نتایج پست ها برای عبارت :

تو ک میری میگی اینا همه حق منه

دیروز نوشت:
هی پیام میداد ک بیا خونمون امروزبهش گفتم که میرم کلاس و نیستم و ايناباز زنگ زد. باز گفتم نمیتونم ماشین ندارمرفتم کلاس گوشیمو سایلنت کردم. سرکلاس بودم زنگ زده بود و پیام بازهم که امروزو بیا لطفن اسنپ بگیر بیاآدمیه که اصلا از این حرفای عزیزم و این تیپی نمیزنه. امروز تو همه پیام هاش بهم گفت عزیزمآخر اینو نوشت : بیا دیگه دلم خیلی گرفته. الان من حوصله مریم دارم فقطهیچی دیگه وقتی بی دفاع میشی درمقابل صدا کردن اسمت بدو بدو آماده میشی ميري
دانلود اهنگ ميگي عاشقتم ميگي دوست دارم باشه قبول : ميگي عاشقم از تو بدتر اگه عشق تو باشه کمتر دیوونه میشه قلبم بگو بشنومت . آخ یه دل دارم یه دلدار شدم عاشقت ای یار تو فقط لب تر کنی من میمیرم روزی صد بار دانلود آهنگ عاشقانه مانی رهنما به نام دوست دارم با دو کیفیت برای دانلود آهنگ دوست دارم از مانی رهنما به همراه متن ترانه آهنگ.
دانلود آهنگ دوست دارم از محسن یاحقی - رسانه نوا دانلود آهنگ دوست دارم از محسن یاحقی دانلود موزیک دوست دارم از محسن یاحق
اینکه بیاد مثل این بچه ها بخواد خیلی زیر پوستی نظرت رو درمورد یه موضوع مشکوک بپرسه و تو هم خیلی بدجنسانه به حرف کشیدن ادامه بدی و بدونی رو یه آدمی کراش داره :| بعد درحالی که خیلی ناباور به قیافه ی جدیدش خیره شدی و همه ش تو دلت ميگي مگه میشه ؟!.نه مگه میشه ؟!:/ و یه لبخند متحیرانه و شوک زده رو لبته همه ش ميگي :عه!, نه !!، خووب ؟!://. خیلی زیباست:| 
میخواستم بهش بگم پاشو جم کن این اسکل بازیارو :| اينا همه ش وقت تلف کردنه و آخرشم آدم میشینه چیز میشه :| بعد گ
یه لحظه ی دردناکی وجود داره که یه آخ بلند ميگي و رد میشی؛ عربده میزنی و درد تا مغز استخوانت می پیچه و رد میشی. می ميري اما رد میشی. اما از پسش برمیای.
خسته م کرد. بعد خودم و برداشتم و حفظ کردم. چقدر بعدش روزهای سختی بود اما نمردم. من خستگی رو خوب میشناسم؛ چون تجربه ش کردم، چون زندگیش کردم.
فکر کن ! همه ببینن که مردی ولی تو زنده باشی
چه تصویر قشنگی!
فکر کن . ميري ميري ميري بالا و پرت میشی از یه جایی و دیگه بعد از اون چشم ها تو رو نمی بینن. کسی نمی دونه کجایی! فکر می کنن تموم شدی
ولی تو توی اون سرزمینی که کسی نمی بینه به زندگیت ادامه میدی!
کسی نمی دونه تو به اونجا رسیدی 
و چه قدر برای این رسیدن رفتی رفتی رفتی رفتی رفتی . ! 
 
اینکه برادر آدم بیاد مثل این بچه ها بخواد خیلی زیر پوستی نظرت رو درمورد یه موضوع مشکوک بپرسه و تو هم خیلی بدجنسانه به حرف کشیدن ادامه بدی و بدونی رو یه دختره ای کراش داره :| بعد درحالی که خیلی ناباور به قیافه ی جدید برادرت خیره شدی و همه ش تو دلت ميگي مگه میشه ؟!.نه مگه میشه ؟!:/ و یه لبخند متحیرانه و شوک زده رو لبته همه ش ميگي :عه!, نه !!، خووب ؟!://. خیلی زیباست:| 
میخواستم بهش بگم پاشو جم کن این اسکل بازیارو :| اينا همه ش وقت تلف کردنه و آخرشم آدم می
دیدین سطح آب چقدر گول زننده هست؟ ميري جلو ميري جلو فکر می‌کنی هنوز زیاد فاصله نگرفتی از ساحل ، ادامه میدی ميري جلوتر از دور نگاهت میفته به یه موج بلند, سرجات وایمیستی، دو دل میشی بری جلو تر یا نه.یه نگاه به پشت سرت میندازی، فاصله ت زیاد شده تا نقطه امن. موج نزدیکتر شده و بعد. خاطرات همینن. خوب که فاصله گرفتی یهو زیر پات خالی میشه. واسه همینه میگن طرف غرق خاطرات شده.
و من الان تو خونه زندونیم://
دیشب ساعتای 3 و نیم بود که برگشتم خونه
حالا میخوام برم بوتیک بعدشم برم پیش پسر خالم(زیاد ازش براتون گفتم دیگه تقریبا ازش میدونین)
حاضر شدم.خواستم برم که مامان اومد سمتم نگاهی بهم انداخت و گفت: کجا ميري؟
من: بوتیک:/
مامان: این وقت شب؟
ــ مامان من همیشه 6 میرفتم 11 برمیگشتم بعد الان ميگي این وقت شب
+ کی برمیگردی؟
ــ شاید برنگردم
+ یعنی چی که برنمیگردی. سه نقطه میخوای دقم بدی هان؟؟
ــ نه نه مامان ببخشید. میخواستم برم پیش h
یاد دو سال پیش افتادم بهت میگفتم من گل تازه خیلی دوست دارم 
کلللللی قصه میگفتی و خاطره که تهش بگی من انقد برات گل خشک میخرم تا تو بگی غلط کردم من گل نمیخوام .
 دو سال پیش میگفتی شاید من وزیر بشم ، زن یه وزیر باید پوشیده باشه کامل ، حق نداری ميري عروسی پسر داییت روسری تو در بیاری حتی تو خانوما ، حق نداری ارایشگاه بری  
بعد  خودت به همکارای خانومت تو چت  
 ميگي گلم .
اومدم خونه با دو تا گل 
و تموم .
ميري پروفایل دختره رو دید میزنی
و ميگي نوچ نوچ!
پناه بر خدا
آلبوم پروفایلشو که تا آخر بازرسی کردی،
درست همونجا که روی آخرین عکسا نوشته: تموم شد!
میگم تموم شد!
وتو مگه باور میکنی!
تا اینکه میبینی؛نه انگار راست راستکی آخرین عکسه !
نمیدونم رنگ رُژش رو دنبال می کردی یا چشمکهای ریزشو!
هرچی که بود با یه استغفرالله  قشنگ سرشو هم میاری!که آره من هدفم بد نبوده
فکر بد نکنیا!
حالا خوب دیگه کلاه سرت رفته!
چه بهتم میاد!
همون وقتاست که ریشای مردونت دست میکش
خیلی جالبه
یکی به تو بدی میکنه
بعد تو اولش ناراحت میشی
بعدش ميگي اوکی بی خیال
ولی سر اون ادم همه اون بدیا میاد و بعدش تو ميگي وای خدا چرا؟!
یعنی گریزی نیست. سر طرف میاد هر بدی ای به شما کرده.
اینقدر زنده میمونین تا شکستش رو ببینین.
تو این دانشگاه یه آدم پیدا نمیشه جواب منو بده؟
حداقل تف بندازه رو زمین بگه دلم خواااست؟
همه درا قفل .
همه چراغا خاموش .
ساعت ۴ بعد از ظهر وقت مردنشونه!
چه وضعشه
۱۰ ميري نیستن.
۸ ميري نیستن.
۱۲ ميري .نیستن!
۴ ميري نیستن!

اظهار نامه ام جاموند خونه.کیف پولم جاموند.نتونستم برگردم.کلیدمم جا مونده بود دیگه بدتررررر.
یه منفی گرفتم.به خاطر تحویل ندادن اظهار نامه ای که ۳ هفته اس نوشتمش به استاد زبون نفهمی که فقط دوست داره التماس کردن دانشجو
نظر ناشناس و بی هویت به خصوصی نفرستید. مثل آدم پیام بذار خودتو معرفی کن تهش اینه که ميگي من یه رهگذرم که وبلاگ هم ندارم قرار نیست بیوگرافی بدی. و محتوای موردنظرتو بنویس‌ بعد هم جوابت رو پذیرا باش. بزن در رویی نداریم دوست عزیز حتی برای شمایی که قربون صدقه ميري خب شاید منم بخوام قربون صدقه بک بدم! اینو گفتم که بفهمید فقط به پیام های ناپسند خلاصه نمیشه. امیدوارم بفهمی
_غیر از این ببینم در جا پاک میکنم هر چقدر هم طولانی باشه و بنظر بیاد براش وقت گذ
+اگه فرصت پیدا کنی، قبل رفتنت، ایندت رو ببینی یا بشنوی، حاضری باهاش روبرو بشی؟
_پیشگویی؟
+خیلی ها بهش میگن پیشگویی، ولی من دوست دارم اینجوری بهش نگاه کنم : کسی که خیلی خوب از تاریخ درس ميگيره و می‌دونه سناریو های دنیا به عدد انگشت های دسته
_من دارم میرم تا یک اتفاق جدید باشم
+تو این شکی ندارم، تو قطعا یک اتفاق جدیدی، نه تنها تو همتون، همه شما که می‌رید
_پس قبول داری که از انگشت های دست بیشتره
+من درباره ی آیندت صحبت کردم نه کاری که می‌کنی
_کاری
من خیلی کم می رم دهات اما وقتی می رم همه ذوق می کنن :))قشنگ حس می کنی رو فرش قرمز راه ميريواضح تر بخوام بگم در حالی که همه دارن نگاهت می کنن، رو پهن و پشگل ها که راه ميري انگار در هالیوود و در حضور خیل عکاسان روی فرش قرمز قدم میزنی :))بچه ها هم خیلی باحالن مخصوصا وقتی بهشون ميگي چقدر خوشگل شدی و لباسای خوشگلی داری.وقتی موهاشونو میبافی.( نوه خاله ام یه دختر خیلی خوشگلیهموهای بور و ی دارهیه بار موهاشو بافتم مامانش گفت تا یک هفته بازش نکرده و
خیلی خوبه بدونی تو آینده چی میشه!
آیا مسیری که آلان داری ميري رو به انتها میرسونی؟ 
موفق میشی؟نمیشی؟
مسیرت عوض میشه؟ نمیشه؟ 
امکاناتی که در آینده داری از الان بیشتره؟کمتره؟
کارایی که دوست داشتی رو انجام دادی؟ندادی؟
از زندگی لذت بردی؟نبردی؟ 
کنارت خانوادت هستی؟نیستی؟
تا 80 سالگی عمر میکنی؟نمیکنی؟
 
خب فکر کنیم مسیر الانتو به انتها رسوندی و موفق شدی و در کنار خانوادت داری در سن 90 سالگی لذت میبری . 
یا میتونیم فکر کنیم که در سن 60 سالگی میمیر
♫♫
جا زد به عشقمون که پشت پا زد خودش رو به هر راه زد زمونه حرف دلو تا زدباشه میرم تا راهت وا شه دلم علاقه گناشه خدا کنه بهتر از من باشههی ميگي دلم پره نميگي واسه چی از چی دلخوره واسه کسی که نخواد بمونه بهونه پرههی ميگي دلم پره نميگي واسه چی از چی دلخوره واسه کسی که نخواد بمونه بهونه پره
♫   ♫   ♫   ♫
♫   ♫  NITROMUSIC.IR  ♫   ♫
♫   ♫   ♫   ♫
میدونستی ولم کنی تو این دل چه غوغایی میشه دلت چه وقت نشناسی شده الان چه وقت بازیشهیه دیوونمو و خراباتی مونده ر
♫♫
جا زد به عشقمون که پشت پا زد خودش رو به هر راه زد زمونه حرف دلو تا زدباشه میرم تا راهت وا شه دلم علاقه گناشه خدا کنه بهتر از من باشههی ميگي دلم پره نميگي واسه چی از چی دلخوره واسه کسی که نخواد بمونه بهونه پرههی ميگي دلم پره نميگي واسه چی از چی دلخوره واسه کسی که نخواد بمونه بهونه پره
♫   ♫   ♫   ♫
♫   ♫  NITROMUSIC.IR  ♫   ♫
♫   ♫   ♫   ♫
میدونستی ولم کنی تو این دل چه غوغایی میشه دلت چه وقت نشناسی شده الان چه وقت بازیشهیه دیوونمو و خراباتی مونده ر
۱۰ ماهه شدی و با چشمات همیشه دنبال منی، از جلو چشمت که دور بشم گریه میکنی. با دستای کوچولوت هرچی که داری میخوری میاری طرف دهنمو به منم میدی، عاشق زیر تلویزیونی و همیشه چسبیدی بهش و با آهنگای تلویزیون میرقصی. تو هر حالتی تا صدای آهنگ میشنوی دست میزنی.موقع تعویض پوشک میخندی و فرار میکنی، ت  آینه خودتو میبینی با ذوق ميگي ددا یعنی مثلا دلسا.بابا که میاد از ذوق جیغ میزنی. تو صندلی غذات لم میدی و دونه دونه پفیلا برمیداری و میخوری و خیلی حواست هست چی
بعضی از آدمها مثل یک آپارتمانند. مبله شیک راحت! اما دو روز که توش زندگی میکنی، دلت تا سرحد مرگ ميگيره!بعضی آدمها مثل یه قلعه هستن! خودت را میکُشی تا بری داخلش! بعد میبینی اون تو هیچی نیست. جز چند تا سنگ کهنه و رنگ و رو رفته!اما.بعضیها مثل باغند! ميري تو، قدم میزنی، نگاه میکنی، عطرش رو بو میکشی، رنگها رو تماشا میکنی. ميري و ميري، آخری هم در کار نیست. به دیوار که رسیدی بن بست نیست، میتونی دور باغ بگردی! چه آرامشی داره همنفس بودن با کسی که عمق سین
متن آهنگ دختر بندری از شهرام کاشانیدختر بندری تو مال منی میمیرم به کسی لبخند بزنیميگي خاک عالم عشقو عاشقی بدهروی سر دختر بندری چارقدهمیگم بیا انقد منو ازار ندهميگي اخه کی دست تو دختر میدهميگي خاک عالم عشقو عاشقی بدهروی سر دختر بندری چارقدهمیگم بیا انقد منو ازار ندهميگي اخه کی دست تو دختر میدهاره دست تو دختر میدهدختر بندری تو مال منی میمیرم به کسی لبخند بزنیاز روی کارون خجلم نیومدی باز تنگه دلمازروی کارن خجلم پیشت گرو مونده دلمنامه ها همه
هی آقا
پروپوزااو دادیم رفت دیروز، البته شاید من تا اینو پست کنم بشه پریروز.
من هروقت هیجان‌زده میشم می‌رینم! دارم چت می‌کنماا کسیم باهام کاری نداره، یهو‌ همچین وحشی میشم از خودم عکس‌العملای عجیب اندر غریب نشون میدم که همه مشکوک میشن! اخر شبی همچین ادایی پیادع کردم و‌ ۵ دقه تمام خنده عصبی رفتم هار هار سرخ و سفید شدم که مامانم برگشت گفت سینماگردی و بلوارگردی و اينا نداریم دیگه، تموم شد :( خو یاوااش مادر من! بدیش اینه دیگهه وقتی همه چی رو به
بعضی وقتا فقط انتظار یه کم محبت داری
با تمام وجودت داری ميگي الان منو دوست داشته باش
بهم حق بده ناز کنم حتی الکی
بعد یه ضربه محکم میخوری که کی به تو حق داده اخم کنی؟
کی به تو حق داده غر بزنی؟
کی به تو حق داده روز تعطیل منو خراب کنی؟
من کار میکنم، تو کارای خونه کمک میکنم، تو کارای بچه کمک میکنم، تو رو میبرم خونه بابات و میارم
پس تو حق نداری از من بخوای نازتو بکشم
حق نداری الکی قهر کنی که من دوستت داشته باشم
من چون دارم به سختی زندگی میکنم پس بسه دی
دانلود رایگان آهنگ جدید فرهنگ فراهانی به نام  آروم ميري 
 آروم ميري موزیک جدید فرهنگ فراهانی با کیفیت بالا 
از جناب موزیک با دو کیفیت ۳۲۰ ، ۱۲۸ 
Download The New Farhang Farahani Song Aroom Miri 
لینک پرسرعت دانلود آهنگ  آروم ميري + پخش آنلاین
 



 

متن آهنگ فرهنگ فراهانی آروم ميري


ادامه مطلب
اِدی: من می خوام برم پیش خواهرم، اونجا یه شیرینی فروشی بزنم. برای روز تولدت یه کیک بزرگ می فرستم.
جک: من از کیک تولد بدم میاد.
اِدی: چی؟ بدت میاد؟ چرا؟
جک: می دونی ، اينایی که ميگي ، به روحیه ات نمی خوره. تو دوباره ميري سراغ ی چون تو یه ی.
اِدی: آدما عوض می شن جک 
جک: روز ها عوض میشن، ماه ها عوض میشن ، فصل ها عوض میشن، ولی آدما هرگز عوض نمیشن.
ادی: چرا عوض می شن، خود تو هم عوض میشی. می دونی می خوام رو کیک تولدت چی بنویسم ؟ جک موزلی. هه آره برات می فر
امروز به استاد بانک اطلاعاتی گفتم پروژه‌تون ترم قبل سخت بود؛ گفتش شما سر امتحان اشتباهات منو ميگي، بعد با این استعدادت ميگي امتحان سخت بود؟ تعجب میکنم :) 
بعدم اخر سر گفت دختر خوب و دانشجوی خوبی هستی :) 
اصلا کیف کردم، البته اینم بگم که با این اوصاف تصور میکنم اون روزی که کفت یه سریا که تو این کلاسم داریم من برگشونو میبینم میدونم درست نوشتن، منظورش به من بود، البته مطمئن نیستما. اما خب همین هم ما را بس :)
تصور من از بخش مهمی از زندگی اینه :
بالای یه باتلاق ِ مسموم ایستاده ای که لجن های داخلش رو به بهترین شکل ممکن بزک کرده اند. به هوای ِ شکل زیبای اونا وارد این باتلاق میشی و هر چه از این هوس ها بیشتر میخوری و بیشتر کام ميگيری بیشتر تو اون باتلاق فرو ميري و کم کم متوجه میشی که هوس تمامی ندارد و بهای این هوس ها فرو رفتن در این باتلاقه . میبینی که یه نفر بالای این باتلاق با یه طناب ایستاده و طناب رو میندازه برات میگه بیا بیرون داری فرو ميري ، خفه میشی ،
گاه دنیا به طرز غریب و فزاینده ای تنگه
مرددی بین خودت بودن یا دیگرانو کنارت داشتن،
از دست ميري
از دست ميري و فرصتی برای سوگواری انچه از دست دادی نیست
اون چیزی ک خودت بودی.
و شکستنت اونقدر اشکار و روشنه
ک به سادگی فروریختنت رو حس میکنی
و همچنان باید ادامه بدی:)
اینجاس ک اروم
خرده های خودتو پشت گلدونای اتاق مخفی میکنی
و عبور میکنی
بی سوگواری
بی تعلل.
فقط ۲ چیز تو دنیا هست که باید نگرانش باشی:
این که ببینی سالمی یا مریضی! اگه سالمی که نگرانی نداره.اگه مریضی ۲ چیز هست که باید نگرانش باشی:
این که میميري یا زنده میمونی! اگه زنده میمونی که نگرانی نداره. اگه میميري ۲ چیز هست که باید نگرانش باشی:
این که ميري بهشت یا جهنم! اگه ميري بهشت که نگرانی نداره! اگه ميري جهنماونجا اونقدر آشنا میبینی که اصلاً جای نگرانی نیست!
پس هیچ چیز ارزش نگرانی نداره
شاد باش.
دخترکی معصوم و خردسال بنام آیلین ، پس از اعزام پدرش به عسلویه همراه مادرش آخرین روزهای شهریور در هفت سالگیش را سپری میکرد ، در باور مادرش روزگارشان شیرین تر از عسل بود ، هرچه را که فرض محال میشمرد و در رویای خویش میطلبید بدست آورده بود ، با بهترین پسر دانشگاه ازدواج و از مشکلات شدید مالی به آسایشی نسبی رسیده بود ، سپس در هفت سال پیش حدود اواسط مهرماه فرزندش را بدنیا آورده بود و نامش را نهاده بود آیلین. . و علارقم هفت ماهه بودن اما تن درست و سلا
چند نفرتون خواهر زاده و برادر زاده دارین؟؟
میخوام ببینم هم درد  دارم یا نه:))
ميري با کلی ذوق یه وسیله برای خودت میخری ،نوه ی نامبرده خوشش میاد و لوس لوسی میگه:من اینو ببرم خونمون؟:|
مخالفتم کنی انقدر جیغ جیغ میکنه که آبروتو میبره
یا یهو میبینی دفتر قدیمیت که کلی خاطره و متن قشنگ نوشتی و حکم گنجینه داره برات برگه هاش صورت موشک از جلو چشمت رد میشه:/
مثلا دوستای دانشگاه برا تولدم یه عروسک ناااااز خریده بودن خیلی خوب ازش  مراقبت کردم  تا اینکه
ازم خواست فشار خونشو اندازه بگیرم.پد رو بستم دور بازوش و گوشی رو گذاشتم زیرش و چند بار لاستیکشو تو دستم چلوندم و چشم دوختم به عقربه ها و آگاه از اینکه ممکنه حرفام رو نتیجه تاثیر بذاره گفتم: من نوه تم. زشته اینو بهت بگم! ولی مجبورم میکنین.
یه نگاه سریع بهش کردم که ببینم حواسش هست؟!. چشماش هوشیار شد و زل زد بهم.
ازش پرسیدم که: دوست داشتی جای فلانی باشی؟!- فلانی ای که تازه چهلم پسرش بود-یا مثه دخترخاله که رفت سر خاک بچه ش؟!یا مثل خاله که رفت سر رفت
دخترکی معصوم و خردسال بنام آیلین ، پس از اعزام پدرش به عسلویه همراه مادرش آخرین روزهای شهریور در هفت سالگیش را سپری میکرد ، در باور مادرش روزگارشان شیرین تر از عسل بود ، هرچه را که فرض محال میشمرد و در رویای خویش میطلبید بدست آورده بود ، با بهترین پسر دانشگاه ازدواج و از مشکلات شدید مالی به آسایشی نسبی رسیده بود ، سپس در هفت سال پیش حدود اواسط مهرماه فرزندش را بدنیا آورده بود و نامش را نهاده بود آیلین. . و علارقم هفت ماهه بودن اما تن درست و سلا
دانلود آهنگ جدید از دنیا دادرسان به نام عزیزمدانلود آهنگ عزیزم از دنیا با کیفیت ۳۲۰ و ۱۲۸
همراه با متن آهنگ و پخش آنلاینDownload New MusicDonya – Azizam
 
320
 
128
من دیگه بات نیستم هرجا می خوای باش باش
تصمیمت رو بگیر ولی فکر فرداش باش
وقتی دوست داری مال خودت باشی
پس خودت باید دلواپس حال خودت باشی
به تو خوبی انگار نیومده عزیزم
دله تو درست بار نیومده عزیزم
با خودت ميگي تنها بشم عالی میشه
اگه من نباشم پشتت خالی میشه
چشم انتظارم که یه روز دوباره برگردی
بگی از تو
جذاب ترین قسمت حرف زدن با دوست بلاگر اونجاست که میای یه قضیه ای رو تعریف کنی و ميگي: دوستم که رتبه‌ش فلان شد. میپرسه: ناهید؟  یا ميگي: یه جا هست که غذاهای ملاقه ای میفروشه و.میگه: آره میدونم نوشته بودی ، همونکه روبه روش فست فودیه
بهار ژونم لعنت به حافظه‌ت عصن عشقم :دی
آقا یعنی الان از اینکه من بی ادب نیستم ناراحتی؟:( یعنی دیگه دوستم نداری؟ :( یعنی کات فوراور؟ :( نهههه :'(
+خوبه همین نوزده دیقه پیش قول دادم کمتر نت بیاما :/
-من پر حرف ترم یا تو؟ :دی
داشت میگفت که توی انتخاب رئیس جمهور و مجلس خیلی اشتباه کردم دیگه رای نمیدم و تشویق به رای ندادنم م میکنم هرکی رو که دسم برسه!
گفتم مگه تو خودت بودی که رای دادی؟ که حالا بگی میدم یا نمیدم, اونی که بهت گف رای بده, فعلاً گفته زبونی هی بگو رای نمیدم! ولی صندوقارو که اوردن, بهت میگه به یکی الدنگ تر از انتخابای قبلیت رای بده! توهم ربات وار, ميري و رایم میدی, ميگي نه نیگاه که "نشاشیده شب دارازه"
یه پروژه رو میخوام شروع کنم دنبال شریک میگشتم 
چون ریسک پروژه بالا بود و از طرفی هم سود خوبی توش هست نیاز داشتم یه ادم همراه و همگام باشه که وسط کار حاشیه و اعصاب خوردی و دبه و اينا نداشته باشه!
 
یادم به یکی از هم دانشگاهی های فدیم افتاد که سر چند تا کار خیلی با هم به چالش رسیده بودیم ولی نمیدونم چرا قبولش داشتم هنوز و میدونستم پای کاره حالا دفعه های قبل به یه گیر و گوری خورده بودیم ولی دیگه کسی رو سراغ نداشتم که بتونم تو این شرایط ازش بخوام هم
فکرکن داری دنبال یه عکس میگردی
فایلهای عکسارو باز و بسته میکنی و پیداش نمیکنی
ریز شدی و داری اسم فایلهارو میخونی که یکیش نوشته دانشگاه
اول ردش میکنی، بعد پیش خودت ميگي بذار ببینم چیه
بازش میکنی و چشمت میوفته به گذشته
اينا کجا بوده؟ کی من اينارو کپی کردم اینجا؟
اصن چرا هنوز هست؟
عکسهایی که از دوران شیرین قدیم بوده
عکسهای دو نفره‌ای که توی همشون میخندیم
قلبم داشت از جا درمیومد
داشتم دق میکردم
خواستم پاکش کنم، دلم نیومد
خاموش کردم رفتم خوابی
خوب امشبم عروسی علی رو گرفتیم و تمام شد و رفت . حالا علی هم قاطی مرغ ها شد:) منظورم از مرغ یعنی متاهل شدنه  . امشب فک کنم جزء بهترین و خاطره انگیز ترین شب زندگیش میشه با اینکه 20 سالش اينا بود ولی جا داره به خاطره این تلاش ها رسیدن به عشقش براتون چند خط بنویسم . 
علی از 15 سالگی با همسرش آشنا شده اون دوران فک کنم تو همون فاز لاو اينا بودن ولی جدی بودن . وقتی میگم جدی یعنی سرش  شده بود دعوا هم میکرد . علی جزو کسایی بود که از نظر من تونست رابطه شو با چنگ
آقا دیشب با یه هندی صحبت میکردم. حرف از شاهرخ خان و آمیتاباچان و اينا شد. بهش گفتم بگو خ. واشر سرسیلندر سوزوند :)))))))) گفت خیلی سخته. تهش که زور زد تونست بگه ه! :))))))
الان برام سواله اينا مثلا اَخ ندارن؟ بخوان تف کنن پس چی میگن؟‌:)))))))) اَخ و تُف دیگه!!!
 
هیچ وقت به بچه ات ميگي الان سیگار بکش بعدا که به تکلیف رسیدی دیگه نکش؟؟
هیچ وقت ميگي الان برو لبه پرتگاه بازی کن بعدا که تکلیف رسیدی دیگه نرو؟؟
 
هیچ کس قبول می کنه قانون رو رعایت نکنیم بگیم دل بخواهیه؟؟
بگیم من اذیت میشم پس قانون خوب نیست؟؟
دیروز رفته بودم توچال کلن هم خیلی سخت بود یعنی واقعن پدرم در اومد هم کمرم داقون شد هم وام درد میکرد و همه جام هم سردش بود ولی فارق از این ها بهم خوش گذشت داشتم فک میکردم که واقعن چرا بهم خوش گذشت اخه واقعن هیچیزه جالبی نبود جز سختی به این نتیجه رسیدم که شاید از خود سختیش خوشم میاد یعنی مثل یه جور مازوخیست  بعد فرداش (که میشه امروز) یاده حرف یکی افتادم که میگفت وقتی اسایشت بالا بره مشکلات و دقدقه های ذهنیت هم پیچیده تر میشن مثلا اگه من همین چن وق
دانلود آهنگ جدید
باید اینو میفهمیدم از اون اول دلت خوشحال نبود با من
من خودم کردم که لعنت بر خودم باد به این آتیش زدم دامن
تو به شوخی همه حرفاتو بهم گفتی من ساده نفهمیدم
توی قلبت هیچ جایی نبود واسم من فقط برای هیچ و پوچ جنگیدم
فکر میکردم شوخیه وقتی ميگي دوسم نداری
شوخیه وقتی ميگي کی از سرم دست بر میداری
فکر میکردم که ته دلت بهم علاقه داری اشتباه میکردم
من برات غریبه بودم اشتباه کردم بازیچت بودم فقط تورو سرگرم کردم
حالا میرم تا روزای خوبت برگر
اومده تو جلوی رزیدنته بهش اشاره میکنه میگه حلقه ی دختره رو ببین انقد بلد که برگشت نگاه کردبهش میگم چرا این مدلی ميگي حداقل جلوش نگو ،جلوشم ميگي حداقل اروم بگو حداقل اشاره نکن!!مگه ندیدی برگشت نگاهمون کردمیگه چرا انقد سخت ميگيری،چرا همه چی رو به خودت ميگيری!!میگم ک من فقط ترجیح میدم با ملاحضه نسبت به ادما رفتار کنم!!ناراحت میشه فک میکنه من حساسم!!حالم از این رفتارای احمقانه و گندش بهم میخوره!!فک میکنه فقط خودش درست میگه:/احمق:/
زیادی دور نشو بیا کجاهارو میکنی نگاه
انگاری غرقی توی رویا حالتو میخرم
همه میرن تو میمونی پشتم گفتی نرو لفظتو نکشتم
 
دل تو اینجاس توی مشتم این دلو میبرم
اينا حرفای منه نمیگم جلو همه
ولی صد سالم اگه خیره شم تو چشمات کمه
اينا حرفای منه نمیگم جلو همه
ولی صد سالم اگه خیره شم تو چشمات کمه
دوس دارم باشی تو دلم جا شی
نگو چشمای گیرات بگو نقاشی
خوابم یا بیدار یه جورایی خب بیمار
نگو خرمن موهات بگو گندمزار
اينا حرفای منه نمیگم جلو همه
ولی صد سالم اگه خیر
چیه آخه پنج صبح بیدار میشی
مبالت ميگيره ولی حال نداری بری دستشویی
ميگي "به درررک، مگه چقدر زنده هستم که بشینم بشاشم عمرمو هدر بدم؟ یه یک ساعت دیگه بخوابم."
یکساعت دیگه میخوابی
دقیقا یکساعت میخوابی
اینجاست که خدا با شیطان دست به یکی میکنه که تورو دست بندازه و یه ساعتتو میکنه چهار ساعت و از کار و زندگی عقب میفتی.
چشماتو باز میکنی و چهار ساعت گذشته.
بدو بدو ميري به مقصدت
از اول مسیر تا آخرش همه بهت لبخند ملیحی میزنند و تو هم فکر میکنی که شعورشو
متن اهنگ مرتضی اشرفی به نام شوخی
باید اینو میفهمیدم از اون اول دلت خوشحال نبود با منمن خودم کردم که لعنت بر خودم باد به این آتیش زدم دامنتو به شوخی همه حرفاتو بهم گفتی من ساده نفهمیدمتوی قلبت هیچ جایی نبود واسم من فقط برای هیچ و پوچ جنگیدمفکر میکردم شوخیه وقتی ميگي دوسم نداریشوخیه وقتی ميگي کی از سرم دست بر میداریفکر میکردم که ته دلت بهم علاقه داری اشتباه میکردممن برات غریبه بودم اشتباه کردم بازیچت بودم فقط تورو سرگرم کردمحالا میرم تا روزا
یادمه،
به خودم میگفتم،
 
بعد درسم،
میرم یه شهری هر جا، حتی تریتوری یوکان، یه چند سال کار میکنم،
و بعد میرم ونکوور زندگی میکنم چند سال، ببینم چجور شهریه.
مثلا فکر میکردم ونکوور چه جای توپی هست.
البته هست واقعا.
 
ولی در کل، ادم وقتی میره یه جا زندگی میکنه،
میگه وای خدا من واسه این میخواستم چند سال صبر کنم؟!
 
در کل برام جالب بود،
 
امشب داشتم به این فکر میکردم.
 
به نظرم آدم یه دریم، یه image داره، از یه چیزی،
 تمام عمر تلاش میکنه که به اون ایمج نزدی
حالم خوب نشد و گلاب به روتون ا.س.ه.ا.ل.م بدتر و بدتر شد و دوباره داشتم میرفتم دکتر. مامان به بابا گفت باهاش ميري ؟! اونم گفت آره.
هلیا دو سه روزه ماهیچه ی پاش خیلی گرفته. گفتم حالا که داریم ميريم هلیا رو هم ببریم دکتر یه B complex ای چیزی میده زودتر خوب بشه.
یهو بابا درحالی که داشت لباسش رو عوض میکرد شروع کرد. هی هرچی هر کی میگه ميگي برو ازمایش برو دکتر برو جراحی برو کوفت و زهر مار! از بس خودت رو درگیر این جور مسائل میکنی علاوه بر خودت الان این بلا رو سر
بانوچه این پست هوپ را خواند و سوژه این پست به ذهنش آمد. من هم پست او را خواندم و عین سوژه اش را به عنوان موضوع پست خودم انتخاب کردم (البته با اخذ مجوز کتبی!):
سوالات ملت. از روز اولی که من وارد این حرفه [و مقطع تحصیلی] شدم تا کنون:»
دانشجوها ازت حساب می برن؟
دانشجوها سر به سرت نمی ذارن؟
بلدی کلاس رو اداره کنی؟
پسرم تو کلاست داری؟
با پسرا کلاست چه می کنی؟
پسرا مسخره بازی در نمیارن؟
تا حالا شده دانشجوت ازت خواستگاری کنه؟
کلاس بچه ها رو بیشتر دوست د
اولا که ریدم به این قالب جدیدم و اون قالب قشنگم که ساده بود و مختصر و معرفی گر شخصیت خودم رو در اشتباهی پاک کردم و دوم اینکه 4 هفته مونده به اتمام طرحم و منتظرم تموم شه چون میدونی؟ هر چی باید یاد میگرفتم از این دوران رو یاد گرفتم و یه سری امادگیها در خودم بوجود اوردم ولی برای رفتن برای پرش بعدی واقعا نیاز هست که محیطم از اینجا که بی امکانات و به دور از هر گونه ابادانی هست، جدا شه. این مدلی که، خیلی هم خوب، ما کلی چیز از شما یاد گرفتیم و دستتونم در
در طول دوران زندگی یه آدمایی هسن که خیلی دوسشون داری،بهشون احترام
میزاری و برات یه قهرمانن.
با خودت ميگي اگه یه روز نباشن چطوری باید ادامه بدی
بعد به یه جایی میرسی میبینی اون آدمو دیگه نمیشناسی،برات شده یه غریبه.
دست و پا میزنی شاید برگردی به همون روزا،اما هرچی بیشتر ميري جلو اون
احساس غریبه بودن بیشتر برات پررنگ میشه
دیگه دلم نمیخواد دست و پا بزنم برای برگشتن.قبول میکنم اون چیزی که داره
اتفاق میفته ،بدون هیچ واکنشی.
شاید دلم قبول نکنه
من امروز سوال پرسیدم از یه سال بالایی و پیشکسوت و اينا، م در واقع، و خیلی خوب جواب داد و کلی هم گفت آره من هستم و حواسم هست و اينا.
خواستم بگم من خیلی خوشحال شدم و از اون اتفاقا یود که ادمو به آدما امیدوار می‌کنه.
و آقای ا.ح.س. اگه این پستو دیدین، می‌خواستم بگم عمیقأ مرسی :)
یه مدته کارای خونه رو کم و بیش انجام میدم
که تا وقتی هستم یه باری از رو دوش مامان بابا بردارم
دیگه رسما به چشم کُزِت نگام میکنن :/
مامان که صبحا میزنه بیرون میگه یه فکری برا ناهار بکن
آلو هاشم یکم خراب شده بود میگه تقصیر تو بود خوب بهشون نرسیدی :/
میگه بیا فلان کار رو بکن میگم باشه بعد مثلا یکم دیر میرم میگه یه باشه الکی ميگي دیگه ولش میکنی
دیروزم بابا اومده میگه سی تومن بهت میدم برو انباری رو تمیز کن :////
نرفتم
امروز اومد گفت پنجاهش میکنم پاشو برو
یه وقتایی که حواسم نیست شروع میکنم تو ذهنم باهات حرف زدن که وقتی دیدمت دست و پامو مثل همیشه از عشقی که بهت دارم گم نکنم. بعد یادم میاد که نیستی دیگه و قرار نیست حرفی بزنیم.یه وقتایی تو سرم به صدای خودم که اسمتو آواز میخونه گوش میکنم. به چهره‌ی تو فکر میکنم. صورتی که مجذوب صدای من شده.اون اوایل راحت‌تر بهت فکر میکردم. کم کم جزئیات داره از ذهنم میره. مثلا یادم نیست چروک‌های دور چشمت چندتا بودن یا مثلاً لهجه‌ی غریب قشنگت رو دارم یواش یواش فراموش
دارم میرم من از اینجا
وایسادی زل زدی به چی
اگه نمیتونی نیا ، اگه هم که میای پَ بشین
یه راهِ سخت بی برگشت
توو جاده ی بی آب و علف
ميريم تا هر جایی که شد
تا اونجا که نشیدیم تلف
کوه های سوخته زیرِ آفتاب
تصویر وا رفته رو آسفالت
از خونه دور و دور تر میشیم
نگو بهم وایسا ، نگو بهم وایسا
دیگه خیلی دیره الآن
دو روزه کلاً همش ، زندگی نداره ارزش حرص
فهمیدی الآن که خودتی فقط باید هضم بشه حس
حرفاتو بزنی بدونِ تعارف به هر کی که جلوت هست
مگه فهمیدن اينا که با کارا
پیوسته ميگي جداشیم بهتره و ازم میخوای که همدستت هم بشم. ازت میپرسم چرا و چند دلیل منطقی و احساسی میاری. آخر دست هم ميگي برو دنبال زندگیت و اگه جدا بشیم ضربه کمتر میخوریم. من که میدونم به خاطر من میخوای تن به این جدایی بدی، اما خیال کردی، من راحت به دستت نیوردم که راحت از دستت بدم. میخوام تا ابد و تا همیشه کنارت باشم؛ با هر شرایطی و با هر محدودیتی. میخوام اینقدر واست خوب باشم که همیشه بهم تکیه بدی، میخوام بدونی من همیشه کنارتم. میخوام بدونی تا اب
یکی از مسائل کانادا:
ميري اداره پست، ميري canada post که تقریبا تنها پست کاناداست (کانادا گونه ای از کامیونیزم رو داره و همه چیز دولتیه، و کارتلی مافیایی)
و ميگي سریع ترین روش پستی شما چیه؟ و میگن اوکی الان برات به همون روش میفرستیم.
و برگه رو میدن دستت و میبینی دارن با fedex میفرستنش.
و از خودت میپرسی چرا؟ چرا این کشور که دومین کشور وسیع دنیاست حتی یه سیستم پستی درست و حسابی نداره و خودش متوسل میشه به فدکس که مال امریکاس؟
 
و اگه بخوای چیزی رو با پست ک
والا مملکت نیست
دیوونه خونه هست
 
توی این مملکت دوست پسر شوهر دوست دختر هرچی داشته باشی
 
همیشه یه مشت در به در بدبخت هستن که سخت دنبالتن
 
فکر نکنین دختر هرچی خواهان داشته باشه خوبه.
نه 
برعکس
 
کی حاشیه دوست داره؟
کی دوست داره همیشه اعصابشو یه مشت پسر ابله و مرد طلاق گرفته و ادم خل و چل پر کنن.
 
ونکوور پر از ادم مرفه بی درده که تنها چیزی که ندارن و نمیتونن هم پیدا کنن زن هست.
 
یعنی این مملکت هیچ خیری توش نیست.
 
هیچ.
 
هرجا ميري پسرا دنبالتن
یه روزی به خودت میای و میبینی روی یه روال مضحک افتادی
روز به روز داره به سنت اضافه میشه نه راهی رو به جلو داری نه راه فرار
همه دنیا روی سرت خراب میشه 
دانشگاه - کار - خانواده - ادما -جامعه - دولت 
همه ی اينا تورو میبره به سمت یه افسردگی بی پایان 
یه ناامیدی احمقانه که مثل یه سم کشنده توی رگات جریان پیدا کرده 
هر روز کم کم تورو به سمت مرگ میبره 
هرچند روحت داره نفسا اخرشو میکشه 
آخرین نفساش رو با انتظار میکشه 
انتظار برای یه معجزه 
یه تغییر عظیم 
ی
فکر کنم اولین آرزوم ،آرامشه ، در کنارشون.
وقتی ارامش نیست ، اگه یه روز نباشن؟ حتی باااینکه بدم میاد ازش ، چی میشه زندگی؟!
عمیقا نگرانم ، نگرانم بدبختی ها بیشتر شه ، چه بیچاره ایم ما نه،؟!
خدایا اگه دقت کنی ، یه دلخوشی کوچیک هم ندادی میدونی؟!
بیچاره تر از بیچاره میکنی و هی ناشکری کنیم بیچاره تر میشیم ، خدایا چی بگم بهت؟!
چرا اینطوری میکنی باهامون؟!
چرا میخوای بدبخت ترم کنی؟
من میدونم اتفاقای بد دارن نزدیک میشن.
از همچی بدم میاد خدا ، به هیچی اع
امروز باباجون اينا اومدن دنبالم رفتیم خونه پسر دایی بابام، دعوت بودن ناهارالبته من خوشم نمیاد بی دعوت جایی برم ولی باباجون اينا دیگه اومده بودن دم در،نمیشد بگم نمیام.
بعد از بسکتبال تو حیاط نشسته بودیم نفس تازه می کردیم با رادین و رویا که به رادین گفتم:
+ بهت گفته بودم چقد از این مدل شلوار پاره ها حالم بهم میخوره؟!
رادین و رویا: 0_o
+ عه پس نگفته بودم.آره خیلی به نظرم ضایعست.
رویا: چی ميگي سارا؟ چت شد یهو؟ :))
+ هیچی:)
رادین: چی شد حالا یهو به شلوار من
دانلود آهنگ رضا پیشرو و حصین ابلیس بنام ميري تو لک + متن + پخش آنلاین
♬♪♪♫♪♬
Download ahang Reza Pishro & Hosein Eblis -Miri TuLak
Danlod Ahang Reza Pishro Ft Ho3ein +Text+Online Play
 
♬♪♪♫♪
 
برای دانلود آهنگ ميري تو لک از رضا پیشرو ، حسین ابلیس  به ادامه مطلب مراجعه فرمایید
برای دانلود آهنگ ميري تولک حسین ابلیس و پیشرو روی لینک های زیر کلیک کنید
 
 
دانلود آهنگ با کیفیت 128
 
دانلود آهنگ با کیفیت 320
 
 
 
 
متن آهنگ ميري تو لک حصین   :
بعضی وقتا ميري تو لک
میزنی تو ظبط ی سی دی تو پ
من ادم رفتم ادم موندن نیستنمادم خدافظی کردن عذرخواهی کردن تموم کردن و کردن گرفتنبقیه اهمیت نمیدن که منم ممکنه اسیب ببینم بقیه فقط میبینن ک خودشون رو میبینن ک اسیب دیدن هرچقدرم کوچیک یا بزرگ باشه براشون مهم نیس،فقط اسیبای خودشونو میبینن، میگن من اونم ک همیشه حقو به خودم میدم،اره!اخه هیشکی رو دورم نمیشناسم ک یبارم شده بگه حق باتوعه،بگه توعم اسیب دیدی باید یه کم اروم بشی باید استراحت کنی،هیشکی ندیده ک منم دارم دارم وقتی حرف میزنم اشک تو چشما
یعنیا همونقدری که من به در اومدن دندون های عقلم اهمیت نمیدم بابام به مسئله door close و اينا اهمیت نمیده -ــــ-
 
-هر بار هم که میگم پدرجان داری ميري بیرون از اتاق درو ببند بازم نمیبنده و من مجبورم (اگر مثلثی حساب کنیم :)حول و حوش 5-6 متر رو طی کنم بیام درو ببندم که بعد 10-15 دقیقه دوباره بیاد بازش کنه :////
 
انصافه آخه =/ 
(درسته کولرو خاموش نمیکنه اما باید درو بست دیگه :/)
احتمالا همتون با گروه جیپسی کینگ و آهنگ امامیو آشنا باشیدمن یه زمانی این اهنگ رو فارسی میشنیدم شاید بپرسید چه جوری؟الان متن آهنگی که میشنیدم رو براتون میذارم:اما میاماما میام تا تو تنها از دنیا بریچی ميگي تو بابااااااوراجی نکناما میامامام میام تا تو تنها از دنیا بریچی ميگي تو بابااااااوراجی نکنولش کننه بابا نه بابا نه بابانوکریتو میکنم نوکریتو میکنم(واقعا چه قدر عزت نفس خواننده پایین بوده)ولش کننه بابا نه بابا نه بابانوکریتو میکنم نوکر
اصلا یعنی چی که سرماخوردگی یه ماهه چسبید بیخ گلوم و ول کنم نیست!؟ فکر کنم داروهامونم چینی شدن که دیگه نه آمپول تاثیر داره نه سرم نه قرص و دارو. یعنی همینجوری باید یه وری رو به قبله بیفتی که شاید فرجی شد و بهتر شدی.مثلا یه روز خوبی فرداش آبریزش بینی داری، باز فرداش خوبی، فردای اون گلو درد داری، یه روز دیگه خوبی و یه روز دیگه سردرد داری. بعد وسط این سرماخوردگیا حوصلتم سر میره هیچ ایده و انگیزه ایم نداری کلا!بعدش مامانت میاد یه ظرف کوچولو بهت می
 
بعد الف و بچه اش یه هفته میان خونمون و نمیرن حتی خونشون://
خدایا از دست اينا روانی ام:(
به مامانم میگم اگه قراره الف بیاد اینجا شما هم بدید کربلا آخه هرکی می پرسه اربعین پیاده ميريد؛ میگن نه
مامانم اينا به خاطر درس خوندن من نمیخوان برن ولی اگه الف و بچه اش بیان اینجا کلافه میشم.
ای کاش یه فرجی بشه همه چی درست شه:)
✨﷽✨
✅یک #حدیث قدسی هست که خیلی عجیب،اصلا آدم را از خجالت آب میکند . . .
✍ خداوند تبارک و تعالی میفرماید:یا مُطْلَقاً فِی وِصٰالِنا، اِرْجِع؛ وَ یا مُحلفا عَلِیِّ هجرنا، کَفَر؛ أَنَّما ابعَدنا اِبْلیس لِانَه لَمْ یَسْجُدُ لَکَ، فَواعَجَبا کَیْفَ صَالَحَتْه وَ هَجَرتَنا؛ ای کسی که وصال ما را ترک کرده‌ای، برگرد. و ای کسی که بر جدایی از ما سوگند خورده‌ای، سوگند خود را بشکن. ما ابلیس را برای این از خود راندیم که بر تو سجده نکرد، پس چقدر عجیب
وقتی دکترت بهت میگه گریه برای تو سم هستش
بعد ميري وبلاگش با چشمهایی اشکبار کامنت مینویسی ميري تلگرامش التماسش میکنی که همینقدر ازش برات مونده ازت نگیره 
خوب میشه همین که ضربان قلبت دوباره ميريزه به هم، خوب میشه همین که نفس تنگیت دوباره تشدید میشه
مریضی، وقتی میدونی سودی نداره بازم سعی میکنی بهش ثابت کنی از صمیم قلب دوستش داری
وقتی برای عشقت ارزش قائل نیست چی رو میخوای ثابت کنی
اما واقعا قلب من اینحرفا سرش میشه، نه نمیشه
وقتی نیست دنیا برام
با این مدرسه جدیده اصلا نتونستم کنار بیام تا الان
بی نظمه خیلی
همت که بودم واقعا همه چیز منظم و تمیز بود ولی اینجا کاملا برعکسه
کلا 15 نفر از بچهای ما اومدن اینجا
10 تا تجربی ، 2 تا انسانی و 3 تا هم ریاضی
بقیه همه از مدرسه بینایی اومدن و تک و توک عادی
بینایی هام نمونه ان
با معاون پرورشی کلاس دفاعیو داریم بعد یکی یکی بلندمون کرد که چه کارای هنری بلدین از آشپزی تا مسابقات و اينا
بچهای بینایی همشون بلند میشدن میگفتن فلانیم از مدرسه شهید بین
من هر از 4 ماه باید آزمایش خون بدم. آخرین باری که آزمایش دادم 8 ماه پیش بود. بعد یه 10 روزی هست که من زیاد خسته میشدم، سرگیجه هم داشتم و همچنان هم که مشکل خواب دارم، گفتم برم دکتر حالا که قراره آزمایش بدم اينا رو هم بگم شاید مثلا آهنم پایینه، یا مثلا فشارم زیادی پایینه که خلاصه معلوم بشه چی هست. و البته خب استرسم هم این روزها کم نیست.
 
دیروز صبح رفتم دکتر و همینا رو گفتم و البته خب علت استرسم و سوابق گوارشی م از دفعه پیش تا حالا رو هم گفتم. فشارم رو
داشتم کتابها و دفترها و به طور کلی وسایلم رو دسته بندی میکردم که کدوم رو باید با خودم ببرم و کدوم رو بذارم توی اتاقم خاک بخورهدوتا نامه ی عاشقانه که خودم مخاطبش بودم رو پیدا کردم
راستش حوصله ی خوندنشون رو نداشتم.حتی خبری هم از کنجکاوی نبود !! فکر کن! لحظه ای دلم نخواست بدونم توش چی نوشته شده
فقط به خودم گفتم چرا اينا رو نگه داشتی؟اگه یکی ببینه میشه آش نخورده و دهن سوخته :)) آبروریزی و حالا بیا ثابت کن که تو حتی نخوندیش بابا !!
فندک خوابگاهم رو برد
بعضی از خاطره‌ها
شکل فایل‌های ویروسی‌ان
دیدی هی حذفشون می‌کنی
اما
باز بر‌می‌گردن.
شیفت دیلیت هم اثری نداره روشون.
انگاری جا خوش کردن تو حافظه.
حالا تو نه اینکه در مقابل این خاطره‌ها باشیا.نه.
تو در جریان اينا شناوری.
می‌برنت؛ هرجا که بخوان.
اصلا یه موقع طوری از این دنیا
و ازین هستی دورت می‌کنن
که وقتی به خودت می‌آی؛ می‌گی
کدومش حقیقته؟
یادها مثل قطاری می‌مونن
که اصلا نمی‌دونی چجوری سوار شدی
مقصدش کجاست.
فقط ميري
ميري
ميري
م
آهای شمایی که ميگي اينا مردمن، مطالبه ی به حق دارند، ناراضی اند، باید بریزن تو خیابونا! 
گناه اون بدبختی که یه عمر جون کَنده، تا خرخره تو وام و قسط بوده، با هزار مکافات یه مغازه زده یا پمپ بنزین راه انداخته و داره نون حلال در میاره، چیه که باید سرمایه ی یه عمر تلاشش جلو چشماش آتیش بگیره؟؟ 
مگه اون بنزین رو گرون کرده؟
مگه اون تصویبش کرده؟ 
مگه اون قاچاق کرده؟
اصلا اون بیچاره خودش یکی از همین اقشار آسیب پذیره! 
یعنی باور کنیم کسی که با کلت و نار
 
اینکه تو، متوجه میشی که وای این خنگول گفت من تو عکسام پشت مو دارم! و ميري دیلیت میکنی همه عکساتو، چیز بدی نیست. 
ولی اینکه همه ش ميگي "من وبلاگتو نمیخونم"، چیزیه که دل منو به درد میاره. چون میدونم که میخونی. و عمل میکنی.
فقط من نمیفهمم این چه مدل رفتاره؟
چرا دوست داری همیشه یه جور رفتار کنی انگار عقیم هستی؟ انگار homoual هستی؟
به همه تون میگم، به همه شماها که فکر میکنین که باید خودتون رو بی عشق و بی تفاوت نشون بدین.
دوست داشتن ضعف نیست.
به آدم ها ب
میدونین چیه من میدونم ک دوسم داره اما دیگ حرفای عاشقونش خوشحالم ننیکنع زیاد فقط ی درد میذاره رد بقیع دردا 
ی درد خیلی عمیق 
نمیدونم چرا اما عجیب دلم چن وقت نبودن میخاد 
نباشم ببینم همه اينا راسته واقعا؟ یا اونی ک من فک میکنم درسته . حقیقتی ک دلم نمیخاد هیچوقت باورش کنم اما
میخاستم اینجا از عشق و عاشقیمون بگم میدونم اما اينا هم جزوشه 
علشقی فقط خنده و خوشحالی نیس 
درد داره خیلیم درد داره اما فک کنم مال من بیشترم هس
اینکه من الان دچار احساسات متناقصم موضوع عجیبی نیست و مشکلی هم باهاش ندارم پس میخوام راحت درموردت صحبت کنم
اینکه هستی، مهربونی و مغروری و میدونم ته ته ذهنت ی گوشه ای واسه من داشتی و شاید هنوز داری.اينا بهم حس خوبی میدهاینکه سعی میکنی حمایتم کنی خوبه. با همه ی بچگی هات، عجیب غریب کاریات و ايناک البته اينا ب من ربطی نداره:)
ازینکه با هم متفاوتیم، از هر نظری ک بگیم، اعتقادات، ت، ظاهر و.اما با این همه تفاوت هر دومون حس خوبی بهم داریم خوشح
X:اون دختره رضایی هم مثل توئه ،تو بیو اینستاش نوشته لشکر سلیمانی:/جانم فدای رهبر
من: لشکر سلیمانی؟ سردار سلیمانیو ميگي؟
X:آره همون !
من: خب چه ربطی داشت الان؟!  من که تو بیو چیزی ننوشتم ، راجب رهبرو سردارم حرفی نزدم:/
X:لاله تو که اینجوری نبودی؟!
من:چجوری؟
X:همینجوری که الان هستی ،سخت گیر
من: xمگه تو قبلا منو میشناختی که اینجوری ميگي؟ تو فقط اسم منو از زبون بقیه شنیدی :/
X:شل کن بابا ! تهش این ترم اینطوری :/ ترم بعدتم میبینیم چه فتراتی میکنی:/
من:
 
+هوم
"روزی که میاد"، همه‌ی اينا گذشتن. 
روزی که "میاد"، همه‌ی اينا گذشتن. 
"روزی" که میاد، همه‌ی اينا گذشتن. 
 
پ ن: چند روزه خیلی کم کتاب میخونم. کلاً 20 صفحه از دنیای قشنگِ نو رو خوندم تو این مدت. بیشترِ وقتمو پای فیلمایِ آموزشیِ VBA اِکسل میگذرونم. خوب و مفید پیش میره. تقریباً همه چیشو یاد ميگيرم و ذهنم به چیزایی که درس نمیده هم سرک میکشه. مهم نیست. 
اوایل تابستون بود فک کنم، که به این نتیجه رسیدم "روزی که میاد"، همه‌ی اينا گذشتن. و اگه بر مبنای همین ا
رمان فاز تنهایی
دانلود رمان فاز تنهایی اثر ریحانه صدری با فرمت های pdf ، اندروید، آیفون و جاوا با ویرایش جدید و لینک مستقیم
داستان این رمان راجب دختر فرانسوی به اسم ماریا است که به سبب حرفه پدرش که پلیس هست مورد تهدید گروهی از مافیا قرار می گیرد ، او ناچار می شود با امیرعلی که یک پلیس متعصب ایرانی است ازدواج کند و با امیرعلی به ایران بیاید ، اختلاف فرهنگی و عقیدتی این دو شخص پیشامدی به وجود می آورد که خواندنش خالی از لطف نیست …
خلاصه رمان فاز ت
آقا من یه چیز بگمپست‌های قبلی وبلاگم رو که خوندم ترسیدم، یه تم عجیبی داشت توشون. یه تمی مثل مسخ شدن، مثل آدم پارانوئید. شاید به خاطر این که توضیح ندادم دقیقا چی‌ان، اينا تیکه پاره داستان‌ان در زبان محاوره خودم. جمله‌هایی‌ن که توی یه لحظه،برقشون به سرم می‌خوره، یه لحظه‌ای نازل می‌شن و ازش یه تیکه داستان در میاد. شاید اینو توی توضیحات وبلاگم یا یه جایی که جلوی چشم همه باشه بنویسم تا بدونین قضیه چیه و اينا.
:)
بعد از گرافیک عکس و اينا برسیم یواش یواش به سر فصل های انیمیشن سازی و اينا ! خب همه کارتون دیدن دیگه منظور من اون کارتون های 3 بعدی نیست دو بعدی به قول خودمان موشن گرافیک هستش تو این دوره یکم با محیط افترافکت و کار با اون رو یاد ميگيرم و بعد از یاد گرفتن اقدام به ساختن انیمیشن های کوتاه موشن گرافیک میپردازیم
متن ترانه عرفان راد و مبین ماهد به نام نیستی

هنو دلم میره برا خنده هاتهنو دنیا منه اون جفت چشاتوقتی که تو نیستی قدم میزنمتنها زیر بارون به یاد تو منمصدای شرشر بارونو کمبودم چشمای لعنتیتبگو چطور بی رحم بی من راحتیبگو کجا برم رد نشی هرشب ازسرمهی مرورت کردمو رو جفت چشات قفلی زدمدیوونه دیوونه ميگي قلبم نمیتونه بمونهدیوونه دیوونه دیدی رفتن واست چه آسونهدیوونه دیوونهدیوونه دیوونه بیا برگردیم ما باز به این خونهدیوونه دیوونه ميگي قلبم نمیتونه
قدرت با ذات ادمیزاد چی کار میکنه؟
 
+رفتم واسه یکی از اقوام وقت دکتر بگیرم
منشیه گفت بیا این لیستو بگیر اسم ت رو بعد اينا بنویس .
چن تا پیرزن و پیرمرد اونجا بودن سواد نداشتن گفتن خانوم ما از چندساعته اینجاییم اسممونو بنویس .نوشتم.۳ نفر.منشیه گفت این دفترچه ها رو اومدن گداشتن اسم اينا رو بنویس من باید برم.
و من هر کاری کردم وقتی اون رفت نتونستم اسم فامیلمونو چهارمین نفر ننویسم!
دیگه چطور میتونم از بقیه قدر قدرتا انتقاد کنم؟؟؟
 
رمان فاز تنهایی
دانلود رمان فاز تنهایی اثر ریحانه صدری با فرمت های pdf ، اندروید، آیفون و جاوا با ویرایش جدید و لینک مستقیم
داستان این رمان راجب دختر فرانسوی به اسم ماریا است که به سبب حرفه پدرش که پلیس هست مورد تهدید گروهی از مافیا قرار می گیرد ، او ناچار می شود با امیرعلی که یک پلیس متعصب ایرانی است ازدواج کند و با امیرعلی به ایران بیاید ، اختلاف فرهنگی و عقیدتی این دو شخص پیشامدی به وجود می آورد که خواندنش خالی از لطف نیست …
خلاصه رمان فاز ت
یه ورود عرزشی ممنوع باید بتپونم سر در اینجا
والا
من اصاب مصاب ندارما
من بعد چیزی به من بگین خخاااااااارتونو خفیف تون میکنم
چخه
اینجا واس منه آزادی بیان و کوفت و زهرمارم توش نی هرچی من بگم
 
 
گویا دیشب زیادی شلوغش کردم
یعنی اينا زیادی شلوغش کرده بودن
ما رو بگو فک میکردیم اينا زدن 4000 تا آمریکایی رو کتلت کردن
زهی خیال باطل
زمین خالی فتح کردن برا من
آیا این ضایع نیست با وجود اینکه در همه دانشگاه ها دختر و پسرها راحت با هم سلام و علیک و ارتباط دارن (منظورم جلف بازی و . نیست) به هر حال هم کلاسی هستن و سلام و علیک دارن و می تونن حرف هاشون رو مستقیم بزنن به هم.
آیا این ضایع و مسخره نیست که ما بریم مثلا به حاج آقای دانشگاه شرایط مون رو بگیم و بگیم که مثلا به ما یک دختر خوب معرفی بکنه؟، یا کسی که شرایطش با ما جوره؟، خب ما می تونیم خودمون مستقیم به هر دختری که خوش مون اومد بگیم؟، اصلا توی دانشگاه ها د
یک سری نکات باید یادت باشه!
کتاب خوندن، تفریح داشتن،وقت برای خودت گذاشتن،دعا خوندن و
یادت که چه عرض کنم بشه جزئی از وجودت؛ چندبار سعی کردی ونشد و رهاش کردی اینبار قرص و محکم پاش بمون سختیاش،تنبلیاش،فرار کردناش،دیر نتیجه دیدناش پاش که بمونی همه اينا میشه و وقتی میتونی بگی قوی هستی که جلو اينا بایستی نه اینکه حاضر و آماده در وجودت باشه(ع،م،خ پ،ح،ل،ص ش)
 
✅روز ششم
✅شب بیست و سوم
   فلانی ماشین اش از این شاسی بلندهای بزرگه. لذا براش سخته با این ماشین توی مرکز شهر رفت و آمد کنه‌. اینطوریه که به بهمانی میگه برو ماشین بیساری رو(که خونه اش ۱۰ دقیقه پیاده تا خونه ی فلانی فاصله داره) رو برام بیار که من صبح برم دنبال کارام. حالا شب ساعت ۱۱ اينا، یکی از بیساریا ماشین رو برده در خونه ی فلانی و از اون ور بهمانی رفته اون بیساری راننده رو برگردونده خونه. میدونم سر گیجه گرفتین ولی اينا رو گفتم که بگم در وهله ی اول مثل بیساری و بهمانی
دیروز به آقای ج تصمیم گرفتیم که امروز صبح میشد رفتیم پیش مهندس بهش بگیم که دیگه  نمیایم آخه ببین 1 سالی میشه که داریم باهاش یه دوره اموزشی رو میگذرونیم ، خیلی طولانی شده دوره ش دیگه خسته شدیم . ج که دیگه به تهش رسیده منم که از دور خارج شدم . امروز 9 صبح میدون مفتح قرار گذاشتیم هم دیگه رو ببینم راجب این صحبت کنم که دیگه نمیایم . رسیدم جالب بود اون زود رسید بود و نشسته بود روی نیکمت منو دیدمش به ج گفتم حاجی مهندس اونجا نشسته تا مارو دید دستشو بلند کر
قبول دارین یه سری چیزا واقعا رو مخ آدمن؟ مثلا هورت کشیدن چایی ،خروپف کردن ،ملچ مولوچ کردن(رومخی اعظم)و. .یکی از چیزایی که همیشه آزارم میده حرف زدن با آدماییه که همیشه حرف خودشونو میزنن یعنیا اصلا نمیخوان قبول کنن  حقیقت و حالا تو بیا هزارتا دلیل و مدرک بیار انگار واسه دیوار حرف میزنی البته اغلبم به نفعشون نیست که بفهمن چی ميگي، پس چی میتونه از این بهتر باشه که خودشونو بزنن به کوچه ی علی چپ؟ حتی مورد داشتیم اون وسط مسطاگیس و گیس کشی راه افتاد
گوشی رو برداشتم رفتم بالا سر مریض تخت یک. سی و خورده ای سال داشت. پتو رو داده بود رو پاهاش و لباس بخش رو تنش نکرده بود. سلام کردم گفتم اوضاع احوال؟ گفت: شکر. پرسیدم: مشکلتون چی بوده شما؟ گفت: عفونت ادراری داشتم. از نوع قوی! رفتم دکتر گفتش باید چند روز بستری شی دارو بگیری. هیکل تنومندی داشت. سینه های ستبر و بازوهای به هم پیچیده. با خودم گفتم لابد راننده کامیونه تو این دستشویی های بین راهی مبتلا شده! پرسیدم: شغلت چیه؟ با صدای آروم بهم گفت: من شغل ندار
حالم خوب است، نه از اون حال خوبایی که از ته دل بخندم، کلی بدوم، بالا و پایین بپرم یا دستامو هوا کنم نه از اينا نه.
از اون حال خوبایی که دیگه به یه خط ثابت میرسی 
پاره پاره های قلبت رو به دست ميگيری، گریه میکنی، بیصدا تو خلوتتتنهایی 
یهو یاد مرگ می افتم یاد لحظه ای که دیگه نیستم و هیچ کدوم از اينا اهمیت نداره 
آروم ميگيرم، آخر که چی یه روزی یه جایی مرگ هم به سراغ من میاد و خط ثابت زندگی من ابدی میشه.
 
پ ن: به خودم قول ساختن دادم ساختن دل ، زندگی
بهش گفتم که دیروز یاد تولد سی سالگیش افتادمپنج سال پیش. تو کارگاه. با بچه ها جمع شدیم و غافلگیرش کردیم. یادمه براش رنگ و قلمو و بوم و پالت گرفته بودم. که بتونه نقش بزنه حرفهایی رو که به کلام نمیانچند روز پیش، و در آستانه ی سی و پنج سالگیش، برای خداحافظی جمع شدیم تو کارگاهبهش گفتم، یادته پارسال، روز تولدت نشسته بودیم رو یکی نیمکت های وسط بلوار کشاورز و با هم حرف میزدیم؟!. که تو روز اول کار کردنت بود در شغل جدید. اون روزی که من اصلا یاد
یادمه یه بار "ع" تو گروه گفت حالم بده. به صد اصرار بچه ها گفت علت حال بدش دعوا شه. بچه ها همه مسخرش کردن. من گفتم ما که از حجم مشکلات بقیه خبر نداریم. قضاوتش نکنید. 
یکم بعد به" ع" گفتم با پدرم حرفم شد، از هوش رفتم. مسخرم کرد گفت: چه لوسی! هیچکس نبود بگه از حجم مشکلات ساجی خبر نداری که؟ 
وقتی من شکست عشقی خوردم، یه مشت ادم نفهم خوشی زیر دل زده دورم بودن که میگفتن اوووووه حالا مگه چی شده؟ همین؟ بابا اون پسره الان داره با صد تا مثل تو لاس میزنه ت
چشمامو می‌بندم. یاد تو می‌افتم. همه چیزِ تو. لب‌های همیشه سردت. دستای نرمت. آغوش گرمت. چه کلیشه‌ای و غم‌انگیزن این جملات.کلمه‌ها دیگه به درد نمی‌خورن. کاش میشد حسم رو منتقل کنم.سرگیجه دارم. به محبت‌های بقیه واکنش نشون نمیدم. صورتت دور سرم می‌چرخه. معده‌ام به نبودنت عادت نکرده. گردنم بی‌تاب لمس شدن توسط انگشتاته.تو شلوغی‌های این روزا جات خالیه. سرم گیج می‌ره. کسی نیست دستمو بگیره زمین نخورم. هی می‌افتم. می‌ترسم محو شم از رو زمین ماکان.ز
١.آبو رها کردی تو جوباما هرچه منتظر میشی میبینی به زمینت نمیرسه!!وارسی میکنی میبینی یه آدم بی فکر یه کیسه بزرگ آشغال انداخته وسط جوب و مسیر آبو بکلی بسته!چکار میکنی ؟!بی معطلی برش میداری؟ یا ميگي بذار اول ببینم کار کدوم فلان فلان شده آشغالی بوده تا بعد؟!قطعا پیش از هرکار و هر سوالی ميري برش میداری. آبت داره هدر میره.٢.عبدالله بن سنان به امام صادق (ع ) عرض کرد: پسر عمویی دارم، من نسبت به او رعایت صله ارحام می کنم ولی او رعایت مرا نمی کند! و این موض
چند روزیه که دست دستی میکنی اولش خیلی اروم دستاتو اوردی کنار هم و رفته رفته دیدی اگر محکم تر بزنی صدا میده وااااااای چه حال و هوای خوووبی دارم وقتی تو دست میزنی گاهی ایقد ذوق میکنم که دوست دارم بخوووورمت میدونی چیه دخترم!تو دنیاااااایی منی عمرمی نفسمی خلاصه مدتیه که اب ميگي نم نم ميگي و دل ما هم اب میکنی واقعا بچه خیلی عششششقه گاهی نمیشه حال و هواتو تو کلمات جا بدی!
این روزا دنبال ترتیب دادن جشن دندونیت هستم و دوست دارم خودم لباستو درست کنم
نامه‌ی به هاجر یک ساعت و سی و شش دقیقه‌ی پیشه، قبل از اینکه برگردی. بهت گفته بودم این اتفاق میفته. که برمیگردی و به همه سر میزنی و اتفاقی میبینمت و میگم اینجایی؟ ميگي اره دیگه. بعد الکی ميگي می‌خواستم سورپرایزت کنم. هر چی می‌خوام نگاه خوبی داشته باشم نمیتونم، نمیذاری‌، نمیشه. وقتی باهام حرف می‌زدی صداتو نمیشنیدم. صدای هوهوی باد می‌اومد. صدای دلق دلق باد تو قاشق زنگ زده که با حلبی دورش از نخ آویزون شده. صدای افتادن قاشق پوسیده و تکه تکه شدن
مثل ماهی میمونم که از کنج تنگ نقلیش درش میارن و میندازنش تو دریا،نمیدونه کجاس، واسه چی اینجاس ؟اصن قراره چی بشه !از کدوم طرف باید بره؟این روزا ذهنم پر از سواله،یعنی من اشتباه انتخاب کردم؟ نکنه به خودم ضربه بزنم آیندم چی میشه؟قراره چکار کنم من.دورم پر از آدماییه که با تجربه ای که خودشوندارن میگن بلید چکار کنم ،میگن داری راه اشتباهی رو ميري ،این راه تهش هیچی نداره برات فقط عمرت و هدر میدی.راستش و بگم من از اولش مطمئن بودم به انتخاب رشته ام،.یع
خب
بالاخره نهم آبان هم تموم شد
یعنی دیروز
هرچی چشم دوختم به گوشی و تلفن و فضای مجازی و .
دریغ از یه تبریک خشک و خالی
چرا، از حق نگذریم، بانک و همراه اول تبریک گفتن همون صبح اول وقت
یه سوال فنی
اينا که روز تولدشون هی دوستاشون بهشون تبریک میگن
رفیقاشون زنگشون میزنن تبریک میگن
اينا فتوشاپن؟ مال تو فیلماس؟
منکه ندیدم
به هرحال
تولدم مبارک
ما آبانیا با خلوت و تنهاییمون سازگاریم
 
پ.ن: غرق احساسم، ولی غرق خواب هم هستم
شاید فردا بیشتر نوشتم
شاید
:( اشکمو در آورد
خیلی دوز عشقش بالا بود
برفی ( رانبیر کپور) یه پسر ناشنواس ( طبیعتاً حرفم نمیتونه بزنه) که یکمم شیطنتاش زیاده و از لحاظ عقلی هم نه اینکه کم داشته باشه، اما کارای متعارف نمیکنه. خیلی برونگرا و شاد و آزاد زندگی میکنه. 
ی ، دختر یه سروانه که برای یه مدتی میاد توی اون محله، و اينا رفته رفته به هم علاقه مند میشن. اما ی نامزد داره و بعد از مدتی باید برگرده. دیگه بقیه شو براتون تعریف نمیکنم. اما همینو میگم که بدونید داستان اصلی شا
بهش گفتم که دیروز یاد تولد سی سالگیش افتادمپنج سال پیش. تو کارگاه. با بچه ها جمع شدیم و غافلگیرش کردیم. یادمه براش رنگ و قلمو و بوم و پالت گرفته بودم. که بتونه نقش بزنه حرفهایی رو که به کلام نمیانچند روز پیش، و در آستانه ی سی و پنج سالگیش، برای خداحافظی جمع شدیم تو کارگاهبهش گفتم، یادته پارسال، روز تولدت نشسته بودیم رو یکی نیمکت های وسط بلوار کشاورز و با هم حرف میزدیم؟!. که تو روز اول کار کردنت بود در شغل جدید. اون روزی که من اصلا یاد
زیر فشار فکر لابه لای غم ميري نیس کسی درک کنه حالو روز تو رو به اجبار اومدیو داری نخواسته ميري جمع کن بنیان کج غم شبوعرضه ادبو احترام       چن سالیه که درگیر اجتمام   ههَاشتباه رو اشتباه   سرتا پا توجیه شده اجتمامَمدور و بریامم اتفاقا  میخوان اشتباه کنم از ته چاهمنَ چشمام بازه رو هدفمم وقتی میخونم دشمنا استتار کَر
دندونو ساییدم  کفریم از قشرِ راحت ترین راه این بوده که بخونمو بشم استوارترترو خشک سوختن پای هم ولی من سریعترینم نمیذارم بمیرم
عکس آقای خامنه ای

تبلیغات

آخرین مطالب