نتایج پست ها برای عبارت :

داستان اب شوهرم

یکی از چیزهایی که به تازگی درون خودم کشف کردم اینه که محبتی که به مادرهمسرم در دلم دارم خیلی خیلی وابسته به رابطه ایه که با همسرم دارم.
یعنی وقت هایی که خیلی خوب و خوش و خندانیم و محبت وجودم رو سرشار کرده مادر شوهرم رو هم خیییلی خیلی دوست دارم.
اما وقت هایی که از شوهرم دلخورم یا هر گونه ناراحتی ای پیش اومده که مل رو با هم سنگین رنگین کرده، رفتارم شوهرمم سرد میشه انگار! ناخودآگاه! 
این در حاایه که درباره پدر شوهرم اصلا چنین چیزی صدق نمیک
وقتی بیمارستان بودیم منو دخترم .شوهرم شب رفته بود مغازه نامزد آبجی کوچیکه چیزی بخوره انجا دو تایی شروع کردن به بدگویی از خانواده ما ، اون ها (نامزد آبجی و مادرش) گفته بودن این ها ش حجابن و به فکر قرو فر .شوهرم هم هر چی راست و دروغ بلد بوده گفته
دو تایی هم چقولی کردن که اون یکی این ها رو گفته و با هم (شوهرم و نامزد آبجی) بحث بدی کردن ,بعد مادر پسره زنگ زده به شوهرم که چرابه پسرم اینطوری گفتی شوهر بادب و با تربیت منم هر چی دلش خواسته به مادر پسره گفت
طنز خانومی تعریف می‌کرد:من و همسرم با هم بگو مگو کردیم؛از دست شوهرم ناراحت شدم و با سرعت از اتاق خارج شدم.لباسم رو از پشت گرفت و مانع خروجم شد. در حالیکه من به شدت ناراحت بودم گفتم: ولم کن.به خدا نمیخوام حرفاتو گوش بدم؛ سعی نکن منو راضی کنی بمونم؛ من خیلی از دستت ناراحتمنمیخوام حتی صداتو بشنوم حتی یک کلمه، پس خواهش می‌کنم ولم کن.وقتی سرم رو به عقب برگردوندم دیدم پیراهنم به دستگیره درب گیر کرده و شوهرم سر جای خودش نشسته و از خنده روده بر شده
  دیروز که جارو می کشیدم یه سوسک بزرگ و سیاه بالدار(سوسری) رو رو مبل دیدم سریع جارو رو کشیدم روش و کشیده شد داخل بعد هم که قشنگ نیم ساعتی جارو زدم اساسی،بیشتر واسه اینکه بره اون تَه مَه ها نتونه بیاد بیرون 
بعد لبه جارو رو اسپری ضد ات ک برا لباس دخترک بود زدم که نتونه بیاد بیرون :\بعد هم جارو رو همون وسط طوری گذاشتم که انگار می‌خوام جارو بکشم(لبه ش  که می‌کشه همه چیز رو داخل چسبوندم به قالی) کنارشم یه مگس کش گذاشتم شوهرم که اومد گفتمش جارو ر
اونروز تلگرام شرکت قبلی رو چک کردم و دیدم یه نفر رو ادمین کانال کردن و پسری متولد هفتاد و سه هستش(مرسی بیو)
(دخترخانومی که اونروز جای من نشسته بود تو شرکت فقط دو روز دوام آورد و فرار کرد)
با خودم گفتم خوبه حالا به کلید نیاز داره و بهم پول رو واریز میکنه ،و درست بود .زنگ زده بود به شوهرم !! که خانمت کلید دفتر رو بهم نمیده و چون به حرف‌های شوهرم اطمینان ندارم نمیدونم چه جوابی بهش داده 
شب که اومد گفت رییس قبلی بهت زنگ زده گفته تسویه کرده کامل و تو کل
مامانم اینا پنجشنبه خونه نامزد آبجی مهمونی دعوت داشتند،خاناده نامزده گفت بودن چرا فلان دخترتون تو مهمونیامون نیست بگین این‌بار تشریف بیارن حتما (با ماجراهای شوهرم و نامزد اسبق آبجی کوچیکه ،شوهرم قهره و البته بابا و مامانم هم می‌خواستن ما رو از جریان و اخبار دور نگه دارن )
صبح پنجشنبه رفتم خونه مامان که دخترک رو بذارم اونجا ،مامان اینو بهم گفت بهش گفتم بگو می‌رن خونه خواهرشوهرش(یه شهر دیگه ست) که عذری باشه برا نیومدنمون 
گفت حالا من شمارت
شب که اومدم خونه دخترک خوابش برده بود تو ماشین و خوابوندمش 
آش از خونه مامانم آورده بودم واسه شوهرم براش کشیدم و با هم ساخت ایرا دو دیدیم یه کم ،دخترک اومد تو اتاق پیشمون و رو دست باباش خوابید یه کم حرف زدیم و بعد اوکی داد واسه تتو خط چشم و من باااورم نمیشد که موافق بود 
نمیخوام به این فکر کنم موافقه چون که آبجی کوچیکه‌ش میخواد هاشور بزنه ابروهاشو، 
چون وقتی گفتم می‌خوام برم تتو بزنم پرسید ابروهاتو؟!! 
بعد هم ک شب با قلبی مطمئن و دلی آرام خوا
سلام
من ۲۹ سال سن دارم و ۶ ساله ازدواج کردم، در دوران عقد من نمیدونستم و شوهرم با یه خانمی از مجردی که دوست بوده رابطه اش رو تا اوایل ازدواج مون متاسفانه ادامه میده، اما من یک ماه بعد از عروسی فهمیدم و میخواستم جدا بشم که شوهرم خیلی اظهار پشیمانی کرد و حتی۴۰ روز روزه گرفت و توبه کرد.
بعد از اون دیگه اعتماد بهش ندارم انگار حس بدی دارم، در صورتی که خوب شده و خیلی تغییر کرده،  اهل نماز و روزه هست و در زندگیم مشکلی باهاش ندارم و خیلی باهام مهربونه و
سلام
من ۲۹ سال سن دارم و ۶ ساله ازدواج کردم، در دوران عقد من نمیدونستم و شوهرم با یه خانمی از مجردی که دوست بوده رابطه اش رو تا اوایل ازدواج مون متاسفانه ادامه میده، اما من یک ماه بعد از عروسی فهمیدم و میخواستم جدا بشم که شوهرم خیلی اظهار پشیمانی کرد و حتی۴۰ روز روزه گرفت و توبه کرد.
بعد از اون دیگه اعتماد بهش ندارم انگار حس بدی دارم، در صورتی که خوب شده و خیلی تغییر کرده،  اهل نماز و روزه هست و در زندگیم مشکلی باهاش ندارم و خیلی باهام مهربونه و
دیگه هرکس هم ندونه، شما می‌دونید که من الان بعد گذشتن ۶ سال از زندگی مشترکم، چقدر شوهرم، بچه‌هام و خونه گرمی که با هم ساختیم رو دوست دارم و برای نگهداری ازش تلاش می‌کنم. 
یکی دو سال پیش به واسطه یکی از دوستان شوهرم، ما با "نوید ابراهیمیِ ارموی" آشنا شدیم. کسی که در فضای مجازی مبلّغ چند همسری هست و خودش ۴ تا زنِ دائمی داره. (بگذریم از داستانِ خودِ این نوید که بعدا مفصّل در موردش خواهم نوشت.)
وقتی همسرم و دوستاش در معرض موعظه‌های نوید قرار گرفت
 
به خانه برادر شوهرم رفتم و وسایل کمی که داشتم، جمع کردم و گفتم: ممنون. دیگر باید بروم به خانه خودم. خانه ام ساخته شد». برادر شوهرم و زنش، در حالی که می خندیدند، همراهم آمدند. هنوز از دیدن این اتاق روی کوه تعجب می کردند . هم عروسم کشور، مقداری وسایل همراه خودش آورده بود. کنار اتاق گذاشت و گفت: این سوغات و هدیه برای خانه جدیدت. منزل مبارک!».
وقتی گفت منزل مبارک، قلبم گرفت. هم خوشحال بودم هم یاد قدیم افتادم و اشک ریختم. وسایلم را چیدم و با شادی ب
نامزد آبجی بزرگه رو سوباسا صدا میزنم دیگه که راحت باشه برام 
یکشنبه آبجی زنگ زد بهم که من سه شنبه از ظهر میام اونجا که غذا بپزم ،می‌خوام برا سوباسا تولد بگیرم .گفتم اوکیه بیا !گفت نمی‌خوام شوهرت بفهمه که بهش گفتم شوهرم روزکاره و بیای می‌فهمه 
گفتش نه نمیام پس 
دوشنبه زنگ زد بیا من کلی خرید دارم ،مثل راننده شخصی رفتم تم تولد و خوراکی و ریسه و عکس و اینا رو گرفته بعد رسوندمش خونه چند باری هم دعوام کرد :)) (یه بار کافه‌ای که میخواستیم رو پیدا نم
اون رستورانی که گفتم رفته بودیم، نزدیک میدان ورودی کهف الشهدا. این هفته دوباره با نسیم‌اینا رفتیم.
مدیر رستوران از شوهرم پرسیده بود: بالای اون کوه چه خبره؟ 
گفته بود: قبر شهداست.
_ جدی؟ همیشه برام سوال بود ولی هیچ وقت نرفته بودم.
شوهرم پرسیده بود: مگر تا به حال کسی که از اونجا اومده باشه نیومده رستورانتون؟
گفته بود: نه! شما اولین خانواده هستید.
بار قبل هم یه برقِ نگاهی در چهره یکی از پیشخدمت‌ها تشخیص دادم که معلوم شد بی‌دلیل نیست.
همسرِ من و
سلام
دوستان یه سوالی رو میخوام مطرح بکنم که خیلی وقته که ذهنم رو درگیر کرده و هر بار که موقعیت های ازدواج برام پیش اومده بشدت از این مورد که هنوز به نتیجه ای نرسیدم اذیت میشم.
اولا که مسائل اعتقادیم برام مهمه و در مورد ازدواج هم مسائل همسرداری و تربیت فرزند بسیار برام مهم ان!
انقدری که اگه ببینم امر غیر ضروری داره باعث نیتی همسرم میشه یا در روند زندگی مشترکم اثر منفی میذاره بدون درنگی ازش میگذرم.
مثلا من وجدانم قبول نمیکنه که صبح ها همسرم
تو یکی از سایت های ساسی این نوشته رو دیدم :
" وایدیروز بادوست شوهرم رفتیم بیرون توماشین اونا این اهنگ ساسی  پخش شده دخترم العان میخونه یکم وای زشتهچقد. "
"منم همش نگران همین آهنگم (دکتر) که پسرم معنی کلمه شو بپرسه همه جا آهنگش هست وزیر بهداشت بااین اهنگ برکناره گفتم اگه پرسید س ک سی یعنی چی بگم کلمه ساسی رو داره با لهجه میگه"
"دختر منم رفتیم عروسی عید این آهنگ پخش شد، بعدش اومد گیر داد ب خواهرم دانلود کن برام بفرست، ریخت رو تبلتش، خیلی اولش
در روشنای خاموشی : داستان بعضی زندگی ها آنقدر زیباست که ختم در یک کتاب نمی شود
 
در روشنای خاموشی : فاطمه اکبری، نشر آهنگ قلم، مروج
معرفی:
خیلی از زندگی ها دچار مشکل می شود چون زن و مرد و یا بچه ها مشکلی دارند که همه شیرینی ها را مبدل به تلخی می کند. دلیلش هم بد زندگی کردن ماست.در روشنای خاموشی داستان زیبا و پر روح یک زندگی است که هم شیرین بوده، هم موفق و هم پر از زیبایی.حتماً حتماً بخوانید. نکات بسیار زیادی را خواهید آموخت.
بریده کتاب:
مادرم شوکت،
خاطره مادر الکی
خاطره : مادر الکی !!!
 
خاطره مادر الکیخیلی عشقولانه بودن! شوهرش ازش دل نمی کند و خیلی نگران بود! اولین بار بود که خانومش رو تنها می فرستاد سفر!منم هم خنده ام گرفته بود از دستشون هم حرصم،
ولش کن دیگه پسرجان…اخرش طاقت نیاوردم و رفتم جلو و گفتم آقا من تا قم میشم مامان خانومت، شما اصلا نگران نباش! اونم انگار تا حدی خیالش راحت شد خانومش رو به خدا سپرد و رفت!
دختر محجبه و قشنگی بود! می خواست بره به مادرش سر بزنه، توی کوپه که جا گیر شدیم
چگونه شوهرم را تحریک کنم؟
چگونه شوهرم را تحریک کنم؟ مردها چگونه تحریک می شوند؟ بیشتر زنها برای اینکه مرد رو به سمت خودشان متمایل کنند و برای تحریک جنسی شوهرشان موقع خواب آرایش می کنند . لباس های شهوت انگیز می پوشند و عطر و ادکلن استفاده می کنند.این حربه موثری هست اما اگر بخواهیم این تکنیک را موثرتر کنیم حتما باید قبل از مهیا شدن برای رفتن به رختخواب باید فضای فکری مرد را از تمام امورات و دل مشغولی های زندگی اش دور کنیم و بجای آنها موضوع و مسا
از اونجا که چند وقته خونه مامانم نمیریم و زنگی هم نمیزنن آنچنان شوهرم پرسید بابت دعوای من و نامزد آبجیته که بهش سربسته گفتم بابام غر زده 
اون هم خیلی شیک گفت مراسم خواستگاری و نامزدی اگر داشتین من نمیام و برا عقد مثل مهمون میام و مثل مهمون رفتار می‌کنم (کاش می‌شد همون هم نیاد البته (((: )
گفت هفته ای یه مرتبه بچه رو می‌بری اونجا که تاثیر نگیره ازشون!!!!
من هم گفتم باشه چون‌که حوصله‌شو ندارم 
دیروز عصر آبجی زنگ زد که بیا دلمون برا دخترت تنگ شده
دیروز با خانم ایرانی و دوست مصری و نی نی هاشون رفتیم بیرون
دختر مصری رنگش پریده بود و به زور میخندید میگفت نیاز دارم برم مصر اما استادم اجازه نمیده بیشتر از دو هفته برم و حتی اگر برم باید بدون شوهرم برم
وضعیت خانم های اینجا.خل شدن بعد از مدتی ماندن حتی اگر دانشجو باشند
نمیدونم اینو قبلا گفتم یا نه ولی خانم زمانی اینحدیثرو فرمودن که بچه کوچیک داشتن. کار سنگین خونه و بچه کوچیک و تنهایی و بی شوهری.اون وقت تا صبح بیدار میمونن برای نماز شب. حتما هم که نمازشون اول وقت بوده.
قبلاهر وقت کم و کسری تو نمازم پیش میومد میگفتم خدا همینو از من پرمشغله بچه دار قبول میکنه. تا این که به این زاویه ازاین حدیث بالا دقتم جلب شد.
الان چند وقته چالش پیاده کردن این مطلب رو دارم. وسط بچه داری و مشغله باید نمازم اول وقت و با کیفیت باشه.

چگونه یک زن قاطع در مقابل شوهرم باشم؟
 
 
  
بیان خواسته‌ها با قاطعیت به معنای تحت فشار گذاشتن او و یا تسلط به وی نیست‎
 
ممکن است بارها خودتان را با بعضی دیگر از خانم‌های فامیل یا دوست مقایسه کرده باشید. از دید شما آنها خانم‌های با ت و خوش شانسی هستند.
ادامه مطلب
بعضی مواقع از تیپ و قیافه شوهرم یا طرز رفتار و حرف زدنش بدم میاد و حوصله ش رو ندارم. الکی خودم رو راضی نشون میدم.
یادمه اوایل ازدواج برای اینکه برگرده خونه لحظه شماری میکردم، پیام های عاشقانه و تماس و . ، حتی دوست داشتم همه ش پیشش باشم، ولی الان نه، برام فرقی نمیکنه زود بیاد یا دیر، حس بدیه ، نمیدونم بابد چکار کنم.
انگار زندگیم کسل کننده شده و تکراری، من خیلی از تکرار بیزارم، یه جورایی خیلی تلاش میکنم که تنوع داشته باشم ولی بازم درونم کسل هست و



با این راهکارها شوهرتان را مطیع خود کنید








چطور می‌توانم شوهرم را مطیع خود کنم؟
 
سوالی که
بسیاری از خانم‌ها به دنبال پاسخش هستند این است که چگونه می‌توانم شوهرم
را مطیع خود کنم؟ باید بگویم پاسخ این سوال که هیچ، عملی کردنش نیز کار
خیلی سختی نیست اگر این قسمت از بیتوته را دنبال کنید و از راهکارهای آن
استفاده کنید.
ادامه مطلب
بسم الله الرحمن الرحیم
یافارس الحجاز ادرکنی الساعه العجل
شاید خانمی تماس گرفته باشد و گفته باشد که از وقتی شوهر خواهرم در تصادف کشته شد،شوهرم نسبت به من بی محبت شده است وازاین موضوع خیلی نگران و ناراحت بود،
با هماهنگی خانم با شوهرش بصحبت نشستیم و نتیجه راخیلی خلاصه بگویم
(((
بعداز وفات باجناق ،مرد وقتی گریه  وعزاداری خانمش را طی چند هفته پیاپی میبیند.و بی‌توجهی خانمش را بخودش میبیندکه چگونه خانه وفرزندان را رها کرده و فقط گریه میکند و میل
روزی گاندی در حین سوار شدن به قطار یک لنگه کفشش درآمد و روی خط آهن افتاد. او به خاطر حرکت قطار نتوانست پیاده شده و آن را بردارد. در همان لحظه گاندی با خونسردی لنگه دیگر کفشش را از پای درآورد و آن را در مقابل دیدگان حیرت‌زده اطرافیان طوری به عقب پرتاب کرد که نزدیک لنگه کفش قبلی افتاد.
 
یکی از همسفرانش علت امر را پرسید.گاندی خندید و در جواب گفت: مرد بینوائی که لنگه کفش قبلی را پیدا کند، حالا می‌تواند لنگه دیگر آن را نیز برداشته و از آن استفاده نم
بازم هفت سالم بود ! نه دقیقا ولی نزدیک به هفت سالگیم، آره بچه بودم ! یادم نیست من از سید (پسرخالم که اون موقع تقریبا بیست و پنج، سی سالش بود) درخواست کردم تا برام داستان بگه یا سید خودش برام داستان گفت، ولی هرچی بود واقعا حوصلم سر رفته بود و به این داستان نیاز داشتم !
ادامه مطلب
خرداد بود انگاری 
صبح پا شدم برم سرکار که کنار چهارچوب در از طرف خیابون چند تا پلاستیک شکلات دیدم و دستمال کاغذی ،باد آشغال‌ها رو آورده بود اون گوشه . گفتم حالا بخوام برشون دارم مجبور میشم برم تو خونه دستامو بشورم و خشک کنم و کرم بزنم  اوووو ولش کن بابا عصر میام تو خیابون  جمعش میکنم دیگه 
فردا صبح که در رو باز کردم ماشین رو ببرم بیرون باز اینا رو اعصابم بود گفتم بذار با پام جابجا کنم حداقل باد ببره یه کم اونورتر مجبور نباشم جمعشون کنم اومدم
این داستان یک قهرمان نیست
داستان یک انسان عادی هم نیست
داستان کسی است که در بیشتر کارهای زندگی شکست میخورد، فرصت و توان بلند شدن پیدا نمیکند و مانند همه ی ما غرق میشود
ولی او ضد قهرمان هم نیست
یک انسان خوب با تصمیمات و اقبالی بد
درست مثل بعضی از کسانی که هر روزه در کنارمان زندگی میکنند.
ادامه مطلب
دو روزی بود دخترم تب داشت و بهش بروفن و استامینوفن میدادم و جواب می داد براش 
از عصرش شوهرم و دایی ش که تازه از شهر دیگه اومده بود خونه شون رفته بودن بیرون .سر شب باز دخترک تب کرده بود و بهش استامینوفن داده بودم ساعت ده و ربع دیدم تبش پایین نمیاد باز ده و ربع بهش بروفن دادم و ساعت یازده باز تب داشت با توپ پر زنگ زدم بهش که من و بچه تب دار رو گذاشتی و کجا رفتی آخه 
یازده و نیم اومد خونه و دخترک رو بردیم اورژانس بیمارستان.اونجا تبش کشیده بود پایین و
در باغ یک دیوانه خانه، جوانی رنگ پریده, جذاب و شگفت انگیز را دیدم.
بر نیمکتی کنار او نشستم و گفتم : چرا این جایی؟» مرد با تعجب به من نگاه کرد و گفت :چه سوال عجیبی، اما جوابت را می دهم. پدرم می خواست مثل او باشم؛ عمویم هم می خواست من مثل خودش باشم. مادرم می خواست من تصویری از شوهر دریانوردش باشم و از او پیروی کنم. برادرم فکر می کند باید مثل او ورزشکاری ماهر باشم.» استاد فلسفه و استاد موسیقی و استاد منطق هم می خواستند مثل آنها باشم، مصمم بودند که
داستانی که در این وبلاگ با شما به اشتراک خواهم گذاشت. داستان سرگذشت یک معلم سپاه دانشی در اواخر حکومت پهلوی هست.
داستان به پایان نرسیده و به مرور کامل می شود.
پس شاید به بعد از انقلاب هم کشیده شود.
داستان به زبان فارسی روایت شده ولی گفتگوی میان اشخاص، گیلکی است. 
در شیوه نوشتار گفتگوها به گیلکی به اصول نگارش بر مبنای حروف عربی که در فارسی نیز رعایت می شود پایبند مانده ام.
اگر پرسشی درباره شیوه نگارش در این داستان دارید با کمال میل پاسخگو هستم.
اون رستورانی که گفتم رفته بودیم، نزدیک میدان ورودی کهف الشهدا. این هفته دوباره با نسیم‌اینا رفتیم.
مدیر رستوران از شوهرم پرسیده بود: بالای اون کوه چه خبره؟ 
_ قبر شهداست.
_ جدی؟ همیشه برام سوال بود ولی هیچ وقت نرفته بودم.
_ مگر تا به حال کسی که از اونجا اومده باشه نیومده رستورانتون؟
_ نه! شما اولین خانواده هستید.
بار قبل هم یه برقِ نگاهی در چهره یکی از پیشخدمت‌ها تشخیص دادم که معلوم شد بی‌دلیل نیست.
همسرِ من و نسیم بی‌نهایت شوخ اند. باب صحبت ب
جمعه بود و دخترک رو حموم می‌کردم که شوهرم اومده بود خونه طبق معمول وای دارم می‌میرم و این‌ها بعد دیدم نه بابا حالش خوب نیست واقعا و ناهار نخورده خوابید من‌هم یه کم دست ها و کف پاش رو ماساژ دادم و پیشش خوابیدم 
با زنگ گوشی از خواب پا شدم آبجی زنگ زده بود که بیا آش پختیم و نگفت بهم که بابا خونه نیست گفتم نمی‌دونم بیام یا نه . و آخر کار فهمیدم ازم شاکی هستند که چرا از دست بابا ناراحت شدم و نمی‌رم اونجا 
دیگه برا شوهرم فرنی پختم و هر کار کردم نخو
من یه رویایی دارم
 
زمستون نمیدونم چند سال پیش بود،فکر کنم 4 سال پیش .یه شب سرد از بیمارستان اومدم بیرون شیفتم تموم شده بود، روبه روی بیمارستان یه فروشگاه  لوازم التحریر بود یه پوشه ی پارچه ای گلدار خریدمو یه جامدادی زرد گفتم اینو برای  هدفام استفاده میکنم.سرد بود هوا سرد بود و من پیاده تا خونه رفتم و با ذوق نشستم رو تخت و بهشون زل زدم. من یه رویایی داشتم 
چند روز پیش کتاب در راه ویلا رو میخوندم  از فریبا وفی.مجموعه ایه از داستانهای کوتاه. دا
سلام
یکی از کاربرهایی هستم که گه گداری توی خانواده برتر نظر میدم. این بار به نظرات شما احتیاج دارم. من خانمی سی و چند ساله هستم که تا مهر امسال مجرد بودم. مهرماه امسال ازدواج کردم. با کسی که دوستش دارم و دوستم داره. مشکلی بحمدالله توی زندگی نداریم. شاغلم و شاغله. میگذرونیم. توانایی تأمین بچه حالا دختر یا پسر رو هم داریم. حتی میتونم دور کاری بگیرم و مدت زیادتری صرفش کنم. از همه لحاظ هم براش آماده هستم و حتی میتونم بچه دار بشم و مشکلی از این جهت نیس
پدر شوهرم خدا بیامرز  سرحال  و جوان ناگهانی فوت کردن(۶۰سالگی در سال ۹۳) خدا بیامرز خیلی کمک مادرشوهرم بود از دوختن ملافه بگیر تا اتو کاری و ظرف شستن و
از شما چه پنهون  دو هفته اس میخوام ملافه های شسته شده رو اتو کنم و بدوزم وقت نمیشه و یک کوچولو هم تنبلی!
تمام احساسمو در صدام ریختم و‌گفتم :
اینقدر کار دارم که وقت نمیشه ملافه ها رو بدوزم.خدا آقاجون رحمت کنه چقدر کمک مامانت بود‌.یادت میاد چقدر قشنگ ملافه می‌دوخت؟!
عیال:همین کارا رو کرد ک
سریال زیر همکف یکی از سریال های جدید است که قرار است به جای سریال به رنگ خاک پخش شود. در این قسمت بیوگرافی بازیگران سریال زیر همکف، عکس های سریال و اطلاعاتی در مورد این سریال را می خوانید.
بازیگران سریال همکف و داستان سریال
سریل زیر همکف از جمعه 22 آذر ماه از شبکه اول سیما پخش خواهد شد و جایگزین  سریال به رنگ خاک می شود.
داستان سریال
در خلاصه داستان سریال زیر همکف آماده است: زندگی قانون‌های زیادی داره، ولی به نظر من مهمترینش اینه که راحت، نه بگ
سلام به بینندگان عزیز 
اگر مایل هستید می تونید داستان های کوتاه، شعر، متن و حتی داستان های بلند خودتون رو برای ما ارسال کنید تا در وبلاگ قرار داده بشه
ارسال متن ها از طریق :ghassam.m84@gmail.com
ارسال متن ها مانند نمونه زیر و به ترتیب باشد:
نام و نام خوانوادگی
نوع متن (شعر، داستان.) 
عنوان 
متن
مطالب ارسالی پس از تایید در وبلاگ قرار می گیرد.
حتما شرکت کنید
در تاریخ 4 آبان 98 - نام داستان کوتاه : شیدایی یک بمب
1. داستانم برنده گواهی رسمی جشنواره شد
2. داستانم به عنوان داستان شایسته تقدیر در کتاب مجموعه داستان "مشق عشق" چاپ شد
 
برشی از داستان:
به نظرم گاهی وقت‌ها رفاقت یعنی رفیقت رو بکشی، قبل از اون که غم نامردی روزگار اون رو بکشه!- بازپرس: پس شما قاتل زنجیره‌ای هستی؟ زنجیره‌ای تر از همسایه‌تون.- من؟! نه! حقیقت اینه که من قاتل نیستم ولی کشتن آدم‌ها رو دوست دارم! تا حالا 33 نفر رو کشتم. با طناب، چاقو، اس
من زیاد اهل داستان دنباله دار نیستم. بیشتر طرفدار داستان کوتاه هستم. در مورد داستان های دنباله دار صاحب نظر نیستم ولی نظر و برداشت شخصی خودم رو میگم؛ داستان شما سبک روایت گونه داره و از باب روان بودن بد نیست هر چند یک مقداری باید روی توصیفات ظاهری یا تیپیک شخصیت ها و فضای وقوع داستان بیشتر کار بشه ولی در کل به نظر من باید یک مقدار از جزییات غیر لازم و غیر ضروری داستان تون کم کنید و به جاش توی هر قسمت از داستان یک جوری خواننده تون رو مجذوب و کن
Fishtales 2 2017 1080p BluRay,انیمیشن Fishtales 2018 دوبله فارسی,انیمیشن داستان ماهی Fishtales 2018,داستان ماهی,دانلود انیمیشن Fishtales 2 2017,دانلود دوبله فارسی انیمیشن Fishtales 2 2017,دانلود رایگان انیمیشن,دانلود زیرنویس فارسی Fishtales 2 2017,دانلود کارتون داستان ماهی 2017,دوبله فارسی,دوبله فارسی انیمیشن داستان ماهی,فیش تی,قسمت دوم انیمیشن داستان ماهی,
ادامه مطلب
دیشب به داستان کوتاهی از جان اسکای نویسنده‌ی معروف جنگ پیرمرد برخوردم، که خوندم و به نظرم جالب اومد.
تا نیمه‌های دیشب ترجمه‌ش کردم و تا نیمه‌های امروز ویرایش. تقدیم.
 
پ.ن) و البته با این خبر که مشغول کار روی داستان کوتاه دیگه‌ای هم هستم.
 
داستان کوتاه وقتی ماست حکومت را به دست گرفت
امروز دوشنبه دوم دی ماه .
از یکی مجلات داستانی بهم پیشنهاد شد براشون داستان بفرستم. یکی از داستان هام رو ویرایش کردم و فرستادم. امیدوارم پذیرش کنند و چاپ بشه. خیلی هیجان زده ام. دو سه ساعت هم داشتم روی داستانم کار می کردم. یعنی واقعا دارم تلاش می کنم و راه پیدا می کنم برای چاپ داستانها.‌خیلی هم ازم انرژی میبره. باید چند تا داستان دیگه هم بنویسم. 
برای دیدن لبخند تو همه ی تلاشم رو می کنم.
.
#دربارۀ_ساختار_رمانبا محوریت داستان فیلم عواقبدر نگاهی کلی ساختار رمان دو گونه است؛1) خطی یا کلاسیک2) خرده رواییدر شیوه ی خطی داستان که در اینجا بدان می پردازیم، شکل گیری این عناصر ضروری است؛1) پیرنگ کلان داستان یا خط داستانی که از ابتدا تا انتها ادامه دارد.2) خرده پیرنگ هایی که به تناسب به خط اصلی اضافه می شوند.3) بستر داستان یا پوزیسیون(موقعیت مندی)در فیلم عواقب پیرنگ اصلی داستان مبتنی است بر مثلثی عاشقانه.خرده پیرنگ ها عبارتند از؛ کشته شدن
بالاخره بعد از نزدیک هشت ماه چشم انتظاری، امروز خبر گرفتن مجوز چاپ کتابم صادر شد. مجموعه ای از بیست داستان کوتاه که خیلی رویشان کار کرده ام. شاید اغراق نباشد بگویم روی یک داستان سه صفحه ای صد هزار تومان هزینه کرده ام. از هزینه نقد و وقتی که روی هرکدام گذاشته ام و کلاس هایی که بابت آموزش داستان گذرانده ام و .
ادامه مطلب
قول مشهوری است که داستان نویس برجسته کترین منسفیلد چند بار کوشید تا رمان بنویسد، اما هیچ یک از تلاش های او قرین موفقیت نشد. همچنین در بسیاری از کتاب های مربوط به ادبیات داستانی از نویسنده برجسته امریکایی ویلیام فاکنر نقل قول شده که نوشتن داستان کوتاه، به مراتب طاقت فرساتر از نوشتن رمان است. در نگاه اول- و شاید به خصوص از نگاه بسیاری از داستان نویسان امروز ما- این هر دو قول چه بسا بسیار شگفت آور باشد.
ادامه مطلب
رفتم گردنبند رو عوض کردیم و برا اثبات استقلالم به خودم اونی که قبل تر دیده بودم رو برنداشتم (همینقدر تباااه) عوضش اینی که الان دارم رو از قبلیه بیشتر دوست دارم 
پونصد تومان باید تا چند روز دیگه بدم به جواهرفروشی چون از قبلیه گرونتره خیلی .و نمی‌دونم از کجا واقعا 
دیشب هم شوهرم گفت دویست بده به ی بدم و من درمانده شدم واقعا 
قرار بود دو ماه از حقوقم بگذرم و بهش بدم و این شده پنجمین ماه و هر بار من همینقدر حرص خوردم .
باید حساب کتاب پس بدم واس
سلام به همگی
مدتیست با آقایی به قصد ازدواج آشنا هستم، و به یک شناخت تقریبا خوب از هم رسیدیم، جلسات مشاوره هم رفتیم. صحبت از روش های ابراز محبت بود، ایشون با لحن ملایمی بهم گفتند که بروز عشق و علاقه رو به دریافتش ترجیح میدن و دلشون نمیخواد که من توی ابراز احساساتم ازشون جلو بزنم و ترجیح میدن توی این مسائل من یک قدم عقب تر باشم و . .
راستش این باور کلی رو توی آقایون دیدم که از خانمی که بهشون ابراز احساسات شدید بکنه زده میشن، اما توی موضوع ازدواج
خواهر شوهرم ( الهه خانم ) برای مراسم عروسی مان یک دسته گل برای عروس درست کرده بود که در شب عروسی و در لحظه ورود عروس و داماد به تالار بهمون هدیه داد . این دسته گل از بیست تا اسکناس دو هزار تومانی و دو شاخه گل قرمز و سفید و یک گلدان چینی کوچک درست شده است .
ممنون از شما خواهر شوهر خوبم
 
*
 
 
 
می‌گن نویسنده‌ها عاشق اینن که توی کتاب‌هاشون یکی از شخصیت‌ها رو بُکُشَن تا داستان‌شون جذاب بشه، تا تعلیق رو قاتی داستان کنن. اما من مطمئنم #حامد_اسماعیلیون که نویسنده‌ی بزرگی هم هست و داستان‌هاش و کتاب‌هاش جذابه و قشنگ و دلنشین، با سقوط هواپیما و مرگ دختر و همسرش، لعنتی‌ترین تعلیقِ داستانی قاتی زندگیش شده، تعلیقی که اصلا قشنگ نیست، نه قشنگه نه داستان رو جذاب می‌‌کنه نه به دل می‌شینه. تسلیت، همین.
 
سانحه ی سقوط هواپیمای ایران-اوکرا
داستان سیاه چاله
قسمت چهارم
اگر پیگیر داستان سیاه‌چاله‌ها از ابتدا باشید، حتما به یاد می‌آورید که شروع نوشتن آن با یک عصر بهاری دلپذیر همراه بود، که حس و حال خاطره‌انگیزی را ایجاد می‌کرد. باید اعتراف کنم که نوشتن همة این داستان در آن عصرگاهِ خاص اتفاق نیفتاده و هر زمان که حسِّ خوبِ نوشتن با من همراهی کرده است برای آن نوشته‌ام.
ادامه مطلب
به گزارش سایت تفریحی چفچفک برگرفته از دیجی تو  : جمله معروفی وجود دارد که می‌گوید: همه قصه‌ها و داستان‌ها قبلا گفته شده‌اند». این جمله تا حدی درست است. انسان‌ها به خاطرِ عواطف و احساساتِ مشترکشان تا به حال داستان‌های زیادی درباره حرص، حسد، انتقام، تنفر،
ادامه مطلب
سلام این داستان اولین داستانی که نوشتم
اسمش فقیر امانتداره
این داستان رو به عنوان پروژه پایانی دوره آموزش نویسندگی ( داستان نویسی) استاد سرشار فرستادم
عیب زیاد داره اما قشنگه
زاویه دیدش تلفیقیه و سعی کردم مثل آنک؛آن یتیم نظر کرده باشه اما ما کجا و استاد سرشار کجا تازه اونم در اولین کارم
ولی خدایش بد نیست یعنی خودم که می گم قشنگه
شماهم وقت کردید بخونین.
به صورت سریالی و 9 تیکه ای ارسال می شه که از 4 آذر 98 هر دوشب یکبار
برای خوندنش بر روی نوشته 
Fishtales 2018 1080p,Fishtales 3 2018 BluRay,انیمیشن Fishtales 3 دوبله فارسی,انیمیشن داستان ماهی Fishtales 3 2018 با دوبله فارسی,داستان ماهی 3,دانلود انیمیشن Fishtales 3 2018,دانلود رایگان انیمیشن,دانلود زیرنویس فارسی Fishtales 3 2018,دانلود کارتون داستان ماهی,دانلود مستقیم Fishtales 3 2018,دوبله فارسی,سایت دانلود فیلم,سایت دوستی ها,فیش تی,قسمت سوم انیمیشن داستان ماهی,
ادامه مطلب
دیروز رفتم دخترم رو از خونه پدرشوهر بیارم خواهرشوهرم بیش از ده مرتبه به دخترک فحش داد :تو روح پدرت! تو گوش‌های بابات! پدرسگ اینا رو به خنده و بازی می‌گه ولی واکنش دختر کوچولوم همونه که هممون وقت فحش شنیدن داریم عصبانی بود و به پرخاش میگفت: تو روح پدر خودت! به بابام نگو! بابام رفته سرکار!بهش گفتم فحش نده می‌گه به بچه نمی‌گم که به داداش خودم می‌گم!!!!!!نشستیم تو ماشین دخترک می‌غرید تو روح پدر خودت ،تو روح پدر خودت لیدم (به ر گاهی ل می‌گه)عصبی شد
دیروز تولدش بود و صبح زنگ زدم بهش تبریک گفتم ،داشت صبحانه می‌خورد 
پنجاه تآمن از قبل برا کیک تولدش گذاشته بودم کنار که ازم گرفته بود و بهش گفته بودم می‌خواستم برات کیک بخرم 
تنها ایده‌م برا تولدش خریدن کیک بود وشمع 
سال پیش برا تولدش دو تا جشن گرفتم یکی مامانم اینا و همسایمون یکی مامانش اینا
بعد برا تولدم شب کیک خرید و اومد خونه فرداش از یخچال درآورد و خورد ،یادمه دلم خیلی گرفته بود ک چرا اینکارو کرده حداقل میذاشت وسط که تو بیا و ببر 
تولد
این اولین مطلب بلاگه. نمیدونم باید از چی حرف بزنم؟ معمولا تو مقدمه داستانا از چی میگن؟ از ویژگی های شخصیت اصلی؟ از ویژگی های داستان؟ خب به نظرم مورد اول داستان رو لوس میکنه و مورد دوم داستان رو لو میده. البته قرار نیست اینجا هیچ داستانی بزارم. امیدوارم ناامید نشین،همه ی داستان های من توی یه دفتر نوشته میشه. البته شاید یه تک و توک داستانم اینجا بزارم. جالب میشه.
میدونین؟ اصلا نمیدونم که کسی اینجارو میخونه یا نه؟ ولی سعی میکنم به چند نفر پیشنها
رمان:مال من باشنویسنده:ستاره لطفیژانر: عاشقانه-تراژدیپایان خوش.خلاصه:داستان از آن‌جای شروع می‌شود که دریا، دخترک مثبت و درس‌خوان داستان ما عاشق می‌شود. عشقی عمیقانه و خالصانه!او نمی‌توان صریح عشقش را بیان کند، چون پسرک داستان، سام به نیلوفر. دوستِ دریا متعلق است!در این بینابین اتفاقای می‌افتد.
پیاده اسم رمانیه که نیم ساعت پیش تمومش کردم، هر چند برای من سیلابس درسی به حساب می اومد ولی خوندنش خالی از لطف نیست. دوستش داشتم، ادبیات روان و البته به روزی داره و داستان واقعی. داستانِ یک زن در اوایل دوران جنگ و بعد از انقلاب، که درگیر بارداری و زندان رفتن شوهرش میشه و یه پایان غم انگیز. در کلیت داستان احساس غریبی نکردم با محور اصلی، چون به نظرم همه ی ما حداقل یک نفر رو دور یا نزدیک می شناسیم که کم و بیش داستان زندگیش شبیه به داستان شخصیت اصلی
تگذاران هالیوود برای ترویج همجنس‌بازی و طبیعی نشان‌دادن آن، داستان‌های محبوب و کلاسیک را بازسازی می‌کنند و با تحریف محتوای آن، شخصیت‌های هم‌جنس‌باز را در آن می‌گنجانند.
یکی از موارد، داستان محبوب آنه شرلی» است که یک قدمت صدساله دارد؛ ولی ترویج‌کنندگان همجنس‌بازی در هالیوود، این بار به سراغ این داستان محبوب رفته‌اند و در نسخه جدیدی که از روی آن ساخته‌اند، انحرافات اخلاقی را ضمیمه شخصیت‌های داستان کرده‌اند؛ که موجب اعتراض
سیر مطالعه پیشنهادی :
1- نامیرا - صادق کامیار - داستان مسلم - قبل از واقعه کربلا
2- از دیار حبیب - سید مهدی شجاعی - داستان حبیب بن مظاهر
3- پدر، عشق و پسر - سید مهدی شجاعی - داستان حضرت علی اکبر-ع-
4- سقای آب و ادب - سید مهدی شجاعی - داستان حضرت عباس -ع-
5- فصل شیدایی لیلاها - سید علی شجاعی - داستان یاران امام
6- آفتاب در حجاب - سید مهدی شجاعی - داستان حضرت زینب -س-
7- فتح خون - شهید مرتضی آوینی- بیان تاریخی و ادبی واقعه کربلا از سال 60 هجری
8- وقتی دلی - محمد حسن شهسو
"غرغرانه"داشتم کلمات کلیدی توی وبلاگم رو نگاه می کردم، یهو نگاهم افتاد به "خنداننده شو"
یادم افتاد من همین ۸ مرداد امسال، این برنده خنداننده شو، یعنی "*** *****" رو تو فرودگاه مشهد دیدم. یعنی اولش ندیدمش! خیلی اتفاقی نشسته بودم روی صندلی‌‌ای که اون و پدر و مادرش روبروم نشسته بودند. بعد از چند دقیقه متوجهش شدم. البته هرچی فکر می‌کردم اسمش یادم نمی‌اومد. ولی خوب یادم بود که چقدر از پدرش توی استندآپ‌هاش گفته بود!!!
پدرش خیلی جدی بود. خیلی و یه خط
اخیرا بانویی خانه دار برایم تعریف می کرد که چگونه از دولت عشق و بخشایش,از قدرت شفا بخش محبت سود جست.او گفت: ((ده ماه پیش,ناگهان تمام دنیا روی سرم خراب شد.شوهرم به طرزی غیر منصفانه و بدون دلیل,شغل مدیریت خود را از دست داد.خودم و دوتا بچه هایم برونشیت شدید گرفتیم و دچار عفونت ریه شدیم.در چنین وضع نابسامانی بود که درباره ی شما وتعالیم شما شنیدم.در کمال سعی و کوشش,به مطالعه و تمرین آنها پرداختیم.پس هر روز تکرار کردم:.+
ادامه مطلب
Bizim Hikaye Season 1,Our Story S01 1080p,تماشای آنلاین سریال,حکایت ما,داستان ما,دانلود زیرنویس فارسی سریال Our Story 2017,دانلود سریال داستان ما Bizim Hikaye,دانلود سریال کمدی,دانلود فصل اول سریال داستان ما Bizim Hikaye S1,سایت دوستی ها,سریال ترکی Bizim Hikaye با دوبله فارسی,سریال ترکی حکایت ما Bizim Hikaye با دوبله فارسی,فصل اول سریال داستان ما دوبله فارسی Our Story S01,
ادامه مطلب
”‏من بدون کسی که داستان‌هام رو بخونه مثل یه دونه شن تو بادم.
این را به کسی گفتم و از اعماق وجودم به آن باور دارم.
من بابت تک تک ثانیه‌هایی که برای خواندن داستان‌هایم صرف شده ممنونم.کاش بدانید با وقتتان جان دختری در این گوشه‌ی خاکستری دنیا را نجات داده‌اید.
Marriage Story 2019 1080p BluRay,تماشای آنلاین فیلم,داستان ازدواج,دانلود دوبله فارسی فیلم Marriage Story 2019,دانلود رایگان فیلم Marriage Story 2019,دانلود زیرنویس فارسی Marriage Story 2019,دانلود فیلم جدید,دانلود فیلم خارجی,دانلود فیلم داستان ازدواج 2019,دانلود فیلم داستان ازدواج Marriage Story 2019,فیلم داستان ازدواج Marriage Story 2019 با دوبله فارسی,فیلم مریج استوری,گلدن گلوب,
ادامه مطلب
داستان عشق مریم وعلی را روایت می کند 
 
خلاصه کوچکی از داستان:
 مریم وعلی دو جوان از قشر مالی ضعیف جامعه
 مریم دختری که تازه دبیرستان را تمام کرده ودر آستانه کنکور میباشد، تک فرزند است.
 علی جوانی بیست و شش ساله که در پیک موتوری بیرون بری مشغول است و تک فرزند که پدرش در پنج سالگی او ومادرش را به قصد ثروتمند شدن ترک کرده و تا کنون خبری از او نیست،ومادرش هم بیمار است.
که هر دو به صورت نسبتا تصادفی عاشق یک دیگر میشوند 
وزندگی مریم تا مدتها در فراز
لطفا برای درک بهتر داستان و فهمیدن اینکه توی داستان اصلا چه خبره،مجموعه رو از اول بخونید.من متعجبم چون با تموم تاکید هایی که کردم،تعداد دانلود های پسر بهشت که جلد پنجمه،از تعداد دانلود های امپراطوری گرگ ها که جلد اوله و باید اول اون رو دانلود کرد،بیشتره.آخه چرا اهمیت نمی دید.به خدا با این روش اصلا نمی فهمید توی داستان کی کیه و چه خبره.پس برای خودتونم که شده،مجموعه رو از اول بخونید.خواهش میکنم.
اولین کتابی که امسال خوندم یا بهتره بگم امسال تمومش کردم "کجا ممکن است پیدایش کنم"بود،عکس رو زمانی گرفتم که خیلی سردم بود و اون گل رو جوجه رنگی بهم داد،شاید بعدا بیشتر راجبش حرف زدم اما الان نه.کتاب مجموعه داستان بود(پنج داستان)و من سه تا از داستان هارو پارسال خونده بود و دیروز هم یکی و امروز هم یکی دیگه،و کتاب همین حالا تموم شد.قلم موراکامی برام آشنا و در عین حال ناشناخته و عجیب غریبه،همونطور که داری میخونی کلی به فکر فرو میری و عمیقا توی داس
انگار دارم وسط رمان‌های کمونیستی زندگی می‌کنم.توی روستای دور از پایتخت، وسط طبیعت بکر. بدون دسترسی به اخبار و اطلاعات بیرون، و تنها راه کسب اطلاعم از دنیای بیرون، رومه‌های انتخاب‌شده‌ایه که روی میز کتابخونه است. میتونم بعدا داستان بنویسم از این روزهام.
کاری که الان دارم خوبه ،ساعت کاری خوبی داره،معمولا تو دفتر خودم تنهام و این خیلی خوبه برام ؛ و تمیز و راحته ولی بیمه نمی‌کنه منو و از رییسم متنفرم 
دیروز کلید رو توی ماشین شوهرم جا گذاشته بودم و اونم با همون ماشین رفته بود شهر دیگه ای و من با رییس تماس گرفتم که کلید ندارم رییس گفتش نیستش و اگر تونست کلید رو به دستم برسونه برم دفتر و گرنه هیچی 
کلید به دستم نرسید و من بیکار بودم ،پس رفتم به اون یکی محل کار (اونجا من اسما کارشناسم و خودم نمیرفتم )
به گزارش جشنواره خبر» به نقل از خبرگزاری فارس( شیراز)، دومین دوره جشنواره داستان شیراز فراخوان خود را منتشر کرد. علاقمندان می‌توانند آثار خود را در قالب داستان کوتاه، فیلمنامه کوتاه و نمایشنامه تا 30 آذرماه به دبیرخانه این جشنواره ارسال کنند.جشنواره داستان شیراز با موضوع آزاد در 2 رده سنی نویسندگان 7 تا 16 سال و 17 سال به بالا برگزار می‌شود.بر اساس این گزارش، آثار باید متعلق به نویسندگان استان فارس باشد و محدودیت حجم برای آن وجود ندارد. پست
به گزارش جشنواره خبر» به نقل از خبرگزاری فارس( شیراز)، دومین دوره جشنواره داستان شیراز فراخوان خود را منتشر کرد. علاقمندان می‌توانند آثار خود را در قالب داستان کوتاه، فیلمنامه کوتاه و نمایشنامه تا 30 آذرماه به دبیرخانه این جشنواره ارسال کنند.جشنواره داستان شیراز با موضوع آزاد در 2 رده سنی نویسندگان 7 تا 16 سال و 17 سال به بالا برگزار می‌شود.بر اساس این گزارش، آثار باید متعلق به نویسندگان استان فارس باشد و محدودیت حجم برای آن وجود ندارد. پست
معرفی کتاب به مناسبتکتاب کودک : مژده گل؛ داستان‌هایی از زندگی امام سجاد (ع)؛ جلد ششمنویسنده : محمود پور وهاب
داستان‌هایی از زندگی امام سجاد (ع)» جلد ششم از مجموعه‌ی مژده‌ی گل نوشته‌ی محمود پوروهاب و به تصویرگری حامد زاهد است. این کتاب داستان‌هایی از زندگی امام سجاد (ع) را به زبانی شیرین و جذاب برای کودکان و نوجوانان بیان می‌کند.
#معرفی_کتاب کتاب بانو در آینه مجموعه‌ای است که تمامی داستان‌های کوتاه ویرجینیا وولف را شامل می‌شود. این داستان‌ها از سوی بسیاری از منتقدین با‌ارزش تلقی گشته‌اند چرا که به مدد این داستان‌ها می‌توان به دنیای پیچیده نویسنده‌ای راه یافت که آثارش همچنان پر خواننده است.__________با ۵ درصد تخفیف اعضا و ارسال رایگان
_____________
سفارش ازطریق #سایتwww.amirabook.irسفارش به صورت تلفنی۰۷۱_۳۲۳۲۱۴۳۲۰۷۱_۳۲۳۲۰۸۸۱_۳سفارش ازطریق تلگرام
باامیراکتاب در پیام رسان #ا
خلاصه داستان:
داستان از آن قرار است که لیدا به همراه همسرش به یک مهمانی دعوت می شوند. کیوان دوست این دو نفر،
با فرد جدیدی به اسم رها آشنا می شود و او را هم به مهمانی می آورد. این
چهار نفر در راه بازگشت به منزل با یک چیز یا کسی تصادف  می کنند و فرا
ادامه مطلب
”‏من بدون کسی که داستان‌هام رو بخونه مثل یه دونه شن تو بادم.
این را به کسی گفتم و از اعماق وجودم به آن باور دارم.
من بابت تک تک ثانیه‌هایی که برای خواندن داستان‌هایم صرف شده ممنونم.کاش بدانید با وقتتان جان دختری در این گوشه‌ی خاکستری دنیا را نجات داده‌اید.
#جدالی_عاشقانه_با_بیماری
#رمانی_جذاب_به_قلم_نویسنده_ای_خلاق
#بیست‌وهفت
دعایش گرفت نازگل بیدار و مشغول ورق زدن کتاب داستان مورد علاقه اش (سیندرلا) بود.
فرشته اشاره‌ای به شوهرش کرد و به آرامی به طرف نازگل قدم برداشت.
دخترک بازهم درخیالاتش خودش را جای سیندرلا گذاشته بود.
ناگهان کتاب داستان از دستش سر خورد و به زمین افتاد.
با افسوس نگاهی به زمین کرد، کمی دستش را دراز کرد تا بلکه بتواند کتاب داستان را بردارد اما ارتفاع تخت تا زمین زیاد بود.
آهی کش
شب هایی هستن 
که کلافه روی تختت غلت می زنی، 
کلافه از درد بی داستانی!
هرکسی باید یه داستان داشته باشه، 
یه داستان دراماتیک 
که بتونه واسه بقیه تعریف کنه، 
شب ها بغلش کنه و بهش فکر کنه.
البته نه که اصلا داستان نداشته باشی، 
داری!
اما به خودت قول دادی که فراموشش کنی. 
درست عین تو! 
عین من! 
میخوام فراموشت کنم. استارتشو خودت زدی!
با زبونی که فقط من میفهمش و تو فکر میکنی که مختص خودته.
بفهم!
Toy Story 2010,x265 HEVC,اسکار,داستان اسباب بازی,دانلود Toy Story 2010 720p,دانلود انیمیشن Toy Story 2010,دانلود دوبله فارسی انیمیشن داستان اسباب بازی Toy Story 1995,دانلود زیرنویس فارسی انیمیشن Toy Story 2010,دانلود فیلم با حجم کم,دانلود کارتون Toy Story 2010,دانلود کارتون داستان اسباب بازی 3 با دوبله فارسی,دانلود مستقیم انیمیشن Toy Story 2010 1080p,کیفیت بلوری,
ادامه مطلب
Toy Story 1999,x265 HEVC,اسکار,داستان اسباب بازی,دانلود Toy Story 1999 720p,دانلود انیمیشن Toy Story 1999,دانلود دوبله فارسی انیمیشن داستان اسباب بازی Toy Story 1995,دانلود زیرنویس فارسی انیمیشن Toy Story 1999,دانلود فیلم با حجم کم,دانلود کارتون Toy Story 1999,دانلود کارتون داستان اسباب بازی 2 با دوبله فارسی,دانلود مستقیم انیمیشن Toy Story 1999 1080p,کیفیت بلوری,
ادامه مطلب
امروز صبح اداره بودم و یکی از کارمندها بهم گفت چرا میخوای با فلانی کار کنی؟ باهاش سنگ‌هاتو وا بکن و قرارداد محکمی ببند!
ته دلم خالی شد . قبلا به رییس گفته بودم قرارداد بنویسیم و گفتش بذار یه کم پیش بریم فعلا. و من دیگه چیزی نگفتم 
اصرار نمی‌خوام بکنم چون با نصف حقوق من افراد زیادی میان براش کار می‌کنن ،دور و برم زیادن از این آدم‌ها 
اینجا دو شیفت پونصد ششصد  حقوق می‌گیرن در حالیکه من هشت و نیم تا دوازده و نیم ساعت کاریم محسوب میشه فقط 
معلم
⭐⭐⭐⭐⭐
ویژگی های محصول:
قطع: وزیری
نوع جلد: شومیز
خرید با تخفیف ویژه کتاب داستان روح انگیز ملی اثر علی نجاتی
دسته بندی محصول :
#کتاب_لوازم_تحریر_و_هنر
برای خرید با تخفیف ویژه کتاب داستان روح انگیز ملی اثر علی نجاتی یا دیدن جزئیات بیشتر بر روی لینک زیر یا بر روی عنوان محصول کلیک کنید.کتاب داستان روح انگیز ملی اثر علی نجاتی
[عکس 320×320]
دیدن توضیحات و خرید با تخفیف ویژهمشاهده مطلب در کانال
نام کتاب: چمداننویسنده: بزرگ علوی
نوبت و تاریخ چاپ: چاپ سوم ۱۳۸۵ناشر : مؤسسه انتشارات نگاهتعداد صفحات: ۱۷۳ صفحه.اندازه صفحات: ۲۱×۱۴/۵عکس : نداردشابک:  ۹۶۴۶۷۳۶۱۳۰ | ISBN : 964-6736-13-0
* محل نگهداری کتاب: کتابخانه‌ی هلال‌احمر شهر بیجار
* تاریخ مطالعه‌ : مطالعه‌ی اول در روز شنبه ۹۸/۰۷/۲۷ از (۱۴:۱۸) تا (۲۳:۳۶)
* معرفی و بررسی:بِسْمِ اللّٰهِ الرَّحْمَٰنِ الرَّحِیمِاین کتاب ، شامل ۷ داستان می‌باشد که بیشتر داستان‌ها، دارای پس‌زمینه‌ی عاشقانه و خاطرخواه
Toy Story 1995,x265 HEVC,اسکار,داستان اسباب بازی,دانلود Toy Story 1995 720p,دانلود انیمیشن Toy Story 1995,دانلود دوبله فارسی انیمیشن داستان اسباب بازی Toy Story 1995,دانلود زیرنویس فارسی انیمیشن Toy Story 1995,دانلود فیلم با حجم کم,دانلود کارتون Toy Story 1995,دانلود کارتون داستان اسباب بازی 1 با دوبله فارسی,دانلود مستقیم انیمیشن Toy Story 1995 1080p,کیفیت بلوری,
ادامه مطلب
داستان های کاربر جایگزین چابک برای چیزهایی هستند که به طور سنتی به آن ها عبارت های نیازمندهای نرم‌افزار گفته می شود (یا مواردکاربرد در RUP و UML). در ابتدا توسط ایکس پی معرفی شده‌اند و اکنون به طور کلی مختص توسعه چابک هستند و در بسیاری از کلاس های اسکرام آموزش داده می شوند. داستان کاربر به صورت ذیل تعریف می شود:
داستان کاربر عبارت خلاصه ای از هدف است که آن چه سیستم باید برای کاربر انجام دهد را توصیف می کند.
داستان کاربر معمولا در الگوی ذیل بیان
مهمونی دعوت بودیم و در محفل گرم خانواده همسر، گرمِ صحبت.
صحبت از کربلا شد، خواهر شوهرم گفت انقد من اربعین دلم میخواد، ولی همسرم میگه اربعین جای خانم ها نیست.
(چقدر من از این جمله حرصم می‌گیره. ولی خویشتن داری کردم اونجا) 
شروع کردم نگرانی هاش رو یکی یکی رد کردن، از تجربه هام گفتم، از فضا گفتم از وظیفه گفتم از ارجح بودن حضورمون نسبت به زیارت و
تهش هم گفتم که تردید نکنه و حتما با همسرش حرف بزنه که ان شاالله روزیش بشه امسال.
بنده خدا دو هفته هم ن
میچ آلبوم (متولد ۲۳ می سال ۱۹۵۸) نویسنده‌ای آمریکاییدر سال ۱۹۹۷ کتابی پرطرفدار به نام سه شنبه‌ها با موری را نگارش و منتشر کرده است که با استقبال بی نظیری روبرو شد. نویسنده‌ی این کتاب میچ آلبوم نام داشته و داستان کتاب در رابطه با فردی است به نام موری شوارتز Morrie Schwartz به همراه شاگرد او یعنی Mitch Albom . نقش اصلی داستان و یا به تعبیری قهرمان داستان یعنی موری شوارتز Morrie Schwartz بیمار بوده و نحوه عملکرد بیماری او به این صورت است که به تدریج تمام بافت‌ها
 
به گزارش جشنواره خبر ، جشنواره استانی داستان کوتاه زام  با همکاری اداره فرهنگ و ارشاد اسلامی شامل بخش های مسابقه داستان کوتاه، ورکشاپ های نویسندگی ، نمایشگاه کتاب و کافه کتاب برگزار می شود.
 آخرین مهلت ارسال آثار ۷ آبان و زمان برگزاری جشنواره ، ۲۴ و ۲۵ آبان امسال است.
 آثـار در قالب فایل word و با فونت Nazanin و در سایز ۱۴ به نشانی پست الکترونیکی انجمن (festivalzam@yahoo.com) ارسال شود.
 این جشنواره با موضوعات داستان کوتاه وحدت اقوام و مذاهب ، فرهنگ شهرون
دارم به این نتیجه میرسم که بنشینم توی خانه دنیوی و اخروی برای خودم و بچه هایم بهتر است. کار آن فرصتی که برای نوشتن لازم داشتم را می توانست در اختیارم بگذارد که یا من نتوانستم از آن فرصت استفاده کنم یا سزاوار نبود ساعت کاری را به کاری دیگر بگذرانم و یا اصلا روزیم نبود که این اتفاق برایم بیافتد
در مورد گشایش مادی هم چیز محسوسی رخ نداده این ماهی دو سه تومن که به خانه میبرم شاید برایم ماهی صد تومن دویست تومنی که به بعضی ها کمک می کنم داشته باشد و در
به دنبال چیزی هستید که بتوانید در این فصل تعطیلات خود را به خود اختصاص دهید؟ (تنها هدیه ای که واقعاً مهم است) از انتشارات Hingston & Olsen موجود است ، این تقویم ظهور داستان کوتاه برای نویسندگان و خوانندگان مناسب است و فقط 60 دلار کانادا (کمتر از 50 دلار) ، بنابراین احتمالاً در خود شما "رفتار یو" کنید. " دامنه قیمت.
پس چه شده است یک داستان کوتاه تقویم ظهور؟ خوب ، این شامل 25 داستان کوتاه است ، و شما یک روز در روز از 1 دسامبر تا روز کریسمس را باز کرده و می خوا
⭐⭐⭐⭐⭐
ویژگی های محصول:
قطع: رقعی
نوع جلد: شومیز
خرید با تخفیف ویژه کتاب داستان امروز ایران73 اثر ناهید شمس
دسته بندی محصول :
#کتاب_لوازم_تحریر_و_هنر
برای خرید با تخفیف ویژه کتاب داستان امروز ایران73 اثر ناهید شمس یا دیدن جزئیات بیشتر بر روی لینک زیر یا بر روی عنوان محصول کلیک کنید.کتاب داستان امروز ایران73 اثر ناهید شمس
[عکس 320×320]
دیدن توضیحات و خرید با تخفیف ویژهمشاهده مطلب در کانال
دانلود دوبله فارسی فیلم نوراندینگ استوری,دانلود فیلم The NeverEnding Story III 1994 1080p BluRay با دوبله فارسی,دانلود فیلم داستان بی پایان 3 با دوبله فارسی The NeverEnding Story III 1994,دانلود فیلم داستان بی پایان سه با دوبله فارسی,دوبله فارسی فیلم The NeverEnding Story III 1994,زیرنویس فارسی The NeverEnding Story III 1994 720p,قسمت سوم فیلم داستان بی پایان,
ادامه مطلب
شوهرم هر وقت دلش می خواد میاد خونه!
خانمی اومده با بچه اش درباره همسرش میگه که ۱۵ سال است ازدواج کردند و جز دو سال اول زندگی باقی زمان ها شوهر گرامی در خونه نبوده.
اولین غیبت ها از یک هفته شروع شده و طولانی‌ترین مورد به ۳ سال رسیده است و در این مدت ۱۵ سال زندگی مشترک، تنها با کلی ارفاق ۶ سال زندگی با هم را تجربه کرده اند.
یه دختر ۱۴ ساله و دختر دیگه ۴ ساله دارند.
شوهر الان تو زندان است و هیچ کسی برای ضمانت وی اقدامی نمی کند. حتی خانواده خودش هم به ن
"سهیلا شماره 17" فیلمی به کارگردانی و نویسندگی محمود غفاری ساخته ی سال 1395 است.  داستان سهیلا زن مجردی در آستانه ی چهل سالگی است و به مشکلات ازدواج نکردن و یا ازدواج کردن در سن بالا و مشکلات اجتماعی پیرامون ازدواجش پرداخته میشه .محتوایی که فیلم به سراغش رفته محتوای جالب و بحث برانگیزیه، اما حواشی و جزئیات داستان اونقدر زیاد و کشدار هستن که به خوبی به مساله های مهم پرداخته نشه. در کل داستان جالبی داره و پرداخت بسیار ضعیفی.
 
پ.ن: در ادبیات ایران ب
برای حصول اطمینان از اینکه تیم کارهایی که باید انجام دهد را فهمیده است و برای تضمین اینکه آن ها می توانند تعهدات خودشان را برآورده کنند، بسیاری از تیم های چابک برای کامل کردن داستان از رهیافت مفصل تری برای تخمین و هماهنگی فعالیت های کاری افراد استفاده می کنند. آن ها این کار را از طریق وظیفه» انجام می دهند. داستان ها توسط وظیفه ها پیاده سازی می شوند. وظیفه ها، ریزدانه ترین اجزاء در مدل هستند و فعالیت هایی را نمایش می دهند که باید توسط اعضای
 
خدا رو شکر زندگی در جریانه
بعد از ناراحتی هایی که همسر از این وضعیت جدایی داشت و صحبتهاش با همتا ، قرار شد دوباره کاملا با هم باشیم در طی روز، فعلا اوضاع اینجوریه: سه روز مشترک و یک روز اختصاصی همتا. البته . البته همسر راضی نیست و دوست داره کل چهار روز همه با هم باشیم، تا خدا  چی  بخواد.
 
این متن رو هم همون دوست عزیزی که قبلا صحبتهاشو موشته بودم فرستاده ، خطاب به خانم اولی که داره کاری می کنه که شوهر خانم دوم رو طلاق بده، از یک خانم دیگه ای هم ت
اسپویل چیست | معنی واژه اسپویل
 
اسپویل برگرفته از واژۀ Spoil است و به معنای لو دادن، ضایع کردن، از بین بردن و خراب کردن است.اصطلاحا به لو دادن و مطرح کردن داستان و ماجرای یک کتاب یا فیلم برای شخصی که از آن موضوع خبری ندارد، اسپویل کردن می‌گویند.همچنین به توصیفی از یک متن یا داستان که ممکن است ترتیب وقایع و جزئیات مهم یک داستان، فیلم و . را لو دهد و باعث شود که خواننده، تمایل خود را برای مطالعه کردن متن اصلی از دست بدهد، اسپویلر یا افشاساز گفته
داستان مصور | گنجینه سحر
حضرت آیت‌الله ‌ای در تاریخ ۱۳۹۷/۱۱/۰۲ در ابتدای درس خارج فقه به بیان شرح حدیثی درباره نماز شب» پرداختند و داستانی در این زمینه نقل کردند که پایگاه اطلاع‌رسانی KHAMENEI.IR آن را در قالب داستان مصور منتشر می‌کند.
داستان مصور | گنجینه سحر
حضرت آیت‌الله ‌ای در تاریخ ۱۳۹۷/۱۱/۰۲ در ابتدای درس خارج فقه به بیان شرح حدیثی درباره نماز شب» پرداختند و داستانی در این زمینه نقل کردند که پایگاه اطلاع‌رسانی KHAMENEI.IR آن را در قالب داستان مصور منتشر می‌کند.
شب تولد شوهرم انقدر کم خوابی داشتم که بی حالی
توی چهره ام داد میزد. اما بوی بدی که توی خونه مادر شوهرم همیشه میاد و این بار
شدتش بیشتر بود، مزید بر علت شده بود. این بار این بوی بد رو شوهرم هم احساس کرد. بوی
لباساست. نمی دونم ماشین لباسشویی شون خرابه. چیه ماجرا.
از اولی هم که نشستیم شوهرم در حال ترغیب کردن
پدرشوهرم به راه اندازی یک کسب و کار جدید و پولساز بود. متاسفانه پدرشوهرم اصلا
نمی خواد به خودش زحمت هیچ کاری رو بده. شجاعتش رو هم نداره. مادرش ه
سریال Breaking Bad داستان والتر، یک دانشمند شیمی، برنده‌ی جایزه‌ی نوبل و انسان شریفی است که تحت یک حاکمیت و در یک جامعه‌ی بی‌شرف زندگی می‌کند! وی که عمر خود را صرف علم و دانش کرده و در یک مدرسه تدریس می‌کند، چون درامدش کفاف مخارج زندگی‌اش را نمی‌دهد شغل دوم خودش را اجباراً کار در یک کارواش انتخاب کرده است! تا اینکه سرطان ریه می‌گیرد.
ادامه مطلب
Walt Disney,Walt Disney's Fairy Tales,انیمیشن کوتاه والت دیزنی دوبله فارسی,انیمیشن های کوتاه والت دیزنی,داستان های جورواجور,دانلود انیمیشن دوبله فارسی,دانلود رایگان انیمیشن,دانلود کالکشن انیمیشن والت دیزنی,دوبله فارسی,دوبله فارسی انیمیشن داستان های جورواجور,سایت دوستی ها,فردیناند,کارتون مخصوص کودکان,کمدی,مجموعه انیمیشن داستان های جورواجور,میکی موس,والت دیزنی,
ادامه مطلب
دانلود آهنگ شهرام ناظری آخرین داستان
هم اکنون شنونده موزیک جدید و فوق العاده ی * آخرین داستان * با صدای زیبای هنرمند محبوب و مشهور , شهرام ناظری باشید.
دانلود آهنگ شهرام ناظری به همراه متن, پخش آنلاین و بهترین کیفیت (کیفیت اصلی) از رسانه مدیاک
Download new song by Shahram Nazeri called Akharin Dastan With online playback , text and the best quality in mediac
متن اهنگ شهرام ناظری به نام آخرین داستان
بیا تا جهان را به بد نسپریمبیا تا جهان را به بد نسپریمبه کوشش همه دست نیکی بریمبه کوشش همه دست ن
عکس آقای خامنه ای

تبلیغات

آخرین مطالب