نتایج پست ها برای عبارت :

خانوم معلم جذاب رمان

یک خانوم با کلاس صد کیلو ارایش نداره ولی همیشه سعی داره ابروها و صورتش اصلاح شده و مرتب باشه
خانوم با کلاس مرتب و تمیز  لباس می پوشه و بند مد روزهای عجیب و غریب نیست!
خانوم با کلاس لبخند به لب داره و خوش برخورده ولی جلف و دلقک نه!
خانوم با کلاس اهل مطالعه هست و عضو کتابخانه
خانوم با کلاس تا لنگ ظهر نمی خوابه
خانوم با کلاس یادگیری هنرها رو عار نمی دونه 
خانوم با کلاس کم حرف و گزیده گویی هست
خانم با کلاس اهل مجادله و جر و بحث نیست
خانم با کلاس اهل غ
بعد از دوازده سال مامانم رو مدرسه خواستن:| این موفقیت بزرگ رو به خودم و خودش و خودتون تبریک میگم!حالم از فضای مدرسه، کادر مدرسه(جز خانوم اسلامی)، معلم ها(جز خانوم لطفی و خانوم کاظمی و خانوم شرفی!) و های مدرسه به هم میخوره.توی پست قبلی یادم رفته بود استثنا های معلما رو بگم!فقط دارم سعی میکنم این ماه های باقی مونده رو تحمل کنم تا بالاخره تموم بشه این سالِ آخر که شده مزخرف ترین ۸ ماهه تموم سال های تحصیلیم.+چه حس خوبیه که دوستت حامله باشه و تو در آستا
دانلود رمان
دانلود رمانسایت قصر رمان یکی از برترین سایت های رمان میباشد که در راستای فرهنگ کتاب خوانی تاسیس شدهیکی از معتبر ترین سایت های رمان و بروز ترین سایت جهت دانلود رمان سایت قصر رمان میباشد
جهت دریافت اطلاعات بیشتر به سایت : دانلود رمان مراجعه کنید.
از بس گفتن "خانوم"، "خانوم اجازه"، "خانوم"، "خانوم اجازه" و از بس حرفمو قطع کردن و رشته‌ی کلام از دستم در رفته، تو خونه هم که هستم و دارم فکر می‌کنم، تو فضای ذهنم، مدام یکی جفت‌پا میاد وسط افکارم و میگه "خانووووووووم! میشه من برم دستشویی؟؟؟؟"
امروز توی ایستگام منتظر بودیم مترو بیاد.یهو یه علی آقایی اومد سمت قسمت خانوما.یه خانومی میشناختش و گفت با لیلا خانوم کار داری؟ اونم گفت اره.
خانومه داد زد لیلا خانوم. علی آقا هم که شرمش میومد بره پیش لیلا خانوم وسط اون همه ادم.همون اول جایگاه بانوان منتظر موند
لیلا خانوم تسبیح به دست داد زد" خوب اومده برو خیالت راحت." والله منم اگ میدیدم کسی با این همه امید اومده سمت جایگاه بانوان چیزی جز "خوب اومده" بهش نمیگفتم
 
#ذوقش رو باید میدیدین
 
معلم سوم دخترشو آورده بود مدرسه. خانوم کوچولو چسبیده بود به مامانش و با کسی حرف نمی زد. رفتم جلو، سلام کردم و دو دقیقه بعد داشتیم تو کلاسم واسه لگوها قصه میساختیم و من برای بار هزارم از خودم میپرسیدم من اینجا چیکار میکنم؟
 
 
دانلود رمان ویدیا برای موبایل و کامپیوتر

رمان ویدیا
دانلود رمان ویدیا اثر فریده بانو با فرمت های pdf ، اندروید، آیفون و جاوا با ویرایش و لینک مستقیم رایگان
داستان این رمان درباره ی دختری است که با یک خان زاده ازدواج می کند، اما در شب عروسی بنا به دلایلی خانواده ی داماد او را به یک زن نادرست متهم می کنند و…
خلاصه رمان ویدیا
با صدای هل هله ی آدینه سر خدمتکار خانه، عصبی از خواب بیدار شدم.از اتاق بیرون اومدم و از نرده های طبقه بالا آویزون شدم.با ص
دانلود نرم افزار رمان ویژه گوشی اندروید

دانلود نرم افزار رمان های عاشقانه برای کامپیوتر
دانلود برنامه قصر رمان
دانلود برنامه رمان برای موبایل
دانلود رمان های عاشقانه 4


نصب قصر رمان
دانلود نسخه قدیمی رمان های عاشقانه
دانلود برنامه رمان خانه با لینک مستقیم
دانلود برنامه رمانسرا

دانلود برنامه لینک مستقیم
امشب بعد مدت ها با عموی خانوم.م هم صحبت شدیم.
گفته بودم که یک فامیل مشترک با هاشون داریم.
اون فامیله رفته بود کربلا و ولیمه داده بود امشب.
به محض این که اومد داخل و نشست و من رو دید، برگشت از داداشم پرسید که محمدرضا چی شد؟ سربازیش تموم شد؟
داداشم گفت آره، بعدشم سریع رفت سرکار.
عموی خانوم.م یک آهی کشید.
چند دقیقه بعد من رفتم دوباره باهاش هم صحبت شدم. اصلا انگار نه انگار که خانوم.م  هم وجود داشته.
من به قسمت اعتقاد دارم، شما چی؟!
معلم بودن دنیای خیلی خیلی هیجان انگیزی است که همیشه دوست داشتم تجربه اش کنم. وقتی وارد دنیای گرافیک شدم هیچوقت فکر نمیکردم یک روز اسم خودم را معلم گرافیک بگذارم! ولی امروز دوست دار خودم را یک معلم گرافیک خطاب کنم و با معلم بودنم کلی حال کنم. 
حالا من بیشتر از ۲۰ شاگرد در حوزه های مختلف وب و گرافیک دارم و بابت تک تک شان از خودم افتخار در میکنم!
چند سال پیش همسایه‌ای داشتیم به اسم "جواهر" اما "ایران خانوم" صداش میزدن. آرایشگر فرح بود. بعضی وقت‌ها برام خاطراتش رو تعریف می‌کرد. شبیه بقیه پیرزن‌ها نبود. می‌تونستی بفهمی توی جوانی با کی نشست و برخاست داشته و چقدر برو بیا. از لباس‌هایی که انتخاب می‌کرد خوشم می‌اومد. انگار که یه پشت پا زده بود به رسم دنیا. فارغ بود از هیاهو. بچه‌هاش مثل خودش نبودن. می‌تونستی تفاوت نسل‌ها و تربیت رو حس کنی. یه روز حالش بد شد. بیمارستان خوبی نرسوندنش. در نه
دانلود رمان اربابی در ایران قدیم از مسیحه زادخو با لینک مستقیم
نوع رمان : رمان اربابی – قابل اجرا بر روی موبایل و کامپیوتر نویسنده رمان : مسیحه زاد خو
خلاصه ی از رمان اربابی در ایران قدیم :
لب تر کردم و گفتم : – باهات کاری کرده بی شرف بی ناموس ؟
گره ی طناب رو که باز کردم مچ پاشو که کبود هم شده بود ماساژ داد و با خشم گفت :
ادامه مطلب
امروز به معرفی دانلود رمان تب دلهره می پردازیم. این رمان نوشته کوثر شاهینی فر با تقریبا 658 صفحه، جزوه رمان های دنبال شده توسط کاربران در گوگل بوده است.
داستان رمان تب دلهره درباره ی دختری به نام یاس می باشد. او به همراه مادربزرگ و دو پسرش زندگی می کند. پسر بزرگتر وارد کار خلاف می شود که به همین دلیل مادربزرگ سکته می کند و فلج می شود. سپس در حال حاضر همه بار زندگی روی دوش یاس است و…ادامه داستان.
رمان تب دلهره از کوثر شاهینی فر + دانلود رمان های ب
 
 
از اهل کتاب تقاضا دارم این رمان زیبا را از شهر کتاب ها یا از نشر پوینده تهیه کرده و مطالعه کنند.بدون شک خواندن این اولین ترجمه ی رمان ام باعث دلگرمی و ایجاد انگیزه در ادامه ی ترجمه های ادبی ام خواهد شد
نشر پوینده 02188453840 و 02188405331
 
 
دانلود رمان چال گونه نودهشتیا
دانلود رمان چال گونه نودهشتیا
نام نویسنده :فاطمه زارعینام رمان :چال گونهژانر :عاشقانه ، طنزهدف از نوشتن: استفاده از دست آورد ها .خلاصه : یک دختر به اسم بهار، مقاوم و شیطون و جذاب؛ که زلفش گره خورده به زلف پسر قصه ما آرمین خان فلک زده که باید این بهار و بگیره .
ادامه مطلب
تازه فهمیدم که درد دست و پام به خاطر خماری بوده. 
خمار بودم، ناجور. چند شب می‌شد که نمی‌تونستم تبلت رو ببرم تو تخت چون مامان باهاش کار داشت و خدا، داشتم دیوانه می‌شدم. 
دیشب بالاخره موفق شدم، و خودمو خفه کردم.
الان حس می‌کنم های‌َم. جدی می‌گم. وقتی دارم راه می‌رم انگار پام رو زمین نیست. سرم یه جای دیگه‌ست انگار. بعد از هر جمله‌ای که یه نفر می‌گه باید بپرسم: چی؟ یه حال مزخرف و بیخودیه.
دیروز معلم دفاعی‌مون گفت احتمالا ببرنتون راهیان نور. ام
 
 
 
نام رمان :رمان پریچهر
به قلم :م.مودب پور
خلاصه ی از داستان رمان:
داستان درباره ی پسری به اسم فرهاده که پس از هشت سال به کشور بر میگرده و توی کارخونه ی پدرش مشغول به کار میشه که در اونجا…….
 
لینک دانلود:
دانلود با فرمت PDF
دانلود با فرمت ZIP(کتاب صوتی)
 
 
 
نام رمان :رمان پریچهر
به قلم :م.مودب پور
خلاصه ی از داستان رمان:
داستان درباره ی پسری به اسم فرهاده که پس از هشت سال به کشور بر میگرده و توی کارخونه ی پدرش مشغول به کار میشه که در اونجا…….
 
لینک دانلود:
دانلود با فرمت PDF
دانلود با فرمت ZIP(کتاب صوتی)
رمان پلیسی زمانی واقعاَ یک رمان پلیسی خوانده می‌شود که شامل نکات زیر باشد:- جنایتی رخ دهد؛ احتمالاَ این جنایت به وسیلة یک یا چند شخص انجام گرفته باشد و سرآخر جنایت به وسیلة کارآگاهی حرفه‌ای یا آماتور کشف شود.در بعضی از آثار کلاسیک مانند ادیپ شهریار یا فصلی از کتاب انئید ویرژیل آن‌جا که قصة کا و هرکول نقل می‌گردد، کم‌وبیش برخی از عناصر تشکیل دهندة رمان پلیسی را باز می‌یابیم. دانیال وقتی سوزانا را از دست شیوخ قبیله نجات می‌دهد و کهنه م
نام رمان:تولد باران
ژانر:عاشقانه-درام
خلاصه:آراد سهرابی،دانشجوی دکتری حقوق در تهران است.او در بیمارستانی که مادربزرگش آنجا بستری ست،با محیا رو به رو می شود و .
مقدمه:دلم برایش تنگ می شود،یادگاری اش کافی نیست.
این رمان قبل از اتمام،به صورت آنلاین در همین وبلاگ پارت گذاری می شود.فایل نهایی و تکمیل شده ی آن فروشی خواهد بود.
 
دردونه رو بردم مدرسه جدیدش رو ببینه، با مدیرشون در مورد معلم ها صحبت میکنیم و مشخص میشه که دوتا معلم کلاس دوم دارن و دردونه توی کلاس خانم .است
شب دردونه میگه من میخام برم توی اون یکی کلاس
میگم تو که معلم ها رو ندیدی، چرا میخای تغییر بدی کلاست رو
میگه :حالا دیده باشم هم، بقول خودت از روی چهره که نمیشه اخلاقشون رو فهمید!
 
میگم مدیرتون میگفت هردوشون مهربون و معلم خوبی هستند
میگه: خب مدیر که نمیاد بگه معلم هام بد هستن!
و نهایتا میگه: البته همه معل
رمان شیطان یا فرشته یک رمان زیبا میباشد.هم اکنون میتوانید برای دانلود رمان با فرمت PDF و لینک مستقیم رایگان برای گوشی موبایل اندروید, ایفون, کامپیوتر و لپ تاپ از مجله اینترنتی هیلتن اقدام کنید.
خلاصه و دانلود رمان شیطان یا فرشته
این رمان در رابطه با نفرت یک شخص به فردی دیگر می پردازد و در ادامه زندگی اش این نفرت جای خود را عشق میدهد.
 
 
دانلود رمان شیطان یا فرشته
معلم آهنگ و فضا و جو کلاس درس را تنظیم و برقرار می سازد . چنانچه قرار باشد که روح دانش آموزپرورش و رشد یابد باید این روند از روح معلم آغاز گردد. حال چنانچه روح معلم افسرده و ناتوان باشد ،شانس ناچیزی برای تقویت و مراقبت از روح دانش آموزان وجود خواهد داشت
ادامه مطلب
چقدر زود گذشت.
پارسال چنین شبی، داشتم یه بنده خدا رو دلداری می دادم.
موبایلش رو گم کرده بود و من می گفتم فدای سرت.
در همین هنگام، بابای خانوم.م رو دیدم. بعد خودش رو با همسرش. 
امسال هم دوباره بابای خانوم.م رو دیدم.
سرنوشت این طوریه دیگه، هم اون بنده خدا و هم خانوم.م الان ازدواج کردن و من همچنان تنهای تنهام.
نمیدونم دست سرنوشت تا کجا میخواد بکشونتم.
امیدوارم آدم بشم.
 
نام رمان: منِ خیالی نویسنده: مائده حاجی حسینی ژانر: فانتزی، عاشقانه خلاصه:ماجرا از همان جایی آغاز می‌شود که سایا از دست آشوب درونیش به رویا ها و خیالاتش پناه می‌برد، دنیایی خیالی. اما نه! رویا ها فقط تا زمانی خوب هستند که طعم تلخ آنها هنوز فرا نرسیده، کسی برنده هست که پای قسمت های تلخ و شیرین آرزو هایش بایستد!
برای دنبال کردن این رمان به لینک پیوند رمان من خیالی بروید
رمان شیطان یا فرشته یک رمان زیبا میباشد.هم اکنون میتوانید برای دانلود رمان با فرمت PDF و لینک مستقیم رایگان برای گوشی موبایل اندروید, ایفون, کامپیوتر و لپ تاپ از مجله اینترنتی هیلتن اقدام کنید.
خلاصه و دانلود رمان شیطان یا فرشته
این رمان در رابطه با نفرت یک شخص به فردی دیگر می پردازد و در ادامه زندگی اش این نفرت جای خود را عشق میدهد.
 
 
دانلود رمان شیطان یا فرشته
امروز دانش آموزهای مدرسه رو بردیم اردو. یکی از بچه های کلاس پنجم مسیر برگشت کلی تلاش کرد ظرائف رقص ترکی رو بهم یاد بده ؛ از پشت پا هم شروع کرد. گفت خانوم سخته ولی به زحمتش می ارزه.
آخرش پرسید خانوم شما اصلا رقص بلدی؟ لبخند زدم. گفت نمیشه رقص بلد نباشه؛ حتما شاید چون ناظممون هستید نمیتونید با ما برقصید. کل اتوبوس خندیدن.
معلمبچه ها واسه جلسه بعد درس شیشو مطالعه کنید تو کلاس زیاد توضیح نمیدم.
من.چرا؟
معلم.چون عقبیم.
من.حالا درس بعد چی هست؟
همکلاسیم.تنظیم هورمونی.
من. .
معلم.چرا اینجوری میکنی؟
من.اخه تنظیم هورمونی حیلی درس جالبیه.حیف نیس یه خورده بیشتر بررسیش نکنیم؟
معلم.بیا برو بیرون جلسه بعدم نمیای.منحرف بی تربیت.
همکلاسیم.راست میگه اقا این چه وضعشه.
اونیکی همکلاسیم.به جان خودم یه ذره از تنظیم هورمونیو قطع کنی من میدونمو تو.
معلم.اشکالی نداره بجاش درس تولید
رمان :آسونویسنده:monaa2020ژانر:پلیسی/معمایی/عاشقانهخلاصه:رمان درمورد دختریه که مادری نداره تا مادرانه و محبت خالص مادری رو در اختیارش بذاره و پدری که محبتش رو دریغ می‌کنه.دختر داستان عشق رو تجربه می‌کنه ولی آیا عشقی که جوانه می‌زنه تو قلبش می‌تونه به ثمر بشینه؟پسری از دیارغم وغرور. آیا قلب پسر داستانمون جایی برای عشق داره و می‌تونه پذیرای عشق به جای غم باشه؟منم که شهره شهرم به عشق ورزیدنمنم که دیده نیالوده‌ام به بد دیدنوفا کنیم وملامت کشی
ﺩﺭ ﺩﻫﺪﻩ ﻮ ﻣﻌﻠﻢ ﻣﺪﺭﺳﻪ ﺍﺯ ﺩﺍﻧﺶ ﺁﻣﻮﺯﺍﻥ ﺧﻮﺍﺳﺖ ﺗﺎ ﺗﺼﻮﺮ ﺍﺯ ﺰﻪﺑﺮﺍﺸﺎﻥ ﺑﺴﺎﺭ ﺑﺎ ﺍﺭﺯﺵ ﺍﺳﺖ ﺭﺍ ﺑﺸﻨﺪ . ﺍﻭﺑﺎﺧﻮﺩ ﻓﺮ ﻣﺮﺩ ﻪ ﺍﻦ ﺑﻪ ﻫﺎ ﻓﻘﺮ ﺣﺘﻤﺎﺗﺼﻮﺮ ﺑﻮﻗﻠﻤﻮﻥ ﻭ ﻣﺰ ﺮ ﺍﺯ ﻏﺬﺍ ﺭﺍ ﻣﺸﻨﺪ . ﻭﻟ ﻭﻗﺘ ﺍﺯ ﺑﻪ ﻫﺎ ﻧﻘﺎﺷ ﺳﺎﺩﻩ ﻭﻮﺩﺎﻧﻪ ﺧﻮﺩ ﺭﺍ ﺗﺤﻮﻞ ﺩﺍﺩ , ﻣﻌﻠﻢ ﺷﻮﻪ ﺷﺪ . ﺍﻭ ﺗﺼﻮﺮ ﺩﺳﺖ ﺭﺍ ﺸﺪﻩ ﺑﻮﺩ . ﻭﻟ ﺍﻦﺩﺳﺖ ﻪ ﺴ ﺑﻮﺩ؟ ﺍﺯ ﺑﻪ ﻫﺎ ﻔﺖ ﻣﻦ ﻓﺮ ﻣﻨﻢ ﺍﻦ ﺩﺳﺖ ﺧﺪﺍﺳﺖ ﻪ ﺑﻤﺎ ﻏﺬﺍﻣﺮﺳﺎﻧﺪ . ﺩﺮ
روز اول کارم به عنوان کمک معلم، به دبیرستانی بزرگ قدم گذاشتم که بیشتر به دانشکده می مانست.کلاس کامیونیتی متشکل است از بچه های چند پایه که کمی مشکل یادگیری و یا بدنی دارند.  چیدمان میزهای دانش آموزان شبیه نعل اسب بود یعنی معلم در نقطه ای می ایستاد که به همه دسترسی یکسان داشته باشد. چند کمک معلم دیگر هم مشغول کمک به درس بچه ها بودند. همه چیز خیلی خوب به نظر می آمد.
ادامه مطلب
 
دقت کردین کلا یه سری دبیرا بسیار جدی و نچسب هستن ؟
 
دریغ از یک لبخند!  
 
مورد داشتیم ازشون سوال پرسیده و  ایشون جواب دادن :" نمی دونم! /: "
 
طرف یکم چپ چپ معلم و نگاه کرده و ایشون گفتن :" مشکلیه که نمی دونم ؟ "
 
البته ممکنه یه وقتایی یه چیزایی رو معلم اطلاع نداشته باشه ولی نه این که بدونند و نخواند بگن /:
 
خلاصه. دلیل این که اسم این پست و گذاشتم تعجب فراوان به این خاطره که یکی از همکلاسی هام به خاطر اخلاق خوش (!!!) ایشون بسی دوستشان می دارد به طوری
دو سال پیش، عید غدیر از درب یک مسجدی داشتیم می آمدیم بیرون، که مامانم با همکار قدیمیش روبرو شد. من و مامانم بودیم و اون خانوم و دخترش.
من زیرکانه رفتم جلو و گوش وایستادم.
مادرم شروع کرد احوال پرسی کردن، دخترک گفت رتبه کنکورش شده زیر دویست و می خواد بره دانشگاه فرهنگیان.
مامانم همونجا دعواش کرد، گفت برو حقوق بخون و بشو به خانوم وکیل خوب، حیف تو نیست با این رتبه می خوای معلم بشی؟
من همون جا تو دلم مامانم رو دعوا کردم، گفتم اجازه بده دخترک کارشو ب
دانلود رمان همخونه با فرمت های PDF ، Apk و ePub
دانلود رمان همخونه در ادامه مطلب با فرمت های مختلف و به راحتی دانلود کنید
دانلود رمان همخونه برای اندروید، آیفون، آی او اس، پی دی اف و برای کامپیوتر در ادامه مطلب
ادامه مطلب
شنیون مو نیز همانند میکاپ تاثیر بسزایی روی سن افراد داردو اینکه دختر خانوم های جوان و نوجوان طوری موهایشان شنیون شود که سن جوانی و نوجوانی آنها حفظ شود و سنشان بالاتر نشان ندهد، در این زمینه نیز توصیه میکنیم خودتان را به کادر حرفه ای سالن هانا بسپارید، تخصص و هنر ما در این است که شما دختر خانوم های عزیز را با میکاپ و شنیون دخترانه توی همان سنی که هستید زیبا کنیم و خانوم های عزیز را نیز جوانتر نشان دهیم.
دانلود رمان افسونگر با فرمت های PDF ، Apk و ePub
دانلود رمان افسونگر در ادامه مطلب با فرمت های مختلف و به راحتی دانلود کنید
دانلود رمان افسونگر برای اندروید، آیفون، آی او اس، پی دی اف و برای کامپیوتر در ادامه مطلب
ادامه مطلب
دانلود رمان تب داغ گناه با فرمت های PDF ، Apk و ePub
دانلود رمان تب داغ گناه در ادامه مطلب با فرمت های مختلف و به راحتی دانلود کنید
دانلود رمان تب داغ گناه برای اندروید، آیفون، آی او اس، پی دی اف و برای کامپیوتر در ادامه مطلب
ادامه مطلب
با سلام.
احتمالا لیست صد رمان برتر جهان را در صفحات مختلف اینترنت دیده اید. اما تا الان جز یک نفر، کسی صد رمان برتر ایرانی رو معرفی نکرده. بر آن شدیم که با همیاری شما این لیست صد رمان برتر ایرانی رو بنا به تعداد نظرات و طرفدارانش به شما ارائه کنیم. این وبلاگ بر اساس نظر شما و کتاب هایی که معرفی می کنید، به روز می شه. پس لطفا با معرفی رمان های ارزشمند در این پروژه ما رو همیاری کنید.
 
این لیست هر هفته ب بر اساس نطرات شما به روز خواهد شد.
رمان هیچکسان جلد چهارم: ریونیز جلد چهارم مجموعه رمان هیچکسان میباشد که نشاط (Sober) به تازگی شروع به نوشتن آن کرده است. این رمان در ادامه‌ی قسمت های قبل نوشته شده است. یک رمان ترسناک و فانتزی در چهار جلد که هم اکنون میتوانید تمامی این رمان هارا از مجله‌ اینترنتی هیلتن دریافت کنید. جهت دانلود رمان هیچکسان با فرمت pdf و لینک مستقیم، بدون سانسور و رایگان به ادامه مطلب مراجعه کنید.
 
خلاصه و دانلود رمان هیچکسان جلد چهارم: ریونیز
 
بهراد مدتی است ج
رمان هیچکسان جلد چهارم: ریونیز جلد چهارم مجموعه رمان هیچکسان میباشد که نشاط (Sober) به تازگی شروع به نوشتن آن کرده است. این رمان در ادامه‌ی قسمت های قبل نوشته شده است. یک رمان ترسناک و فانتزی در چهار جلد که هم اکنون میتوانید تمامی این رمان هارا از مجله‌ اینترنتی هیلتن دریافت کنید. جهت دانلود رمان هیچکسان با فرمت pdf و لینک مستقیم، بدون سانسور و رایگان به ادامه مطلب مراجعه کنید.
 
خلاصه و دانلود رمان هیچکسان جلد چهارم: ریونیز
 
بهراد مدتی است ج
معلم شاد میتواند باعث شاد شدن دانش آموزان شود 
معلم آهنگ و فضا و جو کلاس درس را تنظیم می کند، چنانچه قرار باشد که روح دانش آموزان پرورش و رشد یابد، باید این روند از روح معلم آغاز گردد. حال اگر روح معلم افسرده و ناتوان باشد شانس ناچیزی برای تقویت و مراقبت از روح دانش آموزان بوجود خواهد آمد. معلم با انواع روش های تدریس آشنا باشد. اطلاعاتش به روز باشد، معلم باید بداند که دانش آموزان دارای تفاوت های فردی هستند و نیز باید با روش های تشویق وتنبیه آگ
میدونید چی فهمیدم امروز
خانم آ پر شکایت ترین معلم مدرسه است و باهاش به مشکل خوردن و از همه برگ ریزون تر اینکه سر این قضیه های مدرسه حتی شاکیه خصوصی داره!!
پسررررر برررررگهااااااام
بعد اون روز معلم نداشتیم نشسته بودیم تو راهرو اون پسر توله سگش هی درا رو محکم بهم می کوبید یکی از بچه ها بهش گفت عزیزم درو آروم تر ببند پسره ام محکم تر درو بست بعد رفت بالا به ننه ی عوضیش گفت اون دختره به من‌گفته وحشی بهم لگد زده!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!
دیگه هیچی دیگه اون روز که
رمان آبنبات چوبی سبک رمان رئال بر مبنای یک اتفاق واقعی نوشته شده است.نویسنده رمان میگوید این رمان را به افراد زیر بیست سال پیشنهاد نمیکنم. این رمان دارای پایان باز است چن داستان از روی واقعیت است. جهت دانلود رمان با فرمت pdf رایگان با لینک مستقیم و بدون سانسور از مجله اینترنتی هیلتن اقدام کنید.
 
خلاصه و دانلود رمان آبنبات چوبی
رمان آبنبات چوبی روایتگر داستانی واقعی در رابطه با دختری است که به دلیل فقر به عقد مردی ظاهرا جنتل من در می‌آید غا
رمان آبنبات چوبی سبک رمان رئال بر مبنای یک اتفاق واقعی نوشته شده است.نویسنده رمان میگوید این رمان را به افراد زیر بیست سال پیشنهاد نمیکنم. این رمان دارای پایان باز است چن داستان از روی واقعیت است. جهت دانلود رمان با فرمت pdf رایگان با لینک مستقیم و بدون سانسور از مجله اینترنتی هیلتن اقدام کنید.
 
خلاصه و دانلود رمان آبنبات چوبی
رمان آبنبات چوبی روایتگر داستانی واقعی در رابطه با دختری است که به دلیل فقر به عقد مردی ظاهرا جنتل من در می‌آید غا
درتاریخ 1398/2/8جلسه شورا با اتکا به الطاف خداوندی برگزار شد که در این جلسه که گرامیداشت هقته معلم مد نظر بود قرار شد در روز شنبه ویکشنبه 14و15اردیبهشت مراسم بزرگداشت مقام معلم همراه با برنامه های متنوع در مدرسه برگزار شود .
.
رمان پسر حاجی یک رمان عاشقانه و مذهبی به قلم پریا قاسمی میباشد. شما میتوانید جهت دانلود رمان پسر حاجی با لینک مستقیم و فرمت pdf به صورت رایگان از وبسایت هیلتن استفاده کنید.
خلاصه و دانلود رمان پسر حاجی
داستان در رابطه با پسری به نام محراب، دردانه ی حاج بابا جانش است که میان خواسته ها و عقایدش دچار اشتباهاتی میشود و راهی جز ریاکاری را نمیتواند انتخاب کند. سمت و سوی دیگر قصه، داستان دختری موفق با یک زندگی آرام است که بر پایه ی قوانینی نا نوشته
الی بانو تا لنگ ظهر خوابید.
با چشمای نیمه باز گوشیش رو نگاه کرد و باز خوابید.
الی خانوم قورمه سبزی رو بار گذاشت و تمام در  و پنجره ها رو باز کرد تا بوی قورمه سبزی کسی رو اذیت نکنه
گل گاوزبون و گل سرخ رو ریخت توی قوری و دم کرده درست کرد.
الی خانوم زیر قورمه سبزی رو خاموش کرد و اماده شد و رفت بیرون.
توی هوای دلنشین پاییز قدم زد و بین جمعیتی که رژه خیابونی رو نگاه میکردن واستاد
بعد رفت چند تا فروشگاه جدید رو نگاه کرد و محو طرف و رنگ لباسای کیت
مجموعه هیچکسان، یک رمان سه جلدی به قلم نشاط (Sober) میباشد که در سبک فانتزی، ترسناک نوشته شده است. شما میتوانید این مجموعه را با مراجعه به مجله اینترنتی هیلتن با لینک مستقیم و فرمت PDF برای اندروید و ایفون و کامپیوتر و لپ تاپ با لینک مستقیم و بدون سانسور دریافت کنید.
 
جهت دانلود رمان هیچکسان جلد اول و دوم و سوم از لینک های زیر استفاده کنید.
 
دانلود رمان هیچکسان جلد اول
دانلود رمان هیچکسان جلد دوم
دانلود رمان هیچکسان جلد سوم
خلاصه : داستان درباره یه خواهر و برادر عاشقه که تو روستا زندگی می کنن؛برادر دختر ما عاشق دختر داییشه و بالاخره روز عروسی عشق پسره فرا میرسه بنظرتون عکس العمل پسره چیه؟ اصلا دختره برای عشقی که تو قلب برادرشه چیکار میکنه؟روز عروسی چه اتفاقی میوفته؟رابطه عشق خون وقصاص چیه؟ حکم تو روستا چیه؟ این قانون خان و رعیته!.
لینک دانلود:
دانلود با فرمت PDF
رمان های پیشنهادی:
رمان عرق سگی
رمان این عشقه یا هوس
رمان جریر آتش(مسیحه زاد خو)
خلاصه : داستان درباره یه خواهر و برادر عاشقه که تو روستا زندگی می کنن؛برادر دختر ما عاشق دختر داییشه و بالاخره روز عروسی عشق پسره فرا میرسه بنظرتون عکس العمل پسره چیه؟ اصلا دختره برای عشقی که تو قلب برادرشه چیکار میکنه؟روز عروسی چه اتفاقی میوفته؟رابطه عشق خون وقصاص چیه؟ حکم تو روستا چیه؟ این قانون خان و رعیته!.
لینک دانلود:
دانلود با فرمت PDF
رمان های پیشنهادی:
رمان عرق سگی
رمان این عشقه یا هوس
رمان جریر آتش(مسیحه زاد خو)
خلاصه : داستان درباره یه خواهر و برادر عاشقه که تو روستا زندگی می کنن؛برادر دختر ما عاشق دختر داییشه و بالاخره روز عروسی عشق پسره فرا میرسه بنظرتون عکس العمل پسره چیه؟ اصلا دختره برای عشقی که تو قلب برادرشه چیکار میکنه؟روز عروسی چه اتفاقی میوفته؟رابطه عشق خون وقصاص چیه؟ حکم تو روستا چیه؟ این قانون خان و رعیته!.
لینک دانلود:
دانلود با فرمت PDF
رمان های پیشنهادی:
رمان عرق سگی
رمان این عشقه یا هوس
رمان جریر آتش(مسیحه زاد خو)
اتاق کاهگلی یک رمان ترسناک، عاشقانه و اجتماعی خیلی قشنگ به قلم سروش.م هستش که امروز تصمیم گرفتم بهتون معرفی کنیم. به گفته ی خود نویسنده رمان بر اساس داستان واقعی نوشته شده پس پیشنهاد میکنم به هیچ عنوان از دستش ندید!
معرفی و خلاصه رمان اتاق کاهگلی
اتاق کاهگلی یه رمان دوجلدی خیلی قشنگه که میتونید با استفاده از لینک زیر نقد و بررسی اشو بخونین و دانلودش کنید.
رمان اتاق کاهگلی
اتاق کاهگلی یه رمان پر از فضای ترس و دلهره، راز و رمز و حوادث ناگواره. ر
یکی بود یکی نبود ،  قصه کلاغ مهربان از این قراره که یه روز خانوم کلاغه از لونه اش اومد بیرون تا برای بچه هاش غذا پیدا کنه.همینجوری که داشت پرواز میکرد یه کرمو دید که روی علفا راه میرفت.خیلی خوشحال شد که یه غذای خوب برای جوجه کلاغاش پیدا کرده. رفتو کرم رو با نوکش از روی زمین بلند کرد.کرم کوچولو با ناراحتی به خانوم کلاغه گفت: خانوم کلاغه، مادر من مریضه. اومدم براش غذا پیدا کنم. اگه براش غذا نبرم اون از گرسنگی از بین میره ”سنجابه هم که داشت از اون
وقتی به معلم بی توجه شدیم،باید سالن های ورزشی رو با نیروی ضد شورش آرام کنیم !وقتی به معلم بی توجه شدیم،باید بودجه زندانها و مراکز ترک اعتیاد را گسترش دهیم!وقتی به معلم بی توجه شدیم،باید خانواده ها مقادیر زیادی هزینه مدارس خاص و کلاس های خصوصی را بپردازند!وقتی به معلم بی توجه شدیم،باید امنیت کوچه و خیابان ها را با پلیس های باتوم به دست تامین کنیم!وقتی به معلم بی توجه شدیم،باید آمار طلاق گوش ازدواج را کر کند!وقتی به معلم بی توجه شدیم،باید سالا
سلاااام دوستای گلم و مخصوصا کساییی که میخونن و نظر میدن که دمشون گرم واقعا خوشحال شدم
یه خبر توپ اینکه قراره از امروز ان شالله روزی دو قسمت از 
یه رمان توپ به اسم #مسیر_عشق رو قرار بدم
خب دیع توضیحی راجع بش نمیدم که خودتون پیگیری کنید
سلاااام دوستای گلم و مخصوصا کساییی که میخونن و نظر میدن که دمشون گرم واقعا خوشحال شدم
یه خبر توپ اینکه قراره از امروز ان شالله روزی دو قسمت از 
یه رمان توپ به اسم #مسیر_عشق رو قرار بدم
خب دیع توضیحی راجع بش نمیدم که خودتون پیگیری کنید
صبح معلم تاریخمون با لباس های مشکی و چهره ای بسیار متفاوت با چهره ی هفته ی پیشش وارد شد. غم توی نگاهش و چشمانش بود اما به ما بروز نداد. خیلی قشنگ و با انرژی لازم درسش رو داد، حتی لبخند زد و خندید. از ما درس پرسید. و برامون نمره هم گذاشت.
مثل اینکه یکی از بچه ها بهش گفته بود خانوم لطفا بهم یکم نمره بدین من هول شدم و از این حرف ها.
یکهو به هممون گفت:
یک چیزی رو از همین الان بهتون بگم؛
درس بخونید. خوبه. خوب هم بخونید.
سر نمره با هم رقابت کنید. خوبه.
اما خ
روستایی بود دور افتاده که مردم ساده دل و بی سوادی در آن ست داشتند. مردی شیاد از ساده لوحی آنان استفاده کرده و بر آنان به نوعی حکومت می کرد. برحسب اتفاق گذر یک معلم به آن روستا افتاد و متوجه دغلکاری های شیاد شد و او را نصیحت کرد که از اغفال مردم دست بردارد و گرنه او را رسوا می کند. اما مرد شیاد نپذیرفت. بعد از اتمام حجت٬ معلم با مردم روستا از فریبکاری های شیاد سخن گفت و نسبت به حقه های او هشدار داد. بعد از کلی مشاجره بین معلم و شیاد قرار بر این شد
سلام دوستان
سعی میکنم تا دو سه هفته دیگه رمان "عشق ابدی ولیعهد" رو تموم کنم
و اینکه میخوام یک رمان جدید بنویسم که ماجرایی باشه ولی ربط داشته باشه به رفاقت و اینا(میخوام تقدیم کنم به رفیقم)ولی نمیدونم اسمش چی باشه.نظرشما چیه؟
اسم های پیشنهادی خودم:
"عشق در تاریکی" اسمش جور شه رمانش میاد تو ذهنم چی باشه
"عشق نا تمام" یه طوری نیست از نظرتون؟
"دو دقیقه تا مرگ"خودمم میترسم از اسمش
خب دیگه نظر شما چیه؟
رمان پسر حاجی یک رمان عاشقانه و مذهبی به قلم پریا قاسمی میباشد. شما میتوانید جهت دانلود رمان پسر حاجی با لینک مستقیم و فرمت pdf به صورت رایگان از وبسایت هیلتن استفاده کنید.
خلاصه و دانلود رمان پسر حاجی
داستان در رابطه با پسری به نام محراب، دردانه ی حاج بابا جانش است که میان خواسته ها و عقایدش دچار اشتباهاتی میشود و راهی جز ریاکاری را نمیتواند انتخاب کند. سمت و سوی دیگر قصه، داستان دختری موفق با یک زندگی آرام است که بر پایه ی قوانینی نا نوشته
 به نام اوی من و تو
تقدیم به هر چه معلم پروانه ای ست و معلم سه شنبه های پروانه ای ام.
معلم ها بال دارندبالهایی شبیه بال پروانه، با همان نازکی و با همان خالهای رنگی رنگیاما همین بالهای نازک باید بتواند شبیه بالهای عقاب قوی و سترگ باشدفکرش را بکن. پروانه و عقاب!چه سنخیت ناموزونیاینها را همان معلم سه شنبه هایم گفت و مرا در ابهامی عمییییق رها کرد
ادامه مطلب
نام رمان :آنوههنویسنده :آترا،رها،آزادهتعداد صفحات: ۲۰۸،ژانر :اجتماعی,عاشقانهخلاصه رمان :دانلود رمان داستان ام رمان باسلام.این رمان کاملا تخیلی است و ما تمام تلاشمان را کرده ایم که رمانی زیبا،جالب و ترس انگیز را در اختیار شما قرار دهیم.امید است مورد قبول شما قرار گیرد.بخشی از این رمان از زبان اول شخص و بخشی از زبان سوم شخص است. آترا.رها.آزاده.نیلاخلاصه: داستان درباره دختریه به نام حماسه.این دختر در کودکی به دلایلی هر دوچشمش رو از دست میده
سر کلاس نقشه کشی بودیم معلم داشت پاتخته مینوشت
موشک درست کردیم زدیم تو سر معلم، برگشت به یکی از ما خیره شد و چند تا فحش نصیبش کرد.
دانش اموز : خب اقا چکار کنیم ؟
معلم :  سرتو بزار رو میز دراز بکش |: 
کلاس رفت رو هوا D :D :D:
+الان هروقت اونو میبینیم میگیم سرتو بزار رو میز دراز بکش
 
 
. از پشت کوه دوبارهخورشید خانوم در اومد
با کفشای طلا وپیرهنی از زر اومد
آهسته تو آسمونچرخی زد و هی خندید
ستاره ها رو آروم⭐️از توی آسمون چید
با دستای قشنگش☀️ابرا رو جابه جا کرد
از اون بالا با شادیبه آدما نیگا کرد
دامنشو ت دادرو خونه ها نور پاشید
آدمها خوشحال شدنخورشید بااونها خندید
یجوری تو ذهن من مدرسۀ عادی رو بد کرده بودند که گفتم دیگه کارم تمومه و هیچی یاد نمیگیرم ولی تو این سه روزه از نه ماه پارسال هم راحت تر و هم بیشتر درس رو یاد گرفتم و فهمیدم :|همۀ معلما بر خلاف تصورم خوب بودند و معلم ادبیات همون معلم پارسالی است که تو نمونه دولتی بود همینطور معلم حسابان و گسسته هم همون معلم آمار پارسالی نمونه دولتی بود.نیمۀ پر لیوان اینایی بود که گفتم و حالا در کشف نیمۀ خالی ام که چیجوریاس!؟برام دعا کنید.
مجموعه هیچکسان، یک رمان سه جلدی به قلم نشاط (Sober) میباشد که در سبک فانتزی، ترسناک نوشته شده است. شما میتوانید این مجموعه را با مراجعه به مجله اینترنتی هیلتن با لینک مستقیم و فرمت PDF برای اندروید و ایفون و کامپیوتر و لپ تاپ با لینک مستقیم و بدون سانسور دریافت کنید.
 
جهت دانلود رمان هیچکسان جلد اول و دوم و سوم از لینک های زیر استفاده کنید.
 
دانلود رمان هیچکسان جلد اول
دانلود رمان هیچکسان جلد دوم
دانلود رمان هیچکسان جلد سوم
رمان شرکت عشقدانلود رمان شرکت عشق اثر بیتا منصوری با فرمت های pdf ، اندروید، آیفون و جاوا با ویرایش و لینک مستقیم
سوگند به اسم تو ذکرت نشد جدا از من ، گرفت دست تو را پس چرا خدا از من ، چنان بسوی تو با سر دویدم‌ از سر شوق ، که روی برف نماندست ردپا از من ، منم آن دختر از دیار غم ، منم آن کسی که غم خورد و غم خوار بود ، منم منم منم تنها منم ، تنها یاری رسان خود منم ، خدایا دوستش داشتم چرا گرفتی دستش را از دست من ، خدایا من هنوز دوستش دارم برگردانش …
خلاص
معرفی کتاب صوتی قمارباز
کتاب صوتی قمارباز یکی از آثار جذاب و در عین‌حال ممتاز فئودور داستایوفسکی است که با ترجمه سروش حبیبی و صدای آرمان سلطان زاده اجرا شده است.
فیودور داستایوسکی (Fyodor Dostoyevsky) این رمان را در شرایطی خاص در سن ۴۵ سالگی و در مدت‌زمانی کوتاه (حدود ۲۶ روز) نوشته است؛ اما خلاقیت بی‌پایان و هنرمندانه او در این مدت اندک به خلق اثری جاودان انجامیده است.
در کتاب صوتی قمارباز (The Gambler)، داستایوفسکی به جنون سیری‌ناپذیر انسان برای دست
آقا یادتونه ما شهریور وضع مالی خوبی نداشتیم بعد هانیه خانوم گفت برام شام درست میکنه میاره بعد دید خونه تخم مرغ نداره بعد به من گفت برو تخم مرغ بخر من گفتمش من پول ندارم ؟:| 
اقا هانیه خانوم منو واس خاطر تخم مرغ ول کرد من وقتی اوضاع مالیم خوب شد گفتم چه کنم قلب هانیه خانوم بدست بیارم چه نکنم ؟ که گفتم آها :)
تصمیم گرفتم برم کشور دوست و همسایه.  برترین کشور تخم مرغی جهان ، چین :)
اقا ما رفتیم چین اونجا همه چی اکی بود ماشالله عمو چنگیزتونم یه سر و گر
ماه مهر ، ماه شکفتن و دانش افزاییماه نابودی جهل و نادانی مبارک باد
یادتون باشه هرگز این جملات را به کودکی که #ترس‌از‌مدرسه دارد نگویید :
اگر گریه کنی و توی مدرسه نمونی دیگه دوستت ندارم .اگر گریه کنی دیگه مامانت (یا بابات) نیستم!ببین اون بچه ها چقدر راحتند ، ببین گریه نمی کنند!مثل بچه کوچولوها رفتار می کنی!ببین ما چقدر کار می کنیم و زحمت می کشیم تا تو مدرسه بری ولی تو چطور رفتار می کنی !اگه مدرسه نری همه بهت می گن تنبل!اگه مدرسه نری بی سواد می مون
ماه مهر ، ماه شکفتن و دانش افزاییماه نابودی جهل و نادانی مبارک باد
یادتون باشه هرگز این جملات را به کودکی که ترس‌از‌مدرسه دارد نگویید :
اگر گریه کنی و توی مدرسه نمونی دیگه دوستت ندارم .اگر گریه کنی دیگه مامانت (یا بابات) نیستم!ببین اون بچه ها چقدر راحتند ، ببین گریه نمی کنند!مثل بچه کوچولوها رفتار می کنی!ببین ما چقدر کار می کنیم و زحمت می کشیم تا تو مدرسه بری ولی تو چطور رفتار می کنی !اگه مدرسه نری همه بهت می گن تنبل!اگه مدرسه نری بی سواد می مون
پوشش های ظاهری معلم ها ، مدیر و کارکنان ،دانش آموزان
استفاده از روپوش های شاد برای دانش آموزان و همچنین  پوشش مرتب و استفاده از رنگهای شاد و روشن برای کارکنان مدرسه
بهداشت:تمیز بودن محیط مدرسه، کلاسها، بهداشت فردی، اجتماعی ، دانش آموزان
الف)معلم شاد و با روحیه:معلم آهنگ و فضا و جو کلاس درس را تنظیم میکند ،چانچه قرار باشد که روح دانش اموزان پرورش و رشد یابد باید این روند از روح معلم آغاز گردد.
حال اگر روح معلم افسرده و ناتوان باشد شانس ناچیزی
 
اتاق کاهگلی یک رمان ترسناک، عاشقانه و اجتماعی خیلی قشنگ به قلم سروش.م هستش که امروز تصمیم گرفتم بهتون معرفی کنیم. به گفته ی خود نویسنده رمان بر اساس داستان واقعی نوشته شده پس پیشنهاد میکنم به هیچ عنوان از دستش ندید!
 
معرفی و خلاصه رمان اتاق کاهگلی
اتاق کاهگلی یه رمان دوجلدی خیلی قشنگه که میتونید با استفاده از لینک زیر نقد و بررسی اشو بخونین و دانلودش کنید.
رمان اتاق کاهگلی
اتاق کاهگلی یه رمان پر از فضای ترس و دلهره، راز و رمز و حوادث ناگوار
رمان کریشنا(جلد دوم فرزندان آتش)
نویسنده:mahya1993
ژانر:ترسناک
خلاصه: اضطرابش را با نفس عمیقی فرونشاند و به چشمهایی که به او زل زده بودند خیره ماند . چشمانی سرخ که تا چند لحظه پیش آبی اقیانوسی بود … درک مسائلی که پیش آمده بود اکنون آسانتر می نمود … گویا به آسانی دریافته بود رازی که این همه سال از او مخفی مانده بود چیست ؟ حالا می فهمید که چرا عمویش اصرار داشت بیش از یک سال در هیچ شهری توقف نکنند … حالا می فهمید چرا یک عمر خواندن کتاب های خیالی را برا
رمان کریشنا(جلد دوم فرزندان آتش)
نویسنده:mahya1993
ژانر:ترسناک
خلاصه: اضطرابش را با نفس عمیقی فرونشاند و به چشمهایی که به او زل زده بودند خیره ماند . چشمانی سرخ که تا چند لحظه پیش آبی اقیانوسی بود … درک مسائلی که پیش آمده بود اکنون آسانتر می نمود … گویا به آسانی دریافته بود رازی که این همه سال از او مخفی مانده بود چیست ؟ حالا می فهمید که چرا عمویش اصرار داشت بیش از یک سال در هیچ شهری توقف نکنند … حالا می فهمید چرا یک عمر خواندن کتاب های خیالی را برا
ولی حاظر بودم شهر توی کثافط غرق شه و نت ها رو قطع کنن و تنها راه ارتباطیمون دود باشه اما فردا نرم مدرسه تا ۸ فاکینگ ساعت با خانوم آ بگذرونم
کاراهام تا صبح طول می کشه و و توی این شبای بی خوابی تنها چیزی که بهش فکر میکنم اینه که عجیب خراب کردم با این انتخاب رشتم و مدرسه انتخاب کردنم.
به هر حال شعار من اینه که فردا آزادیم،یعنی اگه خانوم آ نکشتمون بعدش دیگه آزادیم:||
واقعا این بود زندگی؟:')
اولین رمان از این پی دی افی های اینترنتی عاشقانمو وقتی که کلاس هشتم بودم تو عید خوندم و بعد اون دیگه رسما شروع کردم به خوندن اون رمانا تاااا کلاس دهم یازدهم و فرصت خوندن کلی رمان های نوجوان رو از دست دادم ( خیلی کمتر کردم رمان های نوجوان رو درصورتیکه تا قبلش همش تو کتابخونه بودم در حال قرض گرفتن ) خب الان که نگاه میکنم میبینم درسته که میتونم الان بخونم ولی اون موقع حال و هواش به جور دیگه بود اگر میخوندم.
خلاصه که وقتتونو نذارید پای اینجور رمانا
شوخ طبی و خوش رویی را می توان ساده ترین راه شادی بخشی دانست ، زیرا شوخی ، روح ها را شادمان و انسان و محیط اطراف وی را شاد می کند ، کینه ها را می زداید ،انسان ها را به هم نزدیک می کند، دل ها را به هم پیوند می دهد و جوّ حاکم بر کلاس را شاداب و با طراوت می کند.البته ان نوع شوخی که موجب استهزای دانش اموزان شود و حرمت و شخصیت انان را خدشه دار کند،اداره ی کلاس را از دست  معلم خارج و دچار بی نظمی می کند
گفتار های غیر کلاسیروز نشاین در یک ازمایش نشان داد که
دانلود رمان اسطوره اثر پگاه با فرمت های PDF ، Apk و ePub با لینک مستقیم و رایگان
رمان اسطوره درباره دختری دانشجو است به نام شاداب که در ترم سه رشته مهندسی عمران در دانشگاه تهران درس میخونه. وضعیت مالی خانواده شاداب ضعیف است و برای گذران زندگی مجبور میشه در کنار تحصیل به دنبال کاری نیمه وقت بگرده.
ادامه مطلب
   طرحی از رمان مال سره​​​
مال سره، نام ترجمه‌ای است از کتاب Animal Farm نوشته‌ٔ George Orwell به زبان گیلکی. این رمان از نسخهٔ فارسی به گیلکی برگردانده شده و هنوز منتشر نشده‌است.
داستان مال سره و فضاسازی‌های آن - که در بسیاری از موارد گیلان ما را تداعی می‌کند - و همینطور علاقهٔ بی حصر و بند مترجم به زبان گیلکی، از دو عللی هستند که مترجم را بر این داشتند این رمان را به گیلکی ترجمه کند. زبان گیلکی گونه‌ها و گویش‌های متفاوتی دارد. گویش مورد استفاده در
   طرحی از رمان مال سره​​​
مال سره، نام ترجمه‌ای است از کتاب Animal Farm نوشته‌ٔ George Orwell به زبان گیلکی. این رمان از نسخهٔ فارسی به گیلکی برگردانده شده و هنوز منتشر نشده‌است.
داستان مال سره و فضاسازی‌های آن - که در بسیاری از موارد گیلان ما را تداعی می‌کند - و همینطور علاقهٔ بی حصر و بند مترجم به زبان گیلکی، از دو عللی هستند که مترجم را بر این داشتند این رمان را به گیلکی ترجمه کند. زبان گیلکی گونه‌ها و گویش‌های متفاوتی دارد. گویش مورد استفاده در
معلم کلاس پنجم توی جلسه معارفه با اولیا، گفت می خواهم همکاری کنید تا با این همه هجمه علیه فرهنگمان مقابله کنیم و حداقل هایی را توی بچه ها جا بیاندازیم اگر به بچه هایتان می گویم نماز بخوانید همکاری کنید.یکی از مادر ها  با اطمینان کسی که منتظر بود بقیه تائیدش کنند گفت: چرا بچه ها رو مجبور می کنید؟ ما دوست نداریم بچه مون نماز بخونه خودمون هم نماز نمی خونیم!
ترسیدم.از هیاهویی که جو کلاس را بلرزاند ترسیدم از زمزمه هایی که در مخالف خوانی با نما
نام رمان: یه نفس راحتنام نویسنده: saba_aژانر: عاشقانه، طنزخلاصه: دختری با ظاهر شاد و شیطون و فوق العاده مهربون و پولدار ولی باطن شکسته و ترک خورده، دختری که تو زندگیش خوشی نمیبینه، همیشه منتظر یه آشوبه، یه طوفان. همیشه به این آشوبا پوزخند میزنه ولی یه جاهاییم کم میاره.زندگیش به سردیه برف و تاریکیه شبه اما اون وسط مسطا خورشیدی میدرخشه و نور و گرماش رو روی زندگیه این دختر پهن میکنه. خورشیدی که تمام برفارو با گرماش آب میکنه و این برای دختر این داست
پسر  این زنه خانوم آ جدا از یک عالمه کارایی که دیشب داده بود امروزم کلی مشق خارج از کتاب اضافه کرده و بچه ها بهش گفتن که خانوم ما که مسافرتیم وسیله نداریم چی و میدونید چه جواب داده دقیقا اینو گفته
''مشکل خودتان است لابد برایتان مهم نبوده''
واقعا اینقدر نفهمه؟
اوف اوف اوف ببین من معتقدم آدم به هیچ وجه نباید آرزوی مرگ حتی برای دشمنش کنه ولی با تک تک سلولای بدنم می خوام براش یه مرگ دردناک آرزو کنم و خودم در حالی که شاهد زجر کشیدنشم بهش لبخند بزنم ل
رمان بلندای شانه هایت
دانلود رمان بلندای شانه هایت اثر معصومه خلیلی با فرمت های pdf ، اندروید، آیفون و جاوا با ویرایش جدید و لینک مستقیم
داستان راجب یک مهماندار به نام هلنا و هاوش خلبان هواپیمایی مسافربری که تصادفی با هم انیس میشوند ، دخترک قصه تنهاست و کمی ابلهانه و بچگانه رفتار می کند ، اما پسر با تدبیر و پخته است ، هاوش که بخاطر نقص ظاهریش در بچگی از سمت هم سن و سالان و در بزرگسالی از طرف جنس مخالف زیاد جذاب نبود دچار یک عقده و سرکوب شده و تم
نمیدونم از چه موقع شروع شد.
اما هر وقت خواب می بینم توی نیمی از خوابهام یا در حال فرارم یا میخوان منو بکشن یا من میخوام یکی رو بکشم!!
خیلی وقته از این خوابها میبینم.
خواهرم چند روز پیش گفت کتاب رمان میخونی؟
گفتم آره.
گفت پس از همونه.
گفتم چه ربطی داره؟ رمانی که من دارم میخونم عاشقانه س!
گفت همون که من میگم.
امروز ظهر که کتاب خوندم و خوابیدم واقعا خواب یکی از شخصیت های داستان رو دیدم!!
حالا میخوام دقت کنم ببینم واقعا از کتاب خوندنه؟؟
اگه هم باش
قول مشهوری است که داستان نویس برجسته کترین منسفیلد چند بار کوشید تا رمان بنویسد، اما هیچ یک از تلاش های او قرین موفقیت نشد. همچنین در بسیاری از کتاب های مربوط به ادبیات داستانی از نویسنده برجسته امریکایی ویلیام فاکنر نقل قول شده که نوشتن داستان کوتاه، به مراتب طاقت فرساتر از نوشتن رمان است. در نگاه اول- و شاید به خصوص از نگاه بسیاری از داستان نویسان امروز ما- این هر دو قول چه بسا بسیار شگفت آور باشد.
ادامه مطلب
توجه توجه
عزیزانی که تمایل به تدریس و تعلیم قران دارند
      ✅به زودی افتتاح می شود 
 دوره های آموزش تخصصی تربیت معلم روخوانی
دوره های آموزش تخصصی تربیت معلم مفاهیم
مکان :موسسه قرآنی شیفتگان وحی 
آدرس،:میدان پلیس ،ابتدای بلوار شهید محلاتی ،کوچه۲
تلفن:۳۷۲۳۳۳۹۰
رمان رکسانا
به قلم :م.مودب پور
خلاصه ی از رمان:با پسر عموم , تو ماشین من نشسته بودیم و داشتیم تو یه بزرگراه خیلی شلوغ حرکت میکردیم. من رانندگی میکردم و مانی کنارم نشسته بود و تکیه ش رو داده بود به شیشه بغل و همونجور که اروم اروم میرفتیم جلو , با همدیگه حرف میزدیم. پدر من و مانی, دو تابرادر بودن که همیشه با همدیگه زندگی کردن.همیشه م با همدیگه شریک بودن…. پایان تلخ
ژانر : طنز اجتماعی
       
 
رمانهای پیشنهادی:  رمان یاسمین  رمان یلدا
رمان رکسانا
به قلم :م.مودب پور
خلاصه ی از رمان:با پسر عموم , تو ماشین من نشسته بودیم و داشتیم تو یه بزرگراه خیلی شلوغ حرکت میکردیم. من رانندگی میکردم و مانی کنارم نشسته بود و تکیه ش رو داده بود به شیشه بغل و همونجور که اروم اروم میرفتیم جلو , با همدیگه حرف میزدیم. پدر من و مانی, دو تابرادر بودن که همیشه با همدیگه زندگی کردن.همیشه م با همدیگه شریک بودن…. پایان تلخ
ژانر : طنز اجتماعی
       
 
رمانهای پیشنهادی:  رمان یاسمین  رمان یلدا
رمان تقاص
دانلود رمان عاشقانه تقاص اثر هما پور اصفهانی با فرمت های pdf ، اندروید، آیفون و جاوا با لینک مستقیم
حکایت زندگی رزا دختری دبیرستانی ، بسیار زیبا و از یک خانواده‌ی مایه دار را با ماجراهایی که برایش اتفاق می‌افتد روایت می‌کند.
خلاصه رمان تقاص
داستان سال ها پیش آغاز شد ، وقتی هنوز چشم به دنیا باز نکرده بودم حوادثی رخ داد که تاثیرش را مستقیم روی زندگی من و تو گذاشت.شاید هیچ کس تصورش را هم نمی کرد یک عشق آتشین در گذشته باعث یک عشق آتشین د
رمان آشوب
دانلود رمان عاشقانه آشوب اثر رویا رستمی با فرمت های pdf ، اندروید، آیفون و جاوا با ویرایش و لینک مستقیم رایگان
ماجرای دختری که به تازگی پدرش را از دست داده ، بهر همین داستان مجبور می‌شه همراه با زن پدرش از زادبومش دور بشه و به زادگاه نامادریش بره و حالا این زن پدر برادری داره بس مغرور و جذاب ! هنگامی تو خونه ای باشی که انگ دهاتی بودن بهت بچسبونن ، تو خونه ای که بگن بی سواد ، درد داره ، زیادم درد داره ، اما از یه جایی به بعد کم میاری و …
خ
رمان خیابانی به نام ترس
نویسنده : مهرناز
ژانر : عاشقانه ترسناک تخیلی
خلاصه رمان
دانلود رمان خیابانی به نام ترس داستان داستانِ آینده س سالها بعد از نجاتِ سرزمین از سایه ها یا همان همزاد هایمان. حالا میانمان کسی هست که سایه س اما آیا سایه ها مقصرن؟…
دانلود فایلPDF
دانلود فایلAPK
دانلود فایلEPUB
دانلود رمان پیغام عشق نودهشتیا

دانلود رمان پیغام عشق نودهشتیا
نام رمان: پیغام عشق
♦ زبان: فارسی
♦ ژانر رمان: عاشقانه
♦ تعداد صفحات: ۴۵۹
♦ نوع فایل: pdf
♦ حجم کتاب رمان عاشقانه: ۲٫۰۶ مگابایت
♦ نویسنده: مهدیه رزازپور
♦ توضیحات:
این زندگی پر از سر و صداست، شاید برای همین است که وقتی عشق می خواهد پیغام بفرستت به ما دیر می رسد یا که پیغام اشتباهی به قلبمان می رسد. عشق متفاوت ترین حس دنیاست، یک حس بیگانه و متغییر. عشق خیلی عجیبه، گاهی با دیدن یک غر
سلام
واقعیتش سوالی برام پیش اومده که پسر خوشگل از نظر دختر ها چیه؟، بعضی پسر ها که از نظر ما پسرها به اصطلاح بچه خوشگل هستن، وقتی نظر دخترها رو درباره شون میپرسیم میگن بابا این ها انگار دخترن و جذاب نیستن.
یا مثلا من یه دوست چشم آبی دارم عین هری پاتره!، به بعضی دخترها تو تلگرام نشونش میدم غرق میشن که چقد خوشگله و یه کم بزرگتر بشه چی میشه. بعضی ها هم میگن مرد باید جذاب باشه و این جذاب نیست. خب مگه خوشگلی همون جذابیت نیست؟، اگه خوشگله پس چرا جذاب
رمان بلندای شانه هایت
دانلود رمان بلندای شانه هایت اثر معصومه خلیلی با فرمت های pdf ، اندروید، آیفون و جاوا با ویرایش جدید و لینک مستقیم
داستان راجب یک مهماندار به نام هلنا و هاوش خلبان هواپیمایی مسافربری که تصادفی با هم انیس میشوند ، دخترک قصه تنهاست و کمی ابلهانه و بچگانه رفتار می کند ، اما پسر با تدبیر و پخته است ، هاوش که بخاطر نقص ظاهریش در بچگی از سمت هم سن و سالان و در بزرگسالی از طرف جنس مخالف زیاد جذاب نبود دچار یک عقده و سرکوب شده و تم
بسم الله الرحمن الرحیمروز معلمه کمترین تشکر اینه که یادی کنیم و سلام و صلواتی بفرستیم به روح و روان معلمان عزیزم مرحوم خانم عزیزپور معلم کلاس اول، مرحوم خانم رنجبر معلم کلاس دوم، سرکار خانم خیراللهی معلم کلاس سوم، مرحوم استاد جمشیدی معلم کلاس چهارم، مرحوم استاد قربانی معلم کلاس پنجم و بویژه استاد علیرضا مختاری معلم قرآن دوره ی ابتدائیم و همچنین اساتید دوره ی راهنمایی آقایان هاشمی و مجیدی معلم های زبان فارسی و ادبیات، آقای یغمایی معلم فی
یک دیوار مهربانی کاش راه اندازی میشد که هرکسی احوالش  بهتره بزاره روی دیوار .
اونوقت اگه دل گرفته ای از کنار دیوار مهربانی رد میشد میتونست یکم از اون حال خوب رو برداره .
اینجوری اسراف هم نمیشد .
حال دل همه به یک اندازه خوب بود.
- من حالم خوبه 
اضافه ی خوبی حالمو گذاشتم رو دیوار مهربانی 
هرکی پیداش کرد برداره :))
- این مدت نبودم ولی به یادتون بودم ممنون از پیام هایی که برام گذاشته بودین 
ممنون اشنا خانوم ممنون گلشید خانوم.
این عکس و این مراسم و جنجالهای داخلی پیرامون این مراسم و لباس خانم مجری یادتون هست؟!
به نظر شما زنه جذاب تره یا مَرده؟
به نظر شما زنه دافه یا مَرده؟
.
.
.
به نظر من که مرده خیلی خیلی خیلی جذاب تر، داف تر، زیباتر و دوست داشتنی تر هستش.
در اون زمانی که صرفن به دلیل لباس خانوم مجری، داخل کشور حکم جهاد داده شده بود!!!، من تخمم نبود چون اصلن توجهی به زنه نداشتم و به طور کلی در کف آقای مجری بودم .
من که هنوز بر این باور هستم آقاهه به مراتب جذاب تر و دوست دا
دانلود رمان دیداری دوباره با لینک مستقیم و رایگان برای موبایل و کامپیوتر
داستان در مورد یه پسره و دختره هست که پس از سال ها کنار هم بودن در تولد 15 سالگی دختره از هم جدا میشن پس از جدایی مدت زیادی طول نمیکشه که دوباره با هم دیدار میکنن.
خلاصه رمان دیداری دوباره
یه ماهی میشه که از ماجرای تولد و جدایی من و باران میگذره…
روزای سختی داشتم ، خونه و همه جا تو یه گوشه تنهایی مث افسرده ها
می نشستم و همش به فکر میرفتم…
من علی هستم و 16 سالمه ، آبجی کوچکم
دانلود رمان همش یک حادثه بود نودهشتیا
دانلود رمان همش یک حادثه بود نودهشتیا
دانلود رمان همش یک حادثه بود داستان درمورد مردی متاهل که یک زندگی معمولی رو داره باهمسرش میگذرونه اما یک حادثه مسیر زندگیشو عوض میکنه و…سال گذشته اما هنوز هیچی عوض نشده .
ادامه مطلب
رمان حس ممنوعه
نویسنده:مبینا.متعداد صفحات:  1316  خلاصه:نیهان دختری که مورد اذیت پسر دایی اش قرار می گیره،نیهان نقشه می کشه تا هیراد رو عاشق خودش کنه ولی.
این رمان دارای قسمت هایی هست که مطالعه آن برای افراد زیر 18 سال توصیه نمیشود
به نام خالق زیبایی ها
همه مدارس رو تجربه کردم ابتدایی دخترانه و پسرانه شو دبیرستان دخترانه و پسرانشو (از راهنمایی فاکتور میگیرم)
اگه بخوام یه دسته بندی داشته باشم از نظر انرژی که میگیره و میزان شیطون بودن بچه ها:
1)مدرسه ابتدایی دخترانه=مدرسه دبیرستان پسرانه
2)مدرسه ابتدایی پسرانه=مدرسه دبیرستان دخترانه
بعد از مورد دو من یک عدد جنازه بودم یعنی نابود شدم یعنی من پر انرژی کم آوردم
دبیرستان پسرانه که کلا یه بار بیشتر نرفتم اون هم باالاجبار ولی
یکی بیاد منو دلداری بده.
خونه قشنگم رفت.
این دو سال سربازی یه طرف، کل دوران دانشجویی یه طرف.
از ماه رمضون بگم، تنها میامدم خونه، می خوابیدم تا افطار، بعضا تا سحر.
چقدر غذاهای خوشمزه درست کردم.
حال و هوای خانوم.م کشوندتم سمت کلاس خط.
کلا یه مهمون ثابت داشتم، رفیق فابم، حاجی محسن.
دیگه راه خونمو خوب یاد گرفته بود، هر دو هفته یه بار میومد پیشم، یه ماکارانی مشتی، یا الویه میزدیم به بدن. با کلی نسکافه و تخمه و چایی و تنقلات.
آخرشم چند تا نخ سیگار( لایت
ببخشیدا ولی باز یذره گله میکنم خب.
این دبیرمون دیگه پدرمو در آورده بهم میگه خانوم مهندس تازه اسمم بلد نیست همون به خانوم مهندس میشناسه:((( این چیز بدی نیستا ولی خب با لحن بدی میگه من اعصابم میریزه بهم
حالا اینکه چرا میگه قضیش مفصله
این هم دبیر دینیمونه هم سواد رسانه(چقدرم که با هم جورن)
روز اول سواد رسانه شغل پدر و مهارتهایی که هر کدوم داریمو پرسید ازمون
من رفتم جلو بعد ازینکه شغل بابامو گفتم گفت: خب مهارتهات?
گفتم: هیچی خانوم
گفت: مگه میشه یعن
عکس آقای خامنه ای

تبلیغات

آخرین مطالب