نتایج پست ها برای عبارت :

تیکه هایی از یک

چی شد ک کسایی ک پیشگام بودن در علم اناتومی (آناتومیست های اولیه) تصمیم گرفتن برا تيکه به تيکه، سوراخ به سوراخ، درز به درز اسکال اسم بزارن؟ و چیشد ک استاید اناتومی تصمیم گرفتن تيکه به تيکه، سوراخ به سوراخ، درز به درز اسکال رو درس بدن و در عاخر ازش امتحان بگیرن؟
بابا چهارتا تيکه استخون دور هم جمع شده بودن داشتن زندگیشونو ميکردن:|
این روزا خیلی قاراش میشه همه چی انگار بهم ریخته
روزای خیلی مهمیه انگار.
یه تيکه از دلم تو حرمه
یه تيکه ش تو بیمارستان
یه تيکه اش تو یه شهر غریب پیش یه عزیز
یه تيکه ش تو جلسه خواستگاری ودرگیر سئوال جواب
.
کار حسسسابی سنگین شده و نفس آدمو میبره
و امروز یه ضربه ی سنگین انگار از خواب بیدارت ميکنه!
. هم رفت!
باتعجب و بهت میپرسی اونکه چیزیش نبود! اما او رفته بدون دلیل قانع کننده ی پزشکی
میخوای بگی هنوز زود بود اما زبونت نمیچرخه چون در هر حال مرگ از ر
پامو یواش می‌ذارم رو زمین، دوباره. دور از جای خالی آینه روی دیوار روی جای پای امن بعدی‌. جایی که خرده شیشه نباشه‌.با امروز می‌شه بیست روز . درست بیست روز از اون روزی که تمام آینه‌های خونه رو شدم می‌گذره، کم کم داره تصویرم از ذهنم می‌ره. به جز چندتا تيکه تصویر. تصویرایی از بازتابی گنگ توی آینه‌های تکه تکه. یه تيکه از ریش جوگندمی‌ام - یه تيکه از گوشه‌ی قرمز چشمام. 
پامو یواش می‌ذارم رو زمین، دوباره. دور از جای خالی آینه روی دیوار روی جای پای امن بعدی‌. جایی که خرده شیشه نباشه‌.با امروز می‌شه بیست روز . درست بیست روز از اون روزی که تمام آینه‌های خونه رو شدم می‌گذره، کم کم داره تصویرم از ذهنم می‌ره. به جز چندتا تيکه تصویر. تصویرایی از بازتابی گنگ توی آینه‌های تکه تکه. یه تيکه از ریش جوگندمی‌ام، یه تيکه از گوشه‌ی قرمز چشمام و یه تيکه از گوشه لبم.+ یه چیز رو می‌دونی؟ این که دروغ جلوی آینه جایی نداره،
 
We never t the timing right,
I shot him down and he did the same to me.
 
جملات زیبا رو دارم جمع آوری ميکنم.
 
حقیقتش نمیدونم چرا تا این چنین جمله هايي رو میبینم سریع مینویسم.
 
انگار یه چیزی گوشه ذهنمه، که حتی نمیدونم چی هست و از کجا میاد.
 
ولی انگار یه تيکه هست توی زندگی من که هنوز دنبال اینم که اون قطعه، اون تيکه رو پیدا کنم و بذارم سر جاش.
از این به بعد هر کی از اون هواپیمای مسافربری که امريکا (؟؟؟؟!!)زد حرف بزنه انقدر میزنمش تا بمیره
مردشور برده های کثافت 
ایشالا همتون تيکه تيکه شید.همین بلاها سر عزیزاتون بیاد.زجر بکشید زجر بکشید تا بمیرید
برای من يکی که دیگه حال و روزی نمونده
 
آقا من یه چیز بگمپست‌های قبلی وبلاگم رو که خوندم ترسیدم، یه تم عجیبی داشت توشون. یه تمی مثل مسخ شدن، مثل آدم پارانوئید. شاید به خاطر این که توضیح ندادم دقیقا چی‌ان، اینا تيکه پاره داستان‌ان در زبان محاوره خودم. جمله‌هايي‌ن که توی یه لحظه،برقشون به سرم می‌خوره، یه لحظه‌ای نازل می‌شن و ازش یه تيکه داستان در میاد. شاید اینو توی توضیحات وبلاگم یا یه جایی که جلوی چشم همه باشه بنویسم تا بدونین قضیه چیه و اینا.
:)
امشب و در همین لحظه عمیقا دلم میخواد دوستی رو داشتم که راحت و بدون فکر میرفتم تو صفحه چتش و مینوشتم.از هرچی که تو ذهنم میاد.متن آهنگایی که گوش میدم رو تيکه تيکه بنویسم براش و خیالم راحت باشه صبح که میبینه لبخند میزنه با دیدن اون همه پیام.
به نظرمن مورچه هاخیلی اسکلن،چون سروتهشون روهم که بزنی باید مثل خرکارکنن.اون روز دوتاشون توجهموجلب کردیه کناری،یه تيکه نون خیلییییییی کوچيک به اندازه یه نقطه،داشتن جابه جاميکردندلم سوخت یه تيکه بزرگ نون (بزرگ ازنظراونایعنی)،یعنی یه چیزی درحد ذخیره یه ماهشون گذاشتم تومسیرشون تواون قسمت که نوناشونوجمع ميکردن که دیگه انقدراینوراونورنرن واسه یه تيکه نون،بازم بدوبدو رفتن اون سرشهرکه حالااون یه نقطه روباربزنن ببرن،انگاراون تيکه نسبتا بز
ردیف چیست؟
همانطور که از معنای آن بر می آید یعنی پشت سر هم بودن ومرتب
بودن.ازآنجایی که در زمانهای گذشته قبل از علی اکبر خان فراهانی موسیقی ما
بصورت مقامی بوده یا به عبارتی تيکه تيکه بوده برای هر روز يک لحن و آهنگ
وجود داشته و علی اکبرخان بخش ها و تيکه های همجنس رو با هم در يک قالب
قرار داد تا با هم تجمیع شوند و نام دستگاه به آن ها داد.خوب الان گفتیم که
موسیقی تيکه تيکه بوده پس بنابراین وقتی این تيکه ها کنار هم قرار گرفتن
باز هم طیف های مختلفی
عکس متن دار یا عکس نوشته مدتی است که بهترین ابزار برای بیان احوالات و دل گفته های خاموش شده ی ماست ! به زبان ساده تر برای توصیف احساسات و افکارمان برای ارتباط به دوستان و اشنایان در اینستاگرام و تلگرام و فیس بوک و شبکه های اجتماعی به کار می بریم
با یه دنیا تلاش، یه عاااالم تلاش، تيکه های گم شده و پخش وجودمو  اینور و اونور دارم می گردم و پیدا می کنم.
چه هااااا کشیدم تا خودمو پیدا کنم. چه ها کشیدم.! و هنوز هم پیدا نشدم!
.
.
.
هع آه.
 
می گردم
می گردم
می گردم
و باز می گردم
کار ما تا آخر دنیا جست و جوهاستما آدما پاره های گمشده ی وجود همیم؟ :) چه اونچه از چند سال قبل گم کردیم و چه از ازل. تا که خود ازلیمونو یادمون بیاد. یا شاید قبل تر از اون(فک کنم که توی ازل وما يکی نبودیم اما مطمین نیستم). که ه
به نظرمن مورچه ها خیلیاسکلن،چون سروتهشون روهم که بزنی باید مثل خرکارکنن.
اون روز دوتاشون توجهموجلب کردیه کناری،یه تيکه نون خیلییییییی کوچيک به اندازه یه نقطه،داشتن جابه جاميکردندلم سوخت یه تيکه بزرگ نون (بزرگ ازنظراونایعنی)،یعنی یه چیزی درحد ذخیره یه ماهشون گذاشتم تومسیرشون تواون قسمت که نوناشونوجمع ميکردن که دیگه انقدراینوراونورنرن واسه یه تيکه نون،بازم بدوبدو رفتن اون سرشهرکه حالااون یه نقطه روباربزنن ببرن،انگاراون تيکه نسبتا ب
به نظرمن مورچه ها خیلی اسکلن،چون سروتهشون روهم که بزنی باید مثل خرکارکنن.
اون روز دوتاشون توجهموجلب کردیه کناری،یه تيکه نون خیلییییییی کوچيک به اندازه یه نقطه،داشتن جابه جاميکردندلم سوخت یه تيکه بزرگ نون (بزرگ ازنظراونایعنی)،یعنی یه چیزی درحد ذخیره یه ماهشون گذاشتم تومسیرشون تواون قسمت که نوناشونوجمع ميکردن که دیگه انقدراینوراونورنرن واسه یه تيکه نون،بازم بدوبدو رفتن اون سرشهرکه حالااون یه نقطه روباربزنن ببرن،انگاراون تيکه نسبتا ب
به نظرمن مورچه ها خیلی اسکلن،چون سروتهشون روهم که بزنی باید مثل خرکارکنن.
اون روز دوتاشون توجهموجلب کردیه کناری،یه تيکه نون خیلییییییی کوچيک به اندازه یه نقطه،داشتن جابه جاميکردندلم سوخت یه تيکه بزرگ نون (بزرگ ازنظراونایعنی)،یعنی یه چیزی درحد ذخیره یه ماهشون گذاشتم تومسیرشون تواون قسمت که نوناشونوجمع ميکردن که دیگه انقدراینوراونورنرن واسه یه تيکه نون،بازم بدوبدو رفتن اون سرشهرکه حالااون یه نقطه روباربزنن ببرن،انگاراون تيکه نسبتا ب
برای یه کسی که یه تار مو یا یه نخ فوق العاده نازک  وصلش کرده به کارایی که داره انجام میده و تقریبا ازشون بیزار شده! .
سخت گیری و ایراد بی اسرائیلی گرفتن در حکم یه قیچیه !
و اینو نمیفهمن و فک ميکنن من نمیفهمم!
شاید واقعا من نمیفهمم و اونا میفهمن!
شاید هردو یا هیچ کدوم!شاید هممون نمیفهمیم.
ولی اینو میدونم همه اون چیزایی که فک ميکنن فهمیدنو درست میدونن!
هر‌ چی هست .
قیچیه دیگه تار مو رو قیچی کرده و افتاده به جونم!که تيکه تيکه ام کنه!
و این مسخره ا
یه عزیزی نوشته بود کاش برگردیم به دورانی که نهایت غممون شکست عشقی بود.بعد سوالی که برام پیش اومد اینه که مگه شکست عشقی آسونه؟ من سر شکست عشقیم رسما متلاشی شدمیعنی برای من اینجوری بود که انگار زنده زنده داشتم جون میدادم حالا نمیدونم شایدم من خیلی لطیف و حساسم به هر حال.طول کشید تا تيکه تيکه هامو جمع کنم و خودمو پیدا کنم.ولی انقدر اون روزها تلخن که حتی نمیخوام یادم بیاد.البته دروغ چرا.وقتی مرور ميکنم که چه روزایی رو از سر گذروندم و بالاخر
با وجود تيکه پاره شدن هم وطنام
بی خانمان شدن خیلی ها
تيکه پاره شدن مردم منطقه ای که ازش بیرون اومدم و توش به دنیا اومدم
فقر، نداری، 
ولی امید و انرژی ای که توی هم وطنام، هم زبان هام (که محدود به کشورم نیستن) و همه کسانی که از منطقه من بیرون میان، مخصوصا اونهايي که مثل خودم معمولی و عادی بزرگ شدن، دارن، از همه مردم کشورهای مرفه بیشتره.
خیلی دوستون دارم.
 
قلبم تيکه تيکه و ریش ریش هست.
 
حداقل سه هفته میشه که درست نخوابیدم.
 
غم دوری، مهاجرت، نداری
این روزا یه دنیا حرف دارم برای گفتن اما انقد همه چی تو ذهنم رسوب کرده که باید با کلنگ به جونشون بیفتم و تيکه تيکه جداشون کنم 
اول از چیزی می نویسم که خیلی آزرده خاطرم کرد، می نویسم شاید کمک کنه حتی برای يک نفر ، برای يک لحظه، اثرگذار باشه .
رفته بودم مسجد، مسجد روبروی خونه مادرِ همسرم، یه خانومی که سعی ميکرد با مثلا زبون خوش همه رو به خودش جلب کنه و انگار پای ثابت مسجد بود، همینطور که داشت شکلات پخش ميکرد، اومد سمت من، حواسم به گوشی بود، سریع ی
تا حالا شده تو خونه نشسته باشین و یهو یه چیز شکستنی بدون دخالت هیچ کس جلو چشمتون پودر شه و بریزه زمین؟
اینجور مواقع ماتی میگه چشم بد دور !خورد فلان چیز!
_بماند که این دو سه روز بدجور از دست ماتی شکارم .چون یه کمک ریز به من نمیده .و نشسته به گوشه و از دست پخت و ترتیب خونه و نمک فلفل غذا و دم نکشیدن چایی گله ميکنه .!و بد تر کارارو میریزه رو سر من.و لحاف تشکشو آورده براش ملافه بدوزم.!و جارو داده دستم که که برگای تو حیاط رو هم جارو کنم!و سر ساعت ۶و نی
سالگرد مهسا رو نمیذاره برم فردا. میگه یه ماه تموم نشده.
بعد از این همه بدبختی که کشیدم.بعد این همه خونه نشینی.این حرفِ آخه؟!! 
بهونه نیست؟!!! 
حقمه تو يکی از مراسماش شرکت کنم.به خدا این يکی حقمه :,((((
دلم میخواد سرمو بکوبم به دیوار هزار تيکه شه.به جاش ماگ قشنگمو هزار تيکه کردم: (( أه :`((
+ دیشب باز یه چیزایی یادم اومد از اون موقع که کنار پنجره خوابگاه دراز کشیده بودم و هیچکس نبود و ترس بود و یه کم تنهايي و یه انرژی خوب که کنار گوشم بود . دیگه تکرار نشد برام .
+ چرا اگه تا ابد هم طول بکشه باز هم دلت تنگ میشه؟ تو هی عوض میشی ولی هنوزم یه تيکه هايي هست که نمیشه جداشون کرد . یه روز همه ی حرفا و خاطره هايي که نوشتیم رو پاک ميکنم . اون موقع دیگه سعی ميکنم حتی هر از گاهی هم چیزی یادم نیاد.
چندی پیش شوهرِ خواهرزاده چند تا ماهی گرفته بود بیشتر برای تفریح. اونها رو داد به ما. میشد اونها رو سرخ کرد و شاید دو نفر رو سیر می کرد.
ولی یه چند روزی تو یخچال موند. آخرش گفتم بدید من ببرم بدم به چند تا گربه که همیشه اونها رو می بینم.
دو کوچه بالاتر از ما سه تا گربه ناز پشمالو همیشه تو کوچه هستن و بازی ميکنن.
ماهی ها رو تيکه کرده و تو نایلون گذاشتم و با خودم بردم. ابتدا اونها رو ندیدم ولی بعد دیدم رفتن زیر یه ماشین و دارن بازی می کنن. البته يکی از او
ترور ژنرال پر افتخار ایرانیا، حدود 500 میلیون حیوونی که توی استرالیا جزغاله شدن، 80 تا هموطن کرمانی که بخاطر بی عقلی مسئولین و خیلی دلایل دیگه له شدن، 140 تا هموطن که با سقوط هواپیما تيکه تيکه شدن (و پوشش خبری داده نمیشه) زن و مرد و بچه. وای به حال ما. وای به حال بچه هامون که عهد ببندیم هیچ انسانی رو ما وارد کره زمین نکنیم. 
+ دی ماه همیشه نحسه. همیشه نحسه. پلاسکو آخ پلاسکو. اتوبوس مرگ دانشگاه آزاد.
+ روز به روز این خاک داره بیشتر له میشه. ما داریم
وقتی میگی کشورمو دوست دارم حست نسبت بهش میشه خونه،خونه‌ای که مطمئنی صاحب داره. بعد هم تو و همه‌ی دیگه میشید خواهر و برادر، خواهر و برادرها (در يک خانواده‌ی سالم) حتی اگه با نظرات پدرشون جور نباشن حتی اگه قوانین حاکم به خونه را يکی درمیون قبول داشته باشن حتی اگه سلایق همدیگه را نپسندند و گاهی جنگ و دعوا هم داشته باشن حتی اگه .اما می‌دونند که وقتی خانواده تو شرایط سخت و پر استرس قرار داره باید کنار هم باشند کینه‌های گذشته را بذارن واسه بعد
وایسادم کنار در فست فودی و وانمود کردم دارم با گوشی کار می کنم.- یه تيکه مرغ بندازیم واسه اش؟+ خَری ها! آخه کی به گربه غذا می ده؟! گربه باید آشغال بخوره! باید سرش رو بکنه توی جوب و هرچی گیرش اومد بکنه توی شکمش!از جاش بلند شد و یه خورده مرغ گرفت توی دست چپش تا در رو باز کنه و بندازه بیرون. رفیقش لباسش رو کشید و گفت: نمی خواد حالا حامی حیوانات باشی. من و تو باید غذا بخوریم که هر روز مثل سگ داریم کار می کنیم.- گشنگی انسان و حیوون نمی شناسه! گشنه که باشی، ا
پيکسل ایرانی با سوزن يک تيکه و تمامی تجهیزات تولید پيکسل برای ثبت سفارش با شماره 09904534705 تماس بگیرید
 
پيکسل ایرانی با سوزن يک تيکه ، دستگاه های ساخت پيکسل عموما از کشور چین وارد ایران میشوند و تا به الان در ایران ساخته نشده اند. این دستگاه چاپ پيکسل یا به عبارت درست تر دستگاه پرس پيکسل کلا دو نوع دارند :1 دستگاه پيکسل زن ریلی2. دستگاه پيکسل زن چرخشیمنظور از چرخشی و یا ریلی مدل حرکت قالب ها روی دستگاه هست . در دستگاه ریلی قالب به صورت ریلی حرکت می
دو ماه مونده به امتحان و من هنوز سه تا درس رو اصلا تابحال در عمرم نخوندم،از درس های خونده بخاطر کمبود وقت دارم فرت فرت حذف ميکنم و با هر مبحثی که بار قبل کلی براش وقت گذاشتم و الان حذفش ميکنم قلبم تيکه تيکه میشه.کاش يکی بود بهم قوت قلب میداد که منم همینجوری بودم ولی نتیجه ام فلان شد.پشتیبان من که به خواب ابدی فرو رفته و انگار نه انگار یه مسئولیتی رو قبول کرده.امروز با تپش قلب از خواب بیدار شدم.دوباره شروع شد!
 
*موهام انگار به پوست سرم وصل نی
به نام او.
فردا برای بار هزارم برمیگردم تهران و امشب باز انگار اخرین شبی عه که تو خونم!
با اینکه تا دیروز هم دلم میخواست برم تهران؛حالا انگار دلم میخواد ساعت ها دیرتر بگذرن زمان کش بیاد تا میتونه.
مامان که غصه میخوره دلم میریزه.یا حتی بابا وقتی هی تکرار ميکنه که داری میری دیگه هاا.
دلم میگیره از نبودن خودم!
زندگی نامرد ترین چیزه
یه چیزیو بهت میده و بهش عادت ميکنی و مجبوری واسه بهتر شدنش ازش دور بشی و سختی بکشی و.
فردا این ساعت ها تنهام.
هم
میز جلو مبلی سه تيکه از سه میز تشکیل شده است که به دلیل فرم پایه های میز عسلی می توان آن ها را روی هم قرار داد تا فضای کمتری بگیرد.ترکیب و جنس پایه های میز جلو مبلی سه تيکه از چوب درجه يک راش استفاده شده است.همچنین در ساخت میز جلو مبلی سه تيکه از ام دی اف نیز استفاده شده است.
رنگ به کار رفته در میز جلو مبلی سه تيکه رنگ پولیشی می باشد که باعث نگهداری از سطح و کیفیت هر چه بیشتر میز جلو مبلی سه تيکه می شود.
میز جلو مبلی سه تيکه در رنگ های صدفی نقاشی، قه
شبکه سه روشنه. سه چهارمش، پره از مردم. از وحدت و دوستی مردم. از علاقه مردم به کشورشون.
نشانه واقعی يکی برای همه، همه برای يکی.
کشور باید برای مردمش باشه. هر کدوم از ادمای ریز تلوزیون. مردم هم همه باید برای کشور و همدیگه باشن.
خب ما که هستیم. شما کجایید؟
تيکه چهارم تلوزیون، مصاحبه با فرزند و همسر شهیده.
فرزند و همسر شهیدی که زندگیشونو، عزیز ترین کسشونو برای حفظ امنیت از دست دادن. 
نه فقط همین همسر شهید، خواهر و برادراشون، پدر و مادرشون، چه بسیجی چ
عین آدمهای دگم افتادیم به جان همه کسانی که می گفتند موشک بوده پدافند خودی بوده.حتی افتادیم به قضاوت کردن کسانی که می گفتند
حالا از شرم نمی دانیم توی کدام دریا خودمان را غرق کنیم. خوب شد حقیقت بر ملا شد. تا حساب دستمان بیاید که مدرنیسم یعنی چه
اولش می گفتیم خیلی چیز خوبی است همه تجهیزات دفاعی را داشتن! حالا می بینیم چه خطرناک است. همه را حواله می دهیم به خطای انسانی و این چیزی نیست که هرگز از دامن هیچ کداممان دور باشد. خطای انسانی را می گویم
میز جلو مبلی چهار تيکه در رنگ های طلایی و سفید و معرق طراحی شده است.روکش معرق میز جلو مبلی چهار تيکه به وسیله دستگاه لیزر برش خورده و به وسیله دست مونتاژ می شود.
میز جلو مبلی چهار تيکه از چوب های راش و ام دی اف ساخته شده است که چوب راش بدلیل مقاومت بالا در برابر عوامل طبیعی طول عمر زیادی دارد.اسکلت اصلی و پایه های میز جلو مبلی چهار تيکه از چوب راش ساخته شده است.
يکی از ویژگی های میز جلو مبلی چهار تيکه این می باشد که با توجه به اینکه میز ها به صورت
مرضیه میگه:کامبیز چوبشو گرفته دستش بعد میگه استرس نداشته باشید
و این بهترین تعبیری بود که میشد از کامبیز روانی کرد
فک کن زنه اومده میگه من فلان سال یه بچه هه رو اخراج کردم بعد دو دقیقه بعد من اخراجش نکردم خودش اخراج شد
بچه ها نمیتونید پارچه تيکه ای استفاده کنید،بچه ها پارچه تيکه ای استفاده کنید
من گروهتون کردم که به هم کمک کنید ولی وای به حالتون اگه ببینم دارید به هم کمک ميکنید
من تکلیف خونه نمیدم ولی اگه کسی تکلیف خونشو انجام نده دهنش سرویس
به نظرم یه فرمول خیلی ساده تو روابط آدم ها باید حاکم باشه برای کسی بمیر که برات بمیره برای کسی تب کن که برات تب کنه، وقتی برای کسی بمیری که فقط برات تب می کنه تهش تویی که یه تيکه ناب از احساس ات رو حروم کردی می فهمی حروم، دیگه ارتباط با آدم هايي که براشون می میری ولی حاضر به تب کردن برات هم نیستن تکلیف اش مشخصه
داشتم با دوتا از گربه ها ناهارمو میخوردم.یه کلاغیم اون ور تر داشت واسه خودش راه میرفت.بعد به خودم گفتم یعنی مثه این گربه ها که واسشون غذا میندازم میخورن، اگه واسه اینم بندازم ممکنه بخوره؟ بعد گفتم نه بابا اینا دستتو ت بدی فرار کردن.مثه گربه ها که اهلی نیستن بیان.گفتم حالا امتحان ميکنم یه تيکه شو کندم پرت کردم.خودم که اصلااا ندیدم تيکه هه کجا افتاد چون لای چمنا افتاد و ریزم بود اما کلاغه با وجودی که دور بود قشننننننگ پیداش کرد رفت برش داشت
عمه مامانم به مامانم میگه منو نداری توی اینستاگرام ؟ مامانم میگه من اصلا نمیام اینستاگرام، حوصله این چرت و پرت ها رو ندارم !من لبخند ملیحی میزنم و از صحنه خارج میشم . آخه من در جریانم که مامانم میشینه این سریال مسخره های کره ای رو از تلوزیون وطنی میبینه بعد توی اینستاگرام میگردد دنبال اون تيکه هايي که توی تلوزیون سانسور شده و اونا رم میبینه !!
شدیدن فیلم عجیبی بود. تو تلویزیون تيکه هاييش رو دیده بودم ولی بار اولی بود ک کامل میدیدمش. ۲ساعت و ۳۸ دقیقه بود کلش!
ازین فیلماس ک باید ی نفر باید بشینه خعلی شيک و زیاد برات نقدش کنه. ی جاهاييش هم برمیگشت ب داستان هايي از مسیح و آدم و اینا ک خوب من درست اطلاعی نداشتم ازشون و درست نمیتونستم متوجه بشم!
درکل ن خیلی راضی بودن ن خیلی ناراضی!
کل حقوق های محل کار قبلی رو گذاشتم توی بانک تا وام بگیرم.
کل مبلغ اولین حقوق محل کار جدید رو هم دادم بابت اولین قسط وام.
زندگی خرج داره.
 
+ حالا خوبه اولش يکم بدو بدو کنی پول در بیاری ماشین بخری.
++ ثم ماذا؟( ترم پنج ارشد، همه بچه هايي که کار آزمایشگاهی می کردن و دفاعشون عقب افتاده بود، تيکه کلامشون بود ثم ماذا؟ بعدش چی کنیم. حالا حاج آقا ماشینم خریدی، ثم ماذا؟!( نمی خوام، به جان خودت قسم، ذره ای از این دنیا رو دوست ندارم.))
کل حقوق های محل کار قبلی رو گذاشتم توی بانک تا وام بگیرم.
کل مبلغ اولین حقوق محل کار جدید رو هم دادم بابت اولین قسط وام.
زندگی خرج داره.
 
+ حالا خوبه اولش يکم بدو بدو کنی پول در بیاری ماشین بخری.
++ ثم ماذا؟( ترم پنج ارشد، همه بچه هايي که کار آزمایشگاهی می کردن و دفاعشون عقب افتاده بود، تيکه کلامشون بود ثم ماذا؟ بعدش چی کنیم. حالا حاج آقا ماشینم خریدی، ثم ماذا؟!( نمی خوام، به جان خودت قسم، ذره ای از این دنیا رو دوست ندارم.))
19
امروز تونستم باور کنم که رفته 
وقتی صندلی خالیش به جای خودش توی کلاس بود
بله میم واقعا رفت
و تيکه ای از من رو کند و با خودش برد تيکه ای که نکروز شده بود و عفونی ولی من نگهش داشته بودم چون دلم نمیومد درد نبودنشو تحمل کنم
میم این بارم در حقم پدری کرد 
میم آدم بزرگی بود
فقط کاش وقتی داشت میرفت انقدر یهویی خبر نمیداد 
خون زیادی ازم رفت تو همین دو روز 
درد زیادی کشیدم 
اما انگار خونش کم کم بند میاد 
دردش کم و کمتر میشه
و ه ایجاد میشه بعدم کم کم بد
جنس میز عسلی چهار تيکه از چوب راش و ام دی اف می باشد. چوب راش و ام دی اف هر دو از مقاومت بالایی برخوردار می باشند.به این دلیل که چوب راش در برابر ات چوبخوار مقاوم بوده وعمر بالایی دارد و ام دی اف نیز دربرابر رطوبت وپوسیدگی مقاوم است.میز عسلی چهارتيکه از چهار عدد میز مجزا تشکیل شده است.
میز عسلی چهار تيکه وزن سبک واستحکام بالایی دارد و جا به جایی آن آسان است.اسکلت اصلی میز عسلی چهار تيکه و همچنین پایه های آن از چوب راش ساخته شده است و بقیه قسمت
هیچی قشنگ تر از این نیست که هنر دست خودت رو بپوشی.
لحظه شماری ميکنم هوا سرد شه و من از مجموعه ی هدبند ها و پاپوش هايي که بافتم استفاده کنم :))
طی حرکت انتحاری همه تيکه کاموا هايي که مونده بود رو یا پاپوش بافتم یا هدبند :)
بعدا یادم باشه از کل کارای هنریم یه عکس دسته جمعی بگیرم.
هیچی قشنگ تر از این نیست که هنر دست خودت رو بپوشی.
لحظه شماری ميکنم هوا سرد شه و من از مجموعه ی هدبند ها و پاپوش هايي که بافتم استفاده کنم :))
طی حرکت انتحاری همه تيکه کاموا هايي که مونده بود رو یا پاپوش بافتم یا هدبند :)
بعدا یادم باشه از کل کارای هنریم یه عکس دسته جمعی بگیرم.
میز جلو مبلی چهار تيکه در رنگ های طلایی و سفید و معرق طراحی شده است.معرق میز جلو مبلی چهار تيکه به وسیله دستگاه لیزر برش خورده و به وسیله دست مونتاژ می شود.
میز جلو مبلی چهار تيکه از چوب های راش و ام دی اف ساخته شده است که چوب راش بدلیل مقاومت بالا در برابر عوامل طبیعی طول عمر زیادی دارد.
يکی از ویژگی های میز جلو مبلی چهار تيکه این می باشد که با توجه به
اینکه میز ها به صورت کشویی زیر يکدیگر قرار می گیرند فضای کمی را درگیر می
کند.
میز جلو مبلی چهار
چند وقت بود اینقدر غیبت می کرد که حد نداشت.
اما خودشم حالش خراب بود از این همه غیبت کردن.
دلش می خواست دیگه غیبت نکنه اما نمیشد
نرگس بهش گفت کتاب سه دقیقه در قیامت رو میارم بخونی ،حتما اثر داره.
گفت کار من از کتاب و این حرفها گذشته ،من نمی تونم اینجوری ترک کنم.
گذشت .دیده شد  دیگه غیبت نمی کنه .
جویا شدند چی شده که متحول شدی؟
گفت خواب دیدم.
خواب دیدم یه سینی جلوم گذاشتم که چن تا کله ی آدم توشه.با یه کارد تیز این سرها رو تيکه تيکه می بریدم و
اسکلت اصلی و پایه های میز عسلی تک کشو از چوب راش ساخته شده است.در ساخت میز عسلی تک کشو چوب راش و ام دی اف استفاده شده است.چوب راش در برابر عوامل خارجی بسیار مقاوم می باشد و همین امر باعث طول عمر و مقاومت بالای میز عسلی تک کشو شده است.
میز عسلی تک کشو از چهار میز مجزا ساخته شده است.میز های میز عسلی تک کشو به صورت کشویی زیر يک دیگر قرار می گیرند و فضای کم تری را درگیر می کند و به راحتی قابل جا به جایی می باشد.
روی بدنه میز عسلی تک کشو رنگ پولیشی قرار گ
خیلی وقته سینما نرفتم. از هزارپا به اینور.چرا؟ واضحه. سینماگرها و هنرمندهای خودخوانده، سوراخِ کسب درآمد رو پیدا کردن. فقط تيکه‌های جنسی.آره قبول دارم. می‌خندیم. خوش می‌گذره.ولی نمی‌خوام کسب‌و‌کار این آدما رو رونق بدم.نمی‌دونم ذائقه‌ی مردم تا کجا قراره به کثافت کشیده بشه.
فست شارژر گوشیمو گم کردم و اورجینالشم دیگه پیدا نميکنم:(
سه سال ازش استفاده کردم و آخ هم نگفت:( 
انگار یه تيکه از وجودم گم شده:( 
بدجور دلم براش تنگ شده و با هیچ شارژری هم نمیتونم ارتباط بگیرم! شارژر خودمو میخوام:(((
یادمم نمیاد آخرین بار کجا دیدمش
۱. بارووووون + کلی رعد برقای بزرگ آسمون روشن کن [آسمون غرنبه] + بوی خاک + بوی اون درخت سوزنیا + نشستن زیر بارون [دستای یخ زده] + رانندگی زیر بارون [کشتی طور] 
۲. کباب بناب + کباب بختیاری + تن ماهی + یه تيکه پیتزا مخصوص + جوجه چینی طور
۳. حقوووق
۱. به یه پیشول بی چش مرغ دادم [اون چشش ک دیده میشد یه آبی خاص قشنگی بود]
۲. فیلم ace ventura رو دیدم [تيکه های قشنگی داش خندیدم بیشتر رو حرکت سر و صورت جیم کری میچرخید کارگردان انگا مجبور بوده تو فیلم صحنه بذاره همیجو برا تفنن گذاشته بود -_-]
۳. طرح بافتنیمو انتخاب کردم
۱. بافت کلاه شوهریو شروع کردم [قسمت ribbed پایینش عالی شد همیشه بافتشو مشکل داشتم ولی این سری تونستم] [کاموا رنگیای alize خیلی خوب و خوشگلن]
۲. کيک قهوه با تيکه های گردو با شیر + قیمه + کشک بادمجون
۳. پیشی پشمالو تپل ـو دیدم که در قسمت های قبل داش مرغ مینا رو میخورد:دی
تماس گرفت. دلم براش تنگ شده . سه هفته ست ندیدمش. تا صدای ترکیدن بغضم رو شنید بچه ها رو سپرد به همسرش اومد خونه ما. باهم قدم زدیم.تصویر سایه ش رو روی زمین که می دیدم دلم میخواست سایه ش رو بغل کنم و ببوسم.
هانیه فرشته ی شونه ی راست من هست. تيکه ی خداگون و نورانی من.
_سلام. ببخشید، اون مانتو چهارخونه‌هه بود، سبز و آبی. بله همون. سایز هجده ايکس‌لارجش رو دارید؟ ندارید؟ حیف شد. ممنون.
 
+گل به خودی هم نبود حتی. اون توپ لعنتی منفجر شد، ترکش شد. رفت تو تنمون. تيکه‌پاره‌مون کرد. تمام.
+یه جایی بود تو ریوردیل، می‌گفت: "You know how there are just some towns that bad things always seem to happen؟"
Well, Iran was becoming one of those towns, one of those countries.
یه قطار از ریل خارج شد. 
دانلود عکس های پروفایل جدید

دانلود عکس عاشقانه متن دار
رج به رجمی‌بافم خیالت رامی‌شود بیاییاین دوست داشتن رادورِ گردنت بیندازم؟
عکس پروفایل خاص
 
عکس پروفایل ماه رمضان


عکس پروفایل دخترونه


 
تصویر پروفایل شاد, دانلود عکس پروفایل
دلم داره واسه تو پرپر میزنه تو رفتی و هنوز خیالت با منهبدون تو کجا برم کنار کی بشینمتو چشمای کی خیره شم خودمو توش ببینم
  
عکس خاص و زیبا
تو عزیز خواهی ماندحتیاگرفاصله هانگاهت را از من دور کنند
ᴛᴏ ᴛʜᴇ ᴡᴏʀʟ
یه تصادفی عادی نبوده. خودکشی بوده. نامه‌اشو لای کتاب تک گویی‌های کلاسيک برای ن پیدا کردم. امادگی اینجا نوشتنشو ندارم. آمادگی ندارم به خانواده و دوستاش بگم. اصن بگم؟ خدایا این رودخونه‌ی خروشان که منو بدون قایق و پارو و حتی یه تيکه درخت که بتونم بهش پناهنده شم توش رها کردی چیه؟ امتحانه؟ کاش قوی‌تر از این بشم.
حالا اینجوریه دیگه. آدم یه روزی خوشحاله یه روزی تلخه. یه ساعتی میرقصه یه ساعتی گریه ميکنه. یه لحظه هايي عاشقه یه لحظه هايي دلتنگه. یه وقتایی امیدواره و میدوئه و یه وقتایی ناامیده و نا نداره حرکت کنه حتی. آدم مگه دوساعت غذا درست نميکنه واسه یه ربع لذتِ خوردن؟ آدم اصلا از سختیه که دوس داره ادامه بده. واسه اینکه یه ساحلی هست که بگی هی اونجا رو، ارزششو داره ادامه بدی.که دیدنت شبیهِ امنیتِ ساحلیه که آدم مطمئنه به ارزیدنِ ادامه دادن.
ازنین_هاتفی
.
.
چه چیزی می تونه از یه بچه ی دوازده کیلویی با هشتاد سانت قد یه هیولای ترسناک بسازه؟ 
عارضم خدمتتون که هفت تا دندون تیز، یه فک قدرتمند و حس خود بامزه پنداری:)
نتیجه اینه که الان من و باباش با مجموع سن تقریبی 60 سال از یه موجود 14 ماهه عین مرگ میترسیم که ناگهان وسط بازی و خنده یه تيکه از گوشتمون توی دهنش جا نمونه:-| 
این است لحظات زیبای مادر و فرزندی
 
ی سره صدای سریالای از مزخرف اون ورترِ جم تو خونمون میاد T_Tسریالای تلوزیون م دوزار نمی ارزیدن ک هیچ ، جدیدا شدن کپی سریالای ترکیه ای :||||||| تازه ی سره تيکه اینگیلیسی م توش میانک چی عاخهههههه ؟؟ :$ -_-فارسی رو پاس بداریم واقعا :||||||||||||سریالای شبکه ی خانگی م ازینا بدتر -_- باید بزنی رو دور تند ببینیشون :||||||||
ب جز هیولا البته
ادامه مطلب
من زیاد اهل داستان دنباله دار نیستم. بیشتر طرفدار داستان کوتاه هستم. در مورد داستان های دنباله دار صاحب نظر نیستم ولی نظر و برداشت شخصی خودم رو میگم؛ داستان شما سبک روایت گونه داره و از باب روان بودن بد نیست هر چند يک مقداری باید روی توصیفات ظاهری یا تیپيک شخصیت ها و فضای وقوع داستان بیشتر کار بشه ولی در کل به نظر من باید يک مقدار از جزییات غیر لازم و غیر ضروری داستان تون کم کنید و به جاش توی هر قسمت از داستان يک جوری خواننده تون رو مجذوب و کن
اهنگی که میخوام براتون معرفی کنم اهنگی است با صدای سامان جلیلی کوه میخوام دانلود کنید و نظربدید تو وبلاگم!!!!!!!!!!!!
به این میگن یه اهنگ عالی یعنی تنظیم کننده فقط مصطفی مومنی سامان جان با مصطفی مومنی فقط کارکن با هیچ کس کار نکن اگه قبول دارید لايک کنید.
کار متفاوت و زیبایی بودی ولی کلا تو اکثر تنظیمای مصطفی مومنی یه جای کار میلنگه تو این کار هم اون قسمت موزيک که سامان میخونه غرقت شدم نمیدونم که من تو ام یا تو منی این تيکه درست تنظیم نشده تو ذوق م
روزی که میخواستم بفرسمت بری رو یادم میاد.روزی که میدونستم قراره زودتر ترکت کنم قراره مجبور بشم ترکت کنم پس باید خودم بذارم بری و خودم اول انتخاب کنم که برمخیلی سخت بود, لعنتی خیلی سخت بود.يکی از سخت ترین کارهايي بود که توی زندگیم انجام دادم. میدونی چرا؟چون فرقی نداره که یه عمر توی ساحل زندگی کرده باشی یا بین طوفان و سیل درهرصورت اون کار لعنتی زیادی سنگین بود سنگین ترین کار میتونه سخت ترین کار هم باشه, میدونستی؟ اینکه باید از همه روزه
شما به من بگید من به مدیر ارشد فلان مجموعه ای که نمیدونه میانگین چیه، چجوری باید دیمانسیون رو توضیح بدم ناراحت نشه؟مثال میزنم دو تا سیب و دوتا گلابی رو نمیشه جمع کرد بهش برمیخوره فکر ميکنه تيکه انداختم خدا شاهده من دقیقا واسه جبر ماتریس ها تو جبرخطی این مثال رو واسه دانشجوهام میزدم

این روزهای در آستانه ی پانزدهمین روز از نهمین ماهِ سال،فکر ميکنم چقدر برخلاف گذشته از روزهای پیش رو وهم دارم،گیر کردم تو روزهای گذشته،تيکه تيکه قلبم رو بین روزهای قشنگ نوجوانی و بچگی خاک کردم و بجاش تيکه های سنگ و کلوخ تو قلبم جاساز کردم
میبینم
میشنوم و
بی تفاوت از تک تک اتفاقهای زندگی می گذرم
کمتر دلگیر میشویم.
صبورتر شده ام.
بیشتر میبخشم.
کمتر خرده میگیرم
درِ گنجه را باز ميکنم و
شالگردنی که سال پیش بافته بودم را میارم و بازش ميکنم
 
 
 
 
آدم هايي هستند که در زندگی آنچنان مشغول خودشان اند که فرصت برای هیچ چیز دیگری را ندارندفرصت اینکه بخواهند ادای چیزی را در بیاورند که نیستند ، که نمیتوانند باشند فرصت اینکه رفتارشان آنطوری باشد که دیگران آنرا بیشتر پسند ميکنند ، فرصت اینکه وقت شان را پای چیزی هدر دهند که دوست اش ندارند کلیشه نیستند ، بلد نیستند که باشند ، اصلا یاد نگرفته اند آنچنان مشغول خود و دنیای خودشان اند که مسخره شدن ها ، تيکه های بزرگ و کوچکی که بهشان انداخته می
برای نوشتن قبل از مهارت، فضا، دلیل، آمادگی و نیاز شدید هست به حس نتونستن!
اینکه دیگه نتونی چیزی رو نگه داری و کلمه ها از همه جات بزنن بیرون .
واقعا چطور میشه حرفی رو که نمیخوای بزنی از تو دلت بکشی بیرون بخشش کنی رو کاغذ قلم و این صفحه های صفر يک صفر يک ؟
حرف ها روی هم جمع میشن جمع میشن تا میرسن به جایی که توی هم گره میخورن و تو نمیتونی گره هاشونو باز کنی ، نمیتونی هضمشون کنی نمیتونی از کنارشون بگذری و بری یه جا بالاخره گیرت میندازن و تا خالی
چیزی که برام خیلی عجیبه، اینه که، یه سری ایرانیا، بدون توجه به اینکه کجای دنیا باشن، چه ایران چه اروپا چه امريکا و.
عین بریتیش ها به شدت ایندیرکت حرف میزنن و غیرمستقیم خیلی همدیگه رو مسخره ميکنن یا تيکه میندازن.
و برای من این خیلی عجیبه.
مرد گنده پنجاه ساله میبینی نشسته مسخره ميکنه این و اون رو غیرمستقیم.
چند روزی هست که حوصله ندارم چیزیو چک کنم!
ینی میریم توییتر همش داستانای نضخرف میبینم راجب هواپیما و سردار و فلان.
میرم تلگرامم همینم
از درد و رنج خستم
از اینکه همه غر میزنن خسته شدم!دلم یه ادم شااااد و پر انرژی میخواد با هم بریم بگردیم و برای چند ساعتیم که شده به این همه مشکل نیگا نکنیم!
دو روز پیش دانشکده بودیم!حتی اونجا هم بحث و مشکل پیش اومد! داشتم فکر‌ميکردم من دوساله ندیدم ادمای اینجا اینجوری بیافتن به جون هم!اگه مشکلی بوده هم بین يکی دو
فکر‌ ميکردم الان که دیگه به هیچی نمیشه دسترسی پیدا کرد اینجا خیلی فعال تر از این حرفا باشم ولی خب نچ! دل و دماغی نمونده تو این اوضاع.همش آه کشیدنو غم و ناامیدی
تو این وضعیت لعنتی دندونمم کار دستم داده و یه تيکش حالت لق شدن پیدا کرده بود که امروز رفتمو گفت شکسته باید تيکه شکسته رو در بیاریم و بعدشم روکش و این داستانا،ل فعلا تيکه شکسته رو در آورده و هنوز اثر بی حسی مونده نمی‌دونم تاثیرش تموم شه به فاک خواهم رفت یا نه:)))
نه که غمو غصه ی همه چیو کم
وقتی مستقل شدم دلم میخواد ذره ذره تيکه های زندگیمو کامل کنم
يکی از تيکه های زندگی من حیواناتن که خیلی دوستشون دارم
دلم میخواد یه عالمه حیوون خونگی داشته باشم
البته حیوونایی که تو خونه بودنشون صلب آزادیشون نباشه
اونایی که نیاز به مراقبت دارن و براشون بهتره که اینجوری زندگی کنن
اصلا خدارو چه دیدی شاید دامپزشک شدم!
ادامه مطلب
وقتی مستقل شدم دلم میخواد ذره ذره تيکه های زندگیمو کامل کنم
يکی از تيکه های زندگی من حیواناتن که خیلی دوستشون دارم
دلم میخواد یه عالمه حیوون خونگی داشته باشم
البته حیوونایی که تو خونه بودنشون صلب آزادیشون نباشه
اونایی که نیاز به مراقبت دارن و براشون بهتره که اینجوری زندگی کنن
اصلا خدارو چه دیدی شاید دامپزشک شدم!
ادامه مطلب
وقتی مستقل شدم دلم میخواد ذره ذره تيکه های زندگیمو کامل کنم
يکی از تيکه های زندگی من حیواناتن که خیلی دوستشون دارم
دلم میخواد یه عالمه حیوون خونگی داشته باشم
البته حیوونایی که تو خونه بودنشون صلب آزادیشون نباشه
اونایی که نیاز به مراقبت دارن و براشون بهتره که اینجوری زندگی کنن
اصلا خدارو چه دیدی شاید دامپزشک شدم!
ادامه مطلب
هرچی زندگی داره پیش تر میره ، بیشتر احساس نا توانی می کنم . شعار بچه ی بیشتر زندگی بهتر می دم اما باورش ندارم . از آیندش می ترسم . آینده ی يک زندگی پر از بچه . بحث رزق و روزیش نیست . بیشترین دغدغه در مورد تحمل بار تربیتشونه . گفتن بچه تا هفت سالگی امیره . نباید امر و نهیش بکنی . باید اگر کار زشت یا خطرناکی داره می کنه از قانون " تبدیل " استفاده کنی و سعی کنی حواسشو پرد کنی به يک چیز دیگه . این هم به این راحتی نیست . نیاز داره به صبر و حوصله و انرژی . گاهی
یا رحیموقتی میخوایم از یه قطعه ی فی، قطعه ی فی جدیدی بسازیم، واضحه که باید اول اون رو نرم و ذوب کنیم تا بتونیم بریزیمش تو یه قالب جدید، برای اینکه به اون شکلی در بیاد که دوستش داریم و قشنگه.به لحاظ علمی و تجربی، اگر اون تيکه ی ف رو اول ریز ریز و خرد کنیم به خاطر افزایش سطح تماس، خیلی راحت تر و سریع تر ذوب میشه و میتونیم تو قالب جدید بریزیمش. یه راه دیگه ی سرعت دادن به ذوب هم زیاد کردن شدت حرارته.حالا فکر ميکنم توی وجود ما هم یه تيکه ف هست،
بسم الله الرحمن الرحیم
یه متنی میخوندم از این زندگی قشنگ طورها،یه تيکه گفت موهای جوگندمی و فلان!
یادم افتاد همیشه برام سوال بود، جوگندمی کجاش سفیده؟!
تو نت سرچ کردم جو و گندم، جوی گندم و.
همش تصپیر خوشه ها و دانه ها طلایی بودD:
آخه چرااااا به رنگ سفید میگید جوگندمی؟!D:
باز خاکستری ای نقره ای چیزی! 
کی بود که ماستا رو ریخت تو قیمه ها؟!D: 
خیلی وقتا تو زندگی موقعیت هايي پیش میاد که آدمو درگیر می کنه و هر آنچه از تجربه و فرهنگی که باهاش بزرگ شدی و عقایدت هم بیاری وسط باز هم تشخیص درست و غلط برات سخت میشه. اما ماهیت اون تصمیم عوض نمیشه و باید زود باشی!
دو روز پیش که رفتم بیمارستان شیفت عصر بودم. يکی از مریضایی که بهم دادن خانومی بود ۳۷ ساله با سابقه ی بیماری لوپوس و مشکل کلیوی که متاسفانه به خاطر روند بیماری و ضایعه ی عروق مغزی دچار مرگ مغزی شده بود و کاندید پیوند اعضا بود. فضای تلخی
این روزها حالم خوش نیست. دلیلش پی‌ام‌اس یا هرچی که هست شرحش اینه. تنهايي کشنده، بی رغبتی به همه چیز و همه کس. انزوای خاموش. بی کسی. 
همین؟ 
آره همین.
چرا فکر می‌کردم بیشتره؟
آها درد اصلی اینه که غمم هم غم نیست. دلچسب نیست، مشغولم نمی‌کنه، کلا یه تيکه گوشتم افتاده‌م یه گوشه.
دلم برا ح تنگ شده اما دیگه مطمئنم من برای اون در حد فیلم بودم یعنی تحريک کننده میل جنسی، همین و بس. نمی‌تونم دیگه بهش فکر کنم. از میان به مح هم خجالت می‌کشم، خیلی بچه
۱. رفتم خرید با دوس جون برا تولد اون يکی دوس جون قاب گوشی الماسی خریدیم [پاکت کادوییش خیلی خوشگل شد عاشقش شدم] + یه شلوار نرمالو و پشمالو هم از داخل هم از بیرون برا خودم و خواهری خریدم [ینی تو شلوار بهشته انگا تو ابر ولو شدی:دی]
۲. سه تا پیشول بودن زیر بستنی فروشی هی همدیگه رو بغل ميکردن و بغل هم میخوابیدن بعد ما که یه تيکه ژامبون بهشون دادیم همدیگه رو فروختن يکیشون تکی ژامبونو ورداشتو د برو که رفتیم:دی
۳. ژامبون تنوری + ماکارونی ابکشی + شیر و
احساس ميکنم هی بعد هر اتفاق من کمر راست ميکنم و میگم صبورم هنوز، خدا هم میگه پس اینو داشته باش!!!!
جدا از اینکه بر عکس هر سال، امسال بوشهر تصمیم گرفت اواخر شهریور خونه بده و وسایل من صد تيکه شد و یه تيکه‌ش رفت برازجون خونه پرسونل همسر، یه مقدارش رفت بوشهر خونه يکی از دوستاش، یه مقدارشم ریختیم تو ماشین که ببریم شیراز کهههههه. تو پلیس‌راه برازجون جلومونو گرفتن و گفتن ماشین باید بره پارکینگ! :/
ماشینو به نام نزده بودیم، کسی سند به نامشه توقیف ا
اینکه من باید هدفای زندگیمو قسمت بندی کنم رو از قبل میدونستم 
اما الان خیلی حیاتیه 
تقریبا اخرین فرصتمه برای زندگی 
6 ماه مونده که ب طرحش تموم شه 
تمام ناراحتی ها و دل شکستگیهامو باید جمع کنم یه گوشه شاید یه دفتر خریدم و توش نوشتم هرچیزی رو که منو نابود کرد
تيکه هامو باید جمع کنم این 6 ماه باید خودمو درست کنم 
یه ساک میخرم به وقتش بارمو میبندم 
خوشحالم 
الان رو قله ی سینوسم
یه جایی خوندم شاید معشوقه ی حوا شیطان بود . مگه در این دنیا نیست ؟ مگه در این دنیا ممکن نیست ؟ مگر در همین زمین حوا هايي نیستند که دور از چشم آدم معشوقه ی شیطان هستند . فکرشو بکنید ، چه قشنگه اما دردناک ، که فرشته ی زمین عاشق پسره ارشد شیطان بشه ، قشنگ نیست ؟ قشنگه خیلیم قشنگه اما درد داره دردناکه ، فکرشو بکن یه دختر پاک پر از مهربونی قلب صاف دلی که جز خوبی چیزی توش نیست معشوق کسی باشه که لجنزارش براش بهشت باشه ، کسی که قلبش پر از کینه و نفرته ، ک
دلتنگی.؟؟؟
به این دلتنگی عادت دارم هر روز
به قلبی که یه تيکه چوب میشه
به زخم هايي که امشب میزنی و
تا قبل دید نت زود خوب میشه
به این دلتنگی عادت دارم هر روز
به اینکه ساده دارم میرم از یاد
به چشم هايي که بستن یاد میدی
زمانی که دلش آغوش میخواد
با بی محلیا تم/ لحظه به لحظه باتم
همیشه چشم به راتم/کی بر میگردی؟؟
همیشه پا به پا تم /شريک گریه ها تم
تموم خاطراتم/ کی برمیگردی؟؟
کسی اندازه ی من عاشقت نیست و نبوده
واسه جداشدن از من و خونه خیلی زوده
بیا بمون ک
دانلود عکس نوشته دار خفن ، عکس متن دار تيکه دار و شاخ برای عکس پروفایل و شبکه های اجتماعی اینستاگرام و تلگرام برای رو کم کردن دوستان!

به بعضیام باس گفت : لطفا یه دهن برامون خفه شو عزیزم

همیشه مراقب جفتک انداختن اونایی که خر کردید باشید…
با هیچ کس مهربون نباش ، کسی بلد نیست جبران کنه!
کاش تو تقویم روز نامرد داشتیم تا بشه به بعضیا تبريک بگیم …
******
متن کپشن شاخ اینستاگرام
این قآنونِ زندگی مــَــنهبـودے ، نــوشنـَبودی ، فــَــرآموش
******
متن شا
من تلویزیون نمی‌بینم ، همه ی آگاهی و خبری که من از وضعیت اطرافم دارم از چنلای یوتیوبه که گهگاهی اعلانش منو کنجکاو ميکنه. و الان یه ویدیو دیدم مال دوم دسامبر بود ، ینی دیروز . و من واقعا تهوع دارم . این موضوع میدونید باعث شد که هر دفه که میام که یه حرفی از زندگیم بزنم تو این وبلاگ که بقیه میبینن ، واقعا یجورایی خجالت بکشم که تو چرا میخوای از خودت حرف بزنی؟ چه اتفاقاتی برای آدمای اطرافم افتاده و من می‌خوام درمورد خودم حرف بزنم. باید خفه شم . چطور
●با دیدن آدمایی که چشماشون برق می‌زنه گریه‌م می‌گیره چون من روزی جزء همین آدما بودماحساس می‌کنم درست از وحم مراقبت نکردم و باید بابت این مراقبت نکردن جواب پس بدم.هنوز چیزایی هست که منو به آدما وصل می‌کنه و این از بزرگ‌ترین دارایی‌هامه حتی اگه بلد نباشم از رابطه‌هام مراقبت کنم.
اما خی‌لی وقت بود انقدر مستقیم تو چشمای آدما نگاه نکرده بودم و برق چشماشون توی چشمام منعکس نشده بود.همه‌ی این چند وقت چشمامو بستم در و دیوار رو نگاه کردم که ت
امروز به خونه‌ی پدری رفتم. خونه‌ی گرم و قشنگی که کودکی ونوجوونیم توش گذشته. هر بار که میرم سعی می‌کنم هر گوشه‌شو حتی اگه کوچيک و بی اهمیت باشه به خاطر بسپارم با تموم جزییات و حتی نقص‌هاش. این فقط به خاطر سپردنِ  یه تصویر خالی نیست،‌ هر کنجی از این خونه یه  تيکه از خودِ منه. به هر جاش که نگاه می‌کنم -‌علی‌رغم تغییرات زیادی که توی این سالها داشته-‌ یه قاب از خودمو می‌بینم که شاید زمین تا آسمون با من‌ِ الانم متفاوت باشه اما دوستش دارم و می‌
خب عنوان رو که میبینی میگی عه این چی میگه با خودش !
البته این عنوان چه مستقیم وچه غیر مستقیم به چیزایی که میخوام بنویشم بی ربط نیست !
اول اینکه خب این یه تيکه از تکست اهنگ تابستون کوتاه از زدبازیه و الان هم تابستون تموم شده و کم کم پاییز داره رخ زردشو تو چهره ها و درختان غالب ميکنه !
و هم اینکه من باید 9 ماه بشینم تو خونه و خودمو از یه سری چیزا ممنوع کنم و عین زن حامله تا 9 ماه صبر کنم به همراه تلاش البته !
تا به نتیجه ای که دلم میخواد برسم !
امروز عصری قرار بود با اهل منزل و اقوام  بریم بیرون. من موندم خونه. جدای از اینکه کار عقب افتاده داشتم چرا باید میرفتم بیرون؟ از بیرون رفتن های این مدلی من را چه حاصل؟ نه چیزی در ادم تازه میشه و نه لبخندی روی لب ادمی با روحیات من میاد. یه تيکه حرف زدن راجع به دیگران. یه تيکه سوال پرسیدن و فضولی و امار گرفتن. دخترهايي که به ظاهر ۲۴-۲۵ سالشون هست .در باطن زنهای ۴۵-۵۰ ساله هستن!!! نه از نظر پختگی. از نظر اخلاقیات چرت.از نظر من چرت. من توی حرف زدن با این
هزار بار میگم‌من نمیتونم شب غذای سنگین بخورم. مدام حالت تهوع دارم.
بعد از شام امشب مجبور شدم همه رو . معدم سبک شد
یه کلوچه با چای خوردم 
دو هفت ست غذای سنگین توی معدم نمیمونه. فقط سوپ جو اذیتم نمی کنه .یه مقداری جو یه تيکه مرغ و هویج ادویه بدون پیاز داغ و روغن :)
دلتنگ نوشتن اینجا بودم. اگه بشه میخوام روزمره بنویسم :)
مژده‌ای، ختم رسل داد که آید به بهشت
هرکه بر من خبر آرد، که ربیع آمده است
حلول ماه ربیع الاول‌مون مبارک باشه   
عزاداری هايي که این دو ماه انجام دادیم
 و لباس مشکی‌هايي که این دو ماه پوشیدیم قبول باشه
دو ماه سخت و بشدت فرسایشی رو پشت سر گذاشتم و ان‌شاءالله که از این به بعد خبرهای خوبی در راه باشه و بشدت
 "به هر آنچه از خیر از تو می‌رسد سخت محتاجم"
********
7آبان تولد کوروش هست و به این مناسبت یه سری شعار برای بزرگداشت تولد این بزرگ مرد میخوام تو و
چيکن تيکه ماسالا
يکی از معروف ترین غذاهای موجود در هند چيکن تيکه ماسالا می باشد که در آن ازمرغ استفاده می شود.در اغلب غذاهای هندی گوشت مصرف نمی شود.اما به علت علاقه مندی توریستان به گوشت و مرغ سعی در استفاده بیشتراز این مواد غذایی را کردند.در غذای چيکن تيکه ماسالا از سس کرمی به همراه ادویه زیاد استفاده می شود که طعم بسیار خوشمزه ای به غذا می دهد.برای پخت چيکن تيکه ماسالا از پوره گوجه فرنگی به همراه انواع ادویه جات مثل فلفل چیلی و سیر استفاده م
دلتنگتونم!
دلتنگِ موهای سفیدِ کم‌پشتتون!
دلتنگِ چروکِ پیشونیتون!
دلتنگِ ابروهای پرپشتتون!
دلتنگِ آبیِ نگاهتون!
دلتنگِ دماغِ گُنده جذابتون!
دلتنگِ لبخندِ خوشگلتون!
دلتنگِ صدای زیباتون!
دلتنگِ هيکلِ بزرگُ قوی‌تون!
دلتنگِ دستاتون!
دلتنگِ شعر خوندناتون!
دلتنگِ خوشگلِ عمو چطوره گفتناتون!
دلتنگِ آغوشِ گرمتون!
دلتنگِ منم منم کردناتون!
دلتنگِ تيکه انداختنتون به برادراتون!
دلتنگِ .

- حاج رضا؟
همه دنیا هم باهاتون بد بشن من پشتتونم!
چاکرتونم هس
دانلود آهنگ سعید عرب ای جان | کیفیت عالی
دانلود کنید و گوش دهید به ترانه سعید عرب بنام ای جان از جاز موزيک
Exclusive Song: Saeed Arab | Ey Jan With Text And Direct Links In jazzMusic.blog.ir
متن آهنگ ای جان از سعید عرب
همه جا با منی کجا فرار کنم ازت میدونی این دل آخه تورو دوست داره فقطهرکی میاد مث تو عاشقم نميکنه خیال چشمات هنوز چرا ولم نميکنهریزه ریزه میریزه قلبم تو نباشی مریضه قلبم بیا عزیز قلبم بیا عشقمتيکه تيکتم و هلاکم دل میدی به عشق پاکم بیا عزیز قلبم بیا عشقم
متن آهنگ ای جا
دیدمت از دور
خسته بود پاهات
گفتی از دست این آدما خسته ام
زخماتو شستم، بالتو بستم
.
.
گفت شنبه میاد تهران. يکی دو روز کار داره.
گفت سعیدم اینجاست باهم میاییم
من ولی نمیدونم چرا فقط گریه ام گرفت
میدونم نمیبینمش.
.
.
نذار بمونه غمت رو دلم عشقِ دردسرساز
چرا انقد گرفتار توعم؟
میگی باید برم اما
نمیتونی
نمیتونم
.
.
متنفرم از اینکه حتی اینجاهم مجبورم خودمو سانسور کنم
.
.
سعید پست گذاشته بود تو یه تيکه اش این آیه رو نوشته بود "و ان لیس للانسان الا ما سعی"
شخصیت اسکار رو دوست دارم
 
توی سریال The office
 
واقعا ادم نرمال، سالم، باهوش، باشخصیت، مهربان، و منطقی ای هست.
 
راستی
 
پاییز اومده شهر ما :)
 
 
راستی من خبر نداشتم که once upon a time in hollywood تيکه های اعظمش توی ونکوور تقریبا یه خیابون پایین تر از خونه سابق من گرفته شده.
خونه ما واقعا جای گرون و شيک شهر بود.
 
۱_دیشب خوب نخوابیدم الان حالت تهوع دارم و سرگیجه
خدایا کمک کن سر وقت اون داروها نرم
۲_هر بار پست میذارم چند باری نگاه می کنم اشتباه تایپی نداشته باشم
هر باری هم به اشتباه بقیه میخندم سر خودم هم میاد 
مطمئن تا آخر شب سرم میاد 
مرگ بر آمريکا 
۳_از آدمهايي که با  چشم و ابرو تيکه هاشون رو میندازن متنفرم 
از صبح کلاس و بخش داشتم و تایمای اضافی هم توی فانتوم پروتز بودم.تنهااستراحتم ده دقیقه ناهار بود از هفت صبح.اومدم یه چیزی از کمدم بردارم و بدو بدو برم سراغ کارم که یهو خودمو توی آینه رختکن دیدم.بعد از اون ذهنم درگیر شد.
قبل دانشگاه اصلاااا اهل آرایش و درگیریش نبودم.اوایل دانشگاه نهایت آرایشم ضدآفتاب بی رنگ!و گااااهی رژ لب بود.کم کم درگیرش شدم و تيکه تيکه آرایشم زیاد میشد تا جایی که پارسال هرروز برای دانشگاه باید کرم پودر و ریمل و رژ و خط چشم و گ
سری دوم عکس نوشته های خاص ، جذاب ، باکلاس ، شيک و خفن دخترونهکه مناسب برای پروفایل در تلگرام می با شد رو در ادامه این مطلب مشاهده و دانلود کنید.
عکس فانتزی نوشته دار خیلی باحال و جذاب دخترونه
عکس نوشته غمگین دخترونه فانتزی
عکس نوشته پروفایل فانتزی دخترونه تيکه دار
عکس نوشته غمگین دخترونه فانتزی برای پروفایل
عکس نوشته پروفایل فانتزی دخترونه غمناک
عکس نوشته پروفایل فانتزی دخترونه باحال

همچنین ببینید : عکس پروفایل دخترونه 
دلتنگتونم!
دلتنگِ موهای سفیدِ کم‌پشتتون!
دلتنگِ چروکِ پیشونیتون!
دلتنگِ ابروهای پرپشتتون!
دلتنگِ آبیِ نگاهتون!
دلتنگِ دماغِ گُنده جذابتون!
دلتنگِ لبخندِ خوشگلتون!
دلتنگِ صدای زیباتون!
دلتنگِ هيکلِ بزرگُ قوی‌تون!
دلتنگِ دستاتون!
دلتنگِ شعر خوندناتون!
دلتنگِ خوشگلِ عمو چطوره گفتناتون!
دلتنگِ آغوشِ گرمتون!
دلتنگِ منم منم کردناتون!
دلتنگِ تيکه انداختنتون به برادراتون!
دلتنگِ .

- حاج رضا؟
همه دنیا هم باهاتون بد بشن من پشتتونم!
چاکرتونم هس
5 سالشه اسمش دلسا ست.
خیلی خوشگل نقاشی هاشو رنگ ميکنه و خیلی هم شیرین زبونه لهجه ترکی داره با چشمای سبز آبی
یه روز واسش نقاشی کشیدم که رنگ کنه یه کم بیسکوییت گذاشتم وسط که بخورن. 
یه نفس عمیق کشیدم دلسا یه نگاه به من کرد و با لهجه ترکیش گفت: خسته شدی؟ یه کم استراحت کن!
- مرسی عزیزم که اینقدر مهربونی!
چند دقیقه بعد یدونه بیسکوییت برداشت و گاز زد. ولی نمیدونست اون تيکه دیگه ش رو کجا بذاره.
ادامه مطلب
اردلان بیا. داره دیرمون میشه، سنمون داره خرج میشه. بیا میخوام تا اخرین روز عمرم بیشتر دوست داشته باشم. میخوام درد دوریتو بکشم، باهات قهر کنم، بهت تيکه بندازم، بغلت کنم، ببوسمت. اردلان میخوام همه کارای دنیا رو با تو تجربه کنم، پس زودتر بیا، که وقت کنیم حداقل يکمشون رو انجام بدیم. تو خیابون ها بدویم و داد بزنیم، بعد تاتر تا صبح پارک دانشجو بمونیم و برای ادمای هیزش زبون دربیاریم. من با تو دیگه از کنکور ارشد نمیترسم، من عاشق مردنم وقتی پیشتم.
چارته پیشوندی فعل که تقریبا گیلکی دل یته مفهوم دأرن:
✔️ دپارسن /də.pārəsən/(ف: آوار شدن)
✔️ فوسوسن /fu.susən/(ف: فروریختن)
✔️ دکلسن /də.kələsən/(ف: ریختن)
✔️ فگردسن /fə.gərdəsən/(ف: واژگون شدن)
 
چندته مثال: وی خؤنه دپارسه بؤ».(=خونه‌اش آوار شده بود.)
کؤنه کندوج پرسال فوسوس».(=کندوج قدیمی پارسال فروریخت.)
دیشؤو تورِ وا بگنسه دیوار دکلسه».(=دیشب گردباد زده دیوار ریخته.)
دیس فگردس» اسکانشان چئل‌چیله بؤبؤن.(=دیس افتاد استکانها چهل تيکه شدن.) 
قرار بود دیگه نجنگم. هم سپر هم خنجرم رو گذاشته بودم زمین. قرار بود اون آدمی باشم که جنگ‌هاش رو کرده. ترس‌هاش رو قورت داده. بلده لبخند بزنه. بلده وجود خودش رو انکار نکنه. برم سراغ اون تيکه‌های وجودم که این‌ور و اون‌ور جا گذاشتم، تمام‌قد وایسم بگم یادته؟ ولی انگار نقاب روی صورتم دیگه آهنی شده، کنده نمی‌شه. حتی وقتی نمی‌خوام بجنگم، جلوی لبخندم رو می‌گیره. 
گوگل کروم رو باز کردم نوشم آهنگ های دهه هفتاد  توی نتایج یه آهنگ قدیمی از ابی پلی  و همراهش گریه کردم
امروز يکی از اون پنجشنبه هايي بود که رفتم بهشت زهرا. وقتی اونجام واقعیت آوار میشه سرم
اینکه مجید الان اینجا خوابیده که دیگه الان بعد از يک سال و ده ماه دیگه چیزی به اسم اون مجیدی که من میشناختم و میدیدم نیست. یعنی در واقع دیگه اون مجید اینجا خواب نیست. مجیدی با اون همه خصلت خوب بد با اون تيکه کلام ها و رفتارها با اون شکل و شمایل.
همش میترسم میترس
نمیخواستم دست بدم. چون نمیخواستم این آخرین دست دادن باشه. چون میترسیدم. چون میخواستم مثل همیشه پیاده شم‌.
نشستم روی تخت. همون تختی که قلمرو پادشاهی من بود. اما حالا شبیه هیچی نیست جز یه تيکه آهن وسط بیابون. همون قدر بی معنی. بی‌حس نشستم روش. نه در واقع نمیتونم بشینم. دراز کشیدم و زل زدم به دیوار. فکر ها هجوم میارن به سمتم. تنم می‌لرزه. سرم منفجر میشه. دارم به نامه‌ی بعدی فکر ميکنم. نمیتونه نامه ای وجود نداشته باشه.
پا میشم وضو میگیرم. حافظ
عکس آقای خامنه ای

تبلیغات

آخرین مطالب