نتایج پست ها برای عبارت :

تكي مست كنم تكي سيگارو دود كنم واسه تولدم تكي شمعارو فوت كنم

با اینکه هی تاکید میکنم که جشن تولد و تبریکاتش باید تو خود روز تولد باشه اما شرایط یهو جوری میشه که امروز (فردای تولدم) برام تولد میگیرن! بفرمائید کیک :)
امروز که رفتم سرکار یه کادوی عالی از همکار جدیدمون (مهسا) گرفتم. یه تبریک تولد اونم به زبان کره ای. خدا میدونه چقد برا اینا ذوق کردم :)
+ موقع فوت کردن شمع هام اصلا به فکر کره و کره ای ها نبودم، باور کنین راس میگم :)
+ از همه ی کسایی که روز تولدم خصوصی و عمومی تبریک گفتن، اونایی که تبریک نگفتن و یاد
دیروز تولدم بود.راستش احساس میکنم از وقتی پای اینستاگرام و عکسهای دلبرش به زندگیهامون باز شده سطح توقعات و انتظاراتمون هم بالا رفته.عکس های عروسی یا عکس های تولد دیگران رو میبینی،ناخودآگاه  خودت رو باهاشون مقایسه میکنی.اما خب با این اوضاع،باز من انتظار خاصی برای تولدم نداشتم و ندارم.یعنی انتظار جشن تولد،بادکنک،کیک و کادوی آنچنانی(مثل جشن تولدهای اینستاگرامی) رو ندارم.دلم فقط یه کیک کوچولوی دو نفره و یه هدیه میخواست.ولی هیچی به هیچی.
اول
سال‌های دانش‌آموزی همیشه دوست داشتم تولدم ایام مدرسه‌ها می‌بود و تبریک دوستان و همکلاسی‌هایم رو‌ هم می‌شنیدم، ایامی چند گذشت و هر سال خوش‌حال تر که متولد تابستانم و دوستان واقعیم فقط تبریک می‌گویند، که خب این امر هم سال‌های آخر دبیرستان و حضور گوشی‌های همراه محقق می‌شد، بعدتر اما دیدم فقط دوستانی که بعد از تولد هم میبینمشون و مرتبطم باهاشون تبریک می‌گویند و هر سال فراری‌تر می‌شدم از تبریک‌های زبانی و در یاد تقویم‌های گوشی!!! در
 
عشقم کنارم نبود دوستام نتونستم کنارشون باشم دوستم به خاطر من حرف خورد امید تو نبودی 
بدون تو انگار من همینم که سرپرست درو محکم روم ببنده که از پشت حالت میله های زندان در بیرونو نگا کنم فقط غمه و غم 
نمیدونم چرا چرا جا آغوش گرم تو من و.این همه غم تنهاییم 
چرا من اینقد باید گریه کنم که رگ چشام بخواد بترکه 
خسته ام از اینهمه غم نا ندارم 
دلم خنده میخواد روز تولدم حتی انگار نمیتونم دوباره بخندم سرم درد میکنه چرا منو تو قلعه ی غم گیر انداختن حتی ر
 
چند سال است  از چند روز مانده به تولدم اهنگ یه روزی می اد خواجه امیری را گوش می دهم .
دلم برای اون شبی که تولدم ،کهف شهدا بودم و تو تاریکی با ف این اهنگ را گوش دادیم و گریه کردم ، تنگ شده
تا قبل از شروع بیست و هفت سالگی.اولین وکالت ام را گرفتم اولین دعوا را برده ام طعم شیرین اولین حق الوکاله را چشیدم
تا قبل از شروع بیست و هفت سالگی.شکست را تجربه کردم گریه کردن و تنهایی راه رفتن را تجربه کردم
تا قبل از شروع بیست و هفت سالگی .من درد زند
شاید بالاخره بتونی ارور رو رفع کنیولی اینکه ندونی مشکل کجا هست که این کوفتی بالا نمیاد واااقعا کار سختیه -_-
.
.
اقا اقا اقا
یه دعوای باحال کردیم باهم خوشالم
فک کنم وبلاگم کامل نوسان رو حس میکنه
انی وی
سه تا کار مهم دارم تا آخر تابستون
تایپ انگلیسیم رو قوی کنم
زبان کار کنم واسه تعیین سطح نندازنم سطح پایین
پی اچ پی رو یه جوری تکمیل کنم که تو طول سال بتونم کار گیر بیارم
معدل این ترمم بیاد بالای 15 :(
این ربطی به تابستون نداشت، ولی خب
.
.
واسه ترم بعد
دیروز روز تولدم بود.
پارسال این‌موقع‌ها بسیار خوشحال بودم و در جشن تولدم دقیقا احساس می‌کردم خوشبخت‌ترین آدم روی زمین هستم.
امسال این‌روزها بیش از هرزمان دیگری احساس تنهایی می‌کنم. بیش‌تر از هرزمان دیگری احساس می‌کنم چقدر هیچ‌کسی شبیه به من نیست.
دوستانم برایم در یک کافی‌شاپ جشن تولد گرفتند، دو روز زودتر از تولدم، چون عقیده داشتند بعدا وقت نمی‌شود.
برگزار کردن آن جشن برای آن‌ها نوعی رفع تکلیف بود، دقیقا رفع تکلیف. هم جشن گرفتنشان،
جملات و عکس نوشته های تولدم مبارک نیست برای خودم
تولدم مبارک نیست
تولدم را با یک کیک تنهایی
چند شمع اشک
و یک کادو پیچیده به اندوه
جشن میگیرم

تبریک تلخ تولد خودم
تولدم مبارک نیست
دلم گرفته غمگینم
هوای خونه دلگیره
تو رو اینجا نمی‌بینم
تولدم مبارک نیست
شکسته قلب داغونم
تو نیستی و من از دوریت
خودم رو مرده می‌دونم

تولدم مبارک نیست غمگینم
تولدم مبارک نیست
آخه اونی که میخوام کنارم نیست

تولد غمگینم مبارک
تولدم مبارک نیست                           د
    در آستان بیست و دوم آبان ماه و روز تولدم. یکی از همکاران قدیمی عزیزم عکسی را برای بنده ارسال کرد و زیر آن لینکی قرار داده بود که طالع بینی متولیدن بیست و دوم آبان ماه را بیان می کرد و تلاش کرده بود از این طریق تولدم را تبریک بگوید. ضمن تشکر از این که این همکار قدیمی نشان داد که با این که دیگر با هم همکار نیستیم ولی هم چنان به یاد یکدیگر هستیم. اما در این اقدام یک موضوعی نظرم را جلب کرد که اندکی بنده را به فکر فرو برد و آن همین موضوع طالع بینی اس
نمیدونم دقیقا کجا باید دنبالت بگردم؟ تو کدوم شهر؟ کدوم کوچه؟ کدوم خونه؟
دقت کردی وقتی میخواستم خودمو از چشمت پنهون کنم، دنیا چقدر کوچیک بود و هر جا میرفتم تو زودتر از من اونجا بودی. و حالا که دنبالت می گردم دنیا انقدر بزرگه که می ترسم عمرم کفاف نده همه جاش رو بگردم و پیدات کنم.
دنیای عجیبیه نازنینم.
ما روزهای خوشی داشتیم خیابون گردی های نصف شبانه . زورگیرای پارک و پلیسای خنگ. یادش بخیر خرید بمب و ترقه برای چهارشنبه سوری.یادته هر ماه، م
مهمونی های کریسمس رو که یادتون هست؟ که چقد به نظر من مهمونی هاشون کسل کننده و خستگی آور بود و با جنی در موردش حرف زده بودم و گفته بود که روتین مهمونی های اینجا همینه و منم در مورد مهمونی ها و مراسم هامون گفته بودم که معمولا خیلی با اینجا متفاوته. 
چند وقت پیش هم با شوآن در مورد مراسم های مختلف شادی تو چین حرف زدیم و دیدم اونا که دیگه خیلی خشک و رسمی تر برگزار میکنند.
همه اینا انگیزه ای شد واسه برگزای یه مهمونی به سبک ایرانی و خب چی بهتر از مهمونی
♫♫
جا زد به عشقمون که پشت پا زد خودش رو به هر راه زد زمونه حرف دلو تا زدباشه میرم تا راهت وا شه دلم علاقه گناشه خدا کنه بهتر از من باشههی میگی دلم پره نمیگی واسه چی از چی دلخوره واسه کسی که نخواد بمونه بهونه پرههی میگی دلم پره نمیگی واسه چی از چی دلخوره واسه کسی که نخواد بمونه بهونه پره
♫   ♫   ♫   ♫
♫   ♫  NITROMUSIC.IR  ♫   ♫
♫   ♫   ♫   ♫
میدونستی ولم کنی تو این دل چه غوغایی میشه دلت چه وقت نشناسی شده الان چه وقت بازیشهیه دیوونمو و خراباتی مونده ر
♫♫
جا زد به عشقمون که پشت پا زد خودش رو به هر راه زد زمونه حرف دلو تا زدباشه میرم تا راهت وا شه دلم علاقه گناشه خدا کنه بهتر از من باشههی میگی دلم پره نمیگی واسه چی از چی دلخوره واسه کسی که نخواد بمونه بهونه پرههی میگی دلم پره نمیگی واسه چی از چی دلخوره واسه کسی که نخواد بمونه بهونه پره
♫   ♫   ♫   ♫
♫   ♫  NITROMUSIC.IR  ♫   ♫
♫   ♫   ♫   ♫
میدونستی ولم کنی تو این دل چه غوغایی میشه دلت چه وقت نشناسی شده الان چه وقت بازیشهیه دیوونمو و خراباتی مونده ر
از دیشب فقط به تیتر فکر کرده‌ام و نکته قابل توجهی برای گفتن ندارم. تیتر گویای همه چیز هست. سال‌های قبل فکر میکردم روز تولد نشان‌دهنده چگونگی گذشت سال بعد خواهد بود، همان افکار پوچی که ادم دوست دارد بهشان دامن بزند. بهترین روز تولدم سال قبل بود که الان با نصف بیشتر ان ادم‌هایی که روزم را ساختند قطع رابطه کرده‌ام. امسال هم یکی دیگر بود که با قطع ارتباط دراماتیکم، از ان جایی که یک رگ دیوانگی بسیار کلفت دارم و دراماکویین باسابقه‌ای هستم روز ت
سلام مجتبی جانخوبی گلمخواستم میون این همه شلوغی و سر و صدامنظورم هیاهوی بی خبریهتولدت رو بهت تبریک بگمبه جز بانک هایی که حساب داری و از صبح دارن بهت پیام میدنتنها کسی که حواسش بهت بود تولدت رو تبریک بگه خودم بودمخودم، تولدم مبارکدوستت دارمبا همه ی کم و کاستی هاتبا همه بدی هات و خوبی هاتبا همه بدو بدو هات و ندویدن هاتبا همه دوستای اشتباهی که تا این سن داشتی و جز نامردی برات نداشتنبا همه دشمنایی که فکر میکردی دشمنتن و الان فقط همون یکی دوتا رف
وارد ۲۱ سالگی شدم راستش حس پیری میکنم ، کلی کار نکرده دارم و کلی ارزو و فانتزی که به هیچکدوم نرسیدم ، ولی توی یکسال گذشته وروزای پیش رو با ادمایی اشنا شدم که فکر کنم دارن کمکم میکنن تا زندگیم بشه اون زندگی خوبه تو رویاهام ، خدایا مرسی که هوامو داری .
مزه عشقو چشیدم شاید اصلا اشتباه میکنم که عاشقم ولی با خودم سنگامو سعی کردم وا بکنم و تامام .
شب ۱۳ بود دوست صمیمی سابق دانشگاهم که براش تولد گرفته بودم بم پیام داد گفت فردا دانشگاهی ! گفتم اره گفت یه
هو سر چی زد و حال من و بد کرد رفت و غم و را واسه دل من بی حد کرداون تنهایی نمیرفت که تنها سفر کرد اون خستگی شو با این دل ساده در کردچی شد یهو سر چی زد و حال من و بد کرد رفت و غم و را واسه دل من بی حد کرد
♫   ♫   ♫   ♫
♫   ♫  NITROMUSIC.IR  ♫   ♫
♫   ♫   ♫   ♫
اون تنهایی نمیرفت که تنها سفر کرد اون خستگی شو با این دل ساده در کرددلم هواشو داشت و غم دیگه نداشت و تو بد شرایطی گفت میرم و تنها باش توراحت زد و خراب کرد این عشق و اضطراب کرد دست های من وله بی کس این دله
هو سر چی زد و حال من و بد کرد رفت و غم و را واسه دل من بی حد کرداون تنهایی نمیرفت که تنها سفر کرد اون خستگی شو با این دل ساده در کردچی شد یهو سر چی زد و حال من و بد کرد رفت و غم و را واسه دل من بی حد کرد
♫   ♫   ♫   ♫
♫   ♫  NITROMUSIC.IR  ♫   ♫
♫   ♫   ♫   ♫
اون تنهایی نمیرفت که تنها سفر کرد اون خستگی شو با این دل ساده در کرددلم هواشو داشت و غم دیگه نداشت و تو بد شرایطی گفت میرم و تنها باش توراحت زد و خراب کرد این عشق و اضطراب کرد دست های من وله بی کس این دله
1.سال ۸۷ بود که دیپلم گرفتم (حالا نشینین حساب کنین که من چند سالمه ها) و تو خونمون رسم بود که هرکی دیپلم گرفت براش گوشی بخرن! همون سال واسه تولدم این گوشی رو خریدن:
تقریبا چهار سالو خورده ای، بیشتر از اینکه ازش استفاده کنم ازش مراقبت کردم که مبادا خراب شه، آخه هم اولین گوشیم بود هم کادوی تولدم! اما خب بالاخره خراب شد و هرجا بردیمش برا تعمیر گفتن درست بشو نیست و بندازین دور! منم گفتم حتی اگه هیچوقت هم روشن نشه همینجوری خودشو یادگاری نگه میدارم. ت
نمیدونم چرا الکی منتظرم !
منتظر چی هستم یا منتظر کی هستم نمیدونم!
قبل از خواب گوشیمو چک میکنم دوباره به کامنت هام سر میزنم الکی گوشیمو سایلنت میکنم یا از سایلنت درمیارم
آخه که چی؟ مکه قراره چه اتفاقی بیفته؟ چی بشه؟
تموم شدن همه ی اون روزای لذت بخش! من دیگه بزرگ شدم! 
آدمهایی که میتونن توی زندگیم باشن محدود شدن!
عاشق دوستام هستم دوستایی که شاید خیلی دیر ببینمشون. 
اما دور و برم آدمهای مذکری که بتونم دوستشون داشته باشم تقریبا دیده نمیشه!
گ
راستش فردا تولدمه
ولی.
اصلا حس خاصی ندارم
نه هیجانی 
نه شوقی
نه ذوقی
ولی ی چیز دارم
بغض
تا حالا چندبار شب تولدتون یا روز تولدتون گریه کردید؟؟ینی اصلا شده گریه کنین روز تولدتون؟؟
من نمیدونم این چندمین باره
ولی انگار ناخودآگاه از تولدم ناراحتم.
یادت نره دختر خونه
مهلت موندنت، مهلتمونه
اگه یه شب بی محلی کنی
شاید خدا داداشت و به صبح نرسونه
-شایع
پ ن: از یه بلاگر یه کتاب هدیه گرفتم . (به مناسبت تولدم) و برام جالب بود که مطمئن نبود از کتاب خوشم میاد کلا یا نه . 
پ ن: دلتنگم و با هیچکسم میل سخن نیست
پ ن: آی ام آیرون من (اون لحظه آخر البته)
پ ن: 
پ ن:
متن آهنگ رضا صادقی به تو مدیونم


متن آهنگ رضا صادقی بنام به تو مدیونم

واسه این که از تو دورم ، به تو مدیونمواسه کشتن غرورم ، به تو مدیونمتو که حرمتو شکستی ، پای عهدت ننشستیگرچه بازم تو نیازم ، لحظه هامو بد می بازم ، به تو مدیونم

واسه ی چشای خیسم ، به تو مدیونماین که از غم می نویسم ، به تو مدیونماین که بی جونم و سردم ، این که بی روحم و زردمپی آرامشی که بردی و من پیش می گردم ، به تو مدیونمبه تو مدیونم ، به تو مدیونم

به تو مدیونم ، غرورمو شکستی عین ش
آخر دعاش گفت خدایا ی آرامش قلبی به این جمع بده که چیزی که در درونشونه رو پیدا کنن.
بهترین دعایی بود که ی نفر میتونست در حقم بکنه.خدایا میشه ی روز بیام و بگم آرامشی پیدا کردم که هیچ چیز و هیچ کس مطلقا نمیتونه خرابش کنه؟
++خیلی دوست دارم سبک سخنرانیش رو.حرفاش ملموسه برام.
++میخواستم ی کتاب مربوط به وقایع کربلا واسه ی فندق بگیرم.چند جا رفتمو واسه گروه سنی اون چیزی پیدا نکردم.از آخر عجله ای کتاب به اسم پند های پدرانه خریدم که نهج البلاغه برای ک
ته تغاری تابستان و جامانده از مهر فصل پاییزی :)عجیب ترین و غمگین ترین تولد عمرم ، میگم عجیب چون از ماه قبلش یکی از جذاب ترین و هیجان انگیز ترین کادوهای عمرم رو گرفتم ، میگم غمگین چون از اولین دقایق شروعش گریه کردم و هنوز هم اروم نشدم در مجموع میتونم بگم مبهم ترین تولد عمرم بود:)از تبریک هایی که گرفتم نگم براتون :))))هر سال قبل از این که به خودم بیام و صبحم شروع بشه با موج تماس ها روبرو میشدم و امسال شاید غریبانه ترینش بود و هیچ کسی جز رفیق جان بهم ی
میگه خدا اماکن مقدس زمین رو
مخصوصا تو مناطق بد آب و هوا قرار میده
تا اولا بندگان رو امتحان،
و ثانیا اگه تجمعی هست، تقدسش رو نمایان کنه.
.
› امام علی علیه السلام میگن :)
.
› برن واسه آب و هوای خوبش، یا دار و درخت ها و زمین های سرسبزش؟
واسه آسمون پاک و بدون غبارش، یا اماکن تفریحی و هتل های مرفه ش؟
دلم برای روزهای بهتر از الانم تنگ میشه گاهی وقتا ولی نه قراره اون روزها برگردن نه من اون آدم سابقماگه پتانسیل بهتر شدن هم داشته باشه ، جنسش متفاوت با گذشته ست دیگه
بیاید قبل از رفتنم یکم ناشناس با هم گپ بزنیم :) حتی واسه اون کامنتهای عجیب غریب هم دلم تنگ شده :))
پس بگو .
(آی خراب سمت چپی واسه کامنته!!!)
شما به من بگید من به مدیر ارشد فلان مجموعه ای که نمیدونه میانگین چیه، چجوری باید دیمانسیون رو توضیح بدم ناراحت نشه؟مثال میزنم دو تا سیب و دوتا گلابی رو نمیشه جمع کرد بهش برمیخوره فکر میکنه تیکه انداختم خدا شاهده من دقیقا واسه جبر ماتریس ها تو جبرخطی این مثال رو واسه دانشجوهام میزدم
الان که دارم مینویسم واسه خودم یه چایی دم کردمو و دوتا دونه عناب انداختم توشو خلاصه مستم از بوش
و میخوام از امروزم بنویسم
عاغا وایسا از آخر بریم اول
همین دو ساعت پیش من اولین تجربه ی سفارش غذا از اسنپ فودو تجربه کردم و از اونجایی که کد تخفیف داشتم واسه اولین خریدم، کلا غذام شد 6 هزار تومناونم از یکی از رستورانای نسبتا گرون_که البته پیکشونم رایگان بود_
عارضم خدمتون که عاغا خیلی زودتر از حد تصورم آوردنش و تازه پیکشون ماشین بود و تا دم ه دمه در خ
تمامِ خواسته هام‌رو تغییر دادم
تمام علاقه هام رو از دست دادم 
چی شد؟ هیچی من هنوز هستم و یک راه اجباری جدید
خدایا دیگه بهت رو نمیزنم و ازت نمیخوام چیو بهم بدی چیو ندی، دیگه نمیخوام هی ضایعم کنی و یجور دیگه بهم بدی که دوست ندارم
فقط چیزایی ک دادیو ازم‌نگیر، نامردیه ، خیلی نامردیه، من که گناهی ندارم شدم بنده؟ دارم؟ خودتم میدونی اصلا دستِ من نبوده تو خواستی واسه به وجود اومدنم
پس اینقدز همه کارارو برعکس نکن بعدشم‌نگو قسمته حکمته، من هنوز از ل
امروز تولدش بود. پیامک زدم و تولدش را تبریک گفتم. جوابی نداد ولی استوری اینستاگرامش اینچنین بود: از دوستانی که محبت کردند و تولدم را تبریک گفتند سپاسگزارم مخصوصا از دوستانی که پیامک دادند و معذورم از پاسخگویی. به هر حال دعاگویشان در بهترین نقطه ی زمین هستم.
+سنجاق شود به رها
بسم الله
 
جمعه شده و یه آهنگ به احترام روزهایی که گرد و غبار روزگار داره کم کم محوشون میکنه.
 
https://soundcloud.com/fereydoun-farrokhzad/fereydon-farokhzad-ba-sedaye
 
با صدای رفتنت ستاره افتاد و مردترس تنهایی اومد همه فکرمو خوردآخه عادتم نبود بتونم تنها باشمطاقت آوردن من کار سختی شد واسممی‌دیدم با رفتنت چشم بارون صفتمواسه یک لحظه شده نمیذاره راحتمدیو تنهایی من عاشق گریه‌هامهدیدنت وقتی بیای کمکی به چشمامهسختی راهو نذار با ادامش واسه منکاری کن فاصله‌ها از میون ما بر
میدانی به اطمینان صد در صد رسیده ام که من یک شبح در زندگی اطرافیانم هستم چرا که بود و نبود من هیچ فرقی ندارد وقتی بست فرند سیزده چهارده ساله ام روز تولدم بپرسد تولدت کی بود باید گل گرفت در این زندگی را
به عنوان یک تصمیم بزرگ دیگر نباید انتظار داشته باشی روز تولدت روز مهمی در زندگیت باشد چرا که هربار فقط غم و اندوه ناشی از تنها ماندن برایت به ارمغان دارد
تمام
این ترم حالم داغون داغونه
اون از دعوای کلاسی
جمعه هفته پیش هم که حراست بابت سازم گرفتم و اسمم رو یادداشت کرد و اینا
منم سرم شلوغ
هفته ای 4 جلسه و اون هفته 5 جلسه کلاس خارج از دانشگاه داشتم
حراستم رفت رو مخم
جزوه ای که پنجشنبه باید تحویل می دادم رو هم هنوز تحویل نداده بودم
قلی هم بابت جزوه رفت رو مخم
بهم حرف بد زد
باهاش تقریبا قهر کردم
خلاصه که کلا از وقتی اومدم روزای شخمی رو میگذرونم
تا چندروز پیش
که تولد ف بود
رفتم تو پیج گلگلی که ایده واسه تبری
۱. فردا تا روز تولدم می روم سفر. این اولین سفر من به نیتی غیر از دیدار و دیار آقای ح است. 
سفرهای تنهاییم آغاز شده.
از قزوین و زنجان و کردستان تا آذربایجان غربی. 
ماه آینده هم به امید خدا می روم شیراز. 
مولانا نیستم، بنده ای شدم که مولانا وار درجستجوی خورشید خویش می رود. 
 
 
۲. شد سه گذر از چله نشینی عمر. 
چه حاصل جز جور فلک و غم و دلخوشی ای که از آدمی دور است.
 
 
۳. غریبم. مثل آدمی که بعد از سالها برگشته به منزلی قدیمی. اما تنها.
من عاشق امروزم 
عاشق لحظه به لحظه اش؛ ثانیه به ثانیه اش
حتی اگر مناسبتای ناراحت کننده بیفته امروز ، به همون اندازه مناسبتهای قشنگم داشته.
امروز برای من سال تموم میشه، سال جدیدم آغاز میشه ته دلم امید دارم امسالم پر روشنیه پر مهر و قشنگی پر سبزی و نور
خلاصه که همه درگیرن و یادشون نیس امروز منو 
پس تولدم مبارک خودم.
 
 
 
سلام بچه ها.سریع میرم سر اصل مطلب.راستش واسه سایت نویسنده میخوام.یه نفر که قالب سایتو درس کنه و تو کارا کمکم کنه.یه نفرم که خوب فیک و وانشات و اینجور چیزا بنویسه و یه نفرم میخوام که واسه درخواستیا کمکم کنه چون میخوام ازین به بعد درخواستیم قبول کنم.عکس و وانشاتو ازین جور چیزا.درواقع این خبر دوم بود.خوب اگه درخواستم داشتید حتما بهم بگیدبرای نویسندگیم همینطور.
صدای من رو از خونه جدیدم می شنوید. (هنوز ایرانم (:  )
آنتن دهی خونه بشدت بده و واسه همین adsl گرفتم ک فردا وصل میشه. این مدتی ک نتم بد بود متوجه شدم چقد زندگیم ب اینترنت گره خورده. پروژه ام اینترنت میخواد. واسه ترجمه از دیکشنری تخصصی آنلاین استفاده میکنم. سرگرمیم اینترنته(کتابام از دستم ناراحت نشن) و غیره. 
و انگار دارم تمرین تنهایی می کنم.
 
+واقعا متن رو ک میخونید صدام رو هم میشنوید؟
آخر هفته خوبی نبود. نه درس خوندم نه رفتم بیرون. عوضش چهارشنبه مریض شدم و این دو روز داشتم ریکاوری میکردم. برای اولین بار توو عمرم سرم زدم. و خلاصه.
دیشبم اومدم درس بخونم اونجوری شد انرژیم افتاد. با بچه ها کارتون دیدم.
 
الف هم داره ادا های ز رو در میاره؛ بچه بازی. و میدونین چیه: به من چه ربطی داره مشکل اونا اصلا؟ :/ آدمای پر رو.
 
الانم داشتم فکر میکردم نوجوونی چه خوب بود ؛ توو رویاهامون زندگی میکردیم. نمیدونستیم دنیا قراره اینقد زشت بشه یه روزی.
از اول هفته تا خود دیشب مشغول عروسی رفتن بودیم ! باورتون میشه ؟
عجیب تزش اینجاس که برخلاف دفعه های قبلی که تماما در حال ناله و اعتراض بودم این بار بدون
شکایت و ناراحتی و غصه و اعصاب خوردی مهیا میشدم واسه مراسم ها :) و تو شب های متوالی
جشن از ته قلبم خوشحال بودم و خودم مطمئن بودم از اینکه خنده هام تصنعی نیس :) تا تونستم
رقصیدم و خوش بودم :) اون وسط ها هم خدا رو شکر میکردم واسه حال خوبم ، و دعا میکردم در حق
دکتر میم واسه اینکه کمکم کرد و کمکم میکنه و تم
امروز روز عاشوراست
اما اینجا نه خبری از روضه هست نه غیر از او و من و یه آقای دیگه شیعه ای موجود هست که عزاداری برگزار بشه
البته الحمدالله تی وی هست و هیئت ها داخل اینستا لایو می گذارن و.
با اینا محرم می گیریم
با بچه ها تو ایران حرف میزنم بهشون میگم بچه ها روضه ها را برید حیفه .واسه ما هم دعا کنید
حالا شمایی که اینجا را می خونی هم اگه قصد نداشتی روضه بری بیا و بزرگی کن و به نیت غربت نشیینایی که دلشون واسه روضه امام حسین و ظهر عاشورا پر میکشه امرو
♫   ♫  NITROMUSIC.IR  ♫   ♫
♫   ♫   ♫   ♫
برگرد پا رو دل دیوونه خستم نذار برگرد واسه من ساده تو بازی در نیاربرگرد مث تو کی با دلم بد کردفکر تو رد میشه از سرم ولی نمیدونم خودت کجاییلااقل چیزی بگو حرفی بزن نشونی عکسی صداییخودت ببین چیکار کردی تو با من یادگاریات هنوز کنج اتاقن فکر تو هر شب داره میاد سراغمبرگرد پا رو دل دیوونه خستم نذار برگرد واسه من ساده تو بازی در نیاربرگرد مث تو کی با دلم بد کردبرگرد پا رو دل دیوونه خستم نذار برگرد واسه من ساده تو با
♫   ♫  NITROMUSIC.IR  ♫   ♫
♫   ♫   ♫   ♫
برگرد پا رو دل دیوونه خستم نذار برگرد واسه من ساده تو بازی در نیاربرگرد مث تو کی با دلم بد کردفکر تو رد میشه از سرم ولی نمیدونم خودت کجاییلااقل چیزی بگو حرفی بزن نشونی عکسی صداییخودت ببین چیکار کردی تو با من یادگاریات هنوز کنج اتاقن فکر تو هر شب داره میاد سراغمبرگرد پا رو دل دیوونه خستم نذار برگرد واسه من ساده تو بازی در نیاربرگرد مث تو کی با دلم بد کردبرگرد پا رو دل دیوونه خستم نذار برگرد واسه من ساده تو با
واقعا دلم میخواد بعد از صحبت‌هایی که قراره شنبه اتفاق بیفته یه پشتیبان روحی داشته باشم.کاش میشد چند ساعت دیگه کنارم باشه بعد بره (واسه همیشه؟) نه به خاطر اینکه چیزی بینمون پیش بیادا، نه. فقط واسه وداع پایانی.ولی خب از اونجایی که خواسته‌های من فقط روی کاغذ برای سامر چایلد مهم بوده و نه در عمل، امیدی به برآورده شدنش نیست.شاید من توقع زیادی دارم از کسی که دیگه تو زندگیش نیستم. هم؟
در آشفته بازار بودن آموزش موسیقی عوامل بسیاری دخیل‌اند. یکی از این عوامل، تاثیر شهرت و قدرت نوازندگی بر هنرجویان است. یعنی تصور اینکه یک نوازنده‌ی معروف، معلم خوبی هم هست.
این سؤتفاهم می‌تواند دلایل مختلفی داشته باشد. مثلا وقتی می‌بینیم شخصی بسیار خوب و حرفه‌ای ساز می‌زند ما هم دوست داریم شبیه او ساز بزنیم و ناخودآگاه تمایل داریم که او» به ما یاد بدهد» چطور باید آنگونه ساز زد. پر واضح است که این یک برداشت اشتباه است. شخصی که نوازنده‌ی
عکس آقای خامنه ای

تبلیغات

آخرین مطالب