نتایج پست ها برای عبارت :

توی دنیا هری یه شکلی نونو درمیاره

اولین  رایانه همراه دنيا چه شکلي بود؟
رایانه
های قابل حمل امروزه یکی از پرکاربرد ترین وسایل در زندگی روزمره است.اما
اولین لپ تاپ های تولیدی شکل و کاربردی بسیار متفاوت با لپ تاپ های امروزی
داشته است.در ادامه تصاویر اولین رایانه های قابل حمل را مشاهده خواهید
کرد.


ادامه مطلب
لعن دشمنان حضرت زهرا عليها السلام در قرآن
علی بن ابراهیم قمی قدس الله روحه الشریف عالم و مفسر بزرگ شیعه می‌نویسد:
وقوله ان الذین یؤذون الله ورسوله لعنهم الله فی الدنيا والآخرة واعد لهم عذابا مهینا» قال نزلت فیمن غصب امیر المؤمنین عليه السلام حقه واخذ حق فاطمة عليها السلام وآذاها وقد قال رسول الله صلى الله عليه وآله من آذاها فی حیاتی كمن آذاها بعد موتی ومن آذاها بعد موتى كمن آذاها فی حیاتی، ومن آذاها فقد آذانی ومن آذانی فقد آذى الله وهو قو
ضمن احترام به تهرانبای گرامی
 
ولی باید بگم که يه تهرانی نهایتا خودش رو به شکل مرغ فلج درمياره.
 
حتی اگه اصلا نیاز نباسه.
 
کلا يه تهرانی سعی میکنه اینقدر بدغذا باشه یا يه رژیم مزخرفی چیزی بگیره یا يه عمل جراحی زیبایی کنه که شکل مرغ فلج دربیاد :)
ولی خورشت به آلو يه جوريه که انگار دسر ه درواقع و داره مسخره بازی درمياره که غذاس.
 
 
 
 
در پی نوشت جا داره به این نکته ی ظریف هم اشاره کنم که آن مسخره بازه فوق الذکر☝️ همونجوریش سه چهار پله از خورشت آلو جلوتره   دیگه شما خودتون حدیث مفصل بخوانید و از این حرفا.
اگه گفتی اون  ماشینه چه رنگيه؟
-صولتی
اون گلها چه رنگيه؟
-صولتيه
-(آدامسشو از دهنش درمياره و به من نشون میده) دایی این چه رنگيه?
زرده دایی زرد
-یعنی صولتيه؟
 
+اون ساختمون؟ لباس تنم؟
           احساس نمیکنم که داره دروغ میگه و فک میکنم دنيارو طوری درک میکنه که دوسشداره.
 
زیاد شنیده‌ایم که هر کس از  پنجره ذهن خودش به دنيا نگاه می‌کند. داشتم فکر می‌کردم که خودم چطور دارم به دنيا نگاه می‌کنم. پنجره ذهنم چه شکلي است؟ دنيا را چطور نشانم می‌دهد. دنيا را چطور قضاوت می‌کنم؟ با چه عینکی جهان را می‌بینم؟ به نظرم سوالی است که ارزش فکر کردن دارد.
ادامه مطلب
یادم رفته بود که افتاب ساعت 11 و 12 که خودشو از پنجره تا وسط های فرش میکشونه، چه ارامشی داره. یادم رفته بود که صدای دمپایی های مخصوص مامان تو اشپرخونه، چه ارامشی داره. اره، خونه همین شکليه. خونه باید همین شکلي باشه. از تموم اون سرعت دیوانه وار همه چیز، فرار کردم و اومدم تو نقطه امنم. همون مبل همیشگی، همون ن همیشگی و اره همون بهترین ادم های دنيا
يه حس هایی هست .
نه میشه راجع بهشون با کسی حرف زد .
نه میشه تو دل نگهشون داشت حتی!
نه حتی تر واسه خود آدم واضحن!

يه جور مثل يه مااار بلند میپیچه تو سراسر مغز آدم.نه میدونی اون لحظه کجای ذهنتو نشونه گرفته.فقط میدونی به هرچی فکر کنی اون مار پرپیچ و خم لعنتی از اونجا میگذره و نیش خودشو به خاطره هات و فکرات فرو میکنه .و از همشوووون يه نقطه سیاااااه.يه عالمه چیز منفی درمياره .و میاره جلو چشم آدم!و اگه اینکارا رو انجام نده.يه جوری فکراتو پوچ ن
چرا باید آدم قشنگترین حس هاش رو با آدمای اشتباه share کنه؟
چرا؟
چرا؟
.
باز تحت فشار روحی قرار گرفتم و گویا به طرز فاجعه باری میل به ابرازش دارم، راحتر بگم بالا بردن دستام به نشانه تسلیم! کاری که این اواخر دائما انجامش دادم.
میدونی انگار تسلیم شدن دم دست ترین گزینه‌س و چقدر رقت انگیزه وقتی کاری از دستت برمیاد و انجام نمیدی. 
میل به مورد علاقه واقع شدن يه آدم درست و حسابی دارم! و این آلارم همیشگی رو تو مخم به صدا درمياره این حال و هوا بارها از م
متاسفانه امروز ۱۴ اکتبر ۲۰۱۹ سولی عضو گروه FX فوت شدند.:(
علت مرگ خودکشی گزارش شده و علت خودکشی هم فشار کمپانی اس ام و همچنین هیتر ها و فن نماها بودن.
.
واقعا برای و اس ام متاسفم که اینقدر خوب از ایدول هاش مراقبت میکنه.
همچنین جونگهیون عضو شاینی هم چند سال پیش اقدام به خودکشی کردو فوت شد
.
اس ام واقعا داره شورش رو درمياره و این قابل تحمل نیست
به فندوم اف ایکس تسلیت میگم و امیدوارم سولی در ارامش بخوابه
.
به امید اتفاق نیافتادن دوباره ان
دنيا چقدر امشب بد رنگه.
دنيای این شکلي حااااااالمو بهم میزنه!
.
خدایا امشب حداقل يه خواب سنگین عطا بفرما .

پ.ن:اگه دیدید چن روزه همه چی زندگیتون داره طبق برنامتون برای رسیدن به هدفتون بدون هیچ مانعی پیش میره.روون و نرم!بدونید قراره گند بخوره به تهش!مطمئن باشید!
 
والا من میالم و دوست دارم کمکتون کنم.
 
و دارمم میکنم.
 
مشکل اینه که کلی اسپم توي این وبلاگ میاد و میره و مسخره بازی درمياره.
 
برای همین واقعا خیلی وقتا نمیتونی بفهمی کی واقعا کمک نیاز داره.
 
anyways
 
خنگولتون به جز سفرهای کوتاه هفتگیش (يه روزه و دو روزه)
سه سفر خواهد رفت:
 
يه سفر تنهایی خنگولی یک هفته ای،
 
یک سفر یک هفته ای بعد ازون،
 
یک  سفر به کشورش ایران
 
و يه سفر نهایی برای همیشه ازینجا. و دیگه برنمیگرده. 
:)
 
برای خنگولتون دعا کنین.
 
دوستو
تنهایی یعنی، کنار همکارت باشی بعد همسرش بهش زنگ بزنه و احتمالا ازش بپرسه امشب شام چی درست کنم برات عزیییییزم ، چرا احتمالا ؟ چون يه زره بعد سلام گفتش: ماکارونی !! بعد تازه چی، گفتش: شکلي داریم ؟ احتمالا همسرش گفت نه بعد گفت میگیرم میارم سر راه اینجا فکر کنم همسرش گفت خودم میرم میگیرم چون گفت: نه خودم میرم میگیرم، تو اذیت میشی (ایموجی دو کبوتر عاشق+ایموجی یک کبوتر تنها در فراغ یار) حالا این همه داستان گفتم که آره دیگه تنهایی یعنی همین دیگه
قبل از اینترنت چه کار می‌کردی؟
چیزی نمانده تا زمانی که هیچ‌کس روی زمین یادش نیاید دنيا پیش از اینترنت چه شکلي بود. آن‌هایی که اواخر دهۀ ۱۹۷۰ به دنيا آمدند، آخرین نسلی‌اند که بدون اینترنت بزرگ شدند. جامعه‌شناسان به آن‌ها واپسین معصومان» یا مهاجران دیجیتال» می‌گویند. آن معصومیتِ» ازدست‌رفته، اگر اصلاً معصومیتی در کار بوده، چه بود؟ یک نویسنده‌ و گزارشگر کانادایی به ایامی می‌اندیشد که ذهنمان اجازۀ سرگردانی داشت.
ادامه مطلب
چیزی نمانده تا زمانی که هیچ‌کس روی زمین یادش نیاید دنيا پیش از اینترنت چه شکلي بود. آن‌هایی که اواخر دهه ۱۹۷۰ به دنيا آمده اند، آخرین نسلی هستند که بدون اینترنت بزرگ شدند. جامعه‌شناسان به آن‌ها واپسین معصومان» یا مهاجران دیجیتال» می‌گویند. آن معصومیتِ» ازدست‌رفته، اگر اصلاً معصومیتی در کار بوده، چه بود؟ یک نویسنده و گزارشگر کانادایی به ایامی می‌اندیشد که ذهن مان اجازه سرگردانی داشت.
ادامه مطلب
امروز کللللا خواب بودم 
همین الانم اراده کنم می تونم بخوابم 
هنوزم ایشالا که آلرژيه  
جهان را در هاله ی خاصی می بینم :/ 
دلم يه عالمه شکلات میخواد . شکلات مضر شیرین که وسطش يه چیزهای خرت خرتی داشته باشه. به شرطی که بعدش حالم بد نشه
دیروز بعد مدت ها از ظهر تا شب بیرون بودم این شکلي شدم. دیگه بیرون بهم نمیسازه
واقعا چه جونی داشتم. به مریم میگم واقعا نمی دونم چی می زدم!! صبح تا شب اون شکلي
تصویر : گواهی پذیرش مقاله طرح شکلي نوین از نقطه در چهارمین کنفرانس بین المللی پژوهش در علوم و مهندسی دانشگاه کاسم باندیت بانکوک ، تایلند
 
مقاله " طرح شکلي نوین از نقطه " توسط وبسایت سیویلیکا بصورت رسمی منتشر شد .
این مقاله که گذشته علم هندسه را زیر سوال برده ، حال بصورت رسمی از وبسایت بین المللی Civilica به نام محمد عزیزی در مهرماه ۱۳۹۸ منتشر شد .
لینک مقاله منتشر شده در وبسایت CIVILICA : طرح_شکلي_نوین_از_نقطه_وبسایت_CIVILICA
دنيا اگر تو را نداشتچگونه می شد خندید؟آفتاب کسل طلوع می‌کرد!پرنده در قفس می‌مردو جنگل همیشه در مه جا می‌ماند
 دنيا اگر تو را نداشتگلی نبودچشمه ای نمی‌جوشیدو آواز قناری‌ها راهیچکس جدی نمی‌گرفت.
 دنيا اگر تو را نداشتعطر‌ها بو نداشتند!گلفروش‌ها پژمرده می‌شدندو خاک، کتاب‌ها را می‌خورد!
 دنيا اگر تو را نداشت"فاصله" غمگین نبودهیچ‌کس دلتنگ نمی‌شدو سخت می‌شد، دلِ منسرد می‌شد، دست‌هایمو بوسه و آغوشفراموشم!
 دنيا اگر تو را نداشت.دنيا ج
میخوام بذارم همه روزای خوب و خاطره های خوب، همونطوری که هستن بمونن. 
مثلا دیگه نمیخوام برگردم به اون جایی که يه روزی خیلی بهم خوش گذشته، یا نمیخوام سعی کنم که بازم با همون آدما، همونجا، همون شکلي دوباره خوشحال باشم.
بنظرم اگه سعی کنی دوباره اون حس و حال و تکرار کنی، دیگه هیچوقت خاص نمی‌مونه واست.
میخوام همه روزا و حس و حالا و حتی آدما خاص بمونن. نمیخوام تکرار کنم. میذارم همون شکلي بمونه و رد میشم ازش.
✳️ توجه به خدا مثل نور و روشنایی است. وقتی انسان توجه به خدا کرد، چشمش نور و بینایی پیدا می‌کند، پیش پایش را می‌بیند، روشن می‌شود، حق را از باطل و راه را از چاه تمیز می‌دهد، برایش می‌شود مثل روز. چون وقتی به آخرت و به عظمت الهی توجه کرد، کوچکی دنيا را درک می‌کند و می‌فهمد که دنيا چاله است؛ ارتفاع دنيا سقوط است، همه چیز دنيا تله و دام است و این دام را گذاشته‌اند که انسان اگر دل به دنيا بست، شکار این دنيا می‌شود. این را با توجه به خدا می‌فهم
چه زیبا میشد این دنيا                اگر شاه و گدا کم بوداگر بر زخم هر قلبی                همان اندازه مرهم بودچه زیبا میشد این دنيا                اگر دستی بگیرد دستاگر قدری محبت را                 به ناف زندگانی بستچه زیبا میشد این دنيا                 کمی هم با وفا باشیمنباشد روزگاری که                 نمک بر زخم هم پاشیمچه زیبا میشد این دنيا                 نیاید اشک محرومیزمین و آسمان لرزد                 ز آه و درد مظلومیچه زیبا میشد این دنيا           
کَندن و رفتن، پیوسته توأم با درد بوده. ولو یک مسافت کوتاه. دل گیری و دل تنگی، ترس است. و پذیرش ترس خودآگاهانه، شکلي معنوی دارد و ترس ناآگاهانه، شکلي مادی. 
تَقَلّا برای زیستن، برخورداری، برای منی که همیشه به انتظار یک موقعیت ایده آل نشستم، سخت و دشوار است. چه خواستم و چه شد؟ من چیزی خواستم و امکانات و شرایط، چیزی. دنيا به مُراد دل نگشته. یا درستش این است: طبق معمول به مُراد خودش می گذرد.» 
این که دست روزگار بر خواست چربیده، ناصحیح و ناصواب است
چهارشنبه هفته پیش دندونپزشکی بودم رو یونیت دراز کشیده بودم و دکترم در حال دیدن عکس دندونام بود که يه دفعه بهم گفت آقای میم دندونای خطرناکی داریاتا اینو گفت از رو یونیت بلند شدم و رفتم سمت پنجره و سیگارم رو روشن کردميه پک به سیگارم زدم و گفتم آقای دکتر فقط بهم بگو تا کی؟گفت چی تا کی پسرم؟گفتم طفره نرو دکتر فقط بهم بگو تا کیمن طاقتشو دارمگفت چی میگی پسر جانبا صدای بلند گفتم بهم بگو تا کی زنده ام لعنتیآقای دکتر هم گفتن پاشو گمشو دراز بکش رو یونی
نیمه شب گذشته بود. پیام داد: مقابل ایوان طلای امیرالمومنین دعاگوی شما.
اصلا ادامه‌اش رو نمی‌تونستم بخونم. اولش يه ذره گیج بودم. بعدش ناراحت شدم. صبح هم که بیدار شدم دیدم دلم شکسته. 
شب تا صبح خواب دیدم که داریم میریم کربلا ولی هیچ خبری از گرفتاریِ بچه‌داری برای من نیست. در عوض همش باید مراقب بقيه می‌بودم. وسایلشون هی از صندوق عقب ماشین می‌افتاد بیرون.
صبح که بیدار شدم استخوان کتف و دستام از سرمای دیشب يه جوری بودند.‌ خودم رو تو آینه دیدم. گ
حدیثی از امام صادق عليه السلام :
دنيا مانند آب دریاست ، هر که از آب دریا بیشتر بنوشد بیشتر تشنه می شود . 1
نگو که من همین یک مشت از مال دنيا را بگیرم بعد از دنيا رو بر می گردانم ؛ همین قدر از جاه و مقام را بدست بیاورم بعد به سوی خدا می روم
مسئله اینطور نیست !!!
هر چقدر از مال دنيا ، از جاه دنيا ، از مقامات این دنيای فانی بیشتر پیدا کنی ، تشنگی و حرصت به مقدار و مرتبه بعدی بیشتر می شود ، چرا که دنيا همچون آب دریاست ، حب دنيا سرچشمه هر گناه است . 2
1 - میز
تابحال براتون پیش اومده که يه اتفاق، يه موقعیت یا يه آدم و پشت سر بذارید ولی هرازچندگاهی ولی باز براتون تکرار شه، بهتون یادآوری شه یا به يه شکلي انگاری همیشه هست و هرچقد سعی میکنید که ازش بگذرید نمیشه .
تابحال به این فکر کردید ته این زنجیر ممکنه به کجا ختم شه؟ برای هرکسی میتونه متفاوت باشه . شاید من بعد چهار بار روبرویی دست به يه کار عجیب برای خلاص شدن ازش بزنم و یکی دیگه تا آخرین روز زندگیش سعی کنه نادیده‌ش بگیره .
تابحال به این فکر کردید اولی
سلام رفقا
زندگی با سرعت ملویی داره پیش میره و من خودمو بهش سپردم، کمتر عصبی میشم کمتر درگیر میشم کمتر غصه میخورم و بیشتر شادی میکنمتریوم هم ترمزو کشیده و کلا خیلی کاری باهم نداریم بايه خیال راحتی همه چیو سپرده به من و جلو بقيه ادا درمياره، که یعنی من آدم خوبیم منم میکم باشششش تو خوبیوالا.
خبر اینکه بسیار چاق و فربه شده ام و کل کیف زندگی پاییز و زمستون ازنظر من به خوردن و خوردن و خوردنالان که پست میذارم يه دیس پنکیک با میوه های تابستونی یخی  و
اتفاقی که اخیرا برای من افتاده، اتفاق عجیبی نیست. شاید هر روز هزاران نفر در سراسر دنيا این اتفاق را تجربه می‌کنند. اما هنوز هم پذیرش آن سخت است.
یکی از نتایج عجیب و غیر منتظره آن، بازنگری اصولم است. نشسته ام و اصولم برای زندگی را بازخوانی و بازنگری میکنم.
دیگری حس عجیبی است که حتی نمیدانم چه اسمی را میتوانم به آن بدهم. من میدانستم چه میخواهم. میدانستم تعریفم از زندگی چیست، میدانستم تعریفم از شادی چیست. حتی میدانستم اگر ازدواج را بخواهم، چطور
Around the World with Willy Fog,انیمیشن دور دنيا در 80 روز با دوبله فارسی,دانلود انیمیشن دور دنيا در ۸۰ روز,دانلود انیمیشن دور دنيا در 80 روز دوبله فارسی,دانلود دوبله فارسی انیمیشن دور دنيا در هشتاد روز,دانلود دور دنيا در 80 روز با کیفیت HD,دانلود رایگان انیمیشن,دانلود کامل انیمیشن دور دنيا در 80 روز,دوبله فارسی,دوبله فارسی کارتون دور دنيا در 80 روز,دور دنيا در 80 روز,رمان ژول ورن,
ادامه مطلب
از خالص ترین حسایی که تا به حال تجربه کردم، یا که از ناب تریناش، که تا مغز استخونم رفت، وقتی بود که تو فست فود نبش خیابون نشسته بودیم و وقتی نیگاش نمیکردم، با دقت نگام میکرد و منم به عمد هی حواسمو به چیزای دیگه میدادم که بیشتر کیف کنم وقتی داره اون شکلي نگام میکنه:))
چی شد یادم افتاد نمیدونم اصلا، فقط میدونم قبل ترش مبحث کاملا جداگونه ای توي ذهنم بود. این روزا چی میگذره تو من؟ خونه و اسبابش توي ذهنم جزییات رو کنار هم میچینم و خونه ی قشنگ خودم رو
توي همه زندگیم،
به اندازه الان، 
از آینده دنيا وحشت نداشتم.
به طرز وحشتناکی از دنيا ناامیدم،
و فکر میکنم آینده چیز درخشانی نخواهد بود.
تنها کاری که میخوام بکنم اینه که حداقل دیگه بچه نیارم. که اون بیچاره مثل من آرزو نکنه کاش تو دوره اشکانیان یا زنديه یا حتی همین قاجار به دنيا اومده بود و تا الان هفت بارم کفن پوسونده بود.
و قرار نبود ریخت این دنيا رو ببینه.
دنيا رو در مرز میبینم و حس میکنم بزودی خبرهای بدی برای تمام دنيا در راهه. خیلی نگر
زمان بین چهارم تا پنجم مهر کش آمد و همه اش از دیدن کابوس ساعت سه بعد از ظهر شروع شد . میدانی از این کش آمدن زمان های دپرسی ام منزجرم . رویایی که بیش از قبل ته دلم را خالی میکرد. دستانم بیشتر عرق کرد و سردم شد. درحالی که خیس عرق بودم . کاش هرگز هرگز ، هرگز بزرگ نمی‌شدم . کاش هرگز واقعیت این شکلي نبود.
اینکه نمیتونم دیگه هیچ وقت مثل قبل هیچی رو ببینم میدونی این بخش برام صدای سوتِ ناخن کشیدن روی تخته سیاهُ داره. 
نمی‌خوام تو بیداری کابوس ببینم ، م
• به طرز عجیبی افسار همه چیز دستته و دستت نیست . به طرز عجیبی هر اتفاقی میتونه تقصیر خودت باشه میتونه نباشه . به طرز عجیبی میتونی هم موقعیت رو درست کنی هم میتونی دست نخورده نگهش داری . به طرز عجیبی از این همه اختیار نامحدود محدود میترسم . میخواین عمق ماجرا رو درک کنید؟! یاد اینترنت نامحدود محدود  مخابرات بیفتین ؛ البته اگه بشناسین . 
• دارم يه سریال خیلی قشنگ رو میبینم ، سریال آبکی نیست ؛ یعنی نمیشه بعد از اولین قسمتش کل داستان رو حدس زد ، قش
با یاد خدا
 
سلام
امروز شنبه اول هفتس.از هوا نگم که فوق العاده بهاريه.
آدم دلش میخواد ساعت ها بره بیرون توي این هوای عالی
بگذریم امروز رفتم دکتر سرماخوردگیم از ده روز گذشتهشربت و کپسول داد.
درمونگاهم گفته دیگه ویتامین و قطره ب مانمیده دولت.
چرا جابجا مینویسم☺☺
خلاصه دیگه قهطی شده
ی هفته دیگه تولد پسر کوچولومه عزیز دل من امیدوارم تا تولدش کاملا سرماخوردگیم برطرف بشه.
پسرخاله هرروز میشماره که چن روز ب تولدش مونده.خلاصه منتظر اون روزیم
وصف امیر المومنین عليه السلام در کلام ضرار بن ضمرة (به روایت اهل سنت عمری)
مسعودی از مورخین و علمای بزرگ اهل سنت عمری می‌نویسد:
ودخل ضرار بن ضمرة - وكان من خواصِّ علی - على معاویة وافداً، فقال له: صف لی علیاً، قال: أعْفِیِنِی یا أمیر المؤمنین، قال معاویة: لا بد من ذلك، فقال: أما إذا كان لا بد من ذلك فإنه كان واللّه بعید المدى، شدید القوى، یقول فَصْلا، ویحكم عدلاً، یتفجرً العلم من جوانبه، وتنطق الحكمة من نواحيه، یعجبه من الطعام ما خشن، ومن اللب
خب ما فعلا ابزرور هستیم و اجازه مهر کردن پرونده بدون اجازه سال بالاهامون نداریم.تو دوتا چیز من خیلی شانس اوردم یکی اینکه با اورژانس شروع کردم.یکی اینکه بهترین رزیدنت سال بالا افتاده با من .کم کم دارم دارم یاد میگیرم چجوری شرح حال بگیرم چجوری نت بذارم چجوری مریص ها رو منیج کنم و غیره
رروزای اول يه مریض داشتم ازمردم شهر طرح يه اقای 22 ساله که با کمک لوله نفس میکشید وفلج بود و از 11 سال پیش بدون هیچ علت مشخصی تشنج غیر قابل کنترلش شروع شده بود.ب
نه همیشه در میان جمع، نه همیشه به کناره. هنر گوش فرادادن به هرآنچه خوانده می‌شویم. هنر عشق را دریافتن و به شکلي که دوست می‌داریم به بیرون از خود جاری کردن. به شکلي خلّاق، نو، قائم‌به‌ذات و منحصربه‌فرد، چنان چون خود روح، چنان چون خود عشق. 
هنر را آن نمی‌کند که می‌بیند یا می‌شنود، هنر از آن اوست که دیده‌ها و شنیده‌ها وکشف‌ها و شهودها و دریافت‌ها را به شیوه‌ی خود، از پس وسعت تجربه‌های سخت و اعماق آزمونهای زندگی، به زندگی تقدیم می‌دارد.
✳️ توجه به خدا مثل نور و روشنایی است. وقتی انسان توجه به خدا کرد، چشمش نور و بینایی پیدا می‌کند، پیش پایش را می‌بیند، روشن می‌شود، حق را از باطل و راه را از چاه تمیز می‌دهد، برایش می‌شود مثل روز. چون وقتی به آخرت و به عظمت الهی توجه کرد، کوچکی دنيا را درک می‌کند و می‌فهمد که دنيا چاله است؛ ارتفاع دنيا سقوط است، همه چیز دنيا تله و دام است و این دام را گذاشته‌اند که انسان اگر دل به دنيا بست، شکار این دنيا می‌شود. این را با توجه به خدا می‌فهم
 
نمی دونم يه بار اینجا نوشتم یا به یکی از رفقای وبلاگی گفتم 
از چند سال پیش تو ذهنم دلم می خواست يه پسر داشته باشم شبيه علیرضا جهانبخش اگه نمی شناسیدش مثل بعضی ها که با وجود اینکه فوتبالیست بودن و نمی شناختنش (!) باید بگم که فوتبالیسته تو لیگ انگلیس و این روزها با يه گل قیچی برگردون کلی سرو صدا کرده و همه جا حرفش هست 
حالا نمی دونم چی شد که بهش افتخار کردم(در این که کلی دلیل برای افتخار بهش هست شک ندارم ) از همون چند سال پیش شاید اون لحظه ای که م
بسم الله الرحمن الرحیم
قدیم ترها فکر می کرد می شود در همین دنيا؛ 
هم به دنيا رسید و هم به آخرت
ولی؛ 
گاهی باید از دنيا گذشت تا به آخرت رسید
و این گونه می شود که فرد می تواند "اولوا بقيه" باشد.
یعنی باقیاتی را برای آخرت اش کنار بگذارد.
و این گونه خیلی از آیات را
شاید نتوان
به دنيایی های محض نشان داد
و شاید مراد از این آيه که می گوید: 
افرادی که دنيا را می خواهند به آن ها می دهیم
ولی نصیبی از آخرت برای آن ها نمی گذاریم
شاید مراد همین باشد
همی
دو سال پیش در حرم امام رضا موقع تحویل سال با هم و با همه ی دیگرانی که آنجا بودند دعای تحویل سال را بلند خواندیم. صدایت را می شنیدم که می گفتی حول حالنا الی احسن الحال» دلم برایت می رفت که باید این را از روی ویلچر بخوانی وقتی بوسیدمت به این فکر کردم که سال دیگر هستی یا رفتی؟ بودی. اما روی تخت، بی حال و ناهوشیار فکر کردم سال بعد چطور؟ وقتی حالا این قدر بدحالی، سال بعد، بدتر بودن چه شکلي است؟ 
حالا می دانم چه شکلي است. امسال که بیاید از همیشه به
ته دنيا کجاست؟
امروز توي اینستاگرام یکی این سوال پرسیده بود،برای اولین بار نوشتم:ته دنيا اونجاست که توي آینه به خودت نگاه میکنی و خودت نمیشناسی. برای من ته دنيا اونجا بود،وقتی بعد از اون روز به خودم توي آینه نگاه کردم؛انگار اندازه هزار سال پیر شده بودم و خودم نمیشناختم.
اون زمانی که هنوز اینترنت مثل الان رواج پیدا نکرده بود مردم يه کلمه خاصی رو سرچ میکردن و تموم میشد می‌رفت پی کارش ولی تو این دوره زمونه ملت هر سوالی که به ذهنشون برسه رو از گوگل میپرسنسوالاتی مثل:اون اهنگه که اون روز تو ماشین الهام پخش شد اسمش چيه؟ بهتر رنگ عوض میکنه یا آفتاب پرست؟دلار میاد پایین؟یعنی الان داره چیکار میکنه؟چاوشی واقعا صداش اینجوريه یا داره مسخره بازی درمياره؟چیکار کنم که دیگه این ترم مشروط نشم؟مهتاب چیکار میکنه که
 
از نظر یک زن:
بی عیب ترین” مرد دنيا پدرشه،
زن ذلیل ترین” مرد دنيا برادرشه،
خوش تیپ ترین” مرد دنيا پسرشه،
مظلوم ترین” مرد دنيا پدر شوهرشه،
قدر نشناس ترین” مرد دنيا دامادشه،
خوشبخت ترین” مرد دنيا شوهر خواهرشه،
و بدترین”، ”بی ریخت ترین”، ”بی عاطفه ترین، ”بداخلاق ترین” مرد دنيا شوهرشه
ادامه مطلب
قبلا گاهی وقت‌ها به این فکر می‌کردم که چرا من در آمریکا متولد نشدم تا در کمال آسایش و خوشبختی زندگی کنم و خوشبخت باشم؟ اما حالا وقتی به خیلی از آمریکایی‌های خوشبخت و پولدار نگاه می‌کنم مثل همین آقای ترامپ، چقدر خوشحالم که در کالبد او به دنيا نیامدم واقعا اگر من یک آقای ترامپ بودم خودکشی می‌کردم. گاهی وقت‌ها هم از خودم این سوال را می‌کنم که اگر مثلا در افغانستان یا سوريه یا یمن و عربستان به دنيا می‌آمدم چه؟ تنم از این سوال به لرزه در می‌آ
واقعا اگر کسی در این دنيا به وجود خدا یا روح یا به طور کلی ماوراالطبیعه هم اعتقاد نداشته باشد بنظرم به راحتی می تواند وجود عدالت را در این جهان تایید کند.اگر از جنبه طبیعی به قضيه نگاه کنیم اینکه "هر کنشی،واکنشی دارد". یا اینکه "ماده و انرژی از بین نمی روند بلکه از شکلي به شکل دیگر تبدیل میشوند". کاملا اثبات شده است.حالا اگر حق و حقوق و احساسات و اموال و دارایی های خودمان را صورتی از همین ماده و انرژی در نظر بگیریم،طبیعی است که از بین نروند بلکه
ببخشید اینو میگن ولی چرا واقعا خانم 'ز' چندتا جنس مذکر میبینه هول میشه؟
همیشه برام سواله
ببینید نه اون هولی که طبیعی باشه/يه اداهای غیرطبیعی درمياره که نه تنها من دو سه تا دیگه از دوستامونم بهش گوشزد کردن
حالا شاید منم سر یسری مسائل استرس ارتباط با پسرا داشته باشم و مضطرب بشم ولی اینکه مثلا با يه سلام یا خسته نباشید بریزم بهم نه
شاید دلیلش اینکه من داداش دارم و خب با دنياشون بیشتر اخت گرفتم! نمیدونم واقعا
ولی درکل ایشون همیشه مضطربن مثلا20دقی
جالبه این مملکت با این همه ثروت، هیچ برکتی نداره.
هر روز هم بیشتر از دیروز داره گسسته میشه.
 
یعنی این چند ماه بگذره و من ازینجا برم، دیگه پام رو اینجا نمیذارم.
 
تو فکر کن هرچی مرد و پسر دور و برت میبینی همه یا مجردن یا طلاق گرفتن.
 
دلیل اینقدر گسستگی، اینقدر تنهایی، اینقدر بی کسی رو تو مملکتی که توش به دنيا اومدی، فرهنگش رو میدونی، و توش بزرگ شدی رو درک نمیکنم.
 
فکر کن سفیدها اینقدر تنهان، پسر گنده چهل سالشه، زندگی ساخته، هر شب سرشو تنهایی می
من سعی میکنم با همین چیزهای کوچیکی که دارم و به چشم خیلیا نمیاد خوشحال باشم،حتی با نداشته هامم خوشحال باشم(که فکر میکنم این یکی رو تقریبا دارم شعار میدم)ولی نمیذارم بخاطر چیزهایی که دست خودم نبوده پس زده بشم و سرزنشم بکنن و ترحم بهم داشته باشن یا حتی بالعکس.همه ی آدم های این دنيا دست خودشون نبوده که کجا به دنيا بیان!شهرستانی باشن،روستایی باشن،کلانشهر نشین باشن،ظاهرشون چه شکلي باشه،زشت باشن،خوشکل باشن،قابل تحمل باشن،هالیوود طور باشن،تو چ
در این لیست ۱۰ تایی از معروف ترین سرآشپزهای دنيا که امروز در اینجا میخونیم تعداد سرآشپزهای مرد بیشتر از سرآشپزهای خانمه که میتونه کاملاً خلاف باور عموم باشه که معتقدند آشپزی کار زنهاست!
معروف ترین سرآشپزهای دنيا
۱۰ – آلن دوکاس (Alain Ducasse) یکی از مشهورترین سرآشپزهای دنيا

ادامه مطلب
مادری اهل لاگوس نیجريه دوقلوهای سفید و سیاه به دنيا آورد
دانیل و دیوید به فاصله چند دقیقه از هم به دنيا آمدند.مادرشان استیسی ۳۰ ساله و پدرشان باباجیده ۳۸ ساله هر دو سیاه پوست هستند که یکی از نوزادان به صورت آلبینو{زال} به دنيا آمده است.
 
مادری اهل لاگوس نیجريه دوقلوهای سفید و سیاه به دنيا آورد
دانیل و دیوید به فاصله چند دقیقه از هم به دنيا آمدند.مادرشان استیسی ۳۰ ساله و پدرشان باباجیده ۳۸ ساله هر دو سیاه پوست هستند که یکی از نوزادان به صورت آلبینو{زال} به دنيا آمده است.
 
یکی بود یکی نبودداستان  اینطوريه که سالای پیش تو يه کشور کوچیک دختر مهربون و زیبایی به نام سیندرلا  با نامادری و دوتا دختراش زندگی میکرد. مادر سیندرلا سالها پیش از دنيا رفته بود و پدرش با زن دیگه ای ازدواج کرده بود.ولی پدرش هم خیلی زود از دنيا رفته بود و حالا دخترک تنها شده بود.دختر کوچولو تو خونه پدریش مثل يه خدمتکار کار میکرد و دستورای مادر و خواهراشو انجام میداد. اون خیلی زیباتر از دوتا خواهرش یعنی آناستازیا و گرزیلا بود، برای همین اونا خ
اگر آن ترک شیرازی بدست آرد دل ما را
به خال هندویش بخشم تمام عیش دنيا را 
به دنيا حال خوب من برابر هست با دنيا
ندارم به ز این تحفه که بخشم یار زیبا را 
نباشد در توان من جدل با صاحبان جاه 
ولیکن پا به پاپوشم بگویم این تمنا را
که باشد بهترین بدعت غنیمت بردن  ایام
چه قابل باشد این جان و سمرقند و بخارا را
چه گویم از غم دنيا که بی حاصل شده حالم
غریبستان شده دنيا ودر توشه گنه کارم
نشد هرگز بدون عشق پیمودن ره دنيا
چه پر خارست ره دنياو پایی در گنه دارم
چه آشی پخته خدایی که آتش را محیا کرد
سحر پاشیده به روزم پرهیز از نمک دارم
به جا افتادن آشی زمان بگذشت از دستم
نمک نشناس خدایم و بازی با نمک کارم
فاطمه گودرزی (GOLGAZ)
شیخو هدایت کردند پشت سرم با این توجيه که اگه وسط نماز برا امام اتفاقی افتاد شما باشین!!تا حالا اینجور حس نکرده بودم که دنيا چقدر راحت قراره بعد از ما به کار خودش ادامه بده!!!!که انگار نه انگار چون مایی نه روز و روزگاری که دقیقه ای پیش وجود داشته ایم!!+ وقتی ما رو ذره ای جدی نمیگیره، چرا ما باید اینقدر دنيا رو جدی بگیریم؟!غیرتم گل کرد!! خخخخ
امروز روزم قشنگ بودبه قشنگی وقتی که به ایده‌ی تو دیوانه‌وار میخواستم پاهایم را در شن‌های کویر و خنکیِ آب‌های دریا فرو ببرم.به قشنگی وقتی که دل بستم به لقبِ شبدر سبزِ چهاربرگِ سحرآمیزی‌ که تو به من تحفه کردی.به قشنگی وقتی که کوفته‌های خاصِ دست پختِ دلپذیرت را زیر زبانم فراموش‌نشدنی دیدم.و به قشنگی وقتی که تو را دیدم.جیغ بزنم تا احساساتم دنيا را فرا بگیرید؟!من با دیدنِ تو،با خودم و‌ دنيا رفیق‌تر شدم و حالا چیزِ ارزشمندی برای محافظتی
در این تاریکی ملعون تنهایم. تنهاتر از تنها. رسید آن روز که انتظارش را می‌کشیدم. میم عاشق و دور. از ح جدا شدم و سرگرم خودش است. بی‌کس شبيه خیالاتم برای آینده‌ای که رسید روی تخت تنها.
بسم از قبول عامی و صلاح و نیک نامی.
دنيا . آی دنيا آآآی دنيا
نجات دهنده در گور خفته‌ست.
قتی تو میخندی دنيا ماله منه هر جا که تو باشی پیشت جايه منه
وقتی تو میخندی دنيا ماله منه هر جا که تو باشی اونجا جايه منه
چشات که بستست مثله شبی که ستاره نداره
♫   ♫   ♫   ♫
♫   ♫  NITROMUSIC.IR  ♫   ♫
♫   ♫   ♫   ♫
مثل ابريه که بارون نداره مثه حسه دلی که بی تو آروم نداره
وقتی تو میخندی دنيا ماله منه هر جا که تو باشی پیشت جايه منه
وقتی تو میخندی دنيا ماله منه هر جا که تو باشی اونجا جايه منه
وقتی تو میخندی دنيا ماله منه
هر جا که تو باشی پیشت جايه منه
وقتی
برای دوستانم پیامک می‌فرستم. واقعا عجیب است. این شرایط عجیب و باور نکردنی‌ست! گمانم زده به سرم! گاهی بلند بلند به این اوضاع می‌خندم! به لطف بعضی‌ها در زمان سفر می‌کنیم و برگشته‌ایم به سال 2008! برای هم SMS می‌فرستیم! اوریل لوین تور جهانی 2008 The Best Damn Tour را برگزار کرده. و به قول ثمین از بدبختی کنسرتشم نمی‌تونیم بریم آخه!»
 
 
پ.ن1: موهایم با قدرت می‌ریزند. از این قرص ال‌دی فعلا حساس شدن ش به من رسیده! معلوم نیست چه زمانی به کمک موهایم خواهد
 
هزار ثانيه ی غمگین،هزاران لحظه ی بغض دار،هزاران آدم وهزاران پایان ناخوش» باید،بیان وبگذرن،بایدتموم این هزارها دست به دست هم بدن تا فقط يه لحظه شکل بگیره.يه لحظه »ی تکرارنشدنی.لحظه ای که برای چند ثانيه چشمها رو باز میکنه.ذهن روبه متمرکز ترین حالت درمياره،پردازش اطلاعات جدید ووصل شدنشون به تموم اطلاعات قدیمی که دراثر تجربیات زندگی به دست اوردیم،به بی نظیرترین حدِ خودش میرسه.وبعد ناگهان دریک لحظه میفهمیم»،خوب میفهمیم که چرا اون هز
جعبه که باز می‎شود ، همه چیز جان می‌گیرد و من می‌گردم . ساز ها را نمی‌بینم اما صدایشان همه جا می‌پیچد . دستان سردم در هوا معلقند و با خودم می‌گویم کاش آن سوخت‌های مرغوب را آتش بزنند تا گرم شوم . یک بار شنیدم بیرونی‌ها می‌گویند آن تکه چوب‌هایی که چند تا سیم بهشان بسته‌اند تا صدا دهند ، می توانند آن قدر آدم را گرم کنند که آتش بگیرد ! یک دور . نگاهم به جلو خیره شده و دنيا دور سرم چرخ می‌زند ‌. نمیدانم دنياست که می‌گردد یا من . یا شاید هر دو ول
جعبه که باز می‎شود ، همه چیز جان می‌گیرد و من می‌گردم . ساز ها را نمی‌بینم اما صدایشان همه جا می‌پیچد . دستان سردم در هوا معلقند و با خودم می‌گویم کاش آن سوخت‌های مرغوب را آتش بزنند تا گرم شوم . یک بار شنیدم بیرونی‌ها می‌گویند آن تکه چوب‌هایی که چند تا سیم بهشان بسته‌اند تا صدا دهند ، می توانند آن قدر آدم را گرم کنند که آتش بگیرد ! یک دور . نگاهم به جلو خیره شده و دنيا دور سرم چرخ می‌زند ‌. نمیدانم دنياست که می‌گردد یا من . یا شاید هر دو ول
 
هزار ثانيه ی غمگین،هزاران لحظه ی بغض دار،هزاران آدم وهزاران پایان ناخوش» باید،بیان وبگذرن،بایدتموم این هزارها دست به دست هم بدن تا فقط يه لحظه شکل بگیره.يه لحظه »ی تکرارنشدنی.لحظه ای که برای چند ثانيه چشمها رو باز میکنه.ذهن روبه متمرکز ترین حالت درمياره،پردازش اطلاعات جدید ووصل شدنشون به تموم اطلاعات قدیمی که دراثر تجربیات زندگی به دست اوردیم،به بی نظیرترین حدِ خودش میرسه.وبعد ناگهان دریک لحظه میفهمیم»،خوب میفهمیم که چرا اون هز
تو هر خانواده ای يه آدم قالتاق هست که میخواد حق دیگران رو بخوره.حالا چه درآوردن مال کسی از دستش باشه چه درآوردن ارث.جالب قضيه اینه که این آدم کسيه که معمولا پدر و مادر بیشترین خرج و زحمت رو روی اون کشیده.آدم هایی دیدم که پسر خانواده رو فرستادن دانشگاه و دختر خانواده بی سواده.بله،کاملا بی سواد.حتی به سبک قدیمی ها نفرستادن کلاس قرآن تا حتی خوندن اون رو یاد بگیره.بعد همین پسر تمام املاک خانواده رو از چنگ شون درمياره و اونی که از پدر و مادر مواظبت
بیوگرافی بازیگران
 
بیوگرافی دنيا مدنی:
دنیـا مدنی» در آثاری همچون سریال دستت را به من بده ، سرو زیر آب»، مفت‌ آباد»، زندگی جای دیگریست»، نزدیکتر» به عنوان بازیگر»، دستیار صحنه»، گروه صحنه»، گروه لباس» حضور داشته است.
مادر دنيا مدنی خانم رویا تیموریان بازیگر مشهور میباشند. پدرشان آقای میرولی الله مدنی و خواهرشان خانم درنا مدنی هستند. نیما طباطبایی پسرخاله مدنی مستند ساز و کارگردان جوان و فعال سینما بود که با کارگردانی فیلم من
بیوگرافی بازیگران
 
بیوگرافی دنيا مدنی:
دنیـا مدنی» در آثاری همچون سریال دستت را به من بده ، سرو زیر آب»، مفت‌ آباد»، زندگی جای دیگریست»، نزدیکتر» به عنوان بازیگر»، دستیار صحنه»، گروه صحنه»، گروه لباس» حضور داشته است.
مادر دنيا مدنی خانم رویا تیموریان بازیگر مشهور میباشند. پدرشان آقای میرولی الله مدنی و خواهرشان خانم درنا مدنی هستند. نیما طباطبایی پسرخاله مدنی مستند ساز و کارگردان جوان و فعال سینما بود که با کارگردانی فیلم من
بیوگرافی بازیگران
 
بیوگرافی دنيا مدنی:
دنیـا مدنی» در آثاری همچون سریال دستت را به من بده ، سرو زیر آب»، مفت‌ آباد»، زندگی جای دیگریست»، نزدیکتر» به عنوان بازیگر»، دستیار صحنه»، گروه صحنه»، گروه لباس» حضور داشته است.
مادر دنيا مدنی خانم رویا تیموریان بازیگر مشهور میباشند. پدرشان آقای میرولی الله مدنی و خواهرشان خانم درنا مدنی هستند. نیما طباطبایی پسرخاله مدنی مستند ساز و کارگردان جوان و فعال سینما بود که با کارگردانی فیلم من
بیوگرافی بازیگران
 
بیوگرافی دنيا مدنی:
دنیـا مدنی» در آثاری همچون سریال دستت را به من بده ، سرو زیر آب»، مفت‌ آباد»، زندگی جای دیگریست»، نزدیکتر» به عنوان بازیگر»، دستیار صحنه»، گروه صحنه»، گروه لباس» حضور داشته است.
مادر دنيا مدنی خانم رویا تیموریان بازیگر مشهور میباشند. پدرشان آقای میرولی الله مدنی و خواهرشان خانم درنا مدنی هستند. نیما طباطبایی پسرخاله مدنی مستند ساز و کارگردان جوان و فعال سینما بود که با کارگردانی فیلم من
بیوگرافی بازیگران
 
بیوگرافی دنيا مدنی:
دنیـا مدنی» در آثاری همچون سریال دستت را به من بده ، سرو زیر آب»، مفت‌ آباد»، زندگی جای دیگریست»، نزدیکتر» به عنوان بازیگر»، دستیار صحنه»، گروه صحنه»، گروه لباس» حضور داشته است.
مادر دنيا مدنی خانم رویا تیموریان بازیگر مشهور میباشند. پدرشان آقای میرولی الله مدنی و خواهرشان خانم درنا مدنی هستند. نیما طباطبایی پسرخاله مدنی مستند ساز و کارگردان جوان و فعال سینما بود که با کارگردانی فیلم من
بیوگرافی بازیگران
 
بیوگرافی دنيا مدنی:
دنیـا مدنی» در آثاری همچون سریال دستت را به من بده ، سرو زیر آب»، مفت‌ آباد»، زندگی جای دیگریست»، نزدیکتر» به عنوان بازیگر»، دستیار صحنه»، گروه صحنه»، گروه لباس» حضور داشته است.
مادر دنيا مدنی خانم رویا تیموریان بازیگر مشهور میباشند. پدرشان آقای میرولی الله مدنی و خواهرشان خانم درنا مدنی هستند. نیما طباطبایی پسرخاله مدنی مستند ساز و کارگردان جوان و فعال سینما بود که با کارگردانی فیلم من
10 ابر رایانه سریع دنيا :
ابر رایانه یا همان کامپیوتر به رایانه هایی گفته میشود که زمان معرفی آن در زمینه میزان ظرفیت محاسبه در واحد زمان در دنيا پیشرو باشد. این عبارت برای اولین بار توسط مجله ی نیویورک ورد، برای اشاره به جدول سازی IBM در دانشگاه کلمبیا به کار رفت. مجموع سرعت 500 ابر کامیپوتر برتر دنيا چیزی در حدود 223 پتافلاپس است. هر پتافلاپس معادل پردازش یک کوادریلیون است.از بین 500 ابرکامپیوتر سر دنيا در حال حاضر 252 مورد از آنها در آمریکا، 112
امروز پشت سیستم غرق بودم، اصولا موقع کار با سیستم غرق میشم و حواسم کلا پرررت!به قول همکارم اخماتم میره توهم،آدم میترسه ازت چیزی بخواد!يه دست زیر چونه و يه دست به ماوس
محمدرضا دانش آموز زرنگ و بازیگوش کلاسم اومده دم در دفتر ؛
محمدرضا: خانم؟
من:[باهمون حالت دست زیر چونه] بله؟
محمدرضا:ارگونومی و طرز نشستن شما پشت سیستم درست نیست
من: چی؟
تکرار کرد و من در حالی که این شکلي بودم:| ، این شکلي :) شدم.
یعنی بچه پرروی دوست داشتنی هم نشون داد درسشو خونده ه
پرسیده بود میدونی ده سال دیگه کجایی؟ گفته بودم نمیدونم. گفته بود چه محافظه کار که در جواب خیلی سوالا فقط میگی نمیدونم. گفته بودم خب واقعا نمیدونم. گفته بود خب لااقل بگو دو سال دیگه دوس داری کجا باشی؟ گفته بودم نمیدونم. گفته بود خسته نشدی انقد گفتی نمیدونم؟ گفتم خب واقعا نمیدونم دیگه. گفته بودم خب میخوای اصلا بدونی چرا دیگه نمیدونم؟ گفت آره بگو. گفته بودم خب داستانش طولانيه ولی تو همینو بدون که از اولش این شکلي نبودم. من از بچگی رویاپرداز ترین
ملت را نباید متکی به هیجان و جنجال بار آورد.اساس فکر مردم باید تغییر کند، رفیق! تا چنین کاری انجام نشود، مردم ماده‌‌ای خام هستند که برای مدتی، به هر شکلي می‌شود درشان آورد. مثل خمیرند. هر کسی، هر دستی، هر قدرتی می‌تواند شکل دلخواه خودش را از آن‌ها بسازد! اما برای اینکه مردم بتوانند خودشان، خود را به هر شکلي که می‌خواهند بسازند، باید خودشان صاحب فکر بشوند. فکری که منافع همه‌ی مردم را بتواند جوابگو باشد. در غیر این صورت، امروز به حرف‌های فل
باسلام
فروش عروس هلندی نر، رام و سخنگو بنام تیکو
دو،سه کلمه حرف میزنه و تازه به سخنگویی افتاده و از الان به بعد هم با تمرین کلمات بیشتری هم میتونه بگه.
کلماتی که میگه: بدوبدو، بدو بیا، تیکو، و چندتا صدای بامزه هم درمياره
لینک کانال تلگرام: کلیک کنید

aroos_n@
قیمت: 1100000 هزار تومان
باسلام
فروش عروس هلندی نر، رام و سخنگو بنام تیکو
دو،سه کلمه حرف میزنه و تازه به سخنگویی افتاده و از الان به بعد هم با تمرین کلمات بیشتری هم میتونه بگه.
کلماتی که میگه: بدوبدو، بدو بیا، تیکو، و چندتا صدای بامزه هم درمياره
لینک کانال تلگرام: کلیک کنید

aroos_n@
قیمت: 850000 هزار تومان
باسلام
فروش عروس هلندی نر، رام و سخنگو بنام تیکو
دو،سه کلمه حرف میزنه و تازه به سخنگویی افتاده و از الان به بعد هم با تمرین کلمات بیشتری هم میتونه بگه.
کلماتی که میگه: بدوبدو، بدو بیا، تیکو، و چندتا صدای بامزه هم درمياره
لینک کانال تلگرام: کلیک کنید

aroos_n@
قیمت: 800000 هزار تومان
چند روز پیش یلدا شیرازی ازم پرسید حست به بوشهر چيه؟ گفتم حس غربت! گفت اونجا که باید حالت بهتر باشه! نزدیکتری به شیراز! گفتم خونه‌م ته دنياس. من به ته دنيا خو گرفته بودم.
ته دنيا که بودیم عاشق تعطیلات بودم. عاشق اینکه چند روز پشت سر هم همسر خونه باشه. يه جورایی انتظار داشتم تعطیلات اینجا هم مث تعطیلات ته دنيا خوش بگذره. اما قضيه اینه که اینجا نه اون دوستایی که ته دنيا داشتیم رو داریم که روزای تعطیلاتو يه روز در میون خونه ما و خونه اونا مهمون با
يه جمله جادویی وجود داره
هروقت از دست کسی ناراحتم که دیگه چرا به یادم نیست با خودم میگم من به دنيا نیامدم که فکر و ذکرم این باشه خودمو به یاد دوستانم بندازم به دنيا اومدم که به همه کمک کنم عشق بورزم و محبت کنم
وقتی ناراحت میشم که چرا کسی از من قدردانی نمیکنه میگم به دنيا اومدم که عشق بورزم و کمک کنم به همه حتی اگر قدردانی درکار نباشه
وقتی کسی دلم را میشکنه با خودم میگم به دنيا اومدم دل همه رو ترمیم کنم نه اینکه منتظر عشق باشم
با این جمله واقعا آ
همیشه یک نفر  باید باشد که  وقتی از زمین و زمان شاکی شدم بشود وکیل و حق را به من بدهد.حال میخواهد  حقوق خوانده باشد یا نه.حال  میخواهد حق با من باشد یا نهاصلا مهم نیست!!!!
فقط یک نفر باشد  که ترجیح مکررش ،اولویت اکیدش  به همه دنيا فقط من  باشد.
یک نفر  که  وقتی در غربت دنيا گم شدم.وقتی بغض و حجم عظیم درک و اتفاقات اطرافم سخت بود واسمبایک ."دیوانه غصه  چرا میخوری من هستم"  گفتن  ، ویران کند  همه ی دلتنگی ها ،درد ها، بغض ها را !
باید  یک نفر
بزرگترین ثمره ی  زندگی کردن در این دار فانی،تاثیرگذار بودن است!همین که یقین داشته باشی اگر در این دنيا نبودی،این دنيا لنگ میزد و بی شک چیزی کم داشت!
غبطه میخورم به تو که توانستی برای میلیون ها آدم این دنيا را دلنشین و قابل تحمل کنی!
غبطه میخورم به تو که تک تکِ ثانيه های تنهایی آدم ها را به هم وصل کردی و چه وصالی بهتر از این؟!
 
+اگر صدا بغل کردنی بود،بی شک صدای تو جزو اولین کاندیدها برای در آغوش گرفتن بود!
 
یک رادیو عقب افتاده که کارش تربیت افراد تو سری خور و حمال است تا چرخ کج و کنجلشان را بچرخانند .
با دانشی وارداتی و به شکلي مزورانه اقدام به طراحی و هدف گذاری اموری بی ثمر و بی فایده می کند و وقت و پول مردم را به هدر می دهد و چیز های اساسی و مهم را رها می کند.
بسم الله
 
اگر کشاکش ابتلائات است که مرد می‌سازد، پس یاران، دل از سامان بر کَنیم و روی به راه نهیم. بگذار عبدالله ابن عمر ما را از عاقبت کار بترساند. اگر رسم مردانگی سر باختن است ما نیز چون سیدالشهداء او را پاسخ خواهیم گفت که : ای پدر عبدالرحمن، آیا ندانسته‌ای که از نشانه‌های حقارت دنيا در نزد حق این است که سر مبارک یحیی ابن زکریا را برای زنی روسپی از قوم بنی‌اسرائیل پیش‌کش برند؟. »آه یاران! اگر در این دنيای وارونه، رسم مردانگی این است که
بیت کوین ها ارزشمندند چون به عنوان شکلي از پول، مفید هستند. بیت کوین ویژگی های پولی دارد (پایداری، قبلیت حمل و نقل، تعویض پذیری، کمیابی، بخش پذیری و شناخت پذیری). ویژگی های بیت کوین بر مبنای خواص ریاضی استوار شده است، نه بر مبنای خصوصیات فیزیکی (مانند طلا و نقره) و بر اساس اعتماد بر مرجعی مرکزی، مختصر آن که، این ریاضیات است که بیت کوین را پشتیبانی می کند. با این ویژگی ها، تمام آنچه که برای شکلي از پول بودن و ارزش داشتن لازم است، اعتماد و پذیرش ا
مرا در آغوش بگیر.
در این کوران سرما .
تنهایی.
و ملال.
آنقدر محکم که صدای استخوان هایم به گوش مردم این شهر برسد.
و تن بی جان و ناتوانم.
میان دست هایت زنده بماند.
این روزها.نه کلام و نه موسیقی .یارای یاری دادنم را ندارند و هیچ دیواری برای تکيه کردن .برای ایستادن نمییابم
خدا میان نماز هایم هم سکوت کرده و فقط گريه هایم را تماشا میکند .
و صدای پایان ناپذیر غم میان حنجره ی خانه سرد و ساکت تکرار و تکرار و تکرار میشود.
مرگ رنگ و بوی تازه ای گرفت
مولوی مانند بیشتر مدّعیان عرفان عذاب خداوند و دوزخ جاویدان را این چنین به بازی گرفته است:
اهل دوزخ در دوزخ خوش‌تر باشند که اندر دنيا، زیرا در دوزخ از حق باخبر باشند و در دنيا بى‌خبرند از حقّ. و چیزى از خبر حقّ شیرین‌تر نباشد.» (فيه ما فيه، ص251، تصحیح بدیع امان فروزانفر، نشر نگاه، چاپ دوم)
 
 
بسم الله الرحمن الرحیم
 یا فارس الحجاز ادرکنی الساعه العجل
مولایمان امام امیرالمومنین علی عليه الاف السلام به فرزندانشان ابا محمد حسن بن علی ‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌میفرمایند
مبادا از اینکه میبینی اهل دنيا به دنيا دل بسته اند و بر. سر آن به یکدیگر هجوم می آورند ،تو نیز فریب بخوری و به راه آنان بروی،زیرا خداوند تو را از دنيا خبر داده است و دنيا نیز وصف خویش را با تو در میان نهاده و پرده از زشتيهای خویش بر گشوده است.
همانا اهل دنيا سگان ع
چشمات کجاست؟
میخوام توي چشمات نگاه کنم
میخوام گفته و نگفته رو از چشمات بخونم
میخوام از خودم و خودت به اغوش تو پناه ببرم
از خودم که فقط اندازه يه قدم جلوتر رو میبینم اونم اگه حواسم خیلی جمع باشه و همه چیز رو روال سابق باشه.
از خودم که با همه جدیت و منطقی بودنم دستی دارم در سهل انگاری و خوش خیالی
از تو که نمیدونم گاهی که توي سرت چی میگذره؟
از تو گاهی میترسم اگه منو یادت بره تو شلوغی دنيا
من میترسم.
من يه ذره میشم و گم میشم تو شلوغی دنی
بیت کوین ها ارزشمندند چون به عنوان شکلي از پول، مفید هستند. بیت کوین ویژگی های پولی دارد (پایداری، قبلیت حمل و نقل، تعویض پذیری، کمیابی، بخش پذیری و شناخت پذیری). ویژگی های بیت کوین بر مبنای خواص ریاضی استوار شده است، نه بر مبنای خصوصیات فیزیکی (مانند طلا و نقره) و بر اساس اعتماد بر مرجعی مرکزی، مختصر آن که، این ریاضیات است که بیت کوین را پشتیبانی می کند. با این ویژگی ها، تمام آنچه که برای شکلي از پول بودن و ارزش داشتن لازم است، اعتماد و پذیرش ا
جدی م
چرا اینقدر کچل شدی؟
حالا لاغریت که عین موادکشا شدی يه طرف
لباس مارکت که عین نی نی های سه ساله مارک به رخ مردم میکشی يه طرف
این کچلی از کجا میاد؟ 
بچه ها صبر کنید با مردها بعد از 40 سالگشون اشنا بشین.
حداقل معلوم میشه قراره چه شکلي بمونن.
باسلام
فروش عروس هلندی نر، رام و سخنگو بنام تیکو
دو،سه کلمه حرف میزنه و تازه به سخنگویی افتاده و از الان به بعد هم با تمرین کلمات بیشتری هم میتونه بگه.
کلماتی که میگه: بدوبدو، بدو بیا، تیکو، و چندتا صدای بامزه هم درمياره
لینک کانال تلگرام: کلیک کنید

aroos_n@
قیمت: 1100000 هزار تومان


  فروخته شد
ای دل عبث مخور غم دنيا را     فکرت مکن نیامده فردا را این دشت خوابگاه شهیدان است     فرصت شمار وقت تماشا را از عمر رفته نیز شماری مکن     مشمار جدی عقرب و جزا را آرامشی ببخش توانی گر     این دردمند خاطر شیدا را ای دوست تا که دسترسی داری    حاجت برآر اهل تمنا را زیرا […]
نوشته ای دل عبث مخور غم دنيا را اولین بار در گناه شناسی. پدیدار شد.
امروز یکی سر کلاس هی فین فین میکرد.دلم میخواست خودکارشو از دستش بگیرم و بشکنم و فرو کنم تو سوراخای دماغش.
یکی هی از روی شرح آیین دادرسی بلند بلند واسه استاد میخوند که ینی استاد نگا کن ببین چقددد درس خوندم.بچه ها فیییس .میخواستم ورق ورق کتاب رو لقمه کنم رد کنم تو حلقش و بگم انقدر دوستش داری تا اخرشو بخوووور.
یکی هی کتاب درسی رو وا میکرد و از جایی که حذفیات بود هی سوال میپرسید میخواستم از پهنا بکوبم فرق سرش کتابو .
.
وقتی اعصابمون خرابه.خ
میدونید،
همیشه به این فکر میکنم
که وقتی این دنيا اینقدر بزرگه، وقتی ما جای هم رو تنگ نکردیم، حتی با وجود تبعیض، نژادپرستی، سکسیزم و. مایکرواگرشن، ما باز هم پتانسیل داریم به خواسته هامون برسیم، چرا حسودی کنیم به هم؟
هرگز من نمیفهمم.
دختر تو پاسپورت کانادایی داری ،کانادایی هستی، اینجا به دنيا اومدی ،وایتی. خوشگلی، زبانت از من خیلی بهتره، کالچرو بلدی، بدون محدودیت میتونی هر جا خواستی کار کنی. از این فرهنگ و نژاد هستی و بهت راحت کار میدن. چرا
کره ای که ما  آن زندگی می می کنیم يه قسمت خیلی کوچک از این دنيای بزرگ است .
وقتی کی میگوییم دنيا خیلی کوچک است ،دنيا کوچک نیست ما آدمک های متحرک هستیم که در زمان کوچکی از این دنيای بزرگ همه مان از این دنيا خواهیم رفت وبه یک دنيای زیباتر قدم خواهیم گذاشت ولی خوش به حال انسانی که با قدمی بهتر از قدم هایی که در زندگی اش گذاشته باشدبه آن دنيا برود.
این یعنی اینکه سعی کنیم که در این دنيا تا جایی که می توانیم به همه خوبی کنیم .
تا حالا فکر کردید که بهشت
مردی بامام صادق ع شکایت کرد که طلب روزی میکند وبدست میاورد ولی قانع نمیشودو نفسش با او برای بیشتر نزاع میکند  عرض کرد بمن چیزی بیاموز که از ان منتع  شوم امام فرمود اگر اندازه کفایت بی نیاز کند کمتر چیز دنيا خوراک سیر کننده و جامه ساتر  بی نیازت کتد واگر اندازه کفایت بی ا نیازت نکند در دنياهست بی نیازت نکند چنانکه. تشبيه دنيا به کرم ابریشم واب دریا در سابق بیان شد 11 امیرامومنین ع. فرمود هرکه از دنيا بمقداری که بسش باشد راضی شود کمتربن چیز دنيا
امروز برای بار سوم توي زندگی‌م دل‌م می‌خواست تا روز آخر دنيا توي يه لحظه‌ی خاص بمونم. ولی نیمکتی که روش نشسته‌بودم، پشتی نداشت و کمرم درد گرفت و پشیمون شدم.
با این حال خواستم از این تریبون تا روز آخر دنيا به خاطر امروز ازت ممنون باشم.
 
کره ای که ما  آن زندگی می می کنیم يه قسمت خیلی کوچک از این دنيای بزرگ است .
وقتی کی میگوییم دنيا خیلی کوچک است ،دنيا کوچک نیست ما آدمک های متحرک هستیم که در زمان کوچکی از این دنيای بزرگ همه مان از این دنيا خواهیم رفت وبه یک دنيای زیباتر قدم خواهیم گذاشت ولی خوش به حال انسانی که با قدمی بهتر از قدم هایی که در زندگی اش گذاشته باشدبه آن دنيا برود.
این یعنی اینکه سعی کنیم که در این دنيا تا جایی که می توانیم به همه خوبی کنیم .
تا حالا فکر کردید که بهشت
چشم هامو می بندم
باز می کنم
 باریکه های نور از بین شاخ و برگ درخت های تپه ی پشتی پارک طالقانی به چشم من می ریزن.
سرمو می چرخونم به سمتی که تو دراز کشیدی
تو چشم هاتو بستی
جمله ای که یادم نیست برای تو گفتمش یا فقط توي دلم زمزمه کردم "کاش دنيا همین جا تموم بشه؛ همین الان."
 
پ.ن:
حکما که وقتی چشم هاتو بسته بودی جایی خیلی دور از من بازشون کرده بودی وگرنه دنيا بعد از اون لحظه نمی تونست وجود داشته باشه اگه تو هم با من بودی وقتی گفتم "کاش دنيا همین جا."
انسان‌تباران بیشتر از چند میلیون سال عمر ندارند و سن انسان هوشمند نهایتا
به ۲۰۰ هزار سال می‌رسد. انسان‌ها طی میلیون‌ها و هزاران سال تغییرات
زیادی کرده‌اند. ولی تا به حال فکر کرده‌اید در آینده انسان‌ها ممکن است به
چه شکلي در بیایند؟ آیا ممکن است قابلیت ابزارسازی انسان و فناوری او
بتواند تکاملش را تحت تاثیر قرار بدهد؟ وب‌سایت فیوچریزم که علاقه‌ی زیادی
به آینده‌پژوهشی دارد، با استفاده از بعضی داده‌های علمی و البته مقدار
خیلی زیادی
جزوه تایپ شده آیین دادرسی مدنی 2 - عباس احدزاده فرمت فایل دانلودی: .docxفرمت فایل اصلی: docxتعداد صفحات: 80حجم فایل: 155 کیلوبایت قیمت: 15000 تومان
عنوان جزوه : آیین دادرسی مدنی 2
نام استاد: جناب آقای عباس احدزاده
رشته : کارشناسی حقوقنام دانشگاه : آزاد اسلامی واحد قزوینتعداد صفحات جزوه تایپ شده : 80 صفحهمنبع درس : کتاب مختصر آئین دادرسی مدنی 2 – دکتر عبدالله شمسمطالب آئین دادرسی مدنی 1 اختصاص داشت به :دعوامفهوم دعواشرایط دعوا

بخشی از متن فایل:
در آئین د
بسم الله الرحمن الرحیم توي رخت خوابم توي راهم هرجا که هستم فکرم مشغولهمغزم رو نمی تونم کنترل کنم سر خود شده هر دری رو که بخواد بدون اجازه باز می کنه و سرک می کشهاما این برای چی هست؟  چه بر سر ذهنم اومده که این شکلي شده؟مگه من صاحبش نیستم پس چرا اون سوار من شده ؟
ادامه مطلب
هیچ می‌دانستید هیچ آرمان‌شهري این ور دنيا وجود ندارد؟ در واقع هیچ‌کجا وجود ندارد!
آرمان‌شهر از تفکر سیاه و سفید می‌آید که القا می‌کند ما در بدبختی و جهل مرکب، ابدالدهر مانده‌ایم و آن ور دنيا همه در بینش عمیق و خوشبختی غلت می‌زنند، که نظام آموزشی ما رفتارنگر و رقابتی و . است و آن ور دنيا همه انسان‌نگر و نه تنبيه-نه تشویق، که سیستم حمل و نقل ما دیزلی و هندلی است و آنجا ساعت حرکت اتوبوس‌ها از پیش ثبت شده و هرگز یک دقیقه جابجا نمی‌شود.
ب
من، واسه يه بارم ک شده تو دنيا نتونستم خودخواه باشم، واسه يه بار هم تو دنيا نتونستم ب حقِ خودم احترام بذارم و توقع داشتم ک دنيا احترام بذاره. اگه گفتم از خودم نا امید شدم واقعا شدم، آخه وقتی از همه ی دنيا، از تک تک آدم های دنيا امیدتو از دست بدی، ب کلمه ای مثل امید هم شک میکنی. چهار زانو میشینم کف خونه، انگشتای دست راستمو کف دست چپم محکم میکشم و هی با خودم دو دو تا میکنم اما جواب ندارم براش. واسه این همه نا امیدی جوابی ندارم. من اگه راه جلوم بسته ب
عکس آقای خامنه ای

تبلیغات

آخرین مطالب