نتایج پست ها برای عبارت :

ای خدا ای خدا پس پرا تموم شد

تموم شدی براي من حواسم از تو دیگه پرتهمیدونی براي من همیشه صداقت شرطه برو که ربطه رابطه ی ما به هم بی ربطهتو کم گذاشتی واسه من براي من دیگه تو مردیگذاشتی پا رو حرفتو قسمايی که میخوردی بارها که آبروی عشقمونو تو بردیتموم کن برو که دیگه حسه من به تو عوض شده تموم کن برو که موندنم با تو خیاله بیخوده
♫   ♫   ♫   ♫
♫   ♫  NITROMUSIC.IR  ♫   ♫
♫   ♫   ♫   ♫
تموم کن برو که چشم نداره دیگه ذهنو جونه من تموم کن برو نه دیگه حرفه موندنو با من نزنچشات یه حرفی داشتو
تموم شدی براي من حواسم از تو دیگه پرتهمیدونی براي من همیشه صداقت شرطه برو که ربطه رابطه ی ما به هم بی ربطهتو کم گذاشتی واسه من براي من دیگه تو مردیگذاشتی پا رو حرفتو قسمايی که میخوردی بارها که آبروی عشقمونو تو بردیتموم کن برو که دیگه حسه من به تو عوض شده تموم کن برو که موندنم با تو خیاله بیخوده
♫   ♫   ♫   ♫
♫   ♫  NITROMUSIC.IR  ♫   ♫
♫   ♫   ♫   ♫
تموم کن برو که چشم نداره دیگه ذهنو جونه من تموم کن برو نه دیگه حرفه موندنو با من نزنچشات یه حرفی داشتو
دانشگاه براي من هرچند نقطه‌ی شروع خیلی از موفقیت‌هام بود اما یک جورايی انگار تبدیل به یک رنج بی پايان شده بود! یعنی انقدر خودم رو تو گردابش اسیر می‌دیدم که حس می‌کردم هیچ‌وقت ازش بیرون نمیام. حالا انگار جدی جدی داره تموم می‌شه. طی چند سال اخیر، شايد هیچ رویداد و روندی برام آزاردهنده‌تر از بازه‌ی زمانی دانشگاه نبود. 
تموم شدنش با اتفاقات زمان‌بری همزمان شد که نتونستم و نمی‌تونم یک دل سیر از حس و حالم بنویسم. فقط می‌دونم که احساس رهايی
 
دلم میخاد یکیو داشته باشم که تو بغلش زار بزنم و اون نپرسه چی شده و فقط بزاره گریه کنم
چند ساله اينجوری امی لحظه خوب خوب و ی لحظه بد بدکی تموم میشه؟
پايیز و زمستون ک میاد بدتر میشم. تاریکی حالمو بدتر میکنهکاش تموم نمیشد اين 6 ماهه ی اول سال کاش تموم نمیشد
چرا ازم فاصله میگیری پس بگو اون همه خاطره چیمنی که به پاي تو موندم داری میری تو به خاطر کیمنی که هی پشت تو واستادم تنها نذاشتم اون .یه روزی فکر نمیکردم که از همون دستا یه چک بخورمد نامرد حداقل با من نه جلو اين همه آدم نه با همه آره و با من نه مگه من آهنمدمت گرم کی تورو اينطور بد عادتت کرد کی توئه دیوونه رو درکت کرداز تموم غصه ها ردت کرد .دمت گرم کی تورو اينطور بد عادتت کرد کی توئه دیوونه رو درکت کرداز تموم غصه ها ردت کرد .یه کاری کردی یهو جا خور
اين روزا توی تموم دغدغه ها,مشغله ها
همه ی رفتن ها و نرسیدن ها 
تموم خسته خوابیدن ها و خسته تر بیدار شدنا 
عجیب دلم رفتن میخواد.
رهاکردن تموم فکراي کوچیکی که اين روزها دارن از ذهنم تغذیه میکنند وبزرگترمیشن.
تا وقتی خودت چیزی دوست نداشته باشی نمیتونی اون حسو به یکی دیگه منتقل کنی
نمیتونی باهاش ارتباط برقرار کنی.
ادامه مطلب
دانلود اهنگ آی خدا آی خدا پس چرا تموم شد
دانلود کامل اهنگ لری اي خدا اي خدا پس چرا تموم شد به صورت mp3 و لینک مستقیم در وبلاگ یک موزیک همراه با متن و شعر با کیفیت عالی 320
براي دریافت اين ترانه زیبا لری ، به لینکی که در پايین اين مطلب قرار داده شده مراجعه فرمايید و موزیک اي خدا اي خدا را دانلود کنید
ادامه مطلب
امشب با سجاد از اين پنج سالی که گذشت حرف زدیم حسابی،
و کلی بد و بیراه به زمین و البته زمان گفتیم از ناراحتی.
یه سری فیلم و عکس فرستاد از موقعیتاي مختلفِ اين چن سال، و کلی ناراحتِ روزهاي رفته شدم باز. اونم امشب خیلی ناراحت شد از یادآوری.
 
و نصفه شب تصادفی یه سری فايل پیدا کردم که مال اولین وبلاگم بود، مال سال 87. 11 سال پیش. و چیزاي قدیمی تر. و احساسِ عجیب.
الان بیست و سه و نیم سالمه. چشمامو که ببندم و باز کنم خیلی سال از بیست و سه سالگیم گذشته و به اين
میدونید چیه؟ حس بد من نسبت به شروع  مدرسه از اين بابته که حس میکنم باز برگشتم سر خونه اول:/ خوب یعنی چی آخه؟؟؟ بعد از اينهمه دویدن براي اينکه امتحانا تموم بشه ، تاریخ تموم شه ، جغرافی تموم شع، خرداد تموم شه، دوباره همون آش و همون کاسه:/ با اين تفاوت که هرسال معلم ها سخت گیری بیشتری میکنن:| آخه اين انصافه؟؟
الانم که فقط 55 دقیقه از تابستون مونده:/ چی بگم آخه من؟؟! افسوس که افسوس من کاری رو از پیش نمیبره.
 
ايیز عزیزم
می دانم که می خواهی مهرت را آغا
بايد منظره سیاه قلمم رو درست کنم.
بکگراند کار خودکارم رو تموم کنم.
اون یکی کار خودکارم رو تموم کنم.
یه طرح جدید بکشم.
آلبومم رو اتیکت بزنم.
همه نقاشیارو بذارم توی آلبوم ( اگه چیزی رو گم نکرده باشم).
دیگه یادم نمیاد چی مونده.
اگه کسی برنامه امروز عصرمو به هم نزنه، عصر شلوغی دارم.
حقیقتش همیشه فکر میکردم نهايتا نمیدونم چطور به تاول هاي روی پام بگم تمام مسیر طی شده اشتباه بود اما حالا اين میخچه! خیلی درد داره‌! گاهی وقتا روش فشار میارم که دردش رو بیشتر حس کنم. انگار درد تموم شدنیه میخوام تموم شه. شايدم به خودی خود لذت بخشه
بنیامین بهادری–راحت
راحت به خودت دادی منه بد پیله رو عادت واي چه کاری میکنه عشق یه آدم با دل آدم
من نمیتونم از تو دور بمونم حتی یک ساعت
چشماي تو یک طرف تموم دنیا یک طرف
من باشم و تو باشیو تموم دنیا یک طرف
اين روانی هیچ کجا جز پیش تو عاقل نشد دنیاشو دادش به تو
نمیدونی چقد آسونه مردن براتو
نمیدونی چقد آرومه حسم باهاتو
تو اومدی همه قانون دنیام عوض شد تو اومدی یهو دیوونه دیوونه تر شد
دیوونه تر شد
چشماي تو یک طرف تموم دنیا یک طرف
من باشم و تو باشیو ت
U
و تو توی شیرین ترین لحظات دنیامون ،
تو قشنگترین خاطره هاي عمرمون ، هستی.
و تموم دوست داشتنی ترین لبخند ها ، غمگین ترین اشک ها
توی گرم ترین بوسه ها ، عمیق ترین آغوش ها
و تموم چیز هايی که میخوام توی امواج زندگیمون ثبت بشه
همه خاطراتی که تو تاریک ترین شب ها می درخشن
و تو ، همون کسی هستی که تو تک تک سلول هاي من نفس می کشه!
 
 
اون کلیپ هاي "میخوام تو حال خودم باشم" ملت توی توالت یادته؟ چقدر تحملش سخت و حال بهم زن و خسته کننده بود. ولی تموم شد. هیشکی هم الان یادش نمیاد. اين روزها هم تموم میشه یه روزی هیچیش یادمون نمیاد. حالا هر چقدر هم سخت و حال بهم زن و خسته کننده باشه.
تو یه دوره سخت قرار گرفتم
فشار روحی خیلی زیاد شده
فردا میخوايم بریم شمال میخوام نرم. دوس ندارم برم. هر لحظه که میگذره بیشتر دلم میخواد که نرم.
دقیقا از چهار طرف فشار رومه و بايد دندون رو جیگر بزارم تا اينا هم تموم بشه.
و بايد زودتر تموم بشه تا از دست نرفتم.
شمال رفتنم واجبه بابد برم یه سری چیزا برام مشخص بشه و حل بشه.
دارم تموم میشم و حاضرم قسم بخورم به رفتن و نبودن تو هیچ ربطی نداره. وجود من یه سازه‌ی متزل بود که با تف بهم چسبونده شده بود. رفتن تو هم اون تقه‌ی سرنوشت ساز که باعث من از هم بپاشم. الان تک تک عناصر شخصیتم و المان‌هاي شکل‌دهنده‌ی زندگیم رو زیر سوال بردم. بیشتر از ۲۴ ساعته که هیچی نخوردم و از اتاق بیرون نرفتم و با کسی حرف نزدم. حالم خوبه ولی دارم تموم میشم.
تو راهم.عادت به خوابیدن توی راه ندارم اصولا ولی عجیب اينبار خوابم میاد.مقاومت میکنم یکم تست میزنم هی.خستم.حس میکنم هیچی بلد نیستم.حس میکنم مغزم کار نمیده دیگه.چشمام درد میکنه خیلی زیاد.تست میزنم و می بینم که بله بلد نیستم!استرسم بدجوری کشیده بالا.فک کنم واسه کنکورم اينجوری استرس نداشتم.فقط امیدوارم به خوبی تموم بشه.
خیلی وقتا پیش اومده وقتی در یک بحران کاری قرار گرفتم یا سرم خیلی شلوغ شده، کل کاراي دیگه م رو تعطیل کردم و با خودم گفتم هر وقت اين کار تموم شد میرم سراغشون. شايد همین اواخر (بعد خوندن کتاب هنر ظریف بی خیالی) به خودم اومدم که اصلا قرار نیست وضع تغییر کنه. من اگر قراره در مسیری که خودم دوسش دارم قرار بگیرم، دائما بايد کار کنم و کار کردن هیچ وقت تموم نمیشه. نبايد منتظر تموم شدن پروژه ها باشم تا برم سراغ یک تفریح یا کاری که دوسش دارم اما وماً به حرف
آدم عمق تنهايیش رو وقتی می‌فهمه که اتفاق بدی واسش میفته و نیاز داره کسی دستشو محکم بگیره و فشار بده و بهش بگه: از پسش برمیاي.  ولی پیدا نکنه چنین شخص امنی رو براي خودش. تلگرامو باز کنه و بالا و پايینش کنه و دنبال کسی بگرده که تو اين موقعیت میتونه کمکش کنه ولی پیدا نکنه کسی رو. بعد مجبوره خودش خودشو بغل کنه و تو اوج تنهايی به اين فکر کنه که واقعا از پسش برمیام؟ نمی‌شه همین الان زندگیم تموم بشه و لازم نباشه بعد از اين اتفاقو ببینم؟ نمیشه تموم شه ه
دانلود اهنگ من تموم عمرمو ب پات دادم واست غرورمو به باد دادم (علی پارسا)
دانلود آهنگ دنیا همش اينجوری نمیمونه علی پارسا | بهترین کیفیت MP3 .دانلود آهنگ دنیا همش اينجوری نمیمونه ♫ دانلود اهنگ من تموم عمرمو به پات دادم به نام اينجوری نمیمونه با صداي علی پارسا به همراه تکست و بهترین کیفیت.
دانلود آهنگ علی پارسا دنیا اينجوری نمیمونه | دنیا همش اينجوری نمیمونه MP3 دانلود آهنگ علی پارسا دنیا اينجوری نمیمونه | متن و کیفیت عالی و همینک از رسانه بزرگ آپ
تموم شد جلو چشماي خودم تموم شد
دلم به اندازه دنیا  براش درد میکنه  قلبم براش جاکنه قلب درده برگشته  دوباره
ولی بازم نمیفهمه  بازم نمیفهمه
بازم اشتبیاه  هاي قبل
 
یه زمانی 8 سالم بود اقاجونم گفت بابا یه وقتی بشه آدمی زادم بخرن و بفروشن  اره اقاجون الان ادمم میفروشن خیلی ساده میفروشن
 
خدايا خودت به داد همه گرفتارا برس
خب الهنا و ربنا من لنا غیرک
دردی که دیروز و امروز داشتم و دارم خیلی بی ربط به همه چیزه! من شیمی درمانی هام که تموم شده و سلول هام هم آخرین بار مناسب بود. پرتو هم که کاری به کمر و پا و پهلوم نداره! الان فقط میترسم باز از حالت نرمال خارج شده باشه تعداد سلول هام! خصوصا که از لحظاتی پیش تب هم بر من سلام نمود :|دکترم گفت پرتو ها که تموم شد با فاصله چند روزه میری برا چک اپ و فلان. حتی برام هیچ دستور آزمايشی ننوشت. فقط گفت اگه داشتی میمردی اورژانس و بیمارستان :|
 
+ فردا از 8 تا 12 زبا
دارم می‌میرم. اين زندگی چقدر سخته. هر جاشو رد می‌کنیم تموم نمیشه بعدی میاد. اين دو ماه کلی بلاي اشک آور سرم اومد که بازشون نمی‌کنم. الان مامانم ازم متنفره و کسی که دوستش دارم باهام قهر کرده (وقتی یک چیزی که راست بود رو بهش گفتم). تو زندگیم موندم. نمیدونم اينکه اپلاي نکنم بر خلاف تقریبا همه بیچاره‌م میکنه یا نه. امتحان زبانامو که عطا کردم. اوضاع سلامتیمم جالب نیست.
هوا بارونی شد و من دیگه تموم شدم. فقط دوست دارم ساعت‌ها گریه کنم
هیچ میدونی چرا انقدر فیلماي احساسی یا حتی غمناک رو دوست دارم؟ چون همه ی احساسات توی فیلم گذران. حتی اگر غمناک ترین قصه ی دنیا هم باشه نهايتش دو ساعت طول میکشه. باهاش گریه میکنی، حالت بد میشه و شايد چند ساعتی هم بهش فکر کنی ولی از همون وقتی که فیلم تموم میشه تو میدونی دیگه قصه تموم شده. دیگه دلیلی واسه غصه خوردن وجود نداره. اما امان از حقیقت زندگی. امان از وقتايی که ابر غم آسمون دلتو سیاه کنه و نباره. اونقدر نباره تا پر شی از صاعقه هايی که ختم نم
سال پیش که نه حتی اگه همین چهار ماه پیش به من میگفتی چهار ماه بعد مشغول چه کاری اي میگفتم خواب تموم شد صب بخیر!!!
ولی خب همه چیز خیلی یهویی شد و فک کنم اسمشو میتونیم بزاریم یهویی خوب!!
امروز موقع ناهار به دوستام گفتم هفته ی بعد من در حالی میام سر کلاس میشینم که تیر خوردم و خب اون مدرسه ندار هاي عوضی خندیدن.هشتگ کثافطاي مرض
الان نمیخوام از تندباد دهن سرویسی اي که در طی هشت ماه آینده قراره بر من روا داشته بشه حرف بزنم ذاتا مهم هم نیست چون تموم میشه
امروز آخرین جرعه از شربت بیست‌سالگی رو سر کشیدم و تمام!. بیست‌سالگیِ قشنگم با همه‌ی اتفاق‌هاي ریز و درشتش، با تموم سختی‌هاش، با تموم شبهايی که فکر میکردم صبح نمیشن وبا تموم خنده‌هاي از ته دلم، امروز تموم شد‌‌. به سرعت سر کشیدن یه شربت خنک تو دل تابستون. بیست‌سالگی رو سال "شروع" نامگذاری میکنم، سالی که بعد ها بگم همه چیز از اون سال شروع شد، سالی که خودم رو همینجوری که هستم، پذیرفتم و در عین حال با هزار و یک روش مختلف، روی نقاط ضعفم کار کرد
 
ادم ها به هم اعتماد میکنن
 
و وقتی طرف مقابل اون اعتماد رو با افشاي اسرار اونها، تحقیر کردن اونها، سرکوفت زدن، حتی به یه نفر دیگه گفتن، زیر سوال میبره،
 
اون ادم که اعتماد کرده بوده، دیگه اون ادم قبلی نمیشه نسبت به اون طرف.
تموم میشه.
یه جايی تموم میشه.
تمام زندگیم
تمام تلاشم
اين بوده و هست که اعتماد هیچ کس رو با بی حرمتی یا بی تفاوتی یا شکستن و برملا کردن اون راز جواب ندم و رازدار و معتمد خوبی باشم.
 
دادا بهش گفت: عمو گوشیمو میدی؟! الان شارژش تموم میشه.در کمال ناباوری گوشی رو داد.بعد دادا بهش پیشنهاد داد فوتبال دستی بازی کنن.رفت که بازیشو بیاره و در جواب ماهايی که ازش پرسیدیم:" کمک میخواي؟" بازوهاشو نشون داد و گفت: "من قوی ام! من شرک ام!"چند دقیقه بعد فوتبال دستی رو کشون کشون و هن و هن کنان آورد و در راه اعلام کرد که: "من آبی!"هر کدوم یه طرف نشستن و دادا توپو گذاشت وسط و تا خواستن بازی رو شروع کنن، جوجه گفت: عمو فقط دو دست بازی کنیم، چون اودبال دث
چطور تونستی بعدِ رفتنت اينجوری بشی. انقد بی حرمتی کنی به من و تموم زندگیمون. به تموم لحظه هاي زندگیمونباور نمیکنم که اين خودتی .از وقتی رفتی حتی شبیه کسی نیستی که ازم متنفره فقط داره چنگ میندازه صورت هردومون رو . هم خودتُ هم من.چت شده دختر؟
نکن. آروم بگیر آروم بگیر زندگیم
 
 
ساعت ده دقیقه به چهار صبحه.
تازه اومدم توی تخت تا بخوابم
خواب به چشمام نمیاد
شهریور داره با سرعت باورنکردنی تموم میشه
امروز ازمون ازمايشی ثبت نام کردم براي اواسط مهر
فردا کاش بشه کاراي رزومه تموم بشه تا یه نفس راحت بکشم
چه روزاي عجیبی.
اينقدر فکرم مشغوله که حتی وقتی به گذشته فکر میکنم و بابتش افسوس میخورم یا احیانا احساس خشم یا تنفری بهم دست میده؛ خیلی زودگذره. چه خوب. چه خوب که براي فکراي اضافی وقت و حوصله اي ندارم.
خدايا ممنون بابت اين روزاي
دارم میرم پیشش جاده چه همواره و باقی قضايا‎(:‎
الان اينارو براي خودم مینویسم تا یادم بمونه بخاطر خودم و احترامی که براي چندین سال رابطه پر فراز و نشیب قائل بودم دارم اين کارو میکنم
یادم باشه منتی سر کسی ندارم
و حتی اگه فردا براي همیشه تموم شد از کسی ناراحت و متوقع نباشم
* فعلا خوشحالم
** تو نیکی میکن و در دجله انداز که ايزد در بیابانت دهد باز!
*** حالا تو اين وضعیت لاتاری؟
**** آبان چه یهو تموم شد
***** ناوار نايوخ
عزیزم!
دوتا خبر بد دارم و یه خبر خوب.
خبر بد اول اينه که پايان‌نامه ام اصلا پیش نمی‌ره و حسابی خسته‌ام کرده لعنتی.
خبر بد دوم اينه که امروز رفتم قیمت دوربین‌ها رو دیدم، باورت می‌شه دوربین 33 میلیونی هم داریم؟ حتی گرون‌تر از اين هم هست! با اين شرايط فعلا نمی‌تونم دوربین بخرم.
اما خبر خوب اينه که شوهرت انقدر به خودش و توانايی‌هاش ايمان داره که مطمئنه یه پايان‌نامه خیلی خفن می‌بنده و یه دوربین خیلی خفن هم می‌خره. بعد یه روز که با هم رفتیم سفر
هروقت بدی دیدی بايست روبروی خودت،با تموم خوب بودن ها بازهم شک کن به خوب بودنت،به اينکه شايد جايی دلی آزرده شد که تاب تحمل نگاهت رو نداشت.بايست و قد علم کن به روی خودت به روی تموم لحظه هايی که ساده از کنارش گذشتی.بايست و تلاش کن براي بهتر بودن،مهربان تر بودن.دنیاي ما پر از آدم هايیه که بدی دیدن شکست خوردن به زمین افتادن اشک ها ریختن،اينبار قبل از هرچیز و هرکاری به چشم هات خیره شو انگشت محاکمه رو به سمت خودت نشونه بگیر و یادت بیار ما همه یک قبیله
بوی تن مردا هم باهم فرق میکنه
بوی تن اش وقتی با عطر قاطی میشد و فضاي اتاقو میگرفت،لال میشدم.
طول میکشید تا به خودم بیام و فکر و زبونمو یکی کنم.
خوب شد بیشتر از اين وابسته ام نکرد.
خوب شد بیشتر از اين کش اش نداد.
وگرنه دیوانه میشدم.
دو سالی بود همه چی یادم رفته بود. سوداي وجودم تعدیل شده بود. محبت و تکیه گاهی از یادم رفته بود. دلتنگی دیگه وجود خارجی نداشت. یادگرفته بودم با کسی حرف نزنم و تو خیالم کسی رو زنده نکنم. همه اين حس ها رو تو پنج ساعت برگردوند
بالاخره پنجشنبه رفتم برا تتو خط چشم و فکر میکنم بايد گوشه خارجی چشمم پهن تر بشه خطش
دو ماه دیگه می‌رم برا ترمیم و اونجا بهش می‌گم 
هنوز پلک بالا یه کم ورم داره ولی می‌خواستم بیشتر دیده بشه 
از واکنش شوهر همین بس که بهم گفت عه!من همون زن قبلی‌مو می‌خوام انگار عمل کردم کلی تغییر کردم :))) پرسید دیگه از اين به بعد همیشه همینطوری هستی گفتم آره :D گفتش مهم خودتی اون لق بقیه 
جو سالنش رو خیلی دوست داشتم دلم میخواست ابر‌هامم فیبروز بزنم انقد جو ت
دیگه تموم شد
افسردگیا
بی اعصابیا
سر مامان الکی دانا
بی مورد گریه کردنا
نصف شب از خواب پریدنا
شب کابوس دیدنا
توی سايت قلم چی تخمین رتبه زدنا
توی سايت سنجش خیمه زدنا
دست و پا لرزیدنا
همش تموم شد
الان من موندم و رتبه م
من موندم و بازم گریه ها
من موندم و پزشکی شیراز 
.
.
.
.
راستی
رتبه هم صرفا جهت اطلاع دوستان کنجکاو میگم
۲۰۰ شدم =)))
توی کلمه‌ی اي کاش حبس نشو
کاش رو کاشتن ولی سبز نشد
جمع کن حالا یه مشتی جوک دور خودت
بخند و خودت باشی دکتر خودت
دلت مثل یه دریاست
امیدواری به فردايی که
تموم می‌شه دردات
وقتشه غم از دلت برداری
دلت مثل یه دریاست
امیدواری به فردايی که
تموم می‌شه دردات
وقتشه غم از دلت برداری
♫♫
دانلود آهنگ جدید یاس با نام دلت دریاست
توی کلمه‌ی اي کاش حبس نشو
کاش رو کاشتن ولی سبز نشد
جمع کن حالا یه مشتی جوک دور خودت
بخند و خودت باشی دکتر خودت
دلت مثل یه دریاست
امیدواری به فردايی که
تموم می‌شه دردات
وقتشه غم از دلت برداری
دلت مثل یه دریاست
امیدواری به فردايی که
تموم می‌شه دردات
وقتشه غم از دلت برداری
♫♫
دانلود آهنگ جدید یاس با نام دلت دریاست
اومد
الان که دارم مینویسم استخوناي صورتم درد میکنه .
خراب بود حتی خیلی خراب تر از چیزیکه فکرشو میکردم
از اون موقه تا الان دارم گریه میکنم . فکر کنم تا یه سال دیگه اين وضع ادامه داره
از اون موقه تا الان نخندیدم  و فکر نکنم به هیچ دلیلی تا سال دیگه هم بخندم
(البته اينجوری شبیه کسی میشم که خیلی ازش بدم میاد ولی چیکار کنم ؟  حالم داغونه)
هرجور فکر میکنم  هیچ اتفاق خوشحال کننده اي ممکن نیست بیوفته . اما نا راحتت کنندهه هاهیچ وقت تموم نمیشن
خودمو تو ا
کناب وفور کاترین‌ها تموم شد. تمش مثل فیلمهاي دبیرستانی و نوجوونی خارجی بود و خیلی ماجراجویی و اينا داشت. البته که چیز باحالیه اما بیشتر به نظر میرسید نویسنده دنبال اينه که از روی کتاب فیلم بسازن یا حداقل برداشت من اين بود. کلا به نظرم نحسی ستاره هاي بخت ما خیلی بهتر از اين بود. اما خب اين کتاب هم حرفايی واسه گفتن داشت. و البته مثل هر کتاب دیگه‌اي چیزهايی یاد میداد به ادم.
 
آنا کارنینا جلد یکش چند روز پیش تموم شد که البته من ترجمه خوبی رو انتخا
بالاخره پنجشنبه رفتم برا تتو خط چشم و فکر میکنم بايد گوشه خارجی چشمم پهن تر بشه خطش خط چشم پلک پايینم بايد کمتر از اينی که هست بشه
دو ماه دیگه می‌رم برا ترمیم و اونجا بهش می‌گم 
هنوز پلک بالا یه کم ورم داره ولی می‌خواستم بیشتر دیده بشه 
از واکنش شوهر همین بس که بهم گفت عه!من همون زن قبلی‌مو می‌خوام انگار عمل کردم کلی تغییر کردم :))) پرسید دیگه از اين به بعد همیشه همینطوری هستی گفتم آره :D گفتش مهم خودتی اون لق بقیه 
جو سالنش رو خیلی دوست داش
 
من تموم اين غروب‌ها رو دووم اوردم، تموم پايزهاي قبل رو و پايیز پیش رو ! دووم میارم وقتی دلم میخواد همین الان گوشی رو بردارم و به کسی زنگ بزنم ، وقتی به ته یه مسیری میرسی که نیاز به همپا داری تا بخواي از اول راه رفتنو شروع کنی، پايیز میشه . میدونی، غروب‌هاي پايیز واسه من غروب هاي تنهايی و هدفون و کتاب فروشی آسمانه . غروب‌هاي سنگفرش‌هاي شهرداری ، بارون‌هاي ریز و خاکه‌اي . غروب‌هاي جمع شدن یه دنیا حرف تو دلت بی هیچکس که پیدا بشه و بخواد جلوت ب
شب بیداری باعث میشه روزا زودتر بگذرن، باعث میشه روزا شبیهِ هم شن. و اينطور زودتر میگذره.
منم که اين روزا بیکارم و حتی اگه خوابم ناغافل تنظیم شه دوباره سوئیچ میکنم به شب بیداری. چرا؟ چون زودتر میگذره.
چی زودتر میگذره؟ اين ايام.
چرا زودتر بگذره؟ چون اين روزا ذاتا ارزشی ندارن، و ارزشِ تمامِ اين روزا برابر با یکی از همین روزاست. مثلِ ضرب کردنِ هزار تا 1 با هم میمونه، 1×1×1×1×1×1×1 تا بی نهايت میشه یک. 
تا کِی؟ تا وقتی که وقتش برسه. وقتش میرسه؟ بله. 
 
کارها و جمع کردن وسايل تقریبا تموم شد. ولی بايد پذیرايی رو ببینی بس که شلوغه :/ یه ماشین فردا صبح میاد دم خونه  تا وسايل رو بار بزنه. قراره مبل دو نفره راحتیه رو هم ببریم. فکر نکنم چیزی جا مونده باشه از وسیله ها. اصلا فکرشم نمیکردم اينجوری باشه داستان شايد اگه میدونستم خودمو وسط نمینداختم :دی ولی دیگه شده و مهام خب وسیله لازم داشت. دلم براي کتاب خوندن کارکردنم تنگ شده انگار خیلی وقته هیچکار نکردم :( خیلی اين فکر ناراحتم میکنه. دلم میخواد زودتر بر
1
دوشنبه شب عروسی دختر عمم بود رفتم پیش مادر بزرگم
گفتم سلام مادربزرگ خوبی؟ گفت سلام عزیزم خوبی
نینیتون چطوره؟گفتم جانممم؟گفت نینی تو راهی؟
خودمو معرفی کردم و بعد تو افق محو شدم،
فکر کردم با عمم منو اشتباه گرفته که باردار شده
نگو امروز فهمیدم با دختر عمم اشتباه گرفته که 14سالشه:|
2
دیروز مراسم سوم  موقع خداحافظی عمم گفت دیگه بی خبر شیرینی میخوری؟
گفتم جان؟اون یکی عمم گفت اا نامزد کردی؟
گفتم نه بابا
دختر عمم پرسید چه خبره؟
عمم:سمیرا نامزد کرده
عکس آقای خامنه ای

تبلیغات

آخرین مطالب