نتایج پست ها برای عبارت :

خش کنم امشو بیای دای به ای دل بسازی

ته مله سنگتراشون
ته گیسو افشون افشون
اگه بوه صد تا خون
دیگر نمبه ته مله کیجا نمبه ته مله
 
خداوندا مه دل هوايی شونه، دیگر نمبه ته مله
مه یار امشو انا صواحی شونه، دیگر نمبه ته مله
الهی من صواحی ره نوینم، دیگر نمبه ته مله
بال به گردن جدايی ره نبینم، دیگر نمبه ته مله
ادامه مطلب
 
 
 
 
شعر مازندرانی
#غزل_تبری#روح_اله_نظرنژاد_کدخدا#اِسپه_رازقیصُبْ جا بِدوشِ دُختِ پیغمبر گِرمْبهیا یَعْله تا شو، سینه ی حیدر گِرمبهامشو تموم انس و جن وِه نور یارمْهگِر سبزِ قنداقه شه بال ِسَر گِرمبهبِشْکُفته اِسپه رازقی ماهِ زمین سَرمن ماهتو وه شاخه ی احمر گِرمبهمردم نَدینه اُونگِدر با شی دِ تا چِش!من دوشِ پیغمبر ره شی منبر گِرمبهاين فاطمه (س) اون فاطمه* فرقی نکاندهمن شی برارونِ دل وَر وَر گِرمبههر جا که زینب دَوّه من اونجه دَرِمْبهسق
1. بچه ها میخواستن برا هالووین مهمونی بگیرن و از اونجا که من نقش بسیاااار مهمی در مجالس ايفا میکنم منم دعوت کردن. منم تصورم از هالوین اين بود که با خودشون کدو میبرن :/ گفتم بهشون که من کدو ندارم و نمیتونم بیام.
دیشب پنج دیقه همه چراغاي کره زمینو خاموش کردن؟ بخاطر جمله من بود :)
فرهنگ غرب هم پشماش ریخته الان و ترامپ هم اسم منو حک کرده رو قلبش و ناهار و شام نمیخوره و همش کدو میخوره :)))
خلاصه که منو از اين مهمونیاي لوکسوریتون دعوت نکنید یهو پا میشم با
دانلود آهنگ جدید هانا به نام آها بوگودانلود آهنگ آها بوگو از هانا با کیفیت ۳۲۰ و ۱۲۸
همراه با متن آهنگ و پخش آنلاينDownload New MusicHana – Aha Booo
 
320
 
128
 
می جان یاری دگوده بو قباي گالشی امره بجار بومه بو زحمت بکشیمی چلچرانهمی چلچرانهامشو شیمی خونه ور شیرینی خورانهحالا دل گوته منم، شو خوته منم، آفتابه او سنگینه جور گیته منمچندی مه پوست وا بکنم می پرتقالهچندی نگاه وا بکنم بلندی بالا رهبلندی بالاي نگودبو می دیل کارهامروز نشاس وا بکنیم فردا دوبارهمی
هنگ محسن لرستانی بنام بچه سوسول
حرفی نزن چیزی نگو
ولم بکو بی آبرو
 
متن آهنگ بچه سوسول از محسن لرستانی
حرفی نزن چیزی نگو
ولم بکو بی آبرو
خودم دیدم باهاش بودی
حالم خراو میشه و تو
دستده دیدم تو دسش
شده بودی همه کسش
جوانیمو هشتم به پات
حالا سوسول شده خدا
رفتی با او بچه سوسول
مه کی یزید تو چشات
سی کو خدا کی یارته
خدا ده شکر که یارته
سی کار بارت روزگار
میگن خودش دختریه
بچه سوسول چش خمار
انگشت نماي دنیا شدم
خارم تو کردی بی خدا
چه چیزیش از مه بهتره
او
بخیز آنجا که آنجا را بسازيبخیز اينک زمان روح‌تازی 
سلوک عاشقان دانی چه باشد؟رهايی از جهانهاي مجازی
بخیز از جامه‌هاي سست زیرینبخیزی تا بسوزی تا بسازي
به دنیا آمدی تا حق ببینیچو باطل دیده‌اي اين چیست بازی
برو آنجا که غرب و شرق محوستنه کس داند ز رومی یا حجازی
برو آنجا که آب از عشق جوشدز خون روح بر خود تکیه سازی
رها از نسبت و خویشان خاها از خیر و شرّان موازی
دویی اينجا، برو آنجا یکی شوبرو حلمی چه اينجا نرد بازی
میتونم تمام اين مسافت رو چارتار گوش بدم. 
تمام اين مسیر، تمام بلوار بهشت ، تمام چمران ، تمام عفیف آباد، تمام ارم
میتونم همه شون رو راه برم و با صداي بلند بخونم :
"من ايستگاه آخرم،عبور آخرین قطاری
در امتداد ساقه ام،تو ارتفاع بی مهاری"
 
بياي ته باغ ارم و براي اولین بار دستم رو محکم بگیری 
بياي عفیف آباد و محکم بغلم کنی و من دلم هری بریزه
بياي تو اون پیاده رو ها همه ی اردیبهشت ها رو قدم بزنیم و تو برام آهنگ کوردی بخونی 
دست بکشم رو تر قوه ت و تو حو
میتونم تمام اين مسافت رو چارتار گوش بدم. 
تمام اين مسیر، تمام بلوار بهشت ، تمام چمران ، تمام عفیف آباد، تمام ارم
میتونم همه شون رو راه برم و با صداي بلند بخونم :
"من ايستگاه آخرم،عبور آخرین قطاری
در امتداد ساقه ام،تو ارتفاع بی مهاری"
 
بياي ته باغ ارم و براي اولین بار دستم رو محکم بگیری 
بياي عفیف آباد و محکم بغلم کنی و من دلم هری بریزه
بياي تو اون پیاده رو ها همه ی اردیبهشت ها رو قدم بزنیم و تو برام آهنگ کوردی بخونی 
دست بکشم رو تر قوه ت و تو حو
1. امروز هرکی از در کلاس وارد میشد یهو پا میشدم براش "از اون بالا کفتر میايَ ، یک دانَ دختر میايَ" میخوندم سر صبحی برگ و گلاش می ریخت می اومد می نشست :))) فقط ری ری باهام همکاری کرد و تا اخرشو خوندیم :)))  تازه یه اهنگ دیگه هم رفتیم. "امشو شوشه لیبک لی لی لونه" :)))))
فردا هم میخوام به مناسبت ورودشون "دختر ايرونی مثل گله" بخونم :)))
#ستاد_مبارزه_با_افسردگی_در_دوران_کنکور
2. از دوستم خواستم برام جزوه بفرسته تو تلگرام. بعد که فرستاد واسه خودم فوروارد کردم توی
علیرضا،
 
تو اگه واقعنی داری وبلاگ منو میخونی،
بايد بدونی که من حرفم اينه: مهاجرت آسون نیست.
 
براي تو که میخواي زندگی و همه چیت رو بفروشی و بياي، راه برگشتی نیست.
 
اگه بياي اينجا و شکست بخوری یا اينجا بهت نسازه چی؟!
 
بعدم من هیچی از زندگی تو نمیدونم پسر.
 
چطور میتونم کمکت کنم؟!!
تا حالا شده
 یه ادمی رو در نظر بگیری که یسری ویژگی هاي اخلاقی مزخرف داره که تو رو متنفر میکنه . و تو مجبوری باهاش بسازي به هر جهت . 
یه مدت میگذره هم تو سعی میکنی باهاش کنار بياي
و هم حس میکنی اين ادم انگار داره تغییر میکنه و انگار داره ادم میشه! 
دوباره یه مدت میگذره
حس مثبت پیدا میکنی نسبت به اين ادم که نه انگاری اين ادم داره اخلاقاي گندشو عوض میکنه و تو هم سعی میکنی خوب باشی باهاش.
.
.
.
 اما دقیقااا 
یجايی که باهاش اوکی میشی و میری بزرگترین ل
اگر بدخواه، اگر بدگو نباشیم،
چرا حق بین، چرا حقگو نباشیم؟
زبان یک می کند روزی غم و درد،
اگر یکدل، اگر یکرو نباشیم.
 
شبی ترکت کنم، روزم سیاه است
، نپرسم حال تو، حالم تباه است.
گنه پوشی گناه است و ولیکن،
گنه هاي ترا گفتن گناه است.
 
گشادم بر تو دل را بی تقاضا،
اگر جرمی تو بینی، عیب منما.
دلم دریاست، از صافی آبش
بتابد سنگها در قعر دریا.
 
سبوی صبح دارد بوی نوروز،
چو هدیه آورد از کوی نوروز.
چو تندر نالة نی آورد باد،
برقصد لاله اندر طوی نوروز.
 
 بهار آ
دانلود اهنگ مسیح و آرش اي پی خالی بود دستم
دانلود موزیک خواننده هاي پرطرفدار و جوان کشور مسیح و آرش AP بنام خالی بود دستم با متن و بهترین کیفیت ممکن
شعر و آهنگسازی : آرش عدل پرور / تنظیم کننده : مسعود جهانی
Exclusive Song: Arash & Masih AdlParvar Khali Bod Dastam” With Text And Direct Links In JazMusic

خواننده اين اثر مسیح و آرش AP مسیح نام دارد 
براي دانلود روی لینک ادامه مطلب در زیر کلیک نمايید.

متن آهنگ خالی بود دستم مسیح و آرش AP
خالی بود دستم من میترسیدم بری هیچی نگفتم نمیخواست
آنه؟ حرف بزن، از حرف زدن نترس؛ آنه فیلم زندگی کدویی منو یادته که هنو، میدونی به چی فکر کردی، چه روزايی که میتونستی توشون زندگی کنی ولی اينکارو نکردی، واقعا چرا دختر؟ چرا آنه ماری؟ تو بايد سعی کنی خوشی رو بسازي، دقیقا تو لحظه اي که هستی بسازيش، شخصیتارو یادت بیاد؛ شخصیت تو کدومه؟ کدوم یکیشونی؟ آنه سعی کن با درونت زندگی کنی، با درونت زندگی کن دختر، به بیرون وابسته نباش، وابسته ی درونت باش، اونوقته که هرجا باشی یا تو هر شرايطی باشی اونوقت دنیا
دانلود آهنگ مسیح و آرش Ap تو که نیستی پیشم
شعر و ملودی : هوروش بند | تنظیم قطعه : مسعود جهانی
دانلود اهنگ تو میتونی بمونی
دانلود آهنگ تو میتونی بمونی میتونی بسازي
هم اکنون براش شما عزیزان ♫ آهنگ تو که نیستی پیشم از مسیح و آرش Ap ♫ با متن و دو کیفیت 320 و 128
Download New Song By : Masih And Arash AP – To Ke Nisti Pisham With Text And Direct Links In JazMusic
خواننده اين اثر آرش AP مسیح نام دارد 
براي دانلود روی لینک ادامه مطلب در زیر کلیک نمايید.
متن آهنگ تو که نیستی پیشم مسیح و آرش Ap
♪♪♫♪
من چند ساله کار میکنم ولی پول یه پرايد رو ندارم.پول ندارم یه آپارتمان اجاره کنم و هر چقدر پس انداز میکنم بیشتر حس بازنده بودن دارم بابت لذت هايی که با پس انداز کردن پول از دست میدم. 
با اين اوضاع تا اين سن که ازدواج نکردیم .بعد از اين هم نمیتونیم.
من هیچوقت به رفتن فکر نمیکردم .بايد بمونی و بسازي .
اما چی رو بسازيم؟ به چه امیدی بسازيم؟
چه بهار دلگیری.اصلا بهار همیشه دلگیر بوده، نمیدونم چرا بقیه انقدر ذوق اومدنش رو دارن‌.چه ذوقی داره شروع یه سالِ دیگه بدونِ تو؟!
چقدر رنگ سبزِ اين روزهاي شهر تو چشم میزنه و حالمو بد میکنه‌.
راستی بهت گفته بودم فصل بهار اذیتم میکنه؟ بهار هیچوقت مالِ من نبوده، درست مثل تو.
اگه یه روز خواستی بياي، بهار نیا پايیز بیا، وقتی دارم پا به پاي طبیعت برات میبارم بیا، وقتی امید مثل پرنده ها از دلم کوچ میکنه بیا، وقتی هواي دلم ابری و تیره است بیا‌.
بذا
از روزی که دیدمت خواستمت توی خواب و توی رویاچی میشه بياي بمونی برا همیشه پیشم اين شبامن که میدونم تو هر شب با عکسام میخوابی روی ابراچرا با خودت و من رو راست نیستی اين روزا ؟میدونم رو پیرهنت جاي دستام هر شب خیلی خالیهمیدونی جاي پاهات هنوزم خالی رو گلاي قالیه ؟رنگ لبات آخه هنوز جا مونده توی باغچه هابرق چشات هنوز می درخشه تو نگاه تمام ستاره هابهم اشتباهی یهوئی یه زنگ بزن همین شباآخه بعد تو صداي زندگی دیگه نمی پیچه اين دور و براسکوت توی اين خونه
بله ملال بس تست. ملال چون مردابی تنِ جسدواره را بدرون خود می‌کشد و درد و رنج و مچاله شدن را تحمیل می‌کند، در ازاي چی؟ هیچ دقیقا هیچ.
دلم براي ح تنگ است و منتظرم اما خوب می‌دانم کارم با او تمام شده و دیگر نه او آنی تواهد شد که من می‌خواهم و . او که از من جز جن‌ده بودن چیزی نمی‌خواهد.
بايد جدی باشم با مسئولیت پر تلاش و کوشا و بايد براي دکتری و براي کار برنامه‌ریزی کنم. زین پس تو میدانی که هیچ عشقی نیست و جهان هیچ ندارد که به تو بدهد پس تویی که با
اهنگ بی کلام رو دوست دارمچون میتونی همون لحظه داستانش رو اجرا کنی بسازي توی سرتمثلا فکر کن یه صبح سرد زمستون که داری میری امتحان بدی توی مسیر یه موزیک بی کلام گوش بدیحسش اينه که تو نقش اول یه رمان یا فیلم بلند و جذابی که روزشو با مثبت ترین حس یا غمگین ترین و غیره(بسته به اهنگ) و داره میره که شگفت انگیز ترین کاری که از دستش برمیاد رو انجام بدهحالا اينکه اون کار چی میتونه باشه رو خودتون تو فصل بعدی بخونین؛)
یه پیازی بود 
اون اوايل نظر میداد.
منم خیلی دوس‌ش داشتم[ با اينکه نمیشناختم‌ش]
اما حالا دیگه خبری ازش نیست.
نمیدونم چرا امروز یهو دلم خواست اينجا باشه.
نمیشه بياي و دوباره نظر بدی؟:'(
پیاز جان کجايی؟ دقیقا کجايی؟
 
پ.ن:پست موقت.
هر کسی در عمیق‌ترین جاي ذهنش پستویی دارد که در مواقع بحرانی به آن‌جا پناه می‌برد. آن‌جا می‌تواند بدترین احوال و سهمگین‌ترین و کمرشکن‌ترین حوادث را پشت سر بگذارد. مثل پناهگاه‌هاي دوران جنگ. بعد از بمباران بیرون می‌آیی. شهر سوخته، خانه‌ات خراب شده، امّا خودت زنده‌اي. دود از زنده و مُرده‌ی شهر برمی‌خیزد امّا تو فرصت داری دوباره بسازي‌اش. چرا بعضی‌ها وقتِ بمباران یادشان می‌رود بروند پناهگاه ؟!!!!!
خنگول به ﺩﻭﺳﺘﺶ ﺁﺩﺭﺱ ﺧﻮﻧﻪ‌ﺷﻮ ﻣﺪﺍﺩ : ﺩﺍﺧﻞ ﺳﺎﺧﺘﻤﻮﻥﻪ ﺷﺪ ؛ ﺭﻭﺑﺮﻭﺕ ﺁﺳﺎﻧﺴﻮﺭﻩ ﺑﺎ ﺁﺭﻧﺠﺖ ﻃﺒﻘﻪ ۴ ﺭﻭ ﻣﺰﻧ ﺎﺩﻩ ﺷﺪ؛ ﺩﺭ ﺳﻤﺖ ﺭﺍﺳﺘﻮ ﺑﺎ ﺁﺭﻧﺠﺖ ﻣﺰﻧ.
 
 ﺑﻌﺪ .ﺩﻭﺳﺘﺶ ﻣﻪ : ﻧﻤﺸﻪ ﺁﺳﺎﻧﺴﻮﺭ و ﺩﺭُ ﺑﺎ ﺩﺳﺘﻢ ﺑﺰﻧﻢ ﺑﺎ ﺁﺭﻧﺞ ﻧﺰﻧﻢ؟
یارو ﻣﻪ : مردِحسابی مگه  میخواي  ﺩﺳﺖ خالی  بياي؟؟؟
 
نگاهی به اينجا. که بدانی سر جايش است. می خوانی. کتاب هايی. بی اشتیاق یا با اشتیاق. کتاب هايی که جان می گیرند. کتاب هايی که می مانند و واژه هايت را وسوسه می کنند . کتاب هايی  انگار از خودت. سمتی بايد بروی اما جايی نیست. همان خانه ها.همان آدم ها.پناه واژه ها خوب است. می توانی  هرچه بخواهی بسازي. اينجا خالی است.
بین دو امتحان سلامت و بیماری هاي روان بود که پیامتو دیدم
"هروقت امتحانت تموم شد یه تک بزن بیام دنبالت"
بعد از یه شب زنده داری با طعم نظریه هاي فروید هیچ چیز نمیتونست اينقدر خوشحالم کنه که دو ساعت مرخصی بگیری و بياي که باهم یه دوری تو خیابونا بزنیم
ادامه مطلب
گاهی وقت ها دنیا با تمام مشکلاتش روی سرت آوار می شود
گاهی گم میشوی در بین همه روزمرگی ها
گاهی خاطرات خوب گذشته افسرده ات می کند
اما بدان اينها همه گاهی رخ می دهند 
یعنی یک بازه کوچک از زندگی تو
پس صبور باش چون
اين بازه هاي کوچک می گذرند و تو میمانی 
تو میمانی
تا بسازي دنیايت را
تا لذت ببری از ذره ذره زندگیت
و تشکر کنی بخاطر تمام داشته ها و نداشته هاي زندگیت
پس بخند
و بدان که گاهی ها گذرانند
وقتی توان مقاومت نداری و قدرتت براي مقابله رو به افوله، یا بايد طاقت بیاری و به امید دوباره مستحکم شدن دژت بجنگی، و یا خودت رشته‌ی اتصال رو بگسلی و بپری، تا زودتر هم فرود بياي و بتونی مجدد روی پاهات بايستی. من امشب دومی رو انتخاب کردم. 
امروز آنقدر تولا را رنجامدم که حد و مرزی ندارد.
تا هشت شب خانه مانده بودم و منتظر بودم یا او یا دوست مشترکمان خبری بدهد که کجا قرار است جمع شویم.
خبری نشد
همین که زنگ زدم تولا گفت ما پیش آرمانیم.بیا ببینمت»
گفتم حالا؟ یکم دیر نگفتی؟ شما رفتین دیگه.چرا به من میگی؟ تازه بعد زنگ خودم»
دلم شکست.خیلی هم شکست و هرچه میتوانستم گفتم.
تولا تمام مدت داشت مرا آرام میکرد و میگفت پاشو بیا صحبت میکنیم ولی من نرفتم.
آخر سر هم تولا عصبانی شد گفت پس من میرم خو
مدیر عامل و سهامدار باش؛ تامین ضمانتنامه هاي بانکی هم پنجاه پنجاه.
گفتم حقوق پیشنهادیت کم هست ولی من ادم بسازي ام؛ اهل قناعتم و لبخند زدیم.
گفت حقوق سال اولت اينه؛ بعد شراکت سود هست در هر قرارداد.
خوشحال شدم. نه بخاطر مبلغ و پیشنهادش.براي اعتمادی که آدمها به من میکنن که اعتبار و سرمايه شون رو به من بسپرن. 
اينها کماکان میتونه من رو خوشحال نگه داره.
جمعه داشتم فکر میکردم براي محقق کردن رویاي شغلیم نیاز دارم خستگیها و سختیهاي بیشتری تحمل کنم. ر
1. بالاخره به هر ضرب و زوری بود کارگاه گرفتیم. نمیدونم شايد اين گپ بزرگی که افتاد تو کارمون حکمتش اين بود که یه بار دیگه نسبت به چیزايی که میخوايم تولید کنیم تجدید نظر کنیم.
2. اين کارگاهه قبلا سمساری بود. وسايلاي نفر قبلی هم هنوز اونجاس. اين چند روز درگیر مرتب کردن و جا به جا کردن وسايل بودیم. هر بار احساس میکردیم نیاز به کمک داریم من فوری میگفتم زنگ بزنم بانوچه؟؟؟‌و همسر سریع میگفت آره آره!! در بیگاری کشیدن از دیگران به شدت تفاهم داریم! :))))
امشب رفتیم شب یلدا منزل ايرانیه!
از نظر پذیرايی زحمت کشیده بودن
اما وسط مهمونی یهو آقاهه رفت اسفند آورد و کرد تو چشماي ما! ازشون دلیل پرسیدم و.
هر دوشون دکترن  اما به نظرم از نظر شعور صفرن
خیلی رفتار توهین آمیزی بود
اومدم کلی گریه کردم.نه صرف اين آدما .کلا خستم ازینجا ازین که اگه یه زوج  اومد دیگه هیچ کس دیگه اي نیس و فقط مجبوری با همون بری و بياي
به دلم افتاده دوباره، تورو میبینم
شب و روز به خودم میگم آره، تورو میبینم
همه میگن بر نمیگردی، همه گمراهن
میدونم که حقیقت داره، تورو میبینم
 
هنوزم جات خالیه برگرد، منو آروم کن
نبودت بد حالیه برگرد، منو آروم کن
شنیدم گفتی که هنوزم، منو دوست داری
عزیزم اين عالیه برگرد، منو آروم کن
 
هنوز یه چیزی تو که نیستی کمه توی خونم
کجايی باز بياي و سر بذاری روی شونم
یه شهرو دارم پی چشماي تو میکشونم
گناه من چی بوده کاش بگی منم بدونم
 
نه به خاطر تو
 که به خاط
چند تا چیز تا حالا تونسته به من توی زندگی آرامش بده
نوشتن ُ با خدا بودن ُ تفریح و در جمع بودن
شايد نوشتن خیلی سریع میتونه اعصاب آدم رو راحت کنه
اينکه بنویسی چه چیزی داره اعصابتو بهم میریزه و بايد چیکار کنی تا از اين وضعیت خلاص بشی نوشتم میتونه کمکت کنه تا از تاریکاي مشکلات در بياي 
خوشحالم که الفبا رو یاد دارم و میتونم بنویسم
اين خودش یک نعمته
فکر میکنم که تک تک ما
تک تک مارو
مسئول بدبخت شدن کشور و مردممون هستیم.
 
و براش تاوان هم بايد پس بدیم.
 
وقتی تو خودت رو میکشی و کلی حق اين و اون رو میخوری که حالا بری یه جايی یه شرکتی خودت بچسبونی که مثلا به جاي پرايد پژو پارس سوار شی
یا مثلا با هیوندا بياي بری
 
همین میشه تهش.
 
واقعا خلايق هرچه لايق.
راستی امروز روی انتخابات کاناداس
 
ببینیم از بین اين سه نفر کی انتخاب میشه.
 
گرچه یکی از یکی بدترن.
چقدر بده که انقدر مامانت بداخلاقه مگه نه؟ 
چقدر بده پدرت انقدر خونسرده مگه نه؟ 
چقدر بده هروز بخاطر اينکه دختری بايد لال بشی ُ بسوزی و بسازي, مگه نه؟ 
چقدرم بده که گوشات دیگه مشکل دارن از بس صداي موزیک رو توی گوشات تا ته بلند کردی تا صدايی اذیتت نکنه.
چقدر بده وقتی چشمه ی اشکت جاری میشه.
میدونی  اون دختر فقط تورو داره بالاسری؟ 
دانلود آهنگ جدید جانا از تری دی بند با بهترین کیفیت + پخش آنلاين
ببین من تو رو از ته قلبم میخواماواي عشقم عشقم عشقم عشقمببین اسمتو من روی تنم نوشتم
Download Ahang Jadid 98 ۳D Band Benam Jaana
دانلود آهنگ تری دی بند به نام جانا با دو کیفیت ۳۲۰ و ۱۲۸
متن و ترانه آهنگ تری دی بند – جانا
آسمونم میدونه که تو فکرتم بارونه بند نمیادهمین الان میتونم بمیرم واسه اون دو تا چشم سیاتهمه شهر میدونن بری بی تو روزم شب نمیشهمیخوام از عشقت یه جوری بمیرم که صداش تو کل شهر بپیچ
مطمئنم یه روزی تو هم دنبال جواب اين سؤال راه میفتی که دنیايی که الان میبینیم حاصل خلقت هوشمنده یا تکامل؟
البته حتی اگر حاصل تکامل باشه آیا میتونه خلقت رو منتفی کنه؟
اون روز شايد من نباشم، شايد من باشم، شايدم بياي از خودم بپرسی.
بايد زیاد خوند و بهش فکر کرد، حتی اگر اين فکر کردن و زیاد دونستن هیچ نتیجه اي نداشته باشه برات لذت بخش خواهد بود.
 
میخوام یادم بره کجام 
میخوام یادم بره دلتنگی هام
اما
تو هرلحظه یادم میاری کجام
یادم میاری اندازه ی دلتنگی هامو
انگار قرارنیست اين عذابِ شیرین تموم بشه
انگار قراره هی مدام یادم بياي!!!!!.
انگار تو بیشتر از من به من دلتنگ تری.
بیا و به اين فِراق پايان بده
بیا و قراری به دل بده.
#خلوتِ _حرم
#رواقِ_دارالحکمه
#راهیان_هویزه
#بابُ_القبله
#اللهم عجل لولیک الفرج
خانه
سامان یاسین
دانلود آهنگ روح الله کرمی و سامان یاسین به نام الو نفس
دانلود آهنگ روح الله کرمی و سامان یاسین به نام الو نفس
دانلود آهنگ الو نفس از روح الله کرمی و سامان یاسین
 
ترانه و آهنگ جدید بسیار زیبا و شنیدنی الو نفس از روح الله کرمی و سامان یاسین با کیفیت اورجینال
 
و لینک مستقیم و پر سرعت به همراه تکست و متن آهنگ + پخش آنلاين
 
 
 
download new song from roholah karami & saman yasin called alo nafas
 
متن آهنگ الو نفس از روح الله کرمی و سامان یاسین
 
تو و
از صبح فقط داشتم دانش می‌خوندم ، آخ انگار داشتم زجر می‌کشیدم. انگار که نه ، واقعی بود زجرم
داشتم با بابا سر زبان بحث میکردم ، یهو گفت تو وقت نمیکنی از تو اتاقت بياي بیرون غذا بخوری بعد براي من میخواي بری کلاس زبان . راستی یهو ذهنم آلارم داد یعنی اينقدر دارم کار میکنم که اينجوری به چشم میاد ؟ بعد به اين فک میکنم خب آره دیگه ، الان مثلا فرجه هاست  . از روزی شروع شده بیرون نرفتم . بعد با خودم میگم ارزشو داره یا نه ؟ اگه منو یه درصد به رفتن نزدیک کن
امروز بالاخره به مشاوره رفتیم
تو اين یک سال، چندبار اين تصمیم رو داشتم، ولی آخرش بی خیال و پشیمون میشدم  و فکر میکردم فايده اي نداره
به آینده فکر نمیکردم و سعی میکردم با زندگی در حال، لذت ببرم. ولی تا کی می‌تونستم؟ تا کی به آینده فکر نکنم؟ بالاخره یه روزی با همون آینده قراره مواجه بشم نبايد کوچکترین کاری انجام بدم که بعدا پشیمون نباشم؟
خلاصه
به خواسته خود ح. به مشاوره رفتیم، چون میگفت دیگه نمیدونه چه کار بايد انجام بده و هر چی به ذهنش میر
 
1.ویستا
همیشه شاد باش 
هممون دوست داریم و امیدواریم زود برگردی
 
 
2.رها
خیلی دلم میخواست با بقیه آشنات کنم ولی وقت نشد دیگه
دوست داریم زود برگرد
 
 
3.ریحون
دوست خوبی برامون بودی هم برا من هم پانی خیلی هم زحمت کشیدی چه تو وب خودت چه وب بهار
دوست داریم زود برگرد
 
 
4.رامتین
بازم یهویی غیب شدی امیدوارم برا خدافظی بتونی بياي وب ویستا دست توعه حواست بهش باشه
دوست داریم زود برگرد
 
 
 
هممون تا چندروز دیگه میریم ولی اون چهار نفر زودتر رفتن
یکی بود یکی نبود
و شروع مشکلات از همان بودن بود
بودن یا نبودن مسأله اي نیست
مسأله در بودن است
وقتی بود بودی
مسأله ات چرا بودن است
چگونه بودن
و مشکلات ات شروع میشود با دیگر بود ها
نگران بی انصافی میشوی
نگران مظلوم واقع شدن
نگران دیده نشدن
نگران ندانستن
نگران نادان خوانده شدن
و اگر بودی مسلماً آزاد نخواهی بود
اگر بودی به ناچار بايد حرکت کنی
و بايد بسازي
و ساختن و ايجاد کردن بدون ساخته شدن و ايجاد شدن معنی ندارد
ذات نايافته از هستی بخش که تواند
به نام خدا 
سلام دوست عزیز سمپ پلیر هستی؟
چه خوب ما یه سرور دارم عالی هست با ادیت هاي خفن با کلی شغل عالی 
میخواهی بياي بس یه کاری کن تو کانال تلگرام زیر عضو شو و اگه اندروید هستی لینک رو
نصب کن تازه آموزش هم میدم 
 
تلگرم: @IRAN_RPGI
پس بدو عضو شو پارتی هاي خفن در راه هست 
اين اسم و انتخاب کردم و فک کنم بار ها و بارها هم اين اسم و انتخاب خواهم کردماهی سیاه کوچولو» 
میخواستم مث اون باشم بجنگم، قوی باشم ، آرزو داشته باشم، شجاع باشم و به تلاشم ادامه بدم.
میخواستم از برگه بیام بیرون برم تا به اقیانوس برسم. 
ماهی سیاه کوچولو بهم بگو چرا شبیه تو نشدم؟ منم یه ماهی ام اما یه ماهی بیرون از آب داره ذره ذره جون میده
ماهی جون کاش بياي نجاتم بدی دستمو بگیری ببریم تا رودخونه تا دریا تا اقیانوس.
سلام و ارادت. مدت هاست که تو مدرسه و مسجد و هیات با بچه هاي نوجوان و جوان ارتباط دارم. بخشی از تجربیاتم رو در کانال تلگرامی @ha_mim1377می نوشتم.به پیشنهاد دوست عزیزی تصمیم گرفتم اون کوتاه نوشته ها رو اينجا به اشتراک بذارم.امیدوارم به کار معلم هل و مربیان عزیز بیاد.
نکته اول:آن کس که خودش تهی است چگونه دیگران را سرشار و سیراب نمايد؟  کسی که متاعی ندارد، کجا خریداری پی او می آید؟  نه انس و خلوتی،  نه طهارت و معنویتی،  نه دانش و مهارت ی و. چگونه اين آد
توی ايستگاه دنبال پله هاي بدون برق می گشتم
با یه تعجبی نگاهم کرد و گفت : اين همه پله ها رو بالا بری؟
بهش گفتم : وقتی از پله هاي بدون برق بالا می روی یا روی هر پله اش میشینی،می توانی کلی قصه بسازي و چرايی هاي
ذهنت را اونجا بگذاری و بری بعدی، اما پله هاي برقی چی؟
هنوز هیچی توی ذهنت نبافتی،می رسی آخرش
گفت: عجیبی هان
دستش را محکم کشیدم  و گفتم آره خیلی عجیب هستم و همه میگن
وقتی رسیدیم بالا نفس نفس می زد ،اما کلی براي هم قصه گفته بودیم
➖➖➖➖➖➖➖➖➖
به قول بابام؛
عشق، آینه نیست که طرفت خندید تو هم بخندی، اخم کرد تو هم سگرمه‌ هاتو بکشی توی هم!
رابطه آینه نیست که خوب بود خوبی کنی، اگه بد بود تو بدتر بشی!
عشق یعنی ايثار، یعنی فداکاری.
عاشق که بشی بايد یاد بگیری یه جايی اگه اون کوتاه اومد، یه جايی هم تو بايستی کوتاه بياي، دو تا من با هم نمی‌شن ما!
یه وقتايی لازمه اگه اون من بود، تو بشی نیم من، جاي دوری نمیره.
#طاهره_اباذری
➿ http://t.me/parvabook_bot ارسال نظر و شرکت در مسابقه
مشاهده مطل
به نام خدا 
سلام دوست عزیز سمپ پلیر هستی؟
چه خوب ما یه سرور داریم عالی هست با ادیت هاي خفن با کلی شغل عالی 
میخواهی بياي بس یه کاری کن تو کانال تلگرام زیر عضو شو و اگه اندروید هستی لینک رو
نصب کن تازه آموزش هم میدم 
 
تلگرم: @IRAN_RPGI
پس بدو عضو شو پارتی هاي خفن در راه هست 
1-از حرفهاي دیشبم پشیمون شدم :(.خدايا خودت ببخش 
2-از زمانی که یه مقداری با اطرافم درگیر نیستم وضعیت روحیم خیلی بهتر شده. هر چند تمام تلاش من براي بهتر شدنم هست می خوام خوب بشم خوب خوب  . اگه توی جوونی خوب نشم میخوام کی خوب بشم؟
3 -امروز گفت سنگین بری و بياي  حرمتت بیشتره. توی دلم گفتم من خیلی وقته به اين نتیجه رسیدم.نه اينکه کسی با من اينجوری رفتار کنه نه . از حرف زدن بقیه به اين نتیجه رسیدم 
4- خیلی بهش غبطه می خورم. خوشبحالش :)
+همیشه خدا خواسته با
1-از حرفهاي دیشبم پشیمون شدم :(.خدايا خودت ببخش 
2-از زمانی که یه مقداری با اطرافم درگیر نیستم وضعیت روحیم خیلی بهتر شده. هر چند تمام تلاش من براي بهتر شدنم هست می خوام خوب بشم خوب خوب  . اگه توی جوونی خوب نشم میخوام کی خوب بشم؟
3 -امروز گفت سنگین بری و بياي  حرمتت بیشتره. توی دلم گفتم من خیلی وقته به اين نتیجه رسیدم.نه اينکه کسی با من اينجوری رفتار کنه نه . از حرف زدن بقیه به اين نتیجه رسیدم 
4- خیلی بهش غبطه می خورم. خوشبحالش :)
+همیشه خدا خواسته با
دیروز رفیق جان زنگ زد. درست بعد از اينکه از سر زدن به خونه با یه کوله بار غم برگشتم. زنگ زد و گفت چه خبرا؟ گفتم دارم سعی میکنم نزنم زیر گریه و زدم زیر گریه. وسط صحبتمون وروجک از راه رسید و گوشی رو داد بهش تا شروع کنه به دلبری کردن و گریه از یادم رفت. اخرش هم کلی اصرار کرد که حتما تو همین یکی دو هفته بايد بياي قم که حالت عوض بشه. وقتی خداحافظی کردیم دیگه دلم گرفته نبود.
شاکر نعمت رفاقتش که نمیدونم از کدوم دعاي خیر پشت سرم نصیبم شده هستم اما کاش با خد
نفس و مباحث خیار.   اين اپیزود ؛  حرف حساب . 
   یک .  دو. دو   دو  2   استوپ!.  کات لطفا!     دايی جان  یادم رفته بعدش چه شماره اي بود؟.  آهان. جانه تو یادم افتادش.  سه بود دیگه.  دايی جان چه گَمَجی هستیااا!  تازه باخبر شدم ک دايی شنبه لیله گمجه . والاا .  چی چییییی؟  من بی ادبم؟   میدورنی هیچ من کی هستم؟  چومانت را باز کن ، مرا فندیر.   خوب مرا ايپچه نیگاه کن.  خب حالا دیگه بسه . نیگاه کردی ؟ خب حالا  خب حالااا ؟؟؟ یه لحظه ايپچه ز
انقدری که ازش انتظار داشتم خوب نبود. کتاب روايت یک داستان عاشقانه بر اساس یک داستان واقعیه ولی تا دو سوم کتاب حس و حال عاشقانه اي رو در من برنینگیخت!
فیلمشم دارم هنوز ندیدمش ولی چندان از اين رايان گاسلینگ خوشم نمیاد. حیف نواح نبووود! :(
الی و نواح همدیگه رو دوست دارن اما سطح متفاوتی که خانواده هاشون با هم دارن باعث جدايی اونا از هم می شه. خانواده الی، نواح رو مناسب دخترشون نمی دونن. چهارده سال گذشته و الی داره ازدواج می کنه اما به شکل اتفاقی ا
من + : بیا بدووییم
_ : دیوونه شدی دختر
+ : آره
+ : بدوییم ؟
_ : مسخره مون میکنن 
+ : نگاه اون سمت اون دو تا مرغ
عشقها هم دارن میدویین 
_ : عزیزدلم بچه نشو میخندن 
میگن نگاه پسره پا ب پا دختره داره
میدوییع
+ : بذا مسخره کنن 
بذا بخندن 
ولی ارزششو داره که
دل منو شاد کنی 
و با تو که بدوییم از تهـ
دل بخندم و یه خاطره
قشنگ بسازي واسه هر دو مون
_ : از دست تووو دختر باشه
دستمو بگیر 
+ : ۱ .۲.
_ : ۳ بدوووو
نفس نفس +: تو که از من بچه تری
_ : پا به پاي تو بچه میشم
# خیال پرداز
شما شوخی هاي جنسی و از فیلم رحمان ۱۴۰۰ حذف کن و به من بگو چی ازش میمونه . نه بگو دیگه، بگو خب -_-
اگه فیلم و به سه بخش تقسیم کنیم، توی بخش اول خیلی خندیدم و دو بخش بعدی زهرمارم شد . آقا خب که چی؟ اصلا نمیدونم درباره کجاي فیلم بنویسم :| 
اصن نفهمیدم چی شد :)) ولش کن
فاجعه یعنی قانون مورفی رامبد جوان
بابا چون یه قانونی هست و ازش خوشت میاد دلیل نمیشه واسش فیلم بسازي و به بدترین شکل هم از اون قانون استفاده کنی . بعد شما که اکشن ساز نیستی و میخواي نصف فیلم و
سلام
نمیدونم از دست نارارومی ها و بد وبیراه گفتنام به همه چی و همه کس خسته شدین یانه؟!
تنها راه کدام راه است؟
تنها مسیر موفقیت کدام مسیر است؟
اصلا آدم با کدوم طناب میتونه از اين همه چاه هايی که خودش براي خودش حفر کرده در بیاد؟
جاوید دیگه چیزی براي از دست دادن داره؟
تا کی میخوتی ضعیف باشی؟
تا کی میخواي اينجا بياي از ناراحتی ها و سختی هات بنویسی؟
بس کن
به خودت بیا
دیگه وقتی براي از دست دادن نداری
هرقدر از اين مسیر و از اين طناب دور بودی کافیه
هرقد
دلبر بايد دلبری کردن بلد باشه.
وقتی صداش بزنی طوری بگه جانِ دلم که غنج بره ته دلت براش.
دلبر بايد دلبری کردن بلد باشه؛ که وقتی بهش میگی حالم خوب نیست برگرده بهت بگه چرا دورت بگردم.
بعد یهو عصبانی شی بگی لازم نکرده تو دورم بگردی، بشین سرجات که خودم میخوام دورت بگردم، انقدر دورت بگردم تا یهو به خود بياي و ببینی پیله شدم برات. نکنه یهو پروانه شی یادت بره پیله تو؟ یادت نره دورت بگردم.
برو واسه هر شمعی میخواي دلبری کن. ولی یادت نره پیله اي که هنوز
+ احساس بدی دارم . حس تهوع
+ چرا هر چی میگذره بیشتر دلم میخواد فرو برم توی خودم . تو پناهگاه هاي قبلیم مثل یک ادم ترسیده شدم ، از چیزايی که فکر نمیکردم اتفاق بیفتن حتی از آدما ، دقیقا موجودات اطرافم .هیچ چیز جاي نفع و سودشونو نمیگیره نه دوستی ، نه رفاقت ، نه محبت و به قول خودشون معرفت . حتی تو که داری اينو میخونی واسه نفع خودت خیلی کارا رو کردی که روحتو گول بزنی که با خودت بگی من درست ترین کارو کردم . حتی خودم .
+ پر از خشمم و اين نزدیکترین ه
آمدم باز کنم دفتر شعرم را
ناگهان در تپش شعرهايم
چشمم افتاد به شعر سهراب
((قايقی خواهم ساخت
خواهم انداخت به آب
دور خواهم شد از اين خاک غریب))
با خودم میگفتم
که چه گوید سهراب
شايد او خواب دیده
ورنه اين حرف ز سهراب بعید می آید
گفته سهراب که من میسازم
قايقی زیبا را
من بگویم سهراب
تو برو شعرت گو
فکر قايق ساختن
از سرت بیرون کن
گر تو خواهی که بسازي قايق
ژن خوب میخواهی
که به تو وام دهند
وام بی بهره و بی سود و رقم بالايی
غیر اين گر باشد
ايده ات را خاک کن
تو
آمدم باز کنم دفتر شعرم را
ناگهان در تپش شعرهايم
چشمم افتاد به شعر سهراب
((قايقی خواهم ساخت
خواهم انداخت به آب
دور خواهم شد از اين خاک غریب))
با خودم میگفتم
که چه گوید سهراب
شايد او خواب دیده
ورنه اين حرف ز سهراب بعید می آید
گفته سهراب که من میسازم
قايقی زیبا را
من بگویم سهراب
تو برو شعرت گو
فکر قايق ساختن
از سرت بیرون کن
گر تو خواهی که بسازي قايق
ژن خوب میخواهی
که به تو وام دهند
وام بی بهره و بی سود و رقم بالايی
غیر اين گر باشد
ايده ات را خاک کن
تو
نشستم به دیدن فیلم اين تايم». به فارسی ترجمه کرده‌اند سر وقت». از آن فیلم‌هاي آخرامانی بود که بشریت را دستکاری می‌کنند. اين فیلم‌ها و کتاب‌هاي آخرامانی که توی هر کدام یک جايی از آدم را دستکاری می‌کنند و یک سری‌ ویژگی‌هايش را برجسته و تضعیف می‌کنند جذاب‌اند. خیلی جذاب‌اند.چند وقت پیش کتاب بخشنده» را دوباره‌خوانی کرده بودم. دلم می‌خواهد فیلمش را هم ببینم راستش. آن هم از آن داستان‌هاي آخرامانی بود که تویش بشر را دستکاری کرده
واقعا میشه یه روزی دوباره رنگ زندگی توو خونمون پاشیده بشه؟؟ میشه دوباره همه چیز مثل قبل بشه. میشه دوباره روزی بیاد که دلت بخواد زودتر کارت تموم بشه و کلید بندازی بياي داخل خونه؟؟ میشه دوباره بخندی؟؟ بخندم. بخندیم؟؟ حالم بده بد و کسی نمیده چقدر از درون داغونم. مثه خودت که نمیزاری من بفهمم چقد ناراحتی و من همه ش فکر میکنم شايد دیگه دوستم نداری.یعنی میشه دوباره خوب بشم‌ یه روزی که دردناک ترین اتفاق ها باعث سر دردم نشه؟؟ دلم نمیخواد دوبا
سلام 
. آرزو اسم قشنگیه اما معنايی زیبا تری داره آرزوی من رضايت وخوشنودی استادم از منه سه شنبه متوجه شدم کمی تا آرزوم فاصله دارم چقدر می تونه دلنشین باشه وقتی استاد بازنشسته و باتجربه ازام تعریف میکنند وابراز رضايت میکنند .
   شايد بپرسید چیزی شده؟نه دوستاي من همه چیز آروم قدم قدم از روزام که میگذره به هدفم به چیزی که میخوام نزدیک میشم لذت بخش ترین کارم میشه قدم زدن تو کتابخونه و لابه لاي کتابا گشتن از بحث درسی و تاریخی گرفته تا فردی و ازدواج
نظرات رو دوباره باز کردم چون یکی از دوستان از طریق منوی بالا برام پیام گذاشت که دقیقاً متوجه نشدم در مورد کدوم پست داره حرف میزنه!
 
یکشنبه دفاع دارم ولی انگار عروسی دارم  فردا یعنی شنبه بايد برم آرايشگاه، میوه، (احتمالاً) شیرینی، نوشیدنی، ظروف یکبارمصرف و بخرم. نمی‌دونم چطور میشه، امیدوارم خوب بشه. یکشنبه دو نفر دیگه از دانشجویاي استاد راهنماي من هم دفاع دارن  خدا کنه همه‌چی خوب پیش بره.
 
ولی یه چیزی بگم، هیچ‌وقت سعی نکنید از چیزی فر
دوستم در یک منطقه ی دورافتاده طرح میگذرونه.تعریف میکرد از مرد خوشتیپی که چند روز قبل براي چکاپ اومده مرکزش و اينکه بین اونهمه مردم بومی که زبان شون رو نمیفهمه دیدن اين آدم چه حالی بهش داده.مثل اينکه طرف مهندس شرکت گاز بوده و موقتی اونجا کار میکرده.بهش میگم استتوسکوپ گذاشتی رو قلبش?میگه نه هول شده بودم یادم رفت.میگم لامصب نگو که دست نزدی ببینی پکتورالیس و دلتوئیدش مالی هست یا نه?میگه روم سیاه حواسم نبود.میگم لعنت بهت!حداقل بهش میگفتی فلا
میخوام سرمو بکوبم تو دیوار
میخوام‌ طرفو پیدا کنم، خرد و خمیرش کنم
مرتیکه بی شرف
گوه تو روح آدم طرح بی ناموس
آخه دیوث، تو اين همه خوردی، بس نبود
نتونستی ببینی یه جوون داره یه کار نو میکنه
رفتی ازش کپی کردی، ریدی تو بازارش
خاک تو سر بیشعورت کنن، کثافت
حیف من که به تو گفتم همکار
خاک بر سر من که گذاشتم تو بياي اينجا ببینی من چیکار میکنم
چقدر ادم حریص
چقدر ادم پست
یه روزی، یه جايی که فکرشو نمیکنی، دهنتو سرویس میکنم
کینه‌هاي من شتریه، تا تلافی
دانلود آهنگ سرود آفرینش از داریوش هر وقت میدیدمش دوتا حس متفاوت داشتم، هم ازش دلگیر بودم، هم گاهی ازش متشکر. دلگیر بودم بخاطر اينکه هنوز کنار نیومده بودم با رفتارهايی که قبل از شب مهمونی باهام داشت، هنوز نمیتونستم ببخشمش بخاطر تموم تحقیرها، بخاطر تموم تهمتها، بخاطر تموم تحریمها، بخاطر خیلی چیزها نمیتونستم ببخشمش. هنوز دلم باهاش صاف نشده بود، هنوزم یادو خاطره ی بعضی از روزها، بغض به گلوم میاورد. گاهی دلم به حالش میسوخت بخاطر سرگذشتی که دا
واقعا نمی‌دونم براي چی بايد بجنگم(!) و براي چی نه. نمی‌دونم چی ارزشش رو داره.
حالا جنگ نگم بهتره شايد. تلاش. بعد اين جوریه که نگاه می‌کنی واسه یه چیزايی بايد تلاش کنی که آلردی یه عالمه آدم دارنش بدون هیچ تلاشی. نمی‌دونم. ناعادلانه؟. حالا خیلی کاری ندارم به عادلانه بودن یا نبودنش ولی ناامید می‌کنه آدم رو. و خب اين جوریه که مثلا از دید اونا بياي نگاه کنی مشکلت رو بدیهی و مسخره‌ست و حس خوبی نمی‌ده اين.
نمی‌دونم اين تلاشه مرز داره یا نه؟
مهمونی دعوت بودیم و در محفل گرم خانواده همسر، گرمِ صحبت.
صحبت از کربلا شد، خواهر شوهرم گفت انقد من اربعین دلم میخواد، ولی همسرم میگه اربعین جاي خانم ها نیست.
(چقدر من از اين جمله حرصم می‌گیره. ولی خویشتن داری کردم اونجا) 
شروع کردم نگرانی هاش رو یکی یکی رد کردن، از تجربه هام گفتم، از فضا گفتم از وظیفه گفتم از ارجح بودن حضورمون نسبت به زیارت و
تهش هم گفتم که تردید نکنه و حتما با همسرش حرف بزنه که ان شاالله روزیش بشه امسال.
بنده خدا دو هفته هم ن
مامان‌بزرگم بدون عصاش اومده بود پیشمون وقت رفتنش دیدم با خودش عصا رو نیاورده گفتم می‌خواي باهات بیام مامان‌جون؟گفتش نه آخه دلم نمی‌آد بهت بگم دستمو بگیری دلم نمی‌آد بهت بگم پاشی باهام بياي.من؟توی اون لحظه فقط دلم می‌خواست جهان از اول شروع شه مامان‌بزرگم مثل قبلش باشه بتونه بدون عصاش راه بره بدون کمک من راه بره.دلم می‌خواست یکم روی احساساتم کنترل بیشتری داشته باشم که با شنیدن اين حرفا جلوش نزنم زیر گریه!ولی داشتم گریه می‌کردم و جهانم
امروز بعد از نماز صبح خیلی دلم گرفته بود , یا بهتره بگم حسابی دلم شکسته بود و به خاطر موضوعی نارحت بودم و کمی هم از خدا دلگیر . کلی با خدا درد دل کردم و حرف هايی که نمی دونم خوب بود یا بد رو بهش گفتم , یهو زدم زیر گریه و گفتم خدايا دلم میخواد همین الان بياي روبروی من بنشینی و باهام حرف بزنی . پس تو اين دنیا کی بايد دل نا آروم ما رو آروم کنه؟ به نظر من هیییچ کدوم از آدماي زمینی براي درد دل کردن مناسب نیستن , حتی عزیزترین هامون
خلاصه که بعد از کلی گفت و
از در میاد تو دستشو مشت کرده میگه چشماتو ببند دستتو بده بهم درست وقتی که منتظری سوسک پلاستیکی تو دستش باشه یه دستبند خوشگل میذاره کف دستت و میگه برات از جشنواره کسب و کار مدرسه خریدم، اين اولین باره که تنهايی خرید کرده برام با پولی که میتونست کلی خوراکی خوشمزه بخره. کی انقدر بزرگ شدی لعنتی؟ چجوری میشه عاشقت نبود چجوری میشه با اينکه نمیذاری محکم بغلت نکرد؟ چجوری میشه برق خوشحالی تو چشماتو دید و گریه نکرد؟ چجوری میشه نمرد برات وقتی میگی دیدم
انگاری عاشق شدم دوباره
عاشق چشمايی که جادو داره
دل واسه دیدن تو بیقراره
دیوونم میکنی با یه اشراه
آسمون واسمون داره میباره
 
چتر تو عطر تو داره میاره
تو که قراره بياي بیقراره
اونی که تو شدی دارو ندارش
به سرم میزنه بازم هواتو
قدم زدن زیر بارون تنهايی با تو
عزیزه واسه من اين خاطره هاتو
میخرم تا ابد ناز نگاه تو
پشت چراغ هاي سبز خیابون
پیشتم تا ته خستگی هامون
با تو قدم زدن زیر بارون
خیسه دوباره دوتايی موهامون
شیرینه دیدنت همیشه پیشم
کاشکی بمونی ت
انگاری عاشق شدم دوباره
عاشق چشمايی که جادو داره
دل واسه دیدن تو بیقراره
دیوونم میکنی با یه اشراه
آسمون واسمون داره میباره
 
چتر تو عطر تو داره میاره
تو که قراره بياي بیقراره
اونی که تو شدی دارو ندارش
به سرم میزنه بازم هواتو
قدم زدن زیر بارون تنهايی با تو
عزیزه واسه من اين خاطره هاتو
میخرم تا ابد ناز نگاه تو
پشت چراغ هاي سبز خیابون
پیشتم تا ته خستگی هامون
با تو قدم زدن زیر بارون
خیسه دوباره دوتايی موهامون
شیرینه دیدنت همیشه پیشم
کاشکی بمونی ت
توی دفترم نوشته بودم یه مقاله از والتر بنیامین زبان ترجمه. فکر کنم طبق معمول اشتباه شنیدم سرچ کردم مقاله هايی از بنیامینو پیدا کردم. کلی ذوق کردم از اينجا میتونین دانلود کنین. من نمیدونم چجورین چون هنوز خودم نخوندم نمیدونم ترجمه هاي دیگه اي هست یا نه البته مقاله ی اثر هنری در عصر مکانیکی رو خوندم. ولی باقی رو نه.  گفتم شايد تو هم مثل من سر ذوق بياي با دیدن اين مقاله هاي بنیامین. دوست دارم بیشتر ازش بخونم. دلم براش تنگ شده بود. شايدم تو خونده با
شابد دوست: زهرا ی قسمتی از کتاب شازده کوچولو هست که میگه : بدتر از اونی که بياي و کسی متوجه نشه ، اينه که بری و کسی متوجه نشه! . البته ما متوجه شدیم که تو رفتی.
زهرا:
شايد دوست: خب زهرا من ی رب دیگه جمع میکنم میرم.
زهرا: باشه.
شايد دوست: دست بده!
شايد دوست: بوسم کن!
زهرا: بوسم نمیاد!:-\ 
شايد دوست: دیگه باهات حرف نمیزنم!
زهرا :خب نزن! 
شايد دوست: زهرا؟!o__0
زهرا: فک‌‌کردی برام مهمه؟!

خدايا! فکر‌میکنن اينکه با من حرف بزنن یا نزنن براي من مهم ه!:-\ 
.
الان که دارم اين متن رو می‌نویسم ساعت 10 شب 29 آبان 98 هست.
اينترنت تا الان 5 روزه که قطع شده و خیلی از کسب و کارهاي آنلاين به طور نسبی یا مطلق نابود شدن.
اين چند روز چیزی که بیشتر من رو آزار میداد ، sms هاي گاه و بیگاه سايت هايی بود که اعلام وجود میکردن و میگفتن که سايت‌هاشون هنوز هم در حال کار کردنه.
اين موضوع خیلی من رو آزار میداد.
اينکه وقتی کلی بیزینس با خطر نابودی محض مواجه هستن و اعصاب اکثر مردم به معنی واقعی کلمه خورد هست ، تو بياي و تبلیغ کار
چند وقت پیش تو مدرسه 
دبیر دینیمون داشت درباره 
هدف از خلقت موجودات حرف میزد
بعدش مثال زد که عاقا حتی
 خداوند ما انسانها رو هم
بدون هدف خلق نکرده 
آفریده شدن همه‌ی ما با یه برنامه ریزی 
و هدف خاصی شکل گرفته
منــم گفتم :بنظرتــــــــون هدف از خلقت من چی بوده؟؟
خیلی ریلکس نشست و زل زد تو چشـــام و.
گفت:خـــدا تورو افرید تا بياي تو ايران
و 80میلیون نفرو بدبـــخت کنــی و
اونام از دست تو به من رو بیـــارن
پ ن: یــــنیا تا حالا اينــــجوری ترورشخص
هیچی نیست که دواي درد بی درمون رخوت و ملال بشه. میم حق داره و صادقانه هم گفته من نیاز دارم یکی باشه جذبم بش، یکی باشه که باهاش در ارتباط باشم. واقعیت تلخ یا هرچی راه خودش رو میاره. میم ازم خسته نیست اما عادی شدم و کافی نیستم. رخوت زندگی رو نمی‌تونه با من بشوره، و من هم. خب چه بايد کرد؟ به نظرم بايد بپذیریم و تسلیم بشی. بايد بپذیریم و کنار بياي با ماجرا. اون دیگه یک ماهیه. هرچی سفت‌تر بگیری سریع‌تر لیز می‌خوره و می‌ره. و از طرفی هم اون آدمه و یکبا
 
به برنامه‌ی آذر ماهم نگاه میکنم ، به ۱۳۸ساعت اضافه کارم ، به روزهايی که خالی نیستن تا من به کارهاي موردعلاقه‌م برسم دلم میخواد همین حالا کسی رو سفت بغل کنم و به حال زندگی به فنا رفته‌ام زار بزنم . غمگینم تمام روزهام دارن توی اون بخش کوچیک لعنتی با ادم‌هاي لعنتی میگذرن و من چطور بايد به آینده امیدوار باشم؟ کجاست یه روزنه‌ی کوچک تو من ازش دنبال نور بگردم؟ با کدوم کلمه‌ی دروغین بايد روح نابود شده و تکه‌پاره شدمو وادار کنم که باز فردا صب
اين مدت هی با خودم فکر می‌کنم که بالاخره هرکسی اين را تجربه می‌کند، دیر و زود دارد، سوخت‌وسوز هم دارد اتفاقاً؛ همین که فقط خودت هستی و خودت، و درعین‌حال هرچه رشته‌اي به مویی بسته است که پنبه شود. اين‌که دیر و زودش چطور بود برايم مشخص نیست؛ اما سوخت‌وسوزش چرا. اما حرفم اين‌ها نیست؛ اين است که هنوز نمی‌دانم وقتی از بهتش درآمدی و توانستی دوباره راهی براي خودت پیدا کنی، درواقع همین که توانستی مقصدهاي جدیدی بسازي و مسیرهايت را انتخاب کنی و
اين مدت هی با خودم فکر می‌کنم که بالاخره هرکسی اين را تجربه می‌کند، دیر و زود دارد، سوخت‌وسوز هم دارد اتفاقاً؛ همین که فقط خودت هستی و خودت، و درعین‌حال هرچه رشته‌اي به مویی بسته است که پنبه شود. اين‌که دیر و زودش چطور بود برايم مشخص نیست؛ اما سوخت‌وسوزش چرا. اما حرفم اين‌ها نیست؛ اين است که هنوز نمی‌دانم وقتی از بهتش درآمدی و توانستی دوباره راهی براي خودت پیدا کنی، درواقع همین که توانستی مقصدهاي جدیدی بسازي و مسیرهايت را انتخاب کنی و
صبح ساعت شیش از خواب بیدار می‌شی تا تمریناي ریاضی رو بنویسی. اصلا کی می‌دونست که تمرین ریاضی داریم؟
ابرا اومدن پايین. پايین پايین. تو ابرا راه می‌ری تا برسی به مدرسه. تیکه‌هاي کوچیک یخ می‌ریزن رو سر و صورتت. چه ناز، چه قشنگ. 
می‌رسی. حالا کی می‌دونست که می‌تونی هم عاشق ریاضی باشی و هم پنج بار یه سوال رو حل کنی و به نتیجه نرسی، چون هر بار به جاي مع، عددا رو قرینه کردی. که می‌تونی هر بار چرت‌و‌پرت بنویس چون چشمات آلبالوگیلاس می‌چینن و من
۱. چند روز بود اين قضیه فکرمو مشغول کرده بود که شايد برند چوبکی زیادی کلمه طولانی‌ايه. مخصوصا که به خاطر وجود صفحه‌هاي مشابه مجبور شدم حتی املاشو طولانی‌تر کنم و یه c قبل از k اضافه کنم. که خیلی طولانی‌ترش کرد (choobacki) امروز نشستم چندتا اسم دیگه رو سرچ کردم و دیدم همه‌شون قبلا ثبت شدن!!! حتی chubu و chooboo و chubs و حتی چرت و پرتاي دیگه!!! :/ دیگه خیالم راحت شد!!
۲. گفته بودم یخچالمون با کمد فرقی نداره. چند روز پیش کلا داغون شد و ما چند روز یخچال نداشتیم و
 
اثرات صحبت یه آدم معقول باعث شد کل امروزمو بذارم براي تمیز و مرتب کردن اتاق! گفتش نظم باعث آرامش میشه.
منم دیدم یه ماهه سر مریضی و اين صوبتا هی پشت گوش انداختم مرتب کردن اين جمعه بازارو. گفتم به خودت بیاااا
له له ام ها! ولی نتیجه، اي بدک نبود! اصن آدم تخلیه روانی میشه با نظم و ترتیب! والا! ریا نباشه صله رحم هم کردم آخر کار
 
 
+ پیام داده اول فوریه میام ايران، هستی باهام دیگه؟
- (من) نمیشه آخر فوریه بياي؟
+ . (نامبرده به محاق رفت! هنوز نیومده جواب
قبول دارین یه سری چیزا واقعا رو مخ آدمن؟ مثلا هورت کشیدن چايی ،خروپف کردن ،ملچ مولوچ کردن(رومخی اعظم)و. .یکی از چیزايی که همیشه آزارم میده حرف زدن با آدمايیه که همیشه حرف خودشونو میزنن یعنیا اصلا نمیخوان قبول کنن  حقیقت و حالا تو بیا هزارتا دلیل و مدرک بیار انگار واسه دیوار حرف میزنی البته اغلبم به نفعشون نیست که بفهمن چی میگی، پس چی میتونه از اين بهتر باشه که خودشونو بزنن به کوچه ی علی چپ؟ حتی مورد داشتیم اون وسط مسطاگیس و گیس کشی راه افتاد
- سلام؟ بله؟
کسی جواب نداد. فکر کنم شماره را اشتباهی گرفته بود. شماره‌اش را ذخیره کردم تا عکس پروفايلش را در تلگرام ببینم و بفهمم کیست و اگر ضروری باشد خودم دوباره زنگ بزنم یا دفعه‌ی بعد که زنگ زد گوشی را بردارم. دیدم عکسی نداشت. به راهم ادامه دادم. می‌خواستم بروم پیش آقا باسط» تا کفش‌هايم را تعمیر کند. چند سالی می‌شود کفش‌هاي کل خانواده را همانجا می‌بریم. دوست پدرم است. هر وقت از آنجا رد می‌شوم سلام می‌کند، سلام می‌کنم؛ هردو به همین شکل.
دوستام و بقیه میگن تو خیلی لی لی به لالاي بقیه میذاری و خیلی صبوری میکنی
و خیلی تحمل میکنی
و خیلی زیاد سعی میکنی درک کنی بقیه رو با اينکه گاهی ابدا درک هم نمیکنی.
در جواب بايد بگم که (به خودشون هیچوقت نمیگم ولی اينجا مینویسم که خالی شم)
من توی زندگیم حتی یه کار هم نکردم که بعدها از انجامش پشیمون بشم
یا یه بارم به خودم نگفتم کاش اين رو میگفتم در گذشته
یا کاش اين محبت رو میکردم 
یا کاش به فلانی میگفتم دوسش دارم.
 
به نظر من
اشک هاي تموم نشدنی که ما ر
پروژه پروژه ی سختی ست بارها مجبوری خودت را بکوبی و از نو بسازي مجبوری همه چیز را از صفر شروع کنی .  حالا من دوباره در استانه ی شروعی دیگرم که به نوعی ادامه ی شروع هاي قبلیست منتها اين دفعه با برنامه تر منظم تر و اگاهانه تر جلو میروم  بسیار امیدوارم حتی با اينکه نتیجه ی من از خیلی ها وحشتناک تر است و اساسا امید زیادی به من نمیرود اما خودم به خودم امید دارم وخودم را باور دارم و همین کافی ست 
من براي خودم تا انتهاي ابدیت کافی هستم . 
اينجا مینویسم ت
از تو خبر هست ولی خیلی کم. گاهی تو خواب میبینمت و خیلی هم شبیه خودمی اتفاقا. صداهايی که از تو حرف میزنن رو اگرچه دوست دارم ولی گوشمو میگیرم تا نشنوم. وقتی گوشمو میگیرم صداها رنگ میبازن. میدونی؟ فکر کردن به تو و عواقب بعد از تو، بهم استرس میده. واسه همین دارم جاخالی میدم. اين روزا روزاي خوبی نیست واسه ورود شکوهمندت. روزاي من رنگش مدام بین نارنجی و سبز و بنفش در نوسانه. روزاي هیجان و آرامش و ترس من قاطی شده و اصلا موقع خوبی براي پاشیدن یه رنگ جدید ن
1. نمیدونم شنبه هاي من به اندازه شنبه هاي شما شنبه هست یا نه، ولی میدونم که امروز خیلی شنبه بود :( دندونمم درد میکنه، دردش زده به گوشم، و درد گوشم زده به درد سرم، و درد سرم زده به گردنم، و درد گردنم زده به کمرم، و درد کمرم زده به پام :|
بالاي طاقچه مانند پنجره وايسادم عربدهههه کشیدممم خداااااياااا من دارم میممیییرممم :| یه آقاهه هم به نشونه هم دردی برام دست ت داد. بهش گفتم میشه بياي منو ببری از اينجا؟ نشنید :( رفت :(
2. اقاااا امروز داشتم ناهار میخ
من لاو ادیکتم. حدوداً ده ماهه فهمیدم. هیچوقت براش تراپی نرفتم. یعنی سعی کردم، تیری در تاریکی اتاق روانشناسم پرت کردم ولی از پنجره بیرون رفت. کمی متعصب بود و روی نظریاتش پافشاری می‌کرد و من دیگه پیشش نرفتم. اما با جستجو و مطالعه تونستم یک دوره‌اي رو بگذرونم. شش ماهه که تلاش می‌کنم الگوهاي اعتیاد به عشق رو بشکنم. چطوری؟ وارد رابطه نشدم، روی عزت نفسم کار کردم، رابطه‌م رو با خودم ترمیم کردم، به روابط گذشته عمیق‌تر نگاه کردم، سعی کردم عقده‌هام
فرآیند درس خواندن شامل چند بخش اصلی است و مطالعه به تنهايی نمی تواند به یادگیری کامل و به خاطر آوردن مطالب منجر شود.  
1 - به پیش نیاز منابعی که می خوانی توجه کناگر مطالب پیش زمینه اصلی را یاد نگرفته باشی حتی اگر مطالب جدید را حفظ کنی باز هم احتمال فراموشی مطلب وجود دارد؛ مثلا در درس عربی تا صرف فعل را یاد نگرفته باشی، نمی توانی فعل ماضی و مضارع بسازي .پس قبل از یادگیری درس حتما سعی کن ضعف خود را در مطالب قبلی مرتبط از بین ببری.
2 - قبل از ورود به ک
پدرم حج هستن.شايد ده یا پونزده روز دیگه بايد برگردن ان شاءالله.
امروز مادربزرگم و شوهر عمه م توی ماشین تصادف کردن.ظاهرا بیمارستان گفته پیرزن تموم کرده.
.
گفتنِ خبر فوت یه مادر به پسری که هزارها کیلومتر اون ور تره و هیییچ کاری هم ازش برنمیاد خیلی نامردیه.خیلیبابام می شکنه.
خبر نداشتن هم ظلمه.ظلمه که بياي و بفهمی اين همه مدت مهم ترین خبر بد زندگی ت رو ازت مخفی کردن.
 
نمی دونم چه کنیم.
نمی دونیم.
.
.
.
+ چند تا اتفاق دیگه بايد بیفته تا من و
مریخی: چه عجب، بالاخره برگشتی! رفتی آچار بخری یا بسازي؟
زمینی: آخ ببخشید اصلاً یادم رفت .
مریخی: یادت رفت؟ خب پس تا الان چی کار می‌کردی؟
زمینی: بین راه یه عده دور یه نفر جمع شده بودند، داشت براشون حرف می‌زد. رفتم ببینم چی می‌گه. یه مچ‌بند هم بهم داد.
مریخی: مچ‌بند؟!
زمینی: داشت از رسیدن حرف می‌زد و اين حلقه‌ی وصل رو به هرکی که می‌خواست باهاش همراه بشه براي رسیدن می‌داد؛ منم درخواست کردم و گرفتم ازش.
مریخی: رسیدن به چی و کجا؟
زمینی: نمی‌دونم.
وقتی که توی رابطه نیستم، آدم قوی‌تریَم. دلیلش هم احتمالاً اينه که راهم براي قوی‌بودن، 《 می‌دونم که ترسیده‌اي، اما بايد باهاش کنار بياي》 و 《 می‌دونم که حالت بده، اما بايد انجامش بدی》 نیست. راهم 《 غلط کردی که ترسیدی》 و 《 اصلاً حال بد یعنی چی؟ 》 ه.  و یکی از مهم‌ترین ویژگیاي یه رابطه‌ی عمیق، اينه که احساسات و ضعف‌ها و نیازهاي تو به رسمیت شناخته می‌شن. 《 عزیزم، ترسیدی؟ 》 ، 《 خجالت می‌کشی؟ 》 و حتی 《 بلد نیستی چطوری مسیر مصلی تا سهروردی
دیدی پست درازم ننوشتم؟ لعنت بر من :)
دیشب داشتم سری چیزهايی که با قبول شدن در کامپیوتر از دست دادم و موردعلاقم بودن رو لیست میکردم. البته صد درصد که کاملا از دستم نرفتن و همیشه راه براي هرچیزی هست، ولی بهرحال. حالا چرا دیشب؟ چون شبکه سلامت مستند گذاشته بود راجب خوراکی ها و اينا و معمولا تو هر مستندی که یکم راجب مغز حرف بزنن، فقط یکمی! من میخ مستند میشم. من عاشق مغز و چگونگی کارکردشم. ولی وقتی به مامانم میگم نمیشد من متخصص مغز و اعصاب شم؟ میگه: تو
1. کبک پیدا شد. ببخشید که کامنتاي پست قبل رو جواب نداده تايید کردم :(
2. بعد از اين همه زحمت و تلاش و کار وکار و کار، کمدا آماده شدن. ولی اصلا حسش نیست عکسشونو بگیرم بذارم اينستا!!! :/
3. یکی از کمدا رو یکی از دوستامون خرید. رو حساب رفاقت تخفیف خوبی بهش دادم. برگشته میگه کاش همه چیزايی که میخواستم رو اين چند وقت بهت سفارش داده بودم که به جاي بقیه کمدا هم سفارشاي منو بسازي. بعد حالا چجوری قراره پول بده؟ (ر بار هر چی پول دستم اومد خورد خورد برات میریزم!!! :/
متن ترانه فراد به نام شب خیال

چه کنم شب خیالت نزند به سردوبارهتوبگوازاين هیاهو به کجاسفرکنم منتوکه رفته اي ازاينجاشده ام دوباره تنهابه کدام امیدبايدشب خودسحرکنم منبه تنم هزار زخموبه دلم نشسته داغیپرم از هواي گریه توبگوکه شانه ات کوهمه شب در انتظار توودیدنت نشستمتوبگوکه وعده هاي شب عاشقانه ات کوتو که بی وفا نبودی چه شد آن همه وفايتشده ام غریب و بی کس نه پناه و تکیه گاهیبه گمان پس از تو بايد که بسوزم و بسازمچه کنم دگربرايم بجز اين نمانده را
اولین نشونه‌ی اومدن پايیز براي من، اين نارنگی کوچولو سبزهان. همونايی که داداش نمی‌خوره چون ترش‌ان. همونايی که وقتی بچه بودم، مامان هر پَر اش رو از وسط نصف می‌کرد و نمک می‌زد و می‌داد دستم، که فشارم نیفته. همونايی که جزو اولین خوراکی‌هايی بودن که تعارف می‌کردم به بغل‌دستی جدیدم تو مدرسه، تا زیر میز پوستش رو بگیریم و زیرزیرکی و بی‌دلیل بخندیم. الان که دستم بوی شمال میده و دلم هم یکم ضعف میره، یکدفعه یادم افتاد که پايیز تو راهه، اين اول
توی سریال the office ورژن امریکايیش
دو چیز هست که به نظر جالب میاد
 
اينکه چند جا نشون میدن که دانشگاه چقدر توی مارکت و صنعت ناکارامده.
 
حالا اينها دانشگاههاي امریکا رو میگن 
دانشگاههاي کانادا رو ندیدن اينها که اولا کاملا بی ارتباطن به صنعت
در ثانی اصلا اون چیزی که توی دانشگاه یاد میگیری تو همه رشته ها، هیچ گونه کاربردی در صنعت و بازار نداره.
و سر اخرم از روی ملیت و نژادت بهت کار میدن.
 
دوم اينکه (مهم تر از اولیه) نشون میده که ادمها وقتی حرفاي دلش
به نام اوی من و تو.
اصل مطلب: دیشب با خودم قرار گذاشتم که اين وبلاگ نوپا را سر پا نگه دارم و‌نگذارم خاک بخورد.اينقدرررررر دلخور هستم از کارهاي نصفه و نیمه و نیمه و نصفه.یک بازه ی صد روزه (یعنی: از یازدهم آبان تا بیستم بهمن) براي خودم معین کردم براي اينکه حتی اگه شده روزی دو خط اينجا بنویسم، بنویسم.شده ام شبیه بنده خداهايی که میگویند: عااااااشقتم خدااااا و مُدام پروفايل و استوری و پُست عاشقانه براي خدا میگذارند که مثلا خدا بيايد و پروفايلشان
تکست آهنگ خوابم برد مهراد جم 
پس بگو قرار بود که
تو بياي و من نمیدانستم
اين دردت به جانِ بی قراره پر گریه ام
اين همه سال ماهِ ساکتِ من کجا بودی
حالا که آمدی حرفِ ما بسیار وقتِ ما اندک
آسمون هم که بارانیست
اون دیگه رفت ، اون دیگه نیست
یه قابِ عکس ، چشاي خیس
اون دیگه نیست ، اون دیگه مُرد
قلبِ منم با خودش برد
وقتی برقِ توو چشاتو دیدم
دلم کم آورد
حیف محوه اون چشات شدم خوابم برد
کجايی کجايی اصلاً
کجايی که من بی تو میدونم ، داغونم
کلِ شبارو زیره بارونم
خبررسانی یکی از هنرهاي مردم موفق است، آره شايد باور نکنید اين قضیه را اما خیلی اين اتفاق افتاده که شخصی با رساندن خبر به شخص موردنظر ايجاد بحرانی کند فراخ، آره مثلا خبر بارداری برادر منو طوری بهش گفتن که خودش هم اتفاقاتی در بدنش افتاد. تمام فکرتون اين باشه که خبر را بايد اصولی و به موقع بدین نه یهویی. خبر مرگ گفتن که به نظرم بايد یک رشته دانشگاهی باشه مثلا عمو من به بابام زنگ زد و گفت پاشو بیا پول کم آوردم براي کفن و دفن؛ باباي من اينور دنیا گف
عکس آقای خامنه ای

تبلیغات

آخرین مطالب