نتایج پست ها برای عبارت :

تكي مست كنم تكي سيگارو دود كنم واسه تولدم تكي شمعارو فوت كنم

دانلود آهنگ جدید سارن به نام واسه تولدم با لینک مستقیم
Download New Song By Saaren Called Vase Tavalodam With The Quality Of 128 And 320
دانلود آهنگ سارن واسه تولدم 320
دانلود آهنگ سارن واسه تولدم 128
ایز ویژه وبلاگ برای شما با دو کیفیت mp3 که جدیدترین و آخرین اهنگ پرطرفدار منتشر شده با صدای سارن است. ابتدا با پخش آنلاین موزیک را کامل گوش کنید و چنانچه دوست داشتید خیلی آسان به صورت رایگان دانلود کنید و لذت ببرید. همچنین شعر و تکست آهنگ برای شما آماده شده است. برای دانلود بهترین
با اینکه هی تاکید میکنم که جشن تولد و تبریکاتش باید تو خود روز تولد باشه اما شرایط یهو جوری میشه که امروز (فردای تولدم) برام تولد میگیرن! بفرمائید کیک :)
امروز که رفتم سرکار یه کادوی عالی از همکار جدیدمون (مهسا) گرفتم. یه تبریک تولد اونم به زبان کره ای. خدا میدونه چقد برا اینا ذوق کردم :)
+ موقع فوت کردن شمع هام اصلا به فکر کره و کره ای ها نبودم، باور کنین راس میگم :)
+ از همه ی کسایی که روز تولدم خصوصی و عمومی تبریک گفتن، اونایی که تبریک نگفتن و یاد
دیروز تولدم بود.راستش احساس میکنم از وقتی پای اینستاگرام و عکسهای دلبرش به زندگیهامون باز شده سطح توقعات و انتظاراتمون هم بالا رفته.عکس های عروسی یا عکس های تولد دیگران رو میبینی،ناخودآگاه  خودت رو باهاشون مقایسه میکنی.اما خب با این اوضاع،باز من انتظار خاصی برای تولدم نداشتم و ندارم.یعنی انتظار جشن تولد،بادکنک،کیک و کادوی آنچنانی(مثل جشن تولدهای اینستاگرامی) رو ندارم.دلم فقط یه کیک کوچولوی دو نفره و یه هدیه میخواست.ولی هیچی به هیچی.
اول
از شوقم امشب چمدون بستم واسه دو هفته دیگه.
میدونی؟میترسم.میترسم مثل پارسال بد بخوره تو پَرَم.
میترسم روز تولدم ،مخصوصا ک هوا هم ابری باشه(پارسال کذایی) زار زار گریه کنم
وای وای.
یک دنیا برنامه ریخته بودیم
دو هفته سرکلاس ریاضی و زیست و شیمی و دینی لحظه به لحظه ی اونروز رو نقاشی کردیم و جزئیاتشم برنامه ریزی کردیم.کاش نمیکردیم
ولی همش رفت رو هوا
 
من،روز تولدم،دلم نمیخواست تبریک هیچکس و جواب بدم،خالم زنگ زد پشت تلفن گریه کردم،پارسال ر
سال‌های دانش‌آموزی همیشه دوست داشتم تولدم ایام مدرسه‌ها می‌بود و تبریک دوستان و همکلاسی‌هایم رو‌ هم می‌شنیدم، ایامی چند گذشت و هر سال خوش‌حال تر که متولد تابستانم و دوستان واقعیم فقط تبریک می‌گویند، که خب این امر هم سال‌های آخر دبیرستان و حضور گوشی‌های همراه محقق می‌شد، بعدتر اما دیدم فقط دوستانی که بعد از تولد هم میبینمشون و مرتبطم باهاشون تبریک می‌گویند و هر سال فراری‌تر می‌شدم از تبریک‌های زبانی و در یاد تقویم‌های گوشی!!! در
 
عشقم کنارم نبود دوستام نتونستم کنارشون باشم دوستم به خاطر من حرف خورد امید تو نبودی 
بدون تو انگار من همینم که سرپرست درو محکم روم ببنده که از پشت حالت میله های زندان در بیرونو نگا کنم فقط غمه و غم 
نمیدونم چرا چرا جا آغوش گرم تو من و.این همه غم تنهاییم 
چرا من اینقد باید گریه کنم که رگ چشام بخواد بترکه 
خسته ام از اینهمه غم نا ندارم 
دلم خنده میخواد روز تولدم حتی انگار نمیتونم دوباره بخندم سرم درد میکنه چرا منو تو قلعه ی غم گیر انداختن حتی ر
کودکی به مامانش گفت: من واسه تولدم دوچرخه می‌خوام. "بابی" پسر خیلی شری بود. همیشه اذیت می کرد. مامانش بهش گفت: آیا حقته که این دوچرخه رو واسه تولدت بگیریم؟ بابی گفت: آره.مامانش بهش گفت، برو تو اتاق خودت و یه نامه برای خدا بنویس و ازش بخواه به خاطر کارای خوبی که انجام دادی بهت یه دوچرخه بده. نامه شماره یکسلام خدای عزیزاسم من بابی هست. من یک پسر خیلی خوبی بودم و حالا ازت می خوام که یه دوچرخه بهم بدی.دوستدار تو - بابی
بابی کمی فکر کرد و دید که این نام
 
چند سال است  از چند روز مانده به تولدم اهنگ یه روزی می اد خواجه امیری را گوش می دهم .
دلم برای اون شبی که تولدم ،کهف شهدا بودم و تو تاریکی با ف این اهنگ را گوش دادیم و گریه کردم ، تنگ شده
تا قبل از شروع بیست و هفت سالگی.اولین وکالت ام را گرفتم اولین دعوا را برده ام طعم شیرین اولین حق الوکاله را چشیدم
تا قبل از شروع بیست و هفت سالگی.شکست را تجربه کردم گریه کردن و تنهایی راه رفتن را تجربه کردم
تا قبل از شروع بیست و هفت سالگی .من درد زند
ساعت نه صب رسیدم و جریان فرفره وار خوشبختی و خوشبختی و خوشبختی و فقط مرور کردم و از ته دلم نفس عمیق کشیدم
چقد خوبه که خدا میزاره بعضیا بیان تو زندگیش،تا بفهمه در عین بدبختی چقد خوشبخته،درعین اشک تو چشم چقد شاده،در عین دل شکستگی چقد پر از عشقه و من هزارتا دنیا خوشبخت و شاد و پر از عشقم تا هستی:)
چهارشنبه پنجشنبه و جمعه ای که گذشت فوق العاده ترین روزهای عمرم بود.
روز تولدم جمعه:)
و امروز که روز دانشجو بود،به شخصه استوری نذاشتم و از شنیدن تبریکا د
6 ماه جلو تر کادوی تولدتو از بابات گرفته باشی.
هعیهمه هیجانش تو اوج ناراحتیای اون روزام هدر رفت.
یعنی دیگه واقعا هیچی برای تولدم نمیگیره؟ هیچی؟ حتی یه چیز خیلی خیلی خیلی کوچیک؟ نه؟
آخه چرااااااااااااا؟!!!:(((
+پارسال چقدر نگران بودم که تولدم قراره چجوری باشه بعد از.
بعد از تولدم  چقد خیالم راحت شد که قرار نیست اونقدرام بد باشه.چقد ساده بودم.چه ساده دیگه نیستی.
شاید بالاخره بتونی ارور رو رفع کنیولی اینکه ندونی مشکل کجا هست که این کوفتی بالا نمیاد واااقعا کار سختیه -_-
.
.
اقا اقا اقا
یه دعوای باحال کردیم باهم خوشالم
فک کنم وبلاگم کامل نوسان رو حس میکنه
انی وی
سه تا کار مهم دارم تا آخر تابستون
تایپ انگلیسیم رو قوی کنم
زبان کار کنم واسه تعیین سطح نندازنم سطح پایین
پی اچ پی رو یه جوری تکمیل کنم که تو طول سال بتونم کار گیر بیارم
معدل این ترمم بیاد بالای 15 :(
این ربطی به تابستون نداشت، ولی خب
.
.
واسه ترم بعد
دیروز روز تولدم بود.
پارسال این‌موقع‌ها بسیار خوشحال بودم و در جشن تولدم دقیقا احساس می‌کردم خوشبخت‌ترین آدم روی زمین هستم.
امسال این‌روزها بیش از هرزمان دیگری احساس تنهایی می‌کنم. بیش‌تر از هرزمان دیگری احساس می‌کنم چقدر هیچ‌کسی شبیه به من نیست.
دوستانم برایم در یک کافی‌شاپ جشن تولد گرفتند، دو روز زودتر از تولدم، چون عقیده داشتند بعدا وقت نمی‌شود.
برگزار کردن آن جشن برای آن‌ها نوعی رفع تکلیف بود، دقیقا رفع تکلیف. هم جشن گرفتنشان،
آه مائده عزیزم!میدونم که چقدر دوست داشتی بلد میبودی گیتار بنوازی یا پیانو و یا هر آلت موسیقی ای دیگه ای! بهت قول میدم یه روز یادمیگیریم و همچنین بهت قول میدم یه تلسکوپ گنده بخریم و بذاریم روی پشت بوممون و شب تا صبح ستاره تماشا کنیم! 
امشب قراره بریم کفش بخریم! و مادر و پدر بالاخره از ایدئولوژی "کفش گرون و مارک بخریم اما دیر به دیر" کوتاه اومدن و به کفش های فیک رضایت میدن.میدونی؟همون کفشی که تا پارسال 300تومن بود الان یک و خورده ای شده و واقعا بی
جملات و عکس نوشته های تولدم مبارک نیست برای خودم
تولدم مبارک نیست
تولدم را با یک کیک تنهایی
چند شمع اشک
و یک کادو پیچیده به اندوه
جشن میگیرم

تبریک تلخ تولد خودم
تولدم مبارک نیست
دلم گرفته غمگینم
هوای خونه دلگیره
تو رو اینجا نمی‌بینم
تولدم مبارک نیست
شکسته قلب داغونم
تو نیستی و من از دوریت
خودم رو مرده می‌دونم

تولدم مبارک نیست غمگینم
تولدم مبارک نیست
آخه اونی که میخوام کنارم نیست

تولد غمگینم مبارک
تولدم مبارک نیست                           د
من تلاش کردم تو این خونه واسه تولد ارزش قائل شن اونوقت تنها چیزی که گیرم اومد این بود که فقط از طرف خواهرم اونم یواشکی کادو میگرفتم با یه تبریک خشک و خالی نه کیکی نه عکسی و نه هییییچ چیز دیگری بقیه ام اصلا تو باغ نیستن اون روز از سال. 
حالا برای بقیه هدیه میگیرن 3 ساعت کادو میکنن جاساز میکنن نبینه، کیک میخرن از بهترین قنادی شهر، دنبال فرصتن سورپرایزشون کنن، حتما باید پاشیم بزک دوزک کنیم تو عکسشون باشیم وگرنه نفرین والدین دست از سرمون برنمیدار
امروز آخرین روز از برج زیبایم، آبان ماه بود
و من در سگ اخلاق ترین حالت ممکن خودم بودم
پاچه‌ی همه‌رو از دم گرفتم
حوصله‌ی خودمم نداشتم
نمیدونم چرا
واسه اینکه آخر آبان شده یا شایدم تو دوره باشم
ولی نه، دوره که نمیشه. اصن در توانم نیست
ولی حالم خوب نیست
دلم پر میکشه واسه اینکه یه بار دیگه ببینمش
اینم که شد دیالوگ فیلم
ولی به هرحال
من حالم بده
خوب نیستم
دلم تنگ شده
تنگ میشه
واسه آبان
واسه زندگیم
واسه ماه قشنگم
کاش یه جایی داشتم برم یه دل سیر
یه دل
    در آستان بیست و دوم آبان ماه و روز تولدم. یکی از همکاران قدیمی عزیزم عکسی را برای بنده ارسال کرد و زیر آن لینکی قرار داده بود که طالع بینی متولیدن بیست و دوم آبان ماه را بیان می کرد و تلاش کرده بود از این طریق تولدم را تبریک بگوید. ضمن تشکر از این که این همکار قدیمی نشان داد که با این که دیگر با هم همکار نیستیم ولی هم چنان به یاد یکدیگر هستیم. اما در این اقدام یک موضوعی نظرم را جلب کرد که اندکی بنده را به فکر فرو برد و آن همین موضوع طالع بینی اس
نمیدونم دقیقا کجا باید دنبالت بگردم؟ تو کدوم شهر؟ کدوم کوچه؟ کدوم خونه؟
دقت کردی وقتی میخواستم خودمو از چشمت پنهون کنم، دنیا چقدر کوچیک بود و هر جا میرفتم تو زودتر از من اونجا بودی. و حالا که دنبالت می گردم دنیا انقدر بزرگه که می ترسم عمرم کفاف نده همه جاش رو بگردم و پیدات کنم.
دنیای عجیبیه نازنینم.
ما روزهای خوشی داشتیم خیابون گردی های نصف شبانه . زورگیرای پارک و پلیسای خنگ. یادش بخیر خرید بمب و ترقه برای چهارشنبه سوری.یادته هر ماه، م
مهمونی های کریسمس رو که یادتون هست؟ که چقد به نظر من مهمونی هاشون کسل کننده و خستگی آور بود و با جنی در موردش حرف زده بودم و گفته بود که روتین مهمونی های اینجا همینه و منم در مورد مهمونی ها و مراسم هامون گفته بودم که معمولا خیلی با اینجا متفاوته. 
چند وقت پیش هم با شوآن در مورد مراسم های مختلف شادی تو چین حرف زدیم و دیدم اونا که دیگه خیلی خشک و رسمی تر برگزار میکنند.
همه اینا انگیزه ای شد واسه برگزای یه مهمونی به سبک ایرانی و خب چی بهتر از مهمونی
♫♫
جا زد به عشقمون که پشت پا زد خودش رو به هر راه زد زمونه حرف دلو تا زدباشه میرم تا راهت وا شه دلم علاقه گناشه خدا کنه بهتر از من باشههی میگی دلم پره نمیگی واسه چی از چی دلخوره واسه کسی که نخواد بمونه بهونه پرههی میگی دلم پره نمیگی واسه چی از چی دلخوره واسه کسی که نخواد بمونه بهونه پره
♫   ♫   ♫   ♫
♫   ♫  NITROMUSIC.IR  ♫   ♫
♫   ♫   ♫   ♫
میدونستی ولم کنی تو این دل چه غوغایی میشه دلت چه وقت نشناسی شده الان چه وقت بازیشهیه دیوونمو و خراباتی مونده ر
♫♫
جا زد به عشقمون که پشت پا زد خودش رو به هر راه زد زمونه حرف دلو تا زدباشه میرم تا راهت وا شه دلم علاقه گناشه خدا کنه بهتر از من باشههی میگی دلم پره نمیگی واسه چی از چی دلخوره واسه کسی که نخواد بمونه بهونه پرههی میگی دلم پره نمیگی واسه چی از چی دلخوره واسه کسی که نخواد بمونه بهونه پره
♫   ♫   ♫   ♫
♫   ♫  NITROMUSIC.IR  ♫   ♫
♫   ♫   ♫   ♫
میدونستی ولم کنی تو این دل چه غوغایی میشه دلت چه وقت نشناسی شده الان چه وقت بازیشهیه دیوونمو و خراباتی مونده ر
دیشب خوابتو دیدم دیوونه من
داشتیم قدم میزدیم، مث همیشه
سرد بود و دستای همو محکم گرفته بودیم
چشمات پر بغض بود
خودتو انداختی تو بغلم و محکم گرفتمت بین دستام
هم تو آروم شدی، هم من
ریه‌هامو پر کردم از عطرحضورت
جاری شدی در من
سرتو گرفتم بین دستام
نگاهم رو دوختم به صورت ماهت
پیشونیتو بوسیدم
مثل همیشه
و بیدار شدم
ای کاش این رویا هیچوقت تموم نمیشد
کاش اون روزا ادامه داشت تا ابد
تا .
دلم خیلی تنگه واسه دیدنت
واسه بودنت، واسه همه چی
واسه قهرکردنات،
جشن تولد 35 سالگی ام هر چند با تشریفات برگزار کردم اما به دلم نچسبید چون فقط من و همسرم در خانه حضور داشتیم . تا سال قبل که در خانه بابام بودم و در عقد بودیم وقتی زمان تولد می رسید مادرم بهم یه هدیه ناقابل می داد به قول خودش و میگفت کم ما کرم شما و روبوسی میکردم م و بهم تبریک میگفت . هدیه مادرم چی بود ؟ یک پاکت پول که معمولا مبلغ 50 یا 100 هزار تومان پول داخلش میگذاشت و میداد . هنوز پاکت ها و نامه هایی که برای تولدم نوشته رو به یادگار نگه داشتم .
متن و تکست آهنگ جدید میثم ابراهیمی روشن کن
با موزیکِ تو همراه باشید با آهنگ زیبای : دانلود آهنگ روشن کن با صدای میثم ابراهیمی به همراه متن ترانه و بهترین کیفیت
تنظیم: بهتاش زرین ؛ آهنگسازی: بابک زرین ؛ ترانه: محمدرضا یار
متن آهنگ روشن کن میثم ابراهیمی
♬♬♬
ای امون از اون روزی که برسه دستای خالیمونم پر بشهدوباره باز به عشق تو باغچه خونمونم گل بدهروشن کن شمع هارو بیا برام جمع کن من خرابو بیا رومو کم کندیگه به هر حال من پررو میخوامت …تو قلبت یه
( تولدم )
چو شوکران بوده اگر
یه وقتایی همچو عسل
شاد بودم، یا خون جگر
گذشت یک سال دگر
عمری که چار نعل می تازه
خفته به خواب غفلتیم
اگر که خوب بودم، یا شر!
از این کتاب عمرِ من
ورق خورده برگِ دگر
وقتی صدای گریه ام 
رسید بر گوش پدر
ماما می گفت مژده حاجی
خدا به تو داده پسر
به یمنِ شادیِ خبر
گشته فناااا.
.موجودی جیب پدر!
پ ـ ن
بنام خدا
با سلام به دوستانم و اساتید محترم
خوشحالم که خداوند ثروت زیادی بر من عطا نموده
چه ثروتی بالاتر از شما؟
و مهمتر 
ثروتی با
از دیشب فقط به تیتر فکر کرده‌ام و نکته قابل توجهی برای گفتن ندارم. تیتر گویای همه چیز هست. سال‌های قبل فکر میکردم روز تولد نشان‌دهنده چگونگی گذشت سال بعد خواهد بود، همان افکار پوچی که ادم دوست دارد بهشان دامن بزند. بهترین روز تولدم سال قبل بود که الان با نصف بیشتر ان ادم‌هایی که روزم را ساختند قطع رابطه کرده‌ام. امسال هم یکی دیگر بود که با قطع ارتباط دراماتیکم، از ان جایی که یک رگ دیوانگی بسیار کلفت دارم و دراماکویین باسابقه‌ای هستم روز ت
سلام مجتبی جانخوبی گلمخواستم میون این همه شلوغی و سر و صدامنظورم هیاهوی بی خبریهتولدت رو بهت تبریک بگمبه جز بانک هایی که حساب داری و از صبح دارن بهت پیام میدنتنها کسی که حواسش بهت بود تولدت رو تبریک بگه خودم بودمخودم، تولدم مبارکدوستت دارمبا همه ی کم و کاستی هاتبا همه بدی هات و خوبی هاتبا همه بدو بدو هات و ندویدن هاتبا همه دوستای اشتباهی که تا این سن داشتی و جز نامردی برات نداشتنبا همه دشمنایی که فکر میکردی دشمنتن و الان فقط همون یکی دوتا رف
به نام او‌. 
نمیدونم کی شد که آذر شد و چی شد که تولدم از راه رسید .
تو این یک سالی که گذشت ، هم اتفاق خوب افتاد و هم اتفاق بد ، اما مهم اینه که راضی ام به رضای اونی که خواست این بشه ، اصلا مگه مهم همین نیست ؟ پس شکر . 
راستش از جمله کار هایی که وقتی تولدمه تو فضای وبلاگ نویسی میکنم ، اینه که میخوام از هر کسی که من و میشناسه چه از دور و چه نزدیک ، نارین رو تعریف کنه ، بگه که نارینِ نویسنده ی این وبلاگ ، چه مدل آدمیه ؟! 
پس لطف کنید و نارین رو تعریف کنی
دوست ندارم باز بشینم غر بزنم
ولی الان‌وقته غره!
چی بگم جز غر!
امروز آرش یه حرفی بم زد که حتی نتونستم جوابشو بدم!
رضا تو گوشیم یه عکسی رو دید که هنگ کردم برا یه لحظه!
با آریا دعوام شد و اصلا همه چی از چشمم افتاد!
اومدم اتاق دیدم یکی از زبون من یه حرفی رو زده و اون حرف باعث میشد من از چشم دوستام بیافتم!
پس فردا امتحان اماری دارم
و شنبه هم الکترومغناطیس و زبان تخصصی
دوست دارم الان بشینم قد دنیا عر بزنم!
سه روز دیگه ماه تولدم شروع میشه!!!!!
همه پلنام واس
وای خدایا این بشر چرا اینقدر شبیه منه.
صورتش کاراش اروم و خندون بودنش.
شوهرش هم شبیه تی ای مونه. با این تقاوت که تی ای ما قد بلند تره.
بچه ها این تی ایه تا یه مدت منو محل نمیداد. من دو سه بار مثل همیشه باهاش رفتار کردم اونم مثل قبل شد. نفهمیدم چرا این کارو میکنه.
خره پسره خیلی خوب بود. علاوه بر دانشگاه تو کشور هم یه برنامه نویس باحال هست.منتها یکم یبس و چندش بود اصن ولش کن:/
ای بابا.
سینگل به گور نشیم یوقت.
 
پس فردا امتحان دارم.
میشه برام دعا کنید؟
چو
 فرار میکنم از این موقعیتتلاش های مصر و مکررش برای بوسیدنو همزمان زمزمه های "خیلی دوستت دارم"نه طاقت ماندن دارم و نه پای رفتننه اینجانه آنجامعجزه لازم دارمتو قرار بود معجزه کنی واسم، معجزه ای به اندازه ی بزرگیتپس چرا بدتر کردی
      
دیگه نمیتونم حتی ببوسمشیه چیز خیلی کوچیکیا شایدم بزرگمتاسفمواسه انقدر بد بودنمواسه قدرتو ندونستنبه خدا نمیدونم باید چکار کنمخیلی متاسفم واسه همه چیزواسه بودنم تو زندگیت.جهان من آشوب است
امشب ب زور یکی‌رو‌گیر آوردم باهاش حرف زدم
ولی کافی نبود
تمام سعیمو کردم درباره موضوع پیش رو حرفی نزنم
کاش پایان نامه ش زودتر تموم شه. بیشتر وقت داشته باشه باهم حرف بزنیم
دلم برا اون وقتا ک هر رور از صبح تا غروب با هم بودیم تنگ شده
و داشتن هم اتاقی هایی ک همیشه کنارتن و احساساتتو جواب میدن
دلم واسه ی دردودل ۲ نصف شبی با یه گروه دوستانه تنگ شده
واسه ی بحث فلسفی ۵ ۶ نفره جذاب درباره معنای همه چی
واسه تعریف کردن از تجربیات مختلف برا هم
واسه گفتن از
امشب که تقریبا دو هفته مونده به عروسی، وسط بل بشوی خونه ای که باید مرتب شه لباسی که باید آماده شه و هزار تا هماهنگی که باید انجام شه و همش تمام و کمال به گردن منه، دلم واسه خودم تنگ شده، واسه کتاب خوندن و خیال کردن، واسه پیاده روی و موزیک گوش کردن، واسه درس خوندن و آرزو کردن دلم واسه یه روز بی دغدغه تنگ شده، روزی که نه حسرت دیروزو داشته باشی نه دلهره فردا، نه برای شروع دیر باشه نه واسه بیخیال شدن زود 
حس میکنم دیگه چیزی نمیتونه منو بشکنه، یه د
سلام
عزاداریاتون قبول، و شروع ماه ربیع الاول مبارک‌تون باشه.

نمی‌دونم از کِی بود که دلم می‌خواست یه بار تولدم مشهد باشم. شاید از دبیرستان و به خاطر تاثیر گرفتن از جوِ مذهبی و دوستام بود یا شاید بعدتر، به خاطر تاثیر شبکه‌های اجتماعی، که اگه دو نفر پست می‌ذاشتن که تولدشونو مشهدی جایی بودن منم دلم می‌خواست! شایدم اصن تاثیر این چیزا نبود و فقط دلم می‌خواست. به هر صورت جور نمی‌شد، مخصوصا چون تولدم تو پاییزه و همیشه هم خودم هم خونواده کار و
من انقدر دل تنگ آذربایجان و شهرم هستم که با شنیدن هر آهنگ آذری یا ترکی دلم پر میکشه واسه فامیل و دوستام واسه شهرم واسه عروسی ها واسه اون لحظه های خوب.
من 10 سال اونجا زندگی کردم و 14 سال اینجا با این حال دلم واسش پر میکشه.
من همه روزای خوبمو اونجا جا گذاشتم.
شهری که خاکش طلاست.
قطعا اگه منو ولم کنن سر از شهر های ترک زبان درمیارم و دیگه فارسی مارسی یوخدی در اعماق وجودم من یک نژادپرستم!
امروز پنج شنبه ست - 16 آبان 98
 
زبان چیزیه که باید تا تهش بری. باید هر روز واسه اش وقت بزاری. منم به زبان علاقه دارم و زبانم هم خوبه، اما نه در حد تافل و آیلتس!
یه فیلد توی وبلاگم واسه زبان باز می کنم و از این به بعد بیشتر بهش فکر می کنم و واسه اش وقت می زارم
SpongeBob Dyning for Pie,SpongeBob SquarePants 1080p BluRay,اختاپوس,انیمیشن باب اسفنجی من می میرم واسه کیک با دوبله فارسی,باب اسفنجی,پاتریک,دانلود انیمیشن دوبله فارسی باب اسفنجی من می میرم واسه کیک,دانلود تمام قسمتهای باب اسفنجی,دانلود کامل انیمیشن باب اسفنجی شلوار مکعبی,دوبله فارسی,کالکشن انیمیشن باب اسفنجی,من می میرم واسه کیک,
ادامه مطلب
خیلی ممنون انقد آسون منو داغون کردیواسه احساسی که داشتم دلمو خون کردیتو که هیچ حسی به این قصه نداشتی واسه چیمنو به محبت دو روزه مهمون کردیهمه عالم می دونستن که بری میمیرماما رفتی و همه عالمو حیرون کردیخیلی ممنون واسه هرچی که آوردی به سرمخیلی ممنون ولی من هیچ وقت ازت نمی گذرممن حواسم به تو بود و تو دلت سر به هوابا همین سر به هواییت منو ویرون کردیمن که با نگاه شیرین تو فرهاد شدممگه این کافی نبود که منو مجنون کردی؟همه عالم می دونستن که بری میمی
نوجوان که بودم، آرزو داشتم شب تولدم تا صبح برف بیاد و من بشینم دونه های برف رو از پشت پنجره نگاه کنم و ذوق کنم که آرزوم بر آورده شده. اما تو این 29 سال این اتفاق نیوفتاده بود. تا این که دیشب تهران برف اومده اما من اصفهان بودم. تو اصفهان به غیر از باد و سوزِ خشک هیچی نمیاد! عکس هم کیک دونفره مونه که خیلی برای دو نفر زیاد بود، کلا من عادت ندارم تولدم خلوت باشه اما هرچی فکر کردیم اینجا کسی رو نداشتیم که دعوت کنیم.
+آووکادو میخواست بره واحد روبه رویی
دانلود آهنگ جدید میثم ابراهیمی روشن کن
دانلود آهنگ میثم ابراهیمی به نام روشن کن کیفیت ۱۲۸ و ۳۲۰ ، با لینک مستقیم ، همراه با پخش آنلاین و متن آهنگ
دانلود آهنگ فوق العاده روشن کن با صدای میثم ابراهیمی از جوان ریمیکس
ترانه و موزیک: آرش AP , تنظیم: مصطفی مومنی
Download New Music Meysam Ebrahimi – Roshan Kon
 
دوستداران موزیک پاپ هم اکنون می توانید جدیدترین موزیک میثم ابراهیمی را دانلود نمایید.
جدیدترین ساخته میثم ابراهیمی، روشن کن نام گرفته است.
این موزیک همانند موز
 
وقتی میای صدای پات از همه جاده ها میادانگار نه از یه شهر دور که از همه دنیا میادتا وقتی که در وا می شه لحظه ی دیدن می رسههر چی که جاده ست رو زمین به سینه ی من می رسه آهای که تویی همه کسم بی تو می گیره نفسماگه تو رو داشته باشم به هر چی می خوام می رسمبه هر چی می خوام می رسموقتی تو نیستی قلبمو واسه کی تکرار بکنمگلهای خواب آلوده رو واسه کی بیدار بکنمدست کبوترهای عشق واسه کی دونه بپاشهمگه تن من می تونه بدون تو زنده باشهای که تویی همه کسم بی تو می گیره
من به اندازه ی تموم اتفاق های بدی که تو زندگیم افتاده به خودم مدیونم، به اندازه ی بدی هایی که در حقم شدو در مقابلش فقط سکوت کردم! به اندازه ی شبهایی که تا صبح بیدار موندمو خوابم نمیبرد، به اندازه ی کارایی که دوست داشتم و نکردم! به اندازه ی غرور بیجایی که  بعضی وقتها داشتم، به اندازه ی جرأت نداشتنم، به اندازه ی خوردن بعضی از حرفامو نگفتنشون، به اندازه ی کم کاری هام واسه موفق نشدنم، به اندازه ی همه ی این ها به خودم مدیونم! من ادم بدقولی بودم واسه
امروز یکی از صمیمی‌ترین دوستای دوران دبیرستانم اومده بود دانشگاه بهم سربزنه. کلی باهم حرف زدیم از گذشته از الان.
بعد چند دقیقه یه سیگار از جیبش بیرون آورد و گذاشت لای لباش روشنش کرد و دستاشو گذاشت تو جیبش 
خیلی صحنه بدی بود واسم. صمیمی‌ترین دوستم از سرما لباش میلرزید و سیگارو پک میزد، چشمای سرخش به زور باز بود و خیره بودیم به چشمای هم،چرا اون همه شادی و انرژی تو چشماش جاشو داده به بی‌تفاوتی و سردی؟
دلم واسه اون روزایی تنگ شده که باهم میرف
داری میری از خونه ی آرزو جدا میشم از تو چه آواره و کنارت نمیزارم از زندگیم
برو زندگی کن بزارم کنار پی آرزو های بعد از منی منم غصه هامو به دوش میکشم
بتونم از عشقت بمیرم ولی نمیتونم عشق یکی دیگه شم
واست بهترین هارو میخوام چون واسه اولین بار فهمیدمت
واسه آخرین بار عاشق شدم واسه اولین بار بخشیدمت
به امید رویای بوسیدنت به عشق تو چشمامو خواب میکنم
اگه صد دفعه باز به دنیا بیام میدونم تو رو انتخاب میکنم
اگه بعضی وقتا دلت تنگ شد یه گوشه مثل من فقط گریه
داری میری از خونه ی آرزو جدا میشم از تو چه آواره و کنارت نمیزارم از زندگیم
برو زندگی کن بزارم کنار پی آرزو های بعد از منی منم غصه هامو به دوش میکشم
بتونم از عشقت بمیرم ولی نمیتونم عشق یکی دیگه شم
واست بهترین هارو میخوام چون واسه اولین بار فهمیدمت
واسه آخرین بار عاشق شدم واسه اولین بار بخشیدمت
به امید رویای بوسیدنت به عشق تو چشمامو خواب میکنم
اگه صد دفعه باز به دنیا بیام میدونم تو رو انتخاب میکنم
اگه بعضی وقتا دلت تنگ شد یه گوشه مثل من فقط گریه
خب خب. امروز یه روز خیلی مهمه :)
امروز روزیه که یه اتفاق خیلی خوب رخ داده و باعث شده که این دنیا رنگ و بوی دیگه‌ای به خودش بگیره. همتون باید بابت این اتفاق فرخنده شاد و خوشحال باشید!  اصلا باید بزنید و برقصید :)) 
امروز روزیه که من پا به این دنیا گذاشتم
حس میکنم تونستم  به اندازه کافی با تعریف و تمجید از خودم و خودستایی حالتونو بهم بزنم پس دیگه بسه :)) بریم سر اصل مطلب! 
تا پارسال همیشه روز تولدم به خودم میگفتم یه سالم از عمرت کم شد و هیچ غلطی نکرد
البته برای امثال من صدق نمیکنه  مگر معجزه ای رخ بده
Your browser does not support the audio element.
 
حس ِ خوبیه ببینی یه نفر همه رو بخاطر تو پس زدهواسه ی رسوندن ِ خودش به تو همه ی راهو نفس نفس زدهحس ِ خوبیهحس ِ خوبیه ببینی یه نفر واسه انتخاب تو مصدستتو بگیره و بهت بگه موندنش کنار تو مسلمهحس ِ خوبیهتو همین لحظه که دلگیرم ازت از همیشه به تو وابسته ترماگه حس ِ خوب تو به من نبود فکر عاشقی نمیزد به سرمبه سرمبه من انگیزه ی زندگی بده تا دوباره حس کنم کنارمیبه دروغم ش
دانلود آهنگ جدید واسه قلبم نگات همیشه آنتیکه با بهترین کیفیت + پخش آنلاین
واسه قلبم؛ نگات همیشه آنتیکه یه رمانِ رمانتیکه
Download Ahang Jadid 98 Vase Ghalbam Negat Hamishe Antike
دانلود آهنگ واسه قلبم نگات همیشه آنتیکه با دو کیفیت ۳۲۰ و ۱۲۸
 
متن و ترانه آهنگ  واسه قلبم نگات همیشه آنتیکه
واسه قلبم؛ نگات همیشه آنتیکه… یه رمانِ رمانتیکه
خیلی شیک و پیکه دوسش دارم…واسه قلبم؛ ثانیه ها کنارت خاصههمه چی؛ پره احساسهدلِ تو؛ مثِ الماسه…
دانلود آهنگ واسه قلبم نگات همیش
سیم‌کارت مامانم به اسم منه.هر سال، روز تولدم، اپراتور بهش اس‌ام‌اس می‌ده تولدمو تبریک می‌گه. و مامانم هم بلافاصله بعدش میاد تبریک می‌گه بهم.این مدل تبریک گفتنشو نمی‌خوام. نمی‌دونم چجوری اون پیامک لعنتی رو غیر فعال کنم. خیلی رو مخمه.
داشتم ویدیو ادیت میکردم واسه پیج کاری اینستاگرامم، ایده های کاریم نوشتم و خلاصه که سرم گرمه به کار.و چقدر دوست دارم اینو :) 
خدایا شکرت.
راستی رفتم باشگاه واسه یونی ، مثل اینکه نمیشه پیچوندش اما خبر خوب اینه که خوش میگذره تقریبا . و فعلا :)
واسه خاطر هردوتاااااااااااااااااااااااااامونه اگه پای تو واینمیستم 
کسی جز تو توو زندگیم نیست، جزتو عاشق هیچکی نیستم 
من میرم 
واسه خاطر هردوتامونه اگه چشمامو روی تو بستم 
تو نمیتونی که بمونی با منی که خسته ی خستم 
من میمیرممممممممممممممممممممممممممممممممممممممممممم
من تو این مدت دیدم هر چی که باید از اول قصه می دیدم 
شبا تا خوده صبح آهنگهای غمگین گوش میدم 
نمیتونیم با هم باشیم اینو تازه فهمیدم 
میمیرم بی تو منه دیوونه ی زندونی 
مید
هو سر چی زد و حال من و بد کرد رفت و غم و را واسه دل من بی حد کرداون تنهایی نمیرفت که تنها سفر کرد اون خستگی شو با این دل ساده در کردچی شد یهو سر چی زد و حال من و بد کرد رفت و غم و را واسه دل من بی حد کرد
♫   ♫   ♫   ♫
♫   ♫  NITROMUSIC.IR  ♫   ♫
♫   ♫   ♫   ♫
اون تنهایی نمیرفت که تنها سفر کرد اون خستگی شو با این دل ساده در کرددلم هواشو داشت و غم دیگه نداشت و تو بد شرایطی گفت میرم و تنها باش توراحت زد و خراب کرد این عشق و اضطراب کرد دست های من وله بی کس این دله
هو سر چی زد و حال من و بد کرد رفت و غم و را واسه دل من بی حد کرداون تنهایی نمیرفت که تنها سفر کرد اون خستگی شو با این دل ساده در کردچی شد یهو سر چی زد و حال من و بد کرد رفت و غم و را واسه دل من بی حد کرد
♫   ♫   ♫   ♫
♫   ♫  NITROMUSIC.IR  ♫   ♫
♫   ♫   ♫   ♫
اون تنهایی نمیرفت که تنها سفر کرد اون خستگی شو با این دل ساده در کرددلم هواشو داشت و غم دیگه نداشت و تو بد شرایطی گفت میرم و تنها باش توراحت زد و خراب کرد این عشق و اضطراب کرد دست های من وله بی کس این دله
بازه‌ایه بعد ازدواج، که بهش می‌گم دوران شک و شوک!که معمولا همه یا اکثر افراد تجربه‌ش می‌کنن.
اگه قبلش عاقلانه انتخاب کردید،
فقط بگذرید از این دوران زودتر بگذرید
که آدمو پیر می‌کنه!
.
واسه برخی یه ماه، سه ماه، شش ماه
ولی واسه برخی تا دو سه سال طول می‌کشه!
› نذارید انقد شه.
وارد ۲۱ سالگی شدم راستش حس پیری میکنم ، کلی کار نکرده دارم و کلی ارزو و فانتزی که به هیچکدوم نرسیدم ، ولی توی یکسال گذشته وروزای پیش رو با ادمایی اشنا شدم که فکر کنم دارن کمکم میکنن تا زندگیم بشه اون زندگی خوبه تو رویاهام ، خدایا مرسی که هوامو داری .
مزه عشقو چشیدم شاید اصلا اشتباه میکنم که عاشقم ولی با خودم سنگامو سعی کردم وا بکنم و تامام .
شب ۱۳ بود دوست صمیمی سابق دانشگاهم که براش تولد گرفته بودم بم پیام داد گفت فردا دانشگاهی ! گفتم اره گفت یه
اگه یه دوست خوب داشتید که ادعای رفاقت صمیمیش با شما به عنوان تنها فرد زندگیش میشد ، بعد در 4 ماه شما دوبار بهش رو میزدین واسه کمک و اظهار نیازمندی میکردین و کاری نمیکرد باز هم حس خوب و شفافتون دست نخورده میموند؟چیکار میکردید بعدش؟
با این تفاسیر که دلایلش واسه رد کمک رو نتونید عمیقا بپذیرید
نمیدونم چرا الکی منتظرم !
منتظر چی هستم یا منتظر کی هستم نمیدونم!
قبل از خواب گوشیمو چک میکنم دوباره به کامنت هام سر میزنم الکی گوشیمو سایلنت میکنم یا از سایلنت درمیارم
آخه که چی؟ مکه قراره چه اتفاقی بیفته؟ چی بشه؟
تموم شدن همه ی اون روزای لذت بخش! من دیگه بزرگ شدم! 
آدمهایی که میتونن توی زندگیم باشن محدود شدن!
عاشق دوستام هستم دوستایی که شاید خیلی دیر ببینمشون. 
اما دور و برم آدمهای مذکری که بتونم دوستشون داشته باشم تقریبا دیده نمیشه!
گ
سلام به دوستای گلم 
من هستم و میخونمتون اما حس کامنت و پست نداشتم 
اولین فرصت واستون کامنت میزارم
خیلی حرف داشتم و نیومدم بنویسم
دوسال هست که شوهررو میگیرم به کار
امسال اول یخچال و فریزر رو تمیز کرد
و یه شیلنگ آب که نصاب واسه یخچال نزاشته بود رو درست کرد
 یخچال وقتی بازشد داخلش زنگار گرفته بود
حیف پول که بدی به نمایندگی انگار خودمون نمیتونیم بزنیم به برق
فقط میخوان پول بگیرن 
خوشحال بودم که قسطمون تموم شد تا قبل عید گندش در اومد
ما یه چک گذا
چی شد که انقدر توی پیشرفت کردن و رفتن به سمت اهداف بزرگ ترسو شدیم؟ چی شد که انقدر تعلل میکنیم واسه شروع راهی که لازمه رسیدن به آخرش تلاشه و تلاش و تلاش؟ چی شد که انقدر راحت طلب شدیم؟ همه چی از کِی حاضر آماده رسید دستمون که دیگه زحمت کشیدن واسه به دست آوردن رو از یادمون برد؟ کِی افتادیم توی چاهی که  هرروز داره عمیق تر میشه و بیرون اومدن ازش سخت تر؟ چی شد و از کِی بی طاقت شدیم واسه زندگی کردن؟
این مطلب رو هم حتما بخونید پشیمون نمی شوید :) 
آدمای لاشی مثل همین آقای سیکتیر زن دارن با دو تا بچه بعد میان واسه یه دختر چسناله میذارن بعد میان کس میگن شعرای رضا بهرام رو میذارن آره دلم گرفته.
دل نیس که لجن زاره.
 واسه یکی چسناله میکنی که تو همه دنیای منی.
شب با یکی دیگه میخوابی که اون همه دنیاته.
حالت تهوع.
 
1.سال ۸۷ بود که دیپلم گرفتم (حالا نشینین حساب کنین که من چند سالمه ها) و تو خونمون رسم بود که هرکی دیپلم گرفت براش گوشی بخرن! همون سال واسه تولدم این گوشی رو خریدن:
تقریبا چهار سالو خورده ای، بیشتر از اینکه ازش استفاده کنم ازش مراقبت کردم که مبادا خراب شه، آخه هم اولین گوشیم بود هم کادوی تولدم! اما خب بالاخره خراب شد و هرجا بردیمش برا تعمیر گفتن درست بشو نیست و بندازین دور! منم گفتم حتی اگه هیچوقت هم روشن نشه همینجوری خودشو یادگاری نگه میدارم. ت
درخت را به نام برگ بهار را به نام گل ستاره را به نام نور کوه را به نام سنگ دل شکفته‌ی مرا به نام عشق عشق را به نام درد مرا به نام کوچکم صدا بزنمرا به نام کوچکم صدا بزنصدام بزنزنده شو منو صدا کن دلم واسه صدای خش‌دارت تنگ شده.دلم واسه حرف زدن با لکنتت که دال و ت رو درست ادا نمی‌کردی تنگ شده. دلم برای تمام حمایت‌های حماقت‌بارت تنگ شده.میگفتی هاجر فسخ عزیمت جاودانه بود. چرا برنمیگردی از سفر چند روزه‌ات؟
خب با سلام دوستان یه خبر توپ امروز منتشر شد
رزیدنت اویل 3 نسخه باز سازی یا همون ریمیک تاریخ 20 آوریل 2020 یا همون 15 فرودین خودمون
منتشر میشه
ابتدا واسه پلی 4 و ایکس باکس بعدم واسه پی سی
داستان بازی ام همونه
بنظر من کار خوبی کردن  داستانش حیف بود واسه گرافیک پلی 1
جیل ولنتاینم فقط تو گرافیکای خیلی پایین حضور داشته اینجا میتونه رقیبی بشه واسه شخصیت محبوب ایدا
متن آهنگ رضا صادقی به تو مدیونم


متن آهنگ رضا صادقی بنام به تو مدیونم

واسه این که از تو دورم ، به تو مدیونمواسه کشتن غرورم ، به تو مدیونمتو که حرمتو شکستی ، پای عهدت ننشستیگرچه بازم تو نیازم ، لحظه هامو بد می بازم ، به تو مدیونم

واسه ی چشای خیسم ، به تو مدیونماین که از غم می نویسم ، به تو مدیونماین که بی جونم و سردم ، این که بی روحم و زردمپی آرامشی که بردی و من پیش می گردم ، به تو مدیونمبه تو مدیونم ، به تو مدیونم

به تو مدیونم ، غرورمو شکستی عین ش
فاطمه خانوم اومده خونمون
واسه تمرین حفظ قران
ایه ۶۱ سوره بقره است.
بودنش واسه منم خوبه
مرور میکنم.
چند ماهه دیگه به سن تکلیف میرسه، اگه پولم برسه واسش یه چادر مشکی میخرم، خیلی دوست داره.
البته فکر کنم مامان باباش زودتر براش بخرند.
جا داره یه تشکر بکنم از علیرضا جان قربانی و همایون جان‌تر شجریان که با انتشار این آلبوم هدیه‌ی تولدم رو پیشاپیش دادن! خیلی لطف کردین، دستتون درد نکنه! :)))))آوازش هم مثل همیشه عالی و بی‌نظیره ولی تنظیمش یه ذره ضعیفه، فقط یه ذره. :)
در نهایت لطفا و لطفا قانونی بخرید و دانلود کنید…
☃☃☃☃☃☃☃   
 
 
                                          
     
❄❄❄❄❄❄❄❄
 تولدم مبارک
باز یک سال گذشت و دوباره به نقطه ی آغاز رسیدم
خدایا دلم هوای دیروز رو کرده،هوای روزهای کودکیم،دلم میخواد مثل دیروز قاصدکی بردارم و آرزوهام رو به دستش بسپارم.
دلم میخواد دفتر مشقم رو باز کنم و دوباره تمرین کنم الفبای زندگی رو
میخوام خط خطی کنم تمام اون روزایی که دل شکستم و دلمو شکستن
365روز گذشت.روزهایی که قهقه زدم از ته دل و لبخند زدم و شب هایی که اشک
راستش فردا تولدمه
ولی.
اصلا حس خاصی ندارم
نه هیجانی 
نه شوقی
نه ذوقی
ولی ی چیز دارم
بغض
تا حالا چندبار شب تولدتون یا روز تولدتون گریه کردید؟؟ینی اصلا شده گریه کنین روز تولدتون؟؟
من نمیدونم این چندمین باره
ولی انگار ناخودآگاه از تولدم ناراحتم.
یادت نره دختر خونه
مهلت موندنت، مهلتمونه
اگه یه شب بی محلی کنی
شاید خدا داداشت و به صبح نرسونه
-شایع
پ ن: از یه بلاگر یه کتاب هدیه گرفتم . (به مناسبت تولدم) و برام جالب بود که مطمئن نبود از کتاب خوشم میاد کلا یا نه . 
پ ن: دلتنگم و با هیچکسم میل سخن نیست
پ ن: آی ام آیرون من (اون لحظه آخر البته)
پ ن: 
پ ن:
فکر  میکنم چی بگم واسه برطرف شدن نگرانیش،وقتی میپرسم خوبی  درجواب  بهم میگه آره ولی.
ولی میدونم خوب نیست  و من نگرانشم ،نگران خودش ، نگران سلامتی مادرش .
بهش میگم نذر ۴۰ روزه دعای توسل برمیدارم ،بهم میگه  ممنون که هستی .
+میشه واسه یه مادر که  قلب مهربونش  اینروزا  یکم ناخوشِ دعا کنید؟
 
+یادداشت شماره۴۴
قبل تر ها نسبت به همه چی واکنش نشون میدادم.عید یلدا تولدم فوتبال و
و سریع پست میگذاشتم تو اینستابعدتر تو توییتر
یک سالی هست که همه چی بی اهمیت شده.برای سال تحویل و تولدم به استوری بسنده کردمدربی را بردیم و واکنش نشون ندادم نه با کسی کل انداختم و نه هیچی که یکی از همان استقلالی ها تعجب کرده بود ازین قضیه |:
این چند روز که تایم لاین توییترم تو دو موضوع دو طرفه شده 
یکی طرفداران انصاری فرد و کالدرون که به شدت هم دعوا راه افتاده و دیگری مخالفان و
گفته بودم که به نشونه‌ها ایمان دارم. وقتی هم شب عروسیم، هم شب تولدم خدا بارون رحمتشو فرستاد قلبم پر از آرامش شد. الان که نصف روز تولدم گذشته و هنوز آسمون اینجا ابریه و صدای بارون میاد دارم برای تک‌تک شماهایی که اسمتون توی ذهنم رد می‌شه دعا می‌کنم. تولد امسالم رو یه جور متفاوتی گذروندم که حسابی سر ذوقم آورد. گرچه فکر می‌کردم امسال بخاطر دور بودن از خانواده تنها می‌مونم. اما خانواده‌م دو شب قبل از تولدم خودشون رو رسوندن و سورپرایزم کردن. و د
آخر دعاش گفت خدایا ی آرامش قلبی به این جمع بده که چیزی که در درونشونه رو پیدا کنن.
بهترین دعایی بود که ی نفر میتونست در حقم بکنه.خدایا میشه ی روز بیام و بگم آرامشی پیدا کردم که هیچ چیز و هیچ کس مطلقا نمیتونه خرابش کنه؟
++خیلی دوست دارم سبک سخنرانیش رو.حرفاش ملموسه برام.
++میخواستم ی کتاب مربوط به وقایع کربلا واسه ی فندق بگیرم.چند جا رفتمو واسه گروه سنی اون چیزی پیدا نکردم.از آخر عجله ای کتاب به اسم پند های پدرانه خریدم که نهج البلاغه برای ک
میگه خدا اماکن مقدس زمین رو
مخصوصا تو مناطق بد آب و هوا قرار میده
تا اولا بندگان رو امتحان،
و ثانیا اگه تجمعی هست، تقدسش رو نمایان کنه.
.
› امام علی علیه السلام میگن :)
.
› برن واسه آب و هوای خوبش، یا دار و درخت ها و زمین های سرسبزش؟
واسه آسمون پاک و بدون غبارش، یا اماکن تفریحی و هتل های مرفه ش؟
خب.یه فیک براتون آوردم!فقط چندتا چیز واسه خوندنش لازم دارین:1یه لیوان آب قند2یه جعبه دستمال کاغذی3یه بالش واسه هق هق کردن4دور کردن تمامی ابزارهای خودکشیحتما بخونینش این فیک مه!واقعا زیبا.و البته از اول تا آخرش جریان مرگ رو احساس میکنید.و امید و شادی و غم و درد و لذت رو در سایه ی همین مرگ پیش میبره! http://btsfic.mihanblog.com/post/147
دلم برای روزهای بهتر از الانم تنگ میشه گاهی وقتا ولی نه قراره اون روزها برگردن نه من اون آدم سابقماگه پتانسیل بهتر شدن هم داشته باشه ، جنسش متفاوت با گذشته ست دیگه
بیاید قبل از رفتنم یکم ناشناس با هم گپ بزنیم :) حتی واسه اون کامنتهای عجیب غریب هم دلم تنگ شده :))
پس بگو .
(آی خراب سمت چپی واسه کامنته!!!)
 
کلهم از دیرباز و قدیم‌الایام و روزگاران قدیم، یادگاری و هر آنچه که خاطره‌سازی می‌کرد رو دوست داشتم. چندین سال پیش توی وبلاگم توی بلاگفا از خواننده‌های وبلاگم خواستم که به مناسبت فرا رسیدن تولدم :دی یه یادگاری از خودشون برام بذارن. یکی تصوری که از من داشت رو نقاشی کشیده بود، حالا یا به شکل خودم، یا حتی یه خط بنفش، یا گل قرمز. هر چیزی که منو تو ذهنشون میاورد نقاشی کرده بودن. یکی صداشو ضبط کرده بود و تبریک گفته بود، یکی یه یادداشت کوچولو نوش
عشق خیلی چیز مسخریه یادم نمیاد هیچوقت صبح پاشده باشمو برای خودم اینکارو کرده باشم اما امروز صبح ساعت 6 پاشدمو براش صبحونه درست کردم !شاید خیلی ساده اس اما من واسه ی خودم هیچ وقت کاری نکردم 
الان توتخت دراز کشیدمو اگه خواب بذاره میخوام واسه خودم باشم
شما به من بگید من به مدیر ارشد فلان مجموعه ای که نمیدونه میانگین چیه، چجوری باید دیمانسیون رو توضیح بدم ناراحت نشه؟مثال میزنم دو تا سیب و دوتا گلابی رو نمیشه جمع کرد بهش برمیخوره فکر میکنه تیکه انداختم خدا شاهده من دقیقا واسه جبر ماتریس ها تو جبرخطی این مثال رو واسه دانشجوهام میزدم
الان که دارم مینویسم واسه خودم یه چایی دم کردمو و دوتا دونه عناب انداختم توشو خلاصه مستم از بوش
و میخوام از امروزم بنویسم
عاغا وایسا از آخر بریم اول
همین دو ساعت پیش من اولین تجربه ی سفارش غذا از اسنپ فودو تجربه کردم و از اونجایی که کد تخفیف داشتم واسه اولین خریدم، کلا غذام شد 6 هزار تومناونم از یکی از رستورانای نسبتا گرون_که البته پیکشونم رایگان بود_
عارضم خدمتون که عاغا خیلی زودتر از حد تصورم آوردنش و تازه پیکشون ماشین بود و تا دم ه دمه در خ
ته تغاری تابستان و جامانده از مهر فصل پاییزی :)عجیب ترین و غمگین ترین تولد عمرم ، میگم عجیب چون از ماه قبلش یکی از جذاب ترین و هیجان انگیز ترین کادوهای عمرم رو گرفتم ، میگم غمگین چون از اولین دقایق شروعش گریه کردم و هنوز هم اروم نشدم در مجموع میتونم بگم مبهم ترین تولد عمرم بود:)از تبریک هایی که گرفتم نگم براتون :))))هر سال قبل از این که به خودم بیام و صبحم شروع بشه با موج تماس ها روبرو میشدم و امسال شاید غریبانه ترینش بود و هیچ کسی جز رفیق جان بهم ی
دو سه روز گذشت و امشب شب یلداست.
امتحان داشتم واسه همین شنبه صبح بدون این که شب قبلش به خانوادم گفته باشم 8 رفتم دانشگاه. تا 10 خوندم بچه هاهم کلی رسوندن قبل امتحان و به خیر گذشت. قبل امتحان نهار خوردم کشمش پلو. کلاسمون یه رفیق شیرازی داریم که واسه همه کیک و چایی گرفت به مناسبت یلدا. اد استرا بد جور بد بود. نتم امشب قطع میشه. راستی زمستونتون مبارک.
تمامِ خواسته هام‌رو تغییر دادم
تمام علاقه هام رو از دست دادم 
چی شد؟ هیچی من هنوز هستم و یک راه اجباری جدید
خدایا دیگه بهت رو نمیزنم و ازت نمیخوام چیو بهم بدی چیو ندی، دیگه نمیخوام هی ضایعم کنی و یجور دیگه بهم بدی که دوست ندارم
فقط چیزایی ک دادیو ازم‌نگیر، نامردیه ، خیلی نامردیه، من که گناهی ندارم شدم بنده؟ دارم؟ خودتم میدونی اصلا دستِ من نبوده تو خواستی واسه به وجود اومدنم
پس اینقدز همه کارارو برعکس نکن بعدشم‌نگو قسمته حکمته، من هنوز از ل
چندسالی می‌شود که روز تولدم در خودم فرومی‌روم. ذهنم از هیاهوی پیرامونم خالی می‌شود و به این فکر می‌کنم که این زیستن از کجا شروع شد؟ چگونه گذشت؟ می‌خواهم از این نقطه به بعدش را چگونه بگذرانم؟ و پایانش چطور اتفاق خواهد افتاد؟ خوب زندگی کرده‌ام یا نه؟ وجودم دنیا را زیبا کرده یا لکهٔ ننگی است روی دلش؟
فرقی نمی‌کند کجا باشم؛ در اتاق آبی یواشم، در خوابگاه، در حوالی تئاترشهر کنار رفقای شیرینم یا در دل طبیعت! هرجا که باشم این فکرها به سراغم می‌
یا رب نظر تو برنگرددشنبه صبح پیام دادم رو گروه سه تاییمون که این چیزایی که واسه صبحانه خریدم سیرم نمی‌کنه. بحث نون شد و خوردنی. سه تایی که آنلاین شدیم تماس سه نفره گرفتیم واسه اولین بار. حرف زدیم، حرف زدیم و بازم حرف زدیم. وسطاش می‌گفت اینجا اینترنت ضعیفه. ملت تو خیابونن اما فکر نمی‌کردم جدی باشه.بازم حرف زدیم.
ادامه مطلب
بسم الله
 
جمعه شده و یه آهنگ به احترام روزهایی که گرد و غبار روزگار داره کم کم محوشون میکنه.
 
https://soundcloud.com/fereydoun-farrokhzad/fereydon-farokhzad-ba-sedaye
 
با صدای رفتنت ستاره افتاد و مردترس تنهایی اومد همه فکرمو خوردآخه عادتم نبود بتونم تنها باشمطاقت آوردن من کار سختی شد واسممی‌دیدم با رفتنت چشم بارون صفتمواسه یک لحظه شده نمیذاره راحتمدیو تنهایی من عاشق گریه‌هامهدیدنت وقتی بیای کمکی به چشمامهسختی راهو نذار با ادامش واسه منکاری کن فاصله‌ها از میون ما بر
هر سال روز تولدم دلم می‌خواست مرده باشم.چون فک می‌کردم یه سال دیگه به این کثافتی گذشت و من پیرتر شدم.یه سال بزرگتر شدم از هرچی که می‌خواستم باشم و بشه فرسنگ‌ها دورتر.یه سال بیشتر از خودم و همه چی و زندگی متنفر شدم.و با این حال قراره تو اون روز دوباره محکم توی صورتم بخوره که هیچکس» به هیچ جاش نیست.امسال،اما امسال.آرومم.آرامشی که خیلی وقته منتظرش بودم.آرامشی که با فکر کردن بهش از ذوق و یادآوری عذاب گذشتم بدن و نفسم می‌لرزه و اشک تو چشام حلقه
هر سال روز تولدم دلم می‌خواست مرده باشم.چون فک می‌کردم یه سال دیگه به این کثافتی گذشت و من پیرتر شدم.یه سال بزرگتر شدم و از هرچی که می‌خواستم باشم و بشه فرسنگ‌ها دورتر.یه سال بیشتر از خودم و همه چی و زندگی متنفر شدم.و با این حال قراره تو اون روز دوباره محکم توی صورتم بخوره که هیچکس» به هیچ جاش نیست.امسال،اما امسال.آرومم.آرامشی که خیلی وقته منتظرش بودم.آرامشی که با فکر کردن بهش از ذوق و یادآوری عذاب گذشتم بدن و نفسم می‌لرزه و اشک تو چشام حل
سلاااام به مهربونترینم
رسیدیم به روز تولدم روزیکه شما صلاح دونستید و من رو وارد این دنیا کردین و از اون روز شروع شد زندگی من شروعی که پر بوده از تجربه و یاد گرفتن و رشد کردن و در این بین چقدررر تغییر بوده چقدر فهمیدن و یاد گرفتن تو اووج ناامیدی برام چنان آتشی از نور ساختین که روحم پرواز کرده به سمتتون و هر وقت نگران بودم و دلتنگ و هراسناک از اینکه منو یادتون رفته جوری خجالت زده م کردین از نگاه و توجهتون که حض کردم از اینهمه عشق گاهی میمونم من ع
برای من که تو یه ترم 200 تا فیلم میبینم یه مقدار این قطعی اینترنت سخته ولی خب دیدم بعضی سایتای دانلود بازن هنوز واسه این که سرورشون تو ایران بوده
 
اگه از شما دوستان عزیز کسی سایت میشناسه واسه دانلود که هنوز بازه و میشه دانلود کرد خبر بده ممنون میشم
همینطور سایت دانلود زیرنویس فیلمم داشتید بدید:)
خدای خوب من،
امشب فهمیدم پرت شدن ته دره خیلی آسونه. کافیه یه کم به چپ متمایل شی تا ببینی تو جاده‌ی اشتباهی هستی و دیگه راه برگشتی نداری و مجبوری تا تهش بری. و فهمیدم یک نماز قضا می‌تونه اون سنگی باشه که می‌ره تو پات و باعث میشه فکر کنی باید مسیر رو عوض کنی. و فهمیدم دعای خیر پدر و مادر مثل یه هاله دور ادمو میگیره و حتی اگه بخواد گندی بزنه هم نمی‌ذاره. امشب خیلی گریه کردم. واسه معصومیت از دست رفته‌ی دوست صمیمیم. واسه بی‌غیرتی عشقش و واسه خودم،
قبل از اینکه بروم حمام لباس هایی که بوی سیگار میداد را گذاشتم توی تراس. میز را دستمال کشیدم و پیچک عزیز تازه رسیده ام را رویش فرم دادم. کنار پیچک ها شمع چیدم. تازه از سفر رسیده بودم و وسایلم در اتاق نامظم بود، منتها حالا از کمال گرایی ام کم کرده ام و میدانم بنا نیست همه کارها را در یک لحظه انجام دهم. باقی جمع و جور را گذاشتم پس از مراسم! 
با کاموا روی میز مخفف اسمم را نوشتم. سررسید را گوشه راست گذاشتم . هدفون و دستبند سال تولد را گوشه چپ.
از حمام که
این ترم حالم داغون داغونه
اون از دعوای کلاسی
جمعه هفته پیش هم که حراست بابت سازم گرفتم و اسمم رو یادداشت کرد و اینا
منم سرم شلوغ
هفته ای 4 جلسه و اون هفته 5 جلسه کلاس خارج از دانشگاه داشتم
حراستم رفت رو مخم
جزوه ای که پنجشنبه باید تحویل می دادم رو هم هنوز تحویل نداده بودم
قلی هم بابت جزوه رفت رو مخم
بهم حرف بد زد
باهاش تقریبا قهر کردم
خلاصه که کلا از وقتی اومدم روزای شخمی رو میگذرونم
تا چندروز پیش
که تولد ف بود
رفتم تو پیج گلگلی که ایده واسه تبری
امروز تولدش بود. پیامک زدم و تولدش را تبریک گفتم. جوابی نداد ولی استوری اینستاگرامش اینچنین بود: از دوستانی که محبت کردند و تولدم را تبریک گفتند سپاسگزارم مخصوصا از دوستانی که پیامک دادند و معذورم از پاسخگویی. به هر حال دعاگویشان در بهترین نقطه ی زمین هستم.
+سنجاق شود به رها
انگار زندگی های موازی دارم که کنار هم داره جلو میره!
میدونی انگار هر قسمت از زندگیم یه مبینا و یه داستانه!و یه زندگی جدا گانه داره
نمیدونم حتی حالم خوبه یا نه
یا به قول رضا خودمو دوست دارم یا نه!
به شدت دلم واسه رفتن به ردلاین و یوزفول بودن تنگ شده!واسه اون بخش بامزه زندگیم!
خیلی دوره.خاطرهاشو همه چبش.
نمیدونم نمیدونم اصلا چمه!دیگه دارم کلافه میشم!
وقتی برمیگردم خوابگا میچسبم به تختم و میرم تو هپروت خودم!
حتی دیگه نمیدونم که اونقدا واسه رفتنم
سلام بچه ها.سریع میرم سر اصل مطلب.راستش واسه سایت نویسنده میخوام.یه نفر که قالب سایتو درس کنه و تو کارا کمکم کنه.یه نفرم که خوب فیک و وانشات و اینجور چیزا بنویسه و یه نفرم میخوام که واسه درخواستیا کمکم کنه چون میخوام ازین به بعد درخواستیم قبول کنم.عکس و وانشاتو ازین جور چیزا.درواقع این خبر دوم بود.خوب اگه درخواستم داشتید حتما بهم بگیدبرای نویسندگیم همینطور.
زمستون رو دوست دارم، برف بارون سرما، زود تاریک شدن هوا، لباس های زمستونی اینا همه از مورد علاقه های من هستند. اما چند سالیه که دی ماه بدترین ماه ساله، دوست دارم روز تولدم واقعا خوشحال باشم اما نیستم. همه هم درگیر امتحانات. اصلا انگار دی مدقع خوبی برای به دنیا اومدن نیست باید از همه عذر خواهی کرد و گفت ببخشید مهم نیست شما به کارتون برسین 
صدای من رو از خونه جدیدم می شنوید. (هنوز ایرانم (:  )
آنتن دهی خونه بشدت بده و واسه همین adsl گرفتم ک فردا وصل میشه. این مدتی ک نتم بد بود متوجه شدم چقد زندگیم ب اینترنت گره خورده. پروژه ام اینترنت میخواد. واسه ترجمه از دیکشنری تخصصی آنلاین استفاده میکنم. سرگرمیم اینترنته(کتابام از دستم ناراحت نشن) و غیره. 
و انگار دارم تمرین تنهایی می کنم.
 
+واقعا متن رو ک میخونید صدام رو هم میشنوید؟
میگه فاطمه شماره خونتونو بدم به یکی از فامیلامون واسه امر خیر .
میگم خب اطلاعات.
میگه !میفهمم نصفشو داره اغراق میکنه .ولی خداییییی قد ۱۹۰ ؟اون سریع مشخص میشه قد اصلیشاااا!کما اینکه ادمی ک نردبونه واسه هیچ کس جذاب نیس!_مگه اینکه والیبالیست باشه!_
.
فک کنم خودش پسره رو میخواست.خیلی بیخودی ازش تعریف میکرد .حالا میگم بیخودی من تاحالا ندیدمش ولی .حس و حال دختره یه جوری بود!گفتم چرا نمیاد خاستگاری خودت؟گفت چه میدونم .البته منم جواب مثبت ن
میدانی به اطمینان صد در صد رسیده ام که من یک شبح در زندگی اطرافیانم هستم چرا که بود و نبود من هیچ فرقی ندارد وقتی بست فرند سیزده چهارده ساله ام روز تولدم بپرسد تولدت کی بود باید گل گرفت در این زندگی را
به عنوان یک تصمیم بزرگ دیگر نباید انتظار داشته باشی روز تولدت روز مهمی در زندگیت باشد چرا که هربار فقط غم و اندوه ناشی از تنها ماندن برایت به ارمغان دارد
تمام
مادر، خودش میدونه که هیچکس تو دنیا، مهربونتر از خودش نسبت به بچش نیست. واسه همین دلش قرار نمیگیره که امورات بچه رو به کسی واگذار کنه! دوست هم نداره که بچه واسه رفع نیازاش به غیر از خودش پناه ببره.
خدایا!
ما تنهاییم، جز تو کسی رو نداریم.
 هیچکس اندازه ی تو، غصه ی ما رو نمیخوره. 
خوب میدونیم که به کسی غیر از خودت واگذارمون نمیکنی . خودت پناهمون بده.
گلشیفته تو گوشم میخونه و اشکه که تو چشمام دویده. تلگرامو باز کردم به امید اینکه پیامی داشته باشم ازت. و هیچ. نیستی. آخرین پیامم که به طرز مسخره‌ای نوشتم عصر بخیر سین خورده و بعد اون هیچ. اینا ناله‌های آخره اما. نمیذارم دوست داشتنت زمینم بزنه. دوست داشتن واسه زمین زدن نیست که، واسه بلند شدنه، واسه هر چیه جز این چیزی که توش گیر کردم. که اصلا پشیمون شدم از زدن اینجا. گفتم اینجا رو زدم که ازت ننویسم، ولی همش شده تو. که بیشتر پرو بال دادم به فکرا و حس
کسایی که میان کتابخونه سه دسته هستن:
یکی اونایی که واسه درس میان
یکی اونا که واسه دوست بازیو گشتن تو محوطه میان
و دسته سوم که من باشم واسه گربه بازی. که به لطف اون دختره دیگه به گربه هامم نمیرسم.
گربه ها تنها چیزی هستن که منو اروم میکنن.حتی وقتی ناراحتم فقط فکر به بدن نرمو نورم اونا حالمو خوب میکنه.
 
 
برای خیلیا یلدا قشنگهپر از افسانه‌های رنگ‌رنگه
برای بعضیا پرشور و پرحالسراسر خوشگلی مثل لُپِ‌چال
برای انجمن‌ها جشن و کارهولی اینم اصن غصه نداره
آخه دارم خبرهای فراوونمیگم حالا برای خوشگلاتون
دو هفته بعد یلدا امتحانهکی خونده؟ هان؟ پریسا یا سمانه؟
تقی یا که نقی؟ شاید سیاوشنخونده هیچ کسی؟ حتی پریوش؟
نشستین جشن گرفتین واسه‌ی چی؟دارین حافظ میخونین واسه‌ی کی؟
بابا فردا اگه درسو نخونیمث یارو یه جاهایی می‌مونی
ولی خب بی‌خیال امشب قشنگهب
اولا سلام :)ثانیا تصمیم گرفتم دوستام رو به اسم مستعار بنویسم محض احتیاط !چون دوس ندارم خودشون یا اطرافیان برحسب اتفاق هم که شده بخونند.اینا نوشته هایی که واسه خودم نوشتم،صرفا به خاطر اینکه هم روزانه هامو ثبت کنم چون بعدا خاطره ست و هم اینکه گاهی از چیزی خیلی خوشحالم یا خیلی ناراحتم و نمیتونم به کسی بگمبنویسم اینجا(الکی مثلا دفترچه یادداشت مه !)چند روز قبل از تولدم بود که بلاگفا خراب شد.جمعه هیجدهم تولدم بود و سه شنبه من و ناهید و نیایش و آی
عکس آقای خامنه ای

تبلیغات

آخرین مطالب