نتایج پست ها برای عبارت :

بنشین رفیقوم تادردل بگویوم

دانلود آهنگ یا برگرد یا این دل را برگردان از سالار عقیلی
Download New Music Che Beoyam- Salar Aghili
دانلود آهنگ جدید سالار عقیلی با نام چه بگویم
 
دانلود آهنگ یا برگرد یا این دل را برگردان از سالار عقیلی
متن آهنگ چه بگویم از سالار عقیلی :
♫ ♫ نکست وان ♫ ♫
چه بگویم نگفته هم پیداست غم این دل مگر یکیو دوتاست
به همم ریخته است گیسویی به همم ریخته است مدت هاست
چه بگویم نگفته هم پیداست غم این دل مگر یکیو دوتاست
به همم ریخته است گیسویی به همم ریخته است مدت هاست
یا برگ
♦️شعری بسیار زیبا (#صلح)

تفنگت را زمین بگذار
که من بیزارم از دیدار این خونبارِ ناهنجار
تفنگِ دست تو یعنی زبان آتش و آهن
من اما پیش این اهریمنی ابزار بنیان‌کن
ندارم جز زبانِ دل، دلی لبریزِ مهر تو
تو ای با دوستی دشمن.
 
زبان آتش و آهن
زبان خشم و خونریزی ست
زبان قهر چنگیزی ست
بیا، بنشين، بگو، بشنو سخن، شاید
فروغ آدمیت راه در قلب تو بگشاید.
برادر گر که می خوانی مرا، بنشين برادروار
تفنگت را زمین بگذار
تفنگت را زمین بگذار تا از جسم تو
این دیو انسان
جان خوش است ، اما نمیخواهم که جان گویم تو را
خواهم از جان خوش تری باشد، که آن گویم تو را
من چه گویم کانچنان باشد که حد حسن توست ؟
هم تو خود فرما که چونی ، تا چنان گویم تو را
جان من ، با آنکه خاص از بهر کشتن آمدی
ساعتی بنشين ، که عمر جاودان گویم تو را
.
.
بس که میخواهم که باشم با تو در گفت و شنود 
یک سخن گر بشنوم ، صد داستان گویم تو را .»
 چون گرد حرم گشتی با خان خدا بنشين               چون می به قدح کردی بر چشمه زمزم زن
 گر تکیه دهی وقتی، برتخت سلیمان ده             ورپنجه زنی روزی، در پنجه رستم زن
 گر دردی از او بردی صد خنده به درمان کن         ور زخمی از او خوردی صد طعنه به مرهم زن
 زاهد سخن تقوا بسیار مگو با ما                      دم در کش از این معنی، یعنی که نفس کم زن
                                         فروغی بسطامی
همیشه، هروقت به خودم جرئت اظهار نظر می دادم، آنجا نشسته بود. پوزخند می زد و می گفت: "آه سولویگک خام، تو از دنیا چه می دانی مگر؟ چند سالت است؟ چه قدر از این دنیا را دیده ای؟ هان؟" و من هم خفه می شدم. دیگر حرفی نمی زدم. نه از عشق، نه از معنای این زندگی. نمی گفتم که چه قدر از فلسفه وحشت دارم، در عین این که عاشقش هستم. درمورد کتابهای گنده اظهار نظر نمی کردم، به قول او جوانک خامی مانند مرا چه به این کارها؟ و او با لبخندی دست روی سرم می کشید و می گفت: "آفرین
تفکر    »»»»»حتما بخوانید
 
ﺭﻭﺯ ﻣﺮﺩی ﺍﺯ ﺑﺎﺑﺎﻧ ﺩﺭ ﺣﺎﻝ ﻋﺒﻮﺭ ﺑﻮﺩ٬
ﻪ ﺩﺪ ﻣﺎﺭ ﺩﺭﻭﻥ ﺁﺗﺸ ﺩﺭ ﺣﺎﻝ ﺳﻮﺧﺘﻦ ﺍﺳﺖ٬
ﻮﺏ ﺩﺳﺘﺶ ﺭﺍ ﺑﻪ ﺩﺭﻭﻥ ﺁﺗﺶ ﺑﺮﺩ ﻭ ﻣﺎﺭ ﺭﺍ ﻧﺠﺎﺕ ﺩﺍﺩ٬
ﻣﺎﺭ ﻪ ﺩﺍﺷﺖ ﺍﺯ ﻮﺏ ﺩﺳﺘ ﺑﺎﻻ میرﻓﺖ،
ﺧﻮﺩﺵ ﺭﺍ ﺑﻪ حالتی ﺩﻓﺎﻋ درآورد ﻪ ﺍﻭ ﺭﺍ ﻧﺶ ﺑﺰﻧﺪ
ﻣﺮﺩ ﺍﺯ ﺍﻭ ﺮﺳﺪ ﻪ میکنی؟
ﻣﻦ ﺍﺯ ﺁﺗﺶ ﻧﺠﺎﺗﺖ ﺩﺍﺩﻡ٬
ﻣﺎﺭ ﻔﺖ:
ﻣﺮ نمیدانی که ﺳﺰﺍ ﻧ ﺑﺪ ﺍﺳﺖ؟
ﻣﺮﺩ پاسخ داد:
ﺍﻦ ﻪ ﺣﺮفیست ﻪ ﻣﺰﻧ؟
ﺳﺰﺍ ﻧ ﺭﺍ ﺑﺎ
اگه دیروز که بعضی پان‌ترکیست‌های تماشاگرنما یا تماشاگرهای پان‌ترکیست‌نما، به اسم طرفداری از تیم‌ محبوب‌شون شعار "خلیج عربی" سر دادن،یه چک زیر گوش هر کدوم خوابونده بودیم، امروز اینقدر وقیح نمی‌شدن که به ارتش ترکیه سلام نظامی بدن!
 
پ.ن: فوتبالی نیستم.ولی برای فهمیدن معنی این حرف‌ها و کارها نیازی به فوتبالی بودن نیست! فقط خطاب به بعضی میگم:
مرا بهل که همان داغدار خود باشم
به جای خود بنشين تا به کار خود باشم!
 
#دیدگاه_شخصی
امیرالمومنین ع فرمود از جمله حقوق عالمست که از او زیاد نپرسی و جامه ش نگیری و چون براو شدی وگروهی نزد بودند بهمه یلام کن اورا نزد انها بتحیت مخصوص. ،گردان مقابلش بنشين وپشک سرش منشین چشمک مزن با دست اشاره مکن  پرگویی کن که فلانی فلانی بر خلاف نظر او چنین گفته اند واز زیادی مجالستش دلتنگ مشو زیرا مثل عالم مثل درخت خرماست باید در انتظارباشی تاچیزی از ان بر تو فرو ریزد و پاداش عالم اروزه دار شب زنده داریکه درراه خدا جهاد کند بیستر است
پاک کن برداشتم دیشب ولیپاک کردم هرچه را منغیرعشقپاک کردم دردوهجروغربت ودلخوشی هایی هر آنچهغیرعشقمشق من شد خط خطی من بازهمپاک کردم جمله ها راغیرعشقعاقبت درصفحه کاغذ نماندجز کلام ماندگاریغیرعشقصبح شد رفتم به سوی مدرسهزنگ خورد، آن زنگ اونگ عشقبازهم خانم معلم آمد ومشق ها را دید بالبخند عشقروی مشق من کشید یک خط سرخخط سرخ روشنزیبای عشقباز برمن خنده زد یعنی جوانمانده ای بد جور درسودای عشقمن زجا برخواستم بی اختیارگفت :بنشين ای توخاطر خوای ع
بی‌خود شو به پیش‌ام آ، یا با همه تنها شوای با‌همه زین جا رو، ای بی‌همه با ما شو 
تو مست خودی با خود، این باده نمی‌دانیمن مست توام بی تو، ای بی‌تو به دریا شو
من قصّه نمی‌دانم، افسانه نمی‌خوانمتو گر سر حق داری، بی سر به ثریّا شو
با خلق به سودایی، این خلق نمی‌دانمآن خلق حق ار یابی با آن به سر جا شو
بی چشم تو را دیدم در محفل بی‌خوابانبی حرف ندا آمد: ای روح به بالا شو
حلمی تو چه می‌جویی؟ آن خانه به جان پیداستبنشين و به پنهان رو، برخیز و هویدا شو
سر انگشتانم که میسوزد یعنی وقت نوشتن از توست
بیا در خیالم آرام بنشين ؛ میخواهم صدای نفس هایت را بنویسم مهربان.
سال هاست که من با خیالت سر می کنم زندگی را. و با خودت عاشقی!
آری 
کنارم که هستی ، زمان هم مثل من دستپاچه میشود ، عقربه ها دوتا یکی می پرند !
اما همینکه می روی تاوان دستپاچگی های ساعت را هم من باید بدهم! جانم را می گیرند ثانیه های بی تو بودن.
گاهی وقت ها آدم ها از یک جایی به بعد ؛
از یک روزی به بعد؛
از یک نفر به بعد ؛
دیگر هیچ چیز برایشان مع
حکایت
دو درویش در راهی با هم می‌رفتند. یکی بی‌پول بود و دیگری پنج دینار داشت.درویش بی‌پول، بی‌باک می‌رفت و به هر جایی که می‌رسیدند، چه ایمن بود و چه ناامن، به آسودگی می‌خوابید و به چیزی نمی‌اندیشید. اما دیگری مدام در بیم و هراس بود که مبادا پنج دینار را از کف بدهد.
بر چاهی رسیدند که جای ان و راهن بود.اولی بی‌پروا دست و روی خود را شستو زیر سایه‌ی درختی آرمید. در همین حین متوجه شد که دوستش با خود چه کنم چه کنم می‌کند!برخاست و از او پرس
   ساقی بَسی خُمارم ،  پُر کن تو جام مارا
   از شَهدِ بوسه هایت ، تَرکن تو کام ما را
   بر بامِ کُلبه ی عشق ، بنشين که مَست گردم
   هرگز مکُن  تو   تَرکِ  ، تارَکِ  بام  ما را
 
                                                شاعر معاصر : داوود جمشیدیان ، متخلّص به سِتین
دانلود آهنگ علی زند وکیلی بهار دلنشین | متن و بهترین کیفیت
آهنگ زیبا و بسیار شنیدنی علی زند وکیلی بنام بهار دلنشین همراه با متن و دو کیفیت 320 و 128
Exclusive Song: Ali Zand Vakili – Bahare Delneshin” With Text And Direct Links In jazzmusic.blog.ir
متن آهنگ علی زند وکیلی بهار دلنشین
───┤ ♩♬♫♪♭ ├───
تا بهار دل نشین آمد به سوی چمن♬♫♪ ای بهار آرزو بر سرم سایه فکن ♬♫♪چون نسیم نو بهار برآشیانم کن گذر♬♫♪ تا که گلباران شود کلبه ی ویران من ♬♫♪تا بهار زندگی آمد بیا آرام جان♬♫♪ ت
 
شیعیان! دیگر هواى نینوا دارد حسینروى دل با کاروان کربلا دارد حسین‏از حریم کعبۀ جدّش به اشکى شُست دستمروه پشت سر نهاد، امّا صفا دارد حسین‏مى‌‏برد در کربلا هفتاد و دو ذبح عظیمبیش از این‏‌ها حرمت کوى منا دارد حسین.او وفاى عهد را با سر کند سودا ولىخون به دل از کوفیان بی‌وفا دارد حسین‏.آب را با دشمنان تشنه قسمت مى‌‏کندعزّت و آزادگى بین تا کجا دارد حسین‏.دست آخر کز همه بیگانه شد، دیدم هنوزبا دم خنجر نگاهى آشنا دارد حسین‏شمر گوید گوش کر
دخترک بیچاره، تنهاکه شدی، اخرشب که شد، هیس، یواشکی، هیچکس نفهمد، جلوی اینه بنشين، دستت را روی تصویرت بکش، روی گونه ات، ارام لپ خودت را بکش و ریز بخند. همان کوفتی ها را بردار و صورتت را نقاشی کن. شاد. خیلی خیلی شاد. مثل دلقکها. بعدلبخند بزن. زورکی. زیاد. ارام ارام بلندتر و بلندتر. قهقهه بزن. مثل دیوانه ها. بعد گریه کن.میان همان خنده ها یکهویی بزن زیر گریه. به چشمهای خیست در اینه نگاه کن! زیباترشده اند، تیرگی زیرچشمهایت هم شاعرانه بنظرمیرسد نه؟ بع
فردا امتحان شیمی ازمایشگاه دارم. حوصله احدالناسی را ندارم. پرداخت هزینه خوابگاه را انقدری پشت گوش انداخته ام که احتمالا جریمه بخورد و حالا هم که گویا رمز دوم و اینها فلان شده! باید دوش بگیرم، کمدم را مرتب کنم، و بعد بروم در اتاق جدید ببینم انجا میشود درس خواند یا چه! 
اگر فکر کرده اید توان روانی اش را دارم که فقط تماس بگیرم و ببینم جواب mri چه شده و وقت بعدی دکتر کی است سخت در اشتباهید. از بس مرغ خورده ام که حالم دارد از همه چیز بهم میخورد! سم میگف
 محمّد طیّار گوید: 
 
 
وارد مدینه شدم و منزلی می‏طلبیدم تا اجاره کنم، 
به خانه‏ای وارد شدم که دارای دو اطاق بود و دری میان آن دو قرار داشت 
و در یکی از آنها زنی زندگی می‏کرد آن زن به من گفت: این اطاق را اجاره کن، 
گفتم: این دو اطاق به هم راه دارد و من جوان هستم تو نیز جوانی و صلاح نیست، 
گفت: تو اجاره کن من در را می‏بندم، من پذیرفتم و متاعم را به آنجا بردم، 
و بدو گفتم: در را ببند، گفت: از اینجا نسیم می‏آید بگذار باز باشد، 
گفتم: من و تو هر دو جوا
در سال ۲۰۰۲ میلادی، مارتین سلیگمن با بیان نظریه شادکامی که به مفهوم اودایمونیا” (Eudaimonia) ارسطو شباهت بسیاری دارد، گام بزرگی را در جهت تعریف شادکامی برداشت. ارسطو شادکامی را در خوب بودن، نیکی کردن و زندگی در سایه آن می دانست و سلیگمن به پیروی از این جمله، شادکامی حقیقی را رسیدن به فراخنای شناسایی و رشد توانایی (کنجکاوی، نیروی حیاتی و قدردانی) در بازی، کار و عشق بیان کرده است. خیام نیز در رباعی زیبایی تعریف خویش را از شادکامی بدین‌گونه بیان
تصور کن بهاری را که از دست تو خواهد رفتخم گیسوی یاری را که از دست تو خواهد رفت
 
شبی در پیچ زلف موج در موجت تماشا کننسیم بی قراری را که از دست تو خواهد رفت
 
مزن تیر خطا آرام بنشين و مگیر از خودتماشای شکاری را که از دست تو خواهد رفت
 
همیشه رود با خود میوه غلتان نخواهد داشتبه دست آور اناری را که از دست تو خواهد رفت
 
به مرگی آسمانی فکر کن محکم قدم برداربه حلق آویز داری را که از دست تو خواهد رفت

فاضل نظری 

 
کامنتهای این پست کم کم رفت به سمت خاطرات خنده دار من و گندم و دختر معمولی از اصفهان و شیراز. گندم پیشنهاد داد یک پست بگذارم و از شما ملت همیشه در صحنه دعوت کنم که خاطرات خنده دار خودتان از سفر به استانها و شهرهای دیگر را کامنت کنید و من اضافه می کنم که اگر خاطره خنده داری از حضور مردم سایر استانها و حتی کشورها در شهر خودتان دارید هم بنویسید.
فقط لطفا لطفا لطفا بیایید حواسمان را جمع کنیم و در بیان خاطراتمان هیچ گونه توهین و تحقیری نسبت به قومیته
ابن زیاد گفت: عمر سعد راست می گوید. بیماری این جوانک را خواهد کشت، مخصوصا که باید راهی طولانی از کوفه تا شام را بپیماید.»
به زینب پوزخند زد: شاید همه تان در این راه مردید!»
زینب به علی نگاه کرد که همچنان به دیوار تکیه داده بود. برادرزادۀ عزیزم. نه نه. برادرزادگی اکنون در سایۀ امامت علی ابن حسین قرار گرفته. او امام است. فقط. و امام همه چیز است. خواست بگوید حداقل بنشين عزیز عمه؛ اما اگر امام تشخیص داده باشد که باید در این جا بایستد، چه؟ پس اگر ا
امشب چو حق زنده می داده به خیراتیمست است و خراباتی این روح سماواتی از مغرب پیمانه جان را خبری آمدآن عالم ناپیدا دیدیم به اصواتی دیدیم همه حلقه در بند و به تاراجندگفتم که چه باشد این، صد کیش و دو صد ماتی بگذشت سویم پنهان، گفتم به کجا ای جانپاسخ بده آنم را بنشين تو به ساعاتی بنگر همه در خوابند، بی آینه می‌تابندخواهند تو بت باشی گردند به طاعاتی گفتا علف هرزند، یک سایه نمی‌ارزندامّا دم حق باشد این سایه‌ی سقراطی گفتم همه اسرارت بفروخته‌اند
*بهلول شبی در خانه اش مهمان داشت ودر حال صحبت با مهمانش بود که قاصدی از راه رسید. قاصد پیام قاضی را به او آورده بود. قاضی می خواست بهلول آن شب شام مهمانش باشد. بهلول به قاصد گفت: از طرف من از قاضی عذر بخواه ، من امشب مهمان دارم ونمی توانم بیایم.**قاصد رفت و چند دقیقه دیگر برگشت وگفت: قاضی می گوید قدم مهمان بهلول هم روی چشم. بهلول بیاید ومهمانش را هم بیاورد.**بهلول با مهمانش به طرف مهمانی به راه افتادند او در راه به مهمانش گفت: فقط دقت کن من کجا می نشی
نشسته ام و با اشتیاق جزوه مینویسم. جزوه ی درسی که دلم میخواست واو به وای که از دهان استادش بیرون میومد رو ببلعم! مینویسم. "نحوه ی شرح حال گیری روان " مینویسم که شرح حال گیری این بخش، مفصل تر و متفاوت از سایر بخشهای بالین است. مینویسم که در وهله اول هیچ تستی مستقیما بهت نمیگه پای کدوم وضعیت پاتولوژیک روان در میونه. مینویسم که این شرح حال گیری رو با دقت بیشتری یاد بگیرن. 
هر بار که مامان و بابا متوجه توجه بیش از حد من به این زمینه میشن، تلخ نگاهم
صبح که به زحمت از خواب بیدار می‌شوم، خیلی دیر شده است. زودی می‌روم سراغ گوشی تا وبلاگ و اینستاگرام را چکی بکنم. عقلم می‌گوید:
_ بابا ول کن این وبلاگ نویسی و اینستا مینستاگرامت را. الان دادگاه بسته می‌شود. لنگ ظهر شده است. بعدش هم باید بروی کار کنی قسط‌هایت  چهار پنج ماه است عقب افتاده.
دل می‌گوید:
_ ولش کن بابا حرف عقل را. بنشين الان که ذهنت آمادگی دارد مطلبی برای وبلاگ بنویس. چقدر می‌خواهی کارکنی؟ به علاوه دادگاه را فردا هم می‌توانی بروی.
ع
نشسته ام و با اشتیاق جزوه مینویسم. جزوه ی درسی که دلم میخواست واو به وای که از دهان استادش بیرون میومد رو ببلعم! مینویسم. "نحوه ی شرح حال گیری روان " مینویسم که شرح حال گیری این بخش، مفصل تر و متفاوت از سایر بخشهای بالین است. مینویسم که در وهله اول هیچ تستی مستقیما بهت نمیگه پای کدوم وضعیت پاتولوژیک روان در میونه. مینویسم که این شرح حال گیری رو با دقت بیشتری یاد بگیرن. 
هر بار که مامان و بابا متوجه توجه بیش از حد من به این زمینه میشن، تلخ نگاهم
گوشه ای بنشين و
نظاره کن چگونه آدم ها
میمیرند و تمام میشوند
و فراموش!!
همیشه کاری رو انجام
بده که ارزشش رو
داشته باشه.
همیشه واسه خوبی کردن
وقت نیست
یادت باشه هممون یه روزی
به سادگی از این دنیا
میریم و بعد تو میمونی
و وجدانی که راضی شده
بار ها قلبی رو بشکنه.!
دغدغه این روزهایم که مدام درون سرم می چرخد همین فکر کردن و فکر نکردن است. چند روز پیش پس از اینکه اینترنت های خانگی برگشته بودند یکی از دوستان هم دانشکده ای ام در گروهی 30 نفره ی تلگرامی پیامی فوروارد کرد که در چند روز پیش جستجوی کلمه مهاجرت در ایران چندین برابر شده. گواه ادعا هم تصویری از نمودار گوگل ترندز بود. تصویر از 19 نوامبر حکایت میکرد. کاری که کردم چک کردم ببینم 19 نوامبر دقیقا به تاریخ آدمیزاد یعنی کِی. میشد دوشنبه ی دو روز پس از گرانی بنز
آموزش دادن به سگ ها می تواند در عین حال که بسیار سرگرم کننده است خسته کننده هم باشد. به خصوص اگر شما خوب بلد نباشید که چگئنه باید مهارت ها و رفتارهای مختلف را به سگ خود آموزش دهید. استفاده از تشویقی سگ می تواند سگ را به خوبی با شما در این مسیر همراه کند.
ابتدا سگ را در طرف چپ مغفر قرار می دهید مغرور زورمند بخو گردنش را با دست سمین می گیرید بطوریکه سگ بایستی جمان موقع تعلیم تمام دروس در طرف چپ مربی واقع گردد. این یک سنت قدیمی است که مربیان اولیه عل
آموزش دادن به سگ ها می تواند در عین حال که بسیار سرگرم کننده است خسته کننده هم باشد. به خصوص اگر شما خوب بلد نباشید که چگئنه باید مهارت ها و رفتارهای مختلف را به سگ خود آموزش دهید. استفاده از تشویقی سگ می تواند سگ را به خوبی با شما در این مسیر همراه کند.
ابتدا سگ را در طرف چپ مغفر قرار می دهید مغرور زورمند بخو گردنش را با دست سمین می گیرید بطوریکه سگ بایستی جمان موقع تعلیم تمام دروس در طرف چپ مربی واقع گردد. این یک سنت قدیمی است که مربیان اولیه عل
کمی از مینیمم ها بگویم ؟ راحت تر باشم یک خورده 
در یک این یک وجبیِ وبلاگ‌م حداقل .
حس آدم دست بسته ای را دارم که مجبور به عادت کردن است 
"عادت کردن"
ترسناک است ! آرام آرام می توانی تمامی آنچه که نمی خواهی را نا دیده بگیری و بودنشان را نبینی . عین تیزی نک دندان که روز های اولش زبان را میزند اما بعد از آن عادی می شود .
از گوشه کنار روزها ، از لحظه ها صحبت ها نوشته هایم 
دانه دانه خودم را می چینم روی میز ، کنار آن برگه های رنگی رنگی که مسیرم را برای خود
همیشه در من اندوهی بود به جا مانده از حرفهایی که نتوانسته بودم به تمامی آنها را به زبان بیاورم
صباح الدین علی
 
در من اندوهی
چون طفلی مشتاق و جستجوگر
زندگی می کند
به جامانده از تمامی حرفها
عاشقانه ها
و آرزوهایی که هیچگاه بر زبان نیامدند
در من اندوهی است چون آن اشکها
آن بغضها و آن خواستنها
که در تنهایی خویش می ریزم
هنگام سخن با لبخندی بر لبانم از تو پنهان می کنم
در من دریایی است از عشق
نفسهای آه آلودت چون طوفانی
دریای جنونم را به تلاطم در می آو
امروز دانشگاه نرفتم؛ در عوض گلدون‌های خونه رو آب دادم و یکم جابه‌جاشون کردم تا بهتر جلوی چشم‌مون باشن. آشپزخونه رو تمیز و برای ناهار سالاد سزار درست کردم؛ وسایلم رو مرتب کردم؛ آلبوم افسانه‌ی چشم‌هایت رو دانلود کردم؛ قرارهای آخر هفته رو گذاشتم؛ با مامان و بابا و زهرا ویدئوکال کردم و نشستم برای امتحان میان‌ترم فردا می‌خونم. می‌دونی؟ من آدم تو خونه‌موندنم. اشتباه نکن! منظورم منفعل نیست؛ اتفاقاً دوست دارم توی خونه باشم که مقاله و کتاب
دانلود آهنگ رضا بهرام گل عشق
با نیکی دیلی همراه باشید با یک ترانه ی شنیدنی از ♫ رضا بهرام بنام گل عشق به همراه متن آهنگ و پخش آنلاین با بالاترین کیفیت ♫
Legal
download : Artist: Reza Bahram – Track: Gole Eshgh With Text And Direct
Links And Play Online Song Quality 320 & 128 In Nikidaily
متن آهنگ گل عشق رضا بهرام
───┤ ♩♬♫♪♭ ├───
در پی چشمت… ●♪♫ شهر به شهر؛ خانه به خانه شدم روانه! ●♪♫ گلِ عشقم را چیدی دانه به دانه؛ چه عاشقانه! ●♪♫ آرام آرام؛ آتش به دلم زدی ●♪♫ بنشين که خوش آمدی؛ رؤیای م
به گوشه‌ای بنشين خُشدل و تماشا کنکه کس به یاد ندارد چنین عَجَب‌زَمَنی
کانال آخراّمان، می‌کوشد خانندگانش را، دور از هدفهای شخصی، بازیهای یِ سرگرم و گمراه‌کننده با رویدادهای شگفت‌انگیز آخراّمان آشنا سازد. این کانال به هیچ حزب و گروه ی وابستگی ندارد و می‌خاهد با ارائۀ آموزه‌های مهدوی و آخراّمانی خداباوران را به آینده‌ای روشن امیدواری دهد و با افزایش آگاهی و صبر مردمان این روزگار، گاه به بیان برخی دردهای بیچارگان و ستمد
بانگ موذن‌ زاده پیچیده میان شهر
دارد
اذان می گوید آقا لحظه ی افطار
دارم
خجالت می کشم از شعرهایم من
شعری
که جای خالیت را می کند تکرار
ای
کاش پای سفره ی افطارتان بودم
با
دست خود خرما به این مسکین تعارف کن
من
هم برایت نان و سبزی لقمه می گیرم
راضی
به زحمت نیستم! بنشين! تعارف کن
ای
کاش یک افطار با هم کربلا بودیم
آنجا
نمازم را جماعت با تو می خواندم
با
تو زیارت در سحر چه لذتی دارد
ای
کاش اصلا تا ابد پیش تو می ماندم
‌مرا به جرم همین شعر متهم کردندو. در توهم شان، فتح بر قلم کردندسپیده، باز قلم ها نوشت از راهیکه پای هم قدمی را در آن قلم کردندمُمیزان، نه فقط بر من و غزل هایمبه ذوق بیش و کم خویش هم ستم کردنددو استکان بنشين، رفع خستگی خوب استدوباره در دلم، انگار چای دم کردندتعارفیت به قلیان نمی کنم، دودی ستکه روشنش به یقین با ذغال غم کردنددلم گرفته به خود قول داده ام امابرایتان ننویسم چه با دلم کردندمرا به جرم همین شعر اگرچه قیچی هابه خشم، هفت خط از این خطوط
فلانی،برو ‌ببین چی شدکه تو ان دیگری نشدی.؟
برو‌ مرور کن ببین چی به سر دلت گذشته که داره به هر
بهونه ای برای نگهداشتن خودش چنگ میزنه. دلی که یکروز سفت نشسته بود سرجاش اقایی  میکرد ،دلبری میکرد ،برا دل دلبر جا خوش کرده بود
 حالا نشسته روبروی اویش ،هوایش ابری و‌ گرفته میشود
،بارانی ازاشک نم یاید چون غرورش اجازه نمی دهد 
بگوید حالا دوست دارد حتی جای ان دیگری باشد،بارانی نمیابرد اما بغضی سنگین
درگلویش دارد داد میزند که من میخواهم برگردم اقا
خدایا خالقا با نام خودت.

فی‌الحال در شرایطی اکسیژن مصرف می‌کنم و دی‌اکسید
کربن تولید، که باید با ریتم آهنگ یاس، ضرب بگیرم و سر تکان بدهم و بخوانم: از چی
بگم؟ و مثلا زخم‌های دلمه بسته دهان باز کنند و چرکابه‌های خون‌آلود فوران، از
همان قصه‌های پر غصه‌ی مردم من هم یکی دو مثقال بنویسم و در ادامه دستمال اشک‌آلود
را بچلانم تا جویباری از مرواریدهای اشکانه‌ام جاری شود و جهان را غرق در خود کند
و خلاص.

ولی این رحم و مروت‌دانیِ لعنت‌الله، چنین
 
 
صبح که بیدار شدند لباس های نو و زیبایشان را پوشیدند و به اتاق صبحانه خوری  رفتند .
رزا مادرش را آشفته و نگران  ، در حال صحبت با یکی از خدمه دید و سوزان به کنار مادر رفته و گفت : "مادر ، اتفاقی 
افتاده؟"
مادرگفت :"هیچی جان  دلم ! برو در جای خودت کنار پدر بنشين ."
سوزان پذیرفت و بعد رفت . حالا رزا تنها بود .  ولی چیزی نمی شنید .
وقتی داشت به اتاق صبحانه خوری می رفت ، اتاق بسیار زیبا و نورانی مادر دید . رفت داخل و کاغذی را روی میز دید . آن
 را برداشت و خو
گمونم همین که نمدونم امروز روزِ چندمه نشونه خوبیه. هر چند خودم هم متوجه نمیشه روزا چجوری شب میشن و شبا تموم میشن و صب میشن.
حالا نشستم و اون فِلَش لعنتی به تلویزیونه، عادت کردم به شکسته شدن سکوت خونه با موزیک. بدون این یه نمه صدا هم احتمال جنون میره! دسته گل نرگسی که برای خودم خریدم پژمرده شده و دیگه بویی نداره. چایِ یخ کرده سیاه شده میخورم، هایپ و نوشابه و خرت و پرت و گاهی گوش خودم رو میگیرم و مجبور میکنم خودمو به خوندن یه مبحث. گاهی هم همینجا چ
دیروز به خانوادم زنگ زدم اینترنتی بلیط گیرم نیومده میرم فردا ترمینال جنوب اگر تونستم بلیط بگیرم میام وگرنه میمونم خانوادمم بشدت اصرار داشتن بیا منم صبح بیدار شدم ساعت ده رسیدم ترمینال تمام تعاونی های بلیط فروشی رو گشتم اصلا اتوبوس نداشتند برای شهرمون حتی مرکز استان منم یادم بود دوسه تا استان ماشیناشون از استانمون میگذره رفتم تعاونی که همیشه میرفتم گفتم آقا برای این سه تا شهرم بلیط ندارین یک دفعه یکی از پسرای بلیط فروش شهرمون از عقب گفت خ
در برخی از قسمت‌های دره عشق  عشایر را خواهید دید. که مانند رقصندگان زیبایی در دامنه کوه جلوه می‌کنند.  همچنین اگر شانس خوبی نصیب‌تان شود، می‌توانید حسابی از آن‌ها عکاسی کنید.
  
هر گوشه از جهان هستی، شکلی از طبیعت  را به نمایش گذاشته است. گاهی یک آبشار است، گاهی یک بیابان پر از سکوت،  در جایی دیگر جنگلی انبوه و گاهی هم دره‌های عمیق. قبل از افراد طبیعت گرد،  همه دره‌ها، از دید مردم عادی تنگناهای باریکی بودند که هرلحظه ممکن بود  خطری از گو
هوالحکیم
. یک چیز برایشان مهم بود ، یا موقعیتشان ، یا مقامشان ، یا شغلشان ، یا اعتبارشان ، یا شریعتشان و . برایشان بت شده بود اینها نتوانستند بیایند .هر کسی یک آستانه مقاومتی دارد ، مقاومت میکنند تا مرز مال ، همینکه که قرار باشد مالشان را بدهند دیگر نمیایند ، بعضی ها با آدم هستند تا پای موقعیت و مقامشان ، همینکه که احساس میکنند موقعیتشان به خطر می افتد ، دیگر با آدم نمیایند و یا بعضی ها هستند تا پای آبرو ، همینکه احساس بکنند آبرویشان میخواهد
سیره‌ی امام جعفر صادق (ع)
 
شخصیت
امام صادق(ع) به اندازه‌ای جامع و برجسته است که افزون بر شیعیان، عالمان و
عارفان اهل تسنن نیز توجهی ویژه به آن حضرت داشته و برتری علمی و شخصیتی
ایشان را ستوده و از آن حکایت‌ها نقل کرده‌اند. در ادامه روایاتی از سیره ی
امام صادق(ع) را می‌خوانیم.
فضیلت میهمان بر میزبان
محمّد بن قیس حکایت کند:
روزى در محضر مبارک امام جعفر صادق علیه
السلام نام گروهى از مسلمانان به میان آمد و من گفتم: سوگند به خدا، من شب
ها شام نم
کوچکم!
گفته‌اند برایت نامه بنویسم. برای تو. تویی که در منی و منی که در توام. تاوانی سخت‌تر از این هم مگر هست؟ نیست. نوشتن کار من نیست. کار توست. من پخته‌خوارم. سال‌هاست. تویی که واژه‌ساز بودی. تعمیرکار چیره‌دست واژه‌ها. من سال‌هاست کلمات قی کرده‌ی دیگران را نشخوار می‌کنم. من حالا ناچارم. تو نیستی اما. تو می‌نویسی. تو می‌خوانی. تو می‌خندی. از ته دل. و اسب‌های دریایی را توی هشتیِ گل‌خانه خشک می‌کنی. گفتند بنویس. اینجا. در ملأ عام. برای تو. خط
 بسم الله الرحمن الرحیم-نظریات شخصی است- اواز دهل از دور خوش است- براساس سایت رهیافتگان(پایگاه جامع مبلغین وتازه مسلما نان) درباره مسلمان شدن خانم لنه میته سن حانمی از کشور دانمارک- که مفتخر  به تشرف اسلام  عزیز شدن  نام خودرا  -سمیرا خادم گذاشتند—سمیرا که برای رسیدن به این پختگی دینی واعتقادی دوران سختی را پشت سر گذاشته وامروز زن جا افتاد های شده است- سمیرا از ن فعال وپیشرو- درفاعلیت های اسلامی است- کهدتا بحال 22 جلدذ کتاب به زبان دانمار
 
همکارى در کارهاى گروهى
یکى از ویژگى‏هاى پیامبر اکرم صلى الله علیه و آله ، تواضع و فروتنى بود تا جایى که در جمع اصحاب بدون هیچ امتیازخواهى به همکارى و همیارى مى‏پرداخت.
در کتاب ارزشمند مکارم الاخلاق چنین نقل شده است که : روزى پیامبر اسلام صلى الله علیه و آله به همراه کاروان در سفر بودند ، پیامبر فرمود: گوسفندى براى غذا آماده شود.» یکى از صحابه گفت: ذبح آن با من ، دیگرى گفت :  پوست کردن و سلاخى آن نیز با من ، دیگرى گفت: پختن آن هم با من ، پیامب
 
وقت است تا برگ سفر بر باره بندیم،
دل در عبور از سد خار و خاره بندیم
گاه سفر آمد نه هنگام درنگ استچاووش میگوید ما را وقت تنگ است
گاه سفر شد باره بر دامن برانیمتا بوسه گاه وادی ایمن برانیم
وادی پر از فرعونیان و قبطیان استموسی جلودار است و نیل اندر میان است
از هر کران بانگ رحیل آید به گوشمبانگ از جرس برخاست وای من خموشم
دریادلان راه سفر در پیش دارندپا در رکاب راهوار خویش دارند
گاه سفر آمد برادر گام بردارچشم از هوس از خورد از آرام بردار
گاه سفر آ
.
امشب،
شعله را به من هدیه کن؛
که در این یک‌جا نشینی عاشقان،
خمره‌های شراب را،
با طعم شورانگیز و شرربار نگاهت، ترکیب می‌کنند!
.
•••••••
.
امشب،
شعله را به من هدیه کن؛
که در این تک‌نوازی جغدهای سپید،
از شقائق پرستوهای مجنون،
سر می‌رود، تمام عاشقانه‌هایی را که در روشنی شهر، سروده‌اند!
.
•••••••
.
امشب،
شعله را به من هدیه کن؛
که در این هبوط شب‌پرستان بی‌ادعا،
آخرین اشتباه عاشقان،
جایی میان هرج و مرجِ ستیزِ با هوشیاری، در میان شاعرانه
من میگندم. الکی میخندم. از دویدن خستم. با من بنشين. چون میدونم چیزی نمیدونم. دنیا هست رو شونم
سنگین*
 
من یک پیرهن تاناکورایی داشتم. آبی خاکستری با همان نوع نقش هایی که با وجود بیست و چهارساعت پوشیدن چیزی ازش یادت نمی آید. برای او بود. دوستش داشتم. ظرف میشستم. یک لیوان را. از کثافت حالم بهم نمیخورد. از بالا آوردن بچه ها در شب گذشته آن لحظه هم، حالم بهم نخورده بود. چون کثافت دیگر چیز دوری نیست. کثافت همینجا بغل گوشم دارد پچ پچ می کند. برای همین یک ت
بشو آنکه هستی!
به جرئت میتونم بگم از بهترین، جذابترین و تاثیرگذارترین کتاب هایی بود که تاحالا خونده بودم و فکر نمیکنم کتابی به این خوبی، بتونه پیوند و ارتباط بین فلسفه و روانکاوی رو بیان کنه. موضوع اصلی کتاب روایت ملاقات و ارتباط فرضی پزشکی مشهور با نام یوزف برویر و نیچه است که در ابتدا برویر با هدف درمان افسردگی و ناامیدی نیچه به سمتش میاد؛ اما بعد از مدتی هر دو به نوعی به درمان مشکلات روحی یکدیگر کمک میکنن و در بین مکالمات و ارتباط های آنان
در مسجد، هر شب صفحه ای از قرآن را با ترجمه ی آن قرائت می کردند. شب پنج شنبه ای بود که صفحه ۱۹۲، آیات ۳۲‌ تا ۳۶ از سوره ی توبه را خواندند، خیلی دلم می خواست، آیه ۳۴ و ۳۵ را توضیح دهم و بیان کنم که یک واو»، در آیه، چه قدر نقش دارد و برای حذف این واو» چه قدر نقشه ها کشیده شد و ابوذر»، برای باقیماندن آن بر سر جایش، و جلوگیری از تحریف قرآن چه قدر زجر کشید، ولی زمینه ی این بحث فراهم نشد.فردای آن شب، با برخی از دوستان، به دیدن یکی از حضرات رفتیم. از
در مسجد،هر شب صفحه ای از قرآن را با ترجمه ی آن قرائت می کردند. شب پنج شنبه ای بود که صفحه ۱۹۲، آیات ۳۲‌ تا ۳۶ از سوره ی توبه را خواندند، خیلی دلم می خواست، آیه ۳۴ و ۳۵ را توضیح دهم و بیان کنم که یک واو»، در آیه، چه قدر نقش دارد و برای حذف این واو» چه قدر نقشه ها کشیده شد و ابوذر»، برای باقیماندن آن بر سر جایش، و جلوگیری از تحریف قرآن چه قدر زجر کشید، ولی زمینه ی این بحث فراهم نشد.فردای آن شب، با برخی از دوستان، به دیدن یکی از حضرات رفتیم. از
بشو آنکه هستی!
به جرئت میتونم بگم از بهترین، جذابترین و تاثیرگذارترین کتاب هایی بود که تاحالا خونده بودم و فکر نمیکنم کتابی به این خوبی، بتونه پیوند و ارتباط بین فلسفه و روانکاوی رو بیان کنه. موضوع اصلی کتاب روایت ملاقات و ارتباط فرضی پزشکی مشهور با نام یوزف برویر و نیچه است که در ابتدا برویر با هدف درمان افسردگی و ناامیدی نیچه به سمتش میاد؛ اما بعد از مدتی هر دو به نوعی به درمان مشکلات روحی یکدیگر کمک میکنن و در بین مکالمات و ارتباط های آنان
تواناییهای برقراری ارتباط در کودک 42 ماهه یا 3 سال و هفت ماهه
در زیر چک لیستی از تواناییها و مهارتهای برقراری ارتباط را در کودکان 42 ماهه مشاهده می نمایید.
اگر پاسخ شما به 50 درصد یا بیش از آن به سوالات منفی بود با متخصص گفتاردرمانی و کاردرمانی مرکز جامع گفتاردرمانی کاردرمانی یاشام تبریز تماس بگیرید.
حیطه برقراری ارتباط پیش از پاسخ دادن مطمئن شوید که هر فعالیت را در مورد فرزندتان مشاهده یا تجربه کرده اید .
١- بدون اینکه از هر گونه اشاره یا حرکتی
در حال از آن وحشت‌آشیان برگشت و خواست تا هم بدان راه بازگردد.
عزمم درست گشت کز اینجا کنم رحیل / خود آمدن چه بود؟ که پایم شکسته باد!چون خواست که بازگردد، مرکب نفخه طلب کرد تا برنشیند؛ که او پیاده نرفته بود و سوار آمده بود. مرکب نیافت، نیک شکسته‌دل شد. با او گفتند که: ما از تو این شکسته‌دلی می‌خریم!قبض بر وی مستولی شد؛ آهی سرد برکشید. گفتند: ما تو را از بهر این آه فرستاده‌ایم!»او با زبان حال می‌گفت:
هرگز نشود ای بت بگزیده‌‌ی من / مهرت ز دل و خ
توانایی برقراری ارتباط در کودکان 4 ساله
حیطه برقراری ارتباط
پیش از پاسخ دادن مطمئن شوید که هر فعالیت را در مورد فرزندتان مشاهده یا تجربه کرده اید .
١-آیا کودک حداقل سه مورد ازیک مقوله متداول را نام می برد؟ برای مثال ، اگر شما به کودک
می گویید،"اسم چند تا خوراکی را به من بگو" آیا کودک در پاسخ چیزهایی مثل،"غذا، میوه، شیرینی و تخم مرغ" را نام می برد. یا اگر بگویید،"اسم چند تا حیوان را به من بگو. " آیا کودک در پاسخ چیزهایی مثل "گاو ،سگ و فیل" را نام می ب
قدیمها را چه کسی در خاطر دارد، قدیم ها !
واژه ایست تکراری اما پر کاربرد در روزمرگی مردمان این زمان یا جدید ها.
قدیم ها همه چیز خوب بود اما رنگی نه ! همه چیز سیاه و سفید در تلوزیون خانه ما پخش میشد اما همان تلوزیون کوچک سیاه و سفید ، خودش هم قرمز بود با دکمه های سیاه و کوچک.
در قدیمها آدم ها رسمی بودند و والبطه خوش بو ، خوش پوش و رنگی .
شاید بپرسید چرا ؟ چون همه چیز در آنها بوی خودش را داشت مثل بوی خاطرات ، بوی آرزو و حتی آفتاب و برف زمستان همه و همه ب
#از­­_میان_نامه_­های_عاشقانه
 
سلام
یادم می­‌آید بچه که بودیم بین بچه‌­­های مدرسه باب بود اگر کسی می ‌رود جمکران یا اصلا خودمان را اردو بردند قم و جمکران، برای امام زمان نامه بنویسند. مثلا آرزو­هایشان را، خواسته­ هایشان را. بعد آن نامه را بیندازند در چاهی که آنجا بود. هیچ وقت آن چاه را ندیدم. غالبا هم روشنفکر بازی درمی‌آوردم و می‌گفتم : این چه خرافاتی است؟ خوب درست بنشين و دعا کن.» حالا مدتی است نمی ­دانم اسم این باورها خرافه است یا نه. آن
قدیمها را چه کسی در خاطر دارد، قدیم ها !
واژه ایست تکراری اما پر کاربرد در روزمرگی مردمان این زمان جدید.
قدیم ها همه چیز خوب بود اما رنگی نه ! همه چیز سیاه و سفید در تلوزیون خانه ما پخش میشد اما همان تلوزیون کوچک سیاه و سفید ، خودش هم قرمز بود با دکمه های سیاه و کوچک.
در قدیمها آدم ها رسمی بودند و والبطه خوش بو ، خوش پوش و رنگی .
شاید بپرسید چرا ؟ همه چیز در آنها بوی خودش را داشت مثل بوی خاطرات ، بوی آرزو و حتی آفتاب و برف زمستانی همه و همه بوی خاص خو
 دانلود کتاب آموزش تربیت سگ به زبان فارسی
 
دانلود کتاب
 
 
 
 
 
 
 
http://www.amoozeshbebin.com/www.amoozeshbebin.com › دانلود-پک-آموزش-سگ-شماره-1-سزاردانلود پک آموزش سگ شماره ۱ (سزار میلان)(زیر نویس فارسی .۱۶ مهر ۱۳۹۷ - چگونه فرامین بنشين ، بمان، بیا و رها کن را به سگ یاد بدهید ؟ . دانلود پک آموزش سگ شماره ۱ (سزار میلان)(زیر نویس فارسی) . در سری مسترینگ لیدرشیپ” سزار میلان که لقب دایره المعارف تربیت سگ به خود گرفته است اصول پایه تربیت سگ کاملا شرح داده . زبان بدن
25 شوال
داستانی آموزندهآ
تازه وارد بود و شهر را خوب نمی شناخت. همه ی راه را آمده بود تا او را
ببیند و توشه ای جمع آورد، اما حالا خسته و ناتوان کنار دروازه شهر ایستاده
بود و جنب و جوش و فعالیت مردم را نگاه می کرد. تشنه بود و چشمانش این سو و
آن سو می دوید تا در میان این همه جنب وجوش و فعالیت شاید سقایی ببیند و
جرعه ای آب بنوشد. گرمای دستی را روی شانه اش احساس کرد، پشت سر را نگریست.
چشمان خندان مردی را دید که پیاله ی آب را مقابل او گرفته بود: از سر و
 
مدیریتِ نفس
 
7280
 
تو مقلّدِ تقلیدکنندگانِ خودتی!
به قلم دامنه. به نام خدا.لبریز از شمش تبریز. آنچه می‌‌نویسم برداشت‌های شخصی‌ام است. اگر عیب و نقص و کم و کاستی است از قلم من است نه از اصالت داستان:
 
شمس عتاب (=سرزنش) شدید کرد به مولوی، که تو ازین اسبِ افکاری» که سال‌هاست بر خود زین کرده و بر آن سوار شده‌ای، پیاده شو و با خلقِ خدا شانه‌به‌شانه حرکت کن. اما تو مولوی از حرفِ مردم بیمناکی نه از داوری خدا. تو از ریخته‌شدن آبروی ظاهریِ قرارداد
روبرویت که می نشینم احساس می کنم هر دو به دنیا پشت کرده ایم.
علیرضا عباسی
----------------------------------
گفتم: چند دقیقه این‌جا بنشين و به من تکیه بده. گفت: کارم از تکیه گذشته… دلم می‌خواهد توی بغلت بمیرم.
عباس معروفی
----------------------------------
 انسان ها اگر بخواهند بین تو و خوشبختی شان یکی را انتخاب کنند مسلماً تو را انتخاب نخواهند کرد.
ژان ماری گوستاولو کبو
----------------------------------
 
آدم نباید روح خود را دو دستی تقدیم کسی کند که قصد ندارد روحش را تقدیم کند، کسی
صفوان بنیحی گوید چون موسی بن جعفر ع در گذشت امام  رضا ع ار امامت خود سخن گعت ما بر او بیمناک شدبم بحضرت  عرض شدشما امر بزرگیرا اظها رکرده اید وار این  طغیان گری هارون بر شما میترسیم فرمود او هر چه خواهد تلاش کند برمن راهی نداردنتواند بمن اسیبی رساند 3 پسر منصور گوید شبی خدمت امام رضا ع رسیدم واو در پستوخانه بود پس دستش را بلند کرد مثل اینکه ر خانه ده چراغ باشد دوشن ومنورگشت انگاه مرد دیگری اجازه تشرف گرفت حصرت دستش را بینداخت و باو اجازه دادغف
روبرویت که می نشینم احساس می کنم هر دو
به دنیا پشت کرده ایم.

علیرضا عباسی
----------------------------------
گفتم: چند دقیقه این‌جا بنشين و به من
تکیه بده. گفت: کارم از تکیه گذشته… دلم می‌خواهد توی بغلت بمیرم.

عباس معروفی
----------------------------------

 انسان ها اگر بخواهند بین تو و خوشبختی
شان یکی را انتخاب کنند مسلماً تو را انتخاب نخواهند کرد.

ژان ماری گوستاولو کبو
----------------------------------
آدم نباید روح خود را دو دستی تقدیم کسی
کند که قصد ندارد روحش را تقدیم کند، کس
دلایل مختلفی برای موفقیت و عدم موفقیت شما وجود دارد. اینکه در کنکور سال قبل موفق نشدید به هر دلیلی  جای نگرانی وجود ندارد. شما باید نگران این باشید که چرا راه حلی برای آن پیدا نکردید و از تلاش دست کشیدید و تسلیم شدید.
مواردی از این دلایل در زیر آمده، امیدواریم سودمند و مفید باشد:
بررسی منابع
بنشين وبا خودت تمامی یکسال گذشته را مرور کن و از تمامی منابع موجود سال گذشتت لیستی تهیه کن هرکدوم تورو به هدف نزدیک تر کرد رو تو سبد مطالعاتی امسالت قرار
حفظ عزت و آبروی مؤمن، از ضروری‌ترین وظائف هر انسان است.

این مسئله در هنگام انفاق کردن نمود بیشتری پیدا می‌کند؛ عده‌ای
انفاق را همراه با تلاش برای حفظ عزت نفس طرف مقابل و بدون هیچ منتی انجام می‌دهد
و ثواب آن انفاق را در نزد خدا برای خود محفوظ می‌دارند؛ و عده‌ای انفاق را با منت
همراه می‌کنند و ثواب انفاق خود را از بین می‌برند:

کسانى که اموالِ خود را در راه خدا انفاق مى‏کنند، سپس در پىِ آنچه انفاق کرده ‏اند منّت و آزارى روا نمى‏ دارند، پ
شعر در مورد برف
در این مطلب از سایت جسارت سعی کرده ایم حدود 100 شعر از اشعار زیبا را در مورد برف برای شما تهیه نماییم.برای دیدن این اشعار به ادامه مطلب مراجعه نمایید
برف ِ نو، برف ِ نو، سلام، سلام!
بنشين، خوش نشسته‌ای بر بام.
پاکی آوردی ــ ای امید ِ سپید!
همه آلوده‌گی‌ست این ایام.
راه ِ شومی‌ست می‌زند مطرب
تلخ‌واری‌ست می‌چکد در جام
اشک‌واری‌ست می‌کُشد لب‌خند
ننگ‌واری‌ست می‌تراشد نام
شنبه چون جمعه، پار چون پیرار،
نقش ِ هم‌رنگ می‌زند ر
*بسم الله الرحمن الرحیم *

آیا ربطی بین امام زمان و حضرت رقیه و ما است ؟
بله ؛ یکی از درس های که رقیه سلام الله علیها به ما داده اند امام شناسی بوده است ؛ هر چه گفتند تنها گفت من پدرم و آقایم را می خواهم ؛ منتظر، آن است که هر چه بهش بدهند بگوید من آقایم را می خواهم تا به آقایم وصل نشوم آرام نمی شوم ، ما درس انتظار از حضرت رقیه می گیریم .
در باب حضرت رقیه سلام الله علیها علما بی ادبی نمی کنند و گفته اند رقیه سلام الله علیها مانند سوره توحید قرآن است ،
چه چیزی معلوم می شود که کودکان چگونه نتیجه می گیرند؟ این سوال در ذهن همه والدین است. چه کاری می توانیم انجام دهیم تا بهترین فرزندان خود را در زندگی به بهترین شکل ممکن انجام دهیم و اطمینان حاصل کنیم که آنها به افرادی مهربان ، باهوش و شاد تبدیل می شوند؟ ما به عنوان والدین ، ​​همه ما می خواهیم کودکانی را پرورش دهیم که:
دلسوز هستندبا دیگران خوب رفتار کنیداعتماد به نفس هستندبرای خودشان فکر کنندارزشهای خوبی داشته باشیدافتخار می کنند اما متکبر نی
نزال بن سبرة گوید: امیر المؤمنین علىّ بن أبى طالب علیه السّلام براى ما خطبه خواند و بر خداى تعالى حمد و ثنا گفت و بر محمّد و خاندانش درود فرستاد آنگاه‏ سه بار فرمود: اى مردم! پیش از آنکه مرا از دست بدهید از من پرسش کنید، آنگاه صعصعة بن صوحان برخاست و گفت: اى امیر المؤمنین! چه وقت دجّال خروج مى‏کند؟ علىّ علیه السّلام فرمود: بنشين که خداوند کلامت را شنید و خواسته تو را دانست به خدا سوگند در این باب سؤال‏شونده از سئوال‏کننده داناتر نیست و لیکن ب
ایتالو کالوینو یکی از اختصاص ترین نویسندگان ایتالیایی است. شهرت او به دلیل سبک سورئالش است. تاریخ اگر شبی از شبهای زمستان مسافری» یکی از تاریخ های جالب این نویسنده است. با غلام همراه باشید تا بیشتر با این کتاب آشنا شویم. حتما بخوانید:آشنایی با پائولو کوئیلو؛ آثار، جوایز و سبک نوشته های اوکتاب اتشگاه سرد آنجلا؛ خودزندگی رومه ای بی همانند که بایدبخوانیدکتاب باهم؛ همین و بس، اثری متفاوت از آنا گاوالدا شناسنامه تاریخچه عنوان کتاب: چنانچ
آیین چاووش خوانی یکی از آیین هایی است که مردم  نراق در قدیم قبل از تشرف حجاج به خانه خدا و کربلای معلی و مشهد رضوی و بعد از بازگشت انجام می دادند.
البته قبل از فرا رسیدن ماه مبارک رمضان و ماه محرم الحرام هم افرادی در کوچه های شهر چاووش خوانی می کردند و فرا رسیدن این ماه ها را نوید می دادند. ولی در حال حاضر این آیین در میان مردم شهر نراق‌ از اهمیت ویژه ای برخوردار است. روز عزیمت زائر به بیت الله الحرامدر روز عزیمت زائر به مکه ، مردم نراق و دوستان
به گوشه‌ای بنشين خُشدل و تماشا کنکه کس به یاد ندارد چنین عَجَب‌زَمَنی
کانال آخراّمان، می‌کوشد خانندگانش را، دور از هدفهای شخصی، بازیهای یِ سرگرم و گمراه‌کننده با رویدادهای شگفت‌انگیز آخراّمان آشنا سازد. این کانال به هیچ حزب و گروه ی وابستگی ندارد و می‌خاهد با ارائۀ آموزه‌های مهدوی و آخراّمانی خداباوران را به آینده‌ای روشن امیدواری دهد و با افزایش آگاهی و صبر مردمان این روزگار، گاه به بیان برخی دردهای بیچارگان و ستمد
نمیتوانم پستم را شروع کنم برای همین ا وسطش میخواهم حرف بزنم.
وسطش این است که دلم میخواهد در چالش جاپپین شرکت کنم. ام چالش جاپین گذاشته است. گذاشته اند یا گذاشته است؟ نمیدانم. همیشه این کسکلک بازیهای همه ی زبانها برایم سخت و تخمی بوده است. تخم سّخت بر وزن تخم سّگ بوده است. مثلن اینکه مردم خودش مفرد است ولی شونصت هزار تخم مّرگ مردم را تشکیل میدهند و من نمیدانم اگر مردم کاری بکنند یا بکند فعلش مفرد است یا جمع است. حالا کُسر خوار زبان فارسی؛ حر
مهدیه عابدی / مجله اینترنتی اسرارنامه 
عبدالله کوثری پژوهشگر و مترجم شاخص ایرانی در نهمین دوره بزرگداشت ابوالفضل بیهقی پدر نثر فارسی در سبزوار گفت: روایتگری بیهقی درترسیم تاریخ بر پایه حقیقت و تعهد مداری است.
به گزارش مجله اینترنتی اسرارنامه کوثری با اشاره به پیوند و نزدیکی ادبیات و تاریخ گفت: به راستی که ابوالفضل بیهقی در کتاب ارزشمند تاریخ بیهقی این دو مقوله را به درستی به یکدیگر مرتبط کرده است و تاریخ زمانه خود را با زبان شاخص ادبی به ت
من به شعر علاقه دارم و گوش و چشمم برایش تیز است، حتا وقتی یک ترانه ی قر و قمیشی و رقص کمری هم می شنوم بیشتر از اینکه به ریتم همیشگی شش و هشت و بشکن و جِلنگ جِلنگ وسط آهنگ گوش کنم حواسم به کلام آن است. ببینم فرقش با بقیه چیست( معمولا فرقی نمی کنند از نظر کلام!) و اصلا بود و نبود آن روی یک آهنگ چه تاثیری دارد؟ وقتی دلمان می خواهد بفهمیم یک چیز بودنش ارزش دارد یا نه ، می توانیم موقتا برش داریم و بفهمیم نبودش چیزی را کم می کند یا نه. یکی از تعریف های من ا
ندیدن‌ها و نشنیدن‌ها جانت را به لبت می‌رساند، زندگی‌ات دلگیر و تاریک می‌شود، می‌روی که باز هم آئینه‌ها نجاتت دهند؛ می‌دانی دوای دردت، عکس رخ اوست. 
خود را بین درختان جنگل گم می‌کنم. از تپه‌ها بالا می‌روم و بین انبوه درختان از این سو به آن سو می‌روم. به خلوت دنجی در لابلای درختانِ لب چشمه پناه می‌برم؛ از جمع می‌گریزم که جز ترنّم آب و نوای پرندگان هیچ صدایی نشنوم. 
زهمه خلق رمیدم ز همه بازرهیدم
نه نهانم نه بدیدم چه کنم و مکان را
ز
نازَک ده‌ساله‌ام، سلام!
نامه‌ای که می‌خوانی از آینده برایت رسیده. آینده! عجیب است، نه؟ می‌توانم ابروهای بالاپریده و چشم‌های گرد و حیرانت را تصور کنم. متعجب نشو دختر کوچولو! در این دنیای بزرگ و عجیب، هیچ‌چیز غیر ممکن نیست و تو وقتی بزرگ‌تر شوی این را بهتر می‌فهمی. اکنون تنها کاری که باید بکنی این است که باورم کنی؛ باور کنی کسی که این نامه را برایت نوشته از آینده‌ای نه‌چندان دور با تو سخن می‌گوید، و خود تو است؛ تو در ده سال دیگر! 
شاید تر
یک:
بردی سوی لبهایت دو انگشتت .چرا؟
من دلیل آن موزوترین حرکت نبودم .هیچ؟
دو:
ریختی درخواب من موی خودت را روی دوش .
من تمام خواب را دیدم . طلا کوبی شده!
سه:
بوی بهار می دهد پاییز .دیگر!
دوستت دارم میان خواب .می ائی .
ودرختان نمرده .
درشکوفه ها غرقند!
چهار:
من توی چای تو .قاشق قاشق عطرم .
لاهیجان من .
بدون شکر .
همین طور شیرین است .
ددیماه .
توی تراس بنشين و پتوی چارخانه را خفه کن!
و .
یاد من باش!
پنج:
انتقام سخت من از تو .کش رفتن سیب ات بود!
می
یک:
بردی سوی لبهایت دو انگشتت .چرا؟
من دلیل آن موزون ترین حرکت نبودم .هیچ؟
دو:
ریختی درخواب من موی خودت را روی دوش .
من تمام خواب را دیدم . طلا کوبی شده!
سه:
بوی بهار می دهد پاییز .دیگر!
دوستت دارم میان خواب .می ائی .
ودرختان نمرده .
درشکوفه ها غرقند!
چهار:
من توی چای تو .قاشق قاشق عطرم .
لاهیجان من .
بدون شکر .
همین طور شیرین است .
دیماه .
توی تراس بنشين و پتوی چارخانه را خفه کن!
و .
یاد من باش!
پنج:
انتقام سخت من از تو .کش رفتن سیب ات بود!
می
انگیزه سازی
امام حسن عسکری (علیه السلام) می‌فرماید:
روزى پدر و پسرى از برادران ایمانی امیرالمؤمنین (علیه السلام) نزد او آمدند. حضرت‏ در حضور آن دو برخاسته و ضمن احترام و اکرام به ایشان، آن دو را در صدر مجلس نشاند، و خود کنار این دو نشست. سپس دستور داد که شام بیاورند. شام آوردند و آن دو از آن غذا خوردند. سپس قنبر طشت و پارچى چوبى و حوله‏اى براى خشک کردن آورد و تا خواست از آن پارچ آب بر روى دست آن مرد بریزد، حضرت أمیر از جا جسته و پارچ را گرفت تا
یَا اللَّهُ یَا رَحْمَانُ یَا رَحِیمُ، یَا مُقَلِّبَ الْقُلُوبِ ثَبِّتْ قَلْبِی عَلَى دِینِکَ».
"مردانى هستند که دل هاى آن ها مانند
پاره‏هاى آهن است شکى در ایمان به خدا در آن راه نیافته و در طریق ایمان از
سنگ محکم‏تر است اگر آنها را وادارند که کوه‏ها را از جاى بکنند، از جاى
‏کنده و از میان بر می دارند. لشکر آنها قصد هیچ شهرى نمی کنند جز اینکه آن
را خراب می نمایند. مردانى در میان آنهاست که شب ها نمى‏خوابند زمزمه
آنها در حال عبادت همچون
 
 
امام صادق علیه السلام فرمود: از معاشرت و دوستی با کسی که با بستگان خود قطع رحم کرده بپرهیز، زیرا چنین کسی را در سه جای کتاب خدا (قرآن) مورد لعن و نفرین یافته ام. (سفینة البحار، ج 1، ماده رحم) 
 
اسلام تحکیم پیوندهای خویشاوندی و استحکام روابط خانوادگی را به شدت مورد تأکید و توجه قرار داده و صله رحم و رسیدگی به بستگان را به عنوان یک ارزش الهی واجب کرده است و خدای متعال آن را در ردیف پرستش خویش قرار داده، می فرماید: وَ اعبُدوا اللهَ وَ لاتُشرکُو
حضرت صاحب امان مهدی موعود (عج) در نیمه شعبان سال ۲۵۵ هجری قمری در سامرّا چشم به جهان گشود و هم اکنون در دوران غیبت به سر می‌برد.
بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمَنِ الرَّحِیمِ
السَّلامُ عَلَیْکَ یَا حُجَّةَ اللّهِ فِی أَرْضِهِ، السَّلامُ عَلَیْکَ یَا عَیْنَ اللّهِ فِی خَلْقِهِ، السَّلامُ عَلَیْکَ یَا نُورَ اللّهِ الَّذِی یَهْتَدِی بِهِ الْمُهْتَدُونَ، وَ یُفَرَّجُ بِهِ عَنِ الْمُؤْمِنِینَ، السَّلامُ عَلَیْکَ أَیُّهَا الْمُهَذَّبُ الْخَا
از نگاه شیعه، خداوند متعال از طریق آخرین پیامبر خود، مقام امامت و ولایت را به جهت قابلیت های ذاتی به افرادی خاصّ عطا فرموده و تنها از طرف ذات او است که امام بر جامعه نصب می گردد. این قابلیت ذاتی ارتباطی به سن و سال ندارد.آنچه در آغاز امامت حضرت مهدی علیه السلام بیش از همه چیز توجه ها را به خود جلب می کند، رسیدن به این مقام عظیم در سن پنج سالگی است. البته ایشان اوّلین شخصی نبود که در خردسالی به افتخار امامت نایل آمد و نه تنها این گونه پیشوایی در ب
مدیریت کسب و کار چیست ؟
در این مقاله یکی از تکنیک های ساده ولی کاربردی مدیریت را که برگرفته از کتاب مدیر یک دقیقه‌‌ای است را ارائه خواهیم داد.
مدیریت کسب و کار
مفهوم مدیریت
باید توجه کرد که بین علمای مدیریت در ارایه تعریفی از مدیریت اختلاف نظر جدی وجود دارد.
مشهورترین تعاریف مدیریت عبارتند از:
مدیریت یعنی کنترل عناصر مسئول و زیر دست، به طوری که تلاش‏های آنان در تحقق اهداف تشکیلات هماهنگ شود.
مدیریت عبارت است از کنترل عملیات سازمان، به طوری
امامت امام زمان(عج)
از نگاه شیعه، خداوند متعال از طریق آخرین پیامبر خود، مقام امامت و ولایت را به جهت قابلیت های ذاتی به افرادی خاصّ عطا فرموده و تنها از طرف ذات او است که امام بر جامعه نصب می گردد. این قابلیت ذاتی ارتباطی به سن و سال ندارد.آنچه در آغاز امامت حضرت مهدی علیه السلام بیش از همه چیز توجه ها را به خود جلب می کند، رسیدن به این مقام عظیم در سن پنج سالگی است. البته ایشان اوّلین شخصی نبود که در خردسالی به افتخار امامت نایل آمد و نه تنها ا
دانلود صوت جلسه چهارم
خلاصه جلسه چهارم:

گیاهان اگرچه نفع دارند اما می‌توانند ضرر هم داشته باشند. وقتی یک گیاه توسط معصوم تایید شده باشد، آنوقت دیگر نیاز نیست نگران ضررهای آن گیاه باشیم(زیرا تأیید شده است).
با گذشت زمان از حیات انسان، تعداد گیاهان کم‌تر شده‌اند و نه اینکه گیاهان زیادتر شده باشند.
هیچ بماری جود ندارد مگر اینکه طب اسلامی برای آن درمانی دارد.
از مجموعه کتب پزشکی که مورد تأیید است، کتاب پزشکی کتاب قانون از ابوعلی سینا است.
نسب
به نام حضرت دوست که هرچه داریم از اوست
قسمت 1 ،  قسمت 2 ، قسمت 3 ، قسمت 4 ، قسمت 5 ، قسمت 6
لیلی و مجنون 
 قسمت هفتم
 پدر محنت‌زده و رنجور مجنون، که از غم شوریدگی فرزند و تلاش‌های بی‌حاصل خویش در هم شکسته و ناامید شده بود و از جان و جهان سیر گشته بود، وقتی که کم کم دریافت که اجل در حال نزدیک شدن است، به همراه تنی چند از افراد قبیله‌اش به جستجوی مجنون آمد. هرکجا می گشت اثری از وی نبود تا اینکه یک نفر نشانی از او به پدر داد. پدر پس از جستجوی بسیا
استاد لطفا یه کتاب بهم معرفی می‌کنید؟ چرا معرفی کنم؟ چون چند وقتیه هیچ کتابی سیرم نمی‌کنه، ولع عجیبی دارم، همینطور می‌خوام ببلعم کتاب‌ها رو اما همین که یه ذره جلو می‌رم کنارش می‌ذارم و میرم سراغ یه کتاب دیگه.  چرا فکر می‌کنی باید کتاب بخونی؟ میدونم این از درد نفهمیدنه. این نفهمیدن و نادانی داره دیوونم می‌کنه استاد.  چجوری به چنین کشفی رسیدی پروفسور؟ :)  خب استاد . نمیدونم. اما همش احساس می‌کنم باید یه دوره فقط بخونم و بخونم که یه سری
خون دلی که لعل شد خاطرات حضرت آیت الله ای(مدظله العالی) از زندانها و تبعید دوران مبارزات انقلاب اسلامی گردآورنده: دکتر محمدعلی آذرشب انتشارات انقلاب اسلامیانقلابیتاریخ معاصرجوان
خون دلی که لعل شد : خاطراتی که هم خواندنی باشد هم دانستنی کم پیدا می شود…دریابش
 
 
خون دلی که لعل شدخاطرات حضرت آیت الله ای(مدظله العالی) از زندانها و تبعید دوران مبارزات انقلاب اسلامیگردآورنده: دکتر محمدعلی آذرشبانتشارات انقلاب اسلامی
بریده کتاب(
شما احتمالا از قبل می‌دانید که احساسات و معاملات رابطه‌ی خوبی با یکدیگر ندارند (روانشناسی و نظم معاملات الیمپ ترید).
 
برای افتتاح حساب در بروکر الیمپ ترید   olymp tradeاینجا را کلیک کنید.
با احساسی بودن، شما احتمال موفقیت خود را کاهش داده، به استراتژی معاملاتی خود ضربه زده و ریسک ضرر خود را بیشتر از بدست آوردن سود خواهید کرد.
در این مقاله شما 5 نکته را یاد خواهید گرفت تا بتوانید به خود و تفکراتتان نظم دهید و مانند یک معامله‌گر حرفه‌ای و خون‌
این نامه، جهت شرکت در یک چالش جذاب است! =)
سلام.
من شارمین هستم. درست مثل خودت. در واقع باید بگویم من خود تو هستم که دارم آینده ات را زندگی می کنم و مخاطب این نامه، همه ی شما من»هایی هستید که گذشته ی مرا زندگی کرده اید!
به عنوان شروع، می خواهم از اولین کروموزوم باشعورم که چشم بست روی هر چه Y و با یک X مثل خودش ترکیب شد، کمال تشکر را داشته باشم! درست است که آن سالها، همه منتظر تولد یک مسعود کوچولوی دوست داشتنی بودند و دو تا آبجیها، به خاطر تبدیل شدن
این نامه، جهت شرکت در یک چالش جذاب است! =)
سلام.
من شارمین هستم. درست مثل خودت. در واقع باید بگویم من خود تو هستم که دارم آینده ات را زندگی می کنم و مخاطب این نامه، همه ی شما من»هایی هستید که گذشته ی مرا زندگی کرده اید!

به عنوان شروع، می خواهم از اولین کروموزوم باشعورم که چشم بست روی هر چه Y و با یک X مثل خودش ترکیب شد، کمال تشکر را داشته باشم! درست است که آن سالها، همه منتظر تولد یک مسعود کوچولوی دوست داشتنی بودند و دو تا آبجیها، به خاطر تبدیل شدن
به گزارش خبرنگار حوزه رادیو و تلویزیون گروه فرهنگ و هنر خبرگزاری آنا، در یک ماه گذشته، حامد عنقا طراح و نویسنده مجموعه تلویزیونی پدر» هرجا که درباره این سریال گفتگو کرد، از همکار فیلمنامه‌نویسی نام برد که فیلمنامه نهایی را با هم تکمیل کردند و با فروتنی که از عنقا سراغ داریم، چند بار به این نکته اشاره کرد که اگر سهم امیرجهانی در فیلمنامه پدر» بیشتر از او نباشد، کمتر از او نیست. سید حسین امیرجهانی شاگرد دیروز حامد عنقا، که او حالا به داشتن
شعر در مورد دنیا
در این مطلب از سایت جسارت سعی کرده ایم حدود 100 شعر از اشعار زیبا را در مورد دنیا برای شما تهیه نماییم.برای دیدن این اشعار به ادامه مطلب مراجعه نمایید
وقتی دنیایم
مقیاس عجیبی یافت
فهمیدم
عاشق شده ام
اکنون سالهاست در
عکس سه در چهار تو
زندگی می کنم.
شعر در مورد دنیای فانی
تو را
در تاریکی می بوسم
بی آنکه
بدنم بدنت را لمس کند
پرده را آنچنان می کشم
که حتی مه
نتواند وارد اتاق شود
که در مرگ حتمی همه چیز
 دنیایی تازه رخ بنماید
دنیای بو
شب تولدم بود و تنها برنامه‌ای که برای روز بعد داشتم بردن شیرینی ایرانی سر کار بود که همان را هم ترجیح می‌دادم بی‌سر و صدا و تبریک برگزار کنم. همان شب، کسی تبریکی فرستاد و من روی تخت نشستم و اشک به چشمانم آمد. در همان حال بودم که ماهی کوچکم زنگ زد. مدتی است که خودش مستقل باهام تماس می‌گیرد و همان پای تبلتش حرف می‌زند و بازی می‌کند. به خاطر او و فقط به خاطر او اشک‌ها را پاک کردم و با او گفتم و خندیدم. می‌گفت تا ساعت ۱۲ شب به وقت خودت بیدار باش. پ
شعر کوتاه عاشقانه
برای ابراز احساسات راه های زیادی وجود دارد یکی از این راه ها فرستادن پیام محبت آمیز است یا نوشتن جمله ایی احساسی بر روی جعبه یک هدیه کوچک بدون بهانه. اگر به دنبال خوشحال کردن اطرافینتان هستید ازم نیست که کارهای عجیب و غریبی را انجام دهید. در این مجموعه از شعر های کوتاهی که برای شما جمع آوری کرده ایم می توانید استفاده کنید تا دل مخاطب خود را بربایید.
 
زندگی گوشه قلب تو بهشت است بگو .رهن مخروبه ترین گوشه ی قلبت چند است
عاش
بسم الله


حوزه /روز اوّل این ماه، روز عید فطر است که از اعیاد بزرگ اسلامی وعید
روزه داران واقعى است همانها که اعمال آنان پذیرفته شده و گناهانشان بخشوده
گردیده; لذا باید این روز را عید بگیرند.







سرویس علمی فرهنگی خبرگزاری حوزه»،به
مناسبت فرا رسیدن ماه شوال المکرم پس از یک ماه بندگی خالصانه خدا در ماه
مبارک رمضان  تقویم این ماه وبرخی اعمال آن را منتشر می کند .
روز اوّل این ماه،
 روز
بسم الله


حوزه /روز اوّل این ماه، روز عید فطر است که از اعیاد بزرگ اسلامی وعید
روزه داران واقعى است همانها که اعمال آنان پذیرفته شده و گناهانشان بخشوده
گردیده; لذا باید این روز را عید بگیرند.







سرویس علمی فرهنگی خبرگزاری حوزه»،به
مناسبت فرا رسیدن ماه شوال المکرم پس از یک ماه بندگی خالصانه خدا در ماه
مبارک رمضان  تقویم این ماه وبرخی اعمال آن را منتشر می کند .
روز اوّل این ماه،
 روز
بنام خدا


حوزه /روز اوّل این ماه، روز عید فطر است که از اعیاد بزرگ اسلامی وعید
روزه داران واقعى است همانها که اعمال آنان پذیرفته شده و گناهانشان بخشوده
گردیده; لذا باید این روز را عید بگیرند.







سرویس علمی فرهنگی خبرگزاری حوزه»،به
مناسبت فرا رسیدن ماه شوال المکرم پس از یک ماه بندگی خالصانه خدا در ماه
مبارک رمضان  تقویم این ماه وبرخی اعمال آن را منتشر می کند .
روز اوّل این ماه،
 روز
عکس آقای خامنه ای

تبلیغات

آخرین مطالب