نتایج پست ها برای عبارت :

این غیمتش چنده

 
تا حالا شده از خودمون بپرسیم کهقیمت یک روز زندگی چنده؟پوستر تمام رخ ماه قیمتش چنده؟چرا آبونمان اکسیژن هوا رو پرداخت نمیکنیم؟قیمت یک ساعت روشنایی خورشید چنده؟قیمت یک دست سالم چنده؟یک چشم بی عیب چقدر می ارزه؟قیمت یک سلامتی فابریک چنده؟اينا همه لطفه …همه نعمته که ما به حساب حق و حقوق خودمون میذاریمتا اونجا که اگه صاحبش بخواد میتونه همه رو آنی ازمون پس بگیرهقدر خودت رو بدون و لطف دوستان و اطرافیانت رو هم دست کم نگیر …به زندگیت ایمان داشته
سلام دوست دارم بنویسم
از حال و روزم بگم
ولی وقتی می بینم هیچ تغییری نکردم
وقتی می بینم هر روز یه مدلم و حالم دگرگونه
از خودم بدم میاد
دوست ندارم بنویسم و یه عده رو ناراحت کنم
یه عده رو به اين فکر بندازم که با خودشون بگن اين عفت اصن معلوم نیس باخودش چند چنده
برام دعا کنید حا دلم خوب بشه
خاطره قرص نیرو زا
خاطره : قرص نیرو زا !!!
 
خاطره تدبیر خدا و قرص نیرو زا !!!
چند روزی که به صورت داوطلبانه و جهادی در نمایشگاه کتابی که آن موقع در جمکران کار می کردیم برایم خیلی جالب بود، آخر در خانه اگر یک دهم اين مقدار کار کنم خسته می شوم و نیاز به استراحت دارم.اما نمی دانم نیروی غیبی ما را تامین می کرد یا شاید در خانه ارباب جو زده شده بودم که اين مقدار می توانستم تلاش کنم.آقا جان ممنون از توانایی جسمی که در آن چند روز به من عنایت کردید.
پسر ۶ ساله
نشستم سر سفره
بابا میگه قانون تجارت اون ماده ای که راجع به امضای چکه چنده؟
میگم ۱۰۳ .
میگه چی نوشته؟چیه متنش ؟میگم وایسا قانونو نگا کنم.
میگم بشین سرجااات .از حفظ!
میگم نمیدونم!
میگه هع!خیر سرت داری درس میخونی!
میرم قانونو میارم .میگم ۳۱۰ بود .
میگه کل ماده های چک رو ۳ بار از روش بنویس .!دیگه یادت نمیره !سرییییع!
"فاطمه هستم ۷ ساله ."
ادامه مطلب
سلام
خیلیاتون اومدین تو دایرکت من تو اينستا گفتین قیمت چنده دوستان قیمت کارو اصلا نمیشه گفت من بابت گاری ک انجام میدم پول میگیرم ینی چی ینی اينکه شاید یکی فقد روتوش صورت بخواد ولی یکی دیگ بخواد مثلا عکسشو جاب یه شخصیت قرار بدم خب قیمتش و کیفیتش متفاوته ینی کاری ک‌من میکنم وابسته به پولی ک میدین کیفیت کار بالا تره بعد یه چیزی ک خیلیا اشتباه فک میکنن اينه ک فک میکنن خیلی گرونه یا خیلی ارزون ن اتفاقا ن گرون ن ارزون همون طور ک گفتم وابسته به کارت
سند2030 کیلویی چند؟
اين بچه ها حالشون خیلی قشنگه
 
دارن اين سرود رو می خونن
 
نوشته روی قلب هر نوکر                             حسین تموم دین و دنیامه
نمیرم از کنار او حتی                                 اگه بدن صد تا امان نامه
ذکرامام حسین برای ما                                شبیه آیه های قرآنه
عزت و سربلندی شیعه                               برای گفتن حسین جانه
تویی تاج سرم ارباب                                 برا توعبد و ن
شب شده باز من شروع کردم به تصور اون کهکشان پر ستاره بالای سرم.نوشتم از احساسم.غرق شدم تو خیالاتم.نوشتم از دردام.از حس بد متمایز بودن»،که اگه دستم نمیخورد و پاک نمیشد کلی حرف نزده بودن.از احساس تنهاییم میخوام بگم،ازاينکه کلی فکر و خیال و آرزو دارم تو سرم یهو به خودم میام که وسط کلاس نشستم خیره به تخته ولی نمیفهمم استاد چی میگه؟و کلی بد و بیراه به خودم میدم که چرا راهی رو شروع کردم که دلم باهاش نبوده؟چرا هنوز دارم ادامه‌اش میدم؟فقط واسه
پارچه مخمل یکی از پارچه های پرده ای مورد توجه خریداران است پارچه مخمل کاربرد زیادی برای لباس و مبلمان نیز دارد ولی امروز از خواصش برای پرده ها صحبت خواهیم کرد.پارچه مخمل به طرز عجیبی برای خریداران مهم واقع شده به طوریکه اکثر فروشندگان پارچه های پرده ای به اين موضوع اشراف دارند که سوال اول خریداران درباره پارچه مخمل است که قیمتش چنده و یا اين پارچه را دارید یا نه؟ پارچه مخمل دارای بافت بسیار نرم و ابریشمی برخوردار است براق و از هر طرف که نگاه
برای دومین بار تو زندگیم تصادف کردم. اولین بار زمستون سال 91 بود تو بزرگراه چمران بود. تنها بودم. از ماشین پیاده نشدم. طرف با وجود اين که خسارت زیادی ندیده بود وقتی دید من یه دختر تنهام، شروع کرد به داد و بیداد. خیلی ترسیده بودم. دیشب بعد کلاس رفتم سیتی سنتر خرید کنم. موقع برگشت دوباره تصادف کردم. اين بار بیشتر ترسیده بودم. ضربه شدیدتر از بار قبل بود. باز هم از ماشین پیاده نشدم. اما طرف داد و بیداد نکرد. فقط صداشو میشنیدم که میپرسید: خانم خوبی؟ ح
 
گرشا رضایی مجرم
دانلود آهنگ جدید گرشا رضایی به نام مجرم
Garsha Rezaei - Mojrem
ترانه و موزیک : گرشا رضایی
+ متن ترانه مجرم از گرشا رضایی
میدونی قیمت دل سوخته چنده / میدونستی جونم به عشق تو بنده
تو بدهکاریاتو مجرم میدونی / تو خیال کن برنده ای من بازنده
 

ادامه مطلب
بالاخره امروز کار کردم هرچند کم اما بهتر از هیچی. ظهرم تا عصری رفتیم جنگل گشتیم. بعدشم اومدیم صندوق عقب بابام درش بسته نمیشد قفلش خراب شده بود :/ خلاصه داستانی داشتیم. از صبم هرچی زنگ میزدیم مانون اينجا که بپرسیم کلاس فردامون ساعت چنده کسی جواب نمیداد. سر راه کانونم رفتیم مها رفت بالا گرفت کارتمونو. ساعت هاش خیلی بده. پنجشنبه ها ساعت ۱ تا ۲:۴۵ دوشنبه ها ۶:۳۰ تا ۸ خورده ای همین حدوداست دیگه. اينم شانس ما که نه فشرده است نه ساعتاش باحاله :/. دیگه ای
وارد مغازه شدم و مستقیم رفتم سراغش
گفتم: من و یادتون هست؟
یه جوری چشمآش و توی چشمام ریز کرد که انگار یادش نیست
ادامه دادم: من همونی ام که دیروز اومدم دو تا کتاب بردم از نشرِ.
پرید وسط حرفم و گفت: یادمه خیلی خوبم یادمه
و کلمه ی »خوبم» رو یه جوری کشیده تلفظ کرد که من تأکید روی اون کلمه و به یاد موندنش رو متوجه بشم
گفتم: می خواستم یکی از کتاب ها رو عوض کنم میشه؟!
گفت: چرا؟
گفتم: ازش داشتم تو خونه نمی دونستم
خندید و گفت: آها
پرسیدم: قیمتش چنده؟ که
وارد مغازه شدم و مستقیم رفتم سراغش
گفتم: من و یادتون میاد؟
یه جوری چشماش و توی چشمام ریز کرد که انگار یادش نیست
ادامه دادم: من همونی ام که دیروز اومدم دو تا کتاب بردم از نشرِ.
پرید وسط حرفم و گفت: یادمه خیلی خوووبم یادمه
و کلمه ی »خوبم» و یه جوری کشیده و سوک تلفظ کرد که من تأکیدِ روی اون کلمه. و به یاد موندن عمدیش و متوجه بشم
خودم و زدم به اون راه و گفتم: می خواستم یکی از کتاب ها رو عوض کنم میشه؟!
گفت: چرا؟
گفتم: ازش یکی داشتم تو یخونه نمی دو
و اينک دانشگاه و حماسه های مهشاد:
صبحش به قول محمد»عنر عنر پاشدیم رفتیم دانشگاه ثبت نام کنم!حالا اينم قضیه داره!بعد فهمیدم ساعت ۸تا۱۰کلاس شیمی داشتم!چه خجستم من!به اين که نرسیدم اما ظهر از ۱تا ۵کلاس داشتم.رفتم خونه و ناهار نخورده منو گذاشتن دم ایستگاه!گفتن خودت باید یاد بگیری چجوری سوار اتوبوس شی!
اتوبوس رسید و تا کله پرررررر ادم!منو جا نمیدادن!هی میگفتن اقا نگه ندار!برو://// اقا جا نیست!.خلاصه که به زور خودمو جا کردم!داخل اتوبوسم  از شوق زی
با سیمکارتی که قلمچی بهم جایزه داده بود، یه اکانت تلگرام دارم و باهاش کانال هایی رو که بنا به دلایلی نمیخوام ادمین از حضورم باخبر بشه میخونم. خودم هم نمیدونم شماره اش چنده دیگه چه برسه به اطرافیان. :))
کِرم یا شاید خر درونم فرمان داد که به "ر" با اين اکانت پیام بده و حرفی که میخواستی رو در رو بهش بگی و نشد رو اينطوری بگو. من هم مغزم رو به کار گرفتم تا بالاخره کلمات کنار هم چیده شدن و یه جمله ی بی نقص براش فرستادم! پنج دقیقه بعد خوندش. خلاصه ی چیزی که
چیه اين کابوس هایی که تو دوران کنکور واسمون ساختن؟ 
خوشبختی توی اين نیست که فلان عدد به اسم تو ثبت بشه.
خوشبختی توی اينه که هدفمند به اون عدد برسی! 
میدونی چرا خیلی ها با رتبه ی خوب حتی موفق نیستن؟ چون تمام فکر و ذکرش اون عدده نمیدونه اصلا چرا میخوادش؟، قراره باهاش به کجا برسه؟، جایی که قراره برسه اصلا شناختی ازش داره؟، آیا واقعا راضیش میکنه؟ یا فقط صرف حرف ملت و خانواده یه دونه میزنه تو سر کتاب یه دونه تو سر خودش و درس میخونه که پس فردا اسمش س
کمترین نمره معلمه از من ۱۷ عه. اونوقت نمره ای که به دفتر برای کارنامه داده چنده؟! ۱۵!!! از اين گذشته کمترین نمره ای که کلا من امسال داشتم ۱۶ بود. اونوقت سال آخری که منِ دانش آموز دارم کل تلاش خودمو میکنم که معدلم کمتر از ۱۹ نشه و قبول بشم معلما همچین نمره های افتضاحی میدن. به نظر خودشون میخوان دانش آموز رو ارتقا بدن. امروز بعد از شنیدن نمره هایی که برام گذاشته بودن سردرد نابود کننده ای گرفتم (بدتر از سردردای هرروز) و تا مرز گریه کردن رفتم. دلم میخ
دیروز بعد از فکر کنم دو هفته از خونه رفتم بیرون. یه کار مهم داشتم و خب یه سری چیزا می خواستم.
هر کی منو از نزدیک میشناسه میدونه چقدر عاشق خوراکی و خرید کردن براش هستم. اما یه مدته که خرید خوراکی های فانتزی تر رو حذف کردم.
دیروز یادم افتاد که دلم ذرت مکزیکی می خواسته. گفتم وسایلش رو بگیرم تا ورژن سالم ترش رو توی خونه درست کنم.
هر کی هم دوباره منو میشناسه میدونه من به صورت عادی یه سری خوراکی ها رو اصلا نمیذاشتم از یخچال کم بشه. مثل قارچ و پنیر پیتزا
وقتی که اومدم .دوست داشتم تموم اونچه که توی مغزم داشت بلند بلند تکرار میشد رو بنویسم .دو سه بار نوشتم.پاک کردم .
دوسه بار نوشتم.ثبت نکردم.دو سه بار .دوسه بار .
حالم زیاد خوب .که چه عرض کنم.اصلا خوب نیست!
اونایی که گفتن یا فکر کردن که من حاضر جوابم امروز نبودین ببینین چطور عین گربه شرک منتظر شدم تا مزخرفات اونا تموم شه .
باورتون نمیشه اگه بگم بغضم داشت جلوشون میترکید .
دو سه بار عینکمو درآوردم .دوسه بار گوشیم رو چک کردم تا ببینم ساعت چ
امشب خونه عموم بودم . دامادشو مهمون کرده بود . فکر کنم ۵ ماهی بود که مهمونی خونوادگی ندیده بودم.خلاصه اينکه سه چهارم جمعیت برام نا آشنا بودن .اما راحت بودم . تجربه بهم گفته در مهمونی ای که راحتم حتما یک چیزی رو زدم شدم . امشبم یه لیوان شیشه ای شدم . رکوردم سه تا بشقابه ، اونم همین پارسال خونه پدربزرگم . نه اينکه دستپاچلفتی یا چیزی تو اين مایه ها باشما اتفاقا خیلی سنگین و رنگین میشم . نمیدونم چرا میشکنن اصلا .
داماد نوه دختر خاله زن عموم
به آریا پیام زدم که ببینم قیمت چاپ عکس چنده بعد سه سال. خب میدونستم گرون شده ولی نه اينقدر. ۱۰ در ۱۵ شده ۱۸۰۰ تومن. اون موقع ۵۰۰ تومن بود. ۱۳ در ۱۸ هم شده ۲۸۰۰ تومن اون موقع ۸۰۰ تومن بود. خواستم بگم اگه الان دانشجوی عکاسی بودم احتمالا مجبور بودم انصراف بدم! شایدم دارم اغراق میکنم. اما خب گرون شده دیگه. داشتم میدیدم که برم عکسامو چاپ کنم حالا باید تعداد عکسای بیشتری رو حذف کنم تا بتونم چاپشون کنم. الانم خب مرحله ایه که واقعا سخت دیگه تو لپ تاپ تشخی
دست و پای مظاهر با طناب به صندلی بسته شده، صورتش کبود است و پلاک گردنبدنش افتاده پشت سرش، موهایش پریشان است و در یک پایش دمپایی است و در پای دیگرش کفش. قاتل کارد به دست بالای سر او ایستاده، با خنده ای شیطانی و چشم های درشت سبز رنگقاتل: برای کسی که تنهاست، چه فرقی می کنه مشهد باشه یا تهران، ایران باشه یا استرالیا، زنده باشه یا مرده؟!مظاهر: تعریفت از تنهایی چیه؟ همه ی ما آدم ها تنهاییمقاتل: حوصله ی بحث و جدل ندارم. من مامور شدم که تو رو بکُشممظاه
1. مدیر عامل هنوز برنگشته. اون روز ازم پرسید اونجا ساعت چنده گفتم فلان ساعت. گفت عه اختلاف ساعت انقده؟! . بدبختا گیج شدن تابستون یه جوره پاییز یه جوره. حلا یکی بیاد اينو توضیح بده 
 
2. یه سریال شروع کردم The Leftovers  جالبه هیچ سکانسیش قابل پیش بینی نیست کلا هر لحظه از سریال با خودت میگی whaaaaat the hell is ing on.  بنظرم باید نقدهاشو خوند شاید یکککککم با lost تمش مشابه باشه ولی قطعا از لاست خیلی بهتره  من واقعا اخرای lost نا امید شدم و دست ازش کشیدم و
اين امتحان تقدیم به دردِ عظیمِ تو. به تمام شبایی که برای ساعتِ ۸ زمان گذاشته‌بودم و ساعت ۴ با لرزش و چشم اشکی از خواب می‌پریدم. تقدیم به کابوسای هر شبه. تقدیم به اون لحظه های تو تاریکیِ مطلقِ مطلق سینه‌خیز جلو رفتن. تقدیم به زجه‌های بی‌صدای هرشب و از درد به خودم پیچیدنایی که صبحاش به کلاس گلستان ختم می‌شد. تقدیم به اون‌روز که روحم رمق از جسمم گرفته‌بود، حالم بد بود، تب‌دار بودم، نمی‌دونستم کجام و ساعت چنده و تکیه به میله‌های یخ اتوبوس  
 
دانلود آهنگ جدید مجرم از گرشا رضایی با بهترین کیفیت + پخش آنلاين
دیوونه واست میمردم اما باز ازت میخوردمبگو کی ازم بریدی حالمو چرا ندیدی تو هی
Download Ahang Jadid 98 Garsha Rezaei Benam Mojrem
دانلود آهنگ گرشا رضایی به نام مجرم با دو کیفیت ۳۲۰ و ۱۲۸
 
متن و ترانه آهنگ گرشا رضایی – مجرم
میدونی قیمت دل سوخته چنده میدونستی جونم به عشق تو بندهتو بدهکاریاتو مجرم میدونی تو خیال کن بنده ای من بازندهتو که قانون عاشقی رو میدونی واسه چی خب انقد راحت دل میشیچرا رف
دیروز عصر با هدهد رفته بودم دکتر. فرستاد نوار گوش گرفتیم. ریپورتشو باز کردم، با حالت هیجان‌زده گفتم "وای! سولاخ کوچولو!" جفتمون تعجب کردیم. در حین آب‌بازی تو یکی از گشت و گذارهای نوروزی اتفاقی دست داداشم خورده به گوشش! دکتر گفت اگه مواظب باشی خودبخود ترمیم میشه، وگرنه جراحی! گفت شکایتی از ضربه‌ای که بهت خورده داری؟ می‌خواست نامه بده =))) فک کنم یک عالمه دیه‌ش بشه =)))
بعد رفتیم با لاله‌های زردی که غروب‌ها بسته میشن عکس گرفتیم :)

بعدم چشممون خو
بسم الله
هُوَ الَّذِی خَلَقَ السَّمَاوَاتِ وَالْأَرْضَ فِی سِتَّةِ أَیَّامٍ
فکرم پیش تدبر سوره حدید مونده و تو همون آیات اول گیر افتادم .اين جنس آیات که مدام داره تذکر میده خدا تو شش روز کل زمین و آسمون رو خلق کرده بهم یه استرسی وارد میکنه که یه جورایی من و به حرکت و برنامه ریزی وادار میکنه .
مدام به خودم میگم به نظرت خدا خواسته اقتدارش رو به رخ بکشه که هفت جای قرآن بهش اشاره کرده ؟ یا مثلا خواسته در مورد زمان حرف بزنه ؟ یا قصد داشته در مورد فر
در مورد آدمای حرفه ای یکم حرف بزنیم؟!
من چند وقت پیش حس کردم دوست دارم یه ساز یاد بگیرم و برای همین خیلی اتفاقی و یهویی با لباس بیمارستان رفتم توی بزرگترین سازفروشی اين شهر! 
با استرس رفتم جلوی کانتر آقای فروشنده. گفتم سلام قیمت فلان ساز چنده و حرف شروع شد 
آقاهه شروع به حرف زدن کرد نه از اون حرفای مفت نه از اون حرفای آدمای مریض 
بدون نگاه جنسیت زده و یا دید از بالا به مبتدی برام اصول رو توضیح داد 
گفت بدون جاج کردن توضیح داد و من ذره ذره احساس
 مثل اينکه تو ترافیک عاشوری گیر کرده بوده. خلاصه تا سوار شدم دعوا کردم که آقا منو یک ساعته اينجا کاشتی. اين چه وضعشه؟. من تو اين یک ساعت میدونید چقد میتونستم درس بخونم؟. کلی دعوا و سروصدا کردم باهاش. یکم سکوت کردم دوباره گفتم آقا میدونین الان ساعت چنده؟. من الان ساعت ۱۰ شبه و تو خیابونم. واقعا درسته؟. اينقدر آدم متشخص و مودبی بود که واقعا واقعا واقعا شرمندم کرد. سن و سال زیادی نداشت، فوق فوقش ۲۵ سال. ولی اينقدر قشنگ برخورد کرد که من خج
دیگه کم کم دارم به اين نتیجه می‌رسم که یه مشکل عجیب در خودم هست که هرچقدر فکر می‌کنم پیداش نمی‌کنم و به نتیجه منطقی نمی‌رسم. ولی حداقل می‌تونم اسمش رو بگذارم: جذب دیوونه  :)
بله من جذب دیوونه دارم!!! مثلا همین امروز موقع برگشت از محل کار در یکی از صندلی‌های ایستگاه نشسته بودم و سرم توی گوشیم بود و توی گوش‌هام ایرپاد گذاشته بودم. همین حین یک مرد مسن مقابلم ایستاد و
- گفت: ببخشید 
- گفتم:‌ بفرمایید
(خب در اين موقعیت مشخصه که طرف سوالی داره. ولی.
قبلا یه بار سوتی هایی که توی پانسیون اتفاق افتاده بود رو گفته بودم براتون،دیروز روی یه نوت نوشتم بقیه اشو که بیام و باز بنویسمشون. 
۱. بعضی از بچه‌ها خیلی محکم کتاب و دفترشونو ورق میزنن و صداش روی اعصاب من رژه میره همیشه،چند روز پیش صبر کردم که وقت استراحت شه بعد بلند گفتم بچه‌ها یکم یواش تر ورق بزنید هی تق تق تق،دوستام جلوم وایساده بودن،یه دقیقه کامل سکوت شد بعد همه زدیم زیر خنده، آخه صفحه صدای تق تق میده؟ خش خش کجا و تق تق کجا =) از اون روز ب
اينروزا خیلییییی میخوابم. حس میکنم یه مرضی گرفتم. امروز هم حول و حوش ۵ رسیدم خونه، دیگه گرفتم خوابیدم از شیش. بعد دیگه حالیم نشده بود ساعت چنده. همینجور خواب بودم. تو خواب خواب دیدم که نعنا کتری رو زده به برق و صدای قل قل اب میاد. من گفتم چه عجب نعنا اينموقع صبح بیدار شده. بعد چشامو باز کردم و دیدم چراغا روشنه. نعنا هم نبود. گفتم حتما کتری رو زده به برق و رفته بیرون. ولی چرا چراغا روشنه ساعت چار صبح؟ و یهو یادم اومد الان ساعت چار صبح نیست!!!!! بلکه من
دیشب با پ حرف میزدم،یهو گف ابجی گ پیام داده،گفتم گ ؟؟ 
گف همون نامزدم که نامزدیمون بهم خورد،ینی بهم نخوردا مامانش
خیلی دخالت میکرد دیگه مامانمم بحثش شد با مامانش 
بعد ی بارم میخواستم برسونمش ،ماشین خودم (BMW نمیدونم 
دقیقا سری چنده ماشینش ولی خیلی خفنه) نبود گفتم با پراید 
برسونمش گفت میخوای بااين لگن منو برسونی؟ منم عصبانی شدم
وبراش اسنپ گرفتم! سر اون حرفش خیلی ناراحت شدم وبعدجریان
دعواهم کلا ندیدمش و یجورایی قید نامزدیو زدم،بااينکه ازهف
چشم که باز کردم ساعت ۴:۴۰ صبح بود ، با خودم گفتم "خو اذون که حدود ساعت ۵، یعنی اول ماه ۵ بی الان هم رفته جلوتر حتما:| " مثل جت از جا بلند شده و به سمت اشپزخانه دویدم ، ظرف عدسی که از دیشب برای سحر زیرِ چشم کرده بودم را از یخچال بیرون کشیدم،آه از نهادم بلند شد ، ظرف یخ بسته بود و گرم شدنش طول می‌کشید، چند دقیقه‌ای روی اجاق رهایش کردم بلکه گرم شود، همزمان به حیاط رفتم، هیچ صدایی به جز صدای کولرها به گوش نمی‌رسید، دوباره برگشتم، عدس را داخل یخچال بر
نمی‌دونم شهر شما (یا حتی شهر خودم) امروز چه خبر بود، ولی هرچی که بود شلوغیای امروز اصفهان روی دانشگاه هم بی‌تاثیر نبود و باعث شد هیچ اتوبوسی رفت و آمد نکنه و عملا توی دانشگاه زندانی بشیم. جای سوزن انداختن نیست توی دانشگاه. یه سری‌ها به هر نحوی بود رفتند خونه، ولی بقیه شب رو باید توی خوابگاه یا مسجد و غیره بگذرونند. امتحانات امروز بعدازظهر هم لغو شد و من دقیقا نفهمیدم چرا. امتحان فردای من هم لغو شد و من برای اولین‌بار در عمرم از لغو شدن یه امت
من نمی دونم خورشید که غروب می کنه مگه قراره چه اتفاقی بیفته که بابا اينجوری می کنه، مگه شهر خون آشاماست که افتاب غروب کنه بیان ما رو بخورن ?ها؟ مگه چی میشه؟
دیروز ازش اجازه گرفتم بعد از مدرسه با بچه ها رفتم سینما، بیرون که بودیم زنگ زد که شب یه کم دیر میاد.
منم، فیلم که تموم شد میخواستم برگردم خونه ولی بچه ها گیر دادن گشنشونه و بریم یه چیزی بخوریم، من هی گفتم باید زود برم خونه ها ولی گیر دادن، فرزانه ام هی گفت باباتم که دیر میاد میخوای خونه تنها
نمی‌دونم شهر شما (یا حتی شهر خودم) امروز چه خبر بود، ولی هرچی که بود شلوغیای امروز اصفهان روی دانشگاه هم بی‌تاثیر نبود و باعث شد هیچ اتوبوسی رفت و آمد نکنه و عملا توی دانشگاه زندانی بشیم. جای سوزن انداختن نیست توی دانشگاه. یه سری‌ها به هر نحوی بود رفتند خونه، ولی بقیه شب رو باید توی خوابگاه یا مسجد و غیره بگذرونند. امتحانات امروز بعدازظهر هم لغو شد و من دقیقا نفهمیدم چرا. امتحان فردای من هم لغو شد و من برای اولین‌بار در عمرم از لغو شدن یه امت
وضعیت آهنگ های ایرانی
بررسی جدیدترین های موسیقی ایران در مرداد ماه و شهریور 98 ، کدام خواننده ها فعالیت خود را افزایش و کدام خواننده ها در چند قدمی شهرت قرار دارند.
چند سالی است که مارکت موزیک پاپ ایرانی بسیار داغ شده و آهنگ های بسیار زیادی از خواننده هایی که حتی شاید یکبار هم اسم آن ها به گوشتان نخورده در فضای مجازی و اينترنت و شبکه های اجتماعی داره هی تند تند منتشر میشه و یه عده خیلی خوب دارند بی مهابا بدون فکر به آینده موزیک ایرانی در قبال
دولت عزیز مدتی است یواشکی و به طوری که زیاد درد نگیرد در حال حذف یارانه افراد پردرآمد است. در اين راه چند مورد تلفات هم گزارش شده که افراد بدون اين که متعلق به قشر پردرآمد جامعه باشند یارانه ماه گذشته را دریافت نکرده‌اند. از آنجایی که دولت گفته بود برای اعتراض به حذف یارانه‌مان به وزارت کار مراجعه کنیم من در روزهای گذشته به وزارت کار مراجعه کردم و علت حذف خودم را جویا شدم:
.من: سلام وزارت کار.وزارت کار: سلام بر تو عنصر محذوف!من: ای وزارت کار! چر
1 . در پشت سر یه دوچرخه سوار در حال رانندگی هستید ،قصد گردش به راست دارید ، چکار میکنید ؟الف) سرمون رو از شیشه میاریم بیرون میگیم هوووو یره مگه کوری برو اونور دیگه .ب) به موازات دوچرخه سوار حرکت میکنیم و یه هو میپیچیم جلوش تا حالش گرفته شه.ج) پشت سرش یه بوق خفن میزنیم تا هُل شه و بخوره زمین و بعد از روش رد میشید طوری که مخش بپاشه بیروند) با ماشین میکوبیم بهش تا بیفته زمین و بعد از رو مخش رد میشیم .
2 . از یه خیابان فرعی میخواهید وارد خیابان اصلی شوید.
1- 24 اسفند 85 از شمالی‌ترین نقاط تهران کنده و پرت شدم به جنوبی‌ترین نقطه‌ی شهر در بهشت زهرا. همه کس و کارم مثل خیلی‌های دیگر در آن احتمالن پنجشبنه‌ی آخر سال در بهشت زهرا جمع بودند و من رفیقم در توچال لابلای برف‌ها سرگرم هم بودیم. اين تصویر خلاصه‌ای از آن روزهای من بود. محمد یک سمت می‌ایستاد و بقیه سمتی دیگر.
2- نتایج انتخاب رشته کنکور آمد. بدیهی بود که زود هم را ببینیم. روی چمن‌های کنار مزار شهدا که نزدیک خانه بود نشسته بودیم و زمین و زمان را
1- 24 اسفند 85 از شمالی‌ترین نقاط تهران کنده و پرت شدم به جنوبی‌ترین نقطه‌ی شهر در بهشت زهرا. همه کس و کارم مثل خیلی‌های دیگر در آن احتمالن پنجشبنه‌ی آخر سال در بهشت زهرا جمع بودند و من رفیقم در توچال لابلای برف‌ها سرگرم هم بودیم. اين تصویر خلاصه‌ای از آن روزهای من بود. محمد یک سمت می‌ایستاد و بقیه سمتی دیگر.
2- نتایج انتخاب رشته کنکور آمد. بدیهی بود که زود هم را ببینیم. روی چمن‌های کنار مزار شهدا که نزدیک خانه بود نشسته بودیم و زمین و زمان را
یکی از بخشهای مهم زندگی روزمره خرید کردن است . چه به زبان فارسی و چه به زبان انگلیسی خرید کردن بخش مهمی است که در زندگی روزمره بسیار با آن مواجه می شویم.  
در بحث امروز لغات و اصطلاحات پر کاربرد که در رابطه با خرید کردن است را برای زبان آموزان عزیز فراهم آوردهام. باما همراه شوبد:
 

  Cheap
ارزان

 Customer
مشتری

 Discount
تخفیف

 Expensive
گران

 Price
قیمت

 Sale  
فروش، فروش فوق العاده

 Shop
مغازه

 Shopping bag
ساک خرید

 Shopping list
لیست خرید

 Special offer
پیشنهاد ویژه

 To buy
خ
دانلود بهترین آهنگ های جدید با بالاترین کیفیت
Best Persian Song collection
 
گلچین بهترین آهنگهای جدید
در دنیای امروز همه دنبال راحترین و کاربردی ترین راه حل برای رسیدن به هدف های خودشون هستن. قطعا در مورد موسیقی هم اين قضیه صدق میکنه ، حتما شما هم از روال قدیمی و خسته کننده ی دانلود آهنگ خسته شدین ، کلی وقت باید بزارین تا چندتا از بهترین موزیک های روز رو بتونین دانلود کنید و برای اين کار هم از صفحه ای به صفحه ی دیگه برین !
اما ما اينجا کار رو براتون راحتر
به نام خداوندی که میداند کجاها حال بگیرد و حال بدهد.
حدودا چهار روز و اندی میگذره از اعلام نتایج کنکور سال 98.و همونطور که محضر حضورتون هست نصف "وبلاگ های به روز شده" ی بیان شده "شاخ کنکورو شکستم/کنکور خدا لعنتت کنه/خدایا چرا اينقدر بدبختم؟/چرا به دنیا اومدم؟/خوشبختی سلام!"خلاصه که منم اينارو دیدم یه عذرخاهی به همه بچه هایی که تو صندوق پستیشون اعلام خوشحالی نکردم.دلم میخواست باتون ساندیس هارو به هم بزنیم و تا صبح که افتاب میزنه تو فرق سرمون، بر
بچه ها جون ها سلام.
 
ساعت حدود سه نصفه شبه.
اخیرا سیستم خواب و بیدارم برگشته به دوران قبل از کوروش! با اين تفاوت که اون وقت ها لنگ ظهر بیدار میشدم و الان هر ساعتی بخوابم باز مجبورم صبح بیدار شم.
و دارم از اين بابت عذاب میکشم.تقریبا هر شب به خودم میگم دیوانه ای؟؟ خوب به موقع بخواب.از اين نعمت خواب لذت ببر.خودت رو دوست داشته باش.به سلامتت اهمیت بده.تا وقتی عمدا بیدار میمونی کجا میتونی بگی من خودمو دوست دارم؟ اين رسما شکنجه است!!
 
خوب من خیلی هم حال
سلام.خداقوت
واسه انتخاب واحد دی ماه کارودانش فقط گزینه غیرحضوری فعاله و دروس پودمانی مثل ریاضی رو نمیتونم حضوری ثبت کنم تا از دانا ژوری دریافت کنم.راه حل چیه؟(( سپاهی از کارودانش امام ای شهرستان کلات ))
 
​​​​​استاد محترم سلام ضمن تشکر فراوان از جنابعالی متاسفانه سامانه سناد برای دی ماه برای دروس پودمانی گزینه حضور ی ندارد وسیستم برای اين دروس لیست به ما نمی‌دهد واين مشکل هم ما در تابستان هم داشتیم لطفا ییک راهنمایی بفرمایید  ((ح
آشنایی با انگلیسی در سفر باعث می‌شود تجربه ی بهتری داشته باشید. حتی اگر مقصد سفرتان کشوری انگلیسی‌زبان نیست، زبان انگلیسی به کارتان می‌آید. زبان انگلیسی سومین زبان پرکاربرد مردم دنیا، پس از ماندارین» و اسپانیایی» است. همچنین به‌عنوان زبان سوم مردم در سراسر دنیا رایج است. در اين مطلب با جملات و اصطلاحات مهم انگلیسی در سفر و در موقعیت‌های کلیدی آشنا می‌شوید.
 
برای ورود به کشوری دیگر، نخست باید از گمرک و کنترل گذرنامه عبور کنید. اينجا
هنوز نمیتوانم اضطراب را از شوق تشخیص دهم. امروز دو بار به خدمات هتل گفتم بیايند اتاقم را تمیز کنند. هر بار صد دلار انعام دادم، دونفری می آیند آخر. و هربار تعجبشان را می دیدم؛ اين که اينطور خرج میکند، توی اين هتل چه میکند. تمام چراغ ها را روشن کرده ام، ولی نمیدانم اين آن چیزی است که او میخواهد یا نه. یک حسی دارم که به من میگوید امشب چه خواهد شد. نور را کم میکنم. تلفن را برداشتم، داخلی 4:
-پذیرش هتل، چطور میتونم کمکتون کنم؟
صدایش آشناست. میدانم که دخ
دوستان و آشنایان و فامیل های گرامی .
خیلی ممنون از اينکه در پروسه و روند کنکور بنده از اول تیر ماه سال جاری شروع کردید به پیگیری بقول یکی ازاين خوانندگان نه چندان فان کشور :
واسه همه زنگ زدنات مرسی .واسه همه پیگیریات مرسی واسه همه سوال پیچات مرسی و خلاصه که  مرسی .
مرسی که اول تیر ماه زنگ زدین و گفتین :
-سلام خبر داری کنکور 14 تیره ؟
اون موقع بود که دو تا آرامبخش انداختم بالا و گفتم :نه .جدی کنکور 14 روز دیگس خب اخه لعنتیا من اگه شما رو ن
خب خب خبقبل از هرچیزی می‌خوام بگم امشب یه معجزه پیدا کردم. همون چیزی که همیشه دنبالش بودم و پیدا نمی‌شد. و چقدرررر حالم خوش شد. عالی شد اصلا.حمید سلیمی رو می‌شناسین؟ چند وقت پیشا با دنبال کردن لینکای مختلف از کانال دیالوگ باکس به کانالش رسیدم. جنس نوشته‌هاش و حتی سلیقه‌ش تو موسیقی حسابی با حالم جفت و جور می‌شد و داستان نوشتن‌هاش رو دوست داشتم. اين قصه‌نویسِ قصه‌ی ما، هر هفته تو کانالش از یه دورهمی حرف می‌زد که یک‌شنبه‌ها تو یه کافه نزد
 دانلود کتاب دگرگونی زندگی با جادوی نظم
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
کتاب دگرگونی زندگی یا جادوی نظم (معیارعلم) اثر ماری کندو .https://www.30book.com › Book › دگرگونی-زندگی-یا-جادوی-نظم-معیارع.خرید اينترنتی و آنلاين کتاب دگرگونی زندگی یا جادوی نظم (معیارعلم) نوشته ماری کندو و ترجمه منازنگنه از نشر معیار علم، در فروشگاه آنلاين کتاب ۳۰ بوک. کتاب .جادوی نظم: هنر ژاپنی خلوت سازی و سازماندهی - کتابخانه مرکزیhttps://library.um.ac.ir › tg=book۲۲ دی ۱۳۹۷ - عنو
جلوگیری از تغییر رنگ میوه هنگام خشک شدن
لوازم مورد نیاز برای خشک کردن میوه
_ میوه : ( من از انواع میوه های هلو، آلو، زردآلو، سیب، آلبالو، بلوبری و گوجه استفاده کردم) مطمئن شوید که میوه ها رسیده و بدون هیچ لکه و زدگی باشند. میوه ها نباید بیش از حد رسیده باشند._ برای خشک کردن میوه ها از سینی های توری فر و سینی های توری پلاستیکی دستگاه خشک کن میوه استفاده کنید. مصرف سینی توری به خاطر اين است که می خواهیم هوا زیر میوه ها جریان داشته باشد._ پارچه توری
شهر جدید اندیشه در ۳ کیلومتری شمال شرقی شهریار قرار دارد که از نظر آب و هوایی دارای بهترین شرایط است. اين شهر برای افرادی که به‌ سلامت خود اهمیت می‌دهند و می‌خواهند از آلودگی هوا و صوتی به دور باشند جایی بسیار مناسبی است.
شهر جدید اندیشه به خاطر موقعیت جغرافیایی خود فاصله زیادی از تهران ندارد، دسترسی آسان به پایتخت دارد و با توجه به مترو و وسایل نقلیه عمومی که برای اين شهر تجهیز کرده‌اند به ‌راحتی می‌توان رفت و آمد با تهران داشت.
شهر
ژل تنگ کننده واژن ویاکسی Viaxi tightening gel به محض استفاده روند تنگ کنندگی واژن را شروع کرده و به وسیله عصاره گیاهی بسیار قوی موجود در ترکیباتش باعث تنگی واژن شما و لذت جنسی بیشتر برای شما و شوهرتان می شود. استفاده از ژل تنگ کننده واژن ویاکسی به راحتی آب خوردن بوده و با مالیدن آن به دیواره های واژن خود تاثیر فوری آن را در عرض تنها 10 الی 30 دقیقه خواهید دید.
با بکارگیری تنگ کننده واژن ویاکسی گشادی واژن بعد از زایمان شما در عرض چند دقیقه برطرف شده و با ا
خورشید تقریبا وسط آسمان است. و چقدر کمدم درد میکند. دست هایم را نمیتوانم تکان دهم، به تخته ای چوبی بسته شده ام. پاهایم را هم بسته اند. و ام. 
 
"ارم سبز. مسافرین محترم، ایستگاه پایانی میباشد. لطفا پس از توقف کامل از قطار پیاده شوید. همچنین، مسافرینی که قصد ادامه مسیر به سمت ایستگاه کرج یا صادقیه را دارند، با توجه به تابلو های راهنما وارد خط پنج شوند." نور ایستگاه، چراغ های قطار خاموش شد. ساعت چنده؟  مردی بود با اندامی نحیف. سر تا پایش را لبا
خرید فرش کاشان
  خرید فرش کاشان    خرید فرش کاشان دستباف    خرید فرش کاشان ارزان    خرید فرش کاشان به صورت اينترنتی    خرید فرش کاشان طرح افشان    خرید فرش کاشان دست دوم    خرید فرش کاشان روز    خرید فرش کاشان مستقیم    خرید فرش کاشان درجه یک    خرید فرش کاشان طرح تبریز    خرید فرش کاشان به صورت اينترنتی    خرید فرش قیطران کاشان    خرید اينترنتی فرش قیطران کاشان    خرید قسطی فرش
کاشان    فروشگاه فرش قیطران کاشان    فروش فرش قیطران کاشان    قی
برنامه
گروه معارف و مناسبتهای رادیو ایران تقدیم میکند
****************************************************
به افق آفتاب
****************************************************
به نام خدایی که به بنده هاش بسیار صبوره
و باها اونها مدارا میکنه
***************************************************
با آرزوی ِ وقت و ایامی خوش خدمت ِ همه شما عرض سلام داریم
و از شما درخواست میکنیم که در اين اوقات ِ خوب با ما همراه باشید
****************************************************
در لحظات و اوقاتی که میشه از دنیا و دلمشغولیهاش دور شد و تنها برایِ خدا بود و
دانلود کتاب هزار طلسم pdf مجموعه ازهزاران طلسم ودعا, ونوس نت بزرگترین سایت دانلود کتاب های طلسم و دعا اين بار کتاب هزارطلسم مجموعه ای کامل از هزاران طلسم را می توانید از سایت ما دانلود نمایید. بهمراه فایل های هدیه رایگان شامل نرم افزار اندروید طلسم و دعا
کتاب هزار طلسم مجموعه وگلچینی  است از هزاران طلسم و دعا و تعویذات بسیار قوی و که از معروفترین ومجرب ترین ومعتبرترین کتابهای علوم غریبه استخراج شده است .یکی از خصوصیات کتاب هزار طلسم  اين است
برنامه
 
گروه فرهنگ و اندیشه رادیو ایران تقدیم میکند.
******************************************************
به افق آفتاب
*******************************************************
به نام ِ خدایی که مارُ در نعماتش غرق کرده
نعمتهایی که خدا کنه چشم ِ بینایی برای ِ دیدنشون داشته باشیم
***************************************************
خدمت ِ همه شما دوستان عرض ِ سلام داریم و در با دعای ِ خیر و به امید ِ بهترینها در آستانه اوقات ِ ملکوتی ِ ظهر با شما همراه هستیم
************************************************* مطلع ِ امروز ِ برنامه رُ مزین می
با سلام
چند روز پیش همکاری سوالی در زمینه احکام کارگزینی کرده بوند که از همکارانی که در اين زمینه تجربه داشته اند خواسته بودیم نظرات خود را در مورد اين سوال برای ما ارسال نمايند سوال همکارمان:
 

 
شنبه ۳۰ آذر ۱۳۹۸ ساعت: 10:53
توسط:فاطمه بیگدلی زنجان
با عرض سلام وادباستاد گرامی یه سوال متفرقه دارم در مورد حکم کارگزینی1-آیا مدرک در حقل شغل تأثیر میگذارد2-آیا شرط 75درصدامتیاز حق شغل برقرار است یا حذف شده3-آیا در بیش از 18 سال سابقه رتبه باید ارشد باش
اينکه من با یک نوزاد که هنوز چهل روزش تموم نشده بود
درس هام رو دوره کردم و سر جلسه امتحانات آخرین ترمِ دوره لیسانسم رفتم؛ به نظر
خودم سخت بود ولی تنها و مهم ترین سختی کار من نبود. صبر کنید! تا آخر بخونید.
































اول اين رو بگم که من ندرتا از بین دوستانم کسی رو
دیدم که در دوره لیسانس، بعد از بچه دار شدن، بتونه درسش رو تموم کنه. خیلی ها رها
کردند. البته جامعه اهراء رفتنِ من هم روی تموم شدن تحصیلاتم خیلی تاثیر داشت.
چون در مرکز مدیریت ق
خرید فرش کاشان
منبع : https://www.bestbaft.com/kashan-carpet/
فرش کاشان
در اين مطلب سعی می‌کنیم به تمامی سوالات درباره فرش ماشینی کاشان پاسخ بدهیم. امیدواریم که اين مقاله بتواند در هنگام خرید فرش کاشان و یا خرید اينترنتی فرش ماشینی کاشان به شما کمک کند.
اولین فرش ماشینی کاشان
تاریخچه پیدایش فرش کاشان و یا همان فرش ماشینی در ایران نشان می‌دهد که اين محصول در ایران عمری حدودا ۴۰ ساله دارد. در ابتدای دهه ۵۰ اولین فرش ماشینی تولید داخل در کاشان توسط ماشین‌های م
قیمت فرش ماشینی کاشان |خرید فرش کاشان
فروشگاه تخصصی فرش ماشینی کاشان بست بافت با بیش از 200 طرح و رنگ و نقشه گلچینی است از زیباترین و با کیفیت ترین فرشهای کاشان، طرح هایی همچون فرش کتیبه و فرش خشتی. که با دست هنرمندان، هندسه خشک و بی روح را به هنری زیبا و ماندگار در فرش به نفش نشانده اند.
فرش کاشان امروزه نه در ایران که در جهان شناخته شده است و در طیف وسیعی فعالیت دارد. بست بافت بوته های زیبای گلهای رنگارنگ بهاری را در فرش اسلیمی و فرش افشان با رن
 رکسانا ۲ _            Roxanne 2
 یه ربع بعد رسیدیم خونه و ماشین‌رو همون جلو در پارک کردیم و آروم رفتیم خونه. ساعت تقریباً نزدیک شیش صبح بود که گرفتیم خوابیدیم.
 چشمم تازه گرم شده بود که مادرم بیدارم کرد. ساعت ده صبح بود. بلند شدم و یه دوش گرفتم و لباس پوشیدم و رفتم پایین. پدر و مادر و عموم تو تراسِ جلو حیاط، سر میز صبحانه بودن. سلام کردم و رفتم نشستم که پدرم گفت»
 - دیشب کجا بودین؟
 هنوز پدرم ناراحت بود! آروم گفتم»
 - رفته بودیم سراغ دخترعمه.
 یه مر
 رمان دخترانه. ۳ 
 بقلم شهروز براری صیقلانی . شین براری . نشر ققنوس . بازنشر از پست بانک رمان.  توسط صبا حاتمی . 
 
.مهاس صبح اينقدر زود که وقتی ساعتم رو نگاه کردم هنوز پنج و چهل دقیقه بود
داره نمازش رو میخونه چقدر با اين چادر سفید قیافش مظلوم و خواستنی میشه ته دلم یک چیزی ت خورد
سلام میده
-چیه فرشته ندیدی؟
-الان هم نمیبینم کو کجاست ؟
بلند شد یک دور چرخید
-ايناهاش
نمیدونم تو چشمام و لبای ساکت شدم چی دید که چادرش رو تا کرد و
رفت پایین منم بلند شدم
 
شروع درمان در غالب موارد دیسک بین مهره ای سینه با انجام اقدامات غیر جراحی است و در صورتیکه پس از انجام اين اقدامات مشکلات بیمار رفع نشد ممکن است نیاز به عمل جراحی وجود داشته باشد.
 
با اين حال در مواردی که علائم فشار بر روی نخاع وجود داشته باشد و یا مشکلات بیمار بسرعت در حال بدتر شدن باشد بیمار باید فورا تحت درمان جراحی قرار گیرد. مهمترین اقدامات غیر جراحی در درمان اين بیماری عبارتند از
 
    یکی دو روز استراحت در بستر
 
    استفاده از بریس ک
لوسیون و روغن مرطوب کننده کرم محافظتی و ضد آفتاب تبدیل توالت فرنگی کودک حمام کودک مومات حمام کودک|فروشگاه اينترنتی نی نی سلامت، عرضه کننده محصولات غذایی، شوینده و بهداشتی کودک و نوزاد|در قسمت کمر دارای نوارهای چسبنده با قابلیت تنظیم متناسب با بدن پوشک جان ب ب سایز 3   پوشک جان ب ب سایز 6   پوشک جان ب ب سایز 2    پوشک جان ب ب سایز 1 کودک می باشد.|اين محصول قبلا به لیست علاقه‌مندی‌ها اضافه  پوشک جان ب ب سایز 4  پوشک جان ب ب سایز 5  شده نمایش علا
رمان پرستار ۳ و ٤     بازنشر از پست بانک رمان . ننوشته شده توسط شهروزبراری صیقلانی در هفده سالگی . 
  دیدم گیتار و به اشتباه تو بغل گرفته و داره رو سیماش دست میکشه . گفتم : پسر گل اشتباه گرفتیش . مانی با شنیدن صدام با شوق سرشو برگردوندو گیتار و گذاشت کنار و دویید تو بغلم و گفت: سلام نیمایی .بیا بیا زود بهم یاد بده چطوری بزنمش. با خنده گفتم: کیو بزنی ؟ _گیتارو دیگه گذاشتمش زمین و گفتم : اينو نباید بزنی باید بغلش کنی و نازشو بکشی . مانی با خنده
 
شهروز براری صیقلانی براساس داستانی حقیقی
 
 ∞(شوکت خانم و پسرش شهریار _قصه‌ی قتل بوکسور خوشنام شهر)∞                       
-- شهریار تنها فرزند شوکت خانم ،خُـرَم پسری باهوش و سربه زیر است ، شهریار زاده‌ی شب چهل گیس یلداست. از همان ابتدا ، مادرش شوکت میگفت که تقدیرش را در آسمانها نوشته‌اند  . اما در اين شهر همواره طی گذر  ایام و چرخش پرتکرار فصلها ، آسمان اسیر و دچار یک بُغض لجباز و طولانی‌ست. شهریار در کودکی میدانست که اگر هوا خوب و صاف باشد
 ∞(شوکت خانم و پسرش شهریار _قصه‌ی قتل بوکسور خوشنام شهر)∞                       
-- شهریار تنها فرزند شوکت خانم ،خُـرَم پسری باهوش و سربه زیر است ، شهریار زاده‌ی شب چهل گیس یلداست. از همان ابتدا ، مادرش شوکت میگفت که تقدیرش را در آسمانها نوشته‌اند  . اما در اين شهر همواره طی گذر  ایام و چرخش پرتکرار فصلها ، آسمان اسیر و دچار یک بُغض لجباز و طولانی‌ست. شهریار در کودکی میدانست که اگر هوا خوب و صاف باشد ، میتواند از کوچه‌ی بن‌بستشان، در خط افق ، ر
             
          قسمتی از اثر دلنویس خیس    ∞(شوکت خانم و پسرش شهریار _قصه‌ی قتل بوکسور خوشنام شهر)∞                       
-- شهریار تنها فرزند شوکت خانم ،خُـرَم پسری باهوش و سربه زیر است ، شهریار زاده‌ی شب چهل گیس یلداست. از همان ابتدا ، مادرش شوکت میگفت که تقدیرش را در آسمانها نوشته‌اند  . اما در اين شهر همواره طی گذر  ایام و چرخش پرتکرار فصلها ، آسمان اسیر و دچار یک بُغض لجباز و طولانی‌ست. شهریار در کودکی میدانست که اگر هوا خوب و صاف باشد
۴۲.txt
   _در سینه‌ی سیاه و جَلاخورده‌ی شب، میان ستاره‌های پرنورِ سوسوزن، قُــرصِ کامل ماه، ساکت و مبهوت سینه‌ی آسمان را میساید و پیش میاید و هاله‌ای وسیع از نور را به هرسوی میتاباند.  خلوت آسمان را توده ابرِ کمین کرده‌ای در انتهای افق خط میزند که تیرگیش انگار برابتدای کوچه ‌ی میهن در دلِ محله‌ی ضرب خیمه زده است.  کوچه‌های باریک و بلند با دیوارهای خشتی وِ آجرپوش، از دست آسمانِ همیشه ابری و افسرده‌ی شهر دلگیرند، در اين بین تنها چیزی که ب
عکس آقای خامنه ای

تبلیغات

آخرین مطالب