نتایج پست ها برای عبارت :

به تو محتاجم

 ❆ بهانه:نارنگی بهانه استبوی عشق می‌دهنددستان توپوست بگیر این فاصله ها رامن به فصل فصل آغوش تو محتاجم. ❆ مرهم:تمامِ خیابان های شهر را هم که قدم بزنم،باز به بازوان تو محتاجم.به آغوشت،که دردم را تسکین می‌دهد!مرا بی تو بودن راهیچ کاری نیست! ❆ راه:کدامین راهتو را به کلبهٔ قلبم می رساند؟ من، کلبه ای متروکم منتظر آمدنتاز پای در آورده مراانتظار. #سعید_فلاحی (زانا کوردستانی)#شعر_کوتاه┏━━━━━━━━━━•┓@ZanaKORDistani63@mikhanehkolop3https://www.instagram.com/zanakordis
متن اهنگ مسعود صابری به نام یه ریز مستم
این روزا هیچی سر جاش نیست جز تویی که تو دلم جاتهدست من نیست که دنیامی این روزا دنیام تو دستاتهنگران توام تو که جون منی پر دردمو این روزا تو درمون منیتو نبودی شبام بی ستاره بودن ستارم بشی آسمونو مهمون منییه ریز مستم یه دم آروم نمیشم بس که وابستم سر هر قولی دادم تا تهش هستمبه بارون تو محتاجم بریز مستم بریز مستمیه ریز مستم یه دم آروم نمیشم بس که وابستم سر هر قولی دادم تا تهش هستمبه بارون تو محتاجم بریز مستم
می نویسم باز امشب
از عشق و با عشق برایت شعری،
برای نوشتن،
/که می دانی نوشتن از تو تمامی زندگی منست،
به برکت نور تو محتاجم
دنیای من 
بی تو چه تاریک،
تا تو هستی در اندیشه ام،
دروغ است نور روز!
این شعرها به راستی می دانند،
من به نور تو،
من همیشه محتاجم توام.
واژه‌ها،
کلمات را می آفرینند
کلمات،
شعر ها را 
و من تو را بیش از واژه‌ها، 
تو را فراتر از تک به تک کلمات شعرهایم دوست دارم!
حرف تو که می شود
خودم را میان گلدان هایی بافته از نور 
تو را میان دیوا
❆ مرهم:
 
تمامِ خیابان های شهر را هم که قدم بزنم،باز به بازوان تو محتاجم.به آغوشت،که دردم را تسکین می‌دهد!مرا بی تو بودن راهیچ کاری نیست!
 
#سعید_فلاحی (زانا کوردستانی)#شعر_کوتاه┏━━━━━━━━━━•┓@ZanaKORDistani63@mikhanehkolop3https://www.instagram.com/zanakordistani?r=nametaghttp://mikhanehkolop3.blogfa.com┗••━━━━━━━━━━━━━━━━━━━━┛
ببین یک تماس ساده.یک چه عجب!» یک دیدن سرشار از عشق.یک"دلم برایت تنگ شده"از ته دل.یک گفت و گوی کوتاه."یک چه خوب شد امدی موقع خداحافظی".چقدر حال هردویمان را خوب می کند و تو تا همین امروز قبل از ظهر،ساعت ده و پنجاه و نه دقیقه،دریغش میکردی.
+ممنون که دوستم داری.شایدباورت نشه ولی من به این دوست داشتن ها محتاجم.
+بعد از پیامک زدن و گفتن حرف های بالا، حال او هم خیلی خوب است.
 
تمی دونم چکار کنم
گیر افتادم
مثل بیچاره ای که گوهر قیمتی و تنها سرمایه ش رو گول خورده و بی عقلی کرده و انداخته ته چاه.
چکار کنم.
چکار کنم.
من می دونم گرفتار بوده و هستم که این خسارت بهم وارد شده
ولی خدایا نوری، دستی، هدایتی، چیزی.
هرچی از خیر بهم بقرستی محتاجم خدا.
این برای دوستان کنکوری ضبط شده بود. ولی من خودم گوش دادم و انگیزه گرفتم ازش. کلاً من عاشق اینم یکی منو نصیحت کنه D: 
اگه شما هم اینروزا خسته شدید از این اوضاع گوش بدید. کوتاهه. 
دریافتحجم: 3.38 مگابایتتوضیحات: مشاوره کنکور علیرضا افشار

+ کلی حرف دارما ولی درسا اجازه نمیدن زیاد بنویسم. دعا کنید برام. به دعاتون محتاجم :) 
قشنگ حالم بده
قشنگ حالم از این دنیا بهم می خوره
قشنگ روی زخمهام نمک پاشیدن.
قشنگ نابودم کردند
آخ که دلم چقدر قشنگ تنهایی می خواد
آخ که دلم چقدر قشنگ یه خواب ابدی می خواد.
اصلن قشنگ اوف اوف اوف
التماس دعا
قشنگ خیلی محتاجم به دعا.
خام تر که بودم فکر میکردم دلیل نرسیدنم به بعضی چیز ها بی لیاقتی  خودم است . اما وعده ی خدا حق است ، صبر کن به تو نشان خواهد داد که گاهی مشکل نه از بی لیاقتی تو بلکه از بی لیاقتیِ بعضی چیز ها ، برای توست.شاید تو لایق چیزی گوارا تر  از آنی .  در دستان خدا شگفتی های لطیف تر و با ارزش تری  برایت نهفته است . به وقتش نشانت خواهد داد 
کافیست به عاشق ترین معشوق عالم  اطمینان کنی و دستانت را محکم در دستانش بگذاری 
ربِّ اِنّی لِمآ اَنزَلتَ اِلَیَّ مِن خ
خدایادر اینکه اینجایی و هم اکنونی زیستن شرط داشتن یک زندگی خوب و ارزشمند است تردید ندارم اما چگونه می توانم این پرنده گریزپا را در آشیانه اش در بند کشم و اجازه ندهم تا دم به دم و هر لحظه به گذشته و آینده سر کشد و آنات زندگی ام که تنها سرمایه نقد است به قیمت گذشته معدوم و آینده محتمل به تاراج نرود.باشد تا نه ترس از حوادث آینده داشته باشم ونه اندوه وقایع گذشته خورم ؟! خدایا یاری ام ده که سخت ناتوان و محتاجم .
پ.نأَلَا إِنَّ أَوْلِیَاءَ اللَّهِ لَا
در دل سنگ های باوقار با فکر پوف کرده، من به دنبال گنج میگردم.گنج من اشک عاشقی باشد اشک عاشقی سفر کرده، اشک یک باوقارِ حادثه جو اشک یک بی نظیرِ شور انگیز، آه از درد غارت گنج . من به تو ای عزیز محتاجم در هوای مُشک بویِ بزمگاهت، ای لطیفِ سخت غرش! گریه میکردم چرا چشم گیرا و مُصفّایت را نمیبینم، احتیاج مرا تو باور کن . دلِ آشوب و آتشین من، کوره‌ایست دائم جوش! ناگهان خواب می دیدم، مست از ترس امید‌بخش، ماهِ دلکش و سخت چون کوهم ز بلندای افق می آید . م
تو پیامبر منی. تو ابراهیم منی وقتی که تماماً آتشم. تو موسیِ منی وقتی که وسطِ دریا برام راه باز می‌کنی. تو نوحِ منی وقتی که درحال غرق شدنم. تو عیسیِ منی برای اوقاتی که نفس کم می‌آرم. ناقوسِ صدات، ناقوسِ کلیسایِ منه وقتی که باید عبادت کنم. که تو محتاج این عبادت نیستی؛ من تماماً نیازم به این عبادت. تو پیامبر منی. دینِ تو، دینیه که هیچ‌وقت طردم نمی‌کنه. دینی که هیچ‌وقت بهم نگفته عوض بشم تا منو بپذیره. تو پیامبری هستی که با تمومِ اشتباهاتم بازم آغ
یکهووو هوای کربلاا را میکنی.
دلت آشووب میشود
درست لحظه وداع از حرم، گوشه ای را پیدا کرده بودی که طلایی گنبد توی چشمت باشد.
بتوانی هی نگاه کنی و هی اشک بریزی و التماس کنی که مباداااا چشم هایت دیگر 
وسط اشک هایی که بی اختیار بر روی صورت  پایین میاید خادم سیاه چهره و بلند قد حرم را دیدی که با حرکت دستش همه آدم هایی که کنارت ایستاده بودند را حرکت میداد که اینجااا محل توقف نیست. حرِّک خانوووم.
دلت میخواست زمان بیشتری طول بکشد تا به طرف تو بیاید
وبلاگ جدید ، اسم جدید ، آدم های جدید.از هیچ کدوم ترسی ندارم جز اسم جدید اگر صدتا وبلاگ دیگه هم بزنم باز هم اسمم مبهم خواهد ماندواقعا این رفتن ها بی فایده ترینهاونی که از گذشته اش فرار کنه ترسوعه ، حکایت منه دیگه.من از چی میخوام فرار کنم ؟؟؟ارشیو ؟؟با خودم حرف زدم، تصمیم یکی دو روز نبود که الان بعد پنج روز منصرف شه یا چی تصمیم شاید دو سه ماه قبل بود ولی باز هم دلم رضا نبود.همه رو رد دنبال میزنم باز دوباره دنبال میکنمنمی دونم یکجایی
 
صبح بارونیِ شنبه بخیر
 
روز شلوغی رو در پیش دارم درحالی که دیشب تا صبح نخوابیدم چون باید یه کاری رو تموم میکردم . 
ویترای و نقاشی روی شیشه و ظروف چینی رو دارم یاد میگیرم . چندجلسه کلاس رفتم اما هنوز مونده تا راه بیفتم 
اینجا تا حالا عکس اپلود نکردم لذا حوصله امتحان کردن هم ندارم این وقتِ صبح ، وگرنه عکساش رو میذاشتم . 
 
- امروز بدلیل بیخوابی گیج نزنم صلوات !!
البته چهره ام زار و نزار و رنجور باشه بهتره
 
 
امیدوارم روز خوبی رو در پیش داشته باش
ابوذر فرمود: آذوقه و پس انداز من در زمان پیغمبر (صلی الله علیه و آله و سلم) همیشه یک من خرما بوده، و تا زنده ام از این مقدار زیاده نخواهم کرد. عطاء گوید: ابوذر را دیدم لباس کهنه ای به تن کرده و نماز می خواند، گفتم: ابوذر مگر لباس بهتری نداری؟ گفت: اگر داشتم دربرم می دیدی. گفتم: مدتی تو را با دو جامه می دیدم؛ گفت: به پسر برادرم که محتاج تر از خودم بود دادم، گفتم: به خدا تو خود محتاجی، سر به آسمان بلند کرده و گفت: آری بار خدایا به آمرزش تو محتاجم. سپس گ
 
وقتی قرار باشد تردیدها بر خواسته‌ها چیره شوند، دلیل قانع کننده‌ای از درون متولد می‌شود، رشد می‌کند و احساسات جدیدی را تولید می‌کند. احساسات آدمی حتی در باب یک مسئله دائماً در تغییر و تکامل‌اند؛ طوری‌که امروز احساسی داری که وجودش منقلبت می‌کند، اما ماه‌ها بعد با آن احساس بیگانگی می‌کنی. برای من شعرها شواهد مکتوب این ادعا هستند. شعری که همین چندوقت قبل با عشق و اشتیاق آن را زمزمه می‌کردم، امروز انگار مال من نیست. اصلاً آن را به جا نمی
چشم های مرا ببند دست های مرا ببند مرا به لبه ی پرتگاه ببر با یک اشاره مرا پرت کن در کشتی مسافری بی مسافر می خواهم به آن سوی اقیانوس ها بروم حتی اگر غرق شوم بهتر است تا این که رو به روی هم ارزو کنیم کاش دیگری زودتر می مرد روز بعد به ساحل خواهم رسید لب های کبودم برای اخرین بار نام تو را  فریاد کردند دست هایم به سمت تو دراز شده بودند خواسته ی محالی بود تو مرا ترک می کردی تا با من سقوط نکنی 
 
نمی دانی چه قدر به تنهایی ابی اقیانوس محتاجم تو هم برو در شل
بسم رب الشهداء والصدیقین
یاحسین علیه السلام
نجف رفتی،کربلا رفتی، کاظمین رفتی ،سامرا رفتی
مشهد الرضا هم که آمدی.خوش آمدی
التماس دعا
میخواهم متفاوت صدایتان کنم میخواهم کربلایی قاسم خطابتان کنم که کربلایی شدن مقامی بالاتر از حاجی بودن است
که کربلایی بودن را برای عالم صرف کردید.
البته گفته اید نه حاجی بخوانیمت نه سردار نه هیچ گفته اید بگوییم سرباز
کربلایی قاسم شهیدم جز روضه عباس برای پیکر بی دستت چه بخوانیم تا قلبمان آرام شود؟
کربلایی در ر
رسم_مردونگی
فایل پی دی اف "رسم مردانگی"
 
 
یه مردی بود که خعععیلی حالیش می شد ، خیلی باسواد بود، ایشون یه آرزویی داشت، دلش می‌خواست امام زمان رو از نزدیک و با چشماش ببینه.
کلی زحمت کشید، ذکر گفت، دعا کرد، این مسجد، اون مسجد، اما به نتیجه نرسید. یه روز بهش گفتن: امام زمان رو نمی‌بینی، مگر اینکه بری فلان شهر.
آقای پرفسور، عزم سفر کرد. تو بازار آهنگرای اون شهر، تو یه مغازه قفل سازی، به آرزوش رسید، امامش رو دید‌. سلام کرد. امام جواب سلامش رو داد و
 
الهی! ای گشاینده زبان مناجات‌گویان و ای انس‌افزای خلوت‌های ذاکران و ای حاضر
نفسهای رازداران. در حاجت کسی نظر کن که او را یک حاجت بیش نیست
 مرا تا باشد این درد نهانیتو را جویم که درمانم تو دانی
الهی! اگر با تو نمی‌گویم افکار می‌شوم. چون با تو می گویم سبکبار می‌شوم.
الهی! چون یتیم بی پدر گریانم درمانده در دست خصمانم. خسته از گناهانم و زخویشتن نالانم خراب عمر و مفلس روزگار
الهی! در جلال، رحمانی، در کمال، سبحانی، نه محتاج زمانی، و ن
الهی! ای گشاینده زبان مناجات‌گویان و ای انس‌افزای خلوت‌های ذاکران و ای حاضر
نفسهای رازداران. در حاجت کسی نظر کن که او را یک حاجت بیش نیست
 مرا تا باشد این درد نهانیتو را جویم که درمانم تو دانی
الهی! اگر با تو نمی‌گویم افکار می‌شوم. چون با تو می گویم سبکبار می‌شوم.
الهی! چون یتیم بی پدر گریانم درمانده در دست خصمانم. خسته از گناهانم و زخویشتن نالانم خراب عمر و مفلس روزگار
الهی! در جلال، رحمانی، در کمال، سبحانی، نه محتاج زمانی، و نه
#تشرفات #ملاقات_با_امام_زمان_عج#حکایت_وصل_مهدی_عج ✨یکی از دانشمندان، آرزوی زیارت امام زمان را داشت. مدتها ریاضت کشید و کوشید ولی نشد. سپس به علوم غریبه و اسرار حروف رو آورد، اما نتیجه نگرفت.  ✨روزی در یکی از این حالات معنوی به او گفته شد: دیدن امام زمان برای تو ممکن نیست، مگر آنکه به فلان شهر بروی». او نیز رفت و در آنجا چلّه گرفت و به ریاضت مشغول شد. روزهای آخر بود که به او گفتند: الان امام زمان، در بازار آهنگران، در مغازه پیرمرد قفل سازی نشسته
عشقم امشب دلم گرفته کاش بودی بغلم میکردی هادیموقتی دلم میگیره گریم میگیره الانم دقیقا همون حالم دوست دارم همش گریه کنمامروز باهم بودیم انگار اطرافمون هیچی وجونداشت فقط منو تو بودیم .بودن با تو منو کلا تغییرمیده من اون تغییرو اون حس وحالی که پیشت دارمو خیلی دوسش دارم حاضرم هرچی دارمو بدم اون حسو تجربه کنم هادی!!
دلم تنگه باورکن تنگته شاید بگی اره امروز پیشت بودم اما برامن فرقی نداره من همیشه دلتنگ توام عزیزدلم،زندگی من جون من،از خدامیخ
تنهاشدم وقتی  که محتاجم به دلدار
اینسان به نکبت زندگی شدبرمن اجبار
تنها گناهم عاشقی بود و وفایم
عشقی که بادیوانگی کردآشنایم
لعنت به هرکس ادعای عشق دارد
چون کهنه شدبردیگری دل میسپارد
دیگرکسی باورندارد عشق کس را
دانند همه تفاوت عشق و هوس را
هرکس که ازعشق دم زندیک حقه بازاست
باعاشقان حیله گر بازی مجاز است
روزی چوکس پیش شماحرفی زدازعشق
خواهد به جیبش سهم افزون ریزد از عشق
حال مرااین خلق رنگارنگ ندانند
آنان که جزخودباهمه نامهربانند
هرکس که همر
یا طبیب القلوب.
این روزها به قلبم زیاد فشار میاد
مردم سرزمینم این روزها حالشون خوب نیست غم دارند این روزها برای هرکس که غربالگری روان پرمیکنم با پرسیدن هرسوال اشک تو چشم هاشون حلقه میزنه و کافیه من ادامه بدم تا بغضشون بترکه و شروع کنن به حرف زدن
اما هم خودم حال روحی مساعدی ندارم و اگر بخوام حرف هاشون رو بشنوم داغون میشم هم بلد نیستم چی بهشون بگم تا آروم بشن چه راهکاری بدم برای مشکلشون.
وچقدر مردم در به در دنبال یکی میگردند که فقط گوش کنه فقط
*موهای جلوم بلند بود.منم میخواستم اتو بکشم تا گردنم میومدبه خواهرم گفتم بیا کوتاش کنگفت کاردارم!خودت میتونی کاری نداره که!!منم جو بلدیت گرفتم شت زدم به موهام.الان دو سه دسته بالای چش.بقیه میرسه پشت گوشم.حتی یه دسته هم میره زیر کش!:|||
*نمیدونم درک میکنید یانه!!با یکی بشینین فیلم ببینین که کل فیلم رو براتون بازگو کنه!مثلا شما داری میبینی مرده توسط پسرش کشته شد.اون از اون طرف بگه عهههه پسره باباشو کشت!!شت به این زندگی!!
مامانبزرگم چنین ا
مژده‌ای، ختم رسل داد که آید به بهشت
هرکه بر من خبر آرد، که ربیع آمده است
حلول ماه ربیع الاول‌مون مبارک باشه   
عزاداری هایی که این دو ماه انجام دادیم
 و لباس مشکی‌هایی که این دو ماه پوشیدیم قبول باشه
دو ماه سخت و بشدت فرسایشی رو پشت سر گذاشتم و ان‌شاءالله که از این به بعد خبرهای خوبی در راه باشه و بشدت
 "به هر آنچه از خیر از تو می‌رسد سخت محتاجم"
********
7آبان تولد کوروش هست و به این مناسبت یه سری شعار برای بزرگداشت تولد این بزرگ مرد میخوام تو و
آهنگ دلم گرفت خدایا شدم غریب و تنها
نام اثر : دلم گرفت خدایا
خواننده : علی رزاقی
آهنگ ساز : با بهترین کیفیت های 320 و 128
 
 09 دسامبر 2019
 موضوع : دانلود تک آهنگ
دانلود آهنگ با کیفیت 320دانلود آهنگ با کیفیت 128
 
در آهنگ دلم گرفت خدایا شدم غریب و تنها علی رزاقی شما همراهان همیشگی دش موزیک می توانید آهنگ جدید دلم گرفت خدایا شدم غریب و تنها به نام علی رزاقی را دانلود کنید این آهنگ در دو کیفیت 320 و 128 همراه متن آهنگ و لینک مستقیم قابل دانلود می باشد امیدوا
#حکایت_وصل_مهدی_عج یکی از دانشمندان، آرزوی زیارت امام زمان را داشت. مدتها ریاضت کشید و کوشید ولی نشد. سپس به علوم غریبه و اسرار حروف رو آورد، اما نتیجه نگرفت.  روزی در یکی از این حالات معنوی به او گفته شد: دیدن امام زمان برای تو ممکن نیست، مگر آنکه به فلان شهر بروی». او نیز رفت و در آنجا چلّه گرفت و به ریاضت مشغول شد. روزهای آخر بود که به او گفتند: الان امام زمان، در بازار آهنگران، در مغازه پیرمرد قفل سازی نشسته اند». سریعا به آنجا رفت. وقتی رسی
از زمانی که یادم میاد دنبال یه روزی بودم که درسم تموم شه و منم مثل بقیه آدما به کارایی که دوست دارم برسم.
مثلا یه روز بارونی برم پاتوق کتاب و کلی کتاب جذاب با جلدای وسوسه انگیز بخرم و بعد کاملااااا خیس برگردم خونه،لباسامو عوض کنم،نهارمو بخورم و کنار بخاری،زیرپتو بی وقفه کتاب بخونم و با های لایت هی زیر جمله های دیوانه کننده خط بکشم.
تقریبا همیشه هم این بهانه رو داشتم که درسای مدرسه/دانشگاه  واجب تره فعلا دختر!
به غیر از دو سال اول دانشگاه که
از زمانی که یادم میاد دنبال یه روزی بودم که درسم تموم شه و منم مثل بقیه آدما به کارایی که دوست دارم برسم.
مثلا یه روز بارونی برم پاتوق کتاب و کلی کتاب جذاب با جلدای وسوسه انگیز بخرم و بعد کاملااااا خیس برگردم خونه،لباسامو عوض کنم،نهارمو بخورم و کنار بخاری،زیرپتو بی وقفه کتاب بخونم و با های لایت هی زیر جمله های دیوانه کننده خط بکشم.
تقریبا همیشه هم این بهانه رو داشتم که درسای مدرسه/دانشگاه  واجب تره فعلا دختر!
به غیر از دو سال اول دانشگاه که
از زمانی که یادم میاد دنبال یه روزی بودم که درسم تموم شه و منم مثل بقیه آدما به کارایی که دوست دارم برسم.
مثلا یه روز بارونی برم پاتوق کتاب و کلی کتاب جذاب با جلدای وسوسه انگیز بخرم و بعد کاملااااا خیس برگردم خونه،لباسامو عوض کنم،نهارمو بخورم و کنار بخاری،زیرپتو بی وقفه کتاب بخونم و با های لایت هی زیر جمله های دیوانه کننده خط بکشم.
تقریبا همیشه هم این بهانه رو داشتم که درسای مدرسه/دانشگاه  واجب تره فعلا دختر!
به غیر از دو سال اول دانشگاه که
به نام خدای شنهای طبس



شهید چمران: خدایا مرا از بلای غرور و خودخواهی نجات ده تا حقایق وجود را ببینم و جمال زیبای تو را مشاهده کنم.
http://www.zafarmand.ir/?p=2941


خدا پروا کنید؛
تا  پَر وا   کنید…(شهید مصطفی چمران)
……………………………………………
خدایا مرا از بلای غرور و خودخواهی نجات ده تا حقایق وجود را ببینم و جمال زیبای تو را مشاهده کنم.
خدایا پستی و ناپایداری روزگار را همیشه در نظرم جلوه‌گر ساز تا فریب زرق و برق عالم خاکی مرا از یاد تو دور نکند.(شهید مصطف
هروقت کتب دینی و قوانین شرعی را میخواندم ، ساعتها به این موضوع تفکر میکردم که دین مبارک اسلام راه همه‌چیز را پیش بینی کرده و اگر به فرائض آن بخوبی عمل کنیم نیازی به این همه هیاهو و فیل به هوا کردن نداریم. مثلا الان انواع بیمه ها و بانکها و خلاصه. به پا شده ، در صورتیکه اسلام خمس و زکات و کمک به مظلومین و همه‌چیز را داشته. فقط آنقدرها صحیح اجرا نمیشه! مثلا وقف یک سرمایه ماندگار خداپسندانه است ولی گاهی نفس وقف اشتباهه! مثلا طرف مال مردم میخوره
عکس آقای خامنه ای

تبلیغات

آخرین مطالب