نتایج پست ها برای عبارت :

دانلودآهنگ سیگار خوبه مل اندازه داره

تبدیل به آدم کمتر در مسیر رشد شخصی تلاش کنی شده ام. بعد از کار بی حوصله ام و نمی تونم اونجور که می خواستم جلو برم. فکر میکنم از یه لحاظ هایی خسته ام، دیرم، پیرم!! خانواده خوبه، دوستا خوبن، کار و حقوق و محیط کار خوبه، وضعیت جسمی هم شکر. ولی دلم بهونه میگیره، دوست داره عاشق بشه، دوست داره مورد عشق واقع بشه .ولی نیست، آدمش نیست، آدمش بودن مسئله هست، مسئله ش نیست !!  
بابام: محدثه حالش خوبه؟
خواهرم: آره، امروز باهاش حرف زدم. خوبه چرا؟ چی شده؟
بابام: نه،حال روحیش منظورم اینه که از خوابگاه اومده بیرون، خونه داره، دیگه خوبه؟ اذیت نمیشه؟
خواهرم: آره بابا، خیلی خوبه خیالتون راحت.
 
من: کاشکی انقد باهات صمیمی بودم که میتونستم بگم دمت گرم که انقد هوامو داری و با اینکه من هیچی نمیگم، خودت همه چی رو میدونی
همیشه فکر می کردم اینکه الکی امید داشته باشی و به خودت امیدواری چیز خوبی نیست. واقعا داره نظراتم در مورد همه چیز تغییر می کنه. قبلا فکر می کردم که در مورد همه چیز باید منطقی فکر کنم و به هیچ وجه به چیزای الکی فکر نکنم . ولی .
به نظرم اینکه الکی خودت را امیدوار کنی خیلی هم خوبه . آدمیزاد هم حد توان داره. نباید گذاشت که در مقابل ناملایمات بشکنی. باید به هر طریق خودت را دلخوش بکنی. مهم اینه که به هر طریقی و خصوصا در شرایط حال حاضر که جامعه پر از استرس
انگار زندگی های موازی دارم که کنار هم داره جلو میره!
میدونی انگار هر قسمت از زندگیم یه مبینا و یه داستانه!و یه زندگی جدا گانه داره
نمیدونم حتی حالم خوبه یا نه
یا به قول رضا خودمو دوست دارم یا نه!
به شدت دلم واسه رفتن به ردلاین و یوزفول بودن تنگ شده!واسه اون بخش بامزه زندگیم!
خیلی دوره.خاطرهاشو همه چبش.
نمیدونم نمیدونم اصلا چمه!دیگه دارم کلافه میشم!
وقتی برمیگردم خوابگا میچسبم به تختم و میرم تو هپروت خودم!
حتی دیگه نمیدونم که اونقدا واسه رفتنم
گاهی بین 200مخاطب،2تاشون با اینکه بی نام نظر ثبت میکنن ،با اینکه نمیدونم کی ان اسمشون چیه،اما با همراهی و هم صحبتی و راهنمایی و گفتن تجربه هاشون،چناااان انرژی میدن بهم، که با خودم میگم؛
چقققدر خوبه این خونه رو دارم:) چقدر خوبه این دنیارو دارم:)چقققدر خوبه که شماهارو دارم.
مخاطب خوبه ِِ وبم،میخوام بگم،مسی هسی:) 
این پست ویژه، جهت تشکر از وجودتونِ
مفدا یه عکاس داره ک خعلی اقا عه. و فکر کنم روز یک یا ماکسیمم هفته ۱ دانشگا بود ک روش کراش زدم! الان همین برادرمون یه ورکشاپ عکاسی گذاشته ک من با افتخار در اون شرکت میکنم:)خعلی حرفه ای نیس تو درس دادن. استرس داره و غیره، ولی نیتش خوبه و من، خعلی خعلی خعلی زیآد دارم ازش لذت میبرم
جمعه ۱۷ آبان من برای اولین بار تو محیطی خارج از دانشگاه اجرا رفتم و انقدر بابتش ذوق دارم که هوای اطرافم داره می‌لرزه.به نظر من که اجرای بدی نبود و راضی بودم. خدا رو شکر روی ریتم آهنگ موندم و جلو و عقب نشد و وقت اضافه نیوردم. دوستامو نشونده بودم دو ردیف اول که هر بار سرمو میارم بالا چهره‌های آشنا ببینم و فکر کنم خوبه خوبه اینجا همون تالار هشت دانشگاهه. نگران نباش. و نگران نشدم :)یه قسمت‌هایی از نمایشنامه که حس میکردم برای خوانش مشکل داره رو درس
تو این روزای غم زده ، تو این روزای پاییزی و دلگیر ، تو این روزها که همه میدونن چه اتفاقی قراره برامون بیفته ، خوبه که بیان هست ، خوبه که ستاره ها روشن میشن، خیلی خوبه که اهالی بیان فعال هستن، دلخوشی خیلی هاست
 
 
پ.ن: گلاب اومده میگه میدونی اسم معلمم چیه ، جاستیه،گفتم نه جاستین ببره اصلا :/
امتحانا وحشتناک سنگین شدن 
یه مغز خسته یه روح خسته تر صبح به زور از تخت پایین میارم کتاب و جزوه ها رو باز میکنم جلوش میگم فکرنکن فقط درس بخون!!
به هیچ چرایی دنیا فکر نمی کنم خودمو غرق میکنم میون اون همه عضله و رگ عروق و اعصاب
به اخرین روزهای امتحانم نزدیک میشم کلی مبحث دارم که هنوز نبستم امروز میشه گفت طلایی ترین روز من هست برای تموم کردن مباحث 
ولی
دیشب یه خواب  دیدم، خواب تو. 
حداقل تو خوابم ادم خوبه قصه باش!! 
یه خواب میتونه کل روزت رو به افت
نمیدونم دانشگگاه بخاطر نمیدونم آزمون نمیدونم چی چی تعطیل یعنی سه شنبه نوشته بود فقط تا ساعت دوازده الان چک کرده ام نوشته هم صبح و هم بعدازظهر !!!! آخ جووون دانشگاه تعطیل چقدر خوبه همه چیز !!!! همه چیز خوب نیست این تنها خبر خوبه امروز بود
راستش خودمم نمیفهمم چمه!:(
من ریاضیم امسال خیلی خوبه ینی خوب بود چون رشتم ریاضی بود ریاضی فیزیکم خیلی خوبه 
تو ازمون گزینه 2 قبلی ریاضی و فیزیکم رو تو مدرسه اول شدم ولی خب بچه ها خیلی گند زدن
معلم ریاضیمون رو یه بار براتون گفته بودم از این بادی بیلدینگی هاست 190 هم قد داره و از همه مهم تر یه صدای خیلی ترسناک داره ولی در کل از دور که نگاش میکی جذابه ها ولی من بعد از هر بار دیدن این 2 ساعت گریه میکنم میگی چرا؟به خاطر اینکه خیلی داد میزنه و عصبیه من رو
امروز :))) 
وای خدای من ب قول نمیدونم کی (!؟) سه جون ب جونام اضافه شد ❤️❤️❤️
بی نظیر بود امروز 
باوجود روز اولی بودن کلاسارو با عشق رفتم باااعشششق! دوس داشتم استاد سارو رو هم بغللل کنممم وای که چه خوبه
و ب زودی هم میخوام جلساتی هم باهاش برم منتها مطبش خیلییی از خوابگا و اینا دوره
استاد مهردادی هم خیلی باسوواااد :) کلا خوبه همه چی، عالی❤️❤️❤️❤️
+حس میکنم رابطه منو روژا روز ب روز بهتر شه :) داره بزرگ تر میشه و راحت تر باهم حرفامونو میزنیم:)))
خ
از جدی ترین امتحان 5 سال اخیرم این بود که تقریبا هر روز یه کارفرمای میلیاردی که دو سال کوچکتر از خودم هست تقریبا در خسته ترین ساعات روزم کنارم مینشینه و با هم روی نقشه ها کار میکنیم.بخش اصلی سختی کار من اینه که ایشون زیبایی شناسی اش شکل نگرفته و نگاهش نگاهی حرفه ای نیست. اما چون  صاحب کارخونه (پسر ارشد صاحب کارخونه هست) هست 95 در صد باید نظرات ایشون اعمال بشه بعد چون روحیه حساسی هم داره هر 30 ثانیه از من میپرسه خوبه؟ و اگر من بگم نه اونقدر استدل
الان دوس دارم سيگار بکشم و توی اتاق کوفتیم بشینم و سيگار بکشم و احتیاج نداشته باشم که هیچ پنجره ای رو باز کنم و احتیاج نداشته باشم که نگران چیزی باشم .و سيگار بکشم :/ من زیاد اینکارو نمیکنم ولی مامانم اصلا متوجه نیست ‌‌ اصلا منطقی نیست .من نمیتونم بخوابم و یه عوضی همه ش تو سرم داره سيگار سيگار می‌کنه :/// و این قضیه داره مخمو میخوره .من واقعا نمیخواستم این موضوعو اینجا بنویسم:/
آخرین پاکت سيگارو در حالی که سه تا نخ توش بود طی یه دعوای کاملا بی اس
 
متن آهنگ بازل بند بنام پادکست 3
خوبه یه چیزی داریبهش تکیه کنی خوبهتا داری کم میاریخوب بلدی گریه کنی خوبهدمتم گرم با بچه بازیات ساختی منودمتم گرم همش پشت گوش انداختی منومث قبلا نیستی ته قلبمتا همینجام اومدی دمتم گرمدیگه نه بوی عطر پیرهنتنه حتی خط خنده هاتدیگه نه این طرز نگاتنصف شب زنگ زدناتزیادی خوبی کردنم تهش داستانهواسه تو خوبی و بدی همش یکسانهبد عادتت کردم خودم خب حقم داریخوبی که حد بگذره ته داستانهزیادی خوبی کردنم تهش داستانهواسه تو
انقدر شدید داره بارون میاد که حس میکنم اگه اینجوری ادامه پیدا کنه همه جارو سیل بگیره.
بارون خوبه. حس خوبی بهم میده. بیشتر از روزهای صاف و آفتابی دوستش دارم.
یادمه اولین روزیکه این بارون شروع با دراز2 قرار داشتم. دقیقا یک هفته میشه. ولی اصلا حواسم نبود ثبتش کنم. بین همه ی روزای تکراری الانم اون روز حرف واسه گفتن داشت.
همش یادم میره راجع به سربازیه دراز1 بنویسم. با یه حساب سرانگشتی و طبق چیزیکه خودش گفت احتمالا تا تابستون 1400 درگیر سربازیش باشه. فع
انقدر شدید داره بارون میاد که حس میکنم اگه اینجوری ادامه پیدا کنه همه جارو سیل بگیره.
بارون خوبه. حس خوبی بهم میده. بیشتر از روزهای صاف و آفتابی دوستش دارم.
یادمه اولین روزیکه این بارون شروع با دراز2 قرار داشتم. دقیقا یک هفته میشه. ولی اصلا حواسم نبود ثبتش کنم. بین همه ی روزای تکراری الانم اون روز حرف واسه گفتن داشت.
همش یادم میره راجع به سربازیه دراز1 بنویسم. با یه حساب سرانگشتی و طبق چیزیکه خودش گفت احتمالا تا تابستون 1400 درگیر سربازیش باشه. فع
الان دوس دارم سيگار بکشم و توی اتاق کوفتیم بشینم و سيگار بکشم و احتیاج نداشته باشم که هیچ پنجره ای رو باز کنم و احتیاج نداشته باشم که نگران چیزی باشم .و سيگار بکشم :/ من زیاد اینکارو نمیکنم ولی مامانم اصلا متوجه نیست ‌‌ اصلا منطقی نیست .من نمیتونم بخوابم و یه عوضی همه ش تو سرم داره سيگار سيگار می‌کنه :/// و این قضیه داره مخمو میخوره .من واقعا نمیخواستم این موضوعو اینجا بنویسم:/
آخرین پاکت سيگارو در حالی که سه تا نخ توش بود طی یه دعوای کاملا بی اس
یادتونه قدیما برق میرفت همه دور چن تا شمع جمع میشدیم؟
همه باهم حرف میزدیم و همه خانواده باهم بودیم و کنار هم.در ساده ترین و ابتدائی ترین حالت ممکن؟
از وقتی نت این شکلی شده و فقط بیان و چن تا سایت دیگه بازن .و ارتباط برگشته به حالت پیامکی و مکالمه تلفنی تقریبا.همش یاد اون موقع ها میوفتم!
بابابزرگ خدا بیامرزم اون موقع ها میگفت:چه خوبه برق رفته و دور همیم!
منم الان به شما میگم:چه خوبه تو بیان دور همیم!
اوضاع کوچ خوبه و من دارم بهترین حالتهای اینروزا رو تجربه میکنم، بدون فکر و خیال الکی و بدون دلیل، واقعا فاصله گرفتن از فضای مجازی و برنامهای چتی مختلف حال ادمو خوب میکنه، منکه حسابی راضی ام و دارم با جون و دل باشگاه و کلاس زبانمو میرم و وقتمو صرف درسم میکنم، جایی که واقعا باید، وقت میذارم و زندگیمو میگذرونم، از خودم و تصمیماتم راضی ام خیلی خوبه که حسم خوبه:-)
اوضاع کوچ خوبه و من دارم بهترین حالتهای اینروزا رو تجربه میکنم، بدون فکر و خیال الکی و بدون دلیل، واقعا فاصله گرفتن از فضای مجازی و برنامهای چتی مختلف حال ادمو خوب میکنه، منکه حسابی راضی ام و دارم با جون و دل باشگاه و کلاس زبانمو میرم و وقتمو صرف درسم میکنم، جایی که واقعا باید، وقت میذارم و زندگیمو میگذرونم، از خودم و تصمیماتم راضی ام خیلی خوبه که حسم خوبه:-)
سریال : 
از این لینک میتونید سریال خارجی دانلود کنید
نرم افزار:
از اینجا میتونید نرم افزار دانلود کنید. فیلم و انیمیشن دوبله هم داره
باز هم نرم افزار

برا زیرنویس این دوتا رو پیدا کردم :
این یکی خوبه
اینم خوبه، یکم کنده ولی بالا میاد بالاخره
سلام :)
آیه عروس می شود
دست و جیغ و هوراا !!
 29 /9/ 1397 یه جشن عقد کوچولو محضری گرفتیم 
دو ماه قبلشم که با جریانات عجیب و غریب خواستگاری گذشت
خواستم دلیل غیبت این چند وقتمو بدونید
و به بزرگواری خودتون ببخشید :)
این چند وقت، هم بهترین روز های زندگیم بود و هم سخت ترین روز ها
خیلییی اتفاقات افتاد
شاید روزی سر فرصت براتون تعریف کردم
الان خداروشکر خوبه
من نشستم تو بغل کولر و فنجون چایی بغل دستم
و صدای مامانم که داره قربون صدقه ی زن داداش و نی نی تو شکم
مغز ما آدم ها درسته که توانایی های زیادی داره اما بعضی وقت ها حجم اطلاعاتی که در اون ذخیره می کینی مبه قدری بالا می ره که واقعا هنگ می کنیم! مثل یک گوشی که وقتی مثلا رمش پایینه یا حافظه ش پر میشه باید یه بخشی از او نرو خالی کنیم به نظر مغز آدم هم همین شکلیه
 
برای همین وقتی آخر هفته ها ریلکس می کنیم و باعث می شه ذهن ما خلاق تر بشه و داده هایی که فقط باعث می شن انرژی مون تحلیل بره حذفبشن که خیلی خوبه
همین طور معاشرت با کسانی ک باعث یم شن به چیزها و ات
معلقمولی حالم خوبه
به نظر میاد دیگه هیچ احساسات عمیقی ندارم
ولی حالم خوبه
بذار راستش رو بگم
خوبیم باهم
وقتی اون خوب باشه دیگه مهم نیست داره چه اتفاقی میفته
وقتی میدونم دوستیم باهم دیگه مهم نیست چقد وقته که ندیدمش
گفتم من هردفعه هی فکر میکنم تموم شدیم
گفت میبینی که اینجوری تموم نمیشیم
ولی من بازم میترسم
نمیتونم احساسمو بهش توصیف کنم
میدونی من عاشق بارونم
خیلی عجیب عاشقشم
وقتی میباره دلم میخواد گریه کنم
بعد دو سه روز پیش که باهم بودیم، بارون
چند ماهی هست که از محیط وبلاگ دور بودم ولی خب بازم برگشتم
حالا چی میخواستم بنویسم
یه نکته کوچیک و جالب
این خوبه که با اینکه نمیتونیم از خیلی ها خبر داشته باشیم ولی میتونیم تو پروفایلشون ببینیم خورده Last seen recently.
و این نشون میده هنوز هستن و میان و میرن
 
 
یادمه یه بار با هم بحث کردیم که اینکه یه نفر با ادعای عشق و عاشقی می گه:
 
من عاشقتم، اون قدر که نمی تونم یه لحظه هم دوری تو رو تحمل کنم
یه روز هم بدون تو نمی تونم سر کنم
تو نباشی من می میرم
 
این عشق نیست، نیازه
گرسنگی با عاشقی فرق داره
طرف محتاجه نا عاشق
البته ممکنه عاشق هم باشه ولی این حرف ها از سرِ نیازه نه عشق
 
عاشق بی نیاز از معشوقشه
مثلِ خدا که عاشقِ بنده هاشه ولی محتاجِ شون نیست
 
خوب حالا:
 
رابطه ی عشق و نیاز چیه؟
 
هیچی
 
هیچ ارتباطی ندا
مامان بزرگم بعد از یک هفته فردا میره خونش تو روستا و من بسیار دلم براش تنگ میشه :((
برکت خونمونه . عشقه.وقتی هست ساعتی یه بار میپرسه سرت بهتره؟ فلان چی بخور خوبه برات! 
روزی دو بار میپرسه امروز چند شنبه است؟ من باید پنج شنبه برم خونه!! 
روزی چند بار قربون صدقه ام میره!
هر 6 ساعتی یه بار این شعر رو میخونه و دو قطره اشک میریزه! "دگر شب شد که من شیدا بگردم، چو ماهی بر لب دریا بگردم/ پلنگ در کوه و آهو در بیابان، همه جفت و من تنها بگردم" 
هر وقت میخوام د
میدونین ، خوشحالیِ این روزا خیلی عمیقه! خیلی جدیده!
این روزا همه ش فکر میکنم چقدر مسیرمو ، درس خوندنو الان دوست دارم و چقدر دو سالِ قبل ، منتظر بودم ثانیه ثانیه ش بگذره و خلاص بشم!
چقدر این روزا ضرورت رسیدن به هدفمو ، عقلا و قلبا درک میکنم و چقدر قبلا اهمیتشو نمیفهمیدم.
اینم میدونین ، به قولِ بِنی ، من اگر پارسال هم رتبه ی رشته ی دلخواهمو آورده بودم و نهایتا دانشگاه هم رفته بودم ، هرگز ، واقعا هرگز ، آدم موفقی توی کار و درس نمیشدم. چون دیدم ، نی
1.هیچوقت فکرشو نمیکردم روحیم چقدر میتونه روی اعضای خانواده تاثیر بذاره:| همیشه فک میکردم آخرین نفری که تو این خانواده سهمی داره ،منم!تا این حد ناامید:/
2.چقدر پشیمونم که اینهمه سال لای باور های غلطم نفس کشیدم.چقدر پشیمونم که ی حرف باعث شد کور و کر بشم و اینهمه محبت مامان و بابا رو نبینم.چقدر پشیمونم که لذت شاد کردنشونو از خودم گرفتم.و چقدر خوبه که هنوزم نفس میکشم((:
3.تفاوت من و میم در حدیه که مثلا من چتر های شیشه ای رو میپسندم.اون این رنگی رن
+ نگا پارسال چقد بد بود امسال چقد خوبه نه؟ دیگه کنکور نداری
- ن بابا. خیلی هم اینجوری نیست، پارسال حداقل ذوق داشتم
+ ینی چی؟
- پارسال فک میکردم دکتر شدن خیلی خوبه اما الان میفهمم اونقدرام خوب نیس

#آناتومی زیبا
# پاس خواهم شد یا نه؟ مسئله اینست
یکی از دغدغه های اولیا برای دانش آموزان یافت یک مشاور تحصیلی مناسب هست!
اما خب یه مشاور تحصیلی خوب چه ویژگی هایی داره؟

مشاور خوب همیشه در دسترسه! : اره خوب اگر قراره دانش آموزان از یه مشاور خوب استفاده کنه باید بتونه هر زمانی از طریق تلفن بهش بگه که کمک نیاز دارم! معمولا مشاورین خوب این امکان رو ندارن و چون سرشون شلوغه ترجیح میدن خیلی در دسترس نباشن :(
مشاور خوب خودشم سواد خوبی داره : باید مطمئن شد که مشاور از رزومه کافی برای دریافت مشاوره داره
نون چارکی سه عباسی پنیر سیری دو عباسینون چارکی سه عباسی پنیر سیری دو عباسیآدم مفلس را چو من وا‌میداره به رقاصیشب که می‌رم توی خونه، اکبری به به می‌کنهقاقا می‌خواد نونش می‌دم می‌خوره و اه اه می‌کنهمی‌گه تا کی سر بکنم چادر نماز کرباسی؟روغن سیری چار عباسی پنیر سیری سه عباسیآدم مفلس را چو من وامی‌داره به رقاصیفاطی میون گهواره گشنشه عرعر می‌زنهمادر بچه‌ها می‌ره گهواره را سر می‌زنهمی‌بینه فاطی مشغول سرسری است و دس دسیشیر چارکی چار عبا
سلام
خوبم. همه چیز خوبه.
سالم و سلامتم.
مشکلات کوچک وجود داره که مثل سنگ ریزه های کوچک میمونه. 
من همه مشکلات را حل می کنم.
با آرامش جلو میرم و از زندگیم لذت می برم.
از گذشته تجربیات زیادی دارم.
حالا وقتشه از اون تجربیات استفاده کنم.
کتاب های صوتی موفقیت گوش میدم.
روی تزم کار میکنم.
مقاله میخونم.
خدایا یه بارون قشنگی میباره.
 
ادم دوست داره فقط بشین لب پنجره، چایی بخوره،
و نخوابه.
 
واقعااااااااا بارون قشنگیه.
 
بارون خوبه.
 
بارون رو دوست دارم.
 
امیدوارم جایی دفن بشم که زیر خروارها بارون باشم، همه ش بباره. همه ش بباره. منو یاد بچگیام بندازه.
فاطمه خانوم اومده خونمون
واسه تمرین حفظ قران
ایه ۶۱ سوره بقره است.
بودنش واسه منم خوبه
مرور میکنم.
چند ماهه دیگه به سن تکلیف میرسه، اگه پولم برسه واسش یه چادر مشکی میخرم، خیلی دوست داره.
البته فکر کنم مامان باباش زودتر براش بخرند.
کم کم دارم عادت میکنم به لیلا ،به دغدغه هاش، حساسیتاش، احساستش 
تنها چیزی که الان یکم فقط یه قدم میتونه عقبم نگه داره اینکه
آیا اونم همینقدر حوصله خرج میکنه پایه حرفام؟
نمیدونم ، این یه نکته رو میزارم تو یه گوشه ذهنم و بقول خودم منتظر نتیجه میمونم
میتونه تبدیل به یه دوست خوب بشه خوبه خوب
هیچوقت تو زندگیم ب اندازه ی الان کم نیاوردم هیچوقت . حتی لحظه ای ک داشتن رو جسمش خاک میریختن حتی وقتی ک رفتم تا تو سرد خونه با چشمای بسته ببینمش حتی زانوم خم شد تعادلمو از دست دادم افتادم ولی ب اندازه ی الان کم نیاوردم و این یه واقعیته  
اره این یه واقعیته ک منه احمق دارم ب خودکشی فکر میکنم
همیشه گفتم و میگم ک خودکشی کار ادمای بازنده اس . کسایی ک عرضه ندارن خودشونو جم و جور کنن آره یه واقعیته ک الان دارم ب خودکشی فکر میکنم و در عین حا
قبلاً بهش گفته بودم غم قشنگه. غم نجیبه و اصالت داره. غم باعث می‌شه بیشتر فکر کنی و کمتر حرف بزنی و بغض کنی. هنورم به حرفام معتقدم. هنوزم می‌گم غم خوبه. ولی اندازه داره. مثلاً باید در حد مواقعی که آهنگ طلوع نامجو رو گوش می‌دم بمونه. یا وقتایی که مزایای منزوی بودن رو می‌خوندم. وقتایی که خیره می‌شدم به باریکهٔ نوری که می‌افتاد کف کلاس. یا وقتی اون شعره رو با خودم تکرار می‌کنم یا حتی زمانایی که به صدای ساز دهنی گوش می‌کنم.اما وقتی این مرزو رد کنه
دو روزی هست دانشگاه نرفتم
دیروز سر کلاس ازمایشگاه حالم بد شد و کار به بیمارستان کشید!
امروزم که صبح اومدم پاشم برم دانشگاه دم دسشویی افتادم زمین و گلاب به روتون کلی بالا اوردم.
اومدم بخوابم به قدری حالم بد بود که نمیتونستم بخوابم حتی
پا میشدمم سرم گیج میرفت
در نهایت زنگ زدم سحر اومد پیشم
بعد از اونم زهرا و زهرا و فاطمه :)
من حالم خوب شد!در واقع مشکل اساسی از این بود که نمیتونستم غذا بخورم!همین باعث شده بود حالم بد شه!
بعد .
با بچه ها ناهار خورد
وردی، جادویی جنبلی جهت خوب شدن حال هوا، اگه سراغ دارید خریداریم :|
یعنی بابای ما رو درآوردم.
قشنگ هی از طبقه‌ی دوم به حیاط، نیم ساعت فوقش کاشتن بذر و این چیزا، بارون، دوان داون همه‌ی وسایل رو جمع کردن و دویدن به طبقه‌ی دوم.
نیم ساعت بعد هوا خوبه
و دوباره همه‌ی اون سطر مذکور تکرار می‌شه
نیم ساعت بعد هوا خوبه
و دوباره.
خدایا، به این بنده‌ی بدبختت رحم کن :((
قسمتی از دیالوگهای یک معلم(خودم) ان دانش آموزان در یک روز:
✔ زنگ اول قبل از ورود به کلاس:
مادر: ببخشید خانم.اومدم درس دخترم رو بپرسم. معلم: درسش خوبه، مشکل خاصی باهاش ندارم.مادر: یعنی خوبه دیگه؟ خیالم راحت باشه؟
ادامه مطلب
اما فائقه. 
فائقه ششمه. هر وقت بگه خانم شما خیلی شبیه خانم مهدوی هستین، میفهمم تو ذهنش یه معلم خوبم. 
امروز که رفتم سر کلاس نه رنگ و روش خوب بود نه چشماش.
اولش گفت جسمیه، خوبم خانم ولی نبود. معلوم بود. 
یکم که گذشت، رفت بیرون و برگشت، دوباره که پرسیدم خوبی؟ گفت خانم بعدا باهتون حرف میزنم و من منتظر شدم بشینم پای حرف‌هاش.
.
دستمو انداختم دور گردنش، باهم راه رفتیم و حرف زد.
میدونی من هیچی نداشتم بگم. اصلا غمم شد از حرفش. فقط گوش دادم به ح
اما فائقه. 
فائقه ششمه. هر وقت بگه خانم شما خیلی شبیه خانم مهدوی هستین، میفهمم تو ذهنش یه معلم خوبم. 
امروز که رفتم سر کلاس نه رنگ و روش خوب بود نه چشماش.
اولش گفت جسمیه، خوبم خانم ولی نبود. معلوم بود. 
یکم که گذشت، رفت بیرون و برگشت، دوباره که پرسیدم خوبی؟ گفت خانم بعدا باهتون حرف میزنم و من منتظر شدم بشینم پای حرف‌هاش.
.
دستمو انداختم دور گردنش، باهم راه رفتیم و حرف زد.
میدونی من هیچی نداشتم بگم. اصلا غمم شد از حرفش. فقط گوش دادم به ح
یه حال خوبی دارم. 
هنوز تیم‌مون تکمیل نشده، هنوز درگیر مصاحبه‌های خسته‌کننده و وقت‌گیریم و کلی هنوزهای دیگه. ولی حال‌مون خوبه. می‌دونم باید چی کار کنم، شرکت آرومه، هوا خوبه، اتاقم نورگیره، یه هم‌اتاقی خوب دارم، صدای آب میاد، گلام سبز و خوشحالن و یه شنبه‌ی قشنگ رو شروع کردیم. خیلی قشنگ
#کارنوشت
یه انیمه قشنگ دارم میبینم که هم باحاله هم برای من که با دیدن تلاشاشون یه جورایی انرژی میگیرم خیلیییی خوبه 
اسمش همونطور که از عنوان پیداست my hero academia هست راجع جامعه ای که تقریبا همه توش با یه قدرتی به دنیا میاد که اصطلاحا بهش میگن ه مثلا یکی می‌تونه اجسام کوچیکو بلند کنه یکی نامرئیه و یه پسری به نام میدوریا ایزوکو هست که هیچ ه ای ندارم ولی آرزوشه که قهرمان بشه و ادامه ماجرا که خودتون باید بببنید ^^
میدوریا خیلی گوگولیههههه ^----^ مخصوصا م
والا مملکت نیست
دیوونه خونه هست
 
توی این مملکت دوست پسر شوهر دوست دختر هرچی داشته باشی
 
همیشه یه مشت در به در بدبخت هستن که سخت دنبالتن
 
فکر نکنین دختر هرچی خواهان داشته باشه خوبه.
نه 
برعکس
 
کی حاشیه دوست داره؟
کی دوست داره همیشه اعصابشو یه مشت پسر ابله و مرد طلاق گرفته و ادم خل و چل پر کنن.
 
ونکوور پر از ادم مرفه بی درده که تنها چیزی که ندارن و نمیتونن هم پیدا کنن زن هست.
 
یعنی این مملکت هیچ خیری توش نیست.
 
هیچ.
 
هرجا میری پسرا دنبالتن
شماها بلد نیستین وبلاگهای غیرفعال رو آنفالو کنید؟! آموزش بدم؟ ها؟ یا تنبلین؟!! . یا نکنه واقعا امید دارین بیام اینجا بنویسم؟!خداییش چراا اییینهمه هنوز بازدید داره اینجا؟خوبه حالا اکثرشم دری وریه ، عاقلانه نیست! . هعی ، ، از دست شما.
 
گفت خیلی دوستتون دارم
گفتم خیلی یعنی چقدر 
گفت اندازه یه عشق چهارساله؛ قدر سيگار دوستتون دارم.
یاد چوپانی افتادم که به موسی گفت میخواد موهای خدا رو شونه کنه.جنس دوست داشتنش اینطور بود.
گفت حتی گاهی شبها فکر میکنم شما رو بیشتر دوست دارم یا سيگار رو.
نه روز روزگارش مثل روزه
نه شبهاش رنگ و بوی ماه داره
حواس روزگارش پرت انگار
همیشه توی سینه اش آه داره
 
به روی دلخوشی ها چشم بسته
برا غصه دلی آگاه داره
به هر دشت و دمن خونده فراغی
به لب هاش غزلی جانکاه داره 
 
گمونم دل زلیخایی کشیده 
که دائم سر میون چاه داره
نگارش دیگه بی نام و نشونه
که یکسر حوس بیراه داره
 
به دنبالش جلو چشم رقیبون
سر جنگ با قشون شاه داره
دوچشمونش به راه قاصدک هاست
هوای دلبر دلخواه داره
 
 
سلام1_توقع از ازدواج ،قبل ازدواج بدجور شکل میگیره.
طبع قدرت خیال قوی  هست،توقع قبل ازدواج پای فیلم ها عاشقانه مثل پدر و،حالا اون خوبه ،فیلم های دیگهکم کم هیولا ایجاد می کند.
بیش اندازه نشسته فکر کردید؟؟
امام صادق ع می فرمایئد:یه چیزی خیلی دوست دارید،زیاد یادآوری کنید خراب میشه
2_تعادل روانی کافی برخوردار باشه.
3_آرامش_فردی که انتخاب میشه نبایستی آرامش شما روبهم بزنه بلکه بایستی ارامش تون تقویت کنه
4_ببینید می توانید بهش رحم کنید.خانواده مح
یه مطلب از اُشو خوندم که گفته بود ما آدمها بدبختیهامون جار میزنیم ولی وقتی خوشحالیم اون از همه پنهان میکنیم(حالا دقیقا این جمله اش نبود)؛چند روز دارم بهش فکر می کنم به اینکه من کدوم کار انجام میدم.من به اندازه کافی از هردو با دوستام و کسایی که حس نزدیکی بهشون دارم حرف میزنم  ولی وقت نوشتن بیشتر ازحسهای بدم نوشتم اما تازگی ها حس های خوبی دارم و دلم‌میخواد جار بزنم بگم من حالم خیلی خوبه،بگم همه حس های خوب دنیا توی دل من مثل آب خروشان جریان دار
فکر میکردم زاویه دید کسانی که وارد دانشگاه شدن خیلی جذاب و کامل تره، خیلی روشنتره، خیلی ویژه تره، خیلی دوست داشتنی تر و نزدیک تر و قابل فهم تره،فکر میکردم تفاهم بیشتره ارتباط بهترههنوز نمیدونم ولی حس میکنم  اعتقاد آره ولی دیگه مثل قبل به این چیزا علاقه ندارم! وقتی آقایون تحصیلکرده روشنفکر رو میببنم و هم کلام میشم وحشت زده میشم! با خودم میگم از چه اقشاری وارد دانشگاه شدن، با توانایی یا فقط پول! یعنی نیستن آدم های با شعور روشن فکر ِِ زیبا سی
شعر بهداشت
برای ما بچه ها
یه دوست خوبه بهداشت
باید که دوست خوب و
توی خونه نگه داشت
مسواک و حوله باید
چرا باشه همیشه؟
هرکس اینو بدونه
هرگز مریض نمیشه
قبل از غذا می شوریم
دست و با آب و صابون
تا میکروبا نباشن
کنار سفره مهمون
برای ما بچه ها
یه دوست خوبه بهداشت
دوستی که رو لبامون
گلای خنده می کاشت
وضعیت و حال و روز این روزام طوریه که دلم میخواد برم تو کما و مدت ها بگذره هفته ها،ماه ها،سال ها.
فقط میخوام بگذره و نفهمم چی داره سرم میاد
فقط میخوام درد تموم شه. میدونی. خیلی درد هستش،خیلی
راه تموم شدنش هر چی باشه خوبه فقط میخوام درد تموم شه
این روز ها کلی میخوابیدم که دردو حس نکنم و کابوس میدیدم انگار خیلی خیلی سخته فرار کردن ازش ولی کاش بشه.
شعر آش و دیگچه
دیگچه می خواست آش بپزه
یه آشِ ترش و خوشمزه
عدس آورد؛ لوبیا و ماش
نخودی پرید تو دیگ آش
: منم میام، منم میام
تو دیگچه خیلی خوبه جام»
دیگچه می خواست آش بپزه
یه آشِ رشته خوشمزه
کشکُ آورد با سبزی هاش
نخودی پرید تو دیگه آش
: منم میام، منم میام
تو دیگچه خیلی خوبه جام»
دیگچه می خواست آش بپزه
یه آش دوغ خوش‏مزه
ماست رو آورد با کاسه ‏هاش
نخودی پرید تو دیگ آش
: منم میام، منم میام
تو دیگچه خیلی خوبه جام»
دیگچه خانم جوش آمد
صدایی از توش آمد
:
آسمونم دلش غصه داره.
حق داره هر چی امشب بباره.!

امشب با داداش کوچیکه که ۶ سال ازم بزرگتره!!!.بحثم شد!
بحث ی .و باورم نمیشه که داشتم بلند بلند داد میزدم که مغلطه نکن برادر من.!!!!!
و کی باورش میشه فاطمه ساکت و صبور که سرش یا تو رمانه یا تو گوشی .اینطوری صداشو بندازه رو سرش و بعد خودش با پررویی بگه :کسی که تو بحث و استدلالاش ،منطق کم میاره ،تن صداش رو بیشتر میکنه.!!!
و بابا همینطوری نگام میکرد
شاید به نظر بحث خوبی میومد.ولی من بار اول و آخر
بچه داری با وجود همه شیرینیش، یه سیکل کسالت بار داره؛ از شیر خوردن، باد گلو، بالا آوردن، تعویض لباس، تعویض پوشک، خواباندن. تازه اگه سیکل طی بشه خوبه، گاهی به شدت بهم میخوره، مثلا چندبار پشت سرهم تعویض لباس و .
دوست دارم کار دیگه ای بکنم. دوست دارم یکم راحت و طولانی بخوابم. (بیشتر از ۲ ساعت)
دانلود اهنگ خوبه اخرش بهت رسیدم تورو به دنیا نمیدم بهنام بانی
دانلود کامل خوبه اخرش بهت رسیدم تورو به دنیا نمیدم
دانلود اهنگ جدید بهنام بانی در وبلاگ یک موزیک به نام خوبه اخرش بهت رسیدم تورو به دنیا نمیدم بصورت کامل و با لینک مستقیم 
متن اهنگ بهنام بانی
ادامه مطلب
♫   ♫   ♫   ♫
♫   ♫  NITROMUSIC.IR  ♫   ♫
♫   ♫   ♫   ♫
بدجوری بی تابی داره تا خود صبح بی خوابی داره ای وای از عشقکی میتونه مث تو پا به پای دلم باشه یه جوری دل میتونه با عشق تو بی پروا شهکه اگه هرچی فاصله اس به من و تو اصرار کنه نمیتونه ما دوتارو به دوری وادار کنهعاشق شدن راه با صفایی داره غم و بی قراری دارهدوست داره هر کاری میکنی دل از کارات سر درآرهبدجوری بی تابی داره تا خود صبح بی خوابی داره ای وای از عشقعاشق شدن راه با صفایی داره غم و بی قراری داره
♫   ♫   ♫   ♫
♫   ♫  NITROMUSIC.IR  ♫   ♫
♫   ♫   ♫   ♫
بدجوری بی تابی داره تا خود صبح بی خوابی داره ای وای از عشقکی میتونه مث تو پا به پای دلم باشه یه جوری دل میتونه با عشق تو بی پروا شهکه اگه هرچی فاصله اس به من و تو اصرار کنه نمیتونه ما دوتارو به دوری وادار کنهعاشق شدن راه با صفایی داره غم و بی قراری دارهدوست داره هر کاری میکنی دل از کارات سر درآرهبدجوری بی تابی داره تا خود صبح بی خوابی داره ای وای از عشقعاشق شدن راه با صفایی داره غم و بی قراری داره
این حرفها رو حتما شنیده اید
بابا ول کنید ببین انسان چه چیزهایی اختراع کرده بعد اسلام چی هنوز گیر کرده با پای چپ بره یا با پای راست؟
 
ایا اسلام یا هر دین دیگه به وجود امد که اختراع کنه؟
بله همین اسلام نظرات علمی خود را داره ولی ما کار به این نداریم. باز یک سوال؟
ماشین خوبه؟
اینم سواله اره خیلی خیلی خوبه
حالا اگه بریم یکی رو زیر بگیرم و بکشیم جی؟
وای این خیلی بده و قتل محسوب می شه
پس این خوب و بد رو کی می گه؟
فطری هست !
بله فطری هست ولی خود خدا به پی
کل حقوق های محل کار قبلی رو گذاشتم توی بانک تا وام بگیرم.
کل مبلغ اولین حقوق محل کار جدید رو هم دادم بابت اولین قسط وام.
زندگی خرج داره.
 
+ حالا خوبه اولش یکم بدو بدو کنی پول در بیاری ماشین بخری.
++ ثم ماذا؟( ترم پنج ارشد، همه بچه هایی که کار آزمایشگاهی می کردن و دفاعشون عقب افتاده بود، تیکه کلامشون بود ثم ماذا؟ بعدش چی کنیم. حالا حاج آقا ماشینم خریدی، ثم ماذا؟!( نمی خوام، به جان خودت قسم، ذره ای از این دنیا رو دوست ندارم.))
کل حقوق های محل کار قبلی رو گذاشتم توی بانک تا وام بگیرم.
کل مبلغ اولین حقوق محل کار جدید رو هم دادم بابت اولین قسط وام.
زندگی خرج داره.
 
+ حالا خوبه اولش یکم بدو بدو کنی پول در بیاری ماشین بخری.
++ ثم ماذا؟( ترم پنج ارشد، همه بچه هایی که کار آزمایشگاهی می کردن و دفاعشون عقب افتاده بود، تیکه کلامشون بود ثم ماذا؟ بعدش چی کنیم. حالا حاج آقا ماشینم خریدی، ثم ماذا؟!( نمی خوام، به جان خودت قسم، ذره ای از این دنیا رو دوست ندارم.))
19
تو از کدوم قصه ای که خواستنت عادته
نبودنت فاجعه بودنت امنیته
تو از کدوم سرزمین تو از کدوم هوایی
که از قبیله ی من یه آسمون جدایی
اهل هر جا که باشی قاصد شکفتنی
توی بهت و دغدغه ناجی قلب منی
پاکی آبی یا ابر نه خدایا شبنمی
قد آغوش منی نه زیادی نه کمی
منو با خودت ببر ای تو تکیه گاه من
خوبه مثل تن تو با تو همسفر شدن
منو با خودت ببر من به رفتن قانعم
خواستنی هر چی که هست
تو بخوای من قانعم
ای بوی تو گرفته تن پوش کهنه ی من
چه خوبه با تو رفتن رفتن همیشه رفتن
چه
آنا میگه: خیلی خوبه که گذشتی از مرحله‌ی مقصر دونستن خودت و برگردوندن همه مشکلات عالم به خودت و داری می‌بینی که مشکلات از تو سرچشمه نمی‌گیرن. مسئولیت‌پذیری اینجوری نیست که اشتباهات بقیه رو بندازی گردن خودت و فکر کنی هر اتفاقی بیفته ناشی از اشتباهات توئه. گاهی بقیه اشتباه می‌کنن. اشتباه می‌بینن. اشتباه می‌فهمن. تو مسئول اون اشتباهات نیستی و حق داری عصبانی باشی واسشون. حق داری عصبانی باشی که حقت رو نادیده گرفتن.
فکر می‌کنم گم کردم اون خط ب
پدر و مادر پدرم در قید حیات نبودند. مامان هروقت میرفت خونه مامان بزرگم دو سه روز بمونه بابا به من میگفت مامانت که نیست بچه یتیمم.
بابا اهل ابراز احساسات کلامی و پرحرفی نبود اما با هیچ کس هم اندازه مامان حرف نمیزد. بزرگ تر شدم و فهمیدم آدم برای کسی که دوستش داره همیشه حرف داره
جالبه این مملکت با این همه ثروت، هیچ برکتی نداره.
هر روز هم بیشتر از دیروز داره گسسته میشه.
 
یعنی این چند ماه بگذره و من ازینجا برم، دیگه پام رو اینجا نمیذارم.
 
تو فکر کن هرچی مرد و پسر دور و برت میبینی همه یا مجردن یا طلاق گرفتن.
 
دلیل اینقدر گسستگی، اینقدر تنهایی، اینقدر بی کسی رو تو مملکتی که توش به دنیا اومدی، فرهنگش رو میدونی، و توش بزرگ شدی رو درک نمیکنم.
 
فکر کن سفیدها اینقدر تنهان، پسر گنده چهل سالشه، زندگی ساخته، هر شب سرشو تنهایی می
اینجا داره بارون میاد، یه بارون تند با رعد و برق هایی که آسمون رو روشن می کنه. دیگه هیچ کسی نمی تونه شلیک کنه، هیچ کسی نمی تونه آتیش روشن کنه، پلیس ها و مردم عصبانی جلوی هم نمی تونن زیر بارون بایستن، نمی تونن اسلحه هاشون رو پر کنن و به طرف هم شلیک کنن. بارون جلوی چشماشون رو گرفته نمی تونن سنگ بندازن یا آدم ها رو تعقیب کنن.
پلیس ضد شورش آسمان کار نداره تو پلیسی یا مردم، روی همه یکسان میباره. کاش روی همه جنگ ها بارون می بارید، روی همه عهدنامه ها و ق
من فکر می‌کنم دوس‌داشتن یعنی اینکه باید روزبه‌روز وضع‌ام از دیروز بدتر بشه و هروقت با همه‌ی این بدی‌ها کنار اومدم، یعنی خودمو دوست دارم. سال‌ها تلاش می‌کنم تا به یه دستاوردی نزدیک بشم و وقتی که به اندازه‌ی کافی، تایید و تصدیق اطرافیانم رو جلب کردم، رهاش می‌کنم. می‌خوام بگم که، من بدون اون دستاورد هم خوبم، من رو ببینید لطفا. از تلاش کردن‌ها فراری‌م، از خوب شدن‌ها فراری‌م، می‌خوام به بدترین شکل ممکن خودمو دوست داشته باشم. فرض که امر
واقعا هیچی بدتر از این نیست بعد یک مدت انتظار تلفنتو از دست بدم
دیروز کلا از ساعت ۷ صبح نخوابیدم تا دیشب، دیشب مامانو بردم دکتر برای قندش جلو بیمارستان خواب رفتم خیلیییی خسته بودم
با این که گوشی رو زنگ بود من اصلا صدای گوشی رو نشنیدم☹️
امیدوارم خوبه خوبه خوب باشی و سالم و سلامت
از این به بعد صدای گوشیمو زیاد میکنم که تلفونتو از دست ندم
سلام خدا قوت
دخترم، ۲۲ سال دارم، من وارد یه رابطه رسمی شدم، خانواده هم در جریانند، ۵ سال بزرگتر هستند. تحصیلات یکسان، سطح فرهنگی و اقتصادی تقریبا یکسان.
به شدت مهربون و شوخ طبع هست. ویژگی به شدت چشمگیرش اینه که با اینکه پدرش وضعیت اقتصادی خیلی خوبی داره ولی به هیچ وجه نمیخواد زیر منت و سایه باباش باشه و مستقل داره کار میکنه و هیچ چشم داشتی به مال باباش نداره. یعنی همه برنامه های اقتصادی که برای من گفته رو پس انداز خودش برنامه ریخته نه کمک باب
بسم الله الرحمن الرحیم
+خدا یه جایی بنده هاشو اساسی امتحان میکنه!
توی ارتباط با دیگران.
توی وابستگی ها.
کافیه یه جایی دلت بند و درگیر آدم و آدمهای دیگه ای باشه!
هی دلتنگ تنگ شه براشون، هی به این فکر کنی کنار اوناست که حالت خوبه، با وجود اوناست که حالت خوبه!
یجوری با همونا هی میزنتت،هی بی مهری می بینی و دلت می شکنه هی اشکت میریزه، که قشنگ بفهمی جز خدا هیچکی نیست که واقعا تنهاییهات رو پر کنه.
چقدر فهمیدن این هزینه بر.
چقدر دردناکه‌‌‌
+ و یه روز خوب و پر از فعالیت دیگه تا 6 دانشکده بودم :)واقعا حجم درس، کار و فعالیت های عملی دانشکده خیلی زیاده. منتورینگ و ادیتوری نواریون هم که هست. :| خودمو درگیر یه پروژه پژوهشی هم کردم تو این وضعیت و امتحانای میانترم. ولی من عاشق اینم که وقتی میرسم خونه له له باشم و استخونام از خستگی درد بگیره . اون درده اصن یه مزه خوبی میده. الان که فک میکنم میگم من تا الان غلط زیادی میکردم که میگفتم از خودم راضی نیستم. اونم فقط به خاطر عدم علاقه ام به زبان انگ
سلام
روزها اینقدر گرمه ولی باید وایساد باید با تمام حرف و حدیثا جنگید باید ربات تموم بشه باید پرینتر ساخته بشه باید کانال تحویل گرفته بشه و
این روزا کارم فقط دویدنه  فقط دارم میدوم امروز به خودم اومدم دیدم صبح تا ظهره نشستم بگذرم
ولی تا روتخت بیمارستان بودم به این فکر کردم که دیدی حاج ممد دیدی مردنم زیاد سخت نیست یهو یه بشکن  و یاعلی  ولی کاری که عوض داره گله  چی چی نداره مام گله نداریم شکری خدا
تا چن وقت مجبورم شبا تنها باشم ولی خب  یاد
اینکه آدما میان و میرن تو زندگیت خیلی خوبه از بعضیاشون یادگاری به یاد میمونه از بعضی هم خاطره
اینکه میان و میرن همیشه هست و همیشه هم هر کسی میاد یه روزی میره و این موضوع قطعیت داره چون هر کسی قراره یه درسی به آدم بده حالا اینکه چه درسی و از چه کسی بگیری کلی حرف داره
_________________
راستش حرفم نمیاد :)) دوست داشتین بپرسین بیشتر بگم براتون
میگن شنونده گوینده رو سر ذوق میاره البته اینجا نویسنده رو به ذوق میاره
 
هدیه دادن خیلی خوبه
هدیه گرفتن هم خیلی مزه میده
جفت لذت ها رو طرفین میبرن اگر برای ظاهرسازی نباشه
ولی بازم هدیه به هم نمیدیم
بخیلیم خسیسیم یا هر چی نمیدونم
ولی عادت کردیم شعار بدیم اما واقعیتمون فاصله داره با شعارمون و تحقق شعارهامون
دنیا داره میره
هدیه هیچ کسی رو نمیکشه هدیه بدیم
سلام دوستان 
دختری هستم بیست و چند ساله و مذهبی و محجبه که از نظر زیبایی متوسط هستم، ولی خب خیلی ها هم معتقدن قیافه م خوبه، اندام خیلی خوب و عالی دارم، تیپم هم خیلی خوبه. خونوادم هم از نظر مالی هیچ مشکلی نداره و توی محله ی ثروتمند نشینی هم زندگی میکنیم. 
رشته ی تحصیلیم جز رشته های خیلی سخت مهندسی هست و وضعیت تحصیلیم هم خوبه. دو سالی هست که به یه آقایی توی دانشگاه علاقمند شدم چون همه چیش درست اونی بود که من میخواستم، یعنی قیافه اش، تیپش، مذهبی ب
راستی یه چیزیو نگفتم .
دیروز زن داداش سابق رو دیدم 
خیلی خوشحال بود و تیپ چادری خوشگلی زده بود و خلاصه خیلی به خودش رسیده بود و با یکی از زن های همسایه میرفت خرید ، منم از داخل مغازه دیدمش 
خب دروغ چرا از خوشحال شدنش خوشحال شدم ،همین که روحیه ش خوبه بهتر میتونه به برادرزاده هام برسه و اون هم حق داره عاشقانه ازدواج کنه حتی اگه عمر اون ازدواج کوتاه باشه بازم براش خوشحال شدم و فکر کنم دیگه تو دلم کینه ای نسبت بهش ندارم
 
رفتم نون بخرم دیدم وایساده جلو آینه قدّی و داره با یقه کت کِرِمِش وَرمی‌ره.اومد پیشم و گفت بابت اون روز ببخشین!- کدوم روز؟- همون روز که توو سالن مطالعه بهت گفتم با رفیقم می‌خوام صحبت کنم، لطفا برو سالن مطالعه بالا و تو گفتی سالن مطالعه جای درس خوندنه نه صحبت کردن! بعد من با صدای بلند گفتم کولِت می‌کنم می‌برم بالا و تو گفتی چه طرز صحبت کردنه آقای محترم؟!- شما ببخشین که شرایطتت رو درک نکردم.- نه دیگه! اگه درک نمی‌کردی نمی‌رفتی کتابخونه خوابگاه
۱. با شوهری رفتیم ددر در باغ سبز بم نشون داد :دی [باغ پرندگان] + آیس پک دارک و شیر موز پسته + [+درسته رفته تو پاچم ولی اخلاقت خوبه دیگه که واسش خداروشکر میکنم:دی:* -:آرامش] + کاموا فروشی [+اون کاموا زرده قشنگه -پشمالو اون رنگی ببافم؟]
۲. قدم زدن تو شب و گوش دادن به اهنگای billie [حس میکردم دورم یه هاله از دنیای دیگس یه جای دیگم] [isn't it lovely all alone]
۳. دسکش اندازه بود بالاخره 
یه  پرنده دوست دارهآسمون  آبی باشهروزای خوب خداصاف و آفتابی باشه
 یه  پرنده دوست دارهخوب و مهربون  باشهشب پیش ستاره هاروز تو آسمون  باشه
یه  پرنده دوست دارهتو دلا غم نباشهلبا پرخنده باشهدرد و ماتم نباشه
 یه  پرنده دوست دارهرو  زمین جنگ نباشههمه دل ها شاد باشنهیچ دلی تنگ نباشه
یه  پرنده دوست دارهقفسش باز بمونهاز قفس فرار کنهراحت آواز بخونه
عزیزم!
خوبه که نیستی!
من هنوز قوی نیستم، نه فقط از لحاظ مالی و کاری. من اونقدر قوی نیستم که بتونم گیرایی چشم‌هات رو تحمل کنم، اگه این روزها پیدات بشه و توو چشم‌هام زل بزنی ممکنه قلبم از جاش کنده بشه!
مظاهر.نوشت: عزیزم! من این‌ها رو برای تو می‌نویسم، برای تویی که هنوز وارد زندگیم نشدی، ولی یه روز میای و تنهایی‌هام تموم می‌شه.
نمى دونم چرا دختران زیبایى رو فقط در حالت هاى خاصى درخودشون می یابند .
به نظرم انسان اگه زیبایى خودش رو از زاویه هاى مختلف نتونه ببینه، هنوز تمام خودش رو پیدا نکرده.
زیبایى خودش رو وقتى کثیف و هپلیه
زیبایى خودش رو وقتى موهاى بدنش بلند شدند
زیبایى خودش رو وقتى ناخنهاش بدقواره شدند
زیبایى خودش رو وقتى اندامش شبیه ظرف هاى مادربزرگها چهل تیکه و رنگ و رو رفته و استفاده شدند 
زیبایى خودش رو وقتى خوابالو بیدار شده یا خستگى داره ازش شره مى کنه
زیب
مقدار روزانه ی پیشنهادی یک چهارم تا نصف لیوان از غذای خشک با کیفیت که توی دو نوبت سرو بشه.
توجه داشته باشین که مقدار تغذیه ی سگتون به اندازه، سن ، ساختار بدن، سوخت وساز و میزان فعالیتش بستگی داره.
سگ ها هم درست مثل آدم ها، منحصربه فردن و همه شون به یک اندازه غذا نمیخورن.
لازم به گفتن نیست که سگی که فعالیتش زیاده بیشتر از یه سگ تنبل به غذا نیاز داره.
کیفیت غذایی که میگیرین هم خیلی تاثیر گذاره و هر چی کیفیت بهتر باشه، سگتون بیشتر تغذیه میشه .
Now Is Good 2012 1080p BluRay,تماشای آنلاین فیلم,حالا خوبه,دانلود دوبله فارسی فیلم Now Is Good 2012,دانلود رایگان فیلم Now Is Good 2012,دانلود زیرنویس فارسی فیلم Now Is Good 2012,دانلود فیلم Now Is Good 2012 با دوبله فارسی,دانلود فیلم جدید,دانلود فیلم حالا خونه 2012 با دوبله فارسی,دانلود فیلم خارجی,دانلود فیلم عاشقانه,سایت دوستی ها,فیلم سینمایی حالا خوبه ۲۰۱۲ دوبله فارسی,
ادامه مطلب
از سر شب این آهنگ مانی که توش میخونه : امسال خداکنه دوباره برف بیاد ، توی ذهنم پخش می شد. الان دارم گوشش میدم. پاییز و زمستون سال ۹۳ توی ذهنم مثل فیلم پخش میشه. سالی که پر از شب و ماه بود. درگیر کنکور بودم. یادمه چند روز قبل کنکور با خودم هی می خوندمش این آهنگو. خصوصا هیچ وقت یادم نمیره اون روز صبح که آماده می شدم برم پیش بچه ها توی اون خونه هه که خانم ف اینا برامون گرفته بودن. قرار بود یه شب هم اونجا بخوابیم. خیلی هم سرد بود. میخواستیم درس بخونیم مثل
بزرگی که روزگاری در جایی زندگی کرده، می گردند ببینند چی از خودش بجا گذاشته.
تخت و تاج
اسلحه و لباس
قصر و کاخ
بنا و ساختمان
شکارگاه و مطبخ
ابزار و وسایل شخصی
معشوقه ها و دوست و رفقا
و.
تنها یادگاریی که از هفده هیجده روز حضور خانم فاطمه معصومه سلام الله علیها در قم وجود داره《بیت النور》محل عبادت ایشانه.
-حرم که خوب مزارشون هست-
یه خانم 26 تا 28 ساله مجرد اینقدر عزیز که میشه نیست مگه بخاطر بندگیش.
خوبه زائرین قم به اینجا هم سری بزنن.
هیچ وقت مثل این روزا سيگار نکشیدم!
شاید بهانه و شاید هم نه که دوباره رفتم سمت سيگار تا این شرایط قاراش میش رو تلطیف کنه.
تو محوطه داشتم سيگار پشت سيگار میکشیدم که بنده خدا گفت: مگه این‌جا ممنوع نیست!؟(استفهام انکاری)
گفتم: آش رو با جاش بردن و شما دنبال سيگار منی!
چی بگم والا!
روزگاری به سبب این‌که دانشجوی فلسفه‌ام و اهل فلسفه سيگار می‌کشیدم که راحت‌تر فکر کنم و الان این‌طور!
القصه که حال ما خوب است ولی تو باور مکن.
شاید مسئله یادگیریه. یاد گرفتن چیزای جدید. اینکه می‌تونم دو ساعت بی‌وقفه علوم‌فنون یا ریاضی بخونم و تست بزنم و خسته نشم، اما اقتصاد بعد از یه ربع خسته‌م می‌کنه. سر کلاس خوبه، همون وقتی که معلم داره درس می‌ده. اما بعد که می‌خوام بشینم بخونمشون، عزا می‌گیرم!
+یه جا نوشته بود: طاقت بیار، پاییز داره تموم می‌شه.
اول با خودم گفتم چه فرقی می‌کنه؟ پاییز با زمستون و تابستون چه فرقی داره وقتی که من همونم و شرایط همونه و همه‌چی همونه؟
اما آره، شاید
سلام
خبر خاصی نیست جز دلتنگی های گاه به گاه
همه چیز خوبه خدا رو شکر
دل آدم که قرص باشه،همین خودش یه دنیاس
میشه احساساتو از فرسنگ ها راه حس کرد
هر چیزی راهی داره و ما آدم روزای سختیم، دلتنگی هست ولی دلگیر بودن جایی نداره این وسط، دوست داشتن با همه مشتقاتش قشنگه، دوری هم یکیشه.
راستش دستم به نوشتن نمیره،گاهی فکر میکنم این همه شعر و سخن از عشق جز لاف چیزی نیست.مگه میشه عشق و فریاد زد؟مگه میشه حرفی از این حس عمیق ناب دوست داشتنی زد؟
دلم گرمه،همین م
پارسال این موقع اصلا نمی دونستم که همچین شغلی هم وجود داره! همه چیز از آذر 97 شروع شد!
شغل تولیدمحتوا برای من خیلی وقت بود شروع شده بود و خودم نمی دونستم! ینی اسمشو نمی دونستم اما انجامش می دادم ^_^
مثلا وقتی برای همکلاسی هام انشا می نوشتم و اونام در عوض برام ساندویچ می خریدن
بیل گیتس در سال های خیلی دور در وبلاگ خودش نوشته بود محتوا پادشاه است! واقعیت هم همینه
کارهای زیادی رو می شه با محتوا انجام داد.
خلق مطالب جدید و معرفی محصولات مختلف از نظر من
نمی دونم کار درستی کردم یا نه
باید مثل ادم های دیگه به خودم میگفتم به من چه!
 
دیروز زدم یه نفر با خاک یکسان کردم
نمیخواست بشنوه
 
یه خانوم هست دوست و آشنا نیست فقط میشناسمش
از زندگیش خبر دارم
با افسردگی شدید با یه آقایی آشنا شده
تفاوت طرز فکر در حد زمین و آسمان
فکر کن یه نفر دو کلاس سواد با یه نفر با دکترا
یه نفر با یه نفر خالص
این اقا در طول این یک سال آشناییشون
400 میلیون پول از این خانوم گرفته
بدون اینکه چیزی براش خرج کن
این زن داره تمام پس ا
1)هر موقع سرم زیاد تو گوشی بود مامانم میگفت الهی بسوزه این گوشیت:|
خدای عزیزم هم  که بقیه دعاهای مادرمو درباره ی من تقریبا نادیده میگرفت واسه اینکه دل مامانم نشکنه سریعا این دعاشو بر اورده و کرد گوشی نازنینم  داغان شدبه همین راحتی
خلاصه مراقب دعا های پدر مادراتون باشید
یه هفته ای هست گوشی ندارم و به زور دارم ترک میکنم گوشی  و نت رو ،امیدوارم زود تر درست بشه!
این اتفاق هم دقیق زمانی افتاد که کار فوق واجب با نت داشتم و دارم:|
2)این روزا به این نت
اقا سلام 
این روزا خوبه
ینی نه که اتفاق بدی نیوفتاده
همین خوبه دیگه
راستییی باخدا آشتی کردم نماز میخونم
پاییز و هواش یاد دوسال پیش میندازه منوهمه چیزو یادمه خاطرات و حس هام گریه هام موسیقی ای ک گوش میدادم آرزوهایی ک داشتم
 
واو لعنت به کنکور
هنوزم حس میکنم خرابیی که تو من به وجود اورد.
خوشحالم ک بیشتراز دوسال باهاش درگیر نبودم
بگذریم
اوضاع احوال دانشگاه ب نظر خوب میاد
امروز یکی بهم گل داد  
خل شدم رفت
امیدوارم حالم هرروز بهترباشه و تمرکزم
باید بگم من با عید دیدنی رفتن مخالفم، اجبار به عید دیدنی رفتن که دیگه افتضاحه مامانم در تائید عید دیدنی میگه: "عمت که امروز اومد خونمون آخرین بار پارسال اومده بود ببین چه خوبه عید دیدنی اگه این رسم نبود نمیومد همین بار هم." نکته واسه من اینه که کسی که سالی یکبار میاد خونت اونم فقط بخاطر ادای رسم و رسوم و نشکستن تابو نیاد بهتره آره کسایی که دوست داری رو خوبه باهاشون در ارتباط باشی و حالشونو بپرسی نه کسی که سالی یه بار هم خونشون نمیری. 
همیشه مسائل دور و اطرافم واسم مهم بوده،همیشه سبک و سنگین کردم،همیشه بهش توجه کردم تا در سمت درست وایسم.یه مدت کم آوردم گفتم لق همه چی.تو زندگیتو بکن،به آرزوهات برس.یه مدت به ابتذال کشیده شدم.اما یه فریاد همیشه در گلو هست،یه عقده همیشه در وجودت وجود داره.میرسی به جایی که میگی تو این وضعیت هم باید بگم لق همه چی؟از گل و بلبل واسه خودم بگم؟نمیدونی باید بیای از خوشی بنویسی یا از درونت که داره فرو میریزه،یهو میبینی داره شرمت میاد.
اینجا وب
_بنظرم برادر بزرگتر داشتن یا کوچیکتر اما با اختلاف سنی کم(مثلا ۲ سال) خیلی خوبه.خواهر بزرگتر هم خوبه.کلا اینکه یه فرزند قبل از خودت باشه خوبه ترجیحا برادر : )
اغلب همکلاسی ها و دوستام برخلاف من ، بچه ی اول نیستن.بعد هرچی که میشه میگن "آره به داداشم که گفتم ، گفت فلان" ، "اینجای درسو نمی فهمیدم ، داداشم واسم توضیحش داد" ، "داداشم میگه اگه فلان کارو کنید بهتره" ، "صبحها با داداشم میامهمینجا کارمیکنه/درس میخونه" ، "این درس رو داداشم قبلا پاس کر
این حرفها رو حتما شنیده اید
بابا ول کنید ببین انسان چه چیزهایی اختراع کرده بعد اسلام چی هنوز گیر کرده با پای چپ بره یا با پای راست؟
 
ایا اسلام یا هر دین دیگه به وجود امد که اختراع کنه؟
بله همین اسلام نظرات علمی خود را داره ولی ما کار به این نداریم. باز یک سوال؟
ماشین خوبه؟
اینم سواله اره خیلی خیلی خوبه
حالا اگه بریم یکی رو زیر بگیرم و بکشیم جی؟
وای این خیلی بده و قتل محسوب می شه
پس این خوب و بد رو کی می گه؟
فطری هست !
بله فطری هست ولی خود خدا به پی
توی فیلم میت مام یک جایی تد میگه برای اینکارا پیر شدم. و بارنی برای اینکه نشون بده هیچ کاری نیست ک براش پیر شده باشه و یه لیست از تمام کارهای تینیجری ک ب ذهنشون میرسه تهیه میکنه و تک تکشون رو انجام میده. منم به همین فکر میکردم ک هیچ چیزی نیس ک فکر کنم اوه من برای این پیر شدم. پفک خوردن زاده هام برام لذتبخشه و حتی اندازه ی آنی ده ساله و ایلی هفت ساله کیف میکنم از خوردن پفک . کاری که خواهرم فکر میکنه براش پیر شده برای من اینطور نیست
حالا یکی
یه فحش ترکی هست که بلد نیستم ولی معنیش میشه ریدم دهن اونی که تو رو کاشته تو کس ننه ای که تو رو ریده.
 
خوابگاهه و دیدن اجباری سگ و شغالاش اصن.
ولی واقعا دیگه خز شده قضیه و به تخ همه چی.
دختره ی بیمار روانی که ترم پیش باهام هم اتاق بود داره چوب اخلاقاش رو میخوره.
و حسابی عصبانیه که من حالم عالیه.
در حقیقت زندگی همینه.
ادم باید مسیولیت کا هاش رو بپذیره.
وقتی مثل این ندید بدید ها ترم۲ رل میزنه و حس میکنه خیلی خوبه و الان هم رل میزنه و حس میکنه شاخ تر
خب امروزم داره میگذره و من کارامو انجام میدم. کتابم تموم شد و البته بازخوانی تهشو اول تنبلی کردم اما بعد خوندمش البته سریع. قبلا خونده بودمش و یاداوری شد برام. شاید نباید تند میخوندم اما حوصله ام نیومد. زبانم خوندم الانم دارم باقی کارامو انجام میدم. با خودم شرط بستم هر روزی که کارامو انجام میدم شبش به عنوان جایزه یه قسمت از سریالمو ببینم. فکر میکنی چه سریالیه؟ آنه. خیلی خوبه نمیتونی باور کنی با این که کتابشم خوندم ولی خب خیلی حال میکنم باهاش.
توی زندگی
نیاز نیست خودمون رو جای کسی جا بزنیم
یا غرق بشیم توی شخصیت کسی
تا بخوایم معنا پیدا کنیم.
 
حقیقتش خیلی خوشحالم ازین که عکسای وزنه برداریتو و اون یکی عکسی که کلی گردنت مو داشت رو برداشتی.
میدونی چرا؟
 
چون خودت نبودی.
 
چون تو خود خود واقعیت همون پسر خندونه که دندونای قشنگی داره، چشمای براق و قشنگی داره، لبهای خوشگلی داره.
 
نیازی نیست اینقدر وزنتو کم کنی، لاغر شی، بی رمق و بی فروغ شی،
نیازی نیست عکس یه خواننده یا دی جی یا هرچی رو همه ش
یک ماه دووم آوردم. آفرین به من.
فضای خالی دلتنگی داره؟ انگار داره.
خوشحالم و زندگی با وجود تمام به‌گایی‌ها روی خوشش رو داره نشون میده. امتحان و کوییز و تکلیف داره از روم رد میشه ولی خوبم. خوبم. واقعا. درکم از زندگی تغییر کرده یه ذره. رنگا رو سردتر می‌بینم. بوهای خوش به جای لذت‌بخش بودن بینی‌ام رو میسوزونن. در کل حس میکنم که همه دارن ادا درمیارن و کسی خود واقعیش نیست.
به طور میانگین من حداقل روزی یک ساعت تو خونه رژه میرم و غر میزنم و حرص میخورم.همشم تقصیر خودمه,منی که خیلی زیادتر از جایگاهم مسئولیت قبول کردم چون یکی به جای اینکه مسئولیت پذیرترین باشه,بی‌خیال‌ترین و بی مسئولیت ترینه و فقط از علائم حیات خوردن و نفس کشیدن و سيگار کشیدن رو داره و اون یکی هم حق داره کم کم داره مستقل میشه چرا باید فکرش رو به اینجا مشغول کنه.
اگر سه سال گذشته من n تا مشکل داشتم قطع به یقین امسال بیشتر از 2n مشکل دارم,ولی ولی هر چی بش
عکس آقای خامنه ای

تبلیغات

آخرین مطالب