نتایج پست ها برای عبارت :

تو بارونم باش من اروم میشم

♫♫ 
دستامو بگیر و تو چشام زل بزن بذار حس کنم تورو پیش خودموقتی میگی عشقم دوست دارم تو میشی تموم دار و ندارم با تو زیر بارون خاطره دارم دلم میخواد باشی تو کنارمبا تو آرومم من من آرومم زیر بارونم من من آروممبا تو آرومم من من آرومم زیر بارونم من من آرومه چی با تو خوبه عشق من دوست دارم باشی جلو چشم من همه چی با تو خوب و عالیه خدایا شکرت چه حالیههمه چی با تو خوبه عشق من دوست دارم باشی جلو چشم من
♫   ♫   ♫   ♫
♫   ♫  NITROMUSIC.IR  ♫   ♫
♫   ♫   ♫  
 
♫♫ 
دستامو بگیر و تو چشام زل بزن بذار حس کنم تورو پیش خودموقتی میگی عشقم دوست دارم تو میشی تموم دار و ندارم با تو زیر بارون خاطره دارم دلم میخواد باشی تو کنارمبا تو آرومم من من آرومم زیر بارونم من من آروممبا تو آرومم من من آرومم زیر بارونم من من آرومه چی با تو خوبه عشق من دوست دارم باشی جلو چشم من همه چی با تو خوب و عالیه خدایا شکرت چه حالیههمه چی با تو خوبه عشق من دوست دارم باشی جلو چشم من
♫   ♫   ♫   ♫
♫   ♫  NITROMUSIC.IR  ♫   ♫
♫   ♫   ♫ 
دانلود آهنگ مهراد جم خوابم برد
هم اکنون شنونده موزیک جدید و فوق العاده ی * خوابم برد * با صدای زیبای هنرمند محبوب و مشهور , مهراد جم باشید.
دانلود آهنگ مهراد جم به همراه متن, پخش آنلاین و بهترین کیفیت (کیفیت اصلی) از رسانه مدیاک
Download new song by Mehraad Jam called Khabam Bord With online playback , text and the best quality in mediac
متن آهنگ خوابم برد مهراد جم
پس بگو قرار بود که تو بیایو من نمیدانستم دردت به جان بی قراره پر گریه اماین همه سال ماه ساکت من کجا بودی حالا که آمدی حرف ما بسیار و
تکست آهنگ خوابم برد مهراد جم 
پس بگو قرار بود که
تو بیای و من نمیدانستم
این دردت به جانِ بی قراره پر گریه ام
این همه سال ماهِ ساکتِ من کجا بودی
حالا که آمدی حرفِ ما بسیار وقتِ ما اندک
آسمون هم که بارانیست
اون دیگه رفت ، اون دیگه نیست
یه قابِ عکس ، چشای خیس
اون دیگه نیست ، اون دیگه مُرد
قلبِ منم با خودش برد
وقتی برقِ توو چشاتو دیدم
دلم کم آورد
حیف محوه اون چشات شدم خوابم برد
کجایی کجایی اصلاً
کجایی که من بی تو میدونم ، داغونم
کلِ شبارو زیره بارونم
خوابم برد از مهراد جم با متن داغونم کل شبارو زیر بارونم آخه داغونم میزنه بارونم کیفیت 320 و 128 با لینک مستقیم
New Music Mehraad Jam Called Nabashi Delam Migire {Khabam Bord} Direct Links & TEXT In DibaMusic
تنظیم کننده : مسعود جهانی - آهنگسازی و شعر : مهراد جم
متن آهنگ غمگین و زیبای مهراد جم - خوابم برد
 
اون دیگه رفت  اون دیگه نیست
یه قاب عکس چشای خیس
اون دیگه نیست اون دیگه مرد
قلب منم با خودش برد
وقتی بعد تو چشاتو دیدم
دلم کم آورد حیف
♫اهنگ خوابم برد مهراد جم♫
محو اون چشات شدم خوابم برد
به تازگی آهنگ مهراد جم به نام خوابم برد منتشر شده است و شما در ادامه می توانید این آهنگ را با کیفیت اورجینال دانلود کنید.
 
دانلود آهنگ مهراد جم - خوابم برد با کیفیت 320
دانلود آهنگ مهراد جم - خوابم برد با کیفیت 128
 
متن آهنگ مهراد جم به نام خوابم برد
پس بگو که قرار بودتو بیایی و من نمیدانستمای دردت به جانبی قرار پر گریه اماین همه سال ماه ساکت من کجا بودیحالا که آمدی حرف ما بسیار وقت ما اندک آسمان هم که بارانیستاون دیگه رفت اون دیگه نیست یه قاب عکس
با همه بدیات دلم برات تنگ میشه خیلی وقتا، حتی وقتایی که دارم از ته ته دلم میخندمس از کانال لفت داد این یعنی دیگه از من جدا شده کاملبعد از دلیت اکانتش این دومین شوک بود شوک که نه نشونه درواقع، من دارم تو ذهن همه تون تموم ميشم اروم اروم تحلیل میرم و یه روز میرسه که دیگه هیچی ازم تو ذهنتون نمیمونه جز صدام، اخ از صدام، اخ از وقتی برات میخوندم.Take me to the roof I Wana see the world when I stop breathing.
فک کنم ناراحت شدی که گفتی کار داری و تلفنو قطع کردی.
فک کنم لحن صدات اروم شد.
روم سیاه که از کم صبری و کوچیکی دلم حرفم رو بهت گفته بودم هفته پیش.
روم سیاه که نا امیدت کردم.
باید میدونستم من میتونم غم خودمو تحمل کنم و اروم کنم اما اگه غمم بشه غم تو میشه اتیشی که میفته به جون جنگل.
 
ولی من بااز امید دارم.
هرچی بشه،به اون ته تها هم که برسم بازم امیدوارم.
افرین میگم به خودم که همیشه باخودم حرف میزنم و حرفهای ناراحت کننده و قلنبه ای که تو دلم گیر کرده رو با این اروم و اروم حرف زدنا،کم کم ذوبشون میکنم و دوباره تبدیل ميشم به منه همیشه امیدوار
میدونید،همه همه ی همه ی چیزا که اونجور که من میخوام پیش نمیره ولی من بجای ناراحتی میتونم امیدوارم باشم به اینکه دفعه ی بعد،این اتفاق و یا هرچیز دیگه ای با تلاش دوباره ی من و تجربه ای
ولی چقدر دردام در برابر درد بقیه بی اهمیتن
درگیری های روزمره ی من در برابر غم کارگری که به خاطر تحریم و گرونی نمیتونه داروهای زن سرطانیشو تهیه کنه و مجبوره مرگشو اروم اروم نگاه کنه هیچی نیست.واقعا هیچی نیست
از خودم خجالت میکشم
سلام
یکم سخته باورش ولی من هنوز استرس دارم.یه استرس توام با غم  و گوشه نشینی.دلم میخواد بیشتر سکوت کنم و تا حتی حرفی بهم زده میشه سریع گریم میگیره.دلم نمیخواد با هیچکس حرق بزنم و میخوام همه ازم دور باشن.فعلا این ارامش دو نفره و گوشه گیری رو واسه خودم تجویز میکنم تا بلکه چند روز دیگه بهتر بشم.دلم نمیخواد فعلا از اتفاقات کنکور و اینا حرف بزنم که حس میکنم مثل یه خواب گذشت از جلوی چشممانقدر دور میدیدمش از خودم.حس میکنم شوکم کرددر هرصورت
زنگ زدی گفتی کافه قدیمی 
پنج دقه دیر کنی کافیه نبینی 
شل شدم گفتم چی شده عشقم 
گفتی پشت تلفن بهتر قافیه نچینی 
گفتی زود بیا که کلی کار دارم 
حرف زدی مثل کلیا با من 
یه جورایی به جنوون رسوندی تومنو 
گفتی بیا منم رسوندم خودمو 
گرفتی فنجون با دو دستت و اروم میکردی پلکاتو باز بسته 
یادمه به فنجونت لب نمیزدی 
واسه چند دقیقه اصلا چیزی حرف نمیزدی 
یهو ترکید بغضت اروم اروم 
میبارید از چشمت دیگه بارون خانوم 
شکستم من دیگه اروم داغون 
وقتی دیدم میری
هی فشار پشت فشار، گریه و درس و دوری، دلم میخواست وسط همه ی اینا تو بودی، تو بودی تا به جای این بالشو پتو سرمو بذارم رو بازوتو تو بغلت اروم بگیرم، دلم میخواست تو بودی وسط همه این شلوغیا، وسط بود و نبود ادما، تو بودی که صبح چشمام رو به تو باز شه نه دیوار زرد بی روح، دلم میخواست تو بودی و بغلم میکردی دستتو میبردی لای موهام و میذاشتی تو بغلت اروم بگیرم تو بغلت گریه کنم حتی شده بمیرمدلم میخواد باز بهم بگی دوستم داری بهم بگی خواستن تو چشماتو الکی نمی
خدای من زندگیم قشنگ تر بود.تصمیمات بهتری میتونستم بگیرم.مسیر بهتری میرفتم.کارای بهتری میکردم.کارای کوچکی که قبلا میکردم چقدر الان مد نظرم بزرگ و سخت میاد.ادم قبل نیستم.ازت دور شدم.دارم ميشم همونی که نمیخوام و نمیخواستم!راه فرار کجاست؟؟؟غفلت و گناه دو دستمو بسته.پاهام هم خسته اند و جونی ندارند دیکه.قلبم؟نمیدونم.اونم داره به فاک میره.اگه با تو بودم از زندگیم و لحظاتم و طبیعت و هزار تا کوفت و زهر مار دیگه بیشتر لذت میبرم.
اما حالا چی؟؟موندم تو
.
خب چون از صفحه‌های کوچیک خوشمون نمیومد. من یکی مث اون دختره میخوام تو مدرسه که یه روز یهو اومد همه کتابای مصطفی مستورو بم داد گف اینارو اوردم تو بخونی. شما میفهمید ما چمونه؟ مام نمیفهمیم. بارونم که زد. هنوزم داره میگه باید همه چی خوب باشه. خب باشه. 
ولی من از هیچ‌کاری نکردن لذت می‌برم. از نشستن و نگاه کردن. نگاه کردن و فکر کردن. نگاه کردن و کتاب خوندن. از دیدن لذت می‌برم. از نشستن پشت پنجره‌ها و دیدن هرچی که از پشتشون میشه دید، هرچیزی که طبیعت و شهر نشونم میدن. وقتی توی اتوبوس میشینم و پنجره‌ها رو باز می‌کنم، کتاب روی پام میذارم و هر از گاه از بین خطوط سرم رو میگردونم تا تصاویر گذرا از کنارم رو نگاه کنم. خیلی وقت‌ها آرامش رو اینطوری پیدا‌ می‌کنم و تمام مدت لبخند می‌زنم. 
تکست آهنگ خوابم برد مهراد جم 
پس بگو قرار بود که
تو بیای و من نمیدانستم
این دردت به جانِ بی قراره پر گریه ام
این همه سال ماهِ ساکتِ من کجا بودی
حالا که آمدی حرفِ ما بسیار وقتِ ما اندک
آسمون هم که بارانیست
اون دیگه رفت ، اون دیگه نیست
یه قابِ عکس ، چشای خیس
اون دیگه نیست ، اون دیگه مُرد
قلبِ منم با خودش برد
وقتی برقِ توو چشاتو دیدم
دلم کم آورد
حیف محوه اون چشات شدم خوابم برد
کجایی کجایی اصلاً
کجایی که من بی تو میدونم ، داغونم
کلِ شبارو زیره بارونم
یکشنبه 5/8/98دیروز بود بابا کمکت میکرد که راه بری تو هم در حد دو قدم میرفتی و بعدش اروم مینشستی،و ما هم تند تند تشویقت میکردیم و میگفتیم آفرین دختر شجاعمون تو هم ذوق میکردی،تا امروز بود که، وقتی داشتم جارو برقی میکشیدم تو 'تو حال و هوای خودت دست گرفته بودی به مبل و ایستاده بودی و خیلی اروم دستت رو رها کردی و یه کم رقصیدی و بعدش آروم آروم قدم برداشتی،وقتی میوفتادی باز میرفتی سمت مبل و کارت رو تکرار میکردی،واااای وقتی این صحنه رو دیدم از شدت ذوق و
این اولین باره ازت حرف میزنم
میدونی خیلی دوستت دارم؟
نه به فکرهای چرت و پرتم اهمیت بده نه به رفتار احمقانه ام
اینا همش چرت و پرته.چرت و پرت محض
مگه میشه تو باشی و من نخواسته باشمت؟
مگه میشه تو وجودم اروم اروم رشد کنی و من دوستت نداشته باشم؟
تو ارزشمندترین هستی منی حتی اگه به زبون نیارم.حتی اگه دیگران فکر کنن از داشتنت ناراحتم.
تو همه وجود منی دختر قشنگم.
تو برای من عزیزترین عالمی اصلا مهم نیس که چون دختری دیگران نمیخوانت تو پاره تنی منی هم
بچه ها حس میکنم خل دارم ميشم؟؟!
دارم تغییر میکنم.
هر سری با این کامیار حرف میزنم ۳ روز تو فکرشم.
ولی کامیار مشاور باحالیه.
کلا ادم خوش صحبتیه.
تو پیج اینستاش ۹۰ درصد دخترن:/
مشخصه خدای مخ زدنه آیا؟
اینا در درجه اول به من ربطی نداره.
کلا جلسات مشاوره اینجوریه که وقتی میری دو سه روز اول کیفت کوکه.
بعدش فقط عر میزنی دیگه.
البته در کل اینجوری نیست و تغییرات اروم اروم انجام میشن.
برا همین جلسات رو دیر به دیر برگزار میکنیم.
بچه ها امروز امتحان داشتیم.
من
بعد مدرسه بهش گفتم میخام برم بیرون یک مشت حرف تکراری این مسخره بازیا چیه کار نداری؟ به جا اینکارا کمکم کنن!!!!!!! اخرم شرط گذاشت قبل پنج خونه باش:/ نرفته زنگ زد برگشتم:/ نه که نرفتم ولی تا رفتم برگشتم 
برگشتمم سامی بود اینقدر پاپیچم شد حرصی شده بمدم مامان هم سر من داد میزد یک بار  دیگه بزنیش میام جوری میزنمت که. :))) هه :)) اون اذیتم میکنه به من میگه بزنیش.:/// به من چشم غره میره
اخرم دیدم بارون میاد گفتم میخام برم پایین زیر بارون:/ گفت نمیشه:/ گفتم ولی
این چند روز بیشتر از این که در گیر زندگی باشم درگیر مرگ بودم. مرگهای زیادیا برای خودم به تصویرکشیدم اما بیشتر درگیر این دوتا شدم تصادف با اتوموبیل، سرطان. همیشه فکر میکنم نمیتونم مرگ بدون درد داشته باشم  ترجیح میدم موقع تصادف با اتوموبیل دوماه برم توکما بعدم اعضای بدنم اهدا بشه، درمورد سرطانم همینطور دوست دارم دیر تشخیص داده بشه وفقط دوماه فرصت داشته باشم، بعد ازهمه ی اینها نشستم و اروم اروم برا خودم اشک ریختم.امروز وقتی داشتم دراین مورد ح
 
صدای بارون میومد. رفتم زیر بارون. مدیر اومده میگه مریض میشی شما، بفرما داخل. اومدم بپیچم از یه ور دیگه برم، دیوار بود همش، نشد. گفت خیس شدی. گفتم جلسه کجاس؟ گفت فلان خیابون و بهمان سالن. گفتم آهان.گفت ولی خیسی شما. یادش نرفته بود زیر بارونم. گفتم خب. اومدم بالا. دلم میخواس بمونم آه بکشم هنوز. نذاشت. تصمیم گرفتم پیاده برم. بهش نگفتم، به مدیر. میگفتم چشماش چار تا میشد. مدیر چار چشم خوب نیس. دوست ندارم.
 
 
 
صدای بارون میومد. رفتم زیر بارون. مدیر اومده میگه مریض میشی شما، بفرما داخل. اومدم بپیچم از یه ور دیگه برم، دیوار بود همش، نشد. گفت خیس شدی. گفتم جلسه کجاس؟ گفت فلان خیابون و بهمان سالن. گفتم آهان.گفت ولی خیسی شما. یادش نرفته بود زیر بارونم. گفتم خب. اومدم بالا. دلم میخواس بمونم آه بکشم هنوز. نذاشت. تصمیم گرفتم پیاده برم. بهش نگفتم، به مدیر. میگفتم چشماش چار تا میشد. مدیری که چشاش چارتا شده باشه خوب نیس. دوست ندارم.
 
 
امروز روز بهتری نسبت به دیروز بود امروز حس کردم ب شوهرمه و من زنشم بعد یکسال زندگی .اما تصمیم گرفته شده بعد یکسال و هفت ماه اینده مشخص میشه 
نمیدونم کسی میخونه یا نه اما برام دعا کنین کارم رو به راه بشه 
من تصمیمامو گرفتم 
 
بارون قشنگی میاد اروم نرم صداشو میشنوم با صدای نفسای ب چرا لذت نبرم چرا به خودم افتخار نکنم مگه من سرسخت و قوی نبودم ؟ بودم هستم بازم قوی ميشم 
من تصمیمامو گرفتم 
 
امروز رفتیم دور زدیم روی یه صندلی نشستیم لذت بخش بود 
قرار بود برم برای یک سری کارهای بانکی
ماتم گرفته بودم
که الان قراره با یه مشت ادم بد اخلاقی که از بالا به پایین نگاه میکنن مواجه بشم
متنفرم از بانک و بیمارستان
دو جای اشغال که چون کارت گیره اونهاست ، با بدترین رفتار ممکن برخورد میکنن
اقا جاتون خالی جدا
یه ادمی خورد به طور ما که مونده بودم اصلا
اینقدر خوش اخلاق و اروم و پیگیر
فوق العاده بود
بخ شخصه اگر دو تا دیگه کارمند بخش های دولتی رو ببینم اینجوری باشن + یکی دو تا وزیر دیگه هم مثل آذری جهرمی ب
دانلود اهنگ ارمین نباشی من ميشم داغون
در این پست از وبلاگ یک موزیک اهنگ من ميشم داغون با لینک مستقیم و کیفیت عالی 320 همراه با متن برای دانلود قرار داده می شود
نحوه دانلود اهنگ ارمین
برای دانلود با کیفیت خوب و همچنین لینک مستقیم موزیک نباشی من ميشم داغون به ادامه مطلب و اخر این پست مراجعه کنید
ادامه مطلب
اهنگ تا وقتی مال من نشی یه لحظم اروم نميشم
دانلود آهنگ آره برات میمونم از فتانه
اهنگ اره برات دیوونم بسته شدی به جونم

دانلود اهنگ دوست دارم خلاصه شه تموم دنیام تو چشات

اهنگ اره برات میمونم خسته شدی به جونم
دانلود آهنگ آره برات دیوونم فتانه
اهنگ اره برات دیوونم فتانه
دانلود آهنگ آره برات میمونم بسته شدی به جونم
قضیه چیه؟ قضیه اینه که کلی اتفاق داره می‌افته ولی من هیچ حسی بهشون ندارم. اکیدا هیج حس + یا - منفی ای ندارم به این همه اتفاقات اطراف. نمی‌پونم من سیب‌زمینی ام یا سیب‌زمینی بار اومده ام ولی می‌دونم که زاییده ام. وقتی حتی نمی رم مخالفت کنم با کسی.
 
این حدود ده روز از بیماری در حال مرگ بودم. جوری حالم بده که حد نداره سر درد ناتوانی بی انرژی بودن. امروز حساب کردم که ده روز حدود سه درصد یه ساله و مقدار زیادی به فنا رفته.
 
فردا بازم عددی دارم. و بازم
رمان رکسانا
به قلم :م.مودب پور
خلاصه ی از رمان:با پسر عموم , تو ماشین من نشسته بودیم و داشتیم تو یه بزرگراه خیلی شلوغ حرکت میکردیم. من رانندگی میکردم و مانی کنارم نشسته بود و تکیه ش رو داده بود به شیشه بغل و همونجور که اروم اروم میرفتیم جلو , با همدیگه حرف میزدیم. پدر من و مانی, دو تابرادر بودن که همیشه با همدیگه زندگی کردن.همیشه م با همدیگه شریک بودن…. پایان تلخ
ژانر : طنز اجتماعی
       
 
رمانهای پیشنهادی:  رمان یاسمین  رمان یلدا
رمان رکسانا
به قلم :م.مودب پور
خلاصه ی از رمان:با پسر عموم , تو ماشین من نشسته بودیم و داشتیم تو یه بزرگراه خیلی شلوغ حرکت میکردیم. من رانندگی میکردم و مانی کنارم نشسته بود و تکیه ش رو داده بود به شیشه بغل و همونجور که اروم اروم میرفتیم جلو , با همدیگه حرف میزدیم. پدر من و مانی, دو تابرادر بودن که همیشه با همدیگه زندگی کردن.همیشه م با همدیگه شریک بودن…. پایان تلخ
ژانر : طنز اجتماعی
       
 
رمانهای پیشنهادی:  رمان یاسمین  رمان یلدا
اولین کسی رو دوست داشتم بود
یه دوست داشتن واقعی
از اونا که همیشه خودمو کنارش میدیدم و حس میکردم باهاش اروم ترینم
دنیا بدون اون برام جهنم بود:)))))))
.
ولی الان کسی شده که درباره دوست داشتنی ترین فرد زندگیم باهاش حرف میزنم بدون اینکه ناراحت شم
 الان 6 سال گذشته هم بزرگ شدم و دیگه یه دختر دبیرستانی نیستم هم منطقی
منطقی از این لحاظ که ما هیچیمون بهم نمیخوره
اینکه ما هردو تونستیم بهم خیانت کنیم ولی عاشق واقعی اینکارو بلد نیست
دلتنگش ميشم ولی نه مثه
خودمو که نگاه میکنم میبینم تو این ۴ سال زندگی مشترک خیلی تغییر کردم. خیلی پخته شدم. خیلی اروم تر حتی. از این تغییرات راضی ام. گاهی هم البته باعث میشه خودم رو نشناسم و بگم یعنی این همون زهراس؟!
بعضی اوقاتم به اینده فکرمیکنم که قطعا ۵سال دیگه، ۱۰ سال دیگه بازهم تغییر میکنم و پخته تر ميشم. با خودم میگم وای! بیشتر ازین یعنی قراره پخته بشیم؟!
این تغییرها برای من که خیلی هزینه داشت.
هزینه ی مالی، عاطفی، حتی آبرویی، حتی جانی
برای بقیه هم لابد همینطوره
به نظر شما آیا رفتار خوب و بد دیگران رو باید جبران  کرد یا نه؟ 
خوشبختانه من فردی هستم اگه یه نفر یه قدم برای من برداره من ۱۰ قدم برمیدارم 
و متاسفانه (خودم این رفتار رو دوست ندارم ) کسی منو ناراحت کنه حتما جبران می کنم (فقط در این شرایط اروم ميشم)
به نظر شما چطور باید این رفتارمو تغییر بدم ؟
 
بروتورومیذارم تو این قلبمیسپارم به این رودمیسپارم به این رودببینببینمن از عشق تو ساختمیه زره با کلاه خودیه زره با کلاه خوددلم برات تنگ شده لعنتی، بلاکت کردم روزی که شبش یلدا بود چون نمیخواستم یه دقیقه بیشتر ادامه پیدا کنه این حال نامعلوم، داشتیم خرابش میکردیم هردومون، گند زده بودیم به این رابطه که اسمش مثلا دوستی بودو تو اخ از تواخ از تو عزیزمحسامو له کردی ندیدیدور شدیخندیدیگم شدیالان که من به تو فکر میکنم تو به سعید و بردیا و دوست دخترت
صبح با یکی حرف میزدم گفت منتظرِ تا لاکش خشک شه تا بره صبونه بخوره گفتم سر صبح چجوری حال داری گفت اینکارو میکنم تا اروم شم و سرم گرم شهبا کارایی که خودم میکنم مقایسه کردم ،خندیدم. از خودم بیش تر خوشم اومد.اخه میدونی هیچکس نمیدونه چه حجمی از افکارت میپاشه رو دیوار وقتی پیشونیتو منظم و با فاصله یکسان، اروم میکوبی بهش‌.
تو این هفته خیلی حالم بد بود و همش عصبی بودم.دلم میخواست یکی رو بزنم و فکر میکردم با این کار اروم ميشم.
تا دیروز که تصمیم به یه سفر خارج از شهر تو طبیعت گرفتیم :)
یکی از بهترین سفرهام و با ارامش ترین سفر هام بود ولی من دقیقا اون موقع هایی که تنهاییروی تاب نشسته بودم یه کم نور خورشید و یه باد ملایم هم بود و شعر های فاضل نظری را بیت به بیت میخواندم فهمیدم هنوز زندگی پر از قشنگیه و امیده.
پ ن :ولی یه گربه اونجا بود کلی بهم استرس وارد میکرد میترسیدم
معلقمولی حالم خوبه
به نظر میاد دیگه هیچ احساسات عمیقی ندارم
ولی حالم خوبه
بذار راستش رو بگم
خوبیم باهم
وقتی اون خوب باشه دیگه مهم نیست داره چه اتفاقی میفته
وقتی میدونم دوستیم باهم دیگه مهم نیست چقد وقته که ندیدمش
گفتم من هردفعه هی فکر میکنم تموم شدیم
گفت میبینی که اینجوری تموم نمیشیم
ولی من بازم میترسم
نمیتونم احساسمو بهش توصیف کنم
میدونی من عاشق بارونم
خیلی عجیب عاشقشم
وقتی میباره دلم میخواد گریه کنم
بعد دو سه روز پیش که باهم بودیم، بارون
یکسال پیش یه قراردادی با یکی بستیم 
الان بعد یکسال هنوز دنبال پولمون میدوییم. حالا بعد یکسال طرف دبه دراورده و نمیخواد پرداخت کنه! 
امروز با رئیس صحبت کردم و گفتم جریان این شده و من اعصاب ندارم واقعا با این آدم بجنگم چیکار کنم؟ 
از طرفی میگم برم شکایت کنم از طرفی میگم ولش کن دیگه این که یه زندگی حسابی نداره حالا یه شکایت هم بیاد روش! 
رییس خیلی اروم توضیح داد دو تا کار میتونی انجام بدی:
کلا پرونده شو ببندی و بسپری دست خدای خودش و اعصابتو بیش ا
دانلود آهنگ جدید دیگه دنبال تو نیستم خام چشمای تو نیستم از امیر تاجیک

دانلود آهنگ های جدید و فوق العاده زیبای امیر تاجیک بنام قولای تو ریسکن از ترنج موزیک
می توان گفت آهنگ دیگه دنبال تو نیستم خام چشمای تو نیستم با ترانه شاهین فراهانی یکی از بهترین آهنگ های امیر تاجیک در سال 1396 بوده است . مدت زمان این آهنگ زیبا سه دقیقه و سی و شش ثانیه است . در صورت تمایل می توانید این آهنگ شنیدنی و جذاب را از سایت ترنج موزیک دانلود کنید .
Download  Music Amir Tajik – Gholaye T
من اوووومدممم. روز خوبی بود بعد از مدتها کلاس زبان هرچند توش کلی سوتی هم دادم. اما منو مهارو با هم برد پای تخته. باورت میشه. نه به اون یکی نه به این. من خوب بودم نمرم شد ۹۰ جفتش هم رایتینگم هم دیالوگ گفتنم. اینم خوبه دیگه من به همینم راضیم. خلاصه که به خاطر همینم شده اروم گرفتم. قبل از کلاس اصلا دوست نداشتم برم یعنی به بیخیال کلاس زبان شدن هم فکر کردم بعد گفتم دختر جان این بود هدفت و کار کردنت ؟ اینقدر زود جا زدی؟ هیچی دیگه فکرمو جمع کردم انداختمش
اول هفته یه پیام از سامانه سماح اومد که بخاطر اغتشاشات در رفتن تعجیل ننماید
و ماهم تعجیل ننماییدیم!
موندیم اوضاع اروم شد بریم ولی سامانه سماح دیگه پیام نداد که اوضاع اروم شده!
همه موندن یکم دیرتر برن بخاطر این پیام
رفتیم بلیط بگیریم اینترنتی گفتن بلیط اینترنتی نمیفروشن اجازه فروش ندادن
باید حضوری برید
امروز حضوری رفتیم برای فردا بلیط بگیریم باز بلیط ندادن_ترمینال آزادی
گفتن فردا بیاید، بهمونم گفتن فردا معلوم نیست ماشین باشه یا نه
فقط هم ب
من تصمیم گرفتم که دیگه کلاس پیانو نرم و بیشتر از این خودم رو مایوس نکنم.
چون تمرین نمیکنم دوستان. چون باید بشینم تو خونه و به خودم بگم خاک بر سرت کنن، باز هم این هفته تمرین نکردی.
فکر میکنم باید یه مدت اروم بشینم یه جایی و نفس عمیق بکشم و باز شروع کنم به دویدن.
نمیدونم براتون پیش اومده یا نه ؟!
یه وقتایی هست که هیچ کجا احساس آرامش نمیکنم و اروم نمیگیرم 
دقیقا مثل الان 
هیچ مکان و شخصی نمیتونه منو آروم کنه حالم رو خوب کنه 
فکر میکردم دوری از خونه‌ای که بیشتر وقتم رو با پسر تنهایی اونجا سپری میکنم بتونه کلی حالم رو بهتر کنه
اما انگار نه! 
اصلا انگار که دنیا دیگه مال من نیست .
یه وقتایی هست ، که ادم دلش میخواد بشینه یه گوشه و‌ فقط برای دل خودش اروم بگیره  . 
گاهی اوقات دلم میخواد یه مدت زمان طولانی رو از همه ی دنیا دور باشم ، نه کسی ازم بپرسه کی هستم و نه اینکه اینجا چیکار میکنم .
گاهی اوقات دلم میخواد فقط بشینم برای دلم یس بخونم .
که اروم بگیره از این همه استرس و ترسی که درونشه .
اما زمانی که نمیتونم شرایط و کنار بذارم و برای دل خودم بزنم به دریا ، نذر میکنم که ۴۰ شب یس بخونم برا ارامش خودم و اطرافیانم  
همیشه تو
 
دارم دیوونه ميشم
 
 
همش یه صحنه ای رو تصورمیکنم که ایستادم کل بدنم ازسرتاپا شامل میلیون هاحفرست
میلیون هاحفره.
بعدش از توشون هم زمان میلیون ها چیزسفیدمثل کرم مثل جوش سرسفید باشتاب میپره بیرون
 
میخوام صدای خشکه  خش خششوبشنوم
 
 
چندین روزه دارم اذیت ميشم
هی فکرمیکنم حل شده
ولی حل نمیشه
حل نمیییییییییییشه
دوباره برمیگرده
لعنتی ترین فوبیای دنیاست
اه
 
 
 
همش فکرمیکنم اگه بهش فکرنکنم یادم میره کنترل میشه
ولی نمیشه
نمیشههههههه
ازدیدن
یکی از فانتزیای من اینه که
جلوم المانی و استانبولی رپ رو پخش نکنن
و نگن این رو به فارسی ترجمه کن.
فانتزیمه.
هر بار این اهنگای الکس میرسه به du bist nicht allein و اروم میشه تم اهنگ،
من یه نفسی میکشم!
والا ملت فکر میکنن هرکی المانی یا هر زبون دیگه خونده ااما مثل نیتیو اسپیکرها باید اون زبون رو حرف بزنه و مثل اونها رپ بخونه.
 
:|
➖➖➖➖➖➖➖➖➖
#ادامه‌پارت43
سرم پایین بودکه با شنیدن اسمم باسرعت سرمو بلند کردم و با تعجب به اون مامور خیره شدم اروم یه پامو روی زمین گذاشتم و اب دهنمو قورت دادم، یعنی چی شده؟!
دلشوره ی بدی به جانم افتاد اون یکی پامو هم روی زمین گذاشتم با کمک میله‌‌ی گوشه‌ی تخت کمرم رو صاف کردم.
زبونمو روی لبم کشیدم با صدایی اروم لب زدم:
- بله؟ اتفاقی افتاده؟
مامور باصدایی خشک ومحکم ادامه داد:
- زود باش اماده شو ملاقاتی داری؟!
ابروهام به موهام چسبید، یه دفعه
۱-بعد دو هفته سختی و رنج و نبودن مامان و بابا و سکوت خالی و صدای کولر دلم مامانمو میخواد بغلش گریه کنم اروم شماشکام بریزهاسترسم بریزه.یکی باهام حرف بزنه.مامانم باهام حرف بزنه
۲-اسم کنکور میاد ضربان قلبم میره بالا.استرس میگیرم.بغض میکنم از این همه فشار و زحمت ۳سال که باید تو ۴ساعت خلاصه شه و اینده.دانشگاه و شغل مشخص شه.استرسم بیشتر میشه وقتی به مباحث مرور نکرده ی فیزیکم فکر میکنم.به ریاضی ای که لنگ میزنم توش.به زبانی که لنگ میزنم ت
هیشکی از من هیچی نمیدونه:)
نصفشم که پرسیدن که شاید هیچیشم حقیقت نداشته باشه
دیگه هیچی اهمیت نداره هیچی:)
هیچی:)
زندگی تلخ تر از دیروز و امروز.
باچیزی که شنیدم دیگه قلبم اروم و قرار نداره و زندگی من تمام خواهد شد.
یکم زجر کشیدن زوده
خدا هستی؟
کاش نفسم قطع شه.
هیشکی از من هیچی نمیدونه:)
نصفشم که پرسیدن که شاید هیچیشم حقیقت نداشته باشه
دیگه هیچی اهمیت نداره هیچی:)
هیچی:)
زندگی تلخ تر از دیروز و امروز.
باچیزی که شنیدم دیگه قلبم اروم و قرار نداره و زندگی من تمام خواهد شد.
یکم زجر کشیدن زوده
خدا هستی؟
کاش نفسم قطع شه.
ترم پیش که کنته کار میکردم مثلا برای یه کار یکی دو روز وقت میزاشتم و خب خیلی کوفته میشدم و یو نو بعد از تموم شدن کار اون احساس کوفتگی برام بهتر از هر حس دیگه ای بود. بعضی موقع ها هفته ی خیلی بدی توی دانشگاه داشتم ولی همون 3 ساعتی که تو کلاس اروم مینشستم و سایه میزدم منو برای یه هفته ی دیگه کامل شارژ میکرد
الان به همون حس احتیاج دارم :'(
دیشب با دوستامون رفته بودیم بیرون . پارک پلیس تهرانپارس 
بعد از اونور رفتیم سمت سعادت اباد یه بسته تحویل بگیریم
منم قرار بود امروز برم شرکت کارای این هفته رو راست و ریس کنم که شب رابیفتیم بریم سفر 
تو مسیر برگشت از سعادت اباد خوردیم به ترافیک عزاداری و . اروم اروم میرفتیم که یهو دیدم ماشین شروع کرد به سرصدا کردن 
شک کرده بودیم ماشین خودمونه یا سرصدای بیرونه! 
ماشین رو زدیم کنار خاموش کردیم دیدیم عه! صدای ماشین خودمونه! 
استارت زدیم دوباره
به شدت دارم مقاومت میکنم . دربرابر درس خوندن ،رعایت رژیم و ورزش کردن !!!
صبح یه ساعت رفتم پیاده روی و ذره ای از انرژی های منفیم کم نشد و منظریه برام اون منظریه ی سابق نبود:/بدیش این بود که من توی این خیابون لعنتی خاطره خوب زیاد دارم.خاطرات خوب تو روزای سخت. اما الان دارم دوباره اونجا تو روزای سخت قدم میزنم بدون اینکه هیچ خاطره ای برای ثبت داشته باشم. هیچی !هیچ !هیچ!
زندگی یکنواختی که دوساله باهامه و قراره یه سال دیگه هم باشه.کتابای تکراری،احساس تک
سلام
امروز خیلی حالم بد بود
رفتم زیارت شهدا و امامزاده
بعدم هیات داخل امامزاده.
خیلی خوب بود.فاطمیه انگار شروع شده برام
راحت گریه کردم راحت اشک هامو پاک کردم راحت یادت کردم
بابت حس و حال بدت نمیدونم چی بگم ولی یادمه قبلا بااین حرفم اروم میشی 
ان الله معنا
 
همیشه کسی هست که عاشقته ولی تو بهش پشت میکنی و میری،چون عاشق کس دیگه ای هستی،کسی که بهت پشت میکنه و میره چون عاشق کس دیگری هست
و این چرخه همینطور ادامه داره
هیچ کدوممون برای هم  نیستیم بعضیا میگن عشق وجود نداره به این معنا و فقط عادته یا وابستگی،من میگم هر وقت حس کردی با فکر کردن به شخصی قبلت تند میزنه حالت خوب میشه نمیتونی جلوش راحت صحبت کنی و لکنت میگیری این حس علاقه است،حالا هر اسمی میخوای روش بزار رل،عشق،وابستگی،عادت
ولی هیچ وقت انکارش ن
عمه جانم دیگه راحت بخواب.۵ روز روی تخت بیمارستان دراز کشیدی و از درد اشک ریختی.الهی قربونت برم که نذاشتی منو بیارن و توی اون حال ببینمتالهی قربون محبتهات،خوبیات و بودن هات و مهربونیات برم
بخوابدیگه اروم بخواب
کی فکرشو میکرد کسی که اینهمه به همه خوبی میکرد،کسی که همیشه خودش رو همراه دیگران میکرد زمانیکه گوشه بیمارستان بودن،بعد خودش ۵ روز تمام از درد به خودش نالید.۵ روز مداوم اطرافیانش زجر کشیدن هاش رو دیدن و دلشون خون شد
خ
این بار اما دلم می خواد چشمام رو روی اشتباهاتم ببندم و به خودم اجازه ارامش بدم. این بار می خوام به کودک درونم بگم تنهات میذارم اروم شی. 
می خوام توی لحظه زندگی کنم. می خوام راهی که نتونستم تمومش کنم رو تموم کنم. می خوام ارزوهایی که انجام ندادم رو انجام بدم. این بار می خوام خودم باشم و خودم.
 
+بابت اشتباهاتم اما تو ببخشم. بابت بد حرف زدنم تو ببخشم.
گاه دنیا به طرز غریب و فزاینده ای تنگه
مرددی بین خودت بودن یا دیگرانو کنارت داشتن،
از دست میری
از دست میری و فرصتی برای سوگواری انچه از دست دادی نیست
اون چیزی ک خودت بودی.
و شکستنت اونقدر اشکار و روشنه
ک به سادگی فروریختنت رو حس میکنی
و همچنان باید ادامه بدی:)
اینجاس ک اروم
خرده های خودتو پشت گلدونای اتاق مخفی میکنی
و عبور میکنی
بی سوگواری
بی تعلل.
همیشه کارنامه مهر و آبان شاهد بدترین نمرات کل سال تحصیلیه:)از من که گذشت ولی گلاب حماسه ای آفریده که اصلا ما هیچ ما نگاهمیگم گلاب واقعا چطور تونستی شش بشی اخه؟‌وی خودش در کارنامه صفر مستقیم داشت ولی خواهرش نمی دانست !( یک بیست داشتم وبعد به صورت تشویقی معلممون  یک صفر هم بهم کادو داد( مدیونین فکر کنین شیطنتی در کار بوده، من بچه شدیدا اروم که نه نا ارومی بودم)، فکر کنین میانگینم تو کارنامه شد ده)کمترین نمره شما چند بود؟؟
از امروز میخوام تمام تلاشمو بکنم که کمتر تو حرفام فحش به کار ببرم و مثه یه ادم با شخصیت صحبت کنم.من خدای عصبی شدنم و در کسری از ثانیه چنان جوش میارم که فقط فحش دادن و له کردن طرف ارومم میکنه ولی خب خیلی زودم اروم ميشم و همه چی یادم میره ولی خب بقیه که یادشون نمیره.
همیشه میخواستم بعد تموم شدن درسم این تغییر رفتارارو شروع کنم، ولی الان میبینم قرار نیس تموم شه و من همینجوری بیشوعور موندم.حالا چی شد که تصمیم گرفتم از همین الان شروع کنم؟ چون دیدم د
کاش ما نشیم بچه های جنگ
کاش استرس میزاشت چشم رو هم بزارم
از شدت دلهره تهوع گرفتم
فقط دلم میخواد همه چیز اروم بشه
ساعت پنج و دو دقیقه ی صبح هست و من احساس میکنم هرچی دعا بلدم از ذهنم رفته و صلوات میفرستم و بغضم و قورت میدم
کاش خواب باشه اینایی که تو اینستا دیدم و شنیدم
حاا خوبی ندارم.
اما
أَلَا بِذِکْرِ اللَّهِ تَطْمَئِنُّ الْقُلُوبُ
 
یاد خدا آرام‌بخش دلهاست
 
توکل به خودت معبودم،توکل به خودت پروردگاره من،آروممون کن،کشورمون رو،نیازمندیم ب
بیشتر اسناد به هم ریخته بود، تاریخ‌های نزدیک بهم رو کنار هم ‌می‌‌گذاشتم، اینقدر در گیر شده بودم که گذر زمان رو حس نکردم، با صدای در سرم رو بلند کردم که تقه‌ای دوباره‌ به در خورد.
گردنم خشک شده بود کمی سرمو این طرف و اون طرف کردم، از روی مقنعه دستی به گردنم کشیدم، اروم گفتم:
- بله؟!
صدای بم صمد رو شنیدم:
- منم دخترم.
سریع گفتم:
- بفرمایید.
 دیدم صمد با یه سینی وارد شد، با لبخندی با مهربونی رو کرد به من و گفت:
- بیا دخترم خودتو هلاک کردی باید یه چیز
بلاخره باید از یه جایی شروع کرد
هربار خواستم شروع کنم و بنویسم وثبتش کنم تا حافظم پاکش نکنه،مثل همیشه یه کار دیگه پر رنگ تر میشد و اولویت پیدا میکرد
تا میومدم سراغ خودم،باز قهر کرده بود و همه چیزو پاک کرده بود و مثل همیشه،پشتمو کرده بودم به خودم و دهن کجی میکردم 
ولی خب باید از یجایی شروع کنی
بجای قهر کردن ببینی چته
الان نمیدونم چطوریم
ساعت ۵.۲۳ فقط میدونم یه چیزی توی دلم میلوله و نیمچه ارامشمو گرفته و مثل همیشه اروم و قرار واسم نذاشته
 
سالی که بطور رسمی از شنبه ۱۷ فروردین آغاز میشهخیلی واسم مهم و سرنوشت سازه
توی این سال اتفاقات مهمی رقم میخوره که مسیر شغلیمو خواهد  ساخت
البته رقم میخوره اشتباهه، رقم میزنم درسته
امسال دیگه وقتشه که راه خودمو برم. کار خودمو بکنم
کارکردن واسه این و اون، اروم اروم بره تو حاشیه
و اصطلاحا واسه خودم نوندونی درست کنم
احتمالا اوایل پاییز امسال دفاع پایان نامه دارم، یعنی از الان باید شروع کنم واسه نوشتن
هنوز تصمیم نگرفتم برای سربازی کی اقدام کنم،
عادت
ناجوان مردانه ترین بیماریست، زیرا هر بد اقبالی را به ما می قبولاند، هردردی را و هر مرگی را.
در اثر عادت، در کنار افراد نفرت انگیز زندگی می کنیم، به تحمل زنجیرها رضا می دهیم، بی عدالتی ها و رنجها را تحمل می کنیم.به درد، به تنهایی و به همه چیز تسلیم میشویم.
عادت، بی رحمترین زهر زندگیست. زیرا آهسته وارد می شود، در سکوت، کم کم رشد می کند و وقتی کشف می کنیم که چطور مسموم آن شده ایم، می بینیم که هر ذره بدن مان با آن عجین شده است، می بینیم که هر حرک
+تو دلم غوغاست میدونی خیلی قدرت میخواد که وقتی همه دارن می دون تو سر جات بمونی چون میدونی این بهتره برات . ولی مغز لعنتی هی میگه  اگه عقب بمونی چی ؟ اگه اوضاع اونجوری که فکر میکردی نشه میخوای چیکار کنی ؟ بلاتکلیفم خیلی زیاد .
+ دلم میسوزه برای خودم که موندم تو این وضع . یه دو سه ماهی هست که این حالو دارم به خودم میگم چی خوشحالت میکنه ؟ مگه قرار نبود یه کم هم بذاری ذهنت ازاد راه بره دنبال چیزایی که دوست داره ؟ نه فقط چیزایی که مجبوره چون جام
چند دقیقه قبل بود که از اتاق شنیدم برنامه تلویزیون داشت با مقدمه ای شروع میکرد
داشت اول صحبتاش میگفت که خب الان مدتی هست که ما شاهد بازار ارام و ثبات دار در ارز و دیگر اقلام روز مره و غیره .هستیم !
یه لحظه این نوع گفتن اینجوری برام متصور شد که انگار این حرف مثل صحبت های کسی هست که از رادیو بعد یه طوفان سهمگین داره میگه که مردم اروم اروم از خونه هاشون میتونن بیان بیرون ارامش نسبی حاکم هست اما بازم هر از گاهی یه باد و بارونی هم میخوره
با خودم گفت
اومده تو جلوی رزیدنته بهش اشاره میکنه میگه حلقه ی دختره رو ببین انقد بلد که برگشت نگاه کردبهش میگم چرا این مدلی میگی حداقل جلوش نگو ،جلوشم میگی حداقل اروم بگو حداقل اشاره نکن!!مگه ندیدی برگشت نگاهمون کردمیگه چرا انقد سخت میگیری،چرا همه چی رو به خودت میگیری!!میگم ک من فقط ترجیح میدم با ملاحضه نسبت به ادما رفتار کنم!!ناراحت میشه فک میکنه من حساسم!!حالم از این رفتارای احمقانه و گندش بهم میخوره!!فک میکنه فقط خودش درست میگه:/احمق:/
صدای بارون میاد
از پشت پنجره اتاق خوابگاهی که دیگه سوت وکور شده حالا من موندم فقط یه دوست دیگه که هیچ کاری برای انجام دادن نداریم شب ها تا دیر وقت از خاطرات میگیم بقیه روزهم میگذرونیم بره
نه دل درس خوندن 
نه دل بازی کردن نه دل خوش گذورنی
حتی توان جمع کردن یه چمدون کوچیک و راهی خونه شدن رو ندارم!!
بنظرم تنهایی خوابگاه ، نداشتن امتحان، نداشتن جایی برای رفتن، نبودن بچه ها و اینترنت بهترین فرصت برای اروم کردن این افکار افسارگسیخته هست!
 
+گواهینا
امروز زنگ آخر یکی از بچه های کلاس دوم ابتدایی تو کلاس تا میره اجازه بگیره بره دستشویی، نمی تونه خودشو کنترل کنه و شلوارشو خیس می کنه. زنگ میزنن مادرش براش شلوار بیاره. مامانش میاد و قشقرق به پا می کنه. فحش و عربده و درگیر شدن با معلمش که چون تو اجازه ندادی بچه بره دستشویی این وضعیت پیش اومده. در حالیکه معلمش می گه دخترت اصلا اجازه نخواسته. خلاصه زنگ آخر مامان بچه یه بلوایی درست کرده بود که تمام مدرسه فهمیدن چی شده و مامان همینجور که حق به جانب د
#دیوار_نوشت_من
 
دیدمش 
گفتم : منم
نشناخت او 
| نیما - خون سرد |
 
 
- قلبم سه روزه که درد میکنه ، دیروز انقدر درد گرفته بود که وسط کار بلند شدم اومدم بیرون فقط سه چهار تا قرص به زور گیر ارودم و خوردم ، کاش که این قلب اروم بگیره ، کاش بفهمه ، کاش .
کاش میموندی خانوم کوچولو کاش حالا که بعد ده سال اومدی میموندی کاش حالا که قلب کوچولوت تشکیل شده بود میموندی کاش حالا که اروم با پاهای کوچولوت لگت میزدی میموندی کاش حالا که شده بودی همه ی دنیای مامان بابات میموندی کاش بودی چشمای مامان وبابات که فکر میکردن همه دنیا تو چشمای تو جمع شده میدیدی کاش میموندی ولباس چین چین صورتیدا میپوشیدی ودلشونا میبردی کاش فقط 3ماه دیگه تحمل میکردی. بمیرم که امشب اخرین شب سه نفر بودنتونه بمیرم که امشب باهم نشس
الان با کلی غر غر کردن خوابیدی فدای تو بشمدو هفته پیش به اتفاق همکار بابا رفتیم آتان یکی از روستاهای قزوین خیلی خوش گذشت ولی تنها مشکل گرمای بودنت بود وقتی گرمت میشد دیگه نه با می می اروم میشدی نه بابا نه هیچ کس دیگه تنها آب و باد خنک چاره ساز بود و هر جا بودبم باید پیاده میشدیم آب میریختیم رو پاهات تا آروم میشدی فدات بشم الهی.
شب که میشد من و بابا زیر پتو بودیم و تو بیزار از پتو و اون رو همش کنار میزدی اگرم مینداختم روت سریع بیدار میشدی وگرر
کل امروزم به درس خوندن گذشت و یه ۳ ساعت هم ما بینش غذا درست کردم و خونه رو تمییز کردم
اعصابم از خستگی و شنیدن یک سری چیزای وااقعا نامربوطِ مزاحم و مزخرف بهم ریخت.اجازه دادم اشکهام بریزن.ولی بلافاصله به نوشتن جواب سوالهای بایو ادامه دادم و سعی کردم حفظشون بکنم اما احساس کردم نیاز به یه جوشونده دارم که این التهاب اعصابم رو کاهش بده.گل گاوزبون گذاشتم دم بیاد،یهو یاد پارسال و اون وقتا که از کتابخونه برمیگشتم و برای ارامش اعصابم گل گاوزبون
4 سال پیش بود تقریبا از تو یه جنگل کوچیک نزدیک شیرگاه. یکی از همراهانمون یه حون پیدا کرد. ی حون بزرگ بود.گنده ی حونا بود
به اندازه مشت بسته ام
با خودمون اوردیمش. 
باهامون غریبی میکرد. 
نزدیکش که میشدیم میرفت تو لاکش. احساس خطر میکرد سریع قایم میشد.
گفتیم ببریمش به یه محیط اشنا. حرفای خوب بهش بزنیم. گولش بزنیم فکر کنه هنوز تو جنگله. گذاشتیمش تو گلدون بزرگ وسط حیاط خاکش رو نمدار کردیم. براش برگ سبز انداختیم روی خاک.
دوست میشد باهامون کمتر غر
به دنبال این پستم. 
http://breathe.blog.ir/1397/10/27/%D8%AF%D9%88%D8%A8%D8%A7%D8%B1%D9%87-%D8%A8%D8%B9%D8%AF-%D8%A7%D8%B2-%DB%8C%DA%A9%D8%B3%D8%A7%D9%84
 
 
خب از رفتارم باهاش واقعا ناراحتم و پشیمون از اینکه چرا دلش رو شکستم، گاهی ولم براش تنگ میشه و یاد اون روزها و حرفها و دعواها و 
هیچوقت نخواست و نتونست ناراحتم کنه، همیشه دوستم داشته و با نهایت احترام باهام رفتار کرده، اما من دلش رو بدجور شکستم. 
 
میترسم نکنه منم حسم شبیه اونه و نمیخوام قبول کنم. میترسم یه حس زودگذر مسخره باشه اما خب بعد یک
خواستم یه عکس بذارم که نشد ! خب همینجوری میگم که دارم چای میخورم و حسابی خسته ام اماااااا امروز توی دانشگاه کللللللی با شیوا خندیدیم و اصلا نمیشد اروم بشینیم. به خصوص سرکلاس پیاده سازی که اصلا جزوه ننوشتیم و فقط حرف زدیم و خندیدیم :))))  کلی هم خوراکی از بوفه گرفتیم خوردیم و شیوا هم اسنک اورده بود.
دیگهه کلی هم کار دارم که یکی دوتاشو فردا انجام میدم. از دانشگاه که اومدم شروع کردم کارامو انجام بدم واسه همینم نمازم داشت قضا میشد اما نشد خداروشکر !
از الان بگم اگه تجربه انتخاب رشته و نکته ای دارین یا هر گونه چیزی که کمکم کنه خوشحال ميشم بشنوم
اگه پشیمونین یا از انتخابتون خوشحالین تعریف کنین
من استعدادم بیشتر تو انسانیه.ینی از بچگی ادبیات و عربیم فوق العاده بوده به نسبت بقیه درسا.
مثلا پارسال که هشتم بودم آنقدر عربی دوست داشتم که سوالای دختر داییم که دهم بودو می تونستم جواب بدمبس که کتاب های خارج از درس میخوندم. و سوالای عجیب غریب می پرسیدم
ینی زنگ عربی ای نبود که بچه ها فحش با
#پارت_20
#متغیر
ماقراره کل روزو باهم باشیم و آیا قراره که کل روز اینقدر کسل کننده باشه؟؟؟!
بی تفاوت،به کارش ادامه داد. عصبی چاقو رها کردم
 +ای بابا. 
ترسیده برگشت سمتم دلم میخواست خفش کنم انگار عقده کرده بودم و باکارهای این درحال فوران کردن بود
-هیسس اروم باش دختر من فوقش تا فردا اینجا باشم.
+چی!!؟
-قانون همینه 
آهی کشید و ادامه داد باآمدن خدمتکار جدید اون قبلی میره دیگه.
 +یعیعنی من داخل این خونه که اندازه یک شهر هست تنها ميشم؟! 
با سر حرفمو تا
نمی دونم از کجا شروع کنم؟
از خوبیت از امیدت از حرفهای پر از ماهت یا از چشات که من رو کشته حتی از عصبانیتت چون اونم بران غنیمته 
کاش بدونی که چقدر دوستت دارم کاش بدونی ارزشت بیشتر از این حرفاست تو برام مثله بارانی که برام همیشه سبکی میاره
مثله باران از آسمون به دل عاشق من می باری مثله باران صدات برای دلم آرام ونرم است.
چه خوبه بودنت و چه خوبه که حس کردنت را در وجودم دوست دارم و اینکه چقدر دلم میخواد سرت را روی شانه هایم بگذاری و
حرفهای دلت رو بهم
نشستم اینجا و به دختری فکر میکنم که روزی رو از کسی ید!
محبوبه رفته بود اتاق استاد  بخواد دوباره امتحان بگیره ازش و به طور منطقی استاد پرسیده بود چرا امتحانتو خراب کردی؟
و اون در نهایت صداقت  جواب داده بود نه مشکلی داشتم نه مریض بودم نه سرکار میرم هیچکاری نداشتم و خوابگاه بودم، فقط نخوندم!
خب چرا اینجوری ؟این ترم چند واحد دارد؟ محبوبه جواب داد .
معدل ترم پیشت چطور بود ؟ ترم سه چی؟ ترم دو؟ یک؟رتبه کنکورت ؟معدل دیپلمت؟
دونه دونه پرسید و محبو
وابستگی وابستگی وابستگی وابستگیییییی وای بدتر عنصر در وجود من که در کمترین زمان ممکن شکل میگیره و به کنه وار ترین حالت در اعماق وجودم ریشه میدواند
وابستگی به ادمایی ک نمیتونم کنارشون باشم
و یا درست نیس باشم ویااا اصلا نمیخوان باشم
ولیییی من این حسم نفهم تر از این حرفاست و نمیفهمه و مدام کاری میکنه که با طرف حرف بزنم (الکی) که کنارش باشم و این حس وابستگیم اروم بگیره
چرت و پرت گویی اگر دارم بدونید وابسته گیه اومدم چون نمیتونم برم :/
خجالت میکشم
وابستگی وابستگی وابستگی وابستگیییییی وای بدتر عنصر در وجود من که در کمترین زمان ممکن شکل میگیره و به کنه وار ترین حالت در اعماق وجودم ریشه میدواند
وابستگی به ادمایی ک نمیتونم کنارشون باشم
و یا درست نیس باشم ویااا اصلا نمیخوان باشم
ولیییی من این حسم نفهم تر از این حرفاست و نمیفهمه و مدام کاری میکنه که با طرف حرف بزنم (الکی) که کنارش باشم و این حس وابستگیم اروم بگیره
چرت و پرت گویی اگر دارم بدونید وابسته گیه اومدم چون نمیتونم برم :/
خجالت میکشم
یه تیکه بنر گذاشتن تو دانشگاه بالاش نوشتن: "اگر دانشجوی ترم یک بودم"
داشتم فکر میکردم که خب من اگه دانشجوی ترم یک بودم چیکار میکردم!
راستش تازگیا دارم فکر میکنم که منم اشتباه کردم یه جاهایی!قبلنا میگفتم درسته اشتباه بوده ولی تجربه شده!و از این داستانا!
الان دارم فکر میکنم نه واقعا اشتباه بوده و پشیمونم!و اگر برگردم به قبل ، به اون موقع که ترم یک بودم ، شروع میکنم معاشرت بیشتر با ادم ها ولی باهاشون همون اول راه دوست نميشم!دوست پسرمو از دانشگا
{
"class": "page-extra page-post",
"element": [
{
"val": "#فایل صوتی شب تاسوعا محرم ۱۴۳۹ [1440-1398]",
"target": ".mf-cateries-i"
},
{
"val": "20:26",
"target": ".mf-time-i"
}
],
"views": [
{
"type": "header-post",
"params": {
"download_link": "https://cdnmojtabafayazi.ir/music/Moharam/Masjd Amir/"
}
},
{
"type": "music",
"params": {
"items": [
{
"thumbnail": "https://cdnmojtabafayazi.ir/music/Moharam/Masjd Amir/Mojtaba-Fayazi-4.jpg",
"file": "http://cdnmojtabafayazi.ir/music/Moharam/Masjd Amir/vahed.mp3",
"name": "واحد ( بزار دستاتو تو دستام . )",
"post_link": "##",
درد داره ببینی تو همه چیو داشتیو استفاده نکردی.از استعداد تا پول تا حمایت تا روان اروم.و حالا.
حالا تنها چیزی که میمونه یه دنیاااا حسرتو آهِ
بعضیا خیلی بی لیاقتن.تو مغزشو داشتی.یه مغز که توان موفق شدنو داشت راه و رسمشو بلد بود فکرشو داشت. تو هیچی کم نداشتی.ولی اخه لعنتی چرا نمیخوای برگردی؟ چتهههه تو هاااان.دردت چیهههه که اینجا افتادی.چه قدر کم عقلی.
یعنی میشه برگشت به روزای اوج؟ولی اخه دنده عقبی نیست.فقط‌میمونه یه چیز.
 
میخواستم وبلاگ رو پاک کنم، توو یه آدرس جدید بنویسم، دلم نمیخواد و هیچوقتم نخواسته که با کسی از مشکلاتم حرف بزنم، اونم مشکل به این شگفت انگیزی.
عجیبه لابد.‌.
میدونم گفتن مشکلاتت به دیگران هیچ دردی ازت دوا نمیکنه، نه میتونن کمکت کنن و نه براشون مهمه.
همه درگیر مسائل خودشونن، همه فقط میدوئن که مشکلات خودشون رو حل کنن.
اینو میدونم و بخاطر همینم هیچ چیز رو توو زندگیم به هیچکس نمیگم، مگر به کسی که میدونم کارش حل کردن مشکلاته
من با درد و دل کردن ار
زیبا بود،انقدر زیبا بود که دلم میخواست برای تمام عمرم توی قاب چشمام نگه اش دارم،وقتی میرقصید وقتی میخندید وقتی بی مهبا میشد وقتی ک بود.کتاب رو گذاشته بود رو پاهاش و روی صندلی راک خوابش برده بود،باد پرده رو ت میداد و موهاش روی صورتش جابه جا میشد.یه لحضه چشماشو باز کرد خندید گفت خیالم راحت شد ک اومدی،دستشو دراز کرد ک برم پیشش،اروم منو رو پاهاش نشوند بغلم کرد و گفت میدونی باید برم،گفتم اره،گفت یادت نره،فقط منو یادت نره بذار بمونم همیشه ا
کفرااااات اه اه
 
خب چی میخواستم بگم؟
اهان مشاوره. بهم گفتش که مغز مثل یه بچه حرف گوش کنه.اگر باهاش بد حرف بزنی هی بگی تو تنبلی تو احمقی تو بی عرضه ای، میره تماااااااام تلاششو میکنه که بهت ثابت کنه همینایی که تو میگی هست.یا مثل یک سگ وقتی واسش یه توپ میندازی میره همون توپرو واست میاره.نمیره یه عروسک بیاره.مغزم همینه.هرچی رو که بگی میره برات ور میداره میاره.بعد گفت تو حالا چی میخوای برات بیاره؟
بدون مکث گفتم آرامش.این تنها چیزیه که ازش میخوام.گ
من خیلی وقت نیست که رسیدم خونه. اصلا رسیدما اروم گرفتم اینقدر که توی اتوبوس استرس داشتم خیلی بد بود. بیخیال مهم نیست. خیلی خسته ام اما نمیخوام فعلا بخوابم میخوام کار کنم. احتمالا تا یازده صبحم زود بیدارشم که نباید تو کار کردنم وقفه بیفته. امروز انرژی خیلی زیادی از دست دادم واقعا نشستن توی اون اتوبوس کذایی انرژیمو گرفت. دوست ندارم دیگه بیام و برم :((( دوست دارم ساکن باشم هر جا شد اصلا. همین خسته ام. حوصله ی نوشتنم نمیاد :) :دی 
 
تا من اینو سند کنم س
کسایی که میان کتابخونه سه دسته هستن:
یکی اونایی که واسه درس میان
یکی اونا که واسه دوست بازیو گشتن تو محوطه میان
و دسته سوم که من باشم واسه گربه بازی. که به لطف اون دختره دیگه به گربه هامم نمیرسم.
گربه ها تنها چیزی هستن که منو اروم میکنن.حتی وقتی ناراحتم فقط فکر به بدن نرمو نورم اونا حالمو خوب میکنه.
 
 
من ادم رفتم ادم موندن نیستنمادم خدافظی کردن عذرخواهی کردن تموم کردن و کردن گرفتنبقیه اهمیت نمیدن که منم ممکنه اسیب ببینم بقیه فقط میبینن ک خودشون رو میبینن ک اسیب دیدن هرچقدرم کوچیک یا بزرگ باشه براشون مهم نیس،فقط اسیبای خودشونو میبینن، میگن من اونم ک همیشه حقو به خودم میدم،اره!اخه هیشکی رو دورم نمیشناسم ک یبارم شده بگه حق باتوعه،بگه توعم اسیب دیدی باید یه کم اروم بشی باید استراحت کنی،هیشکی ندیده ک منم دارم دارم وقتی حرف میزنم اشک تو چشما
میدونی تو این بارون باید میبودی ولی نیستی حالا که نیستی کاش دوستای خوبی داشتم کاش میشد چرتو پرت بگم از تو حرف بزنم و کسی نصیحت نکنه( میدونی الان دوازده و نیم شبه و اس ام اس اومد یه لحظه فکر کردم تویی، احمقانه ست نه؟)، دلم برای خودت نه برای حسایی که باهات تجربه کردم تنگه، حس یه دوست خوب یه شنونده یکی که قبولت داره یکی که از تنهایی درت میاره. میدونی هیچوقت دوست خوب نداشتم تا اینکه توی لعنتی سرو کله ت پیدا شد اما تو نباید میموندی نباید دوستم میشد
همیشه بین دو سبک رفتاری توی زندگیم گیر کرده بودم
و همیشه هم سبک اروم رو انتخاب کردم
 
همیشه از ترس اینکه تو سر کسی نزنم وایسادم توی سرم بزنن
 
اعتراف میکنم، حاصل این رفتار بیش از توسری خوردن، ناز کردن بوده
یعنی خلاصه اش اینکه از این رفتارم بیشتر خیر دیدم تا شر
 
به هر حال هرچی که میگذره جنبه های مختلف این سر پایین بودن داره اذیتم میکنه
قبلا وقتی کوتاه میومدم حس خوبی داشتم،حس ارامش داشتم
ولی الان یه حس عصبانیت شدید از درون دارم که اذیتم میکنه
ت
خب به عنوان که هیچ ربطی نداره. امروز روز خوبی نبود، روز روو اعصابی بود بیشتر 
دوستمون با دوست پسرش کات کرده و بعد از کات کردن تمام ویژگی های بد پسره رو گفته برای ما ، بعد دوباره برگشتن به هم. بعد حالا دوستمون انتظار داره ما این آقا را دوست داشته باشیم و بهش احترام بذاریم.اونم کجا؟ مخصوصا جلو آقای الف! حالا ما چی؟ ما نه این الف برامون مهمه نه اون الف؛ صرفا حرفمونو زدیم و مسخره‌بازیمونو کردیم. ایشون ناراحت شده، اس ام اس داده و مارو توو تین شرایط
Alireza Fateh
Ye Shab Bishtar Bemon (Ft Cy)
#AlirezaFateh
بعد من که اون بوس که اروم رفتی سمت فرودگاه
بغضم قورت دادم که نگیره دلش تو راه
دستام یخ میزد بی اون چشام خط بی جون
میخواستم بهش بگم بمون چاره ایی نبود
میگفتی دیوونمی میگفتم عاشقم شو
مگفتی عشق چیه بمون  دارم باور عشقو
ولی وقتی داشت میرفت خودم میدیدم اشکاشو پاک میکرد
ولی وقتی داشت میرفت دلش نمیذاشت بره هی برمیگشت
بادی شدید در پایگاه به وزش امد و شروع به جمع اوری گرد و خاک کرد. همه لحظه ای به هم نگاه کردند. 
گردو خاک امیخته با باد بالاخره در یک جا ثابت شد و شروع به چرخیدن کرد. از میان ان گردباد،مردی پدیدار شد.
واکنش جادوگران قابل پیش بینی بود. عده ای به زیر میز پناه بردند و عده ای نیروهای جادوییشان را فرا خواندند،ادام نیز یکی از انها بود.
دیوید ناگهان جلو رفت و گفت:
_همگی اروم باشین،این کاله.
مرد که به نظر میرسید کمی ازرده شده باشد گفت:
_استاد کال!
به هر حال،
اهنگ دیوونه ميشم وقتی نباشی پیشم

دانلود آهنگ دیوونه ميشم تو نباشی پیشم

دانلود آهنگ اگه نباشی دیوونه ميشم یه ویرونه ميشم
دیوونه ميشم وقتی نباشی پیشم آزرده ميشم تورو با اون ببینمت


آهنگ دیوونه ميشم وقتی نباشی تو کنارم
دانلود اهنگ دیوونه ميشم وقتی نباشی پیشم آزرده ميشم تورو با اون ببینمت

اهنگ دیوونه ميشم نمونی پیشم

دانلود اهنگ دیوونه ميشم کوروش مقیمی
یه رفیق دوران دبیرستان باید باشه .
وقتی داری از  یه سری چیزای زندگی ناامید میشی و به فکر اینی ک مثل عزیز ترینای زندگیت ول کنی و بری و بگی .من یه نفره نمیتونم.هرچی هم تلاش کنم!
واست پیام بفرسته:
عوضش چشم یه دنیا شب و روز به برنده بودنت خیره شده!یادت رفته؟

این اهنگ همیشه میتونه منو برگردونه به زندگی واسه همین یه یادآوری ساده از خاک بلندم میکنه!حتی اگه طرح بحثش سالبه به انتفای موضوع شده باشه .‌‌
راه پر پیچ و خمی منتظره .
تکیه کن به پای خسته
امروز یکی از بچه های خارجی،برای ما ایرانیای بیچاره ی فلک زده ی چوب دوسر سوخته یه استوری گذاشته با این مضمون:
دو روز پیش،هزینه ی سوخت در ایران بالا رفت و مردم خواستن که مخالفت کنن ولی با مخالفت اونا مواجه شدن و الان ایرانیها به اینترنت دسترسی ندارن چون اینترنتشونو قطع کردند.لطفا این پیام رو به همه ی جهان برسونید که همه بدونن چه اتفاقی افتادهایرانیا،شما تنها نیستید.بزودی این مشکل برطرف خواهد شد انشالله!
اون حتی، واقعیت هایی که ص-د-ا و س-
*من عاشق وبلاگ نویسی ام-من عاشق کتابم-من عاشق عکاسیم-من عاشق نویسندگیم-من عاشق هوای بارونی ام-من عاشق صدای بارونم-من عاشق لوازم تحریری ام-من عاشق آشپزی ام-من عاشق شعرم-من عاشق گل طبیعی و گلدونم-من عاشق هوای ابری ام-من عاشق لباسای زمستونی ام-من عاشق لبو و انبه ام-من عاشق شلوغی ام-من عاشق پارچه چهارخونه و گل گلی ام-من عاشق ادکلن های خنکم-من عاشق کتونی ام مخصوصا آل استار-من عاشق آش رشته ام-من عاشق کرانچی و لواشک و ترشیجاتم-من عاشق دوچرخه سواری ام-م
به قدری دلم از ادما گرفته.چرا نمیتونیم ساده زندگیم کنیم.نرمال.کار سختی نیست.فقط کافیه کارای غیر عادی نکنید.خسته شدم از بس بقیه تصمیم گرفتن من زندگی کردم.جایی حس میکنم من زندگی هم نمیکنم.ادما تا یه جایی اروم میمونن.بعد میشکنن.
دلم گرفته از ادمای اطرافم.اینکه براشون خوبی میکنی و کارایی میکنی که اصلا لیاقتشون نبوده.اونا هم برای کارایی که وظیفشون بوده منت میزارن. 
زندگی کنار این ادم ها خسته کنندست. 
کاش میشد کاری کرد زمان زود تر بگذره.نمیدونم ای
هرچی با سختی های بیشتر مواجه ميشم
هرچی بیشتر اذیت ميشم
هرچی دشمنام بیشتر میشه
بیشتر انگیزه میگیرم برای مبارزه
بیشتر تلاش میکنم
بیشتر حس میکنم موفقم و موفق تر ميشم
حس میکنم انقد مسیرم درسته و انقد موفقم که با این حجم عظیم از مشکلات دارم روبه رو ميشم
و مطمئنم پسِ این مسیر پر پیچ و خم بالاخره مسیر هموار و روزهای خوب قرار داره
بخونید : دانشجوی پزشکی ! 
چه تصویری تو ذهنتون اومد؟ دختر یا پسری با روپوش سفید و عینک احتمالا گوشی پزشکی به دوش یا کتاب به دست که مرتب میره و میاد و سر کلاسا با دقت گوش میده و شاید دنبال سرچ و ریسرچه . به مریض ها با دقت میرسه و .
اگه تا اینجای تصوراتتون رو درست حدس زدم باید بگم همینجا وایسید ! واقعیت امر یه ادمه که صبح با توجه به مسافتش از کلاس درس تایم بیدار شدنش رو تنظیم میکنه و تا جایی که بتونه کلاسای بی ربط به رشته اش رو میپیچونه و عبارت " حاضر
عکس آقای خامنه ای

تبلیغات

آخرین مطالب