نتایج پست ها برای عبارت :

حسین عامری سیارم میگردمی نمیدونه دردم

متن آهنگ سالار عقیلی بنام نگار
دوستش میدارم و دردم نمیداند نگار
مبتلایش کن به دردم
ای طبیبا بی شمار
هرچه کردم مهربانی
بی وفایی کرد مرا
او نمیداند چه آورد
بر سرم دیوانه وار
او نمیداند چه آورد
بر سرم دیوانه وار
طاقتم تاب است و گشتم
بی تحمل این زمان
با شکیب و بی صبور
از درد دوری های یار
بیم رسوایی نمانده
آبرویم رفت و رفت
تا شدم انگشت نمای کوی و برزن
ای نگارا عشق من را
از نگاهم بر بخوان
ای طبیبا کو دوای درد
بی درمانِ یار
گر بماند یک نفس از عمر باقی
م
۵۸- صید او شدم دردا که یار در غم و دردم نماندو رفت   مار چو دود برسرآتش نشاند و رفت مخمور باده طرل انگیز عشق را     جامی نداد و زهر جداییچشاند و رفت چون صید او شدم من مجروح خسته را       دربحر غم بماند و جنیبت براند و رفت … صید او شدم – دردا که یار در غم و دردم نماندو رفت – غزل
منبع : فالگیر
آنقدر پهلویم درد می‌کند که با هر سرفه خم می‌شوم.
آنقدر دردم زیاد است که نماز صبح را با تیمم بر روی گرد و خاک میز کناریم خواندم بدون چادر!
آنقدر دردم زیاد است که اشکهایم میل به خشک شدن ندارند.
آنقدر درد دارم که به مادر مریضم بیشتر از قبل زنگ میزنم و غیرطبیعی می‌خندم و او می‌گوید الهی همیشه بخندی.
می‌دانید؟
من درد پهلو نکشیده بودم من دردی را به تنهایی نکشیده بودم روضه ی حضرت زهرا مرا به گریه وا‌می‌دارد می‌خواهم آرامشم را حفظ کنم نمی‌توانم.
کلمات فریاد میزنند و من دردم می آید،موجی از کلمات بر سر و تنم قدم رو میروند و با هر فریاد نظامی شان دردم می آید!نمیدانم چرا اما آگاهانه اشتباه می کنم،دو ماه قبل جایی نوشتم اگر دوباره متولد شوم دوباره اشتباه می کنم،نه من احمق هستم نه اشتباهاتم احمقانه!بهرحال به این نتیجه رسیده ام استعداد بسیاری در رنجاندن آدم هایی که برایم اهمیت دارند دارم.مشکل از طرز دوست داشتن من است نه منبارها گفته ام که خانه برایم تنگ است،هرروز دیوار ها نزدیک تر می شوند و
- اااا!. عمه!. این خیاره کفتک زده!!!!چشام گرد شد که این چی گفت الان؟! دیدم یه حلقه خیارو که آب لبو صورتیش کرده، از تو سالاد در آورده و داره نگاش میکنه!منظورش کپک بود!وسط طراحی پاشدم. حواسش بهم بود. سریع گفت: عمهههه! برگرد! بشین مشقاتو بنویس! "مربی"ت دعوات میکنه هااا. گفتم: الان میام عزیزم. ناخنم گوشه کرده باید بگیرم.از جا پرید: بده من بگیرم. من بلدم عمه!. آروم ناخنتو میگیرم. بده ناخنگیرو به من.دادم دستش.تو چشام نگاه کرد و گفت: اگه من برات بگی
این شبا تو یادت نره چیِ میشهـ تهـِ این زندگی ؟  دخترمو از رو تخت بلند کردم دستاشو بوسیدم 
و بردمش زیـر دوش. ولی هنوز اشک میریزه هنوز بغـض داره  داغونهـ اوضاش :') دخترم دردش یکی دوتا نیست که؛ زیاد بهش قول دادم کهـ اینجوری نمیشه دیگه ولی شد خاستم دنیاشو بسـازم خاستم خوشحال ببینمش :') نشد . چرا؟ آخهـ همه ی آیندشو همه هدف هاشو با توجه ب عشق ش ساختمـ! عشقـ.ی که واسش اهمیت نداشت دخترشو خوشحال ببینه یا با دستاش خوردش کنه :') بازم این دُ
میخواهم برگردم به روزهای کودکی
آن زمان‌ها که پدر تنها قهرمان بود
عشق تنها در آغوش مادر خلاصه میشد
بالاترین نقطه زمین شانه‌های پدر بود
بدترین دشمنانم خواهر و برادرهای خودم بودند
تنها دردم زانوهای زخمی‌ام بودند
تنها چیزی که می‌شکست اسباب‌بازی‌هایم بود
و معنای خداحافظی،تا فردا بود!
 
حسين پناهی
خانه
محسن لرستانی
دانلود آهنگ محسن لرستانی به نام مونس دردم
دانلود آهنگ محسن لرستانی به نام مونس دردم
دانلود آهنگ مونس دردم از محسن لرستانی
 
ترانه و آهنگ جدید بسیار زیبا و شنیدنی نگاه از محسن لرستانی با کیفیت اورجینال
 
و لینک مستقیم و پر سرعت به همراه تکست و متن آهنگ + پخش آنلاین
محسن لرستانی moones dardam
مونس دردمdownload new song from Mohsen lorestani called moones dardam
متن آهنگ مونس دردم
 
بازیچه دست هوس غرق گناهیچو من ز غم و قصه بمیریالهی الهی الهی .
 
بازیچه
خانه
محسن لرستانی
دانلود آهنگ محسن لرستانی به نام مونس دردم
دانلود آهنگ محسن لرستانی به نام مونس دردم
دانلود آهنگ مونس دردم از محسن لرستانی
 
ترانه و آهنگ جدید بسیار زیبا و شنیدنی نگاه از محسن لرستانی با کیفیت اورجینال
 
و لینک مستقیم و پر سرعت به همراه تکست و متن آهنگ + پخش آنلاین
محسن لرستانی moones dardam
مونس دردمdownload new song from Mohsen lorestani called moones dardam
متن آهنگ مونس دردم
 
بازیچه دست هوس غرق گناهیچو من ز غم و قصه بمیریالهی الهی الهی .
 
بازیچه
❆ مرهم:
 
تمامِ خیابان های شهر را هم که قدم بزنم،باز به بازوان تو محتاجم.به آغوشت،که دردم را تسکین می‌دهد!مرا بی تو بودن راهیچ کاری نیست!
 
#سعید_فلاحی (زانا کوردستانی)#شعر_کوتاه┏━━━━━━━━━━•┓@ZanaKORDistani63@mikhanehkolop3https://www.instagram.com/zanakordistani?r=nametaghttp://mikhanehkolop3.blogfa.com┗••━━━━━━━━━━━━━━━━━━━━┛
من یه اشتباهی کردم پست تولد گذاشتم تو اینستا با کامنت باز.اقاااا ینی حدود ۷۰ تا کامنت با کلی دایرکت تبریک داشتم.به جواب دادن به همشون که فکر میکنم دردم میگیره
+امروز هرکی منو میدید میگفت کی چال لپ در اوردی تو؟منم پوکرفیس خیره میشم بهشون فقط
دست نوشته فوق العاده دردم می آید از سیمین دانشور
باید باکره باشی،باید پاک باشی!
برای آسایش خاطر مردانی که پیش از تو پرده ها دریده اند
چرایش را نمیدانی فقط میدانی قانون است،دین است.سنت است…
قانون و سنت را میدانی مردان ساخته اند
اما در خلوت می اندیشی به مرد بودن خدا و گاهی فکر میکنی شاید
خدا را نیز مردان ساخته اند!!
من زنم….
با دست هایی که دیگر دلخوش به النگوهایی نیست که زرق و برقش شخصیتم باشد.
من زنم….
و به همان اندازه از هوا سهم می برم که ریه ها
در خبرهای اینستا آمده بود که :
تعداد طرفداران ت » به 16 میلیون نفر رسید .
با خودم فکر میکنم که چطور ممکن است ؟
بعد به خودم جواب می دهم :
این روزها خود غیر ممکن هم ممکن است .
از اینکه وقت میگذارم و در مورد کسی می نویسم
که ارزش حتی یک حرف » را ندارد
و من هزارها حرف را به هم می پیوندم
تا صدها کلمه و دهها جمله بسازم  ،
شر شر عرق شرم از پیشانی ام جاریست .
با خودم می اندیشم :
هم اینک من چه چیزی کم از آن طرفدار دو آتشۀ آن آدم نما دارم ؟
اگر آن هوادار ،
در خبرهای اینستا آمده بود که :
تعداد طرفداران ت » به 16 میلیون نفر رسید .
با خودم فکر میکنم که چطور ممکن است ؟
بعد به خودم جواب می دهم :
این روزها خود غیر ممکن هم ممکن است .
از اینکه وقت میگذارم و در مورد کسی می نویسم
که ارزش حتی یک حرف » را ندارد
و من هزارها حروف را به هم می پیوندم
تا صدها کلمه و دهها جمله بسازم  ،
شر شر عرق شرم از پیشانی ام جاریست .
با خودم می اندیشم :
هم اینک من چه چیزی کم از آن طرفدار دو آتشۀ آن آدم نما دارم ؟
اگر آن هوادار ،
زمین، زمان و زمینه
خداوند برای همه زمین و زمان و زمینه مرگ را مخفی کرد:
1_ کسی نميدونه در کدام سر زمین از دنیا خواهد رفت
2_ کسی نميدونه در چه زمانی از دنیا میره 
3_ کسی نميدونه چه چیزی زمینه مرگش میشه: مریضی، تصادف و یا .
تا همگان در همه حال خودشون را برای مرگ آماده کنند. 
مرا می‌بینی و هر دم زیادت می‌کنی دردم
تو را می‌بینم و میلم زیادت می‌شود هر دم
 
به سامانم نمی‌پرسی نمی‌دانم چه سر داری
به درمانم نمی‌کوشی نمی‌دانی مگر دردم
 
نه راه است این که بگذاری مرا بر خاک و بگریزی
گذاری آر و بازم پرس تا خاک رهت گردم
 
ندارم دستت از دامن به جز در خاک و آن دم هم
که بر خاکم روان گردی بگیرد دامنت گردم
 
فرو رفت از غم عشقت دمم دم می‌دهی تا کی
دمار از من برآوردی نمی‌گویی برآوردم
 
شبی دل را به تاریکی ز زلفت باز می‌جستم
رخت م
****حسين پناهی****
حسين پناهی= میدونی بهشت کجاست؟
یه فضای چند وجب در چند وجب!!
بین بازوهای کسی که دوستش داری
***
حسين پناهی=می خواهم برگردم به روز های کودکی.
ان زمان هاکه تنها قهرمان پدر بود.
عشق تنها در اغوش مادر خلاصه میشد
بالاترین نقطه زمین شانه های پدر بود
بدترین دشمنانم خواهر برادر خودم بودند.
تنها دردم در زانوهایم بود
تنها دردم درد زانوهایم بود
تنها چیزی که میشکست اسباب بازی هایم بود .
و معنای خدا حافظ تا فردا بود
اشکهای
ولی اون وقتایی که حالم بده
یا حس خوبی ندارم.
یا خستم.
یا افسردم.
و یا هر طور دیگه.
درمون دردم دو تا آدمن
اصن بهتر بگم دو تا فرشته
زنگ میزنم بهشون و میگم دارم میام پیشتون.
و میرم.
باهاشون میگم میخندم از هر دری حرف میزنم و پر میشم از حال خوب
اصن اگه هیچ کاری هم نکنم بازم با روحیه عالی و خوب برمیگردم
پر از انرژی و حس خوب.
اره خلاصه گفتم بگم که خدایا مرسی که دارمشون.:)
 
مرا می‌بینی و هر دم زیادت می‌کنی دردم
تو را می‌بینم و میلم زیادت می‌شود هر دم
 
به سامانم نمی‌پرسی نمی‌دانم چه سر داری
به درمانم نمی‌کوشی نمی‌دانی مگر دردم
 
نه راه است این که بگذاری مرا بر خاک و بگریزی
گذاری آر و بازم پرس تا خاک رهت گردم
 
ندارم دستت از دامن به جز در خاک و آن دم هم
که بر خاکم روان گردی بگیرد دامنت گردم
 
فرو رفت از غم عشقت دمم دم می‌دهی تا کی
دمار از من برآوردی نمی‌گویی برآوردم
 
شبی دل را به تاریکی ز زلفت باز می‌جستم
رخت
بارون.
خیس شدم.
نگید چتر .
چتر بردم.اما این بار بازش نکردم.
هندزفیری هم نداشتم.
سوار اتوبوسم نشدم.
اومدم.راه اومدم.
با همه چی.با خودم.که نميدونه هنوز جاش کجاش !
نميدونه قراره کجا بره.
نميدونه استعدادش کجاس .
ضعفش کجاس.
نميدونه.هیچی نميدونه!هییییچی!
با هر متر و معیاری خودمو نگاه کردم هیچی نبوووود!اول خط هزار راه ناتموم!

حرف زدنمم نمیاد.ینی نمیومد.
اما بارون.آتیش چن روز و شبی که توی مغزم بود و خاموش کرد.
سکوت خونه آزارم میده .
در دل دریا نگنجد این دل دریای من،
در همه دنیا نگنجد شادی دنیای من.
کس به مثل من نداند غصه و غمهای دل،
جز دلم کس می نداند غصه و غمهای من.
جز غمم دردی ندارد جان غم بیمار من،
جز ز دردم غم نباشد در دل شیدای من.
من اگر با دل ستیزم، سوزد این دنیای دل،
گر ستیزد دل به من، سوزد تن تنهای من.
من اگر از دل بنالم، وای دل، ای وای دل،
دل اگر از من بنالد، وای من، ای وای من.
من 4 سال هست که دارم کار میکنم
کارهای مرتبط با رشته م ولی مختلف .
پارسال داشتم به این فک میکردم که حیف شده و چند تا شاخه رو عوض کردم و چیزایی یاد گرفتم که واقعا هیچوقت به کارم نمیان.
الان یه چیزایی رو متوجه شدم که هر چیزی که یاد بگیریم در نهایت یه روزی به ما کمک میکنه
الان هم دارم از اندوخته هایی استفاده می کنم که قبلا یاد گرفتم و یه زمانی حس میکردم به دردم نمیخورن
 
متن ترانه امیرعباس گلاب به نام عرفان

ابری شدن را آسان گرفتمباران گرفتو پایان گرفتمدر اوج اندوه در عمق دردمحال و هوای عرفان گرفتمبی معرفت ها آسوده باشید از بودن او ایمان گرفتمسر میدهم من بر پای این عشق از بس کنارش سامان گرفتمبا هر گناهی بی وقفه از او فرصت برای جبران گرفتماز هر که جز او خیری ندیدم هرچه دویدم کمتر رسیدمقربان او که نازی ندارد با من خیال بازی نداردقربان او که زیباترین ست قلبم کنارش رازی نداردقربان او که نازی ندارد با من خیال با
بعد از سکته‌ی بابام
وقتی نشستم پای صحبتاش
از دردش گفت.
گفت که از دوران راهنمایی سمت چپ بدنش ذق ذق میکرده.
از نوک انگشتِ پاش تا کتفش تیر میکشیده.
 
و
هنوز نميدونه که من هر روز اینطور میشم :)
و هنوز هیچکس نميدونه.
و نمیخوام کسی بدونه.
 
و نمیخوام باشم :) . همین.
افتاده ام از پا مرا حالی نمانده ستدیگر مرا آرامشی عالی نمانده ستلبریز دردم بسکه سودای تو دارمزین گردوی تر هم مرا فالی نمانده ستبرصفحه شطرنج دل مات تو گشتمکیش تو ام جای تو هم خالی نمانده ستدلبر دراین شبهای تنهایی دراین شهربرناظمی والی وسالاری نمانده ستچون نیستی از تاروپود نقش القاچزین فرش ها نقشی براین قالی نمانده ستاز رفتنت برلوح دل امروز وفرداجز یک غزل از شاعر لالی نمانده ست
مامان : هانیه حالش بد
بابا: چطور؟
مامان: تب کرده . پاهاشم یخ :(
یهو دیدم بابا اومده تو اتاق 
پاهامو از توی پتو  پیدا کرد همچی فشار داد که نزدیک بود قطعش کنه :/
اومدم بگم اخ دردم گرفت یهو دیدم با پشت دست خوابوند تو پیشونیم:| 
خو پدر من ، لمس هم کنی میتونی دما رو متوجه بشی چرا بزن بزن راه انداختی :|
در نهایت نتیجه معاینه رو  به این ترتیب به مادر اعلام کردن :
به خواهرش زنگ بزن بگو تنها وارث خونواده اونه 
بابا :
مامان:
من:
باز هم من :
چه ای کاشی شده زندگی من!
ای کاش هایی که باعث میشن هزار بار بخوام ۳ساله بشم
اینکه ای کاش تنها دغدغه ام
خریدن عروسکی بود که از پشت ویترین بهش نگاه میکردم و قول مامان که برات میخرم.
ای کاش تنها ترسم
آن لولو خور خوره ای بود که زیر تختم قایم شده بود و باعث شد هیچوقت شبا اون زیرو نگا نکنم.
ای کاش تنها دروغم 
این بود که بگم شکلات رو میزو من نخوردم.
ای کاش تنها دردم 
این بود که دوست صمیمیم دیگه همسایه ما نیست‌.
و صدها ای کاش دیگه که ای کاش،ای کاش نبودن
شوم زار و نزار تو، نزاره،
نسازی سوی من باری نظاره.
قطار دوستان بی شمارم
ترا من دوست دارم بی شماره.
دو چشمم چار در راه تو باشد،
نسازی چارة دردم، چه چاره؟
کنار خود اگر جایم نمایی،
نگنجم در جهان بی کناره.
گل من باشی و خوارم نمایی،
دلت سخت است مثل سنگ خاره.
ز نو فصل جوانی ام بیابم،
اگر یابم ترا، جانم، دوباره
حالی  بپرس  از  دل پر دردم     ای نگارمن  ماندم  وغم تو واین  درد ماندگاریارا بیا زسرمهر و وفایت در این زماندرد مرا کن التیام و به قلبم شرر نبارای آشنای این دل غمگین وغمزدهیاری نمی کنی  مرا تو دراین روز وروزگاررحمی به حال بی کسی این دلم نمااز قلب پر زغصه ام اندوه واگذارناز از وفا تو کم کن وبرمن نظر نمااینجا ز لطف توست که ماندم دراین قرارنور دوچشم تار منی ای تو نازنینهستی تمام هستی ام ای عشق ماندگارجانم به لب رسیده به کویم بیا دمییک بار باز ب
 ❆ بهانه:نارنگی بهانه استبوی عشق می‌دهنددستان توپوست بگیر این فاصله ها رامن به فصل فصل آغوش تو محتاجم. ❆ مرهم:تمامِ خیابان های شهر را هم که قدم بزنم،باز به بازوان تو محتاجم.به آغوشت،که دردم را تسکین می‌دهد!مرا بی تو بودن راهیچ کاری نیست! ❆ راه:کدامین راهتو را به کلبهٔ قلبم می رساند؟ من، کلبه ای متروکم منتظر آمدنتاز پای در آورده مراانتظار. #سعید_فلاحی (زانا کوردستانی)#شعر_کوتاه┏━━━━━━━━━━•┓@ZanaKORDistani63@mikhanehkolop3https://www.instagram.com/zanakordis
دردم از یار است و درمان نیز هم
دل فدای او شد و جان نیز هم
این که می‌گویند آن خوشتر ز حسن
یار ما این دارد و آن نیز هم
یاد باد آن کو به قصد خون ما
عهد را بشکست و پیمان نیز هم
دوستان در پرده می‌گویم سخن
گفته خواهد شد به دستان نیز هم
چون سر آمد دولت شب‌های وصل
بگذرد ایام هجران نیز هم
هر دو عالم یک فروغ روی اوست
گفتمت پیدا و پنهان نیز هم
اعتمادی نیست بر کار جهان
بلکه بر گردون گردان نیز هم
عاشق از قاضی نترسد می بیار
بلکه از یرغوی دیوان نیز هم
محتسب داند
ساده میگیرم.ساده میگذرم.بلند میخندم و با هر سازی میرقصم.نه اینکه دلخوشم!نه اینکه شادم و از هفت دولت آزاد!مدتی طولانی شکستم، زمین خوردم، سختی دیدم، گریه کردم و حالا.برای 'زنده ماندن' خودم را به کوچه 'علی چپ' زده ام.روحم بزرگ نیست.دردم عمیق است.میخندم که جای زخمها را نبینین☹
وَ پایان جِدال من با خود به وقت ۳:۴۵ بامداد
اگر دوباره به سرم زد این افکار یادم بیاد که راه زیاده اما رسیدن ادامه ی همینه ، ممکنه اون راه زیبا باشه که هست ، بی نظیر هم هست اما فرق چندانی نداره این راه عقلانی تره خُب اینجوری شش ساله اما دقیق و دست پر ، اونجوری یه عالمه سختی و هزینه و نرسیدن شاید هم رسیدن اما من به سریع تر شدن فکر میکنم که این راه درست تره می‌دونی دیگه بهت گفتم همون که درست ترینه باشه برام که هَست که میشه
همون جمله ی جان
خانه
محسن لرستانی
دانلود مداحی محسن لرستانی به نام قصه بابا
دانلود مداحی محسن لرستانی به نام قصه بابا
دانلود آهنگ جدید قصه بابا از محسن لرستانی
 
ترانه و آهنگ جدید بسیار زیبا و شنیدنی قصه بابا از محسن لرستانی با کیفیت اورجینال
 
download new song from Mohsen Lorestani called Ghese Baba
 
 
 
 
متن مداحی قصه بابا از محسن لرستانی
 
 
هفتاد دو پروانه پروانه ی فرزانه شمع
رخ حق دیدند رفتند چه غریبانه بابا
 
 
 
و دل پر دردم بابا پر دلم خونه یه کربلای
غمناک چب کم لی سرز
خانه
محسن لرستانی
دانلود مداحی محسن لرستانی به نام قصه بابا
دانلود مداحی محسن لرستانی به نام قصه بابا
دانلود آهنگ جدید قصه بابا از محسن لرستانی
 
ترانه و آهنگ جدید بسیار زیبا و شنیدنی قصه بابا از محسن لرستانی با کیفیت اورجینال
 
download new song from Mohsen Lorestani called Ghese Baba
 
 
 
 
متن مداحی قصه بابا از محسن لرستانی
 
 
هفتاد دو پروانه پروانه ی فرزانه شمع
رخ حق دیدند رفتند چه غریبانه بابا
 
 
 
و دل پر دردم بابا پر دلم خونه یه کربلای
غمناک چب کم لی سرز
خانه
محسن لرستانی
آهنگ همه شب از محسن لرستانی
آهنگ همه شب از محسن لرستانی
دانلود آهنگ جدید همه شب از محسن لرستانی
 
هنرمند: محسن لرستانی
آلبوم: Moones Dardam
تاریخ انتشار: ۲۰۱۸
 
 
ترانه و آهنگ بسیار زیبا و شنیدنی همه شب از محسن لرستانی با کیفیت اورجینال
و لینک مستقیم و پر سرعت به همراه تکست و متن آهنگ + پخش آنلاین
 
 
 
download new song from Mohsen Lorestani called Hame Shab
 
بخشی از متن همه شب از محسن لرستانی
همه شب من غرق دلم چشم به راهم تا تو باز آییشده هر شب 
به نام خدا
 
رفته بودم حموم ، یهو آب رفت گوشم. یاد چند سال پیش افتادم. یک روزِ تابستانی در حوضِ حیاطمان کلی آب بازی کردم. و غافل از آبِ رفته به گوش، عصرِ همان روز ، آبِ درونِ گوشم چرک کرده بود و دردِ بسیار بسیار بدی داشت . دردی که از ناحیه داخلیِ گوش و وسط سَرَم بود و غیرِ قابلِ لمس. برای تسکین درد هر کاری کردم، بالا پایین پریدم .دور حیاط دویدم ؛ فائده ای نداشت. مادرم پشتِ گوشم زنجبیل کشید و خوابیدم . کمی بعد آب خارج شد و آن دردِ سخت برطرف شد. هنوز با
نیستی،نبودنت آزاردهنده ترین درد دنیاست، کاش نبودنت درمان داشت اما دردِ بی درمانم شدی تو.
خودمو تو اتاق حبس کردم مثل قلبم که تو عشق تو حبس شده، در و دیوار اتاق هم نبودنت رو به رخم میکشه اما تنها چاره ام اشکه.اشک و اشک و اشک.اما نه.
تند تند اشکامو پاک میکنم،من نباید گریه کنم.تو عاشق مردای قوی بودی.نباید گریه کنم چون نمیخوام وقت اومدنت تار ببینمت‌.
آخ.گفتم اومدنت.کاش این محالِ ناممکن،ممکن می شد. اونوقت می دیدی که چجوری جونمو  فرش زیر پات
نام رمان: رمان هم دردم
نام نویسنده: خاوردخت کاربر انجمن نودهشتیا
ژانر: عاشقانه پلیسی جنایی
تعداد صفحه: 482
منبع تایپ: سایت نود هشتیا
خلاصه: گردونه ی زندگی همیشه میچرخه… همین چرخش منو رسوند به مردی که چشمای قهوه ی ساده ی پر حسش اش شد دنیای من بی احساس….چشمایی که گرما بخشید به زندگی و به قلبی که تو سینه ام می تپید…چشمایی که شد مرهم دردهام…شد غمخوارم…کسی که دردش شد دردم و دردم شد دردش…
لینک دانلود
دانلود فایل PDF
دانلود فایل APK
دانلود فایل EPUB
 
نام رمان: رمان هم دردم
نام نویسنده: خاوردخت کاربر انجمن نودهشتیا
ژانر: عاشقانه پلیسی جنایی
تعداد صفحه: 482
منبع تایپ: سایت نود هشتیا
خلاصه: گردونه ی زندگی همیشه میچرخه… همین چرخش منو رسوند به مردی که چشمای قهوه ی ساده ی پر حسش اش شد دنیای من بی احساس….چشمایی که گرما بخشید به زندگی و به قلبی که تو سینه ام می تپید…چشمایی که شد مرهم دردهام…شد غمخوارم…کسی که دردش شد دردم و دردم شد دردش…
لینک دانلود
دانلود فایل PDF
دانلود فایل APK
دانلود فایل EPUB
 
چون زلف تو ام جانا در عین پریشانی
چون باد سحرگاهم در بی سر و سامانی
من خاکم و من گردم من اشکم و من دردم
تو مهری و تو نوری تو عشقی و تو جانی
خواهم که ترا در بر بنشانم و بنشینم
تا آتش جانم را بنشینی و بنشانی
ای شاهد افلاکی در مستی و در پاکی
من چشم ترا مانم تو اشک مرا مانی
در سینه سوزانم مستوری و مهجوری
در دیده بیدارم پیدایی و پنهانی
من زمزمه عودم تو زمزمه پردازی
من سلسله موجم تو سلسله جنبانی
از آتش سودایت دارم من و دارد دل
داغی که نمی بینی دردی که نم
من خمیازه‌ی جلسه‌های متوالی‌ام،
پوست پرتقال‌های جلسه مدیران دور سر من حلقه می‌شود.
من عددم، رقمم، اکسل‌های متعددم.
من اعتبارم؛ انباشته می‌شوم پشت فعالان مدنی.
من روبان قرمزم. قیچی می‌شوم، افتتاح می‌شوم.
واریز کن، رسیدم را بگیر.
امضا کن، بالاسری‌ام را بردار.
من خاک کفش‌های معاون‌ام؛ از حاشیه‌ی شهر که برگشتی توی ماشین واکس بزن من را.
من سؤال‌های تکراری‌ام؛ من دست‌کشیدنِ روی سر ژولیده‌ی کودک‌ام.
من دغدغه‌ام، عادت می‌شوم.
من دردم،
من آن رودم، دگر در ساحل غمها نمی گنجم،
من آن رازم، دگر در عالم دلها نمیگنجم.
من آن شورم، نمی گنجم دگر در قالب هستی،
من آن شوقم، که در ذوق دل شیدا نمیگنجم.
چنان در خود نمی گنجم، که در عقلی نمیگنجد،
من آن طغیان توفانم، که در دریا نمیگنجم.
نه در وقت و فضا گنجم، نه در شکل و نه در مضمون،
من آن شعرم، به هر شرحی در این معنا نمیگنجم.
من آن طفلم، که در قلبم بگنجد جمله دنیایی،
من آن عشقم، که با دردم در این دنیا نمیگنجم
گاهی نمی‌فهمم اخوان دارد چه می‌گوید. شعرش را می‌خوانم، مکث می‌کنم، فکر می‌کنم ولی نمی‌فهمم. نمی‌فهمم دارد از چه چیزی حرف می‌زند. نمی‌فهمم چرا دارد انقدر گنگ حرف می‌زند.
فقط می‌فهمم که آن شعر، همان شعری که نمی‌فهممش، جواب است به حال من. به حال گنگی که نمی‌دانم چرا گرفتارش هستم، از کجاست و چرا هست و تمام نمی‌شود . ؟
اخوان همیشه برایم در صدر شعرا بوده. نه برای آنکه شعر هایش را می‌فهمم. نه. برای آنکه شعرهایش، حتی وقتی که نمی‌فهمم شان هم
2608 - اسدالله علم» معتمد محمدرضا پهلوی» می‌نویسد: ". بیچاره (ناصر) عامري رئیس حزبی که (در دهم بهمن ۱۳۵۳ در جریان یک تصادف در جاده رشت – بندر انزلی) کشته شد، فقط در یک جلسه گفته بود چرا حالا که عایدات نفت داریم، تحصیلات را مجانی نمی‌کنید؟». هویدا چنان نانی جلوی شاهنشاه برای او پخت که اگر من به دادش نرسیده بودم، قطعا به حبس می‌افتاد و تازه حسب‌الامر شاهنشاه دو سه ماه بعد از این جسارت عامري، همین کار انجام شد»منبع: خاطرات علم، جلد۵، ص۲۱۳ (۸ ش
حال عجیبی دارم. فکر کن هی بخوای بنویسی و بنویسی و هی نشه. هی نتونی. هی زور بزنی که یه کلمه ازت در بیاد روی این صفحه ی سفیدِ لعنتی و هی در نیاد. پر از دردم و چیزی جز نوشتن نمیتونه تسکینم بده. ولی نمیشه. یه کلمه هم در نمیاد. اصلا باید از کجا شروع کرد؟ 
 
+ [ ]
❤️ دلــــــــــــــــنوشته .❤️
 زندگیِ بی مهدی.
دست به قلم بردم تا برایتان حرف ها بزنم 
اما نشد.
خواستم از "دردم" بگویم
دیدم دردِ شما ، خودِ (( من )) م.
خواستم از "بی کسی" ام حرف بزنم
دیدم (تنها) تر از شما در عالم نیست.
خواستم بگویم" دلم از روزگار گرفته"
دیدم خودم در (خون به دل) کردنِ شما کم نگذاشته ام
قلم کم آورد.
به راستی که وسعت (( مظلومیت )) شما قابل اندازه گیری نیست
بهترین متن را هم که بنویسم، در نهایت فقط ذره کوچکی از چیزی که من می‌نامیم‌اش، بیرون ریخته می‌شود‌؛ شما فرض کن یک درصد از مواد مذاب درون یک کوه آتش‌فشانی غول‌آسا. اما تنها دلیلی که آن بهترین متن هنوز نوشته نشده همین است؟ نه‌، حتما دلایل دیگری هم در کار است. فکر اینکه همه این نوشتن‌ها شبیه مخدر است و فقط کمی دردم را تسکین می‌دهد، باعث می‌شود هیچ کدام از متن‌هایم را مفتخر به دریافت افتخار لقب بهترین نکنم‌‌. با این کار امید در دلم زنده می
مراسم شب ششم محرم در هیئت فدائیان حسين علیه السلام اصفهان با نوای کربلایی سیدرضا نریمانی برگزار شد.
 
صوت: 
بخش اول مناجات | چشم تو دنبال خود چشمانِ مارا میکشد
بخش دوم روضه | میدونم تشنه ای مادر ولی من بجز اشک چشم آبی ندارم
بخش سوم زمزمه | نگاهت میکنم با پریشونی
بخش چهارم زمینه | پریده رنگ و روت مادر
بخش پنجم تک | طلوع استقامت عاشورا تجلی شهادت عاشورا
بخش ششم واحد | بی تو من کوه دردم دور خیمه میگردم
بخش هفتم واحد | از براکت روضه اتِ نماد اوج اذت ار
دلم میخواد یه روزایی ذهنمو .مثل کیفم خالی کنم رو میز .
و ت تش بدم انقدر که هیچی توش باقی نمونه.
هیچی.
بعدش دونه دونه آرزوهامو بردارم .فوت کنم.و خاک و گردشو بگیرم 
ترس هامو مثل آدامس بجوئم.
استرسامو مثل آشغال دستمال کاغذی و رسید های قدیمی‌ پرت کنم دور .
خاطراتمو زیر و رو کنم و اگه چیزی ازش به دردم خورد بذارم سرجاشو بقیه رو بریزم توی کشو و درشو قفل کنم.
عادتامو اطلاعاتمو.همه رو همه رو یه بار نگا کنم.و اگه چیزی از توش داغون شده و خر
 
_____________________________________________________________________
انه رمز اسلامی _ وطنی كرس حیاته فی خدمة الاسلام و مدرسة اهل البیت علیهم السلام  و قضایا الامة و حمایة مصالحها الكبرى  
_____________________________________________________________________
 
بیان صادر من سماحة آیة الله الشیخ/ عباس الكعبی (حفظه الله) عضو جامعة المدرسین فی الحوزة العلمیة فی قم المقدسة و عضو هیئة رئاسة مجلس خبراء القیادة بشأن الحكم الصادر من المحاكم الكویتیة ضد سماحة آیة الله الشیخ/ حسين المعتوق (حفظه الله) بسم الله ال
روزهای نافرجام،گله از من بی قرار نکنید که بلند تر از شما ستاره های شبانم فریاد می زنند.امیدوارانه چشم هایم سر میخورند زیر پلک های خوشبختی که نا ، معنا ندارد. حال چشم هایم را باور کنم یا شب های پرستاره شهر تورا؟فاتحانه دست هایت را حس می کنم و تو باور میکنی انکار سرمای پشت دریچه تکامل را. دریچه ی نیمه باز، تمام دردم را به عمق چشمانت جاری می کند و افسوس که تو نزدیک تر هارا بیشتر می پسندی.
من آن گنجشک در زمستان هستم که خداوند در لانه ام نه سقف ساخته و نه مرا به خواب زمستانی می برد. مرا رها کرد و گفت اگر تا بهار زنده ماندی پاداش می گیری. نه اونقدر زیبا هستم که در قفس حبس شوم و نه یاری تا خود را در آغوشش افکنم. من یک رها شده هستم که نیازم برای دیگری یک بودن است. درختان خشکیده و پنجره ها بسته، کدام نور امیدی برای پرستیدن. من کافر نشدم که شیطان هم از درس عبرت من آموخته است. می گویند: باید مرد؟! اما مرگ پایان دهنده رنج ها نیست. این را زمانی
خانه
محسن لرستانی
آهنگ شیدای دیدارت از محسن لرستانی
آهنگ شیدای دیدارت از محسن لرستانی
دانلود اهنگ جدید و زیبای شیدای دیدارت از محسن لرستانی
 
ترانه و آهنگ بسیار زیبا و شنیدنی شیدای دیدارت از محسن لرستانی با کیفیت اورجینال 320 و لینک مستقیم
و پر سرعت به همراه تکست و متن آهنگ + پخش آنلاین از سایت نودهشتیها
 
 
download new song from mohsen lorestani called sheydaye didaret
 
https://bit.ly/2IvlTEL
 
آهنگ کردی تک آهنگ محسن لرستانی
1,942 views بار
۳۱ خرداد ۱۳۹۸
34
دانلود آهنگ با کیفی
گریان تو هر زره دنیاست ، حسين(ع)عالم به تمنای تو مولاست ، حسين(ع)بی عشق تو عشقی نشود با معنادلداری تو مرهم دلهاست ، حسين(ع)پروانگی ام را تو ببین ، سوخته امای شمع که در واقعه تنهاست ، حسين(ع)آن ساغر وحدت که توباشی ساقییک جرعه مرا اوج تعالی ست ، حسين(ع)
گریان تو هر ذره دنیاست ، حسين(ع)عالم به تمنای تو مولاست ، حسين(ع)
بی عشق تو عشقی نشود با معنادلداری تو مرهم دلهاست ، حسين(ع)
پروانگی ام را تو ببین ، سوخته امای شمع که در واقعه تنهاست ، حسين(ع)
آن ساغر وحدت که توباشی ساقییک جرعه مرا اوج تعالی ست ، حسين(ع)
واقعا میشه یه روزی دوباره رنگ زندگی توو خونمون پاشیده بشه؟؟ میشه دوباره همه چیز مثل قبل بشه. میشه دوباره روزی بیاد که دلت بخواد زودتر کارت تموم بشه و کلید بندازی بیای داخل خونه؟؟ میشه دوباره بخندی؟؟ بخندم. بخندیم؟؟ حالم بده بد و کسی نمیده چقدر از درون داغونم. مثه خودت که نمیزاری من بفهمم چقد ناراحتی و من همه ش فکر میکنم شاید دیگه دوستم نداری.یعنی میشه دوباره خوب بشم‌ یه روزی که دردناک ترین اتفاق ها باعث سر دردم نشه؟؟ دلم نمیخواد دوبا
آهنگ ای ننه من مسافرم 
نام اثر : ننه من مسافرم
خواننده : حسين عامري
آهنگ ساز : با بهترین کیفیت های 320 و 128 و متن آهنگ
 
 ۰۷ شهریور ۱۳۹۸
موضوع : دانلود تک آهنگ
دانلود آهنگ با کیفیت 320دانلود آهنگ با کیفیت 128
 
در دانلود آهنگ ای ننه من مسافرم شما همراهان همیشگی دش موزیک می توانید آهنگ جدید حسين عامري به نام ننه من مسافرم را دانلود کنید این آهنگ در دو کیفیت 320 و 128 همراه متن آهنگ و لینک مستقیم قابل دانلود می باشد امیدوارم از دانلود این آهنگ نهایت لذت
                                  


صداى تلوزیون بلند بودشنیدم که مجرى گفت:براى هم دعا کنیم خدا بهمون سلامتى بدهکه بالاترین نعمته…و من فکر کردمکه بدون محبتتحتى سلامتى هم به دردم نمیخوره…که بالاترین نعمتمحبت توست…که اصلا دوست داشتنت نشونه ى سلامتیه.برامون دعا کنخدا بالاترین نعمتمون روروز به روز بیشتر و بیشتر کنه،روز به روز دلبسته ترِ تو باشیم…
سرم پر از حرفاییه که شنیدم.
کل آدمای آشنا و غریبه ای که دیدم .
یه ریز توی سرم حرف میزنن.
حرف میزنن و انقدر این حرفا بهم قاطی پاتیه .که حتی نمیتونم صداهارو از هم تشخیص بدم.
سکوت اتاق عحیب با اونا تناقض پیدا کرده .
انگار همه صداها از صدای ضعیف و کم جون شعله بخاری که نور آبیش یه قسمتی از اتاق تاریک رو روشن کرده؛ جون میگیره و توی سرم ده برابر میشه.
پاهام بی جونه و دستام حتی تاب گرفتن گوشی رو هم نداره .
مشاور میگفت باید برگردم به اون روزام.میگف
عشق.خون.مرگ سوزش پایان ندارد فقط میلرزم و دندانم هایم روی هم میخورد  عرق نیز به دردم افزود است . هر لحضه عرصگق بر روی زخمم میرود و نمک را بیشتر در زخمم حل میکند . صدایی نمیدهم اما دیدم تار شده است و حس هایم در اثر سوزش ضعیف شده اند .نمیتوانم ایتحا بمیرم حداقل نه الان به چاقویی که با لاتر از دستم قرار دارد نگاه میکنم الان یا هیچوقت دگر . صدای افتادن قطرات خون بر روی زمین شبیه صدای باران است اما به لذت بخشی ان نیست  زهره به سمت سینی میچرخد و میخند
فتوکلیپ پوره درم» از داوود خانی‌خلیفه‌محله در وبگاه آپارات گیلکان
پئیز‌وَلگ َ موسون می‌دیم بَبویْ  زرد                  
پوره دردم، پوره دردم، پوره درد
 پیرأبوم پیْ‌ببوردم می‌یأریْ‌جون                    
می دوشمنده، کوشنده، ایسَّه نامرد
شلمان؛ 18 آذر 1396 خورشیدی
 ای بی تو دل تنگم بازیچه ی طوفان ها
چشمان تب آلودم باریکه ی باران ها
مجنون بیابان ها افسانه مهجوری است
لیلای من اینک من مجنون خیابان ها
آویخته ی دردم آمیخته ی مردم
تا گم شوم از خود گم در جمع پریشان ها
با این تپش جاری تمثیل من است آری
این بارش رگباری بر شیشه ی دکان ها
با زمزمه ای غم بار تکرار من است انگار
تنهایی فواره در خالی میدان ها
دریاب مرا ای دوست ای دست رهاننده
تا تحته برم بیرون از ورطه طوفان ها
مشتاقی و مهجوری دور از تو چنانم کرد
کز دست بخو
پشت میهارخوری نشستم. توی آشپزخونه. از صبح جزوه هام همونجا بود. هی میخاندم اعتبارات وجود. هی برمیگشتم و دوباره میخاندم سرد بود. امروز خیلی سرد بود. در تراس را کمی باز کردم. آخرین نخ فیلیپ موریس را از توی جعبه برداشتم. آتش کردم و از لای در دودش رابیرون دادم. فایده هم نداشت. برمی‌گشت داخل. چقدر فرق کرده برایم مفهوم نسبی . از هفته پیش که بزرگترین غصه م زدن ماشین و خسارتش بود. تا امروز چقدر جنس دردم فرق کرده بود. 
هورمون های بدنم در ت
حسين. مروارید سرخ کربلا.
حسين. ابر چشمان پر از اشک مؤمنان.
حسين. لانه ی پرنده های بی خانه.
.
وقتی محرم می آید، انگار همه چیز طلسم می شود؛ قلب ها همه عاشق می شوند، دل ها همه بی تاب می شوند، چشم ها همه گریان می شوند.
 
چه زیباست پرواز دسته دسته پرستو به حرمت حسين!
چه زیباست فریاد عاشقانه ی نامت حسين!
چه زیباست زمزمه ی زیارت عاشورایت حسين!
.
.
.
این حسين کیست که عالم همه دیوانه ی اوست.؟
 
 
 
بعد از این مدت ؛ دلم خواست اینجا بنویسم ؛ البته یکی دو بار دیگه هم دلم خواست اینجا بنویسم ولی الان یادم نمیاد چرا ننوشتم . البته یدونه هم تو پیش نویس ها مونده .
چند شب پیش اینکه چطوری نیکولا " نیکولا"  شد ؛ رو خوندم از وبلاگش . بعد دیدم شاید واقعا باید چند بار رفت و محو شد و  از نو جوونه زد .
حالا اینا مهم نیست . همین که الان دلم خواسته اینجا بنویسم و دریابم تا بعد ؛ بالاخره یه چیزی می شه . چون این دقیقا همون چیزیه که دارم تمرینش می کنم . در حال زن
امروز جایی کامنتی میخوندم که از خاطرات به جا مونده ذهنش از سال 88 نوشته بود؛ اون موقع که 6 سالش بوده و همه چیزو خوب نمیفهمیده اما تصویر اون سالها تو ذهنش خط انداخته و با اینکه ربطی به قضایا نداشته ، چطور درگیر خیلی چیزا شده.
چهره اش نمیخورد بچه باشه. یه پسر جوون بود.
بعد نشستم توی مغز پیزوری خودم حساب کردم الان 16 سالش شده و دیگه بچه نیست.
اما عجیب بود؛ اینکه اینبار دور نبود، مثل انقلاب، مثل جنگ و هزاران چیز دیگه. خودم همه ی اون اتفاقاتو با چشم دید
+ متوجه شدم چشم راستم نیمه باز شده و تا ب تا شده چشمام. و من تازه فهمیدم و اصلا هم دلیلشو نمیدونم. میترسم به خاطر عفونت گوشم روی عصب فیشیالم فشار باشه و این تازه شروع bell's palsy باشه. خودمو با فلج نیمه صورتم که تصور میکنم خیلی هم بد نیست. یعنی فرقی هم نمیکنه با الانم. :))
+ تابستون زبان رو مرخصی بودم. کلا speaking ام به زیر 0 میل کرده. اعتماد به نفسم در این زمینه به قهقهرا رفته. تیچر خوب بود و یکم راه افتادم دوباره. دارم خودم رو میابم :))
 
+ یه جمعه عصرا من تع
سلااااام سلاااااام سلاااام سلااااام خوبید ؟منم خوبم! اومدم یه خرده در مورد خاله پری و درداش حرف بزنم و برم خییییییییلی وقته می خوام این چیزازو بهتون بگم ولی تا امروز یا یادم رفته و یا اینکه فرصت نبوده و نشده که بیام بنویسم ولی الان دیگه گفتم تا فرصت هست و یادم هم هست بیام بگم .جونم براتون بگه که پارسال تو ترم اول ارشد که با معصومه هم کلاس شدم یه بار حرف از و درداش شد معصومه بهم گفت ما دوران راهنمایی که تازه شده بودیم یه معلم داشتی
و اما من هرگز برای امامِ خویش تکلیف معین نمی‌کنم که تکلیفِ خود را از حسين می‌پرسم و من حسين را نه فقط برای خلافت که برای هدایت می‌خواهم و من حسين را برای دنیای خویش نمی‌خواهم که دنیا را برای حسين می‌خواهم؛ آیا بعد از حسين کسی را می‌شناسی که من جانم را فدایش کنم؟

از کتابِ #نامیرا

- آخرا مرا میکُشی حسين (ع)
امشب حس تنهایی ب شدت سراغم اومد
هرجا هرجا هررررجای زندگیم ک خدا کمرنگ شد ب همون اندازه تشویش اومد سراغم
حال بد امشبم متاثر از کسالت فیزیکیم و اشفتگی روحی و البته استرس و سردرگمی شدیدم برای پایان نامه س. میدونم
ولی زندگی بدون خدا تنها چیزیه ک لهم میکنه
از داشتن کسی نا امید شدم قبول
سعی کردم ب ایندم بیخیال بشم و بسپارم دست خدا و انقدر برنامه ریزی بی جا نکنم قبول
دور شدن از دوستام باعث شده نتونم برا خودم اوقات فراغت بسازم قبول
ولی هیچی ب اندازه ک
امروز یکی به خاطر رفتن یکی‌از مهم ترین ادماش ناراحت بود. من میتونستم ارزش اون ادم براش رو تا حدی تصور کنم و میدونستم این ارزش فرا تر از تصور من بود و هست.برگشتم به گذشته؛زمانی که از دست دادن ادما برام درد داشت زمانی که برا رفتنشون گریه میکردم زمانی که اخرین سلاحم برا نگه‌داشتنشون ' لطفا نرو ' بود. نمیدونم چقد از اون موقع گذشته ولی به نظر زیاد میاد دیگه مزه ی اون احساساتو یادم نمیاد. همشون دادن تبدیل میشن به یه سری جزوه که عملا به دردم نمیخو
مامان داره غذای فزدا رو میپزه و من مثل ی ویار دار همش تهوع میگیرم.
دارم فکر میکنم شاید معده دردم زیاد هم به اشترودلی که دیروز تو شهرداری خوردم بی ربط نباشه :/
خلاصه اینکه گلاب به روتون ا.س.ه.ا.ل هم اضافه شد. فعلا یه قرص خوردم ببینم تا صبح اگه خوب نشد دوباره دکتر برم. اونقدر آب از دست دادم که ظرف 2 ساعت همه لب و دهن و زبونم خشک شده. فشارمم روی 8 عه .
بابا میگه تا صبح صبر کن دارو اثر کنه ،اگه نکرد اول صبح بریم دکتر.به نظرم حرفش منطقیه.الان دوباره برم
پشتیبانی و سئو محمد رسولی
هر گونه کپی برداری از طرح قالب یا مطالب پیگرد قانونی داردکلیه حقوق این وب سایت متعلق به وب سایت نودهشتیها می باشد
دانلود آهنگ جدید
پیوندهای سایت
یلپ
فیسبوک
توییتر
اینستاگرام
ایمیل
هنرمندان
پر بازدید ترین ها
دانلود آهنگ گروه بانی ام به نام راسپوتین
موزیک ویدیو سفارشی از یاس
دانلود آهنگ روح الله کرمی و سامان یاسین به نام الو نفس
دانلود آهنگ محسن لرستانی به نام مونس دردم
آلبوم دنیای نو از کاکو بند
دانلود آهنگ این دل
دیشب حرف زن کاکوی گرام باعث شد خواهرم شمه هایی از زندگی مشترکش را بریزه رو دایره، من خیلی تو اتاق نموندم و نخواستم که بشنوم، ولی همون یه ذره ای که شنیده بودم کار خودشو کرد و الان برگشته ام به غمی که اواخر دبیرستان و اوایل کارشناسی (همون موقعی که اوایل ازدواجش بود،)، بسیار آزارم داده بود، و با فکر بیشتر به این نتیجه رسیدم که چند مدتیست چقدر خودخواه شده ام، چقدر چشمم را بستم و ندیدم که عزیزانم در عین اینکه زندگی بر وفق مرادشون نیست برای کمک به
  همه دردم، همه داغم، همه عشقم، همه سوزم 
همه در هم گذرد هر مه و سال و شب و روزم
 وصل و هجرم شده یکسان همه از دولت عشقت
 چه بخندم، چه بگریم، چه بسازم، چه بسوزم
 گفتنی نیست که گویم ز فراقت به چه حالم
 حیف و صد حیف که دور از تو ندانی به چه روزم 
 
#روضی_الدین_آرتیمانی
اینقدر این روزها به همه گفتم کار دارم کار دارم کار دارم که بعید نیس مردم بگن تو مگه رئیس جمهوری؟ اما واقعا کار دارم و تنها وقتی با تاکید این جمله رو میگم که واقعا درگیر باشم.الان هم به شما میگم کار دارم و لپ‌تاپم رو روشن کردم اما همونطور که از عصر نتونستم کار کنم، الان هم نشد و میز و کار و لپ‌تاپ رو رها کردم تا بنویسم‌.من از عصر بهترم. نه چون مشکل حل شد یا سوتفاهم‌ها و مجهولات ذهنم روشن شد، چون زمان گذشت. فقط و فقط همین.زمان گذشت و من تونستم بدو
برام خیلی سخته که روی یک موضوع فو کنم،در طول روز ساعتها به موضوعات درهم و برهم فکر میکنم گاهی اشک میریزم ،گاهی میخندم ،گاهی سرشار امیدم،گاهی انتهای خط آزمون رو دادم بدک نبود اما میدونم که قبول نمیشم ؛سعی کردم برای ب آب و تاب بیشتری بدمو خودمو بکشم بالاچه فایدهنباید میذاشتم به اینجا میرسیدپس از اینکه ساعتها جلوی اینه با خودم حرف زدم شرایط خودمو به بهترین نحو توصیف کردمچراغی رو به خاموشیچند روز قبل که این دفتر خاطراتمو از اول تا اخر خو
۱. دیشب که میرفتم خونه راهپیمایی ضد تر.امپ بوددر مورد ice و قوانین مهاجرت و
اینقدر قشنگم که تا صبح من بودم و یه مشت سیاه پوست و تلاش برای مهاجر قانونی شدن اونا و و حقوق ن و کوفت
من چمه اینقدر فاصله بین هر فکرم و خوابام کم شده؟
۲. من دیگه درم مطمئن میشم که علائم اشکی شدنم علائم افسردگیه.فقط موندم یکی که قبلا هم مشاور بهش گفته تو افسرده ای چه طوری میتونه افسردگی دوم بگیره؟ یعنی چی میشه؟
۳. من دیگه نباید ساندویچ کثیف بخورم.شاید  اون مه
اولین باری که حمله میگرنم سه روز طول کشید تولد سی سالگیم بود و من عصبی و وحشت زده بودم .خواهرم دستمو گرفت که پاشو بریم دکتر اما من توان ایستادن نداشتم پس نرفتم دکتر .غروب روز سوم بود که حس کردم چقدر گرسنمه و چقدر دلم سیب زمینی سرخ کرده میخواد.اما نای ایستادن نداشتم.
خواهرم برام سیب زمینی سرخ کرد و خوب شدم.
الان چهار ساله سر دردام سه روز طول میکشه و هر بار هورمونها مقصرن .
دیشب داشتم فکر میکردم چقدر خوبه که برم عمل کنم و همه سیستم های مولد هورمو
نشسته ام و با اشتیاق جزوه مینویسم. جزوه ی درسی که دلم میخواست واو به وای که از دهان استادش بیرون میومد رو ببلعم! مینویسم. "نحوه ی شرح حال گیری روان " مینویسم که شرح حال گیری این بخش، مفصل تر و متفاوت از سایر بخشهای بالین است. مینویسم که در وهله اول هیچ تستی مستقیما بهت نمیگه پای کدوم وضعیت پاتولوژیک روان در میونه. مینویسم که این شرح حال گیری رو با دقت بیشتری یاد بگیرن. 
هر بار که مامان و بابا متوجه توجه بیش از حد من به این زمینه میشن، تلخ نگاهم
این شبایی که شیفتم انگار قرص بی‌خوابی می‌خورم! یک ساعت و چهل و هفت دقیقه از ساعت قانونی خوابم گذشته و من بیدارم. دو ساعت دیگه باید برای نماز بلند بشم و چهار ساعت دیگه ساعت خوابم تمومه. نکته‌ی غم‌انگیز ماجرا اینجاست که باید v/s سی نفر رو می‌گرفتم و گرفتم؛ اما بیست نفرشون اشتباهی تو لیست بودن باید بیست نفر دیگه رو فردا صبح بگیرم.
یکی دلش درد می‌کرد بهش قرص دادم، نیم ساعت بعد اومد میگه "دیدین گفتم خوب نمیشه؟ من فقططط با چای‌شیرین دل‌دردم خوب
چند ماه پیش به دلیل افسردگی شدید که رفتیم دکتر قرص هایی که داد فقط رو افسردگی اثر کرد؛ اما نمیدونم دکتر از کجا فهمیده که دوباره قرص ها رو تجویز کرده و متوجه شدم بخاطر عصبانیت شدید و خشم کنترل نشدنی که دارم تجویز کرده، تا الان دو موقعیت پیش اومده که عصبانی نشدم و نمی تونم بگم که کنترل کردم ولی عصبانی نشدم:داشتم تو کوچه میرفتم که یه دختربچه اومد از این کاغذهای تیبلیغاتی گرفت جلوم، منم گفتم ناراحت نشه و برگه رو ازش گرفتم، چند متر جلو یه پسره بود
آتش بزن وجود مرا با غم حسينتازنده گردد این دل من محرم حسينخاکسترم چو اشک رخم جاری از دل استهرچه که بوده و بود از ماتم حسينمن کیستم به محضر ارباب بی کفنجز ذره ای که گشته کنون همدم حسينگویا وسیله ایست غم او برای جانتا پای دل گذر کند از این یم حسينبرجان ما ز صبح ازل دست کردگارآورده گوشه ای زغم و نم و نم حسين
ماییم ویاد خیل شهیدان زنده دلآتش بزن وجود مرا با غم حسين
بعضی دردها هستند که چنان عقده ای و مریض هستند که دست از باز کردن خاطرات تلخ برنمی دارند. در حال باز کردن کاغذ دور خاطرات هم حسابی خش خش راه می اندازند تا ذره ذره از خاطرات را تا زمانی که کاملا نمایان بشه را ببینی و بیشتر دردشو حس کنی. 
بعد خاطره رو عین یک سگ هار کوکی راه می اندازه و باعث یک صحنه گروتسک میشه که تو بدو، خاطره بدو دنبالت! گاهی جاشون عوض میشه و گاهی هم خسته میشن و می شینن یه گوشه کرکری برای هم می خونن. خلاصه که صحنه ی خشن و طنزی می تونه
روزای سختی و پشت سر میذارم. میدونم که میگذرن و میشن جزو خاطرات خاطراتی که هیچوقت سعی نمیکنم بیادشون بیارم /انگار نه اینکه هر روز و هر ساعت توی ذهنم دو دو میکنن./ فراموش کردن درد داره فراموش شدن ازونم بیشتر درد داره حالا ازین دوتا سخت تر و دردناک تر وقتیه که میدونی هیچ جای ذهنش درگیرت نیست ولی اون حکم رانی میکنه به مغزت به قلبت به تمام وجودت این درد از پا در میاره آدم واحساسشو اعتماد به نفسشو زندگیشو و روحشوکاش واژه ای بود فقط یک واژه که بتو
این روزا میشه گفت تو بدترین شرایط چند وقت اخیرم :))
اما به طرز عجیب و ناباورانه ای در من نمیبازم ، ادامه میدم بازم ترین حالت ممکن قرار دارم :))
میبینم ، میمیرم ، میخندم و اروم به خودم میگم نوبت جنگ تو هم میرسه :)
یک روزی یک نفر اومد گفت تو نمیتونی ! ادامه نده و امروز اون آدم میاد و از موفقیت هاش میگه ، با خودم میگم اون چطور جرئت کرده که با من از نتونستن حرف بزنه !؟:)
منتظرم باش یک روزی برمی‌گردم و میگم اشتباه کردی :))
امکان نداره پاپس بکشم ، در حالی که ب
بچه که بودیم، عشقمان این بود روز جشنی برسد و تلویزیون برنامه ای بگذارد پر از آیتم‌های طنز و نمایش های کوتاه خنده دار و سرودهای شاد و تردستی و. حالا اما سال هاست که برنامه جشن و عزای رسانه ملی شده است دعوت از چهارتا بازیگر و خواننده که بنشینند جلوی همدیگر و از نظرات و خاطره های بی مزه شان برایمان بگویند و بسته به موضوع برنامه بشوند اسوه دین و مذهب و ت و فرهنگ آن هم در کشوری با این همه دانشمند و عالم! ⭕️بعد جیغمان بلند است که چرا فلانی حکم
 
به سر سربند یازهرا به دستم بیرق سقا به لب ذکر دعا دارمبه خون دل رفیقانم رهاگشتند وحیرانم هوای کربلا دارمگریه کن عزای تو دل گشته مبتلای توآقای غیرت وادب دلها همه فدای توارباب حسين ارباب حسين ارباب حسين ارباب حسين (2)دل سردم به خون خفته غم عشق ترا گفته ببین از دیده خون بارمشکسته بال و پر ماندم غم عشق ترا خواندم هوای کربلا دارمدلتنگ روضه هات منم عمریه مبتلات منمکاشکی بگن که اربعین راهی کربلا منمارباب حسين ارباب حسين ارباب حسين ارباب حسين (2)دل
تاکربلارسیده گام حسين وزینب/مهمان نینوایی نام حسين وزینب/یک کاروان عاشق همراه سرورآمد/جام شهادت آیدبام حسين ورینب/اندرکنار رودی تشنه لبی چه سخت است/خشک است درمحرم کام حسين وزینب/یاران حضرت او ایثارآفریدند/وقت فراق آیدشام حسين وزینب/الگوی کل عالم این خواهروبرادر/هرجلوه ای زدنیا رام حسين وزینب/شیعه زحق پرستی باکربلاست همدم/چون قلبهاگرفته فام حسين وزینب/این عشق کربلایی شدافتخارشیعه/مملوتمام دنیااسلام حسين وزینب/یک روز در محرم مهدی ظهور د
سردار عامري:
فرهنگ دفاع مقدس، بهترین الگو برای توسعه کشور است
رئیس سازمان ادبیات و تاریخ دفاع مقدس گفت: در حوزه فرهنگ کشور نیاز به الگو و مدل داریم و این الگو می‌تواند پیشرفت‌هایی را به دنبال داشته باشد؛ اعتقاد ما بر این است فرهنگ دفاع مقدس بهترین الگو برای سربلندی و توسعه کشور است.
کد خبر: ۳۶۱۷۵۵
تاریخ انتشار: ۲۳ شهریور ۱۳۹۸ - ۲۰:۰۷ -
به گزارش خبرنگار دفاع‌پرس از کرمان، سردار سرتیپ داوود عامري» رئیس سازمان ادبیات و تاریخ دفاع مقدس در نش
زندگینامه یگانه عامري در سایت ایران پاتوق
یگانه عا مری مجری خوشگل شبکه منوتو در دی ماه سال ۷۲ در شهر تهران متولد شده و الان ۲۵ سال سن دارد.او متولد خیابان پیروزی تهران است و تا حدود ۴-۵سالگی آنجا بود. از گفته های او این طور استنباط می شود که از ۵سالگی با خانواده از ایران خارج شده و به لندن مهاجرت کرده اند. او شخصیت خود را کاراکتری عجول و ناشکیبا می داند.
عکس یگانه مجری
فعالیتهای یگانه مجری
یگانه از ۱۶ سالگی شاغل بوده است؛ ابتدا در یک مغازه لواز
ازازل در طلبت چشم ترم گفت حسين
 هرکجا بال زدم بال وپرم گفت حسين 
مادرم داد به من شیر محبت اما من حسينی شدم از بس پدرم گفت حسين 
هرچه دارم همه ازلطف پدر بود که بنشسته به بالین سرم تا به سحر گفت حسين 
تاکه نام گل تو واشد به لبم بازپدر گفت شکر خدایا پسرم گفت حسين 
اگر به جز عشق حسين در سرم باشد خداکند که روز آخرم باشد 
از عشق علی مددگرفتیم آن چیز که می شد گرفتیم .
دلتنگی.؟؟؟
به این دلتنگی عادت دارم هر روز
به قلبی که یه تیکه چوب میشه
به زخم هایی که امشب میزنی و
تا قبل دید نت زود خوب میشه
به این دلتنگی عادت دارم هر روز
به اینکه ساده دارم میرم از یاد
به چشم هایی که بستن یاد میدی
زمانی که دلش آغوش میخواد
با بی محلیا تم/ لحظه به لحظه باتم
همیشه چشم به راتم/کی بر میگردی؟؟
همیشه پا به پا تم /شریک گریه ها تم
تموم خاطراتم/ کی برمیگردی؟؟
کسی اندازه ی من عاشقت نیست و نبوده
واسه جداشدن از من و خونه خیلی زوده
بیا بمون ک
من هر اندازه هم بنویسم تو از دردم مطلع نخواهی شد. مفهوم کلمات را میفهمی، اما نمیتوانی آنها را باور کنی. و همین بیهوده نوشتن ها آدم را از خودش هم بیزار میکند. گمان کن که روزی برسد و تمام اهل زمین نقصان بیابند و دستشان قوت نوشتن نداشته باشد. چه میدانم! دردی، مرضی بگیرند و مثل تکه گوشتی بی جان کنج خانه بیفتند. میتوانی بفهمی چه میگویم؟ شاید! اما نمیتوانی باور کنی.
نمیدانی که دستهای من چقدر تنها خواهند شد. نمیدانی که قلبم به چه حال و روزی گرفتار میش
من هر اندازه هم بنویسم تو از دردم مطلع نخواهی شد. مفهوم کلمات را میفهمی، اما نمیتوانی آنها را باور کنی. و همین بیهوده نوشتن ها آدم را از خودش هم بیزار میکند. گمان کن که روزی برسد و تمام اهل زمین نقصان بیابند و دستشان قوت نوشتن نداشته باشد. چه میدانم! دردی، مرضی بگیرند و مثل تکه گوشتی بی جان کنج خانه بیفتند. میتوانی بفهمی چه میگویم؟ شاید! اما نمیتوانی باور کنی.
نمیدانی که دستهای من چقدر تنها خواهند شد. نمیدانی که قلبم به چه حال و روزی گرفتار میش
امروز به من نشان دادی سرچشمه ی تک تک نعمت های دلنشین زندگی من برکت حضور حسين است.حسين نانُ جانُ‌‌‌‌ رفیقُ پدر و مادر من بوده استُ منِ کور دل ندیده بودمش !حسين خندهُ اشکُ سر خوشیُ غمِ محترم من بوده استُ من نفهمیده بودمش!نوای محزونِ شبانه ی من از حنجرِ قرآن خوانِ حسين بلند می شده استُ گوش های من کر بودند از شنیدنش!آفریدگارِ حسينتو را شُکر؛حسين را آفریدی که من عاشق باشم!
.
.
بعد التحریر:
همه عمر بر ندارم سر از این خمار مستیکه هنوز من نبودم که تو د
تا ز دردم غافلی، از درد و غم مردم،
دریغ، یک قدم رفتی ز من در هر قدم مردم، دریغ.
غم نباشد، گر بمیرم از غم و سودای تو،
چون نمردم از غم تو، از الم مردم، دریغ.
 
باده را گویی حرام و با هوس نوشش کنی،
هرزه را خوانی دروغ و هر زمان گوشش کنی.
زنده های نیم عریان بی حیا در پیش چشم،
مرده را از شرم که آخر کفن پوشش کنی؟
 
زندگی پروا ندارد از بد و نابود ما،
می کفد از غم دل و ناید به کف مقصود ما.
سبزه سان از سبزجانی زیر پا افتاده ایم،
کی توانی زیر پا دید این دل خشنود م
 
 
تمام راه از کلاس تا خونه رو پیاده اومدم و با صدای بلند آناتما گوش کردم . سرمو انداختم پایین و فقط به کتونیم نگاه کردم .از همه‌ی آدمها متنفر بودم و از خودم بیشتر از همه. دستام رو از شدت خشم به جهان مشت کردم و ناخن‌هامو محکم به کف دستم فشار میدادم تا دردم بگیره. از نور خورشید، از خنده‌ی آدمها از ساک خرید دست مردم بدم میومد . همه چیز ناامیدم میکرد . دو روز تعطیلم و سرما خوردم . و این دوروز تعطیلی رو نمیتونم کارهایی که چند هفتهست واسش برنامه چیدم
عامر با یه دوربین در سطح بابازنبوری بیا وارد اتاقم شو، ببین وقتی دارم از اتاقم میگم، بتونی تصور کنی. دوستام بهم میگن، تو چرا اینقدر کم میای بیرون؟ حال و انرژی این یه تیکه از جهان رو اینقدر دوس دارم که از خدا می‌خوام هرجا میرم، با خودم ببرمش. یه دوره خریدم هنوز گوش ندادم. نمی‌دونم چرا به سمتش کشش پیدا نمی‌کنم؟ خب الآن یاد می‌گیریم بعدا ایشالا به کارمون میاد‌‌. آخ گفتی مثل گواهی‌نامه، دردم تازه شد. گواهی‌نامه دارم اما ماشین نه، تازه‌شم من
گاهی وقتا دلت میخواد تنها باشی ولی باید تو جمع بمونی و یا میخوای کسی یا کسانی باشند ولی هیچکسی نیست.اینجور مواقع کل دنیا دست به دست هم میدن تا که اونی که میخوای نشه.یه چیزی مثل برف وسط پاییز!از همون لحظه وایسادن بی آر تی حدود صد متر پایین‌تر از ایستگاه آتی ساز تا الان که سوار تاکسی تجریش-کرج شدم،حس عجیبی داشتم که احتمالا اسمش فرسودگی باشه.فرسوده عین ژیان مدل شصت‌وهشت سبز.دلم میخواد سرمو بچسبونم به شیشه سرد تاکسی زرد،بدون اینکه هیچ مزخرفی تو
تا مرا در گناه دید حسين(ع)زودتر از همه دوید حسين(ع)
 
باید از او فقط شنید خداباید از ما فقط شنید حسين(ع)
 
گل مردم به ما چه مربوط استگل ما را که آفرید حسين(ع)
 
در ازای دو قطره خون گلوشاز خدا خلق را خرید حسين(ع)
 
حج نرفتیم کربلا رفتیمکعبه را سمت ما کشید حسين(ع)
 
کعبه هم در طواف می گویدلک لبیک یا شهید حسين(ع)
 
آنقدر داد زد ته گودالتا به داد همه رسید حسين(ع)
 
نیزه‌ها هر کدام طعمی داشتهمه را یک به یک چشید حسين(ع)
سلاماز شب یلدا تا حالا کلی حرف نزده مونده
از شب یلدا تا حالا کلی اتفاق افتاده
از شب یلدا تا حالا پر از حرف بودم که گاهاً تو دفتر و اینستا و توییتر و. خالی شده 
از شب یلدا تا حالا باید اینجا پر میشده ولی هیچ اتفاقی نیافتاده
هیچ متنی نوشته نشده
هیچ کسی حتی به اینجا سر نزده
و همچنان اینجا خانه امن من برای صحبت کردن با خودمه
آخه دیگه ناامید شدم از پیدا شدن کسی که هم صحبتم بشه
که بفهمه دردم چیه
که از سر شب شروع کنیم حرف زدن و یهو سرمونو سمت پنجره بگی
سلام!
دوست پسرم با دوستش رفته اسکاتلند. روز اول سفرش تا ۱۲ خوابیدم و بعد نان پختم، ماست درست کردم و شام برای مامان و بابام آماده کردم. اولش برام رفتن اش خیلی سخت بود. و سعی می کنم کم بهش پیام بدم که بتونه از طبیعت گردی لذت ببره.
این روز ها درگیرم با درست کردن وبسایتم و فکر کردن راجع به بهتر شدن در کارم. کار آزاد کردن خیلی سخت تر از چیزیه که فکر می کردم. و سرعت حرکت ام خیلی کند هست. امروز خشایار بهم پیشنهاد داد که باهاش همکاری کنم و یه آژانس عکس رو ت
  
مادربزرگم بهم میگه : من از دوری عزیزتو قلبم درد میاد و دلم ندیده تنگشه دختر تو چ دلی داری تونستی اینهمه سال تحمل کنی؟ اشک تو چشمآم دویید و تو دلم گفتم من که فدای ی تار موهای تو تازه مادربزرگم نميدونه که تو چه دل بزرگی داری عزیزم
 
عکس آقای خامنه ای

تبلیغات

آخرین مطالب