نتایج پست ها برای عبارت :

تورا نداشتم

آنگاه که تورا از دست دادم، 
هردومان بازنده شدیم. 
من، چونکه تورا بیش از همه دوست میداشتم 
وتو، 
چون من آن بودم که تورا بیش از همه دوست میداشت. 
اما تو بازنده تر از منی 
چون من دیگری را دوست توانم داشت 
آنگونه که تورا دوست میداشتم. 
اما هرگز یافت نخواهد شد 
کسی که تورا چون من دوست بدارد.
دانلود آهنگ رضا بهرام لبخند بزن
هم اکنون شنونده موزیک جدید و فوق العاده ی * لبخند بزن * با صدای زیبای هنرمند محبوب و مشهور , رضا بهرام باشید.
 
دانلود آهنگ رضا بهرام به همراه متن, پخش آنلاین و بهترین کیفیت (کیفیت اصلی) از رسانه مدیاک
Download new song by Reza Bahram called Labkhand Bezan With online playback , text and the best quality in mediac
 
متن ترانه رضا بهرام به نام لبخند بزن
دلبر جانم بی اجازه قلب ما بردی کجا بردیای عشق جانم هر نفس را بی هوا بردی کجا بردیبی منت تورا دوس دارم بی علت تورا
متن اهنگ سینا سرلک به نام بیگانه
ای شمع روشن دور خود پروانه میخواهی در سرزمین عاقلان دیوانه میخواهیهنگام شادی دور من خط میکشی اما روزی برای گریه ات یک شانه میخواهیآه ای غم دوران من آتش زدی بر جان منی خاکسترم را باد بردآه ای همیشه دور تر از هر کسی مغرور تر باید تورا از یاد بردآه ای غم دوران من آتش زدی بر جان منی خاکسترم را باد بردآه ای همیشه دور تر از هر کسی مغرور تر باید تورا از یاد بردمن آشنا تر با توام بیگانه میخواهی از چهار ستون پیکرم ویرانه
تورا دوست دارم بهتر از جانم
تورا دوست دارم ای همه هستی وجودم
تورا در این شلوغی بی هیایو دوست دارم
همه هستی من
عشق مهربون من
تو خانمی کن 
تو صبوری کن
میدانم در این شلوغیِ
دوستت دارم گفتن های بی حساب و کتاب
سخت است بکر ماندن
تو اما بمان پای دوست داشتنم مثل نسل مادرانمان
قول میدهم به تمام وعده هایم جامه عمل بپوشانم.
 
 
حاج قاسم سلیمانی این مرد بزرگ ایران زمین به جمع یاران شهیدش سردارکاظمی
و دیگر عزیزان پیوست
و اینک ما همه ایرانیان یک صدا و همدل میگویم ای ترامپ عوضی 
ای ترامپ احمق
ای ترامپ دیوانه
ای ترامپ شمر زمانه
ای ترامپ جانی خر
آماده باش که ما ملت ایران پشت به پشت هم  دست به دست هم می آیم و تورا و دولت تورا سرنگون خواهیم کرد
                                
از طرف بچه های ایران     
ازطرف سپاه ایران فعلا این چند تا موشک را نوش جان کنیند تا بقیه انتقام را برنامه
ای شمع رز موزیک روشن دور خود پروانه میخواهی در سرزمین عاقلان دیوانه میخواهی
هنگام شادی دور من خط میکشی اما روزی برای گریه ات یک شانه میخواهی
آه ای غم دوران من آتش زدی بر جان منی خاکسترم را باد برد
آه ای همیشه دور تر از هر کسی مغرور تر باید تورا از یاد برد
آه ای غم دوران من آتش زدی بر جان منی خاکسترم را باد برد
آه ای همیشه دور تر از هر کسی مغرور تر باید تورا از یاد برد
ای شمع روشن دور خود پروانه میخواهی در سرزمین عاقلان دیوانه میخواهی
هنگام شادی دور من خط میکشی اما روزی برای گریه ات یک شانه میخواهی
آه ای غم دوران من آتش زدی بر جان منی خاکسترم را باد برد
آه ای همیشه دور تر از هر کسی مغرور تر باید تورا از یاد برد
آه ای غم دوران من آتش زدی بر جان منی خاکسترم را باد برد
آه ای همیشه دور تر از هر کسی مغرور تر باید تورا از یاد برد
http://dl.rosemusics.com/Music/Sina%20Sarlak/128/Sina%20Sarlak%20-%20Biganeh%20%28128%29.mp3
آهنگ بیگانه از سینا سرلک
ای شمع روشن دور خود پروانه میخواهی در سرزمین عاقلان دیوانه میخواهی
هنگام شادی دور من خط میکشی اما روزی برای گریه ات یک شانه میخواهی
آه ای غم دوران من آتش زدی بر جان منی خاکسترم را باد برد
دانلود آهنگ بیگانه از سینا سرلک
آه ای همیشه دور تر از هر کسی مغرور تر باید تورا از یاد برد
آه ای غم دوران من آتش زدی بر جان منی خاکسترم را باد برد
آه ای همیشه دور تر از هر کسی مغرور تر باید تورا از یاد برد
 
 
استدعا میشود برای استفاده از فایل صوتی طمانینه داشته باشید و 
عجله نکنید
از آغاز هرچه دیدم در علی مرتضی دیدم
علی جان ، من شما را دست عدل کبریا دیدم
شما را بوی گل ،چون اشک شبنم ،رقصِ پای آب
شما را همنفس با ذات اقدس در حَرا دیدم
تو را رُکن یَمانی در کنار چشمه ی زمزم
تورا در هرصدا تا ماسوای رَبّنا دیدم
به مهرت بسته ام دل در امید بخششت هستم
تو را واضح وَ روشن در میان هَل اَتی دیدم
تورا مولود کعبه ، جانِ کَرّمنا بنی آدم
تورا مفهوم شیدائی وَ تا قالوبَ
آن شب که تورا کردم از خواب خوشت بیدار 
 
گفتم که بخور این را  این سیب خودم چیدم از آن طرف دیوار 
خوردی و خوشت آمد گفتی که بکن حالا تعریف از این دیدار 
 
می دادی و میکردم تو درس محبت را من گوش به این اقرار 
درپشت تو بنشستم تا صبح تورا کردم هرلحظه دعا بسیار 
 
آن شب شب خوبی بود هی کردم وهی دادی 
من گریه برای تو توعشق به این دیدار 
 
شعر از ایرج میرزا 
 
اخر که میبوسم تو را در انتهای این کتاب♥️اخر بغل می گیرمت در چهار راه انقلاب
اخر که می فهمند همه محو نگاه تو منمیک شب تورا میبوسمت حتی اگر باشد به خواب♥️
هر بار اسمت امده شعری شدی در دفترمشب ها بغضم گریه شد وقتی نبودی وقت خواب♥️
یک بار خوابم امدی از گریه ها دورم کنیگفتی که تو مال منی حالا در اغوشم بخواب♥️
اغوش تو در خواب و چون دیوانه ها بوییدمت♥️ای کاش روزی هم نبود و خواب بودش افتاب
چون ماه دوری و دلم در ارزویت مانده استوقتی به فکرم نیستی
زمان همیشه به تغییر آدم ها کمک کرده! زمانی نمیگذره که میبینیم دیگه اون آدم قبلی نیستیم و یه جورایی فرق کردیم؛ گاهی بهتر و گاهی متاسفانه بدتر!
ولی تو همه ی این تغییرها همیشه حسابم با او فرق داشته و داره و ان شاءالله خواهد داشت!
من هیچ وقت حس و حالم با امام رئوفم عوض نشده 
هیچ وقت دوست نداشتم تو حرم عکس بندازم چون حس میکردم وقتم تلف میشه
هیچ وقت دوست نداشتم جز برای غذا و استراحت و استحمام تو هتل باشم
هیچ وقت دوست نداشتم فقط یه جا بشینم و بعدش پاشم
بسم‌الله الرحمن الرحیم
دقت کرده‌اید؟
وقتی صحبت از ناکارآمد بودن نماینده و وکیل و رئیسی میشود.میگوید دور بعد به او رأی نمی دهیم.
هنر می‌کنی .تورا بخدا بیا باز هم رأی بده .
صحبت از خسارات جبران ناپذیر امروز است.و زمانی که رآس کار بود یا الان هست (آن شاء الله ضمیرم به شخص خاصی نمیرسد بطور کلی عرض میکنم،)
براستی اگر فردی یا افرادی قدرت تصمیم گیری یا قدرت تمیز یا قدرت اجرا یا اقتدار و صلابت و شجاعت کافی را ندارد باید فقط صبر کرد تا زمانش تمام ش
**شعرعاشقانه**
تورا دوست می دارم.
طرف ما شب نیست  صدا با سکوت اشتی نمی کند   کلمات انتظار می کشند   من با تو تنها نیستم  هیچکس با هیچکس تنها نیست   شب از ستاره تنهاتر است   طرف ما شب نیست    چخماق ها کنار فیتیله بی طاقتند     در لبان تو شعر روشن صیقل می خورد   من تورا دوست میدارم و شب از ظلمت خود وحشت می کند
***در چشمهایت با من گفتندکه فردا روز دیگریست.
ادامه مطلب
دوستت دارم.
به سان یک دیوانه، به سان یک سرباز 
به سان یک ستاره سینما 
دوستت دارم، به سان یک گرگ، به سان یک پادشاه 
به سان انسانی که من نیستم 
میدانی من اینگونه دوستت دارم
تو را به جای همه کسانی که نشناخته ام دوست می دارم
تو را به خاطر عطر نان گرم
برای برفی که آب می شود دوست می دارم
تو را برای دوست داشتن دوست می دارم
تو را به جای همه کسانی که دوست نداشته ام دوست می دارم
تو را به خاطر دوست داشتن دوست می دارم
برای اشکی که خشک شد و هیچ وقت نریخت
لبخند
غمگین نیستم اما هیچ‌کس هم حالم رو نمی‌پرسه. گمونم نبایستی رسم رفاقت و روزگار اینجور باشه ولی ظاهرا هست.
الان دلم ۵ سالگیم رو می‌خواد. حتی اگه توش دعوای بابا و مامان و مریضی و فقر و . باشه لااقل من درد نداشتم؟ تکلیف نداشتم.
ولی جدا باید بشینم به درس خیلی عقبم و . مهمه امسال. چرا من معنای پشتکار از یادم رفته؟
دانلود آهنگ ای عشق خرابم کرده ای آخر تورا تا کی کنم باور - موزیک ایرانی
Ahang ey eshgh kharabam kardei akhar tora ta key konam bavar
دانلود اهنگ ای عشق خرابم کرده ای آخر تورا تا کی کنم باور - موزیک ایرانی
بعد از تو هیچ میماند قلبم برای من بغضم حریف گریه هایم نیست خدای من این گریه ها یعنی شروع ماجرای من چشم رقیبان خورده بر دار و ندار من دوش شما تنها دلیل انتظار من دیوانگی دیگر نمی آید به کار من عاشق شدم عاشق چرا از دور میبینم تو را وای از این درد دوری ماندم در آغوش غمت در دل
همینجا یک‌ پیش نویس دارم از نوشته ای که برای قلم نحیف من زیادی سنگین بود پس خلاصه اش را میگویم .
نوشته بودم سالها پیش وقتی برای اولین بار نامه ی امام به منتظری را میخواندم، چیزی در دلم چنگ میزد. غم نوشته تا استخوانم رسوخ کرده بود. 
بی آنکه بدانم منتظری کیست و چه کرده ! اما دل  من آنجایی سوخت که امام خطاب به منتظری نوشته بود : اکنون با دلی پرخون و گداخته از بی مهری ها چند کلمه ای برایتان مینویسم ، شما حاصل عمر من بودید »
شما حاصل عمر من بودید .
و
تویی بهترین هدیه ی  آسمان
که روشن شد از نور علمت جهان
به ایثار تو جان ما زنده شد
زتو گوهر علم ، تابنده شد
تورا داده یزدان به ما سروری
تو از مادر مهربان بهتری
معلم چو نام بلندت نت
ستاید تورا هر که در جستجوست
چو در جان ما ریشه داری عمیق
به ما از تو بهتر نباشد رفیق
سپاس خداوند بر نام تو
زبان، بسته بادا به دشنام تو
محمد رحیمی
حالا که این را مینویسم یک روز از خبر مرگ تو و خدا میداند چند روز از مرگت گذشته .روز گذشته، روزی که میخواستیم بدانیم تو خواهرِ xx مان هستی یا برادرِ xy مان، دانستیم خدا از علم امواج فراصوتی انسان هایش خیلی خیلی جلوتر است ‌.شاید خدا میخواست مرا تنبیه کند که در لیست نگرانی هایم نوشته بودم :مادر در چهل سالگی فرزند پنجم را باردار است .یا شاید میخواست دیگر نگران این نباشم که اگر به شهر دیگری بروم چطور از پشت تلفن و صفحه های شیشه ای برای تو مثل محمد ما
شادم که با شکایت تلخی که داشتمدر باغ عشق، دانه نفرت نکاشتمبیگانگان اگرچه به من زخم میزننداما رفیق، از تو توقع نداشتم .نگذاشتی سری بگذارم به شانه‌اتای کاش میگذشتی و سر میگذاشتم .شکر خدا که موجب خوشنامی من استنامت که بر کتیبه قلبم نگاشتمای شعر تازه، اینهمه تکرار را ببخش !بی روی دوست، ذوق چنانی نداشتمسجاد سامانی
 
لبخند بزن جانا،
لبخند تو دنیا را زیرو زبر می‌کند،
بخند، برقص، برو، بیا،
بی اعتنا باش به این مردم سرتا پا ایراد،
توجهی نکن به دین وخدایشان،
تو خدای خود را داری، 
خدای تو مهربان تراز این حرف هاست،
که تورا برای شاد زیستن مؤاخذه کند،
خودت باش جانا،
بی هیچ کم و کاستی،
بی هیچ نگرانی و اضطرابی،
مادامی که خودت باشی،
جوان تری، زیبا تری، دنیا تا ابد به کامت خواهد بود،
برقص جانا،
تا دنیا به سازت برقصدو به کامت بنوازد،
جانا بدان 
آدمهای این دنیا که دم
اگر مهربان باشی  تورا به انگیزه های پنهان متهم میکنند اما مهربان باش 
 
اگر شریف و صادق و درستکار باشی فریبت میدهند اما شریف و درستکار و صادق باش 
 
نیکی های امروز تو را فراموش میکنند اما نیکوکار باش 
 
درانتها خواهی دید آنچه می ماند میان تو و خدای تو است نه میان تو و مردم 
بسم الله الرحمن الرحیم
یا اباصالح المهدی
یا ابوالفضل العباس ، تورا به مقام حضرت زهرا و قبر مفقود شده ایشان قسمتان میدهم،به فریادم برسید
اگر در برابر اشرافیت مسئولان و اختلاف حقوق بسیار بسیار بالا و اختلاف طبقاتی ،که برطرف کردن آنها اولین وعده حکومت صالحان است و مولایم امیرالمومنین علی علیه السلام در روز اول انتخابشان به خلافت ظاهری به مردم وعده فرمودند،
اعتراض کنم جوابم توبیخ و تنبیه است
اگر ساکت بمانم
نتیجه ،بعد از سرکوب امثال من
زندگی
کانال ما در سروش دنبال کنید
❄❄❄❄
خسته اماز نگفته هادلشوره دارماز خط بی پایان توبعضی وقتا دلم کمی سکوت میخوادوقتی همجا سکوت است دلم یکم پرتوقع میشوداون وقت اغوش گرم تورا میخوادبرای همین از این روزها سرگردان خسته امارسالی #شیما_عبادی
 
 
 
هرکتاب یک پرنده است 
یک پرنده بدون بال 
قصه های تازه اش تورا
میبرد به قصری ازخیال
واژه های او زلال چون
قلب مهربان ساده اش 
درشبی که بی ستاره است                 هرکه باکتاب دوست شد
چون چراغ درکنارتوست                      جان او همیشه روشن است
هرگزاو نمی رود به خواب                   مثل یک درخت دربهار
هرزمان دراختیار توست                     لحظه لحظه درشکفتن است
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
گفت شما غذاهای منو دوست نداری که نهار با خودت نمی بری؟
چیزی نگفتم.
گفت آخه اون وقتها مامانت که بود غذاهای من رو میخوردی الان خیلی لب به غذای من نزدی. خجالت کشیدم بگم مامانم انقدر ظرافت های غذادرست کردن رو بهت تذکر میداد که دست پختت از حالا خوشمزه تر بود.
گفت لباسهاتون رو چرا می برید خشک شویی؟ مگه من بد اتو میکنم؟
گفتم سردرد دارم میشه بعد حرف بزنیم؟
سردرد نداشتم فقط حوصله ش رو نداشتم با اینکه دلم براش میسوخت. 
من هیچوقت با گل و گیاه ارتباط نمیگرفتم ، هیچوقت خریدن یا نگه داشتنشون رو دوست نداشتم ! حس میکردم فقط قراره برام دغدغه ذهنی درست کنه که ای بابا نورش کم شد ، آبش قطع شد و . . این قضیه ادامه داشت تا چند روز پیش که یه گلدون بنسای بچه ها برام خریدن و گذاشتمش گوشه دفترم . اولاش عادت نداشتم به حضورش و هی حس میکردم کنارم یکی نشسته زل زده به مانیتور ! برمیگشتم ببینم کیه میدیدم این اقای سبزه که تازه به جمع ما پیوسته . کم کم باهاش رفیق شدم و این رفاقت هر روز ق
 
از عشق تو لبریزممی بارم و می ریزمدوریست رقیب من با هجر گلاویزم
با یاد تو سرمستموز بودن تو هستمقدیسه ی زیباییای وسوسه انگیزم 
روزم به امیدت شبهر شب به امیدت روزبا فکر و خیالت مناز غیر تو بگریزم
بردی ز حقیرت دلکردی به دلم منزلاز شوق رضای تو سر رفته و سر ریزم
در خویش تورا بینمدر من نبود جز توقند است مزاج من ای ابر شکر ریزم 
من رخت سفید عشق بر تن زده ام ای جاناز اینهمه زرق و برق غیر از تو بپرهیزم
مثل همینکه پیرهنت را عوض کنی
عشقت کشیده است زنت را عوض کنی
عمری تورا به گرده گرفته است این قطار
وقتش رسیده تا ترنت را عوض کنی
یک سیر هم نبودی وصدمن شدی کنون
بهتر که سنگ نیم منت را عوض کنی
آمال خویش  راچو کفن میکشی به دوش
اما نمیشود کفنت را عوض کنی
ای کاش جای فتنه وشر تا نمرده ای
این آب حوض پرلجنت را عوض کنی
شلوار جفت خاصیتش این حکایت است
دور از خلاف شرع ! زنت را عوض کنی
از این شراب کهنه سیه مست گشته ای
رفتی که مزه دهنت را عوض کنی
(ع)
 
زندگی کردن با مردم این دنیا 
همچون دویدن در گله اسب است. 
تا می تازی با تو می تازند.
زمین که خوردی، 
آنهایی که جلوتر بودند هرگز 
برای تو به عقب باز نمی گردند.
و آنهایی که عقب بودند، 
به داغ روزهایی که می تاختی 
تورا لگد مال خواهند کرد!
در عجبم از مردمی که 
بدنبال دنیایی هستند که روز 
به روز از آن دورتر می شوند 
و غافلند از آخرتی که روز 
به روز به آن نزدیکتر می شوند
یکبار اینجا نوشته بودم که مدت ها طول کشید تا من معنی یک مصرع را بفهمم. هیچ وقت فکر نمی کردم روزی برسد آرزو کنم که شنیدن این آهنگ برایم بی معنی باشد :
"کاش ای تنها امید زندگی میتوانستم فراموشت کنم ."
ولی نتوانستم و نمی توانم . فکر کنم عاقبت آمد به سرم از آن چه می ترسیدم. پسرکِ مغرور و آهنیِ درونم بر حال نزارش زار می زند که نه جرات پیش رفتن دارد و نه توان پا پس کشیدن .
 
"کاشکی هرگز نمیدیدم تورا ."
 
گفتم قبل رفتن کاری کن که از دستت ناراحت شوم تا ش
سلام
من سال 95 وقتی که دانشجوی روابط عمومی بودم ، این بلاگ را راه انداختم اما از انجایی که تو حوزه روابط عمومی فعالیت نداشتم، دلیلی برای گذاشتن مطالب جدید تو این وبلاک نداشتم. اما الان من برگشتم و سعی دارم که علاوه بر مطالبی که فکر می کنم میتونه تاثیرگذار باشند، راجع به مطالب اجتماعی و روزمره هم صحبت کنم.
امیدوارم که این مطالب کمک کننده باشه
 
 
خدا هر بنده ی درمانده را  ضایع نگرداند 
غمت را جای عشقت سهم این طالع نگرداند
به اخمم می کشی آخر برای جان به در بردن ،
مرا از مهلکه بی مهرتو  ،قانع نگرداند
شبیه خشم  چنگیزی ،دعا کردم خدا شاید 
چنین کشتن به رسم عشق را شایع نگرداند
خمارچشم هایت دربه در می آیم و ای کاش 
خدا میخانه ات را مسجد جامع نگرداند
تورا می جویم و ای کاش این دنیا حجابی را 
میان ِ چشم من با چشم تو مانع نگرداند
تو را در آسمان می جویم و دست قضا ،ای کاش
تو را روی زمین دور از نظر واقع
وقتی از تو می نویسم می دانم که تلالو نگاهت تمام کلماتم را روشن می کند.روزی ساقی به نام خدا ساغر وجودت را به زمین آوردوروح مهربانت راکه باده عشقست در این ساغر ریخت.وقتی که قلمت را به دستت می گیری ومی نویسی ،کلمات چون باده ای ناب از ساغر وجودت لبریزمی شود.
 
در آن لحظه که جمله شاگردانت ،از تو چگونه نوشتن را می آموختند،من از ساغر لبریز تویک قطره چشیدم وشیداشدم ،آری سرمشق تو برای همه درس بود وبرای من می مست؛
 
از تو آموختم انسان بودن مهم است نه انس
سلام خانه جان
عجب حس تعلقی ست به تو. خانه ی من. تو تمام مرا از بری
دلم یک دل سیر نوشتن میخواهد برایت
بنویسم و بنویسم و بنویسم برایت
از خواب بدی ک دیشب دیدم. که دخترک در رودخانه ای در حال غرق شدن است و با حال پریشان بیدار شدنم
از چیزهای خوبم هم بگویم . بگویم که امروز دخترک را صدا زدم و در جوابم گفت : " بله قربونت برم الان میام نازگلم" . و من حظ دنیا را بردم
ولی این هم بگویم برایت ک حس گوسفند بودن دارم خانه جانم. قدردان نباشم و ناشکری کنم و نعمت هایم را
دیشب خوابم نمی برد و به گذشته فکر می کردم.انگار که اینهمه سالو پشت سر نذاشته باشیم، نزدیک بود.
به دوستای دوران کودکی فکر می کردم. ی مادربزرگ، پسرخاله، دخترعمو. چقدر اون زمان بازی می کردیم.
اون روزای گرم تو کوچه های انزلی. امروز به شکل عجیبی مسیرامون خیلی از هم دور شده.
ی مادربزرگ مونده تو شهر خودش ما تو شهر خودمون. پسرخاله دلش سنگ شده و صورتش صفحه ی گوشیش. دخترعمو هم ۸سالی میشه ندیدم.شکایت نیست، بیشتر تعجبه. اینهمه تغییر
ابونعمان عجلی از حضرت باقر ع حدیث کند فرمود ای ابانعمانمردم تکو را بخودت مغرور نکنند و با مدح وستابشت تورا از خودت غافل نکنند  زیرا سزای کار وکردارت بتو  رسد نه بانها وروزت را بچنین  وچنان یعنی سخنان بیهوده بپایان مبر  زیرا با تو کسی هست که ردار تو را بر تو نگهدارد و یادداشت کند و نیکی کن زبرا من ندیده ام چیزی را برای تدارک گناه گذشته و کهنه بهتر و شتابانتر از کردار نیکی که تازه باشد 
ونیز انحضرت ع فرمود خدای عزوجل بموسی وحی کرد  ای موسی بزیادی مال شاد مشو وذکر مرا در هر حالی وامگذار از یاد من بیرون مرو زیرا زیادی مال گناهان را فراموش سازد وواگذاردن دکر من دلها را سخت کند 8 امام باقر ع فرمود در ان توراتی که تغییری در ان داده نشده است و محرف نیست  نوشته است که همانا موسی از پروردگارپرسید و عرضکرد بارلاها هر اینه گاهی مجلسی برای من پیش اید که من تورا عزیزتر ووالاتر دانم از اینکه در ان مجلسها یاد تو کنم و نامت را برم  فرمود ای
دو شب پیش از دانشگاه که برگشتیم ، دوستم رفت یه جایی که قرار داشت . منو جلوی خوابگاه پیاده کرد و رفت.
حوصله ی خوابگاه رو نداشتم . شروع کردم به قدم زدن توی خیابون . بی هدف ، با کلی غرغری که داشتم پیش خودم میکردم ؛ پول نداشتم و این اعصابمو خورد کرده بود .
شروع کردم به قدم زدن با یه دل پر.
 
رفتم و رفتم .
حالم خراب بود و به بیست تومنی فکر میکردم که توی جیبم بود و نمیدونستم تا کی باید باهاش سر کنم.
خیلی  حال بدی بود .
فقط خدا خدا میکردم که خرج دیگه ای پیش ن
این هفته اگه نمیرفتم دانشگاه بهتر بود اصلا! دوشنبه که نرفتیم واسه آلودگی. سه شنبه آز رو نرفتم، هوش رو رفتم که بچه ها گفتن زیاد درس میده و تشکیل ندیم. بعدی رو هم نموندیم و با شیوا رفتیم کافه. هوا خیلیییی سرد بود. ما هم شیک نوتلا خوردیم و براونی شکلات داااغ. 
چهارشنبه که امروز باشه هم کلاس اولی با استاد بد بودم و حوصله هم نداشتم ؛ واسه همین سوالاشو جواب نمیدادم و گوش‌ نمیدادم زیاد. اخر یه سوالو جواب دادم؛ استاد گفت از معدود ادمایی که توی کلاس جوا
امروز با خدا حرف زدم و اینجوری جوابمو داد:
و توکل بران خدای مقتدر مهربان کن،ان خدایی که چون(ازشوق نماز)برخیزی تورا مینگرد،وبه انتقال تو در اهل سجود(و به دوران تحولت از اصلاب شامخه به ارحام مطهره)اگاه است،
او خدای شنوا و دانا است
 
(ایات 217_220 سوره ی شعرا)
چه شبها که بی تو سحر می شود خوب  منودل درپی ات  دربدر می شود خوب منچه شبها که تا صبح کابوس وحشت ببینم همیوبرصورتم گونه تر می شود خوب  مندلم خوش که در سرخوشی غوطه ور گشته ایومن هم به غم غوطه ور می شوم خوب منشب وروز گم کرده ام وقت راوبی تو دلم پرشرر می شود خوب منزهجران  به سر خاک غم می کنم بازهمزداغت چه خاکم  به سرمی شود خوب منببین عشق تو شاعرم کرده با شعر همهمه حرف ها ساده تر  می شود خوبغزلهای من درد دلهای من با تواستوابیات ها هم خبر می شود خوب من
خب میبنیم که دوباره برگشتیم خوابگاه و باز . .
 
امروز از خونه که اومدم بیام بیرون تقریبا هیچی پول نداشتم. اسنپ گرفته بودم ولی این پا و اون پا میکردم تا سفر رو تایید کنم چون پولی نداشتم که به راننده بدم . با یه خورده تعلل و وقت تلف کردن مادر ۲۰ تومن پول داد بهم ، فکر میکرد پول نقد ندارم و پولهام توی کارته ولی نمیدونست که هیچ کدوم رو ندارم .
زدم اسنپ دیدم ۷ تومنه ، وقتی اومدم بگیرم دیدم شده ۵ تومن ، اینقدر خوشحال شدم که حد نداشت‌.
۵ تومن اسنپ تا ترمی
آدم‌ های امن همان‌هایی هستند که همه چیز می‌توانی بهشان بگویی، بدون اینکه قضاوت یا تحقیرت کنند.میتوانی کنارشان احساس بودن کنی.کسانیکه فقط خود خود خودت هستی که براشون مهمی کسی که ﺩﺳﺘــــﺖ ﺭﺍ می گیرد
ﻣﺮﺩﺍﻧﻪ ﻭ ﺯﻧﺎﻧﻪ ﺍﺵ ﺭﺍ ﺑ ﺧـــــــﺎﻝ .ﺩﺳـــــتت را می گیرد ﺑﻪ ﺭﺳــــﻢ ِمحبت .ﻗﺮﺍﺭ ﺍﺳــــــﺖ ﻫــــﻮﺍیت ﺭﺍ ﺑ ﺍﺟــــــــﺎﺯﻩ به رسم رفاقت ﺩﺍﺷﺘﻪ ﺑﺎﺷد !گاهی تورا فرو می‌ریزد برای بنای جدید 
آدم های امن گل های
شب عبور شما راشهاب لازم نیستکه باحضور شما افتاب لازم نیست
دراین چمن که زگلهای برگزیده پراستبرای چیدن گل،انتخاب لازم نیست
خیال دار تورا خصم ازچه می بافد؟گلوی شوق که باشد طناب لازم نیست
بس که گریه نکردم غرور بغض شکستبرای غسل دل مرده اب لازم نیست
کجاست جای تو؟از افتاب می پرسمسوال روشن مارا جواب لازم نیست
پشت پنجره برخیز تابه کوچه رویمبرای دیدن تصویر،قاب لازم نیست
#قیصر_امین_پور
نشستم. مقنعه‌مو درآوردم. چشمم افتاد به نوری که از لای در باز کناریم افتاده بود بیرون. می‌دونستم کسی اونجا نیست. نه تنها حال نداشتم که بلند شم و خاموشش کنم، بلکه حال نداشتم به بلند شدن فکر کنم حتی! فکری به ذهنم رسید، مقنعه رو گلوله کردم و پرت کردم سمت کلید برق. اگه فکر کردید بنده خواهر آرش کمانگیر هستم و تیرم به هدف اصابت کرد، درست فکر کردید. چون مجبور شدم پاشم و برم مقنعه‌مو از پشت میز بردارم تا چروک نشده و ضمنش کلید رو هم زدم :)
دلم نه قیلی می‌
بله
امروز مطلع شدم که یکی از دوستان بزرگواری که بلاگ برتر شدن یه جورایی در واقع خیلی برتر شدن ;)
ما رو دیگه در حد و اندازه های خودشون نمی بینن و از دنبال کردنمون منصرف شدن :))
نکته ی جالبش می دونید کجاست
اگر برید به پست این دوستان عزیز در خصوص برتر شدن مراجعه کنید یک نکته بین همه شون مشترکه
اونم اینه که
"من که خودم به شخصه حس خاصی نداشتم.
برای ما که خیلی اهمیت نداشت
خداروشکر . هر چند که خیلی هم مهم نبود
ممنونم از همگی اما خب من واقعا هیچ حسی نداشت
دل شکسته زائر به دوری راه و خستگی نگاه ، کاری ندارد.بارگناه و هجوم لحظه های سیاه، احساس پناه یافتن در بُردِ نگاهِ تورا فریاد می زند و پژواک صدای مهربان خدا، در شور زیارتی هر زائر، طنین انداز است که پناهم بده ، یا علی ابن موسی الرضا ع
محمد رحیمی
جلسه ی سومیه که م میرفتم کلاس سوارکاری. اون میره تمرین میکنه و منم یه گوشه ی دنج  میشینم و نقاشی میکنم.
امروز یکی از کارایی که تازه شروع کرده بودم رو برده بودم. هم نقاشی میکردم هم نگاهی به اطراف و اسبها و بقیه آقایون و خانم هایی که اومده بودن واسه تیراندازی مینداختم.
مربی خواهرم یه آقا بود. شاید نظر اول کسی ببیندش فکر کنه شه س ولی از نظر من مرد جذاب و خوش هیکلیه. ازش خوشم میاد. وقتی نگاش میکنم یاد یکی از دوستان میفتم. البته کاشف بعمل ا
به هرسو قدم می‌گذاشتی پیکرهای کبود زمین را فرش کرده بودند. خورشیدْ بی‌تفاوت اشعه‌هایش را همچو سیخ داغی توی چشمانت فرو می‌کرد و شیون زنی چون شمشیر بُرنده‌ای هوا را می‌شکافت. فریاد ها متواضعانه گوش‌هایت را در آغوش می‌گرفتند و سرگیجهٔ سنگینی تورا آرام آرام در خود حل می‌کرد. برای احدی مهم نبود که نفس چگونه درون سینه‌ات می‌شکند و عرق سردی که تمام بدنت را پوشانده چگونه دستت را ماهی‌وار از دست دیگری جدا می‌کند. آنگاه که التماس می‌کردی بر
حالا که ایستاده ام و به رد پایِ به جا مانده ام نگاه میکنم ؛
می بینم که ، مسیر خیلی طولانی و پیچ در پیچی را تا به اینجا آمده ام !
قله های فتح شده ی زیادی را می بینم
و همراه آن ها گودال های خیلی عمیقی را نیز
شاید در لحظه
افکاری که از نا کجا آباد می آیند و برطبق هیچ منطقی نیستند
بگویند که ، زندگی سراسر چشیدن تلخی هاست .
اما خب این به ما بستگی دارد 
که چقدر طول میکشد زمان تاریکی هایمان
اگر مشق شنبه را همان شنبه ننویسیم
تمام هفته ی مان هرچند که تعطیل ه
آفتاب شب یلدای منی مهدی جان/آشنای دل و رویای منی مهدی جان/گریه دارم زفراقت همه جاباغصه/مونس خلوت زیبای منی مهدی جان/اشک بازمزم چشمان بخروشد دائم/مرهمی ازبر فردای منی مهدی جان/مژده آل نبی صبح وصال مولاست/درجهان رحمت وآقای منی مهدی جان /نائبت زمزمه یاری تورا دارد/سیدو سرور ومولای منی مهدی جان /شب طولانی ظلمت برسد رو به تمام/هدف ومژده عقبای منی مهدی جان /دشمنانت همه جا ظلم وستمها دارند/صاحب کل دعاهای منی مهدی جان /میرسد روز فرج مژده دیدار ووصال/
آفتاب شب یلدای منی مهدی جان/آشنای دل و رویای منی مهدی جان/گریه دارم زفراقت همه جاباغصه/مونس خلوت زیبای منی مهدی جان/اشک بازمزم چشمان بخروشد دائم/مرهمی ازبر فردای منی مهدی جان/مژده آل نبی صبح وصال مولاست/درجهان رحمت وآقای منی مهدی جان /نائبت زمزمه یاری تورا دارد/سیدو سرور ومولای منی مهدی جان /شب طولانی ظلمت برسد رو به تمام/هدف ومژده عقبای منی مهدی جان /دشمنانت همه جا ظلم وستمها دارند/صاحب کل دعاهای منی مهدی جان /میرسد روز فرج مژده دیدار ووصال/
من هیچ‌وقت دوست نداشتم آدم‌ها را اذیت کنم اما خیلی‌ها را اذیت کردم
من همیشه دوست داشتم دوست خوبی بودم اما هیچ‌وقت نبودم
من همیشه دوست داشتم با کلمات جادو خلق کنم اما انگار کلماتم همیشه محو بودند
من همیشه دوست داشتم بوی رشت بدهم، دوست داشتم سبزینگی داشتم اما بوی انزلی دادم؛ نه از شوریدگی انزلی، از غم حل‌شده در این شهر
من همیشه دوست داشتم می‌توانستم دریاچه قو چایکوفسکی را اجرا کنم اما هربار فقط توانستم بشنوم
من همیشه دوست داشتم کولی باشم
تب مذهب‌گرایی زمانی در من خیلی زیاد بود اما صرفا از جوگیری و تقلید بود و نه باور صددرصد قلبی. با گذشت زمان و دیدن خرافه‌گرایی و بندهای سفت و سخت از آن بریدم.
افراطیان اطراف  من را غرب‌زده و بی‌دین می‌دانستند چون رمان می‌خواندم، موسیقی سنتی گوش می‌کردم و عاشق هنر غرب بودم و من اسلام را دین سخت و متحجری می‌پنداشتم.
مدت‌ها اطراف مسیحیت، بودا، زرتشت، هندوئیسم چرخ زدم و خواندم. همه‌شان برایم جذاب بود ولی انگار گوشه‌از آن می‌لنگید و حاضر نب
رمق نداشتم. رمق در لغت‌نامه دهخدا یعنی نگریستن کسی به نگاهی سبک! همین توان را هم نداشتم. بعد توی دلم گفتم کاش مغزم کر می‌شد و دیگر این همه روضه و آیه یاسی که خودش برای خودش می‌خواند را نمی‌شنید. دراز کشیده بودم روی تخت اتاق جدیدم در خوابگاه. غذا روی گاز غل می‌زد و من رمق نداشتم یک همی بهش بزنم که ته نگیرد. خودم را مچاله کرده بودم و رمق نداشتم پیام فرزاد را که بهش گفته بودم حالم خیلی بد است، جواب بدهم. در آن عصر گرم پاییزی که آسمان اتاق بعد از خا
 متن آهنگ هوروش باند تو مرا دیوانه کردی
رفتم از قلب تو انگار فکرتم هرشبو هرجا میره این دل واست هر بار تو مرا دیوانه کردیکاشکی نداشتم تورو از اولشم نبودی تو کاشکی که پیدات نمیشد بد دلمو شدی تو نموندی تورفتم از قلب تو انگار فکرتم هرشبو هرجا میره این دل واست هر بار تو مرا دیوانه کردیماهی برکه برقص کام دنیام شده تلخ بیخیال هرچی غصه اس دل به دریا بون همه خاطره رو میبرم غرق کنم به چه درد میخوره دریا با کی خلوت کنم.کاشکی نداشتم تورو از اولشم ن
یه پستچی خیلی مهربونی داریم توی منطقه مون
انسان بشدت شریفیه
خوش اخلاقه
هر سوال کاری داری در رابطه با پست با حوصله برات توضیح میده
منم بعضی وقتها که می دونم قرار بیاد
براش یه خوراکی کنار میزارم
یه لیوان چایی توی برف
یا چند تا بیسکویت یا کیک یا سیب
اسمم می دون حال احوال پرسی هم میکن
قبل از اومدن هم اس ام اس میزن که بسته داری
وقتی میرسه هم به گوشیم زنگ میزن
بقیه با تعجب میگن چرا فقط هوای تورو داره! !!
من میخندم
 
امروز من ختم بودم نبودم
ختم مادربزرگ
آنکه از مهرش به دل مهر ها دارم تویی     روءیاکه در شام وصبح وظهرها دارم تویی
تیرغم درزندگی کر باعث زخمم شود        مهربانی های تو آن زخم را مرحم شود
نام زیبای تورا درسجده هایم باخدا           گفتمش شکرت خدایا :چون داده ای یم آتنا
آتنا یعنی گلی ، محرم به راز مرتضی        گرمی ونوری به منزل ، هدیه ای اواز خدا
( شعر فوق به سفارش آقای مرتضی الف ازمشهدمقدس خطاب به همسرشان آتناخانم سروده شده است )
درایتدای هربیت نخستین حرف به ترتیب نام آ ت ن ا را می توان
خدایا نمخوام ازت که دودستی چیزی که میخوام رو بهم بدی 
ازت میخوام دستامو بگیری و وبه قدم بهم کمک کنی این راه روبرم و به مقصد برسم.
خدایا ،کمکم کن تا لیاقت چیزی که میخوام رو خودم بدست بیارم 
خدایا دوست دارم بهت نزدیک شمنزدیک ترخیلی نزدیک.
+ به قول آلا ، خداوندا بگیر از من هر آنچه که میگیرد تورا از من.
+ به وقت چشم های خسته و کوفتگی لذت بخش.مدت ها بود این لذت رو تجربه نکرده بودم. ششمین روز شروع هم  تموم شد و من دارم با ارامش سر به بالین میذارم.
+
بسم الله الرحمن الرحیم
السلام علیک یا بقیة‌الله الاعظم
همیشه جمعه ها تورا کنارخود کم دارمچشمان تر از بارش شبنم دارم
برگرد بیا که تا نفس تازه کنمهر روز به تو نیاز مبرم دارم
 
کِی می آیی آقا؟بس است جان مادرت زهرا بیا.العجل یاصاحب امان❤❤دلمان به تنگ آمد.نه میتوانیم ببینمیت نه میتوانیم صدایی از تو بشنویم ونه میتوانیم بایستیم دربرابر گناهانمون.عاشق نیستیم اگر بودیم از همه چیزمان میگذشتیم.اماشیطان آنچنان دنیارو در نظرمان زیبا جلوه دا
بسم الله الرحمن الرحیم
السلام علیک یا بقیة‌الله الاعظم
همیشه جمعه ها تورا کنارخود کم دارمچشمان تر از بارش شبنم دارم
برگرد بیا که تا نفس تازه کنمهر روز به تو نیاز مبرم دارم
 
کِی می آیی آقا؟بس است جان مادرت زهرا بیا.العجل یاصاحب امان❤❤دلمان به تنگ آمد.نه میتوانیم ببینمیت نه میتوانیم صدایی از تو بشنویم ونه میتوانیم بایستیم دربرابر گناهانمون.عاشق نیستیم اگر بودیم از همه چیزمان میگذشتیم.اماشیطان آنچنان دنیارو در نظرمان زیبا جلوه دا
عکسی را که چسبیده بود به گوشه قلبم از دیوار اتاق جدا میکنم ،دستم را روی صورتش میکشم .من تمام جزئیات عکس را حفظ هستم چشم های قهوه ای روشنش پوست صورتش قوس بینی اش نگاهش میکنم و برعکس بقیه موارد بوسه ای روی عکس نمیزنم و فقط ان را روی میزمیگذارم و فکرمیکنم به تمام این پنج سالی که اکثرشب و روزهایش را باهم گذراندیم به تمام نامه هایی که هیچوقت برایت نفرستادم به تمام کتابهایی که هیچوقت برایت پست نکردم به تمام کاکتوسهایی که هیچوقت برایت نفرستادم ولی
مانتوی زمستونی و شال زمستونی و کاپشنم رو پوشیدم و خواستم برم کتاب تست آی کیوی شیمی رو سیم بزنم. بعد سه سال برگه هاش داشت جدا میشد:/
تو آینه خودم رو نگاه کردم تفاوتی با یه مادر بزرگ چاق نداشتم. کاپشن و مانتوی کلفتمم من رو چاق تر نشون میداد و موهامم کج نذاشته بودم. این یعنی چاقی صورتم هم کاملا پیدا بود. با خودم گفتم سر کوچه داری میری دیگه به جهنم. 
از پله ددشتم پایین میومدم یه لحظه صدای بالا یا پایین رفتن در پارکینگ رو شنیدم. یه لحظه اکراه کردم و مو
گاهی فکر میکنم کاش شغلی داشتم که کمتر با آدما درگیر بود و حالا قراره پزشکی باشم که هر روزش با آدمای بدحال و عصبی و همراهای عصبی تر درگیره. میتونستم هنرمندی بشم که آروم تو خلوت خودش کار میکنه و ارتباطی هم با مشتریاش نداره.
میتونستم کافه داری باشم که همه چی اون پشته و خودش کسی رو نمیبینه.
دلم میخواست هر چیزی باشم جز اینی که الآن هست، دلم سی سالگی ای رو میخواد که مستقل باشم و کمتر لازم باشه که بترسم. توی ۲۳ سالگی هنوز ترس هست، از خیلی چیزا، از حمای
♪♬♬♪چه شود دوست شوی دست در این دست کنی حبیب من♪♬♬♪
♪♬♬♪چه شود نیم نگاهی به این عاشق سرمست کنی مرا مست کنی♪♬♬♪
♪♬♬♪دل به دلت داده منم منم پای تو افتاده منم منم دلبر دل برده تویی تویی عاشق دیوانه منم منم♪♬♬♪
♪♬♬♪دل من افسار ندارد درگیر تو است دیدم آن چشم تورا چشمانم مست شد است♪♬♬♪
♪♬♬♪دل به دلت داده منم منم پای تو افتاده منم منم دلبر دل برده تویی تویی عاشق دیوانه منم منم♪♬♬♪
♪♬♬♪دل من مست کن و دست در این دست کن و زیر و رو
سلام خدمتت تمام عشقبازان عزیز❤
شرمنده تمامی دوستانی که طی این دوسال که حیوون نداشتم برای حیوون زنگ زدن و من حیوون نداشتم که بدم خدمت شون❤
درحال حاضر درحال ساختن گنجه جدید و جمع آوری نسل های قبلی خودم و نسل های خیلی بهتر هستم انشالله بهترین نسل هارو بدیم خدمتت دوستان عزیز
برای دیدن عکس های درحال ساخت گنجه جدید به ادامه مطلب مراجعه کنید
ادامه مطلب
عزیزم مائده سلام ؛ این هم آزمون 17آبان و این دوهفته هم گذشت.
امروز سایت کانون بازیش گرفته بود و پاسخ تشریحی را دقایقی پیش توانستم دانلود کنم ، میخواستم بروم و مهسا را ببینم اما به بهانه تحلیل نرفتم و تحلیل هم که نشد انجام دهم ، بهرحال.چهارشنبه میروم و شاید به خاطر اینکه اینقدر خوب است در آغوش بکشمش.
صبح مریم مریض بود و نیامد و راستش را بخواهید یکمی خوشحال شدمدلم تنهایی میخواست! پدرش آمد دنبالم و باهم تا حوزه شکیلا گوش دادیم:))
آخر آزمون مهسا
پست عاشقانه
 
سرم را روی شانه ات بگذار
تا همه بدانند همه چیز زیر سر من است
.
دوباره فال حافظ میگیرم ///دوباره توی فالمی
همیشه در خیالتم /// اگرچه بی خیالمی

تو بزرگترین آرزوی منی حتی اگر برآورده شوی باز هم تورا آرزو میکنم

 
کاش لغت نامه میدانست
دلتنگی
اشک
فاصله و بغض
تعریفش دو حرف است : تو
.
برای دیدن پست عاشقانه و متن عاشقانه بیشتر روی تصویر زیر کلیک کنید
 
پست عاشقانه سری اول
 
جلد اولقسمت هشت
.از زبان جک-واقعا متاسفم نمیدونستم اینقدر گذشته تلخی داری._اره ، خیلی تلخ بود هرکسی که جای من بود الان دیگه شاید مرده بود._بعدش چی شد ؟ بعد از اون وقتی که تورو به بلک ویزارد داد پدرت کجا رفت ؟ الان کجاست؟_بعدش بلک ویزارد منو به عنوان غرامت از پدرم گرفت ، فکر نمیکردم پدرم منو به ازای یک صلح به کسی بده ، حالا که چاره ای نداشتم ، من آنقدر ضعیف بودم که حتی توان دفاع از خودمم نداشتم._درکت میکنم واقعا سخته که پدر پسرشو برای یه صلح احمق
بسم الله الرحمن الرحیم
یافارس الحجاز ادرکنی الساعه العجل
داستان
نزد شخص عارفی رفت و گفت من از مریدان توام مرا شاگردی و همراهی بپذیر
عارف گفت اجازه دهیم تا دقیقه ای برچشمانت خیره شوم که چشم دروغ نمی‌گوید
سپس عارف گفت تو توان تحمل حقیقت رانداری ، 
گفت به من ثابت کن
گفت جمله ای میگویم حقیقت محض ولی تورا با من دشمن خواهد نمود
گفت اگر مرد خدایی بگو و از خصومت چون منی نترس
عارف گفت.توچگونه دنبال خوشبختی خود و دیگرانی که سنگ های محل ادرار و مدفوع ت
روزهای نافرجام،گله از من بی قرار نکنید که بلند تر از شما ستاره های شبانم فریاد می زنند.امیدوارانه چشم هایم سر میخورند زیر پلک های خوشبختی که نا ، معنا ندارد. حال چشم هایم را باور کنم یا شب های پرستاره شهر تورا؟فاتحانه دست هایت را حس می کنم و تو باور میکنی انکار سرمای پشت دریچه تکامل را. دریچه ی نیمه باز، تمام دردم را به عمق چشمانت جاری می کند و افسوس که تو نزدیک تر هارا بیشتر می پسندی.
پسری مادرش را بعد از درگذشت پدرش، به خانه سالمندان برد و هر لحظه از او عیادت می کرد. یکبار از خانه سالمندان تماسی دریافت کرد که مادرش درحال جان دادن است پس باشتاب رفت تا قبل از اینکه مادرش از دنیا برود، او را ببیند. از مادرش پرسید: مادر چه می خواهی برایت انجام دهم؟ مادر گفت: از تو می خواهم که برای خانه سالمندان پنکه بگذاری چون آنها پنکه ندارند و در یخچال غذاهای خوب بگذاری، چه شبها که بدون غذا خوابیدم. فرزند باتعجب گفت: داری جان می دهی و از من
دانلود ریمیکس لبخند فرزاد فرخ
Download remix Farzad Farokh >> ♬ Labkhand ♬ >> Music streaming from wikimusic
 
لبخند تورا به دنیا ندهم با عطر هوایت به رویا بروم
وقتی که تو باشی دلارام شوم
جانم تو بخند که آرام شوم
من عاشق چشمان سیاهت شوم دلبسته ی آن طرز نگاهت شوم
آنقدر که رخسار تو زیباست مرا دیوانه ی
خود کرد هر بار که دیدم تورا
تو شدی جسم و جان من گل مهربان من تو شدی بهار من
من به تو دل دهم که چون برسم به قلب تو بشوم فدای تو
تو شدی جسم و جان من گل مهربان من تو شدی بهار من
من
ابواصباح کنانی گوید خدمت امام صادق ع بودم بر انحضرت وارد شد و عرض کرد یا ابا عبدالله من از فرزندانمو ناسپاسیشان و از برادرانم و جفا کاریشان نزد شما  شکایت اورده ام با این ساالخوردگی من حضرت صادق ع فرمود ای پیر مرد همانا برای حق دولتی است   برای باطل هم دولتی است وهرکدامیک از ایندو در دولت رفیقش خوار است و همانا کمترین مصیبتی که در دولت باطل بمومن رسدازار کشیدن از فرزندان و جفا کاری برادران اواست و هیچ مومنی نباشد که در دولت باطل اسایشی ببین
عبدالله بن یحیی کاهلی گوید حضرت صادق ع فرمود اگر چنانچه مردمی خدای یگانه و بی شربک پرستش کنند نماز را بر پادارند  وزکات را بدهند وحج خانه خدا را بجااورند وماه رمضان را روزه دارند سپس بچیزی که خدا کرده با پیغمبر ص ساخته اعتراض کنند و بگویند که چرا بر خلاف ان نساخته یادردل خودچنین اعتراصی کنند گر چه بزبان نیاورند  بهمین اعتراض مشرک شوند سپس این ایه تلاوت فرمود نه چنین است بپرورد گار تو سوگند ایمان نیاورند تابداوری بگربنند تورا در انچه سرزده
خوشحالم که یک وبلاگ دارم.
خوشحالم که این وبلاگ رو دارم.
مغزم خسته است. اطلاعات ورودی پرفشار و پرحجم وارد مغزم شده. فرصت فکر کردن نداشتم. الان که خلوتم برگشته، تحلیلشون سخته. ای کاش می‌شد یه‌جوری بدون حرف زدن حرف زد.
دیالوگ برام سخت شده. سوال می‌پرسن درست جواب نمیدم. این چند روز زنگ می‌زدن برنمی‌داشتم.
افسردگی گرفتم.
بهت عجیبیه.
+ فکر کنم واضح شد که ناراحتی غلبه‌ی خیلی بیشتری داشته. گرچه پشیمانی در کار نیست.
+ هیچ قصد نداشتم در مورد این حجم از
کارت ورود به جلسه هم منتشر شد.
بگم نگران نیستم  دروغه،بگم استرس ندارم دروغه،ولی برعکس پارسال انگار یکم پخته تر شدم ،یا شاید بهتر بگم واقع نگر .
خیلی خستم، امسال من نه تنها سه آزمون ،بهتر بگم بیش از ده آزمون زندگی ازم گرفت.
خیلی خستم  ، ولی  ادامه میدم ،دلم قرصه به خدا که میدونم هوامو داره .
نمیدونم روز جمعه ،۱۲۰ سوال طلایی  منو ردیف چندم میزاره بین رقبا ،نمیدونم من بین هشتادو شش هزار وخورده ای داوطلب جز  چهار درصد قبولی هستم یا .
فقط اینو می
اولین باری که حمله میگرنم سه روز طول کشید تولد سی سالگیم بود و من عصبی و وحشت زده بودم .خواهرم دستمو گرفت که پاشو بریم دکتر اما من توان ایستادن نداشتم پس نرفتم دکتر .غروب روز سوم بود که حس کردم چقدر گرسنمه و چقدر دلم سیب زمینی سرخ کرده میخواد.اما نای ایستادن نداشتم.
خواهرم برام سیب زمینی سرخ کرد و خوب شدم.
الان چهار ساله سر دردام سه روز طول میکشه و هر بار هورمونها مقصرن .
دیشب داشتم فکر میکردم چقدر خوبه که برم عمل کنم و همه سیستم های مولد هورمو
ݗب گند زدم.
کنکور دکتری رو میگم.
سال پیش وقتی شروع کردم هدفم کسب رتبه یک بود. می‌خواستم بترم. از جلسه که بیرون اومدم گفتم رتبه‌ام زیر ۲۰ میشه؛ ولی ۱۰۹ شدم. انتظارش رو نداشتم. و البته هیچ تحلیلی هم ندارم. نمی‌دونم کجای کار رو اشتباه کردم. زمان کافی در اختیار داشتم؛ منابع مهم و اصلی رو هم خوندم. تست هم زدم. سر جلسه هم هیچ استرسی نداشتم. ولی آخرش.خراب شد. خراب کردم.
شهرستان که نمیرم. میخونم برای سال بعد. به امید خدا.
امیدوارم سال بعد نتیجه بگیر
سلام عذرای کوچک دوست نداشتنی، به هیچ وجه دوست ندارم تکرار شوی
فقط بگذار برایت از تجربیاتی که  تو برایم خلق شان کردی  بگویم
بگویم که باید بدانی که همیشه نباید پیش از به وقوع پیوستن هیچ  اتفاقی تا این اندازه به خاطرش شاد و یا ناراحت باشی چرا که می بینی ،روزگار تو را به بازی گرفته و میخواهد حرصت را دربیاورد. پس چشمه ی پاک احساساتت را این قدر زود به تلاطم نینداز .
برای به دست آوردن خیلی از خواسته هایت تلاش نکن، چرا که خیلی زود در می یابی آنقد
سلام عذرای کوچک دوست نداشتنی، به هیچ وجه دوست ندارم تکرار شوی
فقط بگذار برایت از تجربیاتی که  تو برایم خلق شان کردی  بگویم
بگویم که باید بدانی که همیشه نباید پیش از به وقوع پیوستن هیچ  اتفاقی تا این اندازه به خاطرش شاد و یا ناراحت باشی چرا که می بینی ،روزگار تو را به بازی گرفته و میخواهد حرصت را دربیاورد. پس چشمه ی پاک احساساتت را این قدر زود به تلاطم نینداز .
برای به دست آوردن خیلی از خواسته هایت تلاش نکن، چرا که خیلی زود در می یابی آنقد
این سرگردانی، این بی تو بودن، این تنهایی، سخت است. امانمان را بریده است ولی امیدمان را نه.
 
روزها می‌گذرند و ما همینطور غرق می‌شویم، نه که امروز نجات پیدا کنیم و فردا باز غرق شویم، نه، هی غرق‌تر می‌شویم. انگار هرچه دست و پا می‌زنیم در جهت عکس حرکت می‌کنیم. به دنبال یک دستیم، یه دست راه‌گشا یک دست گره‌گشا یک دست نورانی.
 
آسمان با تمام وسعت بر ما تنگ شده و زمین انگار از دستمان خسته‌ است. نکند او هم دلش تنگ است؟ نکند او هم هرچه دست و پا می‌ز
#خواهــــــــــر_مـحــجــبه ام میدانم❗️این روزها کمی به تو سخت میگذرد{گاهی دلسرد میشوی از طعنه ها }{گاهی ناراحت از باورها }{و گاهی خشمگین از تلاطم ها }خواهرم  میدانم دست خودت نیست گاهی خسته میشوی!!!خسته ات میکند روزگار و آدمهایشدر آن لحظات فقط #تلنگری بزن به نگی ات!!به اینکه تو مریمی  همان که بر پاکیت عیسی سوگند خورد به اینکه تو سمیه ای همان که شهادت را بنا نهاد☝️به اینکه تو فاطمه ای همان که بانوی اسلام وام ألائمه استبه اینکه تو آسیه ای
نمیدونم همه کسایی که تجربه زندگی خوابگاهی رو دارن این حسو دارن یا نه، اما من از وقتی رفتم خوابگاه تا لحظه اخر حضورم هیچ وقت اونجا احساس راحتی نکردم. کاری به بدی و خوبی اون دوره ندارم اما باعث شد من یه چیز جدید رو حس کنم و اونم اینکه تو خونه خودت بودن لذت داره. 
حالا بهش اضافه میکنم که تو خونه خودت بودن و بیکاری لذت داره شاید امسال از اول مهر تا الان حتی یه روز بی دغدغه نداشتم دیگه واقعا داشتم دیوونه میشدم واسه یه روز لش کردن تو خونه بلاخره رس
میخوام یکی از بزرگترین تغییرات بارداریم رو براتون بگم. 
من قبلا خصوصا توی مجردی، عاشق تنهایی و خلوت بودم. هیچ وقت، وقت گذروندن با خودم و سرگرمی هام، برام تکراری و خسته کننده نمیشد‌. اگه گاهی مجبور بودم از تنهاییم بزنم و وقتمو توی جمع بگذرونم، ناراحت میشدم. منزوی نبودم ولی با خودم و تنهاییم رفیق شش دونگ بودم!
این ماجرا بعد از ازدواج کمرنگ شد. نیازم به خلوت جاشو داد به خلوت های دونفره. دوست نداشتم کسی خلوت های دونفره مون رو ازم بگیره. حرف زد
4 سال پیش،هیچوقت فکرنمیکردم اینقدر ذایقه ام عوض بشه که زیتون سبز دم دستم باشه و دونه دونه بردارم بخورم.به واقع زیتون جزو چیزایی بود که اصلا دوست نداشتم.مثل همه ی چیزایی که تا 3 سال پیش دوست نداشتم و الان میخورم.
واین مدل تغییرات تنها نمونه ی کوچکی از تغییراتی هستن که در طول زمان برای آدمها ایجاد میشه،بدون اینکه ادم حواسش باشه و اصلا متوجه بشه که چه اتفاقی داره واسش میوفته.
پ.ن:داریم به قسمت دوست نداشتنی تغییرات میرسیم.
پ.ن:ادما و چیزایی که تو ا
هر کسی باید  یک یا چند  جایِ خاص و دلبر داشته باشه ؛هرجای هم میتونه باشه ها ، کنار پنجره یا نشستن   توی حیاط خونه ،  صندلی خاصی توی یکی از کافه های شهر،  ، حتی تماشا گل ها  و درخت های باغچه و.
یک یا چند جایِ دلبر  داشته باشه ،که  وقتی ساز زندگی ناکوک میشه  ،وقتی آرامش درونی  مدام آلارم میده که رو به پایانِ .خودتو برداری و ببری اونجا.
 این چند روز ،هر روز صبح   با کِرختی تمام بیدارشدم .وتموم روز  حس و انرژی خوبی نداشتم .
 امروز صبح وقتی قیافمو ت
پاک کنید. 
گذشته ی تمام شده را.
اگر عکسی دارید که شمارا به عمق گذشته بر میگرداند.
اگر نوشته ای از رفته ها دارید.
اگر گلی خشک شده در گلدان گوشه اتاق شمارا ساعتها به رویاهای دور تمام شده میکشاند.
پاک کنید.!
گذشته ای که تورا متوقف میکند.
مانع از جریان انرژیهای جدید است.
پاک کنید انرژیهای صرف شده و تمام شده را.
راه را برای انرژیهای تازه باز کنید.
برای رویاهای تازه.
آدمهای تازه.
راه را برای زندگی تازه تر باز کنید.

+ از صبح چندین بار این مت
از وقتی از کربلا اومدم، به نوعی به خاطر حجم زیاد درسام و برخی دلایل واقعا از اون اتفاق هایی که خیلی ازشون لذت می بردم دور شدم ، یکیش کتاب خونی و دومیش وبلاگ نویسی،خاطره نویسی و . بود ✍.که به خاطر دوری ازشون خیلی حالم بده هنوز با خودم درگیرم البته از  اون روز های اولی که از کربلااومده بودیم خیلی بهتر شدم، اصلا یه حال بدی بود انگیزه نداشتم درس بخونم ، اصلا هیچ انگیزه ای برای انجام هیچ کاری نداشتم،  ولی هنوز نیاز به زمان دارم ، امسال سال اول ان
سلام رفیق عزیزکارگر جان! در حق تو بسیار ظلم شد و باعث و بانی خیلی از آنها من بودم. اما به واقع قصد ظلم رساندن نداشتم. تو در موقعیتی قرار گرفتی که بدون سپر بودی و این از بی تجربگی و ایراد من بود که تو را در این موقعیت قرار دادم.حلال کن
میدونى کجاى زندگیم به نظرم غم انگیزه؟
یکى از اون جاها ، اونجاییشه که هیچ کارى ندارم براى انجام دادن، هیچ آرزویى.
من اگه خودکشى میکردم واسه این بوده که هیچ کارى نداشتم دیگه.
همه چیز خیلى باشکوهه و در عین حال تکرارى و حوصله سر بره.
سردار جان تو باهمه فرق داشتی
با رفتنت قلبمان به درد آمد،حساب تو باهمه جدا بود تو از همان اول برای این کشور جنگیدی هیچ وقت از جنگیدن بخاطر این سرزمین دست نکشیدی، اگر بد بودی به قول حرفای یه سریا پس چرا باید ترور بشی؟چرا باید بترسن از وجود تو ،چرا با پهباد؟چرا هایی که با کمی فکر میشه به جوابش پی برد تو مطمعنن با همه فرق داشتی،از همون اول عاشق شهادت بودی سردار دلها شهادتت مبارکت باشه بزرگ مرد
دنیا لیاقت بزرگ مردی همچون تورا نداشت سردارجان ، لیا
حدود چهار پنج سال پیش برای گرفتن وام ازدواج نیاز به ضامن داشت با اینکه اعتماد چندانی به او نداشتم به بانک رفتیم و ضامن شدم با این شرط که وقتی دفترچه پرداخت وامش را گرفت به من تحویل بدهد تا شخصا بپردازم و او بدهی اش را به من پرداخت کند یکی دو بار بعد از آن قضیه سراغ دفترچه وام را گرفتم هر بار عذری آوردسال گذشته از بانک تماس گرفتند که بجز چهار پنج قسط پولی پرداخت نکرده بعد از چند بار پیغام و پسغام بلاخره به بانک رفت و باقیمانده رو تقسیط کرد اما نش
بچه کوچولو ها چقد عشقن.
مخصوصا اگه فامیل نزدیک باشن.
آقا پسر داییم اینقد نازه که نگو.
خیلی وقته بچه ای رو اینقد زیاد دوست نداشتم.
فسقلی راه میره 
پدسگ یه رکابی سفید پوشیده که شیکمش ازش زده بیرون.
ای جوووونم.
موقع حرف زدن میخنده.
ای جان
صبح روز سیزدهم آبان یعنی سومین دوز از سفرمون صبح حدودای ساعت ۷ بیدار شدیمبا اینکه شب قبلش خیلی خوب نخوابیده بودم ولی تونستم بیدار بشم و اصلا هم احساس خستگی نداشتم
روز سوم رو بعد مینویسم
اون روز و البته شبش یکی از بهترین شبای عمرم بود.
4
امروز خوش اخلاقم میخوام سلام کنم! خب بریم ببینیم چه خبراس. امروز یه کلاس داغون داشتم که خوشخبتانه کنسل شد، واقعا عجیبه که اون لحظه دلم میخواست با همون مقدار عظیم خوشی از دنیا برم! بعدش با خوابیدن برای این مناسبت جشن گرفتم و الانم که در خدمتم دیگه. 
نزدیکای تولدم داره میشه و من به هیچ وجه فکر نمی کردم که انقدر برای بقیه مهم باشم و دوستم داشته باشن. نه اینکه خیلی باشه ولی خب توقع نداشتم دیگه. من کلا توی زندگیم تولد درست و حسابی نداشتم اونم به خاط
شب را تا صبح منتظرش ماندم . منتظر تا بیدار شود از خواب غمگینش. او شبیه یک دختر بچه ی کوچک لجباز می‌خوابد. وقتی می‌خوابد ، بیشتر شبیه اسمش می شود . معصومانه و گرم. دوست دارم ، دوست داشتم همواره شادی را بهش هدیه میدادم .لبخند که بزند، انگار که من همه ی عمر خوشبخت بوده ام. منتظرش ماندم تا بیدار شود . تا بگوید بیا و دست هایش را برایم باز کند . مادر ، تو چقدر بی نهایت هستی . و من چه سنگدل نابینای کودنی هستم . من تورا میخواهم . تویی که گم کرده ام آغوشش را . ه
صبح خمار مستی عشق در رسید. هرچه حظ بود بردیم و حالا تهی وار در هیچ و هیچ و هیچ فرو رفته‌ایم.
دلم می‌خواهدش، دوست داشتنش را اما واقعیت این است که نمی‌دانم چه می‌خواهم. کاش بمیرم. کاش تمام شود این زندگی پوچ و بی‌حاصل، کاش شجاع باشم و توان خودکشی را داشته باشم. من هیچ وقت ارزش هیچ چیزی را نداشتم، حتی مرگ.
 
(بخشی از خاطره زهرا پناهی همسر شهید چیت سازیان)
 
حس کردم مادر خودش به این ازدواج راضی است، زیرا داشت معیارهای مرا برای ازدواج یادآوری می کرد. یکی دیگر از ملاک هایم این بود که همسرم رزمنده باشد. به مادرم گفته بودم دلم می خواهد کاری برای انقلاب بکنم. دوست نداشتم سربار جامعه باشم. هدفم این بود که با ازدواج با یک رزمنده در مسیر انقلاب باشم و به کشورم خدمت کنم.
 
گلستان یازدهم ص 73
سلام رفقا پاییزتون مبارک :)
حالتون خوبه ؟ 
ببخشین که این چند روز حضور نداشتم ، از مسافرت ک برگشتم (جاتون خالی )هنوز خستگی راه از تنم در نیومد صبحش فرمم رو پوشیدم و فعالیت کاری من آغاز شد.
 
+راستش رو بخوایین شاگردهای بامزه ای دارم ، دوست داشتنی اند :)
 
 ابن فضال در حدیثی مرفوعی که سند انرابمعصوم رسانده حدیث کند که خدابوعزوجل بعیسی ع فرمود ای عیسی مرا در خاطرخود یاد کن تا من نیز تورا بیاد ارم ومرا در میان مردمان یاد کنگتا من نیز تو را در میان جمعی بهتر از جمع ادمیان یعنی فرشتگان یاد کنم ای عیسی دلت را برایمن نرم کن ودر تنهاییها بسیار مرا یاد کن وبدان که شادیمن باینستکه برای من تواضع کنی ودر بارهزنده دل باش و مرده دل و افسرده مباش  شرح مجلسی ره در اینکه نفس در این حدیث معنای ان جیست  وجوهی نقل
1_حوصله بیان رو ندارم دیگه برای من جذابیتی نداره. افسردگی بیانی گرفتم :|
2_اون هفته گفتم می خوام برم مشهد.جاتون خالی رفتم و کلی براتون دعا کردم 
من هیچ وقت جلوی پامو نگاه نمی کنم وقتی از راه اهن اومدیم بیرون.توی خیابون  یه چاله جلوی پام بود و جلوی چشم همه خوردم زمین. برای ضایع نشدن به همه گفتم جلوی پاتون رو نگاه کنید اینجا یه چاله ست
تا اخر سفر هر جا هم میرفتیم دوستان می گفتن اینجا چاله ست مواظب  باش 
اونجا هم همه فهمیدن من جلوی پامو نگاه نمی کنم .
آهنگ هیج از رضا بهرام 
نام اثر : هیچ
خواننده : رضا بهرام
آهنگ ساز : با بهترین کیفیت های 320 و 128 و متن آهنگ
 
 ۰۷ شهریور ۱۳۹۸
موضوع : آهنگ های ویژه دانلود تک آهنگ
دانلود آهنگ با کیفیت 320دانلود آهنگ با کیفیت 128
 
در دانلود آهنگ هیج از رضا بهرام شما همراهان همیشگی دش موزیک می توانید آهنگ جدید رضا بهرام به نام هیچ را دانلود کنید این آهنگ در دو کیفیت 320 و 128 همراه متن آهنگ و لینک مستقیم قابل دانلود می باشد امیدوارم از دانلود این آهنگ نهایت لذت رو ببر
عکس آقای خامنه ای

تبلیغات

آخرین مطالب