نتایج پست ها برای عبارت :

ای ننمه مسافره ای ننمه بزار بره

,    ,    دانلود آهنگ تی ام بکس سرکار بزار برم,    اهنگ تی ام بکس سرکار بزار برم,    اهنگ سرکار بزار برم تی ام بکس ریمیکس,    دانلود اهنگ تی ام بکس مسئله اي نی ریمیکس,    دانلود ریمیکس اهنگ مسئله نی از تی ام بکس,    اهنگ سرکار بزار برم چون از تی ام بکس,    دانلود آهنگ مسئله اي نیست تی ام بکس,    اهنگ تی ام بکس مسئله اي نیست ریمیکس,    دانلود آهنگ سرکار بزار برم چون تی ام بکس,   
عجیب دلم برات تنگ میشهبزار بیهوده گویی کنم بزار نگرانت باشم تو هر جور میخواي نفسیرش کن اما فقط باشهمین
گله اي نیست من و فاصله ها همزادیمگاهی از دور تو را خوب ببینم کافیستفکر کردن به تو یعنی غزلی شور انگیزکه همین شوق، مرا خوب ترینم! کافیست[گل]
سر کلاس نقشه کشی بودیم معلم داشت پاتخته مینوشت
موشک درست کردیم زدیم تو سر معلم، برگشت به یکی از ما خیره شد و چند تا فحش نصیبش کرد.
دانش اموز : خب اقا چکار کنیم ؟
معلم :  سرتو بزار رو میز دراز بکش |: 
کلاس رفت رو هوا D :D :D:
+الان هروقت اونو میبینیم میگیم سرتو بزار رو میز دراز بکش
 
 
♪♬♬♪کار دله هنوزم که هنوزه دوسش داری♪♬♬♪
♪♬♬♪کار دله کار دله هنوزم که هنوزه عاشقی کار دله♪♬♬♪
♪♬♬♪چون دوست داره چون یه بیماره آخه دنیا نمی تونه مثلت بیاره♪♬♬♪
♪♬♬♪چون براش جونی چون یه درمونی اونکه می خواد دلم درست همونی♪♬♬♪
♪♬♬♪هوا چه حالی داره کنارت کیفی داره♪♬♬♪
♪♬♬♪بارون بزار ببیاره کنار تو دوباره♪♬♬♪
♪♬♬♪هوا چه حالی داره کنارت کیفی داره♪♬♬♪
♪♬♬♪بارون بزار ببیاره کنار تو دوباره♪♬♬♪
♪♬♬♪وقتی پیش
دانلود آهنگ جدید ايرانی آنیتا بزار برو
 آهنگ بزار برو را با کیفیت128 و 320 براي کاربران همیشگی رسانه تاپ موزیک آماده دانلود کرده ايم + متن آهنگ
بزار برو موزیک جدید آنیتا با کیفیت بالا
Anita – Bezar Boro From Resaneh Top Music
 
تو خوب بودی هیچ شکی نیستمیخواي بری خب حرفی نیست دیگه بهونه نیارخاطرات زود از بین میرن حرفاتم که بی تاثیرن پس معطل چی اي
حالم از وقتی‌ رفتی‌ مثل آسمون گرفته داغونه داغونههوا هم که با ما قهره انگار پره باد و تگرگ و بارونه بارونه
دل من هو
دیگه نمیدونم چی درسته و چی غلطه!
میگن اگه میخواي از عقايدت مطمئن بشی بايد دست کم ده تا کتاب مخالف عقايدت بخونی،خوندم؟نمیدونم.
فقط میدونم زندگی داره بهم سخت میگذره.کاشکی سر کار میرفتم.کاش دکتر بودم و صبح تا شب شیفت بودم.کاش همه اينا.
نمیدونم خودم منظورم چیه.میدونم اگه دنبال درمانم نباشم تا آخر عمر اين حس بد و که تو اوج شادی غمگینم می‌کنه بايد مثل یک کوله خیلی سنگین رو دوشم بکشم.
شايدم اولین قدم همین باشه.
کوله ات رو زمین بزار!
الان حسم اينه : هیچکی تو اين دنیا دوسم نداره:( هیییییییچکیییییی ، هییییییچکی، هیییییچکیییییییی.
 
گفتم نگفتم؟ یکی از تبریکايی که خیلی بهم چسبید مال دوا بود، گفت شخصیتمو دوس داره:))))) 
 
ولی هییییییچکی تو اين دنیانداره هیییییچکییی:((( 
 
من برم تو یاد هییییییچکیییی نمیمونم:(( هیییچ کی. هیچکی. 
 
 
اه بدجور از حرف ش ناراحتم، ولی کوثر بزار ادما بات صادق باشند، 
ولی از اينکه اون زمان حسم درست بود، دیگه اونجوری دوسم نداره داره حالموبه هم میزنههههه
خواستم بگم اگه تولد کسی نزدیکه و یا چندروز از تولدش گذشته، به جاي اينکه توی دفترچه ی مسخره ات یادداشت بزاری "کادو فراموش نشه"، همون روز برو کادو رو بخر.می دونی چرا؟ چون یادت می ره و می گی بزار برم آزمايشگاه کارهام رو انجام بدم، بزار چهل و پنج صفحه ی آخر کتابی که از کتابخونه امانت گرفتم رو بخونم، بزار برم سر کار و . . بعد یه دفعه می بینیش و یادت میاد یادت رفته کادو بخری. دیگه اون موقع دفترچه ات حتی اگه جلدش نارنجیِ فسفری باشه و داخلش براي هر روز ی
متن آهنگ یه چیزی بگم از امیرعلیبزار از حرفات یچیزی بگم فردا نگی نگفتی چرااخه واسه گفتن اينا دل تو دلم نیستبزار از دردام بگم چقدر تنهامنرنجی از حرفام ولی بد تا کردی باهامدرد نبودن تو کم نیستبازم بیا دوباره حس مشترک با همبسازیم امشبو خدا هم افتاده نگاهش توی نگاهمسرده هوا چقدر سرده حواس تو کجا پرتهدل من از اين فاصله ها پر از دردهاون که رفته کاشکی برگردهبازم بیا دوباره حس مشترک با همبسازیم امشبو خدا هم افتاده نگاهش توی نگاهمسرده هوا چقدر سرده
الان حسم اينه : هیچکی تو اين دنیا دوسم نداره:( هیییییییچکیییییی ، هییییییچکی، هیییییچکیییییییی.
گفتم نگفتم؟ یکی از تبریکايی که خیلی بهم چسبید مال دوا بود، گفت شخصیتمو دوس داره:))))) 
ولی هییییییچکی تو اين دنیانداره هیییییچکییی:((( 
من برم تو یاد هییییییچکیییی نمیمونم:(( هیییچ کی. هیچکی. 
از حرفش دلخور شدم، ولی کوثر بزار ادما بات صادق باشند، 
ولی از اينکه اون زمان حسم درست بود، دیگه اونجوری دوسم نداره داره حالموبه هم میزنههههه
داااره حالمو بهه
دانلود آهنگ دوم شروین حاجی آقاپور در عصر جدید 98 به نام به جاي من/با بهار بیا با بهترین کیفیت 320 و 128
لینک دانلود آهنگ

متن آهنگ:
به جاي من یه قاصدک یه روز میاد تو خونتون
تو قدرشو بدون بعد من اگه نبود کسی به یاد من
تو شعرمو بخون به جاي من شايد یکی بیاد که میفهمتت
که بیشتر از من میخوادتت
تمام من بیا ولی تو به مزار من یه لاله جا بزار
یا اردیبهشت عطر تو با بهار بیار
تمام من بیا ولی تو به مزار من یه لاله جا بزار
یا اردیبهشت عطر تو با بهار بیار
با بهار بیا
خـــدايـــم را دوست دارم چون وفـــادارترین است و شايد به رسم همین وفاداریست که دوستانم را به او میسپارم . . .
 × :: × :: × :: × :: × :: × :: ×
از اين به بعد هر کسی بهت گفت دوست دارم برو بغلش کن اروم سرت و بزار روی شونه هاش و یواش در گوشش بگو خفه میشی یا خفت کنم؟(کدومو دوست داری؟؟؟)
× :: × :: × :: × :: × :: × :: ×
بی تفاوت باش به جهنم ! مگر دریا مُرد از بی‌ بارانی ؟!
 
× :: × :: × :: × :: × :: × :: ×
بگذار بگویند خسیسم
من
دوستت دارم هايم
را الکی خرج نمیکنم
حتی براي تو. . . .
× :: ×
براي نوشتن و توضیح دادن خیلی از چیزها، اون توانايی خاص رو ندارم. اگر دنیاي واقعی بود مسئله فرق می کرد و خب می تونم بگم آدم بشدت پر حرف و توانايی هستم که سعی می کنم خودم رو با حرف زدن (شما بخونید فَک زدن) آروم کنم. همون تنش و هیجان درونی رو یجورايی بروز می دم و خیلی مواقع پیش اومده که با چشم باز و عقل کامل هر حرف نابجايی رو داد زدم. اين بر می گرده به اينکه نمی تونم خودم رو در رابطه با حرف زدن کنترل کنم. اصلاً چرا دارم شروع وبلاگم رو با اين چرندیات می
‏کارشناس تلویزیون داشت میگفتیه تصویر از مشکلاتتون یا چیزی که به مشکلتون ربط داره و بزارین بک گراند موبايلتونکه همیشه جلو دیدتون باشهکه باهاش بجنگین و نابودش کنینبابام گوشیشو پرت کرد سمتم گفت پسرم لطفا عکس خودتو بزار بک گراند گوشیم
گلاب : دوستم اينقدر دختر خوبیه :)))من: خبگلاب : میگه من دوست معمولی هم دارممن به حالت غش کردن نمادینگلاب : عه گوش کن لوس نشومن :الان دوست معمولی داره دختر خوبیه ؟؟گلاب : نه کلی گفتم ، اسمش کمیله، کمیل قاسمیمن : عهههههه ، میشناسم ،کشتی گیرررررهگلاب : نه اصلا فکر کنم فامیلیش یک چیز دیگه باشهو گلاب همچنان در حال حرف زدن  گفتم گلاااااااب من اصلا با کمیل عکس دارم بزار بهت نشون بدم ، بعد سلفی خودم با سر در مسجد کمیل ابن زیاد رو بهش نشون دادم گلاب من : گلا
بسته امروز رسید و کلی احساسات مختلف دارم. یه خورده بهم وقت بدین 120 بار دیگه نامه هارو بخونم بعد میام رو سرتون خواب میشم
 
+فقط اينکه 1) باشگاه فقط یه روز رفتم. نگفته بودم غش کردم؟ینی تقریبا غش کردم و دیگه نرفتم :|
 
2) بزار بابام بیاد برات کتابا و فلشارو میفرستم.ولی نمیدونم کی میاد =_=
♫♫
گاهی زین به پشت گاهی پشت به زین♫گاهی محکم وايستا گاهی سرجات بشین♫گاهی گرم ِ گرم گاهی سرد  سرد♫گاهی راه بیا گاهی برو برنگرد♫گاهی خیلی تند گاهیــم برعکس♫گاهی مهربون گاهی یکم مکث♫گاهی بترسون گاهیم بترس♫♫گاهی با هر سازی که زدن برقص♫همه دنبال اينن ازت یه آتو بگیرن♫اگه میدون بدی میان و جاتو می گیرن♫کسی فکرتو نیست و پاشو حقتو بگیر♫پاي حرفت وايستا یا که مردونه بمیر♫
♫سر نه گفتن داد بزن همه بفهمن ♫اصلا بزار دلخورشن بزار بترسن♫تو که
مدتیست دندون درد بیچارم کرده!
دندون عقل یا همون نهفته داره هویدا میشه و درد عجیبی انتهاي لثه و فکم حس میکنم.
تا دیروز با خودم فرمودم بزار برم پیش دندون پزشک اينجا حداقل یه مسکن برام تجویز کنه.
یه نیم ساعت پیچوندم و رفتم بخش دندان وفک!
چه بخشی! گل و بلبل بود اصن.
همه شاداب , همه با حوصله , همه شیک 

ادامه مطلب
خدايا در پس همه دل مشغله ها شکر می کنم بخاطر وجود بنیامین نامی در زندگی ام
خیلی قشنگه تو دلت حس تعهد داشته باشی به یه نفر و چشت کور نسبت به همه غریبه ها  
خدايا اين حس تعهد رو ابدی کن ‌‌‌
خدايا میدونم میانگین عمر خانواده ما خیلی کوتاهه حتی پدر و مادر مامان بابام زیر پنجاه سال فوت شدن،  ولی نه داغ منو بدل بنی بزار و نه داغ اون رو بدل من 
خیلی دوسش دارم خدا ، مواظبش باش افسرده نشه و مواظبم باش افسرده نشم 
دمت گرم خدا 
چگونه بیشتر کار کنیم؟‌
اسپرینت ۹۰ دقیقه اي؛‌ ‌
•قدم اول: هر چیزی که باعث حواس پرتیه از جمله فضاي مجازی، آدماي پرحرف و. رو کنار بزار
•قدم دوم: واسه هر نود دقیقه یه هدف تعیین کن که چقدر بايد کار کنی‌
•قدم سوم: تايمر بزار واسه نود دقیقه تا مفهوم ددلاين کم کم برات جا بیوفته‌
•قدم چهارم: استراحت کن واسه ۲۰ دقیقه، مدیتیشن آپشن خیلی خوبیه‌
•قدم پنجم: اين روال رو تکرار کن تا کملا عادت بشه واست‌
من: سلام خسته نباشید چطور میشه بفهمم چرا مبلغ قابل برداشتم صفر شده
بانک: حتما مسدودشده بزار ببینم 
.
.
بانک: آهان زود تر میگفتی مبلغ غیر قابل برداشت شده 20 هزار تومان
من: اين طوری که براي ما خیلی بد میشه + خنده [کار دیگه اي هم میشد کرد؟]
بانک: قانون بانک مرکزیه
من: [یه سؤال جالب] یعنی بعدا هم اگه پولی توش بریزم تا بیست تومن پر بشه نمیشه بردارم
بانک: بله 
******
 
من: براي اين مشکل چکار بايد بکنم
آقاي گوگولی: نمیدونم از خانم فلانی بايدبپرسی
من: امروز میا
یه امشبو بزار عاشق بمونیم
عاشق چیو نمیدونم 
فقط یه حسی توی بدن ادم چرخ میزنه
شايدم الان از زندگی خوشم‌میاد 
شايد فقط متنفر نبودن حس خوبی بهم داده 
شايد یه وقتايی یه چیزايی ریزی به چشمت میاد توی اسمون تاریک شب 
شايد چراغاي روشن شهر شايد بادی که از پنجره ماشین میخوره به صورتت
شايد یه اهنگ که معنیشو هم حتی نمیفهمی
شايد یه زبون دیگه 
ولی هرچی که هست قشنگه 
عموما فردیم که دوست دارم مثبت حرف بزنم ولی یکم الان خسته شدم از خودم که بیش از حد تنبل و بدرد نخور شدم .
بايد پاشم مثل اون موجودی که قبلا بودن بشم بايد تا سر حد مرگ تلاش کنم  بايد تلاش کنم بايد
من درستش میکنم و درستش میکنم 
اول میخواسم کلی آه و ناله کنم ولی تیتر رو عوض کردم گفتم بزار درستش کنم .
من درستش میکنم 
ادامه مطلب
امشب فهمیدم اصلا قاضی خوبی نیستم و خیلی خوب شد که نرفتم سمت وکالت و قضاوت.
هم‌اتاقیم یه سطل ماست داد بهم گفت ببین اين سالمه یا نه؟ ظاهرش خوب بود ولی بوی نه چندان خوبی می‌داد. بهش گفتم به نظر من سالمه!
گفت پس باشه مال خودت! بعد سطل ماست رو به زور داد بهم و گفت بزار توو یخچال و خودت مصرف کن.
الان من موندم و یه قضاوت ناصحیح و یه سطل ماست خراب!
خدايا مگه نگفتی با من معامله کنید
من با تو معامله کردم
چرا بايد زندگیم دو سر سوخت باشه
یه روز خوش
یه دل شاد
چیز زیادیه
مگه من تاحالا براي خودم ازت چیزی خواستم
اما اينبار میخوام
بچم داره جلو چشمم پر پر میشه
میخواي برسونیم به لحظه اي که بودنتو انکار کنم
میخواي برسونیم به جايی که حسین و اهل بیتتو فراموش کنم
پس کجاست اون ثمن معامله ی با تو
کم نزاشتم برات
در حد خودم بنده لايقی برات بودم
بزار سرت منت بزارم بلکم صدات دراومد
 
 
دانلود موزیک جدید "بگو بازم" بهزاد لیتو ، آری بیتزدانلود آهنگ بگو بازم از آری بیتز و بهزاد لیتو + تکست+پخش آنلاين +2کیفیتdanlod ahang Behzad Leito Ft Ari Bitz |Beo Bazam
 
 
براي دانلود آهنگ بهزاد لیتو به ادامه مطلب مراجعه فرمايید
 
 تکست آهنگ بگو بازم لیتو و آری :
♬♪♪♫♪♬
دوست دارم از کارات سر در بیارم بگم بهت هر حرفی دارم
تکست بزنگ بهت اين زیادم اين مسیرا همش بی راهن
جدیداً برام شدی سر درد میاي بهم میگی بیا برگردیم
چقدر برا تو بايد صبر کرد منو تو تو اين بازی رد
سلام
از نت بیزار شدم. دلم می خواست مثل دو سال پیش برم پیش حاج خانوم و ايشون بگه گوشیت رو‌ بزار پیش من و‌ برو! 
اما دلم اينجوری هم نمیخواد! دلم می خواد که خودم با دست خودم بگذارمش کنار! بايد زودتر اين‌ کار رو بکنم تا بیش از اين تباه نشدم! 
تا بیش از اين هر چه کشته ام نسوزوندم و به خاک سیاه ننشستم! 
آدم انقدر سست عنصر، نوبره
حالم از خودم و اين همه سستی ام بهم می خوره! چقدر راحت شیطون رو کنارم میبینم و همچنان می تازم!
نمی دونم منتظر کدوم معجزه نشست
ما خیلی کارا کردیم، نگفتیم که ریا نشه.اين درخت‌ رو من کاشتم توی حیاط دانشکده، البته با کمک علیرضا.خواستم بگم کی می گه ریاکاری خوب نیست؟ اونايی که می گن ریاکاری خوب نیست، همونايی ان که به پسر می گن نبايد گریه کنی و با کسی درد و دل کنی و خودکار رنگی داشته باشی و . . به دختر هم می گن نبايد دوچرخه سواری کنی و ابراز احساسات کنی و ورزش رزمی یاد بگیری و بری فضا و . حالا اينا بهونه بود، خواستم بگم سلام رِفیق !بیا توی کمپین #آری_ به_ریااگه درخت کاشتی، اگ
مرسی بابت احترامی که برام قائل شدین !
+واقعا مرسی 
---------------
+ببین نمیخواستم اصلا درموردت پست بزنم یا دیگه ادامه نطراتو بدم ولی خب اينو میزارم که یادبگیری ! شعور خوب چیزیه ! احترام بزار برا من کاری نداره که پستامو رمز دار کنم . همون کاری که سال پیش میکردم حالا هم خودتو جر بده و پاره کن اصلا باش ! بیشتر از اينم بخوام چیزی درموردت بگم زیادیت میشه :{{{{
سايکودیلیت !
.
میگم اگه مطمئن باشم که یه بمب مثل یه زله روی سرمون خراب میشه، نه الان واسه امتحاناي دانشگاه درس میخونمُ نه نظام مهندسی شرکت میکنمُ نه میرم سرکار! فقط میشینمُ سنتور میزنمُ خط کار میکنمُ فیلم میبینمُ لش میکنمُ موسیقی گوش میدم!
+ چرا همیشه طوری زندگی نمیکنیم که میدونیم قراره یه روز نباشیم؟ چرا اونقدر که بايد و شايد از چیزايی که دوست داریم لذت نمیبریم؟ چرا همیشه یادمون نمیمونه قراره یه روز همه چی رو بزاریم و بریم؟
پ.ن: حالا که اونطور که بايد و
اصلا  نمی توانم به چیز دیگری جز محدثه فکر کنم. تا امروز بعدازظهر خبری ازش نبود. نگرانش شدم تا ساعت شانزده آمد. دلم آرام گرفت. می خواستم بگم نگرانش شدم و دلتنگ اما در گوشه اي از ذهنم به اين فکر می کنم که قصد دارد برود. براي همین سعی می کنم اگر می خواهد بگوید راحت بگوید تا نگران من در نبودش نباشد. شما که نمی دانید چه دختر مهربانیست. البته روزی که برود؟ بهتره اينقد از رستاخیز حرف نزنم. دقیقه پیش با قلبم گلاویز شدم. مدام میگه: بریم با محدثه حرف بزنیم؟
از حموم عمومی در اومدیم و نم نم بارون میزد ،خانومی جوان و محجبه بساط لیف و جوراب و . جلوش پهن بود ،دوستم رفت جلو و آروم سلام کرد و نصفه بیشتره لیف و جوراباشو خرید !تعجب کردم و پرسیدم: داداش واسه کی میخری ؟ما که تازه از حموم در اومدیم ،اونم اينهمه !
گفت: تو اين سرما از سر غیرتشه که با دستفروشی خرجشو در میاره ،وگرنه میتونست الآن تو یه بغل نرم و یه جا  گرم تن فروشی و فاحشگی کنه !پس بخر و بخریم تا شرف و ناموس مملکتمون حفظ شه ،برگشت تو حموم و صدا زد: نصر
همه فک میکنن خودزنی کردم
همه میگن دیوونست
بعضیا میگن اين زخماي رو دستش واسه جلب توجهه
هیچکس لمسش نمیکنه
اينا خلاصی از درده
دردی که زیر پوست من آتیشم میزنه
وقتی رگامو پاره میکنم انگار دارم یه درد عمیقو از زیر وجود سیاهم میکشمش بیرون میکشمش رو پوستم
یه درد غیر قابل تحمل رو به یه درد قابل دیدن تبدیل میکنم
بزار حداقل لمسش کنم
اينجوری سبک میشم وقتی دردشو حس میکنم حداقل اين قابل لمسه
وقتی قابل لمس میشه قابل تحمل میشه
 
آهنگ زیباي شیدا از اشوان
 
 
خودت بگو کیه که تو هر شرايطیفرق نکنه با حرفاشعزیزم راحت باش اگه بودعوض بشه با من جاشخودت بگو مگه ممکنه به غیر من یه آدمی باشهدرست عین خودت باشه درست عین خودت عاشقآره تورو پیدا میکنم یه شهرو شیدا میکنمآره غوغا میکنم تو فقط باشاين حس عشقه نه هوس تا وقتی که باشه نفسدیگه از هیچ چیزی نترس تو فقط باشآره تورو پیدا میکنم یه شهرو شیدا میکنمآره غوغا میکنم تو فقط باشاين حس عشقه نه هوس تا وقتی که باشه نفسدیگه از هیچ چیزی نتر
حرف زدن با مامانم حالمو بدتر میکنه
حتی کوچکترین ايده اي نداره که من چمه و فکر میکنه همه چیز راحته و من احمقم نمیتونم بهش توضیح بدم
بگم نمیخوام برم دانشگاه؟ بگم میخوام فعلا فکر تحصیلو از سرم بیرون کنم؟ 
بگم اين که میگی فعلا رو نمره هات تمرکز کن و تابستون رو بزار براي چیزاي دیگه بیشتر دیوونم میکنه؟ بگم وقتی بهت میگم وقت ندارم و اگه الان همه جیو ول کنم از همه عقب میفتم منظورم اينه که فاکینگ عقب میفتم!! پیشرفت توی چیزی که میخوام برام هدفه،آرزوئه
خودکاری آبی رنگ را بین دو انگشتم بالا و پايین می‌کنم.یک ساعتی می‌شود که اين کار را انجام می‌دهم.دست از خیره شدن به پايه ی شکسته ی صندلی جلویی برمی‌دارم.خودکار را نگاه می‌کنم.زل زده به چشمانم.عصبانیست.با صدايی گوشخراش و نازک  می‌گوید:دوستِ عزیز!اگر باهام کار داری و میخواي برات بنویسم که بسم الله.من آمادم.اگر نه که خواهشا اين کلاه ما رو بزار سرمون.همونطور که تو سردته و ژاکت پوشیدی منم سردمه!یک ساعته ما رو بلاتکلیف گذاشتی!»
ادامه مطلب
نفس و مباحث خیار.   اين اپیزود ؛  حرف حساب . 
   یک .  دو. دو   دو  2   استوپ!.  کات لطفا!     دايی جان  یادم رفته بعدش چه شماره اي بود؟.  آهان. جانه تو یادم افتادش.  سه بود دیگه.  دايی جان چه گَمَجی هستیااا!  تازه باخبر شدم ک دايی شنبه لیله گمجه . والاا .  چی چییییی؟  من بی ادبم؟   میدورنی هیچ من کی هستم؟  چومانت را باز کن ، مرا فندیر.   خوب مرا ايپچه نیگاه کن.  خب حالا دیگه بسه . نیگاه کردی ؟ خب حالا  خب حالااا ؟؟؟ یه لحظه ايپچه ز
براي تولد یکی از بچه ها قرار شد بریم پارک. بقیه زودتر رفتن و من و الف هم رفتیم کیک بخریم. کیکو خریدیم و سوار تاکسی شدیم ک الف گفت بزار یکم جلوتر وايستیم یکم هله هوله بگیریم. من با اينکه حوصله نداشتم گفتم باشه. رفتیم فروشگاه و خرید کردیم و اشتیم از خیابون رد میشدیم ک برسیم پارک. گوشیمو دراوردم ک ب شین زنگ بزنم بگم کجايی بیايم همونجا ک یهو ی پرلید سفیدو تو فاصله ی 10 سانتی متری خودم دیدم ک با سرعت رد شد. از ترس جیغ کشیدم و ماشینه هم یکم جلوتر نگه داشت
داره میرسه به گوش، صداي یه قافلهکاروان حضرت اربابهپا به پاي قافله، اين دل زار منممث قلب زینبت بی تابهمیدونی حاجت منو، ولی بزار بازم بگمسه کلمه ست فقط آقا،پیاده، اربعین، حرماربابم شباي جمعه دل حرمهاربابم فدايی سرت سرمهحسین واي،حسین واي------------
صوت زیباي اين هفته را از دست ندهید( اينجا )
دانلود آهنگ جدید بگو بازم از بهزاد لیتو ،آری بیتز
♬♪♪♫♪♬
دانلود آهنگ بگو بازم |آری بیتز و بهزاد لیتو + تکست+پخش آنلاين 
♬♪♪♫♪♬
 
Download Song Behzad Leito,Ari Bitz|Beo Bazam 
 
براي دانلود آهنگ بهزاد لیتو و آری بیتز | بگو بازم به ادامه مطلب مراجعه فرمايید
 
 متن آهنگ بگو بازم بهزاد لیتو و آری بیتز :
♬♪♪♫♪♬
دوست دارم از کارات سر در بیارم بگم بهت هر حرفی دارم
تکست بزنگ بهت اين زیادم اين مسیرا همش بی راهن
جدیداً برام شدی سر درد میاي بهم میگی بیا برگردیم
دانلود آهنگ جدید بگو بازم از بهزاد لیتو ،آری بیتز

دانلود آهنگ جدید از آری بیتز و بهزاد لیتو با نام بگو بازم  + تکست+پخش آنلاين 
♬♪♪♫♪♬
Download  Song By Behzad Leito Ft AriBitz Called Beo Bazam +Text
danlod ahang Behzad Leito ,Ari Bitz -Beo Bazam
براي دانلود آهنگ بهزاد لیتو و آری بیتز بنام بگو بازم به ادامه مطلب مراجعه فرمايید
♬♪♪♫♪♬
 متن آهنگ بگو بازم از بهزاد لیتو و آری بیتز :
دوست دارم از کارات سر در بیارم بگم بهت هر حرفی دارم
تکست بزنگ بهت اين زیادم اين مسیرا همش بی راهن
جدی
اين مطلب صرفا جهت خالی کردن غرغرهاي دخترانه است وهیچ جنبه بدرد بخور دیگری ندارد!
من تقریبا چهار یاپنج ماه یکبار ضدآفتاب و کرم مرطوب کننده  وعطر میخرم 
دوسالی هم میشه که از برند هاي با کیفیت خارجی انتخابشون میکنم.
اول مهر که رفتیم واسه برادر کوچیکمون خرید پیش خودم گفتم بزار منم  به همون مغازه  اي که همیشه
  ازش خرید میکنم سفارش بدم  اينارو برام  بیاره
وقتی قیمت هاي جدیدشون گفت منصرف شدم.
عزاي عمومی اعلام کردم براي خداحافظی با ضدآفتاب خوبم ,م
دارم ی کتابی ترجمه میکنم براي یکی از دروسم
و همین ترم همون درس رو دارم
دارم از تولید به مصرف کار میکنم و فايل هر فصلی رو که ترجمه میکنم میدم به دانشجوهاي کلاس
کلی بهشون گفتم امانتدار باشید و ترجمه رو دست کسی ندید و ازش سوء استفاده نکنید
چون تصمیم دارم برسونمش به چاپ
 
 اگر بتونم انتشارات درست درمون براش پیدا کنم احتمالا میشه منبع معتبری باشه براي رشته ما 
به دلیل اين که تو اين درس واقعا منبع خوب نداریم
 
حالا امیدوارم دانشجوهاي محترم واقعا ا
معنیِ "مُغلَق" رو می دونی؟!. یعنی "سربسته و نامفهوم". مثل حالِ من مثلِ تو. اصلاً الانه یجوری شده که حال اکثریت شبیه هم شده. دارم دیوونه می شم. می دونم. مغزم پوکیده می دونم. امروز و دیروز و روزاي پیشم خیلی شبیه همن. خیلی. اينکه راکد شدیم و با راکد و مزخرف بودنمون داریم روی  زندگی اطرافیانمون هم تأثیر می زاریم. خودم یه موجود مزخرف شدم. فارغ التحصیل شدم و مزخرف. اصلاً دلم می خواد روی دیوار اتاق و خونه و ساختمون بنویسم "مزخرف" گندت بزنن دخترۀ مزخرف که هی
امتحانا وحشتناک سنگین شدن 
یه مغز خسته یه روح خسته تر صبح به زور از تخت پايین میارم کتاب و جزوه ها رو باز میکنم جلوش میگم فکرنکن فقط درس بخون!!
به هیچ چرايی دنیا فکر نمی کنم خودمو غرق میکنم میون اون همه عضله و رگ عروق و اعصاب
به اخرین روزهاي امتحانم نزدیک میشم کلی مبحث دارم که هنوز نبستم امروز میشه گفت طلايی ترین روز من هست براي تموم کردن مباحث 
ولی
دیشب یه خواب  دیدم، خواب تو. 
حداقل تو خوابم ادم خوبه قصه باش!! 
یه خواب میتونه کل روزت رو به افت
باز اين عمق شب و شور آتشین و شعف بی‌حد. باز آن من که رفت و باز اين من که سر کشید. باز انسان به گور شد و روح پر کشید. باز اين عمق شب!
باز من سرکشان به رویاي عاشقان، خستگان و از رمق‌افتادگان و همه‌ی آنچه که نمی‌خواهم و نمی‌توانم گفت.
: باز اين من و باز اين غم!: عجب! غم؟! مگر غم هست آنجا که وجد هست؟: آری آری هست، و حیرتا که چه سخت هست! آنجاست غم نشسته، پریشان، آن ابلیس، که تو مرا سخت می‌آزاری و اين جهان از آن من است و کار من است و تو مرا پریشان می‌داری،
-
یکم نگران آیندمم.
تافلم اومد و خدا رو شکر ۱۰۰ شدم. خفن نیست ولی نسبت به اهمالی که من کردم و با توجه به اينکه مینیمم همه جا رو اوردم راضیم.
دو هفته اي که تافل خوندم خیلی خوش گذشت. به خصوص وقتی که رايتینگ مینوشتم حس خیلی خوبی داشتم همیشه.
شايد دو برابر شد سوادم تو اين دو سه هفته، خوشحالم از اين بابت.
 
هنوز از هیچ استادی اوکی نگرفتم و اين اذیتم می‌کنه. نمیدونم هزینه اي که دارم میدم اخرش نتیجه میده یا نه.
دوباره با چیزهاي مختلف بمبارون شدم و بايد از
کنت فکرنی بهخوشیاي دنیا دلمو زدهخوشیايی که حتی شايد تجربشونم نکردمخوشیايی که فقط نشستم نگاشون کردمخوشیايی که باهاشون زندگی کردمبزرگ شدمهراسمی میخواي روشون بزاراما زیاد از تهِ دل خوشحالم نمیکنننمیخندونمبهم حسِ خوشبختی نمیدنشايد بعضی موقع ها هم اشکمو دربیارن.اينروزا بیشتر از اينکه بخندم گریه میکنمچون گریه کردنم براي خودش نوعی خوشیهو اين خوشیِ منهدِل خوشیِ منهو اگه اشکام ترکم کنن ناراحت میشمبعضی اوقات میبینم که مردم چطور با خوشیاي
 
دوترم پیش یه درس با سال بالايی ها داشتم از قضا یکی از همکلاسیاي درسخون و آرومم بود 
بايد یه کار گروهی انجام میدادیم و من گفتم بیا باهم باشیم
عنوان کتاب من انتخاب کردم و بعد کلی گشتن ترجمه انگلیسیشم پیداش کردم
روی 17 صفحش کار کردم و مقايسه و دوسه صفحه اش میشد مانور داد
گفت بیا ارائه بدیم گفتم صبر کن کلشو بخونیم گفت نه همینا کافیه گفتم نه!و عجله چی داری 12نمرست بزار درس وقت بزاریم
که بهش برخورد گفت چرا فکر میکنی من برام مهم نیست؟
و بدون هماهنگی
دیروز (عید) بعد کلاسم حدود ساعت ۴ بود که تصمیم گرفتم برم حرم (نزدیک بود) از دوتا چهار راه قبلش بشدت ترافیک بود در حین نزدیک شدن به اين فکر میکردم که اگر پارکینگ جا نداشت یه سلام میدم و میرم دقیقا جلوی حرم ورودی شیرازی ماشینم تو اون ترافیک خفن خاموش شد و برقشم بکلی قطع شد و دیگه هیچ کاری نکرد!
عکس العمل همشهری هاي محترم!!!!! بوووووق بوووووووق بووووووووق و پرت و پلا.
منم دیدم کاری نمیتونم بکنم پیاده شدم گفتم روشن نمیشه هولش بدین که راه باز شه
ا
بعد از اهنگاي نازنینم نوبت حرکت بعدی بود:)) بعله ! خرید*_*
ی سری چیزا همیشه دوس داشتم بخرمشون رو یافتم 
دوتا جوراب خوشگل خریدم:))) کی فکرشو میکرد یروز من عاشق جوراب بشم (از قسمت شستنشون بدم میاد)
یه کیف زرد خوشگل دیدم اما نمیدونم چرا مغازه بسته بود:((( همون مونده با کفش و مانتو:/ 
چرا واقعا خرید اينقدر حالو جا میاره!!!!!
+ی سر هم رفتم لیزر:دی پوستم حساسه دیگه گفتم بزار راه بهترو امتحان کنم 
• روز ب روز از دیدن دوستام هیجان زده تر میشم از باهم بودنمون(دی
+اصل متن براي من نیست ولی دخل و تصرف زیادی توش داشتم.
 
توی زندگی همه افراد یکسری شرايط هست که ممکنه زندگی عادیشونو تحت تاثیر قرار بده. یکی از اين شرايط که میشه گفت تقریبا همه آدما تجربش میکنن؛ دوران بلوغه.
برادر کوچک تر من که در حال حاضر در سن بلوغه ؛ شرايط خیلی خاصی داره به شکلی که کاملا از ما مستقل شده و از اتاقش به حموم خونه نقل مکان کرده! :)
ايشون که دیگه عملا نقش یه سوسک خونگی رو داره کل روز رو توی حموم میگذرونه.
حتی  وقتی ما هم میریم حموم اون
همیشه کسی هست که عاشقته ولی تو بهش پشت میکنی و میری،چون عاشق کس دیگه اي هستی،کسی که بهت پشت میکنه و میره چون عاشق کس دیگری هست
و اين چرخه همینطور ادامه داره
هیچ کدوممون براي هم  نیستیم بعضیا میگن عشق وجود نداره به اين معنا و فقط عادته یا وابستگی،من میگم هر وقت حس کردی با فکر کردن به شخصی قبلت تند میزنه حالت خوب میشه نمیتونی جلوش راحت صحبت کنی و لکنت میگیری اين حس علاقه است،حالا هر اسمی میخواي روش بزار رل،عشق،وابستگی،عادت
ولی هیچ وقت انکارش ن
باورم نمیشه. یعنی اصلن امکان نداره اين انتظار شیرین به همین زودی بخواد به پايان برسه. من گریه میکنم. به پهناي صورت اشک می ریزم از شدت بغض گلو درد می گیرم اما نمیتونم به رفتنت فکر کنم . ازم نخواه نا امید بشم. ازم نخواه که از التماسم دست بکشم. من با خود خدا معامله کردم. تو همون دکتری هستی که به من گفتی محاله حتی با دارو و درمان هاي پیشرفته اما من اين هدیه رو از خدايی گرفتم که منو سور پرايزم کرد. تنها کسی که باورش دارم خداستخدايااااا
+اصل متن براي من نیست ولی دخل و تصرف زیادی توش داشتم.
 
توی زندگی همه افراد یکسری شرايط هست که ممکنه زندگی عادیشونو تحت تاثیر قرار بده. یکی از اين شرايط که میشه گفت تقریبا همه آدما تجربش میکنن؛ دوران بلوغه.
برادر کوچک تر من که در حال حاضر در سن بلوغه ؛ شرايط خیلی خاصی داره به شکلی که کاملا از ما مستقل شده و از اتاقش به حموم خونه نقل مکان کرده! :)
ايشون که دیگه عملا نقش یه سوسک خونگی رو داره کل روز رو توی حموم میگذرونه.
حتی  وقتی ما هم میریم حموم اون
همیشه اينکه خیالبافم کار دستم میده. یعنی قبل رسیدن به یک آرزویی انقد براش خیالبافی میکنم که مثل یک فیلم اتفاقات تو ذهنم ساخته میشن. بعد اگه برسم بهش میبینم عه یجور دیگع داره اتفاق میفته، یا اگه نرسم بايد خودمو بکشم که اون فیلمو از ذهنم بریزم دور و قبول کنم ک همه چی تمومه. واسه همینه ک از دست خودم عصبانی میشم، هی میگم دیوونه بس کن، انقد خیالبافی نکن، بعد فردا با دل شکسته و غرور له شده پیش خودت میخواي چیکار کنی؟ اما نمیشه. اين ذهن لعنتی راه خودشو
امروز سر یه چیزی اعصابم خیلی خورد شد؛ بعد کلاس مزخرف دانش خانواده موندم که اصلاحیه بنویسم،‌ بعد گفتم با سرویس ۷ و ۲۰ برگردم. ساعتاي ۷ و ۸ دقیقه بلند شدم رفتم یکمم زود رسیدم، گفتم عیب نداره دیگه ۷ و ۲۰ میاد. همین جوری گذشت و گذشت آخرش ساعت ۷ و 44 دقیقه اومد!!!!!! خییلییی اين رو اعصابه که سرویس پرستاری تو ترافیک میمونه دیر میاد! بعد همش تو دلم میگم بزار الان دیگه زنگ بزنم طنین ولی هی میگم نه اين همه وايسادی الان میاد://// بعد ۵ دقیقه بعد میگی کاش ۵ مین
قبلا حقوقمو که میگرفتم
با سونیا میرفتیم شهریار و کل خیابونا و مغازه هارو
میگشتیم 
قبل تر ازاونم با مامان اينکارارو میکردیم
انگار من عادت کرده بودم که تنهايی خرید نرم
تنهايی پیتزا نخورم
روزگار کاری کرد که من مجبور شدم یاد بگیرم 
که تنهايی برم کل شهریار و بگردم وخرید کنم 
یاد گرفتم وقتی تنهايی از جلوی پیتزا فروشی مورد علاقم رد شدم
به خودم نگم نه بزار دفعه بعد سونیارم بیار 
انگار خودم واسه خودم اين قانونو گذاشته بودم که حق
ندارم تنهايی از چی
"زندگی من بوی باروت می‌دهد و گاهی حس می‌کنم قوی‌ترین سلاح کشتارجمعی دنیا هستم."
شیش ماهه اين متن رو توو دفترچه یادداشت گوشیم نوشتم و هرکاری می‌کنم ادامه‌اش بدم نمی‌تونم که نمی‌تونم. بدتر از تسلیم شدن چیزی نیست، حالا چه تسلیم شدن در برابر زندگی باشه چه تسلیم شدن در برابر کلمات. می‌دونم خیلی خوب نیست، ولی می‌خوام بگم من تسلیم کلمات شدم و ترجیح می‌دم اين متن کوتاه رو همینطوری بزارم تا اينکه توو گوشیم باشه و هر روز چشمم بهش بخوره و بگم "اگه
صبح نزدیک بود روز آخر هفته رو هم باز خواب بمونم. دیشب بابا زنگ زد و گفتم بهم زنگ بزنه صبح. کلی آلارم گذاشتم و بازم بابا به دادم رسید :)
همونطور که تو خواب و بیداری رفتم دستشویی، دیدم صورتم جوشاي چرکی درشتی زده و همزمان به اين فکر کردم که لابد م نزدیکه! بعد از طرفی دیدم خلق و خوم سر جاشه و حالم بدک نیست.
حتی در مقاطعی امروز حس می‌کردم که حالم واقعا خوبه و انگیزه دارم دنیا رو فتح کنم. اما درست همین الان که اين دختره‌ی نچسب اصرار داره فن روشن با
خب حالا که مسئولین بها نمیدن منم که کاری ندارم اينجا چرت و پرت آپ کنم بهتره
عاقا برا داداشم میریم خواستگاری ولی هی نمیشه یکی میگه قصد ادامه تحصیل دارم یکی میگ همسن دوس ندارم یکیم که خیلی لاغره یکی باز خیلی چاقه قضیه چیههه چرا نمیزارن داداشمو دوماد کنم
اصلا یه وضعی
اقا دیشب اومدم از personaتو ورس پست بزارم بعد گفتم بزار باشه یه ساعتی بزارم که شايد خراقاي رکر(بايس رکر) بیدار باشه ،اخه اون ساعتی که میخواستم بزارم ۱۱و خورده اي بود ک اونجا میشه حدودا
اگر هرموقع احساس کردی واقعا راهی نمونده و هیچ کاری نیست که نکرده باشی و. بیشن یه گوشه با خودت خلوت کن و از تهه قلبت با خداي خودت حرف بزن. مشکلتو درمیون بزار. ببین وقتی نیت میکنی و از خدا میخواي انگار تهه دلت یه جوری اروم میگیره و میگی به خودت انگار راهی مونده که نرفته باشم. راهی برات باز میشه که خوذتم باورت نمیشه.من یکبار واقعا خسته شده بودم. دیگه کار نبود که به ذهنم نرسیده باشه. ولی خداروشکر با هنری که از قبل داشتم رو اوردم به مهرسازی بايد یکم
خری آمد بسوی مادر خویش *** بگفت مادر چرا رنجم دهی بیش 
 
برو امشب برايم خواستگاری *** اگر تو بچه ات را دوست داری 
 
خر مادر بگفتا اي پسر جان *** تو را من دوست دارم بهتر از جان 
 
ز بین اين همه خرهاي خوشگل *** یکی را کن نشان چون نیست مشکل 
 
خر از شادمانی جفتکی زد *** کمی عرعر نمود و پشتکی زد 
 
بگفت مادر به قربان نگاهت *** به قربان دو چشمان سیاهت 
 
خر همسايه را عاشق شدم من *** به زیبائی نباشد مثل او زن 
 
بگفت مادر برو پالان به تن کن *** برو اکنون بزرگان را خبر
خودم جان سلام :)من منم، مبهم ، از آینده میام :)ببین خودم جان میتونم چندتا اتفاق از گذشته برات بگم تا حقانیت منو باور کنی اما چون از ذهن همیشه مشکوکت خبر دارم ، ترجیح میدم چندتا اتفاق از آینده نزدیک برات بیارم که تو منو باور کنی و به من شک نکنی :)(می دونی ترتیب اتفاقات درست و حسابی تو ذهنم نیست اما چند تا مثال محو بزار بگم، تو درس تاریخ دوره راهنمايی ، قرعه میندازن و اسم مستعارت میشه موبد! و خودت و خودم می دونیم که داستانش چیه ، اها دوم راهنمايی وقت
اقا من زنده هستما ، ولی چندوقته اصلا دست و دل وب رو ندارم نمیدونم چرا یعنی میدونما ولی خب بی خیالش ، با شرمندگی فراوان به هیچکدومتونم سر نمیزنم ، فقط هعی وبو چک میکنم ببینم کسی کامنت داده یا نه ! 
حتی دوبار به حذف وب فکر کردم که اصلا خودم به خودم فحش دادم حتی به حذف و راه انداختن یه وب دیگه فکر کردم حتی یجورايی اسمشو هم انتخاب کردم ولی باز به خودم نهیب زدم .
یه مقدار اين روزا حالم گرفته شده ولی من بی خیالشون ادامه میدم ( یعنی یه اتفاقايی پیش اومد
بابا بیدارم کرد گفت بیا اين لیست مامانتو اماده کن:/// منم پاشدم هرچی گفته بودوگذاشتم تو ساک رفتیم بیمارستان اول گفتن نریم تو ولی بعد رفتم تو دیگه کاری نتونستن بکنن:// گفتم نمیخام دیگه برم ولی رفتم گفتم خب مامانمو میخام ببینم:(( دیدیم تختشو عوض کردند یک جا دیگه شده تنها اتاق در دار بود واسه اين بود که. اصن چرا همچین چیزاي تلخو بايد بنویسم؟ بعدا بخونم که چی؟ بزار یادم بره مثل اتفاقات دوسال پیش.
با مامان رفتیم نشستیم تو پارک راه رفتیم رفتیم کارگا
قوانین بازی فرزندپروری
بازی فرزندپروری که در اينجا توضیح می‌دیم قوانین خاص خودش رو داره. توی بازی فوتبال اگه توپ رو با دست بگیرین، بازی هست، اما فوتبال نیس. اگه قوانین فرزندپروری براي ساختن شخصیت سالم در مسافر کوچولوها رو هم رعايت نکنیم، بازی هست، اما نه براي پرورش مسافر کوچولوها.
پدر: حسین بدو یک لیوان آب واسه بابا بیار.
بچه آب می‌آورد.
پدر: آفرین باباجون، بدو سر کوچه کبریت بگیر بیار، (رو به دوربین) چیه، اشکال داره، بچه‌ام تو دستمه. هر کار
سلام
 
نمیخواستم اينو بنویسم ولی دیدم که پست هاي وبلاگم خیلی جنبه تحلیلی و خشک و بی مزه دارن گفتم یکم چیز شايد جالب هم توش بیارم. 
چند وقت پیش روز تعطیل بود و دیر بیدار شده بودم. چند روز قبل خیلی حالم خوب بود و اين دیر بیدار شدنه خیلی حس منفی اي داشت. گفتم برم بیرون قدم بزنم نزدیک درختا. یه جايی هست همیشه میرم. هیچ کسی نیست میشینم با خودم و طبیعت یه یه ساعت فکر میکنم. 
گفتم سنگ تموم بزارم، یه ساندویچ خفن براي خودم درست کردم، مايونز و خیار شور و گو
سلام
من یه دختر ۲۱ ساله هستم که از سن ۱۶ سالگی نامزد کردم و به تازگی عقد، چند وقت دیگه هم میخوايم عروسی کنیم. مشکل من اينه که همسر من اصلا در طول روز و حتی طول هفته بهم زنگ نمیزنه و حتی پیامک هم نمیده، مگر اينکه من پیام بدم و اون جواب بده، من در یه شهر بزرگ درس میخونم و آخر هفته ها میرم خونه. اون حتی منو هیچ جا نبرده تو اين چهار سال، نه سینما، نه کافه، هیچ جا. بايد چیکار کنم؟
خانواده ی من مشکلی با بیرون رفتن ما نداشتند، خانواده ی اون هم مشکلی نداشت
براي اينکه هویتم رو لو ندم، اطلاعات دقیقی از خودم نمیگمولی اطلاعات کلی اي میگم:
-دانشجوی کارشناسی شریفم
-المپیادی بودم
-خوابگاهی ام
چند تا مشکل دارم که دوست دارم درموردشون بنویسم
خب از کجا شروع کنم؟ بزار اول براي خودم بشمرمشون:
۱.شاگرد سابقم که به طرز احمقانه اي ازش خوشم اومده و تلاش میکنم بندازمش دور از ذهنم ولی نمیره!!!
۲. هدف زندگیم
۳.مسیر آیندم
 
با سلام.
از همه برادرانم خواهشمندم امسال با توجه به افزايش بی سابقه قیمتها ،از خرید آجیل خود داری کنید.
حواستون به همسايه،فامیل ،هم وطن،و دوستتون باشه که دستش خالی هست و شايد براي تهیه مايحتاج زندگیش حسابی تو دردسر هست و دیدن اينکه شما کیلو کیلو آجیل گذاشتید تو سفره،براش سخت باشه و باعث بشه پیش خانواده شرمنده بشه که خییلییی سخته.
حواستون به بچه هاي کار باشه که هم درس میخونن هم تو مترو و پیاده رو و. دارن دستفروشی میکنن و خیلیهاشون مجبورا برا
من همیشه عادت دارم اسم‌هاي عجیب و غریب روی خانواده‌ام بگذارم. پریشب به همسرم گفتم مراد و به پسرم گفتم مَلِک! تا اين را گفتم خانم پرید و گفت: عه ملک اسم پدر بزرگمه!
گفتم: خدا بیامرزتش، حتما دلیلی داشته که اسمش اومده، بزار یک فاتحه براش بخونیم. فاتحه رو خوندیم و گذشت تا امروز که خانمم پیام داد: یکی از بستگان گفته دنبال نماز و روزۀ استیجاریه، دنبال قیمتش بگرد که چقدره.
قیمت را پیدا کردیم و گفتم براي زنده‌ها که نمی‌شود نماز و روزۀ استیجاری خواند.
آره، واقعا هه! اسمِ خودتم گذاشتی شیعۀ علی بن ابیطالب!
شیعه‌اي که یک پسرِ قرتی از اون بیشتر به اندامش و حداقل به بوی بدِ دهنش فکر میکنه و براي ساختِ اندامش وقت میزاره!
شیعه‌اي که یک آدمِ نه آن چنان مذهبی بیشتر از اون براي پول در آوردن و گردوندن وضعیتِ اقتصادیِ خانواده‌اش تلاش میکنه!
شیعه‌اي که یک آدمی که میخواد به یک مدرکی برسه بهتر از اون درس میخونه و تلاش میکنه تا یک شغلی در آینده به دست بیاره!
اگر گفتند ادب از که آموختی؟ از بی ادبان
بايد بگ
بالاخره بعد چندروز تنها اومدم حرم؛از حرم تا موکب تقریبا میشه گفت خیلی راهه.مستقیم بعد اينکه رسیدم رفتم حرم امام حسین ع ،حدود نیم ساعتی میشه گفت نشستم و بعدش بلند شدم که برم، بايد زود میرفتم چون داداشم تو موکب منتظرم بود،از شبهاي قبل یه راه میانبر پیدا کرده بود زیر زمین حرم که دیگه به شلوغی نخورم تو حرم و سریع برسم.داشتم فکر میکردم که از اونجا برم که با خودم گفتم ولش کن بزار از تو حرم برم هم کیفیش بیشتره هم ثوابش.از تو حرم که داشتم میرفتم تو حا
بعضی عکس‌ها خودشون یعنی متن، خودشون یعنی کتاب. مثل اين عکس.خب می‌شه در موردش یه رُمان نوشت (!)، ولی در همین حد بگم که من تا اين عکس رو دیدم، یاد یه چیزی به نام "نیمه گمشده" افتادم. نمی‌دونم اين نیمه‌گمشده کِی و چطور وارد زندگی آدم می‌شه، و اينکه آدم بايد دنبالش باشه یا اينکه خودش یه روز وارد زندگی آدم می‌شه و می‌گه "عاشقتم!". من تازگی‌ها به وجود و یا عدم وجودش شک کردم، مثل ساير شک‌هاي دیگه‌ام توو زندگی.عکس داره یه دختر رو نشون می‌ده که توو ان
بزار زودتر تعریف کنم امروز رو. تولدم نمیتونست بهتر از اين باشه. دوستام مهسا و ساجده اومدن خونمون نمیدونستم که یادشونه تولدمو یعنی نمیخواستمم بگم که تو زحمت بیفتن اما دیوونه ها برام کیک خریده بودن روشنش کردن اومدن تو. چقدر دلم تنگ شده بود براشون. نهارم موندنو کلی حرف زدیم. خب به من که حسابی خوش گذشت به خصوص دیدنشون برام خیلی لذت بخش بود بعد قضاياي سوختگیو اين داستانها. خلاصه که قسمت مهمش همین بود و من کلی الان رو ابرام فکر نمیکردم اينجوری بشه
خاااب هلوووووووما شب یلدامونو باشکوه تر از هرسال برگزار کردیم.خیلی خوردمممممینی خیلی چاق میشم؟!چیکار کنم؟اول که رفتیم خرید و یه عالم پفک و چیپس و لواشک و پشمک و پف پفیو نمیدونم هر چی که دلم میخاست گرفتیم.بعد قشنگ از دوسه روز پیشِ مامان هعی داره چیز میز میسازه.تازه شامم رشته پلو خوردیمبعدددددِ شاممثلن یلدامون شد!!!ناموسا اول که از اتاق اومدم بیرون سفره رو دیدم هنگ کردمآقا نمیدونستم کدومو بخورمپشمام ریخته بود و تصمیم گیری سخت!بعدامید سه ت
حواست باشه که به چه کسايی میخواي اعتماد کنی!!!
یه مهمونی رو در نظر بگیر ظاهر خیلی شادی داره 
اما اين فقط ظاهرشه 
ممنکه تو باطنش و وراي اين مهمونی کسايی باشن که علیه ت نقشه می کشند.
بحث من اينه که با اعتمادهاي بیجا انرژی خودتون رو اتلاف نکنین
اينم بگم که اگر کسی پشت شما بد نگه معلومه که راه درست را نمیری
راه درست راهیه که خارج از منطقه ی امنت باشه
خب مطمئنا وقتی از منطقه ی امنت خارج میشی خطرات خیلی کوچیک و خیلی بزرگی پیدا میشن که بايد ازشون عبور
اين هم از اين  دیگه راحت شدیم
لعنتی یکی از سخت ترین امتحان هايی بود که داشتیم  ؛ به قدری که هیچ کدوم از امتحان ها به گرد پاي اين هندسه لعنتی نمی رسیدن
سوال 12 ی سوال رسما تیر خلاص بود  ؛ به طوری که من که کل اين دو روز رو فقط هندسه خوندم بازهم تو کف اون دوتا سوال موندم  . من فقط داشتم به سوال ها نگاه می کردم که یهو ی راه حل مشتی اومد تو ذهنم گفتم : احمق جان ! چرا زودتر اين کار رو انجام ندادی !؟ ی y به جاي اون مقادیری که میخواي بزار آخر سر
ادامه مطلب
¤عرررر من امروز خیلی خوشحالم.
 
▪چرا؟
 
¤امروز تولد یکیه.مطمئنم میدونی کیه!
 
▪هاااننه بابا من چمیدونم امروز تولد کیه.
 
¤
 
▪چیه خو.عه من چمیدونم
 
¤خدا به دادم برس از دست اين خنگول.حتی نمیپرسه تولد کیه.
 
▪تولد کیه؟.___.
 
¤-_-
 
▪بگو دیگه پرسیدم
 
¤نچ نچ نچ.خوب حالاامروز تولد خالست
 

 
¤
 
▪الکی.
 
¤جان تو
 
▪حالا من پست چی بزارم عرررررر
 
¤اي خاعک عالم بدوو یچی بزار دیگه.
 
▪تو پست گذاشتی؟
 
¤اوهوم.حالا بدو برو.
 
▪با
نامه به گذشته؟
 یه فاک گنده به همه نشون بده و برو هنرستان و بعدشم دانشگاه نرو و بشین تو خونه در حد مرگ طراحی کن و زبانتو تموم کن و یه عالمه دوست پیدا کن و گور باباي همه کس و همه چیز
 چیزی که پیش روی من بود روشن نبود و خوشحال نیستم و معلوم هم نیست که هیچ وقت اون خوشحالی رو پیدا کنم ولی تو پیداش کن
شاگرد تنبل کلاس شو، پررو باش، اون روز که مرده تو تاکسی بهت دست میزنه بزن تو دهنش و شلوغش کن و نزار ترست تا 5 سال بعد فلجت کنه،برو یه ورزش رزمی یاد بگیر، ب
بعد از جلسه گفت:
بزار لُپ کلام و بگم بهتون
مردم اين منطقه خودشون نمی‌خوان که تغییر حاصل بشه!
خنده تلخی و کرد و گفت : کار خیلی سخت تر شد!خیلی! مردم به حرف کسی گوش می کنند که ازش خدمت دیدن،براشون نون درست کرده!
مردم اين منطقه سال هاست فقط حرف شنیدن !فقط حرف!
بايد از مدارس شروع کنیم!

بايد #آزادی باشه تا #حق بتونه رشد کنه!»
سلام خوده 10 ساله ام :| من از 20 سالگی دارم نامه send  میکنم . خوده 10 ساله ام اول از همه با هیچ کسی تو زندگیت تو همون دوران خیلی صمیمی نشوو و اين صمیمت رو به عشق و نفرت تبدیل نکن چون به مدت 10 سال باز نمیتونی به همچین روز ها فکر نکنی پس از همون اول ولش کن . هیچ دِینی واسه کسی نداشته باش ، زیاد تو افکار پلید غرق نشو زیاد به چه کنم چه کنم فکر نکن غرق میشی ، برو باشگاه ثبت نام کن ( کیک بوکسینگ یا هر چیزی بتونی انرژی بی نهايتت رو خالی کنی ) از همه مهم تر سايت ها پ
امروز ۱ آذر ماه ۱۳۹۸. ساعت ۱۳:۰۸ دقیقه ی ظهر. اينجا وبلاگ روزنوشت در خدمت شماست. چقدر من بامزه ام اخه. گفتم مثلا تنوع بدم شروع کردنمو تکراری نباشه که افتضاح شدم. صبح خوابیدم زیاد کار نکردم اما الان داشتم فکر میکردم چقدر من به آدمايی که دوسشون دارم مدیونم و یجوری بايد براشون جبران کنم اين که گفتم مائده خاک برسرت که اينقدر بیخیالو خجسته اي بشین کار کن بچه جون. جدا از اون فهمیدم امروز ۱ آذره. فقط ۲۷ روز دیگه مونده تا من ۲۶ سالم تموم بشه و وارد ۲۷ س
قانون اول: اگر فکر می‌کنی کاری اشتباهه، انجامش نده!
قانون دوم: در صحبت‌ها همیشه دقیقا همون چیزی رو بگو که منظورته!
قانون سوم: هیچ‌وقت طوری زندگی نکن که سعی کنی همه رو از خودت راضی نگه‌ داری؛ هیچ وقت.
قانون چهارم: سعی کن هر روز یاد بگیری و دست از یادگرفتن بر نداری.
قانون پنجم: در صحبت با دیگران هیچ‌وقت راجع به خودت بد حرف نزن.
قانون ششم: هیچ‌وقت دست از تلاش براي رسیدن به رویاهات بر ندار.
قانون هفتم: سعی کن راحت نه بگی، از نه گفتن نترس.
قانون هشتم
 
السلام علیک یا مولاي یا اباعبدالله"
انوقت اين زینب بیاد تو گودال .
قربونِ لبايِ تشنه ات برم حسین جانم .
سه روز آبُ بستن ، طوری شد که مُورخین اينجوری نوشتن ، میگن پوستاي صورتِ اين زنُ بچه مثل مَشکِ خشک شده چروکیده شد . الان نمیخوام روضه اهلبیت ابی عبدالله رو بخونم میخوام عمق تشنگی ابی عبدالله رو بیابیم باهم ، اونوقت تشنگی حسین اينجوری بوده بزرگان،علما میگن همۀ تشنگی اهل حرمُ بزار روهم،همۀ تشنگی اصحابُ بزار روهم،تشنگیِ رقیه رم بزار روش ،
امروز روز خوبی نبود شايد چون اونجوری که بايد کار نکردم. یعنی نتونستم کار کنم. صبح دیر از خواب بیدار شدم چون دیشبش بیدار مونده بودم تا دیر وقت چون مها یه برنامه کامپیوتری رو میخواست فعال کنه نمیتونستیم اخر سر امروز صبح پیداش کرد که مشکل برنامه حل بشه. منم اعصابم خورد بود که نمیتونستم کاری کنم براش رو من حساب کرده بود ولی خوبه اخرش درست شد اصلا یه بار سنگین از رو دوشم برداشته شد. خلااااصه که اينجوری. امروزم کار کردم اما کم از هر کدوم یه ذره اصلا
{
"class": "page-extra page-post",
"element": [
{
"val": "#فايل صوتی شب تاسوعا محرم ۱۴۳۹ [1440-1398]",
"target": ".mf-cateries-i"
},
{
"val": "20:26",
"target": ".mf-time-i"
}
],
"views": [
{
"type": "header-post",
"params": {
"download_link": "https://cdnmojtabafayazi.ir/music/Moharam/Masjd Amir/"
}
},
{
"type": "music",
"params": {
"items": [
{
"thumbnail": "https://cdnmojtabafayazi.ir/music/Moharam/Masjd Amir/Mojtaba-Fayazi-4.jpg",
"file": "http://cdnmojtabafayazi.ir/music/Moharam/Masjd Amir/vahed.mp3",
"name": "واحد ( بزار دستاتو تو دستام . )",
"post_link": "##",
دوستان امروز در اين آموزش میخايم مکان ToastMessage رو در صفحه تغییر بدیم تا بتونید هرجا که میخايد از اون استفاده و پیامتون رو نمايش بدید.
براي دیدن آموزش به ادامه مطلب مراجعه کنید .

براي اينکا شما اول بايد کتابخانه JavaObject   رو در قسمت libraries عال بزنید که اموزشش تو سايت هست اگرم کتاب خانه رو ندارید میتونید از سايت دانلود کنید . 
مرحله بعد اينه که شما بیايد اين ساب رو در اخر اکتیویتی قرار بدید
Sub ShowToastAt(x As Int, y As Int,Text As String, longDuration As Boolean)   Dim duration 
دیگه نمیتونیم ادامه بدیم
نمیتونیم بال هاي شکستمون رو باز کنیمنمیتونیم اوج بگیریم
 
:)
 
مقابله با سختی ها بسه
گفتن "من میتونم" وقتی میدونی همش یه دروغ محضه کافیه!!
زدن حرفاي قشنگ و امید هاي الکی رو تموم کن!!
لازم نیست خودت رو دلداری بدی و مبارزه کنی
نمیخواد بال هات رو بیشتر از اين زخمی کنی وقتی میدونی دیگه پرواز فايده اي نداره.
نمیخواد اداي آدماي قوی رو در بیاری و ماسک آدم هاي خوشحال رو به چهرت بزنی و مثل یه عروسک لعنتی فقط لبخند بزنی و تکرا
وقتی ساکت میشی و تازه اطرافت رو میتونی با دقت ببینی،به اين نتیجه هم میرسی که خیلی وقتا فقط زیادی سخت گرفتی به خودت.وقتی خودت به اين باور برسی که خدا همیشه بهترین چیزا رو برات آماده کرده،خدا با مهربونی از همه چیز عالی ترینش رو بهت میده.یه بار اشتباه رفتم اما تصمیم گرفتم دوباره تکرار نکنم.هر چی بیشتر به آدماي اطرافم نگاه میکنم بیشتر به اشتباهاتم پی میبرم.گاهی فقط کافیه کمتر.حرف بزنی،فکر کنی و بیشتر براي خودت اهمیت قائل بشی.راستی یه اتفاق خوب
آدمیزاد اشتباه میکنه. من نبايد از خودم توقع صد بودن داشته باشم. نه از خودم و نه از دیگران. ولی اشتباهو ادم یه بار میکه بار دوم اشتباه نیست خریت. بدی قضیه اينجاست نفهمی اشتباه کردی یا کجاي کارت غلط بوده. من از اين میترسم. اما چیکار میشه کرد. رویاها یه روزه محقق نمیشن. آدم تو مسیره. مسیرم صاف نیست حداقل براي من ممکنه زمینم بخوره. ولی بايد بلند شد حتی اگه پات شکسته. میخوام دوباره بلند بشم. وايسمو راه بیفتم دوباره براي رویاهام تلاش کنم. بقیه براي اشت
دانلود آهنگ جدید سپهر خلسه و پدی به نام آکسی لاو +متن+پخش آنلاين
♬♪♪♫♪♬
Download Music Sepehr Khalse Ft Pedi|OxyLove+Text
Danlod Ahang Jadid Sepehr Khalse & PEDI - Oxylove
♬♪♪♫♪♬
دانلود متن آهنگ آکسی لاو از سپهر خلسه :
♪♩ دوتايی میرفتیم لب تیغ راه  ♫♪♬کشیدی از من سرم جیغ تاپر شدی پر شدم عوضی گاف  ♫♪♬  اين قلبو من دادم برا کی ها
 
براي دانلود آهنگ خلسه آمورفیکا  لطفا به ادامه مطلب مراجعه فرمايید
♪♩ گفتی حرص بخور چون کارت تلافی داشتدیوونه ام خودتی من دلم بغل میخوادآخرین
مثل همیشه قرار بود شب بچه ها بیان سر کوچه مسجد تا از اونجا با هم بریم سالن ، اما جايی کار داشتم و چند دقیقه دیرتر می رسیدم ، با یکی از مربی ها هماهنگ کردیم و قرار شد ماشین بگیرن و برن سالن ، کارم که تموم شد با ده دقیقه تاخیر رسیدم سر کوچه مسجد ، بچه ها رفته بودن ، داشتم ماشین رو سر و ته می کردم که برم سالن پیش بچه ها ، که امیر با دوچرخه اومد.
نمی دونستم چکار کنم ، اون وقت شب نمیشد که  بگم خودش با دوچرخه بیاد و من با ماشین برم.
دسته کلیدم رو بهش دادم و
دانلود آهنگ سپهر خلسه و پدی آی به نام آکسی لاو +متن+پخش آنلاين
♬♪♪♫♪♬
Download Music Sepehr Khalse Ft Pedi|OxyLove+Text
Danlod Ahang Jadid Sepehr Khalse & PEDI - Oxylove
♬♪♪♫♪♬
دانلود متن آهنگ آکسی لاو از سپهر خلسه :
♪♩ دوتايی میرفتیم لب تیغ راه  ♫♪♬کشیدی از من سرم جیغ تاپر شدی پر شدم عوضی گاف  ♫♪♬  اين قلبو من دادم برا کی ها
 
براي دانلود آهنگ خلسه آمورفیکا  لطفا به ادامه مطلب مراجعه فرمايید
♪♩ گفتی حرص بخور چون کارت تلافی داشتدیوونه ام خودتی من دلم بغل میخوادآخرین نقط
دانلود آهنگ جدید سپهر خلسه و پدی به نام آکسی لاو +متن+پخش آنلاين
♬♪♪♫♪♬
Download Music Sepehr Khalse Ft Pedi|OxyLove+Text
Danlod Ahang Jadid Sepehr Khalse & PEDI - Oxylove
♬♪♪♫♪♬
دانلود متن آهنگ آکسی لاو از سپهر خلسه :
♪♩ دوتايی میرفتیم لب تیغ راه  ♫♪♬کشیدی از من سرم جیغ تاپر شدی پر شدم عوضی گاف  ♫♪♬  اين قلبو من دادم برا کی ها
 
براي دانلود آهنگ خلسه آمورفیکا  لطفا به ادامه مطلب مراجعه فرمايید
♪♩ گفتی حرص بخور چون کارت تلافی داشتدیوونه ام خودتی من دلم بغل میخوادآخرین
نمیدونم شما کتاب چهار اثر فلورانس رو خوندین یا نههر چند اين کتاب رو واقعا بايد ذره ذره و با تامل خوند تا کامل بتونی عمق قضیه رو درک کنی
امروز داشتم قسمتهاي تاکیدی و معجزات کلمات رو میخوندم
توی یه قسمتی گفته بود که یه نفر که یه پولی میخواسته از قبل خدا رو شکر میکنه که قراره خدا اين پول رو بهش بده و حق الهی خودش هست و به سمتش میاد و اينو خدا براش میخواد و بهش هم میرسه 
منم اين روزا بیکارم تا حدودی(مدیریت باشگاه رو نگرفتم و فقط برا تنرین میرم باشگ
تنهام. مها از صبح رفته و هنوز نیومده و فکرم نکنم تا قبل کلاس زبان ببینمش. چند وقت بود اينجوری تنها نبوذم که هیچکس نباشه خودم باشمو خودم. خب یجوریه. عادت ندارم بهش. سعی میکنم سرمو با کتاب خوندن با زبان گرم کنم. نمیتونم حسشو توضیح بدم بايد تجربه کنی تا بفهمی. فکر کن براي مدت زیاد تنها اينجوری بمونی. خیلی سخته. خیلی. الان فهمیدم چقدر دوست دارم ادما دورم باشن و من اون تنهايی تو خودم بودن توی جمع رو ترجیه بدم. البته فکر میکنم زیادم خوب نیست اما من بیشت
 
 
 
 
متاسفانه مرورگر شما، قابیلت پخش فايل هاي صوتی تصویری را در قالب HTML5 دارا نمی باشد.توصیه ما به شما استفاده از مروگرهاي رايج و بروزرسانی آن به آخرین نسخه می باشدبا اين حال ممکن است مرورگرتان توسط پلاگین خود قابلیت پخش اين فايل را براي تان فراهم آورد.
param name="AutoStart" value="False">


سلام آقا از علی فانی
 
سلام آقا
که الان روبه روتونم
من اينجامو زیارت نامه می خونم
حسین جانم
حسین جانم
بزار سايه ت همیشه رو سرم باشه
قرار ما حرم باشه
حسین جانم
شب امتحان داخلی عصب
مثه بقیه شب امتحاناي اخیر، بنده هستم و اهنگاي یکی دیگه از خواننده هاي قدیمی که تا صبح اکثرشونو گوش میکنم. اين دفعه استاد معین
 
اين چنتا امتحان اخیر ناخوداگاه میرفتم اهنگاي یه خواننده ی قدیمی رو گوش میکردم. خودمم نمیدونستم چرا اينکارو میکنم بعدا که بهش فکر کردم دیدم شايد چون همینکه بچگیامو یادم میاره باعث میشه حس خوب بده وسط بفنا بودناي شب امتحان
حدود ساعت ۳ اينا بود تو کتابخونه ی خابگاه. حس کردم زندگی خیلی کسل کننده شد
سلام
دو سه هفته درگیر سرماخوردگی عجیبی بودم که زندگیم رو مختل کرد. البته چیزاي جالبی هم داشت. مثلا
تنهايی رو تجربه کرده بودم. ولی ۲ ۳ روز با هیچ چیزی ارتباط نداشتن و تو اتاق بودن تجربه حدیدی بود. صداهاي تو مغزم بلند تر شده بود و فکر کنم اگه بیشتر ادامه میدادم یه چیزیم میشد. یکی از روش هاي صوفی ها براي رسیدن به اون بالا ها روزه و تنهايیه. تو جاهاي دیگه هم هست البته ولی صوفیا رو مثال زدم که بهمون نزدیکن. البته ۷ ۸ روز حداقل بايد تنها باشید
که جالب ب
نفس:   اه میشا اينقدرابغوره نگیر اعصابم خورد شد دخترمیشا با یه صداي حرصی زنگدار در حالی که داشت اشکاشو با کلنکس پاک میکرد روبه من گفت- تو برو سرتو بزار بمیر همش تقصیرتوشدشقايق در حالی که دست کمی از میشا نداشت واماده بود کلمو بکنه گفت- ننه ی مارو بگونمیدونم تو اين چی دیدن که بهش مثل چشماش اعتماد داره- هوی مراقب حرف زدنتون باشیدا گفته باشم منم از کجا بدونم پذیرش خابگاها پر شده؟میشا دوباره حالت تحاجمی به خودش گرفت- نه مثل اينکه براي اوارگیمون تو
شايد باورتون نشه، اما سنتز کردن همین کاتالیست دو هفته زمان گرفت. حالا هنوز داستان تموم نشده، فردا صبح بايد ببرم یه تست ازش بگیرن که اگه اوکی بود برم سراغ انجام آزمايشم، و خب انجام دادن اون تست هم بین ۷ تا ۱۰ روز وقت می گیره و اين یعنی ۱۰ روز دیگه هم دستم توی پوست گردو بايد باشهاين ها رو گفتم تا به اون هايی که می گن رفتی تهران خوش می گذرونی بگم اينطوری ها هم نیست، که اگه بود من امروز تا لنگ ظهر می خوابیدم و ناهار توی یه فست فودی پیتزا می زدم به بد
من احساسیم
با اينکه بقیه میگن یخ یا دیکتاتور هستی
احساساتم رقیق میشه غلیظ میشه
چندین بار در روز
و سعی میکنم مشخص نشه
چون از کودکی عادت کردم به اين مفهوم که نشون دادن احساس یعنی ضعف
پس نشونش نده
 
دو نمونه اش اين دو روز:
امروز تولد جوجه 5 ساله فامیل بود
بقدری من اين بچه رو دوستش دارم حد نداره
دوست دارم ساعت ها باهاش حرف بزنم و بازی کنم
خودش هم می دون هر چند روز یکبار مادرش مجبور میکن
به من زنگ بزن تا با من حرف بزن و بگه دلش تنگ شده
هروقت حمايت و توج
امروز حالم بد بود خیلی بد بعد از اينکه درسم تمام شدرفتم بوفه یک خانم اومد طرفم گفت خانم چادرت خاکی شده بزار کمکت تمیزش کنم تعجب کردم بعد غذا گرفتیم رفتیم پشت یک میز نشستیم گفت چکار میکنی رشته ات چیه انگار فرشته بود آمده بود حرفاهايم را بشنود هدايتم کند و برود اسمش هم زهره بود از همسايه هايم گفتم از آزارشان از مسیر سخت رفت و آمدم چه در تهران چه تهران به شهر خودمان خلاصه تمام دردو دلم را گفتم کلی راهنمايی ام کرد و بعد گفت سه ترم است استقامت کن ا
عکس آقای خامنه ای

تبلیغات

آخرین مطالب