نتایج پست ها برای عبارت :

خدایا سمت کوه بورم یا صدف

عصا ره دست های م بورم غریبون ماربمیره های مار بمیره
ناله بزنم من داغ شه جوون مار بمیره های مار بمیره
ارزو به دل مار بمیره
ته تن زیر گل مار بمیره
ته دست حنا مار بمیره
پاک نیه حتی مار بمیره
 
ماه اسمون عمه بمیره
کامياب مهربون عمه بمیره
بی سر بی زبون عمه بمیره
 
نیشتبیمه نال سر بی سر و صدا 
در بزونه در واره بییه وا
باامه چه خبر بیه جان خدا 
بدیمه گننه کامياب بمرده
 
پسر ته مامان بمیره تنه داغ ره نوینه
 
ای عجل نامرد بیتی مه جوون
و لباس دامادی همه بیه
خدايا شکرت بابت خواب ارومم.
خدايا شکرت بابت مهربونی صاحبخونه.
خدايا شکرت که توی سرمای افتابی عصر پاییز قدم زدم و نوک دماغم قرمز شد.
خدايا شکرت که الهه خانوم کلی در مورد تاریخ نیویورک برام حرف زد.در مورد تربیت بچه توی قلب امریکا.
خدايا شکرت که غرب نیویورک و زیبایی هاش رو دیدم.
خدايا شکرت بابت دین اون کلیسای خیلییی قشنگ.
خدايا شکرت بابت قدم زدن توی شب پاییزی و راک فلر.
خدايا شکرت که کلی میوه خریدم
خدايا شکرت که اتاق کوچیکم گرمه.
 
خدايا درد تویی 
درمان تویی 
خدايا دوست دارم همه اتفاق های خوب دنيا برای همه بیفته 
خدايا همه آدما رو به خودشون متکی کن 
خدايا مواظب من باش.معبود من.بعد از سال ها وجودت رو حس کردم
خدايا منو زرنگ کن.بهم قدرت بده و تمرکز تا بتونم کارام رو انجام بدم 
خدايا من و بنيامین رو زود بهم برسون ک فاصله ای پیش نياد .
خدايا اگر فاصله ست بینمون ناشکر نیستم خدا، دلامون همیشه بغل هم باشه 
اوسکریم عاشقتم.
امشب پرونده یک سال اعمالمون رو دست امام زمانمون دادن، خدايا برات کربلا رو نصیب همه آرزومندان کن، خدايا امیدوارم به کرمت که از گناهانم گذشته باشی، خدايا  من روسياه هر سال با کوله باری از گناه ميام به درگاهت، خدايا بگذر از گناهان منه ناسپاس. خدايا کرمت را شکر، خدايا داده هات رو شکر، خدايا نداده هات رو شکر. خدای مهربونم شکرت که تو قلبم محبت ائمه رو گذاشتی
خدايا 
خودم و خانوادم رو به تو می سپرم
پناهم فقط تویی
نيازمندتر و ناتوان تر از اونی هستم که بتونم در برابر این حجم از استرس مقاومت کنم. خدايا خودت کمکم کن ای ارحم الراحمین.
خدايا خانوادم رو در پناه خودت برام حفط کن.
خدايا دارایی هام رو حفظ کن.
خدايا 
بهش صبر بده و یه ادم خوب سر راهش بذار
ای خدا
غروب های جمعه خیلی دلگیره
خدايا به قلبمون نگاه کن و آرزوهامون را برآورده کن خدايا آدم های درست و خدایی و با وجدان و اهل اعمال حلال سر راه من و خانواده ام بذار
خدايا فرصت های خوب پیش رومون قرار بده
خدايا از صدام خسته نشدی که اینهمه صدات میزنم و جوابی نمیدی
استارت دوره آموزشی کارم زده شد، مغزم پر بود از نگرانی و انرژی منفی، رفت و آمد برام سخت بود، اما مثل همیشه خدایی در همین نزدیکی دستم رو گرفت و کارها رو برام حل کرد. خدایی که پیشاپیش ما بندها گام برمیداره و راهی که می رویم را آسان میکنه. خدايا شکرت که هوامو داری، خدايا شکرت که دلم را قرص می‌کنی، خدايا شکرت که کارها رو به همون سبک و سياقی که صلاح میدونی پیش می بری. خدايا شکرت خدايا شکرت خدايا شکرت.
خدايا به خیر بگذرون این درد های لحظه به لحظه ی تن رو . خدايا چند ماه فرسودگی، برای درد های نامعلوم، کافیه . خدايا . لطفا زندگی رو برگردون رو اون دوری که انقدر استرس بیماری نبود . خدايا من همینجوریشم از زندگی خسته ام، خسته ترم نکن.
خدايا تو که با من باشی، تو که هوام رو داشته باشی مهم نیست رقیب های من به کجا وصلن، من بزرگترین پارتی دنيا رو دارم چون دنيا دنيا آدم جمع بشن تا کاری رو بکنن تو که نخوای نمیشه، تو که راضی نباشی حتی برگی از درختی نمی افته. خدايا شکرت که هوام رو داری؛ خدايا شکرت که پیشاپیش من گام بر می داری و کارها را سهل و آسان میکنی؛ خدايا شکرت بابت موفقیت و برکتی که به زندگیم دادی، خدايا شکر برای تمام داده هات، خدايا شکرت برای تمام نداده هات. خدايا شکرت شکرت شک
وقتی عاشق شوی راز دل تو گفته نتونی
چقده سخته خدايا چقده سخته خدايا
چقده سخته خدايا
چقده سخته خدايا چقده سخته خدايا
چقده سخته خدايا
روز نوروز بچینی گل سرخ
برسر راه نگات فرش کنی
روز نوروز بچینی گل سرخ
برسر راه نگات فرش کنی
دلبرت بياد بپرسه کار کیست
تو براش گفته نتونی
چقده سخته خدايا چقده سخته خدايا
تو براش گفته نتونی
چقده سخته خدايا چقده سخته خدايا
دلبرت خنده کنه با دیگران
تو بسوزی و براش گریه کنی
دلبرت خنده کنه با دیگران
تو بسوزی و براش گریه ک
چقدر دلم غم داره
آی خدا چرا غمام تموم نمیشه 
چرا اینقدر درد دارم 
انگار مصیبتا مثله دومینو پشت سر هم برام داره میفته
من هیچکس رو روی زمینت ندارم پشت و پناهم باش 
توی این شلوغيا من قلبم درد داره درد تهمت درد
چرا واقعا چرا
تازه داشتم با شکست قبلیم کنار میومدم تازه داشتم روی پاهام وایمیسادم 
مثله کسیم که بعد کلی دویدن یه رفیق ظاهری بدجوری زدش زمین و به زور بدون اینکه دیگه بخاد با اون رفیق باشه يا حتی توی اون مسیر باشه با کلی زخم و درد روی
خدايا، بنده‌ی روسياهت چگونه شکرت را بجا آورد؟ خدايا، مگر می‌شود توان ادای شکر همه‌ی نعمت‌هایت را داشت که آن هم بدون عنایتت محال است.
خدايا، جهالت این بنده‌ات را انتهایی نیست مگر به لطفت که شامل حال این ظالم شود که براستی ظالم به خود است.
خدايا، وقتی مرور می‌کنم زندگی‌ام را، آمدنم را، بودنم را، مگر می‌شود که بودنت را ندید، مگر می‌شود زندگی را بی تو در فهم آورد.
خدايا، زندگی سخت است و دنيا هزار رنگ و هزار حیله دارد و چه سراب‌هایی که گویی ه
خدايا من رو از کمکاری و تنبلی نجات بده تا بتونم با موفقیتم تو و چند نفری که دوستشون دارم رو خوشحال کنم.تنبلی زهریه که اگر اثر کنه دیگه پادزهری براش نیست، زمان در گذره و دیگه هم برنمیگرده، خدايا کمک کن از فرصتهام نهایت استفاده رو بکنم.
يا سَریعَ الرِّضا، اِغْفِرْ لِمَنْ لایَمْلِکُ اِلاَّ الدُّعآءَ
 
هرچه فکر می کنم بیشتر ایمان پیدا می کنم
اگرچه بزرگتر می شم ولی باز کوچک می شم.
 
خدايا کاری جز دعا برای طلب استغفار در پیشگاه ات ندارم. 
 
خدايا کار خوب اونه که خودت درست کنی. 
عزت وذلت فقط دست توست. 
اصلا چیزی جز تو را ندارم. 
از حوادث و چالش چه باک که در مسیرت باشم. 
خدايا اهدنا صراط المستقیم.
خدايا حق را مسیرم، کلامم، قلمم، تفکرات و هر چه که مرا در مسیر حق و خودت قرار می
خدايا در پس همه دل مشغله ها شکر می کنم بخاطر وجود بنيامین نامی در زندگی ام
خیلی قشنگه تو دلت حس تعهد داشته باشی به یه نفر و چشت کور نسبت به همه غریبه ها  
خدايا این حس تعهد رو ابدی کن ‌‌‌
خدايا میدونم ميانگین عمر خانواده ما خیلی کوتاهه حتی پدر و مادر مامان بابام زیر پنجاه سال فوت شدن،  ولی نه داغ منو بدل بنی بزار و نه داغ اون رو بدل من 
خیلی دوسش دارم خدا ، مواظبش باش افسرده نشه و مواظبم باش افسرده نشم 
دمت گرم خدا 
.
" نوشته بود پیش خودم سربلندم، تلاشی نبود که نکرده باشم. "من اگر پنج ماه دیگه این جمله رو به خودم نگم، خودم جلوی خودم می‌شکنم. می دونم اون وقت حالم، حال بمه .‌ بعد زله . که هنوزم که هنوزه خاطراتش آواره روی بازمانده ها. من پنج ماه دیگه توی یه همچین شبی باید دراز بکشم روی تختم. دستامو بذارم زیر سرم، چشمامو ببندم و آروم بگم " پیش خودم سر بلندم " و بخوابم. آروم بخوابم.نوشته بود به هر اندازه که از رمق می افتی به کمال می رسی. من اگر پنج ماه دیگه، هنوز ر
دانلود اهنگ دلگیرم شده ابر بهاری دوتا چشمونم خدايا (حجت قائمی) کیفیت 320 با لینک مستقیم
 دانلود آهنگ دلگیرم شده ابر بهاری دوتا چشمونم خدايا از حجت قائمی با لینک مستقیم و کیفیت 320 سبک موزیک : آهنگ غمگین زندانی - پخش اختصاصی . سبک موزیک : آهنگ جدید – پخش اختصاصی از سایت ناکامان. دلگیرم شده ابر بهاری دوتا چشمونم خدايا. میمیرم عاشق و بیقــــرار و زار و گریونـــم خدايا.دانلود آهنگ زندانیم زندانی دستان روزگارم از امیر باقری متن آهنگ : دلگیرم شده ابر
خدايا! می دانم که کم کاری از من است خدايا! می دانم که من بی توجهم خدايا! می دانم که من بی همتم خدايا! می دانم که من قلب امام زمان (عج) را رنجانده ام، اما خود می گویی که به سمت من بازآیی آمده ام خدا! کمکم کن تا از این جسم دنیوی و فکرهای مادی نجات يابم. @mdafeaneharam2
خدايا شکرت که به من توفیق دادی این 28 روز شکرت رو به جا بيارم و تا بتونم و حسم خوب باشه باز هم توی دوره ی شکرگزاری شرکت می کنم و شکرت رو به جا ميارم.
خدايا شکرت که آدم های اشتباهی رو از زندگیم بیرون انداختی و آدم های بی نهایت خوبت رو وارد زندگیم کردی.
خدايا شکرت که ذهنم و خودم ثروتمند هستیم.
خدايا شکرت بابت اینکه کمکم کردی به آرزوم کم کم برسم و هنوز هم دارم رشد میکنم
خدايا شکرت بابت دوستای وفادار و عزیزم که کمکم می کنند ، کنارم هستندو هیچ منت
هنوزم خودمو سرزنش میکنم واسه تک تک حرفای که اونروز زدم. برای بار هزارم مرور میکنم همه رفتارامو. خدايا چیکار کردم؟ چیکار کردم؟ مگه قرار نبود زوو بياد؟ مگه نگفت بیقراری نکنم زود مياد ؟ شد اولین و اخرین بار
لعنت بهت که همه چی منو ياد تو میندازه. شهرت، ماشینت. جنگل. اون رستوران ، روانشناسا، خداياااا-_-
خدايا ینی تقاص این اشکا رو پس میده؟ خدايا. اون ظلم کزد بهم با من ظلم کردم به خودم؟
امشب سکته نکنم خیلیه
یهو دلم از زمین و زمان گرفت . احساس دلتنگی همه وجودمو گرفت . خدايا به حق همین ساعت همه عزیزای ما رو حفظ کن . 
به حق همین ساعت همه رفتگان ما رو بيامرز . 
به حق همین ثانیه ها و لحظه ها ما رو از شر ادم های بد حفظ کن . 
خدايا اگر کسی بدخواه ما بود از ما دور کن 
خدايا به همه عزیزای ما سلامتی بده . دل خوش و شادی بده . 
قسمت میدم به حق همین لحظه همه ی عزیزان ما به ارزو های خوبشون برسند . 
خدايا، این دل چیست که سرچشمه‌ی همه‌ی مهر و محبت‌ها و سرچشمه‌ی همه‌ی کینه‌ها و عقده‌هاست؟!
خدايا، دلم پر است و می‌دانم فقط تویی دادرس همه‌ی مظلومان و پناه همه‌ی بی‌پناهان.
خدايا، رنجیده‌ام از خیلی چیزها و خیلی‌ها. خسته‌ام از همه‌ی آدم‌ها.
خدايا، به حق و به راستی که تنها رب و پروردگار عالم هستی و همه‌ی قدرت‌ها از آن توست. شهادت می‌دهم تنها تویی لایق پرستش و تنها تویی شایسته‌ی قدرت.
خدايا، دلم پر است از آدم‌هایی که دل‌شان کوچک است چ
برای هیچ موضوعی دنبال توضیح زيادی نباش، از لذت درکش محروم می کنی خودت رو، خدا حکمت اتفاقایی که افتاده، رو به دلت میندازه!!
 
خدايا، لذت زنده بودن رو توی این دنيا، قبل از مرگ به من نعمت بده
خدايا سکوت و رضایت و امنیت رو به قلبم بده
و نجاتم از همه وحشت ها و نگرانی ها  
 
حالم خیلی بدِ خداياچه باید کرد؟همه ش با سرنشینان اون هواپیما هم ذات پنداری میکنماولش حتما هواپیما ت خورده و صدای مهیبی شنیدن و همه جیغ زدن و ترسیدنبعدم خلبان چیزهایی گفتههمه ش و داد و گریه و ترس قلبشون اومده تو دهنشوونتا بخواد بشینه رو زمین و نهایت منفجر بشه چه بر اونها گذشتهبجای تک تک اون بچه های کوچیک .بجای مادرها و اون زن حامله.
بجای همه مردهای سرزمینم.
و امیدها و ارزوها
 
اندوه خوردم و رنج بردم و ترسیدم و جا خوردمو گریه کردم و سکوتخ
چقدر دیروز در حال مرگ و من دیگه نمیتونم» و خدايا خدايا تا انقلاب مهدی یه کاراییش کن» بودم و الان بده من اون کفگیر رو، تو بلد نیستی ولی من خیلی خوشحال و قشنگ و بلدم حتی با اینکه بنزین داره گرون میشه و دیگه ایندفعه به خود خاک میشینیم» هستم.
از دیشب همش بی اختيار این جمله رو میگم
"داغ رو دلمه" دارم میسوزم انگار یه تکه ذغال داغ گذاشتن رو جگرم
آه میکشم و نفسم بالا نمياد
خدايا خدايا حرفم بزنم میزنی تو دهنم
باشه من بد ولی بگو کی خوب بود؟ کدومشون عزیز دردونت بودن؟ کدومشون دل مارو نشدن
خستم از نفس کشیدن 
صبح دنبال کارهام بودم 
کارت ویزیت ها و سربرگ ام تحویل گرفتم .
عصر به خانم خ زنگ زدم و گفتم کارش را انجام دادم 
شب رفتم خرید .و چیزی ک نيازش داشتم و چیزی که نياز نداشتم خریدم 
به میم پيام دادم .دعوا کرد .هنوز سفره .
و والان دلم گرفته و اشک هام داره میریزه خستم .همین
از هیچی لذت نمیبرم
خدايا اضطرار چیه جز حال من
پس کو معجزه
امشب دلم از کرخه تا راین است .که بياستم کنار راین و بلند بلند باهات حرف بزنم .
صبح اش تو خونه تو بیدار شم بغل
الان تنها چیزی که از خدا میخوام آرامش و سلامتی روحم هست
خدايا تو قدرت بی نظیری داری و میتونی آرامش و سلامتی را به روح و جسم برگردانی،  خدايا تو باید مرا شاد کنی که بتونم آدمهای اطرافم را شاد کنمخدا با هدیه ای به اسم آرامش و سلامتی مرا شاد کن
الان تنها چیزی که از خدا میخوام آرامش و سلامتی روحم هست
خدايا تو قدرت بی نظیری داری و میتونی آرامش و سلامتی را به روح و جسم برگردانی،  خدايا تو باید مرا شاد کنی که بتونم آدمهای اطرافم را شاد کنمخدا با هدیه ای به اسم آرامش و سلامتی مرا شاد کن
ازت می‌خوام بهم آرامش بدی خدايا. خشممو خنثی کن. عشقمو محو کن. خاطره‌ها رو از يادم ببر. خدايا امتحانت خیلی سخت بود. من بدجوری رد شدم. ببخش منو. خدای من يادم رفت که هدف باید چی باشه. که کدوم ایدئولوژی رو باید دنبال کنم. گم شدم. کمکم کن پیدا شم دوباره. پیدام کن.
 ❆ نامهربانی:فرياد جانانه مهربانی های مرا انتهایی استو نه بی مهری های تو!. ❆کوچ خنده:ناله ها است در منجای آوازاز لبم کوچ کرده اندخنده هایم. ❆ خدايا:خدايا!!!چگونه،با تنها بودن هایتکنار می آیی!؟ #سعید_فلاحی (زانا کوردستانی)#شعر_پریسکه@ZanaKORDistani63@mikhanehkolop3https://www.instagram.com/zanakordistani?r=nametaghttp://mikhanehkolop3.blogfa.com
خدايا نمخوام ازت که دودستی چیزی که میخوام رو بهم بدی 
ازت میخوام دستامو بگیری و وبه قدم بهم کمک کنی این راه روبرم و به مقصد برسم.
خدايا ،کمکم کن تا لياقت چیزی که میخوام رو خودم بدست بيارم 
خدايا دوست دارم بهت نزدیک شمنزدیک ترخیلی نزدیک.
+ به قول آلا ، خداوندا بگیر از من هر آنچه که میگیرد تورا از من.
+ به وقت چشم های خسته و کوفتگی لذت بخش.مدت ها بود این لذت رو تجربه نکرده بودم. ششمین روز شروع هم  تموم شد و من دارم با ارامش سر به بالین میذارم.
+
حداقل انتقام افقی برگشتن تمام سربازای امریکایی از منطقه ست.
 
یعنی این حتی حداقل هم نیست.هنوز مونده!
 
خدايا سربازای ما رو ياری کن و تیرهاشون روبه هدف بزن! خدايا به ما رحم کن و ما رو جزو پیروز شده ها بر جبهه باطل قرار بده که پیروزی حق بر باطل حتمیه!
دلم میخواهد دوباره به مسیر دو سال پیش برگردم
این بار اشتباهات گذشته را تکرار نخواهم کرد
خدايا مرا بازگردان به جایی که بودم
این کابوس های شبانه مرا رها نمی کنند من کار نیمه تمامی دارم که اگر تمام نشود بسان خوره تمام مرا خواهد خورد
خدايا نوری در قلبم هست که می گوید من به آنجا بر خواهم گشت تا کارم تمام شود
می شود که بشود
 
دیشب تا ۳ بیدار بودم ، داشتم رفرنس میخوندم ، اما نه رفرنس کنکور ، اول میخوام عملیمو تقویت کنم ، بعد کنکور ، کارا پايان نامم مونده ، پژوهشی برداشتم ، هنوز تو پروپوزالم خدايا بهم توان و قدرت ونیرو بده.
معدلم مرزی هست ، خیلی فشار رومه   خدايا کمکم کن
یه جایی خوندم که یه بنده خدایی داشته دعا می‌کرده. بین دعاهاش گفته خدايا همین کوهی که اینجاست رو برای من تبدیل به طلا کن. خدا هم دعاش رو قبول کرده و کوه طلا شده. این شخص که خیلی هیجان‌زده شده بوده، گفته خدايا تو چقدر خوبی، چقدر قدرت داری، چقدر زياد بخشنده‌ای! خدايا هرکی ازت کم خواست ریشه‌شو بسوزون! بالفور چپه میشه میفته! ناظر ماجرا میگه خدايا چرا؟ خدا هم میگه چون کم خواسته بود. فکر کردین یه کوه طلا چیزیه واسه من؟
فقط نمی‌دونم اینایی که تو قصه
 
آقا ناصر صدایش می لرزید. . و دست هایش را رو به آسمان گرفت و گفت: خدايا شکرت! خدا يا شکرت! اگه هر دو پسرم شهید شدن، لياقت داشتن و تو هم قبولشان کردی. خدايا شکرت که بچه هام مایه ننگ و سرافکندگی مان نشدن. خدايا شکرت که بچه هام مایه عزت و افتخارم شدن. خدايا هزار مرتبه شکر خوب دادی. هزار مرتبه شکر خوب گرفتی.
 
گلستان يازدهم، ص 65
الله اکبر.!
الله اکبر!
صدای اذان را میشنوی؟‌خدا با تو سخن میگوید.
خدايا حافظ وطنم ، مردمانش ،سربازانش ،سردارانش باش :)
رهبرم. !
خدايا 
سردارم جایگاه ابدیت تو در قلبِ ماست‌‌حاج قاسم، سلیمانی های دیگری هستند که دارند انتقام خونت را میگیرند!! تو آرام بخواب سردار خيالت راااااااحت ❤️ #انتقام_سخت ✌️✌️✌️✌️✌️✌️✌️
روز دوم شکر گزاریم وبی نهایت شکر:)
-خب من پيام فرستادم برای ادمین واگه گفت دوبار در روز تمرینات ورزشی انجام میشه که منصرف میشم چون خودم تمرینات رو دارم.
-خواب ِ داشتن آرزوی قشنگمو دیدم، عالی بود و خدايا شکرت که خودت یه جور قشنگی به دستم می رسونیش❤
-خدايا از این بابت بازم به تو پناه می برم وتوکل میکنم بهت خودت همه چی رو قشنگ ُ قشنگ تر برامون بچین
خدايا شکرت بابت بودن مهربون ُ خوش قلب ترینم
ایمان یعنی ریشه داشتن در سختی و باد و بوران و هوای سرد.
ایمان یعنی ایستادن
خدايا بيا و از ما ناامید نشو وقتی می بینی چقدر بی ایمانیم.دنيا ترسناک میشه اگر رهامون کنی. خدايا حتی اگر فرزانگی درآوردن کفشهامون رو به وقت دیدن نور کنار کوه طور، نداریم؛ کفشهامون رو به جبر از ما دور کن و صدامون کن.این بار منم که از تو خواهش میکنم بخوان ما را؛ بخوان و شک نکن که محتاج لحظه ای هستیم که تو ما را به نام بخوانی.
نمیدونم چرا نمیتونم مثل یه آدمیزادِ خرخون بشینم سر درس و مشقم!
جمعه ی هفته ی بعدی آزمون دارم و کلی درسِ نخونده و تلنبار شده. اگه اینطوری پیش برم همه چیزو میبازم. 
خدايا خودت کمکم کن بتونم اون روياهای قشنگی که برای خودمو خیلی های دیگه دارم رو واقعی کنم. خواهش میکنم ازت.
خدايا یه کاری کن تهش قشنگترین اتفاقا بیفته. خودت که میدونی تنها امیدِ منی.
 
دلم میخواد برسم به روزی که با لبخند در حالی که اشک شوق از چشمام میچکه سرمو بگیرم رو به اسمونت و فرياد بزنم خدايا شکرت، خدايا عاشقتم، خدايا چقدر خوبه که تو رو دارم.
اونوقت تو با مهربونیت بهم لبخند بزنی و بگی دیدی؟ دیدی بالاخره
ادامه مطلب
از خود ضعیف ام بدم مياد از خودم که رفتم و نتونستم از خودم که برگه ها گرفتم و از ساختمان زدم بیرون از خودم متنفرم .چرا من قوی نمیشم .
چرا ياد نمیگیرم رها کنم من داد میزنم میگم میرم اما پایم لنگ میزند .
من امروز تا کجا رفتم .من امروز چی ها دیدم خدايا این قلب من قاعدتادباید از کار بيافتد بيا و تو تمامش
سه روز است که نشستم تو خانه گریه می کنم و امروز بازهم نتونستم
خدايا نزار تو را هم از دست بدهم 
خدايا بابت این روزا ازت ممنونم و خیلییییی دوستت دارم
اینکه مامان گذاشت شب یلدا بعد از سرکار برم خونه ی حورا اینا و شب یلدا باهم باشیم و شب هم خونه شون بمونم و باهم کلیییی بهمون خوش بگذره و صبح باهم بیدار شیم و باهم بدویم و بریم سرکار و تا پنج عصر بازم باهم باشیم
خدايا ازت ممنونم
ماشاالله لاقوه الا باالله العلی العظیم
چشم نخوره دوستی مون
 
خدايا ازت ممنونم
اشکالی نداره اگر امروز به آزمون تعیین سطح زبان نرسیدیم
عوضش تو هوامونو داری
ازت ممنونم
خدايا مرسی که مردم منو در کسوت اهل تقوا به حساب ميارنتو صف وایستادم سوار ون بشم اون جایگاه دومی دو تا دختر سوار شدن، مسئول خط به خانم پشت سری من گفت شما سوار بشیدماشین بعدی که اومد آقاهه گفت از قيافه‌ت دیدم پیش اونا نمیشینیبيا تو این یکی ماشین جلو بشینمرسی از آدم باشعور
+خوب شد این فرجه بود که من برم ابروهامو بردارم و دندونمو درست کنم!+دندونم یکم درد میکنه.
 
+عجیبه تا اومدم بنویسم با روياهای بزرگ تو سرم چیکار کنم، خدايا خودت کمکم کن برسم بهشون؛ بعد همون موقع تو فیلمه خانومه و شوهرش به آرزوهاشون رسیدن و خانومه گفت خدايا شکرت و بزرگ‌ترین روياهای ما واسه تو کوچیکه! وااای چقدر معجزه میبینم من. شکرت خدايا از بزرگی. همه چیو دست تو میسپرم همه چیییو.
 
+باید نخ دندون بکشم از این به بعد. 
 
+دیگه اینکه شنیدم اتیش سوزی ج
بسم الله الرحمن الرحیمخدايا ببخشید اگر هعی پشت هم گند میزنم و مثل آدم های دست و پا چلفتی خراب کاری می کنم. خداییش یک جاهایی می مانم که دعا کنم خراب کاری ام، خراب کاری حساب نشود. :| می دانی که از چه چیز حرف می زنم. از آن وقت هایی که کار خیط شده و من مرددم بین دعا کردن و از تو خجالت کشیدن و دعا نکردن و از استرس تا مرز جان دادن رفتن.خدايا ممنون که بدون این که به رویم بياوری به حرف هایم گوش می دهی. ممنون که حتی وقتی خیلی اوضاع خراب است و رویم نمی شود مستق
خدايا چقدر این دنيا بالا و پایین داره
خدايا شکرت من همین امواج را می خواستم
این تازه اول راه عاشقیت. 
برای فتح دريای پرتلاطم الهی باید آماده شد. 
نه اشتباه می کنم
باید بتوانم در این تلاطمات آمادگی، تمرین کنم. 
تا بدون واهمه ای بتوانم در دريای مواج الهی با آرامشی الهی غرق شوم
و این تازه آغاز عاشقی و اول یک سفر بزرگه.
 
 
 
می ترسم آنجا برای حسین حسین گفتن کم بياورم
من که ندیده ام
من که نرفته ام
می گویند بین الحرمین
عجب صفایی دارد.
می گویند هوایش 
عطر بهشتی دارد
می گویند.
خسته ام از میگویند ها
دلم یک نقل قول از خودم در وصف کربلا میخواهد.
خدايا کربلا میخواهمخدايا عشقم حسین (ع) است
خدايا پناهم حسین (ع) است 
.
از خدا میخواهم  تو زندگیت ، فقط یه بار تو دوراهی بمونی!!!
اونم تو بین الحرمین !!!
که ندونی پیش حسین زانو بزنی يا عباس
کی امشب مثل من دلش حرم میخواد ؟؟؟ 

هم
نيایش صبحگاهی
خدايا آنگونه زنده‌ام بدار که نشکند دلی از زنده ‌بودنم و آنگونه بمیرانمکه کسی به وجد نياید از نبودنم.
خداوندا تو را ستایش می‌کنم زیرا وقتی در تنگنا بودم و تو را طلبیدم فرياد برآوردم و از تو کمک خواستم تو به دادم رسیدی  خدايا رحمت و محبت تو دائمی است آنانی که به تو امیدوارند هرگز سرافکنده نخواهند شد
 ((  مهرسازی زمان معتقد است که همیشه خدا به ياری ما هست فقط باید باور داشته باشیم )) 
و گاهی نمیدانی راه کجاست و به سرمنزل نمی رسی اینم حکایت ماست
بعضی وقتا داری میری ولی به خودت ميای که ای دادی بیداد راه و اشتباه رفتی ولی قربون خدا برم که راهنماست دمی شما گرم آخدا اااااا
 
حال و هوام این روزا شبیه خودم نیس نمیدونم چرا شاید به خاطره اینه که هواسم به خودم نبوده شاید نمیدونم والا ولی باید فردا حالا یکم حواسم به خودم باشه به خودم برسم  ایشالا
 
خب دیروزم که سالگرد ازدواج حضرت مادر با حضرت مولا بود به به واقعا که دل شیعه به شادی ارب
 
خدايا عذر می خواهم از اینکه در مقابل تو می ایستم و از خود سخن می گویم و خود را چیزی به حساب می آورم که تو را شکر کند و در مقابل تو بایستد و خود را طرف مقابل حساب آورد!

خدايا آنچه می گویم از قلبم می جوشد و از روحم لبریز می شود. خديا دل شکسته ام، زجر کشیده ام، ظلم زده ام، از همه چیز نا امید و از بازی سرنوشت مایوسم. در مقابل آینده ای تیره و مبهم و تاریک فرو رفته ام. تنها تو را می شناسم، تنها به سوی تو می آیم، تنها با تو راز و نياز می کنم.
 
 بخشی از نيای
هروقت مادرم رو بغل میکنم ياد اون طفلونکیها میوفتم و گریه میکنم
من گریه میکنم
مادرم گریه میکنه
همدیگرو بغل میکنیم،محکمه محکمو از خدا طلب ارامش داریم برای عزیزانی که عزیزهاشونو از دست دادن
تا قبل از اینکه بيام ایران،تنهایی اشکهام میریختالان تو بغل مادرم اشکهام سرایز میشه
اولین باریه که اومدم ایران و هم ذوق میکنم و هم گریه.با لبخندِ نه از ته دل
خدايا صبرمون بده.
 
خیلی وقته اینجا چیزی ننوشتم 
بعد از مدتها اومدم یه بخشی از ارشوم رو خوندم 
خدا 
چقدر دلم برات تنگ شده. دلم کربلا میخواد. دلم میخواد منم همسفر بشم با مارکو و مهربان. خدايا دلم اشوبه. ارومم کن.
يا امام حسین به تو سپردمشون. يا امام حسین به حق رقیه ات. يا امام حسین تو که پناه بی پناها هستی تو که همه کس بی کسا هستی. خودت به فريادم برس. خودت واسطه بشو پیش خدا. خدايا عزیزانم رو در پناه خودت سالم و سلامت حفظ کن و هر چی شر و بدی و بلا و گرفتاری و مریضی هست رو
خلاصه روز نوزدهم هر روز صدها بار به خودم خاطر نشان می کنم که زندگی درونی و بیرونی من به تلاش سایر مردم، زنده يا مرده، بستگی دارد و من هم باید تلاش خودم را بکنم تا به همین اندازه ای که دريافت کردم، يا هنوز در حال دريافت هستم، از خودم مایه بگذارم.»راز موفقیت اینشتن شکرگزاری بود، امروز تو هم مانند انیشتین صد بار بگو: خدايا شکرت، و این کار را با برداشتن صد گام شگفت انگیز انجام بده.‍♀️‍♂️با اینکه ممکن است غیر قابل باور به نظر برسد که گام برداشت
 
خدايا این مشعل فروزان انقلاب را که بر عهده ما گذاشته ای، منورترکن . خدايا به ما توفیق ده تا شایسته این رسالت بزرگ باشیم و علی وار در معرکه های مرگ و زندگی شرکت کنیم و حسین صفت، مرگ شرافتمندانه را به زندگی ننگین ترجیح دهیم.
 
 بخشی از نيایش های شهید چمران، کتاب زمزم عشق، ص 196
 
سلام
خیلی وقت ها معنی بعضی از کارهای خدا را درک نمی کنم.
من خیلی معتقدم که هر اتفاقی تو زندگی ما میفته حتما دلیل داره.
امروز داشتم توی تلگرام انتخاب می کردم که کدوم یکی از کانتکت ها بتونن عکس پروفایلم را ببینن که یه دفعه اسم . رو دیدم. در صورتیکه قبلا اسمش را از لیست مخاطبان گوشی و تلگرام حدف کرده بودم.
 
دوباره زخم کهنه سر باز کرد. حالم خیلی بد شد. بهم ریختم. چرا باید این اتفاق بیفته در صورتیکه مدتهاست من ارتباطی با این ادم ندارم و دارم همه تلاش
خدايا شکرت که مسیر را برام روشن میکنی، خدايا شکرت که پیشاپیش من قدم بر می داری و موانع را از سر راهم بر می داری. تو که هستی نقشه راه برام مشخصه، من قوی هستم، من باهوش هستم، من تحصیلکرده هستم، من دارای روابط رويایی هستم، من دارای شغل ایده آلی هستم، من سالم و سرحال هستم، من داری زیبایی ظاهر و باطن هستم، من راستگو هستم، من درستکار هستم، من بسيار مهربان و صبور هستم.
سلام  
این روز ها چشم دلم قفل حرم امام رضاست هر وقت تو خودم میرم دلم برای درد و دل باهاش میره تا گوشه گوهر شاد همون جا که گنبد اقا در زیبا ترین و با عظمت ترین حالت خودش حال دل آدم و خوب میکنه 
 
رفیقم از دستم شاکیه چن وقته نشستم درست و مردونه با هم حرف بزنیم همش در حد یه فاتحه بوده وبس   خودت ببخش رفیقم 
 
خدايا دل تنگمون و به  دست دلگشای بی مانند یعنی خودت میسبارم خودتون کنارم باشید یعنی کنارمون  باشید 
 
برم یکم دعا کنم  
 
خدايا کمک کن انقدر عا
خدا می دونه چقدر بی تابم. چقدر منتظر. منتظر یه فصل از یه کتاب. فصلی که خیلی برام مهمه و قراره یه نفر برام بفرسته. مطمئنم اون یه نفر درک نمی کنه چقدر برام مهمه و چقدر منتظرم و نمی دونم چطوری تحمل کنم . چطوری صبر کنم. خدا کنه زود بفرسته. خدايا. خدايا.
اوضاع مملکت که خیلی قمر در عقربه‌ ولی من سعی می کنم بی خيال باشم. مسئله ی دیگه ای منو بی تاب کرده
دیشب شعرها رو فرستادم برای سین. امیدوارم بتونه کاری بکنه
بنظرم بد موقع به دنيا اومدیم هممون. همه ماهایی که تو شرایط فعلی ایران زنده ان اشتباه به دنيا اومدن. روزای تباهین و روزای تباهتری توی راهن. 
نمی دونم ولی می دونم یه چیزیو. اونم اینه که زمین رو "کثافت" پر کرده. دنيا رو "لجن" گرفته. گند زدیم به کره قشنگی که خدا بهمون هدیه داده. نمی دونم پول و قدرت و کشتن میلیون ها نفر توی جنگ هر کشوری قراره توی اون دنيا به عاملشون کدوم عذاب جهنمو بدن؟ ولی بياید قول بدیم اگه تو هر قبرستونی یه کاره ای شدیم "آدم باشیم. ظل
بنظرم بد موقع به دنيا اومدیم هممون. همه ماهایی که تو شرایط فعلی ایران زنده ان اشتباه به دنيا اومدن. روزای تباهین و روزای تباهتری توی راهن. 
نمی دونم ولی می دونم یه چیزیو. اونم اینه که زمین رو "کثافت" پر کرده. دنيا رو "لجن" گرفته. گند زدیم به کره قشنگی که خدا بهمون هدیه داده. نمی دونم پول و قدرت و کشتن میلیون ها نفر توی جنگ هر کشوری قراره توی اون دنيا به عاملشون کدوم عذاب جهنمو بدن؟ ولی بياید قول بدیم اگه تو هر قبرستونی یه کاره ای شدیم "آدم باشیم. ظل
امروز در حالی که از همه چیز و همه کس به تنگ آمده بودم؛ با رفیق جان رفتیم سر قرار همیشگی!!
آخرین روز پاییز
یک قطعه از بهشت.
یک قطعه کم است . اصلا خودِ خودِ خودِ بهشت.
آن جا اتفاقاتی افتاد که خدا آمد نزدیک ما دو نفر.
 +رفیق جان معتقد است که بعضی چیزها را نباید تعریف کرد و. من هم به احترام او صحبتی از آنچه امروز رخ داد، نمی کنم.
+خدايا شکرت چه پاییزی شد امسال عاشقانه. دلبرانه. شروعش با پياده روی اربعین. پايانش با زيارت پرچم ارباب. خدايا شکرت.
خدا ما را بکش قیمه قیمه کن بریز توی زودپز بخارپز کن جزغاله کن ریز ریز کن.این منیتمان بپرد
با این حال
خدايا بخاطر همین منیت که با ما همراه کردی شکرت .چه غوغا ها و سوداها که این منیت در جهان بر نيانگیخته!
چه تراوشها چه عشقها شورها نشاطها .
خدايا تو که کشتی ما را  تا چیزی به شعورمون اضافه کنیهمچین اضافه شد نشد که باز  هر چی توی این بساط زده بودیم به یه سوز کفر از سرمون پرید و موندیم خمار!
ای خدای معتادها عيارها رندها پاپتی ها تو هوای ما را داش
 
فرازی از دعای کمیل :
خدايا بيامرز برایم آن گناهانی که می درد پرده های پاکدامنی ام را .
خدايا بيامرز برایم آن گناهانی که فرو ریزد عذاب ها را .
خدايا بيامرز برایم آن گناهانی که حبس میکند دعا را .
خدايا بيامرز برایم آن گناهانی که نازل کند بلا ها را .
خدايا بيامرز برایم آن گناهانی که دگرگون سازد نعمت ها را .
 
و چه نعمتی بزرگتر از  وجود امام معصوم ، و چه غفلتی بدتر از نبود امام معصوم . !
به ما شیعيان که امیدی نیست .
دلمان خوش است به عهدی که صاحب
.
دیدی چی شد؟
دیدی چی شد؟
گفته بودم تو وانمود کردن خوبم. 
وانمود کردم چشام سياهی نمی‌رن.
وانمود کردم سرم گیج‌ نمی‌ره و می‌تونم بدون خوردن به در و دیوار برم جوراب بردارم و وانمود کردم دست و پام یخ نکردن که به جوراب احتياج داشته باشم. 
بلند قهقهه زدم که اشکای گوشه چشممو توجیح کنم. خنده‌م شدید بود، اشکم اومد. 
دستای لرزونمو گرفتم تو بغلم و حرف زدم، زور زدم، تلاش کردم. هه.
دیدی چی شد؟
حالم خوب نیست. 
ببخشید. 
دیدی چی شد؟
دیدی عزیزم؟
دیدی همونی شد ک
امروز اما حالا بعد ِ انجام تمرینا
انقدر خوبم که دیگه اجازه نمیدم هرکسی بياد پیشم بشینه و
چسناله کنه و ناشکری که روم تاثیر بذاره.
خدايا به تو توکل کردم و هیچی نمیدونم فقط میدونم میتونی 
همه ی  خواسته هایی که ته دفترشکرگزاریم نوشتم رو بهم هدیه بدی
خدايا شکرت، بی نهاااایت.
 
[خدايا] هر گاه دلم رفت تا محبت کسی را به دل بگیرد تو او را خراب کردی .
خدايا . به هر که و هر چه دل بستم دلم را شکستی و عشق هر کسی را به دل گرفتم قرار از من گرفتی. تا هیچ آرزویی در دل نپرورم و هیچ خیر و امیدی نداشته باشم.
تو این چنین کردی  تا به غیر از تو محبوبی نگیرم و به جز تو آرزویی نداشته باشم و جز تو به چیزی يا کسی امید نبندم .
خدايا تو را بر همه این نعمت ها شکر می کنم.
 
. خدايا به آسمان بلندت سوگند، به عشق سوگند، به شهادت سوگند، به علی سوگن
شده گاهی که دلت تنگ شود؟!
یه مدت شدیدا دلم برای خودم تنگ شده بود، برای خودِ واقعیم، خودِ خودم! :) الان عجیب حالم خوبه، چون خودمم، الان نبات واقعی داره مینویسه! یک عدد نباتِ راضی و به شدت خوشحال! یک عدد نباتِ پر از انرژی و انگیزه! :) خدايا مرسی، بخاطر این احساس قشنگ، خدايا مرسی که کنارمی، مرسی که میشه لمست کرد،مرسی نبات، مرسی بخاطر این حالِ خوب :) 
دوستت دارم خدا، دوستت دارم نبات :) 
خدای من
در هرثانیه ای که می گذرد
بی شمار نعمت بر من ارزانی میکنی
تپش قلب،دم و بازدم
دیدن،شنیدن،لمس کردن
نبض زدن ها،پلک زدن،فکرکردن
و.
نعمت های بیشماری که از شمردن آن ناتوانم
و من چقدر بی تفاوت می گذرم
ومدام از نداشته هایم پیش تو گله وشکایت 
می کنم
خدايا برای ناشکری ها و کم طاقتی هایم
برای فراموش کاری ها و بی توجهی هایم
مرا ببخش
خداوندا
به دل نگیر اگر گاهی
زبانم از شکرت باز می ایستد
کم می آورد
در برابر بزرگی ات
ای مهربانترین مهربان ها
بهترین ه
 
خدايا من از تو می خواهم که طبع ما را آن قدر بلند کنی که در برابر هیچ چیز جز خدا تسلیم نشویم . دنيا ما را نفریبد، خودخواهی ما را کور نکند، سياهی گناه و فساد و تهمت و دروغ و غیبت، قلب های ما را تیره و تار  ننماید.
 
خدايا به ما آن قدر ظرفیت ده که در برابر پیروزی ها، سرمست و مغرور نشویم. خدايا به من آن قدر توان ده که کوچکی و بیچارگی خویش را فراموش نکنم و در برابر عظمت تو، خود را نبینم.
 
بخشی از نيایش های شهید چمران، کتاب زمزم عشق، ص 33
از ساعت ۵ صبح نخوابیدم . مدل خوابیدنم ریخته بهم . دیروز نشستم فیلم عرق سرد دیدم و پايان فیلم گریه کردم . زندگی من خیلی بدتر بود . چه روزهایی پشت درب محضر التماس نکردم که میبخشم .اولش شرط خودش این بود بعد چند روز بهانه و بازی شروع شد .از خیلی ها خواستم کمک کنند .خیلی ها حرف زدند .اما امضا نکرد و تا همیشه دردش موند من حمایت هیچ کس نداشتم تو اتوبوس تهران به اصفهان گریه کردم و سط گریه هام خوابم برد چی کشیده بودم چقدر تو کهف شهدا تو گلستان شهدا
خدايا بسه دیگه خسته شدیم
هنوز هم دارم جواب اون دانشجوی پست قبلی رو میدم:/
حرفاش در مورد پروژه تموم شده در مورد المپياد حرف میزنه و مدیونید اگه فکر کنید این همون دختر چادری تو آسانسور که پیش یکی از استادهام از من آی دی میخواستم که سوالاتش رو بپرسه، نیست
البته که زکات علم نشرش هست و این حرفا 
خدايادر اینکه اینجایی و هم اکنونی زیستن شرط داشتن یک زندگی خوب و ارزشمند است تردید ندارم اما چگونه می توانم این پرنده گریزپا را در آشيانه اش در بند کشم و اجازه ندهم تا دم به دم و هر لحظه به گذشته و آینده سر کشد و آنات زندگی ام که تنها سرمایه نقد است به قیمت گذشته معدوم و آینده محتمل به تاراج نرود.باشد تا نه ترس از حوادث آینده داشته باشم ونه اندوه وقایع گذشته خورم ؟! خدايا ياری ام ده که سخت ناتوان و محتاجم .
پ.نأَلَا إِنَّ أَوْلِیَاءَ اللَّهِ لَا
نيایش صبحگاهی
خدايا آنگونه زنده‌ام بدار که نشکند دلی از زنده ‌بودنم و آنگونه بمیرانمکه کسی به وجد نياید از نبودنم.
خداوندا تو را ستایش می‌کنم زیرا وقتی در تنگنا بودم و تو را طلبیدم فرياد برآوردم و از تو کمک خواستم تو به دادم رسیدی  خدايا رحمت و محبت تو دائمی است آنانی که به تو امیدوارند هرگز سرافکنده نخواهند شد
 
(( مهرسازی زمان معتقد است که هرروز صبح از خواب بلند میشی با خدا روز روع شروع کنی.نمیدونم چرا وقتی شاید ادم يادش میره انگار چیزی
الان یه خورده دیروقته برای بیرون بودن.   اما برای بیمارستان بودن زمان عجیبی نیست     دو سه روزیست خانمی مادر شد و آقایی پدر!   چه ذوق زده اند از فرزند اول.   اما همه چیز به همین دلخوشی نمیگذرد و سختی های خودش را دارد   مثلا ممکن است مادر مجبور به سزارین شده باشد  و حالش هم  هر روز به شکل عجیبی خوب نباشد و هر بار تمام خانواده و جمعی نگران که خدايا خدايا به حال این مادر و پدر و این بچه رحم کن  و از درگاه خداوند کریم و رحیم طلب شفا عاجل داشته
الان یه خورده دیروقته برای بیرون بودن.   اما برای بیمارستان بودن زمان عجیبی نیست     دو سه روزیست خانمی مادر شد و آقایی پدر!   چه ذوق زده اند از فرزند اول.   اما همه چیز به همین دلخوشی نمیگذرد و سختی های خودش را دارد   مثلا ممکن است مادر مجبور به سزارین شده باشد  و حالش هم  هر روز به شکل عجیبی خوب نباشد و هر بار تمام خانواده و جمعی نگران که خدايا خدايا به حال این مادر و پدر و این بچه رحم کن  و از درگاه خداوند کریم و رحیم طلب شفا عاجل داشته
دلم گرفته از روزگار.
از این روزگاری که داره گلچین میکند  و  خوب ها رو با خودش میبره و ما.
نمی دونم ولی واقعا دیکه وم آوردم . از اول ماه رمضان  که  داریم عزیزان مون از دست میدیم و به ما نرسیده  یکی دیگهتازه   عزای  باباجی  بیرون اومده بودیم .تازه دیروز  اربعین امام حسین بود

پ.ن : آرزو داشتم امسال  مثل ۸ سال پیش برم کربلا  اما قسمتم نبود چرا کدخدا بهترینها رو انتخاب کرده بود .ای کاش منم در این راه بمیرم .
پ.ن ؛ دوتا از بستگان 
1_امروز مزخرفترین روز زندگیم بود 
خدايا هیچ وقت این برنامه از تلویزیون پخش نشهالهی امین 
دلیل این همه مسخره بازی رو نمیدونم. من اگه از همون ابتدا میدونستم یه همچنین جایی قراره برم هیچ وقت نمی رفتم. اون یه ساعت هم که موندم، توی رودربایستی بودم بعد متوجه شدم همه توی رودربایستی بودن 
کاش همون موقع زمین دهن باز میکرد و منو می بلعید .ای خداااااا
2- اگه جایی باشی و کسی هیچ وقت دلتنگ نباشه. باید از اونجا بری. اونجا جای تو نیست
منم رفتم برا همیشه. بد
خدايا؟
منو ببخش به خاطر سهل انگاری ام
منو ببخش که نذری رو که باید در عرض ششصد و چهار روز تموم می کردم، در عرض چندین سال تموم کردم
البته دست خودم نبود
یه مدت فکر و ذکرم فقط مرگ شده بود
هیچ هدفی جز مرگ نداشتم
دست و دلم به هیچکاری نمی رفت
همه چیز برام بی معنی شده بود
اولش فقط در حد یک حرف و فکر بود
تا اینکه پیمانم، نفسم، عشقم پر زد و از پیش ما رفت
اونموقع بود که دیگه دنيا برام غیرقابل تحمل شد
با اینکه با خدا قهر کرده بودم
ولی اون تنهام نذاشت
یه فرشته
در یکی از روزهای تلخ زندگانی ام وقتی  برای خفه کردن صدای هق هق هایم سر آستینم را گاز میگرفتم، فکری به سرم زد که شاید به ظاهر احمقانه بياید‌. 
از خودم عکس گرفتم و در گوشه ای پنهانش کردم تا احدی جز خودم به آن دسترسی نداشته باشد . امروز اتفاقی به آن عکس رسیدم . 
هزاران بار بوسیدمش، موبایل را در آغوشم گرفتم، سپس دوباره عکس را بوسیدم. چشمهایش را، اشک هایش را، چین های پیشانی اش را، دهانش را که از هق هق نیمه باز بود، موهای پسرانه ی آشفته اش را . همه اش ر
آخر دعاش گفت خدايا ی آرامش قلبی به این جمع بده که چیزی که در درونشونه رو پیدا کنن.
بهترین دعایی بود که ی نفر میتونست در حقم بکنه.خدايا میشه ی روز بيام و بگم آرامشی پیدا کردم که هیچ چیز و هیچ کس مطلقا نمیتونه خرابش کنه؟
++خیلی دوست دارم سبک سخنرانیش رو.حرفاش ملموسه برام.
++میخواستم ی کتاب مربوط به وقایع کربلا واسه ی فندق بگیرم.چند جا رفتمو واسه گروه سنی اون چیزی پیدا نکردم.از آخر عجله ای کتاب به اسم پند های پدرانه خریدم که نهج البلاغه برای ک
خدايا نوکرتم که از هر چیزی چینی شو بهم دادی
8------------------------------------------------------------------------------------------------------------8
*-----------------------------------------------------------------------------------------------------------*
&----------------------------------------------------------------------------------------------------------&
@-----------------------------------------------------------------------------------------------------@
#------------------------------------------------------------------------------------------------------#
 
بچه که بودم خیلی از دعاهام تخیلی بود.
مثلایکی از دعاهام این بود که خدايا میشه یدونه از ساعت های برنارد داشته باشم 
اون وقت میتونم زمانو متوقف کنم!!
يا خدايا میشه امسال معلم رياضی نداشته باشیم تا رياضی نخونیم؟
ازاین نوع دعاها زياد داشتم.
نمیدونم از کی دقیقا ولی دیگه دعایی برای خودم نکردم. هیچ وقت.
روزهای خاص مثل شب های قدر يا محرم 
برای خانوادم وکسایی که میشناسم طلب سلامتی میکنم ودیگه زبونم برای خودم نمیچرخه دعاکنم.
مامانم همیشه میگه ادم با
✅به هر کجا که می خواهی برسی، خدا باید برساندنت. بله تو تلاش بکن  وَالَّذِینَ جَاهَدُوا فِینَا اما آنکه تو را به مقصود می رساند خداست: لَنَهْدِینَّهُمْ  ☘️ والَّذِینَ جَاهَدُوا فِینَا لَنَهْدِینَّهُمْ سُبُلَنَا وَإِنَّ اللَّهَ لَمَعَ الْمُحْسِنِینَ(العنکبوت/69) و کسانی که در راه ما کوشیدهاند به یقین راههای خود را بر آنان مینماییم و در حقیقتخدا با نیکوکاران استاین مبنا را از قرآن آموختی، این را هم بياموزیم که راهش، خواستن است. طلب ک
بالاخره جم و جور میشم تا برم سراغ نتایج
وارد سایت میشم و موقع وارد کردن مشخصات دعا دعا میکنم
خدايا از هزار بیشتر نشه دیگه میشه که بشه؟!
فاصله بین زدن اینتر و باز شدن صفحه هزار سال برام میگذره
و سرانجام کارنامه اعمالم رو می بینم 
اسکرول ریزی می کنم و درصدهام رو می بینم
نفس عمیقی می کشم و می رم سراغ قسمت رتبه
رتبه:ششصد(و خورده ای!)
خوابم يا بیدار؟! خدايا مرسی!
و یه تشکر ویژه از خودم((((:
با همان زبان پدر و مادریتان، برای #امام_زمان  " سلام الله علیه " دعا کنید
مرحوم شیخ محمود #تولایی_خراسانی در سخنرانی خود در مسجد جمعه اصفهان، در سال 1392 قمری می فرمود:
یکی از اعمالی که در دل شما ایجاد محبّت به امام زمانتان علیه السلام  می ‏کند و این عمل توجّهات خاصّه امام زمانتان علیه السلام  را به شما بیشتر می ‏کند، دعای برای امام زمان علیه السلام است. نوکر در حقّ اربابش دعا می‏ کند، کلفت و نوکر، در حق اربابشان دعا می ‏کند که خداوند او را به س
تو اونقدر خدای خوبی هستی، که دلم میخواد مدام بغلم کنی،میدونی خدا بغل تو با تموم بغل های دنيا فرق میکنه، تو آرومم میکنی و ته قلبم، درست همون قسمتی که مدام احساس تنهایی میکنه رو پرش میکنی، تو نمیزاری نبات تنها بشه، میون همه ی آدما، تو تنها پناه امنی هستی که هر وقت دوست داشته باشم میتونم صدات کنم و تو با آغوش باز پذیرای تمام اشک ها و دردام بشی، تو چه خدای صبوری هستی، چقدر بی اندازه مهربونی، خدايا دلم میخواد به اندازه تمام سال هایی که ندیدمت، بغل
پدربزرگم 97 سالشون بود . خدا بيامرزدشون .هیچ بیماریِ خاصی نداشتن اما دیگه خیلی پیر و ضعیف شده بودن و این آخری ها دائم بهشون سرم تقویتی می زدن ؛ چون نمی تونستن غذا بخورن و فقط مایعات استفاده می کردن . به همین خاطر همه برای رفتنشون خودمونو آماده کرده بودیم .  
اما قرار نیست همیشه مرگ تحتِ برنامه ای پیش بینی شده عمل کنه . ممکنه ناگهان بياد سراغ آدم . ممکنه وسط تمام رويا پردازی هامون یه دفعه به خودمون بيایم و ببینیم پامون دیگه روی زمینِ دنيا نیست . تر
اون کسی بود که به خاطرش قوانینم رو شکستم. گاردم رو آوردم پایین و انقدر پذیرفتمش که خودمم تصورش رو نکرده بودم. و بهش گفته بودم. گفته بودم اینجوری میشه گفته بودم که میترسم. 
حالا چیکار کنم؟ باز معده ام بهم ریخته جسمم مریض میشه. زیر این حجم از جس بد هزاربار میمیرم. 
چرا اینکارو باهام کردی سارا؟ چرا باورم کردی که میتونم باز با کسی دوست باشم و خودتم زدی تو برجکش؟
حالا من چیکار کنم؟ خوابم نمیبره لعنتی. از غم باد کردم. 
خدايا کمکم کن. خدايا خواهش میکنم
خداياااا هستی؟؟ میبینی منو؟؟ میبینی کم آوردم؟؟ دستمو بگیر خداااا. خدايا دیدی تا کی اونجا بودم؟؟ دیدی پسر خالمو مامان بابامو چی؟؟ فامیلامونو؟؟ دوستاشو؟؟ نمیتونم خدا خودت میبینی که نمیتونم
خدايا خواستم امسال نباشم ولی نشد
خدايا میبینی 5 بخوام برم بیرون چقدر باید جواب پس بدم. آره مقصر خودمم ولی نمیتونم خدا دیگه بریدم
بيا بزن تو گوشم و راحتم کن.
آره میدونم میگذره. دلم کسی رو میخواد که آرومم کنه. یکی که مثه دلی باشه نه اصن خود دلی باشه.
 
سلام
ساعت نزدیک سه صبحه
خوابم نمی بره
زبونم در حالتیه که فکر میکنم هر لحظه ممکنه تشنج کنم.
مغز سرم انگار موی رگ هاشم درد میکنه.
امروز خواستم برم بیرون ولی مریضی نذاشت
کل خانوادمون وارد چالش بدی شده اند
حرف و حال روزهامو به اوناهم نمیتونم بگم انگار حرفها و تفکراتم توی ذهنم گره خورده اند.به هر دری میزنن تا تخلیه بشن ولی.
کاش میشد يا طناب به سقف خونه وصل کنم و خودمو اویزون کنم
وقتی بالای سرم برسند که ساعت هاست بدنم یخ کرده
بی انگیزگی و ناامی
خدايا خیلی دوستت دارم : آموزش رفتارهای درست و صحیح با توجه به صفات خداوند
 
خدايا خیلی دوستت دارم : سهام الاندلسی/علی باباجانی، نشر براق
معرفی:
کودک قصه ی ما دلش می‌خواهد که خدا او را دوست داشته باشد. پس دست به کارهایی می‌زند که از صفات خداوند هستند، مثل عدالت، زیبایی، مهربانی و بخشندگی و علمعمق موضوع قصه همراه با متن روان و دلنشین و تصویرگری هنری جذاب و انیمیشنی باعث خاص بودن این کتاب شده است.آموزش رفتار های درست و صحیحی که با توجه به صفات
امروز عشقی تازه در سر پروریدم. من عاشقِ پرنسِ ابلهِ داستایوفسکی شده‌ام. خدايا! وقتی به ديالوگ‌های پرنس میرسم شوقی وجودم را فرا می‌گیرد. می‌خواهم کنارش باشم و فقط تماشایش کنم. خدايا من چرا اینقدر احمقم! عاشق یک شخصیت داستانی! امروز به همه‌شان فکر کردم و همه را کنار گذاشتم منتها همین الان به سرم زد به مح پيام بدهم. خیلی خلم میدونم ولی میدم. دادم باقی مهم نیست.
پرنس آه خدايا چرا من نبتید بجای آگاليا باشم؟ کاش پرنس را با همین ویژگی و ديالوگ داشت
بماند که چقدر فحش خوردم.از دوست آشنا خانواده ! نظرم رو بيان کردم و گفتم عصبانیم و ناراحتم از این اتفاق! از اتفاقات آبان ماه هم عصبانی و ناراحتم !نمیدونم چرا مردم ما میخوان دسته دسته باشن!فکر میکنن اگر کسی طرف اعتراضات رو بگیره یعنی با آمریکا همراهه و اگر طرف سردار رو بگیره یعنی با مشکلات کشور هیچ مشکلی نداره ! عصبانی و ناراحتم ! چون فهمیدم این همه درخواست آزادی بيان کشکه! الکی میگن ما در این کشور آزادی بيان نداریم! مشکل سياست های غلط نیست! مشکل
همه‌ی عمر به دنبال آزادی می‌دویدم، و چون به آزادی می‌رسیدم فرياد می‌زدم "خدايا خدايا مرا اسیر کن!" گویی بند بندِ تنم از هم می‌گسست، زیرا که فقط من آزاد نبودم، تکه‌های وجودم هم آزاد بودند. و نمی‌خواستند که در قالبِ من» اسیر باشند.
آنگاه فهمیدم که من» وجود ندارد، مگر در قالب تکه‌پاره‌هایی از کلمات، که ذراتِ سرگردانِ وجود را به هم پیوند می‌زنند تا جهان علی‌الظاهر برقرار بماند.
امشب در آینه به چیزی می‌نگرم که همه‌ی عمر من‌»اش خوانده
این هفته یکم کم کاری شد اونم به دلیل اینکه دو روزکلا نخوندم .
برادرم عمل جراحی داشت . دلم نمیومد تنها باشه . اون دو روز همش پیشش بودم .
همون باعث کم کاری این هفتم شد .
۴ساعت مهلت دارم که بخوابم و بعدش باید برم مشاوره :((
وای خدايا میدونستی خیلی دوست دارم؟؟؟ مرسی که هوامو داری .
یکم مضطربم دوباره .
این روزا باید ازمایش بدم و برم پیش دکترم حال و اوضاعم بدتر شده و اینو کاملا حس میکنم و اینکه مشخصه .
اما اینبار من پوست کلفت شدم و در برابرش مقا
بعد از نمازبه یکی از پایگاه های بسیج رفتم داخل شدم و خواستم آخر مجلس بنشینم که سخنران جلسه بلند شد وهمه در مجلس بلند شدند وبرگشتند به طرف درب ورودی من هم که فکر کردم شخص مهمی وارد شده برگشتم به طرف درب ولی هیچ کس نبود ناگهان سخنران صدا زد حاج آقا بفرمایید جلو  ،متوجه شدم که سخنران وحاضرین در جسله به احترام من بلند شده اند خیلی خجالت زده شدم واز آنها تشکر کردم‌.درانتهای جلسه وقتی شام تمام شد به من گفتند حاج آقا دعای سفره را بخوان من هم چند جمله
ظهر روز عرفه ۱۴۴۰ هجری قمری است. روز توحید. روز خاکساری و تضرع کائنات در برابر ذات اقدس احدیت و یگانه هستی. من ذره‌ای فقیرم در بی انتهای صحرای هستی که در طوفان حوادث و ابتلائات گریزگاهی از تو و پناهگاهی جز تو ندارم. من در غربتِ مخوفِ این بی کرانه های آسمان و زمین به ولایتِ ربوبیِ تو دل از غیر بریده؛ صاحب و انیس و ياوری جز تو نمی شناسم. خدايا ؛ من عبدی فقیر و ضعیف و سراسر نيازم که محبت و لطف و مهر تو مرا به زیور وجود آراست.
ای هستی بخش مهربان و ای پ
دلم می‌خواهد از حس و حالم بنویسم. حالم به قدری خراب است که به اینجا پناه آورده‌ام تا شاید کمی سبک شوم. دلم پر است؛ ناراحتم؛ عصبی‌ام؛ دل‌خورم؛ رنجیده‌ام؛ ناامیدم.
وضعیت این روزهای خودم خوب نبود که چند دقیقه قبل خبر گران شدن و سهمیه‌بندی بنزین همه چیز را بدتر و سياه‌تر کرد. در شب میلاد پيامبر رحمت و مهربانی، بر مردمی که همه جانبه پای این مملکت ایستاده‌اند، بنزین را جیره‌بندی می‌کنند تا خبر چند روز پیشِ پیدا شدن یکی از بزرگ‌ترین میدان‌ه
باید بگم میترسم . قدم هایی که دارم بر میدارم تهش میتونه به نوک کوه منجر بشه و حتی هر قدم اشتباهی میتونه باعث سقوط من بشه و حالا شاید پر استرس تر از دیروزم . میترسم , چون خیليا تو کارم نه آوردن . خیليا و من چاره ای ندارم دختر. دارم برنام میچینم و بیست و چهار ساعت شبانه روز رو تجسم میکنم . به شدت دلم درد میگیره به خاطر پدرم و البته مادرم .خدايا میشه ایندفعه همه جوره کمکم کنی؟ من همه ی خودمو میسپرم دستت همه چیز رو کنترل کن . همه چیز رو خوب تغییر بده . خدا
دیروز صبح خبری نبود. ولی بعد ازظهر اعتراضات شروع شد. خیلی ساده. مردم خيابان‌ها رو بستند.‌ بعضی از مردم حواسشون به سوءاستفاده دشمن بود. بعضی جاها کمتر مراقب بودند.شوهرم شب توی خيابان‌ها رفته بود. سنگ و خورده شیشه و سطل آشغال و . کف خيابون و اموال عمومی خراب و . نرده‌ها و ایستگاه‌های اتوبوس، بانک و پمپ بنزین.
هیچ خبری از اون رئیس جمهور و اصلاحات‌چی‌هایی که تا الان به منافق بودنشون شک داشتیم نیست.
خدا لعنتشون کنه. همشون ساکت اند. منتظر موند
خدايا تو را شکر می کنم که مرا با درد آشنا کردی تا درد دردمندان را لمس کنم و به ارزش کیميای درد پی ببرم و ناخالصی های وجودم را  در آتش درد دردمندان بسوزانم و هواهای نفسانی خود را زیر کوه غم و درد بکوبم و هنگام راه رفتن بر روی زمین و نفس کشیدن هوا، وجدانم آسوده و خاطرم آرام باشد تا به وجود خود پی برم و موجودیت خود را احساس کنم و او را به حرکت وادارم.
منبع:  زمزم عشق (نيایش های شهید چمران)، ص 19 و 20
سلام 
 
این هفته در بین درگیری های ذهنی همش به ياد سال گذشته و اتفاقاتی که در این ايام  برایم رخ میداد فکر میکنم ياد جامعه اسلامی ياد تنگه ابوقریب و
نمیدونم چرا این روز ها با این همه درگیری بازهم دلم به سمت جامعه پر میکشه این چند هفته افراد زيادی سراغش و از من میگیرن ولی خب واقعا جوابی ندارم براشون 
خب کاری نمیشه کرد 
 
همه جا جایگزین دارن نیروی جوون ولی جامعه من جامعه پیرمردهاست دلم خونه و بازم کاری نمیشه کرد یه زمانی میشد یعنی داشت میشد
بسم الله الرحمن الرحیم
راستش می‌ترسم. از اینکه حاج قاسم را به خاک بسپاریم و از فردا ما ملت از ياد ببریمش می‌ترسم. از اینکه وعده‌هایی که با مشت‌های گره‌کرده و در خلوت‌های خودمان پیش وجدانمان با حاج قاسم کردیم يادمان برود می‌ترسم. از اینکه از فردا هیچ شبکه‌ای از تی وی تصاویر مراسم تشییع را نشان نمی‌دهد می‌ترسم. پیکر مطهر سردار این روزها شمعی بود که همه ملت دورش گردید؛ از خاکسپاری پیکر مطهرش و خاموش شدن این شمع می‌ترسم. من از دنيای
عکس آقای خامنه ای

تبلیغات

آخرین مطالب