نتایج پست ها برای عبارت :

بنوشم دگر مست شم دیوونه بودن بهتره چون هر روزش نوروزه

باید از آب رودخانه های فراموشی بنوشم تا دوباره متولد شوم.اما اگر اشتباه کنم و آب رودهای حافظه را بنوشم چه میشود؟حاضرم با فکر این دنیایی که از سر گذراندم بار دیگر زندگی دیگری را شروع کنم؟
برداشتی از پنلوپیاد اثر مارگارت آتوود
شاید بتونی به همه دروغ بگی اما به خودت نه! پس بهتره با خودت روراست باشی. 
تو اونقدر قوی نیستی که بتونی جلوی یک سری اتفاقات را بگیری پس بهتره چشماتو باز کنی و باورشون کنی. 
تو هم گند میزنی، مثل خیلی دیگه از آدمها پس بهتره به خودت سخت نگیری. 
پایان قصه یعنی مردن، اگه میخوای زنده باشی بهتره یک داستان جدید را شروع کنی یک داستان قشنگتر. 
------------------------------------------------
آخرین سنگر سکوت نیست، آخرین سنگر بلاگه :) 
Better Call Saul Complete Season 1080p BluRay,بهتره با ساول تماس بگیری,دانلود دوبله فارسی سریال Better Call Saul,دانلود رایگان سریال Better Call Saul,دانلود زیرنویس فارسی سریال Better Call Saul,دانلود فصل اول سریال بهتره با ساول تماس بگیری,دانلود فصل چهارم سریال بهتره با ساول تماس بگیری,دانلود فصل دوم سریال بهتره با ساول تماس بگیری,دانلود فصل سوم سریال بهتره با ساول تماس بگیری,
ادامه مطلب
بعد از یک ماه تحقیق و بررسی دو کنسول سونی و مایکروسافت، به این نتیجه رسیدم که هر دو خوب هستن اما.
 با چند از دوستام (fattyrider, m030, sheik) بحث کردم که به نظرتون کدوم کنسول بهتره؟
پاسخشون PS4 بود به چند دلیل:
۱. همه پلیف دارن پلیف: پلی + فور»
۲. بازی های اختصاصی پلی استیشن از ایکس باکس بیشتر و بهتره
۳. اکانت هکی
۴. تحریم نبودن ایران
۵. دسته ایکس باکس یه جوریه !!
ولی من قانع نشدم، و خودم بررسی کردم، نتیجه:
۱. ایکس باکس ارزون‌تره
۲. خیلی ارزون تره
۳. برخلاف نظر
ساقی مراجام بنوشان پرازشرابتابسپری مرا سوی وادی التهابازدیده خون فشانم ودل رارهاکنمدرجای جای وادی مستی واضطرابفارغ زدرد عالم وآدم شوم دمیبرخویشتن نظرکنم ولطف بی حسابدرجسم خود بجنبم وشوری به پاکنمتاجرعه ای بنوشم ازاین جام آفتابازکوچه های سرد غروبم گذرکنمدل رابه صبح سپارم و آفتاب
ديوونه ديوونه . ديوونه
 
یذره به فکر خودت باش احمق
 
زنگ عربی نفهمیدم چی شد اصلا. دو سه بارم اخطار گرفتم
 
چرا قرصاتو نخورده بودی
 
عذاب وجدان داشتم که چرا انقدر اذیتت کردم
 
یه ساعت و نیم تمام فقط ذکر میگفتم. خانوم ر» هم فهمید حالم چندان خوش نیست
 
+فقط میتونم بگم خداروشکر که از اون حالت در اومدی. از چهرت مشخص بود اون لبخندو الکی و بزور میزدی. حس میکنم بهتره بهت پیام ندم
++ ديوونه شدم اصلا. الکی مثلا تو اینجا رو میبینی هه
بده ساقی دمی جامی از آن مخمور مستانهاز آن جامی که می سازد مرا از خویش بیگانهبده کامی مرا آخر از آن مجنون نما افیونکه می سوزد دلم از غم زهجر روی پروانهبیا جانم بگیر آخر که من شرمنده وعاصیشدم از هجر روی گل چو بلبل مست و دیوانهطریق دیگرم بنما که یابم گنج پنهانیروم راهی که امیدی بیابم اندر این خانهبنوشم جرعه ای زآن می ،همان جام سعادت پیکه امید شب و روزم شده محبوب بتخانهسعادت یافتی آخر چو این پیک سروش آمدتبسم کن براین (ناظم)شدی واصل به جانانه
بعد از اون حرکت تاریخیم که یادم رفت برم کلاس و بعد از یک ساعت که از وقتش گذشته بود فهمیدم.
قرار بوده شونزدهم کاری رو انجام بدم و الان پس از سه روز یادم افتاده که  اصلا  همچین قراری وجود داشته!!
مغزم بیخود و بی‌جهت، بسیار شلوغ می‌باشد.
پیری‌‌ است دیگر.
 
عنوانم همونه که می‌گه: غمی که نداره چاره، نگفتنش بهتره
 
 
هرسال منتظر بودم که یه اتفاقی بیفته که برم، یک معجزه که من بالاخره پیاده روی اربعین برم. هرسال نشد هر سال نشد جز یک سال که اسمم بین اون همه دانشجو که همه هم از من بهتر بودن دراومد. اما مادرم اجازه نداد چون پیاده بود چون می‌ترسید از اینکه برم و مریض بشم و آشنایی همراهم نیست، و باز هم نرفتم. سه سال بعدش هم همینطور ، نشد بریم. اما امسال اصلا نخواستم که برم چون بهتره که نَرَم آره برای خودم بهتره که اصلا نخوام که برم چون دیگه دلم باید محکمتر از قبل با
دو روز در سال روزه گرفتن حرامه یه روزش عیدقربان  و یه روزش هم عید فطر .در وصف ثواب روزه در ماه رمضان که به کرّات حدیث و نقل قولهای مختلف شنیدیم  که با پوست و‌ خون مردم عجین شده .حالا تصور کنید که این همه اعتقاد و شعار و ثوابی که طی قرنها و علی الخصوص طی این چند دهه اخیر به خورد مردم دادن و مردم اینقدر معتقد شدن خیلی راحت توسط اونهایی که ایجادش کردن از بین میره و استثنا و مصلحت جاشو با حقیقت عوض میکنه .و به گفته دکتر شریعتی ،مصلحت یعنی ذبح شرعی حق
دارم به این فکر می کنم که اگر قرار باشد این ماجراها همچنان ادامه داشته باشد زندگی من به کجا خواهد رسید. منی که خواستم از طریق همین اینترنت دوزار ده شاهی در بیاورم و در این سن و سال یک خاکی به سر خودم کنم. اما هر چند وقت یکبار باید شاهد این باشیم که همه چیز به هوا برود. یکبار درگاه ها را ببندند، یک بار سایت های رقیب را بترکانند، یک بار ملت از غم نان بیرون بریزند و اینترنت به هوا برود و یکبار به خاطر بنزین و این وسط هم هر چند وقت یکبار لنگر کشتی یا د
بنام هستی بخش مهربان و رئوف
باسلام.
احتمالا برای شما هم پیش امده که قصد داشته باشید،پیچ را محکم کنید،ولی پیچ گوشتی زمانی که قصد دارید پیچ ها را سفت کنید،لیز میخورد و کار برای شما مشکل میشود! برای اینکه بهتره بتوانید پیچ ها را محکم کنید،بهتر از است،مقدار  کمی رومه معمولی را بریده و به دور پیچ گوشتی تاب دهید،سپس اقدام به محکم کردن پیچ خود کنید اینطور ، پیچ گوشتی کمتر در حین سفت کردن در دستان شما لیز خواهد خورد و پیچ ها محکم تر خواهند شد.

 
چون منصور حلاج را بردند تا بر دار کشند،یکی از یارانش گریان و مویان پرسید:
 
عشق چیست؟
منصور لبخندی زد و گفت:
 
امروز بین،
فردا بین و
باز پسین فردا بین.
 
پس در آن روزش بکشتند،
دیگر روزش بسوختند و
روز سوم خاکسترش بر باد دادند.
 
۹ روز با زید رفتیم مسافرت که البته یه جاهاییش رو استرس داشتم چون از مامانم قایم کرده بودم و گفته بودم ۳ روز مسافرتم :)))
و یه روزش رو از سر کار پیچوندم
بسیار پر انرژی برگشتم سر خونه و زندگیم و برو که بریم ببینم میخوای چیکار کنی.
+ سخیف و سطحی شدم. فعلا فلسفه نداریم. ریاضی نداریم. علوم اجتماعی داریم و ورزش.
انگار که غم به جای تو همدم من شده بود و نمیتونستم یه یاور دیگه رو از دست بدم. از ناراحت بودن خوشحال میشدم. حالا من یه مونس و هم‌زبون دیگه رو از دست دادم. حالم این چند روزه خیلی بهتره. شاید اون وقتی از ماه که چکه چکه خون از آخر این آدم می‌چکه فکرت قطره قطره تو رگ‌هام تزریق میشه. شاید با کاستی خون فکر تو رو به فزونی می‌ذاره.
بنام یگانه خداوند بخشنده و مهربان.
باسلام 
خوب به یاری خدا سایت کماکان در حال طراحی می باشد و گرافیک و قابلیت ها ان روز به روز بهتره میشود،*لازم به ذکر است،تصاویری که اکنون می ببینید،نهایی نمی باشد! بلکه به مرور بهتره میشود ! (* یکی از دلیل که نمی شود،اکنون همه چیز را نهایی کرد! برای این است،دائم قابلیت و امکانات جدید اضافه میشود و قبلی ها دچار مشکل بهم ریختگی میشوند ! و دلیل دیگر اینکه  به دلیل کمبود وقت روی بعضی قسمت ها تازه ساخت کار نشده که ب
لیستو اسکرول میکنم،"میم"؟ نه اونقدر دور شدیم که دیگه نمیشه باهاش حرف زد
"ز"؟ نه واقعا
"ر"؟ نه اون نمیگه،منم نمیگم
"میم2"؟ هنوز یکم راحت نیستم باهاش
"د"؟ نه،بعد اون قضایا ترجیح دادم فاصله حفظ بشه.
و بله اینا پنج تا دوست صمیمیم بودن.
و هربار تهش به این نتیجه میرسم خودم با خودم معضلاتمو حل کنم و حرف بزنم ،خیلی بهتره
سارا:چقدر خوب بودید شمااااا،من سرگروه نوجوانان حلقه ی صالحینم دیگه به ته خط رسیده بودم و استعفامو نوشته بودم روزش دوستم زنگ زد میای بریم تئاترگفتم اره اومدم ،دیدمتون،اشک ریختم خندیدم اما بخاطر شهید جابر موندم ،تا اخرین نفس میمونم و مدیونتونم دعام کنید ان شاالله که شافعمون باشن.
ادامه مطلب
آدمهای زیادی در اطراف همه و در سراسر جهان هستن که احساس دوست نداشتنی بودن میکنن :/ خب این یک مسئله ی کاملا طبیعیه :/ و به نظرم دیگه باید از ادامه صحبت دراین باره دست بردارن همه :/ 
گفتنش هیچکس رو آروم نکرده و هیچی رو هم عوض نکرده :/ چون اگه غیر این بود این همه مدت مردم ازش نمینالیدن به نظرم این بار بهتره بروز ندادن رو امتحان کنیم :/
متن ترانه عرفان راد و مبین ماهد به نام نیستی

هنو دلم میره برا خنده هاتهنو دنیا منه اون جفت چشاتوقتی که تو نیستی قدم میزنمتنها زیر بارون به یاد تو منمصدای شرشر بارونو کمبودم چشمای لعنتیتبگو چطور بی رحم بی من راحتیبگو کجا برم رد نشی هرشب ازسرمهی مرورت کردمو رو جفت چشات قفلی زدمديوونه ديوونه میگی قلبم نمیتونه بمونهديوونه ديوونه دیدی رفتن واست چه آسونهديوونه ديوونهديوونه ديوونه بیا برگردیم ما باز به این خونهديوونه ديوونه میگی قلبم نمیتونه
تقریبا دو ماهی می شود که خودم را خانه نشین کرده ام ، نه دانشگاه نه کتابخانه نه جمع های فامیلی و نه .
بیشتر دارم به خودم ،گذشته ای که از پیش گذرانده ام و آینده ای که می خواهم بسازم فکر میکنم .
 و این باعث شده حال الان خودم را فراموش کنم .
گذشته که گذشته .
آینده را داشتم خوب می ساختم که.؛ خب مواجهه شدن با بیماری مطمئنا سخت است آن هم از نوعی که عمل قلب باز بخواهد .
وقتی دکتر داشت میگفت بهتره که عمل کنه  و نگران نباشید عملش سخت نیست و . من فقط در چ
اگه جامو جمع نکرده بودم همچنان میخوابیدم. اما خودمو مجبور کردم بلند شمو جمعش کنم حالا پشت میزم نشستم. به خودم میگم باید انجامش بدم باید بتونم کار کنم. تمرکز کنم اگه دستم بره. دوباره نباید بد بشم باید بتونم هی میگم هی تکرار میکنم اما هنوز عمل نکردم از ساعت فکر کنم هشت بیدارم هنوز نتونستم شروع کنم. یه ضد حالم خوردم بلیط هرچی میگردیم پیدا نمیکنیم واسه تهران حالا باید با این شخصیا بریم. بهشم فکر میکنم عصبی میشم تو ماشین ، ادمای غریبه :(((( بیخیال. به
این روزها مثل همیشه ارزومه برام دعا کنی تا خوب بشم هنوز یادم هست هر وقت دعا میکردی چقد زود جواب میداد و زود براورده میشد
لطفا هرجا رفتی دعا و یا هر وقت دلت شکست برام دعا کن
اما در باره روز تولدت من خیلییییی میخوابم بعضی وقت ها دو روز پشت سر هم برای همین کلا تاریخ رو گم کردم از اونجایی که همش خونه هستم و جایی تمیرم روز های هفته رو هم گم کردم خدایش نیازی هم ندارم بدونم چندم هست یا چند شنبه، حتی رفتم شهر شکلات از این ویپ ها بخرم اومدم تاریخ بزنم پرس
دیروز تو کلاس، تیچر پرسید به نظرتون عشقِ قبل از ازدواج بهتره یا عشقِ بعد از ازدواج؟ من کلا حوصله ندارم تو بحث‌های کلاس شرکت کنم، مگر مستقیم ازم بپرسه. بچه‌ها یکی یکی حرف می‌زدن و می‌گفتن .After marriage because. بعد من دیدم همه دارن میگن بعد ازدواج، یه‌کم جو فوق سنتی شده بود! دیگه منم نظرمو اظهار کردم. گفتم عشق نه، ولی آشنایی قبل از ازدواج باشه بهتره و ریسکش کمتر. حالا ییهو نطق همه باز شده بود! از دم می‌گفتن قبل از ازدواج بهتره لابد گفتن اییییییین ب
توی این بحبوحه ی تنهاییم،تنها چیزی که باعث میشه کمی ارامشم رو بدست بیارم و بتونم به دیواری که حتی در سخت ترین شرایط،از قوی بودنم ساختم،تکیه کنم،همین کتاب خوندنه☕
امروز دوشنبه بود،۹ روز گذشت از اومدنم،این ۹ روز،هر روزش یک چیز جدید داشت برام،هر روزش یک الی چند تجربه ی سخت رو پشت سر گذاشتم.راحت بگم،خستگی و تنش روحیم نمیذاشت بطور ازادانه بخوام تک به تک توضیحشون بدم اما تجربه های زیادی رو بدست اوردم که برام شدیدا لازم بود و هست
امروز روز
چهارشنبه بود که بعد از کلاس ضمنخدمت تصمیم گرفتم تنهایی تا کافهای قدم بزنم. با اینکه کفشم مناسب نبود، لباس فرم پوشیده بودم و بارون هم میبارید. وقتی به کافه رسیدم دوتا از همکلاسیهای قدیمم رو دیدم که هر دوتا پرستار بودن. یکی شون همکلاسی راهنمایی و یکی هم همکلاسی دبیرستانم بود. در واقع باهم همکار بودن، سالها بود ندیده بودمشون و حالا که میدیدمشون از من پیج شاد اینستاگرام و درس خون بودن دوران دبیرستانم رو به خاطر داشتن. درحالی که من خودِ  بیست و ش
لهِ له‌ام، با هر وزنه با خودم فکر می‌کنم که چی؟ میم می‌گه حداقلش اینکه خودت رو می‌شناسی. آره من آدم ضعیف و تن پروریم، نمی‌دونمم در آینده قراره زندگی چی تو پاچه‌ی من بذار پس باید این خلقم رو تغییر بدم. باید این نفس فربه رو که به خوشی و لذت‌طلبی خو کرده مهار کنم. نمی‌خوام پیر شم و مثل مادرجون شم، یه پیرزن غر غرو و ضعیف و بی‌طاقت. 
این ورزش هیچی نداشته باشه کم کمش اینکه  خودم رو بشناسم و بهبود ببخشم
ورزش سنگین کنم تت بدنم ورزیده شه. نباید کم
شاید از عوارض بزرگ شدن است که دیگر تغییر فصل مرا به هیجان وانمیدارد، حس هایی است آرام، گاه لبخند میشود و گاه دلتنگی، گاه نارنجیِ رنگ پریده میشود و گاه خنکای با صلابت و گاه . 
من دخترِ گم شده در لابه لای یک مُشت آهن پاره ام، دختری که دوست دارد غرقِ در تکاپو باشد، دیدن برگهای زرد در پیاده روها برایش هیجان باشد نه عادت. عطرِ زیبای بهار، سبز بودن های تابستان، هوای مه آلود صبحگاه های پاییز و برف زمستان برای لذت بردن در لحظه برام جذاب هستند و بس،
امشب ازاون شباست که بی خوابی به سرم،زده اما
حال هیچیو هم ندارم.یه وقتایی به شدت دلم میگیره که حتی
به بهترین دوستم هم نمیتونم بگم.
خیلی وقته که شدیدا دل نازک شدم و زود توچشام اشک جمع میشه
اماا به روی خودم پیش کسی نمیارم و سعی میکنم خودمو
شاد نشون بدم و موفق هم میشم
دلم یه اتفاق خوب میخواد،یه چیز جدید و حال خوب کن.
خسته شدم واقعا ازاین همه سست بودن،حرص چیزای مسخره رو خوردن
یا بی اراده بودندلم میخواد یه آدم مفید باشم،کار انجام بدم 
بیکار نبا
دیدن آدمی که در انتظار مرگش نشسته خیلی سخته
امروز رفتم سر تختش و سریع خداحافظی کردم و اومدم
تو ماشین همه ش به این فکر بودم
که چرا بیشتر نگاش نکردم؟
شاید این بار آخر می بود .
اما واقعا دیدن دستای لاغر و بدن ضعیفش که توانایی ت خوردن هم نداشت برام سخت بود
گفتن نهایتا تا ده روز دیگه زنده ست
ده روزی که دو روزش رفته. 
 
 
خدایا خواستی جون منو بگیری یهویی بگیر
من تحملش رو ندارم
نمیتونم رو به قبله به انتظار مرگ بشینم
میدونی به قول گلدانه که باهم در مورد عالی بودن صحبت میکردیم گفت : باید باور کنیم که هرگز "بهترین" قابل دسترس نیست و یه کار ۷۰ درصدی، از یه کار ۰ درصدی قطعا بهتره! طول میکشه، ولی تعجب میکنین وقتی بفهمین چقدر از آدم ها تفاوت ۷۰ با ۱۰۰ رو متوجه نمیشن.
راست میگه واقعا ماه ها نشستم تا یه کار 100 درصدی رو طراحی کنم واسه شروع کار خودم ولی یهو دیشب میون کلی اتود زدن یه کار 70 درصدی چنان چشمم رو گرفت که سریع رفتم پای لپتاپ و درستش کردم و طلسمی که واسه خودم س
بالاخره این ترس شکست و سفر تنهای دوباره ای رو شروع کردم. چیزی که حتما مرزهایی رو برای من جابجا می کنه. منو وادار می کنه تا با آدم ها از هر جنسی ارتباط بگیرم، برای اینکه زنده بمونم و در امنیت زندگی کنم. فشار ذهنی یا فشار کلیشه های ذهنی رو همزمان با فصار جسمی تجربه کنم. تا توی دنیایی قرار بگیرم که احتمالا کسی هوای منو نخواهد داشت. جایی که باید بتونم از پس خودم برآم. حتی از فکرش هم وحشتم می گیره. اما من اینجام و باید توی این لحظه لمسش کنم هر چند که چن
سلام دوستای گلمنماز و روزه هاتون قبول
دیگه چیزی نمونده دو روزش ک گذشت طاقت بیارین
همه ی ماه رمضان ی طرف و دعای سحر و ربناش ی طرف
ولی کاش در کنار یار بودیم
البته اینکه الان با کل خونه دعوام شده هم بی تاثیر نیس
ینی ی جورایی همه با من قهرن
تقصیر خودمم هستا حالا دعا کنین ک آرامش برگرده!
این چن روز استرس کنکور یک طرف و دعواها و جر و بحثا یک طرف!
گردنم درد گرفته اینقد اسنرس داشتم
اول ک با همسر الان هم با خانوادهینی شایدم مشکل از منه
راستی برام د
شمع اندر شب بسوزد، عمر خود سازد تباه،
می دمد صبح سفید و میشود روزش سیاه.
گرچه شمع اندر سرش باشد کلاهی همچو زر،
بامرام آخر سرش را م یخورد این زرکلاه.
خانه را روشن نماید شمع از سوزش، ولی
گشته است او قاتل پروانه های بی پناه.
هر قدر این عالم فانی شود روشن ز نور،
سبز گردد هر کجایی سایه ها در روی راه.
سعی کمتر کن برای شهد، که از شهد خود
خانه ویران است زنبور عسل هر سال و ماه.
حقتلاشی خلق را چون حلقه در حلقش شود،
از صوابی گر سخن گویی، شود آخر گناه.
یه پیشنهاد کوچیکحتما دیدید کسانی رو که مدام دنبال این هستند که چرا این زبان بهتره و باید کار بکنند و .مهم هم نیست چه زبانی باشه اونها همیشه دنبال جواب این سوالند توی مدتی که من توی حوزه برنامه نویسی مشغولم سعی کردم با روش های مختلف جواب بدم بعضی وقتا باهاشون مخالفت می‌کردم و دلایل خودم برای بهتر بودن سی پلاس پلاس رو می‌گفتم.بعضی وقتا براشون توضیح می‌دادم که برای هر کاری توی هر حوزه‌ای که وارد می‌شید ممکنه یک زبان برتری داشته باشه با توجه
سلام .
در اولین پست وبسایت مستر هکر میخوام سه ترفند عالی برای ایمن کردن رایانه تان بهتون یاد بدم که با انجام این سه روش هیچ هکری نمیتواند رایانه شما را هک کند.
 
1- رایانه نداشته باش ، بهتره از همون اول کلا نخریش !!!
 
2- به برق وصلش نکن ، اگه داری اشکال نداره ولی بهتره به برق وصلش نکنی تا راحت بشی !!؟
 
3- ازش استفاده نکن ، به برق وصلش کردی بازم اشکال نداره ولی ازش استفاده نکن یعنی اصلا روشنش نکن .
 
امید وارم روش های مطرح شده برایتان مفید باشد و این
+ قطعا بچه ی خوبی براتون نبودم ، اینو می دونم که اخلاق خیلی خوبی ندارم و کارام خیلی براتون اذیت کننده ست .
+ به همین خاطر سعی میکنم کمتر بیام و دور باشم البته ک بعضی وقتا از پشت تلفن هم میدونم که ازم دلگیر میشین ولی دور بودن بهتره و عوارضش کمتر .
+ دیگه واقعا باید کار کنم چون نمیتونم اینجوری ادامه بدم و پول بگیرم .تابستون ؟ یه سال ؟
+ این بار که برگردم مطمئنم دعوا های زیادی خواهد بود ، مشاوره ، گریه ، و سردرگمی .
هیچ جا جای من نیستهیچ احساسی مال من نیست
هیچ موفقیتی خوشحالم نمیکنه
از تک تک لحظه های فکر کردنم متنفرم
یه روز باید خودم رو بندازم سطل آشغال
از این شخصیتِِ بی محتوا خسته م
.
.
ولی ندیدن بهتره از نبودنش؟
.
.
آخ که دلم لک زده واسه یه لحظه خودم بودن
این روزا پر شدم از دوست داشتنِ آدمای زندگیم
حس میکنم یه منِ از دست رفته دارم
یه من که شده برای بقیه، که خوششون بیاد، که ناراحت نشن، که تصورشون عوض نشه، که ازم خسته نشن؟
.
.
گفت من همینم که هستم ولی تو اگه یکی
به روز رسانی را که فقط برای انواع بازی ها، نرم افزارها و برنامه های کامپیوتری نگذاشته اند …گاهی هم آدم ، باید افکارش را به روز کند!طرز فکرش را ارتقا بدهد…حال و هوایش را تازه کند …مثلا دور بریزد تمام خاطراتی را که تکرارشان چیزی به جز غم و اندوه ندارد رها کند بعضی وابستگی ها را که حال و روزش را به هم میریزندافسوس ها را …غصه ها را …نگرانی ها را …وتمام تلخی هایی که بوی کهنگی گرفته اند گاهی باید یک گوشه ی دنج نشست ؛زندگی را نو کرد و یک "من" تازه س
بسم الله النور
خب من همیشه سادگی رو دوست داشتم :) همیشه تو هر جمعی هم که میرم، اول آدمای ساده به چشمم میان. دخترای ساده با چهره ملیح و ساده شون، با اون خودِ خودِ واقعیشون، همیشه برام یه جور دیگه‌ای ارزشمند بودن و هستن :) خب من اطرافم زیاد از این آدما دارم یعنی بهتره بگم خدا زیاد این آدما رو سر راه من گذاشته و همچنان هم داره میذاره.
ادامه مطلب
خب آبان هم تموم شد! توی آبان چالش ۳۰ روز ۳۰ ساعت کتابخونی رو داشتم. ۷ روزش رو کتاب نخوندم. در کل ۱۰ تا کتابو تموم کردم. و بعد از به مدتی که از کتاب دور افتاده بودم چالش خوبی بود برام. 
اما بریم سراغ چالش آذر : 
برای این ماه قصدم اینه هرروز حداقل دو ساعت درس بخونم. و اگه مجموع ساعات مطالعه‌ی درسیم در پایان ماه به ۱۲۰ ساعت برسه ( یعنی دو برابر چالش) ، یه جایزه به خودم میدم. هنوز تصمیم نگرفتم چه جایزه‌ای. راستش نمیدونم چه چیزی میتونه خوشحالم کنه. یکم پ
احسان محمدی فاضل: از صبح خروس خون که نوای خروس جاشو با صدای آلارم  موبایل عوض کرده تا وقتی که  سِت می کنم رو فلایت که  حجم رو تشک ول بدم، با موجودات زیادی هم پیام و  هم کلام  می شم.از  شاخ های این حوزه  که عمد یا غیرعمد،  علاقه خاصی به فرو بردن طول رفتاریشون به عمق روانم رو دارن  بیشعورا  هستن. وقتی دارن بیشعوری می کنن، شخصا می دونم نه فَرَحی و نه  فَرُخی در استخر منتظرم نیست و مجبورم  موقتا با همان بیشعور لذت ببرم.این خوبان رو  نه می تونی، بپذ
به روزرسانی را که فقط برای انواع بازی ها، نرم افزارها و برنامه های کامپیوتری نگذاشته اند گاهی هم آدم ، باید افکارش را به روز کند!طرز فکرش را ارتقا بدهدحال و هوایش را تازه کند مثلا دور بریزد تمام خاطراتی را که تکرارشان چیزی به جز غم و اندوه  نداردرها کند بعضی وابستگی ها را که حال و روزش را به هم میریزند افسوس ها را غصه ها را نگرانی ها را و تمام تلخی هایی که بوی کهنگی گرفته اندگاهی باید یک گوشه ی دنج نشستزندگی را نو کرد و یک "من" تازه ساختبا با
دانلود آهنگ علی یاسینی ديوونه مغرورم
هم اکنون شنونده موزیک جدید و فوق العاده ی * ديوونه مغرورم * با صدای زیبای هنرمند محبوب و مشهور , علی یاسینی باشید.
دانلود آهنگ علی یاسینی به همراه متن, پخش آنلاین و بهترین کیفیت (کیفیت اصلی) از رسانه مدیاک
Download new song by Ali Yasini called Divoone Maghrooram With online playback , text and the best quality in mediac
متن ترانه علی یاسینی به نام ديوونه مغرورم
داره میسوزه دلم واسه خودمآخ منه بیچاره ! هنو اسمت میاد میلرزه دلماسمت چی دارهآخه ديوونه مغرورم
از روزی که چتر خریدم!
دیگه بارون نیومد .
درسته من از بارون خاطره خوبی ندارم و فقط مریضی واسم آورده.
اما دلیل نمیشه دوستش نداشته باشم .و عشق نکنم با صدای دلبرونه اش!
خدایا لطفا بارون بفرست.!
قول میدم همونطوری زیر بارون خیس بشم.بدون چتر!
با آغوش باز و دستایی رو به آسمونت که میخواااد جلو همه مردم شهر .بغلت کنه.!
قول میدم .
نه شکایت میکنم.نه پرت و چرت میگم.
قول قول قول.یه قول دخترونه سفت و سخت!
بارون پلیز .
.
عاشقت میشم دوباره.
عاشق اونی
دو سه روز پیش به موطلایی درس بابا رو داده بودن و به مناسبت اولین خواندن و نوشتن این کلمه یه کار جالب انجام دادن، به این صورت که با کاغذ رنگی یه حالت کارت پستال مانندی درست کرده بودن که روش کلاه و چشم و ابرو و سیبیل بود و داخلش یه متن بامزه چاپ کرده بودن، که بابا خیلی دوستت دارم و قدر محبت ها و تلاشت رو میدونم و بهت افتخار میکنم و . بعد "بابا" های تو متن رو بچه ها خودشون نوشته بودن و بالاش هم عکس باباشون رو چسبونده بودنهر که رسید پرید تو بغل بابا
من وقتایی که ناراحت و سرخورده هستم، یا اتفاق بدی برام افتاده، به جای مراقبت از خودم، بیشتر با خودم لجبازی می کنم؛ مثلا غذاهای بد می خورم، یا از پوستم مراقبت نمی کنم. یه جورایی انگار از خودم انتقام می گیرم. البته دلیلش رو نمی دونم. شاید ته دلم میخوام خودم رو به خاطر حال بدم تنبیه و سرزنش کنم. گاهی وقتا هم توی موقعیت های خوب به خودم اجازه لذت بردن از زندگی رو نمیدم. فکر می کنم بیشتر سختگیری هام بی جاست. البته بهتره بگم توی مسیر درستی نیست چون زندگ
تهیه گزارش امانت تاریخی خیابان ۱۷ شهریور سرخس در فراموشی!
"متولی بنای تاریخی انبار غله سرخس» کیست؟ خیابان 17 شهریور شهر سرخس این روزها امانتی از تاریخ را در خود نگه داری می کند که وصف حال و روزش دل هر انسان فرهنگ دوست و تاریخ دوستی را رنج می دهد؛ امانتی که این روزها در دل خیابان 17 شهریور نهفته مانده و به تعبیری به همان تاریخی پیوسته که به وجودش آورده است."
ادامه مطلب
ای نسخهٔ نامهٔ الهی که تویی             وی آینهٔ جمال شاهی که تویی
بیرون ز تو نیست هرچه در عالم هست             از خود بطلب هر آنچه خواهی که تویی
این رباعی رو خیلی دوست دارم (:
توی زندگی بهتره با سایه‌ها سروکله نزنیم! سایه‌ها آدمای دیگه یا بهانه‌های ما هستن، اگه قرار به تغییر باشه همش از خودمون شروع میشه؛ هر تغییری از درون و تغییر افکارمون شروع میشه
به‌جای اینکه دنبالِ سایه خودمون بُدوییم بهتره که دنبال یه هدفِ واقعی باشیم. (:
در دهِ دوری که حرف حق زدن جانبازی است
صحنه در دست گروهی راضی ناراضی است
آنکه روزی در غم ایمان مردم بوده است
از برای نفع خود در کار کافرسازی است
چون که  نان را در تنور قهر مردم می پزد
انعکاس سعی او مانند حزب نازی است
کرده کاری را که شیطان‌مانده در انجام آن
عاقلان فهمیده اند استاد صحنه سازی است
دهکده گر چند روزی میشود بالا و پست
در عوض رو میشود مشکل که از خودسازی است
می‌دهد کولی به دشمن کدخدای دهکده
حال و روزش حال و روز شخص از خودراضی است
هرکسی ت
سرگردانی بد چیزیه.تند و تند همه ی مراحل زندگی رو طی میکنیم و زور میزنیم که سریع ترم انجامشون بدیم.خاصیت همه ی آدما همینه.
آخر همش میایم میشینیم یه نفس راحت میکشیم.انگار یه حسی میاد سراغمون که خب که چی؟ این همه دوییدی چی شد؟ این نقطه ی سرگردانی بد چیزیه.یه احساس خلاء که خودت نمیتونی پرش کنی.کسیم نمیتونه کمکمی کنه.
نمیدونم این شرایط رو چجوری میشه باهاش تا کرد.اما خیلی ذهن آدمو درگیر میکنه و ممکنه حتی به یه خوره ی ذهنی تبدیل بشه.پس بهتره قبل اینکه
اون‌جایی که فرهاد می‌خونه: من دلم سخت گرفتههه‌ست از این میهمان‌خانه‌ی مهمان‌کُشِ روزش تاریک. حالم الان مطابقت داره با مکث‌های بین ادای کلمه‌ به کلمه‌ی این آهنگ. برف رو پلی می‌کنم و خوابی که نمیاد رو آغاز می‌کنم. دلشوره، رفیق ناباب همیشگی اگه دست از سرِ قلبم برداره. دریغا که آدمی برای تخلیه‌ی خودش تو چه سوراخ‌سمبه‌هایی باید فرو بره.
این بیت الان به ذهنم اومد. امیدوارم کامل بشه همین‌جا بذارم.
داره شعرام از سرم می‌پره
تو رو جونِ خودت
+ امروز دیدم که سومین گلدونم هم خراب شده. و این برای من فاجعه محسوب میشه! دیگه وقتی حس و حال نامطلوبی دارم جلو چشماشون نمیرم. رفتم ماچشون کردم الان، نازشون کردم فک کنم بهتر بشن. :)
 
+ خیلی بهتره حالم. :) بر من ببخشائید غر ها را :))
 
+ آبگرمکن مون پوکید و الان هم ک باز کردن ببرن آشپزخونه پوکیده!
 
+ علاوه بر شلوار هام که نابود بودن و بابد امروز درست کنم سه تا روپوش هم دارم؛ یکیش گشاده یکیش تنگه و یکیش پاره :|باید عصر اگه کارای آشپزخونه تموم شد درستشو
می خوام یه غنچه باشم میون باغچه باشم
برگامو هی وابکنم،ببندم،وقتی که آفتاب می تابه بخندم
برم به مهمونی شاپرک ها،
قصه بگم برای کفشدوزک ها
(غنچه اسیر خاکه منتظرآفتابه وقتی که تشنه باشه،توآرزوی آبه)
 
می خوام یه ماهی باشم توآب آبی باشم
پیرهن سرخ پولکی بپوشم،ازآب پاک چشمه ها بنوشم
باله هامو،وابکنم ،ببندم شناکنم شادی کنم بخندم
(ماهی فقط توآبه،توحوض ورود ودریاست شایدکه ازصبح تاشب توفکردشت وصحراست)
 
می خوام یه بره باشم میون گلّه باشم
همیشه باشم
پسرم هشتاد و سه روزه شده است. کلی کارهای جدید یاد گرفته است. در هفتاد و هشت روزگی، هنگامی که در آغوش آقای پدرش بود به تبلیغات کودکانه تلویزیون خیره شد. قهقهه که خوراک هر روزش است. کمی بیشتر از قبل گردن می گیرد. با "هم" گفتن من دهانش را باز می کند تا به او قطره دهم. در جهت گوشی می چرخد و لبخند می زند تا از او فیلم بگیرم. با او حرف بزنی با تو حرف می زند. روی شکم که بگذارمش کلی سعی می کند که سینه خیز برود ولی تنها کمی از جای اولش دور می شود. خلاصه که پسرم ه
.
یک بخشی از ذهنم دلش می‌خواد کارهای نو انجام بده. دلش می‌خواد ایده‌اش رو اجرا کنه. دلش می‌خواد پوستری که ساخته رو از در چوبی اتاق زیراکس آویزون کنه و اون دانشکده خاک گرفته رو تبدیل به جایی کنه که بتونه ذره‌ای بیشتر دوستش داشته باشه. دلش می‌خواد هر روزش با روز قبل فرق کنه. دلش می‌خواد از جلسه دو ساعته و شلوغی سردرد نگیره. دلش می‌خواد بتونه بیشتر به چشم‌های آدم‌ها نگاه کنه و از صحبت کردن توی جمع ناآشنا نترسه. دلش می‌خواد خودش باشه و ذهنی که
پسرم هشتاد و سه روزه شده است. کلی کارهای جدید یاد گرفته است. در هفتاد و هشت روزگی، هنگامی که در آغوش آقای پدرش بود به تبلیغات کودکانه تلویزیون خیره شد. قهقهه که خوراک هر روزش است. کمی بیشتر از قبل گردن می گیرد. با "هم" گفتن من دهانش را باز می کند تا به او قطره دهم. قطره کولیکش را هم بعضی وقت ها تف می کند. در جهت گوشی می چرخد و لبخند می زند تا از او فیلم بگیرم. با او حرف بزنی با تو حرف می زند. روی شکم که بگذارمش کلی سعی می کند که سینه خیز برود ولی تنها کم
امروز به معنای واقعی تنها بودن رو حس کردم.شاید خدا از من تنها نبودن رو گرفته تا شاید یه چیز دیگه بده نمیدونم.شایدم همش توهمه و چیزی جز تنهایی گیرم نمیاد.حتی دیگه جدیدا دکترهم باید تنهایی برم.اصلا بهتره کلا یه زندگی جدید رو شروع کنم و چیزی به معنای یار و همراه و اینا رو تو زندگی جدید راه ندم.اصلا دیگه دلم نمیخواد تنها نباشم همینه که هست، تنهای تنها.قبوله من دیگه کلا در هر زمینه ای تنهایی کار میکنم.تنهایی.
به اولین نفر تا آخرین نفری که توی کانتکت‌هام وجود داشت، به هرررر کسی که می‌شناختمش و امروز روزش بود، تبریک گفتم. چقدر بعضی‌هاشون ذوق کردن چون اصلا احتمال نمی‌دادن که بخوان از جانب من تبریک دریافت کنن! بعضی‌هاشون رو هم شب می‌بینم ولی تبریک اینطوری و یهویی باحال‌تره، نه؟! :)) بی‌اغراق واقعا خودم هم حس خوبی دارم الان… وقتی خوشحالی مردم، حتی برای چند ثانیه، به ۴ خط تبریک روزشون بنده چرا ازشون دریغ کنیم؟! :))) این که می‌گن اگه از خودت انرژی
میتونم ساعت ها به عکس های پروفایلش زل بزنم و تشعشع قدرت رو با تمام وجود حس کنم! یه چهره کاملا معمولی اما با ژست هایی که قدرت و اعتماد به نفس رو فریاد میزنه. چند بار تو سالن مطالعه دیدمش، رها از هر چیزی در حال حل کردن تمرین بوده. و عجیب نیست که دیدم رنک ۱ دانشکده‌ایه که تعداد دخترا انشگت شمارن و ادعا دارن که پسرا باهوش ترن تو این زمینه ها!! کاملا مشخصه کم حرفه و پوینت مثبتش اینجاست که هیچ غمی پشت این کم حرفی نیست، اینو میفهمم چون دیگه حالم بهم م
دانلود آهنگ علی یاسینی ديوونه مغرورم
هم اکنون شنونده موزیک جدید و فوق العاده ی * ديوونه مغرورم * با صدای زیبای هنرمند محبوب و مشهور , علی یاسینی باشید.
دانلود آهنگ علی یاسینی به همراه متن, پخش آنلاین و بهترین کیفیت (کیفیت اصلی) از رسانه مدیاک
Download new song by Ali Yasini called Divoone Maghrooram With online playback , text and the best quality in mediac
متن ترانه علی یاسینی به نام ديوونه مغرورم
داره میسوزه دلم واسه خودمآخ منه بیچاره ! هنو اسمت میاد میلرزه دلماسمت چی دارهآخه ديوونه مغرورم
پسرم هشتاد و سه روزه شده است. کلی کارهای جدید یاد گرفته است. در هفتاد و هشت روزگی، هنگامی که در آغوش آقای پدرش بود به تبلیغات کودکانه تلویزیون خیره شد. قهقهه که خوراک هر روزش است. کمی بیشتر از قبل گردن می گیرد. با "هم" گفتن من دهانش را باز می کند تا به او قطره دهم. قطره کولیکش را هم بعضی وقت ها تف می کند. در جهت گوشی می چرخد و لبخند می زند تا از او فیلم بگیرم. با او حرف بزنی با تو حرف می زند. روی شکم که بگذارمش کلی سعی می کند که سینه خیز برود ولی تنها کم
اهنگ ديوونه میشم وقتی نباشی پیشم

دانلود آهنگ ديوونه میشم تو نباشی پیشم

دانلود آهنگ اگه نباشی ديوونه میشم یه ویرونه میشم
ديوونه میشم وقتی نباشی پیشم آزرده میشم تورو با اون ببینمت


آهنگ ديوونه میشم وقتی نباشی تو کنارم
دانلود اهنگ ديوونه میشم وقتی نباشی پیشم آزرده میشم تورو با اون ببینمت

اهنگ ديوونه میشم نمونی پیشم

دانلود اهنگ ديوونه میشم کوروش مقیمی
اگر از همان ابتدا خداوند از خودمان می پرسید: می خواهید در دنیا چه چیزی باشید؟ فکر نکنم جواب من انسان بودن باشد! ترجیح می دادم کاکتوسی در دل شن های داغ باشم که با آمدن ابرها در دلم قند آب می شد که باران خواهد بارید و معشوقه ام را در آغوش خواهم کشید. اگه هم می خواستم سخت تر باشد، سنگی می شدم در میانه رود تا هم قدرت خویش را وقتی آب را به دو نیم تقسیم می کنم جلوه کند و هم عبور از رود را تسهیل ببخشم. اگر دنبال زیبایی هم بودم شاخه چناری می شدم تا بلبلی
مامان بابام خیلی مذهبی بودن، هنوزم هستن. منتها مذهبشون جوری یود که ۹۰درصد سخت گیریشون رو دخترشون بود. باورتون میشه آرزومه یک بار با دوستام شام برم بیرون؟؟
دوم ابتدایی بودم. زیر سن فاکینگ تکلیف. مامانم بهم گفت تو هیکلت نسبت به دوستات خیلی درشته، هرکی تو رو ببینه فکر میکنه دانشجویی( حالا اصلا این طور نبودا). یه مانتو برام خرید تا مچ پام. گشاد گشاد گشاد. آموزشگاه زبان میرفتم اون موقع. نگم براتون چقدر دوستام مسخره ام کردن. تا خود خونه گریه کردم. فک
همیشه این بحث آقازاده ها و پارتی دارها از بچگی در ذهن من بود و به نوعی با آن درگیر بودم. همیشه با مسائل اینچنینی و پارتی بازی و ناشایسته سالاری مشکل بنیادی داشتم. هر چه بیشتر می گذرد هم این مشکل من بیشتر از پیش میشه. البته در این دعوا ظاهرا طرف مقابل در حال پیروزیه و کمر من را به خاک می ماله
 
راستش این بحث ژن های خوب که مطرح شد یه کم خیالم راحت شد که اینا کلا با ماها فرق دارند و یه جوری نژاد برتر هستند. اینطوری کمتر اذیت میشم. قبول اینکه شهروند در
♫   ♫   ♫   ♫
♫   ♫  NITROMUSIC.IR  ♫   ♫
♫   ♫   ♫   ♫
هیشکی توی قلبم جا نمیشه حز تو تا همیشهاین منه تنها جز تو با هیج کسی ما نمیشهتوی ابراست این عشق من و تو مث یه دریاست
تمومی نداره انگاری رویاست دل بده به این همه عشق و احساس به این احساساین ديوونه رو هی دستاشو بگیر تو بگیر فقطحتی فکرتم عاشق میکنه منو بی هوا توی این شبادل بده به قلبم آروم عشق خودمی توی تنمیاین ديوونه رو دستاشو بگیر تو بگیر فقط
♫♫
دانلود آهنگ ماکان باند به نام ديوونه
♫   ♫   ♫   ♫
♫   ♫  NITROMUSIC.IR  ♫   ♫
♫   ♫   ♫   ♫
هیشکی توی قلبم جا نمیشه حز تو تا همیشهاین منه تنها جز تو با هیج کسی ما نمیشهتوی ابراست این عشق من و تو مث یه دریاست
تمومی نداره انگاری رویاست دل بده به این همه عشق و احساس به این احساساین ديوونه رو هی دستاشو بگیر تو بگیر فقطحتی فکرتم عاشق میکنه منو بی هوا توی این شبادل بده به قلبم آروم عشق خودمی توی تنمیاین ديوونه رو دستاشو بگیر تو بگیر فقط
♫♫
دانلود آهنگ ماکان باند به نام ديوونه
به کلینیک خدا رفتم تا چکاپ همیشگی ام را انجام دهم. فهمیدم که بیمارم.خدا فشار خونم را گرفت، معلوم شد که لطافتم پایین آمده. زمانی که دمای بدنم را سنجید، دماسنج چهل درجه اضطراب نشان می داد. آزمایش ضربان قلب نشان داد که به چندین گذرگاه عشق نیاز دارم تنهایی سرخرگهایم را مسدود کرده بود و آنها دیگر نمی توانستند به قلب خالی ام خون برسانند. به بخش ارتوپدی رفتم، چون دیگر نمی توانستم با دوستانم باشم و آنها را در آغوش بگیرم. بر اثر حسادت زمین خورده بودم و
چرا ازم فاصله میگیری پس بگو اون همه خاطره چیمنی که به پای تو موندم داری میری تو به خاطر کیمنی که هی پشت تو واستادم تنها نذاشتم اون .یه روزی فکر نمیکردم که از همون دستا یه چک بخورمد نامرد حداقل با من نه جلو این همه آدم نه با همه آره و با من نه مگه من آهنمدمت گرم کی تورو اینطور بد عادتت کرد کی توئه ديوونه رو درکت کرداز تموم غصه ها ردت کرد .دمت گرم کی تورو اینطور بد عادتت کرد کی توئه ديوونه رو درکت کرداز تموم غصه ها ردت کرد .یه کاری کردی یهو جا خور
وقتی دوست دختر هم خونه ایم یهویی ولش کرد و رفت (یه غروب وقتی من از خستگی سرم داشت گیج میرفت و میخواستم چایی درست کنم، یهویی گفت بای بای و رفت!) هم خونه ایم افسردگی گرفت. توی دهه چهل زندگیشه (سی و خورده ای سالش هست)،
واقعا ناراحت شدم.
خوشحالم که حداقل همدمش شدم و ازون حس و حال بد درش اوردیم. 
توی کانادا ملت خیلی مهربونن ولی خیلی به فکر هم نیستن.
داشتن یه هم خونه ای خاورمیانه ای که دل بسوزونه به نظر من نعمته.
در بهترین حالت ممکنه بیان دستتو بگیرن ببر
همه چیز دست به دست هم میدند که منو متحیر کنند تا شاخ هایم دربیان!!!
چندوقتی میشه که دنبال کار هستم و باکلی گشتن تونستم یک کار پیدا کنم اونم تو بیمه.
شرایطشم ماهی400با هرفردی که بیمه میکنیم براساس سود مشخص شده اش
پورسانت داره و اینکه دوشیفته و روزی7الی8ساعت کاری.موندم چه کنم.برم یانرم.
دودل هستم و مامانم و سه تا ازخواهرام راضی نیستن و میگن حمالیه
یکی دیگ خواهر و برادرم و پدرم میگن برو،ازبیکاری و توخونه نشستن بهتره
رفتم باخانومه صحبت کردم و شرا
آهنگِ غربتِ اِبی هم خیلی قشنگه. ترمِ آخر تو ماشینِ فلانی زیاد گوشش میدادیم. ديوونه کننده‌ست. بهتره بگم ديوونه کننده بود. 
امریه اوکی شد بالاخره. ولی تا روزی که دفترچمو پست نکنم خیالم راحت نمیشه و این سایه‌ی سیاهِ سرگردونی و اضطراب رو سرم باقی میمونه.
چند روزه کتاب نخوندم، باید 4 روز شده باشه. امشب میخواستم بخونم که یه چیزی پیش اومد و نشد.
 
باز داشتم چرت و پرت مینوشتم. دوس ندارم از روزمرگی هام بنویسم. دیگه از روزمرگی های تکراریم نمینویسم. 
 
ا
دانلود آهنگ مرتضی اشرفی ديوونه
هم اکنون شنونده موزیک جدید و فوق العاده ی * ديوونه * با صدای زیبای هنرمند محبوب و مشهور , مرتضی اشرفی باشید.
دانلود آهنگ مرتضی اشرفی به همراه متن, پخش آنلاین و بهترین کیفیت (کیفیت اصلی) از رسانه مدیاک
Download new song by Morteza Ashrafi called Divooneh With online playback , text and the best quality in mediac
متن ترانه مرتضی اشرفی به نام ديوونه
چشمای خیس و بارونیه منو ببین حالم بده بیا سختمه پیشم بشینواسه یه بارم شده رومو نزن زمین ديوونه ديوونه .تو نبودی می
امام آخرین مولای شیعه است/فراق اوشب یلدای شیعه است/به ما گفتند مولا خواهد آمد/امید مومنین آقای شیعه است/تفال زن به قرآن با توسل/که روزش زمزم زیبای شیعه است/بیامولاجهان مملوزمشکل/ز جور دشمنان غوغای شیعه است/بوددربعدهرشب صبح وخورشید/ولی الله دین دنیای شیعه است/در این یلدای طولانی وضوکن/توسلهای ما آوای شیعه است/زچشمان قطره اشکی راروان کن/وصال حضرتش سودای شیعه است/به کویش با بصیرت پاگذاریم/ولایت گوهر رعنای شیعه است/نگارستان رحمان حضرت اوست/ام
امام آخرین مولای شیعه است/فراق اوشب یلدای شیعه است/به ما گفتند مولا خواهد آمد/امید مومنین آقای شیعه است/تفال زن به قرآن با توسل/که روزش زمزم زیبای شیعه است/بیامولاجهان مملوزمشکل/ز جور دشمنان غوغای شیعه است/بوددربعدهرشب صبح وخورشید/ولی الله دین دنیای شیعه است/در این یلدای طولانی وضوکن/توسلهای ما آوای شیعه است/زچشمان قطره اشکی راروان کن/وصال حضرتش سودای شیعه است/به کویش با بصیرت پاگذاریم/ولایت گوهر رعنای شیعه است/نگارستان رحمان حضرت اوست/ام
این روزها حسابی درگیر پیدا کردن انبار هستیم ، البته این وظیفه بیشتر بر دوش بالاتری هاست ولی ما هم کل اجناس رو فاکتور کردیم و داخل پلاستیک گذاشتیم تا به محض پیدا شدن انبار بریم تو کار جابجایی !!
امروز از مظلومیتی شنیدم که انقدر اذیت شدم که حیفم اومد ثبتش نکنم ، مکالمه ای بین بنگاه دار و صاب کارم وقتی که توی ماشین بودن برای دیدنِ یک مورد شکل می گیره که صاب کارم تعریف کرد برامون . خلاصه این بنگاه دارِ عزیز گلایه داشته از این که چرا قیمت مسکن تو همه
●تعلل
●اقرار به ضعف و ناتوانی ۱. به صورت توهمی ۲. پیش هر آدم درست و غلطی صرفا و یقینا برای جلب توجه و توجیه!
●واگذاری نتیجه حتا قبل از هر اقدامی
●استراژی نادرست رفتاری! خصوصا بعد از اثبات گونه وجودی یک آدم به صورت کامل واضح
●بعضا شوخی های تخمی و نابجا
●سرخوشی بی معنی و سرازپا نشناختن های بی مورد و بی مفهوم، یا بهتره بگم نشون دادن رفتارهایی که خودم کاملا آگاه و واقفم که نمایشی بیش نیست!
●زندگی لابلای نظرات دیگران
●نگرانی :)
●مدت ها راجع به ی
نم نم بارون هست
منم تازه بیدار شدم و تنهام
جزوه هامو برداشتم میخوام برای میانترم بخونم
اما حسی ندارم چون روز سختی داشتم بهتره بگم روزای سخت
هنوز به این فکر میکنم و باید بگم ایشون اسمم به استاد گفته!
از این ناراحتم اگه من یه عکس رو خراب کنم سرانه عکس دانشگاه به فنا میره درصورتی اگه عکس  استادlong شه ایرادی نداره
از این ناراحتم بعد از 5روز هنوز هیچی یاد نگرفتم حس میکنم اونایی خوب شدن شانسی بوده
از اون دوتا95ایی که باهامون بودن این دو روز متنفرم(یج
فرق علی (ع) شکافته شد !
 پزشک تجویز کرد گوسفندی سر برند و رگ ششش را به او دهند تا در کله او فرو کند و عمق یابی کند ! (لابد چون چیز دیگه چرب و چیلی تر گیر نمی اومده ! )
بعد گفت خوب حالا دیگه کار از کار گذشته بهتره بی خیال شید و برید همون گوسفند رو بار بزارید برا مراسم تا یه آبگوشت مشت بزنیم به بدن .
خوب دکتر با کله ای بود .
بچه تر که بودم، فکر میکردم اگه بزرگ بشم، باید تو حیطه ی دلبخواهی ها و علاقه مندی هام فعالیت کنم؛ 
مثلا مثل این سوسولا یه گالری نقاشی بزنم، و بعد نصف روز بمونم تو گالری و به هنرجوهام آموزش بدم، و سوالات چرت بازدیدکنندگان رو، درمورد خلقِ آخرین شاااهکارِ هنریم پاسخگو باشم
و نصفه ی دیگه ی روز رو هم توی پاساژ، درحال ست کردن رنگ ساق دست با گیره ی روسریم باشم، یا توی خونه در حال زدن ماسک هلو و خیار به صورتم دیده بشم، و یا تو کافه ای که تو سکانس آخر د
آسمان بار امانت نتوانست کشید قرعه کار به نام من دیوانه زدن
خدا به انسانها قدرت تصمیم گیری و اختیار و اراده داد ، قدرتی که وجه تمایز انسان با سایر موجودات و جانداران هستتوی زندگی یاد بگیریم تابع تصمیمات هیچ کس نباشیمهیچ کس بهتر از خود ما نمی‌دونه چی به صلاحشه و چی براش خوبهپس بهتره خودمون واسه خودمون تصمیم بگیریماجازه ندیم هیچ کس اینا رو از ما بگیره و سلب کنهچون کسی که بتونه این قدرت‌ها رو ازمون سلب کنه ، قسمتی از انسانیت ما رو تسخیر کرده و
نشستم تو کتابخونه و خیره ب ساعت زل میزنم به کتاب دلبرم
نمیدونم چی شد و کی شد ک آنقدر غرق اون پروژه شدم
فقط میدونم همون روزای اول پیگیر بودم از ترم بالایی هام
هی میپرسیدم و آخرم پیداش کردم
اولین بار ک پامو گذاشتم تو جلسه پروژه ترسیدم!
نه ترسِ اون جوریا
ترس یه مدل دیگ ک نمیدونم چطور بنویسم اینجا
ولش کنید اصلا 
داشتم میگفتم ک آره حقیقتا ترسیدم حس میکردم با توجه به محدوده تفکراتم خیلی راحت پسم بزنن اما نزدن
عوضش همون روزای اول سعی کردم نشو
مدت ها بود حالم خراب بود نمی تونستم بفهمم از چیه و به هر چی مشکوک میشدم روش زوم میکردم که ببینم متهم اصلی خودشه یا نه و جالبه میدونستم چی داره حالمو خراب تر می کنه. در یک لحظه تلگرام و اینستاگرام رو پاک کردم. حس میکردم دلم فقط و فقط خودمو و دنیای اطراف خودمو میخواد. فرداش حس سبکی داشتم و یه سری چیزها رو میدیدم که همیشه از چشمم غافل بودن. من خیلی آدم اهل سوشال مدیا نبودم و نیستم ولی ین تصمیم به شدت در روش زندگی و فکر من تاثیر داشت. یه مدت بعد بغض دا
هوا یه‌طور خوبی ابری و ملیح شده عصری که دلم می‌خواست کار نداشتم و یکی بود بهش زنگ می‌زدم پا می‌شدیم می‌رفتیم بیرون،متاسفانه هم کار دارم،هم کسی پیدا نمی‌شه بگم بریم بیرون :)) بهتره همین‌طوری با پنجره‌ی باز از هوای بیرون حس خوب بگیرم.
+آقای محترم شنبه اولین امتحان زبانشو داره؛ برای این بچه مون دعا کنین :| استرس داره :))
من این امتحانو ندارم الحمدالله. 
جفتمون روزی بیست سی بار خدا رو شکر میکنیم که من اینو ندارم وگرنه به احتمال 99 درصد دیگه ديوونه شده بودم؛ از نوع زنجیری :))
واقعا در توانم نبود یه امتحان دیگه به برنامه م اضافه شه و سه تا امتحان زبان داشته باشم.
همینطوریشم حس مفلوک بودن و طفلکی بودن دارم و حس میکنم اینقدر کتک خوردم که بدنم درد میکنه :| :/
 
+به عکسای پارسال پاییز نگاه
فردا و پسفردا کلی امتحان دارم، دوتا درس تخصصی و سنگین که استادش کلا میانترم بدی یا ندی نمره ای نمیده، خب این داره وسوسم میکنه که نرم امتحان رو بدم و تمرکزم رو بذارم روی پایانترم، نمیدونم این از روی تنبلیه یا درست بودن نظرم.
خب درسارو قبلا یکبار دوره کردم و باید یبار دیگه قبل امتحان دوره کنم اما خب نشد و درگیر کارای دیگه بودم. کلا این هفته از هفته های پر کارو بی برنامم بود، احساس خستگی دارم و دلم یه زنگ تفریح میخواد.
باید یه کاری برنامه ای چیزی
اول فکر می‌کردم خیلی خوب و دقیق دوروبری‌هام رو می‌شناسم و تا عمق مناسبی از افکارشون نفوذ دارم.
بعد نتیجه گرفتم نباید خیال کنم همه رو می‌شناسم و قبول کنم ممکنه آدما حیلی با اون چیزی که فکر می‌کنم فرق دارن.
حالا چی؟ حالا فکر می‌کنم باید همه ذهنیتام رو مع کنم تا به یه نتیجه منطقی برسم.
هرچی بزرگتر می‌شم بیشتر می‌فهمم هنوز خیلی بچه موندم.
پ. ن. اول. از خوبیا بزرگ شدن هم اینه که می‌تونی عوض عقده‌های کودکیت رو دربیاری. مثلا من خیلی خجالتی بو
آدم باید قصه‌ای چیزی برای تعریف کردن داشته باشه. این‌طوری ساکت نشستن و به حوض خیره شدن و هیچی برای گفتن نداشتن تنهایی خوبی نیست. تنهایی خوب که این نیست‌. من خودم می‌دونم تنهایی چه نعمتیه. اما تنهایی رو باید به دست بیاری. باید وقتی بهش می‌رسی کلی داستان برای تعریف کردن داشته باشی. نه که از همون اول تنهای تنها و دور از تن‌ها مونده باشی. باید بفهمی چرا تنهایی و چرا تنهایی بهتره. باید انتخابش کنی. وگرنه تنها شدن و تنها ماندن که خودش فضیلتی نیست.
دانلود صوت شعر با نوای حاج آقا منصور ارضی محرم ۹۸ روز هفتم
از کربلا رنگ خوشی دیدم؟! ندیدمبی شیر ماندم، بین هر خیمه دویدمدیشب فقط تا صبح طفلم داد می زدخیلی خجالت از بنی هاشم کشیدم***ای کاش این داغی که دیدم خواب باشدطفلم سلامت، محضر ارباب باشدگفتم: حسینم، حاضرم در بین این دشت.تشنه بمیرم، اصغرم سیراب باشد***مولای من حیران و سرافکنده آمدرو زد سوی دشمن ولی شرمنده آمدوقتی که بر می گشت با چشم پر از آباز لشگر دشمن صدای خنده آمد***تیری در این لشگر نبود
 
خواهر زیبارویم سلام
شب و روزت به خیر
 
 
ولش کن
می خواستم چند تا جمله برات بنویسم
حیفم اومد
بهتره که خودم بهت بگم نه اینکه در نبودنِ من بخونیش
 
یه بار که دیدمت بهت خواهم گفت
اینجا حیفه
بگذار وقتی برات می گم صدای نفست رو بشنوم
 
این چند روز با خودم کنار اومدم و دارم آدمهایی که یه جور رابطه‌ی عاطفی س ک سی باهاشون داشتم رو کنار می‌گذارم. اینجور هم احساس قوی بودن دارم، چون منم که کنار می‌گذارم نه اینکه کنار گذاشته بشم، و هم احساس سبکی. دور و برم رو دارم خلوت می‌کنم و شروع کردم به تست زدن تا حداقلی که می‌تونم رو توی این یک ماه و خورده‌ای برای خودم باشم و تلاش کنم. میم حالش خوب نبود اما بهتره. من خوبم. مادرجون حالش خوب نیست و این در حال حاضر تمام غ.
بگذریم می‌دونم ح می
متن آهنگ اخماتو وا کن بهنام بانی
نه نمیشه از تو دست کشید و بدون تو نفس کشید و نمیشه بی تو زندگی کردمگه کسی هست با عشقشم بتونه بد شه از این همه علاقه رد شه نمیشه آخه بچگی کردمگه دسته توئه ديوونه دیگه اخماتو واکن منو عشقم صدا کن توی چشمام نگاه کنديوونه دیگه دارم هواتو دلم آرومه با تو نبینم گریه هاتوديوونه دیگه اخماتو واکن منو عشقم صدا کن ديوونه دیگه دارم هواتو دلم آرومه با تو نبینم گریه هاتو فقط یادت نره شدی عشق کسی که از همه عاشق ترهاینو یادت ن
دانلود اهنگ تو همونی که با خندیدناش ديوونه میشم 
امو بند با تو : دانلود آهنگ جدید امو بند به نام با تو - نیک موزیک هرجوری که باشی میخوام که تو باشی تو همونی که با خندیدناش ديوونه میشم. بگو چی تو چشاته که دل من باهاته هر جا که برم فکر تو از یادم نمیره.
دانلود آهنگ امو بند به نام با تو - رز موزیک دانلود آهنگ جدید امو بند به نام با تو Download New Music Emo Band . هرجوری که باشی میخوام که تو باشی تو همونی که با خندیدناش ديوونه میشم
دانلود آهنگ هر جوری که باشی میخو
امسال سازمان سنجش خیلی خیلی وارد فاز غافلگیری شد. بسه دیگه شورش رو درآوردی، مرد!! :))
کارنامه‌ی سبز منتشر شد. :)))
کلا یه دونه انتخاب نیمسال دوم داشتم که از قرار معلوم قبولم… :))) این بهتره با توجه به وضعیت‌های پیش اومده! :|
پذیرای پیش‌نهاداتون برای ۳-۴ ماه بیکاری هستم. :))))
سال 88 زمان هدفمند شدن یارانه ها به مامانم می گفتم منتظر نون لواش 200 تومنی باش! اون موقع ها نون لواش 20 تومن بودا!
مامانم میگفت حرف مفت نزن!
امسال بهش گفتم مامان نون شده 200 تا سه سال دیگه منتظر نون هزارتومنی باش البته اگه گیر بیاد!
بدون اغراف ایران داره غرق می شه یا بهتره بگم مثل یه شمع آب میشه. 
امسال هیچ خبری از آجیل و سفره هفت سین و این داستانا نبود و کلا هیشکی دل و دماغشو هم نداشت. 
رفتیم خونه یکی از فامیلا واسه شام ، قیمه با مرغ درست کرده بودن!
ا
یعنی واقعا وضعیت پسرا توی کانادا افتضاحه.
یعنی اینقدر غم انگیزه
که حد نداره.
جالبه دختر فت و فراوون
ولی نه پسرا جرات میکنن نزدیک شن نه دخترا کلا اعصاب دارن.
هرگز در زندگیم جامعه به این گسیختگی ندیده بودم (البته از انتاریو خیلی بهتره).
1. بازم "آدم گُریز" شدم. 
2. همه فکر میکنن من آدم بده ام، چون مظلوم بازی در نمیارم، چون بخاطر هیچ خری غرورمو نمیشکنم فکر میکنن اون درست میگه و من یه آشغالم. من دوست دارم آشغال باشم تا دورو و مظلوم نما. آشغال بودن بهتره.
3. امروز دو زنگ کامل دستم بی حس شد و با پشم های ریخته به دفترم خیره بودم 
4. دیگه تصمیم گرفتم روزایی که تا 4 مدرسه هستمم برم کتابخونه. حتی حوصله خونه هم ندارم. حوصله اینکه ادمو نمیفهمن. میدونم که قراره دهنم سرویس شه با بعد از ساعتِ 4 کتا
آقای دکتر بزرگواری کردن فرمودن مشکل چی بود که عنوان کردی.
دیر پرسید. گفتم وقت ندارم. باید برم. 
شنیدی میگن دیر رسیدن از هرگز نرسیدن بهتره؟ این فقط درباره رانندگی صدق میکنه. در زندگی عادی گاهی هرگز نرسیدن خیلی بهتر از دیر رسیدن هست.
 
 
 
 
دل کوچولو دل ديوونه
دیگه نرو از خونه
پشیمون میشی
پریشون میشی
نمیدونی ديوونه
بیرون از خانه دلا همه سنگ
هر چی میبینی رنگه و نیرنگ
تو مثل یه پر میبردت باد
حتی یادت هم میبرند از یاد
دل کوچولو دل ديوونه
دیگه نرو از خونه
پشیمون میشی
پریشون میشی
نمیدونی ديوونه
بمیرم واسه ی تو
چه رنجا نکشیدی
چه خسته دل تنها
چه حرفا که شنیدی
حالا برگشتی بازم تو سینه
میدونی تنها منو داری
میدونم شیطون بلای جونم
منو باز آروم نمیذاری
دل کوچولو دل ديوونه
دیگه نرو از خ
راستش یکی از موانعی که باعث می شه دیر به دیر این جا بنویسم اینه که بنظرم حرفی برای گفتن ندارم. در واقع حرف مفید، نه صرفاً این که چه کردم و چه می کنم ولی خب دوست ندارم این جا خالی بمونه. برای همین ناچارم گاهی با همین پراکنده نویسی ها به روزش کنم، بلکه کم کم بتونم محتوای اثربخش بنویسم :)
این روزها بیشتر مشغول کارای سایتی که راه انداختیم هستم. در واقع هنوز برای پیش بردنش یک نفرم، منظورم کار آپدیت و گذاشتن محتوا و این جور چیزهاست و همین طور کار مربوط
به نظرم باید ستایش چهارم ساخته بشه 
توی این سری اولویت با اونایی بود که آفتاب لب بوم بودن 
ستایش و فردوس و خانم بزرگ و آقای مظفری ازدواج کردند
سری چهارم باید ساخته بشه تا محمد پسر ستایش دوتا دختر ای صابرم ازدواج کنند
تازه هنوز عروس فردوس که روی ویلچرم بود مونده اونم باید خوب بشه و یه شوهر براش پیدا بشه 
 
از اتاق فرمان اشاره میکنند بابای پریسیما اعتراض کرده من به خاطر شماها قتل انجام دادم رفتم زندون چرا برا من زن نگرفتی برای همین احتمالا ستا
واقعا نمی‌دونم برای چی باید بجنگم(!) و برای چی نه. نمی‌دونم چی ارزشش رو داره.
حالا جنگ نگم بهتره شاید. تلاش. بعد این جوریه که نگاه می‌کنی واسه یه چیزایی باید تلاش کنی که آلردی یه عالمه آدم دارنش بدون هیچ تلاشی. نمی‌دونم. ناعادلانه؟. حالا خیلی کاری ندارم به عادلانه بودن یا نبودنش ولی ناامید می‌کنه آدم رو. و خب این جوریه که مثلا از دید اونا بیای نگاه کنی مشکلت رو بدیهی و مسخره‌ست و حس خوبی نمی‌ده این.
نمی‌دونم این تلاشه مرز داره یا نه؟
اواخر مهرماه پارسال بود که تصمیم گرفتم برم دندونپزشکی و قبل از اینکه فکر بچه ی دوم بکنیم دندونهام رو درست کنم.
من از اون کسانی هستم که روزی دوبار مسواک می زد ولی یه دندون سالم توی دهنش نبود:))
خب علتشم واضحهمن خیلییی چیزای شیرین می خورم یا بهتره بگم می خوردم
خلاصه خانوم دکتر فرمودن یه عکس کامل از کل دندونام براشون ببرم.
و ایشون به صراحت فرمودند با این دندونات بی خود می کنی می خوای باردار بشی:))
و ما شروع کردیم به مرور دندونام رو عصب کشی،جر
آن وقت‌هایی که هنوز در گوگل جلوی اسم مداحی‌ها، شورها و روضه‌ها نمی‌نوشتند (جدید) و ما آخرین‌ها را از پاساژ مهستان متوجه می‌شدیم؛ وقت‌هایی که کنار تصویری‌ها می‌نوشتند گنجینه‌ی معرفت» و علیمی و سیدجواد ذاکر که می‌خواند: اگه ديوونه ندیده‌ای به ما میگن ديوونه اگه ديوونه شنیده‌ای به ما می‌گن ديوونه» بیشتر روی بورس بودند، با مفهوم جدیدی از عزاداری آشنا شده‌ بودم. وقتی‌که چهچهه‌های مداح جدیدی به اسم حسین سیب‌سرخی سر زبان‌ها اف
عکس آقای خامنه ای

تبلیغات

آخرین مطالب