نتایج پست ها برای عبارت :

داستانهای فامیل

به نام خدابا لطف و محبت شما دوستانداستان تقریبا زندگی"دوبرادرسید" را تقدیمتان میکنم .ضمنا شما میتوانید داستانهاي( فراز و نشیبعاشقانه ، چوب خدا صدا نداره و صبوران تنگدل) را در وبلاگgiti.mihanblog.com  تحت عنوان"داستانهاي من" نویسنده گیتی رسائی  مطالعه بفرمائیدداستان تقریبا زندگی"دوبرادرسید" در همین وبلاگ قابل پیگیریست با سپاس فراوان: گیتی رسائی 
 
به نام خدابا لطف و محبت شما دوستانداستان خط خطیهای سرنوشت  را تقدیمتان میکنم .ضمنا شما میتوانید داستانهاي( فراز و نشیب عاشقانه ، چوب خدا صدا نداره و صبوران تنگدل و داستان دو برادر سید )را در وبلاگgiti.mihanblog.com  تحت عنوان داستانهاي من "نویسنده گیتی رسائی" هم مطالعه بفرمائیدبفرمائید. با سپاس فراوان .گیتی رسائی 
دانلود فیلم داستانهاي ترسناک برای گفتن Scary Stories to Tell in the Dark 2019
ژانر : ترسناک , رازآلود , هیجان انگیز
بازیگران : Zoe Margaret Colletti,Michael Garza,Dean Norris,Gil Bellows,
کارگردان : André Øvredal
: ایالات متحده آمریکا , چین , کانادا
تاریخ انتشار : 2019
کیفیت WEB_DL 
امتیاز : 6.4 از 10
ادامه مطلب
بورچین ترزی اوغلو : ازدواج فاميل دورمه + بیوگرافی و اظهارات .https://vayare.ir › بورچین-ترزی-اوغلو-ازدواج-فاميل-دورمه۴ روز پیش - بیوگرافی کامل بورچین ترزی اوغلو ،زندگی نامه بورچین ترزی اوغلو،عکس های . بورچین ترزی اوغلو : ازدواج فاميل دورمه + بیوگرافی و اظهارات جالب.تصاویر برای بورچین ترزی اوغلو : ازدواج فاميل دورمه + بیوگرافی و اظهارات جالبنتیجه تصویری برای بورچین ترزی اوغلو : ازدواج فاميل دورمه + بیوگرافی و اظهارات جالبتصاویر بیشتر برای بورچین ت
هوالرئوف الرحیم
الان اینجوری شدم که از چهار پنج روز قبل از هر دیدار و مهمونی؛ دارم با خودم هی بایدها و نبایدهام رو مرور می کنم.
پنج شنبه عروسی فاميل رضا و جمعه مهمونی فاميل خودمون. 
صمیمی اما در سکوت کامل.
 
 
 
 
اگر بشه ملکه ذهنم چی میشه!!!
نماز میخواندم ولی صدای مادربزرگ را میشنیدم که مامان را نصیحت میکرد میگفت انقدر به بچه ها سخت نگیر این چادر چیه که دست و پاشونو میگیره بگذار راحت بگردن و صدای مامان که در تلاش برای متقاعد کردن مادربزرگ بود. شنیدن این نصایح آن هم از زبان مادربزرگ برایم تازگی دارد چه میکند این پیشرفت تکنولوژی و ورود اینترنت به فاميل ما حتی توانسته! عقاید یک پیرزن هفتادو پنج ساله را بدون خون و خونریزی تغییر دهد. مادربزرگ حتی معیارهای زیبایی شناسیش هم تغییر کر
حسابی همو زدن.سر یه جرثقیل.یکی بدنه شو گرفته بود و یکی اهرم (؟)شو.بعد جرثقیل از وسط نصف شد و باعث شد دوتایی با گریه بیفتن به جون هم.دخالت کردم و شروع کردم به حرف زدن و تعمیر کردن اسباب بازی و.البته چند بار دیگه هم سر یه فیل، سر یه فولکس زرد و یه چکش پلاستیکی همو زده بودن.بچه ی فاميل داد میزد. بدجوری.و جوجه در مقابل صدای اون سریع قالب تهی میکرد. و خب این اصلا برام قابل تحمل نبود!ایده ی من برای تعمیر جرثقیل منجر شد به اینکه یک ساعت بعدش به آتش نشان
دانلود کتاب آفرینش خدایان، راز داستان های اوستایی pdf
دانلود کتاب آفرینش خدایان، راز داستان‌های اوستایی
کتاب نایاب و نفیس laquo; آفرینش خدایان؛ راز داستان zwnj;های اوستایی raquo; به قلم laquo;امید عطایی raquo; یکی از ژرف zwnj;ترین پژوهش zwnj;ها، پیرامون اساطیر و افسانه zwnj;های ایرانی می zwnj;باشد. نویسنده در این کتاب سترگ، پس از تفسیر اصول اعتقادی ایرانیان باستان و مقدسات آن zwnj;ها، چگونگی پیدایی .
دریافت فایل
دانلود کتاب آفرینش خدایان (راز داستانهاي اوستایی)
با سلام
من پسری ۲۸ ساله هستم و مدتی هست که با دختر خانومی هم سن و سال خود آشنا شده ام و قصد ازدواج با یکدیگر را داریم. ولی با وجود تمام اشتراکات ذهنی و علاقه ها و مراجعه کردن مون حداقل ۲۰ جلسه نزد روانشناس، تنها یک اختلاف بزرگی بین ما وجود دارد و آن هم مسئله حفظ حجاب روسری یا مقنعه می‌باشد.
نامزد من در خانواده ای بزرگ شده است که در طی این مدت ۲۷ سال هرگز حتی در میان دور ترین فاميل های خود علیرغم پوشیده بودن لباس های خود هرگز روسری به سر نمی کند و
سلام خسته نباشید به شما
من یه مشکل عجیبی دارم و چند ماهه ذهنم رو خیلی مشغول کرده. این که به شدت روی فاميل حساس شدم. هی تو ذهنم میگم مردم چقدر با فاميل رفت و آمد دارن؟، چند تا خاله عمو و . دارن و چقدر باهاشون در ارتباط هستند؟ 
آیا کسی تو فاميل ازدواج کرد پاگشاش میکنن؟، این ها از فضولی نیست از وسواسه. نمیدونم میترسم خدایی نکرده با چند خانواده ای که در ارتباطیم قطع ارتباط کنیم یا از دست شون بدم. خیلی میترسم و به شدت حساسم رو ارتباط فاميلی. از همه می
بسم الله النور
 
سلام علیکم بزرگوارانی که در نظرات خصوصی اجازه انتشار مطالب و داستانهاي را داشتند هیچ اشکال شرعی ندارد و ان شاءالله  انتشار مطالب برای بقیه راهگشا باشد.
و بزرگواری که خواستند برایشان ایمیل بفرستم فعلا اینترنت قطع میباشد ان شاءالله زمانی که وصل شد برایشان میفرستم
خودمان را به خانه یکی از فاميل ها به نام مشهدی فتاح رستمی رساندیم.
 
زنِ خانه، تا ما را دید، به سینه کوبید. تندی به پیشواز آمد و بچه ها را از کولمان پایین آورد. همان جا، دم در خانه، نزدیک بود از هوش برویم. توی خانه، دست و صورت و پاها را شستیم. خانه پر از آواره ها بود. زن فاميل، سریع دسته های نان کُردی را روی سفره چید و کاسه ای ماست وسط سفره گذاشت. بچه ها به طرف نان و ماست هجوم بردند .
 فرنگیس، ص 132
بسم الله الرحمن الرحیم
یافارس الحجاز ادرکنی
درحکومت عثمان،علی که فضائلش را نمیتوان شماره کرد( مولود کعبه فاتح خیبر فاتح احزاب قاتل مرهب و.)باید چاه کنی کند و از مدینه اخراج شود و جوان زیربیست سالی که فاميل عثمان است حاکم کوفه شود که از مهمترین شهرهای حکومت اسلامی بود،
دراسلام عمری صحابه و سنت و فرمایشات پیامبر ارزشی ندارد
به نقل اهل سقیفه پیامبر فرمود هرکس مرا دوست دارد علی را دوست داشته باشد
ولی عایشه و طلحه و زبیر و معاویه و عمروعاص و مر
به نام او
سال گذشته دانش آموزی داشتم بسیار باهوش ‌و بااستعداد که توی کلاس یک سروگردن از بقیه بالاتر بود.دختری که تخیل فوووق العاده قوی ای داشت و از نقاشی هایش حظ می بردم، بس که پر از ایده های خلاق و جدید بود. متن های کوتاهی که لابه لای تمرینات کتاب نگارش باید نوشته می شدند را به صورت داستانهاي کوتاه و پر از ماجرا می نوشت. خلاصه در هر چیزی بهترین بود. 
ادامه مطلب
بسم الله الرحمن الرحیم
چندی پیش با یکی از خانم های فردای سبز
در مورد پیشرفت گروه صحبت می کردیم
و اینکه معاشرت با آقایان
باعث چه نوع پیشرفتی می شود؟!
حال؛ در دانشگاه نیز از ما گزارش پیشرفت می خواهند
اینکه در سمینار چه پیشرفتی کرده ایم
قرین بودن این واژه ها جالب است
و قرین بودن بسیاری از وقایع دیگر.
انگار یک وحدتی ما بین یک عالمه وقایع وجود دارد
خیلی مقارنت های دیگر هم در این دانشگاه
و فضای مجازی و تنفس ما 
جالب است
مثل خانمی با اسم و
آنچه در ادامه میخوانید بخشی از مکالمه چتی دیشب  من و یکی از دوستانم هستش  ستاره ها * منم مربع ها ■دوستم 
*سلام فاطمه خوبی میگم امروز دختر عمت رو تو دانشگاه دیدم خیلی دختر خوبیه
■ سلام دختر عمه من؟؟؟؟ مطمئنی من که دختر عمه ندارم!!!!
*اواا خودش گفت دختر عمتم نههه اشتباه میکنم شاید دختر داییت بود
■واااا طاهره حالت خوشه من که داییم ندارم مامانم دختر یکیه
* پس دختر عموت بود مالی میخوند دانشگاه یزد درسته؟؟
■ اشتباه میکنی من دختر عموی دانشگاه بروو
بچه کوچولو ها چقد عشقن.
مخصوصا اگه فاميل نزدیک باشن.
آقا پسر داییم اینقد نازه که نگو.
خیلی وقته بچه ای رو اینقد زیاد دوست نداشتم.
فسقلی راه میره 
پدسگ یه رکابی سفید پوشیده که شیکمش ازش زده بیرون.
ای جوووونم.
موقع حرف زدن میخنده.
ای جان
 
مشاعره در کلاه قرمزی
فاميل دور: چی بگم؟!آقای مجری: اگر در بند در ماندو نه! اون قبول نیست!فاميل دور: اونو میخواستم بگم آخه! اینو میگم حالا: از در درآمدی و من از خود به در شدم.پسرعمه زا: سلطان غم مادر، بی تو پسر نمی‌شود!آقای مجری: نه بچه جان! یه شعر قشنگ؛ باید میم هم داشته باشه.پسرعمه زا: می تو پسر نمی‌شود. خوبه؟!فاميل دور: ما بدین در نه پی حشمت و جاه آمده‌ایم.آقای مجری: این دیوونم کرد از دست این دره!پسرعمه زا: سلطان غم مادر!ببعی: مرنجان دلم را که
تش مشهدی ناصری 
از طایفه کی گیوی فاميل های: قربانی ، قربان پور ،ناصر نژاد ،نصیری و هستند 
که ستگاه این اولاد روستای جهان آباد دشت روم و مورگاه بویراحمد است
 
 
 
 
 
این مطلب در حال به روزرسانی است
همکاری جهت اصلاح مطالب این وب از طریق
09399423600
حال استمراری؛ اجتماع آدم‌های که باهاشون میشه بینهات خل بود و بی‌نهایت خندید و لحظه‌های شادی رو تجربه کرد، اما انگار آدمی که این روزا منه نمیتونه توی این جمع اونقدری که باید و حقیقتا شاید(شایسته است) خوش باشه و خوشی برای چند ساعت هم که شده زیر دلش بزنه و فارغ و مست و بی‌خود‌ش کنه.
سلام دوستان وقت تون به خیر
ببخشید من یه سوالی برام پیش اومده و کسی را مورد اعتماد نمیدونم که ازش بپرسم خواهر هم ندارم ممنون میشم شما باهام هم فکری کنید.
پیشاپیش از راهنمایی تون سپاسگزارم.
من دختری 26 ساله هستم دانشجوی ارشد. تا این لحظه با پسری دوست نبودم. اعتقادات خاص خودم را دارم بحث حجاب توی خانواده و فاميل ما خیلی روش بحث نمیشه و هر کس با توجه به سلیقه خودش و اعتقاد خودش رفتار میکنه. یعنی توی فاميل پدر و مادرم هم چادری داریم هم بی حجاب، هم روس
تو کل سال که میری خونه ی فاميل، کوفتم نمیارن بخوری، اون وقت شب یلدا که میشه، از شیر مرغ تا جون آدمیزاد سر سفره پیدا میشه. اکثرا هم سردیجات! از انار و هندونه و ژله گرفته، تا پفیلا و لواشک و آش و کوکو و تخمه و آجیل و قص علی هذا!
باز جای شکرش باقیه که گرونیه!
همه ی فاميل هم خوشحال و خندون، جمله این اقلام رو قروقاطی میریزن تو حلقومشون، جوری که اگه همه اینا رو بریزی تو نیروگاه فردو، یه کیلو اورانیوم غنی شده تحویلت میده!
شبم تا صبح از دلپیچه و سنگینی ه
توی باشگاه یکیو دیدم .
مجبور شدم بهش دروغ بگم در مورد رشته و دانشگاه و اوضاعم
مجبورم فعلا تا یه مدت نه توی فاميل نه توی دوست و رفقا جلب توجه نکنم و بزارم خودش سرو صدا کنه !!!
خودش ؟
صدای لامبو رو میگم ؟!
یادم رفته بود بگم من به خودم قول دادم که تا سن 25 سالگی (1404) میلیونر بشم !!!
نشسته‌ام
توی خانه یکی از پیرزن‌های فاميل و چای می‌خورم. طعم عجیبی در چایی‌اش می‌زند توی
ذوق. چیزی بین بی‌طعمی و تلخی. سخت می‌شود فهمید که مشکل از چایی است یا از پیرزن؛
یا از ترکیب جفتشان. شاید مشکل از کهنگیِ چای‌های بلااستفاده خانه پیرزن است. کسی
چه می‌داند. در خانه پیرزن‌های تنها، کلی چیز وجود دارد که سال‌هاست هیچ بشری جز
خودشان به آن‌ها نزدیک نشده. مثل شکلات‌هایی که ده دوازده سال از تولیدشان می‌گذرد
و کسی نبوده که آن‌ها را بخورد و ن
 
به نام خداوند لوح و قلمبه لطف خداوند جلسه آذرماه در شام جمعه مورخ 1 آذر 1398 در بیت الجواد به میزبانی خانواده محترم حاج آقا خشوعی برگزار شد.
بدین وسیله از برگزاری بسیار خوب جلسه و پذیرایی مناسب آن تشکر و قدردانی مینماییمپس از تلاوت قرآن برنامه خردسالان توسط آقای و . خسروی اجرا شد. سخنران ویژه این جلسه آقای م . خسروی بودند که گزارشی از جلسه هئیت موسس فاميل در رابطه با مسایل جلسه خانوادگی بیان نمودند. قرار شد با مشارکت همه اعضای فاميل اساسنامه ا
 
به نام خداوند لوح و قلمبه لطف خداوند جلسه آذرماه در شام جمعه مورخ 1 آذر 1398 در بیت الجواد به میزبانی خانواده محترم حاج آقا خشوعی برگزار شد.
بدین وسیله از برگزاری بسیار خوب جلسه و پذیرایی مناسب آن تشکر و قدردانی مینماییمپس از تلاوت قرآن برنامه خردسالان توسط آقای و . خسروی اجرا شد. سخنران ویژه این جلسه آقای م . خسروی بودند که گزارشی از جلسه هئیت موسس فاميل در رابطه با مسایل جلسه خانوادگی بیان نمودند. قرار شد با مشارکت همه اعضای فاميل اساسنامه ا
 دیروز بعد از اینکه کارامو تو دفتر جدیدم انجام دادم در حالیکه یخ میزدم (دفتر کارم گاز کشی نیست هیتر هم ندارم )به سمت خونه برگشتم بعد از ظهر ساعت ۴ بود تصمیم گرفتم برادرزاده م رو ایز کنم و برم مدرسه ش و براش کادو بگیرم، یه مشت دفتر و استیکر و مداد و جامدادی خوشگل خریدم و به فروشنده هم گفتم کادو پیچش کنه،  تاکسی گرفتم پیش به سوی مدرسه،  و از ناظمشون کلاس مایسا رو پرسیدم و رفتم داخل ، مایسا رو صدا کردم بیاد بیرون،  در این حین دوست خواهرمم منو
"محمد تو رسما یه دیوونه ای"
خب؛ این جمله بالا رو اینقدری تو زندگیم شنیدم که حد نداره
از طرف دوست، فاميل، خانواده، غریبه که غلط میکنه و .
یکی از دیوونگیامو بگم براتون :)
چند روز پیش بنده خدایِ من که خیلی دوسش داشتم گفت یا من یا "م"
منم خیلی قاطع گفتم "م" :)
من رفیقم رو چه همجنس چه غیر همجنس به عالم نمیدم :)
کسانی که ساکن الهیه، بهداری و دادگستری هستن کم و بیش راننده های کارسان (بهشون باید گفت مینی، مینی بوس) رو میشناسن.
یکی از اونها اسمش مسعود بود. چند روز پیش رفتم سر ایستگاه منتظر شدم بیان دیدم هیچ خبری نیست. اومدم پشت جایگاهِ ایستگاه تا زیر سایه باشم. دیدم یه اعلامیه زدن. با دیدنش خشکم زد.
خودِ مسعود بود. "جوانمرگ مسعود ریخکی". دنیا رو سرم خراب شد. اینقدر ناراحت شدم که همون لحظه اشک تو چشمم حلقه زد. ناچار شدم با اتوبوس برم خونه. تو اتوبوس هم همه در
یادتونه گفتم که توی فاميل ما از بیست سال پیش هیچ کس سه تا بچه نداشته.
یه خانومی که حرف بچه میشد میگفت کمرم درد میکنه و دیگه نمیتونم و.‌اربعین بچه سومش میاد. دو تا پسر داره و این یکی ریحانه خانومه. 
و یه خانوم دیگه که دو تا دختر داشت یکی هفده ساله و یکی چهارده ساله؛ شش ماهه بارداره و قراره آقا محمدرضا دار بشه!
حس خوبی دارم!
 
مقداری از پول مانده بود، به بقالی رفتم و چای و قند خریدم. به هم عروسم گفتم: سماور و قوری ات را به من قرض می دهی؟»
سماور و قوری را از او گرفتم و توی کوچه گذاشتم. چای دم کردم. لیوان های چای را پر می کردم و به رهگذران تعارف می کردم. آن روز مردم توی کوچه نشستند. چای خوردند و در شادی [هفتمین روز تولد فرزندم]، مهمان من شدند . پس از آن دعایم فقط این بود: یا امام رضا، این پسر غلام توست. کاری کن به پابوست بیایم».
 
رفتم پیش فاميل و گفتم بیایید برویم زیارت. م
غار زئوس ، جایی که تعریف بهشت برای کوش آداسی معتبر است
غار زئوس کش آداسی همچنین میزبان داستانهاي اساطیری است. این غار که در ورودی شبه جزیره دالیک و پارک ملی Büyük Menderes Delta که یکی از اولین مکان هایی است که با ورود به گردشگری اژه به ذهن شما خطور می کند ، در انتظار کشف گردشگران محلی و خارجی است.ورودی غار و اطراف آن از داستان اساطیری آن پوشیده شده است. تقریباً همه بازدیدکنندگان از پارک ملی را می توان یک ضرر بزرگ در نظر گرفت اگر بدون دیدن غار از منطقه
سلام
دختری بین 25 تا 28 سال هستم که دو هفته پیش برام یک خواستگار اومد. پدرش دوست بابام بود. خواستگاری به درخواست خانوادم بیرون از منزل برگزار شد.
ایشون خواستگار دومم بودن. قد 160. مثل خودم . لاغر. ولی خوش قیافه بود. کارش طوری بود که اصلا مرخصی نداشت. بعضی اوقات شب ها باید میرفت سرکار. ماهی 3 تومن درآمد. خونه و ماشین داشت. پدر معتاد ولی کار کن بود و خانواده پولدار. 
سطح پوشش خواهرانش به ما نمیخورد. من اهل پوشش و حجابم ولی چادری نیستم و آستین بلند و شال م
ابلیس هم عاشورا گریه کرد . . .
پدر آیت الله سید محمدتقی مدرسی نقل می کند:
عصر عاشورای سال ۶۱ هجری ، شیطانک ها دیدند که ابلیس سرکرده ی آنان، به سر و صورت می زند و می گرید.گفتند: امروز که تو باید خوشحال باشی از چه رو پریشانی و گریان؟گفت: اشتباه بزرگی کردم که این جماعت را واداشتم که حسین را بکشند.گفتند:چطور؟ مگر تو نمی خواستی این جمع به ظاهر مسلمان ، راهی جهنم شوند؟ و مگر نشدند؟گفت:چرا چنین شد ولی از این نکته غفلت کرده بودم که با این کار ، باب رحمت اله
نه جان دارم که بی ماشین بسازمنه پول باک بنزینم فراهمفقط باید بمانم کنج منزلشوم من میزبان کل عالمشب یلدا چو آید اهل فاميلببارد بر سرم شرشر نه نم نمشنیدم هندوانه توی یلدابه طب سنتی باشد چونان سمالهی تا شب یلدا شود کشفمضر باشد انار و پسته اش همنه تدبیری نه امیدی نه پولیخوشا آن دم که در قبرم دهم لمالهی درد من بر جان برجامکه از نحسی او شد پشت مان خمزهرا آراسته نیا
دور از انصاف است اگر بگویم هیچ چیز آن طور که می خواستم پیش نرفت. در تمام این سالها ممکن است چرخ نیلوفری، ناخواسته و از روی مستی، دو سه دوری هم به مراد دل ما چرخیده باشد. اما چیزی که اهمیت دارد نه آن دو سه دور، بلکه تو، خود تو هستی. چیزی که اهمیت دارد این است که کل کائنات (از جمله چزخ روزگار و تو) مرا و داستان مرا آن طور که باید جدی نگرفتند. رد شدند، ورق زدند، پریدند. مرا نشناختند و بدون این که مجال دیدار تو در زندگیم، در تمام زندگیم، به ربع ساعت برس
 
دیروز روز خوبی بود. صبح دایی ام زنگ زد که تو راه بودن و می خواستن بیان خونه ما. دیسک کمر همسر عود کرده بود و دو روزی درد شدید داشت که خدا رو شکر دیروز دردش آروم  تر شده بود. این اولین دیدار با فاميل بود. دایی و زندایی و پسر خاله ام و خانوم و بچه هاش اومدن خونمون. البته نموندن ، داشتن می رفتن یزد ، ولی افتخار دادن و یسر به ما زدند. خیلی خوب بود . خیلی خیلی. نمی دونستم برخورد فاميل چطور خواهد بود ، البته حدس می زدم دایی ام اینا برخورد خوبی داشته باشن،
بهترین جا برای غرغر کردن همین وبلاگ خودمان هست.اگر آشنایی هم مسیرش به اینجا خورد که نمیخورد،خسته تر از آن
هست که بیاید و کامنت بگذارد و کلی چرا و چی شده؟بپرسد.اما توی اینستا هنوز لب به غرغر باز نکرده ای که هزارتا کامنت
از دوست و آشنا برایت می آید که:
چی شده؟منظورت منم؟من کاری کردم؟چرا؟راحت باشتا بخوای به این همه کنجکاو جواب بدهی اصلا غرغر کردن 
یادت می رود
القصه
چند روز پیش یکی از بزرگان فاميل یک حرکتی زد که هنوز روی مخ بنده می باشد تازه
BluRay,Mickey's Twice Upon a Christmas 2004,داستان های میکی و کریسمس,دانلود Mickey's Twice Upon a Christmas 2004 720p,دانلود انیمیشن Mickey's Twice Upon a Christmas 2004,دانلود انیمیشن داستانهاي میکی و کریسمس 2004 با دوبله فارسی,دانلود رایگان,دانلود زیرنویس فارسی,دانلود فیلم با حجم کم,دانلود مستقیم انیمیشن Mickey's Twice Upon a Christmas 2004 1080p,دو زبانه,دوبله فارسی,
ادامه مطلب
بعد از جشن ازدواج برادرم ، فک و فاميل ما، آستین ها رو بالا زدن و قراره 
هر خانواده، خانواده ما رو دعوت کنند(جبران کردن زحمات مادرم برای دختر و پسرهای فک و فاميل )
از امشب شروع میشه .
.ظاهرا فقط پنجشنبه جمعه هاست 
هفته بعد هم یه جا دیگه
هفته بعدش هم خونه بعدی 
و
کار اشتباهی که من این چند سال  انجام دادم، این بود که، هر وقت جایی دعوت بودیم، یکی دو ساعتی داخل آشپزخونه،  مثل کوزت کار انجام دادم. (مهمونیا کمتر از ۳۰ نفر نیست )(قضاوت نکنید لطفا)
ه
     احوال پرسی این چند روز خانواده از من و نگرانی شون از اینکه اصلا چطور میرم سر کار و چطور میام ثابت کرد که نگرانی ها و مشکلات فک و فاميل به طور کل [به قول شاخدار] پهنای باند دغدغه های پدر و مادر عزیز رو پر کرده و اصلا کسی این وسط حواسش به ما نیست و اصلا چه جای شکایت؟  زندگی و اعصاب و وقت و همه چیزمون فدای سرور و سالار ما، خاندان مامانم اینا.
دیدمش چون سارا بهرامی را دوست دارم ولی بازیش یک سوم ابتدایی فیلم، بد بود. لوس بازی اصلا بهش نمی آید! بازیش خیلی مصنوعی بود.
دوم اینکه این همه که روی عشقشان مانور داده شد، من عمقی درش ندیدم. اصلا عشقی ندیدم.
سوم اینکه آیا می دانستید این فیلم اقتباسی از یکی از داستانهاي جومپا لاهیری در مترجم دردهاست! همان داستانی که کنجکاوم کرد یک رمان از لاهیری بخوانم. بعد از خواندن نقد زومجی متوجه این اقتباس شدم. داستان زوجی است که از هم فاصله گرفته اند.
در کل ف
سلام به تمام دوستان
بچه ها یه چیز واسم سوال شده .، چیزی که واقعا به هیچ وجه نمیتونم جواب سوالم رو پیدا کنم!، من فکر میکنم یکی از پسراهای فاميل دورمون که اختلاف سنیمون ۳ ساله و نیمه، یه جورایی دوستم داره. از ایشون اطلاعات زیادی ندارم و فقط میدونم که پسر خوبیه (بنا به تعریفات بعضی از افراد فاميل).
یه چند دقیقه نشستم با خودم عاقلانه فکر کردم، که آیا نگاه هاش از روی علاقه س یا نگاه معمولیه، آیا سلام نکردن هاش دلیل خاصی داره؟ یا به خاطر اینه که بهش
هدایای عروسی را چه کنیم بهتر است
هر وقت صحبت از عروسی می شود همه به این فکر می افتند که کادو چی تهیه کنند. خرید هدیه برای عروس و داماد شاید بزرگترین مشکل برای افراد فاميل باشد. اما این مشکل برای عروس و داماد بیشتر است. هدایای عروسی را چه کار کنیم بهتر است فکری است که ذهن عروس و داماد جوان را به خود مشغول می کند. در این مقاله ما در این مورد کمی صحبت می کنیم.
هدایای مراسم عروسی
همیشه افرادی که به یک عروسی دعوت می شوند تصور می کنند که بهترین و البته گ
رفسنجانی سال‌ها از تریبون نماز جمعه و تلویزیون دور نگه داشته می‌شد. برایش پیام‌های دو پهلو صادر می‌شد و حتّی جمله‌ٔ مرسوم نماز تدفین از او دریغ شد. او دیشب برادر عزیز و رفیق عزیز» خوانده شد. تا این‌جا، مرحوم» رفسنجانی -لابد در قیاس با و لاریجانی- تنها رویش فتنهٔ ۹۸» است.
من که هنوز حاضرم برای سایت رهبر حاشیه‌نگاری کنم، نکاتی به ذهنم می‌رسد: 
یک:‌ اوّلاً انتظار می‌رفت جلسه دیشب با فقرا، مستضعفین، درماندگان، یا دستِ کم تحت پو
چند ساعتی هست از آخرین دورهمی دوستان سال‌های دبستانم برگشتم، دوستانی که وقتی پیششان هستم عقربه‌های ساعت دنبال هم می‌دوند و هیچ کس نمی‌فهمد که چقدر زود می‌گذرد.
این روزهای ایران بودن، این ده روز گذشته به من خیلی خوش گذشت، پر از  خانواده و دورهمی‌های صمیمی با دوستان، دید و بازدید فاميل و مهمانی و مزه‌ی دوست داشتنی کس و کار داشتن :)  
بارها تو زندگیم از چیزی حرف زدم و اطرافیان یک جوری رفتار کردن که انگار باید از اینکه خواستم ارزشی رو حفظ کنم خجالت بکشم!
یادم میاد یکبار تو فاميل، یه عده که همیشه با وزش باد حرفشونو عوض میکردن، مثل همیشه تا چشمشون به من افتاد شروع کردن به بحث ی! :/
ادامه مطلب
کتاب رو که میخونم یاد فیلمای اعصاب خورد کن وحشتناک میفتم. ترسناک نه ها. اعصاب خورد کن وحشتناک که با روح و روانت بازی میکنه. بعضی داستانهاش واقعا اینجوریه :/ اذیتم میکنه خوندنشون. ولی مجبوری میخونم :/ من با خوندن داستانهاي تخیلی عجیب غریب مشکلی ندارم ولی اینا نه فقط تخیلی که عذاب اورن. طرفو کشتن. تکه تکه کردن. دراوردن کاسه ی چشم گربه. مسخره نیست؟؟ چه کاریه خب. همه داستانهاشم اینجوری نیست. بعضیاشو واقعا تحسین میکنی. اما اینایی که اینجوری هست در ن
سلام
دختری ۲۳ ساله هستم و مشغول تحصیل و مجرد‌. ماجرا برمیگرده به وقتی که بیست و یک ساله بودم، خانواده ما کلا ارتباط فاميلی زیادی دارن با هم، از قضا همدیگه رو زیاد میدیدم. تو گروه بچه های هم سن و سال دو تا برادر دو قلو بودن که یک سال و خورده ای از من کوچیکتر بودن، خانواده خوبی بودن و کلا آدم های اجتماعی و اهل ساز و موسیقی.
تا اینکه من متوجه شدم یکی از اون پسرها مدتیه انگار بیشتر بهم توجه میکنه یا نگاه میکنه، طبیعتا فکر کردم خیالاتی شدم بعد از طری
دیدمش چون سارا بهرامی را دوست دارم ولی بازیش یک سوم ابتدایی فیلم، بد بود. لوس بازی اصلا بهش نمی آید! بازیش خیلی مصنوعی بود.
دوم اینکه این همه که روی عشقشان مانور داده شد، من عمقی درش ندیدم. اصلا عشقی ندیدم.
سوم اینکه آیا می دانستید این فیلم اقتباسی از یکی از داستانهاي جومپا لاهیری در مترجم دردهاست! همان داستانی که کنجکاوم کرد یک رمان از لاهیری بخوانم. بعد از خواندن نقد زومجی متوجه این اقتباس شدم. داستان زوجی است که از هم فاصله گرفته اند.
در کل ف
شغل فرهنگی
۲۰ هزار شغل فرهنگی ایجاد می‏شود. رومه دولتی ایران در خبری نوشت:
تفاهم‏نامه ایجاد ۲۰هزار شغل فرهنگی میان رییس سازمان برنامه و بودجه، وزیر
فرهنگ و ارشاد و رییس صندوق توسعه ملی امضاء شد و به زودی کار ایجاد این
۲۰ هزار شغل فرهنگی آغاز خواهدشد. پیش از این تفاهم‏نامه‌‏هایی برای ایجاد
یک میلیون و خُرده‏ای شغل ی، اجتماعی، اقتصادی، ورزشی، آماری، پولی،
بانکی، صنعتی، سنتی و غیره‌‏ای میان رؤسای سازمان‌ها و وزارتخانه‌‏ها م
فکر می‌کنم انعطاف پذیری‌ام در حد قابل قبولی داره بهتر میشه، این رو از شناور بودن برنامه‌ریزی دید و بازدید دوست و آشنا و فاميل در سفر به تهران میشه دید، برنامه‌های دیداری که دو هفته قبل ست کردم هیچ کدام شبیه برنامه اولیه پیش نمیره ولی من شاد، راضی و خوشحالم و از این تغییرات لذت می‌برم :) تو mbti میگن وقتی یک J هستی با آپشن P. مثل روزی که فهمیدی حسن ریوندی در تست mbti درونگرا است و با چشمان گرد شده گفتی مگه میشه؟ :)
امشب بعد مدت ها با عموی خانوم.م هم صحبت شدیم.
گفته بودم که یک فاميل مشترک با هاشون داریم.
اون فاميله رفته بود کربلا و ولیمه داده بود امشب.
به محض این که اومد داخل و نشست و من رو دید، برگشت از داداشم پرسید که محمدرضا چی شد؟ سربازیش تموم شد؟
داداشم گفت آره، بعدشم سریع رفت سرکار.
عموی خانوم.م یک آهی کشید.
چند دقیقه بعد من رفتم دوباره باهاش هم صحبت شدم. اصلا انگار نه انگار که خانوم.م  هم وجود داشته.
من به قسمت اعتقاد دارم، شما چی؟!
مردی خدمت پیغمبر ص امد وعرض کرد یا رسولله فاميل من تصمیم گرفته اند بر من حمله کنند و از من ببرند ودشنامم دهند ایا من حق دارم انها را ترک گویم فرمود در انصورت خدا همه شمارا ترک مبکند عرضکرد پس چکنم فرمود بپیوند با هرکه از تو ببرد وعطاکن بهرکه محرومت کند ودر گذر از هر که بتو ستم نمابد زیرا چون چنین کنی خداترا بر انها یاری دهد 3 امام رضا ع فرمود مردیکه سه سال از عمرش باقی مانده صله رحم میکند خدا عمرش را 3چ سال قرار مبدهد و خداهرچه خواهد مبکند
دیدمش چون سارا بهرامی را دوست دارم ولی بازیش یک سوم ابتدایی فیلم، بد بود. لوس بازی اصلا بهش نمی آید! بازیش خیلی مصنوعی بود.
دوم اینکه این همه که روی عشقشان مانور داده شد، من عمقی درش ندیدم. اصلا عشقی ندیدم.
سوم اینکه آیا می دانستید این فیلم اقتباسی از یکی از داستانهاي جومپا لاهیری در مترجم دردهاست! همان داستانی که کنجکاوم کرد یک رمان از لاهیری بخوانم. بعد از خواندن نقد زومجی متوجه این اقتباس شدم. داستان زوجی است که از هم فاصله گرفته اند.
در کل ف
من احساسیم
با اینکه بقیه میگن یخ یا دیکتاتور هستی
احساساتم رقیق میشه غلیظ میشه
چندین بار در روز
و سعی میکنم مشخص نشه
چون از کودکی عادت کردم به این مفهوم که نشون دادن احساس یعنی ضعف
پس نشونش نده
 
دو نمونه اش این دو روز:
امروز تولد جوجه 5 ساله فاميل بود
بقدری من این بچه رو دوستش دارم حد نداره
دوست دارم ساعت ها باهاش حرف بزنم و بازی کنم
خودش هم می دون هر چند روز یکبار مادرش مجبور میکن
به من زنگ بزن تا با من حرف بزن و بگه دلش تنگ شده
هروقت حمایت و توج
سلام
دختری هستم مجرد و ۲۷ ساله که به زودی وارد ۲۸ سالگی میشم. مشکلم در مورد ازدواج و انتخابه. در مورد خودم بخوام بگم این که دختری هستم از یه خونواده ی خوب و با وضع مالی مناسب و کلا خونواده ی بی حاشیه که تو فاميل هم به درستکاری شناخته میشیم. 
خودم تحصیلات ارشد دارم و شاغلم. تو زندگیم همیشه اهل تلاش بودم و به لحاظ تحصیلی همیشه جز نفرات برتر. در کنار درس علایق خودم رو دارم هنر و مهارتی رو دنبال میکنم و سعی کردم تک بعدی زندگی نکنم، سعی میکنم به ظاهرم
مردی خدمت پیغمبر ص امد و عرضکرد یا رسول الله فاميل من تصمیم گرفته اند بر من حمله کنند واز من  ببرند و دشنامم دهند ایا من حق دارم انها را ترک گویم فرمود در انصورت خدا همه شمارا ترک میکند عرض کرد پس چکنم فرمود بپیوند با هرکه از تو ببرد و عطا کن بهر که محرومیت کند ودر گذر از هرکه بتو ستم نماید زیرا چون چنین کنی خدا ترا بر انهایاری دهد  5 رسولخداص فرمود سفارش میکنم امت حاضر وغایبم را و انها یی را که در پشت مردان وزهدان نند تا روز قیامت که صله رحم
ازدواج من و همسرم خیلی سنتی بود. زن برادرم خواستگاری دختری روستایی از طایفه خودشون رفتند. همسرم لهجه داشت و من دوست داشتم راهش بندازم. در واقع اصلا فارسی یاد نداشت صحبت کند. چند ماه باید روش کار میکردم. میبردمش با مهندس ها و شرکتی ها با بهترین دوستام که باهاشون معاشرت داشتم، تا فارسی یاد بگیرد. بعد، آشپزی بلد نبود. بردمش و زیر دست یک آشپز آمریکایی آموزش گرفت. الآن خیلی ازش راضیم.
یادمه اون اوایل گاهی شب های تابستان رو با هم رو پشت بوم و زیر نور
این هفته با یکی از هنرمندان و عکاسان کشورمان مصاحبه‌ای داشتم. نکته قشنگی یاد گرفتم. گفت وقتی که نوجوان بوده، در یک مغازه لوکس‌فروشی کار می‌کرده. لوکس‌فروشی هم برای فاميل‌شان بوده.
این فاميل‌شان مدام به او می‌گفته که هر هفته ویترین را عوض کن. اولش متوجه نشده بود که فلسفه‌اش چیست. فاميل‌شان می‌گفت با این کار انرژی زیادی صرف نمی‌کنی، اما مشتری‌ها فکر می‌کنند که اتفاق جدیدی افتاده و خرید بالاتر می‌رود.
این دوست‌مان می‌گفت که ما این ک
Ghost Stories 2017 1080p BluRay,اندی نایمن,ترسناک,جرمی دایسن,داستان های ارواح,داستانهاي ارواح 2017,دانلود دوبله فارسی فیلم Ghost Stories 2017,دانلود رایگان فیلم,دانلود زیرنویس فارسی Ghost Stories 2017,دانلود فیلم Ghost Stories 2017,دانلود فیلم Ghost Stories دوبله فارسی,درام,سایت دوستی ها,فیلم داستان های ارواح Ghost Stories 2017 با دوبله فارسی,فیلم داستان های ارواح با دوبله فارسی,
ادامه مطلب
پسردایی ۱۳ سالم کلی پشت سر داداش دانشجوی مسافرش گریه کرده و ما کلی بهش خندیدیم. تصور گریه کردنش البته خنده دار بود وگرنه که به نظرم خیلی عکس العمل نرمالی داشته، نسبت به دخترخاله ی ۱۹ ساله ام که عمدا شهر دور انتخاب رشته کرده و تابستون کلا ۳ هفته خونه بود توی همین ۳ هفته خودشو به آب و آتیش میزد که برگرده تهران. چرا؟ چون حوصله اش سر رفته.
بله فرزندم مهر و محبت نیست شده. حالا شاید پودر و اسانسش توی ردیف طعم دهنده های مصنوعی هایپراستار گیرت بیاد.
هفت سین »
هفت سین و عید نوروز یکی از شیرین ترین خاطرات دوران کودکی من بود . یادم میاد زمانی که موقع عید و عید دیدنی نزدیک می شد برای دید و بازدید فاميل و تحویل سال نو لحظه شماری می کردم . مادرم از ماه قبل سبزه هفت سین رو گذاشته بود
ادامه مطلب
راستش نمیدونم گفتنش درسته یا نه ولی خب دوست دارم راهنمایی یا نظرین بدین
من یه پسری ام که امسال کنکور دارم،خانواده ما وضعیتش متوسط رو به پایینه، از موقعی که یادمه تو خانواده ما جنگ و دعوا بودش، من که خودم به شخصه خیلی از این دعوا ها آسیب خوردم، دعوا ها هم فقط بین پدر و مادرم نبود، بلکه بین فاميل هامون هم بود، طوری که انگار به خون هم دیگه تشنه هستن، وضعیت طوری شد که با تمام فاميل هامون تقریبا قطع ارتباط کردیم، درست تو سن اوج نوجونیم که به نظرم س
خیلی چیزها هست که میشود در موردش نوشت و اینکه چرا نمی نویسم هم دلیل خاصی ندارد :) کمی تنبلی و کمی از خیلی چیزهای دیگر :) 
زندگی به تندی خیلی کند! می چرخد :) 
از همه رویدادها که بگذریم می رسیم به حس خوبی که از شنیدن اسمم می گیرم :)  احساس میکنم یک جور آشتی و آشنایی با خود است. بس که همیشه با اسم فاميل خوانده شده بودم. 
شاید درک این موضوع برای بقیه کمی مشکل باشد، ولی وقتی اسمت از اسامی خاص هست که در کشور خودت هم روتین نیست ولی اینجا با آهنگ درست تلفظ می
سلام سلام.
 
به همین زودی ۱۲ روز از سفرم به ایران به سرعت برق و باد گذشت. تا اینجای سفر بسیار خوب بوده و خیلی چیزا بهتر از انتظارم پیش رفته و البته فرصت چندانی برای استراحت نبوده چون همش به رفت و آمد و دیدو بازدید گذشته. 
 
سفرم خیلی به موقع بود انگار :) چون موقعی که از سیدنی خارج شدیم (من و زهرا با هم اومدیم) به دلیل آتش سوزی ها هوا بسیار آلوده بود و روزهای بعدش هم وضعیت متاسفانه بدتر شده بود. از اون طرف هم من با وضعیت گوارشی بسیار بدی وارد ایران ش
سلام به همه کاربران محترم خانواده برتر و تمام کسانی که این پست و میخونن
یکی دو سالی هست که توی خانواده برتر هستم با نام کاربری zahra.khanom ، من دختری هستم مذهبی و چادری که ۱۹ سالمه و چند وقت دیگه میرم تو بیست سال، چهره م اون طوری که بقیه میگن خوب و جذابه، قدم هم متوسط، هیکلم هم وخوب و پر، (البته با باشگاه رفتن ساختمش! ، عینکی و دانشجو هستم.
چند وقتی هس که خیلی ذهنم درگیر خاستگار و خاستگاری شده، شاید بخندید ولی تا حالا واسه ازدواج کردن، تفریبأ خیلی ن
وقت هایی که میرم عروسی دلم میخواست من عروس بودم و اون داماد ولی اینبار از بس عروس دوماد فاميل نداشتن و همه سناشون زیاد بود تقریبا میشه گفت احتمالا من کوچکترین بودم وقتی تانگو میرقصیدن بقیه عالی بود یه عالمه آدم که سناشون زیاده و بلد نیستن تانگو اصولی برقصن کلاس نرفتن ولی دستشون میذارن دور گردن یار قدیمیه شاید بیست سی سالشون اون یار قدیمیم دستشو میذاره رو کمر اونا باهم ت میخورن که دلم خواست باهاش پیر بشم ولی خب متاسفانه اون حتی حال حاضر ر
حسین فریدون یا اسفندیار رحیم مشایی !
جالب است که آقای از اینکه قوه قضائیه به پرونده فساد رسیدگی می کند عصبانی است. آیا قوه قضائیه به پرونده اسفندیار رحیم مشایی رسیدگی نکرد و برای وی حکم صادر نکرد. آقای رئیس جمهور سعی کن به جای فاميل بازی به مصالح مردم توجه داشته باشی و نه اینکه از فساد حمایت کنی.
حرف اول پست: نمیدونم چقدر در مورد تله های شخصیتی شنیده باشید؛ تله هایی مثل تلۀ بی اعتمادی، تلۀ رها شدگی، تلۀ مهرطلبی و چند ده تلۀ شخصیتی دیگه، که مبحث خیلی مفصلیه (مبحث اصلی اکثر روان درمانگرهای معاصر هست) و هیچ کس به خوبی خودشون نمی تونه توضیحش بده، ولی خلاصش میگه که متأثر از رفتارها و تربیت والد غالبِ ما در کودکی (مثل پدر مادر معلم یا .) یک سری تله ها در شخصیت ما شکل می گیره که ناخودگاه ما همیشه سعی در اثبات درستی اون تله ها داره. یک مثال خوبش
دیروز در برنامه کلاس مجردهای شبکه خبر، پرسش و پاسخی صورت گرفت که برای من جالب بود و آنقدری که یادم می‌آید، دختر خانمی پرسید که ارتباطمان با بچه‌های فاميل به چه نحوی باید باشد؟ گفتند: سلام خاله. سلام عمو. چطوری؟.» دختر دوباره پرسید: رابطه خوب چطور؟
جواب آمد: مگر شما امور تربیتی فاميلی؟!» دختر گفت: نه خب، ولی هم بتوانیم مثلا به بچه‌ها کمک درسی برسانیم، هم احتراممان حفظ شود». گفتند: هزینه دریافت می‌کنید؟» گفت خیر. گفتند: نکنید این کار را
برای تهیه ی سنگ قبر شهیده نجمه هارونی به بنیاد شهید رفتم گفتند حتی حق استفاده کلمه عروج شهادت گونه را نیز ندارید . این چه بنیاد شهیدیس که کلمه شهید را محصور کرده و هرکه را خود تشخیص دهد و هرکه آقازاده تر باشد میشود لفظ شهید برایش به کار برد ولی اگر کسی مثل این بانوی مجهاد فرهنگی رجل ی در فاميل نداشته باشد از کلمه شهید هم آن را محروم میکنند وا عجبا .
اون خواستگاره که مادربزرگم پیدا کرده بود، داستانش تو کل فاميل پیچیده.
حالا همه فکر می کنند که ما پاشنه درب خونه همسایه مادربزرگ رو درآوردیم و اون ها بازم جوابشون منفیه.
در همین حین، مامانم یه حرکت عالی زده.
امروز به صورت نامحسوس پاشده رفته سراغ یک گزینه جدید.
از قضا دیده و پسندیده.
فردا هم می خاد بره سراغ مادرش و باهاشون مطرح کنه.
البته من فکر می کنم دختره خودش خبرداشته از ماجرا، چون پالس های مثبتی فرستاده.
ادامه ماجرا رو حتما براتون می نویسم.
 
در آخرین لحظات سوار اتوبوس شد. روی اولین صندلی نشست. از کلاس‌های ظهر متنفر بود اما حداقل این حسن را داشت که مسیر خلوت بود.اتوبوس که راه افتاد نفسی تازه کرد و به دور و برش نگاه کرد.پسر جوانی روی صندلی جلویی نشسته بود که فقط می‌توانست نیمرخش را ببیند که داشت از پنجره بیرون را نگاه می‌کرد.به پسر خیره شد و خیال پردازی را مثل همیشه شروع کرد:چه پسر جذابی! حتی از نیمرخ هم معلومه. اون موهای مرتب شونه شده و اون فک استخونی. سه تیغه هم که کرده حتما ادوکل
عکس نوشته دلتنگتم دخترانه و پسرانه برای پروفایل و شبکه های اجتماعی تلگرام و اینستاگرام برای دوست،رفیق،مادر،پدر،همسر،فرزند،دایی،خاله،همکار،فاميل و بستگان در انواع سایز با بهترین کیفیت ها و امیدوارم از عکس های متن دار راجب دلتنگی و دله تنگ لذت ببرید
ادامه مطلب
خیلی سال بود که دلم میخواست برم به مامان بزرگم ( پدری ) سر بزنم ولی نمیشد یکی از دلایلش هم شاید این بود که با فاميل پدریم در ارتباط نیستم، البته بجز پسر عمم.
دیروز بهم پیام داد که مامان بزرگ حالش بده و بیمارستان بوده، منم سریع زنگ زدم، عموم خونشون بود و خیلی خوشحال شد صدام رو شنید. با مامان بزرگم که حرف زدم خیلی خوشحال شد و کلی گله کرد که چرا نمیریم بهش سر بزنیم، صداش خیلی مریض بود، بهش گفتم مامانی صبر کن من هفته دیگه میام ببینمت.
امروز صبح پسر عم
من انقدر دل تنگ آذربایجان و شهرم هستم که با شنیدن هر آهنگ آذری یا ترکی دلم پر میکشه واسه فاميل و دوستام واسه شهرم واسه عروسی ها واسه اون لحظه های خوب.
من 10 سال اونجا زندگی کردم و 14 سال اینجا با این حال دلم واسش پر میکشه.
من همه روزای خوبمو اونجا جا گذاشتم.
شهری که خاکش طلاست.
قطعا اگه منو ولم کنن سر از شهر های ترک زبان درمیارم و دیگه فارسی مارسی یوخدی در اعماق وجودم من یک نژادپرستم!
 
مثل خون دررگ‌های من: نامه‌های احمد شاملو به آیدا
 
 
اولین مجموعه شعر پس از حضور آیدا در زندگی شاملو
 
 
اولین تپش های عاشقانه قلبم: نامه های فروغ فرخزاد به همسرش پرویز
 
 
 
  فرق این کتاب ها، با تمام داستانهاي عاشقانه و صدها کتابی که از نامه های عاشقانه نوشته شده ،این است که حسی واقعی دارد ، به دور از رمانتیسم رایج و لوس .فارغ از ادا اطوار، خود بودن و واقعی بودنِ محض در آن جریان دارد.به نظرم اگه کسی رو واقعا دوست دارید این کتاب ها روحتما ب
به نام خداوند لوح و قلم
 
متن زیر پیش نویس اساسنامه جلسه خانوادگی است که توسط یکی از اعضا پیشنهاد شده است. لطفا شما نیز نظرات خود را اعلام بفرمایید و در تهیه نسخه نهایی اساسنامه مشارکت بفرمایید:
-------------------
اساسنامه جلسه فاميلی خانواده مرحوم محمدباقر خسروی ( پیشنویس)
مجمع عمومی فاميل : متشکل از همه اعضا فاميل میباشد. اما در زمانهای لازم برای تصمیم گیری فقط اعضا بالاتر از 12 سال در رای گیری شرکت داده میشوند. ( یا فقط سرپرست هر خانواده در رای گیری
چرا پسرها دیگه دنبال دخترهای چادری نیستند؟توی این هفته سه تا خواستگار داشتم که عین سه تاشون به خاطر حجاب من رفتن!چرا حجاب رو قبول ندارن!بی حجابی خانوما نتیجه ی آقایونه.فقط همینو میتونم بگم!ببخشید ولی به جهنم ؛ حاضرم تا آخر عمرم ازدواج نکنم ولی مقید به حجاب حضرت زهرا باشم.
------------------------------------------------------------------------------------
دورد بر ایمانتون. درود بر حجابتون. و سلام برفاطمه زهرا الگوی پاکی و عفاف که میلادش روز زن و روز مبارک مادر است.
1- او
پنجم بلیت هواپیما گرفته بود که برگرده سر کار، به خاطر شرایط جوی لغو شد
بلیت اتوبوس گرفت اونم لغو شد
امروز اومد، بهش گفتم دیوونه آخه کی ۱۳ به در میاد سر کار 
اما جعبه شکلات و عطر خوش‌بویی که زده بود کنجکاوم کرد، خصوصا از این آدم بد سلیقه انتخاب این عطر بعید بود
گفتم ماجرا چیه
گفت این شیرینی عقده!
گفتم تا یه هفته پیش که خبری نبود
گفت بلیت که کنسل شد به مامانم گفتم میری خواستگاری؟
ده تا اسم آورد اما هیچ‌کدوم نمی‌خورد آخه توی فاميل ما آدم با حجاب
آیین خیلی زودتر از هم سن و سال‌هاش توی فاميل زودتر به حرف اومد و شروع به جمله سازی کرد، کلماتی را به کار می‌بره که ما بهش یاد ندادیم و خودش از محیط دریافت کرده.
امروز به مریم می‌گفتم فکر می‌کنم آیین نسبت به هم سن‌هاش خیلی خوشبخته، چون می‌تونه خواسته‌هاش و احساساتش را بیان کنه، ولی اون‌ها نه، اگر چیزی بخوان باید با گریه و ایما و اشاره بفهمونن که خب خیلی سخت‌تره. اما آیین چیزی توی دلش نمی‌مونه، موقع بازی با اسباب‌بازی‌هاش حرف می‌زنه یا
 
کاپ کیک از دسرهای پر کاربرد همه مهمانی هاست. این کیکهای کوچک رنگارنگ مناسبترین گزینه برای پذیرایی می باشند، مخصوصا شب یلدا که از مهم ترین جشنهای ایرانیان می باشد. در این شب همه ی فاميل دور هم جمع می شوند حال اگر یک کیک با کیفیت کیک خانگی جهت سرو داشته باشید مهمانی شما تکمیل خواهد شد. کاپ کیک طرح یلدا بسته 6 عددی در دو طمع کارامل و گردو و نوتلا و گردو عرضه می شود که بسیار خوش طعم و دلپذیر است. این کاپ کیک ها در تا 3 روز کاری آماده تحویل می باشد
 
نویسنده و محقق : اشکان ارشادی از کرمانشاه 
نظری داشتید بفرمائید ، اشتراک بگذارید ( این مطلب آموزنده و هشداری هست ، توجه داشته باشید )
سوالی بود ، در حد دانسته‌های خودم در خدمتم 
منفی هجده ، بعیدست که مطالعه این مجمل برای سنین به بلوغ رسیده ولی زیر سن قانونی مشکلی داشته باشد ولی بهرحال توصیه می‌کنم بالای هجده سال بخوانند. 
کُپ کردن در آمیزش یا کلا در بیان کلی اعم از هر موقعیتی ، به این معنیست که فرد بصورت ترس از آن حالت ساقط می شود مثلا در آم
هفته‌ی بدی بود :/ شبیه خزیدن تو سیاهچاله بود :/ ا وقتی شبا بیدارم یه جوری شدم اصن :/ البته زیادم نمی‌خوابم ، کلا ازش متنفر شدم :/ نه اینکه بگم خیلی آدم فعالیم و برای همین از خوابیدن  بدم میاد :/ من حتی اگه همه ی اوقات بیداری رو هم عین مجسمه یه جا بشینم بازم ا خواب متنفرم :/ 
چند ساعت قبل خیلی عصبانی بودم :/ به خاطر یسری حرفای کاملا مسخره و بی منطق درمورد گیاهخوارا :/ و میخواستم بیام اینجا حرصمو خالی کنم و مثلاً به ذهنم بگم که آره من جواب اون دختره که خ
هفته‌ی بدی بود :/ شبیه خزیدن تو سیاهچاله بود :/ ا وقتی شبا بیدارم یه جوری شدم اصن :/ البته زیادم نمی‌خوابم ، کلا ازش متنفر شدم :/ نه اینکه بگم خیلی آدم فعالیم و برای همین از خوابیدن  بدم میاد :/ من حتی اگه همه ی اوقات بیداری رو هم عین مجسمه یه جا بشینم بازم ا خواب متنفرم :/ 
چند ساعت قبل خیلی عصبانی بودم :/ به خاطر یسری حرفای کاملا مسخره و بی منطق درمورد گیاهخوارا :/ و میخواستم بیام اینجا حرصمو خالی کنم و مثلاً به ذهنم بگم که آره من جواب اون دختره که خ
دیروز داشتم به این فکر می‌کردم که تقریبا هرکس وارد زندگی من شده، آدم خوبی بوده! البته اشتباه نکنید، دور و برم پر است آدم‌هایی که تحملشان برایم سخت است. اما این‌ها کسانی اند که از اول در زندگی من بوده‌اند. کسانی که در انتخابشان نقش نداشتم. اما انتخاب‌هایم، اغلب خیلی خوب بوده‌اند. از من بهتر بوده‌اند. خانواده‌ام به من می‌گویند تو "شانِ دوست" داری! اما من فکر می‌کنم یک "عزیز رُبا" دارم که فقط آدم‌های نازنین را جذب می‌کنم!
البته این سکه یک رو
چقدر راحت‌تر زندگی میکردیم اگر بجای بایدها که نمی‌دانیم خیلی‌هایشان از کجا سر در آوردند و شدند قانون؛ می‌گذاشتیم ترجیح می‌دهم. این روزها یادگرفتم بجای خیلی از بایدهای ذهنی، ترجیح می‌دهم بگذارم. بجای باید خانه تکانی میکردم. باید کارهای اداری قبل از سال جدید تمام میشد. باید کتابهای نیمه تمام را تمام میکردم. باید برای روز پدر هدیه بهتری می‌گرفتم، باید عروس جدید فاميل را پاگشا میکردم و . گذاشتم ترجیح میدادم و حالا آرامترم. گاهی نشیب‌ها،
دلتنگ گذشته‌
دلتنگ خونه مادربزرگ 
دلتنگ جمعه هایی که همه تو خونه مادربزرگ جمع می‌شدیم
دلتنگ بازی با بچه‌های فاميل
دلتنگ آب‌تنی تو حوض
دلتنگ خوابیدن تو پشه‌بند
دلتنگ یه سفره از این سر تا اون سر خونه
و کلی آدم که حالشون خوبه 
که با دیدن هم حالشون بهتر میشه
دلتنگ اون ‌سال ‌هام 
دلتنگ اون روزام
دلم کمی قدیم می خواهد❣️
مینا جان دختر عمه بابام بود، همه خاطرهایی که از مینا جان دارم جز مهربونی و خوش رویی و خوش برخوردیش نیس .همیشه تبسم به لب داشت و با همه با مهربونی رفتار میکرد وقتی باهاش هم صحبت میشدی اون آرامشی که تو وجودش داشت، بهت انتقال پیدا میکرد و واقعا ارزشمند بود.  دوست داشت خانوادهای فاميل با هم ارتباط بیشتر داشته باشن از هم اگر دلگیری کدورتی دارن کنار بزارن و خودش هم سعی میکرد در این مواقع بین خانوادها صمیمت ایجاد کنه. در واقع بدون اغراق باید بگم فرش
♦️در روستای پدریم باغ های پرتقال زیادی بود. همیشه با بچه های فاميل از پرتقال های یکی از باغ ها یواشکی میچیدیم و یه گوشه میخوردیم و اون پرتقال ها خوشمزه ترین پرتقال های دنیا بود.یکروز صاحب اون باغ مارو در حال چیدن دید ولی بجای تندی و دعوا گفت اشکالی نداره و میتونید از این به بعد هرچقدر که میخواین از باغ من پرتقال بخورید. از فردا دیگه طعم پرتقال های اون باغ معمولی بود و برامون اون لذت همیشگی رو نداشت !در عوض از فردا خوشمزه ترین پرتقال ها ،پرتقا
بعضی آدم هایی که داریم کنارشون زندگی و گاها کار میکنیم صرفا لب و دهن خالی هستن ! تو هر زمینه ایی اظهار فضل میکنن و تو همه امور سررشته که نه تخصص کافی و لازم رو دارن ! البته این نظر خودشون نسبت به خودشون هست و همیشه سعی میکنن به وسیله بازی کردن با کلمات درشت و سخت خودشون رو یه سر و گردن بالاتر از دیگران نشون بدن !نمیدونم چقدر با اینجور آدم ها برخورد داشتین و چقدر از دستشون کلافه شدین . تو دوست و فاميل و همکار و فضاهای دیگه زیادن و اگر تا حالا پرتون
امشب خونه عموم بودم . دامادشو مهمون کرده بود . فکر کنم ۵ ماهی بود که مهمونی خونوادگی ندیده بودم.خلاصه اینکه سه چهارم جمعیت برام نا آشنا بودن .اما راحت بودم . تجربه بهم گفته در مهمونی ای که راحتم حتما یک چیزی رو زدم شدم . امشبم یه لیوان شیشه ای شدم . رکوردم سه تا بشقابه ، اونم همین پارسال خونه پدربزرگم . نه اینکه دستپاچلفتی یا چیزی تو این مایه ها باشما اتفاقا خیلی سنگین و رنگین میشم . نمیدونم چرا میشکنن اصلا .
داماد نوه دختر خاله زن عموم
تمام این سفر به جز مسیرهای ترددش با ماشین های آمریکایی و راننده های عراقی، برای من زیبا بود و در خاطرم تا ابد خواهند ماند. خاطره ی اولین سفر به عتبات عالیات و اولین لحظه رو به رو شدن با گنبد طلایی مرقد امام علی علیه السلام از شارع الرسول. آخرین دفعه ای که به زیارت رفته بودم، نُه یا ده ساله بودم؛ با پدر و مادرم رفته بودیم مشهد. طبیعت بچگی، شیطنت و بازی و شادی را می طلبید و من هم که تک فرزند خانواده بودم و از نظر فاميل لوس و ننر تشریف داشتم، از حرم
سالی که گذشت از پرتجربه‌تربن سالهای عمرم بود تا به الان، سالی که در ابتداش حتی قسم می‌خوردم به اعتبار و اعتماد آدم‌هاش که الان بسی پشیمانم، سالی که میگفتم بدون فلان جا یا فلان فرد یا فلان دوست و فلان فاميل دنیا سخت میشه و من زندگی بدون اینا رو نمی‌خوام الان به جایی رسیدم یا مرا به جایی رساندند که از کارهای کرده و نکرده‌ام پشیمان شده‌ام! گاهی می‌خواهم فریاد بزنم که مگر خودت شاهد نبودی چه بر سرم آمد و یا آوردی پس این همه اصرار برای ماندنم ب
سریال هیولا را میتوانیم به عنوان هفتمین همکاری ما بین مهران مدیری و پیمان قاسم خانی بدانیم که بعد از سریال هایی مانند شب های برره سریال پاورچین سریال نقطه چین سریال باغ مظفر سریال گنج مظفر و سریال هزار چهره انجام شده است. خلاصه داستان سریال هیولا به این صورت می باشد که  هوشنگ معلمی با شرافت و البته ساده که کاملاً به زندگی خود خانه است است و مال دنیا اهمیت چندانی برای آن ندارد آرد این شخص ناخواسته در مسیری قدم بر می دارد چه زندگی را برای با تغ
سریال هیولا را میتوانیم به عنوان هفتمین همکاری ما بین مهران مدیری و پیمان قاسم خانی بدانیم که بعد از سریال هایی مانند شب های برره سریال پاورچین سریال نقطه چین سریال باغ مظفر سریال گنج مظفر و سریال هزار چهره انجام شده است. خلاصه داستان سریال هیولا به این صورت می باشد که  هوشنگ معلمی با شرافت و البته ساده که کاملاً به زندگی خود خانه است است و مال دنیا اهمیت چندانی برای آن ندارد آرد این شخص ناخواسته در مسیری قدم بر می دارد چه زندگی را برای با تغ
حکیم نظامی گنجوی با خلق خمسه در موضوعات گوناگون ازجمله منظومه های خسرو و شیرین »و لیلی و مجنون »به عنوان شاهکار داستان های عاشقانه ادب فارسی و منظومه اسکندرنامه »ازبهترین داستانهاي حماسی و منظومه هفت پیکر »بزرگترین داستان تاریخی ،توانایی و استعداد شاعری خود را در سرودن انواع موضوعات ادبی نشان داده است و در کنار اینها منظومه مخزن الاسرار »که معرف جنبه عرفانی و اخلاقی و حالات و معنوی شاعراست و رگه هایی ازطریقت عارفانه یقین ،ت
حکیم نظامی گنجوی با خلق خمسه در موضوعات گوناگون ازجمله منظومه های خسرو و شیرین »و لیلی و مجنون »به عنوان شاهکار داستان های عاشقانه ادب فارسی و منظومه اسکندرنامه »ازبهترین داستانهاي حماسی و منظومه هفت پیکر »بزرگترین داستان تاریخی ،توانایی و استعداد شاعری خود را در سرودن انواع موضوعات ادبی نشان داده است و در کنار اینها منظومه مخزن الاسرار »که معرف جنبه عرفانی و اخلاقی و حالات و معنوی شاعراست و رگه هایی ازطریقت عارفانه یقین ،ت
شهیدی که با رفتنش کودکان زیادی یتیم شدند
 
 
همسر شهید خدا کرم درباره فضائل اخلاقی و رفتاری این شهید گفت: ایشان وقتی می‌دید دخترها دارند بازی دخترانه یا به قول قدیمی‌ها خاله بازی می‌کنند چادر سرش می‌کرد و در نقش مادر با آنها همراه می‌شد.
به گزارش جهان نیوز، 25 آبان‌ماه سال 1376 بود که با شهادت فرمانده ناحیه‌ی نیروی انتظامی استان سیستان و بلوچستان  شهید جواد حاج خداکرم، دوره‌ای تازه در زندگی همسر و فرزندان این شهید به وجود آمد، همسر شهید
تپه ی خاطرات : طعم یک زندگی لذیذ طبیعی را با این کتاب به کودکتان بچشانید…
 
تپه ی خاطراتنویسنده: مصطفی اوزچلیکمترجم: میلاد سلمانیانتشارات براق
خلاصه کتاب:
داستان پسر بچه کوچکی است که در شهر بدنیا آمده و برای چند ماه پیش فاميل در روستا می رود. در این داستان سعی شده که تفاوت تربیتی وفرهنگی مردم روستا و شهر بیان شود.این داستان مفاهیم خوبی را برای بچه ها بیان می کند وآن حالت ددگی نسبت به روستایی بودن را از بین می برد.
به ساختمان مان زده بود. همسایه ی طبقه ی اول مان رفته بود مسافرت. ها زیر نظر داشتند خانه اش را. نیمه شب از نبودنش سوءاستفاده کرده بودند و زده بودند به خانه اش. من خواب بودم. ساعت 3:15 بود که بیدار شدم. ساعت را نگاه کردم دیدم زودتر از روزهای دیگر بیدار شده ام. بعد فهمیدم که از سروصدا بیدار شده ام. فکر کردم باز همسایه طبقه پایینی نصفه شبی از بندر برایش بار آمده دارد خالی می کند. دوباره دراز کشیدم بخوابم که دیدم باز صدای کوبیدن می آید. 
رفتم از پن
ممکن است شما هم از افرادی باشید که این سوال را با خود می پرسید آیا می توانم و آیا من باید ازدواج کنم آیا بعد از ازدواج موفق هستم آیا به زندگی ایده آل خواهم رسید آیا ازدواج برای من سازگار است. شما ممکن است این سوال را از خود بپرسید اما نباید احساسی عمل کنید باید عمیق فکر کنید باید بسیار دقت کنید آیا شما در ذهنتان آرزوهایی دارید که برایتان بسیار مهم بود ولی اکنون دست نیافته اید. و این آرزو ها رابه فراموشی سپرده باشید. ممکن است این آرزوهای خفته در
از مقایسه کردن خود با دیگران جدا بپرهیزیدهر چند همه ما به این کار بد، عادت داریم اما اگر اعتماد به نفس بالا می خواهید ،از مقایسه کردن خود با دیگران جدا بپرهیزید و تنها خود را با گذشته های خودتان مقایسه کنید.
اگر رو به رشد و پیشرفت و در حال حرکت هستید ، خوب است و دلیلی ندارد غصه عقب ماندگی از فاميل یا دوستان را بخورید .اگر هم در مسیر پسرفت هستید ، اندکی توقف کرده ، بیاندیشید و راه های جدید را برای موفقیت و پیشرفت بیابید و بررسی کنید و با انگیزه و
فوتبالی نیستم 
فوتبال نمیبینم
تا اخر عمرمم شاید استادیوم نرم 
اما دیروز با دیدن عها تو استادیوم 
با وجود اون حصار جدا کننده ! 
با وجود زن های چادری گشت ارشادی بینشون ، یه جایی از قلبم آروم شد.
+تو این دنیا زن بودن سخته ، اما تو ایران زن بودن جنم میخواد، جربزه میخواد! 
+رفته بودم پاسپورت بگیرم ، آقاهه زارت برگه رو داد بهم گفت اون پایینشم با شوهرت میری دفترخونه امضا میکنه ، بعد بیار.
هیچی نگفتم ، اون پایینش رو هم از قصد پر کردم با اسم و ف
عکس آقای خامنه ای

تبلیغات

آخرین مطالب