نتایج پست ها برای عبارت :

باید زیرم بخوابی

خیلی وقتا به خودم میام میبینم دندونام درد گرفته و فکم در حال شکستنه
حتی یه وقتایی از منقبض شدن فکم و فشار زیاد از خواب بیدار میشم و بايد دو طرف صورتمو بگیرم و هی به خودم بگم اروم باش چیزی نیست دیگه دندوناتو فشار نده 
اکثر اوقات اونقدر غرق فکرم که نمیفهمم دارم چه بلایی سر دندونام میارم 
اونقدر غرق فکرم که انگار توی اسمون دارم راه میرم و حس میکنم مثل یه پر کاهم و بادمنو میبره و خوب واقعیت زمین نمیزاره و میخورم تو درو دیوار یا دستو پام گیر میکنه
آقا شخصا خواهش میکنم اگه 6:30 صدای عربده آلارم گوشیم بلند شد و به قول غزل "ادقام" به خاموش کردنش کردم بیاید یکی بخوابونید پس کله م بگید حاجی شوما نباهاس بخوابي. بلند شو!
+ دیدین فردا هم تعطیل شد ؟ به آموزش پرورش یه ماچ ندیم بابت این سه روز؟ :*
الان که دارم اینو می‌نویسم تو رو سینه‌ی من خوابیدی دخر گلم و قسم می‌خورم یکی از بهترین لحظه‌های زندگی من خوابیدن‌های تو روی منه.
این چند روز بخاطر دل‌دردات یه کم شب بیدار شدی و من نوحه‌های حضرت رقیه _سلام‌الله علیها_ می‌خونم برات که بخوابي. بعدا حتما راجع به این خانم عزیز و بزرگ باهم حرف می‌زنیم.
همیشه خوب باشی بابا
یه روزی به خودت میای و میبینی روی یه روال مضحک افتادی
روز به روز داره به سنت اضافه میشه نه راهی رو به جلو داری نه راه فرار
همه دنیا روی سرت خراب میشه 
دانشگاه - کار - خانواده - ادما -جامعه - دولت 
همه ی اینا تورو میبره به سمت یه افسردگی بی پایان 
یه ناامیدی احمقانه که مثل یه سم کشنده توی رگات جریان پیدا کرده 
هر روز کم کم تورو به سمت مرگ میبره 
هرچند روحت داره نفسا اخرشو میکشه 
آخرین نفساش رو با انتظار میکشه 
انتظار برای یه معجزه 
یه تغییر عظیم 
ی
بچه‌ها را سپردم به مادرم و آمده‌ام به کتابخانه نزدیک منزل. وقتی بچه داشته باشی آن هم دو تا، همه زندگی‌ات خلاصه می‌شود در بچه‌داری. تقریبا به هیچ کار دیگری نمی‌رسی و همه‌ی آن کارهای دیگر که قبلاً آزادانه انجامش می‌دادی تبدیل می‌شود به یک رویا. رویای خواندن یک صفحه از کتابی که خوشدلانه خریده‌ای تا وسط رسیدگی به بچه‌ها بخوانی. کار بچه‌ها تمام وقت است و اگر ساعتی آسوده‌ات بگذارند بايد بخوابي! خواب که اگر پاره پاره به بدنت نرسانی از هم می
بچه‌ها را سپردم به مادرم و آمده‌ام به کتابخانه نزدیک منزل. وقتی بچه داشته باشی آن هم دو تا، همه زندگی‌ات خلاصه می‌شود در بچه‌داری. تقریبا به هیچ کار دیگری نمی‌رسی و همه‌ی آن کارهای دیگر که قبلاً آزادانه انجامش می‌دادی تبدیل می‌شود به یک رویا. رویای خواندن یک صفحه از کتابی که خوشدلانه خریده‌ای تا وسط رسیدگی به بچه‌ها بخوانی. کار بچه‌ها تمام وقت است و اگر ساعتی آسوده‌ات بگذارند بايد بخوابي! خواب که اگر پاره پاره به بدنت نرسانی از هم می
بايد یک کاغذ آچهار به خودم الصاق کنم و روش بنویسم بدهکار!
این ایده رو میتونم با یک طراحی خفن روی یک تیشرت هم پیاده کنم ولی خب طبق قانون "کوزه گر از کوزه شکسته آب میخوره" نمیتونم این ایده رو اینجوری عملی کنم. حتی پیاده سازی ایده اول هم مشکل به نظر میرسه.
در حالی که من دارم به شدت کار میکنم و در عین این همه تلاش باز دارم از فرط بدهکاری کپک میزنم، کسایی هستن که بدون هیچ تلاشی هر امکاناتی رو دارن و خیلی ساده به زندگی معمولی شون میپردازن و ازش لذت میبر
یه شبایی هست یهو ساکت میشی 
یهو برمیگردی تو همون لاک دنج خودت
یهو دیگه ادمارو دوست نداری
یهو دلت بررا اون ادمی که قبلا بودی تنگ میشه
یهو نمیفهمی ادم جدید میخوای یا ادم  قبلی رو 
نااحت میشی.
دلت بیخود میگیره 
ناراحت میشی از اینکه شاید تو لیاقت نداشتی 
به هیچکسم نمیتونی راجبش توضیح بدی
شاید فقط بتونی بخوابي
یا شاید حتی نتونی بخوابي
انقدر فکر کنی،فکر کنی که تهش مغزت خسته شه و بازم پرتت کنه تو دنیایی که همیشه بودی و برت گردونه به عالم بیخیالی 
چ
شب دیر رسیدیم خونه و بی توجه به آلارم گوشی صبح گرفتم خوابیدم. فسقل رو بهونه کردم که شب دیر خوابیده و الان نمی تونه بیدار شه. تو این حال خوشم واسه بیشتر خوابیدن آقا شازده اومد بالای سرم که صبحه و پاشو بریم مهد. یک ور وجودم خواست غر بزنه که اه آسایش نداری از دست این بچه ها و اون طرف وجودم گفت هزاران هزار بار این اتفاق برای تو افتاده مثلا پارسال فلان روز و اصلن جزییات اون روز یادت نیست که چقدر خسته بودی و چقدر دلت میخواست بخوابي و وقتی نخوابیدی چه ح
تنبلی تخمدان چیزی بود که حدود دوسال پیش متوجهش شدم.امنوره های طولانی ، چربی بالا و کبد چرب هم از عوارضش بود و ازون بدتر اینکه اگر کنترل نشه تا ۱۰ ،۱۵ سال دیگه حسابی ریسک سرطان رو بالا میبره‌ اون هم با این ژن عالی که به من رسیده‌
معمولا کسایی که این بیماری رو دارن چند ماه یک بار میشن اما من بدون قرص به هیچ وجه نمیشدم ! 
یادم نمیاد اخرین باری که بدون قرص شدم کی بود !اما مطمئنم بیش از یه سال و نیم پیشه! اما امروز با کمال ناباوری دیدم ^خو
بعضی شبها اگه از اون تایمی که بايد بخوابم دیرتر بخوابم دیگه خوابم نمیبره و دیگه مغزم offنمیشه، همینجوری میگرده دنبال موضوعات مختلف و تجزیه و تحلیل اتفاقاتِ بی‌‌اهمیت. گاهی هم چند ساعت توی مغزم در حال کَل‌کَل در مورد یه موضوع مسخره با یه شخص خیالی هستم. البته یه مدت سعی میکردم از این همه فسفر سوزی شبانه استفاده‌ی مثبت بکنم تا اینکه کار بجایی رسید که توی خواب برنامه نویسی می‌کردم یا اینکه فرمولهای عجیب غریب اکسل توی ذهنم می‌نوشتم. ولی بَدی
صبح شده کوچولوبیدارشوکوچولو.فائزه کوچولونگاه به ساعت انداخت وگفت حتما بايدبروم مدرسه.حتمابايدبایک مشت احمق تومهدکودک بازی کنم.مامان نمیخواهم بایک مشت احمق حرف بزنم.دلم نمیخوادبدم میادازمربی مهدکودک واون دوست نفهمش فقط دنبال یاددادن این هست که بچه هااین رنگ چیه بچه هابااین اسباب بازیهاچه چیزهایی میتوانیدبسازید.اصلادلم نمیخوادریخت نحس اون مربی نفهم راببینم.
مادرفائزه کوچولوگفت نمیفهمم چراازهمه آدمهابدت میادولی این رامیدانم که اگرم
دیشب حوالی یک و نیم خوابیدم . ۲و ربع تا دو نیم . دقیق یادم نیست همین حوالی ها بود که با لرزش زيرم از خواب پریدم و سریع نور گوشی ام رو به لامپ اتاق انداختم که دیدم داره برای خودش اینور و اونور میره پریدم ک خانواده رو ب خاطر زله بیدار کنم ک درم باز شد و برادرم هم امده بود منو بیدار کنه .گویا لحظه ای ک پشت میز مطالعه اش بوده تکان شدیدی خورده بود . 
شب را پایین خوابیدم .
دقت که میکنم امسال چهارمین باره ک زله میاد و دیشبی شدید تر بود
من میگم ش
 
متن آهنگ بهزاد لیتو بنام Bistose
واسه علافی ندارم من حالو حوصلهبه فکر پیشرفت فردامو کارو توسعهرفاقت به کنار برام اول کارهچون دیدم موفقیتاش لبخند دارهمن اومدم بسازم اگه نمیتونی نکنته نقشه_و راه رو اگه نمیدونی ندونکن خایمالی سعی کن تا بشی یکیشونجوکات لوس میشه پاچه هاتو خیلی بگیشونبرنامه ها شدن همه محکمو ستقویم لوکا بدجوری قرصمو سفتمنتظر نمون تا که بدم فرصتو بتسنگین برو قوی اصلا شل نکن چتمنم تریجح میدم باشم ی جا ایزوله نابجا اینکه بسوزم بخوا
دیشب اصلا خوب نخوابیدم.هر بار که حالش بد میشد و از تخت بیرون می‌امدم یادم میافتاد فردایش روز شلوغی دارم
اما او مهمتر بود، با خودم گفتم صبح میتوانی هرچه خواستی بخوابي اگر نشد حتی برای کنفرانست هم نرو یک کاریش میکنی.بالاخره نزدیک ۵صبح خوابیدم.
میخواستم‌ بیخیال برنامه‌هایم شوم اما رفتم،آنهم منی که استاد فرار کردنم . ساعتهای بین کلاس به نمازخانه پناه بردم و در حالی که به سجده‌های تند تند دختری آنطرف تر نگاه میکردم و به این‌فکر میکردم که این
دیشب اصلا خوب نخوابیدم.هر بار که حالش بد میشد و از تخت بیرون می‌امدم یادم میافتاد فردایش روز شلوغی دارم
اما او مهمتر بود، با خودم گفتم صبح میتوانی هرچه خواستی بخوابي اگر نشد حتی برای کنفرانست هم نرو یک کاریش میکنی.بالاخره نزدیک ۵صبح خوابیدم.
میخواستم‌ بیخیال برنامه‌هایم شوم اما رفتم،آنهم منی که استاد فرار کردنم . ساعتهای بین کلاس به نمازخانه پناه بردم و در حالی که به سجده‌های تند تند دختری آنطرف تر نگاه میکردم و به این‌فکر میکردم که این
کسی که عمل کرده است می‌فهمد که عمل کردن چقدر سخت است. این جمله‌ای است که معمولا کسانی که در عمر خود یک عمل تا حدودی سنگین انجام داده‌اند برای بیان مشکلات و درد عمل خود بیان می‌کنند. من هم بعد از عمل خود این جمله را بیشتر می‌توانم درک کنم.
روزهایی که نه می‌توانی بنویسی نه می‌توانی بخوانی نه می‌توانی درست فکر کنی و نه می‌توانی کارهایت را انجام دهی. شرایط وقتی بدتر می‌شود که کارفرمایت هیچکدام از اینها را درک نمی‌کند و او کارش را می‌خواهد.
چطور میشه از شنبه تا چهارشنبه مانگا بخونی،(یه مانگای بییی نظیر به اسم پاندورا هارتز)، پنجشنبه صبح مثل معتادا کوچییکت کل یه انیمه رو نگاه کنی، ظهرش بشینی کتاب بنویسی و پدرت به بهانه امتحان ریاضی، همه چیزای قشنگی که تو مغزت بود رو تبدیل کنه به به سری خطخطی، شبش بخوابي، و صبح بیدار شی ببینی اخبار داره نان استاپ تو خونه پخش میشه.
سردار سلیمانی تبدیل میشه به شهید سلیمانی.
اولین واکنش این بود:همونی بود که مامان بزرگ دوست داشت؟ همونی که با
قلمم پیرمرد غرغرو ریش بلندِ کثیفِ ژنده پوشِ کمر خمیده ی سیگار به دستِ الکل در جیبی شده که جز اِهن و اوهون و نشخوار فحش ناموس به این و اون چیزی ازش در نمیاد.
ممکنه زیاد بیاد اینطرفا حرف مفت بزنه کارشه . از بس که حرف مفت شنیده.
 
ناموس کلمه سکسیستیه شما بخون فحش بد. اون پیر مرد بهش میگه ناموسی.
شاید فکر کنید سگ سیاه افسردگی انرژی آدم رو کم میکنه ولی یک مدلش هم هست که انرژیت رو زیاد میکنه جوری که آخر سر از انرژی اضافه ای ک بعد از اون همه کار درونت م
عزیزم مائده ، سلام ؛
میدونم که امروز چقدر روز سخت و لذت بخشی داشتی و درک میکنم که بیرون اومدن از پیله ی احساساتی بودن چقدر برات سخته. اما عزیزم ، تو از پسش براومدی!
داری عاشق کتاب های هامون میشی و از خوندن ادبیات غرق لذت میشی!آیا این قدمی رو به جلو نیست؟تست های سینماتیک رو میبلعی و از دنبال کردن فرآیند ترجمه و تنظیم بیان ژن حس دانشمند بودن بهت دست میده.تست های پی اچ رو عاشقی و از سرعت بالات تو زبان در پوست خودت نمیگنجی.
دنیای بیرون ، ماه رو ، خ
عزیزم مائده ، سلام ؛
میدونم که امروز چقدر روز سخت و لذت بخشی داشتی و درک میکنم که بیرون اومدن از پیله ی احساساتی بودن چقدر برات سخته. اما عزیزم ، تو از پسش براومدی!
داری عاشق کتاب های هامون میشی و از خوندن ادبیات غرق لذت میشی!آیا این قدمی رو به جلو نیست؟تست های سینماتیک رو میبلعی و از دنبال کردن فرآیند ترجمه و تنظیم بیان ژن حس دانشمند بودن بهت دست میده.تست های پی اچ رو عاشقی و از سرعت بالات تو زبان در پوست خودت نمیگنجی.
دنیای بیرون ، ماه رو ، خ
خلاصه روز دومروزهای زیادی بايد بگذرد تا شکرگزاری عادتت شود، هر چیزی که به یادت بیاورد خدا را شکر کنی، کمکت میکند که با شکرگذاری زندگیت را ارزشمند کنی.برای اینکه همیشه به یاد داشته باشی بايد شکرگزاری کنی، یک یادداشت به قصد یادآوری برای خودت بنویس.امشب قبل از اینکه بخوابي یادداشت شکرگزاریت را بردار و آن را کف دستت✋ بگذار.به اتفاقات خوبی که در طول روز برایت افتاده، فکر کن و بابت بهترین اتفاقی که برایت افتاد،بگو خدایا شکرت.استفاده از یادداشت
دانلود آهنگ چشم چشم از پازل بند به اجبار با بچه ها همراه شدم. دستم از شدت سیلی که به اون زدم درد میکرد. کمی پایین رفتیم و برای اینکه ما رو پیدا نکنند مسیرمونوعوض کردیم و لابلای درختا جایی که دید نداشت، نشستیم. میدونستم که اونا هم برای تلافی برمیگردند. اون پسرمغروری که من دیدم تا منو یه فصل کتک سیر نمیزد ول کن نبود. صبا خودشو کنارم کشید: مریم دستت طلا. چه طوری جرئت کردی اینکارو بکنی . من تا قیافشو دیدم، نزدیک بود خودمو آباد کنم. شکوه به نشونه ی تای
مثل وقتی بعد از شش روز کار کردن حق خودت می دانی جمعه ی تعطیل را تا ظهر بخوابي ولی از هفت صبح بیدار می شوی. چشم هایت باز است اما لجبازی می کنی. از این پهلو به آن پهلو در برابر بیداری ای که به تو هجوم آورده مقاومت می کنی. مدام نگاه به ساعت گوشیت می اندازی که عقربه ی کوچک برسد به عدد دوازده اما عقربه کوچک تازه رسیده به هشت. سر آخر خسته می شوی. پتو را کنار می زنی و با دست های آویزان و خسته تر از همیشه بلند می شوی.
مثل وقتی کشتی ات غرق می شود. تو می مانی و ی
سال آخری اومدم ترم تابستون بردارم، زدم تردم؛ شایدم اون من رو ترد، به هر حال! اولا که فقط و فقط یک جلسه رفتم و بهش افتخار نمی‌کنم اما حقیقتا برام مهم نیست. بعد تاریخ امتحان‌هام رو عوض کردن و برنامه مسافرت ما قابل تغییر نبود؛ این شد که فردا خونواده‌م منهای من با داییم اینا می‌رن مسافرت ده روز و من می‌مونم پیش مادربزرگ و پدربزرگم که مطمئنم مقدار گرانش توی خونه‌شون ده برابر بقیه‌ی جاهای کره‌ی زمینه. ینی شما از صبح که از خواب پا می‌شی خ
سرود
( ماه روی نیزه ها )
هرچه دارم از تو دارم
نیست طاقت بی قرارم
بنگر ای فرزندِ زهرا
یک نظر بر حالِ زارم
نامِ زیبایِ تو باشد
آبرویم ، اعتبارم
خاکِ مزارت شفا
هدیه یِ خوبِ خدا
ماهِ رویِ نیزه ها
شافعِ روز جزا
ثارالله   ثارالله
عاشقِ زارِ تو هستم
من که بیمارِ تو هستم
بر همه دنیا ببالم
چون که زوارِ تو هستم
در دو عالم سر فرازم
که عزادارِ تو هستم
خاکِ مزارت شفا
هدیه یِ خوبِ خدا
ماهِ رویِ نیزه ها
شافعِ روزِ جزا
ثارالله  ثارالله 
شاهِ من ماهِ مُ
حالم اصلا خوب نیست؛ البته میدونم زودی خوب میشم ولی.
حالم ازون جمعه‌ای که قرار بود بشه یه روز خوب و پرانرژی بد شد وقتی اول صبحی با دیدن استوریای دوستام فهمیدم سردار سلیمانی شهید شده و همش امید داشتم شایعه باشه و نبود 
و من هنوز نمیتونم بنویسم شهید سلیمانی!
هیچوقت فکرشو نمیکردم اگه یه سردار سپاه ترور بشه این همه آدم متحد بشن؛ این همه آدم عزادار بشن و.
ناراحتم نه فقط برای اینا ولی انگار ذهنم خسته س که نمیتونم بنویسم
بعد از محرم و صفر لباسای مش
واقعا از همین جا تبریک میگم به تمام کسایی که توی زندگیشون هنر موازیکاری رو بلد هستن. 
مثلا هم کار میکنن هم درس میخونن. یا هم درس میخونن و هم یه رابطه ی جدی رو هندل میکنن. 
و یا هر ترکیب دوتایی دیگه ای. که هر کدومش به تنهایی کلی از ادم CPU میگیره.
++این روزها گاهی اوقات ناامید میشم. میگم یعنی من میتونم هم درسای ترم هفت و هشت رو هندل کنم و هم ارشد همون رتبه ای که میخوام رو داشته باشم؟ هنر موازی کاری کم هنری نیست. شاید برای خیلی ها ارشد قبول شدن مسخره ب
پاکسازی پوست در منزل
صورتت را بشوی
پاک کنید
یک مبارز آکنه بمالید
مرطوب کنید
لایه برداری
خوب بخوابي
به آرایش توجه کنید
دست نزنید
آروم باش
دوباره شکر را برش دهید
سیگار کشیدن را ترک کن
خط پایینبعضی اوقات دشوار است که بدانید پوست شما واقعاً بايد تا حد امکان سالم باشد. ما هر روز با بازاریابی اعتیاد به مواد مختلف برای مراقبت از پوست و محصولات آرایشی و همچنین مشاوره در مورد تأثیرگذار در رسانه های اجتماعی و سایر معلمان زیبایی بمباران می کنیم.
بنابر
#آیت_الله_بهجت :
تکان میخوری بگو یا صاحب امان »
می نشینی بگو یا صاحب امان »
برمیخیزی بگو یا صاحب امان »
 
صبح که از خواب بیدار میشوی مؤدب بایست و صبحت را با سلام به امام زمانت شروع کن و بگو آقا جان دستم به دامانت خودت یاری ام کن
 
شب که میخواهی بخوابي اول دست به سینه بگذار و بگو"السلام علیک یا صاحب امان" بعد بخواب.
 
شب و روزت را به یاد محبوب سر کن که اگر اینطور شد، شیطان دیگر در زندگی تو جایگاهی ندارد، دیگر نمیتوانی گناه کنی، دیگر
بالاخره‌ تونستم بعد مدتها ساعت سه بیدار شم تا کار کنم. بايد فقط به خودت غلبه کنی چون در هر صورت اولش خواب ولت نمیکنه و فکر میکنی چون زوده جا داره که بیشتر بخوابي که البته خیال خام. میخوام جدی تر روزامو بگذرونم. نه که تا الان جدی نبوده باشه. نه. ولی جا داره جدیتر بشه و وقت هدر دادن کم. زمانم کمه من بايد تا یکی دوسال دیگه زبانم چه انگلیسی چه فرانسوی حتما خوب بشه. و دانشگاه حتما بايد قبول بشم. هرچی بیشتر میگذره زندگی انگار جدی تر میشه. نمیدونم این خ
افسردگی اینطوریه که ممکنه سر گم شدن یه گوشواره یک ساعت هق هق کنی.‌ ممکنه روزی هیجده ساعت بخوابي. خودتو قایم میکنی، از خودت خجالت میکشی. یه اتفاق بد کوچیک برات میشه نماد خرابی دنیا. خوبی ها رو نمیبینی، درک نمیکنی. هیچی خوشحالت نمیکنه، همه‌اش گرفته ای. گاهی وقتی لبت به لبخند کش میاد، احساس میکنی ماهیچه های صورتت کش اومدن. وقتی گریه میکنی دلت نمیخواد تمومش کنی، احساس میکنی میخوای تا جون تو بدنته زار بزنی. بعدش دلت میخواد درد تحمل کنی. چون احساس
قبلا پدرم من را تا در دانشکده برده بود. درست است که در این دانشکده لعنتی ترم اولی محسوب می شدم اما آنقدرها هم با قوانین لعنتی اش بیگانه نبودم که ندانم اجازه بردن ماشین شخصی را نمی دهند . ما قبلا قانون را شکسته بودیم ولی آن روز نگهبان بد روی بد خوی بسیار بسیار زشت من را جلوی حراست پیاده کرد و دستور داد که بقیه مسیر را با سرویس دانشگاه بروم سرویس دانشگاه مینی بوس سبز زشتی بود که در آن لحظه تنها چیزی بود که در نظرم زشت تر از نگهبان حراست آمد. من ع
و در حالی که بسیار سراسیمه بود و آرام و قرار نداشت ، بی مقدمه لب به سخن گشود و گفت:” به دادم برسید که وقتم بسیار اندک است و بايد در کمتر از یک هفته بیش از ید شمشیر و سپر برای گارد امپراتور درست کنم. اما می دانم که وقتم کافی نخواهد بود و حتی اگر شب و روز هم بیدار بمانم ابزار و کوره کشش ندارد. اگر این سفارش را به گارد تحویل ندهم جان و مالم را از دست می دهم. بگوئید چه کنم که هر لحظه وقت بگذرد به بدبختی نزدیکتر می شوم؟”شیوانا نفسی عمیق کشید و گفت: ” ت
-تنهایی گاهی اوقات لازمه.
-ولی فکر نمی کنی این گاهی اوقات یه کم طولانیه؟
-آمخب. .
-خوبه.پس تو هم قبول داری.
-تو تنها نیستی!
-عه راستی.پس خوب گوش کن ببین چی می گم.در حال حاضر تعداد آدم هایی که واقعا به فکرم هستن و براشون اهمیت دارم از انگشت های یک کف دست بیشتر نیست.فقط پنج نفر هستن که واقعا براشون مهم هستم.
-خب این یعنی این که تو تنها نیستی.
-دیگه نمی دونم چی بايد بگم.
-بهتره این موقع شب بگیری بخوابي.ساعت 2:22 است.
-فکرکنم درست می گی.
-خب؟!
-شب به خیر.
می‌پرسی: اگر بخوابي و فردا صبح که بیدار شدی ببینی تمام این روزها خواب بوده، و حالا روی تخت‌خواب اتاقت در خانۀ پدری هستی، چه احساسی خواهی داشت؟» و من بلافاصله با خود می‌گویم: آه . چه رویای دلخواهی!»
اگر تمام روزهای با تو بودن تنها یک رویای خوش در زندگی من بود هم، بدون شک تا همیشه برای این رویای خوش ِ خواستنی دلتنگ می‌شدم.
نوجوان که بودم خیال می‌کردم بدون وسایلم نمی‌توانم زندگی کنم. سفر که می‌رفتیم از چندین دست لباس گرفته تا سشوار، همه چیز را می‌چپاندم توی چمدان. بله چمدان! با چمدان سفر می‌کردم. عید دیدنی که اصلا عذاب بود. کوله‌پشتی، کتاب‌های کنکور، لباس و کفش برای هوای گرم، لباس و کفش برای هوای سرد؛ آخرش هم هیچ که هیچ! فقط خودم و اطرافیانم مورد شکنجه قرار گرفتیم. البته فقط تقصیر من نبود. تقصیر دین هم بود. و هنوز هم هست. اگر مجبور نباشم داخل خانه‌ی فامیل روس
دانلود آهنگ بی احساس از فرشاد آزادی
 
ترانه و آهنگ جدید بسیار زیبا و شنیدنی بی احساس از فرشاد آزادی با کیفیت اورجینال
 
و لینک مستقیم و پر سرعت به همراه تکست و متن آهنگ + پخش آنلاین
 
 
download new song from farshad azadi called bi ehsas
 
متن آهنگ بی احساس از فرشاد آزادی
 
باز زده سرش نمیدونم چه مرگش شده
 
نمیدونم از چی دلخوره باهام بد شده
 
هی دلو هی دلو هی دلو دل دل میکنه
 
اینکاراش آخرش منو روانیم میکنه
 
نه نمیتونم هیچ کسی رو بیارم به جاش
 
یکی بهش بگه این دلم میم
بِسْــــمِ رّبـــــــــ ِ المـهـــــدیالسـلام علیک یا اباصـالح المهـدیتقـدیم محضـر شریف امـام عشـق ، حضـرتــــــ ابـا صـالح المـهـــدی عـج اللهیا بن الحسن!سر ّعاشق شدنم لطف طبیبانه توستور نه عشق تو کجا، این دل بیمار کجا؟کاش در نافله ات نام مرا هم ببریکه دعای تو کجا،عبد گنهکار کجا؟تا محضر دوست، بى نشان بايد رفتبى سر به سرِ نیزه عیان بايد رفتمانند علمدار ادب بايد کرددرخیمه صاحب امان(عج) بايد رفتمنتظر که باشی نه پایت نه دلت و نه وجودت ب
بِسْــــمِ رّبـــــــــ ِ المـهـــــدیالسـلام علیک یا اباصـالح المهـدیتقـدیم محضـر شریف امـام عشـق ، حضـرتــــــ ابـا صـالح المـهـــدی عـج اللهیا بن الحسن!سر ّعاشق شدنم لطف طبیبانه توستور نه عشق تو کجا، این دل بیمار کجا؟کاش در نافله ات نام مرا هم ببریکه دعای تو کجا،عبد گنهکار کجا؟تا محضر دوست، بى نشان بايد رفتبى سر به سرِ نیزه عیان بايد رفتمانند علمدار ادب بايد کرددرخیمه صاحب امان(عج) بايد رفتمنتظر که باشی نه پایت نه دلت و نه وجودت ب
سللااامخوبید؟ خوشید؟

رفتار من عادی است
اما نمیدانم چرا
این روزها 
از دوستان و آشنایان
هرکس مرا میبیند
از دور میگوید
این روزها انگار
حال و هوای دیگری داری؟
اما
من مثل هر روزم
با آن نشانی‌های ساده
و با همان امضا همان نام و همان رفتار معمولی
مثل همیشه ساکت و آرام
این روزها تنها
حس میکنم گاهی کمی گنگم
گاهی کمی گیجم
حس میکنم
این روزهای پیش قدری بیشتر
این روزها را دوست دارم
گاهی
-از تو چه پنهان-
با سنگها آواز میخوانم
و قدر بعضی لحظه ها را خوب میدان
هر آدمی بايد رایحه ی خاصی داشته باشد یک ادکلن که مخصوص خودش باشد که با ورودش به جمعیتی حضورش فهمیده شود   هر چقدر این رایحه اختصاصی تر باشد بهتر به شخصه از عطرهای چنل بیشتر خوشم میاد اما در این بازار ارز و دلار ترجیح می دم عطر فیک و تقلبی نزنم و به قول یکی از دوستانم که پزشک متخصص پوست و مو هست که می گفت کرم لیراک 300 - 400 هزار تومانی با کرمهای 30 - 40 هزار تومنی ایرانی اینقدر اختلاف کیفیت ندارن پس کرمی بخر که همیشه بتونی بزنی منم گفتم نیوآ
دروغ چرا؟! اوایل خیلی می ترسیدم. از اینکه نازپسر شب ها نخوابد و گریه کند خیلی خیلی می ترسیدم. می ترسیدم از نخوابیدن تاج سر و فردایش سرکار چرت زدن هایش. خب! کسی هم نبود که بتوانم ترسم را برایش بگویم و او هم بگوید که این چه ترس مسخره ای است و هر چه بیشتر بترسی بدتر می شود. بدتر از آن ترس از نخوابیدن خودم داشتم که نکند شب تا صبح نخوابم و نتوانم بچه ام را نگه دارم و مادر خوبی باشم. باز هم کسی نبود که بگوید این چه ترس مزخرفی است که داری و اگر هم شب تا صبح
داخلی ▪ شب ▪ پارمان دکتر
صدای تبلیغات ماهواره، سپس موسیقی شلوغ هیپ‌ هاپ.  ونوس، ​​فرو رفته در تلفن همراه. پاهایش را روی مبل جمع کرده است. من کنارش نشسته‌ام و با تلفن همراه درحال نوشتن این سکانس و توصیف حالات او هستم. همزمان با بررسی وضعیت‌اش جهت توصیف، و بی‌آنکه نگاهی به او کنم:
صدای ونوس                  چی شده، مشکلی هست؟
پاسخی نمی‌دهم و از شدت گردن درد سر می‌چرخانم و گردن می‌شکنم.
صدای ونوس                 این سریال تموم شد بریم دیگه بخ
سلاااااااام دخترا چه خبرا ؟؟؟ خوبین ؟؟؟ بعد از مدتها با انگیزه کافی اومدم بنویسم 
چه خبرا از کنکور جوووووون ؟ 
بهتره از این زمان باقیمونده استفاده کنی و کلی بزنی جلو از اونایی که هی میگن میخوام از مهر شروع کنم 
تا قبل از اینکه وارد فاز آزمون دادن بشی بهتره که یسری فصلای بد قلق و یا فصلای پایه رو که میدونی پیش نیاز هستن بخونی که ایشالله اول مهر با انگیزه کافی بری سر جلسه آزمون و بتری .
من با خودم حرف میزنم از خط پایینی ولی میدونم که حرفام هم
امروز یکی از دوستان دروه‌ی لیسانسم برام غذای نذری آورد، یک تفاوتی در امروزم ایجاد کرد. بعد از ظهری نشستم فیلم روز واقعه رو دیدم. دوره‌ی نوجوانیم خیلی مذهبی بودم و هر هفته یک دعای توسلی بود که منزل شهدای شهر برگزار می‌شد و من هم با اینکه اهل هیئت و این‌ها نبودم ولی این هیئت رو می‌رفتم، تا حدودی متفاوت بود. به هر حال بدترین قسمت این هیئت قسمت عزاداریش بود که بايد سر پا می‌ایستادی و سینه می‌زدی، دعای توسل رو می‌تونستی مثلا ادای تمرکز کردن ر
+ جمعه شب مصطفی رو راهی شهرستان کردم. باورم نمیشد این همه وابسته باشم. زهرا امروز تو بیمارستان میگفت زن باردار هم آزاد میشه و هم وابسته. میگفت آدما باردار که میشن هم قوی میشن و هم شکننده. میگفت مراقب باش نشکنی خانوم قوی! میگفت و میگفت و میگفت.
+ مامان منیژه سه شبه اومدن خونه مون. عصر که از بیمارستان برگشتم خونه ، بوی قورمه سبزیای مامان آذر خدابیامرز تموم وجودمو پر کرد. دلم تنگ مامان خودم شد یهویی. سر نماز نشستم با فاطمه و زهرا خلوت کردم. گفتم یه
 
دارد صدایت می زنم. بشنو صدایم را! 
بیرون بکش از زندگی و مرگ! پایم را 
داری کنار شوهرت از بغض می میری 
شب ها که از درد تو می گیرم کجایم را 
هر بوسه ات یک قسمت از کا/بوس هایم شد 
از ابتدا معلوم بودم انتهایم را 
در هر خیابان گریه کردم، گریه من را کرد! 
شاید ببیند شوهر تو اشک هایم را 
هیچم! ولی دارم عزیزم هیچ» را از تو 
مستیم از نوشابه ی مشکی ست یا از تو؟! 
دارم تلو. دارم تلو. از نیستی» مستم 
حالا دکارت» مسخره ثابت کند هستم»! 
بودم!» بله! مثل ج
"بیست ساله که بودم، لحظاتی را تجربه کردم که کاملاً زندگی من را عوض کرد. در حالی که هنوز بچه بودم، پدر شده بودم. راستش، خیلی زمان مناسبی نبود. آن زمان فوتبال آماتور بازی می‌کردم و در طول روز هم دانشگاه می‌رفتم. برای پرداخت شهریه دانشگاه، در انباری کار می‌کردم که فیلم‌های سینمایی را انبار می‌کردند. و برای جوان‌هایی که این را می‌خوانند بايد بگویم که منظورم از فیلم، DVD نیست؛ چون صحبت از اواخر دهه 80 است که همه چیز هنوز روی حلقه‌های فیلم ذخیره
گاهی بايد فرار کرد. به نا کجا آبادی که تنها تو باشی و دگر هیچ. جایی که به یاد نیاوری که بودی و چه شدی و چه کسی دل شکسته ات کرد. جایی که هیچ نباشد. کسی نباشد که با یک سوال ساده از او چه خبر، او چه کرد، کجا رفت و تو چرا تک ماندی رسوایت کند. جایی که در پی پیدا کردن هیچ نشانی از او نباشی و.
 
درست وقتی فکر می کنی همه چیز داره خوب پیش می ره مثل صاعقه می زنه و زندگیت رو به هم می ریزه، خودش میاد، به یه عالم غم و غصه تنهات می ذاره و می ره. حالا برای فرار از ای
"بیست ساله که بودم، لحظاتی را تجربه کردم که کاملاً زندگی من را عوض کرد. در حالی که هنوز بچه بودم، پدر شده بودم. راستش، خیلی زمان مناسبی نبود. آن زمان فوتبال آماتور بازی می‌کردم و در طول روز هم دانشگاه می‌رفتم. برای پرداخت شهریه دانشگاه، در انباری کار می‌کردم که فیلم‌های سینمایی را انبار می‌کردند. و برای جوان‌هایی که این را می‌خوانند بايد بگویم که منظورم از فیلم، DVD نیست؛ چون صحبت از اواخر دهه 80 است که همه چیز هنوز روی حلقه‌های فیلم ذخیره
یادمه یه بار "ع" تو گروه گفت حالم بده. به صد اصرار بچه ها گفت علت حال بدش دعوا شه. بچه ها همه مسخرش کردن. من گفتم ما که از حجم مشکلات بقیه خبر نداریم. قضاوتش نکنید. 
یکم بعد به" ع" گفتم با پدرم حرفم شد، از هوش رفتم. مسخرم کرد گفت: چه لوسی! هیچکس نبود بگه از حجم مشکلات ساجی خبر نداری که؟ 
وقتی من شکست عشقی خوردم، یه مشت ادم نفهم خوشی زیر دل زده دورم بودن که میگفتن اوووووه حالا مگه چی شده؟ همین؟ بابا اون پسره الان داره با صد تا مثل تو لاس میزنه ت
میخوام شروع کنم تکلیفای زبانمو انجام بدم. امشب تمومشون کنم که فردا همش بشینم پای کتاب تاریخ فلسفه چون قراره برم تهران باز. روحمم خبر نداشت اینجوری میشه اونم برای ده روز.  فکر کن وگرنه اینقدر عجله نمیکردم برای گرفتن کتابام از قفسه. خب به من چه هرچی من میگم برعکس اتفاق میفته :/ خلاصه که پنجشنبه یا جمعه هرکدوم که بلیط باشه راه میفتیم سمت تهران. 
داشتم فکر میکردم چقدر دلم میخواد یه کاری کنم. بتونم به بقیه کمک کنم. همونجوری که استادم بود. راستی ادم
رمان رقص مرگدانلود رمان رقص مرگ اثر نگار مرادی با فرمت های pdf ، اندروید، آیفون و جاوا با ویرایش جدید و لینک مستقیم
داستان رمان راجب آرزو دختری است که با نگاه به قاب عکس روی دیوار به خاطرات شانزده سالگی خود وقتی کنار پدر و مادرش حس خوشبخت ترین دختر دنیا را داشت …
 
خلاصه رمان رقص مرگ
بالاخره از تصویر خودم تو آینه دل کندم و از اتاق بیرون اومدم با دیدن پله ها به سرم زد روی نرده ها سوار شم و تا پایین یه سرسره بازی حسابی کنم اما چون اصلا حوصله ی غرغر
داستان از اونجایی شروع می‌شه که بالاخره بعد ازسه ماه برنامه‌ریزی و عقب افتادن برنامه به خاطر سفر، مامانت می‌گه که خب دیگه خونه‌ایم، می‌تونی اینژ رو دعوت کنی. و یهو به خودت میای و می‌بینی که کوچک‌ترین علاقه‌ای به دعوت کردنش نداری، با اینکه خیلی دوسش داری.
یا شاید از قبلش، وقتی که بعد از ظهر تو روستا از خواب بیدار می‌شی و صدای دستگاه هم‌زن رو می‌شنوی و بوی خمیر رو حس می‌کنی. و یاد دو سال پیش می‌افتی که تو همین شرایط احتمالا می‌دوییدی بر
هیچوقت نمیتونم بفهمم یه دختر، چقدر توی زندگیش بهش فشار میاد،
یا کلا چه فعل و انفعالاتی توی مغزش انجام میشه،
که اصرار میکنه خودش رو حتما در اختیار هر مردی که میبینه بذاره.
اینکه یه بار با یکی یه دو سه بار صحبت کنی بعد بببینش و بعد باهاش بخوابي چون میشناسیش،
بد نیست. 
تجربه هست، داشتنش به دردت میخوره و اینکه طرف رو خب میشناسی.
 
ولی اینکه تو هرکی رو میبینی بخوای اصرار کنی که بهش بدی،
خیلی عجیبه.
 
گاهی وقتا به این مردیت فکر میکنم
که چطوری میشه یک
بِسمِ ربِّ اینب کبری(س)
 
 
گاهی اوقات در هیاهوی این زندگی چنان برای گرفتن یک تصمیم مستأصل(درمانده) میشید که نه میتونید بخوابي.نه میتونید چیزی بخوری.
 
حتی اطرافیانتون هم وقتی صحبت میکنند، انگار نمیشنوی.حتی نمی بینیشون.
به اصلاحی مغزتون درد میکنه جوری که دردش مثل سر درد نیست که بفهمید درده.
 
راه درمان :
آیت الله ناصری(رحمه الله علیه) میگفتند هر وقت مساله ای پیش اومد زیارت نامه زینب(س) بخون و دو رکعت نماز هدیه کن به حضرت.
 
امان از دل زی
سلام و باران.
اول‌ش بذارید کمی خودم را کتک بزنم. صادق باشم، ابدا، به دلم نمی‌نشیند، اینطور پراکنده و درهم پست گذاشتن. مثلا یک‌هو بپرم و دو تا رمان نوجوان معرفی کنم و روز بعد در وصف چگونه قرمه‌سبزی جا افتاده بپزیم، بنویسم و یک روز هم پشت سر خروس همسایه و این‌ حرف‌ها. تازه، تکلیف آن‌همه کتاب خوبی که خواندم و پست نشدند، فیلم‌های خوبی که دیدم چه میشود.خلاصه اینطور تکه پاره، اینطور بی‌نظم، بی‌قفسه، نه کلمات کلیدی‌ی، نه طلقه بندی موضوعی‌ی،
انگار قراره با تموم شدن پاییز، تنهایی های منم تو خونه تموم بشه.فعلا برنامه اینطوریه که آخر این هفته، مامان پنجشنبه، جمعه شو نره پیش عمه ش. و از هفته ی بعدش، اگه وقت عمل بابا قطعی بشه، دیگه اونم خونه ست.این نه ماه که گذشت برا من تجریه ی متفاوت و عجیبی بود. دلتنگی برای خانواده م پدرمو درآورد. از سه شنبه صبح که میرفتم سر کار و شبش میرفتم خونه مامانی و فرداش که برمیگشتم خونه، مادرم رفته بود خونه ی عمه ش و بابام پیش مامانی بود. تا جمعه عصر که من
توی ازمایشگاه سابق من و کلا توی خونه ما (کانادا) هم خونه ایای من حال میکردن وقتی یه پسر پانچ میشد یا حالش گرفته میشد یا میدادنش دست پلیس.
همیشه تعجب میکردم، آخه بنی بشر تو چه مشکلی با پسرای بدبخت داری که اینطوری نسبت بهشون بی رحمی.
همه شم میگفتن این دوست پسرتو یه زندانی بده. بذار دو سه هفته آب خنک بخوره.
میگفتم آخه چرا؟! آخه چرا بايد الکی زنگ بزنی به پلیس و بگی دوست پسرم سکچوال اسالت یا هرسمنت یا هر کوفتی داشته یا وایولنس اونم پسری که مثل دسته گل
سوئد بیشترین امار به زن رو داره.
در کل جهان.
 
یعنی مثلا جمعیت سوئد اگه شش میلیون باشه و جمعیت هند یه میلیارد و نیم. سوئد امار ش بیشتره.
چرا؟
چون وی سوئد (خدا شاهده این واقعیه) و بسیاری از کشورای سوشال دموکرات من جمله کانادا،
اگه دختر حین سکس بشه و به پسره بگه لطفا بسه بکش بیرون و پسره بگه چشم ویه ثانیهدیرتر بکشه بیرون،
دختره میره ازش شکایت میکنه که ایشون التش رو توی من نگه داشت و بهمن کرد.
حتی اگه از رابطه شون راضی باشن هم،
وقتی نگاه میکنم به نبض این روزهای گرم تابستان و کولر گازی و ظرف انگور حس میکنم خوشبخت ترین ادم دنیا هستم.انگار کل دنیا را چپانده اند در یک وجب جای من که از عرض پتوی زيرم نمیکند.انقدر خوب که میشود با یارانه40 هزارو پونصد جهزیه خرید و تا انتالیا رفت و این چی چی است اکستیشن تهرانی را روی کله عروس راه انداخت.فکرش را بکنید اهل چیپس سرکه ایی باشید،ماست خنک در یخچال موجود باشد بریزید در هم و بزنید بر بدن.خانواده دورتان باشند.دوستان خودشان بیای
هیچ فیری تایمی برای من باقی نمونده به جز اوقاتی که میشینم و تو راهم و خب قطعا یا موزیک گوش میدم یا چیز دیگه ای، و یا کتاب میخونم! معمولا ابتدای راهو کتاب میخونم و اخرای راه چشمامو میبندم و هندز فیری تو گوشمه!
اینقدر درگیرم و خسته ام که شبا درست قشنگ خوابم میبره، دیگه عادت کردم و صبحا خودم زودتر از ساعتم بیدار میشم و روزی ۸ الی ۹ هزار قدم و فراتر راه رفتن یه نفله نمیرسونه خونه! بهم میگن آب شدی ولی من حس نمیکنم :) 
خب! 
حقیقت اینه که همچنان منشن میک
شب امتحان چگونه درس بخوانیم؟
((ادامه مطلب)).
۶-یه راهنمای مطالعه درست کن
راهنمای مطالعه یه روش موثر برای وادار کردن خودت برای مطالعه ی تمام بخش ضروری کتاب هستش. این کار همچنین باعث میشه که همیشه تاریخ امتحان ذر ذهنت باشه تا زودتر واسش آماده بشی. لیست همه ی بخش هایی که بايد برای امتحان آماده کنی، مثل کلسد واژه ها، تاریخ ها و مفاهیم رو آماده کن.
*دوستت یا هم کلاسیت ممکنه این راهنمای مطالعه رو آماده کرده باشه، پس میتونی ازش بخوای که اونو بهت قر
 
به خودم قول دادم که تا قبل از اتمام یک ژانویه اینها رو بنویسم تموم شه. بايد تموم کنم.
 
ادامه:
 
میدونین،
 
من توی این سالها شاید بگم حداقل هر دو ماه یه بار کل چهل قسمت بابا لنگ دراز بدون سانسور رو دیدم و تموم شده.
 
همیشه دنبال این بود که بدونم چرا من اینقدر این انیمه رو دوست دارم.
در کنار اینکه خیلی زیبا ساختنش
 
و هم ههم دوسش دارن
 
و به نظرم همه هم هم زاد پنداری میکنن باهاش (همذات؟!!) 
 
فکر میکنم یه دلیل دیگه اینه که جودی دقیقا مثل من هست.
 
بی
حسن که از خواب پاشد بدجور گرسنه بود تا چشمش رو باز کرد سیب های قرمز خوش آب و رنگ رو دید و دهنش حسابی آب افتاد. داد زد ننه جون من سیب می خوام. ننه اش گفت: اگر سیب می خوای بايد پاشی خودت برداری. یه تی به خودت بده . حسن کچل دستش رو دراز کرد و اولین سیب رو برداشت و خورد و کلی کیف کرد کمی خودش رو کشید و دومی رو هم برداشت . خلاصه همینطور خودش رو تا دم در خونه رسوند. ننه پیرزن یواشکی اونو نگاه می کرد و دنبالش می رفت همین که حسن خواست سیب تو کوچه رو برداره ف
 ۵ فوریه در روز سه شنبه سال جدید قمری بود. مدارس عمومی شهر نیویورک به بچه‌ها اجازه دادند تا یک روز تعطیل باشند و آن را جشن بگیرند. در همین زمان، مادر طبیعت تصمیم گرفت که با دمایی ۷۰ درجه‌ای و آفتابی جشن خود را بگیرد.
در این هوا می‌شود چه کار کرد؟ من تصمیم گرفتم که دخترم را به اسکیت روی یخ ببرم. من با اسکیت کردن بزرگ شدم و مهارتی بود که برایم مانند راندن دوچرخه بود. دختر ۶ ساله‌ام هم شدیدا علاقه به یادگیری آن داشت. روز بهتری هم از آن روز نبود که
چند روزه یه جای بزرگ نشستم و کارای بزرگ رو می‌بینم.
بزرگ که فکر کنی، روحیه‌ت بزرگ می‌شه. تلاشت هم. انرژیت هم. آرزوهات هم.
بايد، بايد، بايد، بايد، بايد و بايد و بايد و بايد برای بزرگ شدن، تلاش بزرگ کرد! با خوابیدن تا لنگ ظهر و امشب و فردا کردن به نظرم درجا می‌زنیم.
دانلود اهنگ جدید و زیبای بی احساس از فرشاد ازادی
آهنگساز : فرشاد ازادی ، میکس و مستر : مصطفی معینی ، ترانه سرا : ایوب قلعه
ترانه و آهنگ بسیار زیبا و شنیدنی بی احساس از فرشاد ازادی با کیفیت اورجینال ۳۲۰ و لینک مستقیم و پر سرعت به همراه تکست و متن آهنگ + پخش آنلاین از سایت نودهشتیها

download new song from farshad azadi called bi ehsas
برای دانلود به ادامه مطلب مراجعه کنید…
متن آهنگ بی احساس از فرشاد ازادی
باز زده سرش نمیدونم چه مرگش شدهنمیدونم از چی دلخوره باهم
کنار من خوابیده است.
ساعت ۰۷:۴۹ صبح جمعه،۲۲ شهریور ۹۸
.
قطعا دیروز (پنج‌شنبه) بهترین روز زندگی ام در چند سال اخیر است.
ظهر حوالی ساعت ۲ از خواب بیدار شدم و تا چشم باز کردم پیامش را به روی موبایلم دیدم.
برای ساعت ۵ عصر،همان کافه همیشگی قرار گذاشته بود تا بعد از این روز هایی که نبودم همدیگر را ببینیم.
طبق معمول زودتر رسیدم و منتظرش بودم تا بیاید.
آمد.فورا مرا بغل کرد و گفت چه خوب شد که اومدی،دلم برات یه ذره شده بود.تموم این سه چهار روز که نبودی رو گ
اصلا اینطوری نیست که من نخوام به شما راستشو بگم ولی واقعا ساعت دقیقش یادم نمیاد.یعنی بعدش رفتم حموم و بعدشم سه تا تیکه مرغ سوخاری سرخ کردم و گرفتم خوابیدم.خونه ی من پنجره نداره،یعنی اصلا در واقع خوشم نمیاد تو اتاقم از بیرون نور بیاد چون وقتی نور میاد انگار بايد حواستو به شب و روز بیرون جمع کنی و یه ساعتایی بخوابي و یه ساعتایی بیدار شی.منم تو تلویزیون شنیدم که مثلا شب خوابیدن واسه بدن خوبه و از این حرفا ولی خب خیلی چیزای دیگه هم واسه بدن خوبه و
نه تنها همه لباسهای من رو بی اجازه دراوردن،
نه تنها بهم دست زدن،
نه تنها خشکم کردن (اون موقع کوچولو بودم و سینه هام هنوز اصلا یه کوچولو هم در نیومده بود)
بله منو نشوندن توی دفتر مدرسه،
و بچه ها همه پسر و دختر میومدن از پنجره و از در نگام میکردن و من از خجالت ذوب میشدم.
 
بعدم بهم گفتن که، اگه به پدرو مادرت  یا هرکس دیگه ای بگی چیزی،
نه تنها پدر و مادرت رو میندازیم توی زندون، بلکه تو رو هم اخراج میکنیم.
 
منو اخراج شدن خودم ناراحت نمیکرد،
و
دانلود آهنگ زیبای بیگ گنگ از گروه  اپیکور بند
دانلود آهنگ اپیکور باند  بیگ گنگ + تکست رپ + پخش آنلاین
Download  Ahang Jadid  EpiCure Band | Big Gang 
متن آهنگ بیگ گنگ اپیکور باند
برای دانلود آهنگ به ادامه مطلب مراجعه کنید
دانلود آهنگ جدید اپیکور باند به نام بیگ گنگ
تکست آهنگ رپ زیبای  بیگ گنگ از اپیکور بند
بچه مثبت اینجا هر چی دیده عذابه
خانوم پتیش نی ولی زیر طناب همهزیر چشا گود لپا گلی از سینه

چی بگم که دیگه سینه خرابهاینقد تو رویاهات نبین تو منی بدجور قدیم
متن آهنگ اینجا تهرانه یعنی شهری که سروش هیچکس
اینجا تهرانه
ورس1: اینجا تهرانه یعنی شهری که
هرچی که توش میبینی باعث تحریکه
تحریک روحت تا تو آشغال دونی
می فهمی تو هم آدم نیستی یه آشغال بودی
اینجا همه گرگن می خوای باشی مثل بره
بذار چشم و گوشتو باز کنم من یه ذره
اینجا تهرانه لعنتی شوخی نیستش
خبری از گل و بستنیه چوبی نیستش
اینجا جنگله بخور تا خورده نشی
اینجا نصف عقده این نصف وحشی
اختلاف طبقاتی اینجا بیداد می کنه
روح مردمو زخمی و بیمار می کنه
همه کن
 
حوالی ٦٠ سالگی چه خبره؟ 
جمله فرانسوی ای را که یادم نیست از که شنیده بودم و فقط به صرف اینکه فرانسوی بود و قشنگ ، با همان زبان فرانسوی بر روی یک بنر دادم که برای تبریک روز تولدش بنویسند زندگی از 60 سالگی آغاز می شود !
اما ته دلم باورم نمی شد که این جمله معنی داری باشد . یعنی چه؟ مگر ممکن است؟و بعد فکر کردم که حتما برای دلخوشی است و روحیه دادن و از این حرف های امیدوار کننده .
و تو این دو سال این جمله را خیلی تکرار کردم تا نوبت به شصت سالگی خودم رسید
معرفی کتاب صوتی من پیش از تو
کتاب صوتی من پیش از تو اثر جوجو مویز رمانی عاشقانه با سبکی متفاوت، یکی از پرفروش‌ترین کتاب‌های نیویورک تایمز است که آن را می‌توان محبوب‌ترین کتاب جوجو مویز در ایران نیز نامید.
من پیش از تو (Me Before You) داستان عشقی پرشور، غیرممکن و آرمان‌گرایانه است که در خاطره‌ها باقی می‌ماند، جوجو مویز تاکنون دو بار موفق به کسب جایزهٔ انجمن رمان‌نویسان رمانتیک شده است.
جوجو مویز (Jojo Moyes) در این روایت عاشقانه سعی دارد درسی به
آره آقا.
هی هر چه قدر به روز های ظهور نزدیک تر میشویم٫ فضا سمی تر میشود٫ نفس ها تنگ تر میشود٫ قلب ها زیق تر .
مثلا شب ها بايد برود آدم راحت بخوابد.ولی اشک امانش نمی‌دهد. که بايد آقای‌ش می‌بود و نیست.
مثلا بايد خوشی کند تفریح کند بگوید بخندد.ولی خنده هایش از گریه هایش تلخ تر است.
که بايد می‌بود و نیست.
که بايد می‌بود و نیست.
که بايد می‌بود و نیست.
از مسافرت برگشتم. از یه مسافرت شلوغ و پر برنانه. غمش تو دلمه‌. 
برگشتم به زندگی عادیم. به همه‌ی بدبختیام. به خودم میگم کاش همه چیو ول کنم برم خوش بگذرونم. گور بابای همه چی. مثل خوشگذرونیای این مسافرتم. ولی فردا بايد برم سر کار، بايد برم در اسرع وقت استاد پروژه‌م رو ببینم چون بنده خدا میخواد تو اپلایم کمکم کنه. بايد بدون وقفه تافل بخونم و بعدشم جی‌آرای. بايد برم دکتر. بايد ازدواج کنم. بايد .
زندگیم زندانیه بین این همه خوش نگذروندن. کاش بگم گور ب
دانلود آهنگ جدید تیک تاک و A2 -آسمون همینه + متن + پخش آنلاین
♬♪♪♫♪♬
Danlod Ahang Jadid Tik Tok | Asemun Hamineh
Download New Song By Tik Tok Called Asemun Hamineh+Text
برای دانلود آهنگ جدید تیک تاک به نام آسمون همینه به ادامه مطلب مراجعه فرمایید
♬♪♪♫♪♬
متن آهنگ جدید تیک تاک آسمون همینه :
ساده تر شد آسون گرفتن واسه من چرا اخم کنم وقتی زندگی راحت با یه لبخند جاریه؟ 
برای دانلود آهنگ آسمون همینه از تیک تاک روی لینک های زیر کلیک کنید:
 
پخش آنلاین آهنگ جدید تیک تاک - آسمون همینه :مرورگ
چرا اینطوریه از یه طرف خوشحالم شوقی دارم میدونم تازست
اینکه امیدی هست
سمت ها کار خدا رو میبینم

از یه طرف هم اونقدر ناراحتم قلبم می سوزه میگیره که .
بگذریم حرفهام رو به وقتش یه جای دیگه میزنم
هر چی خدا بخواد .
اما مگه دارن کجا زندگی میکنن حتی اون مذهبی هاشو میگم
چقدر سخته فهمیدن محیط , بروز موندن, شرایط
فهمیدن اینکه بايد چطور مسئولی بود انقدر کتاب هست حداقل بايد از یه جایی رفرنس داشته باشی یا از تعقلت یا از کتابی چیزی
چه مانعی هست چه سدیه ک
به نام او که آفرید مرا
امروز روز خاصیه  امروز روز افتتاحیه وبلاگه .
امروز تلاش چند ماهه ی من به ثمر نشست .
 98/10/25
واقعا نمی دونم چی بگم .
از خیلی ها خواهش کردم که وقتی اولین مطالبم رو توی وبلاگ می ذارم آنلاین باشن و نظرات شونو به اشتراک بذارن .یکی از اونا معلم عزیزم بود،بزرگترین افتخارم این بود که وقتی به ایشان گفتم ،گفتند که به من افتخار میکنند .
من سعی می کنم هر روز توی وبلاگ مطلب و عکس بذارم،امیدوارم بازدید کنندگان هم سعی کنن هرروز نظراتشو
سلام عزیزتر از جان و دلم
حرف هایی هست که تکراری اند اما تکرار و یادآوری هیچ چیزی از اهمیت و سود رساندن شان کم نمی کند و اصطلاح باز هم حرف های تکراری» خود از آن دست جملاتی است که مکررا از سوی آدم های مختلف به زبان آورده می شود.دخترکم! من و تو نبايد روزی به دام این جمله ی به ظاهر خوش رنگ و لعاب بیفتیم که از منافعی که ممکن است در اثر تکرار و یادآوری عایدمان بشود محروم می شویم.
 
متاسفانه مرورگر شما، قابیلت پخش فایل های صوتی تصویری را در قالب HTML5 دار
چند روز پیش به یکی از بچه ها پیام دادم چند تا سوال درباره درصد و اینا ازش بپرسم. بعد نشستیم دو تایی کلی خیالپردازی کردیم که من رتبم ال میشه و بل میشه و این حرفا. بعدشم به این نتیجه رسیدیم که این چند روز آخر خیلی مهمه و ما اگه مثل خر بخونیم قطعا میتونیم به اون رتبه های ال و بل برسیم. خب من که قاعدتا گفتم از فردا. که نمیدونم این فردا سه شنبه میشد یا چهارشنبه. دیروز رو که واقعا خیلی زحمت کشیدم. تا چهار بعداز ظهر تو چت و مسخره بازی و اینا بودم :) بعد رفتم
                             توفیق اجباری سفر یک روزه به یزد!
 
اینکه چی شد که من و پدر مادرم( بدای اولین بار ۳ نفری) از یزد سردراوردیم بماند. اینکه ۲۰ سالگیم تا اینجا به عجیب‌ترین حالت ممکن می‌گذره و دروغ چرا منم خوشم میاد از هیجان و اتفاقای برنامه‌ریزی نشده‌ش هم بماند. اینکه دلم میخواست ۹۸ام سال پرسفری باشه و تا اینجا اون سفر عجیب غریب جنوب و این یزد قشنگ تو کارنامه‌شه هم بماند.برای نوشتن سفرنامه دلم میخواست قبلش کتابای منصور ضابطیان رو خونده
زیباترین اس ام اس ها و جملات شب بخیر رمانتیک و عاشقانه برای شب بخیر گفتن به همسر و عشق زندگی با متن های شب بخیر عشقم، عزیزم و همسر مهربانم
متن شب بخیر کوتاه
به ستاره ها نگاه می کنمو به ستاره درخشانی که در زندگی ام دارم فکر می کنمبه توشب بخیر عشقم
******
******
پیامک شب بخیر گفتن عاشقانه
I live for the day that my dream will come true and wake up next to youod night my loveبه امید روزی زندگی می کنم که رویایم تحقق پیدا کند و کنار تو از خواب بیدار شومشب بخیر عشق من
******جملات رمانتیک شب
امروز حتا واضح ترین تصاویر تو برایم تاریک بود. هر چه زور زدم و پلک ها را فشردم تا قابی از تو پشت پوسته ی نازک و گرمشان نقش ببندد نشد که نشد. خواستم تصویرت کنم که صبح از خواب بیدار شده ایی یا نه. بعد به این فکر کردم که تنها احمقی مثل من صبح جمعه بیدار می شود و بی دلیل دلش می خواهد در خیابان پرسه بزند و فکر کند. و تو حتما این قدر احمق یا بیکار و عاطل نیستی که تنها همین یک صبح جمعه را که وقت داری تا بخوابي بلند شوی و مثلا برای خودت یک لیوان چایی بریزی و
دانلود آهنگ اپیکور باند|  بیگ گنگ + تکست + پخش آنلاین
♬♪♪♫♪♬
Download  New Song By  EpiCure | Big Gang +Text
 
♬♪♪♫♪♬
Danlod  Ahang Jadid  EpiCure Band | Big Gang
برای دانلود آهنگ بیگ گنگ اپیکور لطفا به ادامه مطلب مراجعه کنید
متن آهنگ رپ زیبای  بیگ گنگ از اپیکور بند
♬♪♪♫♪♬
بچه مثبت اینجا هر چی دیده عذابه
خانوم پتیش نی ولی زیر طناب همهزیر چشا گود لپا گلی از سینه
چی بگم که دیگه سینه خرابهاینقد تو رویاهات نبین تو منی بدجور قدیمی شدی تو عینه ده بیست تومنیآرزومه یه بار کار ب
سلام.
خداروشکر که دیروز گذشت.
دیشب بی هوش شدم فکر کنم ساعت شاید 10 اینا بود باز تو اتاق انباری خوابیدم، مامان اومد تشک گذاشتم زيرم گفت اینطوری نخواب، افسرده شدی فکر کنم؟ گفتم نه، من ومامان خیلی حرف مشترکی باهم نداریم درکی از هم نداریم بخاطر اختلاف سنمون، ولی مهربونیش رو درک میکنم و براش جون میدم. بهش اطمینان دادم فقط خستم وچیزی نیست، براش توضیح دادم چی شده و. گفت مدیرت به نظرم ادم خوبیه اذیتش نکن! حلقمو دوباره دست کردم واقعا اروم شدم، وخوابم
هوا داشت کم کم گرگ و میش میشد و آفتاب در میومد. زنگ زدم بهش، گفتم هنوز خوابم نبرده.
گفت میخوای برات کتاب بخونم که بخوابي؟
گفتم آره!
 
نزدیک ترین کتاب رو برداشت و شروع کرد به خوندن:‌
 
"در سال ۱۳۰۷،‌ مجلس نیز لباس های محلی سنتی را غیر قانونی و افراد ذکور بزرگسال را،‌به جز ون رسمی، به پوشیدن لباسهای مدل غربی و "کلاه پهلوی" موظف کرد. پس از هشت سال، کلاه بین المللی،‌کلاه نمدی اروپایی، جایگزین کلاه پهلوی شد. رضا شاه این کلاه لبه دار را نه فقط
هوا داشت کم کم گرگ و میش میشد و آفتاب در میومد. زنگ زدم بهش، گفتم هنوز خوابم نبرده.
گفت میخوای برات کتاب بخونم که بخوابي؟
گفتم آره!
نزدیک ترین کتاب رو برداشت و شروع کرد به خوندن:‌
"در سال ۱۳۰۷،‌ مجلس نیز لباس های محلی سنتی را غیر قانونی و افراد ذکور بزرگسال را،‌به جز ون رسمی، به پوشیدن لباسهای مدل غربی و "کلاه پهلوی" موظف کرد. پس از هشت سال، کلاه بین المللی،‌کلاه نمدی اروپایی، جایگزین کلاه پهلوی شد. رضا شاه این کلاه لبه دار را نه فقط با ه
شمس گفت : 
گوهر داریم در اندرون به هر که روی آن با او کنیم ،از همه یاران و دوستان بیگانه شود.
- آدم متملق چون بختکی بر ذهن و فکر و شعور انسان می چسبد و رشد اندیشه را از وی می ربايد
- آنکه مرا دشنام می دهد ، خوشم می آید و آنکه ثنایم می گوید می رنجم .زیرا که ثنا می بايد چنان باشد که بعد از آن انکار در نیاید و گرنه آن ثنا نفاق باشد . اخر آن که منافق است بتر است از کافران 
- خواص را سماع حلال است . زیرا دل سلیم دارند . این تجلی و رویت حقیقت ،مردان سالک را در
باز شب شده و من قراره فکر کنم 
من میدونم که بايد جبران کنم اما چه جوری از کجا
من همش میگم ده ساله گه من من نیست 
این حقیقته
در واقع از سال 88  شروع کردم به گند زدن در مورد انتخابای بزرگ‌زندگیم 
مثل کنکور 
مثل طرح 
مثل ازدواج 
حالا به اینام برمیگردم و اینارو هم موشکافی میکنم اما دقیقا چقدر بايد برگردم عقب درسته از سال ۸۸ به بعد همه چی بدترو بدتر شد ولی دلیل نمیشه قبل از اون خوب بوده بايد به قبل از اون فکر کنم که چقدر بايد برگشت عقب
دانلود آهنگ جدید و زیبای   "بی منم میشه" از نیو_موزیک تقدیم به شما همراهان گرامی 
Download Bi Manam Mishe Music From Amir Tatalooo 
 
 
 
 
 
برای دانلود آهنگ لطفا به ادامه مطلب مراجعه فرمایید
 
 

شعر یا تکست آهنگ بی منم میشه :
من میخوام با من باشی و یه سری کارایی با هم بکنیم
همه اولش آرومنا که یه مرحله بری بالاتر به یه چیزای بزرگ برسی
 ولی اینکه آروم بمونن اما این کارایی که تو داری میکنی بی منم میشه
بشی همون که میخوای بی منم میشه بری شب نیایی
ب
همه حق دارن الا من
همه درست میگن الا من
همه رو بايد درک کنم ولی به درک که درک نشدم
همه حق دارن اشتباه کنن ولی من نه
من بايد کامل باشم
من بايد بی عیب باشم
من بايد مقتدر و قوی باشم
 
خدایا این ضربه هایی که میزنی چند امتیازیه؟
 
در آستانه ی میانسالی ام.خودم تغییراتمو احساس میکنم.دیگه خیلی چیزا برام مهم نیست.واقعا میفهمم بزرگ شدن ینی چی!!!تازه میفهمم تنهایی چه شکلی بوده.
 
بسم الله الرحمن الرحیم
حرف حق گاهی تلخ است
ولی بايد آن را شنید
و می شنود.
و بايد آن را پذیرفت 
و می پذیرد
و بايد مدتی سکوت کرد
و سکوت می کند
تا بشنود و بپذیرد و پالایش کند 
و دوباره بشنود و بپذیرد و پالایش کند و
و اصلاح شود.
و چشم دوباره بینا شود
بايد سیستم جدید تقوا را متناسب با محیط جدید
روی مملکت وجودی 
نصب و راه اندازی کند
دیگر این گونه نمی شود
احکام جدیدی برای مراقبت از مملکت وجودی بايد وضع شود
و بايد سعی کند که در شرایط جدید
اکنون میدانم
که با تمام عزیزانم
بايد خوب خداحافظی کنم
زیرا هیچ یک از ما نمی دانیم
کدامین قرار
اخرین قرار خواهد بود
 
اتااُل بهرام اوغلو
میترسم دیر بشه .میترسم مثل همیشه حرفام جا بمونه. بايد تا وقت هست بگم تمام دلتنگی های نگفته را بايد
 
 
وقتی دلم تنگ می‌شه، دیگه همه‌چی لوس میشه. قربونت برما و دورت بگردما، اون استیکره که بغل میکنه، اون که انگشتش تو دهنشه، اون گیف روباه‌ها. من دلم تنگ شده و سخت و غیرقابل نفوذ شدم، و‌همه بايد همینجور باشن. همه بايد صبحا مث من جدی وارد دانشگاه شن و با هم‌تیمیاشون حرف بزنن، سر کلاسا سوال بپرسن و تو آسانسورا تا کمر خم شن بگن سلام دکتر. همه بايد تو راه برگشتشون به مرطوب‌کننده‌ی تموم شده و اینکه پول جدیدشو ندارن فکر کنن و با راننده تاکسیای بداخلا
زن هرچقدر مشهورتر نشه چهره ی آرام کننده و جذابتری ممکنه بگیره ولی مرد گاهی بايد ساخته بشه با مشهوریت و دعاش کنن و همه ببیننش تا آروم کننده بشه و دختر هم که قضیه ش متفاوته بايد مراقب زیباییاش باشه پسرم اگه مشهور بشه بیشتر  بايد با شیاطین بجنگه نماز بخونه تا آروم شه و بايد راه مردانگی بگیره مثه یه مرد قوی شه هر که راه و سلوکی داره دیگه!
این موقعیت‌های نفرت‌انگیز زندگی من کِی قرار است تمام شوند؟ تصمیم‌های زجرآور بین بد و بد، بدتر و بدتر. دوراهی‌هایی که انتهای هرکدام‌شان یک شهر سوخته است. راهِ محکوم به شکست بايد تنها راه باشد تا زجرش فقط زجر شکست باشد. همیشه بايد تنها یک راه باشد که بدون عذاب وجدان تا تهش بروی و در آن از شکنجه‌ی وسوسه‌ی راهی که انتخاب نشده، هر قدمت لرزان‌تر از قدم بعدی نباشد. بايد همیشه تنها یک راه باشد. تنها یک راه. کار بايد یا خوب باشد یا بد، که بفهمم بای
اینکه من بايد هدفای زندگیمو قسمت بندی کنم رو از قبل میدونستم 
اما الان خیلی حیاتیه 
تقریبا اخرین فرصتمه برای زندگی 
6 ماه مونده که ب طرحش تموم شه 
تمام ناراحتی ها و دل شکستگیهامو بايد جمع کنم یه گوشه شاید یه دفتر خریدم و توش نوشتم هرچیزی رو که منو نابود کرد
تیکه هامو بايد جمع کنم این 6 ماه بايد خودمو درست کنم 
یه ساک میخرم به وقتش بارمو میبندم 
خوشحالم 
الان رو قله ی سینوسم
بايد صبح تا شب سر کار بود و مشغول یا بی کار بود و دنبال اخبار و شبکه های مجازی و سریال و .
بايد یک سره در عقل منطق زندگی کرد، یا بايد در احساس و هنر غرق شد؟
بايد برای خود زندگی کرد یا بايد در خدمت دیگران بود؟
بايد اجتماع زندگی کرد یا بايد جایی را پیدا کرد که فکر و دل راحت و آرام باشد؛ بی خیال دنیا؟
 
زندگی راه رفتن لبه ی تیغ تعادل هاست.
پیدا کردن یک راه باریک بین یک عالم خوبی هایی که دو به دو در تضاد اند.
دیره ولی بايد یاد بگیریم وقتایی که بايد حرف بزنم، بزنممات شدن هیچ وقت بهترین گزینه نیستتو هیج کجای زندگیم حرف نزدنم برام خوبی یا شانس نیاورده برعکس همیشه مساوی بوده با بدی وبدشانسی مطلق اما هیچ وقت باعث نشده بوده نسبت بهش اونقدری که امروز بدم اومد بدم بیاد میدونم که خیلی زود نمیتونم بهش برسم اما از الان شروع میکنم. حرف بزنم وقتایی که بايد 
 
بدی من اینه که تو دعوا کنترلمو از دست میدم .دو کلمه باعث شد در موردی که حق با منه به ضرر من تموم شه .
از خودم یه عکس گرفتم در حال گریه اینم کنار اون قسمتی که نبايد فراموشش کنم 
میدونم فردا صبح ب نمیاد خونه 
میدونم زنگ نمیزنه 
میدونم
امشب چند بار دستم رفت رو شماره اش بهش زنگ بزنم اما الان چی بايد بگم بايد معذرت بخوام ؟ 
نه 
چرا بايد داخل چیزی باشم که نیست بايد الان پاشم برم جلوی اینه تمرین کنم 
اشکامو پاک میکنم
زندگی معنای خاصی ندارد و مطلقا منحصر به فرد است و هر کس بايد خودش معنای آن را بفهمد و به آن ایمان قلبی داشته باشد و به همان روش به زندگی ادامه دهد درسته که زندگی کوتاهه ولی کوتاه بودن آن نبايد موجب رها کردنش شود و بايد هر روز از روز قبل بهتر زندگی کرد و خوشحال تر بود. امید های زندگی را بايد در خود ساخت و بايد آن ها را هر روز به خود یاد آوری کرد تا فراموش نشوند. و زندگی یعنی همین
عموما فردیم که دوست دارم مثبت حرف بزنم ولی یکم الان خسته شدم از خودم که بیش از حد تنبل و بدرد نخور شدم .
بايد پاشم مثل اون موجودی که قبلا بودن بشم بايد تا سر حد مرگ تلاش کنم  بايد تلاش کنم بايد
من درستش میکنم و درستش میکنم 
اول میخواسم کلی آه و ناله کنم ولی تیتر رو عوض کردم گفتم بزار درستش کنم .
من درستش میکنم 
ادامه مطلب
عکس آقای خامنه ای

تبلیغات

آخرین مطالب