نتایج پست ها برای عبارت :

بازم امسالم تنهایی شبه تولدا خوردم به غم

ترم جدید.
آدمای قدیمی .
استادای رو مخ بی اعصاب بی منطق و حق ناحق کن!
از پس فردا .کی میدونه چی میشه؟
بازم رقابتای بیخودی .
بازم بچه بازی .و قهر و آشتی و تو چن شدی من چن شدم!
بازم موندن زیر برف و بارون .
بازم .دویدن دنبال اتوبوس دانشگاه .بازم بوی گند سیگار ساعت ۸ شب روی پل هوایی .
بازم شبای تاصبح بیدار .
بازم دیگه خسته شددددددم های خفه توی بالش !
بازم تاثیر جنون روی هزااااار کوفت و زهر مااار.!
بازم من.با یه توپ پر !
بازم من و داد زدن سر راننده
بسم او .
یادمه نیمه شب بعد از عروسی خاله که خسته و کوفته روبه‌روش نشسته بود بهش غبطه خوردم چون مشقاش نمونده بود و فردا صبح قرار نبود بره مدرسه.حدودا دو سال بعدش به آیلین غبطه خوردم چون اون موقع ها یه نوزاد کوچولو بود و باز هم قرار نبود بره مدرسه و حتما اون موقع بازم مشقامو ننوشته بودم :)
ادامه مطلب
حلوای سردار رو خوردم امروز. کم کم دارم احساس ناراحتی میکنم به خاطر مرگش. نمیدونم شاید از بیرون بهم تلقین شده. ولی زرافه گفت ببین اگه بابات کتکت بزنه بازم باباته. همسایتون بیاد بخواد با بابات دعوا کنه، با اینکه ازش کتک خوردی، ولی بازم طرف باباتو میگیری. حق داد بهم که ناراحت باشم.
 
عکس حیوون های آواره شده استرالیا رو دیدم، دلم کباب شد. از وقتی دیدمشون همش دارم غصه میخورم :(
 
غیر از اینا روز خوبی بود. امتحانمم خوب بود. فردا هم زود پاشم درس بخونم.
♫♫
من که روم نم ی شه دست بالا کنم بگم خدابس که دنبال گناه بودمو تو کردی وفابازم غافل شدم از تو و رو دست خوردم از دنیابازم حرفای تکراری ببخشید گفتن و حاشابازم حرفای تکراری ببخشید گفتن و حاشا
♫   ♫   ♫   ♫
♫   ♫  NITROMUSIC.IR  ♫   ♫
♫   ♫   ♫   ♫
من از تو دلسرد نمیشم نباشی منم بند نمیشمتو تنها امید من هستی نگیر این امید و تو از منمن از تو دلسرد نمیشم نباشی منم بند نمیشمتو تنها امید من هستی نگیر این امید و تو از من
♫♫
دانلود اهنگ
دانلود آهنگ جدید من تو هر ارتباط دو بار شکست خوردم از احسان حق شناس
دانلود آهنگ جدید و فوق العاده زیبای احسان حق شناس بنام بد شد از ترنج موزیک
می توان گفت آهنگ من تو هر ارتباط دوبار شکست خوردم با ترانه گلناز گاری و تنظیم پیام شمس یکی از بهترین آهنگ های احسان حق شناس در تیرماه 1396 بوده است . در صورت تمایل می توانید این آهنگ را با بهترین کیفیت ممکن از سایت ترنج موزیک دانلود کنید .
toranj-music.ir » Download  Music ehsan hagshenas » bad shod
برای دانلود آهنگ من تو هر ارتب
《تولد هر کس که بود مبارک》قربونش برم.شفیعه نقاشی کرده و زیرش اینو نوشته و چسبونده به دیوار!!معمولا تو تولدا نقاشی میکشه و زیرش مینویسه مثلا: تولد پدر مبارک، تولد مادر مبارک، و به دیوار میزنه.بابا! میدانیم تولدته یه کم صبر. کم حواس شدیم نه دیگه اینقدر خخخخ 
 
حرف خوبی میگفت روضه خون: آی جوون قلبت با امام حسین باشه ، نه زبونت وجودت با امام حسین باشه ، نه لباس مشکیت طینتت با امام حسین باشه. حر عاقبت بخیر شد چون قلبش حسینی بود.

_ امسال میرین کربلا روبروی ضریح امام حسین علیه السلام بایستید بگید امسالم من اومدم آقا سرتونو بالا بگیرید و بگید امسالم تلاش کردم برای جدایی این دو تا جوون! امسالم تلاش کردم برای بی آبرو کردنه. امسالم تلاش کردم برای زمین زدن و انتقام گرفتن از همکارم. امسالم تلاش کردم ب
شبیه مشت زنی هستم که بازیش به راند اضافی کشیده، تا سرحد ناک اوت شدن رفتم ولی جنبیدم، شب و روز، تنهايي کشیدم، حسرت خوردم، پشیمونی کشیدم، دوباره غم غربت چشیدم، حرف زور شنیدم، ناامید شدم، بریدم، و برگشتم. یک راند به اندازه یک و نیم سال، یه نمودار پر از پستی و بلندی. الان رو نوک قله وایسادم. خیلی یاد گرفتم، خیلی صبر کردم تا رسیدم. تحمل می خواست. تحمل اون همه سختی. نه که تموم شده باشه، هست بازم هست، ولی راند تموم شد. تن ناین ایت سون سیکس فایو فور تری
اون روز فکر میکردم خیلی قوی ام که گریه نمیکنم،خیلی قوی ام که به جای اینکه بشیینم یه گوشه و گریه کنم واستادم و دارم به بقیه اب‌قند میدم،فکر میکردم خیلی قوی ام که چیزی به کسی نمیگم و همه رو توی دلم نگه میدارم.
بعدش نوبت این سه سال کنکور رسید فکر میکردم کار درستیه به کسی چیزی نمیگم،اینکه چیزی نخونم و بعد کنکورم بگم که رتبه ام رو نمیگم چون به خواستم نرسیدم کار درستیه،اینکه سال اول با وجود اینکه بهترین رتبم رو اوردم ولی انتخاب رشته نکردم کار درست
بازم نشد 
نمیدونم چیکار کنم
نمیشه نمیشه   همش وقتا رو تلف کردم  باز میگم هنو وقته
فردا معلوم نیس چی میشه
باید میدونستم  زرنگتر ازین حرفاست 
و من باز تا الان همونجورم
کی میشه بتونم بشکنم این حالتمو؟
---نشد  نا امیدم بازم نمیشه
تا گلالودم ماهیتو بگیر بیا این آلوده ماهی رو ببین که چجوری جا گذاشتیش رو زمینمن واسه تو قید دریارو زدم به درو دیوار تنگت میزدم تو بیابون دلت نفس زدمدریا بغلم کن بغلم کن که شدم تنها بغلم کن بغلم کن بین نامردا من تک نندازدریا اشتباه کردم که از دست تو سر خوردم توی این مرداب با این آدما بر خوردم بد کم آوردم
بیا و این پخش پلارو تو جمعش کن دوریت داره بد میسوزونه تو کمش کنمن گم شدم تو دل بی رحم زمونه بیا و این دیوونه رو تو باورش کندریا بغلم کن بغلم کن ک
جمعه چهاردهم آبان هم تموم شد.
زیاد خوابیدم هر وقت زیاد میخوابم حالم بد میشه و جالب اینجاست اولین چیزی که تو تلگرام دیدم کانال دکتر خیراندیش بود که درباره زیاد خوابیدن و بالا رفتن سطح بلغم تو بدن و اثرات مخرب بلغم زیاد حرف میزد. نهار عدس پلو و سیب زمینی خوردم با کمی روغن زیتون که روش ریختم. پدرم امروز مریض بود. تمام مدت خونه بودم و بیرون نرفتم. سرتا سر روز بارون اومد. مرد ایرلندی رو نصفه دیدم. شبی که ماه کامل شد فیلم افتضاحی بود به زور دیدمش. قس
چی شد که بازم همون شد
تکرار گذشته انگار کسی اونو از قبل نوشته
چه سخت و تاریک 
بازم دنیایی که دوس نداریش 
عینک خوشبینیم انگار کار ساز نیست
شاید این اشتباه همیشگی با عثشه
بودن تصادفی 
اره شاید عدم انتخاب اختیاری اونا
بازم چشمامو میبندم رو بدیا
سعی در گذشت زمان خخخ
این میگذره اما به زور؟
کاش بشه یروز روزا اونطوری که میخواد بگذره
با ادمای انتخابی
 
17 آذر هم گذشت.
صبح بازم بارون شدیدی میومد تقریبا یه هفته ای میشه هوای رشت ابری و بارونیه این مسئله باقی بچه ها رو که از استان های دیگه میان دانشگاه مدت هاست اذیت میکنه. خواب خوبی داشتم حدود 6 ساعت. دارم به کم خوابی عادت میکنم. عامل حساسیت رو پیدا کردم و کاملا مهار شده چند روزی هم میشه که آبریزش بینی دیگه ندارم. کلاس صبح یه استاد خسته داشتیم که بعد از حضور غیاب اجازه میداد بچه ها برن و باقی کلاس رو نشینن. خیلی از پسرا هم جیم میزدن می رفتن. کلاس بعدی
تکست آهنگ رستاک پاییز امسال
ببین پاییز امسالم طلایی کرده موهاتو شده انگیزه ی برگا ببوسن جای پاهاتوبازم هم رنگ شال تو با این برگای پاییزی همین برگا که میبینن تو داری اشک میریزینگاهمون چقدر سرده نفسهامون چه سنگینه دیگه پاییز سال بعد مارو اینجا نمیبینهنگاهمون چقدر سرده نفسهامون چه سنگینه دیگه پاییز سال بعد مارو باهم نمیبینه.
ادامه مطلب
خب اول بگم که اینترنت همراه بالاخره وصل شد اینجا. و این خیلی خوبه و میچسبه؛ حتی با اینکه وای فای هست. 
دوم اینکه این چند روز حسااابی سرم شلوغ بوده و خواهد بود. کلی کار داشتم و از فردا هم درسامو میخوام بخونم، همچنین یه پروژه بانک داریم. دیگه چیییی؟ آهان موقعی که نت نبود میگفتم الان سرم خلوته کلی کتاب بخونم که بعد دیگه نمیرسم، واقعا هم همینطور شد و الان چند روزه کتاب نخوندم. تسلی بخشی های فلسفه رو گفته بودم شروع کردم؟ خیلی جالب بود. 
دیروز رفتیم
25 ساله شدم . بر خلاف هر سال ، امسال شب تولدم غمگین بودم . آخرین روز 24 سالگی من با غم همراه بود . هیچ وقت آدم هایی که روز تولدشون خوشحال نبودن رو درک نمی کردم . چون نه از بالا رفتن سن ناراحت میشم و نه می ترسم . 
امسال برای خودم ناراحت بودم . از این که خودم انتخاب کردم که مستقل بشم ، از این که خودم خواستم که کاری رو انجام بدم که دوست ندارم . از این که کارمند بودن رو انتخاب کردم .
اما تولد امسالم کنار کسایی بود که برای من دور هم جمع شده بودن . نه برای خودشو
تموم شد جلو چشمای خودم تموم شد
دلم به اندازه دنیا  براش درد میکنه  قلبم براش جاکنه قلب درده برگشته  دوباره
ولی بازم نمیفهمه  بازم نمیفهمه
بازم اشتبیاه  های قبل
 
یه زمانی 8 سالم بود اقاجونم گفت بابا یه وقتی بشه آدمی زادم بخرن و بفروشن  اره اقاجون الان ادمم میفروشن خیلی ساده میفروشن
 
خدایا خودت به داد همه گرفتارا برس
خب الهنا و ربنا من لنا غیرک
ای چنار خوش قیافهتازیانه ی نوازششاعر همیشه باکلتعطر آماده ی بارش
ای هجوم خشم خندهمرد جذاب بد اخلاقحرفه ای ترین روانیعاشقه همیشه خلاق
به دیوار خوردمبهم در بدهبه این دختر خستهسنگر بده
به دیوار خوردمبهم گوش کنتو دیوارو مثل یهآغوش کن
که ما حالمون بدهحالمون بدهحالمون بده
احوالمون بدهفالمون بدهحالمون بده
ای مرید خط چشمامتو نخ ابریشم منطفلکی ترین رفیقمقتلگاه هر غم من
ای قلمرو ستمهامرد دلداده به تاراجای شفا گرفته از عشقعاشق همیشه محتاج
به دیو
 
دانلود آهنگ جدید ساسی به نام همه بدا با لینک مستقیم
سلامتی همه بدا ، همه بی معرفتاسلامتی اون شبا ، طعم اون لباهرچی نگاه کردم بهش ، عشقو از چشام نخوندسلامتی اونی که خیلی قول داد ولی پاش نموندسلامتی همه بدا، دنبال ادابزن سلامتی اونی که دید و جواب نداددیگه دنبالم نباش، الان شلوغه شباشسلامتی اونی که میگفت دوسم داره ولی نداشتهر موقع بارون رو چترم میریزه ، تنهايي دلم میگیرهچشمای لعنتیم بازم که خیسه، بازم با گریه نامه مینویسههر موقع بارون رو چ
کلید لامپو بزن تا روشن شه 
عه چرا روشن نشد؟
حتما لامپ سوخته .لامپو عوض کن 
حالا کلیدو بزن
بازم نشد!!!
شاید کلید خرابه 
کلید عوض شد بازم خرابه
حتما سیم خرابه 
سیم پیچی کلهم عوض کن
بازم روشن نمیشه 
چرا؟
شاید نمیخوای روشن بودن این لامپو ببینی
خخخ!!!!!
شبت بخیر پرنسسم.
میدونی عاشقتم.نه؟
خاطراتو نه میشه فراموش کرد نه میشه بهشون فکر نکرد.
ولی بازم،آخر هر پوزخندی که با یادآوریشون میزنم،اسم تو لبخند روی لبام میاره.
دختر شیرینی که حتی یکبار به صداقتش شک نکردم.
کلا زود اعتماد میکنم.و دیر میفهمم رکب خوردم.
هیچ وقت برام مهم نبود بعدش چی میشه.اینبار از تو میخوام!
همیشه بمون.بهاش هرچی که باشه میدم.
عاشقتم دختر کوچولو.
عاشقتم فرشته ی دوست داشتنی^^
شبت بخیر پرنسسم.
میدونی عاشقتم.نه؟
خاطراتو نه میشه فراموش کرد نه میشه بهشون فکر نکرد.
ولی بازم،آخر هر پوزخندی که با یادآوریشون میزنم،اسم تو لبخند روی لبام میاره.
دختر شیرینی که حتی یکبار به صداقتش شک نکردم.
کلا زود اعتماد میکنم.و دیر میفهمم رکب خوردم.
هیچ وقت برام مهم نبود بعدش چی میشه.اینبار از تو میخوام!
همیشه بمون.بهاش هرچی که باشه میدم.
عاشقتم دختر کوچولو.
عاشقتم فرشته ی دوست داشتنی^^
توی فصل پروازبازم دل شکستهپرنده نشستهنشسته همونجاهمونجا که بغضشتو روزای سرماهمیشه شکستهیه روز خزونییه مرغ شکاریزد و جفشو بردهمین شاخه بودشهمین شاخه ای کهکنارش ، شکستهغم و غصه هامونصداشون سکوتهبا چشمای بستهبازم میشه پر زدبازم میشه سر زدولی باز خیالیبه روزای رفتهبا یه ذهن خستهچرا هیچ عقابیسراغش نمیاداخه این پرنده دلش اونو میخوادیه جفت خیالی یه دنیای دیگهیه روز خزونیپرنده که رفته
دارم میرم یه جایی که چندسال بود قهر بودم باهاش
امسالم نمیخواستم برم
توفیق اجباری شد
باید میرفتم
نمیدونم چی میخوام بگم و چیکار دارم
ولی دل پری ازش دارم
نمیدونم حالم خوبه یا بده
ولی نرمال نیست
من نباید تنها توی این راه میبودم
همش کنارم احساسش میکنم و‌ باهاش حرف میزنم
یعنی اونجا چی میشه؟
دانلود آهنگ سال نو محسن ابراهیم زاده
Download song Mohsen Ebrahimzadeh >> ♬ Sale No ♬ >> Music streaming from wikimusic
 
چه شور و حالی بازم یه سال دیگه ♪♫♪♥♥
یکی به یکی دیگه از عشق میگه ♪♫♪♥♥
همه پیش همدیگه یه حالی داریم ♪♫♪♥♥
تو که پیش من باشی برقراریم ♪♫♪♥♥
بهار سر سبز دلم یه سال تازه ♪♫♪♥♥
دانلود آهنگ محسن ایراهیم زاده
به عشق تو امسالم یه دنیا رازه ♪♫♪♥♥
چه حال خوبیه با تو یکیه دلامون ♪♫♪♥♥
من و تو یه سفر تو هوای بارون ♪♫♪♥♥
باز دل دیوونه تو دل ا
با سلام
درسته که خدمت سربازی عمر ادم رو تلف میکنه ولی یه مزایایی هم داره. یه مثال بزنم من بی نظم بودم قبل از خدمت ولی بعدش خیلی با نظم شدم. ولی چون حرف زور تو کتم نمیرفت یه چند ماه اضاف خوردم. چیز خاصی هم نبود فرمانده گفت باید رو برجک شیفت بدی من قبول نکردم و من دو هفته پادگان نرفتم و بعدش که رفتم به دلیل سزپیچی و غیبت اضافه خدمت خوردم. من با فرمانده سر این موضوع دعوام شد و منو یه دو روز بازداشت کردن و پست خوب قبلیم رو ازم گرفتن. و.
 
دیگه وقتشه از اینجا برم.با اینکه قرار بود هرچی به ذهنم میادو مثل کانال تلگرامم بنویسم. ولی بازم نمیشد. بازم یه سری چیزارو میبردم توی تلگرام درحال تلاش برای کانکتینگ مینوشتم.هم من و هم بیان از دست من یه نفس راحتی میکشیم دیگه:))غریبه هایی که از وبلاگ های بروز شده میان هم احتمالا دیگه به rolling eyes نمی‌رسن.
پیش پای دلت زمین خوردم
حال من بهتر است از دیروز
این گزارش اگر دلت را زد
گوشه ای کِز کن و بمیرو بسوز
آمدم تا پیام صلح دهم
به تو ای کینه توز جنگ افروز
تو خودت را عقب کشیدی و من
مانده ام از حماقت تو هنوز
من زمین خوردم و تو خندیدی
خنده نه، نیشخندکی مرموز
پس به تنهايي دلت خوش باش
همه ی عمرِمانده، چون امروز
محمد رحیمی
 
 
تصمیم داشتم 28دی برای دوساله شدن وبلاگم یه متن بنویسم بعد دیدم چیزی برای نوشتن ندارم. دلیلی که باعث شد این وب را بزنم انقدر حقیر که سعی دارم فراموشش کنم وبه جاش دلایل جدیدی جایگزین کنم. تصمیم داشتم همه ی حرفاما اینجا فریاد بزنم بدون سانسور باهویت جدید دختری باگوشواره های مرواریدی اما نشد تقصیر خودمه به این فکر نکردم که حتی اگه اسم خودم وکسایی که در موردشون مینویسما تغییر بدم بازم چیزی عوض نمیشه بازم خودمم باهمون شخصیتی که داشتم بازم  نمیتون
انگاری عاشق شدم دوباره
عاشق چشمایی که جادو داره
دل واسه دیدن تو بیقراره
دیوونم میکنی با یه اشراه
آسمون واسمون داره میباره
 
چتر تو عطر تو داره میاره
تو که قراره بیای بیقراره
اونی که تو شدی دارو ندارش
به سرم میزنه بازم هواتو
قدم زدن زیر بارون تنهايي با تو
عزیزه واسه من این خاطره هاتو
میخرم تا ابد ناز نگاه تو
پشت چراغ های سبز خیابون
پیشتم تا ته خستگی هامون
با تو قدم زدن زیر بارون
خیسه دوباره دوتایی موهامون
شیرینه دیدنت همیشه پیشم
کاشکی بمونی ت
انگاری عاشق شدم دوباره
عاشق چشمایی که جادو داره
دل واسه دیدن تو بیقراره
دیوونم میکنی با یه اشراه
آسمون واسمون داره میباره
 
چتر تو عطر تو داره میاره
تو که قراره بیای بیقراره
اونی که تو شدی دارو ندارش
به سرم میزنه بازم هواتو
قدم زدن زیر بارون تنهايي با تو
عزیزه واسه من این خاطره هاتو
میخرم تا ابد ناز نگاه تو
پشت چراغ های سبز خیابون
پیشتم تا ته خستگی هامون
با تو قدم زدن زیر بارون
خیسه دوباره دوتایی موهامون
شیرینه دیدنت همیشه پیشم
کاشکی بمونی ت
هرکس که رسد بر دل ما زخم زند و انوقت رود که دیگر نتوانم به گریستن یا مردن دهم جان
اینک که چنین متن کنم بر جگر گاغذ ها
اینکم خسته تر از انم که به سوگندی که خوردم بکنم من وفا
تلخی این همه زخم در انست که من ساده ترینم
و به خیال خودشان من به یاد نخواهم داشت این همه زخم را.
گفته بودم؟ گفتم بودم که شبی یار که به جانم عزیز تر بود از بر میخانه چشمم بگذشت؟
وای
چه دقایق که شیرین تر از جان بود
دل از من مهلتی چند بخواست که ز جا در برود و به معشوق رسد که منه ساده
اولش فکر کردم سرماخوردگیه، سرفه میکردم بعد بدن درد و سردرد و تب و لرز و هذیون بهش اضافه شد. تمام مدت خوابم میبرد و ننیتونستم پاشم، رفتم دکتر و دوتا آمپول خوردم. حالا حالم بهتره اما دوروزه بخاطر سوزش معده هیچی نتونستم بخورم.مثلا امروز صبحانه یه ذره نون خالی خوردم ناهارم یه آبمیوه!شبم اومدم خونه تا شروع کردم ب سوپ خوردن معدم درد گرفت.وسط این هاگیرواگیر امتحان حذفی 6 نمره ای ام دادم:)
جدا دلم برا غذا خوردن تنگ شده
 
یکی از چالش‌‌های قدیمیم رو باز کردم و لیست کسانی که شرکت کردند را دیدم . چقدر بد بود بسیاری دیگه نبودند .
آنها هم که بودند باز قسمتی شان دیگر ننوشته بودند . اما قسمت تعجب برانگیزش این بود که افرادی بودند اما چالش مربوطه را از پست هایشان حذف کرده بودند!
یعنی انگار اصلا در چنین چالشی شرکت نکردند که برایشان تاسف خوردم . خیلی تاسف خوردم برای کم بودنشان
دنیای مهمی نیست 
+ امروز تماما علافی بود. حوصله ام نشد برگردم خونه.
 
+ مجبورا ناهار سلف رو بعد از 4 ماه خوردم. تا همین یک ساعت پیش به توالت در رفت و آمد بودم.:| 
 
+ با دکتر هم دیداری تازه کردیم. خوشم میاد ول هیچکدوممون برا هم تنگ نمیشه :| یک سری از قرص هام رو کلهم قطع کرد که این 7 جلسه باقی مونده پرتو تموم بشه بعد از گذشت چند روز باید برم برا بیوپسی و سونو و سی تی و شمارش و فلان و. :| فکر میکردم خیلی بیشتر از پرتو ها مونده باشه. خودم هم نمیدونم داره این روزا چجوری میگذ
دیشب دو و نیم، سه خوابیدم
صب ساعت ۱۱ پاشدم. صبونه خوردم. خبر خوندم کمی. چند تا اپیزود از فصل چهار سریالمو دانلود کردم. نماز خوندم و رفتم پیش مامان. برای تمدید اینترنتم درخواست دادم. برگشتنی با مامان یه سوهان بستنی و یه پفک چی توز طلایی خریدم. بعدش کتابای جوجه رو بردم کتابخونه و باقی کتابارم تمدید کردم. اومدم خونه واسه ناهار به میرزاقاسمی خودم رب زدم. بعد ناهارم پفکه رو گردش کردم :)
بعد از ظهر تلاش کردم ریدینگ بزنم. در واقع دو تا متن رو زدم. بعد ال
بعضی اوقات،انقدر انتخاب کردن و تصمیم گیری سخته،که حتی بقیه هم نمی تونن کمکت کنن،اینجور مواقع آدم هر چقدر هم که بشینه فکر کنه بازم فایده نداره چون بازم به تصمیم درست نمیرسه.یعنی قشنگ گیر میکنه.
اینجور مواقع آدم چیکار کنه می تونه به تصمیم درست برسه؟
من عاشق امروزم 
عاشق لحظه به لحظه اش؛ ثانیه به ثانیه اش
حتی اگر مناسبتای ناراحت کننده بیفته امروز ، به همون اندازه مناسبتهای قشنگم داشته.
امروز برای من سال تموم میشه، سال جدیدم آغاز میشه ته دلم امید دارم امسالم پر روشنیه پر مهر و قشنگی پر سبزی و نور
خلاصه که همه درگیرن و یادشون نیس امروز منو 
پس تولدم مبارک خودم.
 
 
 
ساعت ۸:۳۰ بیدار شدم، صبحونه خوردم و درس خوندم
شلغم هم خوردم.
از دیروز قرار گذاشته بودیم با میم، که امروز ناهار بریم بیرون. رفتیم یه کافه‌ای که بعدا من یادم اومد قبلا رفته بودم. وقتی ناهار» خوردیم که شب شده بود. کلی حرف زدیم راجع به الف و زرافه و ماه و اینا.
عکس گرفتیم. بعدش رفتیم نون خامه‌ای خریدم و الان توو خوردنش موندم واقعا. میوه هم خریدیم و برگشتیم.
حالا منتظرم چایی حاضر بشه بخورم، بعدش دوباره برم درس بخونم.
 
یا رب نظر تو برنگرددشنبه صبح پیام دادم رو گروه سه تاییمون که این چیزایی که واسه صبحانه خریدم سیرم نمی‌کنه. بحث نون شد و خوردنی. سه تایی که آنلاین شدیم تماس سه نفره گرفتیم واسه اولین بار. حرف زدیم، حرف زدیم و بازم حرف زدیم. وسطاش می‌گفت اینجا اینترنت ضعیفه. ملت تو خیابونن اما فکر نمی‌کردم جدی باشه.بازم حرف زدیم.
ادامه مطلب
[In reply to My music]
Mehraad Jam
Shiko Pik
#MehraadJam
تورو دیده رد داده قلبم 
نباشی میمیرم حتماً
آخه یه جایی از قلبموُ زدی
که نزده بود هیچکی قبلاً
دلم می خواد یه جای شیک و پیکو 
تو باشی و تو باشی و من و یه موزیک هیتو
زبونم بگیره بخوام بگم می خوامت!
میمیرم من بی بی تو
هنوزم یه تار موتو به دنیا نمیدم
همین دیشب بازم خوابتو دیدم 
چشام قفلی زده بازم رو عکسات
نیاد روزی که چشماتو نبینم
هنوزم یه تار موتو به دنیا نمیدم
همین دیشب بازم خوابتو دیدم 
چشام قفلی زده بازم رو عکسات
7
یک روز، آخر کلاس نشسته بودم و یواشکی، بدون اینکه معلم مرا ببیند کتاب می‌خواندم و آجیل می‌خوردم. بین آن همه لذت دور زدن کلاس و خواندن کتاب و خوردن آجیل یک بادام تلخ خوردم. از جا پریدم و با دهان تلخی که رو به تندی رفته بود از معلم خواهش می‌کردم اجازه دهد بروم و آب بخورم.این روزها همان مزه بادام تلخ است تی‌تی. از اریبهشت تا همین امروز دهانم تلخ شده و بی‌تاب به کسی التماس می‌کنم بگذارد آب بخورم و کسی نمی‌گذارد. شاید چون آن بیرون آبی نیست.
فردا دوشنبه،اولین روزِ هفته اس.هفته ی پیش فقط دو روز کلاس داشتیم و ۵ روز تعطیلی.
و من چقدررر به این تعطیلیِ بزرگ نیاز داشتم و چقدررر باعث عوض شدن روحیم شد که خدا میدونه.
روز اول،شبش تولد یکی از همکلاسیهام دعوت شدم که تازه منو با اون و چندتا دختر دیگه،یه اکیپ کوچولو شدیم و گاهی اگه بشه،باهم یه بیرونی بریم و از تنهايي دربیایمخلاصه که رفتم تولدتاا دلتون بخواد زدیم و رقصیدیم و جای شما خالی خیلی خوب بود.فردا صبحش از بسی که ورجه وورجه ک
سلام
امشب انقدر ذرت مکزیکی خوردم که الان فکر کنم تو بدنم کلا ذرت مکزیکی جمع شده
من عاشق ذرت مکزیکی هستم.
قبلا با کنسرو ذرت,ذرت مکزیکی درست می کردیم ولی الان که وقت ذرته و فراوونه قشنگ می تونیم چند باز ذرت مکزیکی درست کنیم و هر وعده غذایی کنار غذا ذرت بخوریم
چند وقت پیش با خانواده دور هم جمع شده بودیم الویه درست کرده بودن توش ذرت ریخته بودن از همین ذرت های تازه ، منم که انقدر ذرت خوردم تا حالا به خاله م گفتم این ذرتش چقدر شیرینه فرق می کنه خاله م
دانلود موزیک جدید "بگو بازمبهزاد لیتو ، آری بیتزدانلود آهنگ بگو بازم از آری بیتز و بهزاد لیتو + تکست+پخش آنلاین +2کیفیتdanlod ahang Behzad Leito Ft Ari Bitz |Beo Bazam
 
 
برای دانلود آهنگ بهزاد لیتو به ادامه مطلب مراجعه فرمایید
 
 تکست آهنگ بگو بازم لیتو و آری :
♬♪♪♫♪♬
دوست دارم از کارات سر در بیارم بگم بهت هر حرفی دارم
تکست بزنگ بهت این زیادم این مسیرا همش بی راهن
جدیداً برام شدی سر درد میای بهم میگی بیا برگردیم
چقدر برا تو باید صبر کرد منو تو تو این بازی رد
سلام 
عادل فردوسی پور یه جمله معروف داره که میگهچیییه این فوتبال.همه تن و بدنم داره میلرزه»و چیه این زندگی،این نمایش،این تئاترشهر،این آدمی،و چیه این سجاد افشاریان.سی و یک شهریور بود که بعد از بازگشت از دانشگاه زیر دوش حموم نشسته بودم و داشتم فکر میکردم.یادمه قصد داشتم وقتی شام خوردم پستی ناله دار منتشر کنم که نشد.خوابیدیم و شد یک مهر ماه.کیف رو به دوش انداختیم و باز بوی مهر کنان به سمت ایستگاه مترو دویدیم تا به الکترومغناطیس و آماری برسی
1. از ساعت 12:30 تا حالا که 15:30 نشده حتی، چهارتا ساندویچ نیم متری خوردم، سر جمع میشه دو متر. اگه اینا نشونه حاملگی نیست پس چیه؟
مُشتبایِ مامان داره میاد دیگه :)
تازه وقتی رسیدم خونه مامانم گفت ما بخاطر تو ناهار نخوردیم و دیگه اصراااااار و اینا باهاشون ناهار هم خوردم :))) 
2. به خانومه میگم ببخشید که اون روز باهاتون بد حرف زدم. فشار زندگی رومه، به هرکی هرچی به ذهنم میرسه میگم. 
خیلی خوفناک بهم نزدیک شد و گفت I forgive but not forget 
بعد از اینکه قفل کمرم وا شد گف
اما نمیدونم از کجا شروع کنم چی رو بگم چی رو نگم چطور بگم 
نمیدونم میشه هنوزم بگم من دیوانه وار عاشقتم
میشه بازم بگم من هنوزم خوابتو میبینم و مجنون شدم رفته
میشه من بازم فریاد بزنم بگم که چقدر از این دنیای نامرد دلگیرم که هیچی از تو قسمت من نشد جز حسرت عشقی عظیم
میشه بگم تمام عمرمو حاضرم بدم ولی یک لحظه نگاهم دریای نگاهتو بنورده
میشه من هنوزم از تو بنویسم
کیمیای زندگی من
دوشنبه 18 آذرهم رفت.
صبح بازم بارون بود اینبار خیلی خفیف تر از طول هفته. خوابم زیاد نبود. بجای چایی صبح دمنوش زیره مال دیشبو خوردم که در کمال ناباوری منو سر حال نگه داشت. بخش عالی بود یه بیمارستان تازه ساخت با کلی امکانات در حد استاندارد نرمال جهانی خودمونم تعجب کردیم. استادم اونی که فکر می کردیم نبود اما خیلی استاد خوبی گیرمون اومد. مارو دو قسمت تقسیم کردن که دو واحد جدا بریم و در عین حال فقط همون یه استاد بالاسرمون بود واسه همین کلی وقت اضافه
مرغ سوخاری از غذاهای فست فودی مورد علاقه مردم هست ، من هر دفعه که میرم رستوران های kfc آرزو میکردم که همین مرغ رو تو خونه داشته باشم با همین طعم و مزه ، تا این که این رسپی رو امتحان کردم که بی نظیر بود و اونقدر سورپرایز شده بودم از طعم ، بافت ، تردی مرغ که اصلا یادم نمیاد چند تا از این رونهای خوشگل و توپول رو خوردم فقط این که خیلی خیلی خوردم.
مرغ کنتاکی کی اف سی KFC

ادامه مطلب
1. دارم سعی میکنم فریاد های شادی داداشم مبنی بر اینکه فردا بخاطر الودگی تعطیلن نشنوم و تظاهر کنم چقد برام مهم نیست و خوششششحااااااللمممممم که قراره فردا تا بوق سگ درس بخونم :'| زیبا نیست؟
2. آقا اگه موهاتون فره تو تاریکی راه نرید. چون ممکنه یه بدبختی بیخبر وارد شه و یه کُپه پشم ببینه تو تاریکی پشماش بریزه :| باشه؟ قول بدین به عمو :||
3. بازم امروز در مدرسه جیغ "یا بذارید برم خونمون یا میرم با آقامون برمیگردم" سر دادندی و چایی خوردندی و دهان ری ری را ص
* حالش اینه !!!
* این درحالیه که تقریبا چهار روزه باهم حرفی نزدیم! نه من پیامی دادم و نه اون! البته که حال خرابش به حرف نزدنمون هیچ ربطی نداره! اون مشکلات خودشو داره خب منم مشکلات خودمو دارم ولی ولی بازم با اینکه دفعه‌ی اولی نیس که چنین شرایطی رو داریم، بازم من انتظار حرف نزدن ندارم
ادامه مطلب
♪♬♬♪بازم خاطره هامون اومد یادم چه قشنگ بود اون روزا باهم♪♬♬♪
♪♬♬♪من تو یه گیتار و یه آهنگ♪♬♬♪
♪♬♬♪اون شب باد میزد لای اون موهات کی تورو قد خودم میخواست♪♬♬♪
♪♬♬♪کی تورو قد خودم میخواست♪♬♬♪
♪♬♬♪از اون شبی که تو رفتی من چشام به دره چقدر ببینم عکساتو که خوابم ببره♪♬♬♪
♪♬♬♪از اون شبی که تو رفتی من چشام به دره آخه مگه چند تا دل تو سینه یه نفره♪♬♬♪
♪♬♬♪باز خوابم برد تو ساحل چشای روشنت تو فکر خودم ادامه میدمت♪♬♬♪
♪♬
بعضی اوقات،انقدر انتخاب کردن و تصمیم گیری سخته،که حتی بقیه هم نمی تونن کمکت کنن،اینجور مواقع آدم هر چقدر هم که بشینه فکر کنه بازم فایده نداره چون بازم به تصمیم درست نمیرسه.یعنی قشنگ گیر میکنه.من اینجور مواقع،چند وقتی از موضوع فاصله میگیرم،چند روز خودمو با چیزهای دیگه مشغول می کنم و اصلا به اون موضوع فکر هم نمی کنم،بعد دوباره بهش فکر میکنم،اون موقع ست که،به نتیجه میرسم.امتحان کنید،جواب میده.
* از امتحانیان و کنکوریانیم؛)
ولی واقعیتش هیچ‌جام به کنکوریا نمی‌خوره:/ نه عین آدم درس می‌خونم و نه چیز دیگری:»
* و هم‌اکنون از اینجا صدای مرا می‌شنوید.
اینجا خیلی قشنگه؛ اما قشنگیش افاقه نمی‌کنه چرا که تنهام:/
تنهايي رو دوست دارم؛ اما نه این تنهايي رو! (این تنهايي با وجود خانوادست)
* دوست داشتم حالا که خونه نیستم و اینجام، کلی قدم بزنم و کلی عکس بگیرم و کلی از این موقعیت و فضای زیبا استفاده کنم؛ ولی به دلیل دختر بودنم فقط باید همینجا که الا
در مقابل عزیزترین های زندگیم بدجور کم آوردم
بدجور 
بدجور 
حتی روم نمیشه اینجا بنویسم 
خدایا ببخش ولی بازم گله دارم 
این روزهای روزهای آسونی نیس.تلخه.خشکهتهاجمیه و بدون عشق و پر از خودخواهیو پر از تکرار حس تنهايي 
 
بازم هم شهادت شهامت رشادت
 
صبح بود که پدر بنده را دعوت به صرف صبحانه کردند
با اشتیاق سر سفره نشستم لقمه اول و دوم را که خوردم
ایشان فرمودند : راستی شما خبر داری؟
گفتم : از چه؟
فرمودند: از سردار سلیمانی !!!
_ چه شده؟
_ دیشب به دست تروریست های امریکایی شهید شدند
 
ماتم برد . شکه شدم . به چشمان اشک آلود پدر خیره شدم . با خود گفتم شاید شایعه است . اما از آنجایی که ناقل خبر کاملا مورد اطمینان بود . فهمیدم که حقیقت دارد. میدانم که دیگر نتوانستم لقمه
دیشب خیلی عصبی بودم. خیلی زیاد. همش احساس میکردم میخوام بشم. ولی تقویم میگفت زوده. دیر خوابیدم و صبح پا شدم دوباره درس بخونم. وااااای که چقدر از شب امتحانی خوندن متنفرم. بعدش هم که سلام بر .
رفتم امتحان دادم و اومدم. نمیدونم دلیلش یا وسواسه، یا بلد نبودن زیاد، یا بلد بودن! امتحانای این ترم رو خیلی مینویسم. دوشنبه استاد بهم گفت بسه دیگه همه رو نوشتی! امروزم برگه رو که دادم استاد یه لبخند عجیبی زد، نمیدونم نشونه خوبیه یا نه.
 
یه انیمه
متن ترانه
♪♬♬♪نمی دونی چقدر حالم گرفته شد دنیا تو رو از من گرفت♪♬♬♪
♪♬♬♪قسمت نبود آخر بهت برسم شاید آهت گرفت♪♬♬♪
♪♬♬♪نه دارم دیوونه میشم از این روزای سختی که تو نیستی تو نیستی♪♬♬♪
♪♬♬♪نیستی دق میکنم بگو کجایی دارم می میرم از غم جدایی♪♬♬♪
♪♬♬♪ای ماه هر شبم مثل همیشه بازم دیر اومدم عشقم کجایی♪♬♬♪
♪♬♬♪بازم تو که نمیری از یادم نمیشی واسم اون آدمی که همه زندگیمو به پاش دادم♪♬♬♪
♪♬♬♪ای دل سادم ببین همه من و با دست نشو
چرا ازم فاصله میگیری پس بگو اون همه خاطره چیمنی که به پای تو موندم داری میری تو به خاطر کیمنی که هی پشت تو واستادم تنها نذاشتم اون .یه روزی فکر نمیکردم که از همون دستا یه چک بخورمد نامرد حداقل با من نه جلو این همه آدم نه با همه آره و با من نه مگه من آهنمدمت گرم کی تورو اینطور بد عادتت کرد کی توئه دیوونه رو درکت کرداز تموم غصه ها ردت کرد .دمت گرم کی تورو اینطور بد عادتت کرد کی توئه دیوونه رو درکت کرداز تموم غصه ها ردت کرد .یه کاری کردی یهو جا خور
اینا یه سری از سوپ ها و غذاهای خنگولیه که من توی ferry و توی شهرها خوردم :)
 
 
این سوپ خنگولیمه که توی ferry خوردم.
 
موقع رفتن به جزیره :)) برگشتنی هم یه جور سوپ دیگه خوردم :)
 
 
این Souvlaki هست. همون کباب یونانی. من البته همیشه کنارش دلمه هم سفارش میدم :)) از دلمه ها فکر کنم عکس نگرفتم! نه نه اینجا دلمه نداشتن! اینو توی Port Alberni خوردم! یه شهر با حمعیت 15 هزار نفر هست (دهات توی ایران جمعیتش بیشتره ازین شهرها).
 
 
این مارگاریتا هست. من مارگاریتا دوست دارم، به خاط
دانلود آهنگ جدید بگو بازم از بهزاد لیتو ،آری بیتز

دانلود آهنگ جدید از آری بیتز و بهزاد لیتو با نام بگو بازم  + تکست+پخش آنلاین 
♬♪♪♫♪♬
Download  Song By Behzad Leito Ft AriBitz Called Beo Bazam +Text
danlod ahang Behzad Leito ,Ari Bitz -Beo Bazam
برای دانلود آهنگ بهزاد لیتو و آری بیتز بنام بگو بازم به ادامه مطلب مراجعه فرمایید
♬♪♪♫♪♬
 متن آهنگ بگو بازم از بهزاد لیتو و آری بیتز :
دوست دارم از کارات سر در بیارم بگم بهت هر حرفی دارم
تکست بزنگ بهت این زیادم این مسیرا همش بی راهن
جدی
دانلود آهنگ جدید بگو بازم از بهزاد لیتو ،آری بیتز
♬♪♪♫♪♬
دانلود آهنگ بگو بازم |آری بیتز و بهزاد لیتو + تکست+پخش آنلاین 
♬♪♪♫♪♬
 
Download Song Behzad Leito,Ari Bitz|Beo Bazam 
 
برای دانلود آهنگ بهزاد لیتو و آری بیتز | بگو بازم به ادامه مطلب مراجعه فرمایید
 
 متن آهنگ بگو بازم بهزاد لیتو و آری بیتز :
♬♪♪♫♪♬
دوست دارم از کارات سر در بیارم بگم بهت هر حرفی دارم
تکست بزنگ بهت این زیادم این مسیرا همش بی راهن
جدیداً برام شدی سر درد میای بهم میگی بیا برگردیم
اینجا گفتم یه چیزایی،
یه مورد دیگه از اون حالتا امروز برام تداعی شد:
یادمه اون موقعا، مرداد و شهریور حدودا، حدود ۵ و نیم، ۶ صبح، وقتی همه خواب بودن، کم انرژی و خسته و نگران، اما امیدوار، صبحونمو می‌خوردم، لپتابو روشن می‌کردم، تا مدتی که منتظر روشن شدنش بودم یه آب یخی درست می‌کردم و یه لیوان ازش می‌خوردم و یه لیوان می‌ریختم و همراه خودم می‌آوردم می‌شستم پای لپتاب. داشتم یه بازی می‌نوشتم و همزمان کولر هم روشن بود و آب یخ بود و سردم بود و یه
سال 98 است و من هنوز اینجا را دوست دارم هنوز رمز ورودش رابه یاد دارم وهنوز سر میزنم و کامنت دونی اش را چک میکنم وهنوز بعد از همه ی نوتیف های اپلیکیشن هایی که برایم عزیز بوده اند و فعالشان گذاشته ام این شماره ی کامنت ناخوانده ی وبلاگ من را به وجد می آورد. هنوز بر میگردم و مطالب ده سال پیشم را می خوانم و از بچگی و سادگی ها و جو زدگی ها و البته زلالی ان موقع خنده ام میگیرد و گاهی هم یخ میکنم و به این فکر میکنم که ده سال بعد با ید به امسالم بر گردم و چه
هوالرئوف الرحیم
بعد از مدتهااااا، صبحانه ی دلچسبمو با لذت و کمی سختی (بخاطر فرو رفتن نون داخل حفره ی پانسمان شده ی دندونم) می خوردم که یهو حس کردم چیزی مثل استخون داخل لقمه م هست. کمی که نونها رو با زبون این طرف و اون طرف کردم، واقعیت تلخ "شکستن دندان پانسمان دار" به جانم نشست و شیرینی صبحانه ی دلچسبم، به تلخی بدل شد.
تمام روز رو بدون غذا سپری کردم و همون طوری باشگاه رفتم. شیر گرم و بیسکوییت می خوردم که بیسکوییتها اینطوری آب می شدن و جویدن نمی خو
دیشب توی خستگی و علافی جمعه شب داشتم دست زیر چونه زده وبلاگمو میخوندم
اول عاشق خودم شدمالان یادم نیست دقیقا عاشق چی شدم.شاید عاشق این همه کوچولویی.
اما یه چیزی که برام جالب بود و قبلا هم بقیه بهم گفته بودم این بود که من واقعا چرا اینقدر فکر میکنم؟
اب میخورم فکر میکنم.سفر میرم فکر میکنم.میرم خونه فکر میکنم.روز که تو کوچه راه میرم فکر میکنم.همه جا همیشه فکر میکنم
چه خبره؟
اخه مگه این همه فکر ریز بینانه به چه کارت اومده تا حالا؟
یه کم
سلام
امروز هم طبق برنامه پیش رفتم.
به کارهام رسیدم.
مطالعه کردم. 
پیاده روی رفتم.
یه هدیه برای خودم خریدم.
غذای خوب خوردم.
چای و میوه خوردم.
ظاهرا همه چی عالیه.
ولی یه دفعه دوباره دلم گرفت. این بار یاد پدرم افتادم.
هیچکس نمیتونه برای یه دختر جای پدرش را پر کنه. هیچکس.
همیشه فکر میکنم اگه پدرم بود زندگی من الان چجوری بود؟
اگه پدرم بود همیشه مواظبم بود، هوامو داشت.
اگه پدرم بود من انقدر ترسو نبودم، اضطراب جدایی نداشتم.
اگه پدرم بود کسی جرات نداشت اذ
شنبه 23 آذر هم گذشت.
روز خوبی بود شب زیاد خوابیدم و سر درد همیشگی صبح. یه چایی غلیظ خوردم با نون و عسل. کلاس اول استاد رو ننشستم و تو کتاب خونه دانشگاه بودم. استاد فهمید و ساعت دوم برای من و خیلی از بچه های دیگه که این روال رو پیش گرفته بودن غیبت زد. احساس گلو درد دارم امیدوارم مریض نشده باشم. نهار رزرو نداشتم و همبرگرد خوردم. هوای رشت ابری بود و صبحش کمی سردم شده بود. کلاس بعدازظهر خوب بود گروه ما کنفرانس خوبی داد خلاصه و مفید غیر از گروه ما سه تا گ
یه سوالی ، چرا قالبای عرفان دیسلایک ندارن?:/ این که همه ش پسندیدم»وجود داشته باشه یه حس خودخواهانه ای به آدم میده .حالا بگذریم . امروز هیچی نخوندم،میتونم بگم بیشترشو خوابیده بودم . ولی در کل فقط هفت ساعت از شبانه روز رو خواب بودم :/ نمی‌دونم چرا آدم اینکارو با زندگی خودش می‌کنه . اینکه می‌دونه یه راهی اشتباهه ولی بازم پاشو میذاره توی همون راه ، یا اینکه حتی یه اشتباه رو بارها انجام داده و بازم با همه ی نیتی و جنگ با خودش دوباره کارش رو تکر
زرتشتی نیستم اما همیشه افتخار کردم به کسی که اسمش با سه عنوان ساده گره خورده: پندار نیک، گفتار نیک و کردار نیک

اساس این سه اصل بر اینه که: کسی که فکر سالم داشته باشه کلام نابه جا به کار نمیبره و کسی که پندار و گفتارش درست باشه در رفتارش هم دست از پا خطا نمیکنه!

اگه تمام دنیا فقط و فقط بر اساس همین سه اصل زندگی میکردن؛ اگه تنها چیزی که همه به بچه هاشون یاد میدادن این بود. به نظر شما؛ مردم آزاری، ی، دروغ، دورویی، خیانت و. وجود داشت؟
بازم کسی ا
من تلاش کردم تو این خونه واسه تولد ارزش قائل شن اونوقت تنها چیزی که گیرم اومد این بود که فقط از طرف خواهرم اونم یواشکی کادو میگرفتم با یه تبریک خشک و خالی نه کیکی نه عکسی و نه هییییچ چیز دیگری بقیه ام اصلا تو باغ نیستن اون روز از سال. 
حالا برای بقیه هدیه میگیرن 3 ساعت کادو میکنن جاساز میکنن نبینه، کیک میخرن از بهترین قنادی شهر، دنبال فرصتن سورپرایزشون کنن، حتما باید پاشیم بزک دوزک کنیم تو عکسشون باشیم وگرنه نفرین والدین دست از سرمون برنمیدار
جمعه 22 آذر هم گذشت.
صبح امروز برام از ساعت 11 شروع شد. دیشب تا صبح بیدار بودم یه فیلم قدیمی از پل توماس اندرسون دیدم ( Magnolia 1999 ) که واقعا بد بود. خواب زیاد بازم امروز برام سرگیجه و منگی داشت. تقریبا کار خاصی نتونستم انجام بدم. یه کم زولا بازی کردم و کمی هم از فیلم های بجا مونده کلاسیک از پوشه قدیمیم گذروندم این بار نوبت تارکفسکی بود با بچگی ایوان تا اینجاش که خوب بوده بقیشو نمیدونم میگن تارکفسکی با این فیلم معروف شده. کمی نرد رایتر دیدم که یه نقاشی
۱_چند شب پیش ساعت ۳ بود فکر کنم که برگشتیم خونه ، با داداشم جامونو توی حیاط پیش هم پهن کردیم ، اول با کرم ریزی هامون شروع شد و بعدم با تعریف خاطرات بچگیامون گذشت ، از ته دل قهقه میزدیم خیلی وقت بود اینجوری نخندیده بودم 
۲_از امروز قرار بوده یه رژیم حجم رو شروع کنم که همین روز اولی کلیش نصف و نیمه شد ولی خب تا یک ماه دیگه باید یه فرم خوب به بدنم بدم 
۳_یادم افتاد به ساعت خریدنم ، رفتم با مامانم اینا ساعت بخرم تا من انتخاب کنم بابام و داداشم ساعت خر
 
اتحادیه ابلهان
اتحادیه ابلهان یکی از بهترین و شیرین ترین کتاب های بود که تا کنون خوانده بودم و احتمالا خواهد بود.
طنز شیرینی داشت. طنزی که کمی باید با فرهنگ آمریکایی کتاب آشنا می بود. همیشه طنز را دغدغه کامل می کند. این کتاب پر از دغدغه بود.
عاشقانه‌کتاب را خواندم و شخصیت ایگنیشس مثل برادرم بود. مانند برادرم شده بود. گاهی با او همدردی می کردم.
با او گاهی هم اندیشه بودم. این‌کتاب به شدت پیشنهاد می شود. اولین بار با داستان عجیبش جذب این‌کتاب ش
 
اتحادیه ابلهان
اتحادیه ابلهان یکی از بهترین و شیرین ترین کتاب های بود که تا کنون خوانده بودم و احتمالا خواهد بود.
طنز شیرینی داشت. طنزی که کمی باید با فرهنگ آمریکایی کتاب آشنا می بود. همیشه طنز را دغدغه کامل می کند. این کتاب پر از دغدغه بود.
عاشقانه‌کتاب را خواندم و شخصیت ایگنیشس مثل برادرم بود. مانند برادرم شده بود. گاهی با او همدردی می کردم.
با او گاهی هم اندیشه بودم. این‌کتاب به شدت پیشنهاد می شود. اولین بار با داستان عجیبش جذب این‌کتاب ش
 
اتحادیه ابلهان
اتحادیه ابلهان یکی از بهترین و شیرین ترین کتاب های بود که تا کنون خوانده بودم و احتمالا خواهد بود.
طنز شیرینی داشت. طنزی که کمی باید با فرهنگ آمریکایی کتاب آشنا می بود. همیشه طنز را دغدغه کامل می کند. این کتاب پر از دغدغه بود.
عاشقانه‌کتاب را خواندم و شخصیت ایگنیشس مثل برادرم بود. مانند برادرم شده بود. گاهی با او همدردی می کردم.
با او گاهی هم اندیشه بودم. این‌کتاب به شدت پیشنهاد می شود. اولین بار با داستان عجیبش جذب این‌کتاب ش
برام سوال شده که آیا این حذ از آلودگی کافیه که بمیریم یا بازم بیشتر لازمه؟ لطفا اگر کسی حد لازم برای انواع مختلف آلاینده ها را داره به مسئولین محترم اعلام کند تا زجر کش نشویم. لطفا مقادیر دقیق را به ایشان بفرستید تا تنظیم کنند و همین مقادیر را دقیق تنظیم کنند و سریع راحت بشیم.
 
اگر ممکنه مقادیر دقیق مورد نیاز را برای ایشان و با رونوشت به اینجانب بفرستید
یا رب نظر تو برنگردد
تولد امسالم به خودم یه کتاب هدیه دادم. "من سر قولم هستم"
لطفا سر قول‌هات بمون.
پای آروزهات وایسا. براشون زحمت بکش. سختی‌هاشو قبول کن. کوتاه نیا. اگر ترسیدی هم پا پس نکش. اگر نمی‌تونی جلو بری حداقل عقب نرو. یک کم صبر کن. نفس بکش. شجاعتتو جمع کن و دوباره شروع کن.
فقط بدون نباید از رو بری. هر چقدر هم سخت باشه تو باید سخت‌تر باشی.
اگر دردت میاد به خاطر اینه که داری رشد می‌کنی.
اگر واسه تو پیش اومده به خاطر اینه که توانایی حلش رو دار
این دو سه روزی که با زور دولت تدبیرو امیدو این داستانا پامونو از فضاهای مجازی کشیدیم بیرون ،خیلیا برگشتن به بیان و من از این بابت خوشحالم هرچند که میدونم اینم یه مقطع کوتاهیه و اوضاع نت که روبراه شه بازم همه شون ستاره سهیل میشن.
اصن من معتقدم هیچ جا خونه خوده آدم نمیشه بابا جان! خوش برگشتید اما بی معرفت نباشید  و یادتون نره وقتی تلگرام و اینستاگرام بهتون وفا نکردن و تو چله سرما ولتون کردن رفتن  بازم بیان بود که درو به روتون باز کرد! بله بله.
از
داشتم فکر میکردم که جوابتو بدم آخه خیلی سخت بود برام که در برابر تو راحت باشممیدونستم که اگه یه کم بیشتر ساکت باشم.  تو میری و من باز دوباره از خواب بیدار میشم و هیچی یادم نمیاد یا اینکه باید فکر کنم به اینکه چی بگم در دوباره دیدنت !من به خواب هایی که تو سراغی ازم میگیری هم ایمان دارم ولی خوب میشد قراری  میذاشتیم که منظّم تر منتظر دیدن خواب میشدم. میدونی اون شبی که به دنبال روشنایی از جنس تو راه افتادم و تو پیچ و خم کوچه ها فقط دنبال هاله ای از
شازده بعد یه هفته تماس حاصل کردن و دلخورن که چرا شما زنگ نزدید؟!
 واقعا نمیدونن این چیزا رو یا رسم و رسومشون اینه؟؟
اگه اولیه ک واویلا! ینی قراره چ چیزای واضح دیگه ای رو ندونن؟
اگه دومیه بازم واویلا! خیلی باید شعور به خرج بدم دربرابر تفاوت فرهنگی!
تاحالا نشنیده بودم خانواده پسر منتظر بمونن دختر زنگ بزنه بگه جوابم مثبته بازم بیاین.

+ آیندمو باهاش توام با فرهیختگی و موفقیت های علمی میبینم. که البته همه چیز نیست ولی برای من این امکان تحصیل مهمه.
قضیه چیه؟ قضیه اینه که کلی اتفاق داره می‌افته ولی من هیچ حسی بهشون ندارم. اکیدا هیج حس + یا - منفی ای ندارم به این همه اتفاقات اطراف. نمی‌پونم من سیب‌زمینی ام یا سیب‌زمینی بار اومده ام ولی می‌دونم که زاییده ام. وقتی حتی نمی رم مخالفت کنم با کسی.
 
این حدود ده روز از بیماری در حال مرگ بودم. جوری حالم بده که حد نداره سر درد ناتوانی بی انرژی بودن. امروز حساب کردم که ده روز حدود سه درصد یه ساله و مقدار زیادی به فنا رفته.
 
فردا بازم عددی دارم. و بازم
متن آهنگ یه چیزی بگم از امیرعلیبزار از حرفات یچیزی بگم فردا نگی نگفتی چرااخه واسه گفتن اینا دل تو دلم نیستبزار از دردام بگم چقدر تنهامنرنجی از حرفام ولی بد تا کردی باهامدرد نبودن تو کم نیستبازم بیا دوباره حس مشترک با همبسازیم امشبو خدا هم افتاده نگاهش توی نگاهمسرده هوا چقدر سرده حواس تو کجا پرتهدل من از این فاصله ها پر از دردهاون که رفته کاشکی برگردهبازم بیا دوباره حس مشترک با همبسازیم امشبو خدا هم افتاده نگاهش توی نگاهمسرده هوا چقدر سرده
از اینکه دارم اینجا مینویسم.غمگینم.برای آدمی که بیشتر از وبلاگ، کانال میخونه و تو کانالش مینویسه.اینجا بودن غم انگیزه.البته بازم خداروشکر (با لحن مهران مدیری تو هیولا).که اینجا هست سرگرم میشم.هی چرخیدم و هی وبلاگ فالو کردم و هی کامنت گذاشتم.منی که معمولا خواننده خاموش بودنو ترجیح میدم.!!
به دوران زیبای پیامک بازی هم برگشتیم.و بازم خداروشکر (همچنان با همون لحن) که سرویس پیامک دادنو قطع نکردن.آره بیاید جنبه های مثبت این قضیه رو ببینی
منی که هیچ علاقه ای به اخبار و ت و حتی آب و هوا و فوتبال و غیره ندارم،امروز ی نرم افزار برای با خبر شدن از تمامی اخبار ها دان کردم:/ بعد من نهایت خبر خوندنام مال بچگی هام بود و اونم خوندن صفحه حوادث رومه بود که ی جایی دیدم خیلی اوضاع داغونه و روحیمو نابود میکنه دیگه نخوندم:/ به همین جهت هم همیشه بیخیال عالم بودم خخخخ ولی خب عوضش امروز حسابی ضایع شدم چون بلند شدم رفتم مدرسه و بی خبر از تعطیلی توی خیابون یخ زدم چون فقط ی سویشرت پوشیده بودم:/
راستش نمیدونم گفتنش درسته یا نه ولی خب دوست دارم راهنمایی یا نظرین بدین
من یه پسری ام که امسال کنکور دارم،خانواده ما وضعیتش متوسط رو به پایینه، از موقعی که یادمه تو خانواده ما جنگ و دعوا بودش، من که خودم به شخصه خیلی از این دعوا ها آسیب خوردم، دعوا ها هم فقط بین پدر و مادرم نبود، بلکه بین فامیل هامون هم بود، طوری که انگار به خون هم دیگه تشنه هستن، وضعیت طوری شد که با تمام فامیل هامون تقریبا قطع ارتباط کردیم، درست تو سن اوج نوجونیم که به نظرم س
خب باید بگم که ورود خودمو به جمع کنکوریای 99 خوش آمد میگم :/
بعععله دوستان بازم پشت کنکوری و بازم درس ولی دیگه سال آخری که اینکار میکنم چون بعدش نه دیگه واسه نظام قدیما کنکور برگزار میشه نه من دیگه توان اینو دارم که یک سال دیگه بشینم .
فقط و فقط همین 1 سال رو وقت دارم بجنگم بعدش دیگه تماااااام .
نمیخوام به نشدن فکر کنم فقط میخوام به شدن و رسیدن فکر کنم .
زندگی من گره خورده به این کار .
همه حرف و حدیثا رو به جون میخرم ولی بازم تلاش میکنم .
یه روز بالاخر
انقدر دیشب جا خوردم و ناراحت و عصبانی شدم، که میلرزیدم. ولی تو که چیزی را پنهان نگذاشته‌ای، پس کاری آن‌ها هیچ کاری نمیتوانند بکنند. آخرش به این فکر کردم که
.
جمع آماده شده، خنده آماده شده
پچ پچ و حرکتِ سرهای تکان داده شده
جمع بیمار، شبِ بی‌هدفِ سرگردان
بحث داغ من و تو باعث خوشحالی‌شان
بحث بدبختی من، بحث توِ هرجایی
باعث حرف زدن در وسط تنهايي
تا دم خانه سرِ ما هیجان و لبخند
تا فراموش کنند این همه تنها هستند
.*
 
و من نه خیلی، ولی یک قدم به ایده
وای خدا کانادا پر مرد تنهاست!
پر!
 
یعنی اگه به اینها بگی ببین من ازدواج کردم و سه تا بچه دارم و خوشبختم، بازم میگن میشه حالا یه رابطه شروع کنیم؟
شاید طلاق بگیری؟!
 
با اینکه میشه با خوابید ولی مردها خیلی احساس تنهايي مطلق دارن.
 
مطلق.
 
بعدم که ریجکتشون میکنی داغون و نابود میشن.
اقا به خودم گفتم امروز دیگه هیچی نمیخورم اصن. یعنی که چی؟؟ فردا پس فردا چاق شم کی پاسخگوعه؟ بعد دیدم تو کیفم فقط انگور و پاستیل دارم :| گفتم خدایا من تا 8 شب انگور بخورم ینی؟؟ 
هیچی دیگه. تا الان طاقت آوردم الان رفتم کلاب بگیرم. تو مارکت خوردم زمینننننن خدااااا :|||| خببب چرااااا؟؟؟ :|| #آل_استار_نپوشید_آل_استار_لیز_است . بعد یه پسره فروشندش بود. بعد من که خوردم زمین از خنده داشتم مییی ترکیییییدممم ولی جلو خودمو گرفتم بعد یهو گفتم سلام :| 
با خود
بزنم به تخته تمرکز خوبی دارم. 
با سرما خوردگی اصلا میونه خوبی ندارم راستش. اونم با من میونه خوبی نداره البته. 
هربار که خوردم لااقل یک هفته از سلامتی فاصله داشتم.
اینبار همون اول کاری آب نمک کردم و دوتا سرماخوردگی بزرگسالان انداختم بالا. 
حسابی صبحانه خوردم
شیر خریدم و یه لیوان جوشوندم و خوردم
بعدشم یه فلاسک چایی از خونه با خودم آوردم. عین شوفر ها هر ده دقیقه یک چهارم لیوان چایی میخورم. 
تا الان که چهار ساعت گذشته با همین تکنیک بسیار بسیار
دارم با تنهايي بدی دست و پنجه نرم میکنم ولی به خودم قول دادم زیر قولم نزنم. 
تا قبل از اینکه تکلیفم با خودم و زندگیم و آیندم مشخص نشه، وارد هیچ نوع رابطه ای نمیشم. 
تازه داشتم یه وبلاگی رو میخوندم دختر انگار من بود ولی چند ورژن بالاتر. من تازه اولاشم ولی اون خیلی وقته این نوع نگرش ها رو داشت. 
میدونی یه نفر به دختر گفته بود : دخترای مثل تو رو دیدم، یجور خاصن ولی عاقبت همشون تنهايي و تنهايي و تنهاييه :(
مهم نیس. 
مهم اینه که بتونم خودمو کنترل کنم و
یه مدت هست که دوتا دوست جدید پیدا کردم . یه سگ‌با توله‌ش. یه روز رفته بودم یه خورده غذا بدم سگ های ولگرد دور و بر که خوردم به این دوتا . یه سگ ماده که پاش شکسته و لنگ می زنه . خیلی هم لاغر و ضعیف شده و یه توله هم همیشه باهاشه . یه بار بهشون غذا دادم . وارد جزئیات احساساتم نمی شم چون احتمالا باید یه پست جدا بنویسم راجبش . ولی اینقدری بهش وابسته شدم‌که یکی دو روز بعدش بازم‌رفتم‌بهشون غذا بدم . وقتی منو دید از دور بدو بدو ا مد سمتم ! اینقدر دمش رو سریع
آخر این بغض خفی را علنی خواهم‌ کردو حرم سازیتان را شدنی خواهم‌کردمن به تنهايي از این جام نخواهم‌نوشیدهمهٔ اهل جهان را حسنی خواهم‌کردتا همه مردم دنیا بچشند از کرمشهمه را از نظر فقر، غنی خواهم‌کردهمه‌جا از حرم خاکی او خواهم‌گفتکربلا را و نجف را مدنی خواهم‌کردمیشود دید چه خون دلی از غم خوردمسنگ دل را که به یُمنش یَمنی خواهم‌کردآرزو نیست، رجز نیست، من آخر روزیوسط صحن حسن سینه‌زنی خواهم‌کرد
سید محمد رضا  
 
.
شای
آه از این درد، آه از این صبر، نیچه بود می‌گفت هرآنچه مرا نکشد قوی‌ترم می‌کند؟ پس چرا من هربار ضعیف‌تر می‌شوم؟ هربار بیشتر از قبل سست و بی‌جان می‌شوم، هربار زودتر می‌بازم.
زندگی. این چه دردیست بودن که گریزی از آن نیست؟
درد بودن، درد تنهايي، درد کامل نبودن هیچ چیز، درد. درد درد زندگی همین درد است و بس. کاش رها شدنی بود.
نخواستن بزرگترین رها شدن است. بی‌نیازی. و نیاز خودش باگ وجودی ماست. 
خسته‌ام از نیاز، خواستن، نقصان. 
تو اگر باش
 
سلام!
امروز یه روز دلگیره!
یعنی میتونم بگم اکثر روزای ابن ماه واسم دل گیر بوده
اینو میشه از شیشه های گلایِ  زرد و خشک شده ی روی میز فهمید!
چون شاسوسا نتونسته نوازششون کنه و اب شیشه هاشونو عوض کنه!
 
یا از کتاب (صدسال تنهايي)که نزدیک دوماه و خورده ایه که دستم بهش بنده و هنوز نتونستم تمومش کنم!
یا شایدم از ماگی که نمیدونم توش چایی خوردم یا اب یا شربت ولی همونطور روی میز مونده
و یه میز ابی رنگی که پراز گرد و خاک شده!
 من پیش پیش به استقبال جوش هایی
به نام او
بازم مینویسم همونطور که در دفتر های خاطراتم نوشتم و در وبلاگ های قدیمی ام میدونم یه روز اگر عمری باشه بازم این نوشته هارو خواهم خوند و اون روز خیلی هاشو اصلا یادم نمیاد در چه حالی نوشتم امروز که اینو مینویسم اتفاق بزرگی رخ داد خیلی بزرگ
میدونم سالها ازش خواهد گذشت ولی فراموش نخواهد شد شاید روزی جراتشو کنم واضح ازش بنویسم ولی امروز اینو میدونم بیش از این دلم راضی نیست اگر عمری باشه وبلاگو کم کم مطالبشو تخصصی تر خواهم کرد و در مورد با
به سعدی فکر می‌کردم و اینکه چقدر باید فوق‌العاده باشی که در زمان سعدی از شعر گفتن پول دربیاری، یعنی احساس کردم سعدی زیادی غم نان کشیده و به این خاطر براش غصه خوردم، برای میزان فوق‌العاده بودنش غصه خوردم و اینکه احتمالن همین هم کافی نبوده و مجبور شده چند تا شعر سفارشی هم بگه، این کافی نبودن خیلی غم‌انگیزه. این دومین غصه‌ی عجیب و غریبی بود که تو این چند روز خوردم.
دوباره خوندن تئوری اطلاعات رو شروع کردم و امیدوارم این دفعه که آزادی خاطر بیش
برام جالبه که هنوزم یه سری اینجا رو میخونن
دقیق یادم نمیاد اخرین باری که اینجا رو اپدیت کردم کی بود؟! فکر کنم سر جریان مریضی "مارکو " بود. خیلی از خدا سپاسگذارم که اون جریان ختم به خیر سد اما از دست خودم ناراحتم. همیشه وقتی موقع تغییر فصل میشه من دلم شور میزنه. یه مدل هیجان شیرین و ترس. مخصوصا اگه از زمستون به بهار باشه.
دم غروب پاشدم به یاد ایام قدیم شال و کلاه کردم و رفتم مسجد محلمون. تازه بعد یهخورده پیاده روی بوی عید رو حس کردم. همون موقع یه غم
تقریبا همه میدونن که من یا اکشن نگاه میکنم یا علمی-تخیلی ! ژانر ماشینی مثل baby driver و سریع و خشن need for speed نمیدونم چی میشه !
و خیلی کم پیش میاد که حوصله کنم و فیلم دیگه ای ببینم مگه اینکه مثل ممنوعه یا عاشقانه یه کششی ایجاد کنه که خودمم نمیدونم چیه :-/ 
چیزی که اصلا برام قابل درک نیست اینایین که میشینن سریال کره ای دنبال میکنن! 
من که دیدن فیلم اکشن و تخیلی رو به هر کار تفریحی دیگه ای ترجیح میدم بازم حوصله ندارم دو روز طول بکشه ! برای همین هر ۶ فصل the 100
۵۱۴ – بیار باده بیار باده و بازم رهان زمخموری           که هم به باده توان کرد دفع رنجوری به هیچ وجه نتابد چراغ مجلس انس     مگر به روی نگار و شراب انگوری به سحر غمزه فتان هیچ غره مباش           که آزمودم و سودی … بیار باده – بیار باده و بازم رهان زمخموری – غزل — ۵۱۴
منبع : فالگیر
●با دیدن آدمایی که چشماشون برق می‌زنه گریه‌م می‌گیره چون من روزی جزء همین آدما بودماحساس می‌کنم درست از وحم مراقبت نکردم و باید بابت این مراقبت نکردن جواب پس بدم.هنوز چیزایی هست که منو به آدما وصل می‌کنه و این از بزرگ‌ترین دارایی‌هامه حتی اگه بلد نباشم از رابطه‌هام مراقبت کنم.
اما خی‌لی وقت بود انقدر مستقیم تو چشمای آدما نگاه نکرده بودم و برق چشماشون توی چشمام منعکس نشده بود.همه‌ی این چند وقت چشمامو بستم در و دیوار رو نگاه کردم که ت
اگه همین الان 
 
 
امام حسین( ع)  ❤️  ایستاده بودن روبروت  چی میگفتی ؟
 
 
 
من که اولین حرفی که به ذهنم میومداین بود
 
 
 
 
 
امسالم مثل سالهای قبل نشدکه بشه!.
 
 
 
 
امابعید میدونم اون لحظه این قدرت روداشته باشم که این جمله رو از ذهنم به زبون بیارم
قفله قفل.
 
 
من عوض شدم؛ ولی تو حسین بچگیمی…
 
 
السَّلامُ عَلَیْکَ یا اَباعَبْدِاللَّهِ وَ عَلَی الاَْرْواحِ الَّتی حَلَّتْ بِفِناَّئِکَ عَلَیْکَ مِنّی سَلامُ اللَّهِ [اَبَداً] ما بَقیتُ و
عکس آقای خامنه ای

تبلیغات

آخرین مطالب