم سالها بعد از اتمام لیسانس 
رشته خوبی قبول شدم؛ حیطه‌ای که دوستش دارم و مثل قبلی، از سر حساب و کتاب و سنجشهای عوامانه نیست. مباحثش هم درگیرم می‌کنه هم سیراب. وجد جلسات حکمت و فلسفه برام واقعا جذابه. هیچ دلم نمیاد کلاسای محبوبمو ترک کنم.
از همکلاسیها که نگم. تو اين هفته‌ای که تصمیم گرفتیم تعطیل کنیم، چقدر دلتنگشونم. امشب چت حسابی‌ای کردیم و یادم اومد چقدر بهشون عادت کردم ت
سلام25 سالمه. دخترم . سعی میکنم حد خودم رو تو دانشگاه، بازار، پیش استاد و مردم نگه دارم. چند روز پیش بازار رفته بودم با دوستان. اون ها خيلي با فروشنده گرم گرفتن تا تخفیف گرفتن. از طرفی من ساکت بودم بدم می اومد با فروشنده حرف بزنم چون آدم جالبی نبود و فکر میکردم با گرم گرفتن به همسر آینده م خیانت کردم. اين باعث شد به اين پی ببرم که خيليم بی زبونم و نمیتونم با یه آقا مثل استاد یا فروشنده در حد تعادل رفتار کنم. اتفاقات دیگه هم بوده. من مثلا یا با طرف خی
 
حاصل بازی های من تا الان :
باخت اول که با یک حریف  قوی افتادم و باختم . ( البته اين باخت دقایق آخر بازی 
بود  از لحاظ روحی زیاد اذیت نشدم ) 
باخت دومم که در جریانین به داور باختم .
باخت سومم امروز بود که با یه پیرمرد ۶۰ _ ۶۵ ساله و البته قوی و حرفه ای باختم :(  
اين باخت واقعا برام سخت بود :(( چون دیشب تا صبح بیدار بودم و بعد واقعا تو بازی تمرکز نداشتم بماند سرگیجه و سردرد و اينام قوز بالا قوز بود و خيلي زود باختم :|:( 
 اين خيلي زود بودنه برام خيلي تلخ
دوست دارم نوشتن رو دوباره ادامه بدم اما همچنان اينکه کی میخونه، برام مهمه.
بعضی حرفا رو هیچ جا نمیتونم بگم اما دوست دارم ردی ازش بمونه برای آینده؛ هم از جهت خاطره و هم برای عبرت.
از اين به بعد تمام پست‌ها رمز‌دار خواهد بود.
از دوستانی که وبلاگ من رو میخونن و مطالب رو دنبال می‌کنن خواهش می‌کنم آدرس وبشون رو به صورت خصوصی بذارن تا رمز ثابت مطالب عمومی براشون ارسال بشه.
مطالبی که شخصی باشن هم به نحو دیگه‌ای توی عنوانشون مشخص میشه.
ممنونم از د
بچه ها یه سوالی،
من چطوری میتونم با نوشتن وبلاگ فارسی پول هم دربیارم.
 
دیروز توی پادکست Happier with Gretchen Rubin شنیدم که یه نفر با نوشتن وبلاگ و فقط شرح سفرهاش! و نه حتی خرت و پرتای روزانه، تونسته هر ماه حداقل 6000 دلار دربیاره.
 
بارها و بارها از سايتهای مختلف ملت بهم پیام دادن که نوشته هامو میبرن جاهای دیگه به اسم خودشون پست میکنن.
 
چطوری میشه با وبلاگ فارسی پول دراورد؟
 
نمیخوام انگلیسی بنویسم نه بلدم خيلي خوب بنویسم نه اينکه مخاطبی خواهم داشت.
 
دی
به کمکتون احتیاج دارم برای کرسی آزاد اندیشی دانشگاه.
موضوع بحث:مخالفت با حجاب اجباری
 
دلایل و مضرات و فواید حجاب اجباری و
 
نظراتونو بنویسید لطفا
 
.
.
.
من به شخصه حجاب دوست دارم البته چادر نه! یه حجاب خوب به دور از جلوه نمایی!
اما مخالف حجاب اجباریم ودلایل زیادی دارم که میذارم بعدا میگم
 
شنبه هفته آینده نتیجه بحثو مینویسم.
 
پیشاپیش از همکاری شما ممنونم
سلام
میخواستم ببینم کسی برای شرکت های جعبه کادویی سازی، که مثلا توی سايت های دیوار یا شیپور آگهی میدن کار کرده؟، درآمد کسب کرده؟، کلاس های آموزشی شون شرکت کرده؟، میشه بهشون اعتماد کرد؟
یه آگهی دیدم تو سايت شیپور برای همین جعبه سازی که کلاس های آموزشیش اختیاریه، هر کس بخواد میتونه 25 تومن بده و تو کلاسش رو شرکت کنه، همه الگو های کار برش خورده، همه وسیله های مورد احتیاج  کار رو خوده شرکت تهیه میکنه و پیک رایگان هر هفته برای تحویل گرفتن کارها
همیشه آدم ها را خيلي زودتر از آنکه فکر کنند، میشناسم. اين مدت بعضی وقت ها ممکن است کم تر از چند ثانیه هم شود. اين اواخر از روی نوشته های آدم ها هم می توانم بشناسمشان. شاید در دومین جمله ای که نوشته اند. سایلین من اولین بار برای من نوشت خيلي خيلي ممنونم. و من از اينکه او دوبار نوشته بود "خيلي" شناختمش. اما آدم ها یک جنبه ی تاریک هم دارند. جنبه ی تاریکی که اگر آنرا بشناسی هم فرقی نمیکند؛ چون خودشان هم هرگز نیمه ی تاریکشان را ندیده اند. از آن چیزهاییست
بسم رب الرفیقسر نماز بودم. از معدود ثانیه هایی که به زور با خدای خودم خلوت میکنم. رکعت دوم، بین قنوت و رکوع، انگار که زورِ دست هایِ نسیان نرسیده باشه، یاد تو از لابلای خاطرات خاک خورده خودش رو کشید بیرون! وقتی به خودم اومدم سلام آخر نماز بودم.+با وجود همه کم لطفی ها، ممنونم از نسیان!پ.ن
برگ زردی با سماجت شاخه را چسبیده بود
دست‌های خویش و دامان توام آمد به یاد
سهیل محمودی
عکس آقای خامنه ای

تبلیغات

آخرین مطالب