نتایج پست ها برای عبارت :

جانم جانم منیم

حله جوانام آزدی یاشیم یورولموشام شیشیب باشیم
ایستیرم ایچیم آشیم
آی دده وای وای دده وای
ایشلمیرم یوخدو پولوم
ایستیرم شهرت اولوم
منن بزیب ساغیم سولوم
آی دده وای وای وای
سوگیلریم آتیب منی
وار دولته ساتیب منی
گُل نیسه آلادیب منی
آی دده وای وای وای
حله جوانام آزدی یاشیم
یورولموشام شیشیب باشیم
ایستیرم ایچیم آشیم
آی دده وای وای دده وای
عمر گئدیر آرام آرام
حاق یولوندا منده وارام
نه ادتسم ده گناهکارام
آی دده وای وای وای
ووگار دییر سوزلرینی
دیب یوم
باد سلام میکند ، سرو قیام میکند
کعبه به ایوان نجف چه احترام میکند
پَر میزنه دلم تا نجف ، چه حالی میکنم با نجف
حرم بی بی زهرا نجف ، چه خبره سحرها نجف
حالا شما بگید عاشقا وعده ی ما بهشت یا نجف
علی امام من است و منم غلام علی
خدا خریده مرا هم به احترام علی
چه لذتیست بمیرم به زیر بام علی
جنازه ام برود وادیُ السلام علی
. جانم جانم جانم ، امام دو عالم .
مستم و داد میزنم ، دم از مراد میزنم
به خاک پاک حرمش بوسه زیاد میزنم
داره دل منو میبَره ، سایه ی سَرمه س
ای ساربان آهسته رو کآرام جانم می رودوان دل که با خود داشتم با دلستانم می رودمن مانده ام مهجور از او بیچاره و رنجور از اوگویی که نیشی دور از او در استخوانم می رود
او می رود دامن کشان من زهر تنهایی چشاندیگر مپرس از من نشان کز دل نشانم می رود
در رفتن جان از بدن گویند هر نوعی سخنمن خود به چشم خویشتن دیدم که جانم می رود
 
آرون افشار جانم باش
دانلود آهنگ جدید آرون افشار به نام جانم باش
Aron Afshar - Janam Bash
موزیک : معین راهبر ؛ ترانه : عاطفه حبیبی ؛ گیتار : فرشید ادهمی
+ متن ترانه جانم باش از آرون افشار
جانم باش / نوشدارو بعد مرگ فایده نداره جانم باش
رخ نمایان کن و این ماه شب تابانم باش / جانم باش
 

ادامه مطلب
دانلود آهنگ پازل بند به نام م
در این مطلب از سایت جذاب موزیک برای شما دوستان آهنگ زیبا و شنیدنی م از گروه پازل بند آماده کرده ایم
 Download New Song Puzzle Band / Mahshar With text and Quality Mp3 320 / 128 From JazabMusic
آهنگ م پازل بند
آهنگ م پازل بند
 
♬♬♬ متن آهنگ م پازل بند♬♬♬
♬♬♬ آمدی و آمدنت م به پا کرد ای جان جانم جانم ای جان جانم جانم ♬♬♬
♬♬♬ به چه شور و شرری یک دم به پا کرد ای جان جانم جانم ای جان جانم جانم ♬♬♬
♬♬♬ نور دیده آرمیده به برت عاشق تو ا
حلول ماه ربیع الاول بر عاشقان رسول الله تهنیت باد.
آمده فصل ِ،بهار ِ ناب ِ خوش عهدی
ربیعُ الاوّل و عالَم،همه به ذکر یا مهدی
شور و شعف از عطای حضرت حق بر همه دلها مبارک
شکفتن ِلاله های فخر و عزّت در دل ِ صحرا مبارک
امامت ِ مهدی ِ آل پیمبر یوسف زهرا مبارک
دارم ای آقا به سر هوای تو،حضرت مهدی جانم فدای تو
حضرت مهدی جانم فدای تو.
دانلود آهنگ رضا بهرام لبخند بزن
هم اکنون شنونده موزیک جدید و فوق العاده ی * لبخند بزن * با صدای زیبای هنرمند محبوب و مشهور , رضا بهرام باشید.
 
دانلود آهنگ رضا بهرام به همراه متن, پخش آنلاین و بهترین کیفیت (کیفیت اصلی) از رسانه مدیاک
Download new song by Reza Bahram called Labkhand Bezan With online playback , text and the best quality in mediac
 
متن ترانه رضا بهرام به نام لبخند بزن
دلبر جانم بی اجازه قلب ما بردی کجا بردیای عشق جانم هر نفس را بی هوا بردی کجا بردیبی منت تورا دوس دارم بی علت تورا
مامان جانم! دو روز از سه ماهگی ات گذشته و من دلم می خواهد سیصد ساله شوی. سیصد ساله شوی و من آن روزها را ببینم. راه رفتنت را، غذا خوردنت را، کار کردنت را، . یک کلام زندگی کردنت را. من هم مدام دورت بگردم. چرا اخم می کنی مامان جانم؟! این همه تعجب دارد؟! خب شاید بگویی سیصــــــــــــد سال؟! آری مامان جان سیصد سال ولی نه آن سیصد سالی که تو فکر می کنی. وقتی سه ماه از داشتن تو گذشته و انگار تازه از من متولد شده ای، پس لابد سیصد سال بگذرد انگار سه سال گذشته
مامان جانم! دو روز از سه ماهگی ات گذشته و من دلم می خواهد سیصد ساله شوی. سیصد ساله شوی و من آن روزها را ببینم. راه رفتنت را، غذا خوردنت را، کار کردنت را، . یک کلام زندگی کردنت را. من هم مدام دورت بگردم. چرا اخم می کنی مامان جانم؟! این همه تعجب دارد؟! خب شاید بگویی سیصــــــــــــد سال؟! آری مامان جان سیصد سال ولی نه آن سیصد سالی که تو فکر می کنی. وقتی سه ماه از داشتن تو گذشته و انگار تازه از من متولد شده ای، پس لابد سیصد سال بگذرد انگار سه سال گذشته
کسی غم از دل شاعر ندارد،
ادب تاج است، یک تاجر ندارد.
ره من هم رسد بر آخر خط،
غم و درد جهان آخر ندارد.
 
دل من شکوه از جانان ندارد،
گله از بخت بی سامان ندارد.
غمی که خورده است، آسان نباشد،
توان دادن تاوان ندارد.
 
فدای عشوه و ناز و ادایت،
دل و جانم، دل و جانم فدایت.
ز جان سیرم، ز جان سیرم،
و لیکن ندارم سیریی از بوسه هایت.
 
دل و جانم، دل و جانم فدایت،
فدای عشوه و ناز و ادایت.
وضوی چشم زآب دیده بشکست،
تیمم می کنم با خاک پایت.
 
  چو رازی در دلم بنهفته ای ت
دست را با دست نگاه می‌دارم، مباد رقصش عبور مهیبت از جانم را رسوا کند. دست را با دست نگاه می‌دارم، کس نفهمد چه در جانم می‌گذرد، هرچند دوست راز دل دوست می‌داند و به رو نمی‌زند.
بر این ارتفاع مهیب می‌لرزم. هرگز اینجا نبوده‌ام. بر جاده‌های باریک همچو مو می‌گذرم. دست را با دست نگاه می‌دارم، مباد عریان کند راز در پرده را. هرچند نزد دوست عریانم. دوست می‌داند و به رو نمی‌زند.
من خوار می‌گذرم، من ذلیل و ناتوان از این همه حرکت عظیم در جانم. من خود ر
بسم الله الرحمن الرحیم.
مسافرم برگشت.
با کوله باری از تجربه با کوله باری از خاطره
پلاکش رو که از گردنش درمی اورد گفت:بعد از 81روز این از  من جدا میشه
ولی من که میدونم پلاک جدا شد ولی هیچ کس نمیتونه هوایی که به سرش افتاده رو ازش جدا کنه
خداروشکر 
که فداییه زینب سلام الله شدی 
جانم  همه وجودم فدای فداییه زینب سلام الله.
عادلانه نیست بی تو سر کنم بی هوای تو
عادلانه نیست دوری من از دست های تو
عادلانه نیست من بمانم و حسرت مدام
عادلانه نیست قسمتم از این عشق ناتمام
هم مسیر من حال زندگی رو به راه نیست
هم مسیر من حق ما دوتا درد و آه نیست
هم مسیر من حال زندگی رو به راه نیست
هم مسیر من حق ما دوتا درد و آه نیست
سهم ما از این زندگی چرا عادلانه نیست
بی تو این شب ناتمام من عاشقانه نیست
بی تو میرود جانم از تنم ای پناه من
پای من بمان بی تو خسته ام تکیه گاه من
هم مسیر من حال زندگی
همره خلوت شب آمده ای باز
در دیده دارم شعر باران
ابر بهاران یاد یاران
یاد رخسار تو خورشید دلم شد
مهمان چشمم رویای تو
در باغ جانم آوای تو
از نگاه تو صبا مژده ها دهد
بر زلال آب چمن بوسه ها زند
مرغ سپیده خوش می سراید
نرم و سبک بال پر بگشاید
مثل نسیمی بر موج آ
مثل پریدن پرواز خواب
همه جا رنگ سحر چهره نموده
آبی و دریا در جان هم
ابر و سپیده پنهان هم
به تماشای تو گل سینه گشوده
در دفتر عشق طرحی دارم
رنگ زمان را شرحی دارم
همره خلوت شب آمده ای باز
در دیده دار
یکی با رویای حج آمد، حاجت گرفت و برگشتیکی با پای فلج آمد، حاجت گرفت و برگشتیکی دیگر از تو میخواهد، لیاقت شهادتیکی میگوید شفاعت کن، آقا مرا قیامتیکی که من باشم و عمریست، نیامده زیارت‌وایدلم تنگ ایوان طلای توست،نه تنها سرم خاک پای توستکه من هرچه دارم برای توست‌وایمرا زائرت کن خدایی کنکبوتر کن آقا هوایی کناگر شد مرا کربلایی کن‌رضا جانم ای رضا جانم(4)‌دلم از باب الجواد آمد،تا آبرو بگیردکنار حوض گوهرشادت، آمد وضو بگیردچه میشد چون کودکی هایم
چرا تا وقتی وبلاگ هست موضوع نیست بعد همین که وبلاگ رو میبندی درست همون روز بهروز یاسمی مشتریت میشه ولی از طرفی خجالت میکشی بگی عاشق سروده هاشی و از طرفی یاد اوووووووووووووووون همه خاطره ای میفتی که با شعرااش داری. چرا زندگی انقدر بی مبالاته ؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟
 
 
آری آن سایه که شب، آفت جانم شده استآن الفبا که همه ورد زبانم شده است
آن الفبای دبستانی دلخواه، تویی
عشق من آن شبح تار شبانگاه، تویی
 
 
مرا ز راه به در کرده بود چشمانت
*دیدم که جانم می رود*
عنوان کتابی است که نویسنده آن از خدا خواسته است که شهید نشود تا بتواند خاطرات و اتفاقات دوران سراسر حماسه جنگ تحمیلی را برای آیندگان بنویسد. 
حمید داود آبادی، برای اولین بار با او در خبر سیما و برنامه بدون تعارف آشنا شدم کسی که فقط سیکل دارد و دارای تحصیلات کلاسیک نیست اما دانش آموخته دانشگاه جبهه هاست و از نویسندگان مطرح دفاع مقدس می باشد. 
چندی پیش برای اولین بار کتابی از او به دستم رسید با نام *دیدی که جانم می رود*کتابی
چند روز پیش داشتم به یکی از دوستان می‌گفتم :"نه چپی‌م، نه راستی!" اونموقع به زبونم نیومد ولی این یعنی من هیچ وابستگی ای به این خاک ندارم! هر اتفاق با دلداری "میری خارج همه چی درست میشه" همراهه و این یعنی نه جانم! من اون‌قدر قوی نیستم که به خاکی وفادار بمونم که این‌قدر حال‌خراب‌کنه:)اومدم بگم از سانسور متنفرم. و سانسور کاریه که من دارم می‌کنم با خودم؛ این دولت احمق هم! :)من همین الان به اینترنت نیاز دارم. به یه کامپایلر آنلاین سی پلاس پلاس. به ا
چند روز پیش داشتم به یکی از دوستان می‌گفتم :"نه چپی‌م، نه راستی!" اونموقع به زبونم نیومد ولی این یعنی من هیچ وابستگی ای به این خاک ندارم! هر اتفاق با دلداری "میری خارج همه چی درست میشه" همراهه و این یعنی نه جانم! من اون‌قدر قوی نیستم که به خاکی وفادار بمونم که این‌قدر حال‌خراب‌کنه:)اومدم بگم از سانسور متنفرم. و سانسور کاریه که من دارم می‌کنم با خودم؛ این دولت احمق هم! :)من همین الان به اینترنت نیاز دارم. به یه کامپایلر آنلاین سی پلاس پلاس. به ا
از آبجی باران مهربون وخوش قلب و خوش سلیقه خودم تشکرمیکنم بابت این قالب خوشگلاصلاانقدر ذوق دارم نمیدونم چی باید بگممن توخوابم نمیدیدم همچین قالبیو چون بلد نبودمولی باران بلا ،خوش سلیقه، حرفه ای همونی که میخواستم زحمت کشید درست کردوحسابی منوشرمنده کرد❤️اصلانمیدونم به چه زبونی ازمحبتت تشکرکنم.باران جانم خیلی عشقی❤️خیلی مرسی عشق جانم❤️❤️
این ساعت‌ها که می‌رسد دیگر دل توی دلم نیست. 
مثل سیر و سرکه دلم می‌جوشد.
مثل اسفند روی آتش ج و و می‌کند. 
و انگار تمام ن همسایه در دلم رخت می‌شورند بسکه دلشوره به جانم می‌افتد.‌‌
.
شما خودتان رحم کنید به دل ما. 
و ارحم ضعف بدنی. 
آسیمه سَر _ محمد اصفهانی
 
 
 
زین گونه ام؛
زین گونه ام کِ در غمِ غربت شکیب نیست
گر سر کنم شکایتِ هجران غریب نیست
جانم بگیرُ
جانم بگیرُ صحبتِ جانانه ام ببخش یارا
کز جان شکیب هستُ زِ جانان شکیب نیست
 
گم گشته ی دیار محبت کجا رود؟
نامِ حبیب هستُ نشانِ حبیب نیست
عاشق منم کِ یار بِ حالم نظر نکرد
ای خواجه درد هست ولیکن طبیب نیست!
 
 
آسیمه سر رسیدی از غربت بیابان
دل خسته دیدمت از آوارِ خیسِ باران
وامانده در تبی گنگ ناگه بِ من رسیدی
من خود شکسته از خود
خوش یعنی همین که تو بنشینی ، من بنشینم، به فاصله ی " هیچ"،  گلاویز شویم برای "همین زندگی"، صدایی بلند کنیم" برای دل"، من بگویم " تو . " ، تو بگویی " تو" ادامه اش که مهم نیست ، همین که" تو"از لبانت نمی افتد خوش است جانم غمزه ای بیاییم، گوشه چشمی نازک کنیم ، بارانی به شیشه بخورد،  کمی سرد شود، نزدیکتر شویم آنقدر که " جا نیست دیگه دیوونه"، چشمی به هم بزنم بنشینی در آغوشمدستم آهسته سر بخورد میان موهایت.ببافد .یکی رویکی زیر.یکی رویکی
شور مناجاتی و دلنشین
شب 25 محرم 98
هیئت مکتب اهرا (س)
حسین طاهری
سلام آقا من از خدا فقط تو رو می خوام آقا
 
 
(متن و سبک این شور زیبا رو در ادامه مطلب ببینید . کربلا نصیبتون)
 
متن مداحی:
 
سلام آقامن از خدا فقط تو رو میخوام آقاهمه میرن تو میمونی برام آقاسلام آقا
برای مندعایی کن، نمیگیره دعای منبذار بپیچه تو حرم صدای منصدای من
حسین جانم، حسین حسین حسین حسین، حسین جانم
صدای توکبوتری شدم توی هوای توتموم زندگیمه کربلای توفدای تو
ببین آقاداره میاد
دانلود آهنگ جدید قبل از تو هیچوقت بعد از تو هیچکس جانم نشد یارم نشد از شاهین بنان

دانلود آهنگ عاشقانه آرام » دانلود آهنگ جدید و فوق العاده زیبای شاهین بنان بنام صداش کنی از ترنج موزیک
می توان گفت آهنگ قبل از تو هیچوقت بعد از تو هیچکس جانم نشد یارم نشد یکی از بهترین آهنگ های شاهین بنان در مهرماه 1398 است . مدت زمان این آهنگ زیبا سه دقیقه و پنجاه و شش ثانیه است . در صورت تمایل می توانید این آهنگ را از سایت ترنج موزیک با بهترین کیفیت ممکن دانلود کنی
توکه باشی دلم دیگه نمی لرزه
همین گریه به لبخند تو می ارزه
حسین جانم
 
بذار سایه ت همیشه رو سرم باشه
قرار ما حرم باشه
حسین جانم
 
حرم گفتم هوای کربلا کردم
هواییشم فقط دور تو می گردم
حسین جانم
 
پناهم باش به جر روضه ت پناهی نیست
به غیر از تو برا من تکیه گاهی نست
حسین جانم
 
به قربونت نگاه اطلسی داری
وم آقا همش دلواپسی داری
حسین جانم
 
غلط گفتم که چیزی توی کاسه م نیست
چی کم دارم تو رو دارم حواسم نیست
حسین جانم
 
سبک بالم تو ایوون تو جا دارم
از
تو مرا می‌کُشی. صدها بار. گاه آدمی‌زاد می‌میرد برای او که جانش را می‌گیرد. کُشنده‌ی منی و جان‌دهنده‌ی من. آن جهان دیگری که بدان پناه می‌برم آن‌ هنگام که جانم و روحم به ستوه آمده باشد، اما آن جهان دیگر که از واقعیت دردناک‌تر می‌شود. وهم منی‌ و واقعیت من. کُشنده‌ی منی به وقت هجوم سردرد و درماندگی. ملالت منی و سلامت من.
کشنده‌ی منی آن‌گاه که پر از کلمه‌ام و هیچ ندارم برای نوشتن و می‌کُشی مرا حتی آن ساعت که می‌نویسم. نانوشته‌ی منی و نوشته
 
 
 
 
متاسفانه مرورگر شما، قابیلت پخش فایل های صوتی تصویری را در قالب HTML5 دارا نمی باشد.توصیه ما به شما استفاده از مروگرهای رایج و بروزرسانی آن به آخرین نسخه می باشدبا این حال ممکن است مرورگرتان توسط پلاگین خود قابلیت پخش این فایل را برای تان فراهم آورد.
param name="AutoStart" value="False">


سلام آقا از علی فانی
 
سلام آقا
که الان روبه روتونم
من اینجامو زیارت نامه می خونم
حسین جانم
حسین جانم
بزار سایه ت همیشه رو سرم باشه
قرار ما حرم باشه
حسین جانم
 
متن آهنگ مهدی یغمایی بنام شهر آشوب
دل از ما میبرد دائم نگاری که تو باشی
جهان خلاصه است به کناری که تو باشی
برایت به جز عشق چه شعری بسرایم
که از شوق تو ای عشق غم از دل بزدایم
من برایت بی قرارم فدایت هر چه دارم
چه حالی بهتر از این که باشی در کنارم
بخند آرام جانم چه کردی مهربانم
که جاری می شود اسم تو دائم بر زبانم 
عاشق منم باور کن ای جان فقط لب تر کن
با خنده هایت جانا حال مرا بهتر کن
شیرین شهر آشوبم تا با تو هستم خوبم
تنها تویی محبوبم ای جان
من برای
 
گردآوری و نویسنده : اشکان ارشادی 
 
غزل زیبای آمدی جانم به قربانت ولی حالا چرا ؟» 
از استاد شهریار که نام حقیقیش محمدحسین بهجت تبریزی هست.
این غزل را به ترکی نیز موجودست. 
اکنون هم ترکی آذربایجانی و هم فارسی را تقدیم عزیزان می‌کنم.
ابتدا ترکی آذربایجانی 
سپس به زیبایی تمام غزل فارسی همین شعر 
ادامه مطلب
 
گردآوری و نویسنده : اشکان ارشادی 
 
غزل زیبای آمدی جانم به قربانت ولی حالا چرا ؟» 
از استاد شهریار که نام حقیقیش محمدحسین بهجت تبریزی هست.
این غزل را به ترکی نیز موجودست. 
اکنون هم ترکی آذربایجانی و هم فارسی را تقدیم عزیزان می‌کنم.
ابتدا ترکی آذربایجانی 
سپس به زیبایی تمام غزل فارسی همین شعر 
ادامه مطلب
نشسته‌ام روی تخت خوابگاه و حس یک بیابان بی‌آب و علف را دارم! انگار در چشم‌ها و لب‌ها و بینی‌ام آتش زبانه می‌کشد. انگار یکی یک سرنگ وصل کرده به من و تا آخرین قطرهٔ آب بدنم را از جانم کشیده بیرون. اصلا من دلم می‌خواهد ترک تحصیل کنم و برگردم خانه! مرا چه به آب و هوای خشک و دود  و دم؟ من الان باید کنار دریا باشم و میان موج‌های پریشانش برقصم، باید در جنگل‌ها بدوم در امتداد رودخانه، باید گوش‌جانم را بسپارم به نوای زیبای گاوبانگی مرال‌ها در پایی
مریم زن داداش به مریم ابجی با گریه تو ختم میگفت ختم باباته چرا مامان مامان میکنی بعد بغلش کرد گفت جانم عزیزم بدبخت شدی نمیفهمی چی بگی.
راستش اون روز هوشیار نبودم متوجه بشم اما وجه دیگه ی سوکی این گفتگو؛ طنازی ش بود. غمها هم میتونن خنده دار باشن.
پشت مانتیتور آیفون که می دیدمش دلم پر از شوق میشد
چادر سفیدم برمیداشتم یا مانتو روسری مینداختم روی شانه و سرم و میدویدم به استقبال در راه پله ها.
به ندرت پیش می آمد در خانه منتظر باشم تا رسیدنش.
آدمها مگر چند ساعت از خانه دور می مانند. اما برگشتنش برگشتنِ "خانه" به "خانه" بود.
میدونی چیه دلبر جانم؟سه تا وبلاگ به هم زدم تا حالا :)فک نکن رکوردت 858 ِه!یه دونش با آه شروع شدبا آه تموم شد.نتونستم طاقت بیارم. حذفش کردم.سوختم.ولی فک نمیکردم یه روز بخوامش. مث الان:) 
+ و همچنان انگشتِ سبابه خود را گاز میگیرد و غرولند میکند که
نازنینا؛ همون که ما به نازش جوانی داده ایم. چرا بت نگفتم و حتی نمیگم؟ برا خودمم سواله :) 
عزیزم منو از جنگ می‌ترسونی؟ من خودم هرروز تو جنگم.
اگه می‌بینی از جنگ و مرگ نمی‌ترسم به خاطر اینه که امنیت برام معنای درستی نداره! جانم من واقعا از خونه می‌ترسم اما از جنگ نه :)
 
پ. ن: عنوان از مولانا:
دشمن خویشیم و یارِ آن که ما را می‌کشد
غرق دریاییم و ما را موج دریا می‌کشد
دانلود آهنگ مازیار فلاحی نازنین
هم اکنون شنونده موزیک جدید و فوق العاده ی * نازنین * با صدای زیبای هنرمند محبوب و مشهور , مازیار فلاحی باشید.
 
دانلود آهنگ مازیار فلاحی به همراه متن, پخش آنلاین و بهترین کیفیت (کیفیت اصلی) از رسانه مدیاک
Download new song by Mazyar Fallahi called Nazanin With online playback , text and the best quality in mediac
 
متن ترانه مازیار فلاحی به نام نازنین
ای جان من جانان منتو جان جانیمن سرخوشم من دلخوشمچون تو بمانیمن بی تو اینجام خسته جانم بی قرارممن مانده ام با
سلام عزیزم مائده ؛
خب امروز یکم کند پیش رفت! اما واقعا اشکالی نداره و همین که برات لذت بخشه کافیه و تراز آزمون مهم نیست وقتی دوهفته رو 'زندگی' کنی.با هر واژه ، هر مسئله ، هر 'AHA moment .
گفته بودم ادبیاتم را 100زدم؟ من این درس را می پرستم.گفتم که ، بنیاد هرچیز عشق است!عشق.
روزت به خیر جانم.
بسم الله الرحمن الرحیم
یکی از علما ماجرای ملاقات خود را در حرم حسینی اینگونه نقل می کند: امام زمان علیه السلام که جانم به قربانش را دیدم که خطاب به سیدالشهداء علیه السلام می فرمود: "شما درکربلا تنها ماندید٬ من هم دراین زمان تنها مانده ام!" در اینجا آن حضرت توجه خاصی به من نمود و فرمود: زیارت عاشورا را بخوان٬ من می خواستم زیارت عاشورا بخوانم ناگهان به جای زیارت عاشورا به طور ناخودآگاه شروع به گریه کردم آن حضرت خودشان مشغول خواندن زیارت شدند و
 
دانلود پاورپوینت هم خوانی" مادرم زهرا"
 
دانلود پی دی اف هم خوانی " مادرم زهرا"
 
 
 
مادرم زهرا مادرم زهرا (2)
مادرم زهرا مادرم
دخترت هستم و مهربان مادری
دست من، دست تو، تو بهشت منی،جانم
مادرم زهرا مادرم زهرا (2)
مادرم زهرا مادرم
هستی­ام حسینو دل دهم دست تو
تا ظهور مهدی، مأنم هستی تو، جانم
مادرم زهرا مادرم زهرا (2)
مادرم زهرا مادرم
منصوره، معصومه، زکیه، حکیمه
دخترت هستم و مادری فاطمه، جانم
مادرم زهرا مادرم زهرا (2)
مادرم زهرا مادرم
ــــــــــــ
جهان ابدی، به مدارای من بشتاب که جهانم به جای دگر گریخته است نیم نگاهی به درمان زخم هایم کن که درونم از هم به هم ریخته استبار سفر از هردو مکان بر بسته ام چونان الکی مانم که آردش را آویخته استنا امید از خلق نشدم نا امید بودمبه خدا قسم که جانم به خدا آمیخته استبهانه امروز و فردا ماندنم از نداری استکه خود را چو سیل به گرداب ریخته است
گر ز حال من دل خسته ی بیمار بپرسیددل داده آن سرو قدم کو به نسیمی بخرامیدگفتم که دوا نیست مرا رحم کن ای دوستگفتا که به دار است هر آن سر که خروشیدگفتم که به جانم غم عشق دگری نیستگفتا که به شیدایی تو رنگ زمینیست گفتم که شود صبح دمی عشق بیایدگفتا که به بپا خیز و نشو خالی از امید
بوی جان از ماغیان  آید همی،
بر تن افسرده جان آید همی.
پل به دلها شد پل گرداب او،
آب جویش دف ن آید همی.
آب لایش صافتر از جان ما،
از بهاری ارمغان آید همی .
 
ماغیان =نام جماعت و دیھه ھا در ناحیة پنجکینت-زادگاه مادر شاعر 
 
پشت قُرغان می روم دامن کشان،
تا ز پشتم صد جهان آید همی.
پرچم خورشید چون رنگین کمان
روی بامش پرفشان آید همی.
از دل من موج زن دریای او
تا زرافشان زرفشان آید همی.
بر سرم آید خمار بچگی،
از دل و جانم فغان آید همی
 
 
 
دانلود آهنگ اندی به نام جان جانان از رسانه تک موزیک
شما میتوانید آهنگ جان جانان از اندی را همین الان دانلود کنید و گوش کنید و لذت ببرید
Download New Music Andy – Janeh Janan
ویکی پدیا
 
متن آهنگ آندی به نام جان جانانم
جان جانانم وصله ی جانم
در تلسم دختر شاه پریانم
جان جانانم گل خندانم
منو جادو کن برقص ای ماه تابانم
جان جانانم وصله ی جانم
در تلسم دختر شاه پریانم
جان جانانم عشق سوزانم
منو جادو کن برقص ای ماه تابانم
جان جانانم نور چشمانم
ای گل شقابق دشت های ایرا
دیگر حوصله ام با من همکاری نمی‌کند، می‌دانم خسته است، به استراحت نیاز دارد، اما اکنون، در این سن، نه، اصلا حوصله ی عزیزم، همکاری لازم را با اینجانب به عمل آور، پس از مرگم به اندازه ی کافی وقت برای نبودنت هست.تو با این کم کاری ات به زندگی ام، به خودم ضربه میزنی، نزن جانِ من، نزن
 
موسیقی آرام را به ضرباهنگ‌های یکسره و مهیج ترجیح می‌دهم. چه در باکلام و چه در بی‌کلام.
حوالی اردیبهشت، دوتایشان به جانم نشست. صدایم بزن» از چارتار و آرام من» از محمد معتمدی.
امشب یکی دیگرشان را یافتم. این‌بار هم از محمد معتمدی.
بشنوید
 
تو این هیاهوی گرونی بنزین و قطعی اینترنت فقط یه چیز دل منو بعد از مدتها به حال و آینده
خوش کرد اونم شنیدن صدای عزیز دلم برادرزاده ی کوچکم علی کوچولو بود !!
 
امروز کلا هواییش شده بودم و یه بغض کوچولو ته دلم بود حتی به خانواده مقیم تهران هم گفتم
که دلم بدجور هواییش شده و دلتنگشم ولی خب صبح مدرسه بود !
 
و واقعا درست گفتن که  دل به دل راه داره !!
چون همین چند دقیقه پیش برادرزاده جانم با یه صدای که از سر دلتنگی بود  بهم زنگ زد و برای اولین بار بهم گف
دخترم، همیشه اول "نه" بگو! بعد فکر کن ببین ارزششو داره یا نه! همیشه اول "نه" بگو چون من تو رو می‌شناسم. اگه فقط یه لحظه فکر کنی به این‌که صرفا ممکنه بعدا با اون آدم چشم تو چشم بشی دیگه هیچ‌وقت جرئت نمی‌کنی نه بگی!
به‌هرحال احساس می‌کنم پشیمونی از رد کردن چیزی خیلی بهتر از قهر کردن با خودته سر تو رودربایستی موندن! :)
 
پ. ن1: مایه مباهاته که دیروز یه قرون پول اضافه هم استفاده نکردم! ولی دیگه وقتی رسیدم خونه داشتم از گشنگی میمردم:)
پ. ن2: دیروز برنامه
یاد تو حال مرا چون حال یک دیوانه کرد
هر دمی نقش رخت آتش به جانم می زند
هجر تو لبخند را با صورتم بیگانه کرد
روزهایم بی تو محنت بار و پر رنج و غم است
عشق چون آمد تو را شمع و مرا پروانه کرد
#سهام_الدین_خداشناس
Open Commentsمشاهده مطلب در کانال
امروز کسی را دیدم که در پس عینک آفتابی‌اش در نگاه اول شبیه تو بود. همان نگاه اول وجودم را لرزاند، یادت افتادم، دلتنگت شدم ولی نبودی!
نبودنت بر تمام جانم نشست. دوباره با خودم مرور کردم که چرا نگاه تو هیچ‌گاه قسمت من نشد! سهم من از این زندگی چیست؟
بی تو چیزی برایم دوست داشتنی نیست.
بیا.
خب جانم الان واقعا خوابم میاد ولی نمیتونم ننویسم. یه جور شوق درونی منو کشوند سمت این پنل تا شاید آروم بشم.
عزیزم زندگی اونقدر ها هم که فکر می‌کنی پیچیده نیست. اگر خودت رو درگیر زندگی نشون بدی احتمالا زندگی هم باهات همراه میشه. این جمله ای بود که معین پارسال بهم گفت در جواب اینکه من بهش گفتم سطح سختی درس ها رو خودمم که تعیین می‌کنم. دقیقا بهش گفتم اگه درس نخونم درسا آسونن و اگه بخونم واقعا سختن! خب درکش سخته ولی من میفهممش به هرحال.
من یه پرفکشن
 
 گاهی فکر میکنم چه نیازی به اینگونه زیستن. نمیدانم، حتی در آن حد و اندازه‌ها خودم را نمی‌بینم که بگویم کاش جای جوانان پرپرشده امروز بودم؛ بالاخره آنها به درجه‌ای از شجاعت و لیاقت و داشتن آرزوها حتما رسیده بودند که هوای عزیمت کرده بودند. من چی؟! من که پایم به زمین بسته شده است، من که مانده‌ام بیشتر برای آنکه درمانده‌ام، من که در خانه خودم هم احساس غربت میکنم، در آینه نیز غریبم، من که آرزوهایم را از یاد برده‌ام، من که از خودم و اینگونه زی
گفتم از آتش عشقت ، که مرا سوزاندهکان منی برده و خاکستر آن جا ماندهگفتم از نور دو چشمت که به راهم اوردمطلع شعر مرا ، بیت تو زیبا کردهگفتم از ساغر ساقی ، که به جانم میریختمستی ی هر شب ما ، ذکر تو بر پا کردهگفتم از حال خوشم ، شور سماعی خاموشپر شدن از خود و هر چیز که او پر کرده
Hoorosh Band
Shabhaye Niloofari
#HooroshBand
صدا بزن منو بگیر ازم غمو 
شانه به شانه پا به پا
بیا بگیر دست مرا 
ببر تو رویای شبونت
نوازشم کن و 
دوباره عاشقم کن و 
برای روییدن خنده رو لبات
دلم میخواد خودم بشم بازم بهونت
نیست بجز هوای تو در سرم
با تو خوشم ای همه باورم
آرام جان من تویی
 بمان کنار من همیشه
منو از این شبای نیلوفری
از خواب خوش تا به کجا میبری
نفس تویی و بس فقط بمان کنار من همیشه

چشمانت 
منو سپرده دست رویا
بیا بشین در بر من تا 
خیره بشم به موج گیسوی 
چو در
نمی‌دانم چه اصرار بیهوده‌ایست که ننویسم؛ آن‌هم حالا که بیشتر از هر وقتی انبوهِ کلمات شُره می‌کنند به حجمِ سرم و سرریز می‌شوند تا نرمه‌ی انگشت‌ها! احساس می‌کنم آنقدر در نادیده‌انگاری افراط کرده‌ام که بوی ماندگی گرفته‌اند. امروز اما انگشت‌ها را یله داده بودم سمت کاغذ و گوش به زنگ نشسته بودم که سوت‌ْکشان بیایند و رد بشوند از انگشت‌ها و قطارِ خسته‌ام دمی بیاساید. وقت نوشتن اما جمله‌ها چندپاره شد. چندتاشان گم شدند. یکی دوتاشان به کندی
داشتم فکر می‌کردم خوبیِ زله این است که در ۵ ثانیه اتفاق می‌افتد. آدم اصلاً وقت نمی‌کند به خودش بگوید 《 جانم در خطر است》و فقط پناه می‌گیرد. 
اما این‌جا که من ایستاده‌ام، این‌جا که دیشب ایستاده‌بودم، وقت کرده‌ام. یک‌سال، هرشب وحشت‌زده شده‌ام که 《 جانم در خطر است》 و دیروز وقتی افتاده‌بودم کف آسفالت خیابان و زجه می‌زدم و عق می‌زدم، آلارم مغزم که 《 جانت در خطر است》 یک‌ پارودی مضحک بنظر می‌آمد. حتی گریه‌کردن و زجه زدن و نفس‌بریدن
مهرماه سه تا تولد مهم داره. 
مامان و علی آقا و زهرا
تولد مامان روز غمگینی نیست؛ خوشحالم که مادرم متولد شد و مادرم شد.
و اینکه تولد زهرا رو چگونه برگزار کنم در سالی که لحظه به لحظه ش رو با من بود.
امیدوارم ایده های خوبی به ذهنم برسه.
یک طرف این منم از عشق سراسر لبریزآن طرف سر به هوا هستی و در حال گریز 
تو که تسلیم قضایی و نمی دانی منشدم از هرجهت از عشق خروشان سرریز
حکم این رابطه گرچه نرسیدن باشدمیکنم هردم ازین شرع حراسان پرهیز 
در موازات مقرر شده حال من و تو شکوه دارم من ازین فصل بد حزن انگیز 
وانمیشد به رویت دیده گرمم ای کاش یا نمیکرد طلوع، شمس رخت از تبریز 
چه کنم ره به طریقت بروم یا ره دل؟شرر افکنده به جانم حوسی آتش خیز
یک طرف این منم از عشق سراسر لبریزآن طرف سر به هوا هستی و در حال گریز 
تو که تسلیم قضایی و نمی دانی منشدم از هرجهت از عشق خروشان سرریز
حکم این رابطه گرچه نرسیدن باشدمیکنم هردم ازین شرع حراسان پرهیز 
در موازات مقرر شده حال من و تو شکوه دارم من ازین فصل بد حزن انگیز 
وانمیشد به رویت دیده جلبم ای کاش یا نمیکرد طلوع، شمس رخت از تبریز 
چه کنم ره به طریقت بروم یا ره دل؟شرر افکنده به جانم خوشی آتش خیز
یک طرف این منم از عشق سراسر لبریزآن طرف سر به هوا هستی و در حال گریز 
تو که تسلیم قضایی و نمی دانی منشدم از هرجهت از عشق خروشان سرریز
حکم این رابطه گرچه نرسیدن باشدمیکنم هردم ازین شرع حراسان پرهیز 
در موازات مقرر شده حال من و تو شکوه دارم من ازین فصل بد حزن انگیز 
وانمیشد به رویت دیده جلبم ای کاش یا نمیکرد طلوع، شمس رخت از تبریز 
چه کنم ره به طریقت بروم یا ره دل؟شرر افکنده به جانم حوسی آتش خیز
ظهر وصال بودم داشتم برمیگشتم خونه گوشیم زنگ خورد، "ف" بود :/
-سلام، جانم؟
+سلام، کجایی؟
-وصال
+خب هیچی برو خونه حرف میزنیم با هم
[حس کردم بغض داره صداش]
-چته "ف"؟
+حالا برو خونه
[چند دیقه از من اصرار و اینا]
-[کاملا جربان رو گفت که از حوصله من و جمع خارجه و گفتش که:]بابام فوت کرده
و من بودم و بهتی که تموم نمیشد.
بسم الله الرحمن الرحیم
 
لوح قلبم را کنی امضا اگر
بر وجودم ار کنی یک دم نظر
 
هر شب و روزم به کویت سر شود
دم به دم یا با گذر یا بی گذز
 
خود ندانم مرغ دل کی پر کشد
در طوافت با خبر یا بی خبر
 
دل شود صحن و سرایت , هی زنم
دور تو پر  با سفر یا بی سفر
 
مونس جانم که باشی در حرم
سر به راهم  با خطر یا بی خطر
 
بر حریمت پر زنم هر روز و شب
خوشه چینم در سفر یا در حضر
 
مرغ این دل در رهت تا پر زند
خون بریزد از جگر یا از بصر
 
تا که حیران باشی از راه بلا
با بلایی  با
پاییز جانم
میبینی که چقدر دیوانه شده ام؟
این روزها کسی را ندارم
کسی را ندارم که با او حرف بزنم
که پیشش درد دل کنم
این روزها کسی به حرف من خسته گوش نمیدهد
من بی اعصاب
کسی نیست که گوش جان بسپارد به من
همه در فکر غم خودشانند
و من نیز در فکر غم آنان
آنقدر دیوانه شده ام که هر روز با خودم حرف میزنم
و هر ثانیه
و هر لحظه
من با ماه حرف میزنم
با دلم حرف میزنم
من با آسمان حرف میزنم
من حتی با تو نیز حرف میزنم
و با برگ هایت
و با بارانت
آخر کسی به حرف های من گوش نم
 
یاد بگیر جانم !دوست داشتنبرای خاطر چشم و ابرو نمی ماندعشق ؛ به احترام اندام تراشیده ی هیچکس روی پاهایش نمی ایستد .فراموش نکن ؛ برجسته ترین لباس ها آخر سر جایش گوشه ی کمد ، لا به لای یک دنیا لباس های خانگی گشاد که تو را هم بستر رویاهای شیرین شبانه می کنند ، جا خوش می کند .یادت نرود ؛ دنیا دنیا لوازم آرایش هم که داشته باشی ؛ با یک آب تمامش پاک می شود و تو می مانی !خود تو که به گمانم یادت رفته وقتی لبخند می زنی ، زیباترین مخلوق خدا را نشان دن
دانلود آهنگ شاهین بنان صداش کنی
همینک شنونده اثر جدید و فوق العاده زیبای { صداش کنی } با صدای دلنشین هنرمند محبوب , شاهین بنان باشید.
دانلود آهنگ شاهین بنان به همراه متن و بهترین کیفیت از رسانه صداویر
Download new music : Shahin Banan | Sedash Koni With text and the best quality in sedavir


دانلود با کیفیت 128    دانلود با کیفیت 320










متن ترانه شاهین بنان به نام صداش کنی
صداش کنی فقط بگه جانمنگاش کنی بگه دوست دارمتویی نفس همین و بسصداش کنی به اسم کوچیکشنگاش کنی نگات کنه با عشق توی
میدانمهست تاریخ بی نظیری در همهمه ی زندگیِ بی سر و سامانِ منکه در گوشه ای از ازدحام خیابانی شلوغمی نشینی کنارِ من و از غیب ترین احوالات دلم با من سخن می گوییو من از لطافت کلماتت تو را خواهم شناختبا تو عمق جانم را به زبانم جاری میکنمو نگاهم را لبریز از تبسم محزونت خواهم ساختآن روز در کنار رهگذرانِ بی توجهآرام پا به پای اشک هایت اشک خواهم ریخت !
از دیشب تا حالا شیش قسمت از سریالمو دیدم و خب حالا قبل از خواب مثل یه امریکایی اصیل تختمو مرتب کردم، همه کرمهامو مالیدم وبا موهایی براشینگ شده اومدم زیر پتو.
فقط عادت دارم که یه شووری مث جک* هم کنارم باشه. کو پس؟
 
 
* جک شخصیت مرد داستانه که واقعا از اولین اپیزودها چشممو گرفته. یه مرد اصیل و واقعی.
 
_موهام خیلی خوب شده. بزنم به تخته؟ چی میشد همیشه همینجور خانوم میموندی جانم؟
 
کفراور» نزدیک بود. خانه یکی از فامیل هامان به اسم نوخاص پرورش آنجا بود. او از اقوام پدرم بود. خانه اش بزرگ بود . صاحب خانه بسیار مهمان نواز بود. وقتی خسته و نالان به آنجا رسیدیم، نوخاص و اهل و عیالش با شادی به استقبال آمدند. کمی که خستگی درکردیم، نوخاص گوسفندی سر برید. با صدای بلند گفت: جانم فدای مهمانان عزیزم. مگر من مرده باشم و به شما سخت بگذرد» 
 
. نوخاص اتاقی به ما داد که خیلی هم بزرگ بود. خودشان هم هشت نفر بودند. مردم روستا یکی یکی م
این پست که در 102 روزگی ذخیره شد قرار بود از 100 روزگی ات بگوید پسر جانم. از کارهایی که تا آن موقع یاد گرفته بودی و با دیدنش دل تو دلم نمی ماند اما می بینی مامان جان؟ 162 روزه شدی و زمان در این 2 ماه مجال انتشار این پست را نداد. حال که این پست منتشر می شود تمام آن حرف ها هم از یادم رفته است. همانند پرزیدنت که قرار بود در 100 روز کن فی کند اما نتوانست و فقط جلوی دوربین لبخند می زد!
۱. رفتیم خونه خاله جان هم کادوشو دادیم کلی ذوق کرد هم براش شروع کردم کلاهشو بافتم چق رنگای کاموائه قشنگ بود + دایی جانم بعد مدتها دیدم
۲. انار شیراز + لوبیا پلو [من عااااشق قاطی پلو ـام] + قرمه سبزی
۳. مهیار یواشکی هی حرف میزد میگم چی میگی جوجه میگه میگم دوست دارم:دی♥ + باهم نقاشی کشیدیم رنگ زدیم بعد خاله جان ورداش زدش به در یخچالش ^_^
سلام خانه جان
عجب حس تعلقی ست به تو. خانه ی من. تو تمام مرا از بری
دلم یک دل سیر نوشتن میخواهد برایت
بنویسم و بنویسم و بنویسم برایت
از خواب بدی ک دیشب دیدم. که دخترک در رودخانه ای در حال غرق شدن است و با حال پریشان بیدار شدنم
از چیزهای خوبم هم بگویم . بگویم که امروز دخترک را صدا زدم و در جوابم گفت : " بله قربونت برم الان میام نازگلم" . و من حظ دنیا را بردم
ولی این هم بگویم برایت ک حس گوسفند بودن دارم خانه جانم. قدردان نباشم و ناشکری کنم و نعمت هایم را
” اللهم اجعل نفسی اول کریمة تنتزعها من کرائمی”
 خدایا کاری کن که از چیزهای ارزشمند زندگی، جانم اولین چیزی باشد که از من می گیری.
.
+چرا همیشه نیمه پُر لیوانو میبینم؟
+چرا هر تصمیمی می گیرم درستِ درستش دقیقا اونیه که تصمیمشو نگرفتم!
خدا این روزا رو به خودمو خانوادم به خیر کنه اصن
منم که تازه فهمیدم که شاید اون نداشته باشه!مگه نه؟
شاید اصن تو باغ نیس
که اصن همینطوره واقعیت
 
 
لپ تاپ جانم رو تقریبا باز نشسته کردم و یه سیستم خونگی رو جایگزینش کردم 
خب شاید دیوونه م ولی حس میکردم لپ تاپم به سیستم خونگیه حسودی میکنه در عین حال خوشحالم هست
به نظرم هر جسمی تو دنیا حس داره حتی خاک حتی هوا .
خب این خل و چل بودنو از بچگی داشتم.یه چن سالی این حس ها رو نداشتم الان بهتر شدم.
بچه بودم گل ها رو نوازش میکردم ماچشون میکردم 
الان کلا دور گل و گیاه نمیرم و بیشتر دنبال گلدون های مصنوعیم
 
من فراموش شدمهیچ خریداری نیستنه دلی هست نه دلدارهواداری نیستساکن کوچه ی عشقیم ولی نیست صداآه ای خالق خوبی! چرا یاری نیست؟گفته بودم که دلم پیش کسی.نه! هیچ، هیچ!مرده ام من؟خاک سرد است؟چرا زاری نیست؟آی ای ساکن آن کوچه ی متروکه ی ما.پس کجایی که دلم را چو تو دلداری نیست؟هیچ میخوانی تو ای شاهد نومیدی منشعر زخمی شده ام را که سپهداری نیست؟خسته امزار شدمدور مشوحرف بزن.بس کن اینبار بیاتا دل و جانم بدهمتا نگویم که دگر هیچ خریداری نیست!
شعر: فاطمه اف
امروز تولد مریم است. در واقع امشب. همین لحظه که دارم تایپ می‌کنم تولد مریم است. مریم که به جان من بسته است. خواهرم. همین حالا که من دارم صدای یک رپ آلمانی را از واحد آن‌طرف‌تر می‌شنوم و رخت بیچارگی بر تنم نشسته است خانواده‌ام شب تولد مریم دارند دور هم جشن می‌گیرند و من خاک بر سر اینجا دارم فکر می‌کنم حتما خیلی آدم موفقی می‌شوم اگر چند هزارکیلومتر این‌طرف‌تر دکترا بخوانم. خواهرم را نبینم. بزرگتر شدن دخترش را نبینم. توی نوجوانی بغلش نکنم. و
و اما من هرگز برای امامِ خویش تکلیف معین نمی‌کنم که تکلیفِ خود را از حسین می‌پرسم و من حسین را نه فقط برای خلافت که برای هدایت می‌خواهم و من حسین را برای دنیای خویش نمی‌خواهم که دنیا را برای حسین می‌خواهم؛ آیا بعد از حسین کسی را می‌شناسی که من جانم را فدایش کنم؟

از کتابِ #نامیرا

- آخرا مرا میکُشی حسین (ع)
در این دنیا که همه سگ دو می زنند تا چیزی بشوند، تو دنبال "هیچ" شدن باش. فانی محض شو. فرض کن مرگ حالا آمده است و تو آرام آرام هرچه داشته داده ای و تمام. نه بسته دل به هیچ کس، نه بسته جان به هیچ جا. رها باید شد ازین همه کثرت، رها. مثل آنکه می گفت، "در عدم افکندم آخر خویش را/ وا رهاندم جانِ پر تشویش را". نیّت کن که می خواهم در بین این همه هیچ نخواهم‌، به هیچ چیز نرسم، هیچ آرزویی، هیچ گفت و گویی، مطلقاً هیچ باشم. آنچه گفته اند و فرض است را انجام دهم و تمام. ت
من به عهد هایم ایمان دارم
می دانم اندازه ی آرزوهایم نبودم
ولی به عهد هایم ایمان دارم
نه آنکه لایق آنها باشم
چون شما شایسته وفای به عهد بوده اید همیشه
می دانم زمانش نرسیده بودو هنوز هم نرسیده
اما
دلم بیشتر از همیشه برای پسرم تنگ شده است
حسن جانم
جان مادر
پسرم 
همو که به گفته ی مادرم نامش را انتخاب کردم
ترس ها آدم را می کشند. یکی روزی به من گفت، آدم ها ترس هایشان را زندگی می کنند. راس می گفت. آدمیزاد انقدر به ترسهایش فکر می کند تا آخر او را گوشه رینگ گیر بیندازند و تا آنجا که می خورد، مشت و لگد حواله جانش کنند. حالا حکایت من است. ترسی خفته در اعماق جانم که بیست و اندی سال است جا خوش کرده و نمی رود. امروز به خدا گفتم اگر قرار است دوباره اتفاق بیفتد، زودتر لطفا. انتظار کشنده است.اما راستش را بخواهید دلم نمی خواهد اتفاق بیفتد. دلم نمی خواهد سنجاق شوم
منِ دیگری.
در قلبم جهانی در آشوب استدر سرم ناظمی با باتوم استدر جانم شخصی توو حس قاتل استبه کجا خواهم رسید 
×××
نهادینه شده در مغزم بذرشخصیت دیگریم ، آدمِ رزلفرار نُرون از کوچک ترین درزبه کجا خواهم رسید
×××
عصبی ، هر آدم خود لعنتی‌ستاین جسم عاشقِ کفن نیستاین روحِ این بدن نیستبه کجا خواهم رسید
 
شاعر: پاسبان پارسی
برداشت از این غزل با ذکر نام شاعر و منبع انتشار مانعی ندارد ›
بندی تن شده ام محبسِ من شد جانم
آرزومند فراری شدن از زندانم
بُعد دیوار شد هر جزء وجودم در چشم
قفل دل را بگشا ، لطف کن ای جانانم
ببر از قالب تن تا به جهان دگرت
با نگاه تو خوشم حضرت حق ، یزدانم
بجز از مهر تو هیچم نبود امّیدی
با امید تو شود سختی ره آسانم
این دو روزی که در این دامگهت افتادم
بوده کفران و گناه دگران تاوانم
سوختم ، شعله کشیدم و شدم خاکستر
بده دستور به بادی که کند ویرانم
ببرد هرطرفی ذرّه جسمم با خود 
بشوم خاک ره کشور خود ، ایرانم .
.
هنرمند و خواننده پاپ و آهنگساز کشورمان آرون افشار که این روزها نظر بسیاری را به خود معطوف کرده است و یکی از محبوب ترین آهنگ های وی به نام جانم باش که طرفداران زیادی را برای وی جذب کرده است.
سبک خاص آرون افشار و صدای دلنشین وی سبب شده که مخاطب مجذوب او گردد . آرون افشار با حضور در برنامه تلوزیونی خندوانه به مجری گری رامبد جوان در نوروز 1398 و اجرای آهنگ زیبای جانم باش توانست بر شهرت خود بیفزاید.
به گفته وی معین راهبر که مدیر هنری وی می باشد توانسته
 
(بغضِ چهل روزه)

برمزارت آمدم زار و پریشانم حسینمیکنم بر قبرِ شش گوشه فدا جانم حسین
.
آمدم از شام تا در بَر بگیرم قبرِ توهمچو شمعی درغَمت سوزان و گریانم حسین
.
آمدم با اَشک شویم قبرِ زیبایِ تو راخانه ام ، کاشانه ام شد بی تو زندانم حسین
.
مانده ام تنها در این دنیا ندارم یاوریکو؟ برادرها شود آرامشِ جانم حسین
.
یادگارِ مادرم پیراهنت آورده اماَرمغانی را جز اینم نیست، اِمکانم حسین
.
ِعطرِ زهرا را گرفته تار و پود پیرَهنبویَمش، دردِ دلم را  گشته در
دانلود پاورپوینت هم خوانی دختر خورشید از اینجا
 
دانلود پی دی اف هم خوانی "دختر خورشید" از اینجا
 
دختر خورشید، خواهر باران
نور بی پایان، عزت ایران2
دوستت دارم فاطمه جانم3
زینت بابا، حافظ قرآن
عفت و عصمت، هدیه ایمان2
دوستت دارم فاطمه جانم3
دختری هستم، شور بی پایان
عزت نفسم، سربلند ایران2
دوستت دارم، فاطمه جانم3
با تو می مانم، تا ظهور یار
در کنار تو، در ره جانان2
دوستت دارم، فاطمه جانم3
چادرم ایمان، هستی ام قرآن
فکرو ذکر من، جاودان ایران
دوستت د
❆ نم‌نم یادت:باد و طوفان غمتابر چشمان مرا باران کردای که از نم نم یادتباغ دلم سرسبز است. ❆ یاد تو:خلوتِ ذهنماز یادت پُر استای که از رگ به جانم نزدیک تری!. ❆ خانه ی دل:بی لبخند قشنگ اتخانه ی دلویران و خراب است. ❆ قلب بی تاب:مگر می شود بی تابی قلبمو داغ نبودنت را با خیال گرم آمدنت درمان کرد. ❆ تقدیر:و من می اندیشمبه آخرین نگاه گوسفندیکه آب می نوشداز دست قصاب.
 #سعید_فلاحی (زانا کوردستانی)#شعر_پریسکه@ZanaKORDistani63@mikhanehkolop3https://www.instagram.com/zanakordistani?r=nametag
شوم زار و نزار تو، نزاره،
نسازی سوی من باری نظاره.
قطار دوستان بی شمارم
ترا من دوست دارم بی شماره.
دو چشمم چار در راه تو باشد،
نسازی چارة دردم، چه چاره؟
کنار خود اگر جایم نمایی،
نگنجم در جهان بی کناره.
گل من باشی و خوارم نمایی،
دلت سخت است مثل سنگ خاره.
ز نو فصل جوانی ام بیابم،
اگر یابم ترا، جانم، دوباره
حالی  بپرس  از  دل پر دردم     ای نگارمن  ماندم  وغم تو واین  درد ماندگاریارا بیا زسرمهر و وفایت در این زماندرد مرا کن التیام و به قلبم شرر نبارای آشنای این دل غمگین وغمزدهیاری نمی کنی  مرا تو دراین روز وروزگاررحمی به حال بی کسی این دلم نمااز قلب پر زغصه ام اندوه واگذارناز از وفا تو کم کن وبرمن نظر نمااینجا ز لطف توست که ماندم دراین قرارنور دوچشم تار منی ای تو نازنینهستی تمام هستی ام ای عشق ماندگارجانم به لب رسیده به کویم بیا دمییک بار باز ب
بده ساقی دمی جامی از آن مخمور مستانهاز آن جامی که می سازد مرا از خویش بیگانهبده کامی مرا آخر از آن مجنون نما افیونکه می سوزد دلم از غم زهجر روی پروانهبیا جانم بگیر آخر که من شرمنده وعاصیشدم از هجر روی گل چو بلبل مست و دیوانهطریق دیگرم بنما که یابم گنج پنهانیروم راهی که امیدی بیابم اندر این خانهبنوشم جرعه ای زآن می ،همان جام سعادت پیکه امید شب و روزم شده محبوب بتخانهسعادت یافتی آخر چو این پیک سروش آمدتبسم کن براین (ناظم)شدی واصل به جانانه
دانلود آهنگ جدید همش کار دلم بود اون غریبه آشنا شد از پازل باند
دانلود آهنگ ایرانی جدید و فوق العاده زیبای پازل باند بنام دلداده از ترنج موزیک
می توان گفت آهنگ همش کار دلم بود اون غریبه آشنا شد یکی از بهترین کارهای پازل باند در سال 1396 بوده است . مدت زمان این آهنگ فوق العاده زیبا سه دقیقه و شانزده ثانیه است . در صورت تمایل می توانید این آهنگ زیبا را با بهترین کیفیت ممکن از سایت ترنج موزیک دانلود کنید .
Download New Music Puzzle Band – Deldade
برای دانلود آهنگ همش
هرکس که رسد بر دل ما زخم زند و انوقت رود که دیگر نتوانم به گریستن یا مردن دهم جان
اینک که چنین متن کنم بر جگر گاغذ ها
اینکم خسته تر از انم که به سوگندی که خوردم بکنم من وفا
تلخی این همه زخم در انست که من ساده ترینم
و به خیال خودشان من به یاد نخواهم داشت این همه زخم را.
گفته بودم؟ گفتم بودم که شبی یار که به جانم عزیز تر بود از بر میخانه چشمم بگذشت؟
وای
چه دقایق که شیرین تر از جان بود
دل از من مهلتی چند بخواست که ز جا در برود و به معشوق رسد که منه ساده
بوی جان از ماغیان  آید همی،
بر تن افسرده جان آید همی.
پل به دلها شد پل گرداب او،
آب جویش دف ن آید همی.
آب لایش صافتر از جان ما،
از بهاری ارمغان آید همی .
 
ماغیان =نام جماعت و دیھه ھا در ناحیة پنجکینت-زادگاه مادر شاعر 
 
پشت قُرغان می روم دامن کشان،
تا ز پشتم صد جهان آید همی.
پرچم خورشید چون رنگین کمان
روی بامش پرفشان آید همی.
از دل من موج زن دریای او
تا زرافشان زرفشان آید همی.
بر سرم آید خمار بچگی،
از دل و جانم فغان آید همی
 
 
از وقتی که از شر دانشگاه خلاص شده ام اکثر شب ها تا صبح بیدارم.در اتاقی تقریبا دوازده متری لحظات آرامش بخش شب را که خبری از سروصدا و بیهودگی های طول روز نیست می گذرانم!البته با همنشینی جیرجیرک های دوست داشتنی که روز به روز رابطه ام با آنها بهتر می شود و دیگر شبی نیست که مرا خدایی نکرده تنها بگذارند.تقریبا کار هایی که در طول شب میکنم کار های تکراری ای هستند ولی جنس این تکرار با تکرار هایی که در طول روز می کنم زمین تا آسمان متفاوت است.اصلا قابل قی
پیرو پست قبل باید بگم که عمیقا خوشحالم، میدونم شاید جنگ بشه یا هر چیزی اما همین منی که رجز میخونم میدونم اگر یکی دو روز دیگه شرایط ادامه پیدا کنه احتمال زیاد اماده باش مهمون خونه ما میشه، اما تا آخرین قطره خونم تا اخرین قطره اش ایستاده ام، از چی ترسیدین؟؟ بحث خونه، بحث انتقامه، بحث غیرته
جانم فدای راه حق، جانم فدای حرف حق، جانم فدای انتقام خون حق.
آقای قاآنی حقا که جانشین برحقین
*یا حضرت مادر، موج دوم حمله شروع شده
*پایگاه اربیل رو هم ز
یک جای کار می‌لنگد. روحم نشتی دارد انگار و من نمی‌دانم آن منفذ لامصب کجاست که توش و توانم شرّه می‌کند ازش. این را از همان چند روز پیش که ساعت خوابم بیش‌تر شد فهمیدم. وقتی باز عجول شدم و به دنبال نتیجه‌ی زودهنگام، پنجره‌های خیالم را گشودم. وقتی باز آن‌چه هست کافی نبود و حسرت آن‌چه باید باشد به جانم افتاد. نمی‌دانم چطور اتصالات روانم را کف بگیرم، چگونه ذهنم را صابون‌کاری کنم تا آن حباب بزرگی که رو به ترکیدن است، رخ بنماید. 
مثلا من بگویم:
منع خویش از گریه و زاری نمی آید ز من 
طفل اشکم خویشتن داری نمی آید ز من 
یا بگویم:
مشعلی در دست بادم حال و روزم خوب نیست
در دل آتشفشان هم این چنین آشوب نیست
و تو بگویی:
 هان مشو نومید چون واقف نیی از سر غیب
باشد اندر پرده بازی های پنهان غم مخور
یا چه می دانم مثلا بگویی: 
رسید مژده که ایام غم نخواهد ماند.
و من روشن شوم، لبخند شوم، جوانه امید در دلم شکوفه بدهد!
 
* لاهوتی.     
رهی، انسیه سادات هاشمی، حافظ  
 
دانلود آهنگ جدید زندیار چه زیبایی
Download New Music Zandyar Che Zibaei
آهنگ جدید زندیار بنام چه زیبایی
وای از اون نگار من میبرد قرار من وای به چشم مست تو جانم فدایت
وای که یار من شدی دار و ندار من شدی وای که جان من شدی جانم فدایت
 
 
 
ادامه مطلب
یاهو
 
چیزی حدود هفت ساله که زندگی برای من صحنه نبرد دائمه. نبرد بین بودن و نبودن. اولش نمیدونستم جنگی آغاز شده. اضطرابی به جانم چنبره زده بود و قرار رو ازم ربوده بود. هرچیز که من رو یک جا نگه میداشت متلاشی کرد. توان دوست داشتن یار و قرار گرفتن کنارش رو از دست داده بودم. اولین چیزی بود که از دست دادم. بعد ایمانم. بعد معنایی که از زندگی خودم می فهمیدم؛ تحصیل و به دست آوردن موقعیت اجتماعی و . . 
من موندم خالی خالی. 
 
بالاخره که باید راه دلجویی کردن از تو رو پیدا کنم.هر چقدر هم که دلخوریت از من عمیق باشه و هرچقدر ادای بی خیالی رو دربیارم تو بخشی از منی. به من برگرد.سخت گیر نباش و راه رو برای آشتی باز بگذار. من رو برای خودت مرور کن؛ منی که برای سی سالگیت از غصه ی پیرشدنت ساعتها گریه کردم و برات نامه نوشتم. اصلا مهم نیست حق با کی هست. ببین قهر روش خوبی برای ادمی که خونواده ش تکه های جانش هستن نیست. من هنوز فاطمه ام؛ هنوز و همیشه اما عمر همیشگی نیست. چرا به دلتنگی
یادم میاد که سیطره ی یاد کنکور کارشناسی به حدی بر همه ابعاد زندگی ام بالاگرفته بود، که بیشتر از اینکه برای آمادگی مرگ چیزی پیش بفرستم، برای آمادگی کنکور چیز پیش می فرستادم.
و موفق هم شدم
اگرچه توقع بیشتری می رفت از اون من، ولی خب از سابقون کنکور بودم.
نمی دونم چرا واقعیت یقینی ای همچون مرگ به اندازه ی کنکور کارشناسی برام شهودی نشده!
چرا نمیشینم ورق ورق حقایق رو بخونم و از سردذگمی دربیام؟
چرا برای اون واقعه ی عظیم حقایق و تقوا رو در لوح جانم ثب
ای ارحم الراحمین! ای غفار الذنوب ! ای خدای مشرقین و مغربین !
ای که میگفتند شکسته های دلمان که نزد بازار تو بیاید خودت با دل و جان میخریشان. کجایی؟؟
شکسته های قلبم دارد خودم را تکه تکه میکند! نفس هایم همچون طناب داری دست بر گلویم انداخته اند خدا جان! دارند جانم را میدرند!
کاش نجاتم دهی از منجلابی که در آن دست و پا میزنم، خدای تنهایی هایم، خدای خستگی هایم ، خدای  دلتنگی هایم راست بگو، دل کدام بنده ات را شکسته ام که دلم را به بند تازیانه گرفتار کرد
بسم الله
برای این روزها باید حرف های زیادی بنویسم.حرف هایی که همه را نمیتوانم یکجا بگویم.روزهای خوبی را میگذرانم.انگیزه های درونی بالا با امید به آِنده حالم را بهتر کرده است.روزهای خوبیست.میدانم که چیزی از جوانی ام نمانده است و بعد پیری یک هو بر سرم هوار میشود.اما این روها را عاشقانه زندگی میکنم.نگرانی زیادی ندارم.دلم برای پدر و مادرم تنگ شده است.هر روز که میگذرد و نمیبینمشان و استرس نبودنشان به جانم می افتد.چشمم ضعیف تر شه است و جسمم هم ضعیف
ستاره شبم❤❤آدم ها تو قالب اسمشون میرند این هم یه مصداق دیگه.وقتی توی ظلمت و تاریکی هستی فقط ستاره س که میدرخشه.نجمه جان من❤❤شاید کل حرف هایی که باهات زدم سرجمع نیم ساعت نرسه، شاید کل ساعتایی که نگاهت کردم و حظ بردم ب روز نرسه ولی اینقد توی آسمون شبم درخشیدی که میگم کاش بیشتر نگاهت کرده بودم و ازت یاد میگرفتمپر کشیدنت مبارک خواهرگلماینقد دور زائرای امام حسین خالصانه چرخیدی تا آخر سر خریدت❤❤از سفره ارباب برامون بگو دختر خوب میدونی که
 ای نقش آبی عشقمغرورِ مو شرابیلبریز شعر و مستیپایانِ هر عذابی چشمان وحشی تودرنده، بی ترحّمما را کشیده امشبدر آغوشِ توهّم شورِ شراب شیرازسر ریز از لبِ تولحنِ داوود نبیموسیقیِ شبِ تو عطر تن تو نرگسبابونه و یاسمنباغی گویا پر از گلمدهوش بوی تو من  تو معنای تبسمبه حال من قرینیدر لحظه های خوببا هم و شب نشینی دست و دلم که رو شدبا قهر تو شکستملیلای مهر و آبانمن عاشق تو هستم بسیار دوری گمانمخوابی، خیالی انگارکو آن مهِ حضورتبر شب های منِ زار لطف
تازه از مدرسه تعطیل شده بودم تو راه خونه بودم سرکوچه با سارا خدافظی کردم خونه ی ما یکی از نقاط پایین شهر بود یه خونه ویلایی حیاط دار با دیدن bmw سفید رنگی که در خونه پارک شده بود تعجب کردم تو این محله هیچکی از این ماشینا نداشتم اونم ماشینی که جلوی خونه ما پارک شده باشه با تعجب رفتم تو خونه دو جفت کفش مردونه در خونه گذاشته بود در رو باز کردم ورفتم توخونه ما طوری بود که پذیرایی و نشیمن یکی بود برای اینکه بری تو اتاقا باید ازونجا رد میشدیبا کنجکاوی
بعضی آدم ها وجودشان نور هست.
نور تا وقتی هست، کسی حضورش را درک نمی‌کند و بودنش برایش عادی می‌شود، چون می‌داند فردا حتما و حتما نور دوباره می‌آید.
اما اگر روز شد و نور نبود، و ظلمت و تاریکی همه جا را فرا گرفت، تازه آن موقع آدم می‌فهمد، چه‌قدر نور مهم بوده و او نمی‌دانسته، چه قدر برای ادامه ی زنذگی لازم بوده و نمی‌دانسته، چه‌ کار ها می‌توانسته در هنگام وجود نور انجام بدهد و نداده.
نور .نور.
جمعه صبح بود ساعت ۸، سید مهدی جانم برایم پیام
عکس آقای خامنه ای

تبلیغات

آخرین مطالب