نتایج پست ها برای عبارت :

داستانهای مامانی

مادربزرگم را صدایش میکنیم ماماني؛ عزیزترین و جوانترین و سرزنده‌ترین ماماني دنیا. چند وقت پیش سرطان گرفت. هیچکداممان باورمان نمیشد که ماماني سرطان بگیرد. ماماني سالم و سرحال که امکان نداشت ماهی یکبار دکوراسیون خانه‌اش را عوض نکند؛ آن هم خودش تنهایی. ماماني که تمام کارهای خانه و زندگیش را که هیچ، رهایش میکردی کارهای خانه و زندگی ما را هم به تنهایی انجام میداد و آخ نمی‌گفت. خلاصه. ماماني سرطان گرفت و ما همه هاج و واج ماندیم. گریه کردیم و ترس
تمام تنم درد میکنه.جون ندارم برم سر کار. به زور دوش گرفته م و الان نشستم دارم فک میکنم چی کار کنم.دیروز باز دعوام شد. با ماماني.بعد از اینکه خونه شو کامل رفت و روب کردم و خواستم ناهار بپزم. نمیگفت چی میخوره. منم که غذا بلد نیستم. زنگ زدم مامان که بگو چی بپزم و چه جوری. وقتی ماماني فهمید اون ور خط مامانمه، داااد و بیداد کرد.منم بهش گفتم خجالت بکش. به اون پیرزن هشتاد و هشت ساله. گفتم از روح خواهرت خجالت بکش که با دخترش اینجوری میکنی!!!. داد
بچه که بودم عاشق این فصل بودم ، آلو ها میرسیدن و ماماني برام لواشک میپخت .کل روز کارم این بود که بیوفتم دنبال آفتاب و لواشک های عزیزمو ببرم زیر آفتاب که زودتر خشک بشن . هنوز رنگ قرمز و طعم ترش شون یادمه .مامانم اما هیچوقت اهل این کارا نبود ، خیلی افاده ای و ناز نازو بود . همیشه میگفت وای من خسته میشم ، وای من جون ندارم ، اصلا به من چه و . . من اما عاشق این بودم که پا به پای ماماني لواشک و رب آلو بپزم ، برم باغ میوه و گل گاوزبون بچینم و سیب و زردآلو
به نام خدابا لطف و محبت شما دوستانداستان تقریبا زندگی"دوبرادرسید" را تقدیمتان میکنم .ضمنا شما میتوانید داستانهاي( فراز و نشیبعاشقانه ، چوب خدا صدا نداره و صبوران تنگدل) را در وبلاگgiti.mihanblog.com  تحت عنوان"داستانهاي من" نویسنده گیتی رسائی  مطالعه بفرمائیدداستان تقریبا زندگی"دوبرادرسید" در همین وبلاگ قابل پیگیریست با سپاس فراوان: گیتی رسائی 
 
به نام خدابا لطف و محبت شما دوستانداستان خط خطیهای سرنوشت  را تقدیمتان میکنم .ضمنا شما میتوانید داستانهاي( فراز و نشیب عاشقانه ، چوب خدا صدا نداره و صبوران تنگدل و داستان دو برادر سید )را در وبلاگgiti.mihanblog.com  تحت عنوان داستانهاي من "نویسنده گیتی رسائی" هم مطالعه بفرمائیدبفرمائید. با سپاس فراوان .گیتی رسائی 
دیر وقت بود که از حمام اومدم بیرون
دیدم چراغا خاموشه و مامان و بابا خوابن
تو دلم خوشحال شدم که مامان خوابه
مگرنه باز شروع میکرد به گفتن : زود باش موهاتو خشک کن و روسری بزن سرما نخوری و بیا این ژاکت رو بپوش و
از پله ها آروم رفتم بالا و اومدم توی اتاقم
بعدشم انگار که قرص خواب خورده باشم، سریع خوابم برد
چند ساعت بعد حس کردم ینفر اومد توی اتاق
رفت بخاری رو زیاد کرد
و اومد پتو رو بکشه روم
که گفتم: مامان تویی؟
گفت: اره، موهاتو خوب خشک کردی سرما نخور
دانلود فیلم داستانهاي ترسناک برای گفتن Scary Stories to Tell in the Dark 2019
ژانر : ترسناک , رازآلود , هیجان انگیز
بازیگران : Zoe Margaret Colletti,Michael Garza,Dean Norris,Gil Bellows,
کارگردان : André Øvredal
: ایالات متحده آمریکا , چین , کانادا
تاریخ انتشار : 2019
کیفیت WEB_DL 
امتیاز : 6.4 از 10
ادامه مطلب
قلهک منطقه بکروزیبایی هست.بهترهست به آنجارفته وآنجاست کنیم.نوراگفت ماماني ماماني اونجاهمه دوستان من هستن؟فائزه گفت هه عزیزم غصه نخورباتلگرام باهاشون درارتباطی هروقت خواستی لیزمیخوریم سمتشون.
نورانگاهی یاس آلودبه تهران داشت هوای آلوده تهران درفصل پاییزباعث شده بودآسم بگیردولی مادرش این مطلب رانفهمیده بودکه روزی قلهک دریک زله اوراسمت جایی میفرستدکه امتدادراه تباهی خواهدبود.این زله میتوانست آلودگی هوای بیش ازحدانتظارباشدیاه
خب دیشب آقا پسر مامانشو از خواب بیدار میکنه که ماماني پاشو من دیگه دارم میام
مامانشو میارن بیمارستان و صبح ساعت 10:50 کوچولومون دنیا میاد
مامانم 8 صبح زنگ زد و گفتش که اومدن بیمارستان ولی پسره هنوز نیامده
هرچی گفتم ماماني ما راه بیفتیم گفت نه زوده :/
ساعت 9 بابام زنگ زد و مامانم گفت بیایید :/
دیگه تا بابام رفت ماشینو برد کارواش و من وسیله جمع کردم شد ی ربع 11
داشتیم از خونه میامدیم که مامانم زنگ زد پسرههههه اووووومد
دیگه با خوشحالی به سمت شهر خواهر
انگار که دارم تو دو تا دنیای موازی زندگی میکنم.تو یکیش هوا روشن نشده پا میشم و صبحانه آماده میکنم و خونه رو جارو میکشم و گرد گیری و رفت و روب میکنم و ساعت ده نشده میرم سر کار و تا دیروقت مشغولم.تو یکی، نصف شب میخوابم و ده و نیم صبح پا میشم و ظهر میرم سر کار و ساعت هفت نشده بساطمو جمع میکنم.تو یکی تا صبح تو سر خودم و بالشم میزنم.تو یکی عین خرس قطبی میخوابم.و البته یه دنیای سومی هم هست.آخر هفته هایی که گاهی میبینم سی چهل ساعته که با کسی یک کلمه هم حرف
انگار قراره با تموم شدن پاییز، تنهایی های منم تو خونه تموم بشه.فعلا برنامه اینطوریه که آخر این هفته، مامان پنجشنبه، جمعه شو نره پیش عمه ش. و از هفته ی بعدش، اگه وقت عمل بابا قطعی بشه، دیگه اونم خونه ست.این نه ماه که گذشت برا من تجریه ی متفاوت و عجیبی بود. دلتنگی برای خانواده م پدرمو درآورد. از سه شنبه صبح که میرفتم سر کار و شبش میرفتم خونه ماماني و فرداش که برمیگشتم خونه، مادرم رفته بود خونه ی عمه ش و بابام پیش ماماني بود. تا جمعه عصر که من
 
تازه از خواب بیدار شده­ام  و هنوز دارم خمیازه می­­کشم و چشم­­هایم را می­­مالم که ماماني می­گوید:
- دِ پاشو دیگه ورپریده! لنگ ظهر شد.
توی رختخواب غلتی می­زنم و با خمیازه می­گویم:
- سه ماه تعطیلی نیست مگه ماماني؟
- خب باشه.
- خودت گفتی سه ماه تعطیلی تا هروقت بخوام می­تونم بخوابم. مدرسه ها که تعطیله.
ماماني پیرهن مشکی­­ام را پرت می­کند رویم و می­گوید:
- پاشو زود باش. زن عموت دو قلو زاییده داریم می­ ریم مجلس عزا مگه حلوا دوست نداری؟
ادامه مطلب
دانلود کتاب آفرینش خدایان، راز داستان های اوستایی pdf
دانلود کتاب آفرینش خدایان، راز داستان‌های اوستایی
کتاب نایاب و نفیس laquo; آفرینش خدایان؛ راز داستان zwnj;های اوستایی raquo; به قلم laquo;امید عطایی raquo; یکی از ژرف zwnj;ترین پژوهش zwnj;ها، پیرامون اساطیر و افسانه zwnj;های ایرانی می zwnj;باشد. نویسنده در این کتاب سترگ، پس از تفسیر اصول اعتقادی ایرانیان باستان و مقدسات آن zwnj;ها، چگونگی پیدایی .
دریافت فایل
دانلود کتاب آفرینش خدایان (راز داستانهاي اوستایی)
از عصری که اومد تا شب آسفالتمون کرد.
ساعت دوازده شب، لباساشو که پوشید بره، اومد پیشم و لپشو آورد جلو و گفت: عمه دیگه میخوام برم خونه مون. بوسم کن.بوسش کردم.اون یکی لپشو آورد جلو و گفت: این ورم بوس کن.بوسش کردم.دستشو گذاشت رو پیشونیش و گفت: اینجا!بوسش کردم.اشاره کرد به زیر گلوش و گفت: اینجا!بوسش کردم.بعد با یه قیافه ی مظلوم، مثه اون دختر کوچیکه تو کارتون دسپیکبل می، گفت: عمه. میشه بازم بیام خونه تون؟!.من که با اون چهار تا بوس کل بلاهایی که سرم آور
✌یه دستم کتابه، توی اون یکییه پرچم که روش نقش یا مهدیه (عج)قسم میخورم با همین ها یه روزبشم دشمن هرچی نامردیهبابا توی هیئت بمون یاد دادچجوری جلو ظلم قد می‌کشنماماني نگاهی بمون کرد و گفتمث حاج قاسم الهی بشنبهت قول مردونه میدیم که ماهمه، حرفای خوبو از بر میشیمشبیه تو میشیم برای وطنشبیه تو سرباز رهبر میشیم✍ شعر: زهرا آراسته‌نیا#حاج_قاسم_سلیمانی #انتقام_سخت#شعر_کودک@arastehnia
 
- ببخشید .
- بیا اینجا عزیزم.
- خب چطور بود؟
- خیلی خوب. اول رفتیم اسکله، بعد .
- چطور بود؟
- خیلی خوب.
- رفتیم اسکله، بعد الد سیتی.
- تو از الد سیتی خوشت نمیاد؟ مگه نه؟
  با دوستات خوش گذشت؟
 خوش گذشت با دوستات؟
 پسر خوبی بودی؟
 پسر خوبی بودی.
 پسر خوب ماماني بودی.
 
 
بازهم بود. تازه شام خورده بودیم و ماماني داشت سفره را جمع می­کرد که بابایی آروغی زد و گفت:" آخ هی خدارو شکر. شامت چقدر خوشمزه بود زن."
ماماني سفره را گذاشت توی جاظرفی و گفت: " نمی­تونی موقع آروغ زدن اون دهن صاحب مرده­ت رو ببندی؟"
بابایی خندید و گفت: " آخه مگه با دهن بسته هم می­شه آروغ مشدی زد هان؟ بچه­ها شما بگین. می­شه؟"
من که همیشه طرفدار بابایی بودم زودی سرتکان دادم و گفتم: " نچ."
ادامه مطلب
بسم الله النور
 
سلام علیکم بزرگوارانی که در نظرات خصوصی اجازه انتشار مطالب و داستانهاي را داشتند هیچ اشکال شرعی ندارد و ان شاءالله  انتشار مطالب برای بقیه راهگشا باشد.
و بزرگواری که خواستند برایشان ایمیل بفرستم فعلا اینترنت قطع میباشد ان شاءالله زمانی که وصل شد برایشان میفرستم
طی صحبتای میخواهم‌زنده بمانم و اینا.ساعت ۱۲ه و من خونممممم.
نموندم کلاسای بعد ازظهرو.طی یه تصمیم ناگهانی و با یه بغض عمیق و یه خمیازه بلند!و وقتی کلید انداختم و اومدم تو خونه بووووی غذاااای ماماني همه جا رو گرفته بود‌.چشمام این شکلی و مثل اون تبلیغه که بعد از بو کردن لباساش گفت ماااااماااان☺
منم به همووووون ترتیب .صدا زدم ماماااان.و انقدددد چلوندمش که خدا بدونه.
و گفتم خدارو شکر که نموووندم دانشگاه.
ماشاالله.لاحول و لا قوه الا ب
حالا که بعد از سه ساعت بین رگ و پی و دل و روده ی مرغ ها، دست چرخاندم، و در این بین با پسرم حرف زدم و صدبار رفتم و آمدم پیشش و به همسر غر زدم که هنوز بلد نیست به اندازه ی دونفر و نصفی خرید کند، و بچه را خواباندم و ظرف ها را شستم و زمین را تی کشیدم، دوش گرفتم و برق ها را خاموش کردم و بالاخره بعد از یک صبح تا ظهرِ کاری شلوغ و یک ظهر تا شب، خانه داری شلوغ تر، دراز کشیدم به این فکر میکنم چقدر آن دختر تی تیش ماماني که تا لنگ ظهر خواب بود و بعد وبلاگ و یاهو م
این دیگر از کجا پیدا شد؟ بسیج ملی کنترل فشار خون؟ نظام سلامت این مملکت آنقدر مشکل دارد که نگو و نپرس. آنوقت یکدفعه بسیج ملی کنترل فشار خون»؟ آنقدر این اولویت سوسول‌گونه و تیتیش‌ماماني و نچسب است که وقتی دانشجوی پزشکی نخبه مملکت در دیدار دانشجویان با رهبری، از ایشان خواست که به این بسیج ملی بپیوندند و بصورت نمادین فشار خون خود را اندازه بگیرند، کسی در سالن باقی نماند که خنده مضحکه نکرده باشد.
ادامه مطلب
به نام او
سال گذشته دانش آموزی داشتم بسیار باهوش ‌و بااستعداد که توی کلاس یک سروگردن از بقیه بالاتر بود.دختری که تخیل فوووق العاده قوی ای داشت و از نقاشی هایش حظ می بردم، بس که پر از ایده های خلاق و جدید بود. متن های کوتاهی که لابه لای تمرینات کتاب نگارش باید نوشته می شدند را به صورت داستانهاي کوتاه و پر از ماجرا می نوشت. خلاصه در هر چیزی بهترین بود. 
ادامه مطلب
خیلی سال بود که دلم میخواست برم به مامان بزرگم ( پدری ) سر بزنم ولی نمیشد یکی از دلایلش هم شاید این بود که با فامیل پدریم در ارتباط نیستم، البته بجز پسر عمم.
دیروز بهم پیام داد که مامان بزرگ حالش بده و بیمارستان بوده، منم سریع زنگ زدم، عموم خونشون بود و خیلی خوشحال شد صدام رو شنید. با مامان بزرگم که حرف زدم خیلی خوشحال شد و کلی گله کرد که چرا نمیریم بهش سر بزنیم، صداش خیلی مریض بود، بهش گفتم ماماني صبر کن من هفته دیگه میام ببینمت.
امروز صبح پسر عم
ببین دوست عزیزی که بی نامو نشون از دور فقط بلدی سر صدا کنی؛ تو دقیقا مثل کوچولوهایی که زنگ در خونه هارو میزنن در میرن هستی گل پسر، پسر خوبو دوس داشتنی عین شما حرف بد نباید بزنه که اونوقت عمو جیزش میکنه 
ولی خوب خورده نمیگیرم؛ چون اسمو مشخصات نذاشتم حق میدم بعضی از این گوگولی مگولیای ماماني که بیشترین سابقه شون چک خوردن از ناظم مدرسه شون بوده و تا حالا جز واسه شکایت کلانتری نرفتن بخوان شیطنت کنن.
از اولم از اون دسته افرادی که صوت دارن و تصو
چند تا مطلب که پشت سر هم می فرستم، خواننده ها دیگه اون قبلی ها رو نمی خونند. بعضی ها بعد از مدت ها میگن که فلان مطلب رو تازه دیدیم. 
کلا خیلی مهم نیستند مطالبم ولی این چند مطلب اخیرم بعضی هاشون خوب بودند، دوست داشتید بخونید.
و اینکه اون مطلب رمز دار دخترخاله خیلی خوبه. کاش خانم ها بیان رمزش رو بگیرن. خیلی مفیده. ولی دو مطلب ذهن جوال ماماني و درد و دل های شب قبل از تولد رمزشون فرق داره و چندان مفید نیستند. باز هم دوست داشتید رمز می دم به خانوما.
ممن
اما و مامان و ماماني
کتاب اما و مامان و ماماني» داستانِ آفتاب‌پرست کوچولویی‌ست که حوصله‌اش سر رفته و می‌خواهد بزرگش قایم‌باشک بازی کند.
مادربزرگش چشم می‌گذارد و می‌شمرد و اِما جایی برای قایم شدن می‌گردد. در جست‌وجوی یک جای خوب، اِما به همه جا سرک می‌کشد و به همین بهانه پیش حیوانات مختلفی می‌رود و ماجراهای کوچک و ساده‌ای را پشت سر می‌گذارد.
کتاب اما و مامان و ماماني» با این جمله آغاز می‌شود:اِما، اِماست. مامان، مامانِ اِما
خب باید اعلام کنم  این ماه یکی از بهترین ماه های کی درامی من بود و کلی اتفاقات خوب افتاد ‌
به زودی اخبار کی درام از پارک مین یانگ در این وب و وب موسیقی احساس کره! قرار خواهم داد .خواهشا هردو  وب حمایت کنید !!!
پ‌ن : آخی لئون بیچاره.طفلکی  این روزا مامانش خیلی کم  میبینه
پ‌ن مینی این ماه چقدر فعالیت کرده.از معرفی برند Dpc با کیم سوهیون در چین  ، مجرم تویی ۲ با سهون و لی سونگ کی ،  حضور با کیم جائه ووک برای دریافت جایزه بهترین سریال ها و زوج
دم در تو ماشین منتظرم بودن.خواستم سوار شم که دیدم جوجه داره با ایما اشاره  یه چیزی میگه. در عقبو باز کردم و گفتم: جونم عمه؟!. گفت: عمه بشین پیش من!مادرش از پشت فرمون گفت: برات جا باز کرده و همه وسایلو جمع کرده یه گوشه. بشین عقب. راحت باشنزدیک شیرینی فروشی گفت: عمه منم میام باهات. میخوام با هم کیک "انتخاب" کنیم.شلوغ بود و چند تا مغازه جلوتر وایسادیم که یهو جوجه با ذوق جیغ کشید: ام سگای نگهباااااان!با عجله از رو صندلیش پرید پایین و هی گفت: دیدم! دید
در یک آن  یه خط سفید دیدم، مثل رعد و برق تو دل آسمون تاریک و بعد درد وحشتناکی تو چشم چپم پیچید که باعث شد چند دقیقه ای با چشمای بسته اشک بریزم.و پشت بند مشتی که حواله م شده بود شنیدم: دیگه دوستت ندارم.زیر لب گفتم: به درک!اگه وسط ترافیک تو بزرگراه نبودیم، درجا از ماشین پیاده میشدممحل برگزاری جشنواره ی اسباب بازی افتضاح بود. چند بار مجبور شدم برم تا دم در ورودی که کمی هوای تازه بهم بخوره و خفه نشم. ازدحام جمعیت وحشتناک بود. و آدم جیگرش کباب م
غار زئوس ، جایی که تعریف بهشت برای کوش آداسی معتبر است
غار زئوس کش آداسی همچنین میزبان داستانهاي اساطیری است. این غار که در ورودی شبه جزیره دالیک و پارک ملی Büyük Menderes Delta که یکی از اولین مکان هایی است که با ورود به گردشگری اژه به ذهن شما خطور می کند ، در انتظار کشف گردشگران محلی و خارجی است.ورودی غار و اطراف آن از داستان اساطیری آن پوشیده شده است. تقریباً همه بازدیدکنندگان از پارک ملی را می توان یک ضرر بزرگ در نظر گرفت اگر بدون دیدن غار از منطقه
پ.ن
خوب شد نت قطعه و به اینستا دسترسی ندارم برا سرگرمی.
چقدر حرف تو دلم بود. حرف نه، غر غر.
 
دیشب، وسط بوی پیاز داغ و رب و مرغی که توش شناور بود، خیلی عاشقانه شب بخیر گفتیم!وایساده بود تو قاب در آشپزخونه و میگفت من یه نوه دارم یه دنیا!. تو بهترین نوه ای و دختر عزیزمی و خاک تو سر اونایی که لیاقتتو نداشتن و. (یعنی از قوم شوهر فرضی منم پرونده داره)خلاصه که خیلی هپی و اینا رفت خوابید.منم تا غذا بپزه و سردش کنم و برم کپه مو بذارم (دقیقا کپه مرگ) ساعت
پ.ن
خوب شد نت قطعه و به اینستا دسترسی ندارم برا سرگرمی.
چقدر حرف تو دلم بود. حرف نه، غر غر.
 
دیشب، وسط بوی پیاز داغ و رب و مرغی که توش شناور بود، خیلی عاشقانه شب بخیر گفتیم!وایساده بود تو قاب در آشپزخونه و میگفت من یه نوه دارم یه دنیا!. تو بهترین نوه ای و دختر عزیزمی و خاک تو سر اونایی که لیاقتتو نداشتن و. (یعنی از قوم شوهر فرضی منم پرونده داره)خلاصه که خیلی هپی و اینا رفت خوابید.منم تا غذا بپزه و سردش کنم و برم کپه مو بذارم (دقیقا کپه مرگ) ساعت
ابلیس هم عاشورا گریه کرد . . .
پدر آیت الله سید محمدتقی مدرسی نقل می کند:
عصر عاشورای سال ۶۱ هجری ، شیطانک ها دیدند که ابلیس سرکرده ی آنان، به سر و صورت می زند و می گرید.گفتند: امروز که تو باید خوشحال باشی از چه رو پریشانی و گریان؟گفت: اشتباه بزرگی کردم که این جماعت را واداشتم که حسین را بکشند.گفتند:چطور؟ مگر تو نمی خواستی این جمع به ظاهر مسلمان ، راهی جهنم شوند؟ و مگر نشدند؟گفت:چرا چنین شد ولی از این نکته غفلت کرده بودم که با این کار ، باب رحمت اله
دور از انصاف است اگر بگویم هیچ چیز آن طور که می خواستم پیش نرفت. در تمام این سالها ممکن است چرخ نیلوفری، ناخواسته و از روی مستی، دو سه دوری هم به مراد دل ما چرخیده باشد. اما چیزی که اهمیت دارد نه آن دو سه دور، بلکه تو، خود تو هستی. چیزی که اهمیت دارد این است که کل کائنات (از جمله چزخ روزگار و تو) مرا و داستان مرا آن طور که باید جدی نگرفتند. رد شدند، ورق زدند، پریدند. مرا نشناختند و بدون این که مجال دیدار تو در زندگیم، در تمام زندگیم، به ربع ساعت برس
BluRay,Mickey's Twice Upon a Christmas 2004,داستان های میکی و کریسمس,دانلود Mickey's Twice Upon a Christmas 2004 720p,دانلود انیمیشن Mickey's Twice Upon a Christmas 2004,دانلود انیمیشن داستانهاي میکی و کریسمس 2004 با دوبله فارسی,دانلود رایگان,دانلود زیرنویس فارسی,دانلود فیلم با حجم کم,دانلود مستقیم انیمیشن Mickey's Twice Upon a Christmas 2004 1080p,دو زبانه,دوبله فارسی,
ادامه مطلب
امروز دکتر بهم گفت باید زودتر ازدواج کنی تا بتونی بچه دار شی. این یکم مذخرفه. تمام راه ذهنم درگیر بود. غمی که وجودم رو گرفت انقدر بزرگ بود که واسه یه لحظه حس کردم میتونم بزنم زیر گریه. ولی وقتی رسیدم خونه و مامان جواب آزمایش رو ازم پرسید با حالت مسخره بازی برگشتم بهش گفتم دکتر بهم چی گفت. گفتم این زندگی از من دیگه ادامه پیدا نمیکنه.
خب حالا گذشته از همه ی اینا واقعا من باید چکار کنم؟ میخونی آنه؟ میخونی آنه ماری؟ من باید چکار کنم؟ مطمئنم اگه نتو
امروز دکتر بهم گفت باید زودتر ازدواج کنی تا بتونی بچه دار شی. این یکم مذخرفه. تمام راه ذهنم درگیر بود. غمی که وجودم رو گرفت انقدر بزرگ بود که واسه یه لحظه حس کردم میتونم بزنم زیر گریه. ولی وقتی رسیدم خونه و مامان جواب آزمایش رو ازم پرسید با حالت مسخره بازی برگشتم بهش گفتم دکتر بهم چی گفت. گفتم این زندگی از من دیگه ادامه پیدا نمیکنه.
خب حالا گذشته از همه ی اینا واقعا من باید چکار کنم؟ میخونی آنه؟ میخونی آنه ماری؟ من باید چکار کنم؟ مطمئنم اگه نتو
اینجا بارانی است و گربه ی توی حیاط از اینکه پاهایش خیس شده به نظر می‌رسد احساس بدی دارد :/ و بیشتر از همیشه ناتوانی انسان در درک رفتار گربه ای دارد خودش را نشان میدهد :/ 
عصر قرار بر سفر اجباری ای است به یزد :| و مرا میل سفر نیست :|چون که آنجا زمستانها خیلی سوز می آید و من یادم است که یک وقتی که زمستان از همین اجباری ها:/ رفته بودم ، نمیشد توی خیابان ایستاد :| حس میکردم حتی کلیه ها ی درون بدنم هم می‌لرزند :/کلا مرا میل سفر به یزد نیست :/ آب و هوایش به من
دیدمش چون سارا بهرامی را دوست دارم ولی بازیش یک سوم ابتدایی فیلم، بد بود. لوس بازی اصلا بهش نمی آید! بازیش خیلی مصنوعی بود.
دوم اینکه این همه که روی عشقشان مانور داده شد، من عمقی درش ندیدم. اصلا عشقی ندیدم.
سوم اینکه آیا می دانستید این فیلم اقتباسی از یکی از داستانهاي جومپا لاهیری در مترجم دردهاست! همان داستانی که کنجکاوم کرد یک رمان از لاهیری بخوانم. بعد از خواندن نقد زومجی متوجه این اقتباس شدم. داستان زوجی است که از هم فاصله گرفته اند.
در کل ف
آنوقت‌ها که بچه بودیم، هرسال بعد از امتحانات خرداد و شروع تعطیلات تابستان، یک روز صبح بساط سفر را جمع می‌کردیم و می‌ریختیم پشت #پیکان_سبز پدر و می‌رفتیم سراغ عمو محسن. ما پنج نفر بودیم و آن‌ها هم پنج نفر! به هر مشقتی بود همگی سوار بر توسن چموش مغزپسته‌ای‌مان می‌شدیم و به تاخت تا محلات می‌رفتیم‌. همه خوب می‌دانستیم مقصد ما سرچشمه است، اصل ذوق ما بچه‌ها هم برای همین بود. سرچشمه برای ما یعنی بالا زدن پاچه‌ها و به آب زدن. بازی و زدن توی سر
کتاب رو که میخونم یاد فیلمای اعصاب خورد کن وحشتناک میفتم. ترسناک نه ها. اعصاب خورد کن وحشتناک که با روح و روانت بازی میکنه. بعضی داستانهاش واقعا اینجوریه :/ اذیتم میکنه خوندنشون. ولی مجبوری میخونم :/ من با خوندن داستانهاي تخیلی عجیب غریب مشکلی ندارم ولی اینا نه فقط تخیلی که عذاب اورن. طرفو کشتن. تکه تکه کردن. دراوردن کاسه ی چشم گربه. مسخره نیست؟؟ چه کاریه خب. همه داستانهاشم اینجوری نیست. بعضیاشو واقعا تحسین میکنی. اما اینایی که اینجوری هست در ن
دیدمش چون سارا بهرامی را دوست دارم ولی بازیش یک سوم ابتدایی فیلم، بد بود. لوس بازی اصلا بهش نمی آید! بازیش خیلی مصنوعی بود.
دوم اینکه این همه که روی عشقشان مانور داده شد، من عمقی درش ندیدم. اصلا عشقی ندیدم.
سوم اینکه آیا می دانستید این فیلم اقتباسی از یکی از داستانهاي جومپا لاهیری در مترجم دردهاست! همان داستانی که کنجکاوم کرد یک رمان از لاهیری بخوانم. بعد از خواندن نقد زومجی متوجه این اقتباس شدم. داستان زوجی است که از هم فاصله گرفته اند.
در کل ف
را میتوانید به سادگی با لینک مستقیم از سایت نکس لود دریافت کنید و در مدرسه از آن استفاده کنید . ناخن ، عضوی که شاید کم اهمیت به نظر برسد و در واقع اصلا به آن در بین عضوهای بدن اهمیت داده نشود.به راستی فایده داشتن ناخن چیست؟ انسان ها چه استفاده ای از ناخن هایشان میکنند ؟ چرا بعضی ها به ناخن هایشان اهمیت میدهند ، آنها را کوتاه و مرتب نگه میدارند و برخی برایشان اصلا مهم نیست که چقدر چرک و کثیفی زیر ناخن هایشان باشد. چرا برخی از ن و دختران ناخن ها
مامان تنها کسیه که با دلش نگرانته. همون که به خاطرش خیلی کارها رو انجام نمی دی چون می دونی حتی اگه هیچی ندونه همه چی رو می فهمه (با دلش) و تو دلت نمیخواد ناامیدش کنی. نمیخوای تصویر معصومی که از تو داره خراب کنی. دوست داری اون یه نفر که با دلش نگاهت می کنه فکر کنه تو هنوز خوبی!
مامان بودن فقط برای کسی که ما رو به دنیا آورده نیست یا حتی برای همه زن هایی که بچه به دنیا آوردن هم نیست. حتی فقط برای زن ها نیست. مامان بودن خودش یه مفهومه. یه مامان همیشه به ب
دیدمش چون سارا بهرامی را دوست دارم ولی بازیش یک سوم ابتدایی فیلم، بد بود. لوس بازی اصلا بهش نمی آید! بازیش خیلی مصنوعی بود.
دوم اینکه این همه که روی عشقشان مانور داده شد، من عمقی درش ندیدم. اصلا عشقی ندیدم.
سوم اینکه آیا می دانستید این فیلم اقتباسی از یکی از داستانهاي جومپا لاهیری در مترجم دردهاست! همان داستانی که کنجکاوم کرد یک رمان از لاهیری بخوانم. بعد از خواندن نقد زومجی متوجه این اقتباس شدم. داستان زوجی است که از هم فاصله گرفته اند.
در کل ف
Ghost Stories 2017 1080p BluRay,اندی نایمن,ترسناک,جرمی دایسن,داستان های ارواح,داستانهاي ارواح 2017,دانلود دوبله فارسی فیلم Ghost Stories 2017,دانلود رایگان فیلم,دانلود زیرنویس فارسی Ghost Stories 2017,دانلود فیلم Ghost Stories 2017,دانلود فیلم Ghost Stories دوبله فارسی,درام,سایت دوستی ها,فیلم داستان های ارواح Ghost Stories 2017 با دوبله فارسی,فیلم داستان های ارواح با دوبله فارسی,
ادامه مطلب
دانلود آهنگ جدید وانتونز - بچگیا + متن + پخش آنلاین
♬♪♪♫♪♬
Download New Song By Wantons Caled  Bachegia+Text
Danlod Ahang Jadid Bachegia |Wantons
♬♪♪♫♪♬
 متن آهنگ وانتونز بچگیا :
نه نه ، نه نه ، نه نه  ♪♫♪  دلمون به چی‌ خوش بودبه قصه‌ های بابایی و ♪♫♪  به خوابای با لالایی ماماني ودلمون به چی‌ خوش بودددد
 
برای دانلود آهنگ جدید وانتونز| بچگیا لطفا به ادامه مطلب مراجعه فرمایید
 
پخش آنلاین آهنگ  Wantons Bachegia :
 
مرورگر شما از Player ساپورت نمی کنددانلود آهنگ
 
برای دانلود آهن
دانلود آهنگ جدید وانتونز ، بچگیا + متن + پخش آنلاین
♬♪♪♫♪♬
Download New Song By Wantons Bachegia+Text
Danlod Ahang Jadid Bachegia Az Wantons
♬♪♪♫♪♬
 متن آهنگ وانتونز بنام بچگیا :
نه نه ، نه نه ، نه نه  ♪♫♪  دلمون به چی‌ خوش بودبه قصه‌ های بابایی و ♪♫♪  به خوابای با لالایی ماماني ودلمون به چی‌ خوش بودددد
 
برای دانلود آهنگ جدید وانتونز| بچگیا لطفا به ادامه مطلب مراجعه فرمایید
 
پخش آنلاین آهنگ  Wantons Bachegia :
 
مرورگر شما از Player ساپورت نمی کنددانلود آهنگ
 
برای دانلود آ
حرف اول پست: نمیدونم چقدر در مورد تله های شخصیتی شنیده باشید؛ تله هایی مثل تلۀ بی اعتمادی، تلۀ رها شدگی، تلۀ مهرطلبی و چند ده تلۀ شخصیتی دیگه، که مبحث خیلی مفصلیه (مبحث اصلی اکثر روان درمانگرهای معاصر هست) و هیچ کس به خوبی خودشون نمی تونه توضیحش بده، ولی خلاصش میگه که متأثر از رفتارها و تربیت والد غالبِ ما در کودکی (مثل پدر مادر معلم یا .) یک سری تله ها در شخصیت ما شکل می گیره که ناخودگاه ما همیشه سعی در اثبات درستی اون تله ها داره. یک مثال خوبش
 
در آخرین لحظات سوار اتوبوس شد. روی اولین صندلی نشست. از کلاس‌های ظهر متنفر بود اما حداقل این حسن را داشت که مسیر خلوت بود.اتوبوس که راه افتاد نفسی تازه کرد و به دور و برش نگاه کرد.پسر جوانی روی صندلی جلویی نشسته بود که فقط می‌توانست نیمرخش را ببیند که داشت از پنجره بیرون را نگاه می‌کرد.به پسر خیره شد و خیال پردازی را مثل همیشه شروع کرد:چه پسر جذابی! حتی از نیمرخ هم معلومه. اون موهای مرتب شونه شده و اون فک استخونی. سه تیغه هم که کرده حتما ادوکل
 
مثل خون دررگ‌های من: نامه‌های احمد شاملو به آیدا
 
 
اولین مجموعه شعر پس از حضور آیدا در زندگی شاملو
 
 
اولین تپش های عاشقانه قلبم: نامه های فروغ فرخزاد به همسرش پرویز
 
 
 
  فرق این کتاب ها، با تمام داستانهاي عاشقانه و صدها کتابی که از نامه های عاشقانه نوشته شده ،این است که حسی واقعی دارد ، به دور از رمانتیسم رایج و لوس .فارغ از ادا اطوار، خود بودن و واقعی بودنِ محض در آن جریان دارد.به نظرم اگه کسی رو واقعا دوست دارید این کتاب ها روحتما ب
 
نویسنده و محقق : اشکان ارشادی از کرمانشاه 
نظری داشتید بفرمائید ، اشتراک بگذارید ( این مطلب آموزنده و هشداری هست ، توجه داشته باشید )
سوالی بود ، در حد دانسته‌های خودم در خدمتم 
منفی هجده ، بعیدست که مطالعه این مجمل برای سنین به بلوغ رسیده ولی زیر سن قانونی مشکلی داشته باشد ولی بهرحال توصیه می‌کنم بالای هجده سال بخوانند. 
کُپ کردن در آمیزش یا کلا در بیان کلی اعم از هر موقعیتی ، به این معنیست که فرد بصورت ترس از آن حالت ساقط می شود مثلا در آم
سریال هیولا را میتوانیم به عنوان هفتمین همکاری ما بین مهران مدیری و پیمان قاسم خانی بدانیم که بعد از سریال هایی مانند شب های برره سریال پاورچین سریال نقطه چین سریال باغ مظفر سریال گنج مظفر و سریال هزار چهره انجام شده است. خلاصه داستان سریال هیولا به این صورت می باشد که  هوشنگ معلمی با شرافت و البته ساده که کاملاً به زندگی خود خانه است است و مال دنیا اهمیت چندانی برای آن ندارد آرد این شخص ناخواسته در مسیری قدم بر می دارد چه زندگی را برای با تغ
سریال هیولا را میتوانیم به عنوان هفتمین همکاری ما بین مهران مدیری و پیمان قاسم خانی بدانیم که بعد از سریال هایی مانند شب های برره سریال پاورچین سریال نقطه چین سریال باغ مظفر سریال گنج مظفر و سریال هزار چهره انجام شده است. خلاصه داستان سریال هیولا به این صورت می باشد که  هوشنگ معلمی با شرافت و البته ساده که کاملاً به زندگی خود خانه است است و مال دنیا اهمیت چندانی برای آن ندارد آرد این شخص ناخواسته در مسیری قدم بر می دارد چه زندگی را برای با تغ
حکیم نظامی گنجوی با خلق خمسه در موضوعات گوناگون ازجمله منظومه های خسرو و شیرین »و لیلی و مجنون »به عنوان شاهکار داستان های عاشقانه ادب فارسی و منظومه اسکندرنامه »ازبهترین داستانهاي حماسی و منظومه هفت پیکر »بزرگترین داستان تاریخی ،توانایی و استعداد شاعری خود را در سرودن انواع موضوعات ادبی نشان داده است و در کنار اینها منظومه مخزن الاسرار »که معرف جنبه عرفانی و اخلاقی و حالات و معنوی شاعراست و رگه هایی ازطریقت عارفانه یقین ،ت
حکیم نظامی گنجوی با خلق خمسه در موضوعات گوناگون ازجمله منظومه های خسرو و شیرین »و لیلی و مجنون »به عنوان شاهکار داستان های عاشقانه ادب فارسی و منظومه اسکندرنامه »ازبهترین داستانهاي حماسی و منظومه هفت پیکر »بزرگترین داستان تاریخی ،توانایی و استعداد شاعری خود را در سرودن انواع موضوعات ادبی نشان داده است و در کنار اینها منظومه مخزن الاسرار »که معرف جنبه عرفانی و اخلاقی و حالات و معنوی شاعراست و رگه هایی ازطریقت عارفانه یقین ،ت
این وبلاگمه و بجز اینجا جایی رو ندارم حرفای دلمو بزنم
پس مجبورم یه جور خودمو خالی کنم
پست قبلی گفتم برام مهم نیست حقیقتا ته دلم یکم مهمه،مهمه بدونم کی اینارو میگه!
مامانم حدسش روی یکی از اقوامشه
این قومشون من تا به امروز فکر میکردم یک درصدم من توی زندگیشون اهمیتی ندارم
چند تا دختر داره
فقط یکشون دانشجوی دکتری یه رشته هست که اصولا اینده شغلی انچنانیم نداره:) و کلن هم همه دختراش دانشگاه دولتی نبودن
بقیه توی کارای زیبایین
ولی درعوض هم خودشون هم
بعضی شبها (و امشب هم) میم و مِهر زودتر میخوابن و من می مونم و ماه ِ کوچیک.دراز میکشیم و میخوابه تو بغلم و خودش رو بهم میچسبونه و حرف میزنیم.اصلا این بچه خود ِخود ِ بچگی های منه.من تا شیش سالگی خیلی به مامانم وابسته بودم و خوب یادمه که چطور بغلش و عطر تنش آرومم میکرد.الان دقیقا اون جای منه و من جای مامانم.یکم که نفس کشید تو بغلم سرشو میاره بالا و شروع میکنه به پرسیدن سوالات عجیب و غریب و گاهی خنده دار.امشب دست میکشه رو صورتم و میگه چقدر نرمالویی تو!
داستانهاي علما: عالمی که شدت تاثر از شیوع فساد و گناه موجب مرگش شد
مرحوم شهید دستغیب نقل کرده است: صاحب ملکه تقوی مرحوم آقا میرزا مهدی خلوصی رحمة الله که قریب بیست سال توفیق رفاقت با ایشان نصیب من شده بود نقل کرد که:
در زمان عالم عامل و زاهد عابد آقای میرزای محمد حسین یزدی اعلی الله مقامه (که در 28 ربیع الاول 1307 مرحوم شد و در قبرستان غربی حافظیه مدفون شد) در باغ حکومتی مجلس ضیافت و جشن مفصلی بر پا شده و در آن مجلس جمعی از تجار که در آن زمان لباس رو
نویسنده: هدیه .الف     ژانر: ترسناک     تعداد صفحات : 466
خلاصه:همه چیز از یه شب شروع می‌شه. آن شبِ لعنتی! اتفاقاتی که اون شب لعنتی تو اون خونه دانشجویی برای چهار تا دختر و همخونه‌ای داستان ما می‌افته… توی شبی که همه برای احضار روح بابای مونا دور هم شدن تا بتونن ازش سوال بپرسن: ”مامان مونا کجاست؟”ماماني که تو بچگی مونا رو تنها گذاشت و رفت…

ادامه مطلب
نویسنده: هدیه .الف     ژانر: ترسناک     تعداد صفحات : 466
خلاصه:همه چیز از یه شب شروع می‌شه. آن شبِ لعنتی! اتفاقاتی که اون شب لعنتی تو اون خونه دانشجویی برای چهار تا دختر و همخونه‌ای داستان ما می‌افته… توی شبی که همه برای احضار روح بابای مونا دور هم شدن تا بتونن ازش سوال بپرسن: ”مامان مونا کجاست؟”ماماني که تو بچگی مونا رو تنها گذاشت و رفت…

ادامه مطلب
چکیده : 
حکیم نظامی گنجوی با خلق خمسه در موضوعات گوناگون ازجمله منظومه های خسرو و شیرین »و لیلی و مجنون »به عنوان شاهکار داستان های عاشقانه ادب فارسی و منظومه اسکندرنامه »ازبهترین داستانهاي حماسی و منظومه هفت پیکر »بزرگترین داستان تاریخی ،توانایی و استعداد شاعری خود را در سرودن انواع موضوعات ادبی نشان داده است و در کنار اینها منظومه مخزن الاسرار »که معرف جنبه عرفانی و اخلاقی و حالات و معنوی شاعراست و رگه هایی ازطریقت عارفان
خدایا این داستانهاي تعطیلات سال نو رو تموم کن ما برگردیم سر خونه زندگیمون.
 
کاش مثل ایران یهو 15 روز تعطیل میشد ادم تکلیفش رو میدونست و جمع میکرد مرفت اروپایی جایی.
الان تعطیلات من از فردا شروع میشه. سان و آو بیچز.
همه اومدن سر کار من میرم.
فاک.
 
اون وسطا سه روز تعطیلی داشتم ولی یه سفر دو روزه فقط رفتم اون هم ویستلر فقط.
 
بگذریم.
 
دیشب یه فیلمی دیدم،
 
اسمش بود marriage story
بچه ها حتما حتما حتما ببینینش
 
خیلی قشنگه.
 
درباره یه زن و شوهر هست،
که اولش
مثل شخصیت جابر توی یکی از داستانهاي هزار و یک شب تنهاییم شده بودم، از همان قصه ها که بداهه برای رفقای نوجوانیم تعریف می کردم و زنجیره آخر را نیمه کاره رها می کردم تا ترغیب بشوند برای روز بعد. جابر نسیان داشت و چون نسیان داشت نمی توانست پادشاه بشود و چون نسیان داشت یک روزی یادش رفت که اسمش جابر است و توی بیابان سرگردان شد. آن شب وقتی از سینما  آمدم بیرون و سریع از کنار تو گذشتم و خواستم بروم به سمت راه خروجی، شبیه جابر همه چیز از خاطرم رفت. نمید
و اینک دانشگاه و حماسه های مهشاد:
صبحش به قول محمد»عنر عنر پاشدیم رفتیم دانشگاه ثبت نام کنم!حالا اینم قضیه داره!بعد فهمیدم ساعت ۸تا۱۰کلاس شیمی داشتم!چه خجستم من!به این که نرسیدم اما ظهر از ۱تا ۵کلاس داشتم.رفتم خونه و ناهار نخورده منو گذاشتن دم ایستگاه!گفتن خودت باید یاد بگیری چجوری سوار اتوبوس شی!
اتوبوس رسید و تا کله پرررررر ادم!منو جا نمیدادن!هی میگفتن اقا نگه ندار!برو://// اقا جا نیست!.خلاصه که به زور خودمو جا کردم!داخل اتوبوسم  از شوق زی
انواع دار قالی بافی 
یکی از ابزار های مهم در بافت فرش دستباف دار است. دار قالی متشکل از یک چهار چوب است که جنس آن در گذشته چوبی بوده اما امروزه بیشتر دارهای مورد استفاده اهنی هستند.دارها به طور کلی به دو دسته دارهای افقی و دارهای عمودی تقسیم میشوند. دارهای افقی بر روی زمین گذاشته میشده و بافنده بر روی ان نشسته و  قالی را می بافته است. این نوع دار بیشتر مختص عشایر بود زیرا برپال گردن و جمع کگردن ان بسیار آسان و مناسب با کوچ عشایر بوده است. دارهای
emma heesters-the truth untuld
"حقیقته ناگفته"
تویه یه قلعه بیدار شدم
تویه یه باغه پر از شکوفه
خیلی احساسه تنهایی میکردم
خودمو آویزون کردم از یه جایه بهم ریخته و پر خار
 
بهم بگو اونا چی صدات میزنن؟؟
کجا داری فرار میکنی؟؟
آه میتونی به من بگی؟؟؟
من تورو تو این باغ درحالی که قایم شده بودی پیدا کردم
 
و من میدونم که تو گرم هستی
نزدیک ترین چیز به واقعیت
گل هایه که برایه من چیدی
رسیدن به دستایه تو
 
اما این سرنوشته منه
به من لبخند نزن
به من نور ببخش
نه من نمیتونم ق
دخترکی معصوم و خردسال بنام آیلین ، پس از اعزام پدرش به عسلویه همراه مادرش آخرین روزهای شهریور در هفت سالگیش را سپری میکرد ، در باور مادرش روزگارشان شیرین تر از عسل بود ، هرچه را که فرض محال میشمرد و در رویای خویش میطلبید بدست آورده بود ، با بهترین پسر دانشگاه ازدواج و از مشکلات شدید مالی به آسایشی نسبی رسیده بود ، سپس در هفت سال پیش حدود اواسط مهرماه فرزندش را بدنیا آورده بود و نامش را نهاده بود آیلین. . و علارقم هفت ماهه بودن اما تن درست و سلا
۱- امروز همایش داشتیم. تا اومدم برسم خونه حوالی ۶ شد. درِ خونه رو که واکردم ، میبینم بوی سوختگی کل خونه رو برداشته. بدو بدو رفتم دیدم که بلههه. امشب واسه شام ذغالِ خالی داریم [خنده]. قابلمه رو گذاشتم گوشه سینک تا ببینم باید چه کنیم باهاش.
حالا این وسط دارم میبینم چی داریم تو یخچال واسه شام که مامان منیژه از راه رسیده و آژیته اومده تو آشپزخونه که واااای. خاک به سرم. یاااادم رفت خاموشش کنم یه سر رفتم مسجد نماز بخونم و برگردم. ببین چه کردم با زن
دخترکی معصوم و خردسال بنام آیلین ، پس از اعزام پدرش به عسلویه همراه مادرش آخرین روزهای شهریور در هفت سالگیش را سپری میکرد ، در باور مادرش روزگارشان شیرین تر از عسل بود ، هرچه را که فرض محال میشمرد و در رویای خویش میطلبید بدست آورده بود ، با بهترین پسر دانشگاه ازدواج و از مشکلات شدید مالی به آسایشی نسبی رسیده بود ، سپس در هفت سال پیش حدود اواسط مهرماه فرزندش را بدنیا آورده بود و نامش را نهاده بود آیلین. . و علارقم هفت ماهه بودن اما تن درست و سلا
عشق اندازه پشم ارزش نداره. باید وقیح بود. _آخ ددی چی شده؟ خدا از اون بالا میاد بگه چی شده؟ یه مردک نره خر میگه چی شده؟ کی دلش میسوزه الاغ؟! کی به پات میشینه کرم آسکاریس؟ کی پاپی‌ات میشه ژوپیتر بی‌حلقه؟! بابا چیه، چخبرته چی میگی تو، خودت رو کردی که کردی به نار سقر، وظیفه‌ات بود، دردت اومده ماماني؟! به تخم اسب حضرت عباس، میخواستی بری جلو یا پاره کنی یا پاره‌تر بشی، نشستی ابرا رو نیگا کردی خب چیز تو اون کله‌ات نیگا کن به گوساله بغل دستی‌ت ببین چ
 
مثل خون دررگ‌های من:نامه‌های احمدشاملوبه آیدا
 
 
اولین مجموعه شعر پس از حضورآیدادرزندگی شاملو
 
 
اولین تپش های عاشقانه قلبم: نامه های فروغ فرخزاد به همسرش پرویز
 
 
 
  فرق این کتاب ها، با تمام داستانهاي عاشقانه و صدها کتابی که از نامه های عاشقانه نوشته شده ،این است که حسی واقعی دارد ، به دور از رمانتیسم رایج و لوس .فارغ از ادا اطوار، خود بودن و واقعی بودنِ محض در آن جریان دارد.
به نظرم اگه کسی رو واقعا دوست دارید این کتاب ها روحتما بهش
 
مثل خون دررگ‌های من: نامه‌های احمد شاملو به آیدا
 
 
اولین مجموعه شعر پس از حضور آیدا در زندگی شاملو
 
 
اولین تپش های عاشقانه قلبم: نامه های فروغ فرخزاد به همسرش پرویز
 
 
 
  فرق این کتاب ها، با تمام داستانهاي عاشقانه و صدها کتابی که از نامه های عاشقانه نوشته شده ،این است که حسی واقعی دارد ، به دور از رمانتیسم رایج و لوس .فارغ از ادا اطوار، خود بودن و واقعی بودنِ محض در آن جریان دارد.به نظرم اگه کسی رو واقعا دوست دارید این کتاب ها روحتما ب
امشب خونه عموم بودم . دامادشو مهمون کرده بود . فکر کنم ۵ ماهی بود که مهمونی خونوادگی ندیده بودم.خلاصه اینکه سه چهارم جمعیت برام نا آشنا بودن .اما راحت بودم . تجربه بهم گفته در مهمونی ای که راحتم حتما یک چیزی رو زدم شدم . امشبم یه لیوان شیشه ای شدم . رکوردم سه تا بشقابه ، اونم همین پارسال خونه پدربزرگم . نه اینکه دستپاچلفتی یا چیزی تو این مایه ها باشما اتفاقا خیلی سنگین و رنگین میشم . نمیدونم چرا میشکنن اصلا .
داماد نوه دختر خاله زن عموم
برندگان جوایز کتاب ملی 2019 اعلام شد! در سخنرانی دلخراش خود برای افتتاح 70مین دوره جوایز کتاب ملی ، مدافع تحسین برانگیز و میزبان لوور برتون اظهار داشت: "این داستان پردازی است که تمدن ما را در کنار هم نگه می دارد." اکثر فینالیست ها اولین بار نامزد شدند ، این یک شب قصه گویی ، داستان های جدید بود - شبی که برندگان داستان های خود را از نحوه رسیدن به آنجا ، مبارزات و الهام بخش ها و مردم در طول مسیر گفتند.
سارا ام بروم ، برنده جایزه جایزه غیرداستانی برای خ
نام پرده نما: It: Chapter Two 2019 ژانر:ترسناک | فانتزی | درام امتیاز:6/7 از 10 کاملا IMDB از 100.1 معتبر !کارگردان :Andy Muschiettiنویسنده :Gary Daubermanبازیگران :James McAvoy, Javier Botet, Jessica Chastainکشور تولید کننده:تاریخ انتشار : 6 سپتامبر 2019زبان پرده نما :اِنگلسی اَمریکنمدت زمان: 169 دقیقه و اَندی خلاصه داستان: گروه بازنده ها بعد از بزرگسالی و 27 سال بعد و زمانی که شهرشان را ترک کرده اند با پیداشان دوباره آن دلقک »اَبله مجبور می شوند از بچه کوچولوهای ماماني شهر دفاع کنند .


دانلود با
آیا چیزی بهتر از این است که برای یک بعد از ظهر آرام خواندن جلد رمان مورد علاقه خود برای پوشاندن ، شاید در یک نیمکت پارک یا در زمینه ای از گلهای لذت بخش قرار دهید؟ نه ، وجود ندارد. اما آیا شما این روزها وقت دارید که یک رمان کامل را در یک زمینه بخوانید ؟ نه ، شما احتمالاً چنین نمی کنید. این که آیا شما مشغول کار یا مدرسه هستید یا ترکیبی غیرمجاز از این دو ، احتمال وجود دارد که موارد ناخوشایندی مانند "مسئولیت" و "تعهدات" برای مراقبت از آن داشته باشید. ا
نام پرده نما: It: Chapter Two 2019 ژانر:ترسناک | فانتزی | درام امتیاز:6/7 از 10 کاملا IMDB از 100.1 معتبر !کارگردان :Andy Muschiettiنویسنده :Gary Daubermanبازیگران :James McAvoy, Javier Botet, Jessica Chastainکشور تولید کننده:تاریخ انتشار : 6 سپتامبر 2019زبان پرده نما :اِنگلسی اَمریکنمدت زمان: 169 دقیقه و اَندی خلاصه داستان: گروه بازنده ها بعد از بزرگسالی و 27 سال بعد و زمانی که شهرشان را ترک کرده اند با پیداشان دوباره آن دلقک »اَبله مجبور می شوند از بچه کوچولوهای ماماني شهر دفاع کنند .


دانلود با
حق با تو بودمی بایست می خوابیدماما چیزی خوابم را آشفته کرده استدر دو ظاقچه رو به رویم شش دسته خوشه زرد گندم چیده امبا آن گیس های سیاه و روز پریشانشانکاش تنها نبودمفکر می کنی ستاره ها از خوشه ها خوششان نمی آید ؟کاش تنها نبودیآن وقت که می تواستیم به این موضوع و موضوعات دیگر اینقدر بلند بلندبخندیم تا همسایه هامان از خواب بیدار شوندمی دانی ؟انگار چرخ فلک سوارمانگار قایقی مرا می بردانگار روی شیب برف ها با اسکی می روم ومرا ببخشولی آخر چگونه می شو
رمان باورم کندانلود رمان باورم کن اثر آرام رضایی با فرمت های pdf ، اندروید، آیفون و جاوا با ویرایش و لینک مستقیم
آنید کیان دانشجوی مهندسی کشاورزی یه دختر شمالی که کرج درس میخونه ،  به خاطر توصیه ی یکی از استاد ها که پیشنهاد داده بود که برای بهتر یادگیری درس بهتره کار عملی انجام بدن و به طور مستقیم روی گل و گیاه کار کنن ، بنا به عللی آنید تصمیم میگیره که به عنوان یه پرستار برای یه خانم سالمند توی یه خونه ی بزرگ که وسط یه باغه کار کنه که بتونه از ب
فیلم ها می توانند به شما یاد دهند که به طور کاملا طبیعی و با لحجه صحیح به زبان انگلیسی صحبت کنید. با این حال، برای یادگیری زبان با فیلم باید از تکنیک های درست و مناسبی استفاده کنید. بسیاری از اساتید و زبان آموزان سعی بر یادگیری زبان با مشاهده فیلم ها و برنامه های تلویزیونی دارند. تماشای فیلم به تنهایی بی تاثیر است زیرا شما بیشتر آنچه را می شنوید درک نخواهید کرد و عمیقاً یاد نخواهید گرفت. هدف از تکنیک های یادگیری زبان با فیلم، یادگیری عمیق است؛
سلاممم از بی اینستاگرامی بازگشتم به اینجا
آقا چه میکنید بدون نت؟ خیلی سخته
اینجا از دیروز صبح شروع شد به برف باریدن و تا همین الان داره میباره! اینقد زیاد که صبح از خواب پاشدیم دیدیم ماشینمون زیر تپه ای از برف قایم شده. منم گفتم بیخیال کار مرخصی گرفتم و با دختر موندیم خونه.
دخترم ۱ ماهه مریضه اول سرما خوردگی با تب بعد فقط تب دندون حالا دوباره علائم سرماخوردگی باز گشتن و اینحانب ماماني ام که شبا نیم ساعت به نیم ساعت بیدار میشم و صبحا ۷ ساعت سرک
قبل از اینکه به بررسی کتاب خود بپردازم ، می خواهم کمی در مورد واقعه واقعی که در این آشفتگی ذکر شده صحبت کنم ، زیرا این موضوعی است که قبلاً در مورد آن خوانده ام و شگفت زده شدم که امروز کمتر کسی از آن آگاه است.در 18 مارس 1937 ، مرگبارترین فاجعه مدرسه در تاریخ آمریکا در نیو لندن ، تگزاس رخ داد ، هنگامی که یک در مدرسه رخ داد و حدود 296 دانش آموز و معلم را کشته است. در نهایت دیگران نتوانستند از صدمات وارده به آن روز زنده بمانند و شمار تلفات را به 311 ن
با محبوبیت هرچه بشتر اَبَرقهرمانان در سینما، تعداد بیشتری از این شخصیت ها در حال ورود به سینما هستند. در جدیدترین مورد، اینبار آکوامن » با اثری مستقل به سینما آمده تا او نیز روایتگر داستان زندگی خود باشد. این شخصیت کتاب های مصور، در سال 1941 خلق شد و از آن پس داستانهاي مختلف خود را در مجموعه های تصویری گوناگون در اختیار داشت و در نهایت نیز به گروه  لیگ عدالت » که متشکل از اَبَرقهرمان های کمپانی DC است ملحق شد.
در وصف کمالات آکوامن » اینچنی
بسم الله الرحمن الرحیم ./
اومدیم شمال که ازینجا با بابا راهی شیم ، شب رسیدیم ، صبح که بیدار شدیم یهویی مامان گفت منم میام ! اینجوری شد که ظهر ِ ۱۶ مهر ِ ۹۸ با ماماني که دیسک کمر و درد گردن داشت حرکت کردیم به سمت مرز مهران ، شب رسیدیم تهران و مامان بابا رو بردیم خونه ی خودمون تا استراحت کنیم ، انقدر خسته بودن که خوابیدن ، منم برای ناهار فردا کتلت درست کردم و خوابیدم. صبح بعد از صبحونه دوباره حرکت کردیم و سر شب ِ ۱۷ مهر رسیدیم مهران . یه خونه گرفتیم
نردبونی که از همساده گرفتم برا کندن و پایین آوردن پرده ها، پنج تا پله داشت.از این نردبون هشتی های قدیمی که دو ورش با یه تیکه زنجیر به هم وصله.از صبح مشغول تمیز کردن شیشه و زوار پنجره و شستن و وصل کردن پرده و جابجا کردن مبل ها و آرایش نظامی برا زمستون بودیم.
جوجه وقت دندون پزشکی داشت و تو اون بارون -به قول خودش- وشککناک، یک ساعت تو راه بودن تا برسن مطب و دو ساعت تو اتاق انتظار و وقتی نوبتش شده بود اونقدر جیغ زده بود و گریه کرده بود که از اتاق معاینه
من یه رویایی دارم
 
زمستون نمیدونم چند سال پیش بود،فکر کنم 4 سال پیش .یه شب سرد از بیمارستان اومدم بیرون شیفتم تموم شده بود، روبه روی بیمارستان یه فروشگاه  لوازم التحریر بود یه پوشه ی پارچه ای گلدار خریدمو یه جامدادی زرد گفتم اینو برای  هدفام استفاده میکنم.سرد بود هوا سرد بود و من پیاده تا خونه رفتم و با ذوق نشستم رو تخت و بهشون زل زدم. من یه رویایی داشتم 
چند روز پیش کتاب در راه ویلا رو میخوندم  از فریبا وفی.مجموعه ایه از داستانهاي کوتاه. دا
در حالی که به خواندن من در چند سال گذشته نگاه کردم ، متوجه شدم که بسیاری از کتابهای مورد علاقه من مجموعه داستانهاي کوتاهی توسط ن در ترجمه هستند. این در ابتدا برای من شگفت آور شد - من متوجه نشده بودم که حتی مجموعه های داستان کوتاه را خوانده ام اما وقتی دوباره شروع کردم به نگاه کردن به این کتاب ها ، مجذوب آنها شدم. و بنابراین من از دیگران خواستم که لیستی از سراسر جهان تهیه کنند که امیدوارم همان اندازه خواندن و تدوین برای من شادی را برای شما به
--------------------
۳۰ سخنرانی با الهام از ۳۰ دعای ماه مبارک رمضان
مذهبی, منبر مکتوب – ماه مبارک رمضان
اشاره
از جمله نیازهای اساسی مبلّغان در ارائه سخنرانیهای پر محتوا و مناسب به ویژه در ماه مبارک رمضان، دسترسی به متون پر بار دینی، برای بکارگیری در سخنرانیهای خود می‌باشد. اما گستردگی منابع از یک سو و تداوم مجالس وعظ در ماه مبارک رمضان از سوی دیگر، مبلّغ را در ایجاد تنوع و جذّابیت مطالب با مشکل روبرو می‌سازد.
این نوشتار، با توجه به مجال اندکی که دار
عنوان کتاب: زیباترین غریق جهان

نویسنده : گابریل گارسیا مارکز

مترجم: رضا دادویی

ناشر: سبزان

-----------------------

مجموعه داستان کوتاه از مارکز که 13 داستان کوتاه در این
کتاب آمده است. عنوان کتاب در واقع عنوان یکی از داستانهاي کتاب است. شخصی غرق شده
در دریا توسط امواج به کنار ساحل می­آید. توسط مردم جزیره از آب گرفته می­شود اما
هویتش مشخص نیست و از لحاظ ظاهری هم شبیه مردان جزیره نیست. طوری که از نظر ن
جزیره از تمام مردان جزیره زیباتر است.

"رد خون توی
رمان غوغای همیشهدانلود رمان غوغای همیشه اثر ساناز فرجی با فرمت های pdf ، اندروید، آیفون و جاوا با ویرایش جدید و لینک مستقیم
داستان خارق العاده دختری به نام مایاست که در یک خانواده با آرامش زندگی می کند ، اما به دلیل ورشکته شدن پدرش و ناسازگاری که پدر و مادرش با هم پیدا می کنند زندگیشان گرفتار دگرگونی هایی می شود و مادرش تصمیم می گیرد از ایران برود و …
 
خلاصه رمان غوغای همیشه
نوشته پشت جلد کتاب:
دریغ و صد افسوس که نمی دانی اگر لحظه ای، (فقط لجظه
فرزندم:
وقتی برادر کوچکت بدنیا آمد نیاز تو به توجهِ ما برایت پررنگ تر شد.
شاید احساس میکردی در گرفتن توجه ما برایت رقیب پیدا شده. خیلی فکر کردم که چه چیزی را برایت نماد توجه کردن قرار بدهم.
میتوانستم نوازش کردن و بازی کردن با تو را نماد توجه کردن قرار بدهم. میتوانستم خرید اسباب بازی یا خوراکی هایی که دوست داشتی را نماد توجه کردن به تو قرار بدهم.
من همه این کارها را میکردم اما جوری انجامشان میدادم که برایت خاص نشود. یعنی بازی کردن من و تو خ
مکانی برای نگهداری فیل های زخمی از حیوان آزاری در تایلند
هر مکان اصلی در تایلند دارای جاذبه های گردشگری از جمله فیل است. برخی از اینها واقعاً بی رحمانه هستند ، مانند مواردی که به شما پیشنهاد می دهند سوار بر یک فیل شوید. بنابراین مطمئن شوید که یک انتخاب اخلاقی را انتخاب کرده اید.از یک تجربه دور از شهر ، در یک گروه کوچک در قلب جنگل لذت ببرید و پناهگاه جنگل فیل ها در پاتایا را کشف کنید!
پناهگاه فیل ها (Elephant Jungle Sanctuary)یک پروژه زیست محیطی اخلاقی و پ
به گزارش جشنواره خبر» به نقل از پایگاه خبری روابط عمومی حوزه هنری استان مرکزی خلیل خسروبیگی اظهار
داشت: این جشنواره با همکاری دفتر امور اجتماعی و فرهنگی استانداری مرکزی و
در راستای شناسایی، جذب و پرورش هنرمندان جوان عرصه هنرهای نمایشی و تولید
آثار فاخر هنری مبتنی بر ارزشهای انقلاب اسلامی، با رویکرد ایجاد نشاط
اجتماعی، از تاریخ 12 الی 15 اسفندماه در شهر اراک برگزار خواهد شد.

وی افزود: توجه به مفهوم رونق تولید ملی و حمایت از کالای ایرانی
حکایت جالب
یکی از پادشاهان به بیماری هولناکی که نام نبردن آن بیماری بهتر از نام بردنش است، گرفتار گردید. گروه حکیمان و پزشکان یونان به اتفاق رأی گفتند: چنین بیماری، دوا و درمانی ندارد مگر اینکه زهره (کیسه صفرا) یک انسان دارای چنین و چنان صفتی را بیاورند (و آن پادشاه بخورد تا درمان یابد)پادشاه به مأمورانش فرمان داد تا به جستجوی مردی که دارای آن اوصاف و نشانه ها می باشد، بپردازند و او را نزدش بیاورند.مأموران به جستجو پرداختند، تا اینکه پسری (نو
در ادامه سری آموزشهای سخت افزاری به معرفی یکی دیگر از قطعات داخلی و اصلی کامپیوتر یعنی دیسک سخت می رسیم. در این مقاله به معرفی دیسک سخت (Hard Disk)، اجزاء و جنس هارد دیسک، نحوه قرارگیری اطلاعات بر روی هارد، شرکت های سازنده، عمر مفید یک هارد، ظرفیت هارد، رابط های IDE و SATA، آناتومی حافظه های SSD و انواع حافظه های فلش از جمله آخرین تکنولوژی USB یعنی USB3 می پردازیم.
 

 
 
 
 
 

 
خرید سرور اچ پی
 
آموزش نحوه کار کردن با نرم افزار winrar
                       
آ
دانلود سریال هیولا
سریال هیولا یکی از برترین سریال های بروز ایرانی میباشد که به کارگردانی مهران مدیری در ایران تولید شده است ، تهیه کنندگی این سریال جذاب ایرانی توسط سید مصطفی و نویسندگی امیر برادران انجام شده است. پخش این سریال از تاریخ اردیبهشت ماه 1398 آغاز شد.
سریال هیولا را میتوانیم به عنوان هفتمین همکاری ما بین مهران مدیری و پیمان قاسم خانی بدانیم که بعد از سریال هایی مانند شب های برره سریال پاورچین سریال نقطه چین سریال باغ مظفر
پایان سال 2019 با خبرهای جالبی همراه است: بیت دیفندر در هشتمین دوره جوایز Hot 50 Awards در سایت TahawulTech.com به عنوان بهترین برند در زمینه امنیت شبکه انتخاب شد. 
TahawulTech.com، بخشی از CPI Media Group و بستر قطعی محتوای IT در خاورمیانه است که رهبران مشاغل و تصمیم گیرندگان فناوری را با هم جمع می کند تا داستانهاي تحول خود را به اشتراک بگذارند.
این جایزه در مورد محصول موفقیت آمیز Network Traffic Security Analytics (NTSA) راه کار امنیت سازمانی بیت دیفندر در سال 2019 می باشد. Bitdefender NTSA تهد
 
گرما نباید در منطقه آسیب دیده اعمال شود ، زیرا این تنها شرایط را بدتر می کند. سندرم تونل کارپالال می تواند منجر به علائمی مانند پین و سوزن و حساسیت به دست یا مچ دست ما و احساس ضعف در منطقه شود. ممکن است شما نتوانید اشیاء را بطور صحیح گیر کنید یا درک کنید. اما دلایل سندرم تونل کارپال دقیقاً چیست و آیا درمانی وجود دارد؟
حقیقت ساده این است که ، هیچ درمانی برای این بیماری وجود ندارد ، تنها کاری که می توانید انجام دهید درمان علائم است. سندرم تونل ک
راجع به مجموعه داستانها، نمیشه کاملا منسجم نوشت و حرف زد. چون هر کدوم از اون داستانها دنیای خودشون و ویژگی های خاص خودشون رو دارن. حس میکنم وقتی با مجموعه داستان طرفم، نوشتن از نویسنده و طرح کلی چیزی که توی ذهنش پرورش داده آسون تر باشه. " کجا ممکن است پیدایش کنم " اسم یکی از داستانهايیه که خود کتاب هم به این اسم توسط انتشارات چشمه منتشر شده. موقع خوندنش حس میکردم اندازه کتاب دیدن دختر صد در صد دلخواه در صبح زیبای ماه آوریل نمی تونه سر ذوقم بیاره
خاطره ی هفتاد دقیقه ی با برکت همراه زیارت و کتاب
خاطره : کالسکه ی کتاب و هفتاد دقیقه با برکت
 
خاطره : کالسکه ی کتاب و هفتاد دقیقه با برکتبا کالسکه و دو ساک و کفش های داخل پلاستیک شده داخل حرم شدیم.گوشه ای دنج کالسکه را پارک کردم.اطراف را می پاییدم و افراد بیکار را رصد می کردم.
از کیفم کتاب در آوردم و نزدیکش شدم.با مهربانی نگاهش کردم و گفتم: کتاب قشنگیه، داستان های جالبی داره، زمان زیادی نمی گیره،می خواهید بخونید؟من اون گوشه کنار کالسکه هستم هر
داستانهاي عبرت آمیز و تاثیر گذار
 
داستان دوست خائن
 
دو دوست بودند بنامهای سام و امیر .آنها هر  کار خلافی انجام میدادند و کاری به گناه و ثواب و خیر وشر نداشتند.
روزی سام به امیر گفت :مدتی است با زنی دوست شده ام و آن زن همسر امام جماعت مسجد محله ی خودمان است .امروز بالاخره قبول کرد که در فرصتهایی که همسرش درخانه نیست به خانه نزد او بروم ولی من میترسم که یکبار وقتی من آنجاهستم همسر او بخانه بازگردد و بیچاره شوم .سپس به امیر گفت:
رفیق فقط تو میتوان
قبل از از اینکه با هاروکی موراکامی آشنا بشم، پتر اشتام نویسنده خوش نام سوئیسی، تنها کسی بود که عاشق سبک نوشتنش بودم و برای تک تک کلماتی که از ذهن خلاقش تراوش کرده بودن می مُردم. نویسنده ای که سردی و یخ زده بودن کلماتش بر خلاف ظاهرشون، دلگرمم می کرد. داستانهاي اشتام اکثرا اینجوری شروع میشن که شخصیت اصلی کلاف زندگیش از دستش در رفته، گره کور خورده یا لبه ی یه پرتگاه ایستاده که پایینش تاریک و سیاهه. یا به قول خلاصه هایی که پشت جلدهای ترجمه شده کتا
قبل از از اینکه با هاروکی موراکامی آشنا بشم، پتر اشتام نویسنده خوش نام سوئیسی، تنها کسی بود که عاشق سبک نوشتنش بودم و برای تک تک کلماتی که از ذهن خلاقش تراوش کرده بودن می مُردم. نویسنده ای که سردی و یخ زده بودن کلماتش بر خلاف ظاهرشون، دلگرمم می کرد. داستانهاي اشتام اکثرا اینجوری شروع میشن که شخصیت اصلی کلاف زندگیش از دستش در رفته، گره کور خورده یا لبه ی یه پرتگاه ایستاده که پایینش تاریک و سیاهه. یا به قول خلاصه هایی که پشت جلدهای ترجمه شده کتا
قسمتی از رمان:
با خنده به سمتِ پله ها رفتم و بعد از تعویضِ لباس هام سراغِ میزِ افطار رفتم…
رو به ماماني که آخرین چیزی که رویِ میز می ذاشت، سبدِ کوچیکِ سبزی خوردن بود،
گفتم:
 پسرِ مضطربِ سکته ایت کجاست؟
شروع کردی؟! نرسیده هنوز…
ماشین ثبت نام کردم ها… یادم رفت بگم!
صدایِ سلامِ بابا رو شنیدم و بعد هم قرار گرفتنش سرِ میز!
بعد از دادنِ جوابِ سلام،گفت:
 (رضا) نگفتی!
حینی که خرما دهان می گذاشتم و به ” قبول باشه ” گفتنِ مامان لبخند می زدم گفتم:
آره… یا
عکس آقای خامنه ای

تبلیغات

آخرین مطالب