نتایج پست ها برای عبارت :

خودتو خاطراتت همه به درک بچرخ تا بچرخیم مص چرخ فلک

دانلود آهنگ محسن ابراهیم زاده مرور خاطراتت
هم اکنون شنونده موزیک جدید و فوق العاده ی * مرور خاطراتت * با صدای زیبای هنرمند محبوب و مشهور , محسن ابراهیم زاده باشید.
دانلود آهنگ محسن ابراهیم زاده به همراه متن, پخش آنلاین و بهترین کیفیت (کیفیت اصلی) از رسانه مدیاک
Download new song by Mohsen Ebrahimzadeh called Moroor Khateratet With online playback , text and the best quality in mediac
متن ترانه محسن ابراهیم زاده مرور خاطراتت
از این علاقه مگه سر سوزنی کم میشهاز وقتی رفتی تنهایی واسه من بی حد شدچی
قبول کردم و من تا ابد امروز رو یادم نمیره
خودتو کنترل کن ژلوفن
خودتو کنترل کن ژلوفن
مگه تو براش چیکارکردی؟ 
خودتو کنترل کن
خودتو کنترل کن دختر.
برای من همیشه انگار باید یه شوک خفن بهم وارد بشه تا کاریو انجام ندم.
خدایا کمک کن خودمو ببخشم.
دانلود آهنگ محسن ابراهیم زاده مرور خاطراتت
هم اکنون شنونده موزیک جدید و فوق العاده ی * مرور خاطراتت * با صدای زیبای هنرمند محبوب و مشهور , محسن ابراهیم زاده باشید.
دانلود آهنگ محسن ابراهیم زاده به همراه متن, پخش آنلاین و بهترین کیفیت (کیفیت اصلی) از رسانه مدیاک
Download new song by Mohsen Ebrahimzadeh called Moroor Khateratet With online playback , text and the best quality in mediac
متن ترانه محسن ابراهیم زاده مرور خاطراتت
توی تک تک لحظه هام به فکرتم عزیزم نذار همه دردامو من تو خودم بریزمپای هم
میدونی الان دارم فک میکنم خیلی منطقی!
اینکه خود شریفی هم گفته حالش بد میشه ولی زود خودشو، حسشو خوب میکنهاما من اصلن این اجازه رو نمیدم و این یکم اذیت کننده است.چون یه جا دیگه نمیتونی و یهویی انقدر همه چی میریزه بهم وحالت بد میشه که نمیتونی خودتو تا چندین روز جمع کنی.
پس اگه حالت بد شد خودتو نگیر و بروز بده اما فقط پیش خدا و بعد خودتو خوب کنمهم اینه زیاد تو حال بد نمونی ❤
درود همراهان گرامی#نقد_شعر #انجمن_ادبی_شعر_باران #مدیریت_برنامه :#بانو_مریم_راد#مورخ:۹۸/۶/۵سه شنبه#ساعت_شروع ؛(۲۲)♋️☯♋️☯♋️‍ بچرخ به سمت من بچرختا تنظیم شوندباغهای معلق بابلبه سمت شرب مدام عشقو نورسرریز شود از پیاله هابچرخبچرخ این رقصرسم خوشه هایی ست که روی شانه های بلوغ افتاده اندبچرخ بچرخ به سمت من سمت عشق و چنگ بزن به این دو اصلاین دو خوشه ی معلقِبیرون پریده از پرزین تکاملکه در این باغ سر به هوامیوه های کالحالا شرابی رسیده اندبچرخ به س
میدونید؟ زندگی اصولا آسون نیست. رنج داره. غم داره. یه جاهاییش استخوون میتری. یه جاهایی عمیقا دلت میخواد بمیری. تحقیر میشی و سکوت میکنی. درد میکشی و سکوت میکنی.
اما سرانجام تحمل کردنا و ادامه دادنا ، خودتو بغل میگیری ، خود قوی‌ت رو دوست تر داری.خودتو که پاپس نکشیدی و به حرف بقیه اهمیتی ندادی.خودتو که اشکات قطع نمیشد ولی به نفست غلبه کردی.
خودمو دوست دارم. خودمو دوست تر دارم این روزها. ادامه بده مائده ی من.
این روزا فقط حالم با موزیک و درس خو
بعضی وقتا یه چیزی رو میخوای ، دلت آرومه که دعا میکنی و میگیریش
یه پولی نیاز داری ، کار میکنی به دستش میاری
دلت نوشیدنی میخواد ، برای خودت میخری
ولی بعضی وقتا دلتنگ کسی هستی
که رفته ، که نیست
حالا تو هی گریه کن
هی دعا کن
رفته
برنمیگرده
یه روزایی هر چی خودتو بزنی به نفهمیدن
بری سراغ سازت ، بزنی و بزنی و مثلا دلتو خالی کنی
قلم کاغذ برداری بنویسی
نه انگار فایده نداره
انگار آسمون ابری و تنهایی تو خونه و مرور خودکار یه سری چیزا تو مغزت
قراره امروز
وقتی آدما به هیچ صراطی مستقیم نیستنتو هم یه جوری باشکه نه محبت زیادیت بزنه زیر دلشوننه نامهربونیت بشینه تو ذهنشونیه جوری باش، اونجوری که دلت می خوادعاشق شواما عاشق چیزای قشنگدلتو یه جا اسیر نکنعشق، که فقط عشق زن و مرد نیستدور و برتو خوب نگاه کنیمی بینی خیلی چیزا هست واسه دوست داشتنفقط یادت باشههمیشه مغزتو با دلت تنظیم کنخودتو با خودت نه با هیچ کسکه اگه غیر از این باشه بازم یه جای کار می لنگه
خوشبختیو هیچ کس به هیچ کس نمی ده جز خودتاگه حواست
من جدا نگران حسن هستم!
همش میگم یه وقت اون وسط از خنده غش نکنه، صندلیش از پشت سر بخوره زمین، نعلینش بره هوا، آبرومون بره جلو اون یارو مو زرده!
خودتو جمع کن حسن! ما آبرو داریم!

جدی اگه چیزی انقد خنده داره، بگن همه ملت باهم بخندیم! کلیک 
دانلود آهنگ مصطفی پاشایی مرتضی
هم اکنون شنونده موزیک جدید و فوق العاده ی * مرتضی * با صدای زیبای هنرمند محبوب و مشهور , مصطفی پاشایی باشید.
دانلود آهنگ مصطفی پاشایی به همراه متن, پخش آنلاین و بهترین کیفیت (کیفیت اصلی) از رسانه مدیاک
Download new song by Mostafa Pashaei called Morteza With online playback , text and the best quality in mediac
متن اهنگ مصطفی پاشایی به نام مرتضی
تو نیستی ببینی که بعدت هنوزم سراغت رو از من میگیرنکه هرجا که میرم همه آرزوشونه باشی به جا تو بمیرنهنوزم کنارم یه کاغ
زندگی من این شکلی شده یا داره شکل خودشو میگره اونم این که برای ادامه بقا باید قید یه سری چیز هارو بزنی . بیشتر کار کن ، کمتر آدم ها رو ببین . ( وقتی که داری عذیت میشی بهانه واقعی پیدا کن )پول به اندازه یا بیشتر داشته باش تا خرج خودت رو داشته باشی . ( به دست کسی نگاه نکن پول داشته باش و محتاج منت کسی نباش ) توو تصمیمات زندگیت بهترین و بدترین اتفاقات زندگیت رو خودت انجام بده تا نیاز نباشه بعدا کسی رو مقصر بدونی . میدونی زندگیت همش مال خودتو پس جوری زند
یه روزی تکنولوژی طوری شه که لحظه‌ی دلتنگی بتونی بری توی عکس‌ها. لابلای خاطراتت؛ حس کنی وزش آرامِ باد رو، اون لبخند و اون داغیِ خورشید رو. بشنوی تپش‌های تندِ قلبت رو و بنشینی به تماشا؛ دوباره و چندباره. بچرخی بین اون لحظه‌ها و فشارِ به آغوش گرفته شدن دوباره زنده‌ات کنه 
 
_ چرا آدم‌هایی که محکوم به نابودی‌ هستند را دوست داریم؟_ زیرا در یادها بیشتر و بهتر می‌مانند._ موجودات روان پریشی که می‌خواستند در یادها بمانند. با پرداختن چه بهایی؟_ به هر قیمتی.
* عنوان نوشت:نگاه صوفی ِ ناخواناجهان پریشی ِ مولانادهان پریشی ِ مولاناتو خانقاه منی؛ با منبچرخ و یاحق و یاهو کن
 
هرگز احساس خوشبختی نمی کنی مگر اینکه با خودت به صلح رسیده باشی
با خودت به صلح رسیدن ینی چی!؟ ینی این که عمیقا خودتو دوست داشته باشی، با همه ی نقص هات. ینی اینکه شرایطی رو که در اون قرار داری بپذیری با همه ی کم و کاستی هاش. ینی اینکه خودتو سرزنش نکنی، به خاطر هیچی. اگه احساس می کنی چیزی باید تغییر کنه تلاش کن عوضش کنی و از این تلاش لذت ببر وگرنه قبولش کن و باهاش کنار بیا. خودتو اذیت نکن به خاطر چیزایی که در بودن و اتفاق افتادنشون اختیاری نداشتی. ا
جملاتی که با طلا باید نوشت؛ 
1 گاهی لب های خندان بیشتر از چشم های گریان”درد”می کشند                                2پایِ معرفت که میاد وسط دستِ خیلیا کوتاه میشه. .3یادت باشه همیشه خودتو بنداز تا بگیرنت اگه خودتو بگیری میندازنت !4مرد ترین آدمهایی که تو زندگیم دیدم اونایی بودن که بعد اشتباهشون گفتند :معذرت میخوام 5مزرعه را موریانه خورد،ولی ما برای گنجشک ها مترسک ساختیم ،لعنت به این حماقت!6آنهایی که در زندگیت نقشی داشته اند را دوس
شکست ها و نگرانی هایت را رها کن،خاطراتت را،نمیگویم دور بریز،اما قاب نکن به دیوار دلت.در جاده ی زندگی، نگاهت که به عقب باشد،زمین میخوری.زخم بر میداری.و درد میکشی.نه از بی مهری کسی دلگیر شو . نه به محبت کسی بیش از حد دلگرم.به خاطر آنچه که از تو گرفته شده، دلسرد مباش، تو چه میدانی؟شاید . روزی . ساعتی . آرزوی نداشتنش را میکردی.تنها اعتماد کن و خود را به او بسپار .هیچ کس آنقدر قوی نیست که ساعت ها بر عکس نفس بکشد .در آینده لبخند بزن. این
دیگر عادت کرده ام خاطراتت را
به آستین روزگار وصله بزنم
و زندگی را
از میان ریخت و پاش نبودنت جمع و جور کنم!
 
زیر چشمی نگاه به دلتنگی ام نکن!
دفترم به وسعت جای خالیت
پُر از شعرهای بغض کرده است
تا با دستمال حوصله
اشکِ واژه ها را پاک کنم
و صبر را مشق.
 
 
-از مجموعه ی خاطرات شبنم گرفته
#شفیقه_طهماسبی
 
1.میگه خانم دکتر حرصمو درمیاری چرا تو هر رابطه ای خودتو عقب میکشی؟!
2.موقع خداحافظی پشت سرم داد میزنه خیلی خوبی یکم قدر خودتو بدون
3.میگم خیلی زندگی رو ایده ال میبینی .اینده و جامعه اصلا اونقدری که میخوای ایده ال نیستن
4.بغلم میکنه و میگه تو خیلی خوب بودی
6.میگه بیخیال دنیا
7.مرگ دختر 35 ساله و اشک و اشک و اشک تا ساعتها
8.مریض 50 ساله اینتوبه میشه و میزنیم تو سر خودمون و ترس و درد و ترس
9.میرم ارایشگاه.میبینم هنوز ادمایی هستن که میخندن لباسای قشنگ می
یارحمان 
داستان از اونجایی شروع شد که سکوت کردیم ، گفتیم عیبی نداره بذار اینجوری حرف بزنه 
ناراحت شدیم گفتیم حالا بذار اون از ما دلخور نباشه ، بذار دلِ اون نشکنه 
غافل از اینکه نفهمیدیم کوتاهی کردن در مقابل بعضی آدم ها زیادی پُرو شون میکنه 
زیادی فکرمیکنن که جایگاه شون نسبت به بقیه بالاتره ! 
مامان همیشه با بقیه نسبتا فروتن و افتاده حال تره ، انگار بلد نیست بد باشه 
اما میدونی با بعضیا باید سنگین باشی ، سنگین نگاه کنی تا بفهمه ما هم بلدیم 
ا
287-
دانش ی من کافی نیست و حتی تو حدی نیست که خوب و بد رو تشخیص بدم و ترجیحم همیشه این بوده دخالت و اظهار نظری نکنم هر چند غالبا از یون دل خوشی ندارم ولی اصلا جنگ و عقب موندگی رو دوست ندارم. اما این روزها بدجور دلم هوس یک جنگ تموم عیار کرده. جنگی که نتیجش خیلی چیزا رو روشن می کنه.
+مرگ یه بار، شیون یه بار
+بچرخ تا بچرخیم
+ما را ز چه می ترسانید؟؟؟
+در انتظار #جنگ_جهانی_سوم
لذت بخش ترین و غرور افرین ترین اتفاق زندگی هرکسی سفر به ماه، فتح اورست، یه اختراع خفن یا کشف یه چیز شگفت انگیز "نیست"، بی نظیر ترین لحظه زندگی اون لحظه ایه که به قدرت خودت ایمان میاری. به خودت. خودِ خودِ خسته و داغون و لهِ لهت، دقیقا اون لحظه که از خوشحالی ضجه می زنی! اون لحظه که هیچکی نیست، هیچکیو نداری و با اشک شوق دستتو حلقه میکنی دور خودت و سفت بغل میکنی خودتو، به جای همه ی ادمای راستکی و الکی، به جای همه ادمایی که باید میبودن و نبودن، نباید
عقربه های ساعت تند و تند می دویدند گویی زمان دنبالشان کرده بود و من تو را جایی میان ساعت دوازده تا دو گم کردم و شنهای ساعت تمام شد. انگار زمان آنها را بلعیده بود.  
تو جایی میان شعرهای شهریار آمدی، جانم به قربانت و جایی لا به لای شعرهای سعدی رفتی دامن کشان من زهر تنهایی چشان و شنهای ساعت تمام شد و زمان خاطراتت را بلعید و قی کرد بلعید و قی کرد بلعید و قی کرد. 
ولی فک کنم حس خوبی باشه که در عین حال که خودتو متعلق به همه ی ادیان بدونی جزو هیچ کدومشون نباشی
عاه این راز و رمز دین و مذهب همیشه برای من یه چیز جذاب و ترسناک باقی میمونه
به هیچ عنوان نمیتونم در موردشون تصمیم بگیرم.ای کاش یه گزینه ی همه ی مواردم بود :(
سوره الإسراء آیه ۸۴قُلْ کُلٌّ یَعْمَلُ عَلَىٰ شَاکِلَتِهِ فَرَبُّکُمْ أَعْلَمُ بِمَنْ هُوَ أَهْدَىٰ سَبِیلًاﺑﻮ : ﻫﺮ ﻛﺲ ﺑﺮ ﺎﻳﻪ ﺧﻠﻖ ﻭ ﺧﻮﻱ ﻭ ﻋﺎﺩﺕ ﻫﺎﻱ ﺍﻛﺘﺴﺎﺑﻲ ﺧﻮﺩ ﻋﻤﻞ میکند ، ﺲ ﺮﻭﺭﺩﺎﺭﺗﺎﻥ ﺑﻪ ﻛﺴﻲ ﻛﻪ ﺭﺍﻩ ﻳﺎﻓﺘﻪ ﺗﺮ ﺍﺳﺖ ، ﺩﺍﻧﺎﺗﺮ ﺍﺳﺖ.
آب جوشی که سیب زمینیرا نرم می‌کند، همان آب جوشی است که تخم مرغ را سفت می‌کند.
مهم نیست چه شرایطی پیرامون ماست، مهم این است درون خود چه داریم.‼️باید بدانیم تنها فرمول خوشحالی
من مرجع هر عکس‌ام و به همین دلیل است که وقتی خود را مخاطب این پرسش بنیادین قرار میدهم که: چرا من در این احظه زنده ام ؟ دچار حیرت می شوم. 
 
منم خیلی وقتا شده این سوالو از خودم میپرسم نه فقط با دیدن عکسها. یجور حس غریبی به آدم دست میده که تو نه قبل از خودتو درک میکنی و نه بعد از خودتو. این بین در لحظه میمونی و به دنیا میای ،میگذرونی و در آخر میمیری. آدم هایی که میانو میمیرن. یه ذره ترسناک نیست؟ نه ترس از مرگِ از این تعداد شاید از این جمعیت که فقط می
حجم کلافگی بعضی روزا خیلی زیاده و نمیشه هیچ جوره ازش خلاص شد.هی خودتو سرگرم میکنی یا خودتو غرق کار میکنی یا حتی تو باشگاه انقد کلافه ای که حین شمردن دمبلا داری زور میزنی زودتر تموم شه.
نوشته هدف داشتن، ورزش مناسب و دوری از تنبل میتونه گره گشا باشه.همه ی اینا هم باشه اما انگیزه ای برای رسیدن به هیچ کدوم نباشه، یا تهش بگی خب آخرش که چی؟ این کلافگی رو بیشتر و بیشتر و ادامه دارتر میکنه.
هی برمیگردم به گذشته و انرژی زیادی که داشتم؟کجا رفتن اون انرژ
مکالمه از اونجا شروع شد که پیام دادم و تولدشو تبریک گفتم.
دو روز پیش بود.
برام حرف زد , چیزای جالبی گفت.
گفت آدم بالاخره به یه جایی میرسه که میفهمه باید زندگی خودشو برداره و بچسبه بهش.
کار سختیه.
نمیدونم چه طوری باید اینکارو بکنم.
آمادگیشو ندارم.
البته در جهتش تلاش کردم,آدمای اضافی زندگیمو به تدریج دارم کمتر میکنم.
این وبلاگم خودش یه روزنه ی فراره از دست آدمای اضافی که ناخودآگاه در روز درگیرشون میشم.
گف خودتو نجات بده و اهمیت خودتو فراموش
گاهی آدم فقط متاسف میشه.
 
تو خودتو ازون ورژن دوست داشتنی، سالم، چشمای زیبا و دلربا، تبدیل کنی به یه پیرمرد ک همه استخوناش زده بیرون و حال ادم به هم میخوره نگاه کنه؟
 
فقط چون میخوای رژیم بگیری و چون توی غربت هیچی نداری انجام بدی پس چی بهتر از این؟
نمیدونم!
پای تو نشستم ببین که آخرش چی شد
آرزوهای قشنگم واسه تو سهم کی شد
دلمو شکستی و رفتی پی کار خودت
اینا تقصیر توئه و اون دل بیمار خودت
خیلی دلم ازت پره بدجوری از تو دلخوره
یه روز تلافی میکنه دل از دل تو میبره
قلبمو پس فرستادی خوب خودتو نشون دادی
من خودمم خسته شدم پاشو برو تو آزادی
میدونستم مزه عشقم دلتو میزنه
دل تو یه تیکه سنگ خب محال بشکنه
تورو دست کم گرفتم که این شد آخرش
هنوزم خاطرت اینجاس بیا بردار ببرش
خیلی دلم ازت پره بدجوری از تو دلخوره
یه روز
‏کارشناس تلویزیون داشت میگفتیه تصویر از مشکلاتتون یا چیزی که به مشکلتون ربط داره و بزارین بک گراند موبایلتونکه همیشه جلو دیدتون باشهکه باهاش بجنگین و نابودش کنینبابام گوشیشو پرت کرد سمتم گفت پسرم لطفا عکس خودتو بزار بک گراند گوشیم

عاشقانه هامونو مثل یه قصه بنویس 
خوندنش با دل و جون سطر به سطرش بامن !
+قشنگه این تیتراژه !
.
میگن داستانت پیچیده است!
من پیچیده ننوشتم.
شما پیچیده خوووندییییین!
رها کنین خودتونو .
داستانم فقط از منطق محض پیروی نمیکرد .نیازی نبود ذهن خودتونو درگیر این کنین که حتما یه دلیل دووور منطقی برای اتفاقات پیدا کنین!
+حالم خوش نبود والا مییییکوووبیدم تو دهنشووون!ایراد پی رنگ و فلان و بیسار هم بره به جهنمممم!
‌‌
استاد میگه اگه بخوای با نقد اینط
سلام دوستان!
این وب برا شماست؛ شمایی که دوست داری استعدادهای خودت رو شکوفا کنی و از اونا استفاده کنی؟!
گام اول باید علایق و استعدادهای خودتو بشناسی!
گام دومش ب ما
ممنونم از اینکه به پیج ما سر زدید و خوشحال میشیم که انتقادات و پیشنهاداتون را با ما در ارتباط بگذارید.
ف میگه سخت نگیر خودتو نگیر ازاد باش رها باش حساتو رها کن ولی خودش از همین حسای رهاش سه نفرو از دست داد.خواب دیدم ازدواج کردم و آخرین لحظه اومدم بغلت کردم کاری که هیچوقت نکردم، یه بغل محکم پر از درد و حس، چون هم من نمیخواستم هم تو اما هیچکدوم نمیگفتیم مثل الان
همیشه سر کلاس یه آینه ی کوچک دستشونه و مدام خودشون رو نگاه میکنن و دوتایی میخندن. اون روز بعد از اینکه یکی از همکلاسیا بهشون گفت: این شده یه تیک عصبیا. الان از یه دقیقه پیش چقدر تغییر کردی مگه؟ آینه رو گذاشتن توی کیف. با نیتی یه نگاهی بهم انداختن. بعد یکی یه سقلمه ی آروم به اون یکی زد گفت : تو خودتو توی شیشه عینک من ببین .
:)))
 
دانلود ریمیکس دیوار فرزاد فرخ
Download remix Farzad Farokh >> ♬ Divar ♬ >> Music streaming from wikimusic
 
عاقبت تقدیر بین ما دو تا دیوار ساخت
از من آزرده دل دیوانه ی بیمار ساخت
عاقبت عشقت مرا رسوای این دنیا کرد دور شدم
از چشم تو من ماندم و یک کوه درد
خاطراتت میزند آتش به قلب و جان من روح
من را میبرد پیش تو ای مهربان من
من هنوزم میپرستم چشم زیبای تو را عشق تو
بر من جفا کرد بی وفا با من چرا
من غرورم را شکستم تا من و تو ما شویم از خودم
هر بار گذشتم تا ز هم شیدا شویم
من هنوزم
همه چیز ارام.ارامباورت می شوددیگر یاد گرفته ام شبها بخوابم " با یک آرامبخش "تو نگرانم نشو !همه چیز را یاد گرفته ام !راه رفتن در این دنیا را هم بدون تو یاد گرفته ام !یاد گرفته ام که چگونه بی صدا بگریم !یاد گرفته ام که هق هق گریه هایم را با بالشم بی صدا کنم !تو نگرانم نشو !!همه چیز را یاد گرفته ام !یاد گرفته ام چگونه با تو باشم بی انکه تو باشی !یاد گرفته ام نفس بکشم بدون توو بی یاد تو !یاد گرفته ام که چگونه نبودنت را با رویای با تو بودن.و
یکی دیگه از چیزایی که به تازگی متوجه بیخود بودنش شدم اینه که خودتو در موقعیتی تصور کنی که هنوز گرفتارش نشدی.
مثلا شنیدین میگن اگه برای دیدن کسی استرس داری، خودتو تو اون موقعیت تصور کن، به سوال جوابای احتمالی فکر کن و خودتو آماده کن و اینا، از استرست کم میشه؛ مضخرف‌ترین چیزه.
یکی اینکه اصلا کلا این عمل تصور موقعیت‌ها و حالتای احتمالی چرت محضه؛ چطور آخه؟ مگه مصاحبه کاریه که چارت پیشامدا ثابت باشه! هر چند تو بعضی مصاحبه‌های کاریم میری می‌بین
+ بیا صپ‌ها بریم یه جا بوکس. - من روحیاتم لطیفه، نمیام. + چرت نگو.- ورزش رزمی دوست ندارم.+ وقتی یاد بگیری، دوستش پیدا می‌کنی. -  من نمی‌تونم کسی رو بزنم، اونجا میام فقط کتک می‌خورم.+ بیا که پس‌فردا کسی زد تو صورتت بتونی خودتو جمع و جور کنی، مرد باید هار باشه. - من مادرِ بچه‌هامو هار انتخاب می‌کنم که جبران هار نبودنِ خودم بشه.
 
اسمورودینکا،عزیزم، قشنگم،هار که هستی انشالله؟
چرا ما ایرانی ها اینقدر باید در کنش های متقابل روزمره مون حواس جمع و با ملایمت باشیم ؟ ! 
یه نقد سالم بدون توهین و از روی تجربه بخوای از کسی داشته باشی اون هم به درخواست خودش درباره کارش، باید خودتو بکوبی به هزار طرف که ناراحت نشه
از وقتی دارم سعی می کنم مهرطلبیمو بزارم کنار و از عواقب رفتار و خودم بودن نترسم، چه قدر همه چیز سخت شده :/ 
حداقل برای خالی نبودنِ عریضه باید بهم روزِ دانشجو رو تبریک میگفت، حالا میگم چون حسابدار نشدم هیچ اهمیتی نداد، دیگه دانشجو که بودم؟! چقدر بده یه مدتِ بعد از ارتباط با یه آدم عین چی پشیمون باشی ، سخت تر از اون نتونی فراموشش کنی ، سخت تر از اون هی خودتو سرزنش کنی ، ازش متنفر نیستم ، برای خودم متاسفم ،
خوشحالم. ! هستم؟! 
من پُرم از خاطرات و قصه‌ های کودکی این که روباهی چگونه می‌فریبد زاغکی! قصّه‌ی افتادنِ دندانِ شیری از هُما لاک‌پشت و تکّه چوب و فکرهای اُردکی! قصّه‌ی گاو حسن، دارا و سارا و امین روزِ بارانی، کتابِ خیسِ کُبری طِفلکی! تیله‌بازی در حیاط و کوچه و فرشِ اتاق! بر سرِ کبریت و سکه، یا که درب تَشتکی! چای والفجر و سماور نفتیِ کُنجِ اتاق مادرم هرگز نیاورد استکان بی‌نعلبکی! داستانِ نوک طلا با مخمل و مادربزرگ! در دهی زیبا که زخمی گشته بچه لک‌لکی! هاچ زنب
رنگ بدی دارد و یک حالت افتاده روی بدنت، ک پیشتر خودِ آویزانت را آویزان تر نشان می دهد و منحنی ستونِ فقراتت را خمیده تر. لایه عجیبی ـست روی همه چیز، نه می شود از توی آیینه پاکش کرد و نه با لیف زدن های بسیار از روی پوست. می شود آنقدر خراشیدش ک قرمز شوی ولی همچنان باقی ـست، آن هنگام ک خوب می نگری حتا توی چشم هایت هم هست و با بازدم از توی ریه هایت هم بیرون می زند. و هر چه را ک لمس می کنی، انگار ک از آن خیس می شود، مثل لایه ای لباس ک معلوم نیست تو آن را پوش
جمله درستیه , قبل از اینکه از کار بی کار بشی سعی کن کسب و کارخودتو شروع کنی 
نیاز نیست خیلی بزرگ باشه یا خیلی پیچیده فقط شروع کن
روش فکر کن  استارت بزت و برو جلو 
خیلی بهتر از اینه که بشینی منتظر باشی کی بهت حقوق میدن کی اخراج میشی
بیمه داری یا نه 
شروع کن نترس
رنگ بدی دارد و یک حالت افتاده روی بدنت، ک پیشتر خودِ آویزانت را آویزان تر نشان می دهد و منحنی ستونِ فقراتت را خمیده تر. لایه عجیبی ـست روی همه چیز، نه می شود از توی آیینه پاکش کرد و نه با لیف زدن های بسیار از روی پوست. می شود آنقدر خراشیدش ک قرمز شوی ولی همچنان باقی ـست، آن هنگام ک خوب می نگری حتا توی چشم هایت هم هست و با بازدم از توی ریه هایت هم بیرون می زند. و هر چه را ک لمس می کنی، انگار ک از آن خیس می شود، مثل لایه ای لباس ک معلوم نیست تو آن را پوش
بارش پاییزی قشنگه
اما نه وقتی که هواکش دستشویی چکه میکنه رو سرت!
:|
یعنی هرچی خودتو متقاعد میکنی که بخار هوا در اثر سرما میعان شده اومده پایین؛ بازم یجوریت میشه!
بدبختی تا کارت تموم نشده هم نمیتونی جُم بخوری، عین شکنجه می مونه!
برید کنار. ادوارد نمکدونشو درآورده امشب! :)))
همم. عجیب است. دوستت ندارم اما خاطراتت در قلبم لنگر انداخته اند و من ان ها را دوست دارم. وقتی عکس دونفریتان را دیدم که سر روی شانه ی هم گذاشته بودید و به اتش نگاه میکردید، دلم برایت تنگ نشد، اما حسودیم شد. حسودیم شد به تمام داشته های او که از من دریغ کردی. به تمام دروغ ها و سیاه بازی هایی که برای او نداری (یا داری؟). من دلم برای خود تو تنگ نشده. به کارهایت که فکر میکنم پوستم گزگز میکند. یه حرف هایت که فکر میکنم سر درد میگیرم. من دلم برای احساسی که ب
چه حس خوبیست وقتی دفتر خاطراتت را ورق بزنی و خاطره هایت را مرور کنی
با خاطرات شیرین لبخند برلبت مینشیند و با خاطرات تلخ اخم میکنی
ولی هردوی اینها طعم شیرینی میدهند
وقتی صفحات وب رو مثل دفتر ورق میزدم،با هرپستی که برخورد میکردم یک یادش بخیری در ذهنم میگذشت.
چه روزها وساعت هایی پشت سیستم مینشستم و مطالبم را تایپ میکردمچه ساعتهایی را به خاطر یک پست مفید وخوب دنبال مطلب بین کتابهایم میگشتم.چه با ذوق وسلیقه مطلب مینوشتم و اکثر عکسهارو متن ن
 
زرنگی؟
منبع خودمو لو بدم؟
 
 
گفتم عکسشو واسم بفرست زیر سبیلی رد کردی منم مجبور شدم خودم پیداش کنم،،
 
خیال کردی میگم عکسشو واسم بفرست خودتو لوس میکنی نمیفرستی دیگه نمیتونم ببینم؟
خوبه منو میشناسی
 
عکس نرگسو دیدم شاخ دراوردم
پدرسوخته خانومی شده واس خودش
اصلا نشناختمش خییییلی عوض شده
 
یادمه یه بار "ع" تو گروه گفت حالم بده. به صد اصرار بچه ها گفت علت حال بدش دعوا شه. بچه ها همه مسخرش کردن. من گفتم ما که از حجم مشکلات بقیه خبر نداریم. قضاوتش نکنید. 
یکم بعد به" ع" گفتم با پدرم حرفم شد، از هوش رفتم. مسخرم کرد گفت: چه لوسی! هیچکس نبود بگه از حجم مشکلات ساجی خبر نداری که؟ 
وقتی من شکست عشقی خوردم، یه مشت ادم نفهم خوشی زیر دل زده دورم بودن که میگفتن اوووووه حالا مگه چی شده؟ همین؟ بابا اون پسره الان داره با صد تا مثل تو لاس میزنه ت
معشوق پاییزی من، سلام!
به تو گفته بودم که همیشه خیابان‌گردی‌ در تاریک روشن شب را دوست دارم؟ گفته بودم چقدر از قدم زدن‌ زیر نور چراغ‌های کوچه ذوق می‌کنم؟ نه، نگفته بودم!
رفته بودم خیابان‌گردی، رفته بودم تا شاید باد از میان موهایم بگذرد و خیالت را هم با خود ببرد، رفته بودم بلکه بارانِ خیابان‌های این شهر خاطرات شب‌‌‌های با تو بودن را بشوید ، رفته بودم بلکه روی یک نیمکت خاطرات تک نفره بسازم، رفته بودم.
یادم نیست چقدر پیاده‌رو‌ها را گز کر
رسیدم به روزایی که مثل خیلی وقت پیش ها محیط رو برای خودم منفی میکنم 
اینبار یکم منطقی تره 
یکم به خودم حق میدم 
چون دارم درجا میزنم و برام نتیجه ای هم نداره 
ولی ادمیزاده دیگه بخوادمیتونه خودشو گول بزنه و تو همین محیط منفی هم بمونه
ادامه مطلب
حالم بد میشه وقتی به قضاوت هایی که شدم فکر میکنم
شاید ماله ۳ یا ۴ سال پیش باشه ولی گاهی که حتی فکرم بهش میکنم انگار همین الان اتفاق افتاده.
من تو زندگیم حق رفاقتو ادا کردم ولی یه سری اصلا بلدش نیسن یا بهتر بگم ماله این حرفا نیسن .
ولی خدا فقط خودت 
خودتو عشقه اوس کریم
**فردا یه خبر خوش بده لطفا**
شب بخیر
بامداد ۷ اردیبهشت ۹۸
رفتی نشستی به این و اون گفتی که رضاصاد چند روزه توی اینترنت خبری ازش نیست
رفتی گفتی همین روزاست که حذف بشه
پس خبر نداری بنده ی خدا ! خبر نداری داشتم چیکار میکردم توی این چند روز !
حالا خودتو آماده کن
به زودی کاری میکنم هر کسی که توی این کشور خواهد عکاسی یاد بگیره ، محاله اسم منو نشنوه
 
 
محسن چاوشی تو در مسافت بارانی
دانلود آهنگ جدید محسن چاوشی به نام تو در مسافت بارانی
Mohsen Chavoshi - To Dar Masafate Barani
+ متن ترانه تو در مسافت بارانی از محسن چاوشی
منم شکار شکارم کن سپس ببوس و بچرخانم / سپس بچرخ و ببوسانم
سپس چه کار چه کارم کن / چه کار هرچه تو میخواهی ست
 

ادامه مطلب
کاغذتم رفیقسردت شد بسوزونمدلت گرفت خط خطیم کنگریت گرفت باهام اشکاتو پاک کناگه سردت شد باهام خودتو باد بزناگه حوصلت سر رفت باهام قایق درست کن و بزارم روی آباگرم از دستم خسته شدی باهام موشک درست کن و پرتم کن یه جای دورز-امینیبا اندکی تضمین
بسم الله الرحمن الرحیم
همه چیز از یه کلیک اضافه شروع شد. یه کلیک که عکسا رو روی نقشه نشون می داد. نشون می داد که تو هر لوکیشنی چندتا عکس داری؛ بعد دل من راهی شد با نقشه. رفت کربلا، رفت نجف، رفت وان، رفت استانبول. بعد هی رفت و رفت و رفت و رفت و . (چقدر طولانی بود) تا رسید به نیویورک؛ به فیلادلفیا. 
یه فاصله آبی رنگ خیلی بزرگ بینمون بود. یه فاصله ای که وحشت انداخت توی دلم. به خودم اومدم دیدم اشکام داره از چشمام می جوشه.
 
پ.ن: کافیه کمی قبلترش نش
دانلود آهنگ مصطفی پاشایی مرتضی
امشب مصطفی پاشایی ترانه مرتضی را برای شما کاربران پخش کرده است
Exclusive Song: Mostafa Pashaei | Morteza With Text And Direct Links In JazzMusic

───┤ ♩♬♫♪♭ ├───
قسمتی از متن :
تو نیستی ببینی که بعدت هنوزم سراغت رو از من میگیرن ♩♬♫که هرجا که میرم همه آرزوشونه باشی به جا تو بمیرن  !!!هنوزم کنارم یه کاغذ یه خودکار هنوزم دلامون بی تابه ♩♬♫که هر شب میخونیم یکی هست تو قلبم واسش مینویسیم و خوابه!!!هنوزم کلاهت همه خاطراتت صدات توی گوشم میپیچه ♩
شنیدید می گن نذارید کسی زیاد تنها بمونه، عوض می شه؟ یا، کسی تا حالا به خودتون گفته تنهاییتو کش نده، عادت می کنی، سخت گیر میشی.»؟تنهایی طولانی مدت تو رو به خودت نزدیک می کنه. خودتو بهت می شناسونه. مخصوصا قدرت ها و تواناییاتو. و وقتی بدونی نه از دست دادن هیچ چیز تو رو می کشه، و نه نداشتنشون برای مدت طولانی یا حتی هیچوقت، دیگه حاضر نمی شی آرامش، صلح، راحتی فکر و زمانتو از دست بدی. و این به خاطر ترس، انزوا یا نفرت از همه نیست! به خاطر درک تازه ای از
گاه دنیا به طرز غریب و فزاینده ای تنگه
مرددی بین خودت بودن یا دیگرانو کنارت داشتن،
از دست میری
از دست میری و فرصتی برای سوگواری انچه از دست دادی نیست
اون چیزی ک خودت بودی.
و شکستنت اونقدر اشکار و روشنه
ک به سادگی فروریختنت رو حس میکنی
و همچنان باید ادامه بدی:)
اینجاس ک اروم
خرده های خودتو پشت گلدونای اتاق مخفی میکنی
و عبور میکنی
بی سوگواری
بی تعلل.
فکرکن یکی که نمیشناسی
میاد ۲۷۰ بهت پول میده و میگه به کارتم‌ پول لازم دارم
لطفا اگه میشه، اینو بزنین به کارتم
و تو با دستای خودت، بجای ۲۷۰، ۲۷۰۰ واریز میکنی به کارتش
و‌شب توی حساب کتابت متوجه میشی چه گندی زدی
و فرداش هم تعطیله و نمیتونی بری بانک شماره طرفو پیدا کنی
و تا پنجشنبه که شاید بتونی باهاش تماس بگیری
باید به خودت ناسزا بگی که آخه خره نفهم
چرا خودت، خودتو به میدی!
 
ولی هر کسی یه جور مشکلی داره
مردم همیشه مشکلات خودشونو تو چش بقیه نمیکنن. بعضیا رو هم اصن نمیشه دید.زیر یه عالمه چیز دفنن و کم کم از همون ته شروع میکنن به خوردن طرف و وقتی به سطح میرسن و خودشونو نشون میدن خیلی ترسناک میشن.خیلی
میترسم یه روزی دیگه نکشم.هر روز میخوام خودمو نجات بدم.یه هدف بزارم جلوم و بگم وقتی بهش برسی ازاد میشی.پس زور خودتو بزن تا زودتر تموم شه
ولی بعدش میگم که چی؟ اگه هیچ وقت بهش نرسم چی؟ اگه یه چیزی شه که مجبور بشم ازش دست بکشم
 بعضی وقتا شرایطی برامون پیش میاد که دوسشون نداریم، اما چنان تاثیر مثبتی روی زندگیمون داره که غیرقابل تصوره.مثه رفتن به دانشگاهی که دوسش نداریم اما استادی اونجا هست که چیزایی که برای آینده لازمه رو بهت میگه.
یا از دست دادن کسی که بعدش مسبب آشنایی با یه فرد دیگه میشه که اون خودتو به یادت میاره.
خدا قطعا بهترینو برامون میخواد، فقط ازمون صبر میخواد.همین.
شاید سال‌ها بعد - که گذر زمان بر چهره‌ات نمایان‌تر شده و اشتیاق دخترانه کمتری داری - در یک روز معمولی، میان روزمرگی‌ها، به یاد من بیافتی؛ کسی که سال‌ها پیش شیفته دخترانگی‌هایت بود. همان که بارها حرف دلش را بر زبان آورد و تو نشنیدی. لابد خودت هم می‌دانستی که در دل من چه می‌گذرد. چه می‌دانم، شاید از روی مصلحت، و شاید از روی سنگ‌دلی به من بی‌توجه بودی. نمی‌دانم روزهای میان‌سالی‌ات چگونه می‌گذرند؛ هنوز هم بلندپروازی و رویایی؟ یا درگیر جب
جوانی وارد مارکت شد ومشغول خرید بود که متوجه کسی شد که سایه به سایه تعقیبش میکنه رو برگرداند زن مسنی را دید که زل زده وی را نگاه می کرد جوان پرسید: مادر چیزی شده که مرا اینطور دنبال میکنی خانم با اشک گفت: تو شبیه پسر مرحومم هستی وقتی مرا مادر صدا زدی خاطرات پسرم را تجدید کردی جوان گفت: خانم این روزگاراست وسنت حیات، یکی میره یکی میاد شما هم خودتو ناراحت نکن.
ادامه مطلب
 باز دلتنگت شده ام و در هر گوشه ی ذهنم تورو سرچ می کنم چه کنم که نتیجه ی یافت نمی شود .خنده دار است بر مانیتور خاطراتم نوشته ی پدیدار می شود ،آه چه می گوید ؟!'اتصال شما قطع است '  
  سال ها از تصادف من و دوستم بخت  میگذرد: پوشه ی از دستم می افتد  وتمام خاطراتم  پخش زمین می شود بخت به سرعت بخاطر برخوردمان عذر خواهی می کند و در جمع کردند خاطرات ها به من کمک می کند آن روز خیلی آسوده تمام شد بی دغدغه 
  هر چه می گذشت حسی به من نبود یکی از خاطراتم را یا
   
نیستی هرشب برایت شعر می خوانم هنوزپای قولی که تو یادت رفته می مانم هنوزمی نشینم خاطراتت را مرتب می کنمدر مرور اولین دیدار، ویرانم هنوزکاش روز رفتنت آن روز بارانی نبوداز همان روزی که رفتی خیس بارانم هنوزراه برگشتن به سویم را کجا گم کرده ایمن برای ردپاهایت خیابانم هنوزبا جدایی نیمه ای از من به دنبال تو رفتبی تو از این نیمه ی دیگر گریزانم هنوزبعد تو من مانده ام با سالهای بی بهاربعد تو تکرار جانسوز زمستانم هنوزدست هایم را رها کردی میان زندگ
با سلام خدمت شما کاربران عزیز . در این پست می خواهیم درباره ی موضوع مهم PBN که در ارتباط با لینک سازی و افزایش رتبه وبسایت شما می باشد صحب کنیم . اگر شما هیچ آشنایی با بحث سایت و لینک سازی ندارید بهتر هست اول اطلاعات خودتو نرو یاد بگیرید بعدش بیاید و این مقاله رو بخونید !
ادامه مطلب
خانه سرد است. بدنم سرد است. دکمه‌های کیبرد سرد است. حالا که نشسته‌ام پای لپ تاپ خود را طوری جمع کرده‌ام که دست‌هایم در کنار هم بتوانند چیزی را تایپ کنند. دست‌هایم سرد است. تصاویر آخرین روزهایت توی ذهنم مانند تپش قلب تکرار می‌شود. هر تپش یک تصویر. وقتی با پاهای لرزانت از اتاقت بیرون می‌آمدی، بعدِ شاید ساعت‌ها بیهوشی، می‌ترسیدم توی سرویس پایت لیز بخورد. با دیگرانی حرف می‌زدی که وجود نداشتند. فکر می‌کنم ما را هم نمی‌شناختی. درست یادم نیست
یه وقتایی نمی فهمم کدوممون خل وضع تریم. من یا مریم!
امروز چهار ساعت زیر بارون خیس خیس شدیم
تا پشت در کلاس هم رفتیم ولی پشیمون شدیم و برگشتیم دوباره توی بارون و خیابون 
یه خورده هم گیس و گیس کشی کردیم ولی آخرش به تفاهم رسیدیم
فقط من نمی فهمم چرا همه تصمیمات زندگیشو از من میخواد. خیلی باحاله کلا. 
امروز می گفت من بالاخره فهمیدم تو از دوستت چی میخوای! اینکه فقط همراهت باشه. از بکن نکن خوشت نمیاد برات هم فرقی نداره کی چی میگه و کار خودتو می کنی. گفتم
‏ثُمَّ یَوْمَ الْقِیَامَةِ یُخْزِیهِمْ ، وَیَقُولُ:" أَیْنَ شُرَکَائِیَ الَّذِینَ کُنْتُمْ تُشَاقُّونَ فِیهِمْ ؟"

 .و در روز قیامت خوار میشوند و  بهشون گفته میشه: کجایه اونی /اون چیزی که (به جای منِ خدا )خودتو براش به سختی انداختی؟
نحل 27
بسم الله الرحمن الرحیم
(شهید مدافع حرم محسن حججی)
یکی از نزدیکان شهید تعریف می کرد:
یک روز دیدم محسن عجله دارد و پله ها را دوتا یکی می رود.
بهش گفتم: مگه دنبالت کرده؟خودتو نکشی؟! فوق اش یک دقیقه
دیرتر می رسی دیگه!
ادامه مطلب
نباید دلتنگت باشم اما هستم، نباید به چشمانت فکر کنم اما می‌کنم، نباید آهنگ صدایت را به‌یاد بیاورم اما می‌آورم، نباید لبخندت گاه و بی‌‌گاه جلوی چشمانم جان بگیرد اما می‌گیرد. چرا این‌گونه زنده‌ای در من؟ هر شب فغانم به آسمان می‌رود از دست خاطراتت. نمی‌توانم فراموشت کنم، نمی‌توانم دنیا را بدون تو به‌یاد بیاورم، نمی‌توانم به دست‌هایت فکر نکنم. دارم دیوانه می‌شوم بدون تو؛ دارم کم می‌آورم، دارم هلاک می‌شوم از دلتنگی. بیا و به من بازگرد
دانلود آهنگ جدید تهی و اندی به نام نازنین
 
دانلود آهنگ جدید تهی و اندی به نام نازنین 320
دانلود آهنگ جدید تهی و اندی به نام نازنین 128
 
متن آهنگ تهی و اندی به نام نازنین
کیه کیه منم تهیکسی نیست منم و توییمچشم تو چشم وصلِ وصلیموقتشه همو بغل کنیمچی شد دلت خواستمنم دلم خواستنازنینم، نازنینمتو دلت یه دریاسله، له، لا بیا تو بغلم فوریله، له، لا کسی نیست منمو توییمله، له، لا وای همدمم شدیله، له، لا میشه منو بغل کنیبذار گلم خودمو فدات کنمبچرخ دورم تو
نظر ناشناس و بی هویت به خصوصی نفرستید. مثل آدم پیام بذار خودتو معرفی کن تهش اینه که میگی من یه رهگذرم که وبلاگ هم ندارم قرار نیست بیوگرافی بدی. و محتوای موردنظرتو بنویس‌ بعد هم جوابت رو پذیرا باش. بزن در رویی نداریم دوست عزیز حتی برای شمایی که قربون صدقه میری خب شاید منم بخوام قربون صدقه بک بدم! اینو گفتم که بفهمید فقط به پیام های ناپسند خلاصه نمیشه. امیدوارم بفهمی
_غیر از این ببینم در جا پاک میکنم هر چقدر هم طولانی باشه و بنظر بیاد براش وقت گذ
بسم الله الرحمن الرحیم
(شهید مدافع حرم محسن حججی)
یکی از نزدیکان شهید تعریف می کرد:
یک روز دیدم محسن عجله دارد و پله ها را دوتا یکی می رود.
بهش گفتم: مگه دنبالت کرده؟خودتو نکشی؟! فوق اش یک دقیقه
دیرتر می رسی دیگه!
یکهو هندل موتور را زد و گفت: همین یک دقیقه، یک دقیقه هاست که
شهادت آدم رو یک روز یک روز عقب می اندازه!
 
کتاب حجت خدا
 
در مواجهه با حرفهای بی منطق و رفتار آدمای نادان و کم عقل،قرآن منطق قشنگی داره.
میفرماید که و "اذا خاطبهم الجاهلون قالوا سلاما"
وقتی کسی با نادانی با اونها (عبادالرحمن:بندگان خدای مهربان) حرف میزنه یا رفتار زننده ای میکنه، با بزرگواری و بی اعتنایی ازش دور میشن.
سلام در این آیه به معنی خداحافظی و ترک کردنه، البته نه با جسارت و درشتی و پرخاش، بلکه با سلامت نفس و آرامش.
پس وقتی پستت به آدم بی شعور و ناجوری خورد، انقدر خودتو زجر نده، انقد خودخوری ن
چرا بدم نمیاد
چرا چندشم نمیشه؟

+ اگه توی این جامعه با این مذهب و فرهنگ 
اگه تو این خانواده با این اعتقاد و رسوم
اگه اینجا و اینجوری متولد نمیشدم
الان چجور آدمی بودم؟!
یکم‌ترسناکه
یکم جذاب
ولی عجیب!
اینکه کجا و کِی و کی بدنیا اومدم خودش جای بحثه
اینکه دنیا از من چی میخواد
من از دنیا چی میخوام
اصن چیا باید بخوام؟
دنیا بدون خدا فقط ی جنگل تاریکه ک هرچی میدوی توش بیشتر گم میشی و بیشتر دور.
ولی خدا مث یه نور میمونه.مث نور خورشید!
وقتی هست یهو همه چی
باور به تولید ملی فقط اونجاش که خود تولیدکننده اسم محصولشو خارجی انتخاب میکنه، توی تبلیغش همه چشم آبی و مو بورن، آهنگشو با موسیقی باخ و موزارت تنظیم میکنه، آخرشم تاکید میکنه که محصولش تحت لیسانس آلمانه، یا عطر رزهای فرانسوی رو میده!
پس دیگه به ما نگید چرا ایرانیشو نمیخریم! تو خودتم خودتو قبول نداری، حتی قیافه تو! چه برسه به تولیدت :(
اینقدر احساس حقارت میکنید یعنی؟ :(
همین جوری که داری پیش میری
مطمئن باش برات ریدن 
راستی یه چیزی جدا از پست قبل بگم
جوری که تو منتظر اون اتفاق بزرگه هستی داره نشون میده خودتو سپردی دست باد 
هرجا که اون بره تورو هم همونجا خواهی رفت !
نمیگم اونو نادیده بگیر .
حتی اگر اتفاق نیفته هم چیزیه که جداقل 1 سال عمرت کل فکر و ذهنت به اون بوده . پایه و اساس خیالپردازیات بوده 
فقط ازش بگذر .
تو چالتو بکن 
حالا الان نه بعدا بالاخره بارون میباره !
اون موقع هست که قدر این وقت هایی رو که صرف چاله
دروغ می شنوی، فریب می خوری، باید فراموش کنی و بگذری ولی نمی کنی، نمی گذری. باید ببخشی و بیخیال شی ولی نمی بخشی و بیخیال نمی شی.باید همه چیزو ندید بگیری ولی خب نمی گیری.چرا؟؟؟؟ چون نمی تونی به خودت خیانت کنی، چون نمی تونی خودتو خر فرض کنی، چون نمی خوای باور کنی که یه مدت تو یه فیلم مضحک و دروغی بازی کردی، به بازی گرفته شدی.
گاهی آدم میخواد خودش رو برای آدمی ناشناس معنا کنه.
گاهی هم میخواد برای همه‌ی به ظاهر آشنا‌ها بی‌معنی بشه.
زمانی عجیب میشه که بخواد همزمان این دو اتفاق رخ بده.
اونوقت فقط نبودن هست که این دو شرط رو میکنه.
نبودن یا عدم.عدم کلمه بهتریه.کاش میشد معدوم شد.هم در زمان و هم در مکان.
گاهی هم میشه که خودتو رو نمیشناسی.حس میکنی این بدن و این روح هیچگاه همراه هم یک انسان رو تشکیل ندادن.شاید اون موقع به کمک بقیه نیاز داشته باشی.تا معنات کنن.برای خ
چیه این مثلا مرد بودن؟ 
وقتی برای اینکه کسی متوجه نشه باید سرتو ببری زیر پتو و تو اولین لحظه ای که چشاتو میبندی صورتت خیس بشه  
وقتی نداری کسیو که وقتی دلت آشوبه باهاش حرف بزنی . 
وقتی حتی نمیتونی دل خودتو آروم کنی . 
چیه این مرد بودن که مجبوری وسط همه کم اوردنا، به همه لبخند بزنی تا نشون بدی چیزی نیست ! 
+ نمیدونم . شایدم اصلا مرد و زن نداره تا وقتی کسی نباشه تا باهاش حرف بزنی و درکت کنه :) 
نمی مانی و می خواهم تو را از زندگی سیرم
خداحافظ ولی دور از تو می دانی که می میرم
 
ببر هم خاطراتت را که جایت را نمی گیرند
 به یادت روز و شب زانوی غم آغوش می گیرم
 
برایم سیل غم بودی که من را ریشه کن کردی
نگاهم کن که در ظاهر جوان اما بسی پیرم 
 
به سرکوبم سرافرازی تو فتحم کن سرافرازم کن
امانی و گریزی نیست مهر توست تقصیرم 
 
زلالش سهم غیر و من گل آلودش نصیبم بود 
خودم دیدم که در چشم تو مات افتاده تصویرم
 
تو بر من می وزی چون باد شمعی رو به پایانم
فلک ت
 
چی میگن اینایی که ازین شعار روانشناسی ویترینی ها میدن: خودتو ببخش!»
آدم اصن میل عجیبی داره به فراموش کردن اشتباهاتش و ماله کشی!
شما نگی، اون زودتر خودشو بخشیده!
مهم اون سوراخیه که ازش گزیده شده و اگه یادش بره، بهش فکر نکنه، نره ببینه کجاها رو اشتباه رفته، و . هیچ بعید نیست دوباره همون اشتباهو بکنه.
اتفاقا آدم راحت خودشو می بخشه!
اما مرور اون مسیر اشتباهه که آدم رو به مرز دیوونگی میرسونه!
 
 
*یه راه میونبر محدود موقتی پیدا کردم برای سرچ. بعد
+رو به مردگی روح دارم .
+حتی نمیتونم صحبت کنم بهترین جای خوابم شده کنار در تراس ، زیر شاخه های محبوبه ی شبی که هنوز گل ندادن ، روی یه زیر انداز کوچیک قد سجاده مامان میگه نخواب اونجا خودتو جمع میکنی ! شاید تنها جایی باشه که فکر میکنم برای منه .وقتی بیدار میشم حس میکنم به نصف بدنم خون نرسیده
+تا حالا فشار تصمیم رو اینطور حس نکرده بودم . تصمیم های نگرفته . دیگه نمیدونم خونه ای هست یا نه ؟ برم اوضاع چطور میشه ؟ ارشد ؟ رابطه ها ؟ امان نمیده  این ذه
مرسی بابت احترامی که برام قائل شدین !
+واقعا مرسی 
---------------
+ببین نمیخواستم اصلا درموردت پست بزنم یا دیگه ادامه نطراتو بدم ولی خب اینو میزارم که یادبگیری ! شعور خوب چیزیه ! احترام بزار برا من کاری نداره که پستامو رمز دار کنم . همون کاری که سال پیش میکردم حالا هم خودتو جر بده و پاره کن اصلا باش ! بیشتر از اینم بخوام چیزی درموردت بگم زیادیت میشه :{{{{
سایکودیلیت !
من ترسو نبودم، شاید گاهی میترسیدم، اما بیشتر وقتا نه،اما الان، تو این لحظه میترسم، میترسم که زشت زندگی کنم، ترسم همراه با نگرانیه، نمیگم همراه با ناامیدیه، چون من ناامید نیستم، آره تو این لحظه میترسم، میخوام به خودم قول بدم واقعا زندگی کنم. قول بدم که آرزوهامو دنبال کنم، من توانشو دارم، اینو در خودم میبینم، پس میتونم، این چیزی هست که واقعیت داره :) بله این واقعیتِ منه، که بهش افتخار میکنم :) 
خدایا من تحت تاثیر شادی غیر قابل وصفی ام ک بهم مید
مهربون باش آتنا. صبور باش آتنا. خشمت تا وقتی بلد نباشی که چطور ازش استفاده کنی، فقط نابودت می‌کنه. آدما مسئول اتفاقایی که واسه تو افتاده نیستن. آدما مسئول چیزهایی که تو می‌دونی نیستن. دیگه به نقطه‌ی امنی رسیدی که اگه سر دوراهیِ قوی‌بودن یا مهربون‌بودن قرار گرفتی؛ بهت می‌گم مهربون‌بودنو انتخاب کن. ساده‌ترین دلیلش اینه که همه‌چیز جز جنگیدن داره یادت می‌ره. داره یادت می‌ره چطوری می‌شه دوست داشت.
آتنا خودتو نجات بده. به سرمای هجده‌سالگی
معصوم و زیبایی با دل پاک داری امید
مث ماهی قشنگی تو آکواریومی
تو کاش بتونی که پاک بمونی
وجود خودتو ذره های خاک بدونی
چه تو روز روشن و چه آسمان تاریک
به دنیا اومدی حالا شناسنامه داری
توی دنیای پر درد و خشونتی
ولی حالا که اومدی پس خوش اومدی
بخواب با صدای من تا بنویسم
از فرداهای دور دست زندگی
بیا تا بخونه این دل بی صبر
از فرداهای دور دست زندگی.
♫♫
دانلود آهنگ یاس بنام به دنیا خوش اومدی
معصوم و زیبایی با دل پاک داری امید
مث ماهی قشنگی تو آکواریومی
تو کاش بتونی که پاک بمونی
وجود خودتو ذره های خاک بدونی
چه تو روز روشن و چه آسمان تاریک
به دنیا اومدی حالا شناسنامه داری
توی دنیای پر درد و خشونتی
ولی حالا که اومدی پس خوش اومدی
بخواب با صدای من تا بنویسم
از فرداهای دور دست زندگی
بیا تا بخونه این دل بی صبر
از فرداهای دور دست زندگی.
♫♫
دانلود آهنگ یاس بنام به دنیا خوش اومدی
دانلود آهنگ کیه کیه منم تهی
نازنین آهنگ جدید تهی با کیفیت بالا
Download The New Tohi kie kie manam tohi
 
متن آهنگ تهی
کیه کیه منم تهی کسی نیست منمو توییم
چش توو چش وصله وصلیم
وقتشه همو بغل کنیم
چی شد دلت خواست منم دلم خواست
نازنینم نازنینم تو دلت ی دریاست
بیا توو بغلم فوری کسی نیست منمو تویی
وای همدمم شدی میشه منو بغلم کنی
بذار گلم خودمو فدات کنم
بچرخ دورم تو شدی مال خودم
از گذشتت نمیخوام بپرسم نازنین
بینمون هر چی بشه منو تو مال همیم
بیا توو بغلم فوری کسی نیست
دیشب خوابتو دیدم دیوونه من
داشتیم قدم میزدیم، مث همیشه
سرد بود و دستای همو محکم گرفته بودیم
چشمات پر بغض بود
خودتو انداختی تو بغلم و محکم گرفتمت بین دستام
هم تو آروم شدی، هم من
ریه‌هامو پر کردم از عطرحضورت
جاری شدی در من
سرتو گرفتم بین دستام
نگاهم رو دوختم به صورت ماهت
پیشونیتو بوسیدم
مثل همیشه
و بیدار شدم
ای کاش این رویا هیچوقت تموم نمیشد
کاش اون روزا ادامه داشت تا ابد
تا .
دلم خیلی تنگه واسه دیدنت
واسه بودنت، واسه همه چی
واسه قهرکردنات،
خیلی وقت‌ها کلی تلاش می‌کنم و کارای مختلف می‌کنم تا حالمو خوب کنم، گاهی هم اینجوری میشه که تو همین موقعی که فکرشو نمی‌کنم سرشار از لذت میشم. همین الان که از تراپی برگشتم، نشستم توی کلانا و خودمو به صبحونه مهمون کردم و هر بار که در باز میشه، یه نسیم خنک پاییزی میزنه توی صورتم و مجاری تنفسیم باز میشه و بوی لعنتی شکلات موکایی که 10دقیقه پیش خوردم، می‌پیچه توی دهنم.
وقتی این نسیم خنک و بوی شکلات هست، بقیه‌ی چیزا مثل تلفن جواب ندادن دکتر الف
اصلا نمی فهمیدم چرا فکر می کنه خودش نبودن، ما رو بیشتر به هم وصل می کنه. من خودشو دوست داشتم.
حالا بعد دو سال از دو سال بودن توی یه رابطه ی هزاران چرا و بالاخره فهمیدن اینکه چطوری دنیا رو می دید، یکی بیاد مهسای قدیمی رو پیدا کنه باز.
یکی بیاد به من بفهمونه که حالا چرا فکر می کنی خودت نبودن بیشتر تو رو به اونکه دوست داری نزدیک می کنه؟
اگه قراره تو، تو باشی. توی رابطه ای باشی که شکوفا شی و بیشتر و بیشتر خودتو کشف کنی. چرا چیزی جز خودت بودن باید به
سلام
نمیپرسم حالت چطوره چون از بَرَم حالت و:)
منم حالم مثل خودته.کلا هممون حالمون این روزا مثل همه. یه دقیقه یه بار ته دلمون پر و خالی میشه.استرس تو چشمامون دو دو میزنه .بی خوابی داریم و رو تخت قل میخوریم فقط.اما با یکم حرف حتما خالی میشیم.بیاین پای حرفای هم تا بره این حال و موج مثبت تو وجودمون رخنه کنه.انرژی بگیریممیگن سالِ کنکور سالِ سرنوشت.روز کنکور روز سرنوشت.
همش چرته همش.یه ازمون سه چهارساعته ساعته و nتا سوال نمیتونه اینده کسی
اون وقتایی که ناگهان یه عشق خیلی زیاد توی وجودت رها می شه، باید خیلی خفن باشی که بتونی به وصال تبدیلش کنی. 
باید دوست داشتنو بغل کنی، خودتو کامل فهمیده باشی، بعد یکم یکم رهاش کنی. جوری که انگار کم کم دوست داشتنی به وجود اومده و همه چیز عادیه :دی
ولی نیست! معجزه شده! البته نه همیشه. گاهی یه نداشتن بزرگه شاید. یا داشتن بزرگ. یا شاید هر دو تاش.
اینه که این همه خواستن به وجود میاد. نمی دونم. سخته. و باحال :دی
هعی. هعی بدشانسی وقتیه که عشقِ جان، خو
چرا گریم میاد ولی گریه م نمیاد؟
اقا اصا چرا بمن روح دادن؟
کسی پرسید روح میخای یا نه؟
من گفتم زندگی میخام؟
من گفتم ای ای روح میخام؟
مثلا خیلی مشتاق بودم ک بیام تو این هاله ی مشکی و تاریک سیاه و چرکو؟
ک چی بشع
اونایی ک اومدن و رفتن چ کردن؟
چرا همه چی انقد پوچ اع؟
چرا زندگی درد داره؟
چرا کسی نیست ب سوالای من ج بدع؟
چرا من انقد بدم میاد از همه چی؟
چرا همه چی تکراری شده؟
چرا دلم برا خودم میسوزه؟
چرا تنها چیزی ک ازش بدم نمیاد سیگار اع؟
چرا انقد همه چی گو
دوستان ازین تفکرا نداشته باشین که وای چه خوب.
نخیر.
بهترین شریک زندگی، شریک زندگی ای هست که یه آدم بالغ باشه.
نه خیلی پیر درون داشته باشه، نه خیلی کودک درونش فعال باشه. یه balance از هر دو رو داشته باشه.
به شخصه، با یه شریک زندگی بالغ راحت تر زندگی و تا میکنم تا کسی که عین پیرمردا میشینه همه رو امر و نهی میکنه و به این و اون میپره و هی گیر میده خودتو درست کن و اصلاح شو و.
آدم بالغ هست، که زندگی باهاش لذت بخشه. نه کسی که ریسک های کودکانه و گاهی حتی احمق
سلااااااااام.
اینم از اولین پست love your self اسمشو love your self  گذاشتم چون تو این وب فقط میخوام بگم خودتو دوست داشته باش.وجودتو.زندگیتو.هدفتو.آرزوهای توی سرتو.برای همشون بجنگ و به دست بیارشون.
از لحظه لحظه زندگیت لذت ببر
*نکاهی به سطرهای بالا میاندازدفکر میکند و میگوید:بیشعور تو که هنو خودت رو هم نمیشناسی چه برسه به آرزوهاتچرا زر میزنی؟؟؟ اصلا تو میدونی تلاش چیه؟؟؟*
خب خب اینو ولش کنید یکم بهش بی توجهی کنید راهشو میکشه میرع.به هر حال اینکه
فقط لازمه جای آدما عوض بشه.بعد میبینی که سر همین رفتار با خودشون چه ری اکشنایی نشون میدن
واو
واو
واااااااااو
واو خو عزیزم چرا خودتو اذیت میکنی برو باهمونا
مشخصه حسودی کردم یانه/:
.
اصلا نمدونم اینارو بری کی مینوسم
نه کسی اینارو میبینه نه هم میخوام ببینه
اون روز ی استادی گفت کسایی ک خیلی حیوونارو دوس دارن آدمای غیراجتماعین
فک کنم با من بود
الانم دارم با خودم فک میکنم که این که منم وبلاگ زدمو اینجا حرفامو خالی میکنم نمیخوام هیچ آشنایی ببینه ی
   ساکت و آرام با صورتی خیس از میان خاطراتت گذر می کنم و چه سخت است گذر از میان خاطراتی که فقیرانه دست به سویم دراز کرده اند و خواستار چیزی از وجودم هستند ،چه می توانم بکنم ،آخر خدا چگونه می توانم چشمانم را رو به خاطراتی که تنها مرورشان را از من خواستاراند ببیندم و آنها را بدون ترحم له کنم ؟ بی توجه راهم را ادامه می دم میرم و میرم تا جایی که به آخر گذشته ام می رسم تنها یک خاطرچه باقی مانده است ، خم می شم دستانم را بازمیکنم و با لبخند نظارگرش می ش
بهم گفت تو نمیبینی خودتو ولی ما هر روز داریم میبینیم که روز به روز بیشتر داری میپوسی
گریه نمیکنم
باور نمیکنم
دارم نابود میشم
دارم پودر میشم
چرا نوبت روانشناس لامصب نمیرسه
بغل میخوام
گریه میخوام
حتی دستای تورو میخوام، حتی لب گرفتنامون، حتی آرامش پیش هم بودنمون
عزیز از دست دادم و نمیفهمن حالم دیگه حال نیست
دوست ها هرچقدم یه زمانی دوست باشن بعدش دیگه نیستن. بعد میفهمی برا پرکردن تنهاییشون باهات بودن و الان که تنها نیستن تو فراموش میشی
همینه د
خلاصشو بگم. با دیدن یه عکس پروفایل ساده دلم براش تنگ شد. برا دماغش، که کجه، برا لباش، لبخندش لبخندش. آی خدای من :) رنگش. رنگ شخصیتش. برا صداش. برا احمق بازیاش. برا همه بدبختیایی که سرم آورد :) برا اندامش. خودش که نمیدونه هنوزم. حالا که زمان گذشته دلم برا عوضی بودناشم تنگ شده. من همینقدر خرم. همیشه هم بودم. با یه عکس ساده دوباره دلم خواست دستشو تو دستم بگیرم، رومون به آسمون باشه و بهش ماهو نشون بدم بگم میبینی؟ داره میتابه که تو روشن تر بشی، بتونی خو
دانلود آهنگ یاران از داریوش چقدر دلم برای تنها کسایی که برام مونده بودن، تنگ بود: پس منتظرتم، هرموقع حرکت کردی خبرم کن. گوشیمو توی دستم جابجا کردم، گوش سپردم به برادرانه هاش: گفتم که خودتو نگران نکن، بهتره خودتو برای میزبانی آماده کنی. کمی مکث کرد، دل دل میکرد برای گفتنش : آریا میدونی که خوشم نمیاد وقتی که میام. میدونستم چی میخواد، رسم همیشگیش بود، میون حرفش پریدم: میدونم، برای یه مدت میفرستمشون مسافرت. صدای ناله ی همزمان زیبا و پری، نگاه م
استاد سر کلاس راهم نداد چون پنج دقیقه دیر رسیده بودم. خدایا! این ریاضی کوفتی با هشت صبح شنبه اش! گریه ام را تا رسیدن به خوابگاه غورت دادم. توی راه به محبوب پیام دادم که اگر کلاس بعدی را هم نیامدم خوابیده ام. تهوع شدید دارم و تمام تنم داغ کرده. انقدر داغ که به محض زدن عینک بخار میگرفت! لباس هایم را در اوردم و شلوارک پوشیدم. عطر زدم و امدم روی تخت. 
محبوب جواب داد:میشه بس کنی!!!    خودتو جم کن سژمان!  قبل ده پاشو راه بیوفت ساغرم میاد.
ادمها عجیب شده ان
عکس آقای خامنه ای

تبلیغات

آخرین مطالب