نتایج پست ها برای عبارت :

با من بخواب

لای لای لای لای عروسمای عروس ملوسمبخواب بخواب نازی جونچشم سیاتُ قربون.وقت خوابت رسیدهخورشید خانم خوابیدهبخواب بخواب نازی جونچشم سیاتُ قربون.ساکت بچه‌ها جونمنازی رو می‌خوابونمبخواب بخواب نازی جونچشم سیاتُ قربون.نازی جونم خوابیدهمهتاب به روش تابیدهبخواب بخواب نازی جونچشم سیاتُ قربون 
 
لای لای لای لای عروسم
گفت من خسته‌ام، فقط می‌خوام بخوابم. 
[ خسته‌ایم ما. مشت‌های گره‌شده مونو نبین. ]
گفتم بخواب. قد چهارتا پاییز بخواب
[ ولی پاییز سر نیومده هنوز
پاییز سر نیومده هنوز. ]
گفتم بخواب، ولی توی خواب‌ات هم یادت باشه که فردا صبح باید بیدار شی.
[ مشت‌های گره‌شده مونو نبین
خیالِ فرداست توی مشتامون
خیالِ فرداست توی مشتامون. ] 
شاهزاده از دیروز مریضه. 
شب یهو بیدار شد گفت: وااای سروییم. 
گفتم بخواب عزیزم. ۱۱ شبه تازه. با خیال راحت بخواب تب داری فردا نمی‌خواد بری مدرسه. 
میگه: پس‌فردا می‌خوام برما، کلاس کاردستی دارم!!
گفتم: حالا بخواب
حالا امروز رفتیم دکتر ۲ روز دیگه مرخصی داده.
میگه: نه من می‌خوام برم مدرسه. فردا کاردستی و ورزش داریم. چهارشنبه‌ام شنا داریم!!
یعنی این حجم از علاقه به درس و علم‌آموزی پسرم رو موندم چی کار کنم؟!!
متن آهنگ مهدی جهانی بخواب دنیا
Text  Music Mehdi Jahani Bekhab Donya 
 متن اهنگ بخواب دنیا مهدی جهانی
دست من نیست اگه انقد دلم هواتو
داره اگه نمیتونه تنهات بذاره
تو که خوب میدونی نداره چاره
دست من نیست اگه بارون میاد یادت میوفتم
به کسی از تو من چیزی نگفتم
اگه دستات بیاد باز میشه مشتم
بخواب دنیا کسی با من دیگه کاری نداره
دل بی کس من یاری نداره
دل من میل دلداری نداره نداره .
بخواب دنیا کسی با من دیگه کاری نداره
دل بی کس من یاری نداره
دل من میل دلداری نداره نداره
#شعر الایی 
یه لالایی قشنگ
بخواب ای گل، گل زیبالالا لالا، لالا لالا گل سوسن، گل کوکبگل مریم، گل مینا به روی مثل ماه توستاره می زنه سو سو
بخواب ای ماه تابانملالا لالا گل شب بو بگو آهسته زیر لبخدای مهربان من          به امید تو می خوابملالا لالا گل لادن
کوچولوهای قشنگ و نازمامیدوارم شب خوشی داشته باشین و راحت بخوابین
دانلود آهنگ جدید مهدی جهانی به نام بخواب دنیا
Mehdi Jahani - Bekhab Donya
ترانه و موزیک : مهدی جهانی ؛ تنظیم : عماد لاریجانی
+ متن ترانه بخواب دنیا از مهدی جهانی


دانلود آهنگ با کیفیت اصلی دانلود آهنگ با کیفیت 128
پخش آنلاین کیفیت های مختلف (قبل از دانلود می توانید آنلاین گوش کنید)

ادامه مطلب
لیلی بخواب ،آن یار مجنونت فنا شدشعله به دامن بود ودرآتش فدا شددست تهی بر سرنهاد و در نهادشآهی کشید وشرمناک از ماجرا شددرد غمی در خاطرات ذهن او ماندهرگز نمیگویم  چنین بود و چه ها شدرفتار تو بوی رفاقت داشت امادر ذهن من تشکیک آمد کودتا شدبا خاطر آزرده دروهم عجیبیسر کرد و افسوسش دلیل مدعا شدخندید از زخم عجیب بر تنش اواز درد داغی که دل او مبتلا شدآنکه دلش خوش بود پشتت بود هرجاپشتش شکست وقامتش خم از جفا شددرد عجیبی غربت بعد از وصال استهجران بعد از
عمری به آرامش خوابیدیم و تو شدی حافظ امنیتمان در حالیکه روی کوه ها و تپه ها به دنبال شهادت میدویدی.سرانجام وقتی که ما هنوز در خواب بودیم شهادت, تو را در آغوش کشید و زمان خواب آرام تو هم فرا رسیدسردار. آرام بخواب  که پیکر در خون طپیده ات نیز آرامش را از چشمان از حدقه بیرون زده ی دشمنانت ربوده و خواب را برایشان حرام کرده است. سردار آرام بخواب که علمت بر زمین نخواهد ماند. امشب مهمانی عرشیان است و اندوه فرشیان. یارانت به استقبال آمده اند و م
ادبیات و شعر
جدیدترین لالایی عاشقانه
 
لالایی عاشقانه برا شوهر
بخواب آرام ای عشقم که من بیدار بیدارم
فراقت تا سحر هر دم کند بیمار بیمارم
بخواب آرامِ جانِ من کنارت بودم و هستم
بخواب آرام من امشب چو هر شب سخت هوشیارم
تمام هستی ام خوابی ، برایت شعر می گویم
بخواب آرام تا فردا که من مشتاق دیدارم
میان سینه ام بغضی دل من گریه می خواهد
ز ترس بودن بی تو ، ز فکرش نیز بیزارم
دلم تنگ است می دانی که بی تو هیچ و تنهایم
نگر بر تلخی ام بی تو به این روز و شب تارم
عمه جانم دیگه راحت بخواب.۵ روز روی تخت بیمارستان دراز کشیدی و از درد اشک ریختی.الهی قربونت برم که نذاشتی منو بیارن و توی اون حال ببینمتالهی قربون محبتهات،خوبیات و بودن هات و مهربونیات برم
بخوابدیگه اروم بخواب
کی فکرشو میکرد کسی که اینهمه به همه خوبی میکرد،کسی که همیشه خودش رو همراه دیگران میکرد زمانیکه گوشه بیمارستان بودن،بعد خودش ۵ روز تمام از درد به خودش نالید.۵ روز مداوم اطرافیانش زجر کشیدن هاش رو دیدن و دلشون خون شد
خ
نفس اومدجواب بده من نذاشتم گفتم:-نفس جان بعداجواب بده الان ایشون بایدپول غذاهارو بدهسامیار:افرین نگاه کن این بااین مغزنخودیش فهمیدتونفهمیدییکهو اتردین گفت:اتردین:هوی سامیاربامیشادرست حرف بزن.همه باچشمای گردشده نگاهش کردیم که گفت:-باباچیه من سریک قضیه ای باید به این میشاحداقل یک تشکرمیکردم.حالاتشکرم اینجوری شد.سامیار:»چه قضیه ای شیطون.من:اقاسامیار چیز خاصی نیست شاخکاتو خسته نکناتردین زحمت کشیدشرمزاحممو کم کرد منم بهش اجازه دادم 2شب
باروت و اشک و خون و خاکستر تقدیر این خاک مقدس شد
این اشتباه رو ما نمیبخشیم
تکلیف این بازی مشخص شد
این قطره ها دریا میشن وقتی
خونت شبیه چشمه میجوشه
با بغض خون رو لباس تو، ایران لباس رزم میپوشه
ما خواب بودیم و تورو کشتن، شرمندتم سردار شرمنده
امروز اما مادرم داره بند های پوتینم رو میبنده
ما خواب بودیم و تورو کشتن شرمندتم سردار شرمنده
امروز اما مادرم داره بندای پوتینم رو میبنده
مثل جهنم غرق آتیشه
رفته علمدار و علم برپاست
خونت گریبان گیرشون میشه
امروز سوم آذره.
پانزده سال گذشت 
پانزده ساله نمیدونی چه روزایی بر ما میگذره.یادمه همیشه مشکل خواب داشتی. راحت بخواب 
پ.ن:ما همیشه بچه های بدی برای مادرم بودیم شک ندارم الانم هستیم و ازمون راضی نیست . برای آرامش روحش دعا کنین.
بخواب هلیا،دیر است.دود دیدگانت را آزار می دهد.دیگر نگاه هیچ کس 
بخارپنجره ات را پاک نخواهد کرد.دیگرهیچ کس از خیابان خالی کنار
خانه ی تو نخواهد گذشت.چشمان تو چه دارد که به شب بگوید؟ سگ ها 
رویای عابری را که ازآن سوی باغ های نارنج می گذرد پاره می کنند.
شب از من خالی است هلیا.گل های سرخ میخک،مهمان رومیزی طلایی 
رنگ تو هستند،اما گل های اطلسی شیپورهای کوچک کودکان.عابر
در جست و جوی پاره های یک رویا ذهن فرسوده اش را می کاود.
آنها که تا سپید صبح بیدار م
بخواب هلیا،دیر است.دود دیدگانت را آزار می دهد.دیگر نگاه هیچ کس بخار
پنجره ات را پاک نخواهد کرد.دیگرهیچ کس از خیابان خالی کنار خانه ی تو
نخواهد گذشت.چشمان تو چه دارد که به شب بگوید؟ سگ ها رویای عابری
را که ازآن سوی باغ های نارنج می گذرد پاره می کنند.شب از من خالی ست
هلیا.گل های سرخ میخک،مهمان رومیزی طلایی رنگ توهستند،اما گل های
اطلسی شیپورهای کوچک کودکان.عابر در جستجوی پاره های یک رویا
ذهن فرسوده اش را می کاود.آنها که تا سپید صبح بیدارمی نشینند
الله اکبر.!
الله اکبر!
صدای اذان را میشنوی؟‌خدا با تو سخن میگوید.
خدایا حافظ وطنم ، مردمانش ،سربازانش ،سردارانش باش :)
رهبرم. !
خدایا 
سردارم جایگاه ابدیت تو در قلبِ ماست‌‌حاج قاسم، سلیمانی های دیگری هستند که دارند انتقام خونت را میگیرند!! تو آرام بخواب سردار خیالت راااااااحت ❤️ #انتقام_سخت ✌️✌️✌️✌️✌️✌️✌️

 
 
انقدر دل تنگم
ببخش که نشد سر ارایه پرنت استنایت کمکت کنم
خیلی خیلی مراقب خودت باش
خوب غذا بخور خوب بخواب که خدایی نکرده این آخر ترمی اذیت نشی
میبوسمت کوچولوی ماه من❤❤❤❤❤
خیلی دوست دارم
امیدوارم زودتر حداقل ایمیل دانشگاه تهران وصل بشه
عجیبه که از دیروز اونم قطع شده
 
مراقب خودت باش
فعلا دردونه کوچولوی ماه من
 
 
توی دهی اون دور دورا
یه جای خوب و با صفا
یه پسری بود اسمش حسن
بازی میکرد تو دشت و دمن
همش ولو تو کوچه ها
بازی میکرد با بچه ها
صبح می خوابید تا 10 صبح
چه بچه ای آه و آه و آه
تنبلی میکرد نمیرفت حموم
همه کارش بد و ناتموم
توی خونه یا کنار آب
از صبح تا شب بخور و بخواب
با بچه ها دعوا میکرد
سروصدا به پا میکرد
حسنی به مکتب نمی رفت                وقتی میرفت جمعه می رفت
 
توی دهی اون دور دورا
یه جای خوب و با صفا
یه پسری بود اسمش حسن
بازی میکرد تو دشت و دمن
ه
آسوده بخواب کوروش، آسوده بخواب آتئیست، آسوده بمیر مسئولی که نمیتونی حتی FATF رو تلفظ کنی. بمیر که تروریست واقعی را زدند! کسی که قلب‌های ما را ترور کرده بود‌ زدند.
به من بگو پرچم آمریکا را آتش نزنم، به من بگو صلح طلب باشم، تو سینمای دفاع مقدس را تحلیل کن به سینمای خشونت و جنگ.
برایم از قبرستان بگو، از پول‌هایی که خانواده‌های شهید گرفته‌اند، اعتراض کن به شهید گمنامی که اندازه یک بالشت حجم دارد و قرار است مهمان دانشگاهت شود.
بگو باز هم بگو، از گ
یهو دیدم دیگه مهم نیست واسم. ینی ریخته واسم. مهم نیست بقیش. قبلش بعدش. ولی امشب شبی بود که بغلت خوابیده بودم‌. شبی بود که تیشرتتو تنم کردم و گردنمو بوسیدی. امشب، این موقع‌ها دلم از استرس درد گرفته بود و بغلم کرده بودی که برم برات چای نبات درست کنم؟ چشم بسته و میون درد لبخند زده بودم که چای نبات واسه چیز دیگه‌ایه مرد حسابی. که هی گفتمت صبح قراره زود بیدار شیم، من تو جاده هم می‌خوابم ولی قراره رانندگی کنی تو، بخواب. هی گفتم بخواب و نخوابیدی و هر
تجربه ی خواب تدریجی را بر خواب دفعی ، ترجیح می دهم. تجربه ی انتقال را دوست دارم. حس سبکی به خواب رفتن  و انتقال به دنیای خواب به تجربه ی مستی می ماند .مستی بدون می» . جسمت سبک می شود و کم کم .  .
چه حیف که بیشتر اوقات این حس را نمی یابم و این اتفاق به یک باره می افتد.
تدریج در بخواب رفتن را دوست دارم.
در تخت‌خواب همیشه دو قصه گفته می‌شود
قصه‌ی من
و قصه‌ی تو
هرگز مایی نبوده است
باور نکن
بخواب و تاریک شو.
افشار رئوف»
 
شب ولنتاین رو باید به بلاکی بگذرونیم. البته جناب یار بنده رو بلاک نکردن! که یک دوست گرام داریم این لطف رو در حقم کردن.
یه عده میگن آدم به آدم زنده‌ست. دولت آبادی میگه آدم به آدمه که زنده‌ست و این عشق آدماست که اونا رو سر پا نگه داشته. کاش میفهمید آدما همیشه دنبال طبیب جسم نیستن و بعضی وقتا کسی رو میخوان که روح بیمارشون رو درما
اولا. لازم میبینم مجدد تاکید کنم: کاریز خوش دارد خیال کند رودها برای او به حرکت در می‌آیند(خب کاریزه دیگه اسکله)
ثانیا: دوستی توصیف فوق‌العاده‌ای داشت چندساعت پیش از شرایطش که خیلی قابل انطباقه، میگفت تو وضعیتیم که برم جلو باخته، وایسم سر جام هم باخته
ثالثا: از غریبه‌ای خوندم که میگفت آینده رو خیالبافی نکن، سورپرایز شی بهتر از اینه که ناامید شی
رابعا: هم کاریزم هم اسکلم هم هر حرکتی بزنم باخته، هم خیالبافم هم ناامید شدم
خامسا: که با این درد
اغا من برگشتم خخخ
کنکورم به لطف خدا قبول شدم (رتبه منم بسی خوبه)دعا کنید مشکلاتم از سر راه برن کنار
جاتونم حسابی خالی بود مشهد البته خیلیییییییی شلوغ بود
30 شهریور باید برم دانشگاه ثبت نام کنم ورودی بهمنم هستم ینی این چندماه فقط بخور بخواب دارم من استراحت تمام خخخ
 
دانلود آهنگ جدید یوسف زمانی مصمم
Download New Music Yousef Zamani – Mosamam
یوسف زمانی مصمم
 
دانلود آهنگ جدید یوسف زمانی مصمم با لینک مستقیم
 
متن آهنگ مصمم از یوسف زمانی
 
تو تا حالا عاشق نبودی که مثل منکه بفهمی دارم چی میگمدوری عذابه حاله خرابه نرو نرو جون منخونه رو گرد و غبار میکشهلااقل بهم بگو چی شدهکه انقدر مصمم شدیاز پیش من بری زود یه جای دورشب که بشه حال ما شه خراب خرابتو با خیال راحتت بگیر بخوابمن خیره به ستاره های آسمونتو ولی دلت خوشه با این و اونحیف
‍♂ نجاری بود که زن زیبایی داشت که پادشاه را مجذوب خود کرده بود
پادشاه بهانه ای از نجار گرفت و حکم اعدام او را صادر کرد و گفت نجار رافردا اعدام کنید 
نجار آن شب نتوانست بخوابد .
همسر نجار گفت :                             مانند هر شب بخواب .    پروردگارت یگانه است و درهای گشایش بسیار "
کلام همسرش آرامشی بر دلش ایجاد کرد و چشمانش سنگین شد و خوابید .
صبح صدای پای سربازان را شنید.چهره اش دگرگون شد و با نا امیدی، پشیمانی و افسوس به همسرش نگاه کرد که د
معصوم و زیبایی با دل پاک داری امید
مث ماهی قشنگی تو آکواریومی
تو کاش بتونی که پاک بمونی
وجود خودتو ذره های خاک بدونی
چه تو روز روشن و چه آسمان تاریک
به دنیا اومدی حالا شناسنامه داری
توی دنیای پر درد و خشونتی
ولی حالا که اومدی پس خوش اومدی
بخواب با صدای من تا بنویسم
از فرداهای دور دست زندگی
بیا تا بخونه این دل بی صبر
از فرداهای دور دست زندگی.
♫♫
دانلود آهنگ یاس بنام به دنیا خوش اومدی
معصوم و زیبایی با دل پاک داری امید
مث ماهی قشنگی تو آکواریومی
تو کاش بتونی که پاک بمونی
وجود خودتو ذره های خاک بدونی
چه تو روز روشن و چه آسمان تاریک
به دنیا اومدی حالا شناسنامه داری
توی دنیای پر درد و خشونتی
ولی حالا که اومدی پس خوش اومدی
بخواب با صدای من تا بنویسم
از فرداهای دور دست زندگی
بیا تا بخونه این دل بی صبر
از فرداهای دور دست زندگی.
♫♫
دانلود آهنگ یاس بنام به دنیا خوش اومدی
حس میکنم این همه غم واقعا حقم نمیباشد و این بیشترغمگینم میکند.ازصبح برق اتاقم را روشن نکرده ام اینستاگرام و واتساپ انلاین نشده ام فقط فکرمیکنم به اینکه چه راهی درست تراست؟اینکه چه باید کرد؟ خاله دیشب گفت بخواب الان کله ات داغه هیچ تصمیمی نگیر، راست میگفت حال صبح شده است هنوز کله ام داغ است؟نه الان عصبانیت همه چیزفروکش کرده است فقط غم درونم بالا پایین میشود.سیم کارتم را در اوردم دوست ندارم هیچ صدای زنگی را بشنوم اهنگ هیچ رضابهرام را صدبارگو
یه دوست جدید دارم
حدودا دو ماه حرف میزنیم
دقیقا نمی دونستم دوست هستیم یا نه
چون فقط روی یه کار مشترک کار میکردیم
و حرف میزدیم
ولی امروز فهمیدم دوستیم
از اونجایی که هرچقدر بهش غر میزنم هیچی نمیگه
بهش میگم زیاد سیگار میکشی هیچی نمیگه
میگم بیشتر بخواب
میگه مثل دکتر سلامتی می مونی!
کل شب میشین روی پروژه هاش کار میکن
صبح هم فقط چند ساعت میخوابه
خب ضرر داره دیگه
تازه فهمیدم هم سن هستیم
چند تا اهنگ براش فرستادم
چندتا از همون سبک فرستاد
بعد با تعجب م
کارتو دادم به خانومه .گفت رمز !گفتم فلان.و همون لحطه که صدای جیرینگ موفقیت عملیاتو شنیدم.میخواستم به خیار مجلس عقد بیع به موضوعیت لوازم ارایشی مسخره ای رو که به گمونم باعث حس بهتری در وجودم میشه یه جانبه فسخ کنم!
اما چون با دختر خاله محترم بودیم و فروشنده از بی عقلی و ناشی گری من تو این مقوله به ستوه اومده بود و میخواست چشمامو با عینکم ممزوج کنه به طوری که با فریم عینک شریک بشم در داشتن بخشی از چشمها!.نوعی اکراه درونی مانع این شد که فسخ کنم
دانلود آهنگ رضا صادقی راحت رفت + متن و کیفیت عالی
ترانه زیبا و بسیار شنیدنی رضا صادقی بنام راحت رفت همراه با متن و دو کیفیت 320 و 128 از جاز موزیک
Exclusive Song: Reza Sadeghi – Rahat Raft With Text And Direct Links In jazzMusic.blog.ir
متن آهنگ رضا صادقی راحت رفت
───┤ ♩♬♫♪♭ ├─── 
توو سادگی کسی نمیرسه بهت
دلش نخواست دلیلشو بگه بهت
یه روز یه جا نگاش میوفته باز به چشمت
بگیر بخواب دلِ دیوونه یِ خودم
ببین که آب گذشته از سرِ تو هم
بگیر بخواب ، نبینی سختی های عشقو
راحت رفت ، بدونِ دله
اما اونقدر هم ساده نیست ماجرا
و خیلی هم ساده هست ماجرا
وقتی از همه حرف هام اون چیزی رو می شنوی که خودت میخوای بشنوی، دیگه مهم نیست چیزی
تو یادت میره همه چیز
ولی من یادم نمیره. چه خوب ها رو چه بدهاشو 
نه اسم رفیق برام مهمه نه رفاقت
اگه یه طرف این ماجرا منم ، اون طرف ماجرا تویی
ولی تو بخواب خسته شدی
دیگه هیچی مهم نیست
 
× خیلی نرم و مجلسی ، اون با تکست و من با وویس حرف زدیم و گفتم که دیگه همدیگه رو نبینیم 
چه قدر هم خوب و عالی
با اینکه همیشه روزنه برا
مدرسه به دلیل بارون شدید(کلا یه کوچولو بود) تعطیله
خب امروزو خوش باشین که فردا درسا سنگینه پدرمون قراره در بیاد
 
بعد کلی تحقیق این خبرو گذاشتم یعنی یکیتون بره مدرسه کشتمش. مدیر میگه تعطیل ینی تعطیل»
اینم سخن مدیر گرام: بچه هاتونو نفرستین من داشتن میرفتم مدرسه جلومو نمیدیدم
 
+الان دیگه تقریبا بند اومده ولی خب حرفیه که زدن پس بخور بخواب (درستم بخون)
یکی نیست بگه که بشر، بگیر بخواب، مگه مجبوری پست می‌ذاری؟!
منم بهش میگم که مغزم اضافه بار داره، باید درستش کنم.
____
دلم یه کیسه بوکس می‌خواد! نه، حسش نیس. دلم اصلا چیزی نمی‌خواد، غلط کرده اصلا چیزی بخواد.
____
بزرگ‌ترین لذت این روزا که از پروژه‌های درسیم آزاد شدم، خوردن آب یخه. در این حد والا و متعالی.
____
شنبه همین هفته برای اولین بار توی چهار سال دانشگاه، به یکی از دخترهای دانشگاه سلام دادم‌. اعتراف می‌کنم که تو عمل انجام شده قرار گرفتم.
____
هم حس خوبی دارم هم حس بد. هم خوشحالم هم نیستم. خوشحالم چون شاغل شدم هدف دارم برای تایمم و خب این سرآغاز خیلی چیزاست برای.
ناراحتم چون بخور و بخواب تموم شده. دوست دارم هروقت دلم میخواد برم مسافرت بدون دغدغه. بدون مرخصی. مخصوصا تو پاییز و زمستون که همه جا خلوته و جون میده برای مسافرت.
تو تابستون هم ساعت کاریم از ۸:۳۰-۹ شروع میشه تا ۱ ظهر.
بابام میگن باید قرارداد کاری بنویسی ولی من مخالفم چون تا همین الانشم چند تا سمت دادن به منی که هنوز مدرک لیسانس
+خب اصلا من بلد نیستم چطور دوست پیدا کنم. 
-من بهت یاد می دم اصلا. چندا از رفیقای خودمو بهت پیشنهاد می کنم. از اون چشم رنگیا 
+من سنمم کمه ؛ اعصابم نمیکشه؛. نمی دونم به کی اعتماد کنم ، اصلا نمی دونم باید چیکار کنم. 
-تو کارت نباشه من هر چی گفتم انجام بده . فعلا از وجود من استفاده کن ؛ پاشو بریم پاشو 

وجدان:چی شد ؛ حداقل میزاشتی پسرای دیگه بهش نزدیک نشن !! آخه تو مردی! 
تو داداشی اون بودی بعد ؛ الان شدی لاشی اون 
چیه؟ طل
قدیما وقتی بچه ها واقعا سه ماه تعطیلی تابستان داشتند،روزهای آخر بهم میگفتند بیا بیشتر تا لنگ ظهر بخوابیم و عصرها توی
کوچه کلی بازی کنیم تا هنوز مدرسه ها باز نشده.میگم بچه های قدیم و سه ماه تعطیلات تابستان،چون الان تابستان با فصل
های دیگه برایشان فرقی نداره،از بس هر روز یک کلاس جدید می روند.
خلاصه این جمعه از ان جمعه هایی هست که بچه ها میگن: هفته دیگه فردا باید برویم مدرسه.
تازه وقتی ماها میگفتیم باز آمد بوی ماه مدرسه،واقعا بوی مدرسه می یومد.
دخترک بیچاره، تنهاکه شدی، اخرشب که شد، هیس، یواشکی، هیچکس نفهمد، جلوی اینه بنشین، دستت را روی تصویرت بکش، روی گونه ات، ارام لپ خودت را بکش و ریز بخند. همان کوفتی ها را بردار و صورتت را نقاشی کن. شاد. خیلی خیلی شاد. مثل دلقکها. بعدلبخند بزن. زورکی. زیاد. ارام ارام بلندتر و بلندتر. قهقهه بزن. مثل دیوانه ها. بعد گریه کن.میان همان خنده ها یکهویی بزن زیر گریه. به چشمهای خیست در اینه نگاه کن! زیباترشده اند، تیرگی زیرچشمهایت هم شاعرانه بنظرمیرسد نه؟ بع
اخر که میبوسم تو را در انتهای این کتاب♥️اخر بغل می گیرمت در چهار راه انقلاب
اخر که می فهمند همه محو نگاه تو منمیک شب تورا میبوسمت حتی اگر باشد به خواب♥️
هر بار اسمت امده شعری شدی در دفترمشب ها بغضم گریه شد وقتی نبودی وقت خواب♥️
یک بار خوابم امدی از گریه ها دورم کنیگفتی که تو مال منی حالا در اغوشم بخواب♥️
اغوش تو در خواب و چون دیوانه ها بوییدمت♥️ای کاش روزی هم نبود و خواب بودش افتاب
چون ماه دوری و دلم در ارزویت مانده استوقتی به فکرم نیستی
میفرستم به تو پیغام پس از هر پیغام!پاسخت مثل نجات پسری از اعدام !
مثل یک‌ طفل زمین خورده‌ء بازی بودم!قبل تو خسته و با عشق موازی بودم!
مثل سیگار خطرناک ترینت بودم!خودکشی بودم و هولناک ترینت بودم!
مثل حالِ بَده " ماه دل من بیداری؟"مثل زوری شدنِ "بنده وکیلم؟ آری!"
مثل مردی که شبی در تو وطن میگیرد!یک شب آخر منِ تو در تنِ من میمیرد!
نکند موی مرا دست کسی شانه کند؟خاطره جان مرا خسته و دیوانه کند؟
نکند جان مرا باد به یغما ببرد؟نکند بوی تو را باد به هر جا ب
چرا نتوانیم تخت خواب خود را با کسی قسمت کنیم؟
مهربانه ترین کار اینست که تخت خود را در اختیار دیگری قرار دهید.میتوانید بگویید:اگر مایلی تخت من برای تو,روی آن بخواب.من روی زمین میخوابم.تخت مال تو.من همیشه تخت خواب را به مهمان ام میدهم.
منبع:emjey.com
بهتون گفتم امروز دانشگاه نرفتم؟
امروز دانشگاه نرفتم
خب؟چراااا؟
چون داداش امروز .بعد اذون صبحی با موهای اشفته و پریشون تو چارچوب در اشپزخونه ظاهر شد .گفت هاااا ؟چته بیداری ؟گفتم دیگه نمیخوام‌بخوابم میخوام‌برم دانشگاه .
یه ذره فک کرد گفت ترم‌چن بودی؟گفتم دااااداااش !۵ دیگه.تو نمیییدونی؟
گفت پرسیدم که بری خجالت بکشی خواهرمن.!ترم ۵ این موقع روز این موقع ماه میره دانشگاااااه؟؟؟میخوای بری در و دیوارو نگاه کنی؟؟؟
دیدم راس میگه .گفتم آخ
 
" یک جمعه شب معمولی بود و من داشتم تا دیروقت با دوستم بردلی تو چتروم مجازی ای که به تازگی پیدا کرده بودیم چت میکردم.اون به من و بقیه اعضای چتروم تو صفحه اصلی که تازه دیده بودیم گفت که میتونه تا هروقت که دلش میخواد بیدار بمونه چون پدر و مادرش تا آخر هفته رفتن مسافرت و خونه در اختیار خودشه. ما چند ساعتی اونجا موندیم و با این آدم های تصادفی چت کردیم و اوقات خوشی رو گذروندیم و من متوجه شدم که بردلی از یک دختری خوشش اومده، خیلی زود مادرم صدام کرد و
مثل یک ببر بخواب
کتاب مثل یک ببر بخواب » کتابی است تصویری با داستانی آرامش‌بخش، درباره دختر کوچکی که نمی‌خواهد بخوابد.
دختر کوچولو حتی بعد از غروب آفتاب هم دلش نمی‌خواهد بخوابد. پدر و مادرش با آرامش و هوشمندانه می‌گویند لازم نیست بخوابد، اما لباس خوابش را بپوشد. دختر کوچولو لباس خوابش را می‌پوشد، اما باز هم خوابش نمی‌آید. پدر و مادرش باز هم می‌گویند لازم نیست بخوابد، اما حداقل صورتش را بشوید و مسواک بزند. خنکی آب و تمیزی حس خوبی برای د
رقتی شروع میکنم ی فیلمو میبینم خیلی میرم توش:/ :)) زبانشونو میریزم تو مخم:دی 
رفتاراشونو توجه میکنم نتیجه گیری میکنم و.(حتی دلم خواست و لاک سیاه زدم) 
میشه گفت اگه دیدن یه سریال هزار قسمتی (یا کمتر نمیدونم!)رو شروع کنم میتونم قسم بخورم که زبانشونو فول کردم
من ب زبان های مختلف خیییلی علاقه دارم منتها هر کدومو وسط راه ول میکنم
+گاهی میرم خارجی چت میکنم و برا خودم الکی کیف میکنم که واو من چه خفنم!اما خب در واقع هیچی نیستم هههه
 
دلم میخواد هررر چه ز
چند صباحی بمان، یا حسن عسکریبار مبند ای جوان، یا حسن عسکریلحظه ی دردسرت، آمده بالاسرتمهدیِ صاحب زمان، یا حسن عسکریشکرِ خدا در گذر، حضرت نرجس ندیددست تو در ریسمان، یا حسن عسکریتشنه لب سامرا، ماه ربیعت چراگشته شبیه خزان؟! یا حسن عسکریدر دل زهرایی ات، خاطره ی محسنشریخته داغی گران یا حسن عسکریداغِ دلت این شده، از غم محسن شده.فاطمه، قامت کمان، یا حسن عسکریرنگِ رخت را عجیب، زهر بهم ریختهتشنه لبی بی گمان، یا حسن عسکریخورد اگر ظرف آب، بر لب و دند
صبح با سرو صدای یکی از خواب بلند شدمکامران داشت لباس می پوشیدپتو رو از خودم کنار زدمولی تاجایی که من بادم بود دیشب پتو رو خودم ننداخته بود چون همش رو کامران بودحتما کار این بشر بودهاروم بلند شدم-چرا بیدار شدی ؟بگیر بخواب-نمیخوام خوابم نمیادبهش نگاه کردم که جلوی اینه داشت کرواتشو میبستاهکی میره این همه راه و اق چه شیک میرن سرکار-کجا میری؟-قبرستون-سرقبرت؟از تو اینه یه چپ چپی نگام کرد-هان چیه؟-سر صبحی باز شروع نکن بهارشونه هامو انداختم بالا و
خیلی بی دلیل یا شایدم با دلیل تصمیم گرفتم بهت بگم دوست دارم .خیلی هم دوست دارم. از اینکه دیروز همش منتظر بودی بهت زنگ بزنم و من تو خواب غفلت بودم عذر میخوام . از اینکه تمام دیروز ناخوش بوم و بعدش دیدم یه تماس از طرف تو دارم و بهت زنگ زدم و گفتی حالت خوبه و دکتر گفته که خداروشکر  معاینه ت هم خوب بوده خیلی خوشحالم ؛ ولی امروز وقتی "ط" گفت که کلی منتظرم بودی که خودم ساعت یازده / دوازده بهت زنگ بزنم و مدام میپرسیدی که من زنگ زدم یا نه دلم شکست . صدای ترک
دختر جوانی رفت ،بی سرو صدا آنهم فقط برای دیدن یک بازی ، گویا هنوز درون ما انسانها خفته است . خفته از بوی انسانیت ، بوی عقلانیت ، سحر و سحرها برای ابتدایی ترین حقوق خود ، نه ،شاید گزاف گفته باشم حتی کوچکتر از بدیهی ترین حقوق خودسوختند .چرا ؟!به چه جرمی ؟!در کدام شرع و دین و قانون و مسلکی این همه تبعیض تبلور میکند ؟در چه قرنی زندگی میکنیم ؟ حتی در دوران زنده به گور کردن دختران ، زن ها حقوقشان بیش از این بود .چه میکنید با جوانان این وطن ؟با عزیزان و
 مأموریت خاص
سید داشت برای فرستادن ما به منطقه توضیح می‌داد. اون روز به دلیل خستگی اصلاً به حرف‌های سید گوش نکرده بودم. آماده شدیم که بریم، دیدم اسمم تو لیست نیست. خیلی ترسیده بودم؛ فکر کردم از من ناراحت شده. رفتم بهش گفتم: سید منو نمی‌فرستی؟» گفت: واسه شما یه مأموریت خاص در نظر گرفتم.»  گفت: پس‌فردا یه مأموریت خاص بهتون میدم.» خیالم راحت شد. دو روز بعد به سید گفتم: سید جان، مأموریت خاص چی بود؟» گفت: خوب استراحت کردی؟» گفتم: آره.» گفت: م
زندگی مملو از فرصت‌هاست
چه به آن بنگری با عمقی
یا که سَرسُری رَوی تا فردا
غم مخور
آن‌چه که می‌گذرد ارزش نیست
وانچه می‌ماند همان پاینده‌ست
شوره دل بشوی
آهسته بخواب
تا خدا هست
نیک بدار
که نبوده‌ست سهمت
قصه پر غصه دل
پس چون می‌گذرد
گوی و گوی پرتکرار
"این" نیز می‌گذرد
ارادتمند
زهره مهدیان
متن اهنگ سردار مهراد جم
باروت و اشک و خون و خاکستر تقدیر این خاک مقدس شداین اشتباهو ما نمیبخشیم تکلیف این بازی مشخص شداین قطره ها دریا میشن وقتی خونت شبیه چشمه میجوشهبا بغض خون رو لباس تو ایران لباس رزم میپوشهما خواب بودیم و تورو کشتن شرمندتم سردار شرمندهامروز اما مادرم داره بندای پوتینم رو میبندهما خواب بودیم و تورو کشتن شرمندتم سردار شرمندهامروز اما مادرم داره بندای پوتینم رو میبندهمیبینم اون روزی رو که این بوم مثل جهنم غرق آتیشهرفته ع
#آیت_الله_بهجت :
تکان میخوری بگو یا صاحب امان »
می نشینی بگو یا صاحب امان »
برمیخیزی بگو یا صاحب امان »
 
صبح که از خواب بیدار میشوی مؤدب بایست و صبحت را با سلام به امام زمانت شروع کن و بگو آقا جان دستم به دامانت خودت یاری ام کن
 
شب که میخواهی بخوابی اول دست به سینه بگذار و بگو"السلام علیک یا صاحب امان" بعد بخواب.
 
شب و روزت را به یاد محبوب سر کن که اگر اینطور شد، شیطان دیگر در زندگی تو جایگاهی ندارد، دیگر نمیتوانی گناه کنی، دیگر
سلام و عرض ادب خدمت دوستان و همراهان عزیز در وبلاگ پرورش اندام تیم فیتنس پرو fitnesspro :
 
مصرف مکمل برای رشد و افزایش حجم عضلات در صورتی که مواد غذایی کامل رو دریافت نمی کنید ضروری هست بیشتر دوستان بر اساس پروسه همیشگی از کراتین ، پروتئین وی و بعضا ال ارژنین مضرف می کند و برخی نیز از مکمل البومین ولی یاداوری کنم مکمل گلوتامین برای رشد عضلات به دلیل برخورداری از میزان زیادی پروتئین خالص کمتر استفاده می شود فردا مقاله کاملی درباره اینکه بابت این
 
متاسفانه مرورگر شما، قابیلت پخش فایل های صوتی تصویری را در قالب HTML5 دارا نمی باشد.توصیه ما به شما استفاده از مروگرهای رایج و بروزرسانی آن به آخرین نسخه می باشدبا این حال ممکن است مرورگرتان توسط پلاگین خود قابلیت پخش این فایل را برای تان فراهم آورد.
param name="AutoStart" value="False">


 
 
 
عزیزم مائده ، سلام ؛
میدونم که امروز چقدر روز سخت و لذت بخشی داشتی و درک میکنم که بیرون اومدن از پیله ی احساساتی بودن چقدر برات سخته. اما عزیزم ، تو از پسش براومدی!
داری عاشق کتاب های هامون میشی و از خوندن ادبیات غرق لذت میشی!آیا این قدمی رو به جلو نیست؟تست های سینماتیک رو میبلعی و از دنبال کردن فرآیند ترجمه و تنظیم بیان ژن حس دانشمند بودن بهت دست میده.تست های پی اچ رو عاشقی و از سرعت بالات تو زبان در پوست خودت نمیگنجی.
دنیای بیرون ، ماه رو ، خ
عزیزم مائده ، سلام ؛
میدونم که امروز چقدر روز سخت و لذت بخشی داشتی و درک میکنم که بیرون اومدن از پیله ی احساساتی بودن چقدر برات سخته. اما عزیزم ، تو از پسش براومدی!
داری عاشق کتاب های هامون میشی و از خوندن ادبیات غرق لذت میشی!آیا این قدمی رو به جلو نیست؟تست های سینماتیک رو میبلعی و از دنبال کردن فرآیند ترجمه و تنظیم بیان ژن حس دانشمند بودن بهت دست میده.تست های پی اچ رو عاشقی و از سرعت بالات تو زبان در پوست خودت نمیگنجی.
دنیای بیرون ، ماه رو ، خ
تا حالا با قلب خالی گریه کردی؟انقدر گریه میکنی که چشمات از کاسه بزنه بیرون
انقدر بی دلیل و انقدر زجر آور گریه میکنی که حتی خودتم دلت واسه خودت میسوزه
بعد از اونهمه تلاشی که واسه دوست نداشتنش کردم، دیدنِ عشقش و حال خوبش و اینکه ازم توقع داشت همه ی عاشقانه هاشو بشنوم کم کم کم کم همه ی توانم و گرفت
زنگ زدم بهش، فقط گریه کردم 
گفت برو بخواب گفتم نمیبره 
گفت انقد گریه کن تا خوابت ببره
گفت بیا باهم بخوابیم
گفتم نیستی که
گفت فقط گوشی رو قطع نکن
فقط
از مدرسه که برگشتم مستقیم رفتم بخوابم. مامان بیدارم کرد گفت ناهار بخور بعد بخواب‌. بعد از یه استراحت یکی دو ساعتی پاشدم و آماده شدم برای مراسم ولیمه شوهر خاله.از ظهر رفتیم اونجا و ساعت ده و خورده ای برگشتیم. هیچ درسی نخوندم و فرصت هم نداشتم که چیزی بخونم. الانم توی خسته ترین و له ترین و سردرد ترین حالت ممکنم. نه که بگم خیلیی کمک کردم اما خب باید به خاله و دختر خاله ها کمک میکردم.مامان آقای فاضل رو هم دیدم (همونی که اسمش یادم نبود و میگفتم آقاهه!)
+ بعد این همه سختی
بعد این همه چشم انتظاری
میرسه یه روزی که مچاله بشی تو دو وجب آغوشی که فقط واسه خودت باشه؟
که خستگیت با فشار دستاش رو استخونات در بره؟
که نخ سیگارو از لا انگشتات بکشه بیرون مهر بزنه رو جاش مبادا چیز دیگه‌ای مهر بزنه رو لبات؟
میشه بلاخره بیاد اون آذر»ی که برگ‌ریزون غروبش غم عالم رو نریزه رو سرت
که به جای این چرت و پرتا بگی گور بابای دنیا بیا بریم اندازه دو کلوم حرف ناحساب گز کنیم خیابونا رو؟
چی میشه بعد این همه خستگی یه روز بر
مریض شدم. یک ماه هست که از گلودرد و گوش درد و سردرد کارم شده درس خواندن نصفه نیمه، خوردن نیمه نصفه و خواب زیاد. هرچه انتی بیوتیک میخورم اثر نمیکند. همین دو هفته پیش هم فشارم وسط پاساژ شلوغ حافظ افتاد و درازم کردند توی نمازخانه با یک سرم ۱ساعت و نیمه.کل بدنم درد میکند. از دستهایم که دیگر توان حرکت برایش نمانده تا پاهایم که با هر بار تب کردن، سست میشود و مجبور میشوم بنشینم. زانویم هم دردش عود کرده، این کشکک بی صاحاب، دلم میخواهد بگیرمش به فحش. بعد
 
 
هشت ضرب‌ المثل‌ مدیریتی
 
1 - جاماییکا:قبل از آنکه از رودخانه عبور کنی، به تمساح نگو دهن گنده”.تفسیر: تا وقتی به کسی نیاز داری، او را تحمل کن و با او مدارا کن.
 
2 - هاییتی:اگر میخواهی جوجه‌هایت سر از تخم بیرون آورند ، خودت روی تخم‌مرغ ها بخواب.تفسیر: اگر به دنبال آن هستی که کارت را به بهترین شکل انجام دهی آن را به شخص دیگری غیر از خودت مسپار.
 
3 - لاتین:یک خرگوش احمق، برای لانه‌ی خود سه ورودی تعبیه می‌کند.تفسیر: اگر خواهان امنیت هستی، عقل
من واقعا از اون بزرگواری که واسم دعا کرد (احتمالا کربلا بوده یا تو مسیر پیاده روی واسم دعا کرده یا نمیدونم یه بزرگواری که احتمالا قسمتش نشده و ان شاءالله زودتر یه نفر پیدا بشه یا یه اتفاقی بیافته که خونواده به خصوص پدر بزرگوارشون راضی بشن که بالاخره کربلا تشریف ببرند یا شایدم #اوشون تو مسیر کربلا بوده یا ) تشکر میکنم
امروز کاملا بدون مقدمه و اتفاقی، حس کردم حالم بهتر شد و احتمالا بعد از چند روز بهتر هم خواهم شد کلا انگار اوضاع نسبت به قبل ب
بسم الله الرحمن الرحیم
اوایل صبح با الف رفتیم حرم امیرالمومنین.
به زور پشت یک ستون جا شدیم. یک جایی بین ضریح و صحن حضرت زهرا(س).
این زیارت، همه چیز در هاله ای از مه و ابر پیش میرفت.
الف خیلی جدی درگیر سوره تهلیل اش بود. ازش پرسیدم آدم باید چه دعایی کند؟ خیلی سریع و مطمئن گفت: یاری امام زمان(عج). جوابش را مزمزه ای کردم، دیدم نمی فهمم.
چند تا عکس از ستونها انداختم، اسمای خداوند گوشه گوشه شان جلوه نمایی میکرد. حرم امیرالمومنین خیلی متفاوت ا
متن ترانه مهراد جم به نام سردار

باروت و اشک و خون و خاکسترتقدیر این خاک مقدس شداین اشتباهو ما نمیبخشیمتکلیف این بازی مشخص شداین قطره ها دریا میشن وقتیخونت شبیه چشمه میجوشهبا بغض خون رو لباس توایران لباس رزم میپوشهما خواب بودیمو تورو کشتنشرمندتم سردار شرمندهامروز اما مادرم دارهبندای پوتینم رو میبندهما خواب بودیمو تورو کشتنشرمندتم سردار شرمندهامروز اما مادرم دارهبندای پوتینم رو میبندهتکست آهنگ سردار مهراد جممیبینم اون روزی رو که این ب
مراسم شب هفتم محرم 1398 در هیئت ابوالفضل (ع) میبد با نوای کربلایی مهدی رعنایی برگزار شد
 
صوت:
روضه خوانی حضرت علی اصغر (ع)
(پیش زمینه) ترانه ازل حسین
(زمینه) لالا گل نخورده شیرم اصغر
(واحد) ای تو آغاز و سلام من
(واحد) ای ذکر روی بیرق
(سه ضرب) سقا سقا سقا
(شور) تا آخرین نفس
(شور) با تموم وجودت عطا کردی
(شور) سفره ی نوکری تو
(شور پایانی) گرفته از گریه
(لطمه زنی) لالا لالا بخواب آروم علی اصغر
روضه پایانی حضرت علی اصغر (ع)
 
 
برای شنیدن کلیک کنید
 
متاسفانه مرورگر شما، قابیلت پخش فایل های صوتی تصویری را در قالب HTML5 دارا نمی باشد.توصیه ما به شما استفاده از مروگرهای رایج و بروزرسانی آن به آخرین نسخه می باشدبا این حال ممکن است مرورگرتان توسط پلاگین خود قابلیت پخش این فایل را برای تان فراهم آورد.
param name="AutoStart" value="False">


 
 
 
 
 
 
زیباترین اس ام اس ها و جملات شب بخیر رمانتیک و عاشقانه برای شب بخیر گفتن به همسر و عشق زندگی با متن های شب بخیر عشقم، عزیزم و همسر مهربانم
متن شب بخیر کوتاه
به ستاره ها نگاه می کنمو به ستاره درخشانی که در زندگی ام دارم فکر می کنمبه توشب بخیر عشقم
******
******
پیامک شب بخیر گفتن عاشقانه
I live for the day that my dream will come true and wake up next to youod night my loveبه امید روزی زندگی می کنم که رویایم تحقق پیدا کند و کنار تو از خواب بیدار شومشب بخیر عشق من
******جملات رمانتیک شب
 صرف فعل گیلکی خؤتن/ فارسی خوابیدن
 
¤ ماضی ساده (خوابیدم، خوابیدی، خوابید، .)
 مثبت : بۊخؤتم، بۊخؤتی، بۊخؤت، بۊخؤتیم، بۊخؤتین، بۊخؤتن
 منفی : نۊخؤتم، نۊخؤتی، نۊخؤت، نۊخؤتیم، نۊخؤتین، نۊخؤتن
 ---------------------------------
 ¤ ماضی نقلی (خوابیده‌) » بۊخؤته /buxote/
 ---------------------------------
¤ ماضی بعید (خوابیده بۊدم، .)
 مثبت : بۊخؤته‌بؤم، بۊخؤته‌بی، بۊخؤته‌بؤ، بۊخؤته‌بیم، بۊخؤته‌بین، بۊخؤتن
 منفی : نۊخؤته بؤم/ بی/ بؤ/ بیم/ بین/ بؤن
ؤ (o)
 ---------------------------------
¤ م
هر شب ستاره‌یی به زمین می‌کشند و این آسمان غم‌زده غرق ستاره‌ها است
سلام رفیق، چه‌گونه تجسم‌ات کنم؟ به کدام جرم تصورت کنم؟ جوانکی نحیف بر فراز چوبه‌ی دار که به شکفتن غنچه‌ی خورشید لب‌خند می‌زند؟ یا کودکی پا از رنج‌دیده‌گان پایین شهر که می‌خواست مژ‌ده‌ی نان باشد برای سفره‌های خالی از نان مردم‌اش.
چه‌گونه تجسم‌ات کنم؟ نوجوانی از جنس آزاد چشیده‌گان بالای شهر که الف‌بای رنج و مظلومیت، درس مکتب و مدرسه و زنده‌گی‌شان است. راس
وقتی همه جا ساکت می‌شود،مثلا نصفه شب ها،صدایی از دوردست خبر یک اتفاق نامعلوم را می‌دهد.
اتفاقی که مثل یک طوفان می‌آید و همه چیز را نابود می‌کند و می‌رود بدون اینکه نگاهی به پشت سرش بکند.
یک طوفان که بند بند وجودم را از هم جدا می‌کند و چیزی باقی نمی‌گذارد جز چند تکه استخوان.استخوان هایی که با یک اشاره دست پودر می‌شوند.
شب ها خوابش را می‌بینم.خوابی پر از هیچ!قدم می‌زنم در جایی که هیچ چیز نیست حتی زمین و آسمان.از خواب می‌پرم.پا می‌گذارم بر
یکبار میروی و چشمها فکر میکنند نیستیفقط خُدا دیده استتویی را که هر چند قدم برمیگردی و پشت سرت را نگاه میکنیدیگرنیستمپنهان میمانم از نگاهی که تا پا در جاده گذاشتپایم سُست شُدروحی که وا رفت بر تن خویشو توگمان کندِلی نیست در مندِلی که فراموش کرده اشک ریختن راو به بُغضی حرف میزند که برای گوش های اطرافش عادی شُده این صِدابُغض اسیرست به نگاهی که خمیده شُده و همه دیدند خوابیده اُمیدی که فراموش کرد دِل میتپد که باز دوباره پا بگیردبرگرددو ب
شبهای من
اندیشه ی رسا و روشن به طلب حقیقت برمیخیزد . از بسکه مصیبت نامه در
زندگیم رقم خورده و شبهایم پراز آشوب و قصه ی جانسوز گشته است . از آغاز شب تا
طلوع صبح صادق بصورت تواتر به جویای اسرار آفرینش مشغول میشود . در مسیر سیر عرش و
فرش ، آسمانها ،آب و خاک ، باد و آتش ، جماد و نبات و جانداران اهلی و وحشی قرار
می گیرد و در پی خدمت اسرافیل  ، میکائیل ،
جبرائیل و عزرائیل بر می آید شاید از این زندگی ناهمگون نجاتی حاصل آید . گذر روز
برای انسانها مکررّا عاد


دستی به قلم گیرم با حال پریشانیریزم ز درون بیرون صد عقده پنهانی
زآستین برون آمد دستی ز در فتنهزین فتنه جهان را کرد شور وشرر افشانی
با تیر بلای او سروی به زمین افتاددر خون خودش غلطید سردار سلیمانی
در ثلمه او رهبر اینگونه سخن فرمودگفتا که تو در خیل و آغوش شهیدانی
بر لشکر جندالله سردار سپه بودیدر جنگ بدی پیروز در جبهه و میدانی
دشمن شده است مسرور از بود نبود تویاران تو اَند مغموم بادیده ی گریانی
آسوده بخواب اینک از دغدغه دنیاهستند به راه تو ی
اگر شبها با مشکل بخواب رفتن روبرو می شوید یا به دفعات بیدار می شوید! دوکسپین دارویی است که ممکن است پزشکتان برای شما تجویز کند. این مطلب را تا انتها بخوانید تا جدیدترین پژوهش های پزشکان دنیا را در مورد دوکسپین ۱۰، عوارض، طرز مصرف و قطع اصولی و همه نکات مهم دیگر در اینباره بدانید.
 
برای چه استفاده میشود؟
درمان افسردگی: دوکسیپن برای افرادی که نگران و مضطرب هستند یا هنگام خواب مشکل دارند، اثر آرامبخش دارد و به درمان افسردگی آنها کمک میکند.
چطور
حاج قاسم جان دستت اما حکایتی دارد رحمه الله عمّی العباس راستی چه شب ها که خواب استکبار رو آشفته کردی تا ما آروم بخوابیم . از امشب کودکان مظلوم دنیا باید هشیارتر بخوابن آروم بخواب بابایِ مهربونِ دنیا اللهم لاتحملنا مالا طاقه لنا به #قاسم_سلیمانی_یک_تفکر_است #قاسم_سلیمانی_یک_نفر_نیست #منتظر_انتقام_این_خون_باشید @babolharam_net
 
متاسفانه مرورگر شما، قابیلت پخش فایل های صوتی تصویری را در قالب HTML5 دارا نمی باشد.توصیه ما به شما استفاده از مروگره
بِسْــــمِ رّبـــــــــ ِ المـهـــــدیالسـلام علیک یا اباصـالح المهـدیتقـدیم محضـر شریف امـام عشـق ، حضـرتــــــ ابـا صـالح المـهـــدی عـج اللهیا بن الحسن!سر ّعاشق شدنم لطف طبیبانه توستور نه عشق تو کجا، این دل بیمار کجا؟کاش در نافله ات نام مرا هم ببریکه دعای تو کجا،عبد گنهکار کجا؟تا محضر دوست، بى نشان باید رفتبى سر به سرِ نیزه عیان باید رفتمانند علمدار ادب باید کرددرخیمه صاحب امان(عج) باید رفتمنتظر که باشی نه پایت نه دلت و نه وجودت ب
بِسْــــمِ رّبـــــــــ ِ المـهـــــدیالسـلام علیک یا اباصـالح المهـدیتقـدیم محضـر شریف امـام عشـق ، حضـرتــــــ ابـا صـالح المـهـــدی عـج اللهیا بن الحسن!سر ّعاشق شدنم لطف طبیبانه توستور نه عشق تو کجا، این دل بیمار کجا؟کاش در نافله ات نام مرا هم ببریکه دعای تو کجا،عبد گنهکار کجا؟تا محضر دوست، بى نشان باید رفتبى سر به سرِ نیزه عیان باید رفتمانند علمدار ادب باید کرددرخیمه صاحب امان(عج) باید رفتمنتظر که باشی نه پایت نه دلت و نه وجودت ب
سالی که نت از بهارش پیداست؟ نمی‌دانم! صبح که بیدار شدم دیدم اتفاق‌های بدی افتاده. مضطرب شدم. چند روز اخیر همینطور بوده؛ از همان اول صبح اتفاقاتی می‌افتاد تا افکار منفی به ذهنم هجوم بیاورند و ضربان قلبم را بالا ببرند. پراکسی‌های دوستم از کار افتاده‌اند و من فقط برای او نگرانم. امیدوارم که مشکلی برایش پیش نیاید. وارد روز ششم شده‌ایم و عجیب است! وقتی از در خانه می‌روم بیرون همه طوری رفتار می‌کنیم که انگار اتفاقی نیوفتاده و همه چیز را عاد
یارحمان 
با صدای آلارم گوشی از خواب بلند شدم 
جمع و جور کردن وسایل و حاضر شدن و قفل های خونه رو زدم و به سوی کلاس زبان 
جمعه ساعت ۸:۰۰صبح آموزشگاه سفیر 
حدودا یه ربع مونده بود به شروع کلاس که رسیدم 
[ بحث شروع شد درمورد اتصال اینترنت ، اغتشاش ، امنیت ، اعتراض ، بنزین و. ! 
گفتم حواسمونو جمع کنیم به کی رای میدیم ، به چه آدمی که قرار بشه رئیس جمهور 
به چه آدمایی که قرار بشن نماینده مجلس . 
آدم های سرمایه داری که فکر جیب های گشاد خودشونن نه دغدغه ی
فرزندم سلام 
میدانم نوشتن این نامه کمی احمقانه به نظر میرسد چرا که هنوز نه تو زاده شده‌ای و نه من مقدمات زاده شدنت را فراهم کرده‌ام.حتی ممکن هست اصلا زاده نشوی.به هر حال این نامه برای توست فرزندم:
در ابتدا فرزندم باید بگویم که فرقی نداره پسر باشی یا دختر چرا که گونه بشر سر تا پا یک کرباسن اما بدان اگر دختر باشی بهتر است و اگر پسر باشی راحتتر خواهی زیست کمی.(ولی تو گوش نده سعی کن دختر بشی!)
فرزندم،مادرت(که هنوز هویت ش مشخص نیست)را هر روز صبح،ظهر
شعر در مورد خواب
در این مطلب از سایت جسارت سعی کرده ایم حدود 100 شعر از اشعار زیبا را در مورد خواب برای شما تهیه نماییم.برای دیدن این اشعار به ادامه مطلب مراجعه نمایید
دستم را
به زیبایی تو نزدیک می کنم
و خواب از سرم می پرد
حتما که نباید
فنجان را سر کشید
گاهی قهوه از چشم ها
در جان می چکد.
شعر در مورد خواب
به من فکر کن
قبل از خواب
در لحظه های مکاشفه
در آخرین ثانیه هشیاری
بگذار پروانه ای که روی شانه ات نشسته
عطر گیسوان مرا نفس بکشد
در آن سوی مرزهایی که
میشا: شقایق بیا بخواب دیگه عین جنازه رو مبل ولویی!خنده ای کردم و رفتم لباسم رو عوض کردم و رفتم تو رخت خواب و خزیدم زیر پتوپتوم سرد شده بود و منم عشق میکردم.دوباره رفتم تو فکر.اون موقع داشتم فکر میکردم چطوری به مامانم بگم که ناراحت نشه و دعوام نکنه پاشدم رفتم سر یخچال و به نتیجه ای نرسیدم و در یخچال رو بستم! مادرم همیشه میگفت:مامان: این یخچاله یا کاروانسرا؟!خب راست هم میگفت. دوباره نشستم رو مبل و غرق در افکارم بودم که یکی دو دستی شونه ا
پس این بیخوابیهای شبونه کی تموم میشه. بخدا هلاک شدم. 16 ماه و نیمه که یک شب مثل آدم نخوابیدم. روز به روز هم بدتر میشه. دیگه به مرحله ای رسیده که بعد از 2 ساعت خواب اول شب، هر 10 دقیقه بیدار میشه شیر میخوره دوباره میخوابه تا میخوام مجدد بخوابم دوباره بیدار میشه. تمام طول شب یا دارم بهش شیر میدم یا رو پام میخوابونمش.
امروز صبح ساعت چهار و نیم بیدار شد. کاملا بیدار شد. چشمها باز. سرحال. قبراق. بلند شد واسه خودش تو خونه راه میرفت. منم هلاک خواب بودم. نمیتو
 
هیچ وقتِ خدا این آدمهایی که از موضع بالا به بقیه نگاه می کنند را نفهمیدم و این یک اعتراف کاملا صادقانه است که دارم در تاریکی اتاقم به پدر درونم می گویم! پدر می پرسد خب کجای این موضوع گناه است فرزندم؟ من سرم را بیشتر زیر پتو می برم و آهسته می گویم: اینکه پس از مواجهه با این آدمها تمام روز  فحش می دهم به زمین و زمانی که این موجوداتِ خود مرکزِ عالم فرض کننده را نمی بلعند ، هشدار نمی دهند . پدر درونم از آن ور پتوی مخمل ِ بی پل
 
هیچ وقتِ خدا این آدمهایی که از موضع بالا به بقیه نگاه می کنند را نفهمیدم و این یک اعتراف کاملا صادقانه است که دارم در تاریکی اتاقم به پدر درونم می گویم! پدر می پرسد خب کجای این موضوع گناه است فرزندم؟ من سرم را بیشتر زیر پتو می برم و آهسته می گویم: اینکه پس از مواجهه با این آدمها تمام روز  فحش می دهم به زمین و زمانی که این موجوداتِ خود مرکزِ عالم فرض کننده را نمی بلعند ، هشدار نمی دهند . پدر درونم از آن ور پتوی مخمل ِ بی پل
محبوبا!
دیشب از فرط هیجان خوابم نمی‌برد.
شنیده‌ای که می‌گویند "تموم شهر خوابیدن، من از فکر تو بیدارم؟"
فکر قرار امروزمان، دیداری که بالاخره قرار بود محقق شود، آرزویی که قرار بود به دستم برسد و اشتیاقی که پس از این هجران طولانی می‌رفت که وصال برسد.
سنگین بودم از فکرت و زور خواب نمی‌رسید که مرا ببرد!
اما همزمان پر بودم از تشویش و دلهره و ترس!
دنیا که خالی نشده. که فقط تو بمانی و من. گیر و گورها همچنان کنارمان هستند.
دیروز با مامان و آقای صحبت ک
 
 
 
باسمه تعالی
 
محتسب، مستی به ره دید و گریبانش گرفت
                      مست گفت ای دوست، این پیراهن است، افسار نیست
 
گفت: مستی، زان سبب افتان و خیزان میروی
                       گفت: جرم راه رفتن نیست، ره هموار نیست
 
گفت: میباید تو را تا خانهٔ قاضی برم
                     گفت: رو صبح آی، قاضی نیمه‌شب بیدار نیست
 
گفت: نزدیک است والی را سرای، آنجا شویم
                   گفت: والی از کجا در خانهٔ خمار نیست
 
گفت: تا داروغه را گوئی
جامایکا :
قبل از آنکه از رودخانه عبور کنی ، به تمساح نگو " دهن گنده "
تفسیر : تا وقتی به کسی نیاز داری ، او را تحمل کن و با او مدارا کن.
 
هاییتی :
اگر میخواهی جوجه هایت سر از تخم بیرون آورند ، خودت روی تخم مرغ ها بخواب .
تفسیر : اگر به دنبال آن هستی که کارت را به بهترین شکل انجام دهی آن را به شخص دیگری غیر از خودت مسپار.
 
لاتین :
یک خرگوش احمق ، برای لانه ی خود سه ورودی تعبیه می کند.
تفسیر : اگر خواهان امنیت هستی ، عقل حکم می کند که راه دخالت دیگران را در
امشب ماه، تنگِ دلِ آسمون نبود اما من بی پروا وارد بهار خواب شدم
بهار خواب، هرگز برای من مکانی برای خواب نبوده
که بالعکس، باعث بیداری های زیادی در من شده؛
بهار خواب همیشه پناهگاهی بوده برای فرار از سرمای جانسوز اتاق
حتی وقتی حجمِ زمستون روی نقطه نقطه ی محیطِ خارج آوار شده
حتی وقتی خارج از اتاق قطبه و داخلش استوا
باز هم این بهار خواب بوده که من رو از خودم و سرمای درون و اطرافم نجات داده
 
عرض بهارخواب رو طی کردم. خودم و به نرده ها رسوندم. با دست ه
امشب ماه، تنگِ دلِ آسمون نبود اما من بی پروا وارد بهار خواب شدم
بهار خواب، هرگز برای من مکانی برای خواب نبوده که بالعکس، باعث بیداری های زیادی در من شده؛
بهار خواب همیشه پناهگاهی بوده برای فرار از سرمای جانسوز اتاق، حتی وقتی حجمِ زمستون روی نقطه نقطه ی محیطِ خارج آوار شده
حتی وقتی خارج از اتاق قطبه و داخلش استوا
باز هم این بهار خواب بوده که من رو از خودم و سرمای درون و اطرافم نجات داده
 
عرض بهارخواب رو طی کردم. خودم رو به نرده ها رسوندم. با دس
امشب ماه، تنگِ دلِ آسمون نبود اما من بی پروا وارد بهار خواب شدم
بهار خواب، هرگز برای من مکانی برای خواب نبوده که بالعکس، باعث بیداری های زیادی در من شده؛
بهار خواب همیشه پناهگاهی بوده برای فرار از سرمای جانسوز اتاق، حتی وقتی حجمِ زمستون روی نقطه نقطه ی محیطِ خارج آوار شده
حتی وقتی خارج از اتاق قطبه و داخلش استوا
باز هم این بهار خواب بوده که من رو از خودم و سرمای درون و اطرافم نجات داده
 
عرض بهارخواب رو طی کردم. خودم رو به نرده ها رسوندم. با دس
روز-حیاطِ مشرف به حمام فینِ کاشان
پسربچه هفت هشت ساله: بابا چرا اومدیم اینجا؟ برای چی مهمه؟
باباش: آخه اینجا جاییه که امیر کبیر رو کُشتن.
پسر بچه: امیر کبیر کی بود؟
باباش: یه مَردِ بزرگی که برای ایران خیلی زحمت کشید. چون آدم خوبی بود، نامردها و آدم بدها کُشتنش
پسر بچه: امام خمینی هم برای همین کُشتن؟
باباش میخنده(من و همسر هم که دو سه قدم جلو تر بودیم و میشنیدیم خنده‌مون میگیره) نه پسرم کی گفته امام خمینی رو کُشتن؟
پسر بچه: عمو حسین
باباش حرفو عو
داشتیم حاضر میشدیم بریم محضر که گفتم زنگ بزن آژانس بیاد.
گفت: نمیخوای روز آخری رو پیاده قدم بزنیم؟
گفتم لوس نشو. مسخره بازی هم در نیار.
قیافه ی مظلومانه ای به خودش گرفت و خودش رو لوس تر کرد. از اون لوس بازی هایی که دوست داشتم و وقتی که چیزی میخواست و من طفره میرفتم به خودش میگرفت و منم به روی خودم نمیآوردم و اون بیشتر لوس میشد و منم تو دلم عشق میکردم.
گفتم ببین ادا در نیار این دَم‌هایی آخری. بذار بریم خطبه رو بخونه و تمام.
لب و لوچه ش رو کج و معوج ک
چیزی ک بنظرم درست بود اونی نبود ک امروز اتفاق افتاد:/
شاید عجیبه تو این زمونه اما من هیچوقت شونه ب شونه ی مرده غریبه پیاده روی نکرده بودم اونم این مسیر طولانی
از هر حس و نکته ای ک باعث شه ذره ای احساس بیاد وسط بیزارم 
+ دیگه سربسته جواب همه رو میدم. این یعنی مسائل زیادی دارن ریز میشن
+ احساس و نیاز پسرهارو درک میکنم ولی سوال بیجاش باعث شد ی لحظه حس کنم قلبم داره می ایسته! میدونم حق داره درباره این مسائل بپرسه و خندم گرفت از این ک تو این دوساعت گذشت
کوثر ما هم از آخرین باری که اینجا نوشتم اتفاقات زیادی براش افتاد. طرفهای خرداد امسال روز اول ماه رمضون، دستش شکست و شش هفته دستش تو گچ بود. تنها قسمت بدش بازکردن گچ دستش بود که باعث شد بترسه خیلی و تقریباً تا چند وقتی از مردها و جاهای عجیب غریب می ترسید.
به هر کسی هم می رسید تعریف می کرد: "دکتر، دَچ (گچ!)، هم هم!". کلمه "هم هم" یعنی همزن و مامانش بهش گفته بود دکتر یک چیزی تو مایه همزن داره که دستت رو با اون باز می کنه. بعد از باز شدن گچ دستش و کشف این که
آن شب به شدّت حسینی بود. ابوالفضل خوش بیان(حسین جمعی)، با نوای دلکش و تأثیر گذارش چنان حسینی سوخت و حسینی خواند که طوفانی در دل ها به پا کرد.
با دعای کمیل ابوالفضل، حال و هوایی در قرارگاه به پا می شد که تا مدّت ها احساس سبکی دل نشین و خاصی در بچه ها به وجود می آمد. آن شب با هم کنار صخره ی مشرف به شهر قرار داشتیم. من مخالف محور سوم بودم و اعتقاد داشتم با حمله از دو محور، به طور خودکار، مرکز شهر هم منهدم خواهد شد؛ ولی اصرار و پا فشاری ابوالفضل برای حم
خبـــــــــــــــــر خبـــــر،دارم متولد میشماااااا:
۱.عــــــــــاااااااقوووووووووو تولدم نزدیکهههههه خببببب،هوهوهووووووووووووووو جیییییییغ،از متولد شدنم خوشحالم خب:| بعدددددد قرار سه شنبه ی دو هفته دیگه بیام تهراااااااان و تا جمعه شب بمونم جمعه شب برگردم،و این اولین سفر تنهااااااایی خواهد بووووود[انشالله]
 
اندر احوالات امروز دانشگاه:
۲.امروووووز،من که کلا از وقتی که کرسی گذاشتن مامان اینا کلا با اتاقم بای بای کردم،سر و تهم بزن
سی و یک نما - بامداد روزجمعه ۱۳ دی ماه "سردار حاج قاسم سلیمانی" فرمانده نیروی قدس سپاه پاسداران انقلاب اسلامی به شهادت رسید و همه را شوکه کرد. اهالی سینما، هنرمندان و مدیران سینمایی نیز در پی این اتفاق، واکنش هایی داشتند که در ادامه مرور می کنیم:
■سید عباس صالحی وزیر فرهنگ و ارشاد اسلامی :شهادت مظلومانه سردار سرافراز اسلام و سرباز ولایت و یاور امت، حاج قاسم سلیمانی موجب تاسف و حسرت عمیق شد.حاج قاسم سلیمانی که از یادگاران دوران دفاع مقدس
توبه‌نامه »
بار خدایا از کارهائی که کرده‌ام به تو پناه می برم از جمله:
1ـ از اینکه حسد کردم.
2ـ از اینکه تظاهر به مطلبی کردم که اصلاً نمی دانستم .
3ـ از اینکه در غذا خوردن به یاد فقیران نبودم .
4ـ از اینکه زیبائی قلمم را به رخ کسی کشیدم .
5ـ از اینکه مرگ را فراموش کردم .
6ـ از اینکه در راهت سستی و تنبلی کردم .
7ـ از اینکه عفت زبانم را به لغات بیهوده آلودم .
8ـ از اینکه برای دوستم آرزوی کفر کردم که ایمانم نمایانتر شود .
9ـ از اینکه به کسی دروغ گفتم که آنج
 
جیوان گاسپاریان از شش سالگی شروع به نواختن دودوک کرد و نخستین اجرای او، تکنوازی در گروه رقص و آواز سنتی ارکستر سمفونیک تاتول آلتونیان، در ۲۱ سالگی بود. جیوان گاسپاریان دربارهٔ زندگی و اولین آشنایی اش با دودوک می‌گوید:
تنها شش سال داشتم. مادرم فوت کرده و پدرم هم به جنگ رفته بود و من در یتیم خانه دوران کودکی سختی را طی می‌کردم. در آن دوره جاهایی بود که مثل سینماهای امروزی فیلم نشان می‌دادند. از آنجا که فیلم‌ها صامت بودند سه نفر نوازنده زیر
تابستون داره تموم می شه و پاییز آروم آروم سرمای خودش رو به رخ می کشه. همزمان با پاییز و هوای سرد مدرسه ها هم تو راهَن. توی تابستون کلی کار شروع کردم اما خیلی خوش گذشت. به هرحال دیگه دوران بخور بخواب سر اومده. هیچوقت دلم برای درسخوندن تنگ نشداما برای دیدن همکلاسی هام و معلم هایی که هرکدوم خاص و کمی عجیب بودن هیجان زده شدم.
دیدن ساعت شیش و نیم صبح انقدر هاهم قشنگ و رویایی نیست که براش لحظه شماری کنی؛ لذت بخش و قشنگ اینه که  وقتی بابات می ره دستشویی
امروز حتا واضح ترین تصاویر تو برایم تاریک بود. هر چه زور زدم و پلک ها را فشردم تا قابی از تو پشت پوسته ی نازک و گرمشان نقش ببندد نشد که نشد. خواستم تصویرت کنم که صبح از خواب بیدار شده ایی یا نه. بعد به این فکر کردم که تنها احمقی مثل من صبح جمعه بیدار می شود و بی دلیل دلش می خواهد در خیابان پرسه بزند و فکر کند. و تو حتما این قدر احمق یا بیکار و عاطل نیستی که تنها همین یک صبح جمعه را که وقت داری تا بخوابی بلند شوی و مثلا برای خودت یک لیوان چایی بریزی و
فرست: دندون مولر دومش ( آسیاب یا ٧) رو که تازه به عصب رسیده بود، نشون داد و گفت: واسم بکشین.
به زن جوون نگاه کردم و گفتم: به هیچ وجه چنین دندون خوبی رو نمیکشم. 
از اون اصرار که درد دارم و از من انکار که عمرا. آخر گفتم: اگه از لحاظ هزینه مشکل داری، برو فلان جا واست می کشن ولی حیفه نکش. 
کمی نرم شده بود: نه مشکلم هزینش نیست. یک اینکه می ترسم و دو اینکه با شوهرم دعوام شده قهر کردم اومدم دندونمو بکشم. چون اون گفت برو عصب کشی کن! 
با تعجب نگاهش کردم: از لج ش
عکس آقای خامنه ای

تبلیغات

آخرین مطالب