نتایج پست ها برای عبارت :

ای روز اتای قدرم بدونی دوریر

 
دانلود آهنگ عبدالله محمد خانی به نام هرسین غریبم
Abdulah Mohamad Khani - Harsin Qaribem
هرسین غریبم قدرم بزانن قدرم بزانن قدرم بزانندردی غریبی بمرم دردی گرانه دردی گرانه دردی گرانهمنیش وه هرسین بکنین قه‌ورم بکنین قه‌ورم بکنین قه‌ورممن خو کس نیرم روله بکیشه جورم بکیشه جورم بکیشه جورم
ادامه مطلب
شب باشه از سر بیکاری بری ايمیلتو باز کنی!در کمال ناباوری یه ايمیل ک قبل تر ها ب دانشگاه همراه رزومه فرستاده بودی جواب داده شده باشه!!!بفهمی ک شهریور میری! اون وقته ک نمیدونی گریه کنی یا بخندی! نمیدونی چه عکس العملی داشته باشی گریه هاي فاطمه و مامان و خودم و تو فکر رفتن بابا خداياا دعاهاي شب قدرم چه زود برآورده شد خداياا ممنوننتم
 
کم کم انگار واقعاً دارم شعر می گم
شعراي آبرومند
جوری که بشه توی یه شب شعر رسمی خوندِشون
فقط می خوام یه چیز رو بدوني
فارغ از هر چیزی، توی همه ی شعرام روح مریم جاری و ساری میشه
روح تو و عشق به تو هست که منو شاعر می کنه نه چیز دیگری
چون قراره تو بخونی و ذوقم کنی من شعر می گم
دلخوشی من توی شعر گفتن تویی
 
فقط خواستم بدوني و یادت نره
به پلی‌لیست‌هاي جدید نیاز دارم براي گذروندن اين دوره، به اين‌که صبح از خواب بیدار شم و هلاکویی گوش بدم تا به جاي ذهنم بتونم تو جهان واقعی زندگی کنم و بجنگم، که یادم نره واقع‌بین بودن رو، آروم ولی همیشه رفتن رو. واقعا وقتی یه چیزی رو نخواي اتفاق می‌افته؟ یا وقتی که تا سر حد مرگ می‌خوايش؟ نمی‌دونم. همین‌جا هلاکویی می‌گه :فقط وقتی اتفاق می‌افته که براش تلاش کنی؛ اگه قراره هزار تا واسه‌ش بری، هر هزار تا رو بری، آروم، آهسته، پشت سر هم. نه ا
پیوسته میگی جداشیم بهتره و ازم میخواي که همدستت هم بشم. ازت میپرسم چرا و چند دلیل منطقی و احساسی میاری. آخر دست هم میگی برو دنبال زندگیت و اگه جدا بشیم ضربه کمتر میخوریم. من که میدونم به خاطر من میخواي تن به اين جدايی بدی، اما خیال کردی، من راحت به دستت نیوردم که راحت از دستت بدم. میخوام تا ابد و تا همیشه کنارت باشم؛ با هر شرايطی و با هر محدودیتی. میخوام اينقدر واست خوب باشم که همیشه بهم تکیه بدی، میخوام بدوني من همیشه کنارتم. میخوام بدوني تا اب
بابا که اومد خونه،اول اومد اتاقم، یه پاکت سیگار و یه فندک زرد گذاشت رو میزم و.داشت میرفت بیرون :`(( 
احساس کردم اون لحظه دنیامون دیگه تموم شده، دنیاي دو نفره مون، قلبم داشت کنده میشد از غصه، از اينکه.بازماينجوری میخواست مجازاتم کنه، با اين فکر که واسش تموم شدم.
می دونست من طاقتشو ندارم.می  دونست براي همه دنیا هر چقدم قوی باشم و کم نمیارم ولی به خاطر اون،نمی تونم ، هر قدرم واقعا بخوام نمی تونم.
نذاشتم‌بره.جلوی در وايسادم و .فقط زار زدم.ه
از یه مسائلی بايد بگذری تا یاد بگیری چطور رفتار کنی، مثلا امروز به یه دانش آموزم گفتم من کاملا میفهمم چی میگی چون خودم از یه محیط کوچیک رفتم تو مدرسه تیزهوشان و با یه خانواده متوسط دوستاي پولدار داشتم وقتی بهش گفتم منم مثل تو بودم یه حس خوبی اومد تو چشاش بايد کنکور داده باشی تا بفهمی نبايد به دانش آموز زنگ بزنی و رتبه شو بپرسی بايد خوابگاهی بوده باشی تا بفهمی چقد یه زنگ و احوال پرسی تو شهر غریب میتونه حالشو خوب کنه بايد عروسی گرفته باشی
اين پژوهش با هدف بررسی تاثیر آموزشی غايت نگری بر سرمايه روانشناختی مثبت دانشجویان دختر دانشگاه فرهنگیان  انجام شد. اين پژوهش از نوع شبه آزمايشی با طرح پیش آزمون- پس آزمون با گروه کنترل می باشد. جامعه آماری شامل دانشجویان دختر دانشگاه فرهنگیان شهر سمنان در سال تحصیلی 95-1394 می باشد و به منظور نمونه گیری از نمونه گیری چند مرحله اي استفاده شد و 300 نفر به صورت تصادفی ساده انتخاب و سپس پاسخگوی پرسشنامه هاي (تاب آوری ور و دیویدسون، خودکارآمدی عم
با اينکه به شدت دلم عاشقی می‌خواد اما پوچی کل ماجرا داره بی‌میلم می‌کنه. عشق جز هیجان هورمون‌ها براي برانگیختن میل جنسی نیست. دلم ح رو می‌خواد اونم بخاطر هیجانش و خب دوسش داشتم. چرا؟ چون دوسم داشت. چرا؟ بخاطر میل جنسیمون بهم. بسه مری تو دیگه اونقدر تجربه از سر گذروندی که خوب بدوني اينها همه هیچ و پوچ‌اند. بدوني تهش هیجان و دلمردگیه. استاد بهم گفت قمار بازی، خوب قماربازی. فکر کردم اگه قمار باز نبودم به زندگی ادامه نمی‌دادم. اگه الان زنده‌ا
عزیزدلم میخوام بدوني که اشکالی نداره گاهی توی درس ها نمره بد بیاری، گاهی وسايلت رو گم کنی یا اصلا اگه دوستشون نداری خرابشون کنی، گاهی کار هارو درست انجام ندی؛ دوست دارم اين هارو تجربه کنی و نترسی که مبادا سرزنشت کنن و دوست دارم اينو یاد بگیری که با هیچکدوم از حس هاي بد دنیا به آخر نمیرسه و میتونی از اول شروع کنی، بايد بدوني دنیا انقدر پر از حس هاي خوبه که نمیخوام ترس از اين احساسات پیش پا افتاده تورو از تجربه ی اون ها محروم کنه.
توی اين کشور، ازینکه هر بار منو میبینن، فوری بپرسن:
Are you Russian?
Are you Greek?
 
خیلی حس ناجوری بهم دست میده.
یعنی چی؟ 
یعنی تو کوری نمیبینی پوست و مو و چشم و ابروی من مشکیه؟ کجاي من شبیه روت؟
 
مثلا میخوان بگن ما نمیدونیم ايران کجاست! 
نمیگم همیشه اينجوریه. وقتی میری توی روستاهاي کوچیک و شهرهاي کوچیک با ادمها صحبت میکنی واقعا نمیدونن ايرانیا چه شکلین و طبیعی هست که به ما روسی بگن. ولی در کل، مملکتی که توش، تو اگه پاسپورت کانادايی بگیری، بچه ت هم پ
دانلود رمان جان جانان نودهشتیا
دانلود رمان جان جانان نودهشتیا
نام کتاب:‌ جانِ جاناننویسنده : یاسمن بیگی کاربر نودهشتیاژانر : عاشقانه _ درام _ معمايی _ پايان خوشخلاصه:سخته!سخته که بدوني، لحضات آخر زندگیته!سخته که اين رو بدوني و نتونی کاری براي نجات جونت انجام بدی!سخته که به یاد گناه هاي گذشته بیوفتی؛ ولی نتونی جبران کنی!سخته که بدوني، زمانی براي جبران نداری!سخته!خیلی سخت…. پايان خوش.
ادامه مطلب
ولی فک کنم حس خوبی باشه که در عین حال که خودتو متعلق به همه ی ادیان بدوني جزو هیچ کدومشون نباشی
عاه اين راز و رمز دین و مذهب همیشه براي من یه چیز جذاب و ترسناک باقی میمونه
به هیچ عنوان نمیتونم در موردشون تصمیم بگیرم.اي کاش یه گزینه ی همه ی مواردم بود :(
خیلی خوبه بدوني تو آینده چی میشه!
آیا مسیری که آلان داری میری رو به انتها میرسونی؟ 
موفق میشی؟نمیشی؟
مسیرت عوض میشه؟ نمیشه؟ 
امکاناتی که در آینده داری از الان بیشتره؟کمتره؟
کارايی که دوست داشتی رو انجام دادی؟ندادی؟
از زندگی لذت بردی؟نبردی؟ 
کنارت خانوادت هستی؟نیستی؟
تا 80 سالگی عمر میکنی؟نمیکنی؟
 
خب فکر کنیم مسیر الانتو به انتها رسوندی و موفق شدی و در کنار خانوادت داری در سن 90 سالگی لذت میبری . 
یا میتونیم فکر کنیم که در سن 60 سالگی میمیر
اگه دوست داشتی بدوني یه خانواده نسبت بهت چه حسی دارند به رفتار خانم خانواده با خودت نگاه نکن
به رفتار بچه هاي کودک سال و مرد! خانه نگاه کن . مردها و بچه ها بلد کمتر از زن ها می تونند نقش بازی کنند که دوستت دارند و لبخند مصنوعی تحویلت بدن
در اينکه خانواده مقصر چیزی که الان هستی، هستش شکی نیست ولی بهتره انتظار داشتن ها و حمايت خواستن ها رو رها کنی، ابراز خشم و غرغر کردن ها رو هم تموم کن؛ تنهايی سخته میدونم! ولی بايد بهش خو بگیری و بدوني بیش از حد کسی بهش بها ندی هیچ آدمی به خوبیی که نشون میده نیست.
یه سری تغییرات توی ذهنت بايد اتفاق بیفته.
دانلود آهنگ جدید ايوان بند به نام چهل گیس
اهنگ جدید شنیدنی و زیباي ايوان بند به اسم چهل گیس را می توانید دانلود نمايید و بشنوید
ترانه: حدیث دهقان, تنظیم: مصطفی مومنی
Download New Music Evan Band – Chehel Gis
متن شعر و ترانه آهنگ چهل گیس با صداي ايوان بند
اي جان لیلی میخوامت خیلی هرسی بی طاقتم به تو بد عادتم تو به من بی میلی
اي تو ماه از من جون بخواه از من میدونم غلطه ولی خاصیت عشقه واست مردن
عاشق نبودی دلت هری بریزه واسه اونکه عزیزه نفست بره راحت
عاشق نبودی که اي
علیرضا،
 
تو اگه واقعنی داری وبلاگ منو میخونی،
بايد بدوني که من حرفم اينه: مهاجرت آسون نیست.
 
براي تو که میخواي زندگی و همه چیت رو بفروشی و بیاي، راه برگشتی نیست.
 
اگه بیاي اينجا و شکست بخوری یا اينجا بهت نسازه چی؟!
 
بعدم من هیچی از زندگی تو نمیدونم پسر.
 
چطور میتونم کمکت کنم؟!!
سلام. شايد مسخره به نظر برسه اما یه مهمونی خیلی بزرگ و مجلل با کارت دعوت از دوستان و آشنايان و کاسباي محل و خلاصه هر کس دیگه اي که می شناسمشون ترتیب می دم (که بیايند همه) و ازشون میخوام حلالم کنن اگه بدهی دارم می دم ، نصیحتم رو می نویسم و می خونم توجمع، سعی می کنم اشخاصی که واسم مهمن رو از ته دل به آغوش بکشم بعدشم می رم زودتر یه قبر می خرم با سنگ و ترتیب مراسم ترحیمم می دم و زود توبه می کنم
 هزار فرسنگ نفرین شب نامه: اولژانر: وحشت ، رازآلودنویسنده: سیماتوجه: نویسنده رمان در قبال هرآنچه که می خوانید هیچ مسئولیتی ندارد چنان چه سن شما زیر ۱۵ سال می باشد خواهشمندیم از خواندن اين رمان جدا خودداری کنید.
-لعنتی کف داره میریزه! یکی زنگ بزنه اورژانس یکی زنگ بزنه بیمارستان!
-سونا خواهش میکنم طاقت بیار سونا طاقت بیار سونااا
-الو الو اورژانس؟ بله بله از دهنش کف میاد نمی دونیم چیشد رفت توی یه اتاق بعد صداي داد و فریادش اومد ،اومدیم دیدیدم
شنیدید می گن نذارید کسی زیاد تنها بمونه، عوض می شه؟ یا، کسی تا حالا به خودتون گفته تنهايیتو کش نده، عادت می کنی، سخت گیر میشی.»؟تنهايی طولانی مدت تو رو به خودت نزدیک می کنه. خودتو بهت می شناسونه. مخصوصا قدرت ها و توانايیاتو. و وقتی بدوني نه از دست دادن هیچ چیز تو رو می کشه، و نه نداشتنشون براي مدت طولانی یا حتی هیچوقت، دیگه حاضر نمی شی آرامش، صلح، راحتی فکر و زمانتو از دست بدی. و اين به خاطر ترس، انزوا یا نفرت از همه نیست! به خاطر درک تازه اي از
اومدم به روی خودم نیارم که چی شده،اومدم هیچی نگم و عادی برخورد کنم اما نشد؛
نمیشه ادم دلش تنگ نشه،نمیشه ادم خاطره هارو فاکتور بگیره،نمیشه.
میخوام بدوني دلم برات کلی تنگ شده.
کل زندگیم شده دلتنگی هرگوشه ش نگاه کنی میبینی یه نفر هست که از صمیم قلبت هوس کردی باهاش وقت بگذرونی اما نمیشه.
دیدین چیزاي نشدنی چطور میچسبن به مغز ادم و هی حسرت شون میره به خوردمون؟.
گریه که کردم یادم افتاد یه سُرم زده بودم به صورتم که با اشکا رفت پايین.
دیونه ها
منتظر بودین من بگم که دارم میرم شمام بزنین رو دنده رفتن و حذفیدن
من دلیل محکم دارم شما چی؟!
نگین که بخاطر من میرین چون باور نمیکنم اصلااااااا
همه اتون حذف هاتون رو لغو کنین
یاسی!!
پیشول!!
وب هام هستنولی من همون لیندا نیستمفقط شايد گاهی اخلاقم خوب شه بقیه اوقات گنده!!
چون توی سینه ام سمت چپش جاي قلبم خالیهچون یکی درش آورد بردش
پس هیچ احساساتی ندارم که غل غل کنه!!
سیما شی!!
فکنم بااين پستم نتیجه ارو بدوني!!
رفت!!
 
ممنون
لطف داری
کار من از دعا گذشته انگار
میدونی، ادم خیلی راحت تره اگه یه سری چیزا رو ندونه. 
حالا بدترش اينه بدوني و مجبور باشی سکوت کنی 
خیلی خستم. 
حس میکنم هیچکس نمیفهمتم. 
هرکی تو دنیا یه ظرفیتی داره که تا پر نشه نمیره. 
ظرف من خیلی وقته لبریز شده. 
باز شروع کردم. 
ببخش
راستی
چی شد یادم افتاده بودی
 
 
انگارگم شدم توی فضا-زمان
گیج و گمم. 
کاش دستی پیدا میشد منو از اين سرگشتگی بیرون میکشید. 
کسی که حرفها و حسمو درک میکرد 
 
نوشت
"اولین صبحی که کنارت بیدار شدم رو یادمه، موهات توی دماغم بود


.
تو تجربه ی شیرین منی. خواستم که بدوني"
دلم ضعف کرد واسش
ولی فقط نوشتم مشهدم
گفت نمیتونم برسونم خودمو
گفتم میدونم
.
.
اينجوری تحمل بقیه ی روزا سخت تر میشه
ما هرسال میومدیم مشهد. ولی اين مشهد ردپاي یه آشنا رو تو خودش داره
خیابوناش دلتنگم میکنه
مثل خیابوناي ولیعصر
دلم نمیخواد غیر حرم جاي دیگه اي باشم
دلم نمیخواد بهش فکر کنم
ولی نمیتونم
نمیتونم
امشب حال عجیبی دارم.میدونم آخرین بار که با اين راحتی با دختر عمو عزیزم صحبت میکنم،به حرف هاي ساده میخندیم.میدونم بعد از اين قراره همدیگر با چشم اشک آلود ببینیمدلم میخواد بغلش کنم و بهش بگم براي تمام اخم هاي که قرار از هم ببینیم و تمام لبخند هايی که دیگه وجود ندارن به قدر تمام دوستت دارم هايی که هنوز بین ما رد وبدل نشده.دوسش دارمالان کنارم داخل اتاق خوابیده.من داخل وبلاگ می چرخم و اون رمان میخونهجلوی اشک هام نمیتونم بگیرم.آخه مثل
تنهام
دارم یه تنهايی وحشتناکو تجربه میکنم
میترسم
اونقدر میترسم که تو خودم دارم فرار میکنم
شايد پنج کیلومتری رو تو خودم دویده باشم از ترس و لرزیده باشم
من! من!
من! یادت باشه اين روزا رو
اصن اين یادداشت باشه به یادگار از اين روزات
نه واسه رسم ثبت خاطراتو و اين کول بازیا هآ
نه
اين روزا بايدددد یادت بمونه
چون واست مثل اکسیژن لازمه
باس روزی که رسیدی، بدوني چقدر بها دادی پاش
که قدرشو بدوني و وآ ندی هیچ جوره و تا تهش بری
میدونی من! اين روزا انتخابه خو
تولد!!!
نمی تونستم تا مدت ها اين اتفاق رو درک کنم!!
اما اتفاقه قشنگیه، خییییلی، توی اين اتفاق، عاشق خدا میشی
تولد یه انسان، خیییلی قشنگه  
وقتی قدر اين تولد رو بدوني، توی دنیا فقط عاشق خدا میشی
 
غلام همت آنم که زیر چرخ کبود
ز هر چه رنگ تعلق پذیرد آزادست
 
چه گویمت که به میخانه دوش مست و خراب
سروش عالم غیبم چه مژده‌ها دادست
 
که اي بلندنظر شاهباز سدره نشین
نشیمن تو نه اين کنج محنت آبادست
 
خدايا در خودم، هر روز تولدی و تولدی و تولدی از تو می خو
سلام
دختری هستم ۲۱ ساله و دانشجو که چادری و معتقدم، ولی خب نه خیلی سفت و خشک. اهل پسر بازی و اين برنامه‌ها هم نیستم، اعتقادات خودم رو دارم.
راستش من از بچگی عاشق پسر عمه م بودم که ايشون یک سال و نیمه فوت کردن و من بعد از اون ضربه، حس خلائی نسبت به جنس مخالف دارم،  جوری که به هیچ پسری نمیتونم به چشم همسر نگاه کنم. اين بود که من ازدواج رو کلا از برنامه آینده م حذف کردم و خواستگارانم رو رد میکردم.
تا اينکه اخیرا متوجه شدم یکی از فامیل هامون بهم علاقه
دلتنگی:
دلت براي کسی تنگ بشه و بدوني که نمیتونی ببینیش!
اينکه رفع دلتنگی هات خلاصه بشه تو دیدن یواشکی عکس ها و فیلم هاي قدیمیت.
دلتنگی هارو بايد با در آغوش کشیدن رفع کردبا بوسیدنبا بو کردننگاه کردن تو چشم ها.دلتنگی با دیدن عکس ها و فیلم هاي قدیمی بیشتر میشهبدتر میشه.غصه َش بیشترم میشه انگار.
"اي همدم روزگار‌؛چونی بی من."
 
نمیدونم‌چجوری لینک آهنگو بذارم!
"اهنگ چونی بی من؛ همايون شجریان"
قشنگه:)
دانلود آهنگ امین قباد آره من دیوونم به همراه متن از رسانه رز موزیک با بالاترین سرعت و قابلیت پخش آنلاين در قالب mp3.
از بخش آهنگ هاي امین قباد بازدید کنید.
دانلود آهنگ ايرانی
Download Song Amin Ghobad–Are Man Divounam + Lyrics
Lyrics: Mohammad Darvish
Music: Amin Ghobad , Arrangement: Mohammadreza Rahnama
Mix: Mohammadreza Rahnama , Mastering: Mohammad Falahi
کاش بدوني هنوز دلم واست بی قراره
هیچ کسی اندازه ی من دوست نداره

متن آهنگ آره من دیوونم از امین قباد
کاش بدوني هنوز دلم واست بی قراره
هیچ کسی اندازه ی من دوست نداره
بدون
اخیرا به اين نتیجه رسیدم که بدون شناخت "خود"، نمیشه در زندگی موفق بود. شناخت خود به زبان ساده یعنی بدوني کی هستی، علايق و سلايقت چیا هستن، توانايی هات چیا هستن، داشته و نداشته ها، امید و آرزوها و اهداف و رویاها و چیزايی از اين قبیل. تا وقتی که اينا رو به طور دقیق نشناسی و نتونی در موردشون بنویسی و برات ملموس نباشن، نمیتونی اون بهینه ترین حالت خودت باشی.
وقتی آدما به هیچ صراطی مستقیم نیستنتو هم یه جوری باشکه نه محبت زیادیت بزنه زیر دلشوننه نامهربونیت بشینه تو ذهنشونیه جوری باش، اونجوری که دلت می خوادعاشق شواما عاشق چیزاي قشنگدلتو یه جا اسیر نکنعشق، که فقط عشق زن و مرد نیستدور و برتو خوب نگاه کنیمی بینی خیلی چیزا هست واسه دوست داشتنفقط یادت باشههمیشه مغزتو با دلت تنظیم کنخودتو با خودت نه با هیچ کسکه اگه غیر از اين باشه بازم یه جاي کار می لنگه
خوشبختیو هیچ کس به هیچ کس نمی ده جز خودتاگه حواست
فرستنده:ثانیه ها مرا از تو به دیگری تبدیل نمیکند.
گیرنده:براي دخترکی که دیشب دنیا بر سرش ویران شد.!
به نام کسی که تو را آفرید.
اگر بر سر تصادف تمام دیشب به تماشاي ماه تار پشت چشمانت نشسته بودی،و یا باباجون را به آغوش کشیدی تا خوابت ببرد،میخواهم بدانی تصادف نیست.!عین واقعیت است.
همه اينها همین دیشب اتفاق افتاد و خوب میدانم که تو تمام خودت را داری به کار میگیری،تا دیروزت را دور بیندازی.اما نینداز!بگذار کمی از بسیاری لبخندهاي آینده بگویمت.از س
نمی دونم از کجا شروع کنم؟
از خوبیت از امیدت از حرفهاي پر از ماهت یا از چشات که من رو کشته حتی از عصبانیتت چون اونم بران غنیمته 
کاش بدوني که چقدر دوستت دارم کاش بدوني ارزشت بیشتر از اين حرفاست تو برام مثله بارانی که برام همیشه سبکی میاره
مثله باران از آسمون به دل عاشق من می باری مثله باران صدات براي دلم آرام ونرم است.
چه خوبه بودنت و چه خوبه که حس کردنت را در وجودم دوست دارم و اينکه چقدر دلم میخواد سرت را روی شانه هايم بگذاری و
حرفهاي دلت رو بهم
آرزوی #شهادت فقط کافی نیست
به جنگ نفسمون بریم شهید می شیمسخته ولی وقتی بدوني رضاي خدا تواين کاره همه سختی ها برا معشوق شیرینه
✅قدم اول به خدا امید داشته باش و نیت کن براي رضاي خدا قراره بجنگی ✅قدم دوم عهد ببند با رفیق شهیدت حامی بزرگی برات میشه  ✅قدم بعدی یکی از کاراي که خدا دوست نداره و انجام میدی بنویس مثلا دروغ حتی به شوخی هر شب قبل از خواب یه مرور کن ببین چقدر کنترل کردی☺️ نتونستی دوباره فردا از نو شروع کن خدا به تلاشت نگاه میکنه محاله ب
بچه‌ها، می‌بینم که قطعی اينترنت روی همه تاثیرات به‌سزايی داشته =))
پست قبلی خصوصی بود روی دو دقیقه هفت تا بازدید خورد. گفتم حالا که انقدر دست به چونه همه‌تون نشستین توی بیان، و بیان هم که گویا روی گوشی‌ام کار می‌کنه، پس بیام براي اولین بار در مدت طولانی کاری رو انجام که واقعا بهش عادت ندارم؛ روزمره گفتن!
١. سر همین اولی پشیمون شدم. انقدر که هیچی ندارم براي گفتن :)) ولی می‌خوام سر اين پست بیشینه(!) ی مقاومت رو از خودم نشون بدم. 
۲. امروز به اين ف
دانلود آهنگ جدید ايوان بند به نام چهل گیس
ترانه: حدیث دهقان, تنظیم: مصطفی مومنی
Download New Music Evan Band – Chehel Gis

دانلود آهنگ با کیفیت 320
دانلود آهنگ یا کیفیت 128
متن آهنگ چهل گیس ايوان بند
اي جان لیلی میخوامت خیلی هرسی بی طاقتم به تو بد عادتم تو به من بی میلی
اي تو ماه از من جون بخواه از من میدونم غلطه ولی خاصیت عشقه واست مردن
عاشق نبودی دلت هری بریزه واسه اونکه عزیزه نفست بره راحت
عاشق نبودی که اين حالو بدوني اينکه حتی بمونی دلم تنگ بشه واست
زیباي چهل گی
۱. آبگوشت با ترشی سیر ۱۳ ساله :آب دهن + چايی وانیل با نبات 
۲. کتاب Harry potter & the blet of fire 2 ـو تموم کردم [اولا که کتاباش خیلی بهتر از فیلم توضیح داده دوم اينکه خوبیه کتاب نسبت به فیلم اينه که میتونی فکری که شخصیتا تو اون لحظه میکنن و علت کارشونو بدوني ولی خو در کل دیدن فیلمش برا داشتن یه تصور کلی از شخصیتا و مکانا چیز خوبیه]
۳. رفتم نشسم بالکن بارون که از آسمون میریخ خیابونا رو خیس میکرد نگا کردم به چراغاي ساختمونا تو شب نگا کردم حس خوب سرماي بار
 
ﺪوم ماه ب دنیا اومدید؟ اماده اي  دﻟﻞ ﻣﺮﺘﻮ ﺑﺪﻭنی
ﻓﺮﻭﺭﺩﻦ: ﺧﻠ ﺭﻠﺲ ﺩﺭ ﺍﻭﺝ ﺷﺎﺩ ﺳﺮﺗﻮ ﻣﺰﺍﺭ ﻣﻤﺮاﺭﺩﺒﻬﺸﺖ: ﺍﺯ بس مهربونی به خاطر عشقت ﻣﻤﺮ☺️ﺧﺮﺩﺍﺩ: از خندیدن زیاد میمیری
ﺗﺮ: ﺗﻮ ﻧﻤﻤﺮ ﻭ ﻟﻘﺐ ﻧﻤﺮﺍﻟﻤﻮﻣﻨﻦ ﻣﺮﻣﺮﺩﺍﺩ: ﺩﻋﻮﺍ ﺮﺩﻥ ﻣﻤﺮ ﻭﻟ ﺟﺎﺕ ﺗﻮ ﺑﻬﺸﺘﻪ♥️ ﺷﻬﺮﻮﺭ: ﺍﺯ ﺑﺲ ﺧﻮﺑ ﺸﻢ ﻣﺨﻮﺭ ﻣﻤﺮ
ﻣﻬﺮ: ﺑﻌﺪ ﺍﺯ ﻪ ﺘ ﺧﻮﺭﺩﻥ ﺩﺭﺳﺖ ﺣﺴﺎﺑ ﻣﻤﺮ ولی بعدا تو زنده میشی تا دیه بگیری، اصلا تو شریﺁﺑﺎن: ﺗﻮ ﺭﺍﻩ ﺩﺳ
اينکه بیاد مثل اين بچه ها بخواد خیلی زیر پوستی نظرت رو درمورد یه موضوع مشکوک بپرسه و تو هم خیلی بدجنسانه به حرف کشیدن ادامه بدی و بدوني رو یه آدمی کراش داره :| بعد درحالی که خیلی ناباور به قیافه ی جدیدش خیره شدی و همه ش تو دلت میگی مگه میشه ؟!.نه مگه میشه ؟!:/ و یه لبخند متحیرانه و شوک زده رو لبته همه ش میگی :عه!, نه !!، خووب ؟!://. خیلی زیباست:| 
میخواستم بهش بگم پاشو جم کن اين اسکل بازیارو :| اينا همه ش وقت تلف کردنه و آخرشم آدم میشینه چیز میشه :| بعد گ
اينکه برادر آدم بیاد مثل اين بچه ها بخواد خیلی زیر پوستی نظرت رو درمورد یه موضوع مشکوک بپرسه و تو هم خیلی بدجنسانه به حرف کشیدن ادامه بدی و بدوني رو یه دختره اي کراش داره :| بعد درحالی که خیلی ناباور به قیافه ی جدید برادرت خیره شدی و همه ش تو دلت میگی مگه میشه ؟!.نه مگه میشه ؟!:/ و یه لبخند متحیرانه و شوک زده رو لبته همه ش میگی :عه!, نه !!، خووب ؟!://. خیلی زیباست:| 
میخواستم بهش بگم پاشو جم کن اين اسکل بازیارو :| اينا همه ش وقت تلف کردنه و آخرشم آدم می
معصوم و زیبايی با دل پاک داری امید
مث ماهی قشنگی تو آکواریومی
تو کاش بتونی که پاک بمونی
وجود خودتو ذره هاي خاک بدوني
چه تو روز روشن و چه آسمان تاریک
به دنیا اومدی حالا شناسنامه داری
توی دنیاي پر درد و خشونتی
ولی حالا که اومدی پس خوش اومدی
بخواب با صداي من تا بنویسم
از فرداهاي دور دست زندگی
بیا تا بخونه اين دل بی صبر
از فرداهاي دور دست زندگی.
♫♫
دانلود آهنگ یاس بنام به دنیا خوش اومدی
معصوم و زیبايی با دل پاک داری امید
مث ماهی قشنگی تو آکواریومی
تو کاش بتونی که پاک بمونی
وجود خودتو ذره هاي خاک بدوني
چه تو روز روشن و چه آسمان تاریک
به دنیا اومدی حالا شناسنامه داری
توی دنیاي پر درد و خشونتی
ولی حالا که اومدی پس خوش اومدی
بخواب با صداي من تا بنویسم
از فرداهاي دور دست زندگی
بیا تا بخونه اين دل بی صبر
از فرداهاي دور دست زندگی.
♫♫
دانلود آهنگ یاس بنام به دنیا خوش اومدی
فکر کنین بعد کلی سختی کشیدن دوباره درگیر یک چالش جدید بشین و کاملااتفاقی متوجه یکسری پیام بشین که در مورد شماست ( و دد مورد شما به خانواده هشدار میدن !)و شما هم با اين که امکانش رو دارین به خودتون اجازه چنین کاری رو ندین که برین پیام ها رو چک کنین و بلا تکلیف بشینین که ببینین چه بلاي دیگه اي قرار سرتون بیاد ، تا کجا قراره تحت فشار باشین و براي عقايدتون بجنگین و پنهانشون کنین :)))))
فقط میتونم بگم خدايا تنها امیدم اينه که حواست هست ، هر چی که خودت صل
چقدر امروز هوا گرفته ست و.و.و. 
میخوام بهت بگم که: If We Have Each Other then we'll both be fine .
ته آهنگه وقتی میگفت: I Will be your brother and hold your hands , you should know I will be there for you .یادم افتاد که من سالهاست عشق و توجه خیلی زیادی که بهم داشتی رو ندارم و اين روزگار عزیزانمون رو ازمون دور و دورتر میکنه روز به روز انگار.
برادرکم ؛ که من بی نهايت دوستت دارم اما هزارسال یک بار میبینمت یا صداتو میشنوم ، بايد بدوني که چقدر مشتاقم بیام پیشت و کاش بتونم و خداوند یاریم کنه.
همین.
I'm ninet
براي میم نوشتم: فکر می‌کنم بهتره تمومش کنیم. به زور نمی‌شه.» دو نقطه‌ ستاره فرستاد. بعد دو نقطه دو ستاره فرستاد.
چیزی نگفتم. چند بار رفتم تو چت‌باکسش و چند خط تايپ کردم و بعد نتونستم به چه فايده؟» جواب بدم و پاک کردم. نوشتم که شرمنده‌ام و ناراحتم که اين‌قدر بی‌فايده‌ام. نوشتم که دوست داشتم با هم بمونیم ولی من اشتباه‌ترین آدمی هستم که هر آدمی می‌تونه باهاش باشه. نوشتم فايده‌اي نداره ولی اصرار دارم بدوني دوستت دارم. و خواهم داشت. نوشتم و
یک: امروز شد بیست و ششمین روزی که نه توییتر و نه اينستاگرام لاگ‌اين نکردم. و می‌تونم ادعا کنم که در اين بیست و شش روز زندگی‌م چیزی کم نداشت. مسئله بی‌خبری نیست، مسئله دائما در معرض چیزی بودنه. دائما دست به وصل وی‌پی‌ان بردنه. چنان غرق شدنه که خروج از گرداب بمباران اطلاعاتی سخت باشه.
دیروز به فائزه و امیرحسین گفتم که وقتی کسی تاثیری توی زندگی‌مون نداره، تصویری هم نبايد داشته باشه. 
 
دو: کم‌کم افراد بیشتری رو مطلع می‌کنم از زندگی جدیدم. دو
فاصله بین پست گذاشتن هايم کم شده که به خاطر کمبود وقت نیست، بخاطر عدم مدیریت زمانم است.
امروز لیلا چیز جالبی میگفت؛ میگفت تو بدون اين که بدوني در وجود کسی که دنبالش میگردی تا دوستش داشته باشی دنبال چیز هايی میگردی که دوست داشتی خودت داشته باشیشون، دوست داشتی خودت اون ها باشی. دیدم دقیقا راست میگه و من دنبال همچین آدمی ام و بخاطر اين اين جوریه  که فکر میکنم نمیتونم خودم اون باشم که اشتباهه. میتونم خودم معشوقه خودم رو توی خودم بسازم. نمیدونم بر
تنها چیزی که اين روزا غمگینم میکنه دور شدنش هست 
وقتی بهش فکر میکنم بی اختیار چشم هام خیس میشن. همین جوریشم چون که خواهر ندارم کلی احساس خلا و تنهايی میکنم
از کل دنیا ی دلم به داشتن برادر بزرگتر خوش بود که اونم میشه دورترین نقطه
تو اين دنیا
اولین روزی که فهمیدم رفتنش حتمی شده آخرین امتحان ترم 2 بود 
که از خود شهر دانشجویی تا خود خونه بکوب گریه کردم 
همین جوریشم سالی 3 بار بیشتر نمیدیدمش 
ولی اينکه وقتی بهش فک کنی و بدوني حتی دیگه دستت هم بهش ن
سلام گلشید خانم
الان که اين نامه به دستت میرسه نمیدونم چه سالی و چه روزیه، از اونجايی که من یکم دیر جنبیدم و خیلیا از اين ماشین نامه رسان استفاده کردن و طفلی دیگه خیلی بهش فشار اومده و دچار مشکل شده و معلوم نیست کی نامه رو به دستت برسونه به خاطر همین منم یه نامه ی کلی نوشتم برات که هروقت به دستت رسید به دردت بخوره.
خب میخواي بدوني من کیم؟
ادامه مطلب
وضعیت اينترنت کشور بهم ریخته است و براي ما که کل کارمون روی اينترنت هست اين از جنگ هم بدتره
یعنی اگر آمریکا حمله میکرد من به شخصه احساس امنیت بیشتری میکردم تا الان
پیازداغ زیاد نمکنم
بخشیش اينترنت به فنا رفته است
بخشیش صحنه هايی که در خیابون ها میبینیم
نه از مردم
نه از به اصطلاح اغتشاشگرها.
 
ضمن ارسال لعنت به روح زنده و مرده تمام عوامل نامحترم اعم از مستقیم و غیرمستقیم.
چشم به گیت وی اينترنت دوختیم تا درهاي زندان باز بشه
 
به امید روزی که د
خب خب خب
امروز واسه من تا همینجا بود
به 00:00نرسیدم
دارم لباس میپوشم برم پیاده تا خونه ی م_ز اينا و بعید میدونم شب که برگردم دوباره مشغول شم
امروز تقریبا خوب بود از یک تا ده از خودم 4 تا رضايت دارم
حالا تازه خیلی اولشه خب، راه میوفتم به زودی
از کار بد امروزم براتون بگم؟ قاشق استیل کردم تو ماهیتابه ی تفلون
 
آیی راستی تا یادم نرفته:به خوراک لوبیاهاتون گلپر بزنید، تومنی یه میلیون میره رو نرخش
 
خودمون کم بدبختی داریم، اين هوام روز به روز  دلبرتر می
وقتی قرار نیست خواهر یا کشیش بشی ولی بدون اينکه بدوني سر از کلیسا در میاری و با آداب مسخره اي روبرو میشی که قرار است سالها با اون زندگی کند و اون خرافات بشه باورت انوقت بزرگترین مشکل پاپ میشود ازار و اذیت جنسی پدران و یا خواهران .
خود سختیه که بدوني آدماي محیط اطرافت صرفا دارن باهات معادله و مراوده میکنن . براشون سود داشته باشی باهات هستن . کاری رو بهت کمک میکنن که نفع خودشون هم توش باشه . خیلی کثیف شدن آدمها . احساس میکنم خیلی دارم بیش از حد دروغ می‌شنوم . برام نبايد مهم باشه میدونم ولی چرا بايد آدما به اينجا برسن
چقدر سخته که زندگیت قفل باشه و هیچ جوره نتونی براش کاری بکنی . به بن بست رسیده باشی و هیچ جوره برات نتونه درست بشه . سوال من از خودم اينه که اشتباه من کجاي زندگ
میدونی گاهی انگار هیچی نمیدونی گاهی خسته تر از اونی هستی که چیزی بدوني
و گاهی اونقدر نسبت به همه بی حس میشی که بازم نمیدونی داری چیکار میکنی!
خب خودمم خیلی نمیفهمم دارم چی میگم
خسته ام     نه! نیستم خسته نیستم فقط هنگم
راستش زیادی درگیرش شدم وحشتناک بهش اعتیاد پیاده کردم
اينکه 7 صبح تا 8 شب مدرسه ام و 13 ساعت نمیتونم صداشو بشنوم روانی میشم 
به قول مامامنم سال اخری داری گند میزینی
ولی به نظرم وابستگی خیلی هم بد نیست الان که نسبت به همه چی بی حسم ی
اگه توییتر داشتم الان یهویی میرفتم توییت میکردم که :داشتم عمیقا جزوه اي رو که هنوز به یک دهمش هم نرسیدم میخوندم که دیدم ساعت 2 شده و هنوز نهار نخوردم ، ساندویچ کتلتی که درست کرده بودم رو باز کردم و شروع کردم به خوردن ، آهنگ لاله عباسی از پری زنگنه رو پلی کردم و هندزفری تو گوشم
چی شد؟ هیچی یهو دیدم صورتم خیس از اشکیه که نمیدونم از کجا و چرا پیداش شد
نهارمو نیمه رها کردم و واسه اينکه کسی منو نبینه رفتم زیر پتو و تظاهر به خواب بودن کردم .
شنیده بود
آسمان را مرخص میکنم,
دیگر به هوا هم نیازی ندارم ,
تو خودت را مثل آسمان , مثل هوا , مثل نور
پهن کرده اي روی همه لحظه هايم ,
بعدازتو هیچ دلی دلم را نمی لرزاند
دلت قرص
مرخصی ندارد 
حتی وقت استراحت ندارد
 
حقوق و مزايا ندارد
 
بیمه ندارد
 
ترفیع و پست و مقام ندارد
 
استعفا یا اخراج شدن ندارد
 
بازنشستگی و از کار افتادگی هم ندارد
 
با اين حال دوست داشتنی‌ ترین شغل دنیاست ،
 
عاشق تو بودن…
 کاش می شــــد " فقــ ــط " ، تو را داشته باشــــم
خدا هـــــی ب
یکی از کارهايی که در دید آدم نسبت به دنیا اثر خیلی زیادی می تونه داشته باشه اين هستش که زمان انجام یک کار، فقط همون کار را انجام بده!!!نه اين که فیزیکش در مکان حضور داشته باشه اما فکر و ذهنش در حال پرواز به دور عالم هستی باشهفايده اش اين هست که آدم میاد در حال و انسان باحالی میشه!راهش هم تمرین هست با تمرکز روی فعالیت هاي خیلی روتینمثلا:پیاده روی آگاهانه: توجه به فشار قدم ها ،حرکت دست ها ،منظره ها، صداها ،بوها.غذا خوردن آگاهانه : به رنگ و بو و دماي
و تبریک میگم 150 روزگی پیشول مهربونم






دیدی چه خوب یادم بود؟
اصلا مگه میشه تو رو یادم بره؟






و اينکه همه عکسام حذف شده شرمنده آجی
انشالله یک سالگیت اگه بودم

فقط راجع به رفیق تصویر داشتم ببخشید
ولی در کل 150روزگیت و خوساتم تبریک بگم که بدوني به یادتممممممممممممممممممم
همیشههههههههههههههههههههههههههههههههههههههههه
و بازهم:

کاش یکی باشه300روزگی من و تبریک بگههههههههههههههههههه
کاش
ولی نیست کسی
پ.ن:پست ویژه بود
اموزش ساخت شیشه مخدر کامل و سریع به همراه مقدار دقیق به همراه تصویر
با سلام.اينجانب تا 2 سال پیش شخصا خودم در کرج تولید میکردم که به دلايلی مجبور به جمع کردن و توقف کار شدم. دیدم دوستانی که تو اين سايتا فعالیت دارنو واقعا سر از هیچی در نمیارن دارن یه روشاي چرتو پرتی و میگن که اگرم درست باشه شدنی نیست. دوست عزیز با اون لوازمی که شما میگی دیگه تو ايران نمیشه پخت گرفت. مواد اولیه هم دیگه اون موادی نیست که بشه به شکل ازمايشگاهی پخت کرد. فک نکن راحته،
خاطرات سفیر، نیلوفر شادمهری
سلام :)
برشی از کتاب ؛
استاد پرسید: سخنرانی هروه رو گوش کردی؟
گفتم: بله.
- بیست سال قبل توی یه کنفرانس یه سخنرانی داشتم. اون روز، بعد از تموم شدن حرفهاي من همینقدر با شور و حرارت براي من دست زدن و تشوسقم کردن
-خیلی خوبه.
- اما اون روز من دقیقا بر عکس حرفايی رو که امروز هروه زد، ثابت کرده بودم
- .
- بیست سال با تئوری هام کنفرانس دادم و برام دست زدن و امروز هروه خلاف اون حرفارو ثابت میکنه و براش همونقدر دست می زنن
-
- ح
خیلی دوری ازم، نه؟ فکر نمی کنم هیچ ايده اي داشته باشی. اين تویی ک پشتش به منه، توی افق نگاهت نیستم قاعدتا. چطور می خواي بفهمی چقدر ازم دوری وقتی حتا نگاهم نمی کنی؟ ولی من دارم می بینمت، اندازه یه نقطه شدی تو اون دور دورا، ولی هنوز هستی. غم انگیزه نه؟ فکر نمی کنم بدوني از چی حرف می زنم. وقتی نفس هات به صفحه چوبی تابوتِ جلوی صورتت می خوره و بر می گرده، دنیا برات همینقدر کوچیکه. وقتی زودتر از موعد، خودت رو دفن کرده باشی چیز زیادی نمی مونه ک بخواي برگ
پرسیده بود میدونی ده سال دیگه کجايی؟ گفته بودم نمیدونم. گفته بود چه محافظه کار که در جواب خیلی سوالا فقط میگی نمیدونم. گفته بودم خب واقعا نمیدونم. گفته بود خب لااقل بگو دو سال دیگه دوس داری کجا باشی؟ گفته بودم نمیدونم. گفته بود خسته نشدی انقد گفتی نمیدونم؟ گفتم خب واقعا نمیدونم دیگه. گفته بودم خب میخواي اصلا بدوني چرا دیگه نمیدونم؟ گفت آره بگو. گفته بودم خب داستانش طولانیه ولی تو همینو بدون که از اولش اين شکلی نبودم. من از بچگی رویاپرداز ترین
قبلا" هم گفتم کسی بهمون ظلم کنه واگذارش میکنم به کسی که بهش ارادت داره! شب هفتم_ همین محرمی که گذشت توی روضه درد دلامو گفتم دلتنگی هامو گفتم و شکايت شمايی که ب ما ظلم میکنی رو بخصوص توی شب هفتم گفتم. و اين واگذار کردنه همیشه جواب میده! بخصوص وقتی که دلت روحت قلبت شکسته جیگرت خون شده جیگرت سوخته از ظلم هايی که بهمون شده میاي خونه با همه ی اون حجم غم و دلتنگی میخوابی و هر چی که میخاي بدوني و نمیدونی رو ، میبینی و عزیزت زندگیت دستت رو میگیره و
جاتون خالی یه کار اداری داشتم تا رفتم تو اتاق آقاي مسئول
دیدم ترش کرده
اخماش تو هم دیگه
تا رفتم توضیح بدم
گفت کارتون؟
گفتم یک سوال داشتم خدمتتون.
حرفمو قطع کرد و گفت فقط اگه کوتاهه بگید!
الان یکی برام "شعور" رو به چند زبان زنده دنیا ترجمه کنه خواهشا
من در جواب اين جناب چی بگم خوبه؟
آخه شلغم! من اگه کاری نداشتم که نمیومدم چشمامو با چهره ی نورانی تو مثل جرقه ی جوشکاری آسیب بزنم که.
الان من سوالمو با چه خط کشی اندازه بگیرم برات تا تو خودتو موظف بد
خیلی دوری ازم، نه؟ فکر نمی کنم هیچ ايده اي داشته باشی. اين تویی ک پشتش به منه، توی افق نگاهت نیستم قاعدتا. چطور می خواي بفهمی چقدر ازم دوری وقتی حتا نگاهم نمی کنی؟ ولی من دارم می بینمت، اندازه یه نقطه شدی تو اون دور دورا، ولی هنوز هستی. غم انگیزه نه؟ فکر نمی کنم بدوني از چی حرف می زنم. وقتی نفس هات به صفحه چوبی تابوتِ جلوی صورتت می خوره و بر می گرده، دنیا برات همینقدر کوچیکه. وقتی زودتر از موعد، خودت رو دفن کرده باشی چیز زیادی نمی مونه ک بخواي برگ
خیلی دوری ازم، نه؟ فکر نمی کنم هیچ ايده اي داشته باشی. اين تویی ک پشتش به منه، توی افق نگاهت نیستم قاعدتا. چطور می خواي بفهمی چقدر ازم دوری وقتی حتا نگاهم نمی کنی؟ ولی من دارم می بینمت، اندازه یه نقطه شدی تو اون دور دورا، ولی هنوز هستی. غم انگیزه نه؟ فکر نمی کنم بدوني از چی حرف می زنم. وقتی نفس هات به صفحه چوبی تابوتِ جلوی صورتت می خوره و بر می گرده، دنیا برات همینقدر کوچیکه. وقتی زودتر از موعد، خودت رو دفن کرده باشی چیز زیادی نمی مونه ک بخواي برگ
اينطوریه که اولین روز میری بخش رادیو، بدون اطلاع قبلی مینشوننت پاي امتحان ورود! 
منبع هم کل تشخیص ۴ !
اعتراض هم میکنی جوابت اينه که میخواستی بدوني!
واقعا اين حجم از اطلاع رسانی و هماهنگی زیبا نیست؟
+ جالب تر از بخش رادیو، بخش پروتزه!
• نه برنامه بخش مشخصه!
• نه برنامه اورژانس ها !
 نه استادها مشخص شده !
• ما هم رفتیم بخش! زیبا نیست ؟
+اگه استرس مریض گیر آوردن و failشدن به خاطر نبود مریض و استادايی که بی دلیل و سر چیزاي مسخره سرت داد و بیداد می‌کند
به همون اندازه که اومدن میتونه یه داستان قشنگ  رقم بزنه 
اينکه بدوني کی و کجا و کدوم لحظه رو براي رفتن انتخاب کنی میتونه یه پايان تراژدی بهتر رو  برات به جا بزاره براي روزهايی که از خماری لحظه هاي دور به خودت میپیچی!
 
 
دونه هاي بارونی به شیشه میخوره که خبر رفتن زمستون رو میده بدون اينکه مژده  ی اومدن  بهاری  رو به گوش ما برسونه
یه تک شاخه گل رز ابی براي یه اختتامیه ی به یادموندنی چه طوره؟!
سکوت خیابون یه شب سیاه که صداي حرف هاي حبس شده توی خو
آقاي دهنوی معلم تاریخ سال سوم دبیرستان‌مون بود‌ و من خیلی دوسِش دارم.
یه روز اومد توو کلاس و گفت:"بچه‌ها تاریخ مثل صندلی می‌مونه! فرض کنین یه صندلی توو حیاط مدرسه باشه، از هر طرف که نگاهش کنی یه دید بهش داری، از بالا نگاه کنی یه دید، از چپ و راست و روبرو و پشت یه دید. حتی اگه بری کنارش وايستی و کامل نگاهش کنی باز در مورد رنگش و کیفیت چوبش و . چیزی نمی‌دونی.  اگه همه‌چی هم بدوني، ممکنه بشینی یه‌دفعه بشکنه! چون تو همه‌چی رو نمی‌دونی که، شايد ی
تا به حال با خودتون مصاحبه کردین؟ من سال‌هاست که دارم اين کارو می‌کنم، و صادقانه بگم همیشه برام جذاب و لذت‌بخش بوده. گاهی جوابی به سوالات می‌دم که براي خودمم تازگی دارن، گاهی فقط با بلند گفتن اون جمله توی ذهنت هست که به درک و وضوح بیش‌تر از موضوع می‌رسی. 
از وقتی که به یاد دارم، رابطه‌ی دوستانه و رفاقت برام یه‌جور ايده‌آل و اسطوره بوده، خیلی پیش‌تر از اين‌که فیلم‌هاي کیمیايی رو کشف کنم و جذب نثر شاعرانه‌اش از رفاقت و بودن براي دیگری ب
میل شدیدی به سرزنش خودم دارم. دوست دارم خودم رو "هی، فلانی!" صداکنم.
ولی نه!
مائده، عزیزم!
زندگی مجموعه اي از تجربه هاست. تو بايد اشتباه کنی تا یادبگیری. تو بايد آسیب ببینی تا از خودت مراقبت کنی. تو انسانی و اشتباه کردن بخشی از توست. پس نیازی به سرزنش نیست. اما یک چیز خیلی اهمیت داره، درسی که میگیری.! و بايد بدوني که محکم تر شدی. آره عزیزم. من تموم غم ها و رنج هات رو از برم. من از شکستگی هات باخبرم. من از بی کرخت و بی حس شدنت. از قلب مردگیت. از احساس ته
میخواي راستشو بدوني ?من ازین لحظه ،ازین آدم ، ازین کشور ، ازین آدما، ازین زندگی ، ازین بسته بودن ، ازین قفس ، ازین جدا بودن ، ازین به حساب نیومدن ، ازین چشمايی که میبینم ، ازین صداها ، ازین نرو ،نبین ، نخون ،نکنا ، از سخنرانی ، از سخنرانی ، از سخنرانی، از جمله ی دوستت دارم، از دلم برات تنگ شده ها ،از دلم برات تنگ نمیشه ها،از دلم برات تنگ میشه ها ، از تلقین تفاله ی فکر متعفن دیگران ، از تقلید، از ادا درآوردن ، از نقش بازی کردن،ازفکر متعفن دیگران ،
هر بار با دوستم صحبت می کنم، شروع میکنه به درد دل. که اشتباهات گذشته ی والدینش باعث شده نتونه به جايگاه مناسبی که می خواسته برسه. و هر بار بايد براش توضیح بدم که من و تو نمیتونیم قضاوت کنیم اون در چه شرايطی چنین تصمیماتی گرفته. مادرم هم گاهی سرنوشتش رو متاثر از رفتار یا انتخاب هاي مادرش میدونه. و من.
من که هر روز به خودم یادآوری میکنم بايد مسئولیت خیلی از اتفاقات زندگی رو بپذیرم. از دیگران انتظاری نداشته باشم و نگاهم فقط به خودم باشه. من هم گاه
لیست حضور غیاب رو بیرون آوردم داشتم حضور غیاب میکردم یهو رسیدم به اسم شمس تبریزی خوندن نام شمس تبریزی کافی بود تا  صداي قهقه خنده توی کلاس بلند بشه 
سرم رو چرخوندم طرف بچه ها تا شمس رو پیدا کنم  یه پسر تپل که از اول کلاس مزه پرونیاش رو مخم  بود خودشم داشت میخندید یهوو گفتم فیلمتم که نذاشتن ساخته بشه خیلی شیرین زد توی پیشونیش گفت هعی استاد دیشب اگه بدوني مولانا چه داغون بود سه شبه با دیازپام خوابش میکنم صداي خنده ها بلند تر شد 
بعد گفتم خب چرا
امروز دکتر بهم گفت بايد زودتر ازدواج کنی تا بتونی بچه دار شی. اين یکم مذخرفه. تمام راه ذهنم درگیر بود. غمی که وجودم رو گرفت انقدر بزرگ بود که واسه یه لحظه حس کردم میتونم بزنم زیر گریه. ولی وقتی رسیدم خونه و مامان جواب آزمايش رو ازم پرسید با حالت مسخره بازی برگشتم بهش گفتم دکتر بهم چی گفت. گفتم اين زندگی از من دیگه ادامه پیدا نمیکنه.
خب حالا گذشته از همه ی اينا واقعا من بايد چکار کنم؟ میخونی آنه؟ میخونی آنه ماری؟ من بايد چکار کنم؟ مطمئنم اگه نتو
امروز دکتر بهم گفت بايد زودتر ازدواج کنی تا بتونی بچه دار شی. اين یکم مذخرفه. تمام راه ذهنم درگیر بود. غمی که وجودم رو گرفت انقدر بزرگ بود که واسه یه لحظه حس کردم میتونم بزنم زیر گریه. ولی وقتی رسیدم خونه و مامان جواب آزمايش رو ازم پرسید با حالت مسخره بازی برگشتم بهش گفتم دکتر بهم چی گفت. گفتم اين زندگی از من دیگه ادامه پیدا نمیکنه.
خب حالا گذشته از همه ی اينا واقعا من بايد چکار کنم؟ میخونی آنه؟ میخونی آنه ماری؟ من بايد چکار کنم؟ مطمئنم اگه نتو
زندگی من اين شکلی شده یا داره شکل خودشو میگره اونم اين که براي ادامه بقا بايد قید یه سری چیز هارو بزنی . بیشتر کار کن ، کمتر آدم ها رو ببین . ( وقتی که داری عذیت میشی بهانه واقعی پیدا کن )پول به اندازه یا بیشتر داشته باش تا خرج خودت رو داشته باشی . ( به دست کسی نگاه نکن پول داشته باش و محتاج منت کسی نباش ) توو تصمیمات زندگیت بهترین و بدترین اتفاقات زندگیت رو خودت انجام بده تا نیاز نباشه بعدا کسی رو مقصر بدوني . میدونی زندگیت همش مال خودتو پس جوری زند
دارم فکر میکنم که اگه تصمیم بگیرن اين قطعی ها ادامه داشته باشه چی.
که مثلا از فرصت ددلاين ها بگذره و من هر روز فقط به بلاگ و بازار و ايتا دسترسی داشته باشم چی.
همه ی کارام مونده. کلی کار دارم که همه شون به سرچ وابسته ان. درس خوندنم هم.
می دونم فقط من نیستم؛ اما غصه ش یه جوری رو دلم سنگینه که واقعا از خودم متنفرم چرا بايد توی اين نقطه از دنیا بدنیا میومدم؛ هر چند که خودم بی خبر بوده باشم.
جودی ابوت توی یکی از نامه هاش میگه ادم تا وقتی لذت و طعم چیزی ر
اول نماز حسین بعد عزاي حسین. 
من میگم که اين شور حسینی بايد از عقل شروع شه. یعنی بايد بدوني براي چی و مهم تر از اون براي کی داری میری عزاداری. بشناسی هدفشو و هم خودشو. 
راستش خانواده من اصلا اهل هیئت رفتن و اينجور مسائل نیستن. یعنی دغدغشون نبوده. و اينطوری شد که منم یه 5،6 سالی میشه که توی هیچ مراسمی شرکت نکردم.
خانواده توی اينجور مسائل خیلی موثرن.
دوستی داشتم که از روی عادت که خانواده اش داشتن هر سال نذری میدادن و هییئت میرفتن و اينور و اونور و ک
سلام مائده عزیزم ؛
راستش انقدر خسته ام که حتی نمیتونم درست تايپ کنم اما دلم میخواد چیزی از بیست و ششمین روز آذر نود و هشت بنویسم که بمونه و بچسبه به تنه ی تاریخ.
عزیزم، میخوام برات از داستان "تو" بگم، از داستان خود خود خود "تو" ! بايد بدوني که نبايد خودت رو مقايسه کنی! به هیچ وجه! و با هیچ کس! بايد و بايد معطوف کار خودت باشی، میتونی بشنوی، میتونی بپذیری یا رد کنی، اما اما اما به هیچ کس اجازه نده مضطربت کنه، افراد زیادی هستن که دائماااا درحال قضاوت
من اينجام. نه اينکه کفتر جلد باشم، فقط چون جاي دیه اي نیست ک برم.  و نموندم اينجا چون بلد نیستم ک برم، فقط اصلا دلم نمی خواست ک هیچوقت هیچ جايی می بودم. براي همین، نه براي برداشتن یه قدم کوچیک جدید حاضرم، و نه زیاد با اين تکرار همیشگیم خوب کنار اومدم. متاسفانه زیاد براي "هیچ جايی" بودن مناسب نیستم. به ظاهر عادی و نه حتا هنجار شکنم و میلی نیست براي برخلاف جریان بازی کردن، در واقع اصلا دوست ندارم ک بازی کنم. یک جورايی متاسفم ک اينجا وجود دارم. و حال
اصلا روايت داریم که میگه: 《دلبر که چارلی فرسود از او》
و بدین سان فضاي کثیف اينستاگرام را رها نموده و به سوی وبلاگ روی می آوریم.موقعی که به بیان اومدم همه یه بیانیه براي عرفانی نوشته بودند که وبلاگش رو بی خبر رها کرده بود و نگرانش شده بودند!
بعد از اون رضا اومد و قالب وبلاگ ساخت که اونم یهویی رفت یادم وقتی که داشتم سر قیمت چک و چونه می زدم باهاش متوجه شدم که اوضاع مالیش چندان جالب نیست! (کاش اينو بخونی و بدوني نگرانتم رضا) هر چند متوجه شدم بدی زی
من اينجام. نه اينکه کفتر جلد باشم، فقط چون جاي دیه اي نیست ک برم.  و نموندم اينجا چون بلد نیستم ک برم، فقط اصلا دلم نمی خواست ک هیچوقت هیچ جايی می بودم. براي همین، نه براي برداشتن یه قدم کوچیک جدید حاضرم، و نه زیاد با اين تکرار همیشگیم خوب کنار اومدم. متاسفانه زیاد براي "هیچ جايی" بودن مناسب نیستم. به ظاهر عادی و نه حتا هنجار شکنم و میلی نیست براي برخلاف جریان بازی کردن، در واقع اصلا دوست ندارم ک بازی کنم. یک جورايی متاسفم ک اينجا وجود دارم. و حال
روزی که براي اولین‌بار ببینمت، قطعا داستان‌هاي زیادی براي تعریف کردن دارم. من مشتاقانه حضورت رو تمنا می‌کنم و از خدا می‌خوام فرصتی رو بهم بده تا حس لبریز از هیجانم رو با صداي خودم برات بگم. هیراد جانم، پسرِ قشنگم، روزی که براي اولین بار ببینمت، معلوم نیست در چه سن و سالی هستی و چقدر از هیجانات اين روزهاي منو درک می‌کنی، ولی مهم نیست، چون من صبر زیادی در مقابل بودنت و انجام دادن درست‌ترین کارهايی که یاد گرفتم در به‌موقع‌ترین زمان‌هاي مم
من میدونم که حرفام ممکنه خیلی تلخ باشه.
بدبختی من اينه که به خودم هم اينها رو میگم. فکر نکنین فقط اينجا مینویسم. یعنی هر روز به خودمم دعوا و سرکوفت میزنم که خجالت بکش.
ولی من ادم مجازی هستم، توی زندگیتون نیستم.
میتونین حداقل به عنوان یه خواهر حرفاي منو بخونین و بذارین کنار بقیه حرفها. بد شما رو که نمیخوام.
به نظر من،
اين کشوری که توش هستم،
جاي زندگی نیست. چرا؟
کشوری که توش، دولت مینمم هاي مردم رو تامین کنه و اجازه هم نده که مردم پولدار و ثروتمند
یکی از بی‌شمار ايراداتی که در خودم می‌بینم، اين‌ئه که می‌دونم شبکه‌هاي اجتماعی [ اعم از اينستاگرام و توییتر ] باعث ازهم‌گسیختگی روان‌م می‌شن، ولی باز به فعالیت درون‌ش ادامه می‌دم. 
و اما مهم‌ترین چیزی که اين شبکه‌ها رو [به ویژه توییتر] برام خطرناک می‌کنه، حجم پیام‌هاي پر از نفرت‌ئه. و مهم‌تر از همه نفرت از خودمون و چیزی که هستیم. 
شايد بدون اغراق اين صفت تمام آسیايی‌هاي مقهور غرب باشه. ما به شدت اهل خودتحقیری» هستیم. اخبار بد رو پر
*هوس کشک بادمجون کردم پریروز خوردم  دیگه نگم اين دو روز چه ضعف و سردردی داشتم
الان که مینویسم هنوز یه کم سرم درد میکنه
فردا حامد میاد بعد از یک هفته میخوام برم بیرون 
دقیقا جمعه که اومدم خونه هنوز در واحدمون باز نشده
امروزم قرار بود برم بیمه ولی ترسیدم به حامد گفتم به باباش بگه بره کارمون رو انجام بده 
*پریشب یه دوستی خصوصی کامنت گذاشت چه دل خوشی داری که دمنوش میخوری و مهمتر اين پست ها رو مینویسی
در حالی که من متن خاصی هم نزاشتم 
دقتم میکرد م
 
همه مون عاشق تحولیم…
اصلا اولین قدم براي رسیدن به اهداف مون متحول شدنه، تا الان با همه ی داشته هات تا اينجا تونستی خودتو بکشی و بیاي؛ از اين جا بیشتر توقع نداشته باش بری! پس لازم داری تغییر کنی. لازم داری ارتقاء پیدا کنی. لازم داری متحول شی.
تنها راه تحول!
متحول شدن سر و تهش رو به هم بزنی فقط از اين دو راه عملیه:
آموختن
عمل کردن
بايد بیشتر از چیزی که الان میدونی بدوني. بايد باور کنی که خیلی چیزها هست که تو ازش خبر نداری. اون چیزی که می دونی در مق
به نام خداوند جان و خرد
آیا پدر یک خانواده اي ؟
آیا همسر یک خانم جوان هستی ؟
آیا نگران عزیزت هستی ؟
دوست داری هر لحظه و هرکجا بدوني کجا هستند ؟
گوشی تو گم کردی و نمی دونی کجا گذاشتی ؟
آیا نگران یده شدن گوشی دوم یا اصلی (اندروید یا آیفون) خود هستی ؟
ادامه مطلب
امروز از دانشکده با زهرا برگشتم. یه چیزی خیلی فکرم رو مشغول کرده بود و از طرفی وقتی داشت یه ماجرايی رو در مورد یکی از همکلاسیامون تعریف میکرد علی رغم اين که هیچ علاقه اي به گوش دادن داشتم ولی داشتم سعی ام رو میکردم که گوش کنم اما گویا حتی اونم فهمیده بود که حواسم نیست و گفت که چرا توجه نمیکنی چی میگم؟ بله میدونستم که یک چیزیم هست ولی حتی خودمم نمیدونستم. براش یه بهونه اي آوردم و بله وقتی رسیدم بالا فهمیدم شدم. لعنت بهش همیشه قبلش اينقد حا
سلام نمی خوام منتی سرت بذارم ولی تو آدم خوشبختی هستی اين حرف هاي ته دلم رو می خونی خیلی خوب می دونم از شوخی خوشت نمی یاد 
فکر می کردی یه روزی برات یه دفتر فوق سری رو پست کنن من صبر کردم از شیراز برم بعد برات بفرستمش یعنی دستت بهم نرسه نه اين که ازت بترسم نمی خواستم با تو‌چشم تو چشم بشم حتما داری توی ذهنت می گی من همیشه می دونستم اين دختره دیوونه آست 
 
حالا ممکنه بخواي برام کریه کنی که حتما اين کار رو نمی کنی یا اين که بخواي بخندی بهم می شه اصلا
مدتهاست که روی نوشتن کار میکنم و آموزش هاي مختلفی رو براي بهبود عملکرد خودم ،گذراندم. محتوا نویسی یک دنیاي بیکران از انواع موضوعات مختلفه ،یعنی وقتی تصمیم میگیری که نوشتن رو به عنوان علاقت ادامه بدی بايد بدوني چی در انتظارته .
انتخاب با خوده خودته که موضوعی بنویسی یا مختلف ،داستانی بنویسی یا علمی ،کوچه بازاری بنویسی یا ادبی و همه ی اينا خلاصه میشه به علاقه ی درونیت .
هیچ وقت نتونستم با خودم کنار بیام و نتیجه گیری کنم که کدام یک از روش ها برا
مدتهاست که روی نوشتن کار میکنم و آموزش هاي مختلفی رو براي بهبود عملکرد خودم ،گذراندم. محتوا نویسی یک دنیاي بیکران از انواع موضوعات مختلفه ،یعنی وقتی تصمیم میگیری که نوشتن رو به عنوان علاقت ادامه بدی بايد بدوني چی در انتظارته .
انتخاب با خوده خودته که موضوعی بنویسی یا مختلف ،داستانی بنویسی یا علمی ،کوچه بازاری بنویسی یا ادبی و همه ی اينا خلاصه میشه به علاقه ی درونیت .
هیچ وقت نتونستم با خودم کنار بیام و نتیجه گیری کنم که کدام یک از روش ها برا
یه روزی میاد برمیگردی به عقب نگاه میکنی و یه لبخند به روی خودت میزنی
بابت همه سختیايی که کشیدی
بابت انتخابايی که به خاطرشون تغییر کردی از خودت تشکر میکنی.
چند سال دیگه وقتی برگردی به شبايی که تا خود صبح گریه کردی و قلبت از درد مچاله شد نگاه کنی تعجب میکنی ازینکه هر بار گفتی میمیرم و یه بار دیگه دووم آوردی.
گفتی خدايا سخته نمیتونم،اما باز هم پیروز شدی.
دیدی آدما اومدن و رفتن؟دیدی موندنیا موندن؟بی منت؟
و بین اين روزاي سختی که گذروندی یکی دو ن
سلام نمی خوام منتی سرت بذارم ولی تو آدم خوشبختی هستی اين حرف هاي ته دلم رو می خونی خیلی خوب می دونم از شوخی خوشت نمی یاد 
فکر می کردی یه روزی برات یه دفتر فوق سری رو پست کنن من صبر کردم از شیراز برم بعد برات بفرستمش یعنی دستت بهم نرسه نه اين که ازت بترسم نمی خواستم با تو‌چشم تو چشم بشم حتما داری توی ذهنت می گی من همیشه می دونستم اين دختره دیوونه آست 
 
حالا ممکنه بخواي برام کریه کنی که حتما اين کار رو نمی کنی یا اين که بخواي بخندی بهم می شه اصلا
با یه ژاپنی قرار داشتم.اصلا هم نمیشناختمش از قبل.
ساعت ۹ شب به وقت اينجا و ده صبح به وقت ژاپن
قبلش گفتم بی خیال یاداوری نمیکنم.نیومد هم نیومد.خیلی بحث مهمی نیست.
راس ساعت ۹.نه یه ثانیه اين ور نه یه ثانیه اون ور دیدم لینک اومد که به میتینگ ملحق شو.
بعد جلسه داشتیم.
اخرش بحث اين شد که اون یکی عضو گروهشون سرش شلوغه و مراسم عروسیش در پیشه و بعدشم قراره ماه عسل برن ژاپن و
کلی داشت توضیح میداد که ژاپن قراره من میزبان باشم و بعدش فلانی سرش
چند هفته اخیر وقت اضافه اي که داشتم. یعنی وقتی نه روی بازی مشتری کار می کردم و نه دنبال کارايی بودم که براي سرمايه گرفتن براي بازی خودمون لازم بودش داشتم ECS یاد می گرفتم. همه مستنداتی که داشتن رو چند بار خوندم و همه ویدیو هاي ضبط شده رو دیدم و یه کم هم سعی کردم مثلا فلان الگوریتم رو براي خودم پیاده کنم. توی اين پست می خوام راجع به ECS بگم که چیه و بايد براي حل مساله باهاش چه طوری فکر کنید و چرا بايد ازش استفاده بکنیم. من توی اين پست سیستم سکه خوردن ی
من می شناسم مثل غم، او را ( کلیک کنید )*
برگشتن به محیطی که تو، توش بودی، به ظاهر ترسناک به نظر می رسید. اما نبود. به خصوص وقتی دیدم نسبت به هم، چقدر بی تفاوت بودم. نه تو دنبالِ چرايیِ نبودنم بودی، نه من تلاشی براي بودن و یا موندنت کرده بودم. حتی شايد اتفاق نظر داشتیم بابت اشتباه بودن رابطمون. اشتباهی که براي من، توی انتخاب شریک بود و براي تو، نوع رابطه. چیزی که اهمیت داره، اينه که تو، شناختی از خودم رو بهم دادی، که بدون حضورت امکان پذیر نبود. دوست
گاهی تو زندگی به یه جاهايی میرسی که بايد خودت رو تموم شده بدوني!که نه فرصت شروع دوباره و درست کردن خطاهاي گذشته رو داری و نه گزینه اي جلوت میبینی جهت جبران.اينکه میگن ماهی رو هر وقت از آب بگیری تازست به نظر من فقط یه شعار کلیشه‌اي جهت دور زدن اشتباهاتی هست که مقصرش خودت بودی. وگرنه اين آب مدت هاست به گندآبی کشیده شده که هیچ جنبنده‌اي توان نفس کشیدن توش رو نداره چه برسه به ماهی!
زندگی از یک جاهايی به بعد میشه مثل یک موزیکی که خیلی دوستش داشتی و
سلام سلااااام گوگولی هاي پاتوقی بهارتون برگشته
عاقا انقدر نگید بی معرفت شدم بخدا وقت نمیشه اصلا یه وضعی نگم براتووون
نمیدونم گریه کنم؟!بخندم؟!بیخیال باشم؟!باخیال باشم؟!والا دغدغه هام زیاد شده
به جونی عموترامپ هی میخوام بیام مطلب بزارم مثله قبل براتون با عشق کیلیپ درست کنم،یه مدت تصمیم داشتم مسابقه بزارم ولی انگار تلسمم شدم یکی پاتوقمونا چشم کرده میخوام برم یه اسپند دود کنم براپاتوقمون و دوستاي گل ماتوقمون چشم بد ازنون دورباشه همیشه ولی
از هجدهم تیر دیگه تاریخ و روز و ساعت از دستم رفت، فقط آلارم تنظیم می کنم که یادم نره برم سر کار، ولی بازم تاریخ دستم نیست، خدا رو شکر لیست هاي کلاس ها خودشون تاریخ و تعداد دارن.
امشب یهو حواسم جمع شد و فهمیدم دو سه روزی هم از مرداد گذشته و حساب کتاب من میگه دقیقا الان هفده روزه نیستی. یاد خواب هاي نصفه نیمه و بیداری هاي مشترک اين هفده روزمون افتادم. یاد تک تک لحظه هايی که لابه لاي پست هاي همین وبلاگ بدون اينکه خودت بدوني هستی! هستی! ولی اين بودن ا
زندگی از جايی تغییر میکنه که تو تغییر کنی، ولی بايد بدوني ریشه اين تغییر کجاست. تا وقتی ریشه رو اشتباه انتخاب کنی، هرچقدرم تلاش کنی، یا توهم تلاش داشته باشی اوضاع به همون منوال سابق میمونه. اگه بارها و بارها یه راه رو رفتی و نتیجه نگرفتی، بهتره راهتو تغییر بده.
نمیدونم تا حالا تو زندگی اين اتفاق برات افتاده که حس کنی که یهویی یچی بهت الهام شده یا نه. ولی به من الهام شده. بارها چیزايی بهم الهام شده که حس کردم منبعش اين دنیا نبوده. دقیقا وقتايی ک
اللى سمیتهم ناسی دارولى سم على کاسی
واللى سمیتهم احبابیجابولى همّ لحد بابی
اللی سمیتهم گرابة .گلبوا بیتی خرابة
اللى سمیتهم اقارب .اشو کلبوا عقارب
اللى سمیتهم اخوتى .کلهم تمنوا موتی
اللى سمیته کلبی.زرعلى شوکة بدربی
اللى سمیته روحى.دار الملح لجروحی
اللى سمیته عیونىفضل یعیش بدوني
اللى سمیته عمىزاد الهم على همی
واللى سمیته خالى .وکف یضحک کبالی
بس السمیتهة امی هی الی لکیتهة یمی

لغات:
اللى: کسانی که
سمیتهم: 
عکس آقای خامنه ای

تبلیغات

آخرین مطالب