نتایج پست ها برای عبارت :

جُز من ، بای گرم نمیگیری ، محل نمیدی غَریبه رو

متن اهنگ بنیامین بهادری به نام تو خوشگلی از بس
بی رحم منو نکش با اخم نمیگی میمیرم وقتی که میگی نهنامرد کاری که چشمات کرد حتی نکرد کافر شدی بتم آخرهی میگم اسمتو من دارم حس به تو نداری نه نه نه نداریتو خوشگلی از بس هی میکنی دست دستدلو میکنی میبری با خودت ولی دل نميدي از قصدتو این بازیو خیلی خوب بلدی که اصلا ندی دست من سندیکه تو ببری هر دست تو بازیگری در اصلبا نگات میکنی حکم میکنم هول وجدان نداریمن حالم میشه بد تر تو واسم اونور برنامه داریهی میگم
همینطور که میرفتم چراغ رو خاموش کنم، سرمو بردم بالا و گفتم: ازت متنفرم.چند دیقه بعد سرمو از زیر پتو اوردم بیرون، دماغمو با سرآستینم پاک کردم و گفتم: الکی گفتم. جدی نگیر مثل بقیه چیزایی که ازت میخوام و جدی نميگيريکاش خدا هم زبون داشت. زبونی که با گوش من شنیده بشه.
خدایا به قلبمون نگاه کن و آرزوهامون را برآورده کن خدایا آدم های درست و خدایی و با وجدان و اهل اعمال حلال سر راه من و خانواده ام بذار
خدایا فرصت های خوب پیش رومون قرار بده
خدایا از صدام خسته نشدی که اینهمه صدات میزنم و جوابی نميدي
گلدان ها میگویند: قارقار
و کلاغ ها بوی خوش میدهند. 
چیزی در این دنیا اشتباه است. تو دیگر با نوازش های من آرام نمیشوی، دیگر بهانه خنده هایم را نميگيري. برای تو، برای چشمهایت، برای ما که اینهمه تنها شده ایم، چیزی اشتباه بوده است.
 
 
من به این خوبی، اصلا تو لیاقت نداری که با من باشی؛ بله لیاقتت همونه هموون
به تخمم هم که دوستم نداری و به تخمم که با این که آنلاینی جوابمو نميدي و کلا هم فکر کردی کی هستی؟؟ من خیلی بهتر از تو میشم و اخرش برات زبون در میارم از کنج خلوت خوشحالم 
دوستتم دیگه ندارم دیگه توتالی به تخممی
متن ترانه علی شهریور به نام تو دیگه تکرار نمیشی

تو چشمای تو چه رازی پنهونهکه دل وقتی تو رو می بینهمیشه عاشق و مست و دیوونهعشق تو مثل جادو خطر دارهولی واسه درمون دل اثر دارهتو دیگه تکرار نمیشی تا چند قرن آیندهدنیا محو تو میشه وقتی چشمات میخندهبگو جز من دل به کسی نميدي، تا واسه تو بمیرمرویام حقیقت میشه ، وقتی که من دستاتُ بگیرمداشتن تو مثل خواب و یه رویاستحرفای تو عمیق تر از یه دریاستاحساس من به تو از رو هوس نیستتو نباشی تو زندگیم نفس نیستتو د
اینجا جنگله. هر کس ب فکر خودشه و تو چرا یاد نميگيري لازم نیست نگران همه باشی؟ لازم نیست هروقت کسی ناراحت بود حالشو خوب کنی. لازم نیست جور همه رو بکشی. لازم نیست هرکاری خواستی بکنی ب همه بگی ک اگه میخان اونام انجامش بدن
ببین کلا تو شرایطی ک تو یاد بقیه میفتی و میخای کمکشون کنی اگه اونا تو اون شرایط باشن اصلا یه لحظه اسم تو یادشون نمیاد
پس انقد نگران آدمایی نباش ک نگرانت نیستن
‏دخترا-کتی جون بیا اینم اون  پونصد هزار تومنی که بهم قرض دادی خیلی خیلی ممنونم عزیزم
 
 
پسرا-ممد این بیست هزار تومن ما رو نميدي؟ بايد حتما مامور بیارم دمه خونتون؟+ برو الدنگ باز چی زدی هزیون میگی؟ کدوم بیست تومن اصلا؟ اصلا تو کی هستی؟
‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌
مدتی بود تعجب می کردم از اینکه نیستی 
پیام‌ میدم جواب نميدي 
پست هات و میخوندم و بهت راجبشون میگفتم
حالت و می پرسیدم
نگو دو طرفه بود 
من خیلی وقته ازت پیامی دریافت نکردم 
نمیدونم مشکل از کجاست 
تنها راهی که به ذهنم رسید اینکه پست بزارم 
 
+سلام خواهرم 
رسم برادری رو به جا آوردم و اصلا ترک نکردم 
اما چه کنم متوجه نشدم که مشکل اینه که نه پیام های تو به من رسید نه پیام های من به تو 
امیدوارم بتونی توی این‌پست نظر بزاری و بهم‌نشون بده 
چرا بايد آدم قشنگترین حس هاش رو با آدمای اشتباه share کنه؟
چرا؟
چرا؟
.
باز تحت فشار روحی قرار گرفتم و گویا به طرز فاجعه باری میل به ابرازش دارم، راحتر بگم بالا بردن دستام به نشانه تسلیم! کاری که این اواخر دائما انجامش دادم.
میدونی انگار تسلیم شدن دم دست ترین گزینه‌س و چقدر رقت انگیزه وقتی کاری از دستت برمیاد و انجام نميدي
میل به مورد علاقه واقع شدن یه آدم درست و حسابی دارم! و این آلارم همیشگی رو تو مخم به صدا درمیاره این حال و هوا بارها از م
تو چشمای تو چه رازی پنهونهکه دل وقتــی تو رو می بینهمیشه عاشق و مست و دیوونهعشق تو مثل جادو خطر دارهولی واسه درمون دل اثر دارهتو دیگه تکرار نمیشی تا چند قرن آیـــندهدنیا محـو تو میشـه وقتی چشـمات میخـندهبگو جز من دل به کسی نميدي، تا واسه تو بمیرمرویام حقیقـت میشـه ، وقتی که من دستاتُ بگیرمداشتن تو مثل خواب و یه رویاستحرفای تو عمیق تر از یه دریاستنگاه تو واسـه خـودش یه دنیاستاحساس من به تو از رو هوس نیستتو نباشـی تو زندگـیم نفس نیستبا تو دیگ
تو چشمای تو چه رازی پنهونهکه دل وقتــی تو رو می بینهمیشه عاشق و مست و دیوونهعشق تو مثل جادو خطر دارهولی واسه درمون دل اثر دارهتو دیگه تکرار نمیشی تا چند قرن آیـــندهدنیا محـو تو میشـه وقتی چشـمات میخـندهبگو جز من دل به کسی نميدي، تا واسه تو بمیرمرویام حقیقـت میشـه ، وقتی که من دستاتُ بگیرمداشتن تو مثل خواب و یه رویاستحرفای تو عمیق تر از یه دریاستنگاه تو واسـه خـودش یه دنیاستاحساس من به تو از رو هوس نیستتو نباشـی تو زندگـیم نفس نیستبا تو دیگ
میدونید،
همیشه به این فکر میکنم
که وقتی این دنیا اینقدر بزرگه، وقتی ما جای هم رو تنگ نکردیم، حتی با وجود تبعیض، نژادپرستی، سکسیزم و. مایکرواگرشن، ما باز هم پتانسیل داریم به خواسته هامون برسیم، چرا حسودی کنیم به هم؟
هرگز من نمیفهمم.
دختر تو پاسپورت کانادایی داری ،کانادایی هستی، اینجا به دنیا اومدی ،وایتی. خوشگلی، زبانت از من خیلی بهتره، کالچرو بلدی، بدون محدودیت میتونی هر جا خواستی کار کنی. از این فرهنگ و نژاد هستی و بهت راحت کار میدن. چرا
دوستم می گفت :
گوشیم جا مونده بود خونه خالم اینا رفتم بگیرمیهو دیدم زده 20 تا پیام خوانده نشدهتعجب کردم کسی که به من اس نميديباز کردم دیدیم دخترد خالم نوشته : ممد گوشیت خونه ما جام مونده بیا ببراسکله ولی دوسش دارم
وا الله چرا دوسش داره 
 
آخرین پست وبلاگ برای ۱۳ دی ۹۷ه. یعنی حدود ۶ ماه پیش.
همیشه همینه!
یه تصمیمی رو خیلی باانگیزه میگیری و شروع میکنی اما ادامه نميدي!
واقعیت اینه که شروع رو همه بلدن ولی این ادامه دادن‌ه که مهم‌ه و همیشه ازش غافل میشیم.
درخت می‌کاریم، وبلاگ می‌سازیم، جلسه‌ی اول باشگاه رو میریم، دفترچه برای نوشتن سفرنامه می‌خریم، یک رابطه رو شروع میکنیم و .
ادامه نميدي ولی گوشه‌ی ذهنت یه کوله‌بار درست میکنی از این شروع‌های بی‌ادامه که هرازچندگاهی سنگینی
دانلود آهنگ جدید بنیامین بهادری به نام تو خوشگلیدانلود آهنگ جدید بنیامین بهادری به نام تو خوشگلی با بهترین کیفیت در سمفونی. بنیامین بهادری گروه خوب کشورمان آهنگ جدیدی به نام تو خوشگلی را در فضای مجازی منتشر کرده است. شما عزیزان و طرفدارن موسیقی میتوانید برای دانلود موزیک تو خوشگلی و همینطور برای آهنگ های دیگر این هنرمند به بخش دانلود آهنگ و موزیک ویدیو مراجعه و این آثار بسیار جذاب را با بهترین کیفیت دانلود کنید و یا این موزیک زیبا را بصورت
برای دانلود آهنگ کلیک کنید
 
دانلود آهنگ جدید سورا اسکندرلی به نام نیه

Sura Iskenderli – Niye

دانلود آهنگ ترکی سورا اسکندرلی به نام نیه
دانلود آهنگ با دو کیفیت ۱۲۸و ۳۲۰
 
متن آهنگ ترکی سورا اسکندرلی به نام نیه
Toplanıp nereye gidiyorsunuz gözümden düşerek?
آماده شدی به کجا میری از چشم میوفتی؟Kimseler bir el uzatmazmı şimdi yere düşene
کسی کمکم نکرد وقتی زمین خورد
Niye gelmiyorsun?
چرا نمیایی؟Niye duymuyorsun?
چرا نمیشنوی؟Niye yardım etmiyorsun?
چرا کمک نمیکنی؟Niye?
چرا؟Kalacakmıyım yerlerde
میمونم زمین؟Gelmiyorsun?
نمیایی
امروز دندون پزشکی بودم و جناب دکتر بعد نیم ساعت وزوزوز وجیییز جیییز . و خش خش
بالاخره یکی از دندون هام رو عصب کشی کرد!!
 
بعدش کلی تاکید که( بچه جون!!!):///
نه آخه بچه جون؟؟بی تربیت تو ریش های من رو نمیبینی؟؟بچه؟؟نه ناموسا بچه؟؟ استغفرالله آدم یاد جواب های دندان شکن و 100در 100 بی ادبانه ی دوران دبیرستان میفته هااااا!!!
 
خلاصه گفت تا دو ساعت به باد هم اجازه نميدي دندونت رو لمس کنه تا 24ساعت هم باهاش غذا نمیخوری!!
 
حالا نکته ی بامزه ماجرا کجاست؟
بعد د
بسم الله 
غبار همدانی بیت شعر می دارد که می گوید :
دارم دلی و دارد هر ذره اش هوایی 
چو خرقه ی گدایان هر وصله اش ز جایی 
جمع نمی شویم گاهی، پراکنده می شویم بین هزار خواهش و خواسته و آرزو و بعد دنبال قرار می گردیم . غافل از اینکه خدا که قرار است و سلام است و صلح است یکی است و ما هم به صلح و سلامت نمی رسیم مگر جمع شویم با این یکی . 
جدا بودن و تکه تکه بودن غم می آورد . نگاه می کنی می بینی خودت هم نمی دانی کجایی ، وصل نیستی، زیر پایت محکم نیست . پریشان ا
جاتون خالی یه کار اداری داشتم تا رفتم تو اتاق آقای مسئول
دیدم ترش کرده
اخماش تو هم دیگه
تا رفتم توضیح بدم
گفت کارتون؟
گفتم یک سوال داشتم خدمتتون.
حرفمو قطع کرد و گفت فقط اگه کوتاهه بگید!
الان یکی برام "شعور" رو به چند زبان زنده دنیا ترجمه کنه خواهشا
من در جواب این جناب چی بگم خوبه؟
آخه شلغم! من اگه کاری نداشتم که نمیومدم چشمامو با چهره ی نورانی تو مثل جرقه ی جوشکاری آسیب بزنم که.
الان من سوالمو با چه خط کشی اندازه بگیرم برات تا تو خودتو موظف بد
احساس میکنم دیگه وقتشه که از کارم استعفا بدمهر هفته یه مسئولیت جدید بهمون اضافه میکنن.چندتا از بچه ها رفتن اعتراض کردن که حالا که کار ما نسبت به پارسال سنگین تر شده پس حقوقمون هم افزایش بدید ، در جواب بهشون گفتن که میتونید استعفا بدید و افراد دیگه ای که مایلن جای شما رو خواهند گرفت!
و چی شد؟بله استعفا دادن.دمشون گرم
امروز که رفتم باز یه کار تکراری بهم دادن.منم عصبانی شدم.برای اولین بار توی اون محیط
و گفتم نمیتونم این کارو انجام بدم چون هم قبلا
دانلود آهنگ روزبه بمانی تنهایی
هم اکنون شنونده موزیک جدید و فوق العاده ی * تنهایی * با صدای زیباي هنرمند محبوب و مشهور , روزبه بمانی باشید.
دانلود آهنگ روزبه بمانی به همراه متن, پخش آنلاین و بهترین کیفیت (کیفیت اصلی) از رسانه مدیاک
Download new song by Roozbeh Bemani called Tanhaee With online playback , text and the best quality in mediac
متن ترانه روزبه بمانی به نام تنهایی
رفتنت نزدیکهچون دلم آشوبهچون درست چن وقتهخیلی حالت خوبهدستمو نميگيريیعنی قلبت اینجا نیستعشق من خانومم درد تو اینا
- باز خون :( و درد. درستش اینه که برم دکتر. ولی خب نمیرم.
- هم اتاقیم با ی به اندازه‌ی کل وجود من! داره عربی میرقصه و برای عروسی‌ای که قراره فردا بره تمرین میکنه. من چی بگم آخه
- کفشام رسید. ولی عینکه نرسیده :/ بهش پیام دادم گفتم من دو بار پول پست نمیدم. وقتی درست جواب پیامامو نميدي همین میشه دیگه. البته بیشتر پیام هارو میم داد.
-دارم گزارش کار مینویسم و بعدش میخوام comformal symmetry بخونم.
-زرافه هم درگیره. کلا امروز خیلی کم باهاش جرف زدم. ظهر زنگ زد یکم
هر روز که از خونه میام بیرون که بیام سرکارم تو دلم با خدای خودم صحبت میکنم درد دل میکنم از گرفتاری هام میگم از مشکلات مریضی میگم از بدهی میگم خلاصه از هرجای که یهو پا بده میگم آخه مشکلات زیاده خیلی زیاد خدای کاری نداریم خدا هم یک تنه چه جوری به این همه درد دل مردم گوش میده تا اونجای که یاد داریم میگند خدا تنها هستش هیچ کسی را نداره آخ که چقدر دلم اینجا به حال خدا میسوزه که تنهای تنها هستش عوضش بهتر نه مستاجر هستش چون خودش صاحب خونه هست بدهکاری ن
هزار سال منتظر یه اتفاق خوب باش ، عمرا اگه اتفاق بیفته!بعد اتفاق هایی که اصلا احتمالش رو نميدي بیفته ، چنان طوری از اون بالا میوفته رو مَلاجِت که دیگه نمیتونی راه بری.
یه توصیه برادرانه می کنم بهتون.جزئی از جامعه منتظر نباشید.هیچ کس قرار نیست بیاد . قرار نیست یکی  بیاد و زندگی ما رو گل و بلبل کنه و با انتظار هیچ چیز درست نمیشه.در مواقع سختی ،  یکی از راه های تسکین روح ، پناه آوردن به واژه انتظار هست  ولی انتظار مثل ماده مخدر میمونه و جز توهم و تب
من مجبور شدم دختر قوی باشم.
مجبور شدم تو بدترین شرایز که خونوادم منو یه دختر لوس و ضعیف تربیت کردن ولی هیچوقت حمایتم نکردن زندگی کنم.
مجبور شدم موقع مریضی به خونوادم نگم و وقتی دم مرگم خودم از پس خودم بربیام
با کلی لاشی تو زندگیم که فکر میکردم ادمن.
اینقدر گریه کردم که اشک چشم هام خشک شد.
من اینقدر هیچکس رو حامی نداشتم که شده یکی از معیارام برا انتخاب پسر.
شدم یه شخصیت تنهای خجالتی و کم اعتماد بنفس با اینکه از نظر زیبايی و هوش متوسط رو به بالا ا
من همیشه فکر میکردم،
که هرچی سن مردها میره بالاتر، مهربون تر و پدر تر میشن، و میشه بیشتر روشون حساب کرد. یه پسر مجرد که هیچوقت مسئولیتی نداشته ممکنه همینجوری دلرحم بمونه. شایدم نه.
ولی مردهایی که ازدواج میکنن، بچه دار میشن، و پیر میشن، برعکس نظر من از آب درمیان.
آدمهایی میشن که بیشتر حساب و کتاب دارن، بی رحم ترن، و تبدیل به کسانی میشن که بهتره ازشون دوری کنین.
نمیگم همه شون، بینشون آدمای خوب هم پیدا میشن. ولی این افراد چون مسن تر هستن و عملا شا
تو چشمای تو چه رازی پنهونهکه دل وقتــی تو رو می بینهمیشه عاشق و مست و دیوونهعشق تو مثل جادو خطر دارهولی واسه درمون دل اثر دارهتو دیگه تکرار نمیشی تا چند قرن آیـــندهدنیا محـو تو میشـه وقتی چشـمات میخـندهبگو جز من دل به کسی نميدي، تا واسه تو بمیرمرویام حقیقـت میشـه ، وقتی که من دستاتُ بگیرملینک دانلود با بالاترین کیفیت : http://uupload.ir/view/h5an_ali_shahrivar-to_dige_tekrar_nemishi.mp3/
من: سلام. بهم زنگ زده بودی. کاری داشتی ؟
دوستم: آره ؛ امروز وقت داری بریم با فلانی صحبت کنیم برای قرارداد؟
من: امروز که نه ؛ دارم اسلاید های دوره‌ی از صفر رو درست میکنم.
دوستم: عه تو که قبلا هم دوره مقدماتی داشتی. مگه همونا رو درس نميدي؟
من: نه دیگه ؛ من برای هر دوره‌ای ، اسلاید و محتوای اختصاصی درست میکنم.
دوستم: تو هم بیکاریا ول کن بابا این کارا رو . همونو درس بده بره ! کسی نمی‌فهمه که
من: بحث فهمیدن نیست. بحث اینه که اگه محتوای تو همیشه تکراری
 
شده براتون پیش بیاد یه وقتایی سر ناسازگاریتون بد بگیره؟!
میدونید اینجوری به خودت بیشتر سخت میگذره ولی نمیخوای ازش کنده شی
میدونی بهونه است بايد قوی باشی و نمیخوای.
وهزار تا چیز دیگه که میدونی!ولی نمیخوای!
انگار خودتو یه بچه فرض کردی که میخوای گولش بزنی!
میدونی کدوم وقتارو میگم؟اونوقتا که هیچی با دلت سازگار نیست!
اونوقتا که انقدر همه چی ناسازگاره که خودتم میزنی به ناسازگاری، به خودزنی، به خود آزاری
اون وقتا که که تنها باشی درد بیکسی خفتت
آهنگ جدید بهزاد لیتو به نام تو این شهر با لینک مستقیمتو این شهر موزیک جدید بهزاد لیتو با کیفیت بالا
 
دانلود آهنگ بهزاد لیتو به نام تو این شهر 320
دانلود آهنگ بهزاد لیتو به نام تو این شهر 128
 
متن آهنگ بهزاد لیتو تو این شهر
هی زنگ میزنم نمیگی کجایی
الان بد افتادم سر دو راهی
آره منو تو از همدیگه جداییم
بگو مگه کیو مثه من تو داری تو این شهر
تو این شهر تو این شهر تو این شهر
حس بد داره میده به من تن صدات
فکر نمیکردم راحت بری تو مثه باد
من که روز و شروع
  
 
دوباره اومد پیشم. بهش گفتم اون پسره ک میخواستت چی شد. هست هنوز. گفت اره هست بهم گفته : خدا منو (پسره رو) دوست داشته ک شوهرت فوت کرده تا تو مال من بشیبهش گفتم چرا خب روی خوش نشونش نميديگفت: این ی کاسه ای زیر نیم کاسه اشه. وگرنه کی باور میکنه 30 سال منتظر من بمونه درحالیکه شوهر و بچه داشتم.  این جای کارش میلنگهمیگه شوهرم غذا براش خیلی اهمیت داشتبهش میگم برای همه مردها غذا خیلی مهمهمیگه نه والا شوهرخواهرهام اینجور نیستن. شوهر من ب همه چیز اهمیت م
 
مثلا سعی کردم یه جوری بگم جا بیفته براش!
میگم من هر سایتی میرم قبلش تو ثبت نام کردی اونجا، نام کاربری و رمزشو روی لپ تاپ من ذخیره کردی، تازه گاهی لاگین هم موندی! ببین این یه فضای شخصیه، منم دوست ندارم وارد فضای شخصی تو بشم.
میگه من به تو اعتماد دارم! مشکلی ندارم!
میگم الان خوبه برم اینوریدرت رو بخونم؟
یخرده فکر کرد گفت بخون! اشکال نداره!
من:
میگم توئیتر چی؟ میگه بخون!
من:
وبلاگت؟
میگه آخه چرا پرده ی حیای بین مون رو میخوای از بین ببری! چرا به روم
تصمیمم رو گرفته بودم قصد داشتم برم سمت هنر و فیلمسازی.میدونستم که هنر به نیروی انقلابی نیاز داره و بین انقلابی ها غریبه.
تنها کسی که از این مسئله خبر داشت احمد بود.
ظهر رفتم خونه اش.
برام چای ریخت و گذاشت جلوم.
در حال چای خوردن بهم گفت برات نگرانم
من:چرا؟
احمد:فکر نمیکنم عاقبت خوبی تو فضای هنر داشته باشی
من:قبول دارم که فضای هنر فضای جالبی نیست ولی نمیشه که به این دلیل میدون رو خالی کرد.
احمد:تو هدفت این نیست داری برای دل خودت میری سمت هنر
من:اصل
گاهی وقتا به خاطر بقیه کارایی میکنم که نبايد بکنم
اینو حسو دارم که از خود قبلیم فاصله گرفتم
البته این فاصله گرفتن طبیعیه تا حدی، بالاخره همه رشد میکنیم و بالاغ تر میشیم ولی این چیزی که الان دارم از خودم میبینم پس رفته .
ولی دیگه نمیخوام حتی اگه از چشم بقیه بیوفتم و ازم ناراحت شن یا حتی اگه ادم باحال سابق نباشم . مهم اینه اثبات شدم برای بعضیا 
تا همینجاشم زیاد از اصولم گذشتم ولی دیگه نه 
اولین قدمم الان برداشتم که استادم در مقابل زیاده خواهی
سلام.
خوب این روزهای سخت کاری داره کم کم میگذره، وجودهمکار بسیار مفید فایده بوده ولی دهن دوتامون سرویس من بايد4هزار امضا بزنم بلکه بیشتر اون بايد توی بايگانی این پنج هزار برگه کمک کنه، انصافا خوب کمک میکنه، ودخترآروم و بی حاشیه بوده دراین سه روز اگر تریون به یک خاله زنک تبدیلش نکنه.که میکنه.
امروز دو مورد داشتیم که بنده ترکش خوردم اون منو انداخته جلو خودش داره کیف میکنه منم بهش گفتم به من مربوط نیست دنیا رو روی سرت خراب میکنم.اگر این قضایا اد
خیلی اتفاقی رفتم تا داخل فیس بوک پیچ  خاک خورده خودمو ببینم. وسط هیاهوی ایمل زدن و هزارتا فکر دیگه. اون گوشه سمت چپ برای قسمت چت. اسمت رو دیدم: مهسا.
روی چتمون کلیک کردم و خوندم! واسم یه جوری بود چون رابطه ای نداشتیم و کل کل بود!
اما یه عکس منو برد اون دوران قدیم. دختر ازدواج کردی! مبارکت باشه خانم دکتر. فکر کنم الان درست تموم شده چون 2015 گفتی دو سال مونده!
با حساب تاریخ اون عکس یعنی اردیبهشت پارسال ازدواج کردی. مبارکت باشه و خوشبخت بشی :)
یادش
دانلود آهنگ تناسخ
ایز ویژه سایت آهنگ ها برای شما با دو کیفیت mp3 که جدیدترین و آخرین اهنگ پرطرفدار منتشر شده با صدای است. ابتدا با پخش آنلاین موزیک را کامل گوش کنید و چنانچه دوست داشتید خیلی آسان به صورت رایگان دانلود کنید و لذت ببرید. همچنین شعر و تکست آهنگ برای شما آماده شده است. برای دانلود بهترین و برترین آهنگ های ایرانی سال هر روز به سایت آهنگ ها سر بزنید.
متن موزیک
تناسخ بینِ ما غوغاشو کرده روحِ من در تو و جون
انگار دیگه منو نمی‌بینی. انگار دیگه صدام رو نمی‌شنوی. انگار با خورده‌شیشه‌های رابطه‌مون تنهام گذاشتی تا بمیرم. من هنوز دارم با دستای زخمی جمعشون می‌کنم و تو دیگه نیستی که نشونت بدم. باد میاد. سردمه. تو لباسم جمع میشم و لبم رو‌ گاز می‌گیرم و می‌جوم. به پشت می‌افتم رو زمین و به تصویر مات ستاره‌ها خیره می‌شم. سایه کارهایی که برای دانشگاه بايد می‌کردم رو افکارم افتاده و سنگینشون کرده ولی تمرکز کافی برای رسیدگی بهشون رو ندارم. گیجم و‌ نمی
خیلی سرد بود . با همون سرعتی که خودم رو به دار السلام رسوندم با همون سرعت زدم بیرون . فقط می خواستم خودمو به اولین نقطه ی گرم ممکن برسونم یعنی ماشینم . دستامو به هم گره زده بودم و تند تند قدم بر می داشتم که یه خادم جلومو گرفت . با چوب پرش یه اشاره به دور کرد و گفت : " بفرما چای شفای حضرت " . چی ؟! چای ؟! تا حالا ندیده بودم داخل خودِ حرم چایی بدن ! دیگه چی بهتر از این [لبخند] خلاصه رفتم یه چای گرم تناول کردم و برای گرم شدن لازم نبود راه دوری برم [لبخند]
+ همی
به تازگی آهنگ جدید بهزاد لیتو به نام تو این شهر منتشر شده است که در ادامه می توانید این آهنگ را دانلود کنید.
 
آهنگ جدید بهزاد لیتو به نام تو این شهر 320
آهنگ جدید بهزاد لیتو به نام تو این شهر 128
 
بهزاد لیتو به نام تو این شهر متن آهنگ:
 
هی زنگ میزنم نمیگی کجایی
الان بد افتادم سر دو راهی
آره منو تو از همدیگه جداییم
بگو مگه کیو مثه من تو داری تو این شهر
تو این شهر تو این شهر تو این شهر
حس بد داره میده به من تن صدات
فکر نمیکردم راحت بری تو مثه باد
من که
داشتیم حاضر میشدیم بریم محضر که گفتم زنگ بزن آژانس بیاد.
گفت: نمیخوای روز آخری رو پیاده قدم بزنیم؟
گفتم لوس نشو. مسخره بازی هم در نیار.
قیافه ی مظلومانه ای به خودش گرفت و خودش رو لوس تر کرد. از اون لوس بازی هایی که دوست داشتم و وقتی که چیزی میخواست و من طفره میرفتم به خودش میگرفت و منم به روی خودم نمیآوردم و اون بیشتر لوس میشد و منم تو دلم عشق میکردم.
گفتم ببین ادا در نیار این دَم‌هایی آخری. بذار بریم خطبه رو بخونه و تمام.
لب و لوچه ش رو کج و معوج ک
متن غم انگیز است. مطمئنم غم انگیزه چون با حس نوشتم :
بالش رو به صورتم مدام فشار میدادم .
گریه میکردم و تحمل دیدنش رو نداشتم.
تحمل شنیدن صدای سرفه های خشکی که شاید آخرین صداهاش باشه.
میگفتم خدا ، چرا به دعاهام گوش نميدي ؟
همچنان سرفه و یک لحظه .
دیگه سرفه ها قطع شد . بالش رو انداختم زمین . سریع بلند شدم
رفتم ببینم چی شده.
- هااااااااااااااااااا
صدای خشن تنفس مامانم بود به زور میتونست نفس بکشه. دیگه افتادم زمین
گفتم آخر کاره. 
نمیدونستم چیکار
روزبه بمانی تنهایی
دانلود آهنگ جدید روزبه بمانی به نام تنهایی
Download New Music Roozbeh Bemani - Tanhaee
متن آهنگ تنهایی روزبه بمانیرفتنت نزدیکه چون دلم آشوبه چون درست چند وقته خیلی حالت خوبهدستمو نميگيري یعنی قلبت اینجا نیست عشق من خانومم درد تو اینا نیستبری چی میمونه برای من آخه من غیر خنده های تو مگه چی دارم تو بگوآخه کی پای این یکی شدن همه دنیاشو داده مثل من تو بگو تو بگوبری چی میمونه برای من آخه من غیر خنده های تو مگه چی دارم تو بگوآخه کی پای این یکی شدن ه
روزبه بمانی تنهایی
دانلود آهنگ جدید روزبه بمانی به نام تنهایی
Download New Music Roozbeh Bemani - Tanhaee
متن آهنگ تنهایی روزبه بمانیرفتنت نزدیکه چون دلم آشوبه چون درست چند وقته خیلی حالت خوبهدستمو نميگيري یعنی قلبت اینجا نیست عشق من خانومم درد تو اینا نیستبری چی میمونه برای من آخه من غیر خنده های تو مگه چی دارم تو بگوآخه کی پای این یکی شدن همه دنیاشو داده مثل من تو بگو تو بگوبری چی میمونه برای من آخه من غیر خنده های تو مگه چی دارم تو بگوآخه کی پای این یکی شدن ه
روزبه بمانی تنهایی
دانلود آهنگ جدید روزبه بمانی به نام تنهایی
Download New Music Roozbeh Bemani - Tanhaee
متن آهنگ تنهایی روزبه بمانیرفتنت نزدیکه چون دلم آشوبه چون درست چند وقته خیلی حالت خوبهدستمو نميگيري یعنی قلبت اینجا نیست عشق من خانومم درد تو اینا نیستبری چی میمونه برای من آخه من غیر خنده های تو مگه چی دارم تو بگوآخه کی پای این یکی شدن همه دنیاشو داده مثل من تو بگو تو بگوبری چی میمونه برای من آخه من غیر خنده های تو مگه چی دارم تو بگوآخه کی پای این یکی شدن ه
روزبه بمانی تنهایی
دانلود آهنگ جدید روزبه بمانی به نام تنهایی
Download New Music Roozbeh Bemani - Tanhaee
متن آهنگ تنهایی روزبه بمانیرفتنت نزدیکه چون دلم آشوبه چون درست چند وقته خیلی حالت خوبهدستمو نميگيري یعنی قلبت اینجا نیست عشق من خانومم درد تو اینا نیستبری چی میمونه برای من آخه من غیر خنده های تو مگه چی دارم تو بگوآخه کی پای این یکی شدن همه دنیاشو داده مثل من تو بگو تو بگوبری چی میمونه برای من آخه من غیر خنده های تو مگه چی دارم تو بگوآخه کی پای این یکی شدن ه
1. امروز هرکی از در کلاس وارد میشد یهو پا میشدم براش "از اون بالا کفتر میایَ ، یک دانَ دختر میایَ" میخوندم سر صبحی برگ و گلاش می ریخت می اومد می نشست :))) فقط ری ری باهام همکاری کرد و تا اخرشو خوندیم :)))  تازه یه اهنگ دیگه هم رفتیم. "امشو شوشه لیبک لی لی لونه" :)))))
فردا هم میخوام به مناسبت ورودشون "دختر ایرونی مثل گله" بخونم :)))
#ستاد_مبارزه_با_افسردگی_در_دوران_کنکور
2. از دوستم خواستم برام جزوه بفرسته تو تلگرام. بعد که فرستاد واسه خودم فوروارد کردم توی
کتاب خرخروی عرعرو هم پاره شد. توسط علی. اونم ساعت یک نصفه شب.
درحالی که پسرک کتاب رو آورده بود توی رختخواب تا براش بخونم، یهو به سرش زد که ببینه چطور میشه اگه این طرف صفحه رو بگیره بکشه و به اونور صفحه نزدیکش کنه!! که ناگهان برگه ی کتاب پاره شد. و علی با تعجب نگاهش کرد.
 گفتم پسرم! کتابت رو پاره نکن، خراب میشه ها!!! نگاهی به من کرد و بعد انگار که یهو یه چیزی یادش اومده باشه، زد زیر گریه!! حدود دودقیقه گریه کرد، بعد دوباره کتاب رو برداشت و صفحه ی بع
کارتو دادم به خانومه .گفت رمز !گفتم فلان.و همون لحطه که صدای جیرینگ موفقیت عملیاتو شنیدم.میخواستم به خیار مجلس عقد بیع به موضوعیت لوازم ارایشی مسخره ای رو که به گمونم باعث حس بهتری در وجودم میشه یه جانبه فسخ کنم!
اما چون با دختر خاله محترم بودیم و فروشنده از بی عقلی و ناشی گری من تو این مقوله به ستوه اومده بود و میخواست چشمامو با عینکم ممزوج کنه به طوری که با فریم عینک شریک بشم در داشتن بخشی از چشمها!.نوعی اکراه درونی مانع این شد که فسخ کنم
عشق اندازه پشم ارزش نداره. بايد وقیح بود. _آخ ددی چی شده؟ خدا از اون بالا میاد بگه چی شده؟ یه مردک نره خر میگه چی شده؟ کی دلش میسوزه الاغ؟! کی به پات میشینه کرم آسکاریس؟ کی پاپی‌ات میشه ژوپیتر بی‌حلقه؟! بابا چیه، چخبرته چی میگی تو، خودت رو کردی که کردی به نار سقر، وظیفه‌ات بود، دردت اومده مامانی؟! به تخم اسب حضرت عباس، میخواستی بری جلو یا پاره کنی یا پاره‌تر بشی، نشستی ابرا رو نیگا کردی خب چیز تو اون کله‌ات نیگا کن به گوساله بغل دستی‌ت ببین چ
بهترین جا برای غرغر کردن همین وبلاگ خودمان هست.اگر آشنایی هم مسیرش به اینجا خورد که نمیخورد،خسته تر از آن
هست که بیاید و کامنت بگذارد و کلی چرا و چی شده؟بپرسد.اما توی اینستا هنوز لب به غرغر باز نکرده ای که هزارتا کامنت
از دوست و آشنا برایت می آید که:
چی شده؟منظورت منم؟من کاری کردم؟چرا؟راحت باشتا بخوای به این همه کنجکاو جواب بدهی اصلا غرغر کردن 
یادت می رود
القصه
چند روز پیش یکی از بزرگان فامیل یک حرکتی زد که هنوز روی مخ بنده می باشد تازه
دیروز رفتم دخترم رو از خونه پدرشوهر بیارم خواهرشوهرم بیش از ده مرتبه به دخترک فحش داد :تو روح پدرت! تو گوش‌های بابات! پدرسگ اینا رو به خنده و بازی می‌گه ولی واکنش دختر کوچولوم همونه که هممون وقت فحش شنیدن داریم عصبانی بود و به پرخاش میگفت: تو روح پدر خودت! به بابام نگو! بابام رفته سرکار!بهش گفتم فحش نده می‌گه به بچه نمی‌گم که به داداش خودم می‌گم!!!!!!نشستیم تو ماشین دخترک می‌غرید تو روح پدر خودت ،تو روح پدر خودت لیدم (به ر گاهی ل می‌گه)عصبی شد
 
1
یکی از آقایون ترم بالایی آموزشگاه بخاطر خوب بودن سطح زبانش داره کلاسای اساتید مختلف رو آبزرو میره تا کم کم تدریس شروع کنه! یه جوونه به شدت پرحرفه، ازونجایی که از تدریس من راضین این سومین نفری بود که برای دیدن روش تدریسم برای تدریس سرکلاسم اومد،کلاسای ترم اولیا هرجلسه بارها حروف تکرار میشه روزی که سر کلاس ترم اولیای من اومد برا آبزرو شاد و خوشحال
با بچه ها تکرار میکرد و براش جالب بود وایوقتی به اخراش رسید خصوصا نیم ساعت آخر قشنگ پوکر فیس ب
نمی دونم چرا؟ نمی دونم چرا درس عبرت نمی گیرم؟
منکه می دونستم تهش میشه این ولی باز با خودم لج کردم باز منتظر اون بودم، هی گفتم مثلا مهر شده، دیگه حتما بلاخره یادش میاد تو این یه هفته یه پیام میده، یه زنگ میزنه، منتظر بودم چون امسال برعکس هرسال این هفته اولم گوشی داشتم، واتس آپ داشتم، ولی دقیقا جمعه که بابا دیگه گوشیمو گرفت بیست تا پیام داده و‌زنگ زده.
خب تو که دیدی من آنلاین نبودم، حتی پیاما تیک دلیورم نخورده، بايد یادت میمومد، بايد همون موق
" اینکه عاشق خونه ای .اینکه عاشق اتاقتی .اینکه عاشق نوشیدن یه چای ساده و خوندن چند برگ کتابی .اینکه اتاقت پر از چیزای بامزه و شلوغه . اینکه رفیق زیاد نداری  .اینکه تفریحت ، اسکی روی برف و ماشین رالی و افرود نیست . اینکه اهل لباسای گرون نیستی و به جاش همیشه لباسات رنگی و گشادن . اینکه موهاتو مدل خاصی نمیزنی . اینکه یه عالم دستبند و انگشتر داری . اینکه اهل پارتی رفتن نیستی و به جاش یه عالم خوراکی خوردن و فیلم دیدن تفریحته . اینکه زیاد از خونه بیرون ن
مردها رو مخصوصا مردهای مهاجر رو، تقریبا اینجا روانی کردن.
من اینجا وقتهایی که تنها میرم بیرون یا با دوستای دخترم میرم بیرون، میبینم که مردها چه مهاجر چه کانادایی میریزن سر ما، توی هر سنی. تا میبینن تو سخت نميگيري دنیا رو و راحت میتونی بخندی و میتونی تعامل کنی و اثری از روانی بازیای دخترای سفید در تو نیست، فوری میان جلو و فوری میخوان باهات دوست بشن.
من خاطر خواه اولم یه پسر خاورمیانه ای بود (روز دوم ورودم باهاش اشنا شدم) و دومی یه پسر ایرانی بو
میشود لحظه ای خصوصی تر فکر کرد
به لحظه ی خداحافظی
حتما رفتن های آخرِ شب حال و هوای دیگری دارد.
مثلا تو فکر میکنی قبل رفتن که همه خواب هستند چایی بگذاری و شاید بهانه ای باشد که چند لحظه ای کنار هم بنشینید
معمولا اینطور وقت ها مرد ها از زمان برگشتنشان حرف میزنند.به اینکه قول میدهند طولانی نباشدچشم به هم زدنی سفر تمام میشود
اما تو بازهم آرام نميگيري.
حتما قبل اینکه ساکش را ببندی مطمئن میشوی که همه چیز را گذاشته ای اما باز خیالت راحت نمیشود.
+وقتی نگاهت به افق های دوردست تر باشه، وقتی نگاهت به اهداف بلند مدتت باشه، دیگه به اتفاقات ریز و جزئی و شاید سنگریزه هایی که تو مسیر رسیدنت به اون اهداف هست، اهمیت نميدي و به سادگی نادیده شون می گیری. 
بعد بقیه تو را با مناعت طبع و با اعتماد به نفس می بینن و ستایشت می کنن.
بشخصه اعتماد به نفس همیشه از دغدغه هام بوده و همیشه به فکر تقویتش بوده ام، ولی می بینی بعضی وقتا ریشه ی اعتماد به نفس در سبک نگاه توئه، اون چیزی که تو تقویتش کردی اعتماد به نفس
همیشه به دانشجویان و دوستان کوچکترم گفته‌ام قدر دوران کارشناسی را بدانید. تا می‌توانید از زندگی لذت ببرید که بعد از آن دیگر فرصت‌هایی با آن شکل، چگالی و راحتی برای  لذت بردن وجود ندارد. البته که در سنین بعد هم از زندگی می‌توان لذت برد اما جنس لذت بردن دیگر فرق می‌کند. تفریح بیست سالگی با سی سالگی فرق می‌کند. خیلی چیزهایی که در گذشته برای ما جذاب بوده‌اند اکنون دیگر لذتی ندارند. اگر از لذت زندگی در زمان مناسب خود استفاده نکنید شاید بعدا دی
همیشه به دانشجویان و دوستان کوچکترم گفته‌ام قدر دوران کارشناسی را بدانید. تا می‌توانید از زندگی لذت ببرید که بعد از آن دیگر فرصت‌هایی با آن شکل، چگالی و راحتی برای  لذت بردن وجود ندارد. البته که در سنین بعد هم از زندگی می‌توان لذت برد اما جنس لذت بردن دیگر فرق می‌کند. تفریح بیست سالگی با سی سالگی فرق می‌کند. خیلی چیزهایی که در گذشته برای ما جذاب بوده‌اند اکنون دیگر لذتی ندارند. اگر از لذت زندگی در زمان مناسب خود استفاده نکنید شاید بعدا دی
شقایق- راست میگه دیگه چرا انتقالی نميگيري؟من- اگه قرار باشه به پول و پارتی بابام امیدوار باشم هیچی نمیشم همیشه بايد متکی به بابام باشم و هیچ وقت مستقل نمیشم تازه حرف من اینه که مگه من خونم از شما رنگی تره که من اینجا درس بخونم اونموقع کسایی که بیشتر از من تلاش کردنم اینجا درس بخونن؟ خودتون میدونین تو خط پارتی بازی و این چیزا نیستم و گرنه خیلی راحت همون موقع که دوست بابام گفت بیا دانشگاتو چهار ساله کنم میتونستم اینکارو کنم ولی من اعتقاد دارم ت
حدود یک هفته ای هست که هیچ علاقه ای به صحبت با هیچ انسان آشنایی ندارم، چه مذکر چه مونث.بند و بساطمو جمع کردم و اومدم خونه ی یکی از عمه هام و فعلا اینجا مستقر میشم تا ببینم بعدا چه فعل و انفعالات شیمیایی ای میخواد تو مغزم صورت بگیره که تصمیممو عوض کنم و باز کوچ کنم یه جای دیگه.
واتس آپمو پاک کردم،تلگرام لست سینمو برداشتم و اینستاگرام هم وقتی میرم نه استوری ای رو  باز  میکنم نه پستی رو لایک،چون بعدا همه میریزن سرم که چرا واتس نیستی، چرا جواب زنگ
سلام
Alan Watts تو یکی از صحبتاش میگه که:
مردم همیشه فکر میکنن که یه روزی ناخواسته وارد این دنیا شدن و یه روزی هم تموم میشه و میرن. این دیدگاه دیدگاه خیلی کوته بینانه ایه. ماها، یه چیز جدا از این دنیا نیستیم. ماها میوه های این دنیا هستیم. ماها این دنیا هستیم که یه چیزی درست کرده که بتونه خودش رو تجربه کنه.
حالا سوالی که پیش میاد اینه که بعد از مرگ چی میشه؟ تموم میشیم؟
جوابش رو خود طبیعت داره میده. هر سال داره میده. داره میگه که به این درخت نگاه کن! این و
طبق معمول این مدت رفته بودیم خونه مامان بزرگم. بعد از شام نشسته بودم پیش مامان‌بزرگم و داشتیم صحبت میکردیم که دختر دایی و پسر داییم اومدن نشستن جفتم.
پسرداییم گفت: آجی ببین این جمله که میگم درسته؟
و چهارتا کلمه ی انگلیسی رو با تلفظ درست و غلط پشت سر هم ردیف کرد. 
از حق نخوایم بگذریم بايد گفت خوب بود تقریبا، هرچند که جمله ش نه فعل داشت، نه گرامر درست و نه اون معنی ای که براش در نظر داشت. به هرحال که ذوقش رو کور نکردم و بعد از تشویقش بهش گفتم بايد
دیروز صبح مامان رو بستری کردیم. قبل از اینکه برن اتاق عمل، مامان آقای رو فرستادن که برن. چند دقیقه بعد از اتاق عمل منو پیج کردن. رفتم گفتن فلان‌قدر پول به فلان شماره واریز کن که لوازم از شرکت بیاریم. گفتم خب چرا نگفتین بجز هزینه‌ای که موقع بستری گرفتین، باز هم بايد واریز کنیم؟ تو کارتم نداشتم اونقدر. زنگ زدم آقای، دیدم خیلی آشفته جواب میدن و تو پس‌زمینه هم دادوبیداد شنیده میشه. من از اینور می‌گفتم پول، آقای به یه نفر دیگه می‌گفتن شما شماره
میگه به حرف مادرت که گوش نميدي ب منه دیوونه گوش بده! ( تجربه نشون داده بعضی آدما میخوان حرفشونو ب کرسی بشونن ، خودشونم تحقیر میکنن که آدم با خودش بگه چرا به حرفشون گوش نمیدم ) میگم دور از جون بفرمایید نصیحتتون رو! بیا دختر یه خواستگار خوب برات سراغ دارم شوهر کن راحت شو! من راحتم ممنون :) اینقدر خوبه که خدا میدونه میگم خوبه که خوبه خدا ب پدر و مادرش ببخشه میگه میبرتت مسافرت شمال دریا اینور اونور هر جا بخای میگم نه ممنون دریا ندیده نیستم میگ
 
دیروز همه خانم ها بدون استثناء‌ هم کیف آورده بودند هم گوشی همراه هم بعضی هاشون ثبت حرکت نمیکردند !
من بخاطر توصیه داداشم گوشیمو نیاوردم ! از اون طرف ثبت حرکت شطرنج رو انجام میدادم اما کیفمو سایز خیلی کوچک آوردم .
طبق قوانین اینکارا بايد همه شرکت کننده ها انجام بدن !
 
اما قانون درسته اینو میگه ولی دیروز  کلا ثبت حرکت رو  برای این مدت مسابقات معاف کردند ! 
آوردن کیف رو برای این مدت مسابقات مجاز شمردند ( در حد سایز کوچک ) 
آوردن موبايل هم جایز ش
من نمی دونم خورشید که غروب می کنه مگه قراره چه اتفاقی بیفته که بابا اینجوری می کنه، مگه شهر خون آشاماست که افتاب غروب کنه بیان ما رو بخورن ?ها؟ مگه چی میشه؟
دیروز ازش اجازه گرفتم بعد از مدرسه با بچه ها رفتم سینما، بیرون که بودیم زنگ زد که شب یه کم دیر میاد.
منم، فیلم که تموم شد میخواستم برگردم خونه ولی بچه ها گیر دادن گشنشونه و بریم یه چیزی بخوریم، من هی گفتم بايد زود برم خونه ها ولی گیر دادن، فرزانه ام هی گفت باباتم که دیر میاد میخوای خونه تنها
 
1
وقتی باهام تماس گرفتن و گفتن میخوایم کلاس فلان استاد بدیم بهتون خیلی خوشحال شدم
ولی نمیدونستم قراره اینجوری پوستم کنده شه
بچه هایی که جلسه پنجم صفر بودن،و جلسات قبل معلمی داشتن که بهشون درس نمیداده اصلا ولی نازشون میکرده و حالا منی که درس میدادم رو و ازشون میخواستم تکرار کنن،باهام لج کرده بودن!
روندی که توی کلاسای دیگم به راحتی پیش میرفت اونجا عین کوه کندن بود
روزی که مسئول کانون صدام زد و گفت مادر بچه زنگ زده گفته خوب درس نميدي
خیلی حا
سلام. توضیحات این چالش رو تا الان حتما همتون فهمیدین پس دیگه من نمیگم. از اونجایی هم که بسیااااار بهم اصرار شد(!) که منم نامه بنویسم، نوشتم:
بسم الله الرحمن الرحیم
خب خب و اکنون منی که شروع به نوشتن نامه ای کردم که قرار نیست هیچوقت به مقصدش که گذشته باشه برسه. ولی از اونجایی که 99 درصد اوقات خلاف حرفای من ثابت شده بايد طی همین چند روزه منتظر رسیدن خبر کشف راه برگشت به گذشته، ان هم به صورت تضمینی و بدون بازگشت باشیم! شایدم با بازگشت.نمیدونم.
حالا
من، با وجود دوست داشتن تمام دروس و معلم هام، اگر گزینه ای مثل این مدرسه نداشتم هرگز نمیرفتم مدرسه ی عادی انسانی.
چند وقته که به این نتیجه رسیدم. من دروسی مثل زیست و زمین و آزمایشگاه رو نه تنها دوست داشتم و دارم، بلکه توشون خیلی خوب بودم. توی سنجش ها و امتحانات نخونده هم، درصدای علوم تجربی بالاتر بود از ادبیاتم.
چرا؟ چون من آدم حفظی‌یی نیستم. این دلیلیه که دارم حس بدی از بچه هامون دریافت میکنم. 
من عذر میخوام که این کلمه رو به کار می برم. اما اگ
خودم جان سلام :)من منم، مبهم ، از آینده میام :)ببین خودم جان میتونم چندتا اتفاق از گذشته برات بگم تا حقانیت منو باور کنی اما چون از ذهن همیشه مشکوکت خبر دارم ، ترجیح میدم چندتا اتفاق از آینده نزدیک برات بیارم که تو منو باور کنی و به من شک نکنی :)(می دونی ترتیب اتفاقات درست و حسابی تو ذهنم نیست اما چند تا مثال محو بزار بگم، تو درس تاریخ دوره راهنمایی ، قرعه میندازن و اسم مستعارت میشه موبد! و خودت و خودم می دونیم که داستانش چیه ، اها دوم راهنمایی وقت
سوال اول پست: چون چونۀ من خیلی گرمه، اول پست یه سوال مهم دارم؛ آمار بلاگ شما هم خرابه؟ سه روزه از پنجشنبه عصر آمار بلاگ من وارد بخش "آخرین نمایشها" نمیشه.
 
یه کم درد و دل: کمابیش متوجه شدم که ما آدما نسبت به قول و قرار و وعده و وعید خیلی حساسیتهامون بالاست (داستان سرباز و پادشاه - کلیک کنید). وعده ای که احتمال تحققش پنجاه پنجاست، می تونه یک رابطه رو از هم بپاشونه. به عنوان یک پسر خیلی تجربشو داشتم، مثلا؛ همیشه توی رابطه اولم، قول ازدواج داده بودم
سلام:)
دارم عادت میکنم با گوشی پست بذارم، ولی خزیدن دستت روی صفحه کلید یه چیزدیگه است، واقعا عادت کردم به اینجا، خب قرار داد خونه که بسته شده ولی اون روز وقت نشد بریم کلید رو تحویل بگیریم تصمیم براین شد که امروز بریم که داداش گشاد تشریف داشتن نرفت فردا هم داره میره تهران ماموریت تا دوشنبه نیستش، خب دیگه خودم فردا برم کلیدو تحویل بگیرم ببینم خونه وضعیتش چطوریه، اگر بشه یکم تمیزکارهاشو انجام بدم وکسی رو پیدا کنم بیاد قشنگ بسابه خونه رو، هرچند
اتفاقی یکی از کتابهایی که تلخیص شاهنامه بود برای گروه های سنی پایین تر  رو ورق ممیزدم رسیدم به داستان سهراب و گردآفرید(همینجا برای اینکه قاطی نکنید: سهراب:میل/گردآفرید:فیمیل)
ماجرا از این قرار بود که سهراب باباي گردآفرید(گژدهم) رو اسیر میکنه و خانم گردآفرید که جنگجوی ماهری بود(مثل بانو حسینیان، هوسانینان؟ تو لینچان البته اگر دیده باشید یا مریم مومن تو سریال بانوی) با تغییر قیافه میاد به جنگ سهراب و خلاصه با کلی ورجه وورجه بالاخره سهراب پ
سلام . 
 
داستان شروع برنامه نویسی PHP من 
 
اول پست بگم که من اصلا اصلا قصد ندارم در این پست وارد بحث های فنی و تخصصی زیادی بشم . میخام از تجربیات شیرینم از زبان برنامه نویسی پی اچ پی میگم .
از اون موقع ها که یه خط کدنویسی پی اچ پی بلد نبودم و در حسرت یادگیری پی اچ پی تا اون موقع که سعی کردم یک سی ام اس کامل با پی اچ پی بنویسم ولی پروژم به جایی نرسید
و در نهایت الان که یه متخصص پی اچ پی هستم و حدود هفت هشت سالی میشه که بصورت کامل با PHP کار میکنم . 
 
مشک
اگر قرار  بود یک کتاب اخلاقی بنویسم آن کتاب 100 صفحه ای می بود و 99 صفحه ی آن سفید و فقط در صفحه ی آخر می نوشتم تنها یک بايد را می شناسم و آن هم دوست داشتن است.
 آلبر کامو
--------------------------------------
این عشق نیست که دنیا را می چرخاند، عشق چیزی است که چرخش آنرا ارزشمند می کند.  
فرانکلین پی جونز
--------------------------------------
سرانجام کشف شد که صاحب بیمارترین افکار و خشن ترین قلبها مردانی هستند که زود به زود عاشق می شوند.   
  روسکین
--------------------------------------
شازده کوچول
لانگ استوری ،
 
وقتی کسی هر سال کشور عوض کرده،
 
وقتی ماها با سیستمی بزرگ شدیم که یه راه همیشه برای موفقیت هست (سیستم کمونیستی و سیستم تنبلی و گشادی) و اون یه راه دکتر و مهندس شدن، یا! قاطی گردن کلفتها شدن و ی کردن و پولدار شدن و به مقام رسیدن هست (محمدرضا گار و مهران مدیری که همه کارهاش کپی بنی هیل هست و بهش تریبون الکی دادن)، طبیعیه که هر راه دیگه ای رو بری محکوم به شکستی. حتی اگه به موفقیت های بزرگ برسی باز بقیه تاییدت نمیکنن. از طر
شهریور
پیام قسم
انجماد
http://s2.servermusic.ir/98/06/Alireza%20Azar%20-%20Enjemad%20-%20320%20-%20[MusicDel.Com].mp3
نگو برگرد
http://dl.nex1music.ir/1398/06/03/Ehsan%20Khajeh%20Amiri%20-%20Nao%20Bargard%20[128].mp3?time=1566760160&filename=/1398/06/03/Ehsan%20Khajeh%20Amiri%20-%20Nao%20Bargard%20[128].mp3
دیگه چه فرقی میکنه بقیه اش چی باشه. حتما مردم حواسم نیست.
 
 
تق تق تَ تَق تق هووو، هوا بوران و کولاکهتو ظهر آفتابی هوا وقتی که اینجوره
میگن یه جایی گرگ مادر توله زاییدهدلشوره داره تو دلم رختاشو میشوره
سرما یه جوری کل شعرو زیر و رو کردهحس میکنم خواب
#استاد_مغرور_من _پارت6
سری با تاسف ت داد و گفت :
_اگه هر چه سریع تر عملش نکنید نمیتونه زیاد دووم بیاره. تنها راه نجات پیدا کردنش عمل جراحیه .
سری ت داد و ازم فاصله گرفت من موندم و دنیایی از فکر و خیال.
بايد چیکار میکردم ؟ دوباره میرفتم سر چهارراه و اسیر هر کس و ناکس میشدم… یا اینکه … ی مهرداد میشدم ! ی استادم
جلوی آپارتمان مهرداد ایستادم. خیلی با خودم کلنجار رفتم تا بتونم به اینجا بیام .
اما وقتی مجبور باشی وقتی چاره ای نداشته ب
درودی دوباره به دوستان و همراهان، خیلی خوش اومدید به بخش دوم از دوره (دوجلسه ای آموزش نویسندگی)، من سریع میرم سر اصل مطلب ؛
 در جلسه اول بیشتر راجب:نیت یا همون اهداف لازم برای نوشتن، یکسری نکات اولیه، انگیزه و ایدولوژی ما از نوشتن حرف زدیم و کلا یک نتیجه گیری کردیم.
برای مطالعه جلسه اول از این دوره روی این لینک کلیک کنید.
در جلسه دوم هم مبحث تکمیلی رو خدمتتون عرض میکنم تا پیش درآمدی باشه برای شما تا از این به بعد با شناخت و آگاهی بیشتر شروع به
بعد از مدت‌ها عمو زنگ زده بودن، تو ایمو. با آقای صحبت می‌کردن. می‌گفتن تذکره‌شونو پس بفرستیم، چون میخوان تو انتخابات شرکت کنن. بعد با بابو صحبت کردن. تا صداشونو شنیدم دلم تنگ شد :( منم رفتم پای گوشی و سلام کردم :) گفتن عسل جان تویی؟ :| به احتمال قوی نوه‌ی مورد علاقه‌شون خواهر بزرگمه، مامان بره‌ی ناقلا. گفتم نه بابو جان، تسنیمم. گفتن "هاااا، تو همون زرنگه‌ای! ماشاءالله، ماشاءالله، هر وقت یاد اون سفر میفتم میگم چقد این دختر زرنگه" سفر شش سال پ
این نامه، جهت شرکت در یک چالش جذاب است! =)
سلام.
من شارمین هستم. درست مثل خودت. در واقع بايد بگویم من خود تو هستم که دارم آینده ات را زندگی می کنم و مخاطب این نامه، همه ی شما من»هایی هستید که گذشته ی مرا زندگی کرده اید!
به عنوان شروع، می خواهم از اولین کروموزوم باشعورم که چشم بست روی هر چه Y و با یک X مثل خودش ترکیب شد، کمال تشکر را داشته باشم! درست است که آن سالها، همه منتظر تولد یک مسعود کوچولوی دوست داشتنی بودند و دو تا آبجیها، به خاطر تبدیل شدن
این نامه، جهت شرکت در یک چالش جذاب است! =)
سلام.
من شارمین هستم. درست مثل خودت. در واقع بايد بگویم من خود تو هستم که دارم آینده ات را زندگی می کنم و مخاطب این نامه، همه ی شما من»هایی هستید که گذشته ی مرا زندگی کرده اید!

به عنوان شروع، می خواهم از اولین کروموزوم باشعورم که چشم بست روی هر چه Y و با یک X مثل خودش ترکیب شد، کمال تشکر را داشته باشم! درست است که آن سالها، همه منتظر تولد یک مسعود کوچولوی دوست داشتنی بودند و دو تا آبجیها، به خاطر تبدیل شدن
کورش روی منبر رفته بود:
آهای ولایتی های سکولار اهای که آرمان طلبی تان بورژوایی است آهای سرمایه دارهای عدالت طلب آهای بسیجی های دن کیشوت کجایید؟
شماها توی این نظام رباخوار مدرن چطور می خواهید برای زنها و بچه ها جا باز کنید از روی ماشین حساب حالیتان می کنند که بايد نصف مردم جهان را به دریا ریخت تا زمین گنجایش ریخت و پاشهای شما را داشته باشد .نه الواطیها که حتی همین قیمه و قورمه ضیافت های هیاتی تان را.
کنار دستش دختری نشسته بود که بعدا فهم
رمان   عاشقانه 
با اشاره چشم از صبا خواستم بلند شه.اونم بی هیچ حرف بلند شد و نشستم کنار سوگل.دستمو دور شونش حلقه کردم .سرشو گذاشته بود روی میز و زار زار اشک میریخت.دهنمو بردم نزدیک گوشش و گفتم:سوگل این امتحان اونقدر هم مهم نیست که تو داری براش گریه میکنی.»
_چی چی رو مهم نیست.گفت تو معدل تاثیر داره.
_هنوز اول ساله جای جبران هست.
_وای تیام تو که مثل من گند نزدی پس حرف نزن.
سرمو عقب اوردم سعی کردم ناراحت نشماروم سرشو بالا اورد تو چشمای قهو
   رمان  عاشقانه    تیام. قسمت. چهارم 4  
 
 
 
 
 
 
 
یک ماهی که گذشت یک همسایه جدید برامون اومد.پریدم توی حرفش و گفتم:همین خانم ترابی؟
بدون اینکه نگام کنه گفت:بله.
مکث کرده بود انگار داشت به چیزی فکر میکرد زود گفتم:خب بقیش.
_یکی از صبح های معمولی بود.حاضر شده بودم و داشتم میرفتم دانشگاه که توی راهرو ملینا رو دیدم چشمهای ابی و موهای مشکی که از زیر شال صورتیش زده بود بیرونصورت زیبايی داشت مخصوصا چشماش که برق میزدهمین که دید دارم نگاهش میکن
عکس آقای خامنه ای

تبلیغات

آخرین مطالب