نتایج پست ها برای عبارت :

بیاری نوکر گلیب بیاری سه اقا

اهای من 
اره با توام خود من. 
ما داربم این دنیای زیبارو دو تایی باهم میسازیم 
مبادا کم بياري من! 
بهت قول میدم یروز از این قوربونی هایی که میکنی خوشحال  میشی 
یروز به این جون کندنا لبخند میزنی
به تونستنش که میتونی 
همه میتونن 
مهم اینه چطور تمومش کنی 
با لبخند 
با عشق 
با انرژی
مبادا کم بياري دختر. 
پیروزی نزدیکه
*تورکجه
مدرسه و تاریخ کیتابللاری دولدو غلامان تورکدن.
ائله بیل تورکلرین گوبه‌یین نوکرچیلیغینان کسیبلر.
هامی آغادی ، اما تورکلر غلام
غلام ترک، عربی کیتابلاردان فارس ادبیاتینا گليب. عربین تاریخ کیتابلاری دولودو غلام تورن
اما عرب دیلینده غلام یانی نمه‌نه
غلامین جمعی قیلماندی
غلام یانی پاک، قورخماز ،ایگید، بیلگین
غلام تورک ده متون تاریخی عربده اولور قورخماز ایگید کی  ایسلام یولوندا جاندان کئچیر.
قوراندا دفعه‌لرله غلام کلمه‌سینی گو
در شهریور ماه دو بار به ایران حمله شد یکی سوم شهریور ۱۳۲۰ توسط سه کشور آمریکا ، انگلیس و شوروی و یک بار ۳۱ شهریور ۱۳۵۹ توسط رژیم بعث به پشتیبانی آمریکا، شوروی، انگلیس، فرانسه، آلمان، هلند، عربستان و ده ها کشور دیگر.
*بار اول ایران بدون مقاومت قابل توجهی به اشغال در آمد شاه دست نشانده انگلیس بدون داشتن جوی غیرت به نوکر انگلیس متوسل شد و ذلیلانه کشور را ترک کرد، کشور تا چهار سال اشغال بود و بر اثر آن دو تا ۴۰۰۰۰۰۰ ایرانی از بین رفتند البته ارمغا
1.من با قیافه ای زار ن:الان یعنی من باید کوله پشتی بیارم؟؟سنگینه آخهبابا : نه :) ،  تو هیچی نمی خوام بياري :)مامان : تو فقط خودت رو بياري کفایت می کنه:/2.من: دفترچه بیمه من تاریخ نداره !مامان : تو مطمئنی کنکور دادی ؟؟من: خب مسافرته دیگه اومدیم و مریض شدممامان: 3.من : موکب غذای ایرانی هم داره ؟؟بابا : نه !من: غذای عربی تنده تند،من نمیخورمبابا : عه پس‌ میخوای چیکار کنی ؟؟من:یک بسته نون میارم :/4.من: باید کیف بخرمناباب: عه؟؟من: آره،کفش هم باید بخرمناباب:
با همان زبان پدر و مادریتان، برای #امام_زمان  " سلام الله علیه " دعا کنید
مرحوم شیخ محمود #تولایی_خراسانی در سخنرانی خود در مسجد جمعه اصفهان، در سال 1392 قمری می فرمود:
یکی از اعمالی که در دل شما ایجاد محبّت به امام زمانتان علیه السلام  می ‏کند و این عمل توجّهات خاصّه امام زمانتان علیه السلام  را به شما بیشتر می ‏کند، دعای برای امام زمان علیه السلام است. نوکر در حقّ اربابش دعا می‏ کند، کلفت و نوکر، در حق اربابشان دعا می ‏کند که خداوند او را به س
سلام عزیز بابا .
اگه بخوام فقط یه توصیه بهت بکنم اینه که: همیشه نوکر این خاندان باش . از گدایی این خاندان به پادشاهی دو دنیا می‌رسی . بابای سراپا تقصیرت هر چی داره و نداره از این اهل کرم داره.
شبای عاشورا صدقه بذار برای دل امام زمان .
 
سلام عزیز بابا .
اگه بخوام فقط یه توصیه بهت بکنم اینه که: همیشه نوکر این خاندان باش . از گدایی این خاندان به پادشاهی دو دنیا می‌رسی . بابای سراپا تقصیرت هر چی داره و نداره از این اهل کرم داره.
شبای عاشورا صدقه بذار برای دل امام زمان .
 
*بزم ذکر معصومین علیہم السلام*
جب درِ آلِ محمّد (ص) کا میں نو کر ہو گیا
آسماں والے یہ بولے تو قد آور ہو گیا
دیکھو موسی (ع) ! آمدِ ابن نقی (ع) کے فیض سے
طور کے جیسا مدینے کا بھی منظر ہو گیا
عسکری (ع) کو لیکے اپنی گود میں بولے نقی (ع)
حسنِ یوسف (ع) ، میرے بیٹے پر نچھاور ہو گیا
ادامه مطلب
چوپان و گله دار .درروزگاران قدیم چوپانی دردهکده ای زندگی می کرد که گله دار مردی ثروتمند ومتقلب بود. گوسفندهای این مرد خوب شیر می دادند و چوپان هر روز آنها را میدوشید و تغار(کاسه ) سنگی را پر می کردو صاحب گله وقتی شیر را از چوپان می گرفت داخل شیر آب می ریخت تا مقدارش زیاد شود وبه مردم بیشتری بفروشد ودر نتیجه پول زیادی به چنگ آورد. چوپان که از کار او خبر داشت همیشه اورا نصیحت می کرد ومی گفت :ای مرد از خدا بترس و اینقدر در شیر آب نریز این کار خیانت به
وقتی توان مقاومت نداری و قدرتت برای مقابله رو به افوله، یا باید طاقت بياري و به امید دوباره مستحکم شدن دژت بجنگی، و یا خودت رشته‌ی اتصال رو بگسلی و بپری، تا زودتر هم فرود بیای و بتونی مجدد روی پاهات بایستی. من امشب دومی رو انتخاب کردم. 
عزیزم مائده سلام ؛ خب میدونم که حالت خوبه!
من یک عذرخواهی بزرگ به تو بدهکارم!ببخش که عصری اونطور باهات حرف زدم ، من تورو مقایسه کردم سر یک سری مفاهیم نسبی و فاقد ماهیت فیزیکی!و این همه ی اون چیزیه که اتفاق افتاد! من فراموش کردم که همه ی آدمها منحصر به فردند و ویژگی خاص خودشون رو دارن ، عزیزم تو ویژگی های مثبت زیادی میتونی در خودت پیدا کنی یا حتی به وجود بياري! بله ویژگی های خوب رو خودت باید زحمتشو بکشی و به وجود بياري.وای عزیزم!معلومه که تو به د
تمام مزه ی یه خاطره به در دسترس نبودنشه. به این که فکر کنی و تلاش کنی تا تکه پاره هایی ازش رو به یاد بياري. به نظرم عکس، فیلم یا هر چیز دیگه ای شبیه اینا، جلوی این احساس رو می گیره. اصلا خاطره انگیز یعنی چیزی که نمی تونی تکرارش کنی. حداقل به سادگی نمی تونی تکرارش کنی.
مراسم عزاداری دهه سوم محرم 1398 - 1441 با نوای کربلایی مهدی رعنایی در  هیئت مکتب العباس خمینی شهر برگزار شد.
 
صوت:
شور | عرض سلام
شور | من شدم نوکر زینب
سنگین | باب الحوائج همه ی ما رقیه است
شور | حلوا به کسی ده که محبت نچشیده
شور | ذکر لب هر اهل دلی نام رقیه است
شور | دلبر و دلدار
زمینه | حسین آقام
شور | توی دنیات ناچیزم
 
 
تصویری:
شور | عرض سلام
شور | من شدم نوکر زینب
سنگین | باب الحوائج همه ی ما رقیه است
شور | حلوا به کسی ده که محبت نچشیده
شور | ذکر لب هر اهل
یاد دو سال پیش افتادم بهت میگفتم من گل تازه خیلی دوست دارم 
کلللللی قصه میگفتی و خاطره که تهش بگی من انقد برات گل خشک میخرم تا تو بگی غلط کردم من گل نمیخوام .
 دو سال پیش میگفتی شاید من وزیر بشم ، زن یه وزیر باید پوشیده باشه کامل ، حق نداری میری عروسی پسر داییت روسری تو در بياري حتی تو خانوما ، حق نداری ارایشگاه بری  
بعد  خودت به همکارای خانومت تو چت  
 میگی گلم .
اومدم خونه با دو تا گل 
و تموم .
تجربه ثابت کرده حتی ادا دراوردن واسه خودت هم جواب میده. مثلا ادا در بياري که زود بیدار شو هستی یا ورزش سنگین می‌کنی یا با اخلاقی و  و  و
میدونم درمانش قطعی نیست منتها بهتر از بلاتکلیفی بین این وضعیت که هیچی نباشم و غصه بخورم که هست‌. در عوضش کمی فقط کمی به اونچه می‌خوام نزدیک میشم و خب از اونجایی که نباید متوقف شم فکر هم می‌کنم بهش.
خوشبحال میم چقدر خوب فکر می‌کنه! از بس از این خزعبلاتی که من درگیرشم جداست.
کاش منم اینجور شم و اون هم همینجور خ
 
کتاب دور دنیا در 80 روز داستان یک مرد انگلیسی به نام فیلیس فاگ می باشد که انسان کاملا عجیبی می باشد که در یک حاضر می شود کل دنیا را به همراه نوکر خود پاسپارتو در 80 روز طی کند و در این سفر اتفاق هایی می افتد که داستان رمان را می سازد.
ادامه مطلب
دیروز با دوستم چت می کردم حس کردم چقدر عقلش کم شده
با یه قطعیتی به من میگه ربطی نداره تو اونجایی بچه بياري بهش میگم تو تو شهر خودت بودی میگه آره میگم قطعیت خیلی تو جمله هاته فرق داره شرایط من
کاش یاد می گرفتیم اظهار نظر نکنیم یا اگه خواستیم اظهار نظر کنیم خودمونو بذاریم جای طرف
فقطم از سختی و بد بختیش به من میکه بعد اعتراض کردم واسم عکس بچشو داد
شور مناجاتی و احساسی امام حسین (ع)
شب دوم محرم 98
هیئت مکتب اهرا (س) تهران
حسین طاهری
با اینکه نوکر نالایق توام
 
 
(متن و سبک این شور زیبا رو در ادامه مطلب ببینید . کربلا نصیبتون)
 
متن مداحی:
با اینکه نوکر نالایق توام
هر لحظه بیشتر از قبل عاشق توام
مثل گذشته ها دست مرا بگیر
باز آمدم حسین پیش تو سربه زیر
ارفع رأسک بگو یا ایها الارباب
چون حر این دلشکسته را دریاب
ای عشق رویایی آرام دلهایی
ارفع رأسک بگو یا ایها الارباب
چون حر این دلشکسته را دریاب
ا
کل حقوق های محل کار قبلی رو گذاشتم توی بانک تا وام بگیرم.
کل مبلغ اولین حقوق محل کار جدید رو هم دادم بابت اولین قسط وام.
زندگی خرج داره.
 
+ حالا خوبه اولش یکم بدو بدو کنی پول در بياري ماشین بخری.
++ ثم ماذا؟( ترم پنج ارشد، همه بچه هایی که کار آزمایشگاهی می کردن و دفاعشون عقب افتاده بود، تیکه کلامشون بود ثم ماذا؟ بعدش چی کنیم. حالا حاج آقا ماشینم خریدی، ثم ماذا؟!( نمی خوام، به جان خودت قسم، ذره ای از این دنیا رو دوست ندارم.))
کل حقوق های محل کار قبلی رو گذاشتم توی بانک تا وام بگیرم.
کل مبلغ اولین حقوق محل کار جدید رو هم دادم بابت اولین قسط وام.
زندگی خرج داره.
 
+ حالا خوبه اولش یکم بدو بدو کنی پول در بياري ماشین بخری.
++ ثم ماذا؟( ترم پنج ارشد، همه بچه هایی که کار آزمایشگاهی می کردن و دفاعشون عقب افتاده بود، تیکه کلامشون بود ثم ماذا؟ بعدش چی کنیم. حالا حاج آقا ماشینم خریدی، ثم ماذا؟!( نمی خوام، به جان خودت قسم، ذره ای از این دنیا رو دوست ندارم.))
19
دل بیتاب من به سیاهی بیرق مشکی تو گره خورد
از همون روزی که پدرم با گریه منو مجلس روضه اورد
به این امید زنده ام که بگن ای نوکر وسط روضه دق کرد و مرد
توکه با قلبی پر دستگیری کردی از حر
پس بگو از من هم اقا نیستی هیچ دلخور(2)
ارباب داروندارم & ارباب ای کسوکارم
ارباب نوکرت هستن & کل ایل و تبارم
ارباب دل بیقرارت & عالم روی مدارت
تاج روسرم هستن & کل ایل و تبارت
مددی یا ثارالله-سیدی یا اباعبدالله(4)
به تموم دنیا و به کل عقبا - نمیدم خاک زیر پاتو
نمیرم
 
دیده بگشا ک ز دوری شما خسته شدم آمدم ناله کنم یار بیا خسته شدم!
سربه زیر آمده ام تا که بگویم به شما از گناهان زیادم بخدا خسته شدم!
خواستم نوکر مخلص بشوم حیف نشد دیگر از نفسم و این عجب و ریا خسته شدم!
اشتباهی که زمن سر زده را باز ببخش یاری ام کن همه عمرم همه جا خسته شدم!
ای حبیبم تو فقط از دل من باخبری وا کن امشب گره ی کار مرا خسته شدم.!
شهرما رنگ خودش را به تو کم دیده و من دیگر از شهرم و این حال و هوا خسته شدم!
تا به کی رو بزنم پیش تو من گری
شب یلدا امسال بود.
اون شبا بچه ها استوری اینا می کردن میدونی از شب یلدا تا شب شهادت حضرت زهرا میشه 40 روز؟!
بیاین چله ترک گناه اینا بذاریم.
حیف که استفاده نکردم.
همش همینه.
همش جا می مونم.
اما .
حداقل خانوم جان یه نظر عنایتی به این حقیر ، به این جوون نوکر پسرتون بندازین.
بخدا دوس دارم بشم اونی که شما دوس دارین.
بشم اونی که عاقبت بخیر میشه.
بشم اونی که جونش رو فداتون میکنه.
خدا کنه این 20 روز، تا روز شهادت حضرت زهرا (به روایت 95 روز) بتونم رو اعمالم مراق
گاهی که اشتباه می کنی ، نمی تونی با عذر خواهی کردن ،دل طرف مقابلت رو به دست بياري.اینجور مواقع بهتره بیخیال عذرخواهی و عذرخواهی کردن بشی.باید اصلاح بشی و بهش نشون بدی اصلاح شدی.اینطوری چه خودت بخوای چه نخوای و چه خود طرف بفهمه و چه نفهمه،می بخشتت.فقط یادت نره هر وقت کسی به تو گفت بخشیدتت،مطمین باش هنوز کامل نبخشیدتت پس انتظار نداشته باش یهو مثل قبل باهات رفتار کنه و بشینه باهات حرف بزنه.اینجاست که باید بشینی یه گوشه و بذاری زمان طرف مقابل رو
به نظرم
 
اگه تو توی زندگیت زحمت نکشی، سختی نکشی، و درد نکشی، نمیتونی حرفت رو طوری بزنی که ادمها باورت کنن در رابطه با اون مسئله زندگیت. 
پس برای اینکه هم حرفات واقعی باشن و قابل باور، هم بتونی به دل ادمها نفوذ کنی و زندگیشون رو تغییر بدی،
باید درد کشیده باشی. نمیتونی حرفی رو به زبون بياري، بنویسی، و انتظار داشته باشی به دل بقیه بشینه (یا حتی خودت) در حالی که تجربه ش نکردی و ایمان و اعتقادی بهش نداری.
 
این رو با همه گوشت و خون و پوستم تجربه کرد
نگاهت مبداء تاریخ انسان است آقاجاننگاهی که قسیم کفر و ایمان است آقاجانخدا با قصه ی پر غصه ی یوسف به ما آموختهمیشه جای خوبان کنج زندان است آقاجاننه آن هارون گرگ، آن نارشیدِ زشت عباسیکه خود هارون تو، موسی بن عمران است آقاجانتقیّه شد سلاحت تا بماند زنده این مکتبکه گاهی ماه، پشت ابر پنهان است آقاجانزمانی ابن یقطین گفت و کلّ راویان گفتندکه این باب الحوایج باب عرفان است آقاجاننه تنها مشهد و قم بوی گلهای تو را دارندکه عطرت منتشر در کلّ ایران است
بچه سال بودم. بیست ساله بیست و دو ساله شاید. 
انقدری بچه بودم که فکر میکردم عشق و دوست داشتن مهم ترین سرتیتر جهان هست. 
و بزرگ شدم.
امیرحافظم تو هم بزرگ میشی و متوجه میشی خبری نیست.
پسرم عاشقی زیر برف شدید قدم زدن هست؛ چقدر میخوای طاقت بياري و یخ نزنی چون از درون پر از حرارتی. جان و دل مادر عقل تنها تکیه گاه تو هست وقتی عاشق بشی و اگر از عقل دور بشی در شهری که برف یکپارچه سفیدش کرده و سرماش استخوان سوزه، نادر احتمال داره بتونی سالم به خونه برگردی
‍ ✒️شعـــــــــــر مهــــــــــــدوے
من از اشکی که میریزد ز چشم یار میترسماز آن روزی که مولایم شود بیمار میترسم!
همه ماندیم در جهلی شبیه عهد دقیانوسمن از خوابیدن مهدی درون غار میترسم
رها کن صحبت یعقوب و کوری و غم و فرزندمن از گرداندن یوسف سر بازار میترسم!
همه گویند این جمعه بیا اما درنگی کناز اینکه باز عاشورا شود تکرار میترسم!
سحر شد آمده خورشید اما آسمان ابریستمن از بی مهری این ابرهای تار میترسم!
تمام عمر خود را نوکر این خاندان خواندماز
خیلیا میخوان تمرین کردنو شروع کنن ولی اصلا نمیدونن از.کجا شروع کنن واسه همین به حرف هر کسی ک ورزش میکنه گوش میدونو باعث اسیب رسوندن به خودشون میشن
1.هدف:اولین کاری ک باید بکنیم عقب نکشیم.
همچی اولش سخته اولش امکان داره خسته شی کم بياري ولی وقتی بعد یه مدت نتیجه کارتو ببینی انگیزت بیشتر پس ادامه بده پس باید تایین هدف کنیم یعنی بگیم خب این هفته باید این مقدار وزن کم کنم یا این تمرینارو انجام بدم.
2.تغذیه: تغذیه برایه هر ورزشیو تمرینی 
اول از همه سلام به شما و آفرین به شما که به اینکه مثل خیلیا به فکر وقت تلف کردن تو اینترنت باشید ، دارید سعی میکنید که از اینترنت پول در بياري.
خوب شما مثل اینکه از خیلی ها باهوش تر هستید و به دنبال چیز های مفید از اینترنت میگردی.
من به شما فروش فایل رو پیشنهاد میکنم، در این روش شما با گذاشتن هر نوع فایلی بصورت پولی در اینترنت ، کسب درآمد میکنید و اگر خیلی فعال باشی میتونی میلیاردی هم درآمد کسب کنی .
خوب اگه دوس داری اطلاعات بیشتری داشته باشی و ن
عزیزدلم میخوام بدونی که اشکالی نداره گاهی توی درس ها نمره بد بياري، گاهی وسایلت رو گم کنی یا اصلا اگه دوستشون نداری خرابشون کنی، گاهی کار هارو درست انجام ندی؛ دوست دارم این هارو تجربه کنی و نترسی که مبادا سرزنشت کنن و دوست دارم اینو یاد بگیری که با هیچکدوم از حس های بد دنیا به آخر نمیرسه و میتونی از اول شروع کنی، باید بدونی دنیا انقدر پر از حس های خوبه که نمیخوام ترس از این احساسات پیش پا افتاده تورو از تجربه ی اون ها محروم کنه.
دیشب داشتم بهش فکر می کردم
از روزی که تو خواهرم شدی امید به زندگی و امید به آینده توی وجودم قوی تر شده
دوست دارم سالهای بیشتری زندگی کنم، اونم سالم و سرِحال
تا بتونم بیشتر و بیشتر برات برادری کنم
سالها و ماه ها و روزهای بیشتری داداشت باشم، نوکر و مخلص و چاکرت باشم

مریم جان
داداشت  به فدات
به گزارش بوشهرنیوز؛ گفته می شود افراز بهزادزاده در نشستی نیمه خصوصی با انتقاد از وضعیت موجود کشور اظهار داشته که تنها راه برون رفت از مشکلات کنونی عمل به فرمایشات مقام معظم رهبری و بهره گیری از بیانیه گام دوم انقلاب است.
 
بهزادزاده همچنین در این نشست اعلام کرده بود که مجلس آینده باید در اختیار جوانان پایِ کار قرار بگیرد و کسانی نمایندگی مردم را به عهده بگیرند که خود را نوکر ملت بدانند نه ارباب.
 
همچنین وی در این نشست که در منزل یکی از حامی
عشق، بردگی نیست. از همسرمان توقع نداشته باشیم که اگر من را دوست دارد، در برابر هر خواسته من بگوید: چشم!این بردگی است. می‌خواهی برده‌داری کنی یا همسرداری؟ می‌خواهی در خانه‌ات کُلفَت داشته باشی یا خانم؟کُلفَت، همسر نیست!نوکر، هم همسر نیست!همسر خوب این نیست که هرچه تو بگویی، بگوید:چشم! همسر خوب آن است که دیدگاهش را محترمانه به شما بگوید، شما هم گوش کنید و باهم به توافق برسید.⛔️ برده‌داری نکنیم.➖برده‌داری ما را به هیچ‌جا نمی‌رساند.نه ک
محل بده به منِ بینوا، فدات شوم
دلم شکست ز دوری، بیا. فدات شوم
 
اگر چه دامن تو بارها رها کردم
رها نمی کنی آقا مرا، فدات شوم 
 
میان نافله ی نیمه ی شبت آقا
برای نوکر خود کن دعا، فدات شوم 
 
چه حرف ها! سر من فرش راه تو بشود؟!
سرم کجا، کف پایت کجا؟! فدات شوم
 
خوش است کشته شوم در رهت هزاران بار
دوباره زنده شوم بارها فدات شوم
 
تو هم شبیه حسینی، سجیّتت کرم است
ببر مرا سحری کربلا، فدات شوم 
 
میان سلسله فرمود حضرت سجاد
امامِ مانده روی بوریا، فدات شوم 
 
دیشب داشتم به نوشته های توی وبلاگم فکر میکردم،به اینکه از قضاوت آدمایی که نمیشناسمشون و فقط میان میخونن و میرن میترسم،سریع نوشته هام رو رمزدار کردم که راحت باشم،که دچار خودسانسوری نشم.باز به خودم گفتم چقدر ضعیفی دختر!باید یاد بگیری که شهامت قضاوت شدن داشته باشی حتی قضاوت منفی!.باید یاد بگیری که انقدر زودرنج و شکننده نباشی.باید یاد بگیری که هر روز بیشتر از دیروز "خودت" باشی و از اینکه "خودِ واقعیت" هستی نترسی.وگرنه از نظر روحی زیاد نمیتو
دیشب داشتم به نوشته های توی وبلاگم فکر میکردم،به اینکه از قضاوت آدمایی که نمیشناسمشون و فقط میان میخونن و میرن میترسم،سریع نوشته هام رو رمزدار کردم که راحت باشم،که دچار خودسانسوری نشم.باز به خودم گفتم چقدر ضعیفی دختر!باید یاد بگیری که شهامت قضاوت شدن داشته باشی حتی قضاوت منفی!.باید یاد بگیری که انقدر زودرنج و شکننده نباشی.باید یاد بگیری که هر روز بیشتر از دیروز "خودت" باشی و از اینکه "خودِ واقعیت" هستی نترسی.وگرنه از نظر روحی زیاد نمیتو
دانلود صوت شعر با نوای حاج آقا منصور ارضی_ فاطمیه اول ۹۸
قبول کن تو مرا تا که مستجاب شومدوباره گریه کنِ مادرت حساب شوممرا خرابِ خودت کن، خرابِ غیر نکنز محضرت بروم هر کجا، خراب شومبه هر دری که زدم قبل تو جواب شدمبه هر دری بزنم بعد تو جواب شومخودت کشیدی ام از چاه معصیت بیروننخواستی که زمینگیرِ منجلاب شومبیا که سوختم از درد دوری ات عمریبگو چقدر، بگو تا به کی عذاب شوم؟به برکت نظرت، در عزای فاطمیه.دوباره نوکر این خانه انتخاب شومزمان روضه ی سخت ب
صبح با سرو صدای یکی از خواب بلند شدمکامران داشت لباس می پوشیدپتو رو از خودم کنار زدمولی تاجایی که من بادم بود دیشب پتو رو خودم ننداخته بود چون همش رو کامران بودحتما کار این بشر بودهاروم بلند شدم-چرا بیدار شدی ؟بگیر بخواب-نمیخوام خوابم نمیادبهش نگاه کردم که جلوی اینه داشت کرواتشو میبستاهکی میره این همه راه و اق چه شیک میرن سرکار-کجا میری؟-قبرستون-سرقبرت؟از تو اینه یه چپ چپی نگام کرد-هان چیه؟-سر صبحی باز شروع نکن بهارشونه هامو انداختم بالا و
وقتی خانومم فرصت نمیکنه ناهار درست کنه ساعتای 2 ظهر که میخایم تعطیل کنیم زنگ میزنه میگه از رستوران غذا بگیری بياري واسه ناهار . منم میگم باشه .
یکی از روزهایی که رفتم ناهار گرفتم خورشت قیمه . وقتی میرم رستوران خانمم میگه یک پرس برنج کافیه بگیری برای هر دوتامون چون اضافه میاد و ما برنج خور نیستیم و بجاش خورشت رو بیشتر میگیرم . یک پرس برنج برای دو نفرمون کافیه .
*
*
 
 
آدم باید قصه‌ای چیزی برای تعریف کردن داشته باشه. این‌طوری ساکت نشستن و به حوض خیره شدن و هیچی برای گفتن نداشتن تنهایی خوبی نیست. تنهایی خوب که این نیست‌. من خودم می‌دونم تنهایی چه نعمتیه. اما تنهایی رو باید به دست بياري. باید وقتی بهش می‌رسی کلی داستان برای تعریف کردن داشته باشی. نه که از همون اول تنهای تنها و دور از تن‌ها مونده باشی. باید بفهمی چرا تنهایی و چرا تنهایی بهتره. باید انتخابش کنی. وگرنه تنها شدن و تنها ماندن که خودش فضیلتی نیست.
داشتم الان فکر میکردم که خوب! بعد که طرحم تموم شه چی؟ چیکار کنم؟ کجا؟ چی؟ بعد این زید ما، کی میخواد دست ما رو بگیره ببره خونه بخت؟ اصن دست ما رو میگیره واسه بخت مخت؟ بعد من پاشم برم شهر غریب. نه دوستی نه فامیلی نه اشنایی. نه حتی خیابوناشو بلدم. بعد اونوقت مسئولیت خونه، زندگی، ظرف، کار، زید، خودم.
بعد گفتم من پا شدم اومدم طرح، جاییکه کسی تخمش رو نداشت بیاد. بی کس و کار. همه چیز رو از نو ساختم اینجا. چرا نتونم باز؟
خلاصه که، ارامش مغزی روانی روحی به
دانلود صوت شعر با نوای حاج آقا منصور ارضی شهادت امام سجاد علیه السلام ۹۸
محل بده به منِ بینوا، فدات شوم
دلم شکست ز دوری، بیا. فدات شوم
 
اگر چه دامن تو بارها رها کردم
رها نمی کنی آقا مرا، فدات شوم 
 
میان نافله ی نیمه ی شبت آقا
برای نوکر خود کن دعا، فدات شوم 
 
چه حرف ها! سر من فرش راه تو بشود؟!
سرم کجا، کف پایت کجا؟! فدات شوم
 
خوش است کشته شوم در رهت هزاران بار
دوباره زنده شوم بارها فدات شوم
 
تو هم شبیه حسینی، سجیّتت کرم است
ببر مرا سحری کربلا،
خدا رحم کرد  بعضیا مسوولیت اجرایی تو این مملکت ندارن 
ما ایرانی ها دقیقا همون چیزی هستیم که ازش انتقاد میکنیم. 
پر ادعا ،تو  خالی و  خود زرنگ پندار. 
این رو به همه شما مخاطبین وبلاگ نسبت نمیدم ولی درصد زیادی از جامعه ما درگیر این مساله هستن 
فکر میکنیم آسمون دهن باز کرده و ما ریده شدیم افتادیم رو کره زمین تا سوار دیگران بشیم و ازشون سواری بگیریم. 
ما ایرانی ها هر جا که بهمون میگن بالا چشت ابروس سریع داغ میکنیم و جوش میاریم و میگیم ما فرزندان ک
دانلود آهنگ چی میشه از پازل بند با خشم به طرف امیر برگشتم و گفتم :خفه شو امیر. اینقدر حرف نزن. قسم میخورم اگه یه بار فقط یه بار دیگه ببینمش بدجوری ازش انتقام میگیرم. برای امروز بسه برمیگردیم هتل. اعتراض کرد: اما . بین حرفش پریدم: اما و اگر نداره من میرم تو اگه دلت میخواد همینجا بمون و هر غلطی میخوای بکن. پشتمو به امیر کردم و به سمت تاکسی ها حرکت کردم. امیربا کمی مکث به دنبالم حرکت کرد: حالا فهمیدم که اصلا اعصاب نداری . با هم میریم، میترسم با این حا
من به دنیای مجازی خیلی اعتقاد ندارم. دنیای مجازی خوبه.
هر وقت پذیرش گرفتم از راه دور و از طریق دنیای مجازی بود.
دوستای مجازی پیدا کردم.
توی این دور و زمونه دیگه خیلی مجازی و حقیقی معنا نداره.
 
ولی اینکه ادم عکس از خاک مادربزرگش و قبرش بذاره و بگه آخ که تو رفتی و. ولی از تنبلی نره یه بار سر خاک،
برای من عجیبه.
 
یا همش عکس از بچگی و این اون بذاری و بگی یادش بخیر فلان شدم یادش بخیر نمیدونم بچه که بودیم دلها به هم نزدیکتر بود و ازین حرفای کلیشه ای و خ
الَّذِینَ مَعَهُ أَشِدَّاءُ عَلَى الْکُفَّارِ رُحَمَاءُ بَیْنَهُمْ
خداییش قصد پاچه خواری ندارم ولی انصافاً:
کی یو دیدی که جلوی گردن کلفتا سینه سپر کنه وُ جلوی ضعیفا گردنشو کج؟
توی داستانا داریم ولی توی دنیای کنونی چی؟
به امریکای ابر قدقد که میرسه, انگار که خانی داره به نوکر دست و پا چلفتیش امر ونهی میکنه! ولی وقتی جلوی مردم کشور خودشه, میگه من نوکرتونم و گردنم از مو بارکتر! هرچی میگین قبول!
خداییش تجلی آیه کریمه رو توی اینا نمیشه دید؟
معکو
آقا جلال نامی،  در این فیلم هست که نقشش را جلال مقدم بازی می کند. دیالوگ جالبی دارد درباره ازدواج:
بعدِ سفیدیِ جوونی، خاکستریِ چهل سالگیه. بعدِ غروب پنجاه سالگی، دیگه شبه.
مثل نون میمونه و تنورزود در بياري! دیر دربياري!
-----------------------------------------------------------------------------------------------
درنوشتن این دیالوگ از حافظه ام استفاده کردم . موسیقی فیلم تاثیر گذار است.
و یک نکته هم در باره نام فیلم. با کشیدن دندان یک مار واقعی نمیتوان از نیش مارِ زهردار در امان
اگه نشستین تا روزی همه چیز درست بشه و دوباره لبخند به لبتون بیاد سخت در اشتباهید،خیلی ها میگن فعلا نمیتونم کاری انجام بدم تا اوضاع بهتر بشه،اوضاع بهتر نمیشه تا زمانی که خودت سعی کنی با وجود مسائل پیش اومده با داشتن تفکر  درست و مثبت شرایط رو بهتر کنی،تو باید یاد بگیری وقتی اوضاع اون طور که باید خوب نیست همه زندگیتو بر پایه ی امید بچرخونی تا نتایج عالی بدست بياري
اینو جدی بگیر
دانلود صوت شعر با نوای حاج آقا منصور ارضی_ حرم حضرت معصومه سلام الله علیها _ شهادت حضرت ۹۸
بیشتر آن چه که در فرقه ی ما مرسوم استسائلی کردنِ از فاطمه ی معصومه استدختر بابِ حوائج شدنش حکمت داشتچون کریمه شد و بر باب کرم موسوم استچه مقامی است که معصوم "فداها." گوید؟!شأن او شأن امام است که نامعلوم استاوج خوشبختی ما کلبِ سرایش شدن استهر کسی نیست سگِ فاطمه، بختش شوم استچهارده نور به دل دارم و این بانو همخواهر حضرت خورشید در این منظومه استنام زوار حر
مکالمه‌ی این جلسه حول دوست‌یابی شکل گرفت. در نقش یه پسر باید مخ چهارتا از هم‌کلاسی‌هامو می‌زدم و هرکسی که دوستای بیش‌تری پیدا می‌کرد برنده بود. این صرفا یه بازی بود برای بهبود قدرت مکالمه‌ی انگلیسی ولی باید بگم تجربه‌ی ارزشمندی بود. اون لحظه که داری از خودت می‌گی و به آب و آتیش می‌زنی تا تاثیر خوبی روی مخاطبت بذاری و دلش رو به دست بياري. به معنای واقعی کلمه "اوه مای گاد"! من توی شرح دادن خودم نابلدم و دو نفر یاری هم که بله رو دادن، صرف دو
دختر آبی:
دختری که  مشکل عصبی داشته و در اثر عصبانیت و اشتباه، خودسوزی کرده است؛ او نه محکومیتی داشته و نه اصلا ورود به ورزشگاه جرم تلقی می شود و نه در مورد آخر ورود به ورزشگاه داشته است  ؛ اما حالا مریم رجوی که با رفقای تروریستش ۱۷۰۰۰ ایرانی را به شهادت رسانده اند و حقوق ابتدایی یک انسان را حتی برای رفقای تروریست خودش قائل نیست ، فکر حقوق یک ایرانی افتاده است. البته از این تروریست های وحشی نوکر آمریکا انتظاری نیست ؛ تعجب از بعضی یون عجول
شبکه سه روشنه. سه چهارمش، پره از مردم. از وحدت و دوستی مردم. از علاقه مردم به کشورشون.
نشانه واقعی یکی برای همه، همه برای یکی.
کشور باید برای مردمش باشه. هر کدوم از ادمای ریز تلوزیون. مردم هم همه باید برای کشور و همدیگه باشن.
خب ما که هستیم. شما کجایید؟
تیکه چهارم تلوزیون، مصاحبه با فرزند و همسر شهیده.
فرزند و همسر شهیدی که زندگیشونو، عزیز ترین کسشونو برای حفظ امنیت از دست دادن. 
نه فقط همین همسر شهید، خواهر و برادراشون، پدر و مادرشون، چه بسیجی چ
آخرین پستی که گذاشتم ۷۳ روز مونده بود به کنکور
ولی الان فقط ۱۱ روز دیگه مونده
اتفاقاتی که توی این مدت افتاد تلخ و شیرین زیاد بود
فوت پدربزرگم
افسردگی و تهوع صبحگاهی بخاطر قرص LD 
۲ رقمی شدنم توی آزمون جامع
حس جدیدی که پارسال تجربه نکردم (البته فقط پشت کنکوریا این حسو تجربه میکنن)
و
دیگه واقعا خسته شدم میخوام واسه خودم باشم 
رفیقم که بهتون درموردش یبار گفتم (همون که پزشکی شیراز میخونه) برگشته میگه جات توی کلاسمون خیلی خالیه یه جوری بخون شیرا
بعضی وقتا از این همه قضاوتای الکی خسته میشی؛
با خودت میگی کاش واقعا بد بودم،کاش واقعا اون آدمی بودم که تو ذهنشونه
تا اینقدر با قضاوتاشون ناراحت نشم.
همیشه به حداقل ها راضی بودم،هیچوقت چیزی نخواستم که نشه انجامش
داد،اما انگار هرچی توقعات خودتو پایین بياري اونا توقعاتشون میره بالا!
کاش میشد معنی لبخندها و سکوت ها رو به سادگی فهمید.
دنیا پر از بی عدالتیه،بعضیا اون بالای بالان و بعضیا این پایین دنبال زنده
موندنن.
کاش تموم بشه همه ی این بالا و
هفته ای که انقدر اولش جدی باشه حرف برای گفتن زیاد داره!
شنبه سفر برای چک اسلاید
یکشنبه آزمون رانندگی
دوشنبه دفاع!
وقتی تازه جمعه اسلایداتو درست کردی.هیچ خریدی نکردی حتا لیست لوازمم ننوشتی و نمیدونی چطور کارا قراره پیش بره
باید تمرین رانندگی هم بکنی شنبه
+ همه عضلاتم گرفته. حدود ۱۲ ساعت پشت هم جلوی لب تاب
قبلشم دو ساعت کلاس با ماشین داغون مربی که مجبوری عضلاتتو کش بياري تا کلاچ تا ته بره! 
+ امروز بالاخره حس کردم منم میتونم راننده بشم:))
نمیدونم
داشتم فکر میکردم که اره. چقدر هم من دوست دارم برم خارج. برای زندگی تا اخر عمر؟! نمیدونم فقط میدونم از این وضعیتم متنفر متنفررررم، فقط یک جور میشه از این وضعیت افتضاح خلاص شم احساس خفگی میکنم دارم خفه میشم خیلی خیلی. دیگه همه جوره از اینجا متنفرم  دیگه از جنگیدن با عالم و ادم حسته شدم فقط میخام رها شم به زودی و تضمینی. وضعیتم یا پارسال؟ همونه. دوسال پیش؟ همونه. پنج سال پیش؟ همونه، همونه، همونه.
داشتم فکر میکردم مثلا یک کاری کنم برم شهر دیگه
 
دانلود آهنگ های رضا شیری
جدیدترین آهنگ های رضا شیری با لینک مستقیم و کیفیت بالا
دانلود تمام آهنگ های رضا شیری
 
رضا شیری متولد 22 تیر 1362 در تهران، خواننده استفارغ التحصیل فوق دیپلم معماری است، سالها به دلیل فعالیت زیرزمینی غیر مجاز و ممنوع الکار بود، می گوید نوکر امام حسین است و از دفاع می کنداصالتا از تورک زبان های اردبیل می باشد
قرآن خواندن 
از همان دوران کودکی در بین خانواده خواندن رو شروع کرد و کم کم در هئیت های مذهبی نیز نوحه
مراسم هفتگی هیئت فدایان حسین (ع) اصفهان مورخ 4 مهر 98 با نوای کربلایی سیدرضا نریمانی برگزار شد.
 
صوت:
بخش اول مناجات | محرمی که نباشی در آن محرم نیست
بخش دوم زمزمه | هیئت کجا و این نوکر آلوده
بخش سوم روضه | شرم دارم که بگویم سخن از تشنه لبی
بخش چهارم زمینه | تصورِ اینکه رسیدم حرم برای من آبِ روی آتیشِ
بخش پنجم واحد | این روزها هرجا رد میشم حرف بهشتِ عاشقاست
بخش ششم واحد | راهِ نجف کربلا جاده نورِ تو این ظلمت
بخش هفتم شور | من میخام به هوای کودکیم برگر
امام باقر علیه السلام: از امروز و فردا کردن بپرهیز؛ زیرا آن دریایى است که هلاک شوندگان در آن غرق می شوندإیّاکَ وَالتَّسویفَ، فَإِنَّهُ بَحرٌ یَغرَقُ فیهِ الهَلکى تحف العقول، صفحه 285
امروز و فردا کردن و کار امروز رو به فردا انداختن.یعنی همینکه می خواهی دیگه نمازهات رو اول وقت و با حضور قلب بخونی یا نمازهات رو با توجه وبا همه وجود بخونی یا می خواهی نمازهات رو به جماعت و در مسجد بخونی ولی می ذاری برای بعدا. یعنی همینکه می خواهی هر روز قرآن ب
یه دوستی دارم توی حوزه کاری ما و کلا تو زمینه کاری ترانسفرماتور غولیه برا خودش و همه به سرش قسم میخورن طوری که همه مدیرهای نیروگاهها شماره مستقیمشو دارن ،هم سن و سال خودمونه ولی یه استعداد ذاتی خاصی تو این زمینه داره و در رابطه با کارش همه نرم افزارهای مرتبط با کارشو بلده، چند روز پیش که باهاش سر یه پروژه بحث میکردیم بهم تعریف میکرد: یه وقتایی باید اینهمه مهارت و استعداد و دانش رو کنار بذاری و ادای گوسفند در بياري تا بچه ت یه قاشق غذا بذاره ده
ایرانیا! در این شبِ بی‌دَر چگونه‌ای؟از ظالمی به ظالمِ دیگر چگو‌نه‌ای؟!‌ای خسته از تعفّنِ شاهانِ سلطه‌ور!حالی در این فضای معطر چگو‌نه‌ای!‌ای شانه‌ات سبک شده از رنجِ تاج و تخت!امروز زیرِ پایه‌ی منبر چگونه‌ای؟!‌از کشتیِ شکسته رها کرده خویش را،بر تخته‌پاره مانده شناور چگونه‌ای؟!‌ای گاوِ چاقِ خویش به دَر بُرده از مسیل!با هفت گاوِ گُشنه‌ی لاغر چگونه‌ای؟!‌ای از قفس پریده به شوقِ رهاشدن!در باغ با شکستگیِ پر چگونه‌ای؟!‌هان ای زنِ گُری
حدود یکسالی هست که بعضی شب ها با خانمم میرم شبستان و اونجا چایی و غذا میخوریم . شبستان یک سفره خانه سنتی هست . الان دیگه من اونجا خودمانی شدم و میرم توی آشپزخونه کمک میکنم . آخه به من میگه بیا با هم اینجا شریک بشیم ولی من میگم خب پول ندارم . میگه : 40 یا 50 میلیون تومان هم بياري خوبه . میگم خب الان هیچی ندارم . بهش میگم آخه خونه درست کردم و ماشین هم خریدم همش با وام هست و قرض . حسن به من میگه تو خودتو خشک میگیری میدونم خیلی پول داری .
خلاصه حسن فعلاً در ش
عنوانِ این مطلب خیلی ربطی به محتواش نداره. همینطوری دوست داشتم عنوانش دایناسور باشه :) 
راستش بد ندیدم یه سری از تجربیات خودم تو بحث دعا رو براتون بنویسم. شاید ما آدم‌ها فکر می‌کنیم برای خدا خیلی سخته که دعاهای ما رو اجابت کنه و همیشه نذر ۱۴ هزااار صلوات می‌گیریم اما اینطور نیست. برای خدا هیچ کاری نداره به شرط اینکه از راه درست وارد بشیم.
یادمه ۱۲ سالم بود که خانوادگی حج عمره مشرّف شدیم. میگن وقتی برای اولین بار وارد مسجدالحرام میشی، سرت رو
خط کش ژله ایتون رو بر دارید تا میتونین بزنینش. شوخی کردم اونوقت دوباره اون برنده میشه و شما بین همه منفور میشین. راه اصلیش اینه که. بزارین براتون یه مثال بزنم اگه اون شخصی که مد نظر شماست خودشو بچه بسیجی و اومّل و نوکر معلما نشون میده و همیشه تو فعالیتای مثل راهپیمایی و 22 بهمن و بسیج دانش آموزی اینجور چیز خودی نشون میده لازم نیست شما هم مثل اون رفتار کنین چون از نظر دانش آموزای دیگه شما هم یه عوضی به تمام معنا هستین و با اون فرقی ندارین. پس چیک
زندگی اینطوریه؛ 
گاهی انقدر دوست در کنار خودت داری که حتی فکر اینکه یه روزی برسه که تنهایی توی گلوت باشه و تو رو به حالت خفگی دربیاره برات یه چیز خنده داره! گاهی هم از شدت تنهایی نمیدونی به کی و چی پناه ببری و هیشکی رو نداری که بتونی باهاش دو کلمه دوستانه صحبت کنی.
زندگی اینطوریه؛
گاهی به خاطر شادی و سلامتی خودت و خانواده و اطرافیانت نمیدونی چطور شکر خدا رو به جا بياري و گاهی غم و ناراحتی جای همه حسهای خوب زندگیت رو میگیره.
گاهی انقدر سرت شلوغ
+یک بار برای همیشه: قبل گم کردن اشیائی که خیلی برامون مهم هستن، روشون شماره تماس بنویسیم، نه آدرس! آدمها نوکر ما نیستن.
دوتا داستان مشابه برای من پیش اومده که گفتم قبل اینکه بشه سه تا داستان، نشرش بدیم بلکه نفر بعدی از تکرار این اشتباه جلوگیری کنه؛
داستان اول: چند سال قبل رفتگر کوچه منو صدا کرد، یک کیف پول زنونه توی سطل زباله پیدا کرده بود، با کلی کارت بانکی و کارت دانشگاهی داخلش، که روی همشون آدرس خانم صاحب کیف نوشته شده بود ولی اثری از شماره
سلام
طبق معمول ما توی ایران تبدیل شدیم به کپی بردار از کشورهای دیگه بعد از ولنتاین و شب هالوین  این بار black friday اما اون هم چه کپی برداری توی ایران این روش کپی برداری ناقص شبیه به جوک هستش
فروشگاهه اومده 20 درصد تخفیف داد برای جمعه سیاه خیلی ها هنوز متوجه مفهوم جمعه سیاه نشدن و فکر می کنن با کمی بازی با قیمت اجناس می تونن توی یک روز فروش بالایی تجربه کن
اما جمعه سیاه یعنی این که طوری بفروشی که موجودی انبارت به صفر برسه هیچ چیزی توی انبار موجود ن
هفتمین جمعه پاییز هم سپری شد و من همچنان پاهامو گردوندم روی هم و کاسه چه کنم؟ چه کنم دست گرفتم :))
سردرگمم، نمی‌دونم باید چیکار کنم! نمی‌دونم چطوری تصمیم بگیرم و خودم و زندگیمو جمع و جور کنم!
همه‌ش منتظرِ یه تلنگر، فرشته نجات و یه کورسوی امیدم و خودم عاجزترینم این روزا :))
هی به خودم میگم مهی؟ قول میدم همه چیزو درستش کنم، تو فقط قول بده غصه‌مو نخوری و باز ازین که می‌بینم اونقدی که باید تلاش نمی‌کنم بغض می‌کنم :))
هی به خودم میگم تو قوی‌ای و نب
هفتمین جمعه پاییز هم سپری شد و من همچنان پاهامو گردوندم روی هم و کاسه چه کنم؟ چه کنم دست گرفتم :))
سردرگمم، نمی‌دونم باید چیکار کنم! نمی‌دونم چطوری تصمیم بگیرم و خودم و زندگیمو جمع و جور کنم!
همه‌ش منتظرِ یه تلنگر، فرشته نجات و یه کورسوی امیدم و خودم عاجزترینم این روزا :))
هی به خودم میگم مهی؟ قول میدم همه چیزو درستش کنم، تو فقط قول بده غصه‌مو نخوری و باز ازین که می‌بینم اونقدی که باید تلاش نمی‌کنم بغض می‌کنم :))
هی به خودم میگم تو قوی‌ای و نب
غیرطنز:
من یک ربات هستم. رباتی که سیستم اصلی او تعبیه شده است برای پیشخدمت بودن و انجام اموری که به من دستور داده می شود. رباتی که طی برنامه هایی که از قبل درون من برنامه ریزی شده من موظف به پیگیری و انجام آن ها هستم و امکان نافرمانی و انجام ندادن آن ها در من وجود ندارد. زیرا که مانند انسان ها قدرت اختیار و تصمیم گیری را ندارم. من تنها مانند گارسون یا پیشخدمتی هستم که به کنار میز مشتری های مراجعه کننده می روم و آن ها به من دستور کار می دهند و من بد
امروز با اینکه برای سومین روز پیاپی ناهارم تکراری بود (:/)، تستای فیزیکم نصفه بود و دروغ گفتم کامل زدم، با سوتی تاریخی که دادم و در سطح مدرسه به شهرت رسیدم و شرف و عفت و پاکدامنیم نابود شد، با اینکه نیلی نیومده بود، با اینکه تا 4 و ربع مدرسه بودم، یه ربع زیر بارون وایسادم، با اینکه برا صبا و سردرداش غصه خوردم و با اینکه معلم فیزیک برا من یه درصد فضایی برا ازمون بعدی در نظر گرفته که هرگز با درصد دلربای قبلیم بهش نمیرسم روز خوبی بود :))))
+ امروز به مع
 
ای پناه بی کسی های امام-روضه                 حجم: 16.1 مگابایتاومدم راهی افلاکم کنی-پیش زمینه               حجم: 1.81 مگابایتمیخواستی بری آب بياري ولی نشد-زمینه        حجم: 4.88 مگابایترو شونه ها بجای بار گناه-شور                     حجم: 2.21 مگابایتببخش گرچه برادر زدم صدات برادر-روضه پایانی  حجم: 1.63 مگابایت 
دریافت (حجم: 5.76 مگابایت)
       
       
دکتر مصدّق برای اینکه بتواند با انگلیسی‌ها مبارزه کند و در مقابل انگلیس‌ها بایستد به خیال خودش، رفت سراغ آمریکایی‌ها؛ با آنها ملاقات کرد، مذاکره کرد و درخواست کرد؛ [به آنها] اعتماد کرد. کودتای بیست‌و‌هشتم مرداد نه به‌وسیله‌ی انگلیس [بلکه] به‌وسیله‌ی آمریکا در ایران انجام گرفت، علیه مصدّق. یعنی حتّی به امثال مصدّق هم اینها راضی نیستند؛ اینها نوکر میخواهند، سرسپرده میخواهند، تو‌سری‌خور میخوا
 
گفته بودم نمیخونم، پیگیری نمیکنم. و اون موقعی که اینو به خودم میگفتم فکر میکردم کار راحتیه. وقتی افراد متعددی هی اومدن جلوی چشمم گذاشتنش، درگیری هام شروع شد.
یه وَرِ ذهنم هی میگفت خب چه اشکالی داره؟ بد که نیست، بخون! مگه قبلا چه اتفاقی می افتاد؟ 
اون وَرِ ذهنم میگفت خودتم میدونی فقط یه خوندن ساده نیست.این اسمش پیگیری اه. این یعنی خودت میخوای فضا رو حفظ کنی. و این یعنی همون جایی که نباید باشی.
آره خودمم میدونم خوندن، فقط یه روزنه اس، که هر چ
حلقه تو دستت گیر کرده. میخوای درش بياري چه جوری درش میاری؟!
با زور و فشار یا با ملاطفت و نرمی؟!
با سنگ و چوب یا با کف صابون؟!
زور و فشار که وسط بیاد، اونی که پیش و بیش از همه آسیب میبینه انگشتته و بعد انگشترت.
خدا نکنه ولی به بن بستم رسیدین تو زندگی و خواستین حلقه ازدواجتونو از دستتون در بيارين،
چرا با بداخلاقی و ناسزا و جنگ و دعوا؟!
کاش درش نیارین، اما مگه نمیشه همین امر نازیبا رو زیبا انجام داد؟!
قرآن که میگه چرا :
(فَأَمْسِکُوهُنَّ بِمَعْرُوف
آدمی از روزی که پای بر زمین نهاد با چالشهای گوناگون روبرو بوده است. یکی از ویژگی های او برای گسترش و پراکندگیش بر روی زمین، ویژگی دگرگونی و بروز شدن در برابر پیرامون خویش بوده است.
با دستانش، ابزارهایی ساخت که نیازهایش را پاسخ دهد و جان جستجوگرش را از شیرینی یافته های جدیدش سیراب می کرد.
همگون شدن با پیرامون زندگی، آدمی را واداشت تا برای هر مکان و زمان ویژه، به گونه ای رفتار کند که کمترین آسیب را ببیند.
این دگرگونی ها به چند شاخه دسته بندی می ش
هزاران چیز میاد واسه نوشتن و میره. میاد میره هی نمینویسم  مهم ها گم نشن لابلای شلوغی
یه موقع هایی بعضی از پست ها هستند ک وقتی مینویسمشون پیش خودم میگم انقدر مهمه ک نمیخام تا مدتها چیزی بیاد روش و قدیمیش کنه و از نظر بندازتش. اون پستها همیشه مهم میمونند فقط لابلای شلوغی گم میشن.
امشب دوست داشتم سلامی هم بکنیم ب خدا و ازش بپرسم هی حواست هست ب زندگی من یا نه؟ حالیته چی میگم ؟ نخند دهه . نه حالیت نیست
ناراحتم عصبانی ام از کی ؟ از خودت اره از خودت فق
تصادفی گذرم به سایت ایران نمایش خورد و دیدم که نزدیک بود از خرید بلیط جا بمونم! بله دوستان علی الحساب تا ۲۹ آبان تمدید شده… صندلی مورد نظرم رو انتخاب کردم و مشخصات رو وارد کردم، نوبت به مرحله‌ی پرداخت که رسید مامانم رو صدا زدم تا کارتش رو برام بیاره. دیدم هی مِن‌مِن می‌کنه! گفتم یه ذره عجله کن دیگه الان مهلت پرداختش تموم می‌شه باید از اول اطلاعات رو وارد کنم… باز هم تعلل کرد. گفتم مامان موجودی نداری؟ گفت دارم! گفت پس چرا نمی‌ری کارتت رو بیا
چند وقت پیش که ققنوس سالم بود، دیدمش.داستانش به شکل کاملا خلاصه: پسرک داستان عاشق دختر نابینایی میشه و بعد از اون زندگی هر دو برای همیشه تغییر می کنه.
باید بگم که عاشقانه قشنگی بود و دوستش داشتم. هر چند می تونست بهتر هم باشه. گاهی سکوت‌های سو جی عصبیم می کرد ولی مدلش اینطوریه! اتفاقات شانسی هم که جزو فیلم های کره ایه و باید پذیرفت:دی
بازیگرانش هم سو جی ساب (که من بهش می گم مرد هندسی :)) و هان هیو جو بودن.
ترک ها هم سال ۲۰۱۴ اومدن یه فیلم از رو همین
سنگ ماه تولد خرداد ماه مروارید می باشد که اصلی ترین سنگ این ماه است البته سنگ های ماه تولد مختلف اند ولی این یکی از بهارین و موثر ترین هاست مروارید موثر در دفع نیروهای منفی و جذب انرژی مثبت، پادزهر، خوش شانسی، تنظیم عادات نادرست در زمینه خوردن و خوابیدن.مروارید برای تقویت عشق خالصانه، از خودگذشتگی، تقویت عضلات، طول عمر، قدرت بدنی، عفت و پاکدامنی، گردش خون و همچنین مروارید این سنگ ماه تولد  موجب تقویت چشم می شود و برای درمان زخم معده موثر اس
شایستگی فروشنده به چه معنی است؟
* در پایین لیست مختصری از مهارت‌هایی آمده که باید در آنها استاد باشید تا بتوانید افزایش فروش داشته باشید:
☆ تحقیقات پیش از فروش بر روی محصول یا خدمت
☆ پرسیدن سوالات به‌جا
☆ گوش دادن به خریدار و کشاندن مکالمه به سمتی که برای او مهم است.
☆ آماده بودن برای پاسخگویی منطقی نسبت به سوالاتی که ایجاد می‌شود.
☆ نمایش دادن بخشی از ویژگی‌ها یا کارآیی محصول
☆ دانستن زمان مناسب برای ایجاد صمیمت و انجام این کار به نحو م
+ بعد این همه سختی
بعد این همه چشم انتظاری
میرسه یه روزی که مچاله بشی تو دو وجب آغوشی که فقط واسه خودت باشه؟
که خستگیت با فشار دستاش رو استخونات در بره؟
که نخ سیگارو از لا انگشتات بکشه بیرون مهر بزنه رو جاش مبادا چیز دیگه‌ای مهر بزنه رو لبات؟
میشه بلاخره بیاد اون آذر»ی که برگ‌ریزون غروبش غم عالم رو نریزه رو سرت
که به جای این چرت و پرتا بگی گور بابای دنیا بیا بریم اندازه دو کلوم حرف ناحساب گز کنیم خیابونا رو؟
چی میشه بعد این همه خستگی یه روز بر
 
چه روزهای غریبی بود.چقدر عجیب و غریب.باورم نمیشه که یک سال از اون روزها گذشته.هرچقدر هم که نخوای به یاد بياري،یک عدد،یک تاریخ،کار خودش رو میکنه.تو رو به زمان و مکانِ مورد نظر پرتاب میکنه.مرورِ خاطرات این یک سالى که گذشت هم به فکرهای درهم و برهمِ این روزهام اضافه شده.
تسلیم میشم.به یاد میارم.مرور میکنم.مثل یک فیلم.یا مثل یه خوابی که در شبِ قبل دیدم.چه تلخ یا چه شیرین گذشته.تمام شده.چیزی که واضحه اینه که: در حال حاضر، گذشته توهمی بیش نیست.
 
ف
گِلمان ساخته از تربت بُستانت شد
 
گِلمان ساخته از تربت بُستانت شد
روحمان خلق ز انوار فروزانت شد
عقل می خواست تقابل بکند با عشقت
بی خبر از همه جا آمد و حیرانت شد
مستی از رو به روی مجلس روضه که گذشت
عاقل از مستی جانانه ی مستانت شد
یوسف گمشده پیدا شد و از مصر شبی
به حرم آمد و آواره ی کنعانت شد
قبل از آنی که به میّت بدهد جان عیسی
دست بر سینه نشست ، طفل دبستانت شد
و سلیمان نبی مُلک خودش را بخشید
آمد و کنج حرم نوکر دکّانت شد
شیخِ قاضی ز کرامات تو شد صاحب
من دانشجوی ترم 3 رشته زیست هستم، گرایش سلولی و مولکولی، رشته م رو با علاقه انتخاب کردم و با سختی دارم میخونم، تا مهر امسال کار کردم ساعتی 5 تومن!، مربی کودک بودم، که علاوه بر آموزش نظافت محل کارم با خودم بود!
ساعت کاریم از 5 عصر تا 12 الی 1 شب بود، البته با سرویس برگشت و بدون مرخصی و تعطیلی حتی جمعه هم تعطیل نبودیم!، شغلم رو دوست داشتم، به پولش هم احتیاج داشتم، اما واقعا زیر دست کسی بودن سخته مخصوصا اگه سرت داد بکشن، کارهایی که بیشتر از وظیفه ت ب
بسم الله الرحمن الرحیم ./
 من از کودکی عاشقت بوده ام قبولم نما، گرچه آلوده ام . .  
 
یازده ماه از خدا این روزها را خواستم 
دیدۀ تر خواستم حال بکا را خواستم
 
اذن دق الباب این خانه برای ما بس است
استجابت پیشکش فیض دعا را خواستم 
 
یازده ماهست می خواهم که سلطانی کنم 
پشت این در ماندن و دست گدا را خواستم . . .  
 
قول دادم این محرم معصیت کمتر کنم
همت توبه به درگاه خدا را خواستم
 
از علی موسی الرضا رزق لباس مشکیه
دستباف حضرت خیرالنسا را خواستم 
 
هر محر
هرچی زندگی داره پیش تر میره ، بیشتر احساس نا توانی می کنم . شعار بچه ی بیشتر زندگی بهتر می دم اما باورش ندارم . از آیندش می ترسم . آینده ی یک زندگی پر از بچه . بحث رزق و روزیش نیست . بیشترین دغدغه در مورد تحمل بار تربیتشونه . گفتن بچه تا هفت سالگی امیره . نباید امر و نهیش بکنی . باید اگر کار زشت یا خطرناکی داره می کنه از قانون " تبدیل " استفاده کنی و سعی کنی حواسشو پرد کنی به یک چیز دیگه . این هم به این راحتی نیست . نیاز داره به صبر و حوصله و انرژی . گاهی
دیگه نمیتونیم ادامه بدیم
نمیتونیم بال های شکستمون رو باز کنیمنمیتونیم اوج بگیریم
 
:)
 
مقابله با سختی ها بسه
گفتن "من میتونم" وقتی میدونی همش یه دروغ محضه کافیه!!
زدن حرفای قشنگ و امید های الکی رو تموم کن!!
لازم نیست خودت رو دلداری بدی و مبارزه کنی
نمیخواد بال هات رو بیشتر از این زخمی کنی وقتی میدونی دیگه پرواز فایده ای نداره.
نمیخواد ادای آدمای قوی رو در بياري و ماسک آدم های خوشحال رو به چهرت بزنی و مثل یه عروسک لعنتی فقط لبخند بزنی و تکرا
میدونید چیه؟؟
هرچی که بیشتر میگذره باخودم میگم شاید عددی نباشن برام.
بنظرمن کسایی که،حالا هرکسی میتونه باشه،وقتی برات ارزش قائل نیستن
باید عین یک تیکه زباله بندازیشون دور.باید زیر پا لهشون کنی و انگشتت رو بياري جلو
و بهشون بفهمونی که هیچ عددی نیستین برام.
آرهمیتونه راه حل خوبی باشه
اینطور آدم ها هیچ نمیفهمندهیچچچ چیزیبهترین کارهارو درحقشون کنی
بازم عین یک برده باهات رفتار میکنندو غیرقابل تحملن اینطور آدمها
شاید بهتر باشه بهت بگم
سلام خدمت کاربران گرامی
آسیب و خطر شوخی­ های جنسی که برخی خانم ها در جمع نه شون دارند فراوان هست. درسته در جمع آقایون نیست اما این یک طرف ماجرا است. ساده نباشید. اجازه بدید رک بگم از زبان یک مرد؛
اولا این گونه شوخی­ ها حتی در جمع نه هم باشه باز هم حرامه. کلام حرام حرامه چه پیش زن باشه پیش مردها. کلامی هم که حرام باشه هزار دلیل بياري که شوخی بوده بازم یه روز ازش لطمه خواهید دید از جایی که به ذهنت خطور نمی کرد!
دوما از کجا میدونی حرف و شوخی ش
سند2030 کیلویی چند؟
این بچه ها حالشون خیلی قشنگه
 
دارن این سرود رو می خونن
 
نوشته روی قلب هر نوکر                             حسین تموم دین و دنیامه
نمیرم از کنار او حتی                                 اگه بدن صد تا امان نامه
ذکرامام حسین برای ما                                شبیه آیه های قرآنه
عزت و سربلندی شیعه                               برای گفتن حسین جانه
تویی تاج سرم ارباب                                 برا توعبد و ن
افسردگی یعنی چه؟یعنی هر روز که از خواب بیدار می‌شی، احساس می‌کنی دیروز روز آخری بوده که می‌تونستی از سر جات بلند بشی، روز آخری بوده که می‌تونستی بعد از بیدار شدن دوش بگیری و مسواک بزنی و روتین زندگیت رو انجام بدی. دیروز آخرین روزی بوده که انرژی زنده بودن و ادامه دادن داشتی. دیروز روز آخری بوده که می‌تونستی از سر جات بلند بشی و این احساس پایدار هر روز چیزی از تو کم می‌کنه، به تدریج بدنت این ناتوانی رو باور می‌کنه و ضعف، همه‌ی وجودت رو می‌
کنفرانس مطبوعاتی گریزمان(پارت 2 ):
"وقتی اومدم دیدم که باید کلا یه فلسفه دیگه رو بازی کنم. باید در طول دو ماه یاد بگیری، پیشرفت کنی و حرکاتت رو عوض کنی ولی نمیشه که همه این چیزا رو در این مدت به دست بياري"
"میدونم که هم تیمی هام منتظرم بودن و ازم بهترین نسخه ام رو میخوان"
"من در راه صحیح قرار دارم تا به بهترین وضعیتم برسم"
"برد در بازی های خارج از خانه مهمه" 
"بعد از کسب سه امتیاز مقابل ختافه، تساوی دربی برای ما بهترین نتیجه بود"
ته؟"بازی رو برای م
مداح: محسن محمدی پناه | هیئت انصار ولایت یزد | محرم ۱۳۹۲
لبیک یا حسین (۴)
صاحب لوا، اشکای ما، نذر شما.
می دونیم که قابل نداره / یه گدا چی داره بیاره / پیش تو که کرم می باره / یا حسین، یا حسین
اگه که می زنیم به سینه / همه ی خوشی مون همینه / مادر تو داره می بینه / یا حسین، یا حسین
ما سلاحمونه اشک روضه ها حسین / سنگرامونه میون هیئتا حسین / سد راه ما نمی تونه بشه کسی / دنیا رو می گیریم آخرش با یا حسین
اربابم. / می شه دل تو بسوزه برام / نگام کنی که دوباره بیام / م
توی دنیا دو طبقه مردم هستند:
بچاپ و چاپیده. اگر نمی خواهی جزو چاپیده ها باشی ، سعی کن که دیگران را بچاپی.
سواد زیادی هم لازم نیست ، آدم را دیوانه میکنه و از زندگی عقب میندازه. فقط سر
درس حساب و سیاق دقت بکن. چهار عمل اصلی را که یاد گرفتی کافیست ، تا بتوانی حساب
پول را نگه داری و کلاه سرت نره ، فهمیدی؟ حساب مهمه ، باید هرچه زودتر وارد زندگی
شد. همینقدر رومه را توانستی بخوانی بسه. باید کاسبی یاد بگیری، با مردم طرف
بشی. از من میشنوی برو بند کفش توی
دلم روشنه.
این دنیا ارزش ناراحتی اون دل خوشگلت رو نداره به سمت کمترین روزنه نور زندگی کن و عشق بورزمبادا فریب های دنیا از زندگی کردن محرومت کنه با قدرت زندگی کن و از اون چیزی که داری لذت ببر و به سمت هدف تلاش کن تا اون چیز های هم که نداری هم به دست بياري. ترس هاتو بکشیه حس خوب همیشه تو وجود هست میتونی حسش کنی اره اونو به کار بنداز اون حس روشن و نورانی حس های تاریک و کسل کننده رو دور بریز 
خیلی وقتا به خودم میام میبینم دندونام درد گرفته و فکم در حال شکستنه
حتی یه وقتایی از منقبض شدن فکم و فشار زیاد از خواب بیدار میشم و باید دو طرف صورتمو بگیرم و هی به خودم بگم اروم باش چیزی نیست دیگه دندوناتو فشار نده 
اکثر اوقات اونقدر غرق فکرم که نمیفهمم دارم چه بلایی سر دندونام میارم 
اونقدر غرق فکرم که انگار توی اسمون دارم راه میرم و حس میکنم مثل یه پر کاهم و بادمنو میبره و خوب واقعیت زمین نمیزاره و میخورم تو درو دیوار یا دستو پام گیر میکنه
خاطره : جرقه
 
خاطره : جرقه
عصر روز عید فطر وقتی توی اتاق نشسته بودم، صدای در آمد، در همسایه پایین!گفتم: کیه؟چند تا بچه گفتند: توپمون افتاده تو حیاط می خواهیم،بهشون گفتم پایین کسی نیست . دیدم چسبیدن به در و دارن میان بالا. از پنجره گفتم: بچه ها صبر کنید . گفت: خانم تو حیاط شما افتاده. آیفون رو زدم و توپشون رو برداشتن .هنوز نشسسته بودم که باز صدای زنگ آمد. با لحن خاصی گفتم: بله؟ که یعنی باز چی کار دارید؟صدای پسر بچه ای رو شنیدم که گفت : خانم دستت درد ن
دلم روشنه.
این دنیا ارزش ناراحتی اون دل خوشگلت رو نداره به سمت کمترین روزنه نور زندگی کن و عشق بورزمبادا فریب های دنیا از زندگی کردن محرومت کنه با قدرت زندگی کن و از اون چیزی که داری لذت ببر و به سمت هدف تلاش کن تا اون چیز های هم که نداری هم به دست بياري. ترس هاتو بکش 
محکم بااااش.از حرف خودت کوتاه نیا.اگر عقیده تو اینه و فکر میکنی درست میگی دلیلی نداره که با اصرار بقیه شل بشی و نظرتو تغییر بدی.
وقتی چیزی تو ذهنته بیانش کن.تو هیچ وقت حرف دلتو نمیگی.و همیشه باعث سوتفاهم میشی.خیلی محکم بدون خنده و جدی حرفتو بزن.همیشه یاد گرفتی جلو خودتو بگیری و سکوت کنی.
یاد بگیر همیشه همون اولش اگه چیزی رو دوست نداری بگی نهههه چون وقتی بعدا بخوای بگی نه دیگه سخت تره چون عادت کردن که مدلت اینه بعد سختته عوض شی.اگه همون اول یاد ن
"تقدیم به پسرعمویم که نیازی ندارد در کنکور رتبه دو رقمی بیاورد"
امشب خبر اومد که داداشم، آقا مهدی، مدرسه تیزهوشان قبول شده. کلی تبریک و خداقوت دلاور و قهرمان و پهلوان و . گفتیم.
پسرعموی من هم همون مدرسه ی تیزهوشانی درس خونده که الان مهدی اونجا قبول شده. سالی که گذشت، پیش دانشگاهی (طبق نظام قدیم خودمون میگم) بود و از عید برای کنکور خونده بود. کنکور تجربی داد و ۳۷۰۰ شد.
امشب وقتی مهدی خودش پیام قبولیش رو برای پسرعمو فرستاد، جواب داد: آفرین پسر، گ
مشکلی که من روانا اینجا دارم،
 
و با توجه به اینکه سه سال تمام هم خونه ای داشتم (بیشتر از دوازده تا)،
و با توجه به اینکه توی دو شهر اون هم غرب کامل و شرق زندگی کردم،
و به شهر سومی دائما رفت و امد داشتم،
 
اینه که
 
خیلی زیاد نسل اولی هست که براتون توی پست قبل گفتم.
 
یعنی:
تشریفاتیه به شدت، توخالیه. پوچه ولی همین تشریفات نمیذاره که اون قسمت پوچ بودن خیلی به چشم بیاد.
کانادا عین نوکر انگلیس میمونه.
 
سیستمش سوشال دموکراسی هست که همون کمونیستیه دروا
کسب درآمد از روبیکا + ترفند بردن پست به ویترین
می‌خوای با روبیکا پول در بياري؟ می‌خوای فقط با 2 ساعت کار در روز اونم با موبایل به 2 تا 5 میلیون درآمد در ماه برسی؟ می‌خوای پستات به ویترین بره و بالای 100هزار تا بازدید بخوره؟ فقط کافیه طبق آموزش‌های این پکیج پیش  برید. فهرست مطالب: آموزش ساخت کانال در روبیکا ساخت پیج استاندارد در روبینو ساخت کانال استاندارد در پیام رسان روبیکا پست ها رو از کجا پیدا کنیم؟ آموزش رفتن پست به ویترین روش‌های
اوخولا گئتدیییمین ایکینجی ایلی، بیرینجی ایلین دیل یزیندن اؤزومو قورتاریب ایلگی قورماقدا اؤیره‌تمن اولور کیلاسداش اولور یا باشقاسی او قدر چتینلیک چکمیردیم داها. دیلیم آچیلمیشدی! درسلر ده آخیمیندایدی. ایکینجی ایل بوتون درسه گئتدیییم ایللرین ایچینده (ایلک ایلدن تهران بیلیم یوردوندان یوکسک لیسان آلینجا) تکجه بیر کره درسه گؤره سئچیلدیییم ایل اولدو؛ او دا یالنیز اوچونجو ثُلث‌دا (او زامان ایلی اوچ بؤلومه بؤلوب، هر بؤلومو ثَلث آدلاندیر
عکس آقای خامنه ای

تبلیغات

آخرین مطالب