نتایج پست ها برای عبارت :

ببری نوکر گلیب

*تورکجه
مدرسه و تاریخ کیتابللاری دولدو غلامان تورکدن.
ائله بیل تورکلرین گوبه‌یین نوکرچیلیغینان کسیبلر.
هامی آغادی ، اما تورکلر غلام
غلام ترک، عربی کیتابلاردان فارس ادبیاتینا گليب. عربین تاریخ کیتابلاری دولودو غلام تورن
اما عرب دیلینده غلام یانی نمه‌نه
غلامین جمعی قیلماندی
غلام یانی پاک، قورخماز ،ایگید، بیلگین
غلام تورک ده متون تاریخی عربده اولور قورخماز ایگید کی  ایسلام یولوندا جاندان کئچیر.
قوراندا دفعه‌لرله غلام کلمه‌سینی گو
در شهریور ماه دو بار به ایران حمله شد یکی سوم شهریور ۱۳۲۰ توسط سه کشور آمریکا ، انگلیس و شوروی و یک بار ۳۱ شهریور ۱۳۵۹ توسط رژیم بعث به پشتیبانی آمریکا، شوروی، انگلیس، فرانسه، آلمان، هلند، عربستان و ده ها کشور دیگر.
*بار اول ایران بدون مقاومت قابل توجهی به اشغال در آمد شاه دست نشانده انگلیس بدون داشتن جوی غیرت به نوکر انگلیس متوسل شد و ذلیلانه کشور را ترک کرد، کشور تا چهار سال اشغال بود و بر اثر آن دو تا ۴۰۰۰۰۰۰ ایرانی از بین رفتند البته ارمغا
با همان زبان پدر و مادریتان، برای #امام_زمان  " سلام الله علیه " دعا کنید
مرحوم شیخ محمود #تولایی_خراسانی در سخنرانی خود در مسجد جمعه اصفهان، در سال 1392 قمری می فرمود:
یکی از اعمالی که در دل شما ایجاد محبّت به امام زمانتان علیه السلام  می ‏کند و این عمل توجّهات خاصّه امام زمانتان علیه السلام  را به شما بیشتر می ‏کند، دعای برای امام زمان علیه السلام است. نوکر در حقّ اربابش دعا می‏ کند، کلفت و نوکر، در حق اربابشان دعا می ‏کند که خداوند او را به س
سلام عزیز بابا .
اگه بخوام فقط یه توصیه بهت بکنم اینه که: همیشه نوکر این خاندان باش . از گدایی این خاندان به پادشاهی دو دنیا می‌رسی . بابای سراپا تقصیرت هر چی داره و نداره از این اهل کرم داره.
شبای عاشورا صدقه بذار برای دل امام زمان .
 
سلام عزیز بابا .
اگه بخوام فقط یه توصیه بهت بکنم اینه که: همیشه نوکر این خاندان باش . از گدایی این خاندان به پادشاهی دو دنیا می‌رسی . بابای سراپا تقصیرت هر چی داره و نداره از این اهل کرم داره.
شبای عاشورا صدقه بذار برای دل امام زمان .
 
*بزم ذکر معصومین علیہم السلام*
جب درِ آلِ محمّد (ص) کا میں نو کر ہو گیا
آسماں والے یہ بولے تو قد آور ہو گیا
دیکھو موسی (ع) ! آمدِ ابن نقی (ع) کے فیض سے
طور کے جیسا مدینے کا بھی منظر ہو گیا
عسکری (ع) کو لیکے اپنی گود میں بولے نقی (ع)
حسنِ یوسف (ع) ، میرے بیٹے پر نچھاور ہو گیا
ادامه مطلب
چوپان و گله دار .درروزگاران قدیم چوپانی دردهکده ای زندگی می کرد که گله دار مردی ثروتمند ومتقلب بود. گوسفندهای این مرد خوب شیر می دادند و چوپان هر روز آنها را میدوشید و تغار(کاسه ) سنگی را پر می کردو صاحب گله وقتی شیر را از چوپان می گرفت داخل شیر آب می ریخت تا مقدارش زیاد شود وبه مردم بیشتری بفروشد ودر نتیجه پول زیادی به چنگ آورد. چوپان که از کار او خبر داشت همیشه اورا نصیحت می کرد ومی گفت :ای مرد از خدا بترس و اینقدر در شیر آب نریز این کار خیانت به
مراسم عزاداری دهه سوم محرم 1398 - 1441 با نوای کربلایی مهدی رعنایی در  هیئت مکتب العباس خمینی شهر برگزار شد.
 
صوت:
شور | عرض سلام
شور | من شدم نوکر زینب
سنگین | باب الحوائج همه ی ما رقیه است
شور | حلوا به کسی ده که محبت نچشیده
شور | ذکر لب هر اهل دلی نام رقیه است
شور | دلبر و دلدار
زمینه | حسین آقام
شور | توی دنیات ناچیزم
 
 
تصویری:
شور | عرض سلام
شور | من شدم نوکر زینب
سنگین | باب الحوائج همه ی ما رقیه است
شور | حلوا به کسی ده که محبت نچشیده
شور | ذکر لب هر اهل
 
کتاب دور دنیا در 80 روز داستان یک مرد انگلیسی به نام فیلیس فاگ می باشد که انسان کاملا عجیبی می باشد که در یک حاضر می شود کل دنیا را به همراه نوکر خود پاسپارتو در 80 روز طی کند و در این سفر اتفاق هایی می افتد که داستان رمان را می سازد.
ادامه مطلب
شور مناجاتی و احساسی امام حسین (ع)
شب دوم محرم 98
هیئت مکتب اهرا (س) تهران
حسین طاهری
با اینکه نوکر نالایق توام
 
 
(متن و سبک این شور زیبا رو در ادامه مطلب ببینید . کربلا نصیبتون)
 
متن مداحی:
با اینکه نوکر نالایق توام
هر لحظه بیشتر از قبل عاشق توام
مثل گذشته ها دست مرا بگیر
باز آمدم حسین پیش تو سربه زیر
ارفع رأسک بگو یا ایها الارباب
چون حر این دلشکسته را دریاب
ای عشق رویایی آرام دلهایی
ارفع رأسک بگو یا ایها الارباب
چون حر این دلشکسته را دریاب
ا
دل بیتاب من به سیاهی بیرق مشکی تو گره خورد
از همون روزی که پدرم با گریه منو مجلس روضه اورد
به این امید زنده ام که بگن ای نوکر وسط روضه دق کرد و مرد
توکه با قلبی پر دستگیری کردی از حر
پس بگو از من هم اقا نیستی هیچ دلخور(2)
ارباب داروندارم & ارباب ای کسوکارم
ارباب نوکرت هستن & کل ایل و تبارم
ارباب دل بیقرارت & عالم روی مدارت
تاج روسرم هستن & کل ایل و تبارت
مددی یا ثارالله-سیدی یا اباعبدالله(4)
به تموم دنیا و به کل عقبا - نمیدم خاک زیر پاتو
نمیرم
 
دیده بگشا ک ز دوری شما خسته شدم آمدم ناله کنم یار بیا خسته شدم!
سربه زیر آمده ام تا که بگویم به شما از گناهان زیادم بخدا خسته شدم!
خواستم نوکر مخلص بشوم حیف نشد دیگر از نفسم و این عجب و ریا خسته شدم!
اشتباهی که زمن سر زده را باز ببخش یاری ام کن همه عمرم همه جا خسته شدم!
ای حبیبم تو فقط از دل من باخبری وا کن امشب گره ی کار مرا خسته شدم.!
شهرما رنگ خودش را به تو کم دیده و من دیگر از شهرم و این حال و هوا خسته شدم!
تا به کی رو بزنم پیش تو من گری
شب یلدا امسال بود.
اون شبا بچه ها استوری اینا می کردن میدونی از شب یلدا تا شب شهادت حضرت زهرا میشه 40 روز؟!
بیاین چله ترک گناه اینا بذاریم.
حیف که استفاده نکردم.
همش همینه.
همش جا می مونم.
اما .
حداقل خانوم جان یه نظر عنایتی به این حقیر ، به این جوون نوکر پسرتون بندازین.
بخدا دوس دارم بشم اونی که شما دوس دارین.
بشم اونی که عاقبت بخیر میشه.
بشم اونی که جونش رو فداتون میکنه.
خدا کنه این 20 روز، تا روز شهادت حضرت زهرا (به روایت 95 روز) بتونم رو اعمالم مراق
نگاهت مبداء تاریخ انسان است آقاجاننگاهی که قسیم کفر و ایمان است آقاجانخدا با قصه ی پر غصه ی یوسف به ما آموختهمیشه جای خوبان کنج زندان است آقاجاننه آن هارون گرگ، آن نارشیدِ زشت عباسیکه خود هارون تو، موسی بن عمران است آقاجانتقیّه شد سلاحت تا بماند زنده این مکتبکه گاهی ماه، پشت ابر پنهان است آقاجانزمانی ابن یقطین گفت و کلّ راویان گفتندکه این باب الحوایج باب عرفان است آقاجاننه تنها مشهد و قم بوی گلهای تو را دارندکه عطرت منتشر در کلّ ایران است
‍ ✒️شعـــــــــــر مهــــــــــــدوے
من از اشکی که میریزد ز چشم یار میترسماز آن روزی که مولایم شود بیمار میترسم!
همه ماندیم در جهلی شبیه عهد دقیانوسمن از خوابیدن مهدی درون غار میترسم
رها کن صحبت یعقوب و کوری و غم و فرزندمن از گرداندن یوسف سر بازار میترسم!
همه گویند این جمعه بیا اما درنگی کناز اینکه باز عاشورا شود تکرار میترسم!
سحر شد آمده خورشید اما آسمان ابریستمن از بی مهری این ابرهای تار میترسم!
تمام عمر خود را نوکر این خاندان خواندماز
دیشب داشتم بهش فکر می کردم
از روزی که تو خواهرم شدی امید به زندگی و امید به آینده توی وجودم قوی تر شده
دوست دارم سالهای بیشتری زندگی کنم، اونم سالم و سرِحال
تا بتونم بیشتر و بیشتر برات برادری کنم
سالها و ماه ها و روزهای بیشتری داداشت باشم، نوکر و مخلص و چاکرت باشم

مریم جان
داداشت  به فدات
The Jungle Bunch 2017,انیمیشن پنگوئن ببري 2017 دوبله فارسی,انیمیشن پنگوئن ببري The Jungle Bunch دوبله فارسی,پنگوئن ببري,دانلود دوبله فارسی انیمیشن The Jungle Bunch 2017,دانلود رایگان انیمیشن The Jungle Bunch 2017 720p,دانلود مستقیم انیمیشن The Jungle Bunch 2017 1080p BluRay,زیرنویس فارسی انیمیشن The Jungle Bunch 2017,کارتون دارودسته جنگلی ها با دوبله فارسی,
ادامه مطلب
به گزارش بوشهرنیوز؛ گفته می شود افراز بهزادزاده در نشستی نیمه خصوصی با انتقاد از وضعیت موجود کشور اظهار داشته که تنها راه برون رفت از مشکلات کنونی عمل به فرمایشات مقام معظم رهبری و بهره گیری از بیانیه گام دوم انقلاب است.
 
بهزادزاده همچنین در این نشست اعلام کرده بود که مجلس آینده باید در اختیار جوانان پایِ کار قرار بگیرد و کسانی نمایندگی مردم را به عهده بگیرند که خود را نوکر ملت بدانند نه ارباب.
 
همچنین وی در این نشست که در منزل یکی از حامی
عشق، بردگی نیست. از همسرمان توقع نداشته باشیم که اگر من را دوست دارد، در برابر هر خواسته من بگوید: چشم!این بردگی است. می‌خواهی برده‌داری کنی یا همسرداری؟ می‌خواهی در خانه‌ات کُلفَت داشته باشی یا خانم؟کُلفَت، همسر نیست!نوکر، هم همسر نیست!همسر خوب این نیست که هرچه تو بگویی، بگوید:چشم! همسر خوب آن است که دیدگاهش را محترمانه به شما بگوید، شما هم گوش کنید و باهم به توافق برسید.⛔️ برده‌داری نکنیم.➖برده‌داری ما را به هیچ‌جا نمی‌رساند.نه ک
خانم سیمین بهبهانی در جایی میفرمایند:
رفتم اما دل من مانده بر دوست هنوز
می برم جسمی و دل در گرو اوست هنوز
 
+بله یه موقع هایی فقط جسمت از کنارش میره ،یعنی در واقع تنها چیزی که میتونی با خودت ببري همین جسم هستش،یه چیزایی رو هیچ وقت نمیتونی با خودت ببري؛ مثل دل
 دل شاید تا ابد برای اون بمونه ،هدیه با ارزشیه ؛مگه نه ؟ :)
 
محل بده به منِ بینوا، فدات شوم
دلم شکست ز دوری، بیا. فدات شوم
 
اگر چه دامن تو بارها رها کردم
رها نمی کنی آقا مرا، فدات شوم 
 
میان نافله ی نیمه ی شبت آقا
برای نوکر خود کن دعا، فدات شوم 
 
چه حرف ها! سر من فرش راه تو بشود؟!
سرم کجا، کف پایت کجا؟! فدات شوم
 
خوش است کشته شوم در رهت هزاران بار
دوباره زنده شوم بارها فدات شوم
 
تو هم شبیه حسینی، سجیّتت کرم است
ببر مرا سحری کربلا، فدات شوم 
 
میان سلسله فرمود حضرت سجاد
امامِ مانده روی بوریا، فدات شوم 
 
دانلود صوت شعر با نوای حاج آقا منصور ارضی_ فاطمیه اول ۹۸
قبول کن تو مرا تا که مستجاب شومدوباره گریه کنِ مادرت حساب شوممرا خرابِ خودت کن، خرابِ غیر نکنز محضرت بروم هر کجا، خراب شومبه هر دری که زدم قبل تو جواب شدمبه هر دری بزنم بعد تو جواب شومخودت کشیدی ام از چاه معصیت بیروننخواستی که زمینگیرِ منجلاب شومبیا که سوختم از درد دوری ات عمریبگو چقدر، بگو تا به کی عذاب شوم؟به برکت نظرت، در عزای فاطمیه.دوباره نوکر این خانه انتخاب شومزمان روضه ی سخت ب
صبح با سرو صدای یکی از خواب بلند شدمکامران داشت لباس می پوشیدپتو رو از خودم کنار زدمولی تاجایی که من بادم بود دیشب پتو رو خودم ننداخته بود چون همش رو کامران بودحتما کار این بشر بودهاروم بلند شدم-چرا بیدار شدی ؟بگیر بخواب-نمیخوام خوابم نمیادبهش نگاه کردم که جلوی اینه داشت کرواتشو میبستاهکی میره این همه راه و اق چه شیک میرن سرکار-کجا میری؟-قبرستون-سرقبرت؟از تو اینه یه چپ چپی نگام کرد-هان چیه؟-سر صبحی باز شروع نکن بهارشونه هامو انداختم بالا و
دانلود صوت شعر با نوای حاج آقا منصور ارضی شهادت امام سجاد علیه السلام ۹۸
محل بده به منِ بینوا، فدات شوم
دلم شکست ز دوری، بیا. فدات شوم
 
اگر چه دامن تو بارها رها کردم
رها نمی کنی آقا مرا، فدات شوم 
 
میان نافله ی نیمه ی شبت آقا
برای نوکر خود کن دعا، فدات شوم 
 
چه حرف ها! سر من فرش راه تو بشود؟!
سرم کجا، کف پایت کجا؟! فدات شوم
 
خوش است کشته شوم در رهت هزاران بار
دوباره زنده شوم بارها فدات شوم
 
تو هم شبیه حسینی، سجیّتت کرم است
ببر مرا سحری کربلا،
خدا رحم کرد  بعضیا مسوولیت اجرایی تو این مملکت ندارن 
ما ایرانی ها دقیقا همون چیزی هستیم که ازش انتقاد میکنیم. 
پر ادعا ،تو  خالی و  خود زرنگ پندار. 
این رو به همه شما مخاطبین وبلاگ نسبت نمیدم ولی درصد زیادی از جامعه ما درگیر این مساله هستن 
فکر میکنیم آسمون دهن باز کرده و ما ریده شدیم افتادیم رو کره زمین تا سوار دیگران بشیم و ازشون سواری بگیریم. 
ما ایرانی ها هر جا که بهمون میگن بالا چشت ابروس سریع داغ میکنیم و جوش میاریم و میگیم ما فرزندان ک
الَّذِینَ مَعَهُ أَشِدَّاءُ عَلَى الْکُفَّارِ رُحَمَاءُ بَیْنَهُمْ
خداییش قصد پاچه خواری ندارم ولی انصافاً:
کی یو دیدی که جلوی گردن کلفتا سینه سپر کنه وُ جلوی ضعیفا گردنشو کج؟
توی داستانا داریم ولی توی دنیای کنونی چی؟
به امریکای ابر قدقد که میرسه, انگار که خانی داره به نوکر دست و پا چلفتیش امر ونهی میکنه! ولی وقتی جلوی مردم کشور خودشه, میگه من نوکرتونم و گردنم از مو بارکتر! هرچی میگین قبول!
خداییش تجلی آیه کریمه رو توی اینا نمیشه دید؟
معکو
دانلود صوت شعر با نوای حاج آقا منصور ارضی_ حرم حضرت معصومه سلام الله علیها _ شهادت حضرت ۹۸
بیشتر آن چه که در فرقه ی ما مرسوم استسائلی کردنِ از فاطمه ی معصومه استدختر بابِ حوائج شدنش حکمت داشتچون کریمه شد و بر باب کرم موسوم استچه مقامی است که معصوم "فداها." گوید؟!شأن او شأن امام است که نامعلوم استاوج خوشبختی ما کلبِ سرایش شدن استهر کسی نیست سگِ فاطمه، بختش شوم استچهارده نور به دل دارم و این بانو همخواهر حضرت خورشید در این منظومه استنام زوار حر
دختر آبی:
دختری که  مشکل عصبی داشته و در اثر عصبانیت و اشتباه، خودسوزی کرده است؛ او نه محکومیتی داشته و نه اصلا ورود به ورزشگاه جرم تلقی می شود و نه در مورد آخر ورود به ورزشگاه داشته است  ؛ اما حالا مریم رجوی که با رفقای تروریستش ۱۷۰۰۰ ایرانی را به شهادت رسانده اند و حقوق ابتدایی یک انسان را حتی برای رفقای تروریست خودش قائل نیست ، فکر حقوق یک ایرانی افتاده است. البته از این تروریست های وحشی نوکر آمریکا انتظاری نیست ؛ تعجب از بعضی یون عجول
متن اهنگ علیرضا پویا به نام علاقه
کیو مثل من دیدی آخه قلبش باشه مثل کف دستشکه بمونه بی چون و چرا پای همه حرفشکیو مثل تو میخوامش که بعدش دوست دارم هی بگم بهشخودم تکی پشتتم درست شبیه یه ارتشبابا من تو رو میخوامت دلی بگو چرا اینقدر خوشگلینکشی مارو تو با اون چشات چه کاریه آخهعجب زدی دلو بردی سریع کارته اصلا دل ببريدیدی آخرش تو شدی دیگه مال من عاشقبابا من تو رو میخوامت دلی بگو چرا اینقدر خوشگلینکشی مارو تو با اون چشات چه کاریه آخهعجب زدی دلو بردی
کیو مث من دیدی آخه قلبش باشه مث کف دستش؟
که بمونه بی چون و چرا پای همه حرفش؟
کیو مث تو میخوامش که بعدش دوست دارم هی بگم بهش…
خودم تکی پشتتم درست شبیه یه ارتش!
بابا من تورو میخوامت دلی؛ بگو چرا انقد خوشگلی؟!
نکشی ما رو تو با اون چشات! چه کاریه آخه؟!
عجب زدی دلو بردی سریع کارته اصلا دل ببري
دیدی آخرش تو شدی دیگه مال منِ عاشق
بابا من تورو میخوامت دلی؛ بگو چرا انقد خوشگلی؟!
نکشی ما رو تو با اون چشات! چه کاریه آخه؟!
عجب زدی دلو بردی سریع کارته اصلا دل
--------------------
ببري مال مسلمان چو مالت ببرند
 
ببري مال مسلمان چو مالت ببرند
موضوع سخنرانی : ببري مال مسلمان چو مالت ببرند
پخش آنلاین :http://dll.vaezin.com/up/2018/08/mardom.mojtahedi.mp3
دانلود صوت
شماره صوت : ۱۷۹
تمامی سخنرانی های : آیت الله مجتهدی تهرانی,
متن سخنرانی :
برچسب ها : احترام مومن از کعبه بالاتر است, خوبی های مردم را گفتن
 
منبر مکتوب و آنلاین
آیت الله مجتهدی تهرانی
۲۰۱۹-۰۸-۲۲ ۱۰:۵۳:۱۸
منبع : سایت واعظین
 
ht
 
دانلود آهنگ های رضا شیری
جدیدترین آهنگ های رضا شیری با لینک مستقیم و کیفیت بالا
دانلود تمام آهنگ های رضا شیری
 
رضا شیری متولد 22 تیر 1362 در تهران، خواننده استفارغ التحصیل فوق دیپلم معماری است، سالها به دلیل فعالیت زیرزمینی غیر مجاز و ممنوع الکار بود، می گوید نوکر امام حسین است و از دفاع می کنداصالتا از تورک زبان های اردبیل می باشد
قرآن خواندن 
از همان دوران کودکی در بین خانواده خواندن رو شروع کرد و کم کم در هئیت های مذهبی نیز نوحه
مراسم هفتگی هیئت فدایان حسین (ع) اصفهان مورخ 4 مهر 98 با نوای کربلایی سیدرضا نریمانی برگزار شد.
 
صوت:
بخش اول مناجات | محرمی که نباشی در آن محرم نیست
بخش دوم زمزمه | هیئت کجا و این نوکر آلوده
بخش سوم روضه | شرم دارم که بگویم سخن از تشنه لبی
بخش چهارم زمینه | تصورِ اینکه رسیدم حرم برای من آبِ روی آتیشِ
بخش پنجم واحد | این روزها هرجا رد میشم حرف بهشتِ عاشقاست
بخش ششم واحد | راهِ نجف کربلا جاده نورِ تو این ظلمت
بخش هفتم شور | من میخام به هوای کودکیم برگر
صبح باشه، شنبه باشه، اولای ماه باشه، مِه باشه، تاریک باشه، سرد باشه، بیدار شدن سخت باشه، بخوای بری سرکار، مادرت منعت کنه ماشین ببري. ولی ببري. جاده لغزنده باشه، سُر باشه، ترمز کنی، نگیره. پشت چراغ قرمز باشی. بزنی به ماشینِ سمندِ جلویی. اون طوریش نشه. ماشینِ مادرت، جلوپنجره‌ش کنده بشه، رادیاتورش سوراخ بشه. ازش دود بلند شه. بترسی. بوی بد راه بیوفته. برسی سرکار. از اونجایی که همیشه خبرای بد رو، به بدترین شیوه‌ی ممکن میگی، امیدوار باشی مادرت این
ایرانیا! در این شبِ بی‌دَر چگونه‌ای؟از ظالمی به ظالمِ دیگر چگو‌نه‌ای؟!‌ای خسته از تعفّنِ شاهانِ سلطه‌ور!حالی در این فضای معطر چگو‌نه‌ای!‌ای شانه‌ات سبک شده از رنجِ تاج و تخت!امروز زیرِ پایه‌ی منبر چگونه‌ای؟!‌از کشتیِ شکسته رها کرده خویش را،بر تخته‌پاره مانده شناور چگونه‌ای؟!‌ای گاوِ چاقِ خویش به دَر بُرده از مسیل!با هفت گاوِ گُشنه‌ی لاغر چگونه‌ای؟!‌ای از قفس پریده به شوقِ رهاشدن!در باغ با شکستگیِ پر چگونه‌ای؟!‌هان ای زنِ گُری
این روزها که به دلیل مشغله‌های کاری که دارم وقت پاسخگویی به پیام‌های واصله رو مثل قبل ندارم، واکنش برخی از دانشجویان محترم، خیییییلی برام جالبه. 
 
ینی تو صد بار به یکی عسل بده مجانی در راه رضای خدا، کافیه یکبار به هر دلیلی نتونی عسل بهش بدی، چنان طلبکارت میشه ک انگار اون عسله که بهش میدادی ارث باباش بوده!
 
بزرگوار! یکسان رفتار کن، تو اگر بی ادبی، همون موقع هم که عسل بهت میداد و لقمه رو میذاشت توی دهنت و چپ و راست، با موقع و بی موقع، از وقت خو
خط کش ژله ایتون رو بر دارید تا میتونین بزنینش. شوخی کردم اونوقت دوباره اون برنده میشه و شما بین همه منفور میشین. راه اصلیش اینه که. بزارین براتون یه مثال بزنم اگه اون شخصی که مد نظر شماست خودشو بچه بسیجی و اومّل و نوکر معلما نشون میده و همیشه تو فعالیتای مثل راهپیمایی و 22 بهمن و بسیج دانش آموزی اینجور چیز خودی نشون میده لازم نیست شما هم مثل اون رفتار کنین چون از نظر دانش آموزای دیگه شما هم یه عوضی به تمام معنا هستین و با اون فرقی ندارین. پس چیک
+یک بار برای همیشه: قبل گم کردن اشیائی که خیلی برامون مهم هستن، روشون شماره تماس بنویسیم، نه آدرس! آدمها نوکر ما نیستن.
دوتا داستان مشابه برای من پیش اومده که گفتم قبل اینکه بشه سه تا داستان، نشرش بدیم بلکه نفر بعدی از تکرار این اشتباه جلوگیری کنه؛
داستان اول: چند سال قبل رفتگر کوچه منو صدا کرد، یک کیف پول زنونه توی سطل زباله پیدا کرده بود، با کلی کارت بانکی و کارت دانشگاهی داخلش، که روی همشون آدرس خانم صاحب کیف نوشته شده بود ولی اثری از شماره
غیرطنز:
من یک ربات هستم. رباتی که سیستم اصلی او تعبیه شده است برای پیشخدمت بودن و انجام اموری که به من دستور داده می شود. رباتی که طی برنامه هایی که از قبل درون من برنامه ریزی شده من موظف به پیگیری و انجام آن ها هستم و امکان نافرمانی و انجام ندادن آن ها در من وجود ندارد. زیرا که مانند انسان ها قدرت اختیار و تصمیم گیری را ندارم. من تنها مانند گارسون یا پیشخدمتی هستم که به کنار میز مشتری های مراجعه کننده می روم و آن ها به من دستور کار می دهند و من بد
دریافت (حجم: 5.76 مگابایت)
       
       
دکتر مصدّق برای اینکه بتواند با انگلیسی‌ها مبارزه کند و در مقابل انگلیس‌ها بایستد به خیال خودش، رفت سراغ آمریکایی‌ها؛ با آنها ملاقات کرد، مذاکره کرد و درخواست کرد؛ [به آنها] اعتماد کرد. کودتای بیست‌و‌هشتم مرداد نه به‌وسیله‌ی انگلیس [بلکه] به‌وسیله‌ی آمریکا در ایران انجام گرفت، علیه مصدّق. یعنی حتّی به امثال مصدّق هم اینها راضی نیستند؛ اینها نوکر میخواهند، سرسپرده میخواهند، تو‌سری‌خور میخوا
آدمی از روزی که پای بر زمین نهاد با چالشهای گوناگون روبرو بوده است. یکی از ویژگی های او برای گسترش و پراکندگیش بر روی زمین، ویژگی دگرگونی و بروز شدن در برابر پیرامون خویش بوده است.
با دستانش، ابزارهایی ساخت که نیازهایش را پاسخ دهد و جان جستجوگرش را از شیرینی یافته های جدیدش سیراب می کرد.
همگون شدن با پیرامون زندگی، آدمی را واداشت تا برای هر مکان و زمان ویژه، به گونه ای رفتار کند که کمترین آسیب را ببیند.
این دگرگونی ها به چند شاخه دسته بندی می ش
شایستگی فروشنده به چه معنی است؟
* در پایین لیست مختصری از مهارت‌هایی آمده که باید در آنها استاد باشید تا بتوانید افزایش فروش داشته باشید:
☆ تحقیقات پیش از فروش بر روی محصول یا خدمت
☆ پرسیدن سوالات به‌جا
☆ گوش دادن به خریدار و کشاندن مکالمه به سمتی که برای او مهم است.
☆ آماده بودن برای پاسخگویی منطقی نسبت به سوالاتی که ایجاد می‌شود.
☆ نمایش دادن بخشی از ویژگی‌ها یا کارآیی محصول
☆ دانستن زمان مناسب برای ایجاد صمیمت و انجام این کار به نحو م
متن اهنگ بنیامین بهادری به نام تو خوشگلی از بس
بی رحم منو نکش با اخم نمیگی میمیرم وقتی که میگی نهنامرد کاری که چشمات کرد حتی نکرد کافر شدی بتم آخرهی میگم اسمتو من دارم حس به تو نداری نه نه نه نداریتو خوشگلی از بس هی میکنی دست دستدلو میکنی میبری با خودت ولی دل نمیدی از قصدتو این بازیو خیلی خوب بلدی که اصلا ندی دست من سندیکه تو ببري هر دست تو بازیگری در اصلبا نگات میکنی حکم میکنم هول وجدان نداریمن حالم میشه بد تر تو واسم اونور برنامه داریهی میگم
گِلمان ساخته از تربت بُستانت شد
 
گِلمان ساخته از تربت بُستانت شد
روحمان خلق ز انوار فروزانت شد
عقل می خواست تقابل بکند با عشقت
بی خبر از همه جا آمد و حیرانت شد
مستی از رو به روی مجلس روضه که گذشت
عاقل از مستی جانانه ی مستانت شد
یوسف گمشده پیدا شد و از مصر شبی
به حرم آمد و آواره ی کنعانت شد
قبل از آنی که به میّت بدهد جان عیسی
دست بر سینه نشست ، طفل دبستانت شد
و سلیمان نبی مُلک خودش را بخشید
آمد و کنج حرم نوکر دکّانت شد
شیخِ قاضی ز کرامات تو شد صاحب
من دانشجوی ترم 3 رشته زیست هستم، گرایش سلولی و مولکولی، رشته م رو با علاقه انتخاب کردم و با سختی دارم میخونم، تا مهر امسال کار کردم ساعتی 5 تومن!، مربی کودک بودم، که علاوه بر آموزش نظافت محل کارم با خودم بود!
ساعت کاریم از 5 عصر تا 12 الی 1 شب بود، البته با سرویس برگشت و بدون مرخصی و تعطیلی حتی جمعه هم تعطیل نبودیم!، شغلم رو دوست داشتم، به پولش هم احتیاج داشتم، اما واقعا زیر دست کسی بودن سخته مخصوصا اگه سرت داد بکشن، کارهایی که بیشتر از وظیفه ت ب
بسم الله الرحمن الرحیم ./
 من از کودکی عاشقت بوده ام قبولم نما، گرچه آلوده ام . .  
 
یازده ماه از خدا این روزها را خواستم 
دیدۀ تر خواستم حال بکا را خواستم
 
اذن دق الباب این خانه برای ما بس است
استجابت پیشکش فیض دعا را خواستم 
 
یازده ماهست می خواهم که سلطانی کنم 
پشت این در ماندن و دست گدا را خواستم . . .  
 
قول دادم این محرم معصیت کمتر کنم
همت توبه به درگاه خدا را خواستم
 
از علی موسی الرضا رزق لباس مشکیه
دستباف حضرت خیرالنسا را خواستم 
 
هر محر
سند2030 کیلویی چند؟
این بچه ها حالشون خیلی قشنگه
 
دارن این سرود رو می خونن
 
نوشته روی قلب هر نوکر                             حسین تموم دین و دنیامه
نمیرم از کنار او حتی                                 اگه بدن صد تا امان نامه
ذکرامام حسین برای ما                                شبیه آیه های قرآنه
عزت و سربلندی شیعه                               برای گفتن حسین جانه
تویی تاج سرم ارباب                                 برا توعبد و ن
مداح: محسن محمدی پناه | هیئت انصار ولایت یزد | محرم ۱۳۹۲
لبیک یا حسین (۴)
صاحب لوا، اشکای ما، نذر شما.
می دونیم که قابل نداره / یه گدا چی داره بیاره / پیش تو که کرم می باره / یا حسین، یا حسین
اگه که می زنیم به سینه / همه ی خوشی مون همینه / مادر تو داره می بینه / یا حسین، یا حسین
ما سلاحمونه اشک روضه ها حسین / سنگرامونه میون هیئتا حسین / سد راه ما نمی تونه بشه کسی / دنیا رو می گیریم آخرش با یا حسین
اربابم. / می شه دل تو بسوزه برام / نگام کنی که دوباره بیام / م
توی دنیا دو طبقه مردم هستند:
بچاپ و چاپیده. اگر نمی خواهی جزو چاپیده ها باشی ، سعی کن که دیگران را بچاپی.
سواد زیادی هم لازم نیست ، آدم را دیوانه میکنه و از زندگی عقب میندازه. فقط سر
درس حساب و سیاق دقت بکن. چهار عمل اصلی را که یاد گرفتی کافیست ، تا بتوانی حساب
پول را نگه داری و کلاه سرت نره ، فهمیدی؟ حساب مهمه ، باید هرچه زودتر وارد زندگی
شد. همینقدر رومه را توانستی بخوانی بسه. باید کاسبی یاد بگیری، با مردم طرف
بشی. از من میشنوی برو بند کفش توی
اگه علم جام شرابی باشه ، برای من انگار کن تازه جام را برداشته و سمت دهان ببري! میبینی که وسوسه برانگیز است اما هنوز مزه مزه اش نکردی.
تو یک وبلاگی خونده بودم برای لذت بردن از هرچیز باید "مست" اون چیز شد.مست یار ، مست پول ، مست کار.و مست علم!
ای مسیر زیبام! به قول همون بلاگر : "بگذار مستت باشم"
مشکلی که من روانا اینجا دارم،
 
و با توجه به اینکه سه سال تمام هم خونه ای داشتم (بیشتر از دوازده تا)،
و با توجه به اینکه توی دو شهر اون هم غرب کامل و شرق زندگی کردم،
و به شهر سومی دائما رفت و امد داشتم،
 
اینه که
 
خیلی زیاد نسل اولی هست که براتون توی پست قبل گفتم.
 
یعنی:
تشریفاتیه به شدت، توخالیه. پوچه ولی همین تشریفات نمیذاره که اون قسمت پوچ بودن خیلی به چشم بیاد.
کانادا عین نوکر انگلیس میمونه.
 
سیستمش سوشال دموکراسی هست که همون کمونیستیه دروا
اوخولا گئتدیییمین ایکینجی ایلی، بیرینجی ایلین دیل یزیندن اؤزومو قورتاریب ایلگی قورماقدا اؤیره‌تمن اولور کیلاسداش اولور یا باشقاسی او قدر چتینلیک چکمیردیم داها. دیلیم آچیلمیشدی! درسلر ده آخیمیندایدی. ایکینجی ایل بوتون درسه گئتدیییم ایللرین ایچینده (ایلک ایلدن تهران بیلیم یوردوندان یوکسک لیسان آلینجا) تکجه بیر کره درسه گؤره سئچیلدیییم ایل اولدو؛ او دا یالنیز اوچونجو ثُلث‌دا (او زامان ایلی اوچ بؤلومه بؤلوب، هر بؤلومو ثَلث آدلاندیر
پیش زمینه ارباب و غلام
شب اول محرم 98
هیئت روضه العباس تهران
حسین سیب سرخی
پدرم خادم دربار حسین
 
 
(متن و سبک این زمینه زیبا رو در ادامه مطلب ببینید . کربلا نصیبتون)
 
 
 
 
 
متن مداحی:
 
 
پدرم خادم دربار حسین
مادرم هست عزادار حسین
هر کسی هست طرفدار کسی
پسرم هست هوادار حسین
 
من از اون روز که دربند تو ام ، آزادم آزادم
چه کنم حرف دگر یاد نداد ، استادم استادم
 
ماه تویی راه تویی 
ابی عبدالله
عشق دلخواه تویی
ابی عبدالله
حضرت شاه تویی
ابی عبدالله
 
من هم مثل دوستان، بخارم خوابید؛
- بی بخار شدم-
قلم را باید شکست
این روزها چرا همه حضرتی شده اند؟
مادر چنگیز خان در کجا دفن شده است؟
هندوستان در کجای نقشه قرار دارد؟
ایران چند استان دارد؟
بحرین چند سال از ایران بزرگ تر است؟
آیا مرحوم خسرو شکیبایی بازیگر بود؟
وقتی کوچک بودی اسمت چه بود؟
آیا بز حیوان است؟
می توانی چند انسان نام ببري که با خ شروع می شوند؟
من هم مثل دوستان، بخارم خوابید؛
- بی بخار شدم-
قلم را باید شکست
این روزها چرا همه حضرتی شده اند؟
مادر چنگیز خان در کجا دفن شده است؟
هندوستان در کجای نقشه قرار دارد؟
ایران چند استان دارد؟
بحرین چند سال از ایران بزرگ تر است؟
آیا مرحوم خسرو شکیبایی بازیگر بود؟
وقتی کوچک بودی اسمت چه بود؟
آیا بز حیوان است؟
می توانی چند انسان نام ببري که با خ شروع می شوند؟
شب میلاد شمس الشموس علی بن‌ موسی الرضا ع
نوکر‌ که باشی از‌ کریمان زر نمی خواهی
مستِ نگاهِ یاری و ساغر نمی خواهی 
مجنون که باشی غیرِ لیلا را نمی بینی 
غیر از مجالِ عاشقی دیگر نمیخواهی
وقتی که جَلدِ بامِ اربابِ خودت باشی
بالت اگر بشکست روزی، پر نمی خواهی 
در صحن ‌گوهرشاد باشی خوب میفهمی
با عشق آقا شادی و گوهر نمی خواهی 
تیر محبت را به جان خواهی خرید آری
در کارزار عاشقان ، سنگر نمی خواهی
سجاد نوبختی
اباصالح التماس دعا
اباصالح التماس دعا هر کجا رفتی یاد ما هم باش                            نجف رفتی کربلا رفتی کاظمین رفتی یاد ما هم باش
مدینه رفتی به پابوس قبر پیغمبر مادرت زهرا                                   به دیدارقبر بی شمع مجتبی رفتی یاد ما هم باش
زیارت نامه که میخوانی در کنار آن تربت خاموش                          به دنبال قبر مخفی از کوچه ها رفتی یاد ما هم باش
بغل کردی قبر مادر را جای ما هم او ار زیارت کن                  


تقدیم به روح مطهر سید شهیدان مقاومت سپهبد شهید حاج قاسم سلیمانی
قاسم ای مرد خدا داغ تو بر این دل ماستتا ابد راه تو سر لوحه ی مردان خداست
به خداوند کریمی که تو را هدیه نمودنام تو پرچمِ یاران علی شیرِ خداست
داعش آن نوکر ارباب شیاطین زمانضربتی خورده زشمشیر تو که دست خداست
حرم آل علی بعد ابوالفضل رشیددیگر این گونه ندید مرد دلیر که باوفاست
گرچه کشتند خبیثان دگر جسم تو رالیکن آوازه ی تو شرط همه رمز بقاست
قوم ظالم که فریب خورد و ندانست فقطآرزویت
دامنۀ شعر
 
7276
شعری از رهبری
 
من از اشکی که میریزد ز چشم یار میترسم
از آن روزی که مولایم شود بیمار میترسم!
 
همه ماندیم در جهلی شبیه عهد دقیانوس
من از خوابیدن مهدی درون غار میترسم!
 
رها کن صحبت یعقوب و کوری و غم و فرزند
من از گرداندن یوسف سر بازار میترسم!
 
همه گویند این جمعه بیا اما درنگی کن
از اینکه باز عاشورا شود تکرار میترسم!
 
منبع عکس
 
سحر شد آمده خورشید اما آسمان ابریست
من از بی مهری این ابرهای تار میترسم!
 
تمام عمر خود را نوکر این خاندا
انقدر همه چی در هم شد که کسی متوجه خودکشی رزیدنت ارتوپدی دانشگاه شهید بهشتی به علت فشار کاری نشد این وسط.حالا عامو سقوط هواپیما عمدی نبود ولی له کردن بچه های مردم زیر بار وحشتناک کاری که دیگه دست شماست.بیاید انسان باشید و با فرزندان دلبند دیگران به گونه ای رفتار کنید که دوست دارید با فرزندان دلبندتان رفتار شود!نه اینکه بابای من الان اسم اُرتو رو جلوش ببري جیغ هیستریک بکشه.مرسی اه!
راننده اسنپ چمدان سنگینم را جابه جا می‌کند و می‌گوید‌: می‌خواهی جنگ بروی؟ می‌گویم: نه. دارم از جنگ برمیگردم!
راه آهن که می‌رسیم، چمدان را بیرون می‌گذارد و با ترحم میگوید: این را چه جوری می‌خواهی ببري؟!
جای پله برقی، آقای کناری دستی می‌رساند و چمدانم را تا دم قطار می آورد. مامور قطار میپرسد: این آقا با شماست؟ 
می‌گویم: نه. هیچ کس با من نیست.
اصنشم اگه تو بودی، دستم با این وسیله های سنگین درد نمی‌گرفت. ترحم دیگران هم اذیتم نمی‌کرد. 
اصنشم
شور مناجاتی زیبای امام حسین و کربلا
شب هفتم صفر 97
هیئت رایه العباس تهران
حمید علیمی
جلوی آیینه خودمو میبینم
 
 
(متن و سبک این شور زیبا رو در ادامه مطلب ببینید . کربلا نصیبتون)
 
 
 
 
 
متن مداحی:
 
 
جلوی آیینه خودمو میبینم خیلی تغییر کردمجدی جدی با روضه های تو خودمو پیر کردمباور من اینه که همیشه تو زندگیمیمن عوض شدم ولی تو حسین بچگیمیحواست هست به موهای سفید سرمچقدر امسال از گذشته شکسته ترمحواست هست نوکرت داره پیر میشهبخرم ببرم به حرم داره
" زمان عشق، زمان کوتاهی است. طلوع و غروب خورشید فقط زیبا نیستند، بلکه تو را در نور امنی می برند، ولی ظل آفتاب توان تو را می گیرد و عشق ظل آفتاب است. وقتی طلوع آفتاب را ستایش می کنی باید یاد ظل آفتاب هم باشی.عشق ثابت نیست. در یک وضعیت نمی ماند. مدام در حال تغییر است. واقعیت این است عشق را نمی شود مدیریت کرد. عشق توعی ناکامی جبری همراه خودش دارد.اگر این را پذیرفتی، به عنوان یک نشئه و خلسه ی بسیار لذت بخش می توانی از آن لذت ببري. همه ی هنرت باید این با
نه اینکه ازت بخواهم به خودت سخت بگیری، نه اتفاقا دلم میخواهد تا آنجا که میشود کاری کنی که به تو خوش بگذرد! ولی خواسته ی قلبی و واقعی من از تو این است که با تموم وجود زندگی کنی! سعی کن از تک تک لحظه هایت لذت ببري، گذشته را فراموش کنی و امروزت را خیلی زیبا نقاشی کنی، دلم میخواهد به ندای قلبت گوش کنی و دست کودکی را بگیری و به خانوم میانسالی لبخند بزنی، دلم میخواهد همراه با افتادن برگ های پاییزی، غرور و خودخواهی را از خودت دور کنی و نفس بکشی در آسمان
نه اینکه ازت بخواهم به خودت سخت بگیری، نه اتفاقا دلم میخواهد تا آنجا که میشود کاری کنی که به تو خوش بگذرد! ولی خواسته ی قلبی و واقعی من از تو این است که با تموم وجود زندگی کنی! سعی کن از تک تک لحظه هایت لذت ببري، گذشته را فراموش کنی و امروزت را خیلی زیبا نقاشی کنی، دلم میخواهد به ندای قلبت گوش کنی و دست کودکی را بگیری و به خانوم میانسالی لبخند بزنی، دلم میخواهد همراه با افتادن برگ های پاییزی، غرور و خودخواهی را از خودت دور کنی و نفس بکشی در آسمان
گاهی وقت ها دنیا با تمام مشکلاتش روی سرت آوار می شود
گاهی گم میشوی در بین همه روزمرگی ها
گاهی خاطرات خوب گذشته افسرده ات می کند
اما بدان اینها همه گاهی رخ می دهند 
یعنی یک بازه کوچک از زندگی تو
پس صبور باش چون
این بازه های کوچک می گذرند و تو میمانی 
تو میمانی
تا بسازی دنیایت را
تا لذت ببري از ذره ذره زندگیت
و تشکر کنی بخاطر تمام داشته ها و نداشته های زندگیت
پس بخند
و بدان که گاهی ها گذرانند
پوچی همراه من است مجموعه تاملاتی از #لئونارد_کوهن است که با ترجمه #فرزام_کریمی و سوریا جمالی و ویراستاری #شهریار_وقفی_پور به زودی توسط نشر #سیب_سرخ به بازار نشر عرضه میگردد,کوهن کسی بود که از اجتماع فرار نکرد اما تمام موسیقی اش را صرف اجتماع همیشه در بحران هم نکرد او به لحاظ موسیقایی هر آن کاری که مدنظرش بود را به انجام رساند, اگر چه همواره عده ای او را موزیسین نمیدانستند بلکه او را راوی میدانستند که اشعارش را بر روی موسیقی زمزمه میکند ولی با ت
چیه این مثلا مرد بودن؟ 
وقتی برای اینکه کسی متوجه نشه باید سرتو ببري زیر پتو و تو اولین لحظه ای که چشاتو میبندی صورتت خیس بشه  
وقتی نداری کسیو که وقتی دلت آشوبه باهاش حرف بزنی . 
وقتی حتی نمیتونی دل خودتو آروم کنی . 
چیه این مرد بودن که مجبوری وسط همه کم اوردنا، به همه لبخند بزنی تا نشون بدی چیزی نیست ! 
+ نمیدونم . شایدم اصلا مرد و زن نداره تا وقتی کسی نباشه تا باهاش حرف بزنی و درکت کنه :) 
سلام!
بالاخره کنکور تموم شد و میشه گفت تابستون نهایتا شروع شده(چرا ۳ روز بعد کنکور اینو گفتم؟ خب چون تا الان دسترسی به اینترنت نداشتمP:) , من که خودم حدود ۳ سال تابستون نداشتم یادم رفته بود تعطیلات تابستونی چجورین و این چندروزه کلا داشتم داخل گوشیم داستان میخوندم تا اینکه گوشیم رو ازم گرفتن, الانم مشغول موسیقی و تفکرات فلسفی و ورزش و گردش و رمان و برنامه نویسی و بازی و .م, خلاصه خیلی خوشحالم که زنده م!
تو این روزا چیکار میکنی؟ زندگی بر وفق مراد
(پیر مرد روی صندلی در اتاق پزشک مربوطه نشسته، با نگاهی بی تفاوت به روبرو نگاه می‌کند، هنوز دکتر سراغش نیامده. نگاه پیر مرد طوریست که انگار هیچ چیزی برایش آشنا نیست و برای همین مردمک هایش جلب چیزی نمیشوند و یک جا ساکن مانده‌اند. بیرون در چند مرد و زن با دکتر با لحن نگرانی صحبت میکنند)
چی میشه دکتر؟\یعنی هیچیه هیچی؟\با این وضع نمیشه دکتر زندگی کنه کهیه راهی بگید»
(دکتر سعی می‌کند افراد را آرام کند و یکسری توضیح علمی بهشان بدهد و اینکه تا با
بسم الله 
قابل پیشکشی نیست. نگاهش که می کنی می بینی قابل عرضه نیست ؛ مبتلا، تکه تکه، گرفتار . ولی همینطوری که پیر صاحب صدا با صدای محزونش زیارت عاشورا می خواند دوست داری دلت را ببري بدهی به خودشان و بگویی برای شما ، تمام و کمال برای شما و از سنگینی اش و دربدری به دوش کشیدنش خلاص شوی . 
قلب عضو سنگینی است ، باید بدهی برود تا سبک شوی .
خدا بسه دیگه، بابا بسه دیگه، چقدر نوکر این دلم باشم، چقدر هی باید به این و‌اون خودمو ثابت کنم، چقدر مگه من طاقت دارم، بابا منیه ادم شکستم، اصلا بچم و کم طاغت، بابا من اون زخمی رو‌خوزذم که تو از حس کردنش مردی، بایا دیگه خفه شدم دوماهه حرف نزدم،لعنتی بهت گفتن حرف زثنزذن ما رو از هم میگیره، گوش نکردی، نخواستم حالتو بد کنم، خواستم باهمه وجودم برا تو باشم، دارم له میشم،دارم میمیرم از بغض، دارم از غمای
قبول ار من نسازم دین تو، ترسم سرم برٌی،
قبول ار میکنم دینت، تو جای دیگرم برٌی.
ببري صد نیستان و فغان بر جان نی ریزی،
فغان از جان من خیزد، نهال باورم برٌی.
زبردست تبردستی، ز باغ باورم بگذر،
تو هم زیر و زبر گردی، اگر خشک و ترم برٌی.
به مقراض دو پای خود میانبر میکنی راهت،
کمند یاری ما را میان دلبرم برٌی.
به تیغ ابروان هر دم طبابت میکنی قلبم،
برای زخم ناسوری تو نیم پیکرم برٌی.
گهی شعر ترم خوانی، گهی خشک و ترم برٌی،
گهی بال و پرم بخشی، گهی بال و پرم برٌ
 
قالَ الاْ مامُ اءبُوعَبْدِاللّهِ الْحُسَیْن ، صَلَواتُاللّهِ وَسَلامُهُ عَلَیْهِ:
 
1 – إ نَّ قَوْما عَبَدُواللّهَ رَغْبَةً فَتِلْکَ عِبادَةُالتُّجارِ، وَإ نَّ قَوْما عَبَدُوااللّهَ رَهْبَةً فَتِلْکَ عِبادَةُالْعَبْیدِ، وَإ نَّ قَوْما عَبَدُوااللّهَ شُکْرا فَتِلْکَ عِبادَةٌ الْاءحْرارِ، وَهِیَ اءفْضَلُ الْعِبادَةِ.(65)
 
ترجمه :
فرمود: همانا، عدّه اى خداوند متعال را به جهت طمع و آرزوى بهشت عبادت مى کنند که آن یک معامله و تجارت خو
❣هیچ وقت حسرت زندگی آدمایی رو که از درونشون خبر نداری نخور!! حسادت نوعی اعتراف به حقیر بودن خویش است. هر قلبی دردی دارد ؛ فقط نحوه ابراز آن فرق دارد. بعضی ها آن را در چشمانشان پنهان می‌کنند ٬ بعضی ها در لبخندشان! خنده را معنی به سر مستی مکن آنکه میخندد غمش بی انتهاست نه سفیدی بیانگر زیبایی ست. و نه سیاهی نشانه زشتی. کفن سفید ٬ اما ترساننده است و کعبه سیاه اما محبوب و دوست داشتنی است. انسان به اخلاقش سنجیده می شود نه به مظهرش. قبل از اینکه سرت را ب
دانلود آهنگ جدید بنیامین بهادری به نام تو خوشگلیدانلود آهنگ جدید بنیامین بهادری به نام تو خوشگلی با بهترین کیفیت در سمفونی. بنیامین بهادری گروه خوب کشورمان آهنگ جدیدی به نام تو خوشگلی را در فضای مجازی منتشر کرده است. شما عزیزان و طرفدارن موسیقی میتوانید برای دانلود موزیک تو خوشگلی و همینطور برای آهنگ های دیگر این هنرمند به بخش دانلود آهنگ و موزیک ویدیو مراجعه و این آثار بسیار جذاب را با بهترین کیفیت دانلود کنید و یا این موزیک زیبا را بصورت
در حالیکه ایران بزرگترین قدرت دنیا، و مرکز تصمیم های جهانی و با اقتصاد قوی است، عده ای دگر اندیش کاری کرده اند که: ایران مستعمره آمریکا به نظر برسد: آمریکا به ژاپن اجازه داد تا به ایران سفر کند! آمریکا اجازه نمی دهد که ایران نفت صادر کند. آمریکا اجازه نمی دهد که وزیر خارجه، از منزلش در نیویورک انطرف تر برود! صد سال مردم مبارزه کردند، تا آمریکا را از ایران بیرون کنند، اما دولتمردان مخفیانه با آمریکا ساختند، و پای او را به ایران باز کردند. کودتا
 
. تو به قدر کفایت به خود رنج داده ای که سرنوشت انسانیت را از یاد ببري. تو دیگر ساکن سیاره ای سرگردان نیستی. تو هیچ پرسش بی جوابی از خود نمی کنی. تو یکی از آن جاخوش کردگان حقیر شهر تولوزی. هنگامی که هنوز فرصتی باقی بود کسی شانه هایت را نگرفته و تکانت نداده است. اکنون گلی که تو را سرشته خشکیده و سخت شده است و از این پس هیچ چیز در وجود تو نخواهد توانست آهنگساز خفته یا شاعر یا کیهان شناسی را که چه بسا زمانی در تو بود بیدار کند.
 
زمین انسانها - سروش حب
میان همهمه ی شهر باطنا خسته
صدای بانگ اذان می رسد ز گلدسته
صدا کشاند مرا سمت خویش تا مسجد
چقدر خاطره دارم هنوز با مسجد
کنار حوض آبی آنجا کنار ماهی ها
نشسته ام مقابل لبخند شمعدانی ها
نشسته ام مقابل آن منبری که چوبی بود
مرور خاطرهایم چه حس خوبی بود
و کودکانه میان حیاط می خندید
همان که روی سرم آب حوض می پاشید
صدای بانگ اذان می رسد ز گلدسته
تمام صحن ،سکوت و دو چشم من بسته
رسید بانگ موذن به نغمه ی دلخواه
و گفت اشهدا ان علی ولی الله
میان رفت و آمد وقت
 
به طرز شگفت آوری امروز همه همکاری کردن و کارم یه روزه تموم شد. تو آسمونا دنبال یکی شون میگشتم که فک نمیکردم پیدا شه به این راحتی! لامصب اسم اون یکی هم سسمی باز شو اه اصن! تا اسمشو بردم بی چک و چونه تحویل گرفت!
بینش هم رفتم کتابخونه. اون یکی سالن مطالعه با تقریب خوبی دلبازتر و پرنورتر و خوشایندتره. این یکی هم البته دنجه و پیژامه هم میتونی ببري و تا شب بمونی
فقط قوانینش خیلی سفت و سخته، که به مکانش در! حیف نمیتونم اینجا بیام.
 
+ گاهی یه چیزی تو ذهن
کوچول خانم میبینم ک داری بزرگ میشیییی
انگار همین دیروز بود ک اومدی و گفتی سیماشی از وب جیسوگ کامنتاتو میخونمو میخوام ک باهم دوست بشیمم. گفتی ک چندسالته و آبانی هستی
من به لطف جیسوگ دوستای عالی ای پیدا کردم و تو یکی از اونایی
تولدت مبارک باشه عزیز دلم
دوست دارم از تک تک لحظار زندگیت لذت ببري و خوشحال و خوشبخت زندگی بکنی
راستش من خیلی سخنران خوبی نیستم
تهش فقط یه سارانگهه دارم بگم ک از ته دلمه.
اما بهت فرصت اینو میدم ک برا کادو تولدت هرچی دوس
یه اخلاقی دارم که وقتی ببینم چیزی واقعی نیست میذارمش کنار و میرم! 
که بیشتر در مورد آدم ها و رفتارشون واسم اتفاق میفته ولی میتونه در مورد هرچیز دیگه ای هم باشه که الان مثالش یادم نمیاد ولی حتما تجربه کردم! 
خلاصه که این اخلاقمم دوست دارم! 
وقتی میدونم واقعیت یه چیز دیگه ست چرا باید با یه مشت دروغ و چیزای غیر اصل دور و برمو پر کنم؟
همونطور که گفتم هیچ چیز اونطوری که میگن نیست تا خودت تجربه نکرده و ندیده باشی نمیتونی به واقعیت پی ببري؛ حتی باید ب
پوچی همراه من است مجموعه تاملاتی از #لئونارد_کوهن است که با ترجمه #فرزام_کریمی و سوریا جمالی و ویراستاری #شهریار_وقفی_پور به زودی توسط نشر #سیب_سرخ به بازار نشر عرضه میگردد,کوهن کسی بود که از اجتماع فرار نکرد اما تمام موسیقی اش را صرف اجتماع همیشه در بحران هم نکرد او به لحاظ موسیقایی هر آن کاری که مدنظرش بود را به انجام رساند, اگر چه همواره عده ای او را موزیسین نمیدانستند بلکه او را راوی میدانستند که اشعارش را بر روی موسیقی زمزمه میکند ولی با ت
برای یادآوریش ،چشمامو میبندم،یه لبخند میشینه گوشه لبم .تو دلم آشوب میشه .زبونمو در دهانم میچرخونم .حس اش میکنم .از چی میگم‌؟
 
 
از مزه ی کوکومون .
شیرینیِ فوق العاده ی شیرنارگیلِ سرد ،با تلخی و مزه ی نابِ اسپرسو ،با یخ هایی که وجودشون به جای مولکولِ آب ،از مولکول های اسپرسو تهیه شده .بهشت باید جایی باشه که میتونی مزه ها رو حس کنی .میتونی زندگیو ببینی .جزئیاتو و لذت ببري .بهشت جاییه که دیگه منتظر چیزی یا کسی که نیست نیستی ،چون اونقدر سرگرم بودن
یکی از درس های مهم وادی هنر اینه که : با وجود اینکه هیچ وقت مطمئن نیستی به فردا ، اینکه خبری از ایده های و اثرهای جدید هست یا نه ، قراره کارت چه سر و شکلی بگیره ، دیگران دوستش دارند یا نه و . ! (کلا قراره چی بشه)
هیچ کدوم از این ها جواب مشخصی نداره و تنها راه اینه که دل بدی به مسیر و لذت ببري. در غیر این صورت راه به جایی نمی بری. هنرمند درون همیشه دلش میخواد غافلگیر بشه و غافلگیرت کنه. اگر به جونش غر بزنی و اذیتش کنی یا دائم بخوای بپاش باشی، گم و گورت
تنها چیزی که توی این گرما توی روز تعطیل میچسبه اینه که کل روز رو بری توی وان حمام بمونی. همه چیزای مورد احتیاجت رو هم با خودت ببري البته که الان این اومد توی ذهنتون
اما این به واقعیت نزدیکتره :))))
البته چند تا کتاب ، گوشی، لپ تاپ رو هم اضافه کنین .
اما چه حیف که توی خوابگاه دارم زندگی میکنم  و حتی یه دل سیر هم نمیشه از دستشویی استفاده کرد:))))
آنقدر غمگینم که نای نوشتن ندارم. اما مفرّ دیگری جز همین کار هم سراغ ندارم. سنگ سنگینی روی سینه‌ام است. نمی‌دانم غم از چه رو به این شیوه روی من نشسته است. سنگین است. غلیظ است. آرام است. غمم شبیه جریان آب است. آرام است اما پیوستگی‌اش، نافذش می‌کند. من را سوراخ کرده است. در شرایط عادی باید بنویسم در بیست و چهار ساعت گذشته یا مثلا دو روز گذشته، اما بیش از این حرف‌هاست. حسابش از دستم در رفته است. توی یک دالانی هستم که ابتدایش را دیگر به خاطر ندارم. با
فکر کنم اولین آرزوم ،آرامشه ، در کنارشون.
وقتی ارامش نیست ، اگه یه روز نباشن؟ حتی باااینکه بدم میاد ازش ، چی میشه زندگی؟!
عمیقا نگرانم ، نگرانم بدبختی ها بیشتر شه ، چه بیچاره ایم ما نه،؟!
خدایا اگه دقت کنی ، یه دلخوشی کوچیک هم ندادی میدونی؟!
بیچاره تر از بیچاره میکنی و هی ناشکری کنیم بیچاره تر میشیم ، خدایا چی بگم بهت؟!
چرا اینطوری میکنی باهامون؟!
چرا میخوای بدبخت ترم کنی؟
من میدونم اتفاقای بد دارن نزدیک میشن.
از همچی بدم میاد خدا ، به هیچی اع
شور مناجاتی امام حسن و امام حسین (ع)
شب ششم محرم 98
هیئت انصار الحجه مشهد
امیر کرمانشاهی
قلبم می گه این عین یقینه


 
متن و سبک این شور زیبا رو
در ادامه مطلب ببینید . کربلا نصیبتون

متن مداحی:


قلبم میگه این عین یقینه
این عقده نمی مونه توی سینه
پرچم یا حسن رو می بینم
از بین الحرمین مدینه
فکرشم شیرینه
حرم امام حسین توی قاب یک آئینه
چشم های من داره
حرم شلوغ آقام حسن رو می بینه
حرم رو می سازیم
ضریح و گنبد و باب الکرم رو می سازیم
حرم رو می سازیم
ز
آنها که بار بستند و راه افتادند، آنها که بی هوا و ناگهانی، راهی شدند. آنها که به این در و آن در زدند و مسافرت شدند، لبیک عیان و رسا و مجسم‌اند به فریاد العطش دخترانت به خطبه غرای خواهرت. به علم افراشته برادرت. به رجزهای پرشور اصحابت.
اما این جامانده‌ها، این شکسته‌ها، این خانه نشینهای صبور که بار مسافران را با اشک‌های یواشکی  بستند. پشت سر زائرانت دویدند و نرسیدند. که دردهای سخت امان رفتنشان نداد و ماندند. این غریب‌های نشسته‌ پا
چند وقتی هست که همسر جان یه دو سه باری بحثای جدی در مورد آوردن نی نی با من کرده و من با شیطنتای مخصوص خودم هی بهونه آوردم .بهوووونه از هر دری که بابا بذار جوونی کنیم یه مسافرت دو نفره منو قول دادی اونور ببري نمیدونم بذار هزار و چهارصدی باشه  و و و
ولی از شما چه پنهون گفته بودم از مسئولیتش میترسم؟ اصن کلا از بچه داشتن میترسم؟
سعید گیر داده که دیگه ما باید بچه دار شیم نهایتا چند ماه دیگه وقت داری بازی کنی :))))
میگه ای بابا خو من توله میخوام هزا
مدت‌هاست که اینجا باهم سفر میکنیم و مدت‌هاست که من از نوشتن #سفرتنها یا #زن_تنهای_مسافر یا هرچیزی شبیه این دوری میکنم و دلایل خودم رو دارم. یکی از دلایلم اینه که سفرتنها باعث میشه ترس نهادینه شده در مغز ما از رفدن و از تنهایی، تداعی شه. ترسی که راستش به اون شکل تو خیلی از سفرها معنا نداره. درسته اسمش سفرتنهاست و در تمام این‌ سالهای سفر، عزم سفر و رفتن و برگشتن از مقصد به تنهایی و به عهده‌ی خودم بوده، اما همیشه هزاران آدم و هزاران داستان سر راه
به همون اندازه که اومدن میتونه یه داستان قشنگ  رقم بزنه 
اینکه بدونی کی و کجا و کدوم لحظه رو برای رفتن انتخاب کنی میتونه یه پایان تراژدی بهتر رو  برات به جا بزاره برای روزهایی که از خماری لحظه های دور به خودت میپیچی!
 
 
دونه های بارونی به شیشه میخوره که خبر رفتن زمستون رو میده بدون اینکه مژده  ی اومدن  بهاری  رو به گوش ما برسونه
یه تک شاخه گل رز ابی برای یه اختتامیه ی به یادموندنی چه طوره؟!
سکوت خیابون یه شب سیاه که صدای حرف های حبس شده توی خو
خب عنوان ارامش قبل طوفانه دلیلشم اینه هنوز از شدت و سختی ازمون آگاه نیستیم و فعلا شاید سرسری بگیریم اما خب میدونیم ازمون سختی هستش و تلاش زیادی میخواد
میدونی همیشه تا نزدیک طوفان نشه و اون استرس اماده بودنه سراغت نیاد نمیتونی به عمق اون حادثه پی ببري و اون لحاظ وقوع حادثه تو میفهمی که کجاهای کارو کم گذاشتی و کجاهارو الکی براس وقت گذاشتی
تو این راه خب من کم کم دارم درس خوندم رو روال میکنم اما ١٠٠ درصد از خودم راضی نیستم چون از یک درصد انرژی خ
الان یه چند وقتیه دنباله هدف و اینا میگردم خیلی وضع بدیه که ادم هیچ هدفی نداشته باشه منظورم از هدف هم گرفتن فلان نمره و اینا نیستا یکم کلی تر بعد برام جالبه که چجوری ملت بدون دونستن چیزی به این مهمی میگذرونن  البته فک کنم هر کی یه مدت بهش فک میکنه بعد بیخیال میشن حالا منم تو اون زمانم کاش هرچی زود تر  بیخیال بشم ولی فعلا الان یه سری گزینه هست که ممش بده اولیش اینه من هستم که یه مدت لذت ببرم از زندگی بعد بمیرم که این فاجعس گزینهی دوم کمک به مردم
مطمئنم این مدت چون میدونم ناز کش ندارم دوام اوردم و گزیه نکردم و کمتر درگیر حرفا و رفتارها شدم چون مطمئنم اگه حرفای یک نفر بود و مدام اشتباهاتم تو چشمم میزد و سر همه ناراحتیا خود منو مقصر میدونس نه تنها گریه میکردم بلکه صدها بار افسرده میشدم.
یه وقتایی فکر میکنم خوشحالیم شاید به دلیل حذف ادمایی هس که مدام بم انرژی بد میدادن و زیر پام خالی میکردن.
واقعا تغییر حال و هوام حس میکنم
فرق ادمی که مدام امید میده و جانب داری میکنه ازم با ادمی که سرزن
 
هو سمیع
.
#قسمت_چهل و نهم
.
-خوش گذرونی بسه
یه روز یکی گفت می خواد بیاد روستا اما تو ویلچر کسی نیست تا اونجا هلش بده
نگاهش کردم اما انگار هیچ چیزی نشنیدم
-گویا مجبورم به روش سجاد ببرمتون
یا بلند می شید بریم یا به زور ببريم
-نمی تونی به زور من رو ببري
- خواهیم دید
ادامه مطلب
تو پشت پنجره هر شب به ماه می‌نگریدوباره موسم باران رسید ماه پری؟
چکید قطره‌ی باران به شیشه و دیدمکه وقت بارش باران چقدر ماه تری.
نه! با هزار و یک افسون و گیسوی خیستمخواه بیشتر از این دل مرا ببري
مخواه بیشتر از این نحیف و خسته شودکسی که خواست خودت را؛ نه چیز بیشتری
ای التیام من! ای داغ تازه بر دل منکه موی قهوه‌ایت وعده داده: دردسری
تو کیمیایی و حتما خودت نمی‌دانیدوای درد منی و هنوز بی خبری
مسعود پایمرد»
1397/11/18
هربار که چیز جدیدی راجع به خودم میفهمم حسی شبیه به کشف کردن سراغم می آید. و به این فکر میکنم که این آدمیزاد چیست که هرچه بکاوی باز چیزهای جدیدتری در چنته دارد.مثلا به تازگی متوجه شدم چقدر علوم انسانی برایم جذاب است.
میدانی فکر میکنم عشق هم یک همچین چیزی باشد، کشف رازآلودگی زیبایه درون معشوق. و میشود سالیان سال عاشق ماند؟ که هربار با کشفش دوباره عاشقش شوی؟ از نو. که در پی این واکاویدن ها، سیاهی اگر دیدی بمانی و عاشق بمانی. شاید با دیدن سیاهی ه
بسم الله الرحمن الرحیم
بلیط های سفر اربعین رو گرفتند. همونطور که آرزو داشتم! سهل، طولانی، زود!
و همراه همسر!
همیشه وقتی اشتیاقشون به زیارت رو می دیدم با همه وجودم از خدای مهربون می خواستم به ما توفیق بده ما ایشون رو به این آرزوشون برسونیم و به همسر میگفتم وظیفه شماست که ببريشون، حتی شده تنها، حتی قبل از اینکه ما رو ببري
حالا قراره همسفر بشیم؛ ایشون همراه و کمک ما باشند؛ ما هم در خدمتشون.
ایشون هم مثل پارسال من سفر اولشونه. خدایا! میش
امام باقر علیه السلام: از امروز و فردا کردن بپرهیز؛ زیرا آن دریایى است که هلاک شوندگان در آن غرق می شوندإیّاکَ وَالتَّسویفَ، فَإِنَّهُ بَحرٌ یَغرَقُ فیهِ الهَلکى تحف العقول، صفحه 285
امروز و فردا کردن و کار امروز رو به فردا انداختن.یعنی همینکه می خواهی دیگه نمازهات رو اول وقت و با حضور قلب بخونی یا نمازهات رو با توجه وبا همه وجود بخونی یا می خواهی نمازهات رو به جماعت و در مسجد بخونی ولی می ذاری برای بعدا. یعنی همینکه می خواهی هر روز قرآن ب
تبدیل نقشه های دو بعدی به سه بعدی
کافیست یک فایل اتوکد برامون بفرستید تا ما فایل پروژه شما رو به یک فایل سه بعدی تبدیل کرده و رندر و انیمیشن حرفه ای از کارتون بگیریم . 
پیشنهادی عالی برای افرادی که دنبال ارائه و پرزانته حرفه ای به کارفرمایان خودشون هستن . 
پیشنهادی عالی برای افرادی که میخوان پروژه بگیرن
پیشنهادی عالی برای علاقه مندان در زمینه های مختلف ساختمانی اعم از کابینت و دکوراسیون  - محوطه سازی - ویلاسازی و مجتمع و شهرک سازی و انبوه سا
1. نمیدونم شنبه های من به اندازه شنبه های شما شنبه هست یا نه، ولی میدونم که امروز خیلی شنبه بود :( دندونمم درد میکنه، دردش زده به گوشم، و درد گوشم زده به درد سرم، و درد سرم زده به گردنم، و درد گردنم زده به کمرم، و درد کمرم زده به پام :|
بالای طاقچه مانند پنجره وایسادم عربدهههه کشیدممم خدااااایاااا من دارم میممیییرممم :| یه آقاهه هم به نشونه هم دردی برام دست ت داد. بهش گفتم میشه بیای منو ببري از اینجا؟ نشنید :( رفت :(
2. اقاااا امروز داشتم ناهار میخ
 
سلاموینیو یک بازی زنده‌ی دست جمعیه. هر روز در مسابقه های جذاب و متنوع وینیو که بصورت زنده و با هزاران شرکت کننده دیگه برگزار میشه، رقابت کن. فقط با یک گوشی همراه در زمانِ مشخص وارد اپلیکیشن وینیو شو و تو مسابقه شرکت کن. کافیه به همه‌ سوالات جواب درست بدی تا جایزه اون روز رو ببري. به همین سادگی. تازه در کنار شوی زنده امکان چت کردن با کاربرها رو هم داری!با جایزه نقدیسایت وینیو:winu.ir یادانلود از کافه بازارکد معرف: imjhk
امام صادق ع فرمود  چون وفات رسول خدا ص در رسید عباس بن عبدالمطلب و امیرالمونین ع را طلب کرد و بعباس فرمود عمو محمد قبول مبکنی که ارث محمد را ببري قرضش را ببري را بپردازی  بوعدهایش وفا کنی اونپزیرفت و گفت ای ریول خدا پدر و مادرم قربانت من. پیر مردم عیالم.  بسیار. مالم اندک است وتو در سخاوت با باد مسابقه گذاشته ایچه کسی طافت وصایت ترا دارد حضرت اندکی سر پایین انداخت و سپس فرمود عباس می پذیری که ارث محمد را ببري وقرضش را اداکنی ووعدهایش را عملی کن
عکس آقای خامنه ای

تبلیغات

آخرین مطالب