نتایج پست ها برای عبارت :

تو که میری میگی حق منه هنوز حلقت تو دست چپ منه

دیدین سطح آب چقدر گول زننده هست؟ ميري جلو ميري جلو فکر می‌کنی هنوز زیاد فاصله نگرفتی از ساحل ، ادامه میدی ميري جلوتر از دور نگاهت میفته به یه موج بلند, سرجات وایمیستی، دو دل میشی بری جلو تر یا نه.یه نگاه به پشت سرت میندازی، فاصله ت زیاد شده تا نقطه امن. موج نزدیکتر شده و بعد. خاطرات همینن. خوب که فاصله گرفتی یهو زیر پات خالی میشه. واسه همینه میگن طرف غرق خاطرات شده.
دلت می‌خواد بنویسی اما دقیقا موقع شروع، تموم می‌شی. انگار شبکه Blackout می‌شه و حالا باید منتظر یه موتور دیزل دیر استارت باشی تا بیاردت تو مدار!
انزوا همیشه برای پیشرفت خوبه! اما انزوای آزاد. یعنی تو به بیرون دسترسی داشته باشی هر چقدر که می‌خوای! ولی کسی کاری به کاریت نداشته باشه. اینکه توی اتاقت بشینی و هر ۵ دقیقه یه بار صدات کنن که بیا پرتقال بخور یا اسپند دود بده تو حلقت که سرما نخوری مصداق بارز حالتیه که یه دونه USB بیشتر وجود نداره، اما حداق
دلت می‌خواد بنویسی اما دقیقا موقع شروع، تموم می‌شی. انگار شبکه Blackout می‌شه و حالا باید منتظر یه موتور دیزل دیر استارت باشی تا بیاردت تو مدار!
انزوا همیشه برای پیشرفت خوبه! اما انزوای آزاد. یعنی تو به بیرون دسترسی داشته باشی هر چقدر که می‌خوای! ولی کسی کاری به کاریت نداشته باشه. اینکه توی اتاقت بشینی و هر ۵ دقیقه یه بار صدات کنن که بیا پرتقال بخور یا اسپند دود بده تو حلقت که سرما نخوری مصداق بارز حالتیه که یه دونه USB بیشتر وجود نداره، اما حداق
از فراقت , من فراغت را نمی جویم هنوز یک نفر بی آنکه باشد , هست و با اویم هنوز شعر گفتن را غمت چون خوب یادم داده ست نکته ای گفتی به تفسیرش غزل گویم هنوز گفتم از جان بگذرم تا گردم از جانان رها پای بر چشمم نهاد از خاک می رویم هنوز برکه با تصویر ماهش عشق بازی می کند دوری و سرمستی از یاد تو می بویم هنوز من نه یک دم زندگی کردم نه مردم بعد تو شانه ات گم شد , پریشان ست گیسویم هنوز فصل کوچ ست و پرنده خانه اش را ترک کرد من که ره با اختیار خود نمی
من چه گویم از دل زارم که بیمارم هنوزشب شده مهتاب در خواب است وبیدارم هنوزغرق نور وشادمانی آسمان تار شبلیک تاریک است و طوفانی دل زارم هنوزماه خندان کهکشان ها نور بارانغم نهان در دل که از عشقش گرفتارم هنوزمثل مجنون غرق افسون آسمان شاداب و گلگوناشک بارم روز و شب می باشد این کارم هنوز
حالم داره یکم بهتر میشه
از شنبه دوباره خوندن رو شروع کردم . البته به مقدار کم  . هنوز خوب باورم نشده که چی شده
همه میگن سال دیگه  بهتر میشه . مثه قبلا کهه میگفتن تو صد در صد قبولی
هنوز تو گوشمه وقتی میگفتم خراب کردم کنکورو میگفتن دروغ ميگي  اگه تو خراب کنی که خوب کرده
هنوز تو گوشمه خانوم دکتر صدام میکردن  و من میگفم لطفا اینجوری نگین . واسه یه هفته متوقف شد       . باز شروع شد
هنوز تو گوشمه دوستام میگفتن تو که قبولی واسه چی نگرانی ؟؟؟
هه چیز تموم
رفتم اما دل من مانده بر دوست هنوز.می برم جسمی و دل در گرو اوست هنوز
بگذارید به آغوش غم خویش روم . بهتر از غم به جهان نیست مرا دوست هنوز
گرجه با دوری او زندگیم نیست ولی . یاد او میدمدم جان به رگ و پوست هنوز
رشته مهرو وفا شکر که از دست نرفت .بر سر شانه من تاری از آن موست هنوز
بعد یک عمر که با او به  وفا سر کردم .با که این درد بگویم؟!که جفا جوست هنوز
تا دل ناله جانسوز بر آرم همه عمر .همچو چنگم سر غم بر سر زانوست هنوز
باهمه زخم که سیمین بدل از او دارد
یکی از مشکلات خونه مجردی اینه که وقتی یکی دو هفته خونه نباشی و بری سریخچال و پارچ آب رو سر بکشی انگار آب مردابی که دوسه تا تمساح توش مُردن و یکی دوتاشونم زایمان کردن‌و چندتای بی ادبشونم جیش کردن ریختی تو حلقت.شاید باورتون نشه باهر دم و بازدم مزه ی مزخرف آب مونده ،زندگی فلاکت بارمو میاره جلوچشام.چی بود واقعا؟فکرکنین یه لیوان پر‌از خون با عفونت و چرک سرکشیده باشین.معدم دو سه بار با صدای بلند گفت این چه گوهی بود خوردی تو؟میدونین‌دنیا جای قشنگ
دانلود اهنگ ميگي عاشقتم ميگي دوست دارم باشه قبول : ميگي عاشقم از تو بدتر اگه عشق تو باشه کمتر دیوونه میشه قلبم بگو بشنومت . آخ یه دل دارم یه دلدار شدم عاشقت ای یار تو فقط لب تر کنی من میمیرم روزی صد بار دانلود آهنگ عاشقانه مانی رهنما به نام دوست دارم با دو کیفیت برای دانلود آهنگ دوست دارم از مانی رهنما به همراه متن ترانه آهنگ.
دانلود آهنگ دوست دارم از محسن یاحقی - رسانه نوا دانلود آهنگ دوست دارم از محسن یاحقی دانلود موزیک دوست دارم از محسن یاحق
یه لحظه ی دردناکی وجود داره که یه آخ بلند ميگي و رد میشی؛ عربده میزنی و درد تا مغز استخوانت می پیچه و رد میشی. می ميري اما رد میشی. اما از پسش برمیای.
خسته م کرد. بعد خودم و برداشتم و حفظ کردم. چقدر بعدش روزهای سختی بود اما نمردم. من خستگی رو خوب میشناسم؛ چون تجربه ش کردم، چون زندگیش کردم.
زیاد پیش میاد که یاد مرکز توانبخشی بیفتم، مثل امشب. بهش که فکر می‌کنم حسم خوب نیست. اونجا هنوز سرجاشه، هنوز ساعت شش دارو میدن، هنوز ساعت نه خاموشیه، هنوز . نصف شب میاد میگه "خانم یه قرص کارکن بده، خانم" هنوز ساعت هشت یه پرستار پشت در قفل‌شده منتظره تا صدای سرویس بیاد، هنوز سر طی کشیدن و جارو کشیدن و سرویس شستن دعواست، هنوز . بعد از خوردن داروش میگه "دستتون درد نکنه" هنوز . سعی می‌کنه داروشو زیر زبونش قایم کنه و نخوره، هنوز قانونِ 'فیکس' بردا
فکر کن ! همه ببینن که مردی ولی تو زنده باشی
چه تصویر قشنگی!
فکر کن . ميري ميري ميري بالا و پرت میشی از یه جایی و دیگه بعد از اون چشم ها تو رو نمی بینن. کسی نمی دونه کجایی! فکر می کنن تموم شدی
ولی تو توی اون سرزمینی که کسی نمی بینه به زندگیت ادامه میدی!
کسی نمی دونه تو به اونجا رسیدی 
و چه قدر برای این رسیدن رفتی رفتی رفتی رفتی رفتی . ! 
 
آقای عراقچی در تازه‌ترین شاهکارشون فرمودن آمریکا که با ما فشار بیاره، باید افغان‌ها رو از کشور اخراج کنیم آقای عراقچی، شما احتمالا درد پناهنده بودنو نمیدونی، ویزای مالی داری به حال
احتمالا هرگز افغان های ایران هارو از نزدیک ندیدی و نمیدونی اون پنج ملیون نفری که ميگي چندنفرشون تو همین خاک نکبت زده به دنیا اومدن
وقتی با دهن پرباد ميگيد ما برای افغان‌ها هزینه کردیم خبر ندارید آموزش رایگان برای افغان‌ها که حکم رهبر انقلابتونه هنوز یه جوک
رنگین کمون منتظر بودمنتظر یه نشونه منتظر نشونه هایی که بهش بگن همه چیز همون طوریه که باید باشهرنگین کمون میخواست که نشونه هایی باشن که بهش بگن کیه ؛ بهش بگن که هنوز یه چیزایی هست که بشه بهش امید بست.
 
کسایی هستن که دوستت داشته باشن هنوز همه چیز اونقدرا هم رو دور تکرار نیفتاده اون هنوز منتظر نشونه ها بود و هنوز فکر می کرد برای این کار دیر نیست
 
رنگین کمون منتظرش بودمنتظرش بود تا بیادحداقل قبل بارونحداقل قبل از این که مجبور بشه بر
رنگین کمون منتظر بودمنتظر یه نشونه
منتظر نشونه هایی که بهش بگن همه چیز همون طوریه که باید باشه
رنگین کمون میخواست که نشونه هایی باشن که بهش بگن کیه ؛
بهش بگن که هنوز یه چیزایی هست که بشه بهش امید بست.
 
کسایی هستن که دوستت داشته باشن
هنوز همه چیز اونقدرا هم رو دور تکرار نیفتاده
اون هنوز منتظر نشونه ها بود و هنوز فکر می کرد برای این کار دیر نیست
 
رنگین کمون منتظرش بودمنتظرش بود تا بیاد
حداقل قبل بارون
حداقل قبل از این که مجبور بشه
دوره روان شناسی من هم کم کم تموم شد
جلساتم کمتر شده و نسبت به گذشته خودم خیلی بهتر شدم
حتی نسبت به اطرافیانم.
البته هنوز جای کار دارم اما خب میتونم بگم سلامت روانی هم مهمه همونطور که سلامت جسمی مهمه
هنوز هم غمگین میشم. هنوز هم نسبت به خودم اعتماد به نفس ندارم. هنوز هم حس تنهایی گلومو چنگ میندازه ولی باهاشون کنار اومدم.
.
بچه ها شده بی حوصله باشید؟ به همه چیز؟ حتی خودتون؟
شده سرد بشید؟
 
یاد دو سال پیش افتادم بهت میگفتم من گل تازه خیلی دوست دارم 
کلللللی قصه میگفتی و خاطره که تهش بگی من انقد برات گل خشک میخرم تا تو بگی غلط کردم من گل نمیخوام .
 دو سال پیش میگفتی شاید من وزیر بشم ، زن یه وزیر باید پوشیده باشه کامل ، حق نداری ميري عروسی پسر داییت روسری تو در بیاری حتی تو خانوما ، حق نداری ارایشگاه بری  
بعد  خودت به همکارای خانومت تو چت  
 ميگي گلم .
اومدم خونه با دو تا گل 
و تموم .
 
 
هنوز دردها یادم نرفته است.
هنوز روضه‌ی حضرت زهرا که می‌شنوم،
یادم می‌آید به تلخی، که برایم روضه خواندی و
چند روز بعد سیلی تو بر صورتم.
هنوز یادم نرفته است قدرت دست‌هایت را روزها پس از دیگری.
 
 
#نه_به_خشونت_علیه_ن
گیرم در را هم رنگ کرده باشیم! من که هنوز رد خاکستری به جا مانده از ویلچر تو را فراموش نکرده ام.
هنوز یادم نرفته چطور با سختی باید پایت را از روی مانع یک سانتی بلند می کردی هنوز یادم نرفته که ۴ بار جلوی چشم های من زمین خوردی و من نتوانستم مانع شوم. 
 
ردپاهایت پشت چشم های من است!
   
نیستی هرشب برایت شعر می خوانم هنوزپای قولی که تو یادت رفته می مانم هنوزمی نشینم خاطراتت را مرتب می کنمدر مرور اولین دیدار، ویرانم هنوزکاش روز رفتنت آن روز بارانی نبوداز همان روزی که رفتی خیس بارانم هنوزراه برگشتن به سویم را کجا گم کرده ایمن برای ردپاهایت خیابانم هنوزبا جدایی نیمه ای از من به دنبال تو رفتبی تو از این نیمه ی دیگر گریزانم هنوزبعد تو من مانده ام با سالهای بی بهاربعد تو تکرار جانسوز زمستانم هنوزدست هایم را رها کردی میان زندگ
باز نشستی توو آخرین سیگاربا کتابات که اون‌ورِ تختنمث یه گرگ پیر، غمگینیگوسفندا چقدر خوشبختن!
چیزایی هست که تو» می‌فهمیکه به کابوس و عشق، مرتبطهبی‌صدا زوزه می‌کشی توو خودتراستی ظاهرا تولدته!
توی تقویم یه علامت هستروزِ پرداختِ آخرین قبضه!یه پلیس ایستاده اون پایینرنگ خوابای ما هنوز سبزه
نسل ما رو فرشته‌ها کشتنتوو کتابای دینی و درسیتو که می‌دونی آخرش هیچهدیگه از هیچ‌چی نمی‌ترسی
رو لبت یه سرودِ غمگینهتوو چشات برق خشمه و الکلنمی‌تونن
ميري پروفایل دختره رو دید میزنی
و ميگي نوچ نوچ!
پناه بر خدا
آلبوم پروفایلشو که تا آخر بازرسی کردی،
درست همونجا که روی آخرین عکسا نوشته: تموم شد!
میگم تموم شد!
وتو مگه باور میکنی!
تا اینکه میبینی؛نه انگار راست راستکی آخرین عکسه !
نمیدونم رنگ رُژش رو دنبال می کردی یا چشمکهای ریزشو!
هرچی که بود با یه استغفرالله  قشنگ سرشو هم میاری!که آره من هدفم بد نبوده
فکر بد نکنیا!
حالا خوب دیگه کلاه سرت رفته!
چه بهتم میاد!
همون وقتاست که ریشای مردونت دست میکش
گاهی تصادف از چند قدمی‌ات رد می‌شود، با یک بوقِ ممتد که صدایش تا مدت‌ها توی گوش‌ات زنگ می‌زند. سایه‌اش آن‌قدر سنگین است طوری که حتّی وقتی ازت گذشته، مدام به رخدادش فکر می‌کنی. به این که اگر به هم رسیده بودید، در همین لحظه، همین چند ثانیه و چند دقیقه‌ای که از گذشتن‌اش گذشته است و هنوز سالم اما کمی مبهوت روی موتورت نشسته‌ای و آهسته‌تر از قبل می‌رانی، ممکن بود کجا باشی. می‌شد با سروصورتِ خونی دراز کشیده باشی وسطِ خیابان و آفتابی که مستق
نا امیدی و ترس و بلاتکلیفی تمام حس های من به آیندست
در حالی افتادم تو جریان آب که بعضی وقتا هنوز از خودم میپرسم آیا دوست دارم اصلن تن به این آب بدم؟و جواب رو نمیدونم
یک روز آره یک روز نه
ولی حداقل این پنجشنبه وقتی برگشتم خونه افسرده نبودم
فکر کنم موتورم داره روشن میشه 
و خب فکر کنم بار ها از خودم پرسیدم'قبل اینکه بری ببین برای چی ميري به چی قراره برسی که پاش همه چی میدی؟
ولی خب یه روز روزای خوب رو همه می بینیم:)
سال 98 است و من هنوز اینجا را دوست دارم هنوز رمز ورودش رابه یاد دارم وهنوز سر میزنم و کامنت دونی اش را چک میکنم وهنوز بعد از همه ی نوتیف های اپلیکیشن هایی که برایم عزیز بوده اند و فعالشان گذاشته ام این شماره ی کامنت ناخوانده ی وبلاگ من را به وجد می آورد. هنوز بر میگردم و مطالب ده سال پیشم را می خوانم و از بچگی و سادگی ها و جو زدگی ها و البته زلالی ان موقع خنده ام ميگيرد و گاهی هم یخ میکنم و به این فکر میکنم که ده سال بعد با ید به امسالم بر گردم و چه
غریبی و اسیری چاره داره
غم یار و غم یار و غم یار*
 
آخ امان از یار وقتی به جای اینکه حوله پوشیده و از حمام دراومده قربون صدقه ش بری؛ ميري سردخونه و کشو رو میکشن بیرون میگن بفرمایید؛ این هم یارِ شما. 
سعدی راست میگه که بی عمر زنده ام من؛ آخه واقعا روز فراق را که نهد در شمار عمر!
 چه فراقی هم! فراق یار نه آن میکند که بتوان گفت.مثل قورت دادن خون و اسید.فراق یار تک تک ثانیه هاش مزه زهر میده و من ماههاست زهر میخورم و زنده ام هنوز
خیلی جالبه
یکی به تو بدی میکنه
بعد تو اولش ناراحت میشی
بعدش ميگي اوکی بی خیال
ولی سر اون ادم همه اون بدیا میاد و بعدش تو ميگي وای خدا چرا؟!
یعنی گریزی نیست. سر طرف میاد هر بدی ای به شما کرده.
اینقدر زنده میمونین تا شکستش رو ببینین.
+اگه فرصت پیدا کنی، قبل رفتنت، ایندت رو ببینی یا بشنوی، حاضری باهاش روبرو بشی؟
_پیشگویی؟
+خیلی ها بهش میگن پیشگویی، ولی من دوست دارم اینجوری بهش نگاه کنم : کسی که خیلی خوب از تاریخ درس ميگيره و می‌دونه سناریو های دنیا به عدد انگشت های دسته
_من دارم میرم تا یک اتفاق جدید باشم
+تو این شکی ندارم، تو قطعا یک اتفاق جدیدی، نه تنها تو همتون، همه شما که می‌رید
_پس قبول داری که از انگشت های دست بیشتره
+من درباره ی آیندت صحبت کردم نه کاری که می‌کنی
_کاری
جمعه ای دیگر آمد و هنوز هم به تو نرسیده ایم
به آنچه رد خواست شما ست با حرص رسیده ایم
گرفته که شد به نا حق فدک و  هرزگی بیداد کرد
هنوز بر آن غصب محکم ایستاده اند و ترسیده ایم
هنوز مکرها تضادها در جامعه ات دارد،سخت است
سخت است از تو دور ماندن جای از تو قاپیده ایم
آخر این ظلم ها بر تو چیست به غیر از انزواست؟
منزوی از شما معصومین شدن،اینطور بوده ایم؟
پس از اندیشه ات بیاور سرشتی نو،توبه کردیم
با تو هستیم همیشه،پشت سر در راه ترسیده ایم 
ما جلوتر از
تو این دانشگاه یه آدم پیدا نمیشه جواب منو بده؟
حداقل تف بندازه رو زمین بگه دلم خواااست؟
همه درا قفل .
همه چراغا خاموش .
ساعت ۴ بعد از ظهر وقت مردنشونه!
چه وضعشه
۱۰ ميري نیستن.
۸ ميري نیستن.
۱۲ ميري .نیستن!
۴ ميري نیستن!

اظهار نامه ام جاموند خونه.کیف پولم جاموند.نتونستم برگردم.کلیدمم جا مونده بود دیگه بدتررررر.
یه منفی گرفتم.به خاطر تحویل ندادن اظهار نامه ای که ۳ هفته اس نوشتمش به استاد زبون نفهمی که فقط دوست داره التماس کردن دانشجو
به سپهر میگم دوستت دارم پسرک! 
میگه این دروغ که ميگي راسته؟
آخه بچه جان بذار مارک اون کتی که برات خریدم رو ازش بکنی بعد بگو دروغ! یک سوم حقوقم رو دادم واسه ش کت تک خریدم؛ به عمرم برای خودم لباسی به این گرونی نخرده بودم. کتش رو دوست ندارم ولی مهم اینه که خودش دوستش داره. 
بهش میگم عمه ی خوبی ام؟ میگه بدک نیستی :) هنوز جا داره بهتر بشی.
نظر ناشناس و بی هویت به خصوصی نفرستید. مثل آدم پیام بذار خودتو معرفی کن تهش اینه که ميگي من یه رهگذرم که وبلاگ هم ندارم قرار نیست بیوگرافی بدی. و محتوای موردنظرتو بنویس‌ بعد هم جوابت رو پذیرا باش. بزن در رویی نداریم دوست عزیز حتی برای شمایی که قربون صدقه ميري خب شاید منم بخوام قربون صدقه بک بدم! اینو گفتم که بفهمید فقط به پیام های ناپسند خلاصه نمیشه. امیدوارم بفهمی
_غیر از این ببینم در جا پاک میکنم هر چقدر هم طولانی باشه و بنظر بیاد براش وقت گذ
چشمامو می‌بندم. یاد تو می‌افتم. همه چیزِ تو. لب‌های همیشه سردت. دستای نرمت. آغوش گرمت. چه کلیشه‌ای و غم‌انگیزن این جملات.کلمه‌ها دیگه به درد نمی‌خورن. کاش میشد حسم رو منتقل کنم.سرگیجه دارم. به محبت‌های بقیه واکنش نشون نمیدم. صورتت دور سرم می‌چرخه. معده‌ام به نبودنت عادت نکرده. گردنم بی‌تاب لمس شدن توسط انگشتاته.تو شلوغی‌های این روزا جات خالیه. سرم گیج می‌ره. کسی نیست دستمو بگیره زمین نخورم. هی می‌افتم. می‌ترسم محو شم از رو زمین ماکان.ز
بعد اینهمه سال هنوز وقتی اسمش میاد گوشام تیز میشه قلبم ميريزه پایین اشک توو چشام جمع میشه که چند ساله گم شده و هنوز نتونستن پیداش کنن و هیچکس نمیدونه کجاس زنده س مرده س خودش رفته یا بلایی سرش آوردن
هنوز ته قلبم و ذهنم منتظرشم حتی اگه مال من نباشه
× و بالاخره روز موعود رسید. اسباب کشی. اگر خدا بخواد امشب وسایلم رو میبرم جای جدید. البته که هنوز توش پر از کارگره و جا هنوز مرتب نیست و ممکنه چند روزی رو توی یک آشفته بازار به سر ببرم، تنها دغدغه ی من اتاقیه که باید دو تخته باشه و هنوز آماده نیست و کلی آدم براش دندون تیز کردن. کله ی صبح رفتیم اسمامونو چسبوندیم به درش ":)))) ولی خب دیگه خوابگاهه و قانون جنگلش.
×× روم نمیشه بگم ولی میگم، برام دعا کنید به انرژی مثبتش احتیاج دارم.
من خیلی کم می رم دهات اما وقتی می رم همه ذوق می کنن :))قشنگ حس می کنی رو فرش قرمز راه ميريواضح تر بخوام بگم در حالی که همه دارن نگاهت می کنن، رو پهن و پشگل ها که راه ميري انگار در هالیوود و در حضور خیل عکاسان روی فرش قرمز قدم میزنی :))بچه ها هم خیلی باحالن مخصوصا وقتی بهشون ميگي چقدر خوشگل شدی و لباسای خوشگلی داری.وقتی موهاشونو میبافی.( نوه خاله ام یه دختر خیلی خوشگلیهموهای بور و ی دارهیه بار موهاشو بافتم مامانش گفت تا یک هفته بازش نکرده و
۲۶ در حال آمدن است و من نمی دانم چگونه بهت تبریک بگویم که تمام احساسم را در آن خلاصه کنم.
۲۶ در حال آمدن است و من می خواهم در آمدنش کنارت باشم اما مقابل روزگار ناتوانم.
۲۶ در حال آمدن است و من نارحتم که نمی توانم در آن روز تو را در آغوش بگیرم و تبریک بگویم.
۲۶ در حال آمدن است و من هنوز کادو نگرفتم، گشتم ولی هنوز چیزی نیافتم که بتواند تمام دوست داشتن مرا بیان کند.
۲۶ در حال آمدن است و من هنوز در انتظار شنیدن دوستت دارم هستم.
خیلی خوبه بدونی تو آینده چی میشه!
آیا مسیری که آلان داری ميري رو به انتها میرسونی؟ 
موفق میشی؟نمیشی؟
مسیرت عوض میشه؟ نمیشه؟ 
امکاناتی که در آینده داری از الان بیشتره؟کمتره؟
کارایی که دوست داشتی رو انجام دادی؟ندادی؟
از زندگی لذت بردی؟نبردی؟ 
کنارت خانوادت هستی؟نیستی؟
تا 80 سالگی عمر میکنی؟نمیکنی؟
 
خب فکر کنیم مسیر الانتو به انتها رسوندی و موفق شدی و در کنار خانوادت داری در سن 90 سالگی لذت میبری . 
یا میتونیم فکر کنیم که در سن 60 سالگی میمیر
♫♫
جا زد به عشقمون که پشت پا زد خودش رو به هر راه زد زمونه حرف دلو تا زدباشه میرم تا راهت وا شه دلم علاقه گناشه خدا کنه بهتر از من باشههی ميگي دلم پره نميگي واسه چی از چی دلخوره واسه کسی که نخواد بمونه بهونه پرههی ميگي دلم پره نميگي واسه چی از چی دلخوره واسه کسی که نخواد بمونه بهونه پره
♫   ♫   ♫   ♫
♫   ♫  NITROMUSIC.IR  ♫   ♫
♫   ♫   ♫   ♫
میدونستی ولم کنی تو این دل چه غوغایی میشه دلت چه وقت نشناسی شده الان چه وقت بازیشهیه دیوونمو و خراباتی مونده ر
♫♫
جا زد به عشقمون که پشت پا زد خودش رو به هر راه زد زمونه حرف دلو تا زدباشه میرم تا راهت وا شه دلم علاقه گناشه خدا کنه بهتر از من باشههی ميگي دلم پره نميگي واسه چی از چی دلخوره واسه کسی که نخواد بمونه بهونه پرههی ميگي دلم پره نميگي واسه چی از چی دلخوره واسه کسی که نخواد بمونه بهونه پره
♫   ♫   ♫   ♫
♫   ♫  NITROMUSIC.IR  ♫   ♫
♫   ♫   ♫   ♫
میدونستی ولم کنی تو این دل چه غوغایی میشه دلت چه وقت نشناسی شده الان چه وقت بازیشهیه دیوونمو و خراباتی مونده ر
 
من هنوز هیچی نیستم حتی از هیچم هیچ ترم. نه هنوز کاری کردم نه بهتر شدم نه به کسی کمک کردم نه خودم خودمو بهتر کردم. هیچی. دوروز دیکه معلوم نیست بیستو چند ساله میشم. وجورم هنوز هیچ ارزشی نداره نه برای خودم نه برای دیگران :((( وقتی بهش فکر میکنم خیلی ناراحت میشم. احساس بی وجودی بی مصرفی میکنم. به خصوص این مدت که کلا کار نکردم زیاد هرچند که دارم بهترش میکنم اما چه فایده. هنوز بودو نبودم هیچ فایده ای نداره :(((. این فکرا اذیتم میکنه. خیلی زیاد. 
۱۰ ماهه شدی و با چشمات همیشه دنبال منی، از جلو چشمت که دور بشم گریه میکنی. با دستای کوچولوت هرچی که داری میخوری میاری طرف دهنمو به منم میدی، عاشق زیر تلویزیونی و همیشه چسبیدی بهش و با آهنگای تلویزیون میرقصی. تو هر حالتی تا صدای آهنگ میشنوی دست میزنی.موقع تعویض پوشک میخندی و فرار میکنی، ت  آینه خودتو میبینی با ذوق ميگي ددا یعنی مثلا دلسا.بابا که میاد از ذوق جیغ میزنی. تو صندلی غذات لم میدی و دونه دونه پفیلا برمیداری و میخوری و خیلی حواست هست چی
بعضی از آدمها مثل یک آپارتمانند. مبله شیک راحت! اما دو روز که توش زندگی میکنی، دلت تا سرحد مرگ ميگيره!بعضی آدمها مثل یه قلعه هستن! خودت را میکُشی تا بری داخلش! بعد میبینی اون تو هیچی نیست. جز چند تا سنگ کهنه و رنگ و رو رفته!اما.بعضیها مثل باغند! ميري تو، قدم میزنی، نگاه میکنی، عطرش رو بو میکشی، رنگها رو تماشا میکنی. ميري و ميري، آخری هم در کار نیست. به دیوار که رسیدی بن بست نیست، میتونی دور باغ بگردی! چه آرامشی داره همنفس بودن با کسی که عمق سین
بعد از سکته‌ی بابام
وقتی نشستم پای صحبتاش
از دردش گفت.
گفت که از دوران راهنمایی سمت چپ بدنش ذق ذق میکرده.
از نوک انگشتِ پاش تا کتفش تیر میکشیده.
 
و
هنوز نمیدونه که من هر روز اینطور میشم :)
و هنوز هیچکس نمیدونه.
و نمیخوام کسی بدونه.
 
و نمیخوام باشم :) . همین.
متن آهنگ دختر بندری از شهرام کاشانیدختر بندری تو مال منی میمیرم به کسی لبخند بزنیميگي خاک عالم عشقو عاشقی بدهروی سر دختر بندری چارقدهمیگم بیا انقد منو ازار ندهميگي اخه کی دست تو دختر میدهميگي خاک عالم عشقو عاشقی بدهروی سر دختر بندری چارقدهمیگم بیا انقد منو ازار ندهميگي اخه کی دست تو دختر میدهاره دست تو دختر میدهدختر بندری تو مال منی میمیرم به کسی لبخند بزنیاز روی کارون خجلم نیومدی باز تنگه دلمازروی کارن خجلم پیشت گرو مونده دلمنامه ها همه
بانوچه این پست هوپ را خواند و سوژه این پست به ذهنش آمد. من هم پست او را خواندم و عین سوژه اش را به عنوان موضوع پست خودم انتخاب کردم (البته با اخذ مجوز کتبی!):
سوالات ملت. از روز اولی که من وارد این حرفه [و مقطع تحصیلی] شدم تا کنون:»
دانشجوها ازت حساب می برن؟
دانشجوها سر به سرت نمی ذارن؟
بلدی کلاس رو اداره کنی؟
پسرم تو کلاست داری؟
با پسرا کلاست چه می کنی؟
پسرا مسخره بازی در نمیارن؟
تا حالا شده دانشجوت ازت خواستگاری کنه؟
کلاس بچه ها رو بیشتر دوست د
بعضی وقتا فقط انتظار یه کم محبت داری
با تمام وجودت داری ميگي الان منو دوست داشته باش
بهم حق بده ناز کنم حتی الکی
بعد یه ضربه محکم میخوری که کی به تو حق داده اخم کنی؟
کی به تو حق داده غر بزنی؟
کی به تو حق داده روز تعطیل منو خراب کنی؟
من کار میکنم، تو کارای خونه کمک میکنم، تو کارای بچه کمک میکنم، تو رو میبرم خونه بابات و میارم
پس تو حق نداری از من بخوای نازتو بکشم
حق نداری الکی قهر کنی که من دوستت داشته باشم
من چون دارم به سختی زندگی میکنم پس بسه دی
یکبار موقع سال تحویل از ته دلم آرزویی کردم ، به دو ماه هم نکشید که برآورده شد ، به یک هفته هم نکشید که فهمیدم چه آرزوی اشتباهی . از آن روز چند سال میگذرد و من دیگر نتوانستم چیزی را از ته دلم بخواهم .  انگار ته دلم با من قهر کرده ، شاید هم من با ته دلم قهر کردم . ولی مطمئنم خدا هنوز هست ، هنوز دست هایش پر است !
من هنور کار دارم، کلی کار نکرده که یک مرتبه خواب می‌آید و مرا با خودش می‌برد، درست مثل یک آجان یا یک فرشته‌ی مرگ. آن قدر سرزده که فرصت نمی‌کنم سرم را از روی کاغذ بردارم. من هنوز حرف دارم، می‌گویند سفره‌احترام دارد، اما با این وجود مرا از سر سفره دلم بلند می‌کند این خواب. چون تاریخ نخوانده‌ام، مهم نیست چه تاریخی از این جغرافیا از خواب بیدار شوم. سیصد و نه سال هم که در غار خواب باشم، چون به شهر آیم، هنوز داریم یک آقا بالا سر را سرنگون می‌کنیم
فکرکن داری دنبال یه عکس میگردی
فایلهای عکسارو باز و بسته میکنی و پیداش نمیکنی
ریز شدی و داری اسم فایلهارو میخونی که یکیش نوشته دانشگاه
اول ردش میکنی، بعد پیش خودت ميگي بذار ببینم چیه
بازش میکنی و چشمت میوفته به گذشته
اینا کجا بوده؟ کی من اینارو کپی کردم اینجا؟
اصن چرا هنوز هست؟
عکسهایی که از دوران شیرین قدیم بوده
عکسهای دو نفره‌ای که توی همشون میخندیم
قلبم داشت از جا درمیومد
داشتم دق میکردم
خواستم پاکش کنم، دلم نیومد
خاموش کردم رفتم خوابی
آدم ها کنار تو قیمتی میشن
من اگه حالم خوبه،چون هنوز دخترتم
چون خدا گفته بدترین گناهه ناامیدی
من وقتی میدونم تو هنوز دوستم داری، وقتی غلط میرم زودی بلد میشم.
اشتباه کردم ولی همین که پیشمی یعنی قوت قلب.
حضرت زهرای خدا.
سلام.
خوبین؟
اول از همه  کتاب ماه آبی(blue moon) قرار داره که هنوز وارد ایران نشده متاسفانه و هر چقدر گشتم نتونستم بفهمم داستانش چیه. 
دوم کتاب نگهبان هست(the guardians) هنوز ترجمه نشده
سوم کتاب دریای بی ستاره هست( the starless sea) اینم هنوز ترجمه نشده. 
چهارم کتاب آنجا که خرچنگ ها آواز می خوانند هست(when the crawdads sing) که یک داستان جنایی در طبیعت هست و ۶۸ هفته در این لیست بوده. چند نشر هم چاپش کردند. بهترین ترجمه حال حاضرش که هر چند آن چنان خوب نیست از انتشارات روزگار هست
 
در خیالم هنوز زنده ای؛ هنوز دوربین شکاری ات را به دست داری و در بیابان ها، برای گرگ ها کمین گرفته ای. صدای تیراندازی تو از پشت خاکریز های نبرد، در گوشم طنین انداخته. هنوز از قدم های گرم تو، خاک عراق و سوریه مثل تنور، داغ است. هنوز سرم را با آرامش خاطر به بالشت می گذارم و از حمله ی گراز ها هراسی ندارم؛ زیرا به خود می گویم: حاج قاسم، آن سوی مرز ها ایستاده و دارد دفاع می کند. . اما بعد، به خودم می‌آیم و از خواب بیدار می شوم. باز به خواب می روم و بعد، ب
دانلود رایگان آهنگ جدید فرهنگ فراهانی به نام  آروم ميري 
 آروم ميري موزیک جدید فرهنگ فراهانی با کیفیت بالا 
از جناب موزیک با دو کیفیت ۳۲۰ ، ۱۲۸ 
Download The New Farhang Farahani Song Aroom Miri 
لینک پرسرعت دانلود آهنگ  آروم ميري + پخش آنلاین
 



 

متن آهنگ فرهنگ فراهانی آروم ميري


ادامه مطلب
خیال قشنگی ست ،شنیدن صدای خش خش برگ ها بر زیر پاهایمان، قدم زدن دو نفره مان روی پل تاریخی شهر یا در طولانی ترین خیابان شهر کنار هم بودنمان.  خیس شدن هر دو نفرمان   زیر سقف آسمان بخاطر بارشِ ناگهانی  بارانِ پاییزی .
اما.
هنوز؛ نه تو آمده ای،  نه پاییز.
پاییز می آید چند روز دیگر می آید،اما  تو،  هنوز نیامدی!
 
+یاددشت شماره ۳۰
این روز ها لجباز شدم
با خودم ، با دنیا 
آخه چرا هنوز هم درد داره 
چرا این دنیا دردی رو توی دلم گذاشت 
که بعد از این سال ها هنوز میسوزم
پای درد های دلم 
راستش دلم به حال خودم هم میسوزه 
میخوام دنیام رو بسازم تا روزی که اومد 
دیگه منتظر من نمونه ، نگم دستام خالیه
نگم پای دست های خالیم بمون 
وقتی من اومدم اینجا کوچیکترین بودم تقریبا.اما بعدش اینجا پر بچه کوچولو شده که هنوز دارن شیر میخورن.ممکنه فک کنید ودت چرا اینجایی.من عقلم زیاده.اینا فقط اومدن.یخورده کوشولو ان زوده براشون.و هنوز نباید فضای مجازی بیفته دستشون.
 
 
 
 
#صرفا جهت شوخی.
دقیقا ۴۶ دقیقه دیگه با یکی از بلاگرا قراره همو ببینیم :)) ترکیبی از هیجان و خوشحالی و استرس دارم،نمیگم کیه، خودتون حدس بزنید ^___^
ادامه ی پست شنگول و منگول و حبه ی انگور رو هنوز ننوشتم،دارم روش کار میکنم هنوز،یکی از مشکلات وسواس داشتن درباره ی نوشتن همینه. 
می‌توانی روی خاطره‌ها سرپوش بگذاری، یا چه می‌دانم، سرکوب‌شان کنی، ولی نمی‌توانی تاریخی را که این خاطرات را شکل داده پاک کنی.» سارا مستقیم به چشم‌های او نگاه می‌کرد. هر چی باشد، این یادت بماند. تاریخ را نه می‌شود پاک کرد نه عوض. مثل این است که بخواهی خودت را نابود کنی.»

پ.ن: عنوان و متن از کتاب سوکورو تازاکی بی‌رنگ و سال‌های زیارتش» نوشته‌ی هاروکی موراکامی با ترجمه‌ی امیرمهدی حقیقت است.
.
یک وقت هایی هست که آدم جلوی اشکش را ميگيرد. نمیگذارد بغضش خوب خوب چلانده شود. نمیگذارد تا آخرین قطره ی اشک روی گونه اش سر بخورد. انگار که بخواهد ثابت کند هنوز ته مانده زوری دارد . هنوز ته مانده قدرتی توی بازوهایش مانده . هنوز ته مانده قوتی توی زانوهایش مانده .  ولی می‌دانی ؟ یک شب هایی هست که آدم ذره ای، ذره ای در برابر اشک هایش از خود مقاومت نشان نمی‌دهد . ذره ای جلویشان نمی‌ایستد . ذره ای بغضش را کنترل نمی‌کند . انگار کن که ابر پاییز باش
اِدی: من می خوام برم پیش خواهرم، اونجا یه شیرینی فروشی بزنم. برای روز تولدت یه کیک بزرگ می فرستم.
جک: من از کیک تولد بدم میاد.
اِدی: چی؟ بدت میاد؟ چرا؟
جک: می دونی ، اینایی که ميگي ، به روحیه ات نمی خوره. تو دوباره ميري سراغ ی چون تو یه ی.
اِدی: آدما عوض می شن جک 
جک: روز ها عوض میشن، ماه ها عوض میشن ، فصل ها عوض میشن، ولی آدما هرگز عوض نمیشن.
ادی: چرا عوض می شن، خود تو هم عوض میشی. می دونی می خوام رو کیک تولدت چی بنویسم ؟ جک موزلی. هه آره برات می فر
امروز به استاد بانک اطلاعاتی گفتم پروژه‌تون ترم قبل سخت بود؛ گفتش شما سر امتحان اشتباهات منو ميگي، بعد با این استعدادت ميگي امتحان سخت بود؟ تعجب میکنم :) 
بعدم اخر سر گفت دختر خوب و دانشجوی خوبی هستی :) 
اصلا کیف کردم، البته اینم بگم که با این اوصاف تصور میکنم اون روزی که کفت یه سریا که تو این کلاسم داریم من برگشونو میبینم میدونم درست نوشتن، منظورش به من بود، البته مطمئن نیستما. اما خب همین هم ما را بس :)
امروز که زهره گفت چرا نه پستی گذاشتی نه استوری یادم افتاد که چقدر زبانم گرفته. آمدم اینجا و دیدم آخرین پستی که نوشته ام برای روزهایی بوده است که داشتم در تلاطم رفتن و نرفتن دست و پا می زدم.
مرا بردی رفیق. راهم دادی. هر چند هنوز نمی دانم خودم را خواستی یا برای تنها نبودن و خوشحال تر کردن آقای میم اجازه همراهی ام را صادر کرده ای که البته هر کدام باشد من خوشحالم.
مرا بردی رفیق . گذاشتی در طریق خانه پدری تا حریم امنت نفس بکشم؛ گذاشتی بنشینم وسط بین ال
تصور من از بخش مهمی از زندگی اینه :
بالای یه باتلاق ِ مسموم ایستاده ای که لجن های داخلش رو به بهترین شکل ممکن بزک کرده اند. به هوای ِ شکل زیبای اونا وارد این باتلاق میشی و هر چه از این هوس ها بیشتر میخوری و بیشتر کام ميگيری بیشتر تو اون باتلاق فرو ميري و کم کم متوجه میشی که هوس تمامی ندارد و بهای این هوس ها فرو رفتن در این باتلاقه . میبینی که یه نفر بالای این باتلاق با یه طناب ایستاده و طناب رو میندازه برات میگه بیا بیرون داری فرو ميري ، خفه میشی ،
گاه دنیا به طرز غریب و فزاینده ای تنگه
مرددی بین خودت بودن یا دیگرانو کنارت داشتن،
از دست ميري
از دست ميري و فرصتی برای سوگواری انچه از دست دادی نیست
اون چیزی ک خودت بودی.
و شکستنت اونقدر اشکار و روشنه
ک به سادگی فروریختنت رو حس میکنی
و همچنان باید ادامه بدی:)
اینجاس ک اروم
خرده های خودتو پشت گلدونای اتاق مخفی میکنی
و عبور میکنی
بی سوگواری
بی تعلل.
در بهتم هنوز.
صداها از سرم نمی‌افتد و مدام برایم مرور می‌شود.
قلبم هنوز به سختی‌ می‌زند. قرص هم بی فایده بود. 
داشتم فکر می‌کردم دیدم در میان همه روزهای خاکستری و سیاه زندگی، من فقط یک مامن امن سراغ داشتم.
حالا دیگر ندارمش.
اینجا درون سینه من زخم کهنه ایست. که می‌کاهدم مدام
فقط ۲ چیز تو دنیا هست که باید نگرانش باشی:
این که ببینی سالمی یا مریضی! اگه سالمی که نگرانی نداره.اگه مریضی ۲ چیز هست که باید نگرانش باشی:
این که میميري یا زنده میمونی! اگه زنده میمونی که نگرانی نداره. اگه میميري ۲ چیز هست که باید نگرانش باشی:
این که ميري بهشت یا جهنم! اگه ميري بهشت که نگرانی نداره! اگه ميري جهنماونجا اونقدر آشنا میبینی که اصلاً جای نگرانی نیست!
پس هیچ چیز ارزش نگرانی نداره
شاد باش.
شاید داستان های ناتموم زیادی داشتم و حتی برخی داستان های چند پست قبل هم ، اکثرشون ناتموم موندن ، اما دوست ندارم وبلاگ نویسی باشم که مثل بقیه در اوج خداحافظی کنم یا یهو همه چیز رو پاک کنم و یا برم و دیگه پشت سرم رو نگاه نکنم ، 
 
 
گمونم هنوز 2-3 نفری هستن که گاهی سری بهم میزنن و شاید بگن که این پسره چی شد؟ کجا رفت ؟ چیکار کرد؟ برای دونستن پایان ماجرای این پسر ، باید برگشت به اون روزهایی که هنوز وبلاگ نویسی رو شروع نکرده بود  و البته هنوز هم یک دوست
از قدیم می گفتند و راستش این روزها هم میگن که: خانه ها روح دارند.
نه از آن روح های ترسناک و داستانی که روح آدم هایی که قبلا اینجا زندگی میکردند،هنوز هم هستند.منظور من از روح هر خانه 
یک چیز دیگه است.
وقتی پات رو توی یک خانه میگذاری اینقدر حال خوب میاد طرفت که شب موقع خداحافظی به صاحب خانه ميگي: خیلی خوش
گذشت،نمیدانم چرا اما خیلی حال و هوای خونتون خوبه.اما یک وقت هایی از بعضی خانه ها هم که میای بیرون ته دلت ميگي:
چقدر دلگیر بود،چقدر خسته ام،چرا یه
حداقل انتقام افقی برگشتن تمام سربازای امریکایی از منطقه ست.
 
یعنی این حتی حداقل هم نیست.هنوز مونده!
 
خدایا سربازای ما رو یاری کن و تیرهاشون روبه هدف بزن! خدایا به ما رحم کن و ما رو جزو پیروز شده ها بر جبهه باطل قرار بده که پیروزی حق بر باطل حتمیه!
دیروز نوشت:
هی پیام میداد ک بیا خونمون امروزبهش گفتم که میرم کلاس و نیستم و ایناباز زنگ زد. باز گفتم نمیتونم ماشین ندارمرفتم کلاس گوشیمو سایلنت کردم. سرکلاس بودم زنگ زده بود و پیام بازهم که امروزو بیا لطفن اسنپ بگیر بیاآدمیه که اصلا از این حرفای عزیزم و این تیپی نمیزنه. امروز تو همه پیام هاش بهم گفت عزیزمآخر اینو نوشت : بیا دیگه دلم خیلی گرفته. الان من حوصله مریم دارم فقطهیچی دیگه وقتی بی دفاع میشی درمقابل صدا کردن اسمت بدو بدو آماده میشی ميري
ازم خواست فشار خونشو اندازه بگیرم.پد رو بستم دور بازوش و گوشی رو گذاشتم زیرش و چند بار لاستیکشو تو دستم چلوندم و چشم دوختم به عقربه ها و آگاه از اینکه ممکنه حرفام رو نتیجه تاثیر بذاره گفتم: من نوه تم. زشته اینو بهت بگم! ولی مجبورم میکنین.
یه نگاه سریع بهش کردم که ببینم حواسش هست؟!. چشماش هوشیار شد و زل زد بهم.
ازش پرسیدم که: دوست داشتی جای فلانی باشی؟!- فلانی ای که تازه چهلم پسرش بود-یا مثه دخترخاله که رفت سر خاک بچه ش؟!یا مثل خاله که رفت سر رفت
دانلود آهنگ جدید از دنیا دادرسان به نام عزیزمدانلود آهنگ عزیزم از دنیا با کیفیت ۳۲۰ و ۱۲۸
همراه با متن آهنگ و پخش آنلاینDownload New MusicDonya – Azizam
 
320
 
128
من دیگه بات نیستم هرجا می خوای باش باش
تصمیمت رو بگیر ولی فکر فرداش باش
وقتی دوست داری مال خودت باشی
پس خودت باید دلواپس حال خودت باشی
به تو خوبی انگار نیومده عزیزم
دله تو درست بار نیومده عزیزم
با خودت ميگي تنها بشم عالی میشه
اگه من نباشم پشتت خالی میشه
چشم انتظارم که یه روز دوباره برگردی
بگی از تو
پالتو پوشیدم کوله رو انداختم رفتم.
همکارم گفت: سروری چادرت کو؟! اشاره کردم به کیفم.
گفت "نمیشه" که. سرت کن.
خنده م گرفته بود. بامزه بود این رفتار از کسی که جلوی خدماتی های آقا گاه و بیگاه روسری و مقنعه ش بر دوشش هست و فقط در برابر مدیران اام به حجاب رو حس میکنه.
با لبخند رد شدم. "نمیشه" مال سوسن بود و من هنوز فاطمه هستم.
جذاب ترین قسمت حرف زدن با دوست بلاگر اونجاست که میای یه قضیه ای رو تعریف کنی و ميگي: دوستم که رتبه‌ش فلان شد. میپرسه: ناهید؟  یا ميگي: یه جا هست که غذاهای ملاقه ای میفروشه و.میگه: آره میدونم نوشته بودی ، همونکه روبه روش فست فودیه
بهار ژونم لعنت به حافظه‌ت عصن عشقم :دی
آقا یعنی الان از اینکه من بی ادب نیستم ناراحتی؟:( یعنی دیگه دوستم نداری؟ :( یعنی کات فوراور؟ :( نهههه :'(
+خوبه همین نوزده دیقه پیش قول دادم کمتر نت بیاما :/
-من پر حرف ترم یا تو؟ :دی
امسال تصمیم داشتم برای پیاده روی اربعین اسممو بنویسم. از آنجا که تو همه کارام دقیقه نودی عمل میکنم، زمانی رفتم برای ثبت نام که گفتن ظرفیت پر شده. اسمم رو جزو رزروی ها نوشتن تا اگه انصرافی داشتن ماها جایگزین بشیم. که البته دیگه خبری از تماسشون نشد.
به خودم گفتم اونقدر دست دست کردی که جا موندی!
اما.
کار نشد نداره! اگه قرار باشه بری، به هر طریقی شده کارت جور میشه و ميري.
و اینطوری شد که با ماشین شخصی راهی شدیم.
فردا ان شاءالله حرکت میکنیم به سمت ته
امروز روزی هست که عاشق شدم 
سه ساله از این عشق میگذره 
تمام این مدت انتظار برای یک لحظه دیدن دوباره 
انتظار برای یک بار دیگه صدا کردنت 
هنوز که هنوزه از تو خبری ندارم 
هر روز نگرانی ، دلتنگی 
هنوز آرزوی دیدن دوباره ی تو ، تو دلم زندس 
میدونم که روزی تو رو خواهم دید
 
و پرسشی‌ست قدیمی که همچنان باقی‌ستکه چند فاجعه تا مرگِ این جهان باقی‌ست
 
نبودن» از همه جا مثل سنگ می‌باردبه بودنی که فقط تکّه‌ای از آن باقی‌ست
 
چقدر عاشق و معشوق مرده‌اند، امّاهنوز هم که هنوز است عشقِ‌شان باقی‌ست
 
چه حرمتی‌ست در انسان که بعدِ این‌همه قرنخطوطِ خاطره‌اش روی استخوان باقی‌ست
 
اگر چه روح و تنم می‌رود، خوشم با اینکه ذوقِ شاعری‌ام هست، تا زمان باقی‌ست
 
مریم جعفری آذرمانی کتاب نواحی چاپ ۹۶نشر فصل پنجم
 
داشت میگفت که توی انتخاب رئیس جمهور و مجلس خیلی اشتباه کردم دیگه رای نمیدم و تشویق به رای ندادنم م میکنم هرکی رو که دسم برسه!
گفتم مگه تو خودت بودی که رای دادی؟ که حالا بگی میدم یا نمیدم, اونی که بهت گف رای بده, فعلاً گفته زبونی هی بگو رای نمیدم! ولی صندوقارو که اوردن, بهت میگه به یکی الدنگ تر از انتخابای قبلیت رای بده! توهم ربات وار, ميري و رایم میدی, ميگي نه نیگاه که "نشاشیده شب دارازه"
آسمون هم دلش گرفته و حسابی پُره! اینقدر شدید داره بارون می باره و با باد دست به یکی کرده و محکم می پاشه به پنجره که نگو و نپرس.بیاید دعا کنید سیل نیاد چون دیواره ی ساحلی رودخونه ی وسط شهر هنوز ترمیم نشده و آب یه ذره هم بالا بیاد قشنگ میاد توی خونه ها. ما توی خونه ی سابقمون هنوز هم کلی وسیله داریم. :(
لعنت به این شهرداریِ کُندکار. :| 
25/8/1398طرفای عصر که بابات از سر کار اومده بود،یه لحظه متوجه شدم که بنا گوشت متورم شده،البته بگم که روز قبلش کمی شک کردم ولی گفتم نهههه بابا خطای دیده،تا امروز که بزرگتر شده بود دست گذاشتم دیدم یه چیز سفت هست سریع متوجه شدم که اوریون باشه اما بابا و خاله نسرین گفتن نه بابا از دندونشه،خلاصه در حال مجادله سر این بودیم که تصمیم گرفتم به عزیز خاتون بگم و راهنمایی کنه اونم بعد از فهمیدن علائم گفت اگر فردا بزرگتر شد ببر دکتر،فرداش یعنی26/8/98 با  بابا و
یه حال خوبی دارم. 
هنوز تیم‌مون تکمیل نشده، هنوز درگیر مصاحبه‌های خسته‌کننده و وقت‌گیریم و کلی هنوزهای دیگه. ولی حال‌مون خوبه. می‌دونم باید چی کار کنم، شرکت آرومه، هوا خوبه، اتاقم نورگیره، یه هم‌اتاقی خوب دارم، صدای آب میاد، گلام سبز و خوشحالن و یه شنبه‌ی قشنگ رو شروع کردیم. خیلی قشنگ
#کارنوشت
دانلود آهنگ جدید امیرعلی هنوز در راهم
Download Mp3 Song Amirali–Hanouz Dar Raham + Lyrics
آهنگ امیرعلی هنوز در راهم را با لینک مستقیم و پخش آنلاین به همراه متن آهنگ از رز موزیک دانلود کنید. امیدواریم از شنیدن آهنگ هنوز در راهم لذت ببرید.
بزودی همراه با دمو
این آهنگ 6 بهمن 97 ساعت 19 از رسانه رز موزیک منتشر خواهد شد.
دانلود آهنگ امیرعلی هنوز در راهم
ادامه مطلب
از ساعت هفتو نیم یک ربع به هشت بیدارم. اما هنوز شروع نکردمو هنوز از خواب بیدار نشده دوباره خوابم گرفته :/ فقط دلم میخواد از این وضعیت مزخرف خلاص بشم حالا هرجوری که میشه. همه کارام مونده این همه کتابامو اوردم هنوز کتابمو تموم نکردم تا شروع کنم کتاب جدیدو. لعنت به من با این وضعیت. نمیتونم توضیح بدم که دقیقا چه مرگمه و چرا نمیتونم کار کنم چون در بیرون علتی نداره انگار. اما چیزی هست که نمیذاره نمیدونم چیه فقط میدونم هست و من با این که دلم میخواد نمی
واسه ناامیدی و فاز منفی دادن خیلی زوده هنوز.تمام تلاشمو میکنم که هرجایی که هستم،هرجوری که هستم،با هر توانایی که دارم،بهترین باشم!من که هنوز سنی ندارم،چرا انقدر احساس میکنم لحضه ها رو از دست دادم؟؟شدیدا به انرژی مثبت واقعی نیاز دارم.
خانم سیمین بهبهانی در جایی میفرمایند:
رفتم اما دل من مانده بر دوست هنوز
می برم جسمی و دل در گرو اوست هنوز
 
+بله یه موقع هایی فقط جسمت از کنارش میره ،یعنی در واقع تنها چیزی که میتونی با خودت ببری همین جسم هستش،یه چیزایی رو هیچ وقت نمیتونی با خودت ببری؛ مثل دل
 دل شاید تا ابد برای اون بمونه ،هدیه با ارزشیه ؛مگه نه ؟ :)
 
واسه ناامیدی و فاز منفی دادن خیلی زوده هنوز.تمام تلاشمو میکنم که هرجایی که هستم،هرجوری که هستم،با هر توانایی که دارم،بهترین باشم!من که هنوز سنی ندارم،چرا انقدر احساس میکنم لحضه ها رو از دست دادم؟؟شدیدا به انرژی مثبت واقعی نیاز دارم.
اگه من رو بشناسید میدونید به چارچوب شکنی عادت دارم و باش کنار میام. اخیرا یکی از بزرگترین چارچوب های ذهنیمو شکستم و هنوز نمیدونم باید چطور باش کنار بیام. یعنی هنوز جایگزین مناسبی براش پیدا نکردم. نمیدونم رابطه تا کجا باید پیش بره و عمیقا دلم میخواد بفهمم تا کجا باید وفادار بود. 
حرفم نمیاد /:
دانلود آهنگ جدید امیرعلی هنوز در راهم
Download Mp3 Song Amirali–Hanouz Dar Raham + Lyrics
آهنگ امیرعلی هنوز در راهم را با لینک مستقیم و پخش آنلاین به همراه متن آهنگ از رز موزیک دانلود کنید. امیدواریم از شنیدن آهنگ هنوز در راهم لذت ببرید.
بزودی همراه با دمو
این آهنگ 6 بهمن 97 ساعت 19 از رسانه رز موزیک منتشر خواهد شد.
دانلود آهنگ امیرعلی هنوز در راهم
ادامه مطلب
اگر نمی توانی مثل حافظ شعر بگویی، خطی ننویس. اگر هنوز شبیه تارکوفسکی فیلم ساختن را بلد نشده ای سمت دوربین نرو. اگر نمی توانی شبیه هایدگر تفلسف کنی، نیاندیش؛ و اگر هنوز نتوانسته ای شبیه آدریان بر صدایت مسلط بشوی، خفه شو. زمانه، آدم های متوسطی را که با علم به معمولی بودن ساکت می مانند، بیش تر از آدم هایی دوست دارد که علی‌رغم کوچک بودن می خواهند بیش از حد خود دیده شوند.
دلبر باید دلبری کردن بلد باشه.
وقتی صداش بزنی طوری بگه جانِ دلم که غنج بره ته دلت براش.
دلبر باید دلبری کردن بلد باشه؛ که وقتی بهش ميگي حالم خوب نیست برگرده بهت بگه چرا دورت بگردم.
بعد یهو عصبانی شی بگی لازم نکرده تو دورم بگردی، بشین سرجات که خودم میخوام دورت بگردم، انقدر دورت بگردم تا یهو به خود بیای و ببینی پیله شدم برات. نکنه یهو پروانه شی یادت بره پیله تو؟ یادت نره دورت بگردم.
برو واسه هر شمعی میخوای دلبری کن. ولی یادت نره پیله ای که هنوز
در یک ساعت گذشته سری وقایعی رخ داد که به ذهنم خطور کرد که هی من! از شواهد و قرائن ایطور برمیاد که گویا دنیا هنوز خوشگلیاشو داره
چشمامو میبندم و به خوشگلیای فرضی و واقعی فکر میکنم
 
حیفه نگم که قراره فردا بترم
 
امشبم رفت
خدا همه ی مارو آدم کنه
منو بذار تو اولویت ولی
مرسی حضرت پروردگار
شبتم بخیر
تو آنقدر بی شرفی که حتی یک طور کامنت میدی که نشه همون جا جوابتو داد، 
پس اینجا جوابتو میدهم.
ببین، اینکه ادعا می کنی قبلا شیعه بودی و الان نیستی، از بدبختیته.
من مطمئنم این هم حرف مفتی بیش نیست، چون تو لیاقت نداشتی و نداری حب اهل بیت توی دلت بیفته.
برو راجع به غدیر بخون تا بفهمی جانشین واقعیه حضرت پیامبر کیه.
بخون تا بفهمی پایه گذار اصلی واقعه عاشورا و قاتل امام حسین کیا بودن.
حدیث ثقلین به گوشت خورده؟
اسم یازده تا امام ما رو چی ميگي که هنوز توی
بعد چند سال تماس گرفته بدون سلام و علیک میگه : ما هنوز یادمون نرفته چند سال پیش همچین شبی چطوری افسر نگهبان و پاسبخش رو دودره کردی ترک پست کردی که از مغازه حمید بیشه کلایی چندتا شمع بگیری که تولد بگیریم
منم گفتم : منم یادم نمیره قرار شد یه کیک تو قابلمه برامون درست کنی اونقدر شل شده بود که با قاشق خوردیمش:)))
گفت : هنوز زنده ایی پسر؟؟:))
گفتم : تا تو رو کفن نکنم جوون به عزرائیل نمیدم :)))
گفت:فکر میکردم نشناسی!
گفتم:من صداتو از صد کیلومتری هم تشخیص مید
از آن همه مشت‌های گره کرده برای ما تنها یک
قلب باقی ماند که بعد از آن همه کتک خوردن هنوز دارد می‌زند و  انداختن طرحی نو که مچ انداختن با زندگی شد و
شکافتن سقفِ فلک که شکافتن فرق سر شد، بدون حتی یک قطره خون که بر زمین بریزد، آخر
ما اهل خون‌ریزی نبودیم، سرمان خون مرده شد و خونمان سرد. ده سال گذشت و هنوز آن
قدر حالمان خوب نشده است که مننژیت بگیریم. والیبالمان برای خودش یک پا تختیِِ بعد
از کودتا شده است. داریم می‌بریم اما اینگار شکستی بزرگ قطع نخا
برای من که تو یه ترم 200 تا فیلم میبینم یه مقدار این قطعی اینترنت سخته ولی خب دیدم بعضی سایتای دانلود بازن هنوز واسه این که سرورشون تو ایران بوده
 
اگه از شما دوستان عزیز کسی سایت میشناسه واسه دانلود که هنوز بازه و میشه دانلود کرد خبر بده ممنون میشم
همینطور سایت دانلود زیرنویس فیلمم داشتید بدید:)
مدتهاست هیچ جایی نمی‌نویسم اما الانه که از درد خفه شم باید حرف بزنم با یکی بگم که دلم تنگه، که تنهام که تو تاریکی دارم گوله گوله اشک ميريزم که می‌خوام از یاد ببرم همه هیچه و بس اما واقعیت اینه که همه هیچه و بس. می‌خوام همین حالا بمیرم. یعنی یه آرزوم هم نمی‌بایست تو این دنیا فی‌الفور مستجاب شه؟ 
آخ آخ آخ درد دارم دل تنگم و می‌دونم همه هیچ و این یعنی "بن بست"یعنی ته خط یعنی هیچی این زندگی نداره بهم بده.
دیشب رفتم لانچر ۵. خوب بود بد نبود. تو ب
 
هیچ وقت به بچه ات ميگي الان سیگار بکش بعدا که به تکلیف رسیدی دیگه نکش؟؟
هیچ وقت ميگي الان برو لبه پرتگاه بازی کن بعدا که تکلیف رسیدی دیگه نرو؟؟
 
هیچ کس قبول می کنه قانون رو رعایت نکنیم بگیم دل بخواهیه؟؟
بگیم من اذیت میشم پس قانون خوب نیست؟؟
از روزی که دیدمت خواستمت توی خواب و توی رویاچی میشه بیای بمونی برا همیشه پیشم این شبامن که میدونم تو هر شب با عکسام میخوابی روی ابراچرا با خودت و من رو راست نیستی این روزا ؟میدونم رو پیرهنت جای دستام هر شب خیلی خالیهمیدونی جای پاهات هنوزم خالی رو گلای قالیه ؟رنگ لبات آخه هنوز جا مونده توی باغچه هابرق چشات هنوز می درخشه تو نگاه تمام ستاره هابهم اشتباهی یهوئی یه زنگ بزن همین شباآخه بعد تو صدای زندگی دیگه نمی پیچه این دور و براسکوت توی این خونه
دانلود آهنگ جدید
باید اینو میفهمیدم از اون اول دلت خوشحال نبود با من
من خودم کردم که لعنت بر خودم باد به این آتیش زدم دامن
تو به شوخی همه حرفاتو بهم گفتی من ساده نفهمیدم
توی قلبت هیچ جایی نبود واسم من فقط برای هیچ و پوچ جنگیدم
فکر میکردم شوخیه وقتی ميگي دوسم نداری
شوخیه وقتی ميگي کی از سرم دست بر میداری
فکر میکردم که ته دلت بهم علاقه داری اشتباه میکردم
من برات غریبه بودم اشتباه کردم بازیچت بودم فقط تورو سرگرم کردم
حالا میرم تا روزای خوبت برگر
تا صبح همین امروزدر تب و تاب بودم.
و حالا که فهمیدم زائرم، می نویسم:
اربعین بازی نکنیم!
سال اول که می‌رفتیم زیارت، بند بند وجودمون رو متصل به ارباب می دیدیم، و وابسته.این درک وابستگی چه برکت ها که نداشتو سفر رو چقدر شیرین تر کرد.انگار که در تمام راه، ارباب، با عشق، همراهی ات می کنه.کم محبت ندیدم از حسین.عو چه شیرینه احساس شرمی که از اربابت داری.
به خودم گفتم مروه، تو همون مروه ی نابلد ۴ سال قبلی.همون که اولین بار، بدون خانواده و دوستان و
او هنوز همان است که قبلا بود؛ که دو ماه پیش، دوسال پیش.
سعی دارد این شرایط را قبول کند، اما نمیداند چگونه؟ چرا ؟ و به چه قیمت؟گاهی اوقات که یادش می‌رود دیگر همه‌چیز تمام شده‌است، بازمیگردد و با مرور خاطراتِ نه‌چندان دلچسب‌مان، حال» را از ما می‌رباید.
 
می‌خواهم از او ناراحت شوم اما نمیشود، نمیتوانم.می‌خواهم سرش فریاد بزنم و بگویم :بس است ، تمامش کن؛ حالا همه‌چیز فرق میکند» نمیتوانم.
او، تمامِ من است؛ نمیتوانم از اشک‌های پنهانی
اینکه بیاد مثل این بچه ها بخواد خیلی زیر پوستی نظرت رو درمورد یه موضوع مشکوک بپرسه و تو هم خیلی بدجنسانه به حرف کشیدن ادامه بدی و بدونی رو یه آدمی کراش داره :| بعد درحالی که خیلی ناباور به قیافه ی جدیدش خیره شدی و همه ش تو دلت ميگي مگه میشه ؟!.نه مگه میشه ؟!:/ و یه لبخند متحیرانه و شوک زده رو لبته همه ش ميگي :عه!, نه !!، خووب ؟!://. خیلی زیباست:| 
میخواستم بهش بگم پاشو جم کن این اسکل بازیارو :| اینا همه ش وقت تلف کردنه و آخرشم آدم میشینه چیز میشه :| بعد گ
صدای تلویزیون از دور میاد: "نیچه کسی بود که مخالف سرسخت عقاید رایج بود" و من وسط طوفان افکارم به این نتیجه رسیدم از بس همیشه تو سایه ایستادم و جسارت حرف زدن و دیده شدن نداشتم، هیچ‌وقت و هیچ‌جا آدم مهمی نخواهم‌شد و این حقیقت تلخ چند ساعتی دنیای من رو به تاریکی فرو برد. باید چراغی روشن کنم، باید محکم‌تر بایستم، باید صدام رو به گوش دیگران برسونم قبل از اینکه دیر بشه. جرات این رو دارم که بگم من تو یه زمینه حرفی برای زدن دارم؟ هنوز نه، هنوز نه.
   گفتم  که  بیا    ،   دلم  غمین  است  هنوز
   عِطرِ   تو    فِتاده   بر   جَبین   است  هنوز
   برگرد    و    بیا    ،   به  این    حوالیِ    دلم
   که این عاشق خسته در کمین است هنوز
 
                                            شاعر معاصر : داوود جمشیدیان ، متخلّص به سِتین
عکس آقای خامنه ای

تبلیغات

آخرین مطالب