نتایج پست ها برای عبارت :

بگردم کوه به کوه دره به دره

دلبر باید دلبری کردن بلد باشه.
وقتی صداش بزنی طوری بگه جانِ دلم که غنج بره ته دلت براش.
دلبر باید دلبری کردن بلد باشه؛ که وقتی بهش میگی حالم خوب نیست برگرده بهت بگه چرا دورت بگردم.
بعد یهو عصبانی شی بگی لازم نکرده تو دورم بگردی، بشین سرجات که خودم میخوام دورت بگردم، انقدر دورت بگردم تا یهو به خود بیای و ببینی پیله شدم برات. نکنه یهو پروانه شی یادت بره پیله تو؟ یادت نره دورت بگردم.
برو واسه هر شمعی میخوای دلبری کن. ولی یادت نره پیله ای که هنوز
مامان بزرگم بعد از یک هفته فردا میره خونش تو روستا و من بسیار دلم براش تنگ میشه :((
برکت خونمونه . عشقه.وقتی هست ساعتی یه بار میپرسه سرت بهتره؟ فلان چی بخور خوبه برات! 
روزی دو بار میپرسه امروز چند شنبه است؟ من باید پنج شنبه برم خونه!! 
روزی چند بار قربون صدقه ام میره!
هر 6 ساعتی یه بار این شعر رو میخونه و دو قطره اشک میریزه! "دگر شب شد که من شیدا بگردم، چو ماهی بر لب دریا بگردم/ پلنگ در کوه و آهو در بیابان، همه جفت و من تنها بگردم
هر وقت میخوام د
نمیدونم دقیقا کجا باید دنبالت بگردم؟ تو کدوم شهر؟ کدوم کوچه؟ کدوم خونه؟
دقت کردی وقتی میخواستم خودمو از چشمت پنهون کنم، دنیا چقدر کوچیک بود و هر جا میرفتم تو زودتر از من اونجا بودی. و حالا که دنبالت می گردم دنیا انقدر بزرگه که می ترسم عمرم کفاف نده همه جاش رو بگردم و پیدات کنم.
دنیای عجیبیه نازنینم.
ما روزهای خوشی داشتیم خیابون گردی های نصف شبانه . زورگیرای پارک و پلیسای خنگ. یادش بخیر خرید بمب و ترقه برای چهارشنبه سوری.یادته هر ماه، م
دانلود آهنگ فرشاد آزادی خاتون - خاتون قلبم دورت بگردم بد جور به تو وابستم
 
دانلود آهنگ خاتون فرشاد آزادی – اهنگ فرشاد ازادی خاتون
 
دانلود آهنگ فارسی جدید فرشاد آزادی به نام خاتون
 
خاتون قلبم دورت بگردم بد جور به تو وابستم
 
آروم جونم عشق مهربونم تویی تک ستاره توی آسمونم
 
ادامه مطلب
دانلود آهنگ رضا شیری یه دونه ای به همراه دو کیفیت خوب وعالی
همین الان دانلود کنید و گوش دهید به ترانه یه دونه ای با صدای رضا شیری { رسانه جاز موزیک }
Exclusive Song: Reza Shiri | Ye Doonei With Text And Direct Links In jazzMusic.blog.ir
متن آهنگ رضا شیری یه دونه ای
تو مث من دیوونه ای دیوونه ای یه دونه ای رو حرف من حساب کن بدون هیچ بهونه ایبه پا دلت جایی نره اینجوری خیلی بهتره کنار من باشی فقط منم دلم جایی نرهدل بده تو به قلبم دلمو بردی کم کم کاش بشه یه روز بیاد دورت بگردمدل بده تو به ق
گاهی وقت ها پیش میاد که مجبور میشم یه دستی توی گذشته پرت کنم و دنبال چیزی بگردم. یه وقتایی میدونم دنبال چی ام و کجا رو بایستی بگردم و خیلی وقت ها هم نه! 
یکی از این موردها برای زمانیه که با دوستی، رفیقی، ناآشنایی در مورد کتابها میحرفیم. بحث میکشه به فلان گیر و فلان کس. اینجا حسابی خودم رو مچاله میکنم و هی فشار میدم اما دریغ از یه نشونه ای از یادآوردن گذشته ها! بعد که کمی فارغ میشم، پیش خودم فکر میکنم که یعنی این کتابایی که خوندم چی شدن؟ همشون توی
فصل پاییز است و باران می‌دهد بوی تو راباز شانه می‌کند دست کسی موی تو را
 
عده‌ای از رعد و برق بغض من شاکی شدندخواب دیدم مثل هر شب موج گیسوی تو را .
 
باز وقت بارش باران دعا می‌کردم ومادرم می‌گفت: آمین! دیدن روی تو را
 
باز فصل بارش باران از چشم ‌من استکاش صاحب می‌شدم‌آن چشم و ابروی تو را .
 
من کجا باید بگردم تا تو را پیدا کنم ؟باز پاییز است و دنیا می‌دهد بوی تو را .
 
#پاییز ♥️#میم_پناهی #غزل
و امروز هم رفتم به دنبال چیریکی اما پیدا نکردم. فقط یکی بود که مدلش حساااابی گشاد بود. تو فکر اینم که بخرمش و بدم تنگش کنن یکم. البته اول باید سوال کنم ببینم میشه یا نه. 
‌یا اینکه یه دونه خوبشو پیدا کنم. کاااشکی بشه.
راستی قبل اینکه نظر رو بگردم به دنبال کاپشن، رفتیم یه کافه به اسم سوان که راستش محیطش به نظرم غم‌انگیز بود یکم. اخرم فقط یه بلوز زرشکی/بادنجونی طور خریدم.
و آغوش است درمانِ دلی که گاه میگیرد!♥️پناه اخرِ قلبم تویی هرگاه میگیرد!♥️
 
به سمت تو کجا کی باز راهی شد دلِ تنگم؟!که از بغضِ دلم گاهی دلِ این راه میگیرد!
 
تو زیبایی و دلبر هم، تو را من ماه میگویم!برای این منِ بی کس، دل آن ماه می‌گیرد؟!(گفت: میگیرد!)
 
ولی هرجا که میگیرد دلت ای ماهِ قلب من!الهی من فدای تو که دل بیگاه میگیرد!♥️
 
کجا باید بگردم من به سمت بویی از مویت!♥️که باران عطر مویت را به خود دلخواه میگیرد!♥️
 
بغل کن چون جهان دیگر برایم جا
 
✍آتش عشق»: سروده ای از شهید دکتر محمد جواد باهنر
شور عشقت به دل افتاد چنان مست شدم که ز خود قطع نمودم، بتو
پیوست شدم آتش عشق تو در دل شرری زد که سحر سوختم،
خاک شدم، یکسره از دست شدم نیست از من اثری هرچه بگردم چکنم؟
لیک در کوی تو چون نیست شدم هست شدم سر نهادم به کفت پای بر افلاک زدم
مهر گشتم چو تو را ذره شدم، پست شدم با تو بی پرده بگویم که گرفتار توام بی جهت نیست که آزاده و سر مست شدم
 
دلم میخواد بخوابم و از خواب پا نشم.
تا نخوام مدام سر و ته این کلاف سردرگم رو زیرورو کنم و پی راه حل بگردم
بخوابم تا نخوام با اینهمه واقعیت پیچ درپیچ روبرو بشم!
مغزم از فکر کردن زیاد مورمور میشه.
دوست دارم شش ماه بخوابم و وقتی بیدار میشم خیلی چیزا عوض شده باشه.
خوشبحال خرسهای قطبی!
می دونم نبودم تا چند روز دیگه به چشم نمیاد چون سابقم خرابه. خودم گوشی جور کردم و اومدم بگم که گوشیم سوخته و دیگه هیچ دسترسی به اینترنت ندارم :( بزرگترین غم های عالم روی دلم سنگینی می کنه، نه این که دیگه نخرم ولی باید برای خریدنش دنبال کار بگردم چون خونوادم مسئولیتشو قبول نمی کنه. نمی دونم کی برمیگردم ولی همیشه به یاد شما دوستای با معرفتم می مونم. چقدر بده که علاوه بر نداشتن دوست حقیقی، دوست مجازی هم نمی تونم داشته باشم :/واسه همتون آرزوی خوشبخت
با این چشم درد، دیگه نمیتونم دنبال عکس توی آرشیوم بگردم
بهترین بک گراندی که تا این لحظه تونستم باهاش کنار بیام همینه فعلا. 
دوست داشتم سرچ کنم. 
هرچند، حتی گوگل هم خیلی وقتها به سختی چیزی که میخوامو میتونه پیدا کنه.
دلم گرفته
کلا
:(
-------
بعدنوشت: بالاخره با کار روی یکی از عکسها، الآن یذره بهتر شد.
چند روزه تا تصمیم به نوشتن میگیرم پشیمون میشم یا اگر هم بنویسم، میذارم‌ش تو لیست انتشار در آینده، ولی دقیقاً قبل از اینکه منتشر بشه سریع میرم پاکش میکنم. یا چند روزه(فکر کنید چند هفته) تا می‌خوام تو کانتکت‌هام دنبال primadonna girl بگردم از ترس گفتن درماندگی و بیچارگی یا حتا رد تماسام خودم رو به کدای پروژه و فیلم و آهنگ و اینستاگرام مشغول میکنم. شاید بخاطر همینه که بعضی حرفا رو نه میشه نوشت نه میشه گفت، گفتنش راحت نیست و نوشتنش بعدها نبش قبر. در عی
خیلی وقته که دیگه خونه امن اخرم وبلاگ نیس
این عادت از سرم افتاده تا همه چیو دی اکتیو کنم و خودمو پشت صفحه سرد "انتشار مطلب جدید"پنهون کنم و دنبال ارامش یا ی راه حل بگردم
نمیدونم از بزرگتر شدنمه یا از بی حوصله تر شدنمه
ولی هرچی هست بدک نیس چون دیگه دردای قدیمی اذیتم نمیکنم و حس خاصی از محیط اطرافم نمیگیرم هرچند برای بقیه عجیبه رفتارام ولی نمیدونم چی شد اینطوری شدم
مثه این میمونه که یقه لباسم خیلی بلند باشه و من سرم تو یقه م باشه نه چیزیو میبینم
دوست دارم یه جور دیگه زندگی کنم.
سرم تو لاک خودم باشه از آدمایی که انرژی منفی دارن تا جایی که میتونم دور شم.
شیک بگردم ورزش کنم واسم مهم نباشه درآمدم کمه بیشتر مواظب خودم باشم
کمتر عصبانی و بیشتر مهربون باشم جوگیر نشم به آدمایی که ندارم فکر نکنم
کتابای خاص بخونم کتابایی رو که نیمه تموم گذاشتم تموم کنم خوش بگذرونم
بیشتر تلاش کنم هر شب با خدا حرف بزنم کمتر حسودی کنم از چیزای کوچیک لذت ببرم
پروژه ای که توی فکرش هستم رو کم کم شروع
تا حدودی حس می‌شود که اینترنت وصل شده است! از کم شدن سرعت روشن شدن ستاره‌های وبلاگ‌ها می‌شود فهمید.
طبق پیش‌بینی بعد از واریزها اینترنت شروع به وصل شدن کرد. آن هم از استان‌هایی که سر به راه تر بودند شروع شد. یزد، سمنان، گلستان و. ما توی استان فارسیم. یکی از کانون‌های اعتراضات. قابل پیش‌بینی بود که اینترنتمان دیرتر وصل شود. امروز حوالی ظهر چند دقیقه وصل شدم، تعجب کردم. برادرم گفت اینجا ( شهری که برای انجام کاری رفته بودیم) جزو استان یزد است
خیلی فکر کردم چی بنویسم و واقعا هیچی به ذهنم نرسید خب 
پس مجبورم از هیچی براتون بنویسم.
دوماه نیستم شایدم بیشتر ( کی بود گفت بهتر؟  :)  )
باشروع فصل دلتنگیا منم قطعا برمیگردم به وبلاگ و بهتون سر میزنم 
اینجا قطعا حذف نمیشه و دلم میخواد سال ها داشته باشمش احتمالا 
مدنظرم باشه اینجارو به عنوان میراثی گرانبها واسه نتیجه هام بزارم.
فکر کنم بحران بیست و پنج سالگی گرفتم راستی اصلا داریم همچین بحرانی؟؟
حس پوچی محضی دارم حس یه زندگی بی هدف
اگه جسم م
بلخره آخرین کلاسمونم تموم شد.
امروز در کمال تعجب، کلاس صبح برگزار شد و در حالی ک در عین ناامیدی داشتم میرفتم کلاس قرآن، دیدم تشکیل نشد!!
استادامون بچه های خوبی‌ان. استاد میکروب باحالتره! سر کلاس فیزیو دیگه داش خوابم میبرد که گف جمع کنین برین!
برخلاف تصورم، اینجا بهتر از چیزیه که فکر میکردم. فقط دوباره با معضل غذا روبروعم
اینجا تنهام و مامانم نیس که زورم کنه غذا درس کنم و بخورم!منم ک تنهایی زورم میاد واس یه نفر(که خودم باشم) غذا درست کنم!
از
دلم میخواد بگردم هرجا هر نوشته ای از اول فروردین97تا29اسفند98دارم رو پیدا کنم 
بعد بشینم همشونو بخونم و ببینم و همشونو ازبین ببرم و با بار سبک و ذهن خالی برم برای شروع 98
قراره از 98 به بعد مهمترین و بهترین سال‌های زندگیمو بسازم
وقتی ازآبان97به قبل رو مرور میکنم میبینم روزای خوب و بد زیادی داشتم اما اونقدر روزای بدم، بد بود که حتی دلم نمیخواد به روزای خوب قبلم برگردم چه برسه روزای بدش
میتونم با جرأت بگم آبان 97 بزرگترین تغییر زندگیمون بود هم برای
اصلا از همون اول من با خودم شرط کردم اگر رفتم معماری همون ترم دوم به بعد بگردم پی یه کار دانشجویی مرتبط با رشته ام و بعد عین سگ توش جون بکنم حتی اگه چندرغاز اخر ماه بذارن کف دستم.
از اولشم فقط دنبال یاد گرفتن کار بودم. 
الان چی شده؟
یه هفته اس دنبال کار میگردم هیچی به هیچی.
اقا جان کار خفن که نمیخوام.یه کاراموزی ساده اس دیگه.این چه مصیبتیه خب؟
از طرفی همش منو از کار تو شرکت ها میترسونن میگن اوضاع خرابه و بهتره خیلی حواست جمع باشه برای همینم نصف
باگریه می سرایم این شعرکربلارا/تا همنوا بگردم پیغمبروخدارا/بهر حسین مظلوم این اشک مثل زمزم/داردرخ اجابت هرپرده دعارا/یک کاروان رسیده درکربلای مولا/تفسیر مینماید اوصحن نینوارا/مولاحسین ویاران آزاده وشریفند/دشمن به دل گرفته کینه زمرتضارا/هرتشنه لب گرفته تصویرآب آنجا/برکوفیان بیاموز آن گلشن عطارا/سرهازتن جداشد درپیش چشم زینب/برروی نیزه بنگر تمثال آشنارا/درقتلگاه آقاشدصحنه قیامت/اینک نمامجسم آن صحنه وفضارا/آتش گرفته خیمه سجاد هم درونش/خ
 
به برنامه‌ی آذر ماهم نگاه میکنم ، به ۱۳۸ساعت اضافه کارم ، به روزهایی که خالی نیستن تا من به کارهای موردعلاقه‌م برسم دلم میخواد همین حالا کسی رو سفت بغل کنم و به حال زندگی به فنا رفته‌ام زار بزنم . غمگینم تمام روزهام دارن توی اون بخش کوچیک لعنتی با ادم‌های لعنتی میگذرن و من چطور باید به آینده امیدوار باشم؟ کجاست یه روزنه‌ی کوچک تو من ازش دنبال نور بگردم؟ با کدوم کلمه‌ی دروغین باید روح نابود شده و تکه‌پاره شدمو وادار کنم که باز فردا صب
وقتی منو دید یهو با خوشحالی گفت: عمه شبیه شادی شدی تو درون بیرون!گفتم: گوشی رو به منم میدی بازی کنم؟!گفت: به شرط اینکه قول بدی دیگه منو نزنی!با چشمای گرد گفتم: دورت بگردم، من کی تو رو زدم؟!!یه کم فک کرد و جمله شو مثلا اصلاح کرد: به شرط اینکه قول بدی پسر خوبی باشی!گفتم: عمه من دخترم!همونجوری که سرش تو گوشی بود گفت: تو پسری!اصرار کردم: من دخترم!!!سرشو بلند کرد و با اخم نگام کرد و گفت: تو پسری!مامانش پا در میونی کرد و از جوجه پرسید: چرا فک میکنی عمه پسر
انقدر تن و جانم درد میکند که دلم به نوشتن نمیرود
اما خواستم این لحظات تاریک را ثبت کنم
دردمیدانید چیست؟ 
یکهویی به جانت مینشیند و دست برنمیدارد 
انگار اسیر شده ای هرچه دست و پا میزنی و انگار نه انگار
از چنگال درد نمی شود فرار کرد 
دوباره ان لحظه ها 
دوباره نا امیدی و سکوت 
دوباره پناه بردن به خدا 
قول دادم 
قول دادم که دوباره دنبالش بگردم 
اگر دنبالم بگردد 
من همین جا نشسته ام 
تو کجایی؟ 
تو کجایی؟ 
شاید لا به لای این همه سکوت 
نگاه غم الود
عروسی الف و الف در راهه و همچنین سین ولی خب من تصمیم گرفتم نرم . ظهر پدر الف بهم زنگ زد و گفت بیاین عروسی حتما  .
من واقعا تصمیم گرفتم هر دو عروسی رو نرم چون من وقتی تصمیم گرفتم بخونم پس اگه بخوام از الان هی عروسی و مهمونی و فلان برم که هیچی قبول نمیشم . باید به خودم سخت بگیرم . خانواده از الان اصرار که برو و هنوز فکر میکنن من میرم ولی گفتم نه نمیرم . هر دو عروسی سر جمع 1 هفته از وقت منو تلف میکنه . خب ارزش نداره بخاطر عروسی 1 هفته طلایی رو از دست بدم . 
دانلود آهنگ دوست دارم محسن ابراهیم زاده
Download song Mohsen Ebrahimzadeh >> ♬ Doset Daram ♬ >> Music streaming from wikimusic
 
بی تو دوباره عاشق نمیشم من با نفسهات دیوونه میشم ♪♫♪♥♥
میخوام دوباره دورت بگردم مثل تو دیگه پیدا نکردم ♪♫♪♥♥
حرف تو باشه حرفی ندارم خوبه دوباره هستی کنارم ♪♫♪♥♥
دوست دارم جمله ای شیرینه تو که میگی به دلم میشینه ♪♫♪♥♥
دوست دارم تو رو بی اندازه دلم به دوست داشتن تو می نازه ♪♫♪♥♥
دوست دارم جمله ای شیرینه تو که میگی به دلم میشینه ♪♫
قبلا حقوقمو که میگرفتم
با سونیا میرفتیم شهریار و کل خیابونا و مغازه هارو
میگشتیم 
قبل تر ازاونم با مامان اینکارارو میکردیم
انگار من عادت کرده بودم که تنهایی خرید نرم
تنهایی پیتزا نخورم
روزگار کاری کرد که من مجبور شدم یاد بگیرم 
که تنهایی برم کل شهریار و بگردم وخرید کنم 
یاد گرفتم وقتی تنهایی از جلوی پیتزا فروشی مورد علاقم رد شدم
به خودم نگم نه بزار دفعه بعد سونیارم بیار 
انگار خودم واسه خودم این قانونو گذاشته بودم که حق
ندارم تنهایی از چی
روزها پشت سر هم میان میرن و من گذر عمر رو برای اولین بار تو زندگیم با تک تک سلول هام حس میکنم. ۴ روز در هفته ساعت ۶:۳۰ صبح میرم بیرون و موقعی که میام خونه ۹ شبه. از خستگی دیگه حتی نمیتونم فکر کنم. موبایلم دستمه و به فرداش فکر میکنم که باز باید ۵:۳۰ صبح بیدار بشم و بدوبدو حاضر بشم که به قطار برسم و از   هول و هراسش خوابم نمیبره. زندگی منو انداخته تو رینگ و من مدام بدون این که بدونم از کدوم طرف دارم مشت میخورم و بیشتر گیج میشم. لابیرنت زندگی به اندازه
 
 
"مشغول کار بودن را با کار کردن اشتباه نگیرید."
 
الان که به خودم و شلوغی زندگیم که نگاه میکنم، به این نتیجه میرسم من بیشتر مشغول به کارم تا اینکه واقعا کار کنم. حتی این روزها توی محیط کارم هم فقط مشغول به کارم و اگه بخوام با خودم صادق باشم، اگر به جای مشغول به کار بودن با برنامه و هدف کار بکنم، خیلی سریع کارهای مهمی که در دست دارم رو به نتیجه میرسونم و جمع میشه میره پی کارش، جای اینکه مدام با خودم از امروز به فردا بکشونمشون و با این دید که خیلی
من سال ها افسرده بودم و افسردگی فصلی هم آن را تشدید می کرد، بی آنکه خودم زیاد به آن واقف باشم.
بعدها متوجه شدم کوتاه تر شدن روزها در پاییز و زمستان و تاریکی چه اثر بدی روی روانم داشته. طوری که بعد از وقوف به این مسئله از پاییز و زمستان متنفر شدم.
تا قبل از آنکه بدانم و خوداگاهی داشته باشم، همان حس رمانتیک را نسبت به پاییز داشتم که دیگران دارند. از رفتن زیر باران و قدم زدن خوشم می آمد، یا شاید فکر می کردم باعث التیام زخم های درونم هست، که نبود.
ام
سرافرازم نمودی وزتو ممنونم ای یارمکه بامن همرهی وبا تو افتاده سر وکارمنه از دنیاشکایت دارم ونی شکوه از غمهاوخوشحالم که تو هستی ومن تنها ترا دارممدد کن باز هم باشم کنار تو  اگر دارملیاقت که تو باشی یاور ویار و مددکارمزغم ،مهجوری و دوری به دورم، ای عزیز جانبه دور تو بگردم من به گردت همچو پرگارمچو هستی سخت خوشنودم که هر لحظهبه هر لحظه، تویی آن نازنین دلبند دلدارمبه کویت جان سپارم من ،زعشقت بی قرارم منفقط این جمله را گویم، عزیزم دوستت دارمهمی
خیلی دلم میخواست داشته باشمش. با این که هنوز
محصل بودم اما حاضر بودم برای خریدنش دنبال کار نیمه وقت بگردم. هیچ رقمه
نمیتونستم ازش بگذرم و راهی هم برای بدست آوردنش نداشتم . بدجوری تو گل
مونده بودم و نمیدونستم باید چیکار کنم !
 امیر المومنین این گونه یادم داد:"
لأروضنّ نفسی ریاضة تَهِشّ معها إلی القرص إذا قدرتُ علیه مطعوماً وتقنع
بالملح مأدوماً ولأدعنّ مُقلتی کعین ماءٍ نضب مَعینها مستفرغة دموعَه "؛  "چنان نفس خود را ریاضت و تمرین می دهم که ب
مامان جانم! دو روز از سه ماهگی ات گذشته و من دلم می خواهد سیصد ساله شوی. سیصد ساله شوی و من آن روزها را ببینم. راه رفتنت را، غذا خوردنت را، کار کردنت را، . یک کلام زندگی کردنت را. من هم مدام دورت بگردم. چرا اخم می کنی مامان جانم؟! این همه تعجب دارد؟! خب شاید بگویی سیصــــــــــــد سال؟! آری مامان جان سیصد سال ولی نه آن سیصد سالی که تو فکر می کنی. وقتی سه ماه از داشتن تو گذشته و انگار تازه از من متولد شده ای، پس لابد سیصد سال بگذرد انگار سه سال گذشته
مامان جانم! دو روز از سه ماهگی ات گذشته و من دلم می خواهد سیصد ساله شوی. سیصد ساله شوی و من آن روزها را ببینم. راه رفتنت را، غذا خوردنت را، کار کردنت را، . یک کلام زندگی کردنت را. من هم مدام دورت بگردم. چرا اخم می کنی مامان جانم؟! این همه تعجب دارد؟! خب شاید بگویی سیصــــــــــــد سال؟! آری مامان جان سیصد سال ولی نه آن سیصد سالی که تو فکر می کنی. وقتی سه ماه از داشتن تو گذشته و انگار تازه از من متولد شده ای، پس لابد سیصد سال بگذرد انگار سه سال گذشته
دانلود آهنگ محسن ابراهیم زاده دوست دارم | کیفیت خوب وعالی
همینک از رسانه جاز موزیک ترانه بسیار زیبای محسن ابراهیم زاده بنام دوست دارم برای شما کاربران عزیز آماده شده است
Exclusive Song: Mohsen Ebrahimzadeh – Doset Daram With Text And Direct Links In jazzmusic.blog.ir
متن آهنگ محسن ابراهیم زاده دوست دارم
───┤ ♩♬♫♪♭ ├───
بی تو دوباره عاشق نمیشم من با نفسهات دیوونه میشممیخوام دوباره دورت بگردم مثل تو دیگه پیدا نکردم ♩♬♫ حرف تو باشه حرفی ندارم خوبه دوباره هستی کنارم ♩♬♫دوس
دارم فکر میکنم شاید مهم‌ترین سوالی که الان باید بهش جواب بدم اینه که آیا خودم از مبارزه کردن لذت می‌برم؟
 
شاید اینکه  اصلا دنبال انگیزه براش بگردم درست نیست!
میدونم که اگه تصمیم بگیرم پا توی این راه بذارم، برای اینکه بازخوردش رو ببینم، باید بلند مدت بهش نگاه کنم و براش برنامه‌ریزی کنم. 
بنظرم مهم‌ترین سوال الان اینه که اگه حداقل ۵-۱۰ سال آینده، محوریت زندگیم رو بذارم این موضوع، بعدش مثلا توی سن ۳۵ سالگی وقتی برگردم به این سالها فکر کنم،
دارم فکر میکنم شاید مهم‌ترین سوالی که الان باید بهش جواب بدم اینه که آیا خودم از حرکتی کردن لذت می‌برم؟
 
شاید اینکه  اصلا دنبال انگیزه براش بگردم درست نیست!
میدونم که اگه تصمیم بگیرم پا توی این راه بذارم، برای اینکه بازخوردش رو ببینم، باید بلند مدت بهش نگاه کنم و براش برنامه‌ریزی کنم. 
بنظرم مهم‌ترین سوال الان اینه که اگه حداقل ۵-۱۰ سال آینده، محوریت زندگیم رو بذارم این موضوع، بعدش مثلا توی سن ۳۵ سالگی وقتی برگردم به این سالها فکر کنم، آ
دستام تو دست عشقمه دنیارو من دارمقدر خدای آسمون من تورو دوست دارم
با تو خوشبخت ترین عاشق ِ رو زمینمقسم به تو که تا ابد تویی عزیزترینم
با تو خوشبخت ترین عاشق ِ رو زمینمامشب تو اوج ِ آسمون کنار ماه میشینم
نازنین چت ام به تنت چه قشنگه این لباسمن و تو مال همیم دنیا مال ما دوتاسبده دستاتو به من ماه نقره کوب منبا تو جاودانه میشه لحظه های خوب من
چشم حسودا کور بشه چه انتخابی کردمامشب یه تیکه ماه شدی دور چشات بگردمواژه به واژه خط به خط من به تو فکر میکر
دانلود آهنگ جدید فرشاد آزادی خاتون
دانلود آهنگ فرشاد آزادی به نام خاتون کیفیت ۱۲۸ و ۳۲۰ ، با لینک مستقیم ، همراه با پخش آنلاین و متن آهنگ
دانلود آهنگ فوق العاده خاتون با صدای فرشاد آزادی از جوان ریمیکس
شعر : نصیر, ملودی : فرشاد آزادی, تنظیم : میثم اکبری
Download New Music Farshad Azadi – Khatoon
 
هم اکنون می توانید جدیدترین موزیک فرشاد آزادی عزیز را از این سایت دانلود نمایید.
موزیک جدید فرشاد آزادی، خاتون نام گرفته است.
ملودی این موزیک از فرشاد آزادی می باشد.
سال های پیش فکر می کردم همیشه عاشق می مانم. فکر می کردم حتما باید با کسی زندگی کنم که عاشقش می شوم و اگر این طور نشود، نیمه شبی در سی سالگی، مجنون و بی قرار با دستی که روی کاغذ می لرزد، ناگهان از خانه ی امن و بی عشقم بیرون می زنم و در کوچه ها و خیابان های شهر آواره می شوم تا به دنبال معشوقم بگردم.سال های پیش فکر می کردم زندگی همیشه بر یک قرار می ماند. آن روزها نمی دانستم عشقی که بازتابی در خور نداشته باشد، انسان ها را خسته می کند. عاشق را خسته می کند
خواستم صفحه رو ببندم که دیدم هنوز حرف دارم
با اینکه ساعت 10 تا 5 عصر کارگاه دارم و باید برای یادگیری تفکیک و سر حال باشم تا هم چیزی که خیلی دوستش دارم (gis) و خیلی برای آینده کاری بهش نیاز دارم رو یاد بگیرم ولی طبق عادت هر روز تا نه خوابم نمیبره و احتمالا باید از تمام قوای جسمی و فکری استفاده کنم تا سر پا وایستم
و حالا که دارم فکر می کنم میبینم امشب هم شبی نیست که بشه ازش گذشت و خوابید و اوج فاجعه رو تو دورهمی کارگاه مانندی میبینم که به اصرار خودم
سلام.
خسته‌م. ۴-۵ ساعت بیشتر نیست که بیدار شدم ولی خسته‌م.
چند وقته که دلم می‌خواد یه چیز قشنگ بنویسم؛ یه چیزی که ارزش خوندن داشته باشه. ولی بلد نیستم. و راستش مطمئن نیستم یه متنی که ارزش خوندن داشته باشه چه ویژگی‌هایی داره.
یه وبلاگی هست که هر بار چیزی می‌نویسه احساس می‌کنم یه عالمه درکش می‌کنم. حس جالبیه واقعا. آدم‌ها دنبال هم‌دردن؟ دنبال کسی که درک‌شون کنه؟ نمی‌دونم. شاید باشن.
گوشیم شارژ نداره و شارژرم خیلی دوره و من واقعا نمی‌تونم ت
 
من همیشه دوست دار یک زندگیِ عجیب و پر حادثه بوده‌ام .
شاید خنده ات بگیرد اگر بگویم من دلم می‌ خواهد پیاده دور دنیا بگردم! من دلم می‌ خواهد توی خیابان‌ها مثل بچه‌ها برقصم .بخندم .فریاد بزنم ! من دلم می‌ خواهد کاری کنم که نقضِ قانون باشد . شاید بگویی طبیعتِ متمایل به گناهی دارم ولی اینطور نیست .
من از این که کاری عجیب بکنم لذت می‌برم ! #فروغ_فرخزاداولین تپش‌های عاشقانه‌یِ قلبم
محیط خیلی ادما رو عوض میکنه.
من وقتی امریکا نبودم از کم معاشرتی اسیایی ها یعنی کره و چین و ژاپنی ها منزجر بودم خیلی اوقات.
از اینکه هر وقت ازشون میپرسیدی چرا علاقه ای به دوستی با بقیه ندارن میگفتن اخه ما خجالتی هستیم و ازین خزعبلات.
حالا دفتر دانشگاه من و یه پسر چینی که از نوجوونی امریکا بوده با هم هستهر بار که از جلسه ای برمیگرده از نگاهش میفهمم که نیاز داره حرف بزنههر بار که هیجان زده است شروع میکنه به حرف زدن.حتی وقتی بهش میگم چرا ای
​​​سلام!
اولین مطلب را برای ​​​​​آشنایی می‌نویسم، هرچند از خود هیچ نمی‌دانم و همه‌چیز را هم میدانم!
نوشتن و این حس اشتراک احساسات، از موردعلاقه‌های چندین سالهٔ من است، از روزی که به‌طور شگفت انگیزی دانستم احساسات را می‌شود از قلب به قلم کشید.
کمی خود را می‌شناسم: من اجتماع نقیضین هستم، در آنِ واحد، هم میتوانم رنج بکشم و هم از خوشی فریاد بزنم؛ همزمان که می‌گریم ، کسی در اعماق قلبم به من لبخند می‌زند؛ آن‌گاه که لبریز از احساساتم، آ
دانلود آهنگ جدید چرا من دورت نگردم کیو دارم بهتر از تو از حسین توکلی

دانلود آهنگ شاد » دانلود آهنگ جدید و زیبای حسین توکلی بنام جذاب از ترنج موزیک
می توان گفت آهنگ چرا من دورت نگردم کیو دارم بهتر از تو با ترانه معصومه رضایی زاده و تنظیم امیر حیدری یکی از بهترین کارهای حسین توکلی در تیرماه 1397 بوده است . مدت زمان این آهنگ فوق العاده زیبا دو دقیقه و چهل و دو ثانیه است . در صورت تمایل می توانید این آهنگ را از ترنج موزیک دانلود کنید .
toranj-music.ir » Download
سلام
من یه پسر ۲۴ ساله هستم از شمال، مجردم، اهل دود و این چیزها هم نیستم، یه مدرک مهندسی صنایع بدرد نخور از یه دانشگاه آزاد دارم و خودم میدونم که این مدرک زیاد بدردم نمیخوره، خدمت رو رفتم.
زبانم خوبه، آفیس بلدم، چند سال هم فروشندگی کردم (برای تامین هزینه تحصیل)، از اون جایی که گیلان شرایط کار خیلی بدتر از جاهای دیگه هست، باید برم تو شهرهای دیگه دنبال کار بگردم، دوست دارم بتونم تو مشهد یه کار پیدا کنم که بتونم هزینه زندیگی رو تامین کنم و در کن
روحیه‌ی باخته‌ام را می‌کوشم که برگردانم؛ از دل آن روزهایی که کمتر چیزی مانعِ واقعی‌ام بود. مدّتی عهد کردم برای ننوشتن و فشار زیادی تحمّل کردم. مدّتی تسلیمِ در و دیوارِ خانه شدم. مدّتی آیینهای ویژه‌ای را پیش گرفتم، برای پالوده شدن، برای هرَسِ حواشیِ فکر. این همه راه باز مرا رساند به همین‌جا، که من اینم که باید بنویسم تا شاخ و برگ‌های اضافه‌ام لابه‌لای سطور جا بمانَد. ساختمانِ من این است و در راه‌های دیگر دوام ندارم.
در این مدّت، راحیلِ
تق، پیسسسدوباره واشر لوله ی زیر سینک پاره شد. حالا وسط این شلم شوربا باید از ته کمد دنبال واشر هم بگردم. هر قدمی که برمیدارم ۶ تا فحش حواله اش میکنم، نامرد مگر مجبور بود ۵ سال برود ان سر دنیا، و انقدر سر نزند که الان که میخواهد بیاید مجبور شوم مثل غریبه ها خانه را برق بیاندازم. نمیدانم چطوری شده. میشود از اینستایش فهمید که موهایش را کوتاه کرده، چتری های همیشگی اش را کنار گذاشته و کنار ان گردنبند بی اویز طلایی ای که چندسال پیش برایش خریدیم[ آخ که
دلم میخواد برم شمال؛ ترجیحا رامسر، ی هفته بگردم، ب هیچی فکر نکنم، همزمان ک من اونجا دارم خوش میگذرونم، میلیاردها میلیارد پول بیاد ب حسابم، بعد م ک برگشتم برم باهاش خونه و ماشین و اینا بخرم
 
متاسفانه مرورگر شما، قابیلت پخش فایل های صوتی تصویری را در قالب HTML5 دارا نمی باشد.توصیه ما به شما استفاده از مروگرهای رایج و بروزرسانی آن به آخرین نسخه می باشدبا این حال ممکن است مرورگرتان توسط پلاگین خود قابلیت پخش این فایل را برای تان فراهم آورد.
param nam
دلم میخواد برم شمال؛ ترجیحا رامسر، ی هفته بگردم، ب هیچی فکر نکنم، همزمان ک من اونجا دارم خوش میگذرونم، میلیاردها میلیارد پول بیاد ب حسابم، بعد م ک برگشتم برم باهاش خونه و ماشین و اینا بخرم
 
متاسفانه مرورگر شما، قابیلت پخش فایل های صوتی تصویری را در قالب HTML5 دارا نمی باشد.توصیه ما به شما استفاده از مروگرهای رایج و بروزرسانی آن به آخرین نسخه می باشدبا این حال ممکن است مرورگرتان توسط پلاگین خود قابلیت پخش این فایل را برای تان فراهم آورد.
param nam
نگفته‌های مغز شبیه رخت چرک‌های سبد حمام و ظرف‌های نشسته‌ی سینک ظرفشویی است. همان طور که چند دقیقه بعد از شستن لباس‌ها و ظرف‌ها سینک و سبد حمامت پر از کثیفی است، درست چند دقیقه بعد از اینکه حرف‌هایت را یک جایی تخلیه می‌کنی باز مغزت پر از نگفته‌هاست. یکی با دیگری حرف می‌زند، یکی با خودش، یکی برای دیگری می‌نویسد، یکی برای خودش. بالاخره این حجم از نگفته‌های مغز آدم باید یک جایی تخلیه شود. من اما نگفته‌هایی دارم که تا به حال نه هیچ وقت برای
لوتوال:شایعاتی که می گـویند شما صندلی را از پنجره پرتاب کردید و چیزهایی از این دست،هیچ وقت تصدیق نشده اند.برگمان: من این کارها را کردم. وقتی کسی ترسیده،این ها هم پیش می آیند. هرچه از خودت نامطمئن تر باشی،عصبانی تر میشوی.یا بیشتر میترسی.و ترس بدل می شود به عصبانیت.شما نمی توانید فقط سر جایتان بمانید و بترسید. من قبلا خیلی به نظر مردم به خودم وابسته بودم. خیلی مستبدانه نسبت به انتقاد آسیب پذیر بودم و اگر کسی چیز آزار دهنده ای به من یا راجع به من
نویسنده: Alison Green
مترجم: مریم مرادخانی
مشاور عزیز، چند سال است که در یک شرکت کار می‌کنم. مدتی است که می‌خواهم
حوزه فعالیتم را عوض کنم و دنبال یک شغل جدید هستم. پس از مدت‌ها جست‌وجو و
چند مصاحبه با یک شرکت، از بین چند متقاضی، من و یکی دیگر انتخاب شدیم و
به دور نهایی رفتیم. حالا دو هفته از مصاحبه
نهایی گذشته اما هیچ خبری از آنها نیست. هفته گذشته، رئیس فعلی ام بدون
مقدمه به من گفت که می‌داند با آن شرکت مصاحبه کرده‌ام. ظاهرا یکی از
مسوولان مصاح
دیدین آدم یه وقتایی یه جاهایی گیر می‌کنه که نمی‌دونه اصن چی‌کار می‌شه کرد؟ انگار نه راه پیش براش مونده و نه راه پس. نه مقام ایستادن، نه گریزگاه دارم.»هی از خودش می‌پرسه حالا باید چی‌کار کنم؟ چی‌کار کنم؟ این فکر مثل خوره می‌شینه به جونش. با این فکر می‌خوابه و با این فکر بیدار می‌شه. همه‌ش با خودش می‌گه کاش اصلا دنیا توی همین روزاش می‌موند. یا همین‌جا تموم می‌شد. که من مجبور نباشم به این فکر کنم که بعدش چی می‌شه؟ وقتی ایده‌ای راجع به آ
نمیدونم کجای دنیایی ؛ صدامو میشنوی یا نه ؛ میبینیمون یا نه 
خواستم برات بگم که ما له شدیم .بغض هامون ترکید . اشک هامون سرازیر شد و غرورمون شکست .
خواستم بگم معنی حسرت رو خوب میفهمم حالا با پوست و استخون 
خواستم بگم زندگی اصلا ارزش اینهمه شکستن و خورد شدن و دوباره ساختنو نداره برام .
خواستم ازت بپرسم چرا هیچی برام مثل یه زندگی نرمال نبود 
خواستم برات بگم از بریدن و بریدن و بریدن 
کجای دنیایی؟
منو با اینهمه فکر و خیال و حسرت و دست خالی و قلب ش
نمیدونم کجای دنیایی ؛ صدامو میشنوی یا نه ؛ میبینیمون یا نه 
خواستم برات بگم که ما له شدیم .بغض هامون ترکید . اشک هامون سرازیر شد و غرورمون شکست .
خواستم بگم معنی حسرت رو خوب میفهمم حالا با پوست و استخون 
خواستم بگم زندگی اصلا ارزش اینهمه شکستن و خورد شدن و دوباره ساختنو نداره برام .
خواستم ازت بپرسم چرا هیچی برام مثل یه زندگی نرمال نبود 
خواستم برات بگم از بریدن و بریدن و بریدن 
کجای دنیایی؟
منو با اینهمه فکر و خیال و حسرت و دست خالی و قلب ش
به تازگی آهنگ جدید کامیار به نام یواش یواش منتشر شده است که در ادامه می توانید این اهنگ را دانلود کنید.
 
دانلود آهنگ کامیار - یواش یواش با کیفیت 320
دانلود آهنگ کامیار - یواش یواش با کیفیت 128
 
متن آهنگ کامیار به نام یواش یواش (ریمیکس)
ساعتِ قلبم ، ساعت عاشق شدنهخاطرت هم جمع ، وقتی دلت پیشِ منهدورت بگردم که هیچکسی مثلِ تو نیستمیخوام یه لحظه هم ، نبینم چشمتو خیسعزیزی واسم که ، حواسم هست به کاراتبدون که یک لحظه ، نمیشه خسته باهاتبذار توو دستت ، باش
جعبه که باز می‎شود ، همه چیز جان می‌گیرد و من می‌گردم . ساز ها را نمی‌بینم اما صدایشان همه جا می‌پیچد . دستان سردم در هوا معلقند و با خودم می‌گویم کاش آن سوخت‌های مرغوب را آتش بزنند تا گرم شوم . یک بار شنیدم بیرونی‌ها می‌گویند آن تکه چوب‌هایی که چند تا سیم بهشان بسته‌اند تا صدا دهند ، می توانند آن قدر آدم را گرم کنند که آتش بگیرد ! یک دور . نگاهم به جلو خیره شده و دنیا دور سرم چرخ می‌زند ‌. نمیدانم دنیاست که می‌گردد یا من . یا شاید هر دو ول
جعبه که باز می‎شود ، همه چیز جان می‌گیرد و من می‌گردم . ساز ها را نمی‌بینم اما صدایشان همه جا می‌پیچد . دستان سردم در هوا معلقند و با خودم می‌گویم کاش آن سوخت‌های مرغوب را آتش بزنند تا گرم شوم . یک بار شنیدم بیرونی‌ها می‌گویند آن تکه چوب‌هایی که چند تا سیم بهشان بسته‌اند تا صدا دهند ، می توانند آن قدر آدم را گرم کنند که آتش بگیرد ! یک دور . نگاهم به جلو خیره شده و دنیا دور سرم چرخ می‌زند ‌. نمیدانم دنیاست که می‌گردد یا من . یا شاید هر دو ول
{شناخت شناسنامه ای امام زمان(عج) - شماره 39}
 
تعابیر جالب امام باقر(ع) درباره شناخت امام مهدی
 
حکَم بن ابی نعیم میگوید: مدینه، خدمت امام باقر رسیدم، گفتم: من بین رکن و مقام نذر کرده ام از مدینه بیرون نروم تا بدانم شما قائم آل محمد هستید یا نه؟ حضرت هیچ پاسخی به من نفرمودند. ۳۰ روزی گذشت. سپس در مسیری دوباره ایشان را دیدم، فرمودند: ای حَکم! تو هنوز اینجایی؟ گفتم: بله، من که عهد خودم را به شما عرض کردم و شما پاسخی نفرمودید. ایشان فرمود: فردا صبح زود
​​​سلام!
اولین مطلب را برای ​​​​​آشنایی می‌نویسم، هرچند از خود هیچ نمی‌دانم و همه‌چیز را هم میدانم!
نوشتن و این حس اشتراک احساسات، از موردعلاقه‌های چندین سالهٔ من است، از روزی که به‌طور شگفت انگیزی دانستم احساسات را می‌شود از قلب به قلم کشید.
کمی خود را می‌شناسم: من اجتماع نقیضین هستم، در آنِ واحد، هم میتوانم رنج بکشم و هم از خوشی فریاد بزنم؛ همزمان که می‌گریم ، کسی در اعماق قلبم به من لبخند می‌زند؛ آن‌گاه که لبریز از احساساتم، آ
بسم‌الله.
سلام!
+
موقعیت‌های زیادی پیش می‌آید که در آن‌ها از خراب شدنِ جدی‌ترین چیزها و اتفاقات خنده‌ام بگیرد جای این که برایش غصه بخورم. و راست‌‌ش به نظرم این مسئله هیچ منافاتی هم با میزان تعهد فرد برای یک کار ندارد.
اما امان از روزهایی که اتفاقِ برعکس‌ش می‌افتد. روزهایی که برای عالم و آدم بدون دلیل نگران می‌شوم و مستاصل. سیستم شناختی‌م متوجه است که نگرانی دلیلِ منطقی‌ای ندارد و همین باعث می‌شود به قضاوت‌های خودش در تعیین حال‌م هم
صبح که بیدار شدم، اولین چیزی که دیدم، ایمیلی بود با عنوان جراحی قلب». عنوان و متن ایمیل اون قدر مبهوت کننده بود که حتی نگاه نکردم ببینم از طرف کیه. در واقع وقتی به وسط‌هاش رسیدم، از نوع جمله‌بندی، خودم متوجه شدم که نویسنده باید دکتر شین باشه. بعدش هم اصلا توان اینو نداشتم که به صفحه‌ی گوشی نگاه کنم و دنبال اسم فرستنده بگردم. تنها کاری که تو اون لحظه تونستم انجام بدم یه ناله با آهنگ وای. خدا» بود و بعد هم گریه. مطمئنم اگه سر پا بودم، اون لحظ
ما آدما اصولاً خیلی از چیزهای مهم و ضروری زندگی رو نمی‌دونیم و متاسفانه گاهی ندونسته هم از دنیا میریم. به هر حال آدمیه دیگه. با یه ظرفیت محدود ذهنی و البته کلی خزعبلات روزانه که از درس و دانشگاه بگیر تا تلگرام و اینستاگرام که به زور می‌خوایم توی این یه ذره تراشۀ ذهنمون جاشون بدیم ولی غافل از اینکه داریم رفته رفته از اصل فاصله میگیریم و به اسب تبدیل میشم .
مثلاً یه مبحث خیلی خیلی مهم، شیوۀ صحیح رسوندن خبر به افراده. از خبر خوش بگیر تا خبر فوت
روز آفتابی و داغی در ماه اوت بود. خیابان بیکر مانند تنوری بود و درخشش شدید نور خورشید بر آجرکاری زردرنگ آن سوی خیابان چشم را می‌زد. کرکره‌های ما نیمه‌بسته بود و هولمز روی کاناپه دراز کشیده و پاهایش را جمع کرده بود و نامه‌ای را می‌خواند.
رومهٔ صبح چنگی به دل نمی‌زد. پارلمان تعطیل شده بود. همه از شهر بیرون رفته بودند و من در حسرت کوره‌راه‌های جنگلی نیوفارست یا ساحل شنی ساوت‌سی بودم. خالی بودن حساب بانکی موجب شده بود تعطیلاتم را به
روز آفتابی و داغی در ماه اوت بود. خیابان بیکر مانند تنوری بود و درخشش شدید نور خورشید بر آجرکاری زردرنگ آن سوی خیابان چشم را می‌زد. کرکره‌های ما نیمه‌بسته بود و هولمز روی کاناپه دراز کشیده و پاهایش را جمع کرده بود و نامه‌ای را می‌خواند.
رومهٔ صبح چنگی به دل نمی‌زد. پارلمان تعطیل شده بود. همه از شهر بیرون رفته بودند و من در حسرت کوره‌راه‌های جنگلی نیوفارست یا ساحل شنی ساوت‌سی بودم. خالی بودن حساب بانکی موجب شده بود تعطیلاتم را به
حدود یک ماه پیش اتفاقی این فایل صوتی از آقای کیا رستمی را شنیدم با خودم فکر کردم که هر انسانی باید تنهایی زندگی کردن را یاد بگیرد . اینطور که بلد باشی از تنهایی ات لذت ببری، شادی کنی، تسلا بیابی و برای تمام سوال‌ هایت راه حل داشته باشی. این بود که تصمیم گرفتم تصفیه کنم، فکر کردم به جای اینکه هزار جا دنبال آرامش بگردم، یک جایی توی وجود خودم پیدایش کنم . یک جور آرامشی، که هیچ چیزی خرابش نکند. که در بد‌ترین لحظه ‌ها و دلتنگی‌ ها خودت را بغل کن
+ صف  مردم که طویل‌تَرَک میشد و آدم به آدم اضافه میشد، منشی که یکهو گوشیش زنگ خورد و رفت که رفت، آقایی که تعریف کرد از شهرستان اومده برای اینکه دکتر فوق تخصص ویزیتش کنه اما دکتر اصلا نیومده و شاگردان در غیابش ویزیت کردن و آدمهای تو صف نچ نچ کردند. به فکرم رسید این آرامشَک همین الان منفجر میشه. که شد!
با  دان ها و فحش های زن جوان و خوش لباس خطاب به ظاهراً مسئول بیمه.
اخلاق خوشکم  به غمکی تبدیل میشه که چنبرکی میزنه توی دل. بین فحشَکهای زن جوان
جدیدا شبکه نهال کارتونای جالبی پخش میکنه. خیلیاشونم انیمه هستن البته، و دوبله هاشون از حق نگذریم خیلی خوبن. با اینکه اسما همه فرق می کنن با نسخه اصلی. مثلا نبض رویش(باراکامون) هایکو(آبشار سرنوشت) قهرمانان تنیس(ستارگان تنیس) پیمان دوستی(آسمان آبی رومئو!) و داستان هایی از نویسنده معروف، آگاتا کریستی(پوآرو و مارپل)
یه سر زدم به پرتالشون ببینم چه خبره، دیدم وای. عجب شلم شورباییه. یه سری اومدن اعتراض کردن به اینکه چرا همه این کارتونای قشنگ نصفه پ
محمد را پس از مدت ها دیدم. سال ها از سوم دبیرستان می گذرد همان سالی که به جرئت می توانم بگویم بهترین سال دوران مدرسه ام بوده آن هم به خاطر حضور آدم هایی مثل محمد در کلاسمان. اما محمد خیلی تغییر کرده است بسیار درونگرا شده است و خیلی کم حرف میزند انگار آن محمد دوران دبیرستان به کلی فاصله گرفته است و من هم الان دیگر جز معدود دست هایش هستم. از همان اول که من یادم هست او افکار بزرگ در سر داشت و همیشه افکارش را برای بقیه می گفت ولی خب هیچوقت یادم نمیای
آن کابوس مزخرفی که ازش صحبت میکردم رخ داد. الان یک ماه و 22 روز است که گذشته است. من برگشتم پیش خانواده. تغییر مکان زندگی . اما انگار بیشتر از این گذشته است . بس که سخت میگذره ! استقلال و آزادی من از بین رفته . در تمام این مدت حتی 1 بار هم تنها نرفتم بیرون و در این شهر بگردم . البته از این شهر هم متنفرم
هفته آخر شهریور : هفته آخر شهریور بود که آموزشگاه ما یک نمایشگاه برگزار کرد. منم دو نقاشی آبرنگ آنجا داشتم. از شانس من هرکسی که میشناختم رفت سفر، روا
 
متاسفانه مرورگر شما، قابیلت پخش فایل های صوتی تصویری را در قالب HTML5 دارا نمی باشد.توصیه ما به شما استفاده از مروگرهای رایج و بروزرسانی آن به آخرین نسخه می باشدبا این حال ممکن است مرورگرتان توسط پلاگین خود قابلیت پخش این فایل را برای تان فراهم آورد.
param name="AutoStart" value="False">


 
دریافت
ببندم شال و میپوشم قدک رابنازم گردش چرخ فلک رابگردم آب دریا سراسربشویم هر دو دست بی نمک راامون از دل مو وای از دل موامون از دل مو وای از دل موعزیزم کاسه چشمم سرای
بدی کنار خوبیه که معنی پیدا میکنه!
چشم هامو شستم یه جور دیگه دیدم!ادمایی رو دیدم که لباسشون مارکه و چت و مستیشون حد نداره ولی وقتی میبینن از سیستان بلوچستان ادم اومده تهران شمارشو بهشون میده تاهر کاری تو تهران داشتن براشون انجام بده
من ادمی رو دیدم که امکان نداشت سر چارراه به یه بچه کار برسه و بهش یه چیزی نده!خوراکی پول هر چی
من ادمی رو دیدم که با تمام مسخره بازی و غد بازیاش به یه پس بچه ی جوراب فروش میرسه و پولای تو جیبشو در میاره و بهش میده!
ا
+ صف  مردم که طویل‌تَرَک میشد و آدم به آدم اضافه میشد، منشی که یکهو گوشیش زنگ خورد و رفت که رفت، آقایی که تعریف کرد از شهرستان اومده برای اینکه دکتر فوق تخصص ویزیتش کنه اما دکتر اصلا نیومده و شاگردان در غیابش ویزیتَکی کردند و آدمهای تو صف نچ نچ کردند. به فکرَکم رسید این آرامشَک همین الان منفجر میشه. که شد!
با  دان ها و فحش های زن جوان و خوش لباس خطاب به ظاهراً مسئول بیمه.
اخلاق خوشکم  به غمکی تبدیل میشه که چنبرکی میزنه توی دل. بین فحشهای زن
از یه طرف من خونده و شنیده و چه بسا باور کرده ام که دنیای بیرون انعکاسی از دنیای درونت هست و برای تغییر دادن اون بیرون کافیه به تغییر دادن خودت فکر کنی و از خودت شروع کنی، من با قبول این حرف، همیشه تلاشم این بوده که برای بهتر کردن شخصیتم تلاش کنم و مسئولیت هر اونچه که اون بیرون تو زندگیم اتفاق میفته را بپذیرم و با دیدن هر مشکلی توی زندگیم سر رو در گریبان فرو کنم و دنبال یه مشکل در دنیای درونم بگردم و اون را حل کنم.
بعد از طرف دیگه بسیار برام ا
عادت ندارم که اگر میانه روز یا موقع غروب در خیابان باشم، دنبال مسجدی بگردم و نماز را اول وقت و به جماعت بخوانم؛ نه اینکه برایم مهم نباشد، بیشتر سعی می‌کنم موقع اذان جایی باشم که بتوانم راحت نمازم را بخوانم. یکشنبه مشغول کاری بودم که نزدیک اذان باید یک ساعتی بیکار می‌ماندم. یادم بود که در میدان انقلاب، مسجدی هست؛ برای فرار از گرمای وسط ظهر هم شده، نماز را در مسجد به جماعت خواندم. برخلاف تصورم مسجد تقریبا پر از جمعیت بود و افراد مختلف در سنین
اونقدر خارج برنامه نوشتم که رسیدیم به برنامه، امروز پنج‌شنبه است :(
می‌دانم باید بلند شوم و بروم دنبال معنای تنهای‌هایم بگردم، نمی‌توانم بلند بشم چون هنوز به اندازه کافی سوگواری نکردم، همین چند وقت قبل بود که هارد دو ترابایت‌م دیگه به کامپیوتر وصل نشد، اولش فکر کردم شوخی است، باور نکردم، بعد عصبانی شدم از دست خودم، از دست لیلی شروع کردم به پرخاش که چرا هارد را گذاشتم فلان جا و چرا به هارد من دست زدی؟ بعدش شروع کردم به نذر کردن (یه ocpd واقع
دانلود آهنگ جدید سینا درخشنده پاشو بیا
Download New Music Sina Derakhshandeh – Pasho Bia
” پخش از رسانه سلطان موزیک با کیفیت 320 از لینک زیر
 
سینا درخشنده پاشو بیا
 
دانلود آهنگ جدید سینا درخشنده پاشو بیا با لینک مستقیم
 
متن آهنگ پاشو بیا از سینا درخشنده
 
من حواسم به همه جمعه ولی پرت توئهکه بدی قلبتو بم که بدی قلبتو بمهمه دنیارو بگردم میدونم شکل تو نیست به دلم شک نکنی به دلم شک نکنیجونمو میدم برات با لبخند اخمای خوشگل جذابت چندجون بگیر اما برام بخند باز چشمای
باید در نهایت تاسف و تاثر اعلام کنم همسایه ی محبوبم رفت.تعطیلات که من نبودم اونا رفتن!
از حاضر نبودن جاکفشی دم در فهمیدم
نمیدونم کجای این شهر باید دنبالش بگردم دیگه!
فقط کاش وسیله هاشونو از آسانسور نمیبردن که الان دهن ما سرویس شه!
لامصب تو خودت مدیر ساختمون بودی که!
توچرا!
یاخدا!
جمعه شب برگشتم خونه
حال گلِ تو گلدونا خیلی خوب بود
باقرمیگه چون ۱۷ روز نبودم که بخوام‌هر شب یه لیتر آب خالی کنم پاشون!
غربت خونه نگرفتتم چونکه مامانمو با خودم‌اورده
هفته ای که گذشت به معنای واقعی کلمه خداحافظی با فعالیت های تابستونی ام بود. پنج شنبه هم آخرین جلسه ی کلاس فارسی با بچه ها بود و هم آخرین جلسه ی کلاس زومبا. نتیجه ی تقریبا این دو ماه کلاس فارسی، 15 حرف پر کاربرد الفباست که حالا بچه ها می تونن تشخیص بدن، بخونن و بنویسن. تازه داشت دستمون می اومد که باید چیکار کنم که کلاس تموم شد! کلاس زومبا هم با اینکه شروع سختی برای من بود اما به یکی از بهترین تجربیاتم تبدیل شد. خداحافظی کردن باهاش و با معلممون واقع
همیشه به دانشجویان و دوستان کوچکترم گفته‌ام قدر دوران کارشناسی را بدانید. تا می‌توانید از زندگی لذت ببرید که بعد از آن دیگر فرصت‌هایی با آن شکل، چگالی و راحتی برای  لذت بردن وجود ندارد. البته که در سنین بعد هم از زندگی می‌توان لذت برد اما جنس لذت بردن دیگر فرق می‌کند. تفریح بیست سالگی با سی سالگی فرق می‌کند. خیلی چیزهایی که در گذشته برای ما جذاب بوده‌اند اکنون دیگر لذتی ندارند. اگر از لذت زندگی در زمان مناسب خود استفاده نکنید شاید بعدا دی
همیشه به دانشجویان و دوستان کوچکترم گفته‌ام قدر دوران کارشناسی را بدانید. تا می‌توانید از زندگی لذت ببرید که بعد از آن دیگر فرصت‌هایی با آن شکل، چگالی و راحتی برای  لذت بردن وجود ندارد. البته که در سنین بعد هم از زندگی می‌توان لذت برد اما جنس لذت بردن دیگر فرق می‌کند. تفریح بیست سالگی با سی سالگی فرق می‌کند. خیلی چیزهایی که در گذشته برای ما جذاب بوده‌اند اکنون دیگر لذتی ندارند. اگر از لذت زندگی در زمان مناسب خود استفاده نکنید شاید بعدا دی
 صرف فعل گیلکی مۊتن/ فارسی گشتن
این فعل در گۊیش‌های دیگر زبان گیلکی به شکل‌های مِتِن و مِختِن نیز وجۊد دارد.
ۊ (u)
ؤ (o)
 
¤ ماضی ساده (گشتم، گشتی، گشت، .)
 مثبت : بؤمۊتم، بؤمۊتی، بؤمۊت، بؤمۊتیم، بؤمۊتین، بؤمۊتن /bomutən/
 منفی : نؤمۊتم، نؤمۊتی، نؤمۊت، نؤمۊتیم، نؤمۊتین، نؤمۊتن
 ---------------------------------
 ¤ ماضی نقلی (گشته‌ام، گشته‌ای، گشته، .):
مثبت : بؤمۊتهٰ‌م، بؤمۊتهٰ‌ی، بؤمۊته، بؤمۊتهٰ‌یم، بؤمۊتهٰ‌ین، بؤمۊتهٰ‌ن /bomutan/
 منفی : نؤمۊتهٰ‌م، نؤمۊتهٰ
فرشته عشق
ضربه ای خواهم زدن بر جان توتا دگرگون گردد این احوال توبر زمینت می زنم تا اوج خاکتا که طاهر گردی چون پاکی آبدر دوئی جان چه بیمار سیرتیدر تهی از عشق چه سان بی حرمتیبشکن این شاخ بدن تا جان رهیواگذار این کوه من» تا گام نهی در تلاطم خانۀ فرهنگ خوابمی نشوئی چهره ات با آفتابدر تیمار خانۀ بت ساز من»تا ابد تو جان کنی در گور تندر نجات یک کهی در گرد بادیا که همچون آتشی بر روی آبحال می خوانم من آواز سحرگر نخیزی ، باد مرگت مستمرگر نیابی معنای ا
دانلود آهنگ سینا درخشنده حواس پرت
 دانلود آهنگ جدید سینا درخشنده به نام حواس پرت
ترانه: مسعود میرشاهی, موزیک: پیمان عدالت و ایمان یمینی, تنظیم: علی ولی پور
ترانه جدید و زیبای خواننده سینا درخشنده بنام حواس پرت همینک با دو کیفیت 320 و 128 از جاز موزیک
Exclusive Song: Sina Derakhshande | Havas Part With Text And Direct Links In JazMusic
دانلود آهنگ با کیفیت 128
دانلود آهنگ با کیفیت 320

متن آهنگ حواس پرت سینا درخشنده
من حواسم به همه جمعه ولی پرت توئه که بدی قلبتو بم که بدی قلبتو بمهمه دن
از پنجره تاکسی به رفت و آمد آدمها به شلوغی خیابان نگاه میکردم.خیابانی که میدانستم دیگر نباید در آن به دنبالت بگردم.آسمان گرفته و ابری بود باران شدید میبارید.دستم را زیر چانه‌ام زدم سرم را به پنجره تکیه دادم.اول خودمان از هم جدا شدیم،بعد هم دلهامون.شاید هم.برعکسنمیدانم کجایی،نمیدانم حالت خوب هست یا نه؟(با اینکه امیدوارم باشد)اما باید بدانی دوریت بدجوری مرا از پا درآورده.من توی این شهر  هر روز دنبالت میگردم،دلم با دیدن هر دختری که موهایش
از پنجره تاکسی به رفت و آمد آدمها به شلوغی خیابان نگاه میکردم.خیابانی که میدانستم دیگر نباید در آن به دنبالت بگردم.آسمان گرفته و ابری بود باران شدید میبارید.دستم را زیر چانه‌ام زدم سرم را به پنجره تکیه دادم.اول خودمان از هم جدا شدیم،بعد هم دلهامون.شاید هم.برعکسنمیدانم کجایی،نمیدانم حالت خوب هست یا نه؟(با اینکه امیدوارم باشد)اما باید بدانی دوریت بدجوری مرا از پا درآورده.من توی این شهر  هر روز دنبالت میگردم،دلم با دیدن هر دختری که موهایش
سه روزه روی هم رفته ده ساعت خوابیده‌ام. از صبح جمعه تا حالا خشم و بغضم را خورده‌ام. یک سدی نشسته در راه گلوم که مامان معتقد است با مخلوط آب‌جوش و آبلیمو و عسل رفع می‌شود. از دیدن عکس پدری تکه‌تکه شده و تصور لحظه‌ی فهمیدن این خبر توسط فرزندانش دلم گر می‌گیرد. همان‌طور که خبر یخ زدن و کشته شدن پسران کولبر مریوانی را شنیدم و تصور لحظه‌ی فهمیدن این خبر توسط مادر مریضش، قلبم را تکه تکه کرد. اگر، اگر، اگر قهرمان بخواهم. گزینه‌های زیادی هست. لازم
این وبلاگ خونه ی منهجایی که هر ساعت و هر لحظه که بخوام توش مینوسم با هر حال منطقی یا غیر منطقی که دارم.وقتی سالمم یا مریضوقتی شادم یا غمگین.وقتی عجله دارم و بی حوصله ام یا وقتی حوصله دارم و وقت کافی
گوش شنوای منه بی اینکه هیچ وقت دنبال جمع کردن خواننده و براش بگردم
این وبلاگی رو که اکثر کامنت هاش همیشه این بوده که اینقدر مبهم ننویس و یه جوری بنویس که بفهمیم دقیقا جریان چیه
حالا یه نفر پیداش کردهشایدم بیشتر از یه نفر چشم غریبه
:)))))))) حرفم نمیاد:)))
یک عالمه چیز تو ذهنمه که هیچ کدومش 
پنج تومن این هفته بیشتر پول تو جیبی گرفتم:/ پنج تومنم بهتر از هیچیه:)) میرم یک دلستر مالت دیگه میخرم خخخ:)) از چهارشنبه شروع کردم جمع کردن شیشه ها به مامانم گفتم میخام بچینم رو میزم گفت چقدرم میزت جا داره:))) فعلا فقط دوتا رو میزمه:/ یکی لیمویی یکی کلاسیک. داشتم با خودم فکر میکردم اگه همش یک نوع باشه پترن خوشگل تری میشه مثل سامی که یک عالمه طعم قهووه شو چیده بود :) ولی هردفه یک طعمو میخام :)
آه د
پست دوم امروز
ماریا میگه حتا اگه نت وصل شد بمونیم همین‌جا تو "بله". میگه اونقدر باهم چت می‌کنیم که بتونیم یه نرم افزار ایرانی رو سرپا نگه داریم! یاد اون اولین باری میفتم که تلگرام فیلتر شد. با چه اصراری وی‌پی‌ان نصب نمی‌کردم! حالا چه‌م شده؟ از سرویس یک آشنا استفاده می‌کنم برای کارای خیلی ضروری! مامان میگه با یوز سرچ کن. دست خودم نیست یه دفعه داد می‌زنم من از این چیز میزای ایرانی متنفرم!! سعی می‌کنم اخبار گوش ندم چون اسمی از دانشگاه توش نمیا
پریروز ان گرامی رفتیم دکتر و جواب آزمایشات قبل بارداریم رو گرفتم و خداروشکر خوب بود.بعد از دکتر هم رفتم و کتاب نیمه ی تاریک وجود نوشته ی دبی فورد رو خریدم .کتابفروشه گفت این الان سی و هشت تومنه ها.ولی خب توی کتاب زده بیست و دو،شما همون بیست بده:))
بازم می خواستم کتاب بخرم ولی خب شب شده بود و خواهرام اجازه ندادند توی کتابها بگردم و انتخاب کنم ،این کتاب رو هم چن وقت پیش فرزانه دوستم معرفی کرده بود و دوست داشتم بخرمش،برای همین تا دیدمش
عکس رمانتیک
در این مطلب از سایت جسارت زیباترین تصاویر از عکس رمانتیک بهمراه عکس عاشقانه را برای شما تهیه نموده ایم . امیدواریم مورد توجه قرار گیرد.
عکس رمانتیک
عکس رمانتیک دختر و پسر
همیشــــه دلتنگی
به خاطر نبـــــــودن شخصی نیست
گاه به علت حضور کسی در کنارت استـــــــ
که حواسش به تــــــــو نیستــــــــ
عکس رمانتیک فانتزی
همیشه قصه ی شب در همین خلاصه شدست؛
تو غرقِ خوابی و من غرقِ آرزوی توام…!
محسن محدی
عکس رمانتیک و عاشقانه
من از قبل ب
*خواب بودم نیمه شب در بسترم*
سایه ای افتاد ناگه بر سرم
*خواب بر چشمم هنوز تحمیل بود*
سر بلند کردم که عزرائیل بود
*رنگ از رخسار گلگونم پرید*
آب پیشانی به دامانم چکید
*دست و پایم سست، تن خیس از عرق*
خِس خسی در سینه، جانم بی رمق
*التماسش کردم و گفتم : امان*
گفت : امر است از خدای آسمان
*زندگانی بر سرت پایان گرفت*
از تو باید این دقیقه جان گرفت
*گفتمش : مال و منالم مال تو*
تا رها یابم من از چنگال تو
*گفت : نه هنگامه ی هجران توست*
آنچه داری سهم فرزندان توست
*ساله
به نام حضرت دوست
 
$$$
.اَشْکُو اِلَیْکَ غُرْبَتی وَبُعْدَ داری وَهَوانی عَلی مَنْ مَلَّکْتَهُ اَمْری.
.به تو شکایت میکنم، از غربت و ذلتم، از دوری خانه آخرتم، و خواری ام نزد کسی که او را مالک امر من گردانیدی.
$$$
به ذهنم فشار میارم که یه متن ادبی پر زرق و برق برای پست اول از خودم در کنم، اما نمی شود که نمی شود.
مجبورم که دنبال چیز آماده ای بگردم!
حضرت گوگل (دامت برکاته) را صدا می زنم و می نویسم"ویلان" !
رَنک یک، "واژه یاب" است ، رَنک دو هم همان است
به نام حضرت دوست
 
$$$
.اَشْکُو اِلَیْکَ غُرْبَتی وَبُعْدَ داری وَهَوانی عَلی مَنْ مَلَّکْتَهُ اَمْری.
.به تو شکایت میکنم، از غربت و ذلتم، از دوری خانه آخرتم، و خواری ام نزد کسی که او را مالک امر من گردانیدی.
$$$
به ذهنم فشار میارم که یه متن ادبی پر زرق و برق برای پست اول از خودم در کنم، اما نمی شود که نمی شود.
مجبورم که دنبال چیز آماده ای بگردم!
حضرت گوگل (دامت برکاته) را صدا می زنم و می نویسم"ویلان" !
رَنک یک، "واژه یاب" است ، رَنک دو هم همان است
دانلود آلبوم جدید احمد سلو عشق مجازی
Download New Album Ahmad Solo – Eshghe Majazi
آلبوم احمد سلو عشق مجازی
 
دانلود آلبوم جدید احمد سلو عشق مجازی با لینک مستقیم
 
ترک شماره یک عشق مجازی :
 
آهای عشق مجازی دیگه منو نداریچقدر گرفتی آخه عشق منو به بازیآهای عشق مجازی نیاد سرت الهیسایش سرت بمونه تا وقتی زنده باشی
 
ترک شماره دو آرامشم :
 
آرامشم کافیه اسممو بگی دیوونه شمآخه غیر از تو بگو چفت کی بشمببین از عشق تو دارم چی میکشمجسارتا با این کارات انقد نکن بد عادتم
 
تر
1) نوبت دکتر مخصص گرفتم و رفتم دکتر نگاه کهیرهام کرد و خندید: این مدلیشو دیگه ندیده بودم / آز و دارو نوشت
تو آز حساسیت نشون داده شد و از همون موقع تا الان دارم داروی ضد حسایت میخورم 
از همون موقع که کهیرهام شروع شدن مجبور شدم داروهای دکتر میم رو قطع کنم ! کاملا سرخود ! حتی به او دکتر متخصص نگفتم 2 ماهه
داروی روان میخورم چون مامانم تو تمام ویزیت ها همراهم بود . و چون پول تو جیبیم اونقدری نبود که بتونم کنار خرج هام ویزیت دکتر میم رو هم بدم
پیشش نرفتم
دانلود آهنگ محسن ابراهیم زاده من و تو
آهنگ محسن ابراهیم زاده من و تو
دانلود آهنگ جدید محسن ابراهیم زاده من و تو با کیفیت اورجینال
Download New Music Mohsen Ebrahimzadeh Mn O To
متن آهنگ من و تو محسن ابراهیم زاده
هر بار منو میبینی اخمات تو همه آخه هر روز دیدنت واسم بازم کمه دوست دارم میدونی عذابم نده قهرای طولانی واسه هردومون بده آهای بارون تو خودت شاهدی من چه حالیم با اون آهای بارون دونه دونه تو بریز رو آرزوهامون شب من و تو خیابون نم بارون زده دل به هیشکی به غیر ا
قهرمانی تیم فوتبال ساحلی مون با یه سرمربی ایرانی، مبارک باشه❤✌
حقیقتا خیلی بد سلیقگی کردند که مراسم اهدای جام رو به خاطر سریال فوق لیسانسه ها نشون ندادند، ما خونوادگی که بعد از اطلاع از عدم پخش همزمان، live دیدیم، حقیقتا هیچ مورد و صحنه ای نبود
این فیلم رو میتونید اینجا ببینید
 
 
متاسفانه مرورگر شما، قابیلت پخش فایل های صوتی تصویری را در قالب HTML5 دارا نمی باشد.توصیه ما به شما استفاده از مروگرهای رایج و بروزرسانی آن به آخرین نسخه می باشدبا ا
دانلود آهنگ جدید و فوق العاده زیبای امید حاجیلی به نام زیم زیم
ترانه و ملودی: موزیک افغانی / تنظیم: حمیدرضا مرادی
دانلود موزیک زیم زیم با لینک مستقیم و کیفیت اورجینال
 
نسخه اصلی آهنگ زیم زیم
[کیفیت 128 با حجم 2.8 مگابایت] [کیفیت 320 با حجم 7.1 مگابایت]
Danlod Music Jadid
 
Omid Hajili – Zim Zim

متن ترانه ی زیـم زیـم با صدای امید حاجیلی:
کجکی، کجکی
کجکی ابرویت نیش کژدم است
چه کنم افسوس مال مردم است
کجکی ابرویت نیش کژدم است
چکنم افسوس مال مردم است
زیـم زیـم، زیـم زیـ
- بیگین پارت  (پارت آهنگ - پارت آغازین)
متاسفانه مرورگر شما، قابیلت پخش فایل های صوتی تصویری را در قالب HTML5 دارا نمی باشد. توصیه ما به شما استفاده از مروگرهای رایج و بروزرسانی آن به آخرین نسخه می باشد با این حال ممکن است مرورگرتان توسط پلاگین خود قابلیت پخش این فایل را برای تان فراهم آورد.
Yanni : Marching Season
- پارت وان:
آقا شما کراش میزنین چجوری خودتونو کنترل میکنین؟ -_-
برای اولین باره که منم کراش میزنم D:
اصن یه وضی :/
بعد مسخره ترش اینجاست که فک میکنم
برگا میریختن
نگاشون میکردم برگا میریختن بهت گفتم برگا دارن میریزن گفتی اره دیگه وقت مرگشونه گفتن قشنگ دارن میمیرن گفتی اره نارنجیا همیشه قشنگ میمیرن برگا میریختن رو زمین بارون میزد گلی میشدن کثیف میشدن میمیردن برگا میریختن بهت گفتم برگا دارن میریزن گفتی آخراشه الان برگا هم تموم میشن میمونه فقط درخت تنهای تنها وسط حیاط تو سرما برگا میریختن گفتم چقد دلم میخواد درخت باشم گفتی باشی؟ خندیدم که نه دوست دارم تنها باشم وسط حیاط تو پا
عکس آقای خامنه ای

تبلیغات

آخرین مطالب