نتایج پست ها برای عبارت :

تامام تامام از دنیزجم

متن و ترجمه آهنگ
Tamam, tamam
حله حله
Vor der Tür stehen rund tausend Mann
تقریبا یه هزار نفر جلوی در وایستادن
Bit*h, es gibt keinen Kuss auf die Hand
آهای دختر ، حق نداری دست منو ببوسی
Nur Fotos plus Autogramm
فقط می تونی عکس بندازی و امضا بگیری
Easy easy tamam tamam
آسون آسون ، حله حله
Immer rufen die Kunden mich an
مشتریام مدام بهم زنگ میزنن
Und sie bringen mich um den Verstand
و اعصابم رو بهم میریزن
Heute schneit es einhundert Gramm
امروز سر جمع صد گرم برف باریده
No sıkıntı, tamam, tamam
اشکالی نداره ، حله حله
Mhh, popp’ eine Molly
یه اکستازی بنداز بالا
Mhh, rock, r
دانلود آهنگ ترکی جدید دنیز جم به نام تامام تامام

Deniz Cem – Tamam Tamam

دانلود آهنگ ترکی جدید دنیز جم به نام تامام تامام
دانلود آهنگ با دو کیفیت ۱۲۸و ۳۲۰
 
متن آهنگ ترکی جدید دنیز جم به نام تامام تامام
♫♫♫ ♫♫♫ ♫ ♫♫♫ ♫ ♫♫ ♫ ♫ ♫ ♫ ♫ ♫ ♫ ♫ ♫ ♫
کانال تلگرامی مدیس موزیک
https://t.me/medismusic
دانلود آهنگ جدید فارسی از سایت مدیس موزیک
♫♫♫ ♫♫♫ ♫ ♫♫♫ ♫ ♫♫ ♫ ♫ ♫ ♫ ♫ ♫ ♫ ♫ ♫ ♫
 
برای دانلود کلیک کنید
دانلود آهنگ ترکی آرش کایان به نام اردبیل قیزی

Arash Kayan – Ardabil Gizi

دانلود آهنگ ترکی آرش کایان به نام اردبیل قیزی
دانلود آهنگ با دو کیفیت ۱۲۸و ۳۲۰
 
متن آهنگ ترکی آرش کایان به نام اردبیل قیزی
سنی سویرم تامام تامام تامام تامام
جان وریرم تامام تامام تامام تامام
اردبیلی بی یاریم وار بی گوزل نازلی دادیم وار
اونی من چوخ سویرم اونی هر گون گورورم
نه شیریندی او منیم یار اونا حسرتده اولان وار
اما تکجه منیمدی ورمرم بیرکسه من یار
سنی من چوخ سویرم سن اولما
اگر مثل من از بروزرسانی جدید بیان خوشتون نیموده و با ویرایشگر مطلب در هنگام ارسال مطلب راحت نیستید و سر درگمید میتونید از طریق این اموزش به حالت اولیه برگردونیدش !!:)
(منظورم این ویرایشگر جدیده هست که عکسشو در زیر مشاهده میکنید ):/
کافیه در پنل مدیریت وبلاگتون برید تو قسمت تنظیمات > تنظیمات مرکز مدیریت 
و در قسمت ارسال مطلب گزینه ویرایشگر پیشفرض رو انتخاب کنید و ذخیره را بزنید . حالا ویرایشگر ارسال مطلب شما به همان حالت اول باز میگردد !
+ایزی
 تامام صادق ع میفرمود ما نخستین خاندانی هستیم که خدا نامارا بلند ساخت چون خدا اسمانهاوزمین را افرید بمنادیی دستور داد تا فریاد زد گواهی دهم که شایسته پرسشی جز خدا نیست سه بار گواهب دهم که محمد ص رسول خداسه بار گواهی دهم که علی از روی حق امیرمومنا نست سه بار 
عایا همه تو این مراحل انقدر اذیت میشن یا منم ک دهنم داره سرویس میشه؟
ینی طبیعیه؟!
+ هروقت هروقت هروقت ذهنم میاد یکم آرامش بگیره و ب نتیجه نزدیک شه یکی از راه میرسه قشنگگگگ بنزین میریزه رو افکارم و یه کبریت هم براحتی روش میکشه و تامام!
افتادم به خونه تی .
احتمالا با سرعت کمی که پیش میرم تا آخر هفته ی دیگه طول بکشه .
از اتاق خواب و میز ارایش و لباس هام شروع کردم .
تا شب با کتاب خونه تمومش میکنم.
بعد میمونه آشپز خونه و کابینت هاش .
تهشم میمونه یه جارو و تی حسابی و تامام.
روز بسیار پر ماجرایی داشتم و بیا تامام اونهارو بزاریم کنار، و ب عصر توجه کنیم.
عصر با بابا رفتیم نزدیک خونه کیم و من تقریبن برای اولین بار یک عدد ماشین بزرگ رو حرکت دادم:))))))) چند بار ماشینو خاموش کردم و هی یوهو کوبیدم رو ترمز و ماشینو کج و کوله کردم و تهش. موفق شدم درست ماشینو روشن کنم، فرمون رو درست بتابونم و با سرعت ۱۰ تا یه مسیر صاف رو برم!
و من. ب خودم افتخار میکنم:)
بالاخره پی کارم رو گرفتم و تامام
بعد از حدودا یه سال، رفتم آزمایشگاه دانشکده، خیلی ها اپلای کردن و نیستن، اونا که موندن هم رفتنین.
همچین که پام رو گذاشتم اونجا و دیدم چقد خالیه. ناراحت شدم واقعا. واقعا گلبم گرفت.
چی شد که اینجوری شد. هر کی رو میبینی داره اپلای میکنه. خستم کردین دیگه.
اه، مرسی.
سفرت سلامت اما، به کجا میری عزیزم قفس تموم دنیا .
گفت توی نظر من تو یه دختر با حیا و محجوب.صادق و معصومی.تو خیلی عالی هستی
اما اگه با من زندگی کنی باید همه برنامه هات رو عوض کنی.
منم گفتم من نمیتونم برنامه هامو عوض کنم و خداحافظ
و سلامی نو به تنهایی بی انتهای الهام بانو
 
 
پی نوشت: جناب دشمن دیروز.مهربون امروز.دیگه هرگز هرگز هرگز برای من کامنتی نذارید و پیامی ندیدتو رو به خدا بذارید تو حال خودم باشم
دختر خاله دومیه سیزده ساله شده. خاله دومیه خیلی نگرانشه و مدام به ما دخترخاله بزرگا می‌سپاره هواش رو داشته باشیم. چون سیزده سالگی سن حساسیه. چند وقت پیش هم با خانواده دوستش فرستادش بره ارمنستان حال و هواش عوض بشه بچه. من یادم افتاد ده سال پیش با ذوق رفتم خونه مامبزرگم و با شادی به همه اعلام کردم که امروز سیزده ساله شدم!  خاله بزرگم نگام کرد و گفت: نچ نچ نچ چه سال نحسی رو پیش رو داری! هیچی دیگه. خودتون فکرش رو کنید با چه بدبختی‌ای اون سال نحس رو ر
این دو سه روزی که با زور دولت تدبیرو امیدو این داستانا پامونو از فضاهای مجازی کشیدیم بیرون ،خیلیا برگشتن به بیان و من از این بابت خوشحالم هرچند که میدونم اینم یه مقطع کوتاهیه و اوضاع نت که روبراه شه بازم همه شون ستاره سهیل میشن.
اصن من معتقدم هیچ جا خونه خوده آدم نمیشه بابا جان! خوش برگشتید اما بی معرفت نباشید  و یادتون نره وقتی تلگرام و اینستاگرام بهتون وفا نکردن و تو چله سرما ولتون کردن رفتن  بازم بیان بود که درو به روتون باز کرد! بله بله.
از
چرا گریم میاد ولی گریه م نمیاد؟
اقا اصا چرا بمن روح دادن؟
کسی پرسید روح میخای یا نه؟
من گفتم زندگی میخام؟
من گفتم ای ای روح میخام؟
مثلا خیلی مشتاق بودم ک بیام تو این هاله ی مشکی و تاریک سیاه و چرکو؟
ک چی بشع
اونایی ک اومدن و رفتن چ کردن؟
چرا همه چی انقد پوچ اع؟
چرا زندگی درد داره؟
چرا کسی نیست ب سوالای من ج بدع؟
چرا من انقد بدم میاد از همه چی؟
چرا همه چی تکراری شده؟
چرا دلم برا خودم میسوزه؟
چرا تنها چیزی ک ازش بدم نمیاد سیگار اع؟
چرا انقد همه چی گو
یه چیزی این وسط میلنگه، چون من دارم خیلی، خیلی، خیلی! حرص میخورم و این یعنی چی؟ یعنی مشکل از منه؟ اینکه یکی میره سر کیف من گردش تقصییییر منععععهصتدسثخلسهصدمصو؟؟؟؟؟ :/ من چرا نرفتم پول دربیارم ک گیر این نیوفتم؟ :/ مرگ من این نمونی پر. دفه آخرت باشه گیر این آدم میوفتی! کلن دفه اخرت باشه گیر انسان های دیگ میوفتی! 
تامام :) 
دوست دارم بنویسم، ولی هم حرص زیاد میخودم و متحمل نمتونم بشم، هم الان ی طورایی حسش نیست!
وای مغزم داره اماس میکنه! اه. من دارم با
پس از کلنجار رفتن های بسیار،تفکرات فراوان،خودخوری های بسیورو انتخاب های موجود را بین دو کفه ی ترازو گذاشتن تصمیم بر این شد که
بکشم بیرون از کنکوررررررر خخخخخ
و این ترم صنایع غذایی میخونم و ترم بعد تغییر رشته میدم به زیست‌شناسی و بعد میشینم برای ارشد چیزی که میخوام رو میخونم ،بیوتکنولوژی:))))
این بود حاصل این چند روز چس‌کردن،خودگرفتگی و دوری از همه کس.
تامام.
:)
+در پی فروختن گوشی یه p30lite میخوام بخرم
و دیگه نگم از این به بعد رو براتون:))))))))
++فقط
تا الان سه تا سفارش چنتایی داشتم که راضی ام خداروشکر.چونکه تازه وارد کارهنریم شدم.
داشتم به مهیا میگفتم  دیگه دس میکشم از هدف ُ آرزو هام که صبح یهوویی چنتا سفارش گرفتم! میدونی چیه نه ب خاطر پول ُ این حرفا نه! به خاطر حرف زننده ی دوستم.
هیچوقت هیچوقت یادم نمیره ُ به خودم ثابت شده میتونم به اونم ثابت میکنم منی که بهم گفت میدونو خالی میکنی خانوادت فلانن چقدر پیشرفت کردم و موفق شدم❤
خدایا بازم به امید لطف و کرمت
و درود خدا بر او فرمود:
دوری تو از آن کس که خواهان تو است نشانه کمبود بهره تو در دوستی است،
و گرایش تو به آن کس که تو را نخواهد، سبب خواری تو است.
حکمت451
اخ اخ چقدر بدرد این روزهای زندگیمون میخوره این کلام
فهم من از این حکمت :
کسی که بهت ابراز علاقه میکنه و باهات دوسته و تو ازش دوری میکنی نشونه کمبود بهره تو در دوستیِ
کسی که محلت نمیذاره و بهت بی توجهی میکنه و تو میری سمتش این هم نشونه خواری توِ
تو رفاقت و ارتباط عزت نفس مهمه، عزت نفس خودمون و طرف
اقا من زنده هستما ، ولی چندوقته اصلا دست و دل وب رو ندارم نمیدونم چرا یعنی میدونما ولی خب بی خیالش ، با شرمندگی فراوان به هیچکدومتونم سر نمیزنم ، فقط هعی وبو چک میکنم ببینم کسی کامنت داده یا نه ! 
حتی دوبار به حذف وب فکر کردم که اصلا خودم به خودم فحش دادم حتی به حذف و راه انداختن یه وب دیگه فکر کردم حتی یجورایی اسمشو هم انتخاب کردم ولی باز به خودم نهیب زدم .
یه مقدار این روزا حالم گرفته شده ولی من بی خیالشون ادامه میدم ( یعنی یه اتفاقایی پیش اومد
پیش نوشت: تا زمانی ک کارامون قطعی نشده احتمالا همچنان در مورد رشته پست خاهیم داشت:))
 
دیروز یکم با پونه راجع ب خابگاهی بودن حرف زدیم و کلی ترسیدیم دوتایی. تهش هم ب لیست کردن ی سری وسایل رسیدیم ک درکل برامون خنده دار و جالب بود. ولی دقیقن همون جایی ک مغز من باید ول میکرد و میرفت کار دیگ ای انجام میداد، شروع کردم ب گشتن بیشتر برا وسایلی ک برا خابگاه نیاز دارم. و بعدش ک با محمد حرف میزدیم بهم گفت خب دیگه ساک رو بیار پایین و آروم آروم وسایلاتو جمع
مهدی صالح پور عزیز دعوت کرده که در یک پویش از بیان بخوایم یه تی بده به این سیستم وبلاگ نویسی دوست داشتنیش
بنده کلا نسبت به هر سیستمی که یه ذره بزرگ بشه کم امیدم
نا امید نیستم البته
الانم خیلی امید ندارم ولی خوب خدارو چه دیدی
اگر قرار هست اینجا اصلاح بشه، مشخص و مسلمه که چه تغییراتی باید اتفاق بیافته
اگاه و واضح هست که کمبود نسخه موبایلش دیده میشه
همونطور که کلوب انقدر دست دست کرد تا کامل کاربرهاشو از دست داد حالا تازه نسخه موبایل داده کج و
بابا ب معنای واقعی کلمه یک ist عه! ب تفاوت ها و جدایی های زن و مرد شدیدن معتقده و ازون عادماییه ک میگه "چون تو زنی" و یا "چون من مَردم." فلان اتفاق باید یا نباید بیفته.
ولی در ورای این سکسیت بودن ب نظرم حرفای درستی میزنه. اعتقادات درستی داره و با وجود اینکه تو زمینه های زیادی با هم تفاوت داریم میتونم ب حرفش گوش بدم و چیزای زیادی رو قبول کنم ازش!
براش اولویت داره ک "زن" به خونه و زندگی و بچه و رفاه همسرش اولویت بده و ی سری خاسته های خودش رو برای اونا
سلام
یه خبر خیلی خوب برای علاقه‌مندان طراحی وب!
مجموعه فیلم‌های آموزشی پودمان سوم کتاب طراحی وب منتشر شد
این مجموعه رو می‌تونید از طریق این لینک با تخفیف 33 درصدی ویژه ایام امتحانات همین حالا تهیه کنید!
و اما پاسخ به یک سری سوال اساسی که همتون دارید :
چند تا فیلمه؟
53 تا!
چرا اینقدر زیاااد؟!
مطالب رو به کوچکترین بخشی که میشد فقط تو یه فیلم آموزش داد تقسیم کردم که اگه دنبال رفع اشکال یا مرور یه سرفصل کوچیک کتاب باشید، یه راست برید سراغ فایل آمو
امشب یه تصمیمی گرفتم . که جدیه
خودم میدونم تصمیمایی ک اینجوری و اینموقع میگیرم و بار ها و بارها درموردش فکر میکنم الکی نیست کاملا جدیه و من روش مصمم هستم
راهیو انتخاب کردم ک میخوام پاش وایستم .
تصمیم گرفتم این یک ماه رو عالی بخونم جوری ک وقتی شب خواستم بخوابم ب خودم بگم خسته نباشید امروز فوق و العاده بودی .
کلاسای نکته و تست شرکت کردم ک همه دبیراش درجه یک هستن و میمونه تلاش من . میخوام عالی تلاش کنم این یک ماه رو .
میخوام ب خودم اعتماد کنم .
نمیدونم چرا یاد نمیگیرم خودم سنگ رو یخ نکنم. و این برای هزارمین بار بهم اثبات شده که هیچکس هیچ کاری برای من انجام نمیده حالا البته به جز سفیدبرفی و دوست دوران دبیرستانم زهرا :( چقدر دلم برای هردوشون تنگ شده کاش زهرا شوهر نکرده بود خیلییییییی دلم براش تنگ شده :(( چقدر قهر میکردیم :|| با سفید برفی هم ! کلا هرکی صمیمی باشم باهاش قهر میکنم :/ 
امروز همکلاسیم (دوست :/) گف میره جایی و اونجا انتشارات جنگل هس کتاباشو میخره بعد من چون ترم پیش دیدم برای اون یک
این مدت انقدر آدمای عجیب دیدم که کم مونده شاخ در بیارم!
اول دختری که فقط بلده حرف مفت بزنه، بشدت دو به هم زنه بشدت بیشعوره ولی ه و بلده چطوری رفتار کنه که آدما یا نفهمن چه موجود کثیفیه یا خیلی دیر بفهمن مثلا من خودم تازه بعد دو سال و نیم به ماهیتش پی بردم!
دوم آقایی که من رو کلی تحقیر کرد که تو فلانی و بیساری و کسی تو زندگیت بوده بعد خودش دخترونگی دختری که عاشقش بود رو گرفته بود و ولش کرده بود! شاید برای یکی مثل من بحث داشتن و نداشتن بکارت مهم
+از بدو تولد بعضی ها یک سری چیزها رو دارن و یک سری چیزارو ندارند و باید برای بدست آوردن همون چیزایی که ندارند تلاش کنند ؛ حالا اگر من هیچ چیز هم نداشته باشم باید همه چیز رو بدست بیارم و باید برای همه چیز تلاش کنم .
+آنقدر غول شوید (برندسازی شخصیتی کنید ) و به موفقیت هایی دست پیدا کنید که دهنشان را ببندید و نتوانند جلوی شما قد علم کنند و برشما عیب بگیرند !
+بخاطر هدف های کوچک و فرعی (زودگذر و کوتاه مدت ) هدف اصلی خود را قربانی نکنید ! درواقع با اینکار
بعله بعله همین قدر بگم خیلی خوش گذشت://
اوه نماز نخوندم
اصن کی گفته نماز داری؟
خفه شو کوثر
خاب داشتم میگفتم. خیلی خوش گذشته همه پاشدن رفت بیرون منم پاشدم رفتم تو مترو نشستم بعد یکی اومد دستبند میفروخت خوشم اومد :) دوتا خریدم. بعد تو مترو پفک کیلویی میفروخت همه طعمشو خردیم, اه خیلی چسبید یک مشت برمیداشتم هی طعمای مختلف بعد طعم داشتااا!
بعد رفتم انقلاب پیاده شدم, رفتم کتابم که هدیه بود رو گرفتم و کلی خر ذوق اومدم بیرون, بعد رتفم پایین تر رفتم پلنر
سه‌شنبه هفتم ماه می ورزشگاه آنفیلد بندر لیورپول.لک لک ها بعد از شکست سه بر صفر مقابل حریف پرآوازه خود یعنی بارسلونا،حال باید در شهر خود به مصاف آنها بروند و چهار گل بزنند تا به فینال برسند.انها صلاح و فیرمینو دو بازیکن کلیدی خود را ندارند و کمتر کسی احتمال بازگشت لیورپول را بیش از ده درصد میداند.اما این حرف ها برای لیورپولی ها معنایی ندارند.انها پیش از این برگشته‌اند و امشب هم برخواهند گشت.دقیقه هفتم بازی.جوردی آلبا دفاع چپ با تجربه بارسلو
یا مُهَوِّن
( ای آسان کننده)
 
 
اگه کارها سخت شده و حس میکنی انرژی شو نداری، بسپر به خودش، که آسان کننده کارها خداست :))
با توکل به نام اعظمت؛ خدایِ خوبِ ما :)
 
 
سلام!
 
از حال من مپرسید
که بسیار بی حوصله و خواب آلوده ام
و البته که اگر بپرسید لبخند میزنم و میگویم بریم یه دست فوتبال دستی ، خستگیمون در ره؟»
بعله! از این مدل خستگی ها دارم الان
خدا روشکر.
این مدل خستگی خیلی بهتر از اون مدلیه که دیگه حالِ خندیدن هم نیست. چه برسه به بازی کردن!
 
 
امرو
ساعت 3 بود که به اکانتِ یارِ دبستانی یه تیکۀ آبدار انداختم، تا همین الآن نوتیفکیشنِ فحشه که برام میاد. از بس ضدّ انقلاب‌های با ادبی داریم، توهین به من که هیچی، به ائمه هم فحاشیِ ناموسی می‌کنند.
از این بگذریم، یه مشت آدم نشستند پای سریالِ ستایش! و بعد دربارۀ ستایش توئیت می‌کنند. و بعد مهدی ترابی بازیکن پرسپولیس بعد از گُلی که زده لباسشو داده بالا و روش این نوشته به چشم میخوره: 
راه حل مشکلات کشور = اطاعت از رهبری
تا فردا هم باید توئیت‌های #مه
همیشه غذاهایی مثل قورمه سبزی،قیمه،فسنجون و چیزای اینجوری که لازمه اولش بالاسرشون باشی و زمان پخت بیشتری رو میبره رو شنبه درست میکنم،اونم به تعداد ۳ وعده،یک وعده اش رو ناهار میخورم،دو وعده دیگه رو پک میکنم و فریزشون میکنم و درطول هفته یکی دو روزش،اینجوری ناهارم حاضره دیگه.به این صورت که صبح ساعت ۷ که میخوام برم از خونه بیرون یکیشو درمیارم،میذارم رو کابینت،تا برگردم ظهر شده و یخش باز شده.بعد که اومدم سریع پلوپز رو روشن میکنم و تامام.
ولی خی
وارد ۲۱ سالگی شدم راستش حس پیری میکنم ، کلی کار نکرده دارم و کلی ارزو و فانتزی که به هیچکدوم نرسیدم ، ولی توی یکسال گذشته وروزای پیش رو با ادمایی اشنا شدم که فکر کنم دارن کمکم میکنن تا زندگیم بشه اون زندگی خوبه تو رویاهام ، خدایا مرسی که هوامو داری .
مزه عشقو چشیدم شاید اصلا اشتباه میکنم که عاشقم ولی با خودم سنگامو سعی کردم وا بکنم و تامام .
شب ۱۳ بود دوست صمیمی سابق دانشگاهم که براش تولد گرفته بودم بم پیام داد گفت فردا دانشگاهی ! گفتم اره گفت یه
امروز حال خوبی نداشتم.فشار خونم پایین بود انگار.
دوش گرفتم و گفتم برم کارای اداری بکنم.
رفتم که اون اداره امنیت اجتماعی برای گرفتن یه شماره برای کار.
و نکات حاصل:
در نیویورک از لحظه خارج شدن از در خونه روز خوبی داشته باش یو روزت چه طور بوده و از باقی روز لذت ببری به راهه.
اون اداره دقیقا توی دم نیویورک بود.کنار ساختمان تجارت جهانی.
چه قدر فرق داشت با جاهای دیگه.
هر خیابون نیویورک انگار یه شهر جدیده بس حال متفاوتی داره.متروش.محیطش.حس
چند وقت پیش  برای بازدید از کارخانه کامپوزیت همراه استاد مکانیکی که باهاش پروژه دارم به کارخانه رفتیم .بازدید خوبی بود و تونستم با ادوات مکانیکی به خوبی آشنا بشم. کامپوزیت هم چیز جالبی بود.
اردیبهشت ماه هم به نمایشگاه کتاب رفتم و تعدادی کتاب خریدم؛ کتاب های انگلیسی و آلمانی و تعدادی کتاب دانشگاهی تهیه کردم. امسال تنها بودم و هیچکس نبود که با هم عکس بندازیم :(
یکی از بچه‌های اتاق با دختری دوست شده است. بچه ها هم می خواهند از کار او سر در بیاور
همونطور که می دانید جواد آقای گل مارو دعوت به چالش کردن و از ما خواستن یه نامه به دوران طفولیت خودمون بنویسیم وکودکی خودمون را نصیحت کنیم که محکم افسار خرشو بگیره تا بتونه از چندتا دوراهی رد بشه و مسیر بهتری برای زندگی انتخاب کنه!
من، محمدرضا ؛ ششمین و آخرین فرزند خانواده و آجیل خور ویژه مغازه بابام1 ! این نامه را برای کودکی خودم مینویسم
 
 
امیدوارم جدی بگیری و با دقت گوش بدی و عمل کنی! سه تا کاری که تا 22 سالگی انجام ندادی و حالا در این سن و با
امشب در آستانه 
24 سالگی، خودم واسه خودم تولد میگیرم؛ هدیه ام قراره این نوشته رو به خودم
تقدیم کنم

به ضمیر ناخوداگاه  بفهمونم این رابطه چیه؟

این رشته توییت ناب رو از یکی از کاربرای توییتر کش
رفتم

@ForneverFlower

این بزرگوار که اولین توییت سنجاق شده اش همینه
البته من خیلی کوتاه و مختصر برای خودم خلاصه کردم

کل چیزی که میخوام بگم خلاصه اش اینی میشه که( یک
مماس )گفته:

گفت :ما
همیشه درگیر آدمای نادرست میشیم، البته در واقع اونا که به هیچ جاشون نیست، الک
عکس آقای خامنه ای

تبلیغات

آخرین مطالب