نتایج پست ها برای عبارت :

تودرمون تمام درد هایی

من امروز از این لحظه تمام کسانی که بر من حقی دارند می بخشم، من امشب تمام کسانی که من دا از خود رنجانده اند می بخشم، من از امشب تمام خاطرات بد کودکی را فراموش میکنم، من از امشب تمام کاستی های زندگیم رو فراموش می کنم، من از امشب دوران بد دانشجویی و مدرسه را فراموش می کنم، من از امشب تمام معلم هایم را می بخشم، من امشب تمام استادهای دانشگاهم را می بخشم، من امشب تمام مسئولین کشورم را که به من ظلم کردن می بخشم، من امشب تمام کسانی را که باعث بی کاری من
یعنی می شود تمام اشک هايي که از داغ حاج قاسم جاری می شوند و تمام دود هايي که از سوختن دل های بیقرار به هوا می روند، یکجا، در یک نفر وجود داشته باشند؟ یعنی می شود یک نفر باندازه ی تک تک عزاداران حاج قاسم در سراسر جهان، و حتی بیش از آن، ماتم زده و گریان باشد؟
وای از آن دل! شاید دل رهبرم. .
میتونم تمام این مسافت رو چارتار گوش بدم. 
تمام این مسیر، تمام بلوار بهشت ، تمام چمران ، تمام عفیف آباد، تمام ارم
میتونم همه شون رو راه برم و با صدای بلند بخونم :
"من ایستگاه آخرم،عبور آخرین قطاری
در امتداد ساقه ام،تو ارتفاع بی مهاری"
 
بیای ته باغ ارم و برای اولین بار دستم رو محکم بگیری 
بیای عفیف آباد و محکم بغلم کنی و من دلم هری بریزه
بیای تو اون پیاده رو ها همه ی اردیبهشت ها رو قدم بزنیم و تو برام آهنگ کوردی بخونی 
دست بکشم رو تر قوه ت و تو حو
میتونم تمام این مسافت رو چارتار گوش بدم. 
تمام این مسیر، تمام بلوار بهشت ، تمام چمران ، تمام عفیف آباد، تمام ارم
میتونم همه شون رو راه برم و با صدای بلند بخونم :
"من ایستگاه آخرم،عبور آخرین قطاری
در امتداد ساقه ام،تو ارتفاع بی مهاری"
 
بیای ته باغ ارم و برای اولین بار دستم رو محکم بگیری 
بیای عفیف آباد و محکم بغلم کنی و من دلم هری بریزه
بیای تو اون پیاده رو ها همه ی اردیبهشت ها رو قدم بزنیم و تو برام آهنگ کوردی بخونی 
دست بکشم رو تر قوه ت و تو حو
نشستم تو یکی از دهنه های  پل خواجو ، هنوز جای دندون عقلی که دیروز کشیدم درد می کنه .درد نبودنش تا مدت ها توی دهانت حس میشه ،
در این لحظه به تمام شدن نیازمندم ،تمام شدن هرچیز ،هرکس
 وفکر می کنم هیچ وقت تمام نمیشود .
پ .ن:غول سیاه افسردگیتو بردی .
به همه چیز مشکوکم.
به تمام آدم‌ها، به تمام حس‌های عاشقانه، به تمام خوشی‌ها، به تمام آسونی‌ها، به تمام روز‌ها، به تمام ساعت‌ها و دقیقه و ثانیه‌ها.
از همه چیز مأیوسم. 
از آد‌م‌ها، عاشقانه‌ها، خوشی‌ها، آسونی‌ها، روزها، ساعت‌ها و دقیقه‌ها و ثانیه‌ها.
برای همه چیز نگرانم. 
نگران آدم‌ها، نگران عشق، نگران خوشحالی، نگران آسایش، نگران روزها، نگران ساعت‌ها و دقیقه‌ها و ثانیه‌ها. 
تو گاهی برای‌ تمام شک‌ها، یأس‌ها و نگرانی‌هام ت
قطعه‌ای -مثلا چرخ‌دنده‌ای- که زیر دست بهترین مهندس‌ها، در بهترین کارخانه‌ها و با بهترین مواد ساخته شده، اگر در جایی که باید، نچرخد، هر چند در تمام عمرش به بهترین وجه ممکن بچرخد، چون وظیفه‌ی خود را انجام نداده است، ضمن هدر دادن تمام آن بهترین‌هايي که صرفش شده، هیچ، تاکید می‌کنم هیچ کار مفیدی انجام نداده است.
بزرگ‌ترین کاری که یک انسان در تمام زندگی خود می‌تواند و باید انجام دهد شناخت وظیفه‌ی خود و بزرگ‌تر از آن انجام آن وظیفه است، در
ما به اشتباه اینگونه می‌اندیشیم:
- درسم تمام شود راحت شوم- غذایم را بپزم راحت شوم- اتاقم را تمیز کنم راحت شوم- بالاخره رسیدم، راحت شدم- اوه چه پروژه‌ای، تمام شود راحت شوم
تمام شود که چه شود؟مادامی که زنده هستیم و زندگی میکنیم هیچ فعالیتی تمام شدنی نیست بلکه آغاز فعالیتی دیگر است 
پس چه بهتر که در حین انجام دادن هر کاری لذت بردن را فراموش نکنیم نه مانند یک ربات فقط به انجام دادن بپردازیم به تمام شدن و فارغ شدن. لذت باعث قدرتمند شدن میشود و
دیشب این سربال تمام شد با تمام حواشی و گاف هايي که در این فیلم بودش، سری جدید ستایش را فقط در این هفته آخر که تعطیلی زیاد بود با خانواده ام تماشا میکردم . اولین چیزی که خیلی برام خنده دار بود، گریم نرگس محمدی بودش. اون دوباره جوان شده بود برخلاف فصل قبل که با گریم ضعیف و یک عینک پا به سن گذاشته بود.
ادامه مطلب
یعنی می شود فردا بیایم برای این پست پی نوشت بزنم که اصلاحات فصل چهار و پنج تمام شد؟
خدایا لطفا بشود.:)
 
یک چهارم پی نوشت:))))
یک چهارم کارم دیروز تمام شد، یک چهارم بعدی هم به نظر می رسد امروز تمام شود! بله طبق معمول کار چهار روزه را یک روزه تصور می کردم و نمی شد که بشود:)
دوروز دیگر می آیم پی نوشت می زنم ان شاالله:)
 
این هم پی نوشت:) بالاخره کار این دو فصل تمام شد. تحلیل بخش کمی و بخش کیفی پایان نامه ام.
ما به اشتباه اینگونه می‌اندیشیم:
- درسم تمام شود راحت شوم- غذایم را بپزم راحت شوم- اتاقم را تمیز کنم راحت شوم- بالاخره رسیدم، راحت شدم- اوه چه پروژه‌ای، تمام شود راحت شوم
تمام شود که چه شود؟مادامی که زنده هستیم و زندگی میکنیم هیچ فعالیتی تمام شدنی نیست بلکه آغاز فعالیتی دیگر است 
پس چه بهتر که در حین انجام دادن هر کاری لذت بردن را فراموش نکنیم نه مانند یک ربات فقط به انجام دادن بپردازیم به تمام شدن و فارغ شدن. لذت باعث قدرتمند شدن میشود و به
گاه تمام دل‌خوشی ام می‌شود سجاده ی گوشه ی اتاقم. نه به سبب نماز هايي که رویش خوانده ام‌. که هر چه رویش خوانده ام، مایه ی شرمساری ست . بلکه به سبب نماز هايي که رفقایی امثال ِ ساناز، روی سجاده ام خوانده اند. گاه، خدا را قسم می‌دهم به پاکیِ آن ها که روی سجاده ام قنوت گرفته اند. که روی سجاده ام سجده رفته اند. گاه تمام دل‌خوشی ام می‌شود اینکه سجاده ام متبرک است به آدم های درست و حسابی ِ دم و دستگاه خدا.
برای همین دلم رضا نمی‌دهد به کنار گذاشتنش. به
سه روز عزای عمومی.
 
 
ساعت هفت بیدار شدم و خبر را خواندم. باور نکردم. هنوز هم باور نکرده‌ام. چون مرگ مهم نیست. چیزی که مهم است، تراژدی مرگ است. شاید ما بچه نداشته باشیم. شاید هیچ وقت بچه دار نشویم. ولی امیدوارم دنیا بماند و نسل های بعد این بلبشو را فقط در کتاب‌های تاریخشان بخوانند. امیدوارم تمام شود. به خوبی یا بدی، فرقی نمیکند، فقط تمام شود.
امیدوارم تمام جنگ طلبان، هرکجایی که هستند، هر دینی که دارند، تقاص خون تمام مردم بی گناهی که به خاطر شهو
دلم میخواهد دوباره به مسیر دو سال پیش برگردم
این بار اشتباهات گذشته را تکرار نخواهم کرد
خدایا مرا بازگردان به جایی که بودم
این کابوس های شبانه مرا رها نمی کنند من کار نیمه تمامی دارم که اگر تمام نشود بسان خوره تمام مرا خواهد خورد
خدایا نوری در قلبم هست که می گوید من به آنجا بر خواهم گشت تا کارم تمام شود
می شود که بشود
 
نام تمام پرنده هايي که در خواب دیده امبرای تو در این جا نوشته امنام تمام آنهايي را که دوست داشته امنام تمام آن شعر های خوبی را که خوانده امو دستهايي را که فشرده امنام تمامی گل ها رادر یک گلدان آبیبرای تو در این جا نوشته اموقتی که می گذری از این جایک لحظه زیر پاهایت را نگاه کنمن نام پاهایت را برای تو در این جا نوشته  
-----
خطاب به پروانه ها-رضا براهنی
واقعا تسلیت میگم ب تمام خانواده های شیرازی و تموم کسایی ک اسیب دیدن و تشکر ویژه میکنم از تمام همشهری های مهمون نوازم .اگه میخواستیم منتظر باشیم ک دولت و شهردار و استاندار کاری کنه خیلی بیشتر خسارت میدادیم ممنونم از تمام محبت و خون گرمی و حس انسان دوستانتون  دمتون گرم و اجرتون با خدا 
گویم از راز نی و از سوختنگویم از جان را به پایش ریختنگویم از موجی ، میان موج هاعاقبت دریا شدن ، بعد از تمام اوجهاگویم از شمسی که راهم را گشوداز دو چشم بر شرر ، از لحظه شکر وجودگویم از هر ، اربعینی که گذشتروز هايي که ، منیت می شکست گویم از درمان هر ، درد بشرشاهدی کردم ، تمام دردهایم رفت با عشق و نظرگویم از آن می گساری های شبساقی ام میداد باده ، جرعه هايي پر طرباین طریقت گرچه یاشد ، فارغ از پیر و مریدلیک با شمع رخش ، پروانگی باید کشیدگفت ما گفتیم و
 
اونقدر غمگین و شکننده‌ام که حتی عکس صفحه‌ی گوشیم،رنگ سفید مدیریت وبلاگ ، سایت‌هايي که هرروز چک میکنم هم غمگینم میکنه. حس میکنم تمام زندگیم رو اشتباه کردم . حس میکنم که باخته‌ام ، به بیراهه رفتم چقدر تمام سال‌های ما زرد است .
گلِ من ک تمثیلی بود از هر آنچه ک بینمان است، مرده است و بر آن حتا گمان نمی بری. اینجا آفتاب مرده است و سایه ها بلند تر از دیوار ها شده اند و تو حتا به آن نگاه نمی کنی. مثل نقاشی، مرده و ساکن انگار تو را گوشه ای گذاشته باشندت و تو، در یک تکرارِ ابدی نگاه سردی به زمین داری و حتا پلک نمی زنی و من در کنار تو بوده ام، تمام این سالها. در حالِ سوختن، خاکستر شدن و کم شدن. ک باد مرا با خود برد، به آنکه دیگر دیده نخواهد شد. به آخرینِ غروب، به گرگ و میش های عجیب.
گلِ من ک تمثیلی بود از هر آنچه ک بینمان است، مرده است و بر آن حتا گمان نمی بری. اینجا آفتاب مرده است و سایه ها بلند تر از دیوار ها شده اند و تو حتا به آن نگاه نمی کنی. مثل نقاشی، مرده و ساکن انگار تو را گوشه ای گذاشته باشندت و تو، در یک تکرارِ ابدی نگاه سردی به زمین داری و حتا پلک نمی زنی و من در کنار تو بوده ام، تمام این سالها. در حالِ سوختن، خاکستر شدن و کم شدن. ک باد مرا با خود برد، به آنکه دیگر دیده نخواهد شد. به آخرینِ غروب، به گرگ و میش های عجیب.
یعنی انقدر از مردم و ارتباطشون می ترسید! 
تمام پیام رسان های ایرانی و خارجی بسته ان 
تمام جست‌وجوگر های ایرانی و خارجی بسته ان 
تمام شهر پر از نیروهای امنیتیه 
ترسو ها 
به جای ایجاد خفقان و فضای امنیتی به حرف مردم گوش کنید 
امروز تمام امیدم از خوندن اینه که آخرشب برسه،دوشی بگیرم،مسواک بزنم،آهنگ دهه شصتی پلی کنم،برقصم و صورتم رو بند بندازم و هیچ ایده ای ندارم که چطور میتونم همه ی این کارها رو طی چهل و پنج دقیقه ای که وقت دارم انجام بدم.
 
*من از آدمی که هستم تعجب میکنم.امروز به مادرم گفتم نمیدونم به چه منبع انرژی وصلم که تمام نمیشه.امیدوارم که تمام نشه البته!
امشب حس و حال شب هايي که پست را میزاشتم، ندارم.هیچ وقت دوست نداشتم پست های این شب رو از رو عادت بزارم. امشب نمیدونم چرا؟ولی میدونم!این دوسه روز کلن تمام حس و حال خوبم رفت.عهدم به منزل نمی رسدو تقریبا متزلعهدی که سحرگاه چهلم باید در بین الحرمین تمام میشدولی امسال شاید شاید . اربعین کربلا نباشم 
صلی الله علیک یا ابا عبدالله
همین!
اکنون میدانم
که با تمام عزیزانم
باید خوب خداحافظی کنم
زیرا هیچ یک از ما نمی دانیم
کدامین قرار
اخرین قرار خواهد بود
 
اتااُل بهرام اوغلو
میترسم دیر بشه .میترسم مثل همیشه حرفام جا بمونه. باید تا وقت هست بگم تمام دلتنگی های نگفته را باید. 
 
 
کفش تمام چرم  یکپارچه و تمام دست دوز مدل راینو
رویه کاملا یکپارچه از چرم گاوی قابل دوخت در رنگ و انواع چرم سفارشی
دارای زیره چرم گاو میش و آستر چرم بزی برای خنک نگه داشتم داخل کفش
دارای پاشنه ۴ سانتی متری قابل افزایش یا کاهش در دوخت سفارشی
کفش زیبا از طراحان کفش سی سی به مناسبت ثبت ملی شدن کفش چرم تبریز
مشاهده وخرید کفش مردانه تمام چرم مدل راینو
معمولا برای ما آدما همه چیز در آستانه ی نبودن، تمام شدن، از دست رفتن عزیز میشن!
البته که گاهی لازمه
یه وقتایی شما نمیرونید از موقعیتی که دارین راضی هستین یا نه!؟
نمیدونم تاحالا تو این موقعیت بودین یا نه؟! اینکه ندونی یه چیزیو واقعا میخوای یا نمیخوای؟! 
به هر حال آدم گاهی تکلیفش با خودش روشن نیست
همین تمام شدنها یا حس تمام شدنه که باعث میشه بفهمی موقعیتتو میخوای یا نه!
 
بسم الله الرحمن الرحیم
یاحجت بن الحسن العسکری
یا ابوالفضل العباس
یقین کامل دارم به حقیقت شعر زیر
به ذره گر نظر لطف بوتراب کند
به آسمان رود و کار آفتاب کند
تمام همت و تلاش خود را بکار بندیم تا امیرالمومنین علی بن ابی طالب علیه السلام یک نگاه از سر محبت بر ما بیفکند،بخداوند دوعالم سوگند که تمام مشکلات ‌‌‌ و موانع مانند برف آب میشوند
دانلود تمام فرمول های ریاضی هشتم 
-
تمام فرمول های ریاضی هشتم : با درخواست های بسیاری که در روز های گذشته از طرف دانش آموزان عزیز و کاربران گرامی سایت نمره برتر داشتیم تصمیم گرفتیم تا فرمول های مهم ریاضی هشتم را به صورت کامل در اختیار شما قرار دهیم. در این فرمول ها شما میتوانید به صورت فصل به فصل کتاب ریاضی را مشاهده نمایید.

ادامه مطلب
باورم نمیشه که اگه شرایط جور دیگه ای بود من میتونستم حداقل یه سال/یه سال و نیم دیگه فارق التحصیل بشم
ولی الان دوباره باید همه چیو شروع کنم.تمام اون حال و فضای نکبت،استرسا،گریه ها،عادت کردنا.دوباره و دوباره باید باشون رو به رو شم
تمام نقشه هام عقب میفتن.تمام زندگیم عقب میفته.
و بدیش اینجاست که حتی اینم معلوم نیست.زندگیم کاملا رو هواست.چی شد که به اینجا رسیدم واقعا؟
تمام مدت جلوی چشمم بودند
بالای سر بچه‌اش نشسته بود و بدترین فحش‌های عالم را به او می‌داد، تهدید می‌کرد او را می‌کشد و چشم‌های دخترک سه‌ساله پر از وحشت بود
تنها جرم او شیطنت کودکانه و بیش‌فعال بودن است که آن‌ هم تقصیر مادر است
هربار به روستا سفر می‌کنم و در این خانه هستم، این رفتار را می‌بینم و زجر می‌کشم، کاری از دستم برنمی‌آید
دلم برای هردو می‌سوزد
به آینده این بچه فکر می‌کنم و می‌لرزم
به تمام بچه‌هايي فکر می‌کنم که می‌توانند کو
همین که بدانی سطرهای در هم فرورفته ای در جایی از جهان با واژه هايي پر خواهند شد که راه به ادراک تو دارند، درد را می شوید یاسمن.
درد؟ چه می گویم. در محضر چشم هایت از درد نباید نوشت. دلشان می‌گیرد و باران می شوند. آنوقت مرا، دنیایم را و شعرهایم را در سیلابی غرق خواهند کرد که پلک‌های خورشید را هم تر می کند.
تو را باید نشاند جایی درست وسط تمام سپیدها و به آنها وزن داد. جایی درست وسط تمام نثرها و آهنگین‌شان کرد. تو را باید گذاشت بر سر هزار پیرْزنِ در ح
فردا جشن فارغ التحصیلی مان برگزار میشود و من هم خوشحالم و هم ناراحت.خوشحال بابت تمام کردن یه مرحله از زندگی و ناراحت بابت تمام شدن دوران هر چند سخت اما شیرین دانشجویی.
امروز و دیروز با جبرانی رفتنم کاراموزی م هم تمام شد.و عملا تنها پروسه اداری فارغ التحصیلی باقی مانده.
و دل کندن از این همه دوست.از این همه خاطره عجیب سخت است.
فردا روز شاد و غمگینی ست برای من.
یعنی می شود فردا بیایم برای این پست پی نوشت بزنم که اصلاحات فصل چهار و پنج تمام شد؟
خدایا لطفا بشود.:)
 
یک چهارم پی نوشت:))))
یک چهارم کارم دیروز تمام شد، یک چهارم بعدی هم به نظر می رسد امروز تمام شود! بله طبق معمول کار چهار روزه را یک روزه تصور می کردم و نمی شد که بشود:)
دوروز دیگر می آیم پی نوشت می زنم ان شاالله:)
دلم برای تخت خوابم  برای صدای بادی که به پنجره اتاقم میخورد و من را یاد آلمان می انداخت، تنگ شده است. دلم برای پنجره اتاقم که میتوانستم نور چراغ های دور دست را از آنجا ببینم و به یاد شبهای آرام اروپا بیوفتم  تنگ شده است. برای تمام کتابهای کتابخانه ام و برای تمام آن لحظاتی که میتوانستم در تنهايي های خودم در مورد آینده ام رویاپردازی کنم و تصمیمات بزرگ بگیرم، دلتنگم.
برای تمام آن روزها دلتنگم.  
۲۶ در حال آمدن است و من نمی دانم چگونه بهت تبریک بگویم که تمام احساسم را در آن خلاصه کنم.
۲۶ در حال آمدن است و من می خواهم در آمدنش کنارت باشم اما مقابل روزگار ناتوانم.
۲۶ در حال آمدن است و من نارحتم که نمی توانم در آن روز تو را در آغوش بگیرم و تبریک بگویم.
۲۶ در حال آمدن است و من هنوز کادو نگرفتم، گشتم ولی هنوز چیزی نیافتم که بتواند تمام دوست داشتن مرا بیان کند.
۲۶ در حال آمدن است و من هنوز در انتظار شنیدن دوستت دارم هستم.
دستم رو روی چوب خام روشن نارنج میکشم. بویش مستم میکند. مداد را بر میدارم و طرحی مبهم را رویش نقاشی میکنم. مثل اینکه کلافه باشم بر میگردم جاهايي که مبهم است دوباره پر رنگ میکنم. ار موئی را بر میدارم. کالبدی مبهم از انسان را برش میدهم. سپس نوبت مقار هست سطحش را تراش میدهم. پستی و بلندی های ظاهرش و تمام جذابیت جسمیش را به ظرافت طرح میزنم. بعد سطحش را با سنباده کاملا صاف و یکدست میکنم. تمام سر تا پاش رو پولیش میزنم جوری که برق میزند. با خوشحالی و ذوق ب
شرکت ولوو قصد دارد نسخه تمام‌برقی خودروی ایکس‌سی۴۰» را در ۱۶ اکتبر
امسال روانه بازارهای جهانی کند. این کراس‌اوور، نخستین خودروی تمام‌برقی
از این خودروساز سوئدی خواهد بود. ولوو تاکید کرده است که ایکس‌سی ۴۰
تمام‌برقی یکی از سریع‌ترین خودروها در جاده است.
ادامه مطلب
بیزارم از هر گلوله ای که هر جا شلیک شود و بیزارم از هر انسانی که انسانی را بکشد.
زندگی را بخشیدن باید نه ستاندن.
هر انسانی برای این به دنیا می آید تا جهان را به جای بهتری بدل کند و انسانیت را بیشتر.
صلح واژه‌ای است به گسترده تمام نسل‌های انسان، به بزرگی تمام ذهن‌هايي است که از ابتدای آفرینش وجود داشته‌اند.
صلح واژه‌ای است که مرز بین خواب کودک آواره و صدای شلیک گلوله های سرباز را تعیین میکند.
به امید صلح جهانی ♥️
21 سپتامبر را روز جهانی " صل
 
پیدا کردن مسیر زندگی فقط مجموعه‌ای از اقداماتی نیست که برای جستجو کردن یک راه و سرانجام رسیدن به آن انجام می‌دهیم؛ بلکه شامل تمام کارهايي می‌شود که برای دنبال کردن آن انجام می‌دهیم. هر کسی در طول زندگی علاوه بر تمام حساب و کتاب‌های ذهنی خود مسیری را با قلبش دنبال می‌کند و برای موفقیت در آن تلاش خود را به کار می‌برد. همه چیز در این راه خوب پیش می‌رود تا این که در این راه دچار یک تفکر وسواس‌گونه می‌شویم: این که مسیر زندگی خود را درست انتخ
دست کتابم را میگیرم و باهم خیابان را متر می کنیم،میرویم همان پارک همیشگی، چشمانم را برمی گردانم و. درخت نازنینم! به سمتش پرواز میکنم، انگار که بخواهم او را در آغوش بکشم، می نشینم و ساعت ها غرق میشوم در خوشی ای که قابل وصف نیست، سرم را که بلند میکنم،در نگاه متعجب آقای میانسال لبخند میزنم، انگار که خنده اش گرفته باشد، به راهش ادامه میدهد، بلند میشوم، میروم کنار بچه ها، مادری به کودکش غذا میدهد، کودک مدام می گوید نه! رویش را به سمت من بر میگردا
من در این یک سال اخیر. و به طور دقیقت تر از دی ماه سال پیش اشتباهات زیادی کردم! البته اشتباه که نمی شود گفت! آدم اول کار فقط یک تصمیم می گیرد. به همین سادگی. یک "تصمیم" . با اطلاعات ناقصی که دارد. با همه  چیزهای که آخر کار می داد و یادش می رود که اول کار این همه را نمی دانست. گذشته ای که آن موقع هنوز اتفاق نیفتاده بود و او هم کف دستش را بو نکرده بود و با اطلاعات ناقصی که به دستش آمده بود، داشت بهترین تصمیم را می گرفت.
این ها همه درست. ولی نکته ی مهم
شاید باید تمام این سال‌ها را تجربه می‌کردم تا جایی در مسیر زندگی، با تو برخورد کنم.روزی که پیدایت کردم درست شبیه همان زمانی بودی که گمت کرده بودم! ترسیده و زخمی.تصویرت مدتها بود از ذهنم پاک شده بود اما چشمانت را شناختم.دوباره با چشم‌هايي برخورد کردم که امن‌ترین و البته غمگین‌ترین نگاه جهان را داشت، امن چون همیشه منتظرم بوده و غمگین از گمشدگی طولانی‌اش.به سمتت آمدم، همان لحظه تمام زندگی‌ام را مرور کردم و تو را دیدم که در هر خاطره‌ای حضور
وارد هفته دوم از برنامه آموزشی مکالمه زبان نصرت شدیم ، قبول دارم که هفته قبل نا هماهنگی هايي بود و اشکالاتی پیش اومد اما علی رغم تمام این حرفها ، طبق صحبت هايي که با دوستانی که از ابتدا همراه این برنامه بودن شد ، قرار شد که جمعه ها از ساعت 8.30 - 11 ( همون 20.30 الی 23 ) در گروه تلگرام ، چت یا ویس مکالمه بصورت زبان انگلیسی داشته باشیم و صد البته که تمام مباحث قبلی باید مرور بشه.
 
به روال هفته قبل ، فایل هايي هفته دوم که شامل درسهای 4 تا 6 که حجمشون کم شده ر
به این فکر می‌کنم که چطوری می‌تونم همه‌ی این‌ها رو خالی کنم؟ اصلا ممکنه؟ شاید اگر بهم یه اتاق عایق صدا بدن تا پشت گردنم رو چنگ بندازم، با رنگ سیاه تمام بدنم رو رنگ کنم و بعد تمام وسایل توش رو بشکنم و جیغ بزنم و گریه کنم، بعد به سمت بیرون بدوم و خودم رو توی رودخونه پرت کنم، به جواب نزدیک شده باشم. 
من در این یک سال اخیر. و به طور دقیقت تر از دی ماه سال پیش اشتباهات زیادی کردم! البته اشتباه که نمی شود گفت! آدم اول کار فقط یک تصمیم می گیرد. به همین سادگی. یک "تصمیم" . با اطلاعات ناقصی که دارد. با همه چیزهای که آخر کار می داند و یادش می رود که اول کار این همه را نمی دانست. گذشته ای که آن موقع هنوز اتفاق نیفتاده بود و او هم کف دستش را بو نکرده بود و با اطلاعات ناقصی که به دستش آمده بود، داشت بهترین تصمیم را می گرفت.
این ها همه درست. ولی نکته ی مه
 
 
مستمری بازنشستگی پیش از موعد به چه کسانی تعلق می­گیرد؟
 
از سال ۹۶ کلیه بیمه­ شدگانی تحت پوشش صندوق اجتماعی کشاورزان ، روستائیان و عشایر که به سن ۷۰ سالگی رسیده­ اند درصورت تقاضای آنان و داشتن سابقه پرداخت حق بیمه به مدت ۱۰ سال به صندوق ، بازنشسته و متناوب با سنوات حق بیمه پرداختی و برمبنای سطح درآمدی انتخاب شده توسط بیمه شده مستمری پرداخت می­ گردد .
در  سال ۹۶ بیمه شدگانی دارای ۷۰ سال تمام سن و ۱۰ سال سابقه بیمه
در سال ۹۷ بیمه شدگانی دا
این واژه از دو بخش Holo به معنای همه یا تمام یک شی وGram به مفهوم نگاشتن یا نمایاندن بصری یک شی تشکیل شده که میتوان معادل پارسی بعد نگار یا تمام نگار را برای آن در نظر گرفت . عموما هولوگرام را بعنوان یک برچسب نقره ای با ظاهری رنگین کمانی می شناسند که در مقابل تابش نور تغییرات نوری رنگارنی در آن ایجاد می گردد و تمام نگار را صرفاً نوعی عکس سه بعدی میدانند . درعکاسی و تمام نگاری از فیلمها و پلیتهای عکاسی استفاده می کنند ولی این امر تقریباً کل وجه اشترا
میمِ اسمم می گرفت و سینِ فامیلی ام می زد توی ذوق. برگشته بود، هم لکنت زبانم هم معلمم از مرخصی. هنر داشتیم. من با عشقِ تمام، گل و گلدان کشیده بودم. معلمم با حواس پرتیِ تمام، زنگ هنر را کرد زنگ انشا. من در مورد نان نوشته بودم و تمام نانوایی های اطراف خانه مان را توصیف کرده بودم، بربری و سنگک و ماشینی و عراقی‌. نوبت من بود، "سبزی" نه اول لیست بود نه آخر لیست، من به میانه ترین حالت ممکن مضطرب بودم و تمام حروف در دریای لکنتم غرق شده بود. گل و گلدانی که ب
All the Money in the World 2018 1080p BluRay,تماشای آنلاین فیلم,تمام پول دنیا,دانلود فیلم All the Money in the World 2018,دانلود فیلم تمام پول دنیا 2017 دوبله فارسی,دانلود فیلم جدید,دانلود فیلم خارجی,دانلود نیم بها,دوبله فارسی,زیرنویس فارسی All the Money in the World 2018,فیلم تمام پول های جهان 2017 دوبله فارسی,فیلم تمام پول‌های جهان All the Money in the World 2017 دوبله فارسی,
ادامه مطلب
دانلود آهنگ شروین حاجی آقاپور تمام من { بهترین کیفیت }
امشب میتوانید ترانه تمام من با صدای خواننده خوب شروین حاجی آقاپور را دانلود کنید
Exclusive Song: Shervin Hajiaghapour | Ta Man With Text And Direct Links In jazzMusic

متن آهنگ تمام من شروین
به جای من یه قاصدک یه روز میاد توو خواب توتو قدرشو بدونبعد من اگه نبود کسی به یاد من تو شعرمو بخونبه جای من شاید یکی بیاد که می فهمتتکه می بره فکرمو از سرتبعد من شاید یکی بیاد که می شناستتبیشتر از من می خوادتتمام من بیا ولی تو به مزار من
باهم حرف میزدیم. 
معلوم بود از زندگی که داره راضی نیست. همه چیز هم داره. البته از بیرون اینطور به نظر میرسه. 
ولی خوب از حرفهاش فهمیدم که به خاطر تمام کارهايي که باید میکرده ولی نکرده ,خود ِچند سال قبلش رو دوست نداره. میگفت: من خیلی خرفت بودم.
میدونی! اون لحظه بابت تمام کارهايي که منطقا نباید انجام میدادم ولی انجام دادم خوش حال شدم. 
بابت تمام ابراز عشق های نصف و نیمه حتی.
گاهی اوقات عاقلانه ترین تصمیم ممکن این هست که به خودت اجازه ی تست کردن و
بگذار برایت بگویم، هربار پایم را از چارچوب در خوابگاه رد می‌کنم و میگذارم روی موزاییک حیاط، دلم تنگ می‌شود. غمم قد می‌کشد تا فرق سرم.
پرسیده بود که الان دلتنگی که از خانه دوباره برگشته‌ای به خوابگاه؟
گفتم ببین من هر بار که وارد این خوابگاه می‌شوم دلم تنگ می‌شود.
دلم نه برای خانه و خانواده و مهر‌ مادر و حمایت پدر و برادر زیادی عاقلم، که دلم برای هر چیزی که بیرون از این ساختمان هست تنگ می‌شود.
برای تمام اتفاقات خوب و بدی که می‌افتد.
برای تو
گرفتن اسکرین شات تمام صفحه از سایت ها بدون داشتن افزونه هم امکان پذیر است. شما میتوانید بدون هیچ افزونه ای خیلی راحت از صفحه وب مورد نظر اسکرین شات تمام صفحه تهیه کنید.
مرورگرهای مثل گوگل کروم، مایکروسافت اج و فایرفاکس ویژگی های پنهان بسیاری دارند که یکی از آن ها ذخیره اسکرین شات کامل یک وب سایت بدون نیاز به افزونه می باشد. این ویژگی به شما این امکان را میدهد که بدون هیچ افزونه ای از صفحات سایت‌ها اسکرین ‌شات کامل بگیرید. در ادامه همراه زوم
دانلود آهنگ علیرضا جاوید ماه تمام + متن و کیفیت عالی
امروز ترانه ماه تمام به صدای علیرضا جاوید را با دو کیفیت آماده کرده ایم
Exclusive Song: Alireza Javid | Mahe Tamam With Text And Direct Links In jazzMusic.blog.ir
متن آهنگ ماه تمام علیرضا جاوید
ای ماه تمامم شیرین سخنم جانم عشق سینه سوزت آتش زده بر جانماز حال دل من تو چه دانی …دیوانه ترم کن با زلف پریشانت من مست نگاهت خیره به دو چشمانتاز حال دل من تو چه دانی …ای کاش ای کاش دلت حال مرا داشت قلبت ای کاش مرا بی تو نمیذاشتای کاش ای کاش
فرش ابریشم ماشینی در رنگ‌ها و طرح‌های متنوع روح ، رنگ ، جذابیت ، رویا و گرما را به دکوراسیون‌ خانه‌ها می‌آورد و گزینه‌ای مناسب برای دکوراسیون‌ کلاسیک ایرانی می‌باشد. بهترین فرش ابریشم ماشینی در کارخانه‌های کاشان بافته می‌شود ؛ کارخانه‌هايي که با به‌کارگیری به‌روزترین و مجهزترین دستگاه‌ها بر تمام مراحل تهیه یک فرش ابریشم ماشینی از نخ‌ریسی تا بافت ، کنترل دارد. این فرش‌ها باوجود تمام معایب و محاسنی که دارند در مغازه‌ها جلوه گری
در موتور هايي که با سوخت جامد کار میکنند، زمانی که طول می کشد تا کل سوخت مصرف شود چیزی حدود 3 دقیقه است(بسته به حجم موتور) و افزایش این زمان، چند صد سال است که متخصصان احتراق را به خود مشغول کرده است. نظریه های مختلف، ایده های جدید و هزاران راه حل دیگر باعث شده که به عمر کاری موتور اضافه شود ولی هیچوقت از چند دقیقه بالاتر نرفته!
 
به حال خودم نگاه می کنم میبینم چقدر به موتور های سوخت جامد شبیهم! تمام شتاب گرفتنم فقط چند دقیقه است و خوب بعدش موتور
در تمام شب چراغی نیستدر تمام روزنیست یک فریادچون شبان بی ستاره قلب من تنهاست.تا ندانند از چه می سوزم من ، از نخوت زبان ام در دهان بسته ست.راه من پیداست.پای من خسته ست.پهلوانی خسته را مانم که می گوید سرود کهنه ی فتحی قدیمی را .احمد شاملو
بیشتر از ۲۴ ساعت شده که اینترنت را قطع کرده‌اند، مثل آن روزهای تلخ ۸۸ که پیامک‌ها و تلفن‌ها یکماه تمام تعطیل بود. چه شد؟ حبس و حصر و جان‌هايي که گرفتند و عمرهايي که فرسودند و رهبرانی که ۹ سال است در حصرند و خاطره، خاطره‌ی تلخ از این حکومت ظالم که تمام توانش را گذاشته تا با مردمانش بجنگد؛ و چه زبونید شما که اینگونه دستتان را به خون ملت آلودید، جیبتان را از مال ملت پر‌کردید و گستاخانه می‌تازانید. تنها آرزویم بودن در روز نابودی شما حاکمان رذ
به روزرسانی را که فقط برای انواع بازی ها، نرم افزارها و برنامه های کامپیوتری نگذاشته اند گاهی هم آدم ، باید افکارش را به روز کند!طرز فکرش را ارتقا بدهدحال و هوایش را تازه کند مثلا دور بریزد تمام خاطراتی را که تکرارشان چیزی به جز غم و اندوه  نداردرها کند بعضی وابستگی ها را که حال و روزش را به هم میریزند افسوس ها را غصه ها را نگرانی ها را و تمام تلخی هايي که بوی کهنگی گرفته اندگاهی باید یک گوشه ی دنج نشستزندگی را نو کرد و یک "من" تازه ساختبا با
در زندگی لحظه‌هايي هست که دلت می‌خواهد مثل پنیر پیتزا کش بیایند.، طولااانی! تمام نشود. آن‌قدر می‌ترسی که هی ساعتت را نگاه می‌کنی!
مثل وقت‌هايي که بوی خاک باران خورده می‌پیچد توی هوا و دوست داری ریه‌ات اندازهٔ جنگل‌های گیلان باشد برای فرو دادن آن همه عطر.!
مثل قدم زدن دوشادوش کسی که هی انه سرت را می‌چرخانی تا نیم‌رخ صورتش را ببینی!
مثل لحظهٔ تمام شدن یک مکالمه تلفنی وقتی هنوز دلت نمی‌آید گوشی را بگذاری؛ انگار که ته‌ماندهٔ صدایی ه
عشق، موضوع صحبت دیشب بچه ها بود. هر چی می گفتند یکی بود بگه نه این تمام عشق نیست. از دوست داشتن های زیاد، دلتنگی های ترمز بریده و انتظارهای به مقصد نرسیده، اما یک نفر بود در حالی که داشت گوشیشو چک می کرد، بگه این تمام عشق نیست. صبرشان به اتمام رسید و از سوشیانت فرزند سکوت اندکی هنجارشکنی خواستن. 
عشق، همچون تپه ای می مونه که عاشق خورشیده. هر صبح با طلوعش برایش آواز می خواند و غروب که فرا می رسد، اشک می ریزد و شب ها در انتظار می نشیند. او عاشق است ب
لباسهای شسته، تلنبار شده‌اند روی هم. ظرفها شسته شده‌اند اما هنوز توی ظرفشویی‌اند. سینک پر از ظرف است. آب کتری تمام شده. غذا نداریم. سبد، پر از لباس تیره است. میزها گردگیری می‌خواهند، انارها دانه شدن. کتابهای نیمه تمام گوشه کتابخانه، خواننده می‌خواهند و فایل‌های انگیزشی مخاطب. گلدان‌ها آب می‌خواهند و برگهای زردشان هرس. خاک نشسته روی میزها را می‌بینم و کاری نمی‌کنم. شارژ گوشی تمام می‌شود و کاری نمی‌کنم. لیست خرید روی در یخچال، کجکی ن
پتوی گرم ابرها تمام شهر را در آغوش کشیده. به دور دست‌ها که می‌نگرم، هیچ چیز نمی‌بینم، جز تودهٔ سیمابگونی که گویی تا بی‌نهایت ادامه دارد. یک‌جور عدم که دلم می‌خواهد در آن حل شوم و تمام این لاوجود را در آغوش بگیرم.
اما هرچه جلوتر می‌روم هستی بیشتر توی چشم و چالم فرو می‌رود. زمین، درختان، ماشین‌ها، دیوارها، آدم‌ها، آدم‌ها، آدم‌ها. و همهٔ ما محکومیم به بودن.
بدترین حس دنیا چیست؟ شاید بگویید تنهايي.  دلتنگی.
  و. اما بدترین حس دنیا "دل زدگی" ست.
دل زدگی، بعد از یک خواستن عمیق می آید. کاری را، چیزی را، کسی را با تمام وجود خواستن.دل زدگی یعنی کاری.  چیزی.  کسی که مدت ها حس خوب برایت داشت دیگر در ذهن و قلبت جایی نداشته باشد.
دل زدگی یعنی احساس خستگی شدید آدمی که دل زده می شود وسط یک جنگ است. یک جنگ نا برابریک طرف تمام خاطرات روزهای خواستن جلوی چشمش هست. 
طرف دیگر حقیقتی که زورش بیشتر از تمام خا
حس یه سنگ خاکستریِ تیره و روشن، روی یه نیمکت چوبی توی یه شب پر ستاره و خنک. با گوشه ای بین بنفش و نقره ای که برق می زنه.
نشسته و آسمونو نگاه می کنه، خنکا رو نفس می کشه. و تمام اینا، فقط روی صیقلی و خوشگل سنگیشو نوازش می کنه. 
انگار هیچ کدوم از این قشنگیا وارد خورده های وجود خورده سنگیش نمی شه.
نه
اینجوری نمی شه. باید یه کاری کنه!
می ره به همه ی اون جاهايي که نشانی از هوای باز دارن و بوی رهايي می دن سر می زنه. سر می زنه تا بلکه این هوای بودن رو یاد
در ما خونی ریخته شده که بویش دست بر گلوگاه تهوع انداخته و می فشارد و می فشارد و ما بغض می کنیم. چیزی عجیب که نمی دانم تا به حال چیزی نامیده اندش یا نه. چیزی وحشی و رام نشدنی که می بایست شکسته شود. ما چیزی را جایی گذاشته ایم و هیچ گاه به خاطر نیاورده ایم چه را و کجا!
گویی فرزندی که هیچگاه زاده نشده را در جایی که هیچگاه نرفته ای گم کرده باشی و بخواهی پی اش بگردی. همینقدر تنها و غریب.
گویی کوچه به کوچه ی آسمان را پی چیزی بگردی که خدا می نامندش و کوه ها ر
یکی از کانال هايي که گروه های تلگرام را منتشر می کند کانال لینک یاب تلگرام می باشد.
که لینک تمام گروه های تلگرام را منتشر می کند، گروه های چت دختر و پسر و گروه های گپ دختر و پسر 
و گروه های تمام استان های ایران را منتشر می کند.
در واقع کانال لینک یاب یک کانال تلگرامی می باشد که لیست تمام گروه های تلگرامی را منتشر می کند.
به طور مثال شما اگر دنبال گروه زاهدان و یا گروه اهواز باشید می توانید به راحتی این گروه چت تلگرام را پیدا کنید.
برای عضویت در کا
دانلود تمام آهنگ های سریال دل از شهاب مظفری و رضا بهرام و محمد علیزاده
دانلود مستقیم و رایگان همه آهنگ های پخش شده در تیتراژ آغاز پایان و وسط سریال جدید منوچهر هادی به نام دل
آهنگسازی این سریال بر عهده بابک زرین می باشد

ادامه مطلب
و امروز که زمستان ترین روز است تا به اینجا
که آسمان سفید سفید و سوز سرما سیلی میشود روی صورتم 
و درخت ها ند، انگار هیچوقت زنده نبوده اند
 
امروز عزادار ترم! به اندازه یک اتوبوس ادم بیشتر عزادارم
مغزم از صحنه گریه فاطیما و خواهران بزرگترش خالی نمیشود
زبانم قفل شده بود و هیچ حرفی نمیتوانستم بزنم
میخواستم کلی دعوا کنم که مرا ندید نگیر اما فقط همراهش اشک ریختم
و به این فکر کردم که عزاداری ما در این روز که زمستان ترین است تا به اینجا تمام شد
میهمانی بود. همه
گرم صحبت و گپ و گفت خود. او نیز گوشه ای نشسته بود. بی هدف به خطوط بی معنای روی
زمین خیره شده بود و در افکار پوچ خود سیر می کرد. ناگهان باز شدن درب، س
چشمانش را بر هم زد. خودش بود.
دلهره در چشم هایش موج می زد. دلش اشوب
بود. شرم داشت او را نگاه کند. باورهایش جلوی دلش را گرفته بودند. دست هایش عرق
کرده بودند و انگشتانش به شدت می لرزید. اما او بی رحمانه نزدیک می شد و عطرش نزدیک
تر. صداها و همهمه ها همه و همه تار شدند. حالا فقط صدای کفش های
تمام بغض من آنجاست کنار رد پاهایتمیان خاطراتی که مرور اش کردم هر ساعتمنم ، تنها ترین آدم بدون تو که حوا ایکدامین سیب را باید ببویم تا شوم راحتنگاهم کردی و گفتی تو را با من که کاری نیستتمام کار من بودی و من در بند چشمانتنمیخواهم شبی دیگر تو را در خواب ودر رویابیا در صبح صادق باش به تنهايي نکن عادت
تمام بغض من آنجاستکنار رد پاهایتمیان خاطراتی کهمرور اش کردم هر ساعتمنم ، تنها ترین آدمبدون تو که حوا ایکدامین سیب را بایدببویم تا شوم راحتنگاهم کردی و گفتیتو را با من که کاری نیستتمام کار من بودی و مندر بند چشمانتنمیخواهم شبی دیگرتو را در خواب ودر رویابیا در صبح صادق باشبه تنهايي نکن عادت
آدم هايي هستند که با آدم های زندگی شان دقیقا مانند کالا رفتار می کنند آن هم کالای مصرفی، تا تاریخ مصرف شان تمام نشده عزیز اند و مفید اما دقیقا یک روز بعد از اتمام تاریخ مصرف بدون هیچ بحث و گفتگویی دور ریخته خواهند شد، نه بحثی نه توضیحی و نه حتی خداحافظی ای، هیچ چیز از نظر شان برای اتمام این ارتباط به طرفه غیر منطقی نیست، تا حالا کسی دیده با بسته پنیر تاریخ مصرف گذشته اش خداحافظی کند نه.  حذر کنید از این دسته آدم ها، روح تان را تمام می کنند ان
با سلام خدمت تمام کاربران عزیزتمام دوستانی که قسمت میشود به زیارت سالار شهیدان امام حسین(ع) در اربعین بروند از صحنه هايي که در راه میبینند عکس گرفته و همراه با نام خود برای ما در پی وی سروشمان از طریق منو بالای وبلاگ ارسال کرده تا با نام خودتان پخش کنیم و یادتان نرود برای ما هم دعا کنید.البته دوستانی که به این سفر نمیروند از صحنه هايي چون راهی کردن زائران،مراسمات و راه پیمایی ها و. عکس گرفته و برایمان ارسال کنید.بازم التماس دعا.
دانلود گام به گام تمام دروس پایه یازدهم 
گام به گام درس های ریاضی و تجربی و انسانی

امروز هم مثل همیشه یکی دیگر از گام به گام یازدهم را برای شما دانش آموزان گرامی آماده کرده ایم . همان طور که گفتیم در این مطلب گام به گام شیمی یازدهم را برای شما دانش آموزان رشته ریاضی و تجربی را آماده کرده ایم. در گام به گام شیمی یازدهم جواب فعالیت ها و پرسش های کتاب درسی شیمی 2 به صورت کامل داده شده است.
لینک دانلود تمام گام به گام های یازدهم
تمام گام به گام ها به
با قدرت تمام، با عدالت و بدون اغماض
 
#قوه_قضاییه با قدرت تمام به‌ کج‌رفتاران و منحرفان مهلت ندهند که با اعمال غیر انسانی- اسلامی خود عمداً یا از روی نادانی و بی‌بند و باری چهره مقدس جمهوری اسلامی را بر خلاف آنچه هست نمایش دهند. باید عدالت اسلامی در حق آنان بدون غمض عین اجرا شود.
 
امام خمینی(ره) | ۱۲ فروردین ۱۳۶۲
 
صنایع چوب سامی راد 
متفاوت در زمینه تولید جدیدترین مدلهای چهارچوب و درب بر اساس آخرین طرحها و استانداردهای ایرانی و اروپایی با ۷ سال سابقه پیمانکاری دکوراسیون داخلی و ۲ شعبه در ایران و ترکیه 
واتساپ & تلگرام ۰۹۳۶۱۲۲۸۷۰۹ 
اینستاگرام samiraddoor 
تلگرام samiraddoor 
 
امروز در بلاد کفر روز شکرگزاری است، تقریبا تمام صفحات مجازی دوستان خارج از ایرانم امروز یک پست شکر گذاری داشت. شکر گذاری که دین و فرهنگ و اقلیم نمی شناسد. شکر گذاری که قاره و کشور و زبان نمی شناسد. شکر گذاری زبان مشترک تمام ما انسان هاست. من هم خدا رو شکر میکنم به خاطر تمام داشته ها و نداشته هایم! بخاطر نعمت داشتن دو فرشته در زندگیم، بخاطر مهربان ترین برادر دنیا، بخاطر زندگی آرامم، بخاطر رشته دانشگاهم، بخاطر موفقیت های تحصلیم، بخاطر پرنده های
غمت داره منو با خودش میبره به گذشته بودنتبه مادرم گفتم: دیگر تمام شد»گفتم: همیشه پیش از آنکه فکر کنی اتفاق می‌افتدباید برای رومه تسلیتی بفرستیمهمیشه پیش از آنکه فکر کنی اتفاق می افتد همیشه پیش از انکه فکر کنی اتفاق می افند همیشه پیش از انکه فکر کنی اتفاق میافتد همیسه پیش اط انکه فکر کنی اتفاق میافتد همیشه پیش از آنگههمیشهفکر کنی اتفاق افتاده بود ذیگر تمام شده بود تمام شده بود باید برای خودم تسلیتی بفرستم چرا که غمت مرا خواهد کشت
ا بسم الله الرحمن الرحیم
یا ابوالفضل ادرکنی
احمقانه است اگر فکر کنیم
مردم به اختیار خود
کسی را که برده جنسی بود و آرزوی مدفوع شدن داشت و در بی احترامی به پیامبر سنگ تمام گذاشت و تمام احادیث پیامبر را آتش زد را رهبر خود قرار دهند
 
 
از ناله کردن متنفرم و این چند پست اخر همین است
قول میدهم اخرینش باشد. و به زودی همه‌اش پاک شود
جان دادن گاهی امری تدریجی می‌شود. تو ذره ذره با اتفاقات مختلف جانت را میگذاری و می‌روی. 
این وسط اگر دچار جنون هم شده باشی، خودت با دست خودت دامن می‌زنی به این جان دادن. 
اتفاق را که گفتم خودش به غایت خودش برای دل من حکم مصیبت عظمی را داشت و این جنون که چاشنی‌اش شد، دفعات جان دادن را برایم بیشتر کرد. 
آخرین ضریه ممکن را خودم پیش از انکه دیگری بز
درحالی که قیمت تمام سکه طلامورخه هفتم فروردین1506لیردرترکیه بوددرایران قیمت سکه طلاچهارمیلیون وششصدهزارتومان بود.درهمین روزقیمت لیرترکیه درایران2392تومان بود.حاصلضرب2392در1506برابرباارزش سه میلیون وششصدودوهزاروسیصدوپنجاه ودوتومان بود.به عبارتی تمام سکه طلاتفاوت قیمتی یک میلیون تومانی داشت.درواقع طلادرترکیه ارزانترازتهران بود.
آیاسکه طلادستخوش حباب قیمتی درتهران بودیاتورم ایران وترکیه چنین رقمی رابوجودمیاورد؟
  افرادترکیه رابهشت ارز
روی تخت دراز کشیده ام ، به رغم آنکه هوای خانه واقعا گرم است پتوی کلفتی روی خودم انداخته ام. انگار که از صبح و سرمایش ترس داشته باشم! 
"بار دیگر شهری که دوست میداشتم"را میخوانم.خاطره تند تند پیام میدهد و شلوغش میکند و حوصله ندارم مُجابش کنم که ارام باشد.فقط میگویم که "حضوری حرف میزنیم." تند و تند تحلیل میکند، سوال میکند و خودش جواب میدهد.تند و تند واژه ها را میکُشد! و من ، غرق ِ نادر ابراهیمی و واژه های نو به نوش، مداد از دستم نمی افتد و با فاصله ه
زندگی کردن بزرگترین شجاعت یک انسان است گاهی تحت فشاریم شب هايي رو میگذرونیم که هیچ وقت دیگه این حال را تجربه نکرده ایم و تسلیم وسکوت گاهی تنها کاریه که میتونیم انجام بدیم .
وقتی آنجا دلم برای خانه پر میکشد وقتی اینجام دلم برای آنجا اسیر شدن آزادی ان هم خودخواسته عجیب ترین مشکل یک زندگیست .
روزهايي هست که ناخواسته قلبت میزند روزهايي که با تمام وجود تلاش میکنی ضربانش را قطع کنی کار کنی درس بخونی و خودت را غرق زندگی کنی و وقتی چشم باز کنی ببینی د
"متاسفم، شما در دوره‌ی بدی با من مواجه شده‌اید."
این خلاصه‌ی تمام حرف‌هايي هست که باید می‌زدم و نمی‌زدم.
متاسفانه تمام آدم‌های دور و برم، آن‌هايي که می‌خواهم و باید، راه گفت‌وگو و تخلیه‌ی روحی را به شدت مسدود کرده‌اند و من هر لحظه بیشتر در باتلاق انزوا فرو می‌روم.
متاسفانه تمامی‌ دوستان صمیمی‌ام که تا چندی پیش بیشتر وقتشان با من می‌گذشت و اشک و لبخندشان گوشه‌ی بغل خودم بود، وارد مرحله‌ای از زندگی‌شان شده‌اند که من دیگر اصلا اولو
امروز میخوام از مرغ بگم.از شگفتی مرغ از صحنه هايي که بسیار تامل برانگیزند.صحنه هايي که بارها شاهدش بودم و ساعت ها منو به خودش خیره کرده.مرغ بیست  سال تمام نه ببخشید بیست روز تمام می خوابد.با گرمای جانش به تخم مرغ گرما میدهد.تخم مرغ را هر از گاهی با بالهای نرم و مهربانش از این رو به ان رو میچرخواند تا همه ی رویه های تخم مرغ به یک اندازه گرما بگیرد.این مرغ می داند که نبایدتنها یک رویه ی تخم مرغ را در زیر بالهای نوازش گر خویش بگیرد.این مرغ می داند ک
ما برای رها شدن از این‌حجم کار عقب مانده 
نیازی به تعطیلی مدرسه نداشتیم که اگر داشتیم باید امروز تمام کارها تیک میخورد نه اینکه چنین گوریده شود.
ما به یک ساعتی آرنورد احتیاج داشتیم
گوشی خاموش
قطعی اینترنت 
تا بلکن تمام شود این همه کار عقب افتاده که فقط اعصاب و روانمان را مخدوش کرده است و در عمل حتی لحظه‌ای پایش نمینشینیم که مبادا کم شود از حجمشان.
دیوانه‌ایم ما.
×این ترم یه واحد اختیاری دفاع مقدس برداشتم و استادش از نازنینای روزگار بود،استاد سنجری پور . 
تمام طول این ترمو کیف کردم از شخصیت بزرگوار ایشون.از دسته آدم هايي بود که در تمام چندیل سال جنگ ایران و عراق حضور پر رنگی داشته و جوری برامون قضیه رو میشکافت که حس میکردیم وسط میدون جنگیم.امروز وقتی اومد سر امتحان بهمون سربزنه،از در وارد شد و گفت ای بابا پس چرا نمیخندین؟فوقش امتحانو 10 بشین،مهم نیست بخندین شاد باشین . 
بله و ایشون معجزه ی امروز من
مهم نیست تا کجا فرار کنیفاصله هیچ چیز را حل نمی‌کند.وقتی طوفان تمام شد، یادت نمی آید چگونه از آن گذشتی، چطور جان به در بردی. حتی در حقیقت مطمئن نیستی، که طوفان واقعاً تمام شده باشد.اما یک چیز مسلم است. وقتی از طوفان بیرون آمدی، دیگر آنی نیستی، که قدم به درون طوفان گذاشت …هاروکی موراکامی
 
امروز سر کلاس به ساعت نگاه می کردم و دلم می خواست کلاس زودتر تمام شود. چیز جدیدی به دانسته هایم اضافه نمی شد و ماندن در کلاس و انتظار برای پایان ان کلافه ام کرده بود. 
به یکباره به یک جور epiphany رسیدم. می خواستم کلاس زودتر تمام شود و خواسته ام معادل بود با فرا رسیدن زودتر پایان زندگیم. کاغذ هایم را جمع کردم و کیفم را بستم و از کلاس بیرون زدم. انتظار برای زودتر تمام شدن زندگیم در حالیکه به اسلاید های استاد خیره شده بودم کار نفرت انگیزی در نظرم آمد. 
سیل اشک امان‌م نمید‌هد.
از این دور بودن. از این دویدن و نرسیدن.از این انتظار ها که خون آدم را توی شیشه می‌کند.
قرآن را بازش می‌کنم
می‌آید:
وَ نَجَّیْنَاهُ وَأَهْلَهُ مِنَ الْكَرْبِ الْعَظِیمِ.
‌می‌فهمم بالاخره یک روز در این دنیا کرب عظیم ما تمام می‌شود.یک روز شما می‌آیی و خاتمه می‌دهی به دل تنگی ها.یک روز شما می‌آیی و ما بالاخره طعم لبخند واقعیِ از ته دل را می‌فهمیم.
یک روز که خیلی نزدیک است. از رگ گردن هم نزدیک تر.
این وعده ی خ
من تو را با تمام اخم ها و لجاجت هایت مدفون می کنم تا دیگر نباشی. در فاصله ای دور می ایستم و مُشت مُشت خاک می ریزم روی مزاری که دلم را بلعیده.
دیگر نه چشم انتظار پیامی هستم نه هیچ زنگی که به صدا در آید.
دیگر از شنیدن اسم ات قند توی دلم آب نمی شود.
دیگر وسط هق هق های گاه و بیگاه صدایت نمی زنم.
حالا تلاش نمی کنم احساساتِ تلخم را معدوم کنم. اصلا نمی خواهم زایلِ این احساسِ اشتباه شوم.
دیگر چشمم به در نیست تا بیایی.
پشیمان نیستم. پشیمان نمی شوم.
تازه رها شد
دکتر ح قشنگ و آبی نازنینم
تمام این هفته پر از انتظار و هیجان و شادی بودم تا سه‌شنبه بیاید و بیایم کاشان دیدن شما اما آدم بزرگ‌ها همین الانِ الان برنامه‌ام را بهم ریختند( شرم خدای هفت آسمان بر آن‌ها)
آن‌ها چه می‌دانستند من به اندازه تمام پرتقال‌های گیلان دلم برای شما تنگ استمن چقدر به دفتر سبز وجادویی شما نیاز دارمچقدر نیاز دارم صدای شما را بشنومآن‌ها چه می‌دانستند من هربار با دیدن شما، شنیدن‌تان دوباره امیدوار می‌شوم و سعی می‌کنم با
تمام ثانیه هاى گذشته را با چشم انتظارى گذرانده ام.تمام ثانیه هایى ک اگر تو بودى میتوانستند رنگ بگیرند.میتوانستند لبخند بکارند.میتوانستند خودت را داشته باشد نه بویت راتنها اگر تو بودى.پى نوشت:چشم هایم را گرفته بودم و بعد سال ها دنبالت گشتم نمیدانم قواعد بازى قایم باشک تو چیست ک سک سک ندارد.
بسم الله الرحمن الرحیم
قدیم ترها فکر می کرد می شود در همین دنیا؛ 
هم به دنیا رسید و هم به آخرت
ولی؛ 
گاهی باید از دنیا گذشت تا به آخرت رسید
و این گونه می شود که فرد می تواند "اولوا بقیه" باشد.
یعنی باقیاتی را برای آخرت اش کنار بگذارد.
و این گونه خیلی از آیات را
شاید نتوان
به دنیایی های محض نشان داد
و شاید مراد از این آیه که می گوید: 
افرادی که دنیا را می خواهند به آن ها می دهیم
ولی نصیبی از آخرت برای آن ها نمی گذاریم
شاید مراد همین باشد
همی
من سال‌های زیادی در انتظار بودم. نه در انتظار کسی، در انتظار چیزی که معنی واقعی دوستی، خانواده و جمع است. من این جمعی که پریشانی و ناراحتی‌ام را به راحتی و بدون نیاز به کلمه می‌فهمد، دلش برای آشوب و کلافگی‌ام می‌تپد و نگرانی‌هایم را در آغوش می‌گیرد از پسِ سال‌های سال تنهايي و حرمان و حسرت به دست آورده‌ام. تمام امروز خودم حتی حال خودم را نمی‌فهمیدم، بهانه می‌گرفتم و کلافه بودم اما کسانی را دارم که حواسشان هست، که در آغوشم می‌گیرند، واد
مهر که تمام بشود انگار مهربانی را هم با خودش می برد. 
البته برای کسی که مهربانی می بیند نه برای منی که نه تنها مهربان نبود بلکه نامهربانی هم دید . 
و نه تنها تمام نمی شود بلکه هم انگار آغاز ماجراست.
 
پ.ن:
آره پیام داده بودم . ظاهرا خیلی علاقه ای به ارسال نظرات نداره اینجا
بگذریم .
مام ه  باقر ع میفرمو.د بخداکه در اسمان هفتاد صف از ملایکه است اگر تمام مردم روی انجمن کنند که یک صف انها را بشمارند نتوانند و ان فرشتگان همگی ولایت ما را معتقدند  6 حضرت ابوالحسن ع فرمود ولایت  علی علیالسلام در تمام کتب پیغمبران نوشته شده است وخدا هیچ پیغمبری را مبعوث نسازد جز بنبوت محمد ص ووصیت علی ع را نشانه یعنی اقرار باین دو مطلب از طرف خدا بر او واجب است 
به تمام آدمهای اطرافتان زمان دهید تا خودشان انتخابتان کنند وجودتان را به کسی یادآور نشویدکه ای فلانی من هم اینجا نشسته ام تایم های بود و نبودت را میشُمارمبگذارید خودشان بفهمندیادشان بیایدکه در آنسوی مشغله هایشانکسی شبیه شما با صبوری تمام چشم انتظارشان استچشم انتظار یک روزبخیر ، یک سلام!آدمها را به اجبار کنار خودتان حفظ نکنید.خودشان اگر بخواهند سراغتان را میگیرند.
برای تمام شب‌ها.
این را دیشب توی نوشته‌هام نوشتم و زیرش همه چیز خالی ماند. دیدی بعضی بغض‌ها چنان در گلویت می‌ماند که هیچ حرفی را نمی‌توانی بزنی و این‌ همه‌ هم نداشتنت را بهانه می‌آوری؟ این من بودم و این چند روز.
در این میان، یخ زده و منتظر و پاییز زده به تمام این چند روز فکر می‌کنم و به لحظه‌هايي که پاییز بودند و گذاشتم محو شوند. این گذاشتن چه‌قدر ملال‌انگیز است. فراموش کردن. فراموش. بهانه کردن. بهانه.
لحظه‌‌هايي‌ش یادم ههستست. دستت. نق
چقدر راحت‌تر زندگی میکردیم اگر بجای بایدها که نمی‌دانیم خیلی‌هایشان از کجا سر در آوردند و شدند قانون؛ می‌گذاشتیم ترجیح می‌دهم. این روزها یادگرفتم بجای خیلی از بایدهای ذهنی، ترجیح می‌دهم بگذارم. بجای باید خانه تکانی میکردم. باید کارهای اداری قبل از سال جدید تمام میشد. باید کتابهای نیمه تمام را تمام میکردم. باید برای روز پدر هدیه بهتری می‌گرفتم، باید عروس جدید فامیل را پاگشا میکردم و . گذاشتم ترجیح میدادم و حالا آرامترم. گاهی نشیب‌ها،
الآن که داشتم پست بیست و دو رو میخوندم یاد یه خاطره افتادم.
چند سال پیش رفته بودیم شمال. تو شالیزار با بر و بچ قدم میزدیم و به صدای قورباغه ها گوش میدادیم و میخندیدیم.
وقتی برگشتیم تمام کفشم و پاچه شلوارم گلی شده بود. خواستم تمیز کنم که دخترعموم نذاشت و خودش تمام گلا رو از رو پاچه شلوارم شست و پاک کرد.
آخ که چقدر بی معرفت شدم من!
بسم الله الرحمن الرحیم
گاهی آدمی تمام اقوال اش را که می نگرد
می بیند همه طلب هدایت است
از اینکه چه کند
چه مسیری را انتخاب کند
چه موضوعی را برای کار انتخاب کند
حتی موقعی که پای برد، آدرس کلاس ها را می بیند
باز هم به انتظار هدایت است.
و گاهی این قدر عادت کرده به ذکر "اهدنا صراط المستقیم"
که یادش می رود تمام این هدایت ها را 
باید از خودش بخواهد
از خدایی که تمام صراط ها را می داند
و بهتر از هر وجودی هم او را می شناسد و هم صراط ها را
و گاهی بای
مامان میگوید چرا خوابم نمیگیرد 
و من به این فکر میکنم که کدام کتابم را برای قبل از خواب پیشنهاد بدهم با اینکه میدانم از کتاب هايي که میخوانم خوشش نمی اید
کلی فکر میکنم تا اسم کتابی که درباره زندگی ملاصدرا بود را به یاد بیاورم میگویم: مردی در تبعید ابدی را تمام کردی؟
میگوید نه
میگویم دوستش نداشتی
میگوید معرکه است، نمیخواهم تمامش کنم، حالم را خوب میکند، هر از چند گاهی صفحه ای از ان را میخوانم
با خود فکر میکنم این ویژگی ام به مامان رفته، من هم ن
گاهی گمان نمی‌کنی ولی خوب میشود
گاهی نمی‌شود که نمی‌شود 
گه جور میشود خود آن بی مقدمه
گه با دو صد مقدمه ناجور می‌شود
گاهی هزار دوره دعا بی اجابت است
گاهی نگفته قرعه به نام تو می‌شود
گاهی گدایِ گدایی و بَخت با تو یار نیست
گاهی تمام شهر گدایِ تو می‌شود
گاهی تمام آبیِ این آسمانِ ما
یکباره تیره گشته و بی رنگ می‌شود
گویی به خواب بود جوانی مان گذشت
گاهی چه زود فرصتمان دیر می‌شود
عکس آقای خامنه ای

تبلیغات

آخرین مطالب