نتایج پست ها برای عبارت :

تاوان خیاینت

بنظر من تاوان نکردن بعضی اشتباهات بیشتر از تاوان اشتباه کردنه.کاش گاهی اشتباهی عاشق بشیم اشتباهی زندگی کنیم.کاش میذاشتن با عشق اشتباهیمون اشتباهی هم اغوش بشیم تا باتموم وجودمو حس کنیم اشتباهمونو نه تا اخر عمر حسرت اون یه لحظه رو داشته باشیم
تاوان فریب!
مردی پشت بر الاغش، در حالی که تکه ای علف تازه را با ریسمانی به سر چوبی بسته و آن را روبروی حیوان آویزان کرده، نشسته بود.  حیوان بیچاره همانطور که به طمع خوردن علف، ساعت ها پیش می رفت، مرد را نیز جابجا می کرد.
مردم با دیدن این صحنه به هوش و درایت مرد احسنت می گفتند، که ناگهان پیامبر .ص. را دیدند که با خشم آنها را  نظاره می کند.
پیامبر فریاد زد: ای مرد! آیا از خداوند حیا نمی کنی که مرکبت را فریب می دهی؟.
مرد متعجب و شرمگین گفت: ای رسول خدا!
تو این موقعیت ها فکر میکنم که اینجا چکار میکنم؟ چرا باید مجبور به تحمل این رنج باشم؟
.
.
.
به جبران خطایش عشق را در ما برافروخت
و شاید عشق، شاید عشق، تاوان بوده باشد
(سجاد کریمی)
.
.
.
یکدفعه این آیات به یادم میاد (یا به یادم میاره):
إنّ الانسانَ خُلِقَ هَلوعاً. إذا مسَّهُ الشَّرُّ جَزوعاً. و إذا مسّه الخیرُ مَنوعاً
(آیات ۱۹ تا ۲۱ سوره معارج)
.
.
.
و من دارم جز میزنم.
و تنها دلخوشیم اینه که تاوان باشه!
فکر کنم اولین آرزوم ،آرامشه ، در کنارشون.
وقتی ارامش نیست ، اگه یه روز نباشن؟ حتی باااینکه بدم میاد ازش ، چی میشه زندگی؟!
عمیقا نگرانم ، نگرانم بدبختی ها بیشتر شه ، چه بیچاره ایم ما نه،؟!
خدایا اگه دقت کنی ، یه دلخوشی کوچیک هم ندادی میدونی؟!
بیچاره تر از بیچاره میکنی و هی ناشکری کنیم بیچاره تر میشیم ، خدایا چی بگم بهت؟!
چرا اینطوری میکنی باهامون؟!
چرا میخوای بدبخت ترم کنی؟
من میدونم اتفاقای بد دارن نزدیک میشن.
از همچی بدم میاد خدا ، به هیچی اع
مردکی را چشم درد خواست.پیش بیطار (دام پزشک)رفت که دوا کن.بیطار از انچه در چشم ستوران می کرد ،در دیده او کشید و کور شد.حکومت (شکایت)به داور بردند.گفت:براو هیچ تاوان نیست.اگر این خر نبودی بیش بیطار نرفتی»
در روزگاران قدیم مردی چشم درد گرفت وپیش دام پزشک روستا رفت که بیماریش را مداوا کند.دام پزشک از دارویی که برای چشم درد چهارپایان و حیوانات می زد به مرد داد.زیرا که تنها چنین دارویی داشت برای مداوای چشم درد. دام پزشک داروی حیوانات را در چشم مرد کش
به جایی رسیده‌ایم که ایرانی بودن» معادل تاوان دادن» شده است.
امید به آینده؟ اندک؛اعتماد اجتماعی؟ ضعیف؛عدالت اجتماعی؟ بر باد رفته؛آزادی اجتماعی؟ لنگ لنگان؛شکاف طبقاتی؟ عمیق؛آسیب‌های اجتماعی؟ فزاینده؛سلامت روانی مردم؟ پریشان؛ت و حکمرانی؟ دروغ؛اقتصاد و اشتغال؟ ویران‌شده؛
و حال می‌توان اندوهگین و عاجزانه اعتراف کرد؛ اهل ایرانم، روزگارم خوب نیست.
مسعود زمانی مقدم
آدم ها حق دارن اشتباه کنند
اما باید پای اشتباهاتشون بایستند و تاوان بدن!
در اشتباه کردن صرفه جویی کن
ارزش هاتو مشخص کن تا اشتباه پیش نیاد
ارزش ها یعنی اون هایی که اگه اجراشون نکردی به خودت تذکر بدی
یه جورایی هم معنی خط قرمز هست
شهادتت تو این لحظه شوک برانگیز ترین خبری بود ک میتونستم بشنوم.
انقلابی ، ضد انقلاب ، مسلمون ، کافر و. با هر عقیده و تفکری ک باشی اگ از کارهای حاج قاسم خبر داشته باشی از شجاعتش از . الان دلت خونه.
آمریکا باید تاوان پس بده و میده.
شهادت مبارکت حاج قاسم.
بعضی وقتا می‌خوام قلبمو بکشم بیرون و پرتش کنم رو زمین و پامو محکم بذارم روش . دوباره و دوباره و دوباره و دوباره . اونقد که کاملا له بشه و تاوان همه ی حرفا و کارایی که بخاطرش کردم و خودمُ خُرد کردم رو بده.درحالی که دارم داد میزنم :بمیر ، بمیر ، بمیر ،بمیر
دلم که میگیره
تاوان لحظه ای رو میدم که دل بستم
نمیدونم خوشحال باشم یا ناراحت 
ولی هم خوشحالم هم ناراحت 
شاد بخاطر کسی که بهش دل بستم
دلخور بخاطر ندیدن و نداشتن
شاید روزی دلخوری ها ، ندیدن ها و نداشتن ها تمام شود 
اما هرگز از دل بستنم پشیمان نخواهم شد
چرا که در منتهاالیه دلتنگی ها هم اشکی میریزم از سر شوق 
که روزی خاطره ای خواهم داشت از دل با دل .
.
احساس میکنم متعلق به هیچ جا نیستم امروز فهمیدم در هفته که شیش روزه من سه تا خوته عوض میکنم در سه جای مختلف زیر سقف خونه آدم های مختلف و متعلق به هیچ جا نیستم گاهی فکر میکنم چقدر سرگردانم چقدر تنهام و چقدر خسته ام انگار داری تاوان میدی تاوان زنده بودن بچه که بودم خونمون آرامش نداشت خونه همسایه بزرگ شدم و الان بزرگ شدم خونه آرامش داره ولی من جایی اونجا ندارم من هیچ جا نیستم بی ریشه ام باد که بیاد اولین کسی که با خودش میبره منم هربار تلاش میکنم بم
فکر میکنم که تک تک ما
تک تک مارو
مسئول بدبخت شدن کشور و مردممون هستیم.
 
و براش تاوان هم باید پس بدیم.
 
وقتی تو خودت رو میکشی و کلی حق این و اون رو میخوری که حالا بری یه جایی یه شرکتی خودت بچسبونی که مثلا به جای پراید پژو پارس سوار شی
یا مثلا با هیوندا بیای بری
 
همین میشه تهش.
 
واقعا خلایق هرچه لایق.
راستی امروز روی انتخابات کاناداس
 
ببینیم از بین این سه نفر کی انتخاب میشه.
 
گرچه یکی از یکی بدترن.
مطربا! استا! صدایم با نوایت جور نیست،
مست و مخموریم، ورنه، جرم در تنبور نیست.
تازه سازی زخم دلها زخمه بر تاری زنی،
نغمة ناجور تو درد دل رنجور نیست.
جرعه ای از بادة لبهای او نوشیده ام،
شور و عصیانش چرا در آب هیچ انگور نیست؟
من چه سان تاوان دهم، در تن توانی کو مرا؟
هیچ دردی خود ز درد ناتوانی زور نیست.
عالمی آباد هست و قلب ما آباد نیست،
نام ما مشهور هست و گور ما معمور نیست.
حاجیا، شعر ترت دارد نسیم بوی گل،
پس، چرا شعر ترت در چشم او منظور نیست؟
 
دقّت کردید تو ایران همه یک طوری رفتار می کنند که سرشان کلاه رفته و چون این احساس را دارند پس فکر می کنند حق دارند و باید سر دیگران کلاه بگذارند !!
اصلا طرف یک طوری رفتار می کند که طلبکار هست و تاوان همه اتفّاقات زندگیش را می خواهد از شما بگیرد !!
با شیوع مرض سخت گرانجانی ها
رفت از خاطر مردم ستم  جانی ها
 
خون که ارزان شد ودرسطح خیابان پاشید
وعده دادند به ما وعده ی ارزانی ها
 
وکسی گفت:بیایید که گرگ آمده است
روی آورده تب مرگ به قربانی ها
 
مثل کبریت که برتوده ی باروت افتد
آتش افتاده  به انبار مسلمانی ها
 
آخر از عقده قاجاری مشتی نامرد
داده تاوان همه را دیده ی کرمانی ها
 
ما چهل سال تمام است که سختی داریم
شاخ میزد به همه آنهمه آسانی ها!"!
 
فرصت موج سواریست چه بهتر از این
خاتم مرگ برانگشت سل
موفق به کنترل خودم نشدم 
بهش پیام دادم 
جوابی نرسید 
شاید هیچ وقت جوابی نرسه 
مثل بیشتر اوقات نادیده گرفته بشه 
#تو رابطه با او به جمله های دنیا دار مکافاته 
یا زمین گرده بد نکنیم بد میبینیم تاوان میدیم 
و این حرفا ایمان پیدا کردم 
تو رابطه های قبلیم با یه نفرشون خیلی بد بودم 
دقیقا همون رفتارهارو اون با من داره 
هنوز نتونستم با خودم کنار بیام 
از دوست داشتن یه آدم اشتباهی دست بکشم 
تا ته یه رابطه اشتباه رفتم 
باید برگشت! 
باخت به الهلال و حذف از لیگ قهرمانان آسیا، کسب 4 امتیاز از سه بازی لیگ و نهایتا اخراج تو هفته سوم. بله! قطعا این بهترین خبری بود که تو این هفته‌ شنیدم. آدم فروشی هیچ وقت نتیجه نداشته آقای برانکو. این رو باید از سرنوشت بعضی از بازیکنات می‌فهمیدی که نفهمیدی یا نخواستی بفهمی. شماها که بالاخره تاوان پس میدین، مهم اینه، سَر خُم می سلامت.
ئیستا زورینه‌‌ی خه‌لک باسی کاره‌ساتی تروریستی مزگه‌وتی نیوزیلند ده‌که‌ن 
کاکه خو شتیکی سه‌یر و سه‌مه‌ره نیه 
چون به نیوی مسلمان ئه‌و کاره‌ی نه‌کردوه له روانگه‌ی کومه‌لگای جیهانی زؤر گرینگ نیه 
سبه‌ی و دوی ، درؤ و ده‌له‌سه‌یه‌ک ساز ده‌که‌ن بو په‌راندنه‌وه‌ و بئ تاوان نیشان دانی
هه‌ر نه‌بی ده‌لین کیشه‌ی ره‌وانی و ده‌رونی هه‌یه یا ده‌لین هؤشی له خؤی نه‌بوه و مه‌ست بوه 
به‌لام ئه‌گه‌ر که‌سیک چ مسلمان و چ به نیوی مسلم
شیعه چقدر غریبه
و امروز این غربت ملموس تر از دیروزه.
نمیدونم چندتا سرباز و سردارِ دیگه باید
مایه بذارن از جونشون و آبروشون
برای حفظِ آبروی نظام.
کِی میای آقا؟؟
به خدا قسم ;اومدنت حق رو آشکار میکنه.
به خدا قسم;شیعه دیگه تابِ تاوان های بیشتر نداره.
به خدا قسم;عالَم غرق در عذابِ نبودنته
دلم به نقطه ای رسیده که دیگه جز تو تمنایی نداره.
داغِ نبودنت روسینه م بدجوری سنگینی میکنه.
شمارو به ایامِ عزایِ مادر ;برگرد.
برگرد ای منتقمِ خون های بی گن
خِرَدوَرزی، نویسندگی، روشنفکری همیشه در این مملکت و در هرجای دنیا، جریان‌ساز،موثر و هزینه‌بَر بوده است. امروز با گروهی از روشنفکرها طرف هستیم که به شدت مشتاق خوابیدن در میانه‌ی لحاف هستند. دو پهلو، مبهم و بدون صراحت می‌اندیشند و می‌نویسند. تا خدای ناکرده از دیده شدن و خوانده شدن و شنیده شدن نیفتند. آنها نه تنها جریان‌سازی نمیکنند بلکه مشغول سوار شدن بر جریان‌ها هستند. می‌خواهند همه را راضی نگه دارند، تاوان جریان‌سازی را ندهند و کسی ر
سر انگشتانم که میسوزد یعنی وقت نوشتن از توست
بیا در خیالم آرام بنشین ؛ میخواهم صدای نفس هایت را بنویسم مهربان.
سال هاست که من با خیالت سر می کنم زندگی را. و با خودت عاشقی!
آری 
کنارم که هستی ، زمان هم مثل من دستپاچه میشود ، عقربه ها دوتا یکی می پرند !
اما همینکه می روی تاوان دستپاچگی های ساعت را هم من باید بدهم! جانم را می گیرند ثانیه های بی تو بودن.
گاهی وقت ها آدم ها از یک جایی به بعد ؛
از یک روزی به بعد؛
از یک نفر به بعد ؛
دیگر هیچ چیز برایشان مع
رد شدآن قوطی شیشه ای کوچک، در پهنای ناپیدایِ دریا،آن عشق،میرفتدر حین رفتن در تضاد با عشق پیمان می بستوقتی در حافظه اش چیزی پدید آمده بود به نام از یادرفتگی قوطی شیشه ای گم شده بود در دریای پهناور دنیاآری عشق گم میشدو من تماشا میکردم، چینش دنیا راکه نامردانه عشق را در خودش میبلعد و دست بسته،عاشق و معشوق تماشا میکردندغرق شدن آن قوطی شیشه ایکه ترک برداشته میرفتو کسالت عشق از نگاه های عاشقیسرازیر میشودکه به گریه خندیده و بغضش راسکوت کردهچه
ساحل کوه لان (Koh Lan (Laan بانکوک نزدیکترین جزیره و ساحل به بانکوک میباشد
ساحل کوه لان (Koh Lan (Laan بانکوک فرار از شلوغی شهر بانکوک (بانکوک بزرگترین شهر در جنوب شرق آسیا)و صرف یک روز در یک جزیره گرمسیری زیبا! ساحل کوه لان Koh Lan بانکوک در نزدیکی سواحل پاتایا واقع شده و نزدیکترین جزیره به بانکوک است با دو ساعت رانندگی از جنوب بانکوک، شما را به معبد معروف ساحلی پاتایا می برد. در اینجا شما برای یک سفر کوتاه به جزیره زمرد سبز کوه لان Koh Larn و ساحل کوه لان میرسی
دیگر دلیلی برای ایستادن ندارم. دلیل‌های سابق چه باقی باشند و چه نه، دیگر کافی نیستند. 
اولَش که قرار بود مادرانگیِ مادر را به غلیان نیندازم. باید سکوت می‌کردم و پشت درهای بسته بغض می‌کردم و اشک هم ممنوع، چون چشم را سرخ می‌کند. بعد باید مراقب می‌بودم که نه تو بفهمی و نه آن دوستِ کثافتِ مطلقت که جز تو کسی را برای خودم نگذاشته‌بودم در جهان. صمیمی‌ترین دوستم را از دست داده‌بودم و تنهای مطلق بودم. بعدترش نباید می‌گذاشتم کسی در آن مدرسه‌ی مسخ
2584 - شهرام همایون» سلطنت‌طلب ساکن آمریکا و از حامیان ربع پهلوی»، با اذعان به ناتوانی مخالفان نظام جمهوری‌اسلامی، گفت: اگر انقلاب می‌خواهیم باید تاوان بدهیم. برای پیروزی انقلاب‌اسلامی هزاران نفر کشته شدند، اما بعضی از ما حاضر نیستند حتی در حد لایک کردن مطالب فعالیت کنند!”لینک منبع: www.b2n.ir/mzdr117
دانلود فایل اصلی
 
نمیدونم تا کی قراره این وضعیت ادامه پیدا کنه.
گفته بود که قرار نیست تو این مسیر خوش بگذره. گفته بود.
انتخاب با خودتونه که بمونید یا برید.
 
نکنه داریم از قطار پیاده میشیم دونه دونه؟
خسته نشو ازمون.
حتی وقتی ما کم میاریم، اشتباه میکنیم، داشته هامونو به باد میدیم، عقب میریم، جا میزنیم، نمی فهمیم، وقتی ما اصلا خوب نیستیم
چون تو خوبی. چون یه نفس این زندگی ارزش نداره بی تو.
ولی غالبا شعور ما نمیکشه اینو بفهمیم!
 
+تاوان سنگینیه. ببخش! 
 
+بی
مردمی بودند در تاریخ دور
سربلند و شادمان ، پر شرّ و شور
صنعتی پر رونق و کسبی حلال
غرق خوشحالی به دور از هر ملال
اختلافی شد سر مرز و حدود
اصل مطلب بود آبی از دو رود
حاکم یک سرزمین با ادّعا ،
گفت مال ماست این رود هر دوتا
حاکم همسایه با صبر و وقار ،
گفته است هستیم ما هم در کنار
از دو رود جاری در منطقه
برده ما هم سهم ، حرفی منطقه
حرف همسایه پذیرفته نشد
نطفه ی جنگ و جدل ها بسته شد
گشته درگیری چو آتش شعله ور
گشته هریک سوی آن یک حمله ور
ادّعای بیخودی از حا
مردمی بودند در تاریخ دور
سربلند و شادمان ، پر شرّ و شور
صنعتی پر رونق و کسبی حلال
غرق خوشحالی به دور از هر ملال
اختلافی شد سر مرز و حدود
اصل مطلب بود آبی از دو رود
حاکم یک سرزمین با ادّعا ،
گفت مال ماست این رود هر دوتا
حاکم همسایه با صبر و وقار ،
گفته است هستیم ما هم در کنار
از دو رود جاری در منطقه
برده ما هم سهم ، حرفی منطقه
حرف همسایه پذیرفته نشد
نطفه ی جنگ و جدل ها بسته شد
گشته درگیری چو آتش شعله ور
هر یک از هرسو به دیگر حمله ور
ادّعای بیخودی از ح
مدتیه که حس میکنم تو یه قفس بزرگ گیر کردیم و مفر و راه نجاتی نداریم.قفسی که روز به روز اوضاعش داره وخیم تر و پیچیده تر و زندگی کردن در اون سخت تر میشه.برای من غم انگیزترین چیز اینه که میدونم تا آخر عمر تو همین قفس خواهم بود و راهی به بیرون ندارم.
این کامنتی بود که امروز برای یه دوست تو وبلاگش نوشتم و در حین نوشتنش بی اختیار زدم زیر گریه.
من که یک زمان پر بودم از امید و انگیزه،کلی ایده و فکر و برنامه ریزی برای آینده.حالا مدت هاست که احساس اسارت م
مردم ایران سالهاست دارن تاوان بی کفایتی مسئولان اقتصادی رو میدن
جنابان نمی توانند ارزش پول ملی رو حفظ کنن و سال به سال که هیچ جدیدا روز به روز پول ملی بی ارزش تر میشه در نتیجه مجبوراً کالا و خدمات رو گرانتر کنن تا در اصل متعادل بشه (ت تعادل بخشی در اقتصاد)
بابا کاری که شما می کنید همه بلدن، دیگه این همه دبدبه و کبکبه و عنوان نمی خواد که
وایسا ارزش پول ملی بیاد پایین  و تو هم قیمت ها رو بکش بالا
 
در مورد بنزین هم داستان همینه
چند سال دیگه با
حالا نه اینکه من آدم خیلی خوشحالیم،اتفاقا یه مدتیه رو دور غرغر و بداخلاقی افتادم
امیدوارم چند سال دیگه که اینجا رو خوندم(که اگه عمری باقی بمونه و بیانی باشه)فقط خاطرات خوبش یادم بیاد.مثلا یادم نیاد چه اتفاقای بدی بین دوستام افتاد،
یاد شکستن دلم،
یاد توصیه‌هایی که دیگران بهم میکردن و من توشون شکست خوردم،
یاد روزای سخت و مریضی،
یاد روزایی که تاوان»اشتباهات دیگران رو دادم،
یاد تاوان‌های سختی که بابت انتخاب آدمای اشتباه پرداختم،
یاد دو سال
شعر : رضا کاظمی #اردبیلی #محاوره ای
#یاخشیلیق
بو   فانی   دُنیاده   جانیم فقط   یاخشیلیق قالاجاق مَغرور  اولما  چوخ  واروابو   کِف   سَنه  قالمیاجاق 
 
ثیروتون نن  مانور  وِریبیاندیرما یوخسول اورگینآن    دُوسون    اللهَ   قَسَمبو ایش سیندیریر کورگین
 
چوخ لاری   وار  درددَرینی غیرتی  وار ‍♂️ دییَم مِییراوچ   وعدَدن   بی  وعدَنی هِچ      اَمَللی     یئیَم مییر 
 
واردو    اگر    سنده   تاوان یاپیش  یوخسولون  اَلی نی چوخ لو     سِ
خسارت تصادف‌های جاده‌ای ایران "معادل پنج درصد تولید ناخالص ملی (GNP) است".
تیمور حسینی، رئیس پلیس راه کشور می‌گوید: "معادل پنج درصد از تولید ناخالص ملی، سالانه در تصادف‌ها از بین می رود."
این به معنای سالانه ٢٢ میلیارد دلار خسارت است.
در سال گذشته بیش از ١٧ هزار نفر در تصادفات رانندگی ایران کشته شدند.
رئیس پلیس راه کشور گفته ۹۰ درصد از تصادف‌ها به دلیل "عامل انسانی" رخ داده‌اند. اما آیا سزا و تاوان یک اشتباه راننده مانند خستگی و خواب آلودگی، ب
ز بهشت‌ که‌ بیرون‌ آمد،  دارایی‌اش‌ فقط‌ یک‌ سیب‌ بود. سیبی‌ که‌ به‌ وسوسه‌ آن‌ را چیده‌ بود.و مکافات‌  این‌ وسوسه‌ هبوط‌ بود.فرشته‌ها گفتند: تو بی‌ بهشت‌ می‌میری. زمین‌ جای‌ تو نیست. زمین‌ همه‌ ظلم‌ است‌ و فساد. و انسان‌ گفت: اما من‌ به‌ خودم‌ ظلم‌  کرده‌ام.زمین‌ تاوان‌ ظلم‌ من‌ است. اگر خدا چنین‌ می‌خواهد، پس‌ زمین‌ از بهشت‌ بهتر است.خدا گفت: برو و بدان‌ جاده‌ای‌ که‌ تو را دوباره‌ به‌ بهشت‌ می‌رساند، از زمین‌ م
نمیدونم تاوان چی رو دارم پس میدم؛ واقعاً نمیدونم چوب چی رو دارم میخورم؛ چوب سادگی و احمق بودنم؟
ده ماه تمامه که همه زندگیم شده یه دختر، خودمو به آب و آتیش زدم که اونو واسه خودم نگه دارم، خودمو کشتم که از بودن با من خوشحال باشه، آخر سر خودم با دستای خودم دلشو میشکنم، اعتمادشو خدشه دار میکنم و اشک خودم و خودشو درمیارم.
باور کردنی نیست بگم من تا به حال توی زندگیم نه دوست دختری داشتم و نه دنبال برنامه ای بودم و نه عاشق شدم تا اینکه پ» را دیدم و یک
 
میدونی مامان بزرگ؟این روزا بیشتر از هرکسی به تو فکر میکنم به سرگذشتتبه بمبارانِ بروجرد. به بمبی که رو سرتون افتادبه سه تا بچه ای که سر سفره صبحانه کنارت نشسته بودن به خونه ای که آوار شد رو سرتون به علمداری که وقتی از ماموریت برگشت دید جای خونه ش اواره! اما نذاشت. نذاشت تا وقتی تک تکتون رو پیدا نکرده آوار برداری کنندجنازه ی سه تا بچه رو بیرون کشیدسه تا طفل معصوم. تو اما زنده از زیر آوار بیرون اومدی و سالها با این داغ و خاطره ى وحشت
یار جانی خطّه‌ی خوبان گرفتجان خرید و جان بداد و جان گرفت
این زمین و این زمان بازی اوستهر دو سوی مرگ را ایشان گرفت
اغتشاش روزگار از کس مبیناین تکانْ عالم ز شصت آن گرفت
لرزش دست من و ضربان دوستاین چنین تحفه نه کس آسان گرفت
این چنین رقصی که ناپیدا خوش استاین چنین کوبی که دل جنبان گرفت
این همه شوری که خلق از خویش زدحضرت حق جمله را تاوان گرفت
گفت حلمی حرف نور و پر کشیدسایه در دنباله‌اش طغیان گرفت
موسیقی: Worakls - Inner Tale
می دوم در هوای دلتنگیتا ته کوچه های دلتنگیحال من را کسی نمی داندخارج از ماجرای دلتنگیخلوتی با تو باتو می خواهمبهر وا گویه های دلتنگیگرچه آرامشی ندارد دلمی دهم دل به  پای دلتنگیدل من می رودبه ساحل تادل سپارم به جای دلتنگیزخمی از هر شراره ام اماشاعرم با نوای دلتنگیپای از سر نمی شناسممی روم تاسرای  دلتنگیسر دهم در ره شهادت عشقسربه پای خدای دلتنگیاز خمار شراب بیزارمنوشم از باده های دلتنگیدلسپردن چقدر تاوان داشتمی دهم جان برای دلتنگیعاشق حس
 
بہ تو من مے بالم
و بہ هـر بغض نجیبے ڪہ دل تنگم را
بہ هـواے مددے یاد تو مے اندازد
 
 
 
بہ تو من مے بالم
و بہ اندوہ عمیقے ڪہ میان من و توست
عمق یڪ قطرہ ے اشڪ
اوج یڪ بوتہ ے نور
ڪہ مرا مے برد از خلسہ ے بودن با تو
تا بہ سرسبزترین نقطہ ے اوج
تا بہ آبادترین قلہ ے دور
 
 
 
بہ تو من مے بالم
بہ هـمین قطرہ ے اشڪ
و بہ سرچشمہ ے دنجش ڪہ در آن
نقش تصویر تو را مے بینم
نہ بہ اندوهـ 
بہ مهـر
دیدہ ام مے گرید
لبت آرام تر از آب بہ من مے خندد.
 
 
 
 
بہ تو من مے بالم .
و بہ خ
مثل کسی هستم که از هم فروپاشیده
مثل تیمی که یه گل میخوره و دیگه فرومیپاشه
مدام بازم گل میخوره
شکست پشت شکست غم پشت غم 
دیگه فک نکنم به هیچ کس اعتماد که سهله دل که سهله  حتی هم صحبت هم بشم
تاوان زیادی دادم سالهای عمر زیادی دادم تا اینو فهمیدم تا غم و حسادت دیگران و تو چشماشون ببینم وقتی که پیشرفت میکنم وقتی که خوشحالم
واقعا دوست ندارم با هیچکس دوست شم تحمل آشنایی با هیچکس رو ندارم چقدر سخته چطوری آدما میتونن باهم دوس باشن وقتی میدونن دروغن چقد
 
 
 
 
           علی میرزاخانی
 
آیا یک تمدار باهوش می‌تواند در مواجهه با مسائل اقتصادی به توانایی ذهنی و هوشی خود اکتفا کند و تصمیمات صحیح بگیرد؟ پاسخ پل ساموئلسون» اقتصاددان نامدار معاصر به این پرسش منفی است. 
 
ساموئلسون از وینستون چرچیل» به عنوان یک شاهد عینی نام می‌برد که فراست و نبوغ ی‌اش غیرقابل انکار بود اما در تمام طول زندگی‌اش از درک اصول اولیه اقتصاد عاجز ماند؛ تا حدی که وقتی با مسائل اقتصادی مواجه می‌شد خود را همچو
 
 
در رای شماره 91001509 شعبه 25 دادگاه عمومی حقوقی تهران(مجتمع شهید بهشتی) مورخ 27/12/1392 آمده است .در رای اخیر عنوان شده  است که  همان قانونگذاری که قانون مدنی را تصویب و وضع نموده است حدودا پس از ۳ سال با لحاظ و نگرش قانونی دست به تصویب قانون ثبت نهاده است و در ماده ۱۸۳ و ۳۳۹ قانون مدنی، عقد بیع عبارت از ایجاب و قبول میباشد و این ناظر به اموال منقول و غیر منقول تلقی می گردد. حال آنکه در قانون ثبت نسبت به بیع اموال غیرمنقول علاوه بر ایجاب و قبول رکن دی
مردم ایران سالهاست دارن تاوان بی کفایتی مسئولان اقتصادی رو میدن
جنابان نمی توانند ارزش پول ملی رو حفظ کنن و سال به سال که هیچ جدیدا روز به روز پول ملی بی ارزش تر میشه در نتیجه مجبورا کالا و خدمات رو گرانتر کنن تا در اصل متعادل بشه (ت تعادل بخشی در اقتصاد)
بابا کاری که شما می کنید همه بلدن دیگه این همه دبدبه و کبکبه و عنوان نمی خواد که
وایسا ارزش پول ملی بیاد پایین تر و تو هم قیمت ها رو بکش بالا
 
در مورد بنزین هم داستان همینه
چند سال دیگه باز
اعتماد کردن سخت است! والا سخت است! بلا سخت است! شوخی که نیست. داریم راجع به زندگی عزیزتر از جانمان صحبت می کنیم و فکر می کنم این را دیگر همه موافق باشند که تنهایی خیلی بهتر از بودن در یک رابطه ی اشتباه است. نیازها و طرز فکر ما هم با دوران ننه جان هایمان فرق دارد. مثلا خود من! در زندگی ام نمانده ام که از سر ناچاری با هر کم و کاستی بسازم! قرار است حالم دلم بهتر شود. آرامشم بیشتر شود و از همه بالاتر: انسان بهتری شوم! رابطه ای که مرا تبدیل به یک آدم دائم ا
.
دیدی چی شد؟
دیدی چی شد؟
گفته بودم تو وانمود کردن خوبم. 
وانمود کردم چشام سیاهی نمی‌رن.
وانمود کردم سرم گیج‌ نمی‌ره و می‌تونم بدون خوردن به در و دیوار برم جوراب بردارم و وانمود کردم دست و پام یخ نکردن که به جوراب احتیاج داشته باشم. 
بلند قهقهه زدم که اشکای گوشه چشممو توجیح کنم. خنده‌م شدید بود، اشکم اومد. 
دستای لرزونمو گرفتم تو بغلم و حرف زدم، زور زدم، تلاش کردم. هه.
دیدی چی شد؟
حالم خوب نیست. 
ببخشید. 
دیدی چی شد؟
دیدی عزیزم؟
دیدی همونی شد ک
سلام به همگی
ظلم هایی در زندگی بهم شده که تصور می کنم فرد ظالم عقوبتی هم ندیده. شاید هم دیده و من مطلع نشدم. از اول زندگی کلا انگار خدا با من مشکل داشت. اصلا به این اعتقاد دارید که هر کاری در دنیا بکنید بازتابش به خودتون برمیگرده؟
از تجربیات خودتون در ماجرای ظلم کردن و تاوان پس دادن بگید. داستان های واقعی از زندگی خودتون یا اطرافیان تون بگید، شاید من و امثال من دل مون آروم بگیره که خدایی هم هست. یک عده هم حواس شون به نامردی هایی که در حق دیگران می
من حدودا یک سال و نیمی هست که با یک آقایی به قصد ازدواج و آشنایی ارتباط دارم، از نظر اقتصادی و خانوادگی از ما پایین تر هستن ولی برام مهم نبوده و نیست و خود آقا برام مهم بود که تحصیل کرده هستن و شغل آبرومندی دارن.
ولی هفته پیش بعد از یک سال و نیم متوجه شدم که پدرشون اعتیاد دارن، خیلی ساله که اعتیاد دارن! این اطلاعات رو تونستم به زور ازش بیرون بکشم وگرنه تا چند مدت دیگه نمیگفت.
خب من ناراحت شدم از اینکه گذشته و خانواده اش رو زودتر به من نگفته، اگر ز
به غم شوریده چرخ آب و گلم را،
هوسها داده باد این حاصلم را.
غم و درد جهان بیعت نموده،
زدند آتش مکان و منزلم را.
 
جهانی را دل آرا می کنی، عشق،
گدایی را تو دارا می کنی، عشق.
توان دادن تاوان ندارم، مدارم کو،
مدارا می کنی، عشق.
 
دلا، خونی به جز غم حاصلت کو؟
تو ناصح، عاقل ناقابلت کو؟
ز درد و غم دلم آب و ادا شد،
نمی پرسد کسی باری، دلت کو؟
 
گذر کردم همه کوه و دمن را،
گذشتم من همه مرز چمن را.
ندانستم، فقط در سرحد مرگ
نمی پرسد کسی سرحدشکن را.
 
 به هر گامی دو
چرااااا
چرا وقتی بدمون بیاد سرمون میاد ولی وقتی خوشمون بیاد سرمون نمیاد؟!این انصاف نیست:(
امروز خانمx نشست دفتر و خیلی خصوصی درمورد خودش و زندگیش باهام حرف زد و گفت:تو که انقدر درکت بالاست میخوام بگی چیکار کنم.خب هر همکاری وارد میشد بعداز برخورد خانمx سریع عذر خواهی میکردو خارج میشد.و این جرقه دوم ِِ برای یه سری اتفاقات.خدا به خیر بگذرونه
از برخی خصوصیات همسرشون میگفتن و یه جا از غیرت و عاطفه و ایمان همسرش اشکمو به زور کنترل کردم که خانمx هم
از ده دوازده سال پیش میگم براتون!اندازه ی کف دست یک بچه بود که دیدمش و یکی از پاهاش زخمی،پاشو درمان کردم و تا به خودمون اومدیم دیدم بهم وابسته» ایم و این شد که پیشم موندگار شد،حتی شب ها خودش از جای خودش به زور و شیطنت میومد بیرون و من متوجه میشدم میاد کنارم میخوابه،یه گوشه زیر پتو!ماه ها گذشت و ما شب و‌ روزمون باهم بود ولی زود بزرگ‌ شد و باید میرفت تو طبیعتش؛سخت بود برام اما به نظرم بهترین کار بود که برم رهاش کنم،وقتی گذاشتمش زمین وسط طبیعت،
جدا از این که باید کسی که رفته رو رها کنی و ازش بگذری و خودت رو دوست داشته باشی بعضی وقت ها یه حسی به سراغت میاد که هیچ راه حلی واسش نیست. فقط باید زانوی غم بغل بگیری و بذاری زمانت بگذره. و اون حس رو بهش میگن دلتنگی. یه حسیه که واقعا هیچ کاری نمی شه واسش کرد. یعنی هر چقدر هم سعی کنی همه چیز رو فراموش کنی و ازش بگذری و خوب زندگی کنی یه دفعه یه جا بد جوری گرفتارت می کنه. و هیچ درمانی واسه دلتنگی نیست. 
و دلتنگی با خودش یه عالمه حس های بد دیگه به همراه م
سرنوشت فیلم سینمایی خانه پدری» و حواشی پیرامون آن نمونه‌ای قابل بررسی از سلسله تصمیمات هزینه‌ساز مدیران سینمایی است؛ تاوان این هزینه‌سازی‌ها را چه کسی می‌دهد؟
خبرگزاری مهر- گروه هنر: با صدور حکم توقف اکران فیلم سینمایی خانه پدری» ساخته کیانوش عیاری از سوی دادسرای فرهنگ و رسانه، انتظار می‌رفت پرونده یکی دیگر از تصمیمات هزینه‌ساز مدیران سینمایی با ورود مستقیم یک نهاد فراسینمایی مختومه شود، اما اینگونه نشد و طرح ابهاماتی درباره فرآ
دانلود آهنگ تیتراژ ابتدایی سریال ستایش ۳ با صدای اشکان کمانگری
ترانه: محمدمهدی سیار / آهنگساز: فرید سعادتمند
میکس و مسترینگ: نوید صالح زاده
دانلود موزیک رازهای مگو با لینک مستقیم و کیفیت اورجینال
 
تیتراژ ابتدایی سریال ستایش
[کیفیت 128 با حجم 2.9 مگابایت] [کیفیت 320 با حجم 7.1 مگابایت]
Danlod Music Jadid
 
 
Ashkan Kamangari – Razhaye Ma

متن ترانه ی رازهای نگو با صدای اشکان کمانگری:
این تنهایی حق من است
تاوان عاشق شدن است
میدانم این قصه پایانش روشن بود
این آتش از آغ
سلام. 
ام. مطمئن نیستم باید چطور شروع کرد. ما هیچوقت راه آشنایی اولیه رو خوب بلد نبودیم، مگه نه؟
پس فقط همینقدر بگم که میشناسی منو،میشناسم تورو ولی من می دونم و تو نمی دونی. به نظرت جمله ی احمقانه ای نبود؟ تو آدمایی مثل منو تحقیر می کنی. دردناکه ولی حقیقته. تو درعین حال آدمایی مثل منو دوست داری، مگه میتونه طور دیگه ای هم باشه؟.
گربه ی عزلت نشینم! مسیری که توش قدم برمیداری، یه مرحله از زندگیته. خوب میشد اگه می تونستم برات تغییرش بدم ولی راهی ن
مَن عَیِّرَ مُؤمِنا بِذَنبٍ لَم یَمُت حَتّی یَرکَبَه
هر که مؤمنی را به گناهی سرزنش کند، نمیرد تا خود آن گناه را مرتکب گردد.»
امام صادق (ع)
راهنمایی که بودیم یه دوست داشتیم که به غایت بدخط بود. جوری که صدای استادها در اومده بود که "آقاجان این چه وضعشه؟! قشنگ‌تر و مرتب‌تر بنویس!". این رفیقمون خودکار رو هم به یه سبک خاصی توی دستش می‌گرفت که قابل توجه بود. بیشتر مواقع با بچه‌ها دستش می‌نداختیم. امشب دیدم خودم همونجوری خودکار رو توی دستم گرفتم و
 
 
اگر تو اون هواپیما عزیزان خودتونم بود خانواده ی  خودتونم بود بچه های خودتونم بود 
اگر تو اون هواپیما کودکان دلبند خودتونم بود بازم همینجوری حرف میزدین ؟
بازم سکوت پیشه میکردین !؟
میگن تسلیت به خانواده هاشون !
میگن خدا صبر به خانواده هاشون بده ! میگن تسلیت !
انصافا فکر نکنین این غم فقط به اون ۱۷۰ و خورده ای سرنشین این هواپیما و خانواده هاشون برمیگرده !
به کل ملت ایرانم برمیگرده !!
این سکوت تون بطور قطع و یقین تاوان داره ! 
فردا روز در آینده با
این روزا یکی از دوستان داره پکیج هایی آماده میکنه که قراره برسه به دست بچه هایی که پدر و مادرشون خبط کردن و اونا رو به این دنیا اضافه کردن و  الان این بچه ها باید تاوان خبط اونا رو بدن. 
امروز تو ماشین داشت برام تعریف می کرد که بعضی از وسایل کامل هستند و یه سری چیزا کم اومده و باید تهیه کنه
 
یهو پرتاب شدم به دبستان خودم. اون زمان یکی از کارهایی که هر روز ما باید انجام میدادیم مشق نوشتن بود. 
فکر می کنم کلاس سوم دبستان بودم.
اون موقع تازه خونه گرف
دانلود آهنگ کامران مولایی آغوش ویرونه
Download New Music Kamran Molaei – Aghooshe Viroone
پخش بزودی – دمو آهنگ اضافه شد
 
 
کامران مولایی آغوش ویرونه
 
آغوش ویرونه ی من امنیتی برات نداشتکابوس تلخ زندگی راهی جلوی پام نذاشتمن سست و بی تعادلم نشد بهم تکیه کنیباعث شدم افسرده شی تو خلوتت گریه کنیتاوان سادگیت شدم تجربه ای تلخ و غلطدنیای ما یکی نبود من معذرت می خوام ازتنساز نسوز به پای من سازش کنی باختی
دانلود از لینک بالا اختصاصی منتشر شد
دیشب خانم همسایه نذری آورد گفت زهرا خانم ظهر نبودید الان براتون آوردم فردا ناهار نیستم گفتم بذاری برای ناهارت منم تشکر کردم گل های زعفرانی که مادرم گذاشته بود رو بهشون دادم و توضیح دادم این گل اصلا دور ریز ندارد از همه چیزش باید استفاده کنید و چطور استفاده کنید .
بعد امروز به طور کاملا ناگهانی یک چیزی اومد توی مغزم که چندساله مدام بهش فکر میکنم و  تلاش میکنم حتی راه های مختلف رو هم رفتم که درست بشه ولی نشده و الان حدود چهار ساله درگیرم امروز
گروه‌های مختلف عراقی بر انتقام خون حاج قاسم سلیمانی و ابومهدی مهندس تاکید کردند.
گروه‌های مردمی و دفاعی عراق پس از شهادت حاج قاسم سلیمانی و ابومهدی مهندس مواضع قاطعی مبنی بر وم انتقام از آمریکا و اذناب او در منطقه گرفتند.
در همین راستا فرماندهی حشد الشعبی از حامیانش خواست برای پاسخگویی به حمله آمریکا آماده باشند.
سخنگوی حزب الله عراق با احمقانه خواندن هدف قرار دادن کاروان حشدالشعبی از سوی آمریکا اعلام کرد که به زودی کلیه مواضع و پایگاه
همه ما آدما یه روز شکست خوردیم،نابود شدن آرزوهامونو با چشمامون دیدیم،از طرف کسی بی مهری دیدیم که تمام محبتمون رو ریخته بودیم به پاش،از نزدیک ترین آدما و عزیزترین آدما کاری ترین و عمیق ترین زخم ها رو خوردیم،یه شبایی آرزو کردیم کاش هیچوقت فردایی نباشه،رئیسمون بدون اینکه اشتباهی کرده باشیم سرزنشمون کرده،دنیا بی اینکه مقصر باشیم ازمون تاوان گرفته،یه اتفاقایی باعث شده از زندگی ببریم،یه خبرایی اشکمونو تا جایی در آورده که نفس برای کشیدن کم آو
این روزا خیلی بی‌فکر شدم، نمی‌دونم چرا فکر اینجاش رو نکرده بودم، عجبا.
متاسفم، بیشتر از همه برای خودم متاسفم ولی باید اینجا رو بندازم کنار، هرجور حساب می‌کنم تنها راه عاقلانه‌ای که دارم همینه. یه جورایی حس می‌کنم داره بهم ظلم می‌شه، ولی عیبی نداره، باید تاوان اشتباهاتم رو بدم.
الان تو فاز آهنگای جیسون واکرم، down و بیشتر از اون، echo. ولی خوبیش اینه که این روزا به همون سرعتی که ناراحت می‌شم زودی خوب می‌شم. خوبیش اینه که وقتی دیگه چیزی نیست ک
هرچیزی اما ذره‌ای از وزنش را بر روی شانه‌هایت باقی می‌گذارد و شانه هم مثل چشم عادت می‌کند. با این همه خاطره و انسان و حادثه اما چرا هنوز هم چون غباری سبک در دستان باد به هر سو کشیده می شویم و از طوفان‌ها می‌هراسیم. چه می‌خواستی از این زندگی؟ رسالت‌ات چه بود؟ شبی آغوش ‌اش را زیستن یا شنیدن ناله‌های شهوتناک‌اش در لحظه‌ی ایستادن زمان و یا حتی رسیدن به سینه‌اش و سر غلطیده در میان ‌هایش سبی سیر گریستن و همان دم مردن؟ آه تصد
 
شهید شیخی متولد سال ۱۳۷۶ و شهید رضایی متولد سال ۱۳۶۵ است و فرزند دوم شهید پاسدار مرتضی ابراهیمی به تازگی به دنیا آمده بود.
نحوه شهادت هر سه شهید بزرگوار نیز همانند ترورهای دهه ۶۰ به دست منافقین است. به طوری که در کمین و ایجاد حلقه محاصره، به وسیله سلاح سرد به شهادت رسیدند.
مراسم تشییع این سه شهید حفظ امنیت کشور چهارشنبه ۲۹ آبان ساعت ۱۰ صبح در ملارد و بهارستان برگزار خواهد شد. 
 
آن مردکی که گفت از صبح پس از برجام، شاهد لغو همه تحریم ها خواهی
نتونستم، هرکاری کردم نشد، دلم آروم نگرفت،
صبح پاشد واسه خودش رفت شرکت، فقط رو‌ در یخچال یادداشت گذاشته بود که: برگشتم ناهار میریم بیرون.
ته بخشش واسه آروم کردنم روز‌سالگرد مهسا همین بود :(((
ولی بس نبود.
به فرزانه زنگ زدم گفتم بریم سالگرد، باور نمی کرد بابا اجازه داده، گفته بود به خاطر من اونم نمیره، گفتم بیا بریم اجازه داد ، دروغ گفتم.
مهسا می دونم چقد زجر کشیدی مامان باباتو بالاسر قبرت دیدی، کنار هم! منم اندازه تو عذاب کشیدم، ازشون متنفر
الف.
ماه‌ها پیش نوشته‌بودم:
《 حالا که دارم فراموش می‌کنم چه به سرم آوردی، چیزی از درون به من می‌گوید که عشقِ وحشی تو بیش‌ از این می‌طلبد. بیش از این می‌ارزد. می‌پرسد که یادم هست یک‌شب‌هایی راحت خوابیده ام؟ حالا وقت تاوان دادن است. چون عشق تمامیت‌خواه تو نه تمام خوشی ها را، که تمام نفسم را هم می‌خواهد. آه، چه باک و چه چاره. 》
 
ب.
امشب که با ریتمِ آمریکای جنوبی خودم را تکان می‌دادم و تلاش می‌کردم زندگی کنم و التماس‌ می‌کردم‌ زندگی کنم و
کسی غم از دل شاعر ندارد،
ادب تاج است، یک تاجر ندارد.
ره من هم رسد بر آخر خط،
غم و درد جهان آخر ندارد.
 
دل من شکوه از جانان ندارد،
گله از بخت بی سامان ندارد.
غمی که خورده است، آسان نباشد،
توان دادن تاوان ندارد.
 
فدای عشوه و ناز و ادایت،
دل و جانم، دل و جانم فدایت.
ز جان سیرم، ز جان سیرم،
و لیکن ندارم سیریی از بوسه هایت.
 
دل و جانم، دل و جانم فدایت،
فدای عشوه و ناز و ادایت.
وضوی چشم زآب دیده بشکست،
تیمم می کنم با خاک پایت.
 
  چو رازی در دلم بنهفته ای ت
رمان هراس ابدی
دانلود رمان هراس ابدی اثر رقیه اروجی - Roqie69 با فرمت های pdf ، اندروید، آیفون و جاوا ویرایش شده با لینک مستقیم
هراس ابدی داستانی است از اشتباهاتی که تمام نمی شوند و می مانند و در نهایت باعث سقوط انسان می شوند ، این سقوط می تواند از یک ذهن ساده به یک هراس ابدی باشد و همان گونه که برای دختر جوان قصه ما به نام بهار بود ، بهاری که زندگی اش در چهار فصل نوشته می شود.
خلاصه رمان هراس ابدی
فصل اول از جایی شروع می شود که بهار در زندگی اش رنج می
 
 باید یک چیزی می نوشتم . خیلی فکر کرده بودم از کجا شروع کنم . اما یک حسی اجازه نمی داد که شروع کنم و آن چیزی نبود جز احساس ترس . ترس از گرفتاری و در بند شدن . همیشه در برابر افراد صاحب منصب ترس داشتم. زندان و اذیت و آزار و شاید شکنجه . آمادگی جسمی و روحی چنین برخوردهایی را نداشتم . برای همین در تمام این سال ها خودخوری و خودآزاری کرده بودم. این اراده را نداشتم که نظرات و عقاید خودم را به زبان بیاورم و یا روی صفحه بریزم . چون صراحت بیان تاوان هایی را د
اشکان کمانگری تیتراژ سریال ستایش 3 ( این تنهایی حق من است )
دانلود آهنگ جدید هنرمند اشکان کمانگری به نام تیتراژ سریال ستایش 3 ( این تنهایی حق من است ) با متن دو کیفیت Mp3 320 و پخش آنلاین 128 در جاز موزیک
Download New Music Ashkan Kamangari Titraj Ebtedaei Setayesh 3 With Text And Direct Links In jazmusic
متن آهنگ تیتراژ سریال ستایش 3 ( این تنهایی حق من است ) از اشکان کمانگری کامل
این تنهایی حق من است تاوان عاشق شدن است
میدانم این قصه پایانش روشن بود
متن آهنگ تیتراژ سریال ستایش 3 ( این تنهایی حق من
بسم الله الرحمن الرحیم
قلب قران یس است هرکه آن را بخواند الله صد هزار فرشته به او بگمارد که اورا از هر شیطان  رجیم و از هر آفتی نگه دارد و اگر در آن روز بمیرد به بهشت رود . هرکه بخواند الله برایش به هر خلقی که درد نیا است و هر خلقی که در آخرت است و در آسمان باشد به هر یک هزاران هزار حسنه نویسد و از او مانندآن را محو کند و به او فقر و تاوان و زیر هوار آمدن و  رنج وجنون و جذام و وسواس نرسد و در دی به او ضرر نرسد و از او سکرات موت و اهوان آن را سبک کند و ا
همه چیز برمیگرده به یک تصمیم به یک حس که بعدش همه چیز تغییر خواهد کرد وقتی رها کردم و رفتم شنیدم همه چیز تمام شده وقتی برگشتم دیدم هیچ چیز تمام نشده تازه برای من شروع شده کاش توانش را داشتم باز رها کنم پدرم میگوید بیا میروم و روحم میماند انگار وزنه به پاهایم بسته اند من مانده ام غریب آقای سین آمده تمام تلاشش را میکند ولی انگار همه چیز یکجا دورتر از این زمان تمام شده انگار لاید رها شوم تا پرواز کنم بال هایم سنگین است دیشب چهار صبح بیدار شدم به خ
بعد از نام و یا خدا ،اولین پست از چهل پست پیش رو،رو با الهام از سریال های ایرانی شروع می کنیم:یه روز از اوایل تیر ماه امسال برادر همسایمون سکته کرد. به فرداش نصف فک و فامیل هاشون با توجه به حدس دکتر که گفته بود نزدیکه تموم کنه ریختن خونه همسایمون.توی اون دو سه روزی که خونشون خیلی پررفت و آمد و شلوغ بود. از پدرم و اون یکی همسایمون و چند نفر دیگه که بین حرف زدناسون میپرسیدن که فلانی امروز و فردا رفتنیه؟ فقط و فقط یه جواب میشنیدم:"نه حالا".چرا؟چون بر
خردادِ پر حادثه، خردادِ پُر شور، خردادِ پر خاطره.
ماهِ خاطرات، خردادِ مُخاطرات، خرداد‌ِ خونِ دل. خرداد که می‌‌رسد، دل پَر می‌‌کشد به روزهای پُر امید، روزهای پُر نشاط، پَر می‌‌کشد به آسمانِ رویا، رویای آزادی. دل پر می کشد به هوایی که قرار بود نفس کشیدن آسان‌‌تر باشد.
روزهای جَدَل برای جامعه ی مدنی. روزهای میتینگ‌‌های ی، لبخندهای مرموزِ دموکراسی، گریه های از سرِ شوق، خنده‌‌های از سر ذوق.
رومه‌‌های دوم خردادی، شهیدانِ را
استراتژی سه مرحله ای وارن بافت در انتخاب هدف
در این گفتار در باره استراتژی بسیار ساده اما کاربردی 3 مرحله ای با شما صحبت می کنم که وارن بافت، سرمایه گذار افسانه ای آمریکایی، به کارمندانش برای انتخاب هدف درست در مسیر موفقیت شغلی آموزش داده ولی در هر زمینه زندگی و در هر بازه زمانی قابل تعمیم و کاربردیه. اساس و پایه ی این روش بر روی تعیین اولویت های مهم زندگی شما نهاده شده و تاکید می کنه که رمز بزرگ موفقیت و پیروزی در زندگی، تمرکز بر اولویت ها نی
شاید هیچکس در تاریخ فراموش نکند که یک نفری آمد و با دو جمله در دو دوره متوالی توانست رئیس جمهوری اسلامی ایران شود. آمد و گفت "من #سرهنگ نیستم، من حقوقدانم" گوی سبقت در انتخابات را ید، دستی تکان داد و 4 سال فلاکت را به ارمغان آورد. 96 هم آمد گفت "میخواستند در پیاده رو ها #دیوار بکشند" گوی سبقت را ید لبخندی زد و زندگی ما به خاک سیاه کشیده شد.جریانی در کشور خوب یاد گرفته است که برای پیروزی در #انتخابات نیازی به فعالیت آن چنانی نیست، سکو هایی ا
دانلود ریمیکس رضا بهرام مو به مو
ایز بزرگ جوان ریمیکس ، دانلود ریمیکس رضا بهرام بنام مو به مو با متن و دو کیفیت عالی
Remix : Dj Dynatonic
Download New Remix Reza Bahram Moo Be Moo With Text And Direct Links 320 & 128 In Javan Remix
 
جدیدترین ریمیکس رضا بهرام عزیز را می توانید هم اکنون از جوان ریمیکس دانلود نمایید.
این ریمیکس توسط دایناتونیک منتشر شده است.
ریمیکس به آهنگ مو به مو رضا بهرام تعلق دارد.
امیدوارم از ریمیکس لذت ببرید.
در صورت بروز هرگونه مشکل با ما در ارتباط باشید.
متن آهنگ م
دوستم پرسیده بود اونجا بارون میاد و من چند ثانیه مکث کرده و جواب داده بودم نمیدونم،آره فکر کنم میاد یه صدایی میشنیدم.
از این جوابی که دادم غصه ام گرفت.یه روزی به مادرم میگفتم تنها پدیده ی این دنیا که هیچوقت برام تکراری نمیشه تماشای نم نم بارونه و حالا تمام بعدازظهر و عصر بارون نم نم بود که میبارید و من حتی بهش توجه نکرده بودم.امروز هم بارون بارید.به روال دیروز نم نمک و بی آزار اما این بارن در تمام تایم های استراحتم اول دویدم،در رو باز کردم،ن
تو این سیزده روزی که رفتم سر کار، امروز صاحب کار دو تا دسته گل به آب داد و به نام من ثبتش کرد.
1) هر لباسی رو نمیشه با هم شست. برخی لباس ها رنگ پس میدن. برخی زیاد باید شسته بشن و برخی متوسط و برخی هم فقط آبکشی. تو اینها برند هاکوپیان از همه گرون تر و شستن اون مهم تر هست. من بی اجازه صاحب کار هیچ لباسی رو توی لباسشویی ننداخته و کاری نمیکنم. کاری که میکنم جدا کردن لباس های تیره از روشن و گشتن جیب اونها و چک کردن اینهست که لکه های نداشته باشن. امروز دقیقا
در این قسمت داستان سریال کلاغ و عکس های بازیگران سریال ترکی کلاغ را آماده کرده ایم.
عکس و بازیگران سریال کلاغ
در خلاصه داستان سریال ترکی کلاغ سیاه آمده است:
یوسف و ریفات دو دوست و همکار پلیس هستند که با همدیگر مثل برادر می مانند و در تلاش هستند که یک عملیات بزرگ برای دستگیری فروشنده مواد به نام شرف داستانی ترتیب بدهند
و شرف که خودش را در خطر دستگیری می بیند سعی می کند با رشوه دادن به این دو پلیس خودش را نجات بدهد
و ابتدا به یوسف پیشنهاد می دهد
ارزش دلار نصف شد، قیمت‌ها در اوج ماند قیمت‌هایی که قصد پایین آمدن ندارند
در حالی که ارزش دلار در یک ماه گذشته تقریباً نصف شده،
قیمت‌ها همچنان در اوج مانده است. گوشت قرمز، مرغ، ماهی و دیگر محصولات
هنوز به هیچ علامتی پاسخ نمی‌دهند. قیمت
گوشت قرمز ، گوشت مرغ و ماهی در ماه‌های گذشته به شدت بالا رفته و قصد
پایین آمدن ندارد. کسانی که به بهانه بالا رفتن قیمت دلار این گونه محصولات
را گران کردند با پایین آمدن دلار هم ب
 
مهدی احمدوند 29 بهمن 1370 در شهر کرج متولد و بزرگ شده همین شهر می باشد و اصالتا همدانی است.
با
استعداد در موسیقی به طوری که شروع به کار موسیقی او از 14 سالگی و با
ویولن بوده. اولین کاری که او ساخت اهنگ 'خیلی دوست دارم یه روز' بوده که
شعر و اهنگ سازی و تنظیم  کار توسط خودشون انجام شد.
اولین کاری که برای شخص دیگری تنظیم کرد اهنگ ' تاوان ' برای سامان جلیلی بود.
 
و نظرش  در مورد سامان :
سامان
پسر خوب و با استعدادی هست بعضی ها میگن که تنظیم من باعث پیشرفت
زهرمیریزد به کامم روزگار نامراد
گوئیا حتی خدا هم میکند بامن عناد
کاتب تقدیر من بی رحم و بی وجدان است
انچه بنوشته سراسر درد بی درمان است
من سزاوار چنین تاوان و دردی نیستم
من حریف دراینچنین جنگ و نبردی نیستم
درنبردی که خداخواهان تحقیر من است
دشمنم وقتی خدا وبخت و تقدیر من است
میزنم فریاد که من بازنده ی پیکارم
میدهد قسمت و تقدیر بسی آزارم
من نمیدانم چرا خدا زمن برگشته
ازچه تقدیر مرا اینهمه بد بنوشته
داغها بردل من این روزگار بنهاده
شیرم اما زجف
رمان سفر به دیار عشقدانلود رمان سفر به دیار عشق اثر arameshgh20 با فرمت های pdf ، اندروید، آیفون و جاوا با ویرایش جدید و لینک مستقیم
خلاصه بعد از چهار سال بیزاری مادر ، پدر ، برادر ولو فامیل با توجهات کراهت بار تنها به جرم بی گناهی ، سرانجام بیگانه ای را می بیند که از هر آشنایی برایش مونس تر و این شروعی دوباره برایش است …
خلاصه رمان سفر به دیار عشق
همینجور که قدم میزنم یکی از شعرهای فروغ رو برای خودم زمزمه میکنم : ای ستاره ها که بر فراز آسمان با نگاه خ
دانلود آهنگ پسرم از داریوش آرتا هم شد. میدونی روز طلاق بهم چی میگفت؟ میگفت فکر میکردم باهوشتر از اینها باشی، اما تو خیلی دیر فهمیدی. میگفت غرورت، توهم زرنگیت، تو رو به اینجا کشوند. نفرتم نسبت به شیوا بسط پیدا کرد، هر روز و هر روز بیشتر شد، کم کم به جایی رسید، که از تموم دخترهای محجبه متنفر شدم. خروج دست مریم از دستم، بهم ثابت کرد منظورمو فهمیده. خواست بلند بشه اما نذاشتم، اونو کشیدم توی بغلم، مقاومت کرد: ولم کن آریا، تو بخاطر یه نفر دیگه منو مج
 
تهران و بوی ذرت مکزیکی و غروب
تهران و چند خاطره ی افتضاح و خوب
تهران و خط متروی تجریش تا جنوب
این شهر خسته را به شما می سپارمش
 
تهران سکته کرده ی از هر دو پا فلج
تهران وصله پینه شده با خطوط کج
تهران تا همیشه ترافیک تا کرج
این شهر خسته را به شما می سپارمش
 
من روزهای خونی و پرالتهاب را
من سطل های سوخته ی انقلاب را
بر سنگفرش کهنه بساط کتاب را
بوسیدم و برای شما جا گذاشتم
 
من خش و خش رفتگر از صبح زود را
سیگار بهمن و ریه ی غرق دود را
من هر که عاشقم شده
چه تقدیری نوشتی تو که خوش پایان نمیگیرد 
که این شوریده سر هرگز دگر سامان نمیگیرد 
 
هر آنچه بر دلم آمد تنِ زارم کشد بر دوش
ببین خم گشته این قامت دگر درمان نمیگیرد 
 
طبیبی جز تو ار باشد مرا از او نشانی ده
طبیبم گر نباشی تو غمم پایان نمیگیرد 
 
زلیخا وش دلم خون شد ز هجران رُخش ساقی
که نقشی جز رخِ دلبر دلم آسان نمیگیرد 
 
بسی آشفته و لرزان شدم در کوره راه عشق
دگر این بلبل عاشق  رهِ بُستان نمیگیرد 
 
بیا و زین دلم بُگذر که در فصلِ خزان دیگر
قدح از د
دانلود آهنگ ندیم کافیه با کیفیت 320 و 128 + متن آهنگ
هم اکنون ترانه جدید ندیم ینام کافیه را دانلود کنید و گوش دهید از جاز موزیک
Exclusive Song: Nadim | Kafiye With Text And Direct Links In jazzMusic
متن آهنگ کافیه ندیم
»───♫♫●|●|●♫♫───بد کردم با خودم … !دارم عشقو از دست میدم … !رد دادم ای خداتاوان ـه چی رو پس میدم … ؟»──|♫●|──تصمیمشو گرفت … !داغ بودم نفهمیدموقتی که میرفت … !از تعجب میخندیدم … !─|♫●|─دلم میخواد عاشق بشم … !باز انتخابت کنمبه هر کاری دست میزنم … !تا
بیمه گزاران محترم ، یعنی عزیزانی که بیمه نامه می خرید و در بیمه نامه اسم شما به عنوان بیمه گزار» نوشته شده است ، آگاه باشید ، اینکه حادثه دیده کارگر شما باشد و یا پیمانکار شما ،   در ارزیابی مسئولیت اشخاص در قبال حادثه دیدگان در محل و موضوع فعالیتی  که شما بیمه کرده اید  ، در بسیاری از مواقع فرق خواهد کرد
 بنابراین از روی دلسوزی و یا به هرعلت دیگر ، اگر مصدوم  پیمانکار شما بود ، به کارشناس نگویید که بنده خدا کارگر من بود ، با توجه به و ظایف تع
 
بیوگرافی سام کرمی
 
 
سام کرمی متولد 19 آبان 1368 در اصفهان، بازیگر است
 
فارغ التحصیل لیسانس مهندسی صنایع می باشد، با تله فیلم بازیگری را شروع کرد تا اینکه وارد سینما شد و حالا برای این عشق، مسیر زندگی اش را تغییر داده است
 
 
اصالت و کلاس بازیگری
 
اصالتا شیرازی بوده اما بزرگ شده اصفهان می باشد
 
از سال 1387 وقتی 19 ساله بود دوره های بازیگری را در انجمن سینمای جوانان زیر نظر اساتیدی چون خانم لیلا پرویزی و آقاری آرش آبسلان گذارند
 
شروع حرفه ای
 
نامه سرگشاده به سردار سلیمانی:
 
*سردار سلیمانی لطفا برگرد*
*این جماعت امنیت نمیخواهند ، آرامش زیر دلشان زده ، سردار از سوریه برگرد و مدافعان حرم را هم با خودت بیاور !!!*
*بگذار در کرمانشاه و همدان و تهران با آنها بجنگیم ، مگر کودک سوری گناه کرده که تاوان حفظ امنیت ایران را بدهد ، آنهم امنیت جاده چالوس _کرج ، که در روز شهادت امام صادق زدند و رقصیدند.*
*بگذار ناله کودکان ایرانی هم بلند شود ، مگر خون آنها رنگین تر از خون کودکان یمن است.
سردار سلیم
اوشون خانم حدود 1ساعت پیش به اون بنده خدایی که مامانم گفته بود واسطه بشه باهاش حرف بزنه اطلاع دادن که چون پسرشون ۱۰ماه از من کوچیکتره نمی‌خوام باب صحبت و آشنایی باز بشه
ایشون متولد اردیبهشت 76 هست و من اسفند 76
نظرش محترمه ولی منطق من میگه سن خیلی مهمه ولی خب تنها فاکتور رد یا قبول یه نفر اونم با 10ماه اختلاف خیلی نامردیه
اوشون خانم دلت بسوزه من یه چفیه از آقا دارم که تقریبا همه ی زیارت هایی که رفتم و همه ی نماز شب هایی که خوندم و رو دوشم بوده
تا حالا براتون پیش اومده یا نه؟
اینکه هرجایی برید حس کنید تنهایید
و حس کنید که قراره تا مدتها همین وضعیت ادامه داشته باشه.
حس میکنم زندگی برام داره یه بازی مسخره میشه ازینکه داره بازیم میده واقعا خسته شدم.شدم کلونی نرسیدن‌ها».گیر کردن تو یه چرخه به نام تنهایی» و به تعریفی دقیق‌تر از دست دادن کسایی که دوستشون دارم».
فکر میکنم تو این دنیا جایی واسه یه دختر مثل من» پیدا نمیشه.کسی که از بروز احساسات واقعیش میترسه،کسی که نمیتونه به آدم
سلام مامان، خوبی؟ چه خبر؟ چیکارا کردی؟ قبول باشه. دمت گرم، دیگه چیکار می‌خواستی بکنی؟ روز تاسوعا اینهمه خودت رو خسته کردی، عاشورا هم که کم نذاشتی. ایشالا هفته‌ی بعدی که نذر داری، میام خونه. به داداش گفتم اگه تونستین یه وعده برنج نذری برام نگه دارین. کار داداش چی شد؟ ای بابا. خب بذار مسئولیت کارهاشو بپذیره و تاوان کم‌کاری‌هاش اگر کم شدن از پس‌اندازهاشه، خودش پس بده. من نمیگم همه‌ی تقصیرات گردن اونه، بله جامعه هم مقصره. اما کی و کِی باید ای
‍ درود همراهان گرامی#نقد_شعر #انجمن_ادبی_شعر_باران #مدیریت_برنامه ؛#بانو_مریم_راد #مورخ؛۹۸/۸/۱۴سه شنبه#ساعت_شروع :(۲۲)♋️☯♋️☯♋️☯#سپید_اولبار هوس حوا بر دوشبرزخدوزخناگوار روزگار خویش را مهمان استنواده آدمدوشیزه امروزتاوان می دهد گناه ناکرده راچاره نمی شود گره های کورسرانگشت شفاچشم بینا طلب می کنندکور شوماگراگر به دست تو ره هموارآب به آسیاب آرامش سرازیر نگردد#مهدی_رفوگر ـــــــــــــــــــــــــــ#سپید_دومقطعه127از جنوب آمدفتح شمال د
 
بیوگرافی سام کرمی بازیگر با عکس های شخصی و داستان زندگی‌نامه از شروع تا شهرت و همسرش را در سایت فتوکده می خوانید
 
بیوگرافی سام کرمی
 
 
سام کرمی متولد 19 آبان 1368 در اصفهان، بازیگر است
 
فارغ التحصیل لیسانس مهندسی صنایع می باشد، با تله فیلم بازیگری را شروع کرد تا اینکه وارد سینما شد و حالا برای این عشق، مسیر زندگی اش را تغییر داده است
 
 
اصالت و کلاس بازیگری
 
اصالتا شیرازی بوده اما بزرگ شده اصفهان می باشد
 
از سال 1387 وقتی 19 ساله بود دوره های
به این فکر میکنم که اگر میزان ناراحتی به نهایی ترین حد از ظرفیتم حمله کند ایا با حرف زدن و شکایت کردن و نمیتوانم گفتن و . می توان مشکل را حل کرد؟
قدیم ترها بیشتر حرف میزدم از اینکه چرا همه چیز اینقدر برایم سخت شده ولی حالا از هر دری حرف میزنم جز ان سختی که بی مهابا به جانم افتاده است. شاید چون این سال ها به من نشان داده صحبت کردن از این سختی  و هر سختی دیگری که مسئولیتش با خودم است حتی با نهایت اشک و زاری چیزی را تغییر نمیدهد چه بسا ان را بدتر هم
به این فکر میکنم که اگر میزان ناراحتی به نهایی ترین حد از ظرفیتم حمله کند ایا با حرف زدن و شکایت کردن و نمیتوانم گفتن و . می توان مشکل را حل کرد؟
قدیم ترها بیشتر حرف میزدم از اینکه چرا همه چیز اینقدر برایم سخت شده ولی حالا از هر دری حرف میزنم جز ان سختی که بی مهابا به جانم افتاده است. شاید چون این سال ها به من نشان داده صحبت کردن از این سختی  و هر سختی دیگری که مسئولیتش با خودم است حتی با نهایت اشک و زاری چیزی را تغییر نمیدهد چه بسا ان را بدتر هم
نام کتاب: ناقوس
به قلم: نجمه کامل
ژانر: ماورائی، ترسناک
منبع: رمانسرا
خلاصه:یگانه بر سر شیطنت نوجوانانه‌ی خواهرش یلدا، آرامش زندگی‌‌اش را از دست می‌دهد و بی‌خبر از همه جا باعث قتلی ناخواسته می‌شود، و حالا باید تاوان آن‌ را پس دهد… قتلی که خود نیز از وقوع آن بی‌اطلاع بوده؛ آن‌هم نه قتل یک انسان بلکه…
باید دید سرنوشت او را به کجا خواهد برد، آیا می‌تواند از انتقام جان سالم به در ببرد یا…
لینک دانلود
دانلود فایل PDF
دانلود فایل APK
 
نام کتاب: ناقوس
به قلم: نجمه کامل
ژانر: ماورائی، ترسناک
منبع: رمانسرا
خلاصه:یگانه بر سر شیطنت نوجوانانه‌ی خواهرش یلدا، آرامش زندگی‌‌اش را از دست می‌دهد و بی‌خبر از همه جا باعث قتلی ناخواسته می‌شود، و حالا باید تاوان آن‌ را پس دهد… قتلی که خود نیز از وقوع آن بی‌اطلاع بوده؛ آن‌هم نه قتل یک انسان بلکه…
باید دید سرنوشت او را به کجا خواهد برد، آیا می‌تواند از انتقام جان سالم به در ببرد یا…
لینک دانلود
دانلود فایل PDF
دانلود فایل APK
 
بسم الله الرحمن الرحیم
اخیرا دعام فقط خیر بود فقط اونچیزی که به صلاحه نه اون چیزی که من میخوام هروقت اراده دعا میکردم خیر میخواستم
چند وقت پیش که رفته بودم پابوسی حضرت معصومه خیلی خیلی زیاد با بانو حرف زدم حرف های دوتا هم جنس سبک و سیاقش کلا فرق میکنه ازشون خواستم اونچیزی که صلاح منه اتفاق بیفته.
قبل از طلاق هم رفتم حرم برای اولین بار و آخرین بار ان شاالله امام رو قسم دادم به عزیزاشون که اونچیزی که صلاحه اتفاق بیفته گفتم همه چیو سپردم به خود
سامان جلیلی از نوجوانی علاقه زیادی به خوانندگی داشته و از ۱۶ سالگی گیتار زدن را شروع کرده و با تشویقی که از سمت خانواده و دوستان داشته تصمیم گرفته این کار را به صورت جدی و حرفه ای دنبال کند.
 
 سامان جلیلی زاده روز ۳ مرداد ۱۳۷۰ متولد کرج و اصالتا شمالی (مازندران بابل ) است. ملیت ایرانی و پیشه خواننده سبک پاپ می باشد و در حدود ۱۸۵ سانتی‌متر قد دارد.
 
سامان جلیلی از نوجوانی علاقه زیادی به خوانندگی داشته و از ۱۶ سالگی گیتار زدن را شروع کرده و با ت
اگر معتقدید مردم نباید کاری کنند که دشمن و اراذل و اوباش فرصتی برای ایجاد اغتشاش و ناامنی به دست آورند، لطفا از خودتان، که اسم مسوول» را یدک می کشید، شروع کنید و کاری نکنید که مردمی با این همه شرافت و نجابت، که تا به حال در هر شرایطی کوتاه آمده اند و با هر سختی که پیش آمده ساخته اند و هر جا لازم بوده  برای دفاع از وطن، مقابل دشمن ایستاده و جان داده اند، به این جایشان برسد و کاری کنند که دشمن و اراذل و اوباش فرصتی برای ایجاد اغتشاش و ناامنی به د
۱. اینترنت خونه تموم شده بود. چند قسمت از انیمی "توکیو غول" مونده بود.از " حمله به تایتان" جذاب تر نیست ولی خب بهتر از هیچه.  گوکل باز کردم که یه شارژ اینترنتی بخرم. مامان داشت حرف می زد و من سرم تو گوشی. نمی دونم از کدوم خاله خان باجی داشت حرف می زد. اصلا نمی شنیدم. می خواستم به جای ۲ تومن، ده تومن بگیرم و به گزینه یک ۱۰۰۰۰۰۰ ریال به عنوان ۱۰۰۰۰۰ریال نگاه کردم و شد آنچه نباید می شد. صد هزار تومن ناقابل شارژ خریدم. پیامکش که برام اومد هی پشت سر هم صفرا
اگر معتقدید مردم نباید کاری کنند که دشمن و اراذل و اوباش فرصتی برای ایجاد اغتشاش و ناامنی به دست آورند، لطفا از خودتان، که اسم مسوول» را یدک می کشید، شروع کنید و کاری نکنید که مردمی با این همه شرافت و نجابت، که تا به حال در هر شرایطی کوتاه آمده اند و با هر سختی که پیش آمده ساخته اند و هر جا لازم بوده  برای دفاع از وطن، مقابل دشمن ایستاده و جان داده اند، به این جایشان برسد و کاری کنند که دشمن و اراذل و اوباش فرصتی برای ایجاد اغتشاش و ناامنی به د
عکس آقای خامنه ای

تبلیغات

آخرین مطالب